معز المومنین - ویژه برنامه ولادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) آیت الله مدنی بجستانی

قسمت دوم ویژه برنامه معز المومنین با کارشناسی آیت الله مدنی بجستانی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

عنوان برنامه:معز المومنین - ویژه برنامه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها

تاريخ:    16  01  1402

استاد: آیت الله مدنی بجستانی

مجری: آقای سید مهدی حسینی

مباحث مطرح شده در این برنامه:

ولادت؛ امام حسن مجتبی (علیه السلام)؛ افضلیت امام؛ کتب اهل سنت؛ اهل بیت (علیهم السلام)؛ صلح یا سازش؛ جنگ با معاویه؛ شکاکین

مجری:

 

روزه داران شده قسمت که امشب همگی بر سر سفره مولا حسن افطار کنیم!

بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام، ادب و احترام خدمت همه شما بینندگان عزیز و محترم و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، اسعد الله ایامکم بولایت سیدنا ومولانا ابا محمد حسن ابن علی (صلوات الله علیهما) بسیار خرسندیم از این که این توفیق نصیب مان شد در شب ولادت با سعادت کریم اهل بیت حضرت مجتبی (صلوات الله علیه) می توانیم میزبان نگاه ارزشمند شما عزیزان باشیم و امیدوارم که ما را همراهی بفرمایید با برنامه معز المؤمنین در آستان حضرت امام مجتبی نوکری می کنیم و ان شاء الله بیاموزیم و نام قشنگ را ببریم و کیف کنیم از شنیدن محبتی که الحمدلله در دل مان نسبت به خاندان اهل بیت وجود دارد و خاصه کریم اهل بیت. در خدمت کارشناس محترم آیت الله مدنی هستم ان شاء الله می خواهیم شب ولادت را با کلام ایشان آغاز کنیم و بیاموزیم و ان شاء الله در این آستان مقدس نوکری کنیم حاج آقا سلام علیکم ورحمت الله این عید با سعادت را تبریک عرض می کنم بفرمایید

استاد مدنی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بنده هم سلام عرض می کنم خدمت جنابعالی و همه بینندگان عزیز و گرامی ما عاشقان خاندان عصمت و طهارت در هر کجای دنیا هستند در جوار حضرت فاطمه معصومه دعا گویشان هستیم و عرض ارادت و سلام داریم. تبریک و تهنیت عرض می کنیم ولادت سراسر سعادت حضرت امام مجتبی. امشب نورٌ علی نور و ضیافةٌ فی ضیافه است. در ضیافت الله هستیم و بر سر سفره امام حسن مجتبی هم مهمان هستیم

مجری:

چه بالاتر از این؟ همان طور که دیشب هم عرض کردم اصلا رمضان واژه کریم را گویا از امام حسن به امانت گرفت و رمضان الکریم شده است.

استاد مدنی:

اگر توجهی بشود به اندازه یک لحظه فکر کنیم در آن گسترده شفاعت حضرت امام حسن مجتبی (علیه الصلاة والسلام) می بینیم امشب چه سفره شفاعت و کرامتی پهن شده است؟ فقط به یک روایت اشاره کنم که پیغمبر اکرم می فرماید هر چشمی که بر حسنم بگیرید روز قیامت گریان وارد محشر نخواهد شد. فقط توجه کنید چه چشم های به برکت اشک بر امام حسن شفاعت شامل شان می شود و در آن دنیای پر خوف و خطر در امن و امان هستند.

بنابراین امشب مهمان کریم اهل بیت هستیم به حقیقته و شفاعت و کرامت گسترده آن حضرت شامل همه دوستان شان شده است امیدواریم به کامل ترین وجه شامل همه بینندگان عزیز و اردتمندان به آن ساحت قدسی بشود.

مجری:

...در زیبایی و ضیافت ماه مبارک رمضان به قول شما مهمان این سفره بزرگ هستیم و خدا را شکر این نعمت را خدا به ما داده و این ولایت و محبت در دل ما است. می خواهیم یاد بگیریم و بیاموزیم هر چه از سفره کرم و بزرگواری حضرت مجتبی بگوییم کم است و وقت کم می آوریم. اما شما با چه موضوعی می خواهید آغاز کنید و به چه بخشی از وجود نازنین امام حسن بپردازیم؟

استاد مدنی:

من با بعضی از فضائل امام مجتبی (علیه الصلاة والسلام) از کتب برادران اهل سنت مان شروع می کنم. شاید عزیزان شیعه سوال کنند چرا از کتب اهل سنت؟ علت این که این فضائل را از کتب برادران و محدثین اهل سنت انتخاب کردم در شیعه جزء ضروریات مذهب ما است که امام مجتبی حجت الهی و امام است. اعتقاد به او موجب نجات است انکار مقام او موجب عذاب و مخالفت با او معصیت خدای متعال است. این برای شیعه جزء ضروریات است می خواهم با استناد به این احادیثی که برادران اهل سنت مان نقل کردند نگاهی بیاندازیم بگوییم آن ها هم چاره ای ندارند مگر این که به این واقعیت اعتراف کنند که امام حسن مجتبی کسی است که مخالفت با او معصیت و گناه خدای متعال است.

اطاعت از او همانند اطاعت از پیامبر اکرم و اطاعت از فرامین خدای متعال به عنوان حجت خدا واجب و لازم است. تنها نمی توانند با واژه محبت از کنار مسائل بگذرند بگویند ما دوست داریم نه تنها با دوست داشتند مسئله تمام نمی شود. فضیلتی که همه بینندگان ما بارها شنیده اند با هم می خواهیم تأمل کنیم.

نسائی در سنن کبری، جلد 7، صفحه 460؛ ترمذی در سنن ترمذی، جلد 5، صفحه 656؛ احمد حنبل در فضائل الصحابه، جلد 2، صفحه 771 بقیه اش را نمی خوانم خیلی مفصل است گمان نمی کنم برادر یا خواهر اهل سنتی باشد با حدیث آشنا باشد و با این روایت آشنا نباشد. یکی از راوی ها ابو سعید خدری است می گوید:

«قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَم الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص771

اما یک تأملی بکنیم حسن و حسین سرور و آقای همه جوانان اهل بهشت هستند. اولاً بهشت کجا است؟ بهشت یعنی آن آخرین منزلگاهی که همه خوبان عالم در او جمع هستند از آدم تا آخرین نفر که حجت آخر خدا است. پس مجمع همه خوبان عالم است کسی از خوبان عالم نیست که آن جا نباشد.

 نکته دوم: در بهشت همه جوان هستند پیر در بهشت نداریم روایت از برادران اهل سنت است مسند دارمی، جلد 3، صفحه 1866 ابو هریره از پیامبر نقل می کند

«عن أبي هُرَيْرَةَ عن النبي صلى الله عليه وسلم قال أَهْلُ الْجَنَّةِ شَبَابٌ جُرْدٌ مُرْدٌ كُحْلٌ لَا تَبْلَى ثِيَابُهُمْ ولا يَفْنَى شَبَابُهُمْ»

سنن الدارمي؛ اسم المؤلف: عبدالله بن عبدالرحمن أبو محمد الدارمي الوفاة: 255، دار النشر: دار الكتاب العربي - بيروت - 1407، الطبعة: الأولى، تحقيق: فواز أحمد زمرلي , خالد السبع العلمي، ج2، ص431 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

آن ها جوانانی هستند که هیچ وقت جوانی شان از بین نمی رود. بینندگان عزیز این نکات را کنار هم بگذارند پس همه خوبان عالم در بهشت هستند همه اهل بهشت جوان هستند پیری ضعف و نقص است مال دنیای مادیت است آن جا نیست. در مجمع خوبان عالم که همه جوان هستند سرور جوانان بهشت امام حسن و امام حسین هستند.

معنای این چه می شود؟ معنا این یعنی از همه اولین و آخرین برتر و بالاتر حسن و حسین هستند جواب این بحث داده می شود در بحث های که زیاد مطرح می شود در میان صحابه چه کسی افضل است؟ بحث های مطرح کردند آدم های مطرح کردند اسم های مطرح کردند که با این جایگاه قابل مقایسه نیستند. وقتی پیامبر می گوید «سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ» نه در صحابه، نه در تابعین، نه در مسلمین اولین و آخرین را که جمع کنید نخبه تمام خلق را جمع کنید و همه شان در حالت شباب هستند سرور این شباب حسن و حسین هستند.

بنابراین افضیلت امام حسن بر تمام خلق خدا غیر از پیامبر اکرم و پدر بزرگوارشان امیر المؤمنین ثابت می شود. این استثناء هم در خود روایت است یک روایت از سنن ابن ماجه بخوانم راوی عبد الله ابن عمر می گوید:

«قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَم»

این جا «وسلم» دارد واله ندارد.

«الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَبُوهُمَا خَيْرٌ مِنْهُمَا.»

سنن ابن ماجه؛ اسم المؤلف: محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني الوفاة: 275، دار النشر: دار الفكر - بيروت -  - ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص118

پدر بزرگوارشان امیر المؤمنین بهتر از آن ها است. پس این حدیث عرض کردم همه مسلمین قبول دارند بیانگر افضلیت حضرت امام حسن مجتبی بر همه خلق مِنّ اولین والآخرین غیر از پیامبر اکرم و پدر بزرگوارش امیر المؤمنین (علیه الصلاة والسلام) است. خیلی از بحث ها و جواب خیلی از شبهات داده می شود.

یکی از آن شبهات این است که می شود این امام را گذاشت در جایی که این امام حضور دارد در خانه دیگران رفت؟ دین را از دیگران فرا گرفت؟ حکومت را به دست دیگران داد؟ تبعیت را از دیگران کرد؟ تکلیفش این جا واضح می شود. گاهی یک واقعیتی را می گوییم ولی ملتزم به لوازمش نمی شویم آن چه که من خواستم بگویم این فضیلتی است که البانی به صحت این طریق حکم می کند. یعنی هیچ شبهه ای در طریق و سند نیست مضمونش هم عرض کردم دلالت بر افضیلت امام حسن می کند و جواب خیلی از شبهات را می دهد.

دومین فضیلت: باز در کتب متعدد برادران اهل سنت از جمله در مستدرک حاکم نیشابوری، جلد 3، صفحه 181 «حدیثٌ صحیحٌ علی شرط شیخین» در جامع الأحادیث، در کنز العمال حتی ذهبی هر جا بوی طرفداری از اهل بیت بیاید نسبت به او حساسیت دارد این حدیث را می گوید صحیح است و در آن خدشه ای نیست. یک راویش ابو هریره است.

«عن عبد الرحمن بن مَسْعُودٍ عن أبي هُرَيْرَةَ قال خَرَجَ عَلَيْنَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَمَعَهُ حَسَنٌ وَحُسَيْنٌ هذا على عَاتِقِهِ وَهَذَا على عَاتِقِهِ وهو يَلْثِمُ هذا مَرَّةً وَيَلْثِمُ هذا مَرَّةً حتى انْتَهَى إِلَيْنَا فقال له رَجُلٌ يا رَسُولَ اللَّهِ انك تحبهما فقال من أَحَبَّهُمَا فَقَدْ أحبني وَمَنْ أَبْغَضَهُمَا فَقَدْ أبغضني»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص440، ح9671

«خرج علينا رسول الله صلى الله عليه وسلم ومعه الحسن والحسين هذا على عاتقه وهذا على عاتقه وهو يلثم هذا مرة وهذا مرة حتى انتهى إلينا فقال له رجل يا رسول الله إنك تحبهما فقال نعم من أحبهما فقد أحبني ومن أبغضهما فقد أبغضني هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص182، ح4777

«خَرَجَ عَلَيْنَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَمَعَهُ أالحَسَنٌ وَالحُسَيْنٌ هذا على عَاتِقِهِ وَهَذَا على عَاتِقِهِ»؛ پیغمبر بیرون آمد امام حسن را روی یک شانه و امام حسین را یک شانه گذاشته بود «وهو يَلْثِمُ هذا مَرَّةً وَيَلْثِمُ هذا مَرَّةً»، یکبار این را می بوسید و یک بار او را می بوسید.

«حتى انْتَهَى إِلَيْنَا» تا به ما رسید «فقال له رَجُلٌ يا رَسُولَ اللَّهِ انك تحبهما»؛ یا رسول الله تو حسن و حسین را دوست داری؟ پیامبر جواب داد: «فقال نَعَمْ من أَحَبَّهُمَا فَقَدْ أحبني وَمَنْ أَبْغَضَهُمَا فَقَدْ أبغضني»؛ هر کس این دو را دوست بدارد من را دوست داشته و هر کس با این ها دشمنی کند با من دشمنی کرده است.

 روایت واضح است سوالی که بی پاسخ می ماند و باید پاسخش بدهیم این که آیا آن های که با امام حسن مجتبی جنگیدند این ها او را دوست داشتند یا دشمن داشتند؟ آن های که مسموم کردند و به این مسمومیت هم افتخار کردند دوست داشتند یا دشمن داشتند؟ آن های که بدن مطهرش را تیر باران کردند شب ولادت است نمی خواهیم ذکر مصیبت بشود.

مجری:

می خواهیم ذکر حقیقت بشود

استاد مدنی:

 اما می خواهیم این نکته را روشن کنیم گاهی حرفی می گوییم ولی نمی خواهیم پای این بایستیم «مَنْ أَبْغَضَهُمَا فَقَدْ أَبْغَضَنِي‏»؛ دشمن این ها دشمن رسول الله است تکلیف بهشت و جهنم خیلی ها روشن می شود. با این روایت که عرض کردم کسی تردیدی در سندش نکرد دلالتش هم واضح است تکلیف روشن می شود و بدانیم اگر می گوییم دوست شان داریم دوستی لوازمی دارد نمی توانیم امام حسن مجتبی را دوست داشته باشیم و آن کسی هم که با امام حسن مجتبی جنگیده را هم دوست داشته باشیم، بعد از این که او قیام به خلافت کرد او را از خلافت بر کنار و خانه نشین کرده و نهایتاً مسموم کرده او را هم دوست بداریم و با او هم موالات داشته باشیم!

سومین و آخرین فضیلت از فضائل الصحابه احمد ابن حنبل، جلد 2، صفحه 685 روایت مفصل است من کوتاهش را عرض می کنم روایت متعدد ذکر شده است، در سنن ترمذی، جلد 5، صفحه 699 این روایت آمده است باز البانی در ذیلش تصریح می کند که سند صحیح است هیچ مشکلی ندارد معجم کبیر طبرانی و دیگران نقل کردند. خلاصه کوتاه این روایت این است:

«عن أُمِّ سَلَمَةَ أَنَّ النبي صلى الله عليه وسلم جَلَّلَ على الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَعَلِيٍّ وَفَاطِمَةَ كِسَاءً ثُمَّ قال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَخَاصَّتِي أَذْهِبْ عَنْهُمْ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِيرًا فقالت أُمُّ سَلَمَةَ وأنا مَعَهُمْ يا رَسُولَ اللَّهِ قال إِنَّكِ إلى خَيْرٍ قال هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ وهو أَحْسَنُ شَيْءٍ رُوِيَ في هذا وفي الْبَاب»

الجامع الصحيح سنن الترمذي؛ اسم المؤلف: محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي الوفاة: 279، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، چ5، ص699

متن را که می خوانم از کتاب سنن ترمزی است.

«عن أُمِّ سَلَمَةَ» ام السلمه می گوید: «أَنَّ النبي صلى الله عليه وسلم جَلَّلَ على الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَعَلِيٍّ وَفَاطِمَةَ كِسَاءً»؛ پیغمبر اکرم عبای خودش را روی سر حسن و حسین، علی و فاطمه پهن کرد، یک عبای روی سر این ها انداخت «ثُمّ قَالَ» این مختصر حدیث معروف کساء است «اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَخَاصَّتِي»، خدایا این ها اهل بیت من هستند این ها خاصّان و ویژگان من هستند. «أَذْهِبْ عَنْهُمْ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِيرًا»؛ خدایا پلیدی را از این ها بر طرف کن آن ها را پاک و پاکیزه قرار بده.

«فقالت أُمُّ سَلَمَةَ وأنا مَعَهُمْ يا رَسُولَ اللَّهِ»، ام السلمه، ام المؤمنین است شخصیت خیلی ارزشمندی است گفت من هم با این ها هستم؟ پیغمبر در این روایت نفرمود تو هم از این ها هستی فرمود: «إِنَّكِ إلى خَيْرٍ» تو خوب هستی!

«قال هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ وهو أَحْسَنُ شَيْءٍ رُوِيَ في هذا وفي الْبَاب» سوال من از بعضی از عزیزان مان این است پیغمبر این دعا کرد این دعا مستجاب شد یا نشد؟ آیه شریفه می گوید:

(إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)

خداوند فقط می ‌خواهد پليدی و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

سوره احزاب (33): آیه 33

پس دعا مستجاب شد.

مجری:

مگر می شود دعای پیامبر شخص اول عالم مستجاب نشود؟

استاد مدنی:

این دعای مستجاب رسول اکرم که به تصریح قرآن مستجاب شده است پس هرگونه رجس و پلیدی بر طرف شده است و می دانیم که گناه و معصیت مهم ترین رجس، پلیدی و نا پاکی همین گناه است؛ چون همه پلیدی های دیگر با آب پاک می شوند آن رجس واقعی گناه است پس (لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ) هرگونه پلیدی را خدا از این ها بر طرف کرده است و معصیت و گناه در حیطه آن ها نیست.

 برگردیم ببینیم حضرت امام حسن را همه نقل کردند وقتی که کس دیگری را بالای منبر رسول الله دید وارد مسجد شد فرمود:

«انْزِلْ عَنْ مِنْبَرِ أَبِي‏»

این منبر مال پدر من است از آن جا پایین بیا!

تاريخ المدينة المنورة؛ اسم المؤلف:  أبو زيد عمر بن شبة النميري البصري الوفاة: 262هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت  - 1417هـ-1996م، تحقيق: علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان، ج 2، ص 11

در زمان پدرش امیر المؤمنین یک یک سرباز فداکار در همه جنگ های امیر المؤمنین بود از جمله در جنگن صفین بعد از پدر بزرگوارش ادعای خلافت کرد با او بیعت کردند قاضی تعین کرد، والی تعیین کرد لشکر مهیا کرد. این ها معصیت، گناه و خطا بود یا صحیح و درست بود، اگر صحیح و صریح آیه قرآن بود اگر به صریح آیه قرآن هرگونه خطا و پلیدی از او بر طرف شده است این اعمالش درست بود. آن های که در مقابل ایشان موضع گرفتند و مخالفت کردند اعمال شان چطور است؟ تکلیف همه مسائل روشن خواهد شد. من گمان می کنم به برکت این شب مبارک عزیزانی که می شنوند نه از زبان این بنده کوچکِ ناقص از زبان پیامبر اکرم که این فضایل را می گوید آن های که این ایمان را دارند قلب های مبارک شان نورانی تر و ثبات شان بیشتر می شود. و آن های که تا حالا به این فکر نکردند بارها این حدیث را شنیدند و لوازمش را فکر نکردند فکر کنند به نظر من امشب نگاه مرحمت آمیز امام مجتبی دل های آن ها را مهمان کند و مسیر زندگی آن ها را نور جدید ببخشد.

مجری:

خیلی عالی هم فضیلت های بسیار ارزشمندی بود و هم ویژگی مثبتش این بود که از این فضیلت ها چه استدلال های مثبت و خوبی ایجاد شد و ما یاد گرفتیم 

روزی از دست علی خوردم و از خان حسن * و از آن روز شدم بی سر و سامان حسن * بر جبینم بنویسید مسلمانِ حسن

 (میان برنامه)

مجری:

چه دلچسب است صوت ربناهای دم افطار * ولی در نیمه ماهش نوای دیگری دارد

خرسندیم و مفتخر به این که در نیمه ماه مبارک رمضان در شب ولادت با سعادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجبتی (صلوات الله علیه) با ویژه برنامه معز المؤمنین میزبان نگاه ارزشمند شما عاشقان و شیعیان و محبان امیر المؤمنین و اهل بیت هستم.

در خدمت حضرت آیت الله مدنی هستیم بفرمایید این فضیلت های ارزشمند را گفتیم و استدلال های که صورت گرفت یک ماجراهایی که بعد از آن وجود دارد بحث صلح امام حسن جزء مواردی است می شود گفت به صورت شبهه شاید مطرح می شود چون بارها دلیل این امر پاسخ داده شد ضمن این که در نگاه اول ما در مقابل حجت خدا، عقل و فهمی به آن اندازه هیچ وقت نخواهیم داشت که بخواهیم دلیل اصلی را شاید حتی متوجه بشویم. اما این را می دانیم که دلایل متعددی دارد و برای ما ذکر شده است خواهش می کنم پیرامون این موضوع صحبت کنید.

استاد مدنی:

اولین مطلبی که راجع به تصمیم گیری تاریخی حضرت امام مجتبی باید بدانیم ببینیم که آیا حضرت امام حسن (علیه الصلاة والسلام) صلح کردند یا سازش کاری کردند؟ کلمات بار معنایی خودشان را دارند در تعبیر قرآنی یک تعبیر مداهنه داریم و یک تعبیر مصالحه داریم. آن چه که ما در زبان فارسی به آن سازش کاری می گوییم کنارش یک رنگ و بار منفی دارد این یک معنا است که به تعبیر قرآن مداهنه نامیده می شود.

(وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيدْهِنُونَ)

آنها دوست دارند نرمش نشان دهی تا آنها (هم) نرمش نشان دهند (نرمشی توأم با انحراف از مسير حق)!

سوره قلم (68): آیه 9

و یک معنای صلح و مصالحه داریم که در تعبیر قرآن می گوید: (وَالصُّلْحُ خَيرٌ) این دو تا را تفکیک کنیم بعد به صحنه تاریخ بیاییم ببینیم امام حسن صلح کرد یا سازش کاری کرده است؟ در مداهنه اصول زیر پا گذاشته می شود از مرز تکلیف عبور می شود تکلیف زیر پا گذاشته می شود برای این که به بعضی از منافع برسیم، فراوان داریم چهره های که از پشت سر امیر المؤمنین رفتند و گفتند: «طَعامُ مُعاوِیةَ أَدْسَمُ» سفره معاویه چرب تر است نماز علی بهتر است ما سر سفره معاویه می رویم این مداهنه است. یعنی حق را می دانیم اما آن طرف می رویم آن های که امام حسین را در کربلاء و در عاشوراء تنها گذاشتند تصریح کردند اسامی بعضی الان جلوی چشمم است سینه مبارک امام حسین را بوسیدند گفتند این بوسگاه پیامبر است تقاضا کردند که امام شفیع آن ها بشود اما راضی شدند که این سینه مبارک زیر سُم اسب ها خرد بشود این مداهنه است یعنی از اصول و تکلیف گذشتن تا بعضی از مشکلات دنیایی را حل بکنند.

اما معنای مصالحه وقتی نمی توانیم به آن هدف اصلی برسیم امکانات اجازه نمی دهد، قدرت و شرایط به ما اجازه نمی دهد با دشمن مان در یک چارچوبی توافق می کنیم بدون این که از هیچ اصلی عقب نشینی کنیم. ببینیم در صحنه تاریخ حضرت امام مجتبی با معاویه چه برخوردی کردند؟ در سراسر این جریان می بینید لحظه به لحظه امام مجتبی بر آن خطوط اصلی پا فشاری می کند هیچ وقت امام مجتبی، معاویه را نپذیرفت این نکته بسیار مهمی است.

گاهی گمان می شود مثلاً حضرت حتی برای یک لحظه او را به خلافت پذیرفته باشد خیلی جالب است بعضی از نکات را عرض می کنم و بعضی از متون را می خوانم ببینید هرگز امام مجتبی از آن خطوط اصلی خودش عقب نشینی نکرد در کتاب احتجاج طبرسی و در کتاب های دیگری هم آمده است مرحوم مجلسی در بحار الأنوار، جلد 44، صفحه 22 این روایت را نقل می کند که جنگ با فرار لشکر امام حسن ناکام و نافرجام به پایان رسید.

 در کوفه معاویه آمد امام مجتبی هم آمدند آن جا معاویه صحبتی کرد به عنوان مقدمه ای که حالا می خواهد صلح نامه امضاء بشود گفت حسن ابن علی اعتراف کرد که من اولای به خلافت هستم و او شایسته خلافت نیست و این جلسه منعقد شد برای این که این مصالحه را امضاء کنیم.

«قَامَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام»

حضرت به پا خواست

«فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ»

حمد و ثنای خدا گفت

«ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ مُعَاوِيَةَ زَعَمَ أَنِّي رَأَيْتُهُ لِلْخِلَافَةِ أَهْلًا وَ لَمْ أَرَ نَفْسِي لَهَا أَهْلًا فَكَذَبَ‏ مُعَاوِيَة»

معاویه گمان می کند که او اهل خلافت است و من او را اهل خلافت می دانم و خودم را اهل نمی دانم دقت کنید یک لشکری شکست خورد یاران بی وفا او را در مقابل دشمن تنها گذاشتند امروز در چنگال یک دشمنی است که مسلط است و لشکر او به همه نوع بر او احاطه دارد. ذره ای ترس، ذره ای لرزش و ذره ای مداهنه ابدا «وَ كَذَبَ مُعَاوِيَةُ» معاویه دروغ می گوید

«أَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِالنَّاسِ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ عَلَى لِسَانِ نَبِيِّ اللَّهِ»

من بر اساس قرآن و بر اساس فرمایش رسول اکرم اولی هستم.

«وَ أُقْسِمُ بِاللَّه‏»

 تقاضا می کنم عزیزان بیننده ما این صحنه را مجسم کنند از این بیان از امام مجتبی معذرت می خواهم ولی در تاریخ هر جا سلطانی در مقابل سلطان دیگر شکست خورد سلطان شکست خورده را جلوی سلطان پیروز آوردند گاهی به سجده افتادند گاهی به خاک افتادند پا بوسی کردند چرا؟ چون دشمن مسلط است. از لحاظ ظاهری همین است یعنی لشکر امام مجتبی خیانت کرده و او را تنها گذاشتند لشکر دشمن او را احاطه کرده است این در موضع یک فرماندهی است که به واسطه بی وفایی دوستانش ظاهراً شکست خورده است او در مقام فرماندهی است که لشکرش با قدرت مسلط هستند اما بیان امام را ببینید «وَ كَذَبَ مُعَاوِيَةُ» معاویه دروغ گفته

«فَأُقْسِمُ بِاللَّهِ لَوْ أَنَّ النَّاسَ بَايَعُونِي وَ أَطَاعُونِي وَ نَصَرُونِي لَأَعْطَتْهُمُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ الْأَرْضُ بَرَكَتَهَا وَ لَمَا طَمِعْتَ فِيهَا يَا مُعَاوِيَةُ»

به خدا قسم اگر مردم من را یاری می کردند با من بیعت می کردند و اطاعت می کردند آسمان برکاتش را نازل می کرد، زمین برکاتش را استخراج می کرد و هرگز تو معاویه طمع در خلافت نمی کردی. بعد حضرت مثال می زند چون می خواهم در وقت صرفه جویی بشود ترجمه ادامه روایت را می خوانم. می فرماید:

«حَتَّى يَرْجِعُوا إِلَى مِلَّةِ عَبَدَةِ الْعِجْلِ»

این ها به سرنوشت گوساله پرست های بنی اسرائیلی بر گشتند این تعبیر، تعبیر خیلی تندی است یعنی تو گوساله بنی اسرائیل هستی و این ها تسلیم تو شدند.

«وَ قَدْ تَرَكَ بَنُو إِسْرَائِيلَ هَارُونَ وَ اعْتَكَفُوا عَلَى الْعِجْلِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ أَنَّ هَارُونَ خَلِيفَةُ مُوسَى»

بنی اسرائیل سراغ گوساله رفتند و هارون را رها کردند

«وَ قَدْ تَرَكَتِ الْأُمَّةُ عَلِيّاً علیه السلام وَ قَدْ سَمِعُوا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم يَقُول‏ لِعَلِيٍّ علیه السلام أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى غَيْرَ النُّبُوَّةِ فَلَا نَبِيَّ بَعْدِي»

بعد حضرت مثال می زند می گوید این البته در خصوص من و پدرم علی نیست خود رسول اکرم

«وَ قَدْ هَرَبَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم مِنْ قَوْمِهِ وَ هُوَ يَدْعُوهُمْ إِلَى اللَّهِ حَتَّى فَرَّ إِلَى الْغَارِ وَ لَوْ وَجَدَ عَلَيْهِمْ أَعْوَاناً مَا هَرَبَ مِنْهُمْ»

پیامبر اکرم هم از مکه به غار فرار کرد و به مدینه هجرت کرد چرا؟ چون یاری نداشت اگر یاری می داشت مقاومت می کرد.

«وَ لَوْ وَجَدْتُ أَنَا أَعْوَاناً مَا بَايَعْتُكَ يَا مُعَاوِيَةُ»

من اگر یاران با وفایی داشتم هرگز با تو بیعت نمی کردم ادامه می دهد می فرماید:

«وَ كَذَلِكَ أَنَا وَ أَبِي فِي سَعَةٍ مِنَ اللَّهِ حِينَ تَرَكَتْنَا الْأُمَّةُ وَ بَايَعَتْ غَيْرَنَا وَ لَمْ نَجِدْ أَعْوَاناً»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج2، ص289

من و پدرم امیر المؤمنین در این که امیر المؤمنین حکمیت را پذیرفت و من این مصالحه را امضاء می کنم از جانب خدا معذور هستیم برای این که یاور نداریم. بیان، بیان خیلی کاملی است یعنی ما در اصول مان هیچ تردیدی نداریم هیچ تنازلی نکردیم کما کان تو را باطل می بینیم و خودمان را هم بر حق می بینیم این صلح است این سازش کاری نیست. نمونه های دیگر فراوانی هم داریم اگر فرصتی شد ان شاء الله عرض خواهم کرد.

مجری:

خیلی عالی، جریان خیلی کاملی هم بود یک تعبیر خیلی خوبی را به کار بردید آن این که سازش کاری وقتی صحبت می شود از نظر معنایی بیشتر بُعد منفی می گیرد اما این جا متوجه شدیم که چقدر این تفاوت می تواند وجود داشته باشد.

 (میان برنامه)

مجری:

 خیلی ممنونم که ما را در ویژه برنامه معز المؤمنین همراهی می کنید. ماجرای بعدی را از زبان آیت الله مدنی بشنویم بفرمایید موضعی که حضرت امام حسن مجتبی (صلوات الله علیه) بعد از این صلح گرفتند چه بود و چگونه گذشت؟

استاد مدنی:

ابتدائاً کوتاه عرض کنم چرا قصه صلح واقع شد قبل از این که حضرت به طرف جنگ با معاویه حرکت کنند در کوفه سخنرانی کردند در آن جریان که در بحار الأنوار، جلد 44، صفحه 45 ذکر شده است و در کتب تاریخی دیگر هم آمده است حضرت در بالای منبر قسم خورد فرمود:

«فَايْمُ اللَّهِ لَا تَرَوْنَ فَرَجاً أَبَداً مَعَ بَنِي أُمَيَّةَ»

مردم شما خوشی با بنی امیه نخواهید داشت.

«وَ اللَّهِ لَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ»

بنی امیه شما را مثل فرعون که بنی اسرائیل را عذاب می داد شکنجه خواهد کرد مقاومت کنید به صحنه بیایید دوازده هزار نفر بیعت کردند حضرت آن ها را به نخیله که محل لشکرگاه بود فرا خواند چهار هزار حاضر شدند. دوباره امام به کوفه بر گشت سخنرانی کرد از آن ها طلب یاری کرد یک عده ای به نخیله آمدند حضرت حرکت کرد. لشکری که حرکت کرد و در مقابل لشکر معاویه ایستاده فقط ترکیب این لشکر را عرض می کنم فکر می کنم همه بینندگان عزیز ما خودشان نتیجه گیری کنند بدون این که ما وارد نتیجه گیری بشویم آن چه که مسلم است و تاریخ نشان می دهد لشکر امام حسن (علیه الصلاة والسلام) یک گروه شان خوارجی بودند که با معاویه هم مخالف بودند که برای جنگ با معاویه در کنار لشکر امام حسن (علیه الصلاة والسلام) قرار گرفتند.

لذا همین ها وقتی که در صحنه جنگ حاضر شدند یک دفعه به خیمه امام حسن حمله کردند حتی فرشی زیر پای امام بود از زیر پای حضرت کشیدند شعارشان این بود این شعار مهم است

«أَ شْرَكْتَ يَا حَسَنُ كَمَا أَشْرَكَ أَبُوكَ مِنْ قَبْل‏»

تو مشرک شدی همان طور که پدرت علی قبلاً مشرک شده بود.

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج44، ص45 و 47

دقت کنید که این شعار، شعار خوارج بود خوارج مدعی بودند و اظهار می کردند که علی ابن ابی طالب با پذیرش تحکیم و حکمیت مشرک شده است. این نشانگر آن جایگاه، فکر و عقیده آن ها بود. وقتی حضرت به مدائن آمدند در ساباط مدائن به حضرت حمله کردند تعبیر و شعاری که می داد گفت:

«کفرَ والله الرجل»

این مرد کافر شده است. گناه را نوع مسلمین موجب کفر نمی دانند این خوارج هستند که می گویند گناه کبیره موجب کفر است. «کفرَ والله الرجل» باز بیانگر همان عقیده است این ها خوارجی بودند که اعتقاد به آن عقاید خاص خوارج داشتند و این یک دسته در درون لشکر امام مجتبی بود.

  دسته دوم عملای بنی امیه بودند عمیل بودند جاسوس و کارگزار آن ها بودند بعد خودشان را نشان دادند اسم می برم مثلاً قیس ابن اشعث، عمرو ابن حریث، حجار ابن ابجر و عمرو ابن حجاج زبیدی این چند نفری را که اسم بردم این ها به معاویه نامه نوشتند که ما با تو هستیم. بعدها هم این ها نامه به امام حسین نوشتند یک نامه مخصوصاً همین چند نفر دارند عمرو ابن حریث، حجار ابن ابجر و عمرو ابن حجاج زبیدی به امام حسین نوشتند به کوفه بیا بعداً خودشان در مقابل امام حسین آمدند و در قتل امام حسین شرکت داشتند و عمرو ابن حجاج آن کسی بود که شریعه فرات را به چهار هزار نفر بر اهل بیت بست یعنی چهره های این ها بعد در تاریخ روشن شد. این ها در درون لشکر امام حسن بودند اما کارگزار معاویه بودند.

 دسته سوم: گروه شکاکی بودند آدم های که تردید داشتند و در این تردید یک قدم جلو می گذاشتند و یک قدم عقب می گذاشتند آخرش هم معلوم بود قدم آخر را به کدام طرف غش می کنند و به کدام طرف می افتند. خالد ابن معمر از فرماندهان امیر المؤمنین در جنگ صفین بود اما در جنگ صفین به شک و تردید افتاد کنار کشید در لشکر امام حسن (علیه الصلاة والسلام)، معاویه به او نامه داد گفت اگر طرف من بیایی امارت خراسان را به تو می دهم. ایشان آخر عمری و در پیری فریب خورد کنار کشید بعداً هم معاویه وفا کرد امارت خراسان را به اسمش نوشت او هم به طرف خراسان حرکت کرد در بین راه مرد و به خراسان نرسید.

 عثمان ابن شرحبیل همین طور این هم از دسته شکاکان. شب ولادت است آدم دوست ندارد دوستان امام حسن را متأثر کند اما واقعا این حوادث را که آدم می گوید قلباً آدم متأثر می شود دوست دارد گوشه ای بنشیند زار زار گریه کند. امام حسن در لشکری فرمانده است این ها زیر مجموعه اش هستند، سه دسته این طور هستند.

 دسته چهارم دنیا طلبانی بودند که در اعتقادات شان هیچ تردیدی نبود حق را خوب می فهمیدند اما زرق و برق دنیا چشمان شان را گرفته بود اولین فرماندهی که از بنی کِنده حضرت فرستاد با دویست نفر از لشکر از صحنه جنگ صف مقابل رفتند و رسماً‌ به معاویه پیوستند.

دومین فرمانده را از بنی مراد تعیین کرد او به تنهایی رفت به معاویه ملحق شد. سومین فرمانده را امام حسن از قریش (بنی هاشم) و پسر عمویش عبید الله ابن عباس را انتخاب کرد چه انتظاری است؟ معاویه به عبید الله ابن عباس نامه های نوشت اول تسلیم نشد بعد معاویه نوشت «ألف ألف» یعنی یک میلیون دینار به تو می دهم و بعد پانصد هزار نقد فرستاد.

حالا در این صحنه جنگ چقدر باید راحت ارتباط داشته باشند که بتواند این پول را به دست او برساند. پول آن جا اعتباری و چک نبوده عبید الله ابن عباس شبانه لشکر امام حسن را ترک کرد و به لشکر معاویه پیوست صبح لشکر بیدار شد منتظر امام جماعت و فرمانده است دیدند فرمانده نیامد. این لشکر را الان تصور کنید فرض کنید پنج نفر یک طرف ایستادند یک فرمانده دارند و پنج نفر هم طرف دیگر ایستادند یک فرمانده دارند. اما از این پنج نفری که در یکی از این دو طرف است یکی شان خارجی است، یکی شان امین معاویه، یکی شان اهل شک، یکی شان دنیا زده و یکی شان هم راست می گوید آیا می شود جنگید؟ اصلاً انسان می تواند تصور کند وارد صحنه جنگ بشود؟

 آخرین نکته که عزیزان مان به خوبی بتوانند نتیجه بگیرند و کاملاً این مسئله تاریخی برای شان حل بشود.امام حسن این وضعیت را می دانست اگر در کوفه می ماند و می فرمود شما وفا ندارید لذا من با معاویه صلح می کنم یعنی بر اساس علم غیب خودش عمل می کرد امروز جای شبهه و سوال بود و برای ما تردید ایجاد می شود چرا؟ شاید مردم مقاومت می کردند؛ اما امام علی رغم علم غیبی که داشت لشکر را جمع کرد خودش همراه لشکر خارج شد تا مدائن پیش رفت صف آرایی برای جنگ کرد همه و همه برای این که هیچ شبهه ای نماند.

من با تمام وجود به میدان آمدم در یک سخنرانی حضرت قبل از صلح یک بیان تلخی دارد فرمود من اگر اعوانی می داشتم روز و شب با معاویه می جنگیدم و شما هم که امروز من را تنها می گذارید خوشی و خیری نخواهید دید ولی لشکر باقیمانده امام حسن فریادشان بلند شد «البقیة، البقیة» باقیمانده را حفظ کن ما را به گرداب مرگ نفرست. دیگر نتیجه گیری با خود عزیزان بیننده آیا راهی غیر از صلح برای امام مجتبی باقی مانده بود؟

مجری:

خیر، متشکرم باز هم استدلال های بسیار زیبا، این قدر دقیق، کامل و جامع پاسخ دادید لطفاً یک دعا بفرمایید

استاد مدنی:

حضرت امام مجتبی (علیه الصلاة والسلام) سفارشات و نصایحی دارند فرصت نشد دوست داشتم به عنوان استفاده یک درس برای زندگی همه مان بعضی از این مواعظ را عرض کنم ولی اکنون که فرصت نشد در قالب این دعا بیان می کنم خدایا امشب شب ولادت امام مجتبی است به آبروی امام مجتبی (علیه الصلاة والسلام) سوگندت می دهیم توفیق زندگی کردن همان طوری که امام مجتبی از ما می خواهد به ما عنایت بفرما.

مجری:

الهی آمین، خیلی ممنون و سپاسگزاریم. خرسندیم از این که این توفیق نصیب مان در شب ولادت امام حسن توانستیم میزبان شما باشیم طی این دو، سه شبی که به اسم امام حسن مجتبی متبرک است سعی کنیم با اندک کمک ها مثل افطاری های کوچک به نیازمندان، کمک های مثل صدقه و ... نام امام حسن عزیزمان را گرامی بداریم به یاد امام حسن این کارها را انجام بدهیم و به یک نوعی یک معامله هم کردیم با امام حسن قرار بستیم ما این کار را بکنیم و در ازایش ان شاء الله امام حسن که این قدر سخاوتمند، کریم و بخشنده است شفاعت ما را پیش خدا بکند در جهت تعجیل هر چه زودتر فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

از ویژه برنامه معز المؤمنین خدمت تان عرض کنم این را بگویم که در آخر برنامه دعای ما فقط این است که ان شاء الله با عنایت خود حضرت مجبتی هرچه زودتر فرج اقا امام زمان برسد و ان شاء الله که همیشه سر سفره کرامت اهل بیت خصوصا کریم اهل بیت امام حسن باشیم و در آخر این بیت شعر را تقدیم نگاه تان کنم و عرض کنم:

به رزق خان حسن عالمی نمک گیرند * عزیز کرده زهرا کریم، مشهور است

زدست هیچ کسی لقمه نان نمی خواهیم * کرامت حسنی با مزاج مان جور است

خدایا قسمت می دهیم به حق امام حسن و عرض می کنیم یا محسن بحق الحسن عجل لولیک الفرج به امید دیدار یا علی مدد خدا نگهدار!

 

 


معز المومنین - ویژه برنامه ولادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)>

ولادت امام حسن مجتبی ع افضلیت امام کتب اهل سنت اهل بیت ع صلح یا سازش جنگ با معاویه شکاکین