محراب خون - ویژه برنامه شبهای قدر

قسمت دوم ویژه برنامه محراب خون با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین نهاوندی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه محراب خون 21 01 1402 (قسمت دوم)

عنوان برنامه: محراب خون - به مناسبت ایام شهادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر نهاوندی

مجری: آقای سید محمد صفایی

کلیدواژها:

شب قدر؛ ماه رمضان؛ شهادت؛ امیرالمومنین علی (علیه السلام)؛ سوره قدر؛ ولایت؛ قرآن ناطق؛ نزول برکات؛ قرآن و اهل بیت (علیهم السلام)؛ شب زنده داری!

مجری:

ای چراغ سحر خسته دلان * ای دعای دل بشکسته دلان

ماه تابیده به هر ویرانه * آشنا با همه خود بیگانه

مونس و همدم دیرینه ما * چاه آه سحرت سینه ما

تا صف حشر چراغ دل جمع * بی صدا سوخته یک عمر چون شمع

داستان غم تو فوق غم است * نام مظلوم برای تو کم است

بشریت سویت آورده رجاء * تو کجا وسعت تاریخ کجا

ای همه عمر شده آب علی * قتلگاهت شده محراب علی

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ اَلسَّلاَمُ عَلَيکَ یَا أمِیرَ المُؤمنِنْ (علیه السلام)

 

عرض سلام، رحمت و برکت الهی بر شما بینندگان عزیز و ارجمند مؤمنین و مؤمنات روزه داران، عاشقان و شیعیان موالیان حضرات آل الله صلوات الله علیهم اجمعین در هر نقطه ای از جهان!

 در ایام غمبار حزن و اندوه شهادت مولی الموحدین امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب هستیم روزها و شب هایی که حضرت و مولای ما در بستر آرمیده اند و حتی چاه هم دیگر صدای ایشان را نمی شنود. عرض تسلیت و تعزیت دارم این ایام و این شب های غمبار را به محضر آقایمان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) و همچنین خدمت شما دوستداران، شیعیان و موالیان حضرت شان.

ان شاء الله که زیارت و شفاعت آن مولا در دنیا و آخرت به زودی نصیب همه شما دلدادگان بگردد. به همین مناسبت با ویژه برنامه محراب خون از شهر مقدس قم در جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم.

در خدمت یکی دیگر از اساتید و کارشناسان محترم و ارجمند هستیم و ان شاء الله از محضرشان استفاده می کنیم جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای نهاوندی سلام عرض می کنم و عرض تسلیت و تعزیت دارم

استاد نهاوندی:

سلام علیکم و رحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم»

بنده هم خدمت حضرتعالی و همه عزیزانی که ما را در این برنامه دنبال می کنند و در این ایام بسیار غمبار که ضربت خوردن امیر المؤمنین است و هم این که ایام سوگواری آل الله است عرض تعزیت و تسلیت دارم خدمت همه بزرگواران امیدواریم که از فیوضات شب های قدر همه ما متنعم بشویم و جزء کسانی قرار بگیریم که مشمول دعای حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) هستند.

مجری:

ان شاء الله، این شب های که شب های قدر هست و با نام مولا علی (علیه السلام) عجین شده است در حقیقت یک رابطه تنگاتنگی وجود دارد از یک طرف فضائل مولا علی (علیه السلام) بیان می شود. از یک طرف ارزش و جایگاه شب های قدر و چه نیکوست که امشب هر دو بیان بشود ارتباطی که میان امیر المؤمنین علی (علیه السلام) هست و شب های قدر از کلام و بیان جنابعالی

استاد نهاوندی:

به نکته خیلی دقیقی اشاره فرمودید بنده هم در این خصوص ان شاء الله کلماتی را عرضه می دارم به گمان بنده شب قدر، شب ولایت است به میزانی که پیوند، معرفت و درک ولایی انسان ها در شب های قدر والا باشد می توانند پیوند، معرفت و درک قدری داشته باشند. یعنی مُدرک ولایت، مُدرک قدر هم هست.

به تعبیر دیگر بهره گیری هر شخصی از لیالی قدر و ایجاد یک توسعه وجودی یا یک ظرفیت وجودی برای هر انسانی به اندازه هزار ماه نشان دهنده اندازه و معرفت ولایی اوست. تا این حاصل نشود انسان نمی تواند به عمق شب های قدر راه پیدا بکند. به تعبیر مرحوم حضرت امام (رحمة الله علیه) می فرمودند شب قدر، شب ظهور سلطنت ملکوتی ولی کامل الهی است.

آن حقیقتی که تجلی اسم اعظم الهی است در شب قدر ظرفیت کائنات را رقم می زند و مظهر اسماء حسنیٰ الهی است به همین دلیل می توانیم بگوییم طبق روایتی که از وجود مقدس امام صادق (علیه السلام) نقل شد فرمودند:

«وَ قَلْبُ شَهْرِ رَمَضَانَ لَيْلَةُ الْقَدْر»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج4، ص66

قلب ماه مبارک رمضان شب های قدر است می توانیم بگوییم باطن لیلة القدر هم امیر المؤمنین و حقیقت ولایت است. این صرف یک ادعا نیست علی باطن شب قدر است دلیلش هم روایات متعددی است که در خصوص این جایگاه، این شأن و این مقام داریم به چند تا از این روایت ها اشاره می کنم.

یکی از این روایت ها، روایت مفضل ابن عمر است نقل می کند در محضر امام صادق (علیه السلام) نشسته بودم سخنی از سوره قدر مطرح شد امام فرمودند: «مَا أَبْيَنَ فَضْلَهَا عَلَى السُّوَرِ»

«حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْن‏ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَيْدِ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: ذُكِرَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (سلام الله علیه) إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ قَالَ مَا أَبْيَنَ فَضْلَهَا عَلَى السُّوَرِ قَالَ قُلْتُ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ فَضْلُهَا قَالَ نَزَلَتْ وَلَايَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) فِيهَا قُلْتُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ الَّتِي نَرْتَجِيهَا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ قَالَ نَعَمْ هِيَ لَيْلَةٌ قُدِّرَتْ فِيهَا السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ قُدِّرَتْ وَلَايَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) فِيهَا.»

تفاوت فضل و جایگاه سوره قدر نسبت به سوَر دیگر چقدر روشن است «قُلْتُ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ فَضْلُهَا» سوره قدر چه فضیلتی دارد؟ «قَالَ نَزَلَتْ وَلَايَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) فِيهَا» در سوره قدر اوج آن:

 (لَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ)

شب قدر بهتر از هزار ماه است!

سوره قدر (97): آیه 3

تا پایان «قُلْتُ» می گوید تعجب کردم گفتم «فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ الَّتِي نَرْتَجِيهَا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ» این همه لیله قدری است که امید و آرزوهای مان در ماه مبارک رمضان به او هست؟ «قَالَ نَعَمْ هِيَ لَيْلَةٌ قُدِّرَتْ فِيهَا السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ قُدِّرَتْ وَلَايَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) فِيهَا.» تقدیر ولایت امیر المؤمنین و اشراف این سلطنت ملکوتی، کامل و تجلی حقیقت محمدیه در این شب به مثابه نزول قرآن شده است.

یا امیر المؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند:

«حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ بْنِ بَسَّامٍ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي السَّرِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يُونُسَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ الْكِنَانِيِّ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (سلام الله علیه) قَالَ: قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) يَا عَلِيُّ أَ تَدْرِي مَا مَعْنَى لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَقُلْتُ لَا يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ (صلی الله علیه واله وسلم) إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدَّرَ فِيهَا مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَكَانَ فِيمَا قَدَّرَ عَزَّ وَ جَلَّ وَلَايَتُكَ وَ وَلَايَةُ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»

معاني الأخبار؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ص315

پیامبر فرمودند علی جان آیا معنای لیلة القدر را می شناسی و می دانی؟ «فَقُلْتُ لَا يَا رَسُولَ اللَّهِ» علی الظاهر می خواهند به ما تفهیم مقامی بکند حضرت فرمودند شما بفرمایید «فَقَالَ (صلی الله علیه واله وسلم) إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدَّرَ فِيهَا مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» خدا مقدرات همه انسان ها را تا روز قیامت تقدیر می کند «فَكَانَ فِيمَا قَدَّرَ عَزَّ وَ جَلَّ وَلَايَتُكَ وَ وَلَايَةُ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.» یعنی ما در شب قدر، شب نزول زمانی نیست که ما فکر می کنیم یک برهه زمانی را داریم دنبال می کنیم.

آن نزول تدریجی منظور نیست آن حقیقتی که بر قلب مطهر نبی گرامی اسلام نازل شده در همان نزول حقیقت قرآن، نزول حقیقت ولایت هم تجلی پیدا کرد

مجری:

و إلی الأبد بوده است.

استاد نهاوندی:

بله، نشان دهنده این هست موقعی که شب قدر زیر قرآن کریم می رویم و دعا می خوانیم خدا را به اسماء حسنیٰ قسم می دهیم که

«اللَّهُمَّ انّى‏ أَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيه‏»

خدایا به این کتابی که نازل کردی کدام کتاب؟ آن کتابی که حقیقت ولایت در آن هست نه این اوراق، الفاظ و کلمات می فرمود

«وَ فِيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ وَ أَسْمَاؤُكَ الْحُسْنَى‏»

وجود مقدس علی (علیه السلام) فرمود:

«نَحْنُ الِاسْمُ الْمَخْزُون‏ الْمَكْنُونُ نَحْنُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي إِذَا سُئِلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل‏ بِهَا أَجَاب‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج27، ص38

ما اسم مخزون الهی هستیم «الْمَکْنُونُ» ما اسم مکنون الهی هستیم «نَحْنُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي إِذَا سُئِلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل‏ بِهَا أَجَاب‏» ما همان اسماء حسنیٰی هستیم که اگر به ما درخواست بشود و التجاه حاصل بشود خدا اجابت می کند. همان کاری که انبیاء گذشته کردند. در روایات داریم حضرت آدم، حضرت موسی و حضرت نوح قسم می دادند.

مثلاً می گفتند به حق ابراهیم این در روایات هست خداوند خطاب می کرد ابراهیم به ما حقی ندارد تا اسماء حسنیٰ الهی را تعلیم دادند. یعنی پنج نور خمسه طیبه را قسم می دادند.

یا امام صادق فرمودند:

 «نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص144، بَابُ النَّوَادِر، ح4

خدا قبول نمی کند ما همان اسماءحسنیٰی هستیم که خدا عمل هیچ کس را قبول نمی کند مگر به جهت شناخت ما؛ پس موقعی که زیر آسمان پر برکت قرآن کریم در شب های قدر می رویم داریم تجلی اسم اسماء حسنیٰ الهی را و آن چیزی را که در حقیقت قرآن نازل شده به او التجاء پیدا می کنیم همان دو روی سکه قرآن ناطق و قرآن صامت.

اگر کسی در شب قدر با این توجه، با این معرفت، با این شناخت وارد بشود معرفت ولایی هر کسی نشان دهنده شب قدر اوست. چقدر به وجود مقدس امیر المؤمنین و ائمه معصومین (صلوات الله علیهم) توجه و التجاء داریم به همان میزان معنا و معرفت لیلة القدر را و به همان میزان ظرف وجودی برای نزول برکات الهی در طول سال مان پیدا می کند.

یعنی اگر کسی صرفاً نگاهش به این باشد در آن شب قدر، مقدرات می خواهد تقدیر بشود همان جا تا صبح مقداری توجه، دعا و التجاء داشته باشیم کارمان حل است این طور نیست. بلکه مقدمه این دعاها و ادعیه، مقدمه این التجاء ها میزان توجه به جایگاه و مقام ولایت بود که بر اساس او جواب و اجابت دعا حاصل می شود.

مجری:

یعنی در حقیقت کیفی باید باشد نه کمی

استاد نهاوندی:

بُعد توجه در شب قدر از همین جاست. بعضی روایات را آدم می بیند تعجب می کند امام صادق از امیر المؤمنین روایت کردند حضرت مکرر به اصحاب خودشان به خلیفه اول و دوم اشاره داشتند در آن روایت اسم آوردند. ذکر شد این ها خدمت پیامبر نرسیدند مگر این که حضرت رسول گرامی اسلام با التجاء، با تضرع و گریه سوره قدر را برای شان می خواندند.

این مورد سوال قرار گرفت پرسیدند چرا مکرر سوره قدر را برای ما می خوانید؟ حضرت فرمودند به خاطر کسی که به قلب، جان و چشمم به او توجه دارم چون روایت را خود امیر المؤمنین نقل کردند. به من اشاره کردند گفتند به واسطه این یعنی شأن نزول سوره قدر توجهی است که حضرت رسول گرامی اسلام به وجود مقدس امیر المؤمنین می دادند.

لذا اگر بخواهیم پیوندی با شب قدر داشته باشیم و معرفت و جذب امکانی را از شب های قدر داشته باشیم باید ببینیم چه میزان توجه به ولی زمان مان داریم؟ چه میزان اتصال به آن جایگاه و مقام ولایت داریم؟ فکر می کردم در دنیای امروز با تمام ویژگی ها و تجلیات ائمه معصومین مبارزه شده یک امر به این مهمی مثل لیالی قدر را چرا بعضی از برادران اهل سنت ما به آن توجه نمی کنند؟

مجری:

یا مثل آیین و مناسکی که ما داریم ندارند.

استاد نهاوندی:

بله، خیلی سوال مهمی است با این که، آن ها سنت پیامبر را بنا دارند احیاء کنند حتماً وجود مقدس پیامبر اعظم در شب های قدر طبق روایاتی که داریم و طبق احادیثی که خودشان نقل کردند توجهی به مسئله شب های قدر، احیاء، بیدار بودن و این نوع مناسک داشتند بعد آن شب هم (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ) به قلب مطهر حضرت رسول بود چرا جلوه نکرد؟ دیدم بسیاری از آن ها همان طور که آثار و ابعاد وجودی ائمه معصومین را محو می کردند مسئله شب های قدر را هم به این مناسبت به آن توجه نمی شود.

در نقدی دیدم گفته بودند بعد از این که پیامبر از دنیا رفتند شب قدر با پیامبر رفت. مثلاً شب بیست و هفتم دعا و التجائی هست اما ایامی که این قدر در لسان ائمه معصومین ما به آن التجاء و توجه شد در آن جا نیست.

این یکی از نکات مهمی است یعنی محو این ایام نشان دهنده این است که شب های قدر را انسان های خاص به میزان درک معرفت ولایی شان می توانند احیاء داشتن شب های قدر یعنی احیاء داشتن مقام ولایت، التجاء به مقام ولایت؛ روایات و احادیث ما از توجه به این خصوص پر است.

من داشتم مطالعه می کردم یکی از دستوراتی که به ما داده شد این است که:

(حم * وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ)

حم سوگند به اين کتاب روشنگر، که ما آن را در شبي پر برکت نازل کرديم؛ ما همواره انذار کننده بوده ‌ايم!

سوره دخان (44): آیات 1- 2 و 3

سوره دخان را زیاد بخوانیم.

مجری:

خواندن سوره دخان هر شب آمده است

استاد نهاوندی:

بله، کتاب مبین در این آیه باید خودش را معلوم کند چه است؟ (حم * وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ) امام کاظم (علیه السلام) در روایتی می فرمایند (حم) یعنی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) کتاب مبین یعنی امیر المؤمنین علی (علیه السلام)، (لَيلَةٍ مُبَارَكَةٍ) یعنی فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

این را در بحار الأنوار مرحوم مجلسی، جلد 48؛ کافی شریف، جلد 1، صفحه 479؛ تفسیر نور الثقلین و تفسیر برهان آمده است. جالب این که امام مبین هم به وجود مقدس امیر المؤمنین تفسیر شده است.

(وَكُلَّ شَيءٍ أَحْصَينَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ)

و همه چيز را در کتاب آشکار کننده ‌اي بر شمرده ‌ايم!

سوره یس (36): آیه 12

موقعی که این آیه نازل شد داریم که خلیفه اول و دوم برخواستند به پیامبر عرضه داشتند منظور از امام مبین چه کسی است؟ حضرت فرمودند چه گمان می کنید؟ گفتند تورات است؟ حضرت فرمودند خیر گفتند انجیل است؟ حضرت فرمودند خیر گفتند قرآن است؟ حضرت فرمودند خیر نیست.

امیر المؤمنین در همان لحظه وارد شدند حضرت موقعی که چشم شان به امیر المؤمنین افتاد گفتند:

«هُوَ هَذَا إِنَّهُ الْإِمَامُ الَّذِي أَحْصَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيهِ عِلْمَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ.»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 170

این همان امام مبینی است که خداوند تبارک و تعالی بر او ... سوره قدر و سوره دخان مال همین شب قدر است یعنی نزول قرآن را دارد تبیین و تفسیر می کند. موقعی که این ها تفسیر باطنی و حقیقی به امیر المؤمنین پیدا می کند منظور کاملاً روشن است که حقیقت باطنی شب های قدر است.

در تفسیر علی ابن ابراهیم از ابن عباس از امیر المؤمنین نقل شد

«وَ ذَكَرَ ابْنُ عَبَّاسٍ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) أَنَّهُ قَالَ أَنَا وَ اللَّهِ الْإِمَامُ الْمُبِينُ أُبِينُ لِلْحَقِّ مِنَ الْبَاطِلِ- وَ وَرِثْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»

تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: موسوى جزائرى، طيّب‏، ناشر: دار الكتاب، ج2، ص212

من همان امام مبینی هستم که بیانگر حق هستم که این بیانگری حق من ارثی است که از وجود مقدس نبی گرامی به ارث بردم و دنبال می کنم.

 باز در روایتی خداوند به رسول گرامی اسلام فرمودند:

«اقْرَأْ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فَإِنَّهَا نِسْبَتُكَ وَ نِسْبَةُ أَهْلِ بَيْتِكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص486

سوره انا انزلنا را زیاد قرائت کن «فَإِنَّهَا نِسْبَتُكَ وَ نِسْبَةُ أَهْلِ بَيْتِكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة» در سوره انا انزلنا (سوره قدر) نسبت تو و اهل بیتت تا روز قیامت روشن می شود. ما دستور داریم اگر خواستید با خصم ما مجادله و مخاصمه کنید از این آیه، از سوره دخان و (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ) مدد بگیرید. مدد گرفتن از این آیه از چه منظری حاصل می شود؟

مجری:

احسنتم، بحث بسیار معرفتی و مفیدی هست اشاره بسیار خوبی به مناسک شب های قدر فرمودید واقعاً انسان وقتی نگاه می کند به این مناسکی که در مکتب اهل بیت وارد این آیین ها، این نوع قرآن سر گرفتن ها، این که قرآن را بگشایید دعا بخوانید بعد بر سر بگذارید بعد از «بِکَ یا الله» شروع کنید بعد بقیه اسماء را بگویید.

اشاره فرمودید این ها اسماء حسنیٰ الهی است یعنی می شد به «بِکَ یا الله» اکتفاء کند ولی شروع می کند «بِمُحمدٍ» آخر «بالحجة» می رسد. این یک توجهی است دقیقاً همگام بودن قرآن، سنت و عترت را نشان می دهد.

استاد نهاوندی:

لذا ما نباید نگاه تاریخمند به این قضایا بکنیم این که بگوییم تصادفی ضربت خوردن و شهادت امیر المؤمنین در شب های قدر بود. اصلاً از این فضا باید بیرون بیاییم یعنی شب قدر باید به ما یک معرفت مافوق زمان و مکان بدهد ما را آشنا بکند چطور می گوییم این هفت، هشت ساعت بالاتر از هزار ماه است؟ یعنی ما داریم اسباب عادی و مادی را در این شب در می نوردیم.

یعنی حقیقت این شب مافوق زمان و مکان است اگر این طور باشد پس ما باید به حقیقت نزول قرآن توجه کنیم که حقیقت نزول قرآن «بَینَ الدَفعَتین» نیست. حقیقت نازل شده قرآن کریم آن چیزی است که همه ساحت های بزرگ زندگی بشر را می تواند تحت اشراف قرار بدهد راه و راهنما با همدیگر مسیر را برای ما روشن بکنند.

یعنی نقشه دستوری دین که در قرآن کریم به عنوان راه است همچنین راهنمای این راه این تنزل و این إنزال و این نزول حقیقت، مفهوم و کاربرد پیدا می کند. تأثیر گذار است لذا صرفاً نمی خواهیم یک چیزی را بخوانیم و یک لقلقه زبان داشته باشیم داریم یک افق زندگی و حرکت به سوی جهان متعالی را در این شب ها تجربه می کنیم که مافوق مکان و زمان مادی است.

هزار ماه،‌ هزار چون عدد کامل است نشانه کثرت است حقیقت را می خواهد بگوید لذا این را باید مورد توجه قرار بدهیم از این فراسوی موضوعاتی که در شب های قدر برای ما حاصل می شود به آن منصب، مقام و جایگاه ولایت و امامت توجه بیشتری داشته باشیم.

مجری:

ان شاء الله، پس یک میان برنامه ای ببینیم و مجدد بر گردیم

 (میان برنامه)

مجری:

 «آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبت جدک امیر المؤمنین»... حضرت استاد در بخش قبلی پیرامون ارتباط میان جایگاه ولایت و جایگاه امیر المؤمنین، شب های قدر فرمودند بحث خیلی خوبی بود مقدمه بسیار خوبی را ارائه فرمودید بحث معرفتی است الحمد لله می توانیم برای خودمان، برای شب های پیش رو توشه بر داریم.

اشاره فرمودید به یکی از روایت های که ائمه اطهار پیامبر سوره مبارکه قدر فرمودند با این سوره، با خصم و دشمنان ما احتجاج، مناظره و مباحثه کنید کسانی که این عقیده را قبول ندارند. شاید یک مقدار برای ما جای سوال باشد با یک سوره ای که پنج آیه دارد چطور می شود؟ شاید آن قدر هم عباراتش واضح نباشد آیا چیزی در بطن این سوره هست که ما خبر نداریم؟

استاد نهاوندی:

ابتاد روایت را بخوانم معلوم بشود که دو سوره ای که به ما دستور دادند به چه جهت بود؟

«وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(سلام الله علیه) قَالَ: يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ خَاصِمُوا بِسُورَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ دِينِكُمْ وَ إِنَّهَا لَغَايَةُ عِلْمِنَا يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ خَاصِمُوا بِ حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ فَإِنَّهَا لِوُلَاةِ الْأَمْرِ خَاصَّةً بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ قِيلَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ نَذِيرُهَا مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ صَدَقْتَ فَهَلْ كَانَ نَذِيرٌ وَ هُوَ حَيٌّ مِنَ الْبِعْثَةِ فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ فَقَالَ السَّائِلُ لَا قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(سلام الله علیه)»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص249

امام باقر به شیعیان و پیروان شان فرمودند که «خَاصِمُوا بِسُورَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ دِينِكُمْ وَ إِنَّهَا لَغَايَةُ عِلْمِنَا» شیعیان ما دستور دادند هر موقع با خصماء ما درگیر شدید یا با افرادی که می خواهند در این خصوص به طرح بحث بنشینند به سوره انا انزلنا مجادله و مخاصمه بکنید.

بعد فرمودند اگر این کار را بکنید قسم یاد کردند که این سوره «بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص» حجت خداوند تبارک و تعالی بر خلق است. «وَ إنَّهَا» این سوره آقای دین شماست یعنی آیین شما را با این سوره می توانید آقایی کنید. «وَ إِنَّهَا لَغَايَةُ عِلْمِنَا» این اوج علم ماست باز دستور دادند که «يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ خَاصِمُوا بِ حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ» به سوره دخان هم محاجه کنید.

«فَإِنَّهَا لِوُلَاةِ الْأَمْرِ خَاصَّةً بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص» می گویند این سوره هم مخصوص صاحبان امر است بعد از پیامبر اکرم صاحبان امر چه کسانی هستند؟ ائمه معصومین، این سوال پیش می آید دستور دادند به این دو سوره استناد کنید قطعاً پیروز می شوید چرا؟ می خواهم جهاتش را خدمت تان عرض بکنم در سوره قدر (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ) می گویید خیلی از مستمعین شنیدند (تَنَزَّلُ) فعل مضارع (تتنزلُ) است استمرار را می رساند.

نزول و حقیقت قرآن در هر سال باید یک فرودگاه و مأمنی داشته باشد صاحب شب قدری که باید این آیات و حقایق به صورت مستمر بر او نازل بشود او کیست؟ فرشتگان و روح، کتاب مقدرات عالم را در این شب به اذن چه کسی می خواهند تفصیلش بدهند و تشریعش بکنند به قول خودمان به امضاء برسانند.

یقیناً زمان پیامبر هر سال ملائکه و روح بر قلب مطهر پیامبر نازل می شدند این بعد پیامبر مورد سوال هم قرار گرفت. امام صادق می فرمایند یک نفر از ایشان پرسید

«قِیلَ لِأَبِي جَعْفَرٍ(سلام الله علیه) تَعْرِفُونَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ فَقَالَ وَ كَيْفَ لَا نَعْرِفُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ الْمَلَائِكَةُ يَطُوفُونَ بِنَا فِيهَا.»

تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: موسوى جزائرى، طيّب‏، ناشر: دار الكتاب، ج2، ص290

«تَعرِفونَ لیلةَ القدر» می دانید شب قدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند «فَقَالَ وَ كَيْفَ لَا نَعْرِفُ» چگونه شب قدر را نشناسم و حال این که «وَ الْمَلَائِكَةُ يَطُوفُونَ بِنَا فِيهَا.» این را دقت بفرمایید می گوید در حالی که فرشتگان الهی شب قدر گِرد و ائمه طواف می کنند. آن امضاء، آن دستور، آن تشریح و آن تفسیر توسط ائمه معصومین باید اتفاق بیافتد.

در خصوص بحث نزول فرشتگان غوری می کردم یک موسوعه ای را که خداوند تبارک و تعالی توفیق داد دارم کار می کنم بحث ملائکه در آن است. در چهار جای آیات قرآن کریم این دو گل واژه ملائکه و روح را در کنار همدیگر داریم یکی سوره نبأ آیه 38 می فرماید

(يوْمَ يقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا)

روزي که «روح» و «ملائکه» در يک صف مي ‌ايستند و هيچ يک، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمي‌ گويند، و (آنگاه که مي‌ گويند) درست مي‌ گويند!

سوره نبأ (78): آیه 38

می فرماید روزی می رسد که روح و ملائکه هر دو به صورت اجتماع و صف به صف قیام می کنند کسی آن جا حرف نمی زند مگر این که خداوند تبارک و تعالی به فردی اذن بدهد. ظاهراً آن جا به اذن شفاعت از گنهکاران تفسیر شده است. یک فصل از عالم قیامت است که قیام ملائکه و روح است.

مجری:

مربوط به دنیا نیست

استاد نهاوندی:

بله، دو سوره دیگر داریم که مسئله نزول ملائکه و روح در آن ذکر شده است یکی (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) در سوره قدر است دیگری در سوره نحل

(ينَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ)

فرشتگان را با روح (الهي) بفرمانش بر هر کس از بندگانش بخواهد نازل مي ‌کند؛ (و به آنها دستور مي ‌دهد) که مردم را انذار کنيد؛ (و بگوييد:) معبودي جز من نيست؛ از (مخالفت دستور) من، بپرهيزيد!

سوره نحل (16): آیه 2

این جا بحث سببیت روح است. یک توضیحی خدمت تان عرض بکنم این جا مسئله نزول ملائکه و روح در این دو سوره است. این نزول، نزول استمرار یعنی مستمر و پیاپی است چون هر جفتش به صورت فعل مضارع هستند یک آیه داریم که مسئله عروج ملائکه و روح است. آن جا مسئله نزول بود این جا عروج است.

 سوره معراج:

(سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لِلْكَافِرِينَ لَيسَ لَهُ دَافِعٌ * مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ * تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيهِ فِي يوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ)

تقاضاکننده‌ اي تقاضاي عذابي کرد که واقع شد! اين عذاب مخصوص کافران است، و هيچ کس نمي‌تواند آن را دفع کند، از سوي خداوند ذي المعارج [= خداوندي که فرشتگانش بر آسمانها صعود و عروج مي ‌کنند]! فرشتگان و روح [= فرشته مقرب خداوند] بسوي او عروج مي‌ کنند در آن روزي که مقدارش پنجاه هزار سال است!

سوره معراج (70): آیات 1 تا 4

علی ابن ابراهیم (رحمة الله علیه) می فرمایند

«تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ‏ فِي صُبْحِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَيْهِ مِنْ عِنْدِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ الْوَصِي‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج94، ص 14

موقعی که نزول کردند بعد از این که کارشان تمام می شود (سَلَامٌ هِي حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ)، (مَطْلَعِ الْفَجْرِ) باید صعود و عروج کنند می فرماید این همان شب قدری است که بر پیامبر، علی و اولاد علی به صورت مستمر نازل می شوند بعد عروج می کنند. این روایت در بحار الانوار، جلد 94، صفحه 14 آمده است.

در قسمت (سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ) نگاه می کردم علامه امینی در کتاب الغدیر اسم سی مفسر و محدث از قرن سه تا چهارده با آدرس ذکر می کند که این ها شأن نزول شان نسبت به نصب امیر المؤمنین در روز عید غدیر ذکر کردند. شاید برخی از عزیزان اهل سنت بگویند این آیه مکی است مسئله نصب امیر المؤمنین مدنی بود.

بسیار آیاتی داریم که یک بخشی از آن مکی و بخشی دیگر مدنی است (مشترک است) یا استناد می کنند نزول عذاب در آیه قرآن کریم می فرماید تا موقعی که پیامبر هست بر شما عذابی نازل نمی شود آن عذاب جمعی است که نازل می شود.

 لذا این همان قسمتی است که مردی خدمت پیامبر آمد فرمود:

«اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ- فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ- أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيم‏»

تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: موسوى جزائرى، طيّب‏، ناشر: دار الكتاب، ج1، ص276

این حقیقتی که نصب کردی امیر المؤمنین را بعد از خودتان به خلافت بر گزیدید اگر درست باشد و خداوند این را دستور داده باشد «فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ» یک سنگی بیاید به سرم بخورد و بمیرم. همین اتفاق هم افتاد دعایش مستجاب شد. این مسائل نشان دهنده این است که مسئله نزول و عروج ملائکه و روح، مسئله جدی بود.

یک نکته ای عرض کنم آیا (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ)، روح که می گویند منظور ملائکه، جبرئیل یا حقیقت دیگر است؟ سعد اسکاف، اسکاف به معنای کفاش می گوید مردی خدمت امیر المؤمنین رسید راجع به روح پرسید گفت این همان جبرئیل است؟ ملائکه خیلی عجیب هستند یک موقع استناد و بررسی می کردم دیدم وجود مقدس امام سجاد اجازه توسل به ملائکه دادند.

خودشان به حق ملائکه قسم می دهند. مسئله وسائط فیض الهی رتبه دارند یکی از رتبه ها، رتبه های ملائکه است یعنی باید انس با ملائکه داشته باشیم که همه حقیقت زندگی ما در پناه آن ها هم دارد اتفاق می افتد هر قطره باران می آید ملائکه، بچه ای که به دنیا می آید ملائکه، کسی که به کربلاء مشرف می شود ملائکه در حقیقت زندگی باطنی و حقیقت پشت صحنه و پشت پرده، رتق و فتق امور با این ملائکه هست.

امیر المؤمنین فرمودند جبرئیل از ملائکه است اما روح غیر از جبرئیل است استناد به آیه قبلی کردم «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ بالروح» روح را موقعی که خواستند امام صادق و امام باقر خواستند توضیح بدهند از امام باقر هست

«في البصائر عن الباقر عليه السلام أنّه سئل عن هذه الآية فقال جبرئيل الذي نزل على الأنبياء و الروح يكون معهم و مع الأوصياء لا يفارقهم يفقّههم و يسدّدهم من عند اللَّه.»

مختصر البصائر؛ نويسنده: حلى، حسن بن سليمان بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: قرن هشتم‏)، محقق / مصحح: مظفر، مشتاق‏، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي‏، قم: 1421ق، ص52

جبرئیل بر انبیاء نازل می شود «يكون معهم و مع الأوصياء لا يفارقهم و يسدّدهم من عند اللَّه.» آن واسطه با عالم غیب، روح است که در قرین و همراه انبیاء و اوصیاء الهی هستند. یعنی حقیقت وسیع تر از ملائکه و غیر از ملائکه هست.

یا امام صادق فرمودند: «إِنَّهُ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ...»

«حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیه) يَقُولُ إِنَّهُ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) خَلَقَ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ كَانَ يوفقه وَ يُسَدِّدُهُ وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدَهُ.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج25، ص61

روح یک حقیقتی است که مسدد و مؤید ائمه معصومین است تا روز قیامت هم با ‌آن ها هست و روح همراهی با امام می کند. در عین حال می خواستم عرض بکنم سه دسته آیات داریم که ملائکه یا در روز قیامت صفاً قیام می کنند یا نزول ملائکه و روح را با همدیگر گفت یا عروج و صعودشان را ذکر کرده است.

این ها باید محمل، فرودگاه و مجمعی داشته باشند که این صعود و نزول برای شان ترسیم بشود و اتفاق بیافتد برای چه بیایند در ساحت زمین قرار بگیرند؟ چرا در عالمی غیر از عالم امر بیایند که حقیقت آن ها در آن ساحت تعریف شده است معلوم می شود که باید در ارتباط طولی در مسیر عوالم مختلف صعود و نزول حاصل بشود و این به عهده صاحب قدر است که وجود مقدس ائمه معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) است.

بر اساس روایات شیعه، فرشته ها در شب قدر بر محضر امام معصوم، حجت و ولی آن زمان نازل می شوند. امام باقر می فرماید: «يَا أَبَا الْهُذَيْلِ أَمَا لَا يَخْفَى عَلَيْنَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ...»

«بصائر الدرجات إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي عِمْرَانَ الْهَمْدَانِيِّ عَنْ يُونُسَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي الْمُهَاجِرِ عَنْ أَبِي الْهُذَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (سلام الله علیه) قَالَ: يَا أَبَا الْهُذَيْلِ أَمَا لَا يَخْفَى عَلَيْنَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُطِيفُونَنَا فِيهَا.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج94، ص23

حقیقت شب های قدر بر ما مخفی نیست فرمودند ملائکه گرد ما در این شب طواف می کنند. می فرماید به حول عرش الهی حدقه زدند ملائکه دور امام معصوم، دور کعبه حقیقی این عالم حدقه می زنند و امورات در این ساحت تعبیر می شود. چرا باید به این ‌آیات احتجاج بکنیم؟ چون بعد از نبی گرامی اسلام این ها معطل باقی می مانند.

استمرار آیه قرآن را چه کار می خواهیم بکنیم؟ این که پیاپی (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ) می خواهد اتفاق بیافتد کجا بیایند؟ فرودگاه شان کجا هست؟ پس معلوم است صاحب قدری باید در هر زمانی باشد. حجت و ولی الهی باید در هر زمانی باشد که بتواند این لُجنه حرکتی و این ساحت تنظیم کننده زندگی و امور بشر را به منسه ظهور و بروز برساند. این ها همان مواردی است که به آن باید احتجاج بشود.

به طور خلاصه عرض کنم این حدیث ثقلین یکی از کاربردش هم این جا است. نمی شود بگوییم ثقلین با همدیگر هستند «لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْض‏»

«اني تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إلى الأَرْضِ وعترتي أَهْلُ بيتي وانهما لَنْ يَفْتَرِقَا حتى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 3، ص 14

در زمان صعود و نزول این دو را از همدیگر جدا بکنیم. اگر در انتها و در ادامه «لَنْ يَفْتَرِقَا» پس در ساحت نزول هم «لَنْ يَفْتَرِقَا» پس این افتراق حاصل نمی شود قرآن، اهل بیت و عترت رسول گرامی اسلام که مبین قرآن کریم، کتاب و امام مبین هستند این ها عِدل و تجلی حقیقت قرآن هستند. لذا موقعی که سر می گیریم شب قدر را می خواهیم درک بکنیم شب قدر یعنی شب قدرِ ولایت، شب قدرِ نورانیت، رسیدن به حقیقت نورانیت که حقیقت نورانیت، حقیقت نور قرآن و عترت با همدیگر است.

این دو ثقل در کنار همدیگر باید باشند اتفاقاً دشمنان دین همین نور را می خواهند خاموش کنند. فروغ همین نور را می خواهند کم فروغ کنند که نمی توانند

(يرِيدُونَ لِيطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ)

آنان مي ‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولي خدا نور خود را کامل مي‌ کند هر چند کافران خوش نداشته باشند!

سوره صف (61): آیه 8

این اتمام و این توسعه و این فراگیری و این گسترش حتماً ادامه پیدا می کند.

مجری:

اشاره خوبی داشتید به روح و این که غیر از ملائکه هست. آیه قرآن می فرماید

(وَيسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا)

و از تو درباره «روح» سؤال مي‌ کنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است؛ و جز اندکي از دانش، به شما داده نشده است!»

سوره اسراء (17): آیه 85

آن جایی هم که ملائکه شاید مقداری در آفرینش انسان اشکال می کردند در این اشکال گیری خبری نبود. ملائکه شاید اشکال کردند ولی روح معلوم است یک حقیقت دیگری است شاید یک تجلی دیگری باشد.

استاد نهاوندی:

حقیقت روح یک حقیقت طیف واری است مثل الان نور می گوییم. نور یک کبریت را نور است نور یک پرژکتور هم نور است نور خورشید هم یک نور است این جا قائل به تشکیک هستیم. این روح گاهی اوقات تجلی روحی یک انسان است شاید یک بخشی از حقیقت روح باشد و یک تجلی از حقیقت روح کلان باشد.

اما آن روحی که برای ائمه معصومین می گوییم همان روح القدس است که در روایت آمد می گویند انسان ها سه روح دارند ما (ائمه معصومین) دارای پنج روح هستیم. روح القدس همان واسطه بین عالم خلق و عالم امر است اتصال به عوالم دیگر فراهم می شود که با آن علم لدنی دارند حقایق پشت پرده را می فهمند.

عصمت یک بخشی از آن الزام و اقتضای این روح است. روح القدسی که در وجود انبیاء عظام و معصومین (علیهم السلام) وجود دارد. لذا مسئله روح یک مسئله فراخ تر و وسیع تر از حوزه عنصری ملائکه هست و این قدرت و قابلیت را دارد چون انبیاء و ائمه معصومین مربیان ملائکه بودند. پس نمی شود این روح همان مَلَک باشد.

بلکه یک حقیقت وسیع تر و واسطه گسترده تری است که متصل به وجود معصومین (علیهم السلام) است.

مجری:

وقتی خداوند متعال می فرماید (وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيلَةُ الْقَدْرِ) تکلیف مان معلوم است این حقیقت واقعاً قابل درک نیست. هر چه می نوشیم ذره یا قطره ای است بلکه بتوانیم به آن حقیقت وصل بشویم.

استاد نهاوندی:

آن چیزی که فرمودید یک حقیقت پنهان است این که انتصاب به لیل پیدا کرد به خاطر همین است. شب به معنای یک حقیقت باطنی است. در برخی از روایات هم داریم که (لَيلَةُ الْقَدْرِ) را به صدیقه طاهره و مقام باطنی حضرت زهرا (سلام الله علیها) تفسیر کردند. لذا خود آن شب، آن پوشیدگی، آن تاریکی و آن زلالی سیاهی در دل او، زلالی به معنای شفافیت و انس معنوی هست. این که پیامبر در شب به معراج می رود

(سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيهُ مِنْ آياتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ)

پاک و منزه است خدايي که بنده‌ اش را در يک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصي -که گردا گردش را پر برکت ساخته ‌ايم- برد، تا برخي از آيات خود را به او نشان دهيم؛ چرا که او شنوا و بيناست.

سوره اسراء (17): آیه 1

این عروج و تجلیات در شب اتفاق می افتد. امر مخفی و باطنی است که در تعبیر قرآن و روایات به لیل یاد می کند.

مجری:

احسنتم خیلی ممنون و متشکر... در آستانه شهادت امیر المؤمنین مولی الموحدین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) و در آستانه شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان هستیم. این ویژه برنامه به ارتباط میان آن مولا، آن امام، آن مظلوم و لیالی قدر اختصاص دارد.

جناب استاد در دو بخش قبلی بسیار نیکو فرمودید اشاره کردید به روایاتی که پیرامون اهمیت و جایگاه شب قدر بود. سوره مبارکه قدر و همچنین سوره مبارکه دخان این ارتباط میان قرآن کریم و اهل بیت (علیهم السلام) و این رابطه تنگاتنگ و جدا نشدنی آشکار شد. به حدیث ثقلین اشاره هم فرمودید و این که خیلی ها آمدند این نور را خاموش کنند اشاره فرمودید اتفاقی نبود که در شب های قدر امیر المؤمنین به شهادت می رسند.

آن فرد دیگر هم ضربت خوردنش در شب نوزدهم اتفاق افتاد و نقشه بود سه نفر را در این شب به قتل برسانند ولی آن اتفاق برای آن دو نفر دیگر نیفتاد فقط برای امیر المؤمنین ضربت خوردن اتفاق افتاد که منجر به شهادت حضرت شد. پس این هم زمانی و هم گام بودن و اهل بیت (علیهم السلام) اتفاقی نبوده است.

این که بعضی ها آمدند این نور را خاموش کنند ولی هر چه دارند تلاش می کنند خاموش نمی شود. ان شاء الله تا قیامت خواهد ماند همان طور که وعده خدا و آقا رسول الله بوده است. پیرامون این مقداری توضیح بفرمایید.

استاد نهاوندی:

نکته ای که ذکر کردید نکته مهمی است همان طوری که اراده الهی بر آن تعلق گرفت قرآن به عنوان یک منبع، راهنما و نشانه راه حق خاموش نشود آیه را عرض کردم (يرِيدُونَ لِيطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ) اصحاب زر و زور می خواستند با یک پُف کردن و یک توطئه این را خاموش کنند. این خاموش نشد قرآن چطور پر فروغ است؟

در مجامع مختلف دنیا این قرآن را دارند تلاوت می کنند حتی برخی، قرآن سوزی می کنند. جالب این که بعضی از کسانی که به قرآن توجه می کنند از باب تعجب بر این است که این چه مسئله ای است که قرآن ها را می سوزانند؟ از همین طریق با قرآن کریم آشنا می شوند.

 اما روح قرآن، صاحب قدر، صاحب قرآن، ثقل اصغر و ثقل اکبر باید در کنار همدیگر دیده بشود. این نور الهی هم خاموش شدنی نیست در هر عصر، نسل و زمانی می بینید این نور پر فروغ تر دارد می شود. در قم مقدس شاید قبل از انقلاب شاید تعداد اندکی کسانی داشتیم که از ادیان مختلف گرایش پیدا می کردند یا می آمدند برای این که ببینند حقیقت مکتب تشیع و اسلام شیعی و اهل بیتی چه است!

امروز از صد و چهارده تا صد و چهل کشور در این جا الحمد لله شخصیت های داریم که دارند مطالعه می کنند. معارف علوی و نبوی را در کنار همدیگر دارند جلو می برند توسعه معرفتی دارد اتفاق می افتد در نیجریه چه گسترشی دارد پیدا می کند، معلوم می شود مکتب اهل بیت، مکتب خاموش شدنی نیست.

در هر عصری هم افرادی قیام می کنند. مثلاً‌ در زمان معاویه (لعنت الله علیه) شصت سال پشت سر هم دستور حاکمیتی و حکومتی این بود که بر سر منابر امیر المؤمنین علی (علیه السلام) را لعن کنند. قبل و بعد از اسلام اصلاً سابقه نداشت یک حاکم دینی به این شکل مورد تنفر اجتماعی به عنوان یک دستور قرار بگیرد.

در همین عصر می بینید یک شخصیت زن محجبه عالمه و فهیمه ای که در مکتب فاطمی و علوی بزرگ شد یعنی سوده همدانی، سوده همدانی به معاویه تظلم خواهی می کند می گوید فردی که برای والی ما گذاشتی آدم زور گو و اهل چپاول است. اعتناء نمی کند معاویه می گوید تو همانی هستی که در جنگ صفین برادرهایت را علیه من شوراندی می خواهد کد بدهد تو و خاندانت را می شناسم.

ایشان می گوید حرف های قبل را رول کن دارم به عنوان یک حاکم دارم به تو تظلم خواهی و ظلم می کنم این دارد به ما و قبیله ما ظلم می کند. معاویه بی اعتنائی می کند سوده همدانی با همان شجاعتی که داشت می گوید بر علیه تو قیام می کنیم اگر این شکل رفتار کنی؛ معاویه می گوید من را تهدید به قیام می کنی! شروع به مجادلات لفظی می کنند سوده همدانی دو، سه بیت شعر آن جا انشاد کرد

صلى الإله على جسم تضمنه * قبر فأصبح فيه العدل مدفونا

قد حالف الحق لا يبغي به بدلا * فصار بالحق و الإيمان مقرونا

سلام بر آن جسمی که در قبر قرار گرفت بعد از ماجرای شهادت امیر المؤمنین است و با او عدل هم دفن شد.

قد حالف الحق لا يبغي به بدلا * فصار بالحق و الإيمان مقرونا

حق و ایمان در جان علی مقرون بود به همین دلیل او انصرافی از حق و حقیقت نداشت که تو داری. معاویه به او می گوید این وصف چه کسی است که برایم خواندی؟ سوده می گوید این وصف امیر المؤمنین علی (علیه السلام) است. معاویه می پرسد مگر اتفاق مشابهی برایت در این خصوص افتاده است؟

می گوید بله خدمت امیر المؤمنین رفتم اتفاقاً از حاکم زمان امیر المؤمنین به او شکایت کردم می گوید این اتفاق در مسجد بعد از نماز رخ داد. معلوم می شود حضرت علی را به راحتی می توانستند ببینند.

مجری:

حتی یک بانو آمد

استاد نهاوندی:

یک بانو آمد حضرت موقعی که قرائن و شواهد را از او می خواهد تأیید می کنند که بله این افراد کنار سوده قرار می گیرند و تأیید می کنند. این خانم به معاویه می گوید امیر المؤمنین(سلام الله علیه) رو به قبله بر گشت گفت

«اللَّهُمَّ أَنِّي لَمْ آمُرْهُمْ بِظُلْمِ خَلْقِكَ وَ لَا بِتَرْكِ حَقِّكَ ثُمَّ أَخْرَجَ قِطْعَةَ جِلْدٍ فَكَتَبَ فِيهَا»

بلاغات النساء؛ اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبي طاهر ابن طيفور (المتوفى: 280هـ) الوفاة: 280، دار النشر :، ص48 و 49

به خدا عرضه می دارد کسانی که منصوب کردم به این قصد منصوب و امر نکردم که آن ها به عباد تو ظلم کنند و حقوق شان را نادیده بگیرند. شروع به مناجات کردن با خدا می کند و عکس العمل آنی و بعدی انجام می دهند که فردا عزلش می کنند. یک همچنین شخصیت زنی آن جا می آید احقاق حق می کند می گوید به حرف های قبل این ها کاری ندارم الان حاکمت این ظلم را انجام داده است.

مثلاً ابو الاسود دائلی در حقیقت می گویند شاعر و ادیب بود خودش ادعا می کند علم نحو و ادبیات عرب را از امیر المؤمنین گرفتم. معاویه مقداری هدایا، غذا و ... برایش می فرستد سبیل اطرافیانش را چرب می کرد دختر بچه ابو الاسود مقداری از این غذا را می چشد ظاهراً حلوایی بود موقعی که ابو الاسود می گوید این را معاویه فرستاد این دختر بچه می گوید:

«تَبّاً لِمُرْسِلِهِ وَ آكِلِه‏»

وای بر کسی که این را فرستاده و وای بر کسی که این را بخورد. آن لقمه را بیرون می اندازد باز چند بیت شعر می گوید:

أبا لشهد المزعفر يا ابن هند * نبيع عليك أحسابا و دينا

معاذ اللّه كيف يكون هذا * و مولانا أمير المؤمنينا

خیلی عجیب است معاویه پسر حرب آیا با عسل زعفرانی می خواهی دین، آیین و حق ما را بگیری؟ چگونه این کار را بکنم حال این که مولای من امیر المؤمنین است. خیلی از این شخصیت ها داشتیم.

مثلاً حجر ابن عدی را نگاه کنید حجر ابن عدش شکنجه شد

«أول من قتل صبرا في الإسلام، حمله زياد من الكوفة و معه تسعة عشر نفرا من أهل الكوفة و أربعة من غيرها»

نام كتاب: رجال الكشي- اختيار معرفة الرجال( مع تعليقات مير داماد الأسترآبادي)، نويسنده: كشى، محمد بن عمر (تاريخ وفات مؤلف: نيمه اول قرن 4 ق‏)، محقق / مصحح: رجايى، مهدى‏، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، قم: 1363، ج1، ص254

کسی که ریزش ریزش کردند گوشت هایش را در دهانش گذاشتند به خاطر این که شخصیتی بود که دست از امیر المؤمنین بر نداشت. یا میثم تمار، سعید ابن جبیر جالب است این که می خواهم بگویم احیاء حق اهل بیت صورت می گیرد در اهل سنت کتابی داریم جزو شش کتاب حدیثی معتبر به نام سنن نسائی – متوفای 303

آقای نسائی شخصی است که یک سلسله احادیثی در شأن امیر المؤمنین آورده افراطیون از اهل سنت آمدند او را دوره کردند گفتند چرا در شأن معاویه این احادیث را نیاوردی؟ گفت من محدث هستم هر چه گشتم چیزی پیدا نکردم. در حقیقت مدح، وصف و فضیلتی از او نیافتم ولی از وصف و فضیلت امیر المؤمنین پر است. نسائی به دست آن ها شهید شد یک تعبیری دارد احادیثی ذکر می کند می گوید:

 «فِي عَلِيٍّ خِصَال‏»

 در امیر المؤمنین خصلت های است که اگر یک دانه اش به اهل دنیا توزیع می شد این دنیا گلستان می شد. می گوید از پیامبر اکرم شنیدم

«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاه‏»

یکی از این هایی که به من می گویی چرا از معاویه مدح نمی کنی؟ چیزی یافت نکردم از قول رسول گرامی در مورد امیر المؤمنین پیدا کردم «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاه‏»

«عَلِيٌّ مِنِّي كَهَارُونَ مِنْ مُوسَى‏»

یا:

«عَلِيٌّ مِنِّي كَنَفْسِي طَاعَتُهُ طَاعَتِي وَ مَعْصِيَتُهُ مَعْصِيَتِي‏»

از قول پیامبر، علی نفس من است اطاعت از علی طاعت من است معصیت علی، معصیت من است.

«حَرْبُ عَلِيٍّ حَرْبُ اللَّه‏ وَ سِلْمُ عَلِيٍّ سِلْمُ اللَّه‏ وَ قَوْلُهُ (صلی الله علیه واله وسلم) وَلِيُّ عَلِيٍّ وَلِيُّ اللَّهِ وَ عَدُوُّ عَلِيٍّ عَدُوُّ اللَّهِ حُبُّ عَلِيٍّ إِيمَانٌ وَ بُغْضُهُ كُفْر وَ قَوْلُهُ ص حِزْبُ عَلِيٍّ حِزْبُ اللَّهِ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِ حِزْبُ الشَّيْطَان‏»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 89

کسی که با علی بجنگد با خدا جنگیده است «وَ سِلْمُ عَلِيٍّ سِلْمُ اللَّه‏» ادامه می دهد «وَلِيُّ اللَّهِ وَ عَدُوُّ عَلِيٍّ عَدُوُّ اللَّهِ حُبُّ عَلِيٍّ إِيمَانٌ وَ بُغْضُهُ كُفْر» این ها را از پیامبر ذکر می کند «حِزْبُ عَلِيٍّ حِزْبُ اللَّهِ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِ حِزْبُ الشَّيْطَان‏» این مطالب را مجلسی در بشارت المصطفی، صفحه 99 ذکر کردند.

یک شخصیتی مثل نسائی برای احقاق حق اقدام و قیام می کند مشاهد مشرفه را نابود می کنند. این اتفاقی که در اربعین اتفاق می افتد انعکاس خبری نمی دهند. ولی نمی شود یعنی الان دنیا متوجه شده یک جریانی به نام جریان مقاومت در عالم شکل گرفت که این ها پرچم «یا لثارت الحسین» را بلند کردند. پرچم ولایت و محبت امیر المؤمنین بلند کردند. زیر بار زور و ظلم نمی روند این حقیقت روز به روز دارد گسترش پیدا می کند این حقیقت، حقیقتی است که امروزه بر امام حی و حاضر خودش یعنی حجة ابن الحسن العسکری (صلوات الله علیه) می بالد. هیچ دینی و آیینی الان به امام حاضر اعتقاد ندارد به ولیی که آستان عالم مُلک را به مَلکوت پیوند بزند.

ولی این دین مطهر و گرامی و این آیین و تفکر مکتب اهل بیت این مجموعه و منظومه را در درون خودش دارد روز به روز هم گرایش پیدا می کنند. بسیار هستند افرادی که در حال مطالعه اسلام هستند و اسلام را نه از قرائت و خوانش وهابی ها بلکه به یک خوانش اصیل و عمیقی دارند گرایش پیدا می کنند.

برای کار تبلیغی، تحقیقی مسکو رفته بودم گفتند این جا یک دانشکده فلسفی دارد بعد از کمونیست و مارکسیسم به دنبال یک مانیفست جهانی هستند یک جریانی بتوانند حرف و گفتمان جدیدی ایجاد بکند. این ها می گفتند یکی از حوزه های مطالعاتی شان جریان تشیع است این منظومه و مباحثی که دارد اتفاق می افتد نشانه این است که حق طلبان، حق جویان و حق گویان عالم امروزه این مکتب را با وجود داشتن امامان معصوم و جایگاه عمیقی که در آن هست مورد توجه دارند قرار می دهند.

ان شاء الله در آستانه ایام ظهور و حضور حضرت حجة ابن الحسن خیل عظیمی از این ها به این کانون می پیوندند و در رکاب حضرت شان قیام می کنند.

مجری:

ان شاء الله؛ اشاره خواهم کرد به ابیاتی که منتسب به دشمن امیر المؤمنین، به عمرو ابن العاص، اشاره فرمودید ابیاتی که محبین، آن ابیاتی که سرود البته منتسب است که گفت:

بآل محمد عرف الصواب * وفي أبياتهم نزل الكتاب

هم الكلمات والأسماء لاحت * لآدم حين عز له المتاب

وهم حجج الإله على البرايا * بهم وبحكمهم لا يستراب

محبتهم صراط مستقيم * ولكن في مسالكه عقاب

ولا سيما أبو حسن علي * له في الحرب مرتبة تهاب

تا به این بیت می رسد

علي الدر والذهب المصفى * وباقي الناس كلهم تراب

الغدير؛ نويسنده: الشيخ الأميني (وفات : 1392)، ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت – لبنان، ج4، ص26

 (میان برنامه)

مجری:

یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی بابی انت و امی

گوئیا هیچ نه همّی به دلم بود و نه غمی بابی انت و امی

خدا رحمت کند تمام بزرگواران، اساتید، شعراء، مادحین، ذاکرین، خطباء آن های که نام و یاد مولا علی (علیه السلام) را در قالب ادبی، شعر و سروده هاشان با بیان و صدای رساشان زنده می کردند و ان شاء الله سر سفره امیر المؤمنین متنعم باشند. مرحوم استاد شهریار و مرحوم انصاریان کلیپی بسیار زیبایی از این دو بزرگوار دیدیم.

جناب استاد قطعاً الان می خواهیم توشه بگیریم این بحث معرفتی مطرح شد یک مقدار ذهن و قلب مان نسبت به این مباحث معرفتی آشنایی پیدا کرد منتها می خواهیم کاربردیش کنیم ببینیم برای شب های پیش رو، شب بیست و یکم و شب بیست و سوم چه کنیم که این ارتباط حاصل بشود وصل بشویم. نه صرفاً احیاء ظاهری داشته باشیم آن احیاء ظاهری قطعاً هست سفارش به احیاء و بیدار مانده هست. منتها احیای حقیقی شب قدر و وصل شدن به حجت زمان

استاد نهاوندی:

مرکز توجه هر انسانی قلب اوست و همین قلب مرکز تحول و اتصال انسان ها هم هست. مرکز احیاء حقائق قلب است می خواهم به یک نقطه ای توجه بدهم آن این است که باید این را از قرآن کریم به عنوان یک معرفت داشته باشیم قرآن کریم می فرماید انسان ها دارای یکی از این سه نوع قلب هستند.

قلب مرکز فهم، مرکز درک، مرکز تحول، مرکز توجه، مرکز توسعه، مرکز خواسته ها و پسندها و نا پسندها برخی ها دارای قلب سلیم هستند. این که فرمود

(يوْمَ لَا ينْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ)

در آن روز که مال و فرزندان سودي نمي ‌بخشد، مگر کسي که با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد!

سوره شعراء (26): آیات 88 و 89

قلب سلیم، قلبی است که ولایت در آن موج می‌زند، قلبی که اطاعت از ولی در آن موج می‌زند. قلبی است که به دور معصیت و تخلف و خلاف نمی‌رود، قلبی است که نقطه پرگار خودش را قلب امام زمان می‌داند. و متصل به امام زمان می‌خواهد باشد هر روز به این فکر است.

دومین قلب، قلب مریض است باز در سوره بقره دارد:

(فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يكْذِبُونَ)

در دلهاي آنان يک نوع بيماري است؛ خداوند بر بيماري آنان افزوده؛ و به خاطر دروغهايي که ميگفتند، عذاب دردناکي در انتظار آنهاست.

سوره بقره (2): آیه 10

بعضی از قلب‌ها مریض هستند مثل بدن‌ها، یک سری بدن‌ها سالم هستند، بدن سالم آن بدنی است که همه ارکانش به درستی عمل می‌کند یعنی سیستم عصبی و سیستم گوارشی و سیستم قلبیش همه اش درست کار می‌کنند.

قلب مریض این است که یکی دو جایش دچار آسیب و اختلال است. حالا این قلب مریض را اشاره به نفاق می‌کنند دو رویی‌های که اتفاق می‌افتد، حق دیگران را خوردن، به گناه آلوده شدن، بی توجهی به ولی، عدم اطاعت از حقیقت ولایت و اوامر ولی، نماز نمی‌خواند، روزه نمی‌گیرد، حجاب را رعایت نمی‌کند.

مجری:

کاهل است.

استاد نهاوندیان:

این قلب، قلب مریض است. قلبی که دروغگویی دارد، کدر می‌شود لذا کسانی که اهل دل هستند مثل جسم مریض که می‌برند اسکن می‌کنند ببینند کجایش شکسته و کجایش سالم است آدم‌های که اهل نگاه باطنی هستند می‌فهمند که این فرد چه مشکلات روحی و روانی دارد.

مجری:

و البته قابلیت اصلاح دارد.

استاد نهاوندیان:

بله قابلیت اصلاح دارد به میزانی که به مسیر اطاعت و محبت بر گردد.

یک سری قلب‌ها هم هستند قلب مرده اموات بین احیاء، قرآن کریم می‌ فرماید این‌ها قلب مرده هستند، بحث سر این است که ما در مسائل دنیوی مان تمام اتفاقاتی که برای مان می‌افتد قلب‌هایمان تکان می‌خورد این مرکز اتصال، فهم، درک و شعور، بصیرت و حرکت و تلاش دچار آسیب می‌شود.

چه کنیم که در شب‌های قدر و از خدا چه بخواهیم و در چه موضوعی متمرکز بشویم که بتوانیم این‌ها را اصلاح کنیم. امیر المؤمنین و ائمه معصومین سه تا دستور جدی برای احیاء قلب دادند. دیدید وقتی یک نفر قلبش از کار می‌افتد شروع به احیاء می‌کنند. دقیقا همین کار را طبیبان روحی و باطنی به ما دستوراتی دادند که باید به آن عمل کنیم.

یکی از دستورات شان است:

 «أحي قلبک بذکر»

امیر المؤمنین می‌فرماید قلبت را با ذکر احیا کن، ذکر یعنی چه؟ یعنی عدم غفلت، در مقابل ذکر غفلت است. یعنی هرجا که به سمت غفلت و به سمت نا آگاهی و سمت گمراهی می‌رویم این که شیطان رجیم این طوری خطاب کرد که به من الی یوم یبعثون مهلت بدهید، گفت من می‌خواهم این‌ها را گمراه کنم.

گمراهی نه به معنی که مسیرشان را منحرف کنم، گمراهی یعنی من این‌ها را در غفلت می‌برم و بعد مسیرشان منحرف می‌شود. ضلالت یعنی غافل کردن از اهداف شان و از تعالی روح شان و از تعالی زندگی شان.

موقعی که دشمن در نظام مؤمنین قرار می‌گیرد، می‌آید یاد خدا را به فراموشی می‌سپارد. ما باید روز به روزمان را بدانیم خدا رحمت کند اقای مجتهدی همیشه می‌فرمودند تسبیح دست تان بگیرید بگویید من بنده خدا هستم، من بنده خدا هستم، من بنده خدا هستم یاد تان باشد دارید بندگی می‌کنید یاد تان باشد خدایی نکنید رب نباشید، عاصی نباشید، طغیان نکنید.

این احیاء قلب را باید در شب‌های قدر که عرض کردم احیاء قلب یعنی احیای مرکز اتصال با مقام ولایت، مرکز اتصال با حقیقت و فهم حقایق این عالم.

مجری:

عطر دریا است چون که با دریا است اگر وصل بشود.

استاد نهاوندیان:

این باید وصل بشود، این احیاگری در شب‌های قدر مهم است من خودم را عرض می‌کنم بالاخره زنگارهای گناه و معصیت و مسائل این چنین را بزدایم.

دومین چیزی که امیر المؤمنین فرمودند:

«احي قلبک بالفکر»

قلبت را فکر کردن و با تفکر و تعمق احیا کن، ما باید بدانیم در چه دوره ای زندگی می‌کنیم ابزارهای شکنندگی ما چه است به راحتی می‌شینیم روی موبایل‌هایمان جستجوگری می‌کنیم این میدان دشمن را بشناسیم و تفکر کنیم که دشمن شما را در چه سیستم و ساحتی قرار می‌دهد و چه میزان شما را از مسیر و صراط مستقیم تان دارد جدا می کند.

شیطان این کارها را حرف‌های قشنگ و با جلوه‌های زیبای این عالم با پول و مقام و جایگاه و نمی‌دانم مسائل از این دست، با نشان دادن جلوات شیطانی فکر را تسخیر می‌کند یعنی قفل می زند. موقعی که دارد راجع به قلب مرده صحبت کند می‌گوید:

(خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ)

خدا بر دلها و گوشهاي آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهايشان پرده‌اي افکنده شده؛ و عذاب بزرگي در انتظار آنهاست.

سوره بقره (2): آیه 7

پرده می اندازد، پرده که افتاد آدم نمی‌تواند فکر کند. این هم یک نکته. نکته سوم فرمودند:

«إنّ في محبتنا حیات القلوب»

شما به هر میزانی محبت ما را داشته باشید قلب تان احیا می‌شود. حیات قلوب به میزان محبت ما بستگی دارد و بر می گردد لذا باید این سه دستور را رویش توجه و تمرکز کنیم و ان شاءالله شب‌های قدر از ساحت مقدس رب العالمین بخواهیم که به ما این توفیق را بدهند که قلب هایمان احیا بشود یعنی مرکز اتصال، توسل و توجه ما به ساحت نورانی ائمه معصومین از زنگارهای گناه، غفلت و بی فکری خارج بشود و با محبت اهل بیت مسیر تعالی و صعود خودمان را طی کنیم.

مجری:

ان شاءالله رب العالمین، احسنتم، خیلی ممنون و متشکرم جناب حجت الاسلام والمسلمین استاد نهاوندیان بسیار استفاده کردیم الحمدلله رب العالمین حتما بینندگان عزیز هم استفاده کردند و ان شاءالله باز توفیق باشد در جلسات دیگر هم در خدمت شما باشیم و از جنابعالی التماس دعا داریم.

همچنین خیلی ممنون و متشکرم از شما بینندگان عزیز و ارجمند، همراهان گرامی از شما عزیزان هم در این شب‌ها، شب‌های دهه پایانی ماه مبارک رمضان التماس دعای خیر، دعای فرج و دعای ظهور داریم عرض پایانی ما امشب هم همین باشد که «اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ وَ اكْحُلْ مَرَهِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ ُ وَ سَهَّلَ مَخْرَجَه‏ وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بِي مَحَجَّتَهُ وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ وَ اشْدُدْ أَزْرَه‏ وَ قَوِّ ظَهْرَهُ وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلَادَكَ وَ أَحْيِ بِهِ عِبَادَك‏» تا دیدار دیگر شما عزیزان را به خالق متعال می سپارم والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته


محراب خون - ویژه برنامه شبهای قدر>

ماه رمضان شب قدر شهادت امیرالمومنین علی ع سوره قدر ولایت قرآن ناطق نزول برکات قرآن و اهل بیت ع شب زنده داری