عم الرسول - شهادت حضرت حمزه سلام الله علیه
ویژه برنامه عم الرسول با کارشناسی حجت الاسلام والمسلمین جوادی
دیگر قسمت ها
برنامه عم الرسول 16 02 1402
عنوان: ویژه برنامه به مناسبت شهادت حضرت حمزه(سلام الله علیه)
استاد: حجت الاسلام والمسلمین جوادی
مجریان: آقای علی اسماعیلی
کلیدواژها:
شهادت؛ حضرت حمزه(سلام الله علیه)؛ عموی پیامبرخه (صلی الله علیه واله وسلم)؛ شهدای احد؛ اسلام؛ حامی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)؛ جنگ بدر؛ لا فتی الا علی؛ لقب سید الشهدا؛ گریه پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)؛ عزاداری!
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
تویی که شیر رسول خدایی ای حمزه * تو نیروی سپه مصطفایی ای حمزه
اگر چه سنبل اسلام ذوالفقار علی است* تو هم به تیغ خودت فخر مایی ای حمزه
به حفظ جان پیمبر همیشه کوشیدی * به پیروان ولا مقتدایی ای حمزه
چقدر دیدنی است جذر و مد شمشیرت * گهی که همقدم مرتضایی ای حمزه
نبی تو را به علی و ولایش ایمان داد * ز شیعه های نخست ولایی ای حمزه
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
سلام، درود، ارادت و تحیت خدمت شما دوستان عزیز و بینندگان گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) به برنامه عم الرسول خیلی خوش آمدید. سالروز شهادت غریبانه و مظلومانه حضرت حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) که روز پانزدهم شوال دو غم و دو اندوه بر دل مؤمنان و شیعیان و مسلمانان عالم است یکی شهادت حضرت حمزه سید الشهداء است و دیگری هم رحلت جانگداز سید الکریم حضرت عبدالعظیم حسنی(سلام الله علیه) است.
ما این ویژه برنامه را به صورت خاص و ویژه در مورد شخصیت بی نظیر و بی همتای جهان اسلام و سید الشهداء پیامبر حضرت حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) شخصیتی که بسیار، بسیار در عرصههای مختلف یار و یاور پیامبر و دین مبین اسلام بودند حتی ولایت مولا امیر المؤمنین(سلام الله علیه) را پذیرفتند.
هرچند که قبل از ولایت و امامت حضرت ایشان اعتقاد و ایمان به این موضوع داشتند اما به نوعی حامی هم بودند و امیر المؤمنین هم بارها و بارها یاد کردند که اگر عمویم حمزه و برادرم جعفر بود شاید این اتفاقات و وقایعی که بعد از رحلت نبی مکرم و معظم افتاد نمی افتاد و کسی جرأت نمیکرد که مثل سقیفه ای برپا کند و یا شرایطی بعد از رحلت پیامبر که حق امیر المؤمنین را غصب کردند یک تعبیر به این شکل وجود نازنین امیر المؤمنین دارند.
درود و سلام میفرستیم بر روح پاک و مطهر حضرت حمزه و همه شهدای احد ان شاءالله خدا قسمت و روزی همه تان بکند در مدینة الرسول مشرف بشوید اطراف مدینة الرسول و منطقه احد آن کوه همچنان است و حرم هرچند خاکی شهدای احد برای ما حرم است هرجا که نام اهل بیت است قبول مطهرشان است آنجا برای ما حرم است حتی اگر نشان، قبر، گنبد، بارگاه و ضریحی نداشته باشند اما برای ما حرم و قابل احترام است.
لذا تصمیم گرفتیم امشب به صورت مفصل در خصوص شخصیت حضرت حمزه(سلام الله علیه) صحبت کنیم و در محضر سرور عزیز و گرانقدر جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر جوادی عزیز هستیم. حاج آقا سلام علیکم و رحمة الله عرض تسلیت خیلی خوش آمدید.
استاد جوادی:
علیکم السلام، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آل الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم من الان الی قیام یوم الدین؛ عرض سلام، ادب محضر شما و همه بینندگان محترم شبکه جهانی ولی عصر ان شاءالله که در ظل عنایات حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) باشید و مشمول دعاهای ویژه حضرت باشید.
مجری:
چقدر شبکه کار خوبی کرد که به مناسبت شهادت شخصیت بزرگ یک ویژه برنامه ای به صورت خاص و ویژه داشته باشیم و با شخصیت جناب حمزه(سلام الله علیه) آشنا بشویم. شاید تنها چیزی که مردم در مورد حضرت حمزه بدانند همین است که ایشان در جنگ احد به شهادت رسید و پیکرشان مثله شد و آن اتفاقاتی که رخداد.
اما چقدر خوب است که بیشتر نسبت به این شخصیت اطلاع پیدا کنیم. ابتدا در خصوص تولد حضرت حمزه بفرمایید.
استاد جوادی:
خدمت شما عرض کنم که جناب حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) طبق نقل روایات حدود چهار سال از پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) سنش بیشتر و بزرگتر بود. در بعضی از نقلها دو سال دارد یعنی دو سال و یا چهار سال قبل از عام الفیل جناب حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) به دنیا آمدند و دوران کودکی را طی کردند. ایشان عموی پیامبر اکرم (صلوات الله و سلامه علیه) هستن.
حمزه در لغت به معنای آدم تیزبین یا به معنای آدم قوی و شیر گفته میشود و بسیار اسم با مسمای برای جناب حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) است؛ چون ایشان هم بسیار تیزبین بوده و هم واقعا قدرتش زیاد بوده است. دوران کودکی اش را طی میکند به خاطر این که عموی پیامبر بوده و یک مقدار عبدالمطلب به خاطر مشکلات اقتصادی به مشکل میخورند همچنان که امیر المؤمنین(سلام الله علیه) خانه پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) آمد، جناب حمزه هم همین طور تقسیم شد و خانه جناب ابو طالب(سلام الله علیه) آمد.
دوران کودکی را طی کردند وقتی که جوان و رشید بودند مهمترین کار و خصوصیت جناب حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) این بود که شغل شان شکارچی بود. بر خلاف خیلی از اقوام عرب که یا تجارت میکردند و یا دامدار بودند حمزه سید الشهداء شکارچی بودن و خیلی هم شکار شیر میکرد. به خاطر همین در کل شهر مکه به شجاعت و ابر قدرتی معروف و مشهور بوده است.
در عین حال از جمله صفات ایشان حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) این بود که بسیار مهربان بود تقریبا دو تا صفتی که این طور سخت الان باهم جمع میشود. کسی که شکار شیر و پلنگ میرود و رفت و آمدش هم چون مکه محل شکار نبوده است برای همین بیرون میرفته و رفت و آمدش به مکه زمان طولانی بوده است یعنی گاهی مثلا غیبت حضرت حمزه در مکه طولانی می شد برای این که از محل شکار و بیابان بر گردد طول می کشید.
در عین حال که شکار حیوان و شکار شیر میرفت و شکارچی بوده بسیار آدم مهربان و رقیق القلب هم بوده است. خدمت شما عرض کنم قدم به قدم برویم تا به صفات و ویژگیهای ایشان برسیم حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) لقب اسد الله یا اسد رسول الله شیر خدا و یا شیر رسول خدا را داشته است و در روایت داریم که این لقب را جبرائیل به حضرت حمزه(سلام الله علیه) بعد از شهادتش در جنگ احد داد. این لقب درواقع منشأ وحیانی و آسمانی دارد و این لقب را جناب جبرائیل(سلام الله علیه) به جناب حمزه بعد از شهادت ایشان دادند.
حضرت حمزه(سلام الله علیه) سه تا پسر داشتند و پسرهایش هم بودند و حتی در قرن دهم هجری بخشی از سادات ما نسل شان به حضرت حمزه سید الشهداء بر میگردد. خیلیها تلاش میکنند بگویند از جناب حمزه کسی باقی نماند و نسلی از ایشان باقی نماند در حالی که این طوری نیست. نسل ایشان ادامه پیدا کرد. عرض کردم تا قرن دهم شجره نامههای وجود داشته که نسل شان به جناب حمزه سید الشهداء میخورد.
ایشان سه تا پسر و یک دختر داشتند، و به شدت از همان اول حامی پیامبر اکرم بود یک مقدار در نسل این خانواده و این قبیله جلو میآیم و بعد بزرگترین مخالف شان هم ابو سفیان و بنی امیه بوده است.
مجری:
قبل از این که جلوتر برویم یک مقدار به عقب بر گردم
استاد جوادی:
بر میگردم میخواهم بگویم صفاتی در وجود این قبیلهها حالت ارثی و موروثی کان پیدا میکند. جناب حمزه(سلام الله علیه) به شدت حامی پسر برادرش بود که پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) باشد.
مجری:
در مورد ایمان حضرت حمزه هم بفرمایید
استاد جوادی:
به ایمانش هم میرسیم این که چطور شد مسلمان شد به آن میرسیم. اصلا قبل از این که ایشان مسلمان بشود و قبل از این که پیامبر به رسالت برسد، پیامبر قبل از این که به رسالت برسد به محمد امین در بین مردم معروف بود طبیعتا کسانی که دل و قلب پاک باشند به سمت آدمهای پاک گرایش پیدا میکنند چرا که پیامبر هنوز به پیامبری مبعوث نشده بود ولی جناب حمزه (سلام الله علیه) از همان اول پیامبر اکرم را حمایت میکرد و هم دوستش داشت به قولی در زمین پیامبر اکرم بود.
تا این که بحث رسالت پیامبر اکرم اتفاق میافتد و پیامبر اکرم ادعای پیامبری میکند در مکه و شرایطی که پیامبر اکرم یک حرف نوی آورده و طرفدار هم ندارد و این طرفدارها اگر هم باشند گاهی از قشر ضعیف جامعه و از بردهها و کسانی که خیلی به لحاظ جایگاه اجتماعی وجاهتی در دوران عرب نداشتند. برای همین حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) در بعضی از روایات داریم و نقل مشهور تاریخ این است که تا زمانی که پیامبر اکرم اقوامش را دعوت کرد و آن یوم الانذار بود و دعوتش را علنی کرد از جمله افرادی که در آن جلسه بودند و حرف پیامبر را شنیدند جناب حمزه سید الشهدا(سلام الله علیه) بود.
اسلام آوردن جناب حمزه را سال ششم بعثت نوشته اند، که رسما اعلام اسلام کرد و اعلام حمایت از دین و اعتقاد پیامبر اکرم کرد. ولی این که ایا قبل از سال ششم بعثت مخفیانه اسلام آورده و یا نه یا حمایت هایش از پیامبر اکرم چطور بوده است؟ آن بحث دیگر است.
ولی به خاطر شرایط خاص اجتماعی آن چه که در تاریخ است اعلام عمومی و رسمی اش آن هم قصه ای دارد. ابو سفیان یکی از بزرگترین مخالفین پیامبر اکرم است و همین طور ابو جهل و دیگران. دارد که پیامبر اکرم وارد مسجد الحرام شد ابو سفیان در انظار عمومی خیلی به پیامبر اکرم توهین کرد، پیامبر اکرم جواب نداد و بر اساس آیه قرآن:
(وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا)
و هنگامي که با لغو و بيهودگي برخورد کنند، بزرگوارانه از آن ميگذرند.
سوره فرقان (25): آیه 72
(وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا)
بندگان (خاص خداوند) رحمان، کساني هستند که با آرامش و بيتکبر بر زمين راه ميروند؛ و هنگامي که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام ميگويند (و با بياعتنايي و بزرگواري ميگذرند)؛
سوره فرقان (25): آيه 63
(وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا) پیامبر مسالمت آمیز رد شدند و رفتند. در تاریخ دارد کنیز ابو سفیان دید آن وقتی که این داستان اتفاق افتاد جناب حمزه در مکه بود و برای شکار رفته بود مدتی بعد که جناب حمزه برگشت در تاریخ دارد که جناب حمزه وقتی وارد مکه می شد زیارت مسجد الحرام را میکرد بعد سراغ اقوام و فامیل می رفت همین که جناب حمزه برگشت همان کنیز که این صحنه را دیده بود رفت به جناب حمزه گزارش داد گفت جناب حمزه شما نبودید ابو سفیان چه توهینهای به پیامبر اکرم کرد و چه حرفهای زد و پیامبر هم سکوت کرد و رفت.
حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) خیلی ناراحت شد که به چه جرأتی این کار را ابو سفیان کرده است. همان وقت بلند شد با بر آشفتگی شدید در مسجد الحرام آمد چون مکان بیت ابو سفیان به کعبه خیلی نزدیک بود یعنی شهر این قدر بزرگ نبود که خیلی فاصله داشته باشد. خانه ابو سفیان فاصله زیادی با کعبه نداشت. وقتی جناب حمزه داستان را شنید نزد ابو سفیان رفت و آن چنان با غلاف شمشیر در انظار عمومی به گردن ابو سفیان زد که خون از سر و گردن ابو سفیان جاری شد و بعد هم با آن صدای حیدری خودش گفت تو به پسر برادر من توهین کردی؟ او در حمایت من است هرچه او می گوید حرف من است، هرکاری بکند کار من است جرأت داری بلند شو با من مخالفت کن!
این خیلی حرف است حالا ما یک چیزی میگوییم و یک چیزی میشنویم
مجری:
ابو سفیان هم بالاخره برای خودش صاحب قدرت بوده است.
استاد جوادی:
اول قدرت مکه است، هم به لحاظ مالی و تجاری بالاخره ابو سفیان را کسی دست کم نمی تواند بگیرد. ما در دوران رسالت پیامبر اکرم دیدیم تا قصه فتح مکه حدود بیست و یک سال علیه پیامبر لشکر کشی کرده و دشمنی کرده بالاخره با خودش آدم آورده و تشکیلاتی داشته است و لشکر اداره کرده است؛ یعنی بالاخره ابو سفیان قدرتی است. آن وقت شما بیایی یک قدرت این طوری را در انظار عمومی این طوری هیبت و هیمنه اش را بشکنی بعد بزنی و خون آلود کنی، بعد بگویی اگر جرأت داری بیا با من مبارزه کن، بلند شو با من مخالفت کن. و از آن جا اعلام رسمی و عمومی اسلام کرد و گفت من به دین پسر برادرم محمد هستم و هرکس به او جسارت کند با من طرف است.
خیلی خوب بود واقعا در غربتی که آن وقت پیامبر اکرم داشتن بزرگترین دلگرمی بود. اعتقادش نسبت به پیامبر اکرم نه از سر عشیرگی و قبیلگی و تعصبات این طوری نبود به خاطر این که حمایت از پیامبر اکرم بر جناب حمزه خیلی هزینه بر بود. چون خیلیها در رویش ایستادند، چون هنوز پیامبر قدرتی ندارد.
یک وقت شما از کسی طرفداری میکنی که صاحب قدرت است و به نیت آلاف و علوفی مثلا طرفش میروی یک وقت کسی به لحاظ ظاهری در ضعف است نه عده دارد و نه عُده دارد مال و ثروت ندارد قدرت ندارد. وقتی از چنین شخص دفاع کنی این صدق نیت را میرساند. این درواقع بلندی نیت میخواهد که شما در این زمان از یکی حمایت کنی.
حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) که اقوام بزرگ عرب خیلی تلاش میکردند تحت حمایتش باشند در این شرایط می آید حمایتش را از پیامبر اکرم اعلام میکند و برای پیامبر خیلی باعث دلگرمی میشود. یک قوت قلبی به پیامبر میشود.
در تاریخ دارد که در دوران غربت مکه دو نفر بودند که خیلی به لحاظ قدرت نظامی و جنگی و حمایتهای این طوری برای پیامبر باعث دلگرمی بودند یکی جناب حمزه(سلام الله علیه) بود و دیگری جناب جعفر(سلام الله علیه) بود. همان که شما در اول صحبت تان فرمودید. روایت داریم که امام باقر و امام صادق(سلام الله علیهما) فرمودند اگر جعفر و حمزه زنده بودند حق جدمان علی غصب نمیشد. یعنی جرأت نمیکردند این کار را بکنند. اگر جعفر و حمزه زنده بودند فاطمیه اتفاق نمیافتاد و اگر جعفر و حمزه زنده بودند کربلایی رخ نمیداد.
خیلی مهم است یعنی یک آدم این قدر وجود داشته باشد این قدر حضورش مؤثر باشد که اهل بیت(سلام الله علیهم) این طوری از آنها یاد کنند.
مجری:
بعد استاد چقدر جالب است که به همین دو شخصیت اولا خدا مقام و منزلت شهادت بدهد چون مقام شهادت مقام کمی نیست، بعد هرکدام آن جعفر طیار(سلام الله علیه) و حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) بشوند.
استاد جوادی:
بله ایشان حمزه سید الشهداء و او هم جعفر طیار که پیامبر اکرم به جعفر برادر اقا امیر المؤمنین(سلام الله علیه) چقدر ارادت داشت. حالا که بحث جعفر طیار پیش آمد این نکته را بگویم جناب جعفر(سلام الله علیه) در جنگ موته شهید شد وقتی که خبر شهادتش را به پیامبر دادند پیامبر به قول ما خیلی سیاست به خرج میداد چطوری به علی ابن ابی طالب بگوید برادرش کشته شده است بالاخره امیر المؤمنین هم مقام جعفر را میداند.
حضرت با یک سیاست و لطافت خاص خبر شهادت جعفر را به آقا امیر المؤمنین داد، تا خبر را داد امیر المؤمنین این آیه را خواند (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ)
(إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ)
وقتی امیر المؤمنین(سلام الله علیه) این آیه را خواند این آیه تازه نازل شد یعنی امیر المؤمنین(سلام الله علیه) قبل از نزول این عبارت را به کار بردند و بعد این آیه نازل شد:
(وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ؛ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ أُولَئِكَ عَلَيهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ)
قطعا همه شما را با چيزي از ترس، گرسنگي، و کاهش در مالها و جانها و ميوهها، آزمايش ميکنيم؛ و بشارت ده به استقامتکنندگان! آنها که هر گاه مصيبتي به ايشان ميرسد، ميگويند: ما از آن خدائيم؛ و به سوي او بازميگرديم! اينها، همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده؛ و آنها هستند هدايتيافتگان!
سوره بقره (2): آیه 155 و 156 و 157
من خیلی جاها گفتم به استناد این آیه، معتقدم هر کجا نام امیر المؤمنین(سلام الله علیه) میآید باید صلوات را فرستاد (أُولَئِكَ عَلَيهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ) به خاطر این که شأن نزول این آیه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) است. خداوند فرمود (وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ) صابرین را بشارت بده، صابرین چه کسانی هستند؟ (الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ) کسانی که اگر مصیبتی برایشان وارد بشود (قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ أُولَئِكَ عَلَيهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ) خدا صلوات بر آنها میفرستد وقتی که خدا بر علی ابن ابی طالب صلوات بفرستد حتما ما اقتدا میکنیم و ما هم هرکجا نام امیر المؤمنین(سلام الله علیه) میآید صلوات را میفرستیم اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم!
به بحث جناب حمزه بر گردیم البته جعفر و حمزه دو شخصیتی بودند در وقتی از پیامبر اکرم دفاع کردند که پیامبر در اوج غربت بود، جعفر ابن طالب با هجرت به حبشه یعنی هجرت اولی که پیامبر اکرم به اصحابش فرمود بروید چون خیلی در اذیت و آزار بودند و فرمود به حبشه بروید و آن جا پادشاهش دل و قلبش مهربان است و با شما همراهی میکند همه رفتند. رفتن اینها یعنی همین تعداد افراد کمی هم که دور و بر پیامبر بودند کار را بر پیامبر سختتر کرد، چون غربتش بیشتر شد.
اما حمزه سید الشهداء در مکه کنار پیامبر بود، گفت من نمیروم اگر من بروم پیامبر تنها میشود، گفت شما بروید ولی اگر من هم بیایم پیامبر این جا مورد ستم، سوء قصد و ترور قرار میگیرد و کسی را ندارد که از او حمایت کند. حمزه در مکه ماند وقتی همان تعداد کمی یاران هم به حبشه رفتند کسی که پیامبر را حمایت کرد و مثل عقاب دور و بر پیامبر میچرخید حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) بود.
در آن سه سال شعب ابی طالب که همه جور پیامبر و اصحابش تحریم بودند آن که ایستاد و مقاومت کرد و از پیامبر دفاع کرد حمزه سید الشهدا(سلام الله علیه) بود.
مجری:
بعد جایگاه ایشان نزد رسول گرامی اسلام یک جایگاه خاص و ویژه بود یعنی هرکدام از شخصیتها جایگاهی داشتند اما حضرت حمزه جدای از این که جایگاه عمو دارد و یک احترام خاصی پیامبر برای ایشان قائل بود اما از نگاه دیگر هم با توجه به توضیحاتی که شما فرمودید این جایگاه و مقام چه بود؟
استاد جوادی:
ببینید وقتی گزارشهای تاریخی این طوری گفته میشود شاید خیلیها خیال میکنند محبت پیامبر به حمزه فقط به خاطر این بوده که حمزه در دوران غربت و دوران سخت پیامبر را حمایت کرده است.
مجری:
یا چون عمویش است!
استاد جوادی:
بله به خاطر که عمویش است و ایشان پسر برادرش است ولی اینها نیست، پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) اگر میخواست از این آدمها که صرفا حمایتش کنند و برای خودش جمع کند کم نداشت. شما حتما شنیدید وقتی پیامبر اکرم دعوتش را علنی کرد و پیامبر اکرم به طائف رفتند با سر و روی خونی کنار یک دیوار باغی پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) افتاده بود.
قبیله بسیار پرقدرتی آمدند به پیامبر گفتند یا محمد، هنوز رسول الله و پیامبر نمیگفتند گفتند یا محمد ما حاضر هستیم همه جوره از تو حمایت کنیم، نگذاریم به تو آسیبی برسد، به قول امروزیها نمیگذاریم به بدنت خش بیفتد، همه جوره امنیتت را تأمین کنیم مشروط بر این که بعد از خودت جانشینی و خلافت به دست قبیله ما باشد. اگر پیامبر دنبال گزینههای بود که فقط صرفا جلب حمایت کند از این موارد بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) با آن سر و وضع خونی و با آن وضع به آنها گفت:
«ليس ذاك إلي إنما ذلك إلى الله يجعله حيث يشاء»
الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر : دار الشعب – القاهرة، ج 9، ص 297
«أيكون لنا الأمر من بعدك؟ الأمر إلى الله يضعه حيث يشاء»
تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ، دار النشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ج1، ص286
«ليس ذاك إلي» کار دست من نیست، «إنما ذلك إلى الله يجعله حيث يشاء» کار دست خدا است و خلافت را خدا هرجا بخواهد قرار میدهد. من نیستم که انتخاب میکنم فقط من اعلام و ابلاغ میکنم. پس این که پیامبر عاشق حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) است نه فقط به خاطر این که از او حمایت کرده است از این طور حامیها زیاد داریم.
آن چه که در وجود سید الشهداء حمزه وجود داشت و پیامبر به آن علاقه مند بود اصلا شأن پیامبر اجل از این است که مثلا به خاطر مطامع دنیوی و مسائل مادی عاشق کسی بشود. حس اطاعت، پیروی و مطیع پیغمبر بودن و این که پیغمبر را رسول و فرستاده خدا میدید و نماینده خدا میدید، حجت خدا میدید این جایگاه حمزه سید الشهداء را بالا میبرد.
عرض کردم مشابه اینها را زیاد داشتیم، چرا پیامبر اکرم برای کسی دیگر این قدر مایه نگذاشت؟ پیامبر هم اقوامش بودند و هم غیر اقوامش بودند این خصلت در وجود خود حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) بود و آن هم حس اطاعت و نگاهش به پیامبر اکرم نگاه حجة الله و خلیفة الله بود نه نگاه عمو و برادر زادگی. وقتی هم که در مکه و در هجرت به مدینه پای پیامبر اکرم ایستاد خیلی برای پیامبر هم از مال و هم از جانش هزینه کرد. وقتی مدینه آمدند از جمله کسانی که خانه ساخت و دَرْ خانه اش به مسجد النبی باز میشد جناب حمزه بود که بحث سد الابواب را عزیزان بلد هستند.
خیلی از اصحاب دور تا دور خانه پیامبر اکرم خانه ساختند یک در به بیرون و یک در به مسجد وقتی که پیامبر دستور داد همه درها به مسجد ببندید غیر از علی ابن ابی طالب(سلام الله علیه) جناب حمزه کاملا اطاعت کرد. ملاحظه کنید حمزه هم عموی پیامبر است هم قدرت بازوی پیامبر اکرم است یعنی وجاهتش خاص و ویژه است حمایت و بود و نبودش خیلی میتوانست تأثیر داشته باشد.
مجری:
مثل بعضیها میگفت من که این همه برای اسلام کار کردم حالا یک سهمی و یک پنجره ای و دَرْ به سمت مسجد نداشته باشم!
استاد جوادی:
ایشان میتوانست این جا اعمال قدرت کند، مطالبه کند انتظار داشته باشد. بالاخره من انتظار دارم تو یک خورده با من کنار بیایی فقط من چشم بگویم یکبار هم تو چشم بگو، تنها کسانی که اعتراض کردند خلیفه اول و دوم بودند که هیچ کاره هستند. این بحث را من قبلا گفتم و الان زمانش نیست شما تمام جنگهای پیامبر اکرم را ببینید چه آن روز که پیامبر در مکه تحت شرایط سخت بود و چه آن وقت که در مدینه بیش از هفتاد و چند غزوه و سریه داشت خلیفه اول و دوم که بعدها ادعا کردند اگر شما توانستید پیدا کنید که در یک جنگی این مدعیان یک ظفر و یک پیروزی و یک فتح ورشادتی برای اسلام و پیامبر بیاورند من این جا با شما تحدی میکنم.
مجری:
در قضیه جنگ احد هم که اعتراف کردند.
استاد جوادی:
بله و آن وضعیت شان در جنگ خیبر بود هر دفعه رفتند منهزم و شکست خورده بر گشتند. عرض کردم شما در تمام دوران حضور پیامبر مثلا در مکه مگر تمام مسلمانها در شعب ابی طالب نبودند شما برودید بگردید ابوبکر، عمر، سعد ابی وقاص کجا هستند؟ مگر اینها آن وقت مسلمان نشده بودند، چرا اینها در شعب نیستند؟ چرا هیچ کس اینها تحت فشار قرار نمیگیرند؟ در مدینه از اول تا آخر بیش از هفتاد جنگ پیامبر داشتند در بسیاری از این جنگها اینها شرکت کردند شما اگر توانستید پیدا کنید در یک جا این خلفای مدعی بعد پیامبر یک ظفر، پیروزی و یک کاری برای پیامبر اسلام کرده باشند!
مجری:
ما اصلا کاری به مباحث اختلافی نداریم بحث تاریخی است بیاورید اگر دارند بروند خودشان تاریخ را ببینند.
استاد جوادی:
بله بحث تاریخی است. آن وقت این آدمهای که هیچ رشادت، ظفر و پیروزی در پرونده شان نیست همیشه مدعی و همیشه معترض و همیشه طلبکار پیغمبر هستند و از آن طرف حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه)، حمزه ای که از اول اول پای پیامبر ایستاد همه جوره هزینه داد حالا پیامبر به او میگوید حمزه تو هم باید دَرْ خانه ات را به مسجد ببندی.
مجری:
در این قضیه سمعا و طاعتا میگوید.
استاد جوادی:
آقای اسماعیلی! اینها تفاوت است یعنی این انقیادها، حمزه را این چیزها حمزه میکند. عرض کردم کسی که واقعا برای اسلام کار کرده است واقعا هزینه داده بود ولی هیچ ادعایی نداشت هیچ وقت مقابل پیامبر عرض اندام نکرد. هیچ وقت از پیامبر طلبکار نبود ولی بقیه بودند با این که هیچ کار هم نکرده بودند.
مجری:
با این که عموی پیامبر است و سنش هم بالاتر از پیامبر است.
استاد جوادی:
بله بزرگتر است و با آن همه سابقه و پرونده واقعا سنگین در ارادت و اینها...
مجری:
اما در مقابل پیامبر مطیع است
استاد جوادی:
چون این فهم مهم است که شما بفهمید طرف تان چه کسی است. طرف پیغمبر خدا است اگر صرفا بحث عمو و برادر زاده بود که میتوانست بگوید اول من عمو و بزرگتر تو هستم یکی بده و یکی بگیر من این کار را برای تو میکنم و تو هم این کار را برای من بکن، اما نداریم که جناب حمزه این کار را کرده باشد.
علت دشمی ابو سفیان و بنی امیه با جناب حمزه سر همین بود.
مجری:
ان شاء الله در مورد این بیشتر صحبت میکنیم دلم میخواهد در این لحظات که به صورت خاص و ویژه که از این شخصیت بزرگ حضرت حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) یاد کردیم یک بخش عزاداری و میان برنامه ای را ببینیم و بر میگردیم و باز هم در مورد ایشان صحبت خواهیم کرد و این لقب و نامی که برای حمزه در طول تاریخ به عنوان سید الشهداء آقا و بزرگ شهدا ماندگار شد الحق والانصاف که شایسته این شخصیت بود.
(میان برنامه)
مجری:
سلام خدا بر اسد الله و اسد الرسول سید الشهداء حضرت حمزه (سلام الله علیه)، خدا قسمت و روزی تان بکند در منطقه احد در بین زیارتنامه های که برای شهدای احد خوانده میشود زیارت خاص هم برای حمزه سید الشهداء دارد. ان شاء الله قسمت تان بشود بروید زیارت بکنید.
صحنههای که الان در بحث جنگ احد دیدیم آنجا خیلی حس عجیب است من یک گزارش مفصل تلویزیونی تهیه کرده بودم اصلا در ذهنم نبود که بیاورم و در اختیار عزیزان شبکه ولی عصر قرار بدهم تا برای دوستان پخش کنند، خیلی صحنههای دیدنی و کامل توضیح داده میشد که منطقه احد و محل شهادت همه اینها در آن گزارش تلویزیونی است و گفتگویی که با مردم داشتیم مردم در آنجا جمع شدند خلاصه خیلی حال و هوای عجیب است ان شاء الله قسمت و روزی تان بشود.
با برنامه عم الرسول، عموی پیامبر به زبان فارسی اگر بخواهیم ویژه برنامه ای است که در مورد حضرت حمزه سید الشهدا(سلام الله علیه) و در محضر سرور عزیز و گرانقدرمان جناب حجت الاسلام والمسلمین اقای دکتر جوادی هستیم.
اقای دکتر جوادی علت دشمنیها و کینه ابو سفیانها و بنی امیه و اینها را با حضرت حمزه داشتید میفرمودید که از کجا بود و از همین جاها و از همین حمایتهای جانانه حضرت حمزه بود.
استاد جوادی:
بله به همان علتی که پیامبر خیلی حمزه را دوست داشت به همان علت ابو سفیان دشمن حمزه بود. و این دقیقا همان نقطه اشتراک و نقطه افتراق آنها میشود. چون یک آدم ابر قدرت این طوری و آن هم در آن روزگار این طوری مطیع تمام قد پیامبر اکرم بشود و بعد هم روی در روی مخالفین بی ایستد چون غیر از حمزه کسی جرأت ایستادن در برابر ابو سفیان را نداشت. این خیلی مهم است بقیه نزد ابی سفیان عددی به حساب نمیآمدند ولی نمیتوانست از پس حمزه بر بیاید.
این مطلب را عرض کردم حتی آن روز که با غلاف شمشیر پس گردن ابو سفیان زد و او را خونی کرد آنجا حمزه گفت بلند شو اگر جرأت داری با من بجنگ و او هیچی نتوانست بگوید. یک آدم ابر قدرت این طوری و با این توان مطیع و غلام حلقه به گوش پیامبر اکرم میشود این قطعا دشمن هم دارد.
مضافا بر این که در قصه شهادت حضرت حمزه در اولین جنگ پیامبر، جنگ بدر بود، پرچمدار و درواقع فرمانده لشکر هم جناب حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) بود و در آن جنگ پدر و برادر هند که همسر ابو سفیان است کشته شدند. همه آن گذشته حمزه سید الشهداء جمع شده بود دیگر کشته شدن پدر، برادر و اقوام همسر ابو سفیان هم به دست جناب حمزه و علی ابن ابی طالب مضاعف شد بر این که عقدهها و کینهها زیادتر بشود.
تا این که هند جگر خوار آمد به وحشی که غلامش بود گفت سند آزادی تو در گرو کشتن یکی از این سه نفر است که میگویم محمد، علی یا حمزه، هرکدام از این سه نفرا بکشی آزاد هستی. و اضافه بر آزادی پول خوبی هم برایت میدهیم. این شد که در جنگ احد آن هم به خاطر آن وضعیتی که پیش آمد چون مسلمانها اول پیروز میدان بودند منتها به خاطر مال دنیا عقبه رها کردند، کج سلیقگی و نافرمانی کردند وضعیت سخت شد، در آن شرایط سخت وحشی از پس علی ابن ابی طالب بر نیامد، همین طور از پس پیامبر اکرم بر نیامد این شد که رفت کمین حمزه کرد و حمزه را در جنگ احد که پانزدهم شوال سال سوم هجری بود به شهادت رساند، یعنی همچنین روزی که الان پانزدهم شوال است هم سالگرد جنگ احد است و هم شهادت حضرت حمزه است.
درواقع سالروز نزول این عبارت:
لا سيف إلا ذو الفقا * ولا فتى إلا علي
تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310 ، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص65
«قال النبي صلى الله عليه وسلم لا فتى إلا علي ولا سيف إلا ذو الفقار»
شرح المقاصد في علم الكلام؛ اسم المؤلف: سعد الدين مسعود بن عمر بن عبد الله التفتازاني الوفاة: 791هـ، دار النشر: دار المعارف النعمانية - باكستان - 1401هـ - 1981م، الطبعة: الأولى، ج 2، ص 301
یعنی امروز چند تا مناسبت است وفات حضرت عبدالعظیم حسنی است آن هم قصه اش جدا است در کل ما در امروز یک مناسبتهای خاص این طوری داریم که روز جنگ احد نیمه شوال هم شهادت جناب حمزه است و به خاطر رشادتهای عجیب و بی نظیر آقا امیر المؤمنین در دفاع از پیامبر اکرم قصه این عبارت هم است که جبرائیل در آسمان ندا داد «لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» آن وقت امیر المؤمنین(سلام الله علیه)بیست و شش سال شان بود.
مجری:
استاد دعای جوشن را هم میگویند ظاهرا در همین جنگ یا در جنگ دیگری بود دعای جوشن کبیر که در حین جنگ و فرازهای دعا خوانده شد.
استاد جوادی:
نمیدانم! خلاصه این اتفاق در جنگ احد افتاد و حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) در این جنگ به شهادت رسید خیلی پیامبر اکرم از این قضیه محزون شد و او را غم و غصه گرفت. وحشی غلام هند که همسر ابو سفیان بود وقتی حمزه را کشت جسدش را شکافت و جگر حمزه را از سینه اش بیرون کشید و در مکه برای هند به عنوان هدیه برد.
آنها هم خیلی خوشحال شدند، منطقه احد در مدینه است و فاصله زیادی ندارد مکان جنگ شاید هم پیشنهاد حمزه بود که باید جنگ خارج از شهر باشد وقتی که این اتفاق افتاد دارد که ابو سفیان و هند جگر خوار بالای جسد جناب حمزه آمدند و جسد را تکه تکه کردند. دارد که هند جگر خوار از تکههای بدن حضرت حمزه گوشواره و دست بند درست کرد. و تا زمانی که میتوانست این گوشت مقاومت کند و دوام داشته باشد از آن استفاده میکرد و جار میزد که این گوشواره من از جگر حمزه سید الشهداء است.
حتی دارد وقتی ابو سفیان بالای سر حمزه آمد با چوب به سر مبارک جناب حمزه میزد و شروع به صحبت کرد و حرفهای زد که یکی از نزدیکان ابو سفیان این حرفها را شنید گفت این حرفها از تو بعید است گفت جایی این حرفها را نقل نکن به خاطر این که یک لغزشی بود که از من سر زد. ولی با چوب به سر مبارک جناب حمزه می زد و عقده هایش را خالی می کرد.
من وقتی این را خواندم یاد سر مبارک سید الشهداء(سلام الله علیه) در مجلس یزید افتادم این خانواده کلا این شکلی هستند که وقتی کسی از دنیا میرود با چوب به سر مبارک شان جسارت میکنند. جد یزید ابو سفیان به سر مبارک جناب حمزه سید الشهداء جسارت کرد. نسل و اولاد او یزید هم به سر مبارک حضرت ابا عبدالله الحسین سیدالشهدا(سلام الله علیه) جسارت کرد.
از آن طرف شما میبینید بزرگترین دلداری برای پیامبر اکرم عمویش بود، عموها کان یک حس خوبی دارند وقتی هستند دلگرمی میدهند تا حمزه سید الشهداء بود خیلی دلگرم بود یک ابر قدرتی بود که مثل عقاب دورش میچرخید. یادم آمد به قمر منیر بنی هاشم(سلام الله علیه) آن هم تا زنده بود دل زن و بچه های ابی عبدالله قرص و محکم بود بی حرمتیها و جسارتها آن وقتی شروع شد که عمویشان قمر بنی هاشم به شهادت رسید. اینها همین هستند جسارتهایشان بعد از حمزه خیلی زیادتر شد چون آدم بزرگی را از دست دادند.
دارد وقتی که این طوری جسد مبارک جناب حمزه را مثله و تکه تکه کردند و خواستند همه عقدههایشان را خالی کرده باشند هر تکه ای نشان از یکی از آن حمایتهای بود که حمزه از پیامبر کرده بود. یعنی یک ضربه میزدند و تکه میکردند به خاطر شعب ابی طالب، یک تکه می کردند به خاطر بدر، هر تکه ای نشان از یک عقده ای بود که در یک جایی نتوانسته بودند خالی کنند الان سر جسد بی جانش خالی می کردند. این حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) بود.
شما که حضرت را کشتید دیگر برای چه بعد از شهادتش آن طور تکه تکه و مثله میکنید؟
مجری:
این رسم عرب هم نبود!
استاد جوادی:
تمام این کارها و این روشها و افعال نشان از این است که یک جایی عقدهها و کینهها جمع شده و الان دارند آنها را سر جسد بی جان حمزه خالی میکنند چون وقتی زنده بود این کار را نمیتوانستند.
نکته دیگری که عرض کنم و وقت مان دارد به اتمام می رسد لقب سید الشهداء تا زمانی بود که اقا امام حسین(سلام الله علیه) به شهادت نرسیده بود و این لقب را پیامبر اکرم به حمزه داده بود این لقب سید الشهداء زمان پیامبر اکرم است. مثل حضرت مریم(سلام الله علیها) که سیدة نساء العالمین قبل از حضرت زهرا(سلام الله علیها) است. یعنی زمانش مقید است.
مجری:
در زمان خودش سیدة نساء العالمین است.
استاد جوادی:
بله در زمان خودش. حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) هم سید الشهداء زمان خودش است. اما سید الشهداء علی الاطلاق به حضرت ابا عبدالله الحسین(سلام الله علیه) گفته میشود. این هم یک نکته.
خدمت شما عرض کنم پیامبر اکرم بعد از این که از جنگ احد برگشتند و بالاخره بعد از آن شکست مسلمانها پیروز شدند ولی خیلی هزینه داده بودند دارد که پیامبر دید همه کشتههای احد دارد کس و کار و اقوام شان گریه میکنند این جناب حمزه(سلام الله علیه) بود که گریه کن نداشت. لذا دارد که پیامبر اکرم خیلی برای حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) گریه کرد.
وقتی مردم دیدند پیامبر اکرم خیلی عنایت ویژه در گریه و عزاداری برای حمزه سید الشهداء دارد، زنان مدینه آنها دم خانه پیامبر میآمدند و برای حمزه گریه می کردند و این تا مدتها بعد رسم شد، حتی اگر کسی میخواست برای عزیزی از قبیله خودش گریه کند اول برای حمزه گریه میکرد که دل پیامبر اکرم را به دست بیاید و بعد برای عزیز خودش گریه میکرد.
پیامبر اکرم خیلی عنایت بر گریه و عزاداری بر حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) داشت. و یکی از مهمترین ادله شیعه بر جواز گریه بر کشته شدگان قصه حمزه سید الشهداء است که همه منابع اهل سنت هم آن را نقل کردهاند. حالا که وهابیها میگویند اینها شرک است و مجاز نیست و سند شرعی ندارد پیامبر اکرم هم خودش گریه کرد و دستور داد که بر جناب حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) همه گریه کنند.
اگر گریه بر مرده کشته شده شرک بود و مجاز نبود پیامبر این کار را نمیکرد شما میتوانید بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) اشکال کنید؟ این هم یک نکته است.
مجری:
از این نکته الهام بگیریم که درواقع برای حضرت سید الشهداء هم این مسئله است که توصیه و سفارش شده که اگر عزیزی داشتید از دنیا رفته بود و اگر خواستید گریه کنید برای امام حسین(سلام الله علیه) گریه کنید.
استاد جوادی:
یک شعر منصوب به حضرت ابا عبدالله(سلام الله علیه) است
شیعتي مهما شربتم ماء عذب فاذكروني* أوسمعتم بغریب او شهید فاندبوني
شعر امام رضا(سلام الله علیه) هم است که پسر شبیب گفت:
«يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(سلام الله علیه)»
الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص130
امام سجاد(سلام الله علیه) هم سفارش کرده است، اینها همه سیره و روش ائمه(سلام الله علیهم) است. مثلا امام سجاد(سلام الله علیه) طفل شیر خوار میدید برای حضرت علی اصغر گریه میکرد. ذابحی میدید که میخواهد گوسفند ذبح کند بر پدر غریبش حسین گریه میکرد. هرچیزی را بهانه میکردند که شهدای کربلا را یاد کنند.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم از شما
استاد جوادی:
یک نکته بگویم، در سالها بعد، بعد از این که حمزه شهید شد قاتل حمزه سید الشهدا وحشی در فتح مکه نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) آمد و گفت من این کار را کردم ولی میخواهم اسلام بیاورم شما من را میبخشید؟ خیلی رحمت و رأفت است آدم واقعا گیج میشود پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) چقدر رحمتش زیاد است. با این که این همه این وحشی داغ بزرگی بر پیامبر اکرم با شهادت حمزه گذاشت پیامبر اکرم او را رد نکرد.
گفت من توبه تو را قبول میکنم اسلامت را هم میپذیرم ولی برو مقابل چشمم نباش، چون تو را میبینم یاد عمویم حمزه میافتم حالم منقلب میشود. این برای خیلی از ماها درس است قطعا ما جرم مان و دلشستگیمان نسبت به پیامبر به اندازه وحشی نیست هرچه هم خلاف کرده باشیم خلاف مان به اندازه وحشی نیست ولی پیامبر اکرم قبولش کرد امیدوارم خداوند متعال ما را هم قبول کند و ما را مشمول رحمتش قرار بدهد.
مجری:
الهی آمین، جناب استاد جوادی خیلی ممنون بزرگواری فرمودید، دوستان عزیز از شما هم ممنون و سپاسگزار هستم امروز گفتیم و شنیدیم دل مان برای غربت و مظلومیت حضرت حمزه سید الشهداء شکست و با سید الشهداء عالم وجود نازنین مولا و ارباب مان حضرت سید الشهداء امام حسین(سلام الله علیه) پیوند خورد، ان شاء الله که مورد لطف، عنایت و مرحمت همه بزرگواران قرار بگیرد یا علی مدد خدا نگهدار!