معز المومنین - ویژه برنامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
ویژه برنامه معز المومنین با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی
عنوان برنامه: معز المؤمنین -ویژه برنامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
تاريخ: 01 06 1402
استاد: حجت الاسلام والمسلمین اقای عباسی
مجری: آقای مسلم آقایی
مباحث مطرح شده در این برنامه:
شهادت؛ امام حسن مجتبی (علیه السلام)؛ سید جوانان بهشت؛ سخاوت؛ تاریخ شهادت؛ عزاداری؛ وصیت؛ ماجرای دفن؛ تیراندازی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم، لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
نشسته ام بنویسم گدا گدا آقا * چقدر محترم است این گدای با آقا
نشسته ام بنویسم حسن کریم کرَم * مدینه سفره آقا برو و بیای آقا
نشسته ام بنویسم به جای العفوم * الهی یا حسنُ یا کریمُ یا آقا
تو مهربانیت از دستگیریت پیداست * بگیر دست مرا هم تو را خدا آقا
دخیل های نبسته شده زیاد شدند * چرا ضریح نداری، چرا چرا آقا
نشسته ام بنویسم که قامتت طوبی است * نگاه مثل علی و صدات مثل خداست
نشسته ام بنویسم علیست بابایت * نشسته ام بنویسم که مادرت زهراست
نشسته ام بنویسم هزار ای والله * هنوز هم که هنوز است پرچمت بالاست
نشسته ام بنویسم که سفره داری تو * همیشه بیشتر از حد انتظاری تو
به دست با کرمت می دهی کریمانه * به سائلان حسینت هر آن چه داری تو
اگر بناست بسوزم به هیزم فردا * قسم به چادر زهرا نمی گذاری تو
نخواستم بنویسم ولی نفهمیدم * چطور شد که نوشتم حرم نداری تو
سلام عرض می کنم خدمت شما عزیزان فرهیخته، عرض تسلیت دارم ایام ماه صفر شهادت آقا جان مان کریم اهل بیت غریب مدینه امام مجتبی، توفیق دارم بنده حقیر از قاب شبکه جهانی ولی عصر در این شب و روزهای حزن و اندوه در خدمت شما باشم. شما بیننده ویژه برنامه معز المؤمنین هستید بنده ای حقیر افتخار دارم در کنار وجود نازنین استاد حضرت حجت السلام والمسلمین استاد عباسی باشم. استاد سلام عرض می کنم عرض تسلیت دارم خدمت تان.
استاد عباسی:
سلام علیکم ورحمة الله بنده هم عرض سلام و ادب و احترام دارم محضر بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) و همین طور عرض تسلیت به مناسبت ایام اسارت آل الله در ماه صفر بعد از حادثه عاشوراء به دست ظالمین و ستمکاران و جریان بنی امیه به فرماندهی یزید ابن معاویه و همین طور شهادت آقای مان امام مجتبی (علیه السلام) سبط اکبر نبی مکرم اسلام را تسلیت عرض می کنم.
امیدوارم خدای متعال آن چه که به مزد عزاداری و به تنعم عزاداری به خوبان درگاهش در این شب و روز عنایت می کند به ما هم عنایت بفرماید.
مجری:
خیلی متشکرم، ویژه برنامه معز المؤمنین با نگاه ویژه ای رصد کنید اعتقاد ما این است آن های که ماه محرم عزادار سید و سالار شهیدان بودند این شب و روزها قرار ندارند. اربعین قسمتم می شود، اسم من را جزء زوارهای امام حسین نوشتند اربعین کربلاء باشم زیارت کنم یا نه؟ ان شاء الله به مدد نگاه کریمانه امام مجتبی امروز آقا جان مان واسطه ای بشود به همه ما تذکره حرم سید و سالار شهیدان را عنایت بفرماید.
استاد بزرگوار قرار است سر سفره کریمانه امام مجتبی بنشینیم اولین سوالی که محضرتان می خواهم در ویژه برنامه شهادت آقا جان مان امام مجتبی مطرح کنم اگر صلاح بدانید در طلیعه برنامه قدری مختصر از جایگاه و شخصیت امام مجتبی بفرمایید و چه شد امام مجتبی کریم اهل بیت لقب گرفتند؟
استاد عباسی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وبه نستعین إنه خیر ناصر ومعین ثم الصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابا القاسم مصطفی محمد وعلی اهلبیته الطیبین الطاهرین المعصومین المنتجبین سیما بقیة الله في الارضین روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین.
در شب شهادت حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) کریم اهل بیت قرار داریم سوال خوبی را فرمودید نکاتی را در این باره عرض کنم حضرت در بین همه مسلمان ها جایگاه ویژه ای دارد. چند خصوصیت و ویژگی مهم در امام حسن مجتبی (علیه السلام) است به اعتراف و احترام همه مسلمان ها یکی از آن ها این که جزء آن دو نفری است که:
«سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة»
الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص57
یعنی بالاترین ویژگی در وجود نازنین امام مجتبی و فضیلت در بین همه اصحاب پیامبر و در بین همه مسلمان ها این که ملقب به این شدند که از جانب پیامبر و پیامبر از جانب خدای متعال «الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة» یعنی این دو بزرگوار، دو سبط نبی مکرم، دو نوه آقا رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) دو آقای جوانان بهشت هستند. سعی کردند گاهی این حدیث را برای دیگران به شکل های دیگر بیاورند مثلاً فلانی و فلانی «سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّة»؛ سید پیر مردهای بهشت، در بهشت پیر مردی راه ندارد کسانی که پیر و در سن بالا از دنیا می روند این ها در تمثال، شکل و شمایل جوانی به بهشت راه پیدا می کنند چون کهولت سن
(وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يعْقِلُونَ)
هر کس را طول عمر دهيم، در آفرينش واژگونه اش می کنيم (و به ناتوانی کودکی باز می گردانيم)؛ آيا انديشه نمی کنند؟!
سوره یس (36): آیه 68
کسی که عمرش طولانی می شود خمیده می شود و در خلق ما او را می شکنیم یعنی این سستی و ضعف در او غلبه پیدا می کند. قد او خمیده می شود موهای او سفید می شود و توان راه رفتن ندارد. ولی در بهشت ضعف و سستی وجود ندارد لذا اگر می فرماید «سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة» یعنی دو آقای همه بهشتیان هستند. شاخص در بهشت جوانی و جوانان هستند لذا امام حسن و امام حسین دو سبط پیامبر آقایی بر همه بهشت دارند این یک ویژگی که مسلم و قطعی بین همه مسلمان ها است و بیان کردند.
بعضی از اهل سنت بعضی از عبارات را خاص به کار بردند مثلاً آقای ذهبی از علمای طراز اول اهل سنت متوفای 748 هجری قمری در کتاب تذکرة الحفاظ، جلد 1، صفحه 124 وقتی به امام حسن (علیه السلام) می رسد با تعبیری با عنوان این که ایشان سید خاندان خود و بزرگ بنی هاشم بود در تاریخ الإسلام درباره دیگر اهل بیت مانند امام رضا (علیه السلام) بیان می کند و دیگران به امام حسن (علیه السلام) می رسد
«سید بنی هاشم حسن و حسین لا ینازعهما فی ذلک أحد»
احدی در این مسئله منازعه با حضرات نداشتند و بعضی از صحابه پیامبر وقتی به امام مجتبی (علیه السلام) می رسیدند ایشان را سیدی لقب می دادند. لذا فضائل فراوان نسبت به امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) و به صورت ویژه در رابطه با امام حسن (علیه السلام) وجود دارد.
سوال خوبی کردید چطور حضرت با عنوان لقب کریم اهل بیت خطاب می شوند؟ اهل بیت (علیهم السلام) همگی دارای اوصاف اخلاقی عالی رتبه ای از جانب خدای متعال هستند، مظهر تام و أتم ویژگی های خوب اخلاقی هستند اما هر کدام یک ویژگی یا چند ویژگی بروز و ظهور جدی تری پیدا کرده است. مثل امام رضا (علیه السلام) با توجه به مناظراتی که اتفاق افتاد لقب عالم آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) به ایشان خطاب شد و به این لقب معروف شدند. در حالی که بقیه اهل بیت هم عالم هستند و دارای علم غیب هستند چطور امام صادق و امام باقر (علیه السلام) نباشند؟ اما آن ویژگی خاص برای حضرت یک تجلی و بروز و ظهور جدی تر کرده است.
در رابطه با امام مجتبی (علیه السلام) با توجه به شرایط زندگی، دوره زندگی، ویژگی ها و اتفاقاتی که رخ داده این امکان خیلی فراهم شد که آن صفت کرامت و سخاء در وجود امام مجتبی (علیه السلام) تجلی پیدا کند. تا جایی که حتی دوران، دوران امامت حضرت نیست دوران زندگی حضرت در زمان خلافت امیر المؤمنین در کوفه است آن جا روز عید غدیری وقتی آقا امیر المؤمنین برای مردم سخنرانی می کنند و خطبه می خوانند بعد حضرت می فرمایند همگی ناهار به منزل امام مجتبی (علیه السلام) تشریف بیاورید. آقا امیر المؤمنین ارجاع می دهند و در واقع سفره دار در آن دوره امام مجتبی (علیه السلام) می شود.
بعضی از افراد حتی در مدینه هم داشتیم ماجرای معروفی است شخصی در نخلستان اطراف مدینه دید مرد مسنی دارد کار می کند و زحمت می کشد، بعد از کار برای خوردن غذا نشست این شخص گفت می شود با شما هم غذا بشوم؟ گفت بله به شرطی که بتوانی با من هم غذا بشوی یعنی از این غذا بتوانی استفاده کنی. دید نان جوی خشکی که باید فشار زانو بشکنند گاهاً دو دقیقه ای در دهان نگه دارید تا مقداری خیس بخورد بشود خورد. دید سختش است گفت اگر می خواهی غذای خوبی بخوری آدرس داد گفت به مدینه فلان جا برو آن جا غذای خوب مهیا است می توانی استفاده کنی.
این شخص رفت آن جا را پیدا کرد سر سفره نشست امام مجتبی (علیه السلام) دیدند از این غذا داخل ظرفش قرار می دهد و بر می دارد. به آن شخص گفتند راحت باش هر چه غذا می خواهی بخوری بخور اگر هم خواستی برای خودت ببری مشکل نیست غذا هست. گفت نه برای خودم نمی خواهم پرسید برای چه کسی می خواهی؟ گفت اطراف مدینه می آمدم ماجرا را تعریف کرد دیدم غذایی را که دارد می خورد غذای سخت و خشن نان جو است حضرت لبخندی زدند گفتند آن آقا، صاحب و آقای کل این خانه و آقای همه ما هستند. او از این غذا نمی خورد اگر همچنین چیزی در ذهن تان است غذایش همان غذا است و از این غذا استفاده نخواهد کرد.
لذا امام حسن مجبتی یکی از اساسی ترین راهکارهای حضرت در دوره ای که سب امیر المؤمنین می شود در دوره ای که دشنام به امیر المؤمنین داده می شود در دوره ای که اهل بیت (علیهم السلام) از نظر سیاسی به اصطلاح امروز بایکوت می شوند. حضرت آن ویژگی خاندان اهل بیت که سخاء و کرم است را به عرصه ظهور می گذارند تا جایی که خیلی از افراد از همین طریق به هدایت می رسند و جذب هدایت امام مجتبی می شوند کما این که همه عزیزان مان شنیدند آن مرد شامی آمد تا امام مجتبی را پیدا کرد متوجه شد ایشان امام مجتبی است شروع به جسارت کرد.
وقتی جسارت هایش تمام شد حضرت گفت به نظر می آید که اهل شام باشی از لهجه هم مدل صحبت کردن و مدل برخورد کردن مشخص است خسته هستی احتمالاً جایی برای استراحت نداشته باشی اگر جای برای استراحت می خواهی اگر غذایی می خواهی و ... مهمان حضرت شد یکی، دو روز بعد نظرش نسبت به همه چیز تغییر کرد. آن تصوری که برای این ها درست کرده بودند فرو ریخت امام مجتبی (علیه السلام) با آن کرم مثال زدنی در بعضی از عبارات آورده چراغی بالای خانه امام مجتبی روشن بود اگر کسی در مسیر گم شده بوده و نزدیکی های مدینه بود می خواست جایی برای استراحت پیدا کند درب خانه امام مجتبی (علیه السلام) می رفت این خانه را در مدینه پیدا می کرد. این از ویژگی های مهم حضرت است.
مجری:
استاد بحث سفره داری امام مجتبی شد می توانیم این گونه بگوییم برای ما هم نوشتند الان سر سفره امام مجتبی هستیم ان شاء الله رزق بگیریم به مدد نگاه کریمانه امام مجتبی بهترین ها را از دستان با برکت غریب مدینه بگیریم.
استاد عباسی:
گاهی اوقات شب یا روز شهادتی توفیق باشد در منبری محضر عزیزان مان باشم عرض می کنم خطاب به امام مجتبی (علیه السلام) عرض کنیم ما آن آدم های گمشده در جاده ها و بیابان های اطراف مدینه هستیم در کل شهر مدینه از دور یک نور دیدیم آن هم نوری که در پشت بام خانه شما روشن شده است. با همه خستگی و ناتوانی گشتیم و خانه شما را پیدا کردیم می خواهیم با ما همان برخوردی داشته باشید که با گمشده های در بیابان های مدینه داشتید و اطعام شان می دادید. می گوییم هر چقدر بد باشیم یقین داریم مثل مرد شامی اهل جسارت به شما و اهل اهانت به پدر شما نیستیم پدر، مادر و خاندان شما را دوست داریم خاندان شما را دوست داریم به شما ارادت داریم اگر با همه این اوصاف به اندازه همان مرد شامی هم شما را تحویل بگیرید کفایت مان می کند.
مجری:
خدایا به حق آقا جان مان امام مجتبی بهترین ها را برای همه بینندگان برنامه امام مجتبی قرار بده
(میان برنامه)
مجری:
من کِیَم سائلم و سائل کوی حسنم * تشنه ام تشنه ولی تشنه جوی حسنم
کشته ام کشته ولی کشته به یاد حسنم * مرده ام مرده ولی مرده به یاد حسنم
چه شود خادم ایوان رفیعش گردم * گردبادی شده بر دور سرش پر گردم
استاد بزرگوار خیلی ممنون از توضیحاتی که فرمودید ما یک تاریخ شهادت امام مجتبی را به خاطرمان است 28 صفر فکر می کنم عمومیت داشته باشد و بیشتر مردم بشناسند. یک تاریخ شهادتی هم مثل این شب و روزها 7 صفر به روایتی شهادت جانسوز آقا جان مان امام مجتبی (علیه السلام) است. می خواهیم قدری اگر صلاح بدانید از منظر علمی بررسی کنیم سندیت این تاریخ شهادت، چه کسانی صحه می گذارند و مورد نقد و بررسی قرار می دهند؟
استاد عباسی:
سوال خوبی مطرح کردید دو تاریخ شهادت مهم و معتبر نسبت به شهادت امام مجتبی (علیه السلام) داریم. نسبت به اصل تفاوت تاریخ ها عرض کنم اسناد رسمی جدی در دوره های حیات معصومین (علیهم السلام) نسبت به ثبت همه وقایع، ولادت ها و شهادت ها و ... وجود نداشته گاهی اوقات ولادت یا وفات یک نفر را با یک تاریخ دیگری می سنجیدند مثلاً می گفتند دو ماه بعد از فلان واقعه مثل نبی مکرم بحث 17 ربیع این مقدار سال بعد از عام الفیل گذشته از فلان سال این تاریخ ها گاهی اوقات نسبی بود.
گاهی اوقات مواردی که بیان شده در آثار و منابع آرام آرام تغییراتی و تصحیفی اتفاق افتاده مثلاً جمادی الأولی «الأولی»ش افتاد و بعد افراد فکر کردند جمادی الأخر و جمادی الثانی است. ربیع الأول، ربیع الثانی این موارد تغییر پیدا کرد. آن به نسبت ایام مثلاً در رابطه با حضرت زهرا (سلام الله علیها) این که هفتاد و پنج روز یا نود و پنج روز «خمسة سبعین» یا «خمسَه تسعین»، «سبعین و تسعین» دو تایش یک مدل نوشته می شود ولی به خاطر این که در آن دوره نقطه گذاشته نمی شد وقتی به نقطه گذاشتن رسید برخی گفتند تشخیص ما این است سبعین است هفتاد و پنج روز می شود. بعضی ها گفتند تشخیص ما این است که تسعین است نود و پنج روز گفتند برخی حتی در نوشتار طوری بوده که أربعین چون آخرش یک شکل می شود ابتدایش مقداری تفاوت داشت در نوشتن مثلاً (ر) اربعین را طوری نوشتند که با تسعین و سبعین نزدیک به هم می شده با توجه به خطوطی که قدیم بوده الان نقل چهل و پنج روز هم در شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم داریم که در عراق به صورت جدی مراسم های خیلی مهم برگزار می شود. در ایران هم است ولی مقداری کمتر شبکه حضرت ولی عصر یک شب در چهل و پنج روز هم عزاداری برگزار می کنیم.
نسبت به امام حسن مجتبی این دو تاریخ هم آمده است هر کدام هم ناقلین مهم و جدی در بین علمای شیعه دارد از ناقلین هفت صفر عرض می کنم به عنوان نمونه شهید اول شمس الدین محمد ابن مکی عاملی متوفای 786 از علمای بزرگوار شیعه در کتاب الدروس الشرعیة فی فقه الإمامیة ذکر کردند
«وقبض بها مسموماً يوم الخميس سابع صفر»
روز هفتم از ماه صفر در حالی که مسموم شدند به شهادت رسیدند.
الدروس الشرعية في فقه الإمامية؛ نويسنده : الشهيد الأول (وفات: 786) تحقيق: مؤسسة النشر الإسلامي؛ ناشر : مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، ج2، ص7
روز پنج شنبه هم بوده مانند امسال که مصادف با پنج شنبه است یعنی چهارشنبه امشب شب پنج شنبه که شب شهادت و روز پنج شنبه که روز شهادت است در آن سالی که حضرت به شهادت رسیدند دقیقاً در روز پنج شنبه بود این یک قول، کتاب الدروس الشرعیة شهید اول از علمای شیعه، صفحه 7
قول دیگر والد شیخ بهایی، شیخ حسین ابن عبد الصمد عاملی ایشان کتابی به نام وصول الأخبار إلی أصول الأخبار، صفحه 40 ایشان ذکر می کنند که روز پنج شنبه هفتم ماه صفر سال هم گفته شده است
«سنة سبع ثمان واربعین»
چهل و هفت یا چهل هشت ایشان ذکر کردند حضرت به شهادت رسیدند.
شخصیت دیگر شیخ بهایی در کتاب توضیح المقاصد، صفحه 6 ذکر می کند.
«السابع فیه»
روز هفتم در ماه صفر در مناسبت های ماه صفر ذکر می کنند
«وفاة الامام أبى محمد الحسن السبط عليه السلام»
آقا مجتبی (علیه السلام) باشند در مدینه ایشان ذکر کردند که
«وذلك في المدينة سنه 49 تسع وأربعين وكان عمره سبعا وأربعين سنة»
توضيح المقاصد(المجموعة)؛ نويسنده: الشيخ البهائي العاملي (وفات : 1031)، ناشر: مكتب آية الله العظمى المرعشي النجفي – قم: 1406، ص6
در سال چهل و نُه و هفتم صفر حضرت به شهادت رسیدند. همین طور مرحوم کاشف الغطاء از علمای بزرگوار شیعه در کتاب کشف القطاء المبهمات الشریعة الغراء، جلد 1، صفحه 96 آوردند در رابطه با شهادت امام حسن
«ألثاني: ولده الحسن عليه السلام»
فرزند امیر المؤمنین
«وهو الإمام ابن الإمام الزكيّ»
بع دارد:
«واصطفاه ربّه مسموماً في المدينة أيضاً يوم الخميس سابع صفر سنة سبع أو ثمان وأربعين»
كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الغراء ( ط.ج )؛ نويسنده : الشيخ جعفر كاشف الغطاء (وفات : 1228)، تحقيق: مكتب الإعلام الإسلامي - فرع خراسان - المحققون: عباس التبريزيان، محمد رضا الذاكري ( طاهريان ) وعبد الحليم الحلي، ناشر: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى ( مركز النشر التابع لمكتب الإعلام الإسلامي)، 1422- 1380 ش، ج1، ص96
سال چهل و هفت یا چهل و هشت و هفتم صفر حضرت به شهادت رسیدند. باز این هم یک قول است. قول دیگر، قول یک شخصیت بسیار با عظمت و فقهی از علمای شیعه معروف به جواهر شیخ محمد حسن نجفی صاحب کتاب شریف جواهر الکلام ایشان از اعاظم شیعه است در باب زیارت ائمه بقیع درباره شهادت امام مجتبی (علیه السلام) می فرمایند:
«فمنهم الحسن بن علي عليهما السلام أبو محمد سيد شباب أهل الجنة ولد بالمدينة يوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة اثنين من الهجرة، وعن المفيد سنة ثلاث، وقبض بها مسموما يوم الخميس سابع صفر سنة تسع وأربعين أو سنة خمسين من الهجرة عن سبع أو ثمان وأربعين سنة»
جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام؛ المؤلف: النجفي، الشيخ محمد حسن (المتوفى1266هـ)، تحقيق وتعليق وتصحيح: محمود القوچاني، ناشر: دار الكتب الاسلامية تهران، الطبعة: السادسة، 1363ش. ج20، ص87
یعنی روز هفتم از ماه صفر حضرت به شهادت رسیدند در جواهر، جلد 20، صفحه 87 این را مطرح فرمودند. نفر دیگری که عرض می کنیم و بعد سراغ قول بیست و هشت صفر می رویم مرحوم آقا شیخ عباس قمی صاحب کتاب مفاتیح الجنان کتابی دارند با نام الأنوار البهیة، صفحه 89 توسط نشر اسلامی از انتشاراتی که مربوط به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است این کتاب چاپ شد ایشان هم باز می فرماید:
«توفي الحسن ابن علي بالسبع»
یعنی به شهادت رسیدند
«یوم الخمیس»
روز پنج شنبه
«السابع مِنْ صفر»
روز هفتم صفر و سال
«سنة تِسع و أربعین»
سال چهل و نُه حضرت به شهادت رسیدند دارد که
«دُفن بالبقیع بالمدینة»
این هم یک قول؛ حداقل پنج عالم بزرگ شیعه که از شخصیت های مهم شیعه هستند نظرشان دارای اعتبار است قول در قرون مختلف یعنی یک قرن هم نیست بگوییم یک مرتبه در فلان قرن یا بعضی فکر کنند چند سال در ایران در جمهوری اسلامی عزاداری شده است نه، هم عزاداری، عزاداری قدیمی است ممکن است کمتر برگزار می شد و این مناسبت را گرفتند و هم این که شخصیت ها، شخصیت های هستند که از قرن هفت و هشت شخصیت های مختلف داریم که در کتب خودشان این قول را دانستند.
البته قول بیست و هشت صفر قول جدی است پیروان و معتقدین قابل توجهی دارد مثلاً شیخ مفید در کتاب مسار الشيعة، صفحه 46 در بیست و هشت صفر ذکر کردند. بعد مدل گفتن این که می گویم گاهی اوقات روی این جهت اختلاف می شود شهادت امام رضا (علیه السلام) در ماه قمری گاهی بیست و نُه روزه و گاهی سی روزه می شود. سی روزه هم می شود ما سی ام می گیریم دیگر بیست و نهم نمی گیریم چرا؟ علتش این که آنی که در منابع آمده آخرین روز ماه صفر (پایان ماه صفر) آمده است.
پایان ماه یک موقعی بیست و نُه روزه است که روز بیست و نهم می شود یک موقعی سی روزه است روز سی ام می شود. گاهی اوقات از همین نکات آن تفاوت های که بیان شد آمده است در این جا شیخ مفید فرمودند:
«وليلتين بقيتا منه»
یعنی دو روز باقی مانده از ماه صفر
«سنة إحدى عشرة من الهجرة كانت وفاة سيدنا رسول الله صلى الله عليه وآله. وفي مثله سنة خمسين من الهجرة كانت وفاة سيدنا أبي محمد الحسن بن علي بن أبي طالب عليهما السلام»
مسار الشيعة في مختصر تواريخ الشريعة؛ نويسنده: الشيخ المفيد (وفات: 413)، تحقيق: الشيخ مهدي نجف، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان: 1414- 1993م، ص47
ایشان سال را پنجاه می گیرند یعنی قائل در سال چهل و هفت، چهل و هشت، چهل و نُه و پنجاه هم داریم یعنی سه سال مختلف برای سال شهادت حضرت می گوید مثل همان موقع یعنی دقیقاً موقعی که پیامبر به شهادت رسیدند بیست و هشت صفر می گوید: «مثله سنة خمسين من الهجرة» در سال پنجاه، سبط شان آقا امام مجتبی (علیه السلام) به شهادت رسیدند «كانت وفاة سيدنا أبي محمد الحسن بن علي بن أبي طالب عليهما السلام» این در مسار الشيعة، صفحه 46 آمده است.
شخصیت دیگر شیخ طوسی هستند
«وَ لِلَيْلَتَيْنِ بَقِيَتَا مِنْهُ سَنَةَ إِحْدَى عَشْرَةَ مِنَ الْهِجْرَةِ كَانَتْ وَفَاةُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ فِي مِثْلِهِ مِنْ سَنَةِ خَمْسِينَ مِنَ الْهِجْرَةِ كَانَتْ وَفَاةُ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)»
مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج2، ص 790
در سال پنجاه از هجرت را ذکر کردند در مصباح المتهجد، جلد 2، صفحه 790؛ شیخ طبرسی در اعلام الوری بأعلام الهدیٰ، جلد 1، صفحه 403 و بزرگان دیگری که این مطلب را بیان کردند بنابراین هر دو تاریخ، تواریخ معتبر نزد شیعه است این عزاداری جای دوری هم نخواهد رفت چون در بیست و هشت صفر شهادت آقا رسول الله است برای حضرت عزاداری می شود برای امام حسن مجتبی (علیه السلام) هم در آن روز عزاداری بشود. در هفت صفر مقداری ویژه تر رسیدگی به مسئله عزاداری حضرت امام مجتبی.
یک ماه محرم به علاوه حداقل بیست روز از ماه صفر به علاوه بسیاری از ایام سال برای سید الشهداء (علیه السلام) داریم عزاداری می کنیم چه خوب است که در دوران و زمان شهادت امام مجتبی این دو روزی که در تواریخ آمده است این را احترام قائل بشویم هم عزاداری کنیم و هم ان شاء الله از خان کرم حضرت بتوانیم بهرمند بشویم.
مجری:
ضمن این که هر دو تاریخ فرمودید اعتبار بالایی دارد. استاد می خواهم در مورد کیفیت شهادت آقا جان مان امام مجتبی سوال کنم قاتل حضرت از منابع اهل تسنن بفرمایید اما قبلش امام مجتبی چقدر غریب بودند شب شهادت است می گویم وجود نازنین سید و سالار شهیدان همسری به نام رباب داشتند تا زنده بودند زیر سایبان نرفتند، غربت امام مجتبی را می خواهم خدمت شما عرض کنم این همه زائر در این شب و روزها، سیل جمعیت در حلقه عزت تمام دارند با پای پیاده حرم سید الشهداء می روند عرضم این نمی دانم بقیع قبور مطهر ائمه بقیع کنار قبر آقا جان مان امام حسن الان زائر است یا نه؟ یا ضریح مبارکی که آقا جان مان ابی عبد الله دارد چه ضریح زیبایی؟ همه این ها نشان دهنده غربت آقا جان مان امام مجتبی است. در مورد کیفیت شهادت و قاتل حضرت بفرمایید
استاد عباسی:
به نکته ای خوبی اشاره کردید امروز قم جایی می رفتم بنر عزاداری مثل امشبی دیدم خیلی تأثیر گذار بود هیئت مهندسین بقیع یک مرتبه دلم ریخت، برسد یک روزی که ما مهندسین و کسانی داریم که در صحن حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کنار حرم امیر المؤمنین از ایرانی ها دارند فعالیت می کنند یک هیئت خیلی با صفایی هم در نجف دارند ایرانی ها آن جا جمع می شوند کسانی که طلا کاری می کنند و ... خودشان یک خانه کوچکی را آباد کردند و یک طبقه ای رویش ساختند و مراسم می گیرند.
واقعا دلم ریخت که بشود یک روزی هیئت مهندسینی که بخشی از سال را در مدینه دارند کار می کنند صحن و سرای امام مجتبی (علیه السلام) را بنا کنند و ان شاء الله روزی برسد الان برای ما آرزو شده، اگر خاطر تان باشد دوران صدام (لعنت الله علیه) این همه جنایت کرد، مرحوم پدرم در عمرش هرگز کربلاء نرفت موقعیتش نبود مسیر بسته بود کسی نمی توانست کربلاء برود. ما کسی از صلحاء در یکی از شهرها ایشان وصیت کرده بود من را نجف دفن کنید به امانت دفنش کردند ده ها سال شاید نشد طوری بود پرنده ای از این مرز به آن مرز نمی رفت آن موقع آرزو بود این که در عزاداری ها می گفتند (بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلاء) فکر نمی کردیم یک روزی برسد دست مان به کربلاء و ضریح برسد.
من کم و سن بودم در تصورم حرم سید الشهداء (علیه السلام) جز یک عکس ندیده بودم نمی توانستم تصور کنم این حرم چطوری است؟ الان راحت بدون ویزا با پای پیاده از داخل ایران و با خودروی شخصی و ... می روند ما الان وقتی می گوییم مهندسین بقیع و ساخت بقیع، می گوییم اصلاً می شود؟ در تاریخ بوده یعنی یک دوره ای قبل از وهابیت پلید بود شیعیان امیر المؤمنین حج می رفتند مدینه کنار ضریح امام مجتبی (علیه السلام) زیارت می کردند و زیارتنامه می خواندند و عزاداری می کردند.
الان برای ما خواب و خیال و رؤیا شده است که ان شاء الله این رؤیا با ظهور موفور السرور حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) با نابودی همه ظالمین و همه جنایتکارانی که در کل عالم هستند ان شاء الله این مسیر باز بشود وهابیت کنار زده بشود و این شرایط مهیا شود. اما در رابطه با بحث شهادت فرمودید این که چه کسی را به عنوان قاتل معرفی می کنند؟ تقریباً همه قصه های مربوط به قتل ها یک عامل و یک آمر داریم یک چیز طبیعی است نمی شود یک مرتبه یک نفری اقدام به ترور یک فرد بزرگی کند هیچ کس هم پشت سرش نباشد خیلی کم پیش می آید یک نفر با یک انگیزه فقط شخصی بیاید یک جنایتی را انجام بدهد. حتماً دیگرانی هستند مخصوصاً آن فرد شخص مهم، حکومتی، دینی، علمی و با یک جایگاهی است.
آنی که در روایات آمد عرض می کنم اولاً همسر حضرت امام مجتبی (علیه السلام) است در روایتی که در کافی کلینی آمده است جعده بنت أشعث ابن قیس کِندی در کافی کلینی، جلد 1، صفحه 462 می گوید دختر أشعث ابن قیس به امام حسن (علیه السلام) و کنیز آن حضرت سم خورانید کنیز، توانست برسد سم را قی کند اثر بر وجودش نگذارد اما نسبت به امام حسن مجتبی ماند و حضرت با این سم به شهادت رسیدند.
این را مرحوم کلینی در کافی، جلد 1، صفحه 426 آورده است. مرحوم خصیبی در الهدایة الکبری، صفحه 184 علت شهادت امام حسن
«وَ كَانَ سَبَبُ سَمِّهِ عَلَى يَدِ زَوْجَتِهِ جَعْدَةَ بِنْتِ مُحَمَّدِ بْنِ الْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ الْكِنْدِي»
به واسطه او این شهادت رقم خورد. آمر را هم در این روایت ذکر می کند.
«لأنَّهُ»
چرا این کار را انجام داد؟ به خاطر این که:
«بَذَلَ لَهَا مُعَاوِيَةُ عَلَى ذَلِكَ عَشَرَةَ آلَافِ دِرْهَمٍ»
به خاطر که معاویه ده هزار درهم به او داده بود. به علاوه
«وَ أَقْطَاعَ عَشْرِ ضِيَاعٍ سُوراً وَ هِيَ مِنْ سَوَادِ الْكُوفَةِ.»
نام كتاب: الهداية الكبرى؛ نويسنده: خصيبى، حسين بن حمدان، (تاريخ وفات مؤلف: 334 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: البلاغ، مكان چاپ: بيروت1419 ق، ص 184
همین طور ده قطعه زمین از زمین های بزرگ و حاصلخیز کوفه چند هزار متر بود و به چه شکل بود نمی دانیم چون زمین های آن زمان صد متر، دویست متر و ... نبود زمین هکتاری، بالاتر از هکتاری و زمین حاصلخیز یعنی از جاهای مرغوب کوفه که راحت دسترسی به آب داشته و حاصل خیر بوده است.
مرحوم شیخ صدوق در الأعتقادات الإمامیة، صفحه 98 ذکر می کند
«وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ- عَلَيْهِمَا السَّلَامُ- سَمَّتْهُ امْرَأَتُهُ جَعْدَةُ بِنْتُ الْأَشْعَثِ الْكِنْدِيِّ، فَمَاتَ مِنْ ذَلِكَ.»
اعتقادات الإماميه( للصدوق) نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على (تاريخ وفات مؤلف: 381 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: كنگره شيخ مفيد، قم: 1414ق، ص98
شیخ مفید در إرشاد ذکر کرده است علت پشت پرده و آمار را هم ذکر کرده است این جا مفصل تر می گوید:
«أَرْسَلَ مُعَاوِيَةُ إِلَى جَعْدَةَ بِنْتِ الْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ أَنِّي مُزَوِّجُكِ يَزِيدَ ابْنِي عَلَى أَنْ تَسُمِّي الْحَسَنَ»
به چه شرطی من تو را به عقد فرزندم یزید در می آورم بنابر این که به امام مجتبی (علیه السلام) سم بدهی
«وَ بَعَثَ إِلَيْهَا مِائَةَ أَلْفِ دِرْهَمٍ فَفَعَلَتْ وَ سَمَّتِ الْحَسَنَ علیه السلام فَسَوَّغَهَا الْمَالَ»
این جا می گوید صد هزار درهم برای او فرستاد امام حسن را مسموم کرد اموال برایش فرستاد می گوید اموالی را که قول داده بود تکمیل کرد اما:
«وَ لَمْ يُزَوِّجْهَا مِنْ يَزِيدَ»
حاضر نشد او را به عقد یزید در بیاورد حتی عبارتی دارد گفت وقتی تو فرزند پیغمبر را سم دادی چه اعتمادی کنم که تو فرزند من را سم ندهی؟ جالب است بعدها با شخصی از آل طلحه ازدواج کرد فرزندانی به دنیا آورد مردم به فرزندان او:
«يَا بَنِي مُسِمَّةِ الْأَزْوَاج»
می گفتند ای فرزندان خانمی که به همسر (شوهر) خود سم می دهد
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج2، ص16
این در الإرشاد شیخ مفید، جلد 2، صفحه 16 آمده است. همین طور شیخ طبرسی در إعلام الوریٰ بأعلام الهدیٰ کتاب تاریخی مرحوم طبرسی، جلد 1، صفحه 403 آورد این کتاب، کتاب تاریخی معتبری است
«سَمَّتْهُ زَوْجَتُهُ جَعْدَةُ بِنْتُ الْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ وَ كَانَ مُعَاوِيَةُ قَدْ دَسَّ إِلَيْهَا مَنْ حَمَلَهَا عَلَى ذَلِكَ وَ ضَمِنَ لَهَا أَنْ يُزَوِّجَهَا مِنْ يَزِيدَ ابْنِهِ وَ أَعْطَاهَا مِائَةَ أَلْفِ دِرْهَم»
نام كتاب: إعلام الورى بأعلام الهدى( ط- القديمة)؛ نويسنده: طبرسى، فضل بن حسن (تاريخ وفات مؤلف: 548 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: اسلاميه، تهران: 1390 ق، ص206
صد هزار درهم بده و او هم این کار را انجام داد.
اما در منابع اهل سنت هم بعضی جاها صریح گفتند بعضی جاها با قیل گفتند بعضی جاها مدل دیگر گفتند کنار هم می گذاریم می بینیم دقیقاً همان قصه اتفاق افتاد و آن ها هم دارند منتها با این احتساب که نویسندگان آن ها ده ها سال گیر بنی امیه و حاکمان این چنینی بودند نگرانی های جدی وجود داشته و خیلی از حرف ها سانسور شد والا معاویه معروف به این که دائماً می گفت:
«إِنَّ لِلَّهِ جُنُوداً مِنْ عَسَل»
خدا لشکریانی از عسل دارد!
الأنساب؛ اسم المؤلف: أبي سعيد عبد الكريم بن محمد ابن منصور التميمي السمعاني الوفاة: 562هـ، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الله عمر البارودي، ج5، ص476
یعنی هر جایی بخواهیم و هر کسی را بخواهم بزنم با عسل می زنم و یک طوری عسل را به او می رسانم معروف است که سم های بسیار مهلک را به عنوان هدیه پادشاهان کشورهای دیگر، مناطق دیگر و آدم می دانستند که معاویه سم دوست است و دشمنانش را با سم می کشد. وقتی پیش او می آمدند کسی برای پادشاهان عطر، شمشیر یا لباس می برد برای معاویه سم می آوردند. می گفتند این سم، سم درجه یکی است که ما از فلان کشور تهیه کردیم هدیه محضر شما آوردیم او این ها را می گذاشت و بسیاری از مخالفین و دشمنان خودش را با این سم ها به شهادت رساند. می گوید:
«وقد قيل أن معاوية دس إلى جعدة بنت الأشعث بن قيس امرأة الحسن، وأرغبها حتى سمته وكانت شانئة له.»
أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج1، ص389
معاویه تشویق و دسیسه کرد تا همسر امام مجتبی (علیه السلام) حاضر شد امام مجتبی (علیه السلام) را با آن سم به شهادت برساند آقای بلاذری در انساب الأشراف از علمای اهل سنت، جلد 3، صفحه 295 آورده است بلاذری از متقدمین اهل سنت متوفای 279 است یعنی در قرن سه زندگی می کرد مال متأخر نیست.
ابن أعثم کوفی در الفتوح مسائلی را ذکر کرده می گوید:
«لذلك سعى في موت الحسن بكل جهده، وأرسل مروان بن الحكم (طريد) النبي صلى الله عليه وآله وسلمإلى المدينة وأعطاه منديلا مسموما وأمره بأن يوصله إلى زوجة الحسن جعدة بنت الأشعث بن قيس بما استطاع من الحيل لكي تجعل الحسن يستعمل ذلك المنديل المسموم بعد قضاء حاجته وأن يتعهد لها بمبلغ خمسين ألف درهم ويزوجها من ابنه»
الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري ( ماجستر في التاريخ الإسلامي)، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج4، ص319
تمام تلاشش را کرد که امام مجتبی (علیه السلام) را به شهادت برساند چه کسی؟ معاویه به خاطر این که امام مجتبی مانع بود از این که معاویه به اهدافش برسد. می گوید مروان ابن حکم را به مدینه همراه یک ظرف سم و دستمال مسموم فرستاد تا به جعده برساند و جعده همسر امام مجتبی با هر حیله ای که می تواند از آن دستمال استفاده کند و این قصه اتفاق افتاد.
این جا می گوید پنجاه هزار درهم به آن زن داد به او وعده داد او را به ازدواج یزید در بیاورد همین اتفاق افتاد این در الفتوح، جلد 3، صفحه 318 آمده است. مسعودی در مروج الذهب دو نفر را به عنوان قاتل بالمباشرة جعده و قاتل بالأمر معاویة ابن ابی سفیان را ذکر کردند. آقای ابو الفرج اصفهانی در مقاتل الطابیین، جلد 1، صفحه 80 ذکر کرده است. ابن عبد البر قرطبی در الإستیعاب آورده که افرادی این مطلب را به صورت جدی ذکر کردند
«كان ذلك منها بتدسيس معاوية إليها»
الاستيعاب في معرفة الأصحاب؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج1، ص389
یعنی دسیسه از جانب معاویه بود و برای او فرستاد و این نکات را در رابطه با شهادت حضرت ذکر کردند.
یک نکته خیلی مهم این جا بگویم و بحث من تمام معاویه از شنیدن خبر شهادت امام مجتبی (علیه السلام) بسیار خوشحال می شود و ابراز خوشحالی می کند و این ابراز خوشحالیش هم در منابع اهل سنت منعکس شده است مثل الإمامة والسیاسة، جلد 1، صفحه 142 و بسیاری از منابع دیگر مثل کتاب عقد الفرید ابن عبد ربه آندلسی، جلد 4، صفحه 337 هم فرستاد و حضرت را با آن سمی که فرستاد به شهادت رساند و هم این که ابراز خوشحالی از شهادت حضرت
(میان برنامه)
مجری:
استاد در این دقایق باقی مانده این سوال را خدمت شما مطرح کنم وجود نازنین آقا جان مان امام مجتبی کریم اهل بیت در مورد دفن شان وصیتی داشتند یا نه؟ این که کنار حرم شریف آقا رسول الله دفن شوند و این که ممانعت هم کردند چه کسانی یا چه کسی بود ممانعت کرد؟
استاد عباسی:
یکی از فرازهای جانسوز تاریخ اسلام همین بخش است که امام مجتبی (علیه السلام) وصیت می کنند به این که در کنار جدشان رسول الله دفن شوند این وصیت یک وصیت طبیعی و عادی است در قبل از اسلام بود موارد متعدد جمع آوری کردم از انبیاء در طول تاریخ انبیاء گرفته سند داریم که وصیت به دفن در موضع خاصی کردند تا در دوران اسلام که خیلی از مسلمان ها وصیت می کردند من را کنار قبر فلانی و فلان جا دفن کنید.
امام مجتبی (علیه السلام) بر اساس همین، وصیت کردند لذا وصیت شان یک امر غیر عادی نبود اما این که متأسفانه ممانعت از وصیت حضرت می شود و اجازه نمی دهند بسیار جانسوز است هم با بهانه واهی هم با تندی، خشونت و قساوت قلب نسبت به این ماجرا برخورد می کنند. من یکی دو سند در رابطه با این که حضرت وصیت کردند عرض کنم.
مرحوم خصیبی در هدایة الکبری، صفحه 186 دارد امام حسن (علیه السلام) هنگام وفات فرمودند ای برادر:
«إِذَا أَنَا مِتُّ يَا أَخِي فَغَسِّلْنِي وَ حَنِّطْنِي وَ كَفِّنِّي وَ صَلِّ عَلَيَّ وَ احْمِلْنِي إِلَى جَدِّي رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ»
من را کنار قبر پیامبر ببر
«حَتَّى تُلْحِدَنِي إِلَى جَنْبِهِ»
تا این که من در کنار ایشان دفن شوم بعد فرمودند
«فَإِنْ مُنِعْتَ مِنْ ذَلِكَ فَبِحَقِّ جَدِّكَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ عَلِيٍّ أَبِيكَ وَ أُمِّكَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) وَ بِحَقِّي يَا أَخِي أَنْ لَا خَاصَمْتَ أَحَد»
نام كتاب: الهداية الكبرى؛ نويسنده: خصيبى، حسين بن حمدان، (تاريخ وفات مؤلف: 334 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: البلاغ، مكان چاپ: بيروت1419 ق، ص 186
شما وارد درگیری نشو یعنی پیش بینی حضرت به عنوان امام معصوم بود احتمال دارد جلوگیری کنند ولی این ها باید ثبت در تاریخ شود که حضرت وصیت فرمودند برای دفن در کنار جدشان آقا رسول الله رفتند و مانع اتفاق افتاد این یک سند تاریخی. شبیه این مرحوم شیخ طوسی در الأمالی، صفحه 160 و همین طور علامه مجلسی در بحار، جلد 44، صفحه 140 و در خود منابع اهل سنت هم وصیت حضرت آمد که:
«قال الحسن حين حضرته الوفاة: ادفنوني عند قبر رسول الله صلى الله عليه وسلم إلا أن تخافوا أن يكون في ذلك شر، فإن خفتم الشر فادفنوني عند أمي.»
انساب الأشراف بلاذری، جلد 3، صفحه 60 این را نقل کرد آورده بعضی ها این ممانعت را انجام داند خود ایشان ذکر کرد وقتی این مسئله اتفاق افتاد و دفن اتفاق افتاد معاویه نامه نوشته بود اجازه ندهید
«فكتب إليه معاوية: إذا مات الحسن فامنع من ذلك أشد المنع كما منعنا من دفن عثمان مع النبي صلى الله عليه وسلم.»
أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج1، ص389 و 390 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)
معاویه به مروان نامه نوشت اگر این اتفاق افتاد نگذار دفن کنند همان طور که نگذاشتند عثمان نمی دانم چه ارتباطی به امام مجتبی دارد، امیر المؤمنین و امام حسن نبود اما یک طوری فضا سازی کردند که یعنی ما داریم در مقابل آن قصه این را انجام می دهیم. این نسبت به اصل دفن اسناد متعدد دارد فرصت نیست بیش از دوازده سند در این رابطه آوردم.
اما نسبت به این که چه کسی مانع شد؟ این منبع از جانب یکی مروان را در منابع ذکر کردند که از جانب معاویه بود دیگر این که عایشه همسر پیامبر. عایشه عبارتی بیان کرد در اسناد ذکر شد واقعاً آتش به وجود آدم می زند گفت:
«نَحُّوا ابْنَكُمْ عَنْ بَيْتِي فَإِنَّهُ لَا يُدْفَنُ فِي بَيْتِي»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص300
یعنی فرزندتان را بر دارید از در خانه من ببرید خانه پیغمبر، قبر پیغمبر تو سال ها همسر پیامبر بودی و این نوه پیامبر است و دیدی که پیامبر بر صورت، لبان و پیشانی این فرزند بوسه می زند این طوری که «نَحُّوا ابْنَكُمْ عَنْ بَيْتِي» فرزندتان را بر دارید ببرید کلام با حالت بیزاری است به طوری که محمد ابن ابی بکر آمد گفت چه کار داری می کنی، یک روزی بر جمل سوار شدی به جنگ علی ابن ابی طالب امیر المؤمنین رفتی هنوز ما سرمان را از آن آبرو ریزی نشستیم هنوز ما در آن آبرو ریزی هستیم و کسی آمد به او گفت آن روز با جمل مقابل امیر المؤمنین رفتی امروز با الاغ آمدی جلوی دفن امام مجتبی را گرفتی، نگران هستم که روزی فیل سوار شوی و به جنگ خانه خدا برای تخریب خانه خدا بروی. این اتفاق را به صورت خلاصه عرض کردم بحث خیلی داشت که فرصت نشد.
مجری:
دست شما درد خدا از شما قبول کند، خیلی متشکرم از صبر و شیکبایی شما بینندگان در این شب و روزها هرجایی رفتید نم اشکی به مژگان زیبایی تان نشست و خانه دل تان ویران شد ما را هم از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید در خاتمه عرض می کنم:
غربت آن است که فردی مظلوم * شود از کینه یارش مسموم
غربت آن است که بعد از کشتن * بارش تیر ببارد به بدن
تیر بارید زبس بر بدنش * بدنش گشت یکی با کفنش
التماس دعا یا علی مدد خدا نگهدار!

دکتر وحید رضایی
3 شهریور 1402 - ساعت 23:42من از ام المومنین عایشه متنفرم