مذهب سپاه یزید چه بود؟ مع اِمامٍ مَنْصُورٍ
قسمت سوم ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای لطفی
دیگر قسمت ها
برنامه مع امام منصور 07 04 1404 (قسمت سوم)
عنوان: مذهب سپاه یزید چه بود؟
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی
مجری: آقای علیرضا لطفی
کلیدواژها:
مع امام منصور؛ امام حسین علیه السلام؛ یزید؛ کربلا؛ عاشورا؛ مذهب قاتلان کربلا؛ عثمانی گری؛ خوارج؛ شیعه سیاسی؛ شیعه ایمانی؛ شیعیان قاتل امام حسین علیه السلام!
مجری:
در این عالم هر آنچه دارم از این چشم تر دارم * من از اشکی که بر غیر تو می ریزد حذر دارم
مرا اصلاً نمی فهمد کسی غیر از تو * این یعنی همیشه بر هر دردی تو را مد نظر دارم
برای هر سلام من جوابی نیست غیر از تو * از این پرچم سیاه توست من عزت اگر دارم
«السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْن يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَة»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، عزیزان و همراهان بیننده شبکه جهانی حضرت ولی عصر در خدمت شما هستیم با موضوع پاسخ به شبهات محرم و عاشوراء این جلسه در محضر استاد گرامی جناب حجة الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی هستیم با ایشان به گفتگو خواهیم پرداخت. سلام علیکم و رحمة الله خوش آمدید تسلیت عرض می کنم
استاد ابوالقاسمی:
علیکم السلام و رحمة الله
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْن
عرض سلام دارم خدمت شما و خدمت همه عزیزان و گرامیانی که این برنامه را از شبکه جهانی حضرت ولی عصر ملاحظه می فرمایند ان شاء الله که بتوانیم در این ایام با عزاداری های خالصانه مان مرهمی بر اندوه امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه) باشیم.
مجری:
عزیزان بیننده، امام معصوم(سلام الله علیه) فرمود:
«إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا»
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ نورى، حسين بن محمد تقى، محقق/ مصحح و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج10، ص318
از قتل و شهادت امام حسین (علیه السلام) حرارتی در قلوب مؤمنین ایجاد شده که هیچ وقت این حرارت به سردی رو نمی آورد. ان شاء الله که در این ایام بتوانیم بهترین نوکری های خودمان را خالصانه ترین ارادت های خودمان را به محضر سید الشهداء و اهل بیت (علیهم السلام) ابراز بکنیم.
در این برنامه نوع ابراز ارادت مان این طوری است به شبهاتی که متوجه این ایام هست و در این ایام خیلی باز نشر داده می شود و در فضای مجازی و فضاهای علمی گوناگون به آن پرداخته می شود ما هم به این شبهات پاسخ می دهیم.
اما در این جلسه راجع به این موضوع بحث خواهیم یکی از شبهاتی که خیلی مخصوصاً از جانب معاندین شیعه مطرح می شود این هست که واقعه کربلاء و عاشوراء به دست شیعیان اتفاق افتاد و امام حسین (علیه السلام) به دست شیعیان کشته شدند. این شبهه را چه بحث تاریخی شبهه و چه بحث پاسخ به این شبهه را از شما خواهیم شنید.
استاد ابوالقاسمی:
یکی از مهم ترین شبهاتی که در زمینه ماجرای عاشوراء مطرح می کنند این هست که مگر آن کسانی که سید الشهداء را دعوت کردند شیعیان امام حسین نبودند؟ همان ها امام حسین را کشتند. جواب این سوال را چند مدل مطرح می کنیم:
یک: اساساً گونه شناسی مردمی که در آن دوران زندگی می کردند؛
دو: گونه شناسی مردم کوفه؛
سه: مصدر و مدارکی که نشان می دهد این ها از کدام دسته بودند!
در آن دوران چند طیف داریم یک: عثمانی ها، عثمانی ها چه کسانی بودند؟ کسانی که اعتقاد داشتند حضرت علی (علیه السلام) در کشتن عثمان دخیل بود ولذا با حضرت دشمنی می کردند. خلفا را می شمردند می گفتند ابوبکر، عمر، عثمان و معاویه اسم حضرت علی را نمی گفتند. معاویه را عنوان خلیفه چهارم می شناختند و حضرت علی را خلیفه نمی دانستند. این گروه اول که حکومت هم دست معاویه و یزید بود.
گروه دوم آن دوران، خوارج بودند خوارج کسانی بودند می گفتند عثمان را به عنوان خلیفه نمی شناسیم زمانی که حضرت علی خلیفه شد اول خلافت حضرت را قبول کردند بعداً منکر شدند. اعتقادات خوارج چه بود؟ می گفتند خلیفه اول ابوبکر، خلیفه دوم عمر دیگر عثمان و حضرت علی به عنوان خلیفه قبول نداریم. یک تعدادشان زمان امام حسن به لشکر امام حسن ملحق شدند می گفتند حسن مثل پدرش حکمیت را نپذیرفت. پدرش به او دستور داد او الان خلیفه شد با او می خواهیم به جنگ معاویه برویم بعضی شان نیامدند.
گروه سوم کسانی بودند که بعدها به عنوان مرجئه یا طبق اصطلاح رایج الان به اهل سنت شناخته شدند؛ ولی در آن دوران به آن ها «شیعةُ علي» می گفتند کسانی که می گفتند خلیفه اول ابوبکر، خلیفه دوم عمر، خلیفه سوم عثمان و خلیفه چهارم علی و خلیفه پنجم یا حسن ابن علی یا معاویه و خلیفه بعدی هم یزید هر کسی به خلافت رسیده بود را خلیفه می دانستند.
در زمان حضرت علی (علیه السلام) این ها حضرت علی را خلیفه دانستند گفتند خلیفه چهارم است. لذا در مقابل عثمانی ها و خوارجی که حضرت علی را خلیفه نمی دانستند به این ها «شیعةُ علي» گفته می شد. کسانی که حضرت علی را به عنوان خلیفه می دانند این ها یک دوره ای پیروان علی بودند. شیعه اثنی عشری الان نیستند اصطلاح رایج آن دوران به آن ها شیعه علی می گفتند ولی الان اسم شان اهل سنت می شود.
یک گروهی بودند به آن ها در بعضی روایات اهل نسق گفته می شود که ما به آن ها شیعه اثنی عشری می گوییم کسانی که اعتقاد دارند نبی مکرم دوازده خلیفه پشت سر هم مشخص کرده است. به این ها شیعیان اهل نَسق می گفتند یا شیعیان اثنی عشری امروز گفته می شود. یا کسانی که شیعه ایمانی در مقابل شیعه سیاسی یا رافضه طبق بعضی از ادعاها و نقل قول ها به آن ها گفته می شود.
این ها می گفتند خلیفه اول حضرت علی، بعد از آن امام حسن یعنی اصلاً ابوبکر و عمر را قبول نمی کردند. بر خلاف کسانی که در آن دوران به آن ها شیعه علی می گفتند. یک سری افرادی داریم جایگاه این افراد مشخص است مثل عبد الله ابن عمر، عبد الله ابن عمر آیا جزو شیعه اثنی عشری به حساب می آید؟ نه. آیا حضرت علی را خلیفه چهارم دانسته با حضرت علی بیعت کرده است؟ نه معروف است با حضرت علی (علیه السلام) بیعت نکرد، طبیعتاً عبد الله ابن عمر جزو عثمانی ها به حساب می آید.
روایات در معتبرترین کتب اهل سنت عبد الله ابن عمر مفتی برای کسانی بود که سید الشهداء را کشتند و سوال های شرعی شان را از او می پرسیدند؛ یعنی حتی اگر سنی هم می گفتیم نه این ها تندتر از سنی ها بودند در مسند احمد، در فضائل الصحابه، در سنن ترمذی یک شخصی از اهل عراق، از ابن عمر راجع به خون پشه پرسید: «یصیب الثوب» به لباس بخورد ابن عمر گفت این ها رفتند پسر پیغمبر را کشتند حالا آمدند از من راجع به خون پشه می پرسد.
یعنی قاتلین سید الشهداء (علیه السلام) کسانی بودند که مفتی خودشان را عبد الله ابن عمر می دانستند. این روایت در معترترین کتب آن ها آمده است. این روایت را می خواهند چه کار کنند؟ یعنی حتی در آن درجه سنی هم نه، درجه کسانی که از بیعت حضرت علی سر باز زده مفتی و فتوا دهنده و عالم درجه یک خودشان را عبد الله ابن عمر معرفی می کنند. بعد این ها می گویند قاتلین سید الشهداء، شیعه بودند، این یک روایت معتبر طبق مبنای اهل سنت که هیچ کارش نمی توانند بکنند و هیچ پاسخی برای این ندارند.
پاسخ دوم در برنامه دیگری که در خدمت شما بودیم صحبت کردیم گفتیم تعدادی از صحابه نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قاتل سید الشهداء بودند. این برای اهل سنت دو محذور و مشکل ایجاد می کند مشکل اول: آیا صحابه شیعه بودند؟ شما که می گویید اصلاً شیعه آن موقع وجود نداشت و شیعه را هم بد می دانید اگر بگویید صحابه شیعه بودند دچار مشکل می شوید چه کار می خواهید بکنید؟ این تعداد زیادی از صحابه مثل شبث، حجار ابن ابجر و دیگرانی که در کشتن سید الشهداء (علیه السلام) دخیل بودند شما این ها را می خواهید چه کار کنید؟ آیا می خواهید بگویید این ها شیعه بودند؟ پس باید قبول کنید شیعه در آن دوران بود و صحابه هم شیعه بودند صحابه را خوب می دانید پس شیعه هم خوب می شود.
راجع به خوارج همین را دارند تعدادی از صحابه، خوارج بودند مثل شبث که رهبر خوارج بود. این از سوالاتی است که پاسخ برایش ندارند. ما واقعاً خوشحال می شویم پاسخ آن ها را در مورد این سوال بدانیم که چه پاسخی نسبت به این شبهه دارند تعدادی از صحابه، قاتل سید الشهداء هستند شما می گوییم قاتلین، شیعه بودند پس آن صحابه هم شیعه می شوند. یا باید بگویید قاتلین شیعه نبودند یا باید بگویید آن دوران تشیع بوده صحابه هم بودند. صحابه هم بد بودند یا باید بگویید تشیع هم خوب است راهی جز این ندارید.
نکته دیگری که در مورد شیعیان هست در آن دوران یک سری افراد از شیعیان ایمانی بودند یا شیعیان اهل نَسق که این ها به شهادت رسیدند. مثل جناب مالک اشتر، عمار ابن یاسر، عمرو ابن حمق، میثم تمار، رُشید حجری، کمیل ابن زیاد، عبید الله ابن عمرو کندی، عبید الله ابن حارث ابن نوفل همدانی، عبد الأعلی ابن یزید کلبی، عباس ابن جعده جذری، عمارة ابن سلخب عضدی این ها بزرگان شیعه ایمانی بودند لشکر عبید الله و معاویه این ها را کشته بودند.
می گویید شیعه آن دوران کجا بود؟ تعداد زیادی از شیعه به دست همین افراد به شهادت رسیدند. تعدادی از شیعیان در حبس بودند مثل جناب مختار در الفَرق بین الفِرَق می گوید وقتی که عبید الله، مسلم را به شهادت رساند به او خبر دادند مختار می خواهد قیام کند.
«المختار بن أبي عبيد الثقفى وكان السبب في ذلك أن عبيد الله بن زياد لما فرغ من قتل مسلم بن عقيل وفرغ من قتل الحسين بن على رضى الله عنه رفع اليه ان المختار بن أبي عبيد كان ممن خرج مع مسلم بن عقيل ثم اختفى فأمر باحضاره فلما دخل عليه رماه بعمود كان في يده فشتر عينه وحبسه فتشفع اليه في امره قوم فأخرجه من الحبس وقال له قد أجلتك ثلاثة أيام فان خرجت فيها من الكوفة والا ضربت عنقك»
الفرق بين الفرق وبيان الفرقة الناجية؛ اسم المؤلف: عبد القاهر بن طاهر بن محمد البغدادي أبو منصور الوفاة: 429، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت - 1977، الطبعة: الثانية، ج1، ص31
«كان ممن خرج مع مسلم بن عقيل» از کسانی که با مسلم قیام کرد ولی وقتی مسلم به شهادت رسید «ثم اختفى»، پنهان شد دستور داد او را آوردند و زندانی کردند.
«وكان المختار بن أبي عبيد الثقفي أقبل في جماعة عليهم السلاح يريدون نصر الحسين بن علي فأخذه عبيد الله بن زياد فحبسه وضربه بالقضيب حتى شتر عينه فكتب فيه عبد الله بن عمر إلى يزيد بن معاوية وكتب يزيد إلى عبيد الله أن خل سبيله فخلى سبيله ونفاه فخرج المختار إلى الحجاز»
تاريخ اليعقوبي؛ اسم المؤلف: أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح اليعقوبي الوفاة: 292، دار النشر: دار صادر – بيروت، ج2، ص258
«أقبل في جماعة عليهم السلاح يريدون نصر الحسين بن علي فأخذه عبيد الله بن زياد فحبسه» قبل از این که سید الشهداء به کربلاء برسد عبید الله او را دستگیر کرده بود. یک تعدادی از شیعیان اثنی عشری توسط عبید الله، معاویه و امثال این ها به شهادت رسیدند و یک تعدادشان زندانی هستند. تعداد این افراد زیاد نبود بنابراین اساساً ما نسبت به شیعیان واقعی سید الشهداء (علیه السلام) افراد کمی داریم که می توانستند به سید الشهداء ملحق بشوند که آن ها آمدند. جناب حبیب ابن مظاهر که عرض کردیم و دیگر کسانی که آمدند و به سید الشهداء ملحق شدند.
جالب اینجاست عبید الله ابن زیاد می گوید آن کسانی که همراه حسین به شهادت رسیدند شیعیان حسین بودند، نمی گوید آن های که حسین را کشتند شیعیانش هستند می گوید آن های که همراه حسین به شهادت رسیدند شیعیان او بودند.
تاریخ طبری می گوید:
«لما دخل عبيدالله القصر ودخل الناس نودي الصلاة جامعة فاجتمع الناس في المسجد الأعظم فصعد المنبر ابن زياد فقال الحمد لله الذي أظهر الحق وأهله ونصر أمير المؤمنين يزيد بن معاوية وحزبه وقتل الكذاب ابن الكذاب الحسين بن علي وشيعته»
تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج3، ص337
وقتی که وارد قصر عبید الله شدند دستور داد همه مردم جمع بشوند «نودی الصلاة جامعةً» مردم در مسجد بزرگ کوفه جمع شدند «الحمد لله الذي أظهر الحق وأهله ونصر أمير المؤمنين يزيد بن معاوية وحزبه»، خدا را شکر که حق و اهلش را آشکار کرد و امیر المؤمنین یزید ابن معاویه را یاری کرد و حزب او را و زبانم لال «وقتل الكذاب ابن الكذاب الحسين بن علي وشيعته» و دروغگو فرزند دروغگو حسین ابن علی (رضوان الله علهیما) زبانم لال از آن لقب های که به کار برد «وَ شِیعَتَه» و شیعیان حسین ابن علی را کشت. خدا به همراه حسین، شیعیان حسین را کشته است!
آن وقت این آقایان چطوری شیعیان را قاتل سید الشهداء می گویند؟ یزید را تبرئه کنند یزید هم قطعاً دخالت داشت مدارک الی ماشاء الله هست. فرض بگیریم یزید تبرئه باشد عبید الله ابن زیاد که قبول دارید دخالت داشت در این نمی توانند شک کنند. عبید الله ابن زیاد می گوید ما حسین ابن علی و شیعیان او را کشتیم چطوری می گویید شیعیان حسین ابن علی او را کشتند؟
مجری:
ظاهراً در سخنان خود حضرت هم هست که «قتلتُم شیعتی»
استاد ابوالقاسمی:
بله هست. فعلاً از زبان خودشان داریم می گوییم. کسانی که به جنگ سید الشهداء (علیه السلام) آمدند در کتب اهل سنت هم روایتش هست می گوید:
«ثم دنا من القوم وقال: "يا ويلكم أتقتلوني على سنة بدلتها؟ أم على شريعة غيرتها؟ أم على جرم فعلته؟ أم على حق تركته؟ ". فقالوا له: "إنا نقتلك بغضا لأبيك"»
ينابيع المودة لذوي القربى؛ الشيخ سليمان بن إبراهيم القندوزي الحنفي (متوفاى1294هـ)، تحقيق سيد علي جمال أشرف الحسيني، ناشر : دار الأسوة للطباعة والنشر ـ قم: 1416هـ، ج 3، ص 80
حضرت به لشکر عمر سعد نزدیک شد فرمودند: «"يا ويلكم أتقتلوني على سنة بدلتها؟» من سنتی را تغییر دادم «أم على شريعة غيرتها؟ أم على جرم فعلته؟ أم على حق تركته؟»، شریعتی را تغییر دادم گناهی انجام دادم حقی را ترک کردم «فقالوا له: إنا نقتلك بغضا لأبيك»، تو را به خاطر دشمنی با پدرت می کشیم.
ما چند طایفه گفتیم در آن دوران بودند یک: طایفه عثمانی ها با حضرت دشمنی داشتند. دو: خوارج اما دو گروه دیگر یک گروه که شیعیان ایمانی بودند قطعاً با حضرت علی دشمنی نداشتند گروه دوم اهل سنت که شیعه سیاسی آن دوران به حساب می آمدند ولی می گفتند ما حضرت علی را خلیفه می دانیم.
نظر این ها خیلی مشخص نیست ولی آن های که می گویند «بُغضاً لأبیک» یا باید جزو عثمانی ها باشند یعنی طرفداران معاویه یا جزو خوارج باشند. این در روایت آمده می خواهند چه کارش کنند؟ چه ربطی به شیعیان ایمانی دارد؟
نکته دیگر می گویند کوفی ها، شیعه بودند نه کوفی ها شیعه نبودند چون معاویه تعداد زیادی شان را کشت؛ اما نکته بسیار مهم در سال های نزدیک شهادت سید الشهداء (علیه السلام)، ام سلمه (رضوان الله علیها)، ام المؤمنین و همسر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) یک سال بعد از سید الشهداء از دنیا رفته است. راوی یزید ابن ابی زیاد پسر برادر زید ابن ارقم است می گوید به حج رفتم
«عبد الرحمن ابن أخي زيد بن أرقم قال دخلت على أم سلمة أم المؤمنين فقالت من أين أنتم فقلت من أهل الكوفة فقالت أنتم الذين تشتمون النبي صلى الله عليه وسلم فقلت ما علمنا أحدا يشتم النبي صلى الله عليه وسلم قالت بلى أليس يلعنون عليا ويلعنون من يحبه وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم يحبه»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص266
«دخلت على أم سلمة أم المؤمنين فقالت من أين أنتم»، محضر ام السلمه (رضوان الله تعالی علیها) رفتم فرمودند از کجا هستی؟ «فقلت من أهل الكوفة» کوفی هستم «فقالت أنتم الذين تشتمون النبي صلى الله عليه وسلم» گفت شماها هستید که به پیغمبر فحش می دهید؟ «فقلت ما علمنا أحدا يشتم النبي صلى الله عليه وسلم» گفتم قسم به خدا در کوفه یک نفر هم به پیغمبر فحش نمی دهد گفت: «قالت بلى أليس» چرا مگر شما نمی گویید «يلعنون عليا ويلعنون من يحبه» خدا، علی را و هر کسی علی را دوست داشت چنین و چنان بکند «وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم يحبه» پیغمبر عاشق علی بود شما می گویید لعنت خدا زبانم لال بر حضرت علی و بر دوستداران علی؛ در کوفه این شعار رایج شده بود ام السلمة در همان سال های نزدیک شهادت سید الشهداء است چون گفتیم سال بعد از شهادت از دنیا رفت. در همان سال های نزدیک شهادت سید الشهداء می گوید در کوفه ورد زبان شان دشنام به حضرت علی است.
این اهل کوفه ای که دشنام به حضرت علی می دادند شیعه حضرت علی بودند؟ این مطلب در الشریعة آجری، جلد 4، صفحه 2059 در تاریخ دمشق، جلد 42، صفحه 266 و در کتب دیگری آمده است.
اما این که حضرت ام السلمه سال بعد از عاشوراء از دنیا رفت در تاریخ دمشق، جلد 3، صفحه 211 آمده که
«ماتت أم سلمة زوج النبي صلى الله عليه وسلم سنة إحدى وستين حين جاء نعي الحسين وهذا هو الصحيح»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج3، ص211
همان سال شصت و یک بعد از این که خبر شهادت سید الشهداء آمد و عزاداری کرد از دنیا رفت دیگر به سال بعد ایشان نتوانست تحمل کند. این راجع به این که وضعیت مردم کوفه چه بود؟ یک تعدادی به حضرت علی دشنام می دهند یک تعدادی شیعه ایمانی هستند.
مجری:
تعدادی که به حضرت امیر المؤمنین دشنام می دهند خیلی قابل توجه هم بودند.
استاد ابوالقاسمی:
اهل کوفه این طور بودند یک تعدادی شیعه ایمانی هستند این ها را عبید الله و معاویه زندانی کردند و به شهادت رساندند این ها بین مردم مخفی بودند. حتی جالب است بعضی از این ها در بین لشکر یزید خودشان را به کربلاء رساندند. قاسم ابن حبیب عضدی، عمرو ابن دویئه قیس، حلاس ابن عمرو، نعمان ابن عمرو عضدی، مسعود ابن حجاج تمیمی، عبد الرحمن ابن مسعود ابن حجاج این ها اسم ها می گویند این ها با لشکر کوفه آمدند بعد به سید الشهداء (علیه السلام) ملحق شدند چرا؟ چون این لشکری که آمد دشمن امام حسین است این ها قاطی دشمن ها آمدند ولی چون شیعه بودند آن طرف آمدند.
پس اگر می خواهی بگویی شیعه ای بود این شیعیان چند ساعتی خودشان را لا به لای لشکر مخفی کردند تا بتوانند به سید الشهداء برسند آن لشکر دشمن سید الشهداء بودند شیعیان نبودند. شیعیان کسانی بود که در دفاع از سید الشهداء (علیه السلام) به شهادت رسیدند. این وضعیت مردم کوفه!
مجری:
تشکر از شما جناب استاد و همچنین تشکر از شما بینندگان عزیز که همراه ما هستید یک میان برنامه ببینیم و بعد در ادامه خدمت شما خواهیم بود.
(میان برنامه)
مجری:
خورشید من به ذره خاکی نظاره کن * دنیای بی فروغ مرا پر ستاره کن
سوگند می دهم به تن پاره پاره ات * پرونده گناه مرا پاره پاره کن
عزیزان بیننده بحث ما حول این محور می چرخید که برخی از معاندین شیعه، اهل سنت و وهابیت این شبهه را مطرح می کنند که امام حسین (علیه السلام) را شیعیان ایشان به قتل رساندند. پاسخ هایی را از استاد ابوالقاسمی عزیز شنیدیم ان شاء الله بحث را ادامه می دهیم.
استاد ابو القاسمی عزیز! اگر اجازه بدهید از این جا شروع بکنیم چون بحث قتل و شهادت امام حسین به دست شیعه را مطرح می کنند یکی از کلماتی که در بیانات حضرت امام حسین (علیه السلام) به آن بر می خوریم این که حضرت سپاه مخالف را به عنوان «شیعه أبی سفیان» خطاب می کنند از این جا اگر بحث را ادامه بدهید مباحث دیگر هم از شما می شنویم.
استاد ابوالقاسمی:
در مورد کلام های سید الشهداء (علیه السلام) وقتی به عاشوراء مراجعه می کنیم عباراتی داریم که خود حضرت طرف مقابل را به عنوان شیعه آل ابی سفیان معرفی کردند یعنی چه؟ یعنی گفتند کسانی که قاتلین من هستید شما پیرو آل ابو سفیان هستید یعنی چه؟ بخواهیم یک مقداری به همان تقسیم بندی اجتماعی که اول گفتیم بر گردیم.
پیروی از آل ابی سفیان را دو گروه انجام دادند یک گروه کسانی بود که عثمانی بودند و حضرت علی را اصلاً به عنوان خلیفه قبول نداشتند. گروه دوم کسانی بودند که می گفتند بعد از حضرت علی یا مستقیماً معاویه یا بعد از امام حسن، معاویه است. لذا در المعیار و الموازنة یا در دیگر کتب وقتی که سید الشهداء (علیه السلام) راجع به آن ها صحبت کردند این جمله را فرمودند:
«وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ هَذِه»
اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى- فهرى زنجانى، احمد (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: جهان، تهران: 1348 ش، ص120
ای شیعه آل ابی سفیان اگر دین ندارید اگر از آخرت نمی ترسید حداقل در دنیا آزاده باشید. روایت تصریح می کند حضرت می گویند شما شیعه آل ابی سفیان هستید بله کلمه شیعه یعنی پیرو اما پیرو چه کسی آن هم به چه عنوان؟ اولاً باید ثابت کنند پیرو حضرت علی و یازده امام، دوماً از باب اعتقادی نه این که پیرو حضرت علی از باب سیاسی بوده است.
پیرو حضرت علی از باب سیاسی آن دوران به اهل سنت هم اطلاق می شد خود سید الشهداء می فرماید شما شیعه آل ابی سفیان هستید. یا آن عبارتی که اشاره کردید در بعضی از متون آمده مرحوم زنجانی ظاهراً نقل کردند وقتی که موقع شهادت حضرت علی اصغر شد حضرت زینب (سلام الله علیها) این طفل را بدست سید الشهداء داد فرمودند:
«يا قوم قد قتلتم شيعتي و اهل بيتي»
ای قوم شما شیعیان و اهل بیتم را کشتید. سید الشهداء می فرماید شمایی که طرف مقابل من هستید شیعه آل ابی سفیان هستید و الان شیعیان من را کشتید. پس ملاحظه کنید عبد الله ابن عمر می گوید من به عنوان مفتی شما هستم در روایت معتبر اهل سنت آمده است. خود قاتلین عبید الله ابن زیاد می گوید شماها شیعیان حسین را کشتید. سید الشهداء می فرماید شما شیعیان من را کشتید و شما شیعه آل ابی سفیان هستید. این یک سری مدارک.
اما مدارک دیگری که باز وجود دارد در مورد کسانی که سید الشهداء (علیه السلام) را کشتند عبارتی خیلی عجیب است. ابن تیمیه مطرح کرد راجع به این که گفتیم در آن دوران شیعیان به کسانی گفته می شد که خلفاء و عثمان را هم قبول داشتند. در منهاج السنة، جلد 4، صفحه 132 می گوید شیعه اولیٰ اعتقادشان این بود علی از عثمان بهتر است، اما علی را بر ابوبکر و عمر برتر نمی دانستند. همه شیعه اولیٰ علی را دوست داشتند اما می گفتند ابوبکر و عمر بهتر از علی هستند. یک عده ای از آن ها می گفتند عثمان از علی بهتر یک عده می گفتند علی از عثمان بهتر است این ها شیعه بودند.
یعنی ابن تیمیه تصریح می کند می گوید کلمه شیعه در آن دوران بر کسانی گفته می شد که ابوبکر، عمر و عثمان را خلیفه می دانستند بعضی شان می گفتند علی از عثمان بهتر بعضی می گفتند عثمان از علی بهتر این خیلی صریح است. بگوییم قاتلین سید الشهداء (علیه السلام) شیعه بودند شیعه به چه معنا؟ شیعه به این معنا که این ها ابوبکر و عمر را خلیفه می دانستند، باشد چه تأثیری دارد در چیزی که امروز به عنوان مذهب تشیع شناخته می شود.
در واقع سوء استفاده از یک اشتراک لفظی برای مغالطه ای است که انجام می دهند؛ اما آن عبارتی که از سید الشهداء (علیه السلام) مطرح کردیم در بحار الأنوار، جلد 45، صفحه 51 هم آورده
«وَ قَالَ ابْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ صَاحِبُ الْمَنَاقِبِ وَ السَّيِّدُ فَصَاحَ بِهِمْ وَيْحَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُم»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج45، ص51
صاحب مناقب از علمای اهل سنت است «فَصَاحَ بِهِمْ وَيْحَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ» این را مناقب خورازمی دارد می گوید. اما عبارات دیگری داریم که راجع به جایگاه شمر و سنان صحبت کرده است. این که شمر و سنان قاتل سید الشهداء (علیه السلام) بودند شک نداریم شمر که بود؟ یک: شمر جزو کسانی بود که ضد حجر ابن عدی پیش معاویه شهادت داده بود برای این که معاویه، حجر ابن عدی را بکشد شیعه به حساب می آید.
این مطلب در کجا آمد؟ این مطلب در تاریخ طبری، جلد 3، صفحه 226 مطرح کرده است این ها شهادت دادند حجر ابن عدی شیعه حضرت علی است لذا باید کشته بشود شمر جزو آن ها است.
نکته دوم در الإشراف فی منازل الأشراف می گوید شمر با ما در محله ما و در مسجد ما نماز می خواند مثل اهل سنت
«كان شمر بن ذي الجوشن الضبابي يصلي معنا الفجر ثم يقعد حتى يصبح ثم يصلي ثم يقول اللهم انك شريف تحب الشرف وانك تعلم أني شريف فاغفر لي قال قلت كيف يغفر الله لك وقد خرجت إلى ابن رسول الله صلى الله عليه وسلم فأعنت على قتله قال ومحل فكيف نصنع ان أمراؤنا هؤلاء أمرونا بأمر فلم نخالفهم ولو خالفناهم كنا شرا من هذه الحمر السقاآت»
الإشراف في منازل الأشراف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن عبيد ابن أبي الدنيا القرشي البغدادي الوفاة: 281هـ، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - السعودية - 1411هـ 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د نجم عبد الرحمن خلف، ج1، ص140
چه کسی این را می گوید؟ ابو اسحاق سویدی، ابو اسحاق از روات سرشناس اهل سنت بود یک راوی سنی می گوید شمر با ما در مسجد ما و محله ما نماز می خواند. بعد می گفت خدایا تو شریف هستی توی باشرف من را ببخش من هم آدم شریفی هستم گفتم شمر چطور خدا تو را ببخشد «وقد خرجت إلى ابن رسول الله صلى الله عليه وسلم فأعنت على قتله» تو رفتی به جنگ پسر دخترِ پیامبر و کمک کردی او را بکشند گفت می خواستی چه کار کنم؟ «قال ومحل فكيف نصنع ان أمراؤنا هؤلاء أمرونا بأمر» خلیفه دستور داده بود «فلم نخالفهم» نباید با خلیفه مخالفت کنیم «ولو خالفناهم كنا شرا من هذه الحمر السقاآت»، اگر با خلیفه مخالفت کنیم از الاغ های باربری که آب می برند پایین تر هستیم.
شمر اعتقادش این است اولاً در مسجد اهل سنت نماز می خواند. دوم مثل آن ها نماز می خواند. سوم اعتقادش این است اگر کسی بر خلیفه خروج بکند باید کشته بشود خلیفه دستور بدهد کسی را بکشی باید بکشی این اعتقاد شیعه یا سنی هست؟ همه می دانند شمر قاتل سید الشهداء است چرا سر خودمان را کلاه بگذاریم.
حبیب ابن مظاهر شیعه حضرت علی و مدافع حضرت علی است. شمر قاتل سید الشهداء در مسجد سنی ها نماز می خواند، نماز سنی ها را می خواند و اعتقاد سنی ها را داشت بعد میگویید قاتلین سید الشهداء شیعه بودند این طور نمی شود!
باز جالب است در کتب اهل سنت از شمر روایت دارند، در سنن ابی داود از شمر ابن ذی الجوشن روایت نقل کرد یا در کتاب های مختلف شان از عمر سعد روایت نقل کرد. بخاری در تاریخ کبیر می گوید:
«عن أبي إسحاق عن ذي الجوشن أبي شمر الضبابي وكان ابنه جارا لأبي إسحاق ولا أراه إلا سمعه من بن ذي الجوشن»
التاريخ الكبير؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل بن إبراهيم أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار الفكر، تحقيق: السيد هاشم الندوي، ج3، ص266
پسر شمر ابن ذی الجوشن که صحابی بود «جاراً لأبي اسحاق» همسایه ابو اسحاق بود و ابن اسحاق هم روایت را از پسر او می شنید.
مجری:
نکته جالب این که بعضی از علمای اهل سنت به صرف این که راوی شیعه باشد یا متهم به شیعه باشد کنار می گذاشتند.
استاد ابوالقاسمی:
بله نکته خیلی خوبی گفتید. نکته دیگر از جملات شمر به سید الشهداء است گفت:
«قال شمر: يابن أبي تراب، ألست تزعم أن أباك على الحوض يسقي من أحبّ، اصبر قليلا حتى يسقيك أبوك.»
نام کتاب: موسوعة كربلاء؛ نویسنده : لبيب بيضون، ج 2، ص178
«يابن أبي تراب، ألست تزعم أن أباك على الحوض يسقي من أحبّ» مگر تو نیستی که گمان داری پدرت ساقی کوثر است، به هر کس بخواهد آب کوثر می دهد؟ «اصبر قليلا حتى يسقيك أبوك»، صبر کن تا پدرت به تو آب بدهد شیعه همچنین اعتقادی دارد؟ اعتقاد شیعه، اعتقاد سید الشهداء است این مخالف و منکر است این اعتقاد، اعتقاد شیعیان نیست.
نفر دوم سنان ابن انس هست در تاریخ طبری، جلد 3، صفحه 335 می گوید:
«فقال الناس لسنان بن أنس قتلت حسين بن علي وابن فاطمة ابنة رسول الله قتلت أعظم العرب خطرا جاء إلى هؤلاء يريد أن يزيلهم عن ملكهم فأت أمراءك فاطلب ثوابك منهم لو أعطوك بيوت أموالهم في قتل الحسين»
تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج3، ص335
سنان تو حسین ابن علی را کشتی می دانی چه کار کرد؟ حسین ابن علی پیش امرای تو آمد می خواست خلافت را از ایشان بگیرد. توی سنان اعتقاد به خلافت دشمنان حسین داری، لذا حالا که حسین را کشتی پیش امرایت برو از آن ها پاداش بگیر اگر بیت المال شان را به تو بدهند کم دادند. یعنی سنان ابن انس، سید الشهداء را به خاطر رغبت در بیت المال یزید و عبید الله کشت و یزید و عبید الله را خلیفه می داند. این اعتقاد، اعتقاد شیعی است؟ چرا سر خودمان کلاه بگذاریم؟ شمر و سنان دو نفری که گاو پیشانی سفید قاتلین سید الشهداء هستند اعتقادات شان، اعتقادات شیعه نبود بلکه مطابقت با اعتقادات اهل سنت دارد.
یک نفر یک حرف کلی طرح کند دلیل نمی شود این را به عنوان اعتقاد قاتلین سید الشهداء (علیه السلام) قبول کنیم. این در مورد اسم قاتلین؛ اما انگیزه قاتلین در فتوح البلدان می گوید کثیر ابن شهاب ابن حسین ابن ذی الغصه حارثی، عثمانی بود و مردم را از حسین ابن علی باز می داشت این شخص طرفدار معاویه است. وقتی که آب را بستند در انساب الأشراف، جلد 1، صفحه 417 می گوید:
«وجاء كتاب ابن زياد إلى عمر بن سعد أن حل بين حسين وأصحابه وبين الماء فلا يذوقوا منه قطرة، كما صنع بالتقي الزكي المظلوم»
أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج1، ص417
ابن زیاد به عمر سعد نامه نوشت «حل بين حسين وأصحابه وبين الماء» مانع شو نگذار حسین و اصحابش به آب برسند «فلا يذوقوا منه قطرة» مبادا یک قطره آب به آن ها برسد چرا؟ «كما صنع بالتقي الزكي المظلوم» خلیفه عثمان را لب تشنه کشتند حسین هم باید تشنه کشته بشود یعنی سید الشهداء را به انتقام عثمان لب تشنه به شهادت رساندند. انساب الأشراف کتاب سرشناس سنی و تاریخ طبری، جلد 311 این را نقل کرده است.
عبارت بعدی میگوید:
«ولما بلغ أهل المدينة مقتل الحسين كثر النواضح والصوارخ عليه، واشتدت الواعية في دور بني هاشم، فقال عمرو بن سعيد الأشدق: واعية بواعية عثمان وقال مروان حين سمع ذلك: (عجّت نساء بني زبيد عجّةً ... كعجيج نسوتنا غداة الأزيب) وقال عمرو بن سعيد: وددت والله أن أمير المؤمنين لم يبعث إلينا برأسه. فقال مروان: بئس ما قلت هاته: (يا حبذا بردك في اليدين ... ولونك الأحمر في الخدّين)»
أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج1، ص426
وقتی خبر شهادت سید الشهداء به مدینه رسید مروان آمد عمرو ابن سعید اشدق گفت «واعية بواعية عثمان»، این در مقابل آن شیونی بود که سر عثمان بلند شد. مروان هم گفت: «عجّت نساء بني زبيد عجّةً ... كعجيج نسوتنا غداة الأزيب» زنان شما مثل همان ماجرای که برای زنهای ما پیش آمد برای شان رخداد این در مقابل آن، چطور شما کاری کردید زنهای ما شیون کنند، زنان شما هم الان باید شیون کنند. این مطلب در تاریخ طبری هم در جلد 3 صفحه 342 آمده است.
جالب این جا است عزرة ابن قین را که گفتیم از صحابه و جزو دشمنان سید الشهداء(سلام الله علیه) بود، ایشان نزد زهیر ابن قین آمد.
«وقال عزرة لزهير بن القين: كنت عندنا عثمانياً فما بالك؟ فقال: والله ما كتبت إلى الحسين ولا أرسلت إليه رسولاً ولكن الطريق جمعني وإياه فلما رأيته ذكرت به رسول الله صلى الله عليه وسلم وعرفت ما تقدم عليه من غدركم ونكثكم وميلكم إلى الدنيا، فرأيت أن أنصره وأكون في حزبه حفظاً لما ضيعتم من حق رسول الله.»
أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج1، ص418
«كنت عندنا عثمانياً فما بالك؟» زهیر ما تو را عثمانی حساب میکردیم تو چرا آن طرف هستی؟ این طرف نباید عثمانی باشد. عثمانیها باید در لشکر خلیفه باشند! ظهیر گفت قسم به خدا من برای حسین نامه ننوشتم در مسیر وقتی که او را دیدم یاد نبی مکرم اسلام افتادم و فهمیدم که شما نسبت به او نیرنگ کردید، شما دنیا طلب هستید و تصمیم گرفتم که او را یاری کنم.
ظهیر ابن قین شیعه است، طرف مقابلش عثمانی، میگویند تو اصلا نباید آن طرف میرفتی! طرفداران امام حسین خودشان را به عنوان طرفداران جنگ جمل معرفی میکردند تاریخ طبری، جلد 3، صفحه 328
«وكان نافع بن هلال الجملي قد كتب اسمه على أفواق نبله فجعل يرمي بها مسومة وهو يقول أنا الجملي أنا على دين علي»
تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج3، ص328
من در جمل یاور علی بودم، اعتقادم، اعتقاد علی است این یاران سید الشهداء است. همچنین این مطلب همچنین در کتاب البدایه والنهایه جلد 8، صفحه 184 آمده است:
«قال وكان من أصحاب الحسين نافع بن هلال الجملى وكان قد كتب على فوق نبله فجعل يرمى بها مسمومة وهو يقول: أرمى بها معلما أفواقها والنفس لا ينفعها شقاقها أنا الجملى أنا على دين على»
البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج8، ص184
بعد جالب است این شخص نافع ابن هلال که داشت تیر اندازی میکرد، میگفت «أنا الجملى أنا على دين على» یک شخصی از طرف مقابل به نام مزاحم ابن حریث گفت: «أنا على دين عثمان»
«فخرج إليه رجل يقال له مزاحم بن حريث فقال أنا على دين عثمان فقال له أنت على دين شيطان»
تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج3، ص324
اگر تو علوی هستی من عثمانی هستم، این یاور سید الشهداء گفت «أنت على دين شيطان» با این وجود ما چگونه بیاییم بگوییم قاتلین سید الشهداء(سلام الله علیه) شیعه بودند؟
(میان برنامه)
مجری:
بحث مان حول این شبهه بود و از بیانات استاد ابو القاسمی عزیز استفاده میکنیم آیا امام حسین(سلام الله علیه) طبق ادعای برخی از دشمنان شیعه، شیعیان ایشان به قتل رساندند یا؟ پاسخهای را شنیدیم و ان شاء الله این بحث را ادامه میدهیم. استاد در خدمت شما هستیم!
استاد ابو القاسمی:
داشتیم راجع به این مطلب صحبت میکردیم که چه قرائنی برای تشخیص قاتلین سید الشهداء(سلام الله علیه) وجود دارد؟ دو تا عبارت دیگر از آقای ابن تیمیه وجود دارد این عبارتها بسیار مهم هستند در این عبارتها میگوید قاتلین سید الشهداء(سلام الله علیه) عثمانی بودند در کتاب «منهاج السنه ابن تیمیه» جلد دوم صفحه 66 میگوید:
«فلو أن النواصب فعلوا بعمر بن سعد مثل ذلك فمدحوه على قتل الحسين لكونه كان من شيعة عثمان ومن المنتصرين له وسبوا أباه سعدا لكونه تخلف عن القتال مع معاوية والإنتصار لعثمان هل كانت النواصب لو فعلت ذلك إلا من جنس الرافضة بل الرافضة شر منهم فإن أبا بكر أفضل من سعد وعثمان كان أبعد عن استحقاق القتل من الحسين وكلاهما مظلوم شهيد رضي الله عنهما»
منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج2، ص66
اگر نواصب بیایند عمر سعد را که قاتل امام حسین است مدح کنند چرا؟ چون امام حسین را کشته است. «لكونه كان من شيعة عثمان ومن المنتصرين له» اگر نواصب آمدند مدح عمر سعد را گفتند چون عثمانی بود، از یاوران عثمان بود، چرا؟ چون حسین را کشته است، شما چه کار میکنید؟ این را اعتراف میکند و میگوید عمر سعد که فرمانده سپاه عبید الله ابن زیاد است عثمانی بوده است.
یا در جای دیگر و در جلد 4، صفحه 267 منهاج السنه میگوید:
«وهم ينكرون على بعض النواصب أن الحسين ... لأولئك النواصب الذين قتلوا الحسين»
منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج4، ص367 و 368
«وهم ينكرون على بعض النواصب» شیعهها به ناصبیها اشکال میگیرند در صفحه بعد میگوید: «لأولئك النواصب الذين قتلوا الحسين» نواصب قاتلین سید الشهداء بودند. این اعتراف ابن تیمیه است ناصبی یعنی یک فرقه خاص تعریف دارد که به عثمانیها ناصبی میگفتند عثمانیها و نواصب یک اصطلاح در آن دوران بودند. کسانی که میگفتند ابوبکر، عمر، عثمان و علی را خلیفه نمیدانستند و معاویه را خلیفه میدانستند. جالب است که حتی بخاری همین نظر را دارد. عبدالله ابن عمر هم همین نظر را دارد که راجع به او عرض کردیم.
این گونه افراد به اعتراف ابن تیمیه قاتلین سید الشهداء(سلام الله علیه) بودند. اصلا این را هم رها کنیم سوال: آیا یزید دستور به قتل سید الشهداء داد یانه؟ بله روایات و عبارات متعدد در کتب اهل سنت داریم که یزید دستور به قتل سید الشهداء داده بود، آیا یزید شیعه بود؟ آیا عبید الله ابن زیاد شیعه بود؟ بنابراین ما نیاییم سر خودمان را کلاه بگذاریم به خاطر یک سری ادعاهای کلی که بله قاتلین سید الشهداء شیعه بودند. شیعه به چه معنا؟ یک عده شان شیعه به معنای پیرو سیاسی حضرت علی به عنوان خلیفه چهارم بودند میگفتند ابوبکر، عمر، عثمان و علی بعد از علی میشود حسن و بعد از او میشود معاویه و بعد هم یزید میشود. این شیعه اثنی عشری و شیعه اهل نسق و شیعه دوازده امامی نیست.
باید دقیق صحبت کنیم تا مردم نسبت به این قضیه دچار شبهه نشوند.
مجری:
بسیار عالی از محضرتان استفاده کردیم، تشکر و سپاس. شاید از یک منظر دیگری هم بشود نگاه کرد واقعیت ماجرای کربلا خیلی مبانی اهل سنت و وهابیت را به چالش میکشد و از مناظر مختلف میشود به ان نگاه کرد موضوع امروز ما به یک نحوی متناسب با این بود و این را هم مطرح کنیم و این سوال را از اهل سنت و وهابیت بپرسیم آیا لشکر یزید این چند صد هزار نفر وقتی نماز میخواندند دست بسته نماز میخواندند یا دست باز نماز میخواندند؟ چه پاسخ میدهید اگر دست باز نماز میخواندند الان نماز شما پر از بدعت و اشکال است و اگر دست بسته نماز میخواندند هیچ شیعه ای اعتقاد به این ندارد که نماز دست بسته صحیح است و طبیعتا از شیعه بودن خارج میشود.
استاد ابو القاسمی:
بله همین طور است.
مجری:
خیلی ممنون استاد از محضرتان استفاده کردیم ان شاء الله این لحظاتی که خدمت شما بودیم، لحظاتی که گفتیم و شنیدیم از بهترین لحظات ما و از بهترین ذخیرههای الهی ما برای آن دنیا باشد و دعا کنیم که از بهترین یاران حضرت صاحب الزمان منتقم سید الشهداء(سلام الله علیه) باشیم دست به دعا برداریم و این گونه دعا کنیم یا رب الحسین بحق الحسین، اشف صدر الحسین بظهور الحجه یا علی مدد خدا نگهدار!