-
اخلاق علوی سیره مهدوی
1:25:02 دقیقه
ویژگی های شیعیان از منظر اهل بیت علیهم السلام 3 آبان 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:19 دقیقه
شیعه حقیقی از منظر امام حسن عسکری علیه السلام 26 مهر 1403 -
اخلاق علوی سیره مهدوی - معنای شیعه از منظر امام حسن عسکری علیه السلام 19 مهر 1403
1:24:40 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:24 دقیقه
عمل به دستورات قرآن و ائمه معصومین(علیهم السلام) 12 مهر 1403 -
اخلاق علوی سیره مهدوی - آثار عجب و خود پسندی 5 مهر 1403
1:28:58 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
1:28:00 دقیقه
اثرات بسیار ویرانگر گناه عُجب و خودپسندی! 29 شهریور 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:21:06 دقیقه
حکمت و فلسفه غیبت حضرت ولی عصر (سلام الله علیه) 22 شهریور 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:11 دقیقه
عُجب و خودپسندی؛ گناهی خطرناک با اثرات سوء مهم! 8 شهریور 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:19 دقیقه
آیا تعریف و تمجید مردم، به اخلاص عمل فرد خدشه وارد می کند!؟ 1 شهریور 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:28:10 دقیقه
بهترین راه برای از بین بردن وسوسه های شیطان! 25 مرداد 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:46 دقیقه
«ریا»؛ گناهِ بزرگِ ویرانگر و نابود کننده! 18 مرداد 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:35 دقیقه
بررسی تفاوت واژه «حسد» و واژه «غبطه»! 11 مرداد 1403 -
اخلاق علوی سیره مهدوی _ شرح و توضیح شنیدنی روایت «وَ كَادَ الْحَسَدُ أَنْ يَغْلِبَ الْقَدَرَ» 4 مرداد 1403
1:26:36 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:24 دقیقه
تفسیر شنیدنی تسبیحات اربعه از بانو «مجتهده امین اصفهانی» 14 تیر 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:28:27 دقیقه
ضررهای دنیوی و جسمانی عجیب بیماری «حسد»! 31 خرداد 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:35 دقیقه
اعمال قلبی انسان، مورد مجازات قرار می گیرند! 3 خرداد 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:34 دقیقه
نیت؛ یک عمل قلبی و مستوجب آتش و عذاب! 27 اردیبهشت 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:53 دقیقه
هشت مرحله مهم خلوص نیت در عبادات؛ در کلام امام خمینی (ره) 13 اردیبهشت 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:28:39 دقیقه
مرضی بسیار خطرناک، به نام «وسواس»! 23 فروردین 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:54 دقیقه
نکات شنیدنی «امام خمینی» در «آداب الصلاة» درباره «نیّت» 16 فروردین 1403 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:28:47 دقیقه
شرح و توضیح کاربردی و شنیدنی فرازهایی از خطبه شعبانیه! 24 اسفند 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:30:47 دقیقه
نیّت بد، مثل نیّت خوب، دارای اثر است! 17 اسفند 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:36 دقیقه
روایت فوق العاده زیبای «شما نیت کردید و ما هم نوشتیم»! 10 اسفند 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:43 دقیقه
روایت تکان دهنده «معاذ بن جبل» در مراحل بررسی اعمال! 12 بهمن 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:28:57 دقیقه
عشق بازی و لذت عبادت با خداوند، به سبک ائمه اطهار (علیهم السلام) 28 دی 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:49 دقیقه
تأثیر کیفیت «نیت» در عبادت؛ در بیان علما و بزرگان شیعه! 21 دی 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:28:32 دقیقه
نقش و جایگاه مهم «نیت» در عبادت؛ در بیانات علما و بزرگان شیعه! 14 دی 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:20 دقیقه
راهکار ائمه اهل بیت (علیهم السلام) برای رسیدن به بالاترین مرتبه نیت! 7 دی 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:29:37 دقیقه
تحلیلی زیبا از گروه های سه گانه مردم، در عبادت خداوند متعال 30 آذر 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:39 دقیقه
خاصیت فوق العاده «نیّت» در رساندن انسان به کمال! 16 آذر 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:21:35 دقیقه
نقش «نیت» در بالندگی عمل و کمال اخروی انسان 9 آذر 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:36 دقیقه
مناجاتی برای عشق بازی با خداوند! 18 آبان 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:32 دقیقه
مقایسه زیبای قرآنیِ زندگی در دنیا و زندگی در آخرت! 11 آبان 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:23 دقیقه
عصاره تمام اخلاق علوی این است: پرده دری نکنید!! 20 مهر 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:20 دقیقه
شرحی روان و شیرین بر فرازهایی از مناجات شعبانیه! 13 مهر 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:59 دقیقه
آثار شوم پیروی از «هوای نفس» در بیان امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) 6 مهر 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:23:08 دقیقه
اساسی ترین پیام آیات مقایسه زندگی بهشتیان و جهنمیان! 30 شهریور 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:22 دقیقه
تبیین مشروعیت خلافت و امامت امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) 2 شهریور 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:18:16 دقیقه
چرا در قیامت، بهشتیان را کشان کشان به بهشت می برند!؟ 26 مرداد 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:16:56 دقیقه
قانون شیرین «مقایسه» در آیات نورانی قرآن کریم! 19 مرداد 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:31 دقیقه
مقایسه ای از اخلاق علوی در مقابل اخلاق شیطانی در کربلا 12 مرداد 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:59 دقیقه
واقعه عظیم «مباهله» در حقانیت امامت اهلبیت (علیهم السلام) 22 تیر 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:20:38 دقیقه
طبق نظر صاحب جواهر و محدث بحرانی، آیا اهل سنت اهل جهنم هستند!؟ 8 تیر 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:24 دقیقه
از دیدگاه فقهای شیعه، آیا اهل سنت کافر و اهل جهنم هستند!؟ 1 تیر 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:23:34 دقیقه
آیا غیر شیعه کافر است؟ 25 خرداد 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:09 دقیقه
تبیین روایتی شیرین در چشم روشنی شیعیان حضرت زهرا (سلام الله علیها) 18 خرداد 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:33 دقیقه
هشت اثر مهم دنیوی و اخروی در قبول ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) 11 خرداد 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:19:49 دقیقه
«قسيم الجنة و النار»؛ ویژگی اختصاصی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) 4 خرداد 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:04 دقیقه
«گریه از خوف خدا»؛ اکسیر اعظم در دنیا و آخرت! 28 اردیبهشت 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:29:09 دقیقه
عبور از پل صراط در قیامت، فقط با اجازه نامه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) 21 اردیبهشت 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:23:54 دقیقه
نظرات متناقض کتب تفسیری اهل سنت، درباره آیه 71 سوره مریم 14 اردیبهشت 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:21 دقیقه
تفسیر و تبیین شنیدنی آیه 71 سوره مریم! 7 اردیبهشت 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:1 دقیقه
پیام زیبای آیات مقایسه عالم و جاهل؛ آگاه و ناآگاه 31 فروردین 1402 -
برهان مقایسه یا برهان تحریک احساسات؛ راهکاری نو برای حل معضلات! 10 فروردین 1402
1:29:27 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
1:21:28 دقیقه
وضعیت بسیار وحشتناک برزخ و قیامت در بیان آیات و روایات! 25 اسفند 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:21 دقیقه
حالات مختلف افراد در لحظه مرگ و برزخ در بیان آیات قرآن کریم! 11 اسفند 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:58 دقیقه
تلنگری به لحظات وحشتناک مشرف به مرگ با بیان آیات و روایات! 20 بهمن 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:44 دقیقه
مقایسه تطبیقی لحظه جان دادن مؤمن و غیر مؤمن در آیات و روایات! 6 بهمن 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:21 دقیقه
لزوم توجه جدی و همزمان به آیات تبشیر در کنار آیات انذار! 29 دی 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:33 دقیقه
لزوم توجه به خاصیت ویژه قرآن کریم در از بین بردن آثار گناهان! 15 دی 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:40 دقیقه
مراحل مختلف دفاع حضرت زهرا (سلام الله علیها) از ولایت و امامت! 8 دی 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:22:30 دقیقه
یاد مرگ عاملی مهم برای نابودی و بخشش گناهان! 24 آذر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:23:36 دقیقه
«گرفتاری در بیماری» عاملی برای از بین رفتن آثار گناه در انسان! 10 آذر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:48 دقیقه
گریه بر سیدالشهدا (سلام الله علیه) و زیارت عاشورا دو اکسیر اعظم نجات بخش! 3 آذر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:23 دقیقه
افرادی که به تصریح قرآن، شیطان هرگز به آنها تسلطی ندارد! 26 آبان 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:22:03 دقیقه
تبیین «احدیت اطلاقی» و «صمدیت اطلاقی» خداوند متعال! 19 آبان 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:04 دقیقه
شرح شیرین «توجه به خداوند متعال» از راههای رسیدن به توحید! 12 آبان 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:50 دقیقه
«دوازده راه» که باید برای رسیدن به حقیقت توحید، طی شود! 5 آبان 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:25:16 دقیقه
شرح زیبا و روان، بر خطبه اول نهج البلاغه در تبیین حقیقت توحید! 28 مهر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:23:27 دقیقه
حقیقت توحید اهل بیتی، با بیان شیرین استاد «حسینی قزوینی»! 14 مهر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:30:19 دقیقه
مکتب اهلبیت (علیهم السلام) تنها راه رسیدن به حقیقت توحید الهی! 7 مهر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:12 دقیقه
مهمترین و شاخص ترین ویژگی یاوران امام زمان (سلام الله علیه) 31 شهریور 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:28:07 دقیقه
آیا ائمه اطهار (علیهم السلام) داشتن علم غیب را از خودشان نفی کردند!؟ 17 شهریور 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:06 دقیقه
نمونه های زیبا و شنیدنی از علم امام معصوم به احوال بندگان! 3 شهریور 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:22:57 دقیقه
پیامبر و ائمه (علیهم السلام) ناظر کامل بر اعمال ما انسانها! 27 مرداد 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:۲۶:۴۲ دقیقه
سفارشی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که هیچگاه به آن عمل نشد! 30 تیر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:27:13 دقیقه
حضرت محمد و آل محمد (علیهم السلام) مظهر اتم صفات خداوند عالم! 16 تیر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:58 دقیقه
نمونه هایی از علم غیب داشتن «ابوبکر»، «عمر» و «عثمان»! 9 تیر 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:26 دقیقه
اعتراف بزرگان شیعه و سنی به علم غیب داشتن ائمه (علیهم السلام) 26 خرداد 1401 -
اخلاق علوی سیره مهدوی 19 خرداد 1401
1:21:05 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
1:23:26 دقیقه
آثار و عواقب بسیار سخت «بداخلاقی» در دنیا و آخرت 12 خرداد 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:24:13 دقیقه
(وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي) چه زمانی درباره ما محقق می شود!؟ 29 اردیبهشت 1401 -
آیت الله حسینی قزوینی
1:22:57 دقیقه
ویژگی های دولت کریمه حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 22 اردیبهشت 1401 -
اخلاق علوی سیره مهدوی 8 اردیبهشت 1401
1:21:43 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 1 اردیبهشت 1401
1:25:26 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 25 فروردین 1401
1:25:28 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 18 فروردین 1401
12217 دقیقه
آثار گناهان قلبی و نقش توبه: عجب و خودپسندی از نگاه ائمه علیهم السلام آیت الله حسینی قزوینی
قسمت نود و سوم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله سید محمد حسینی قزوینی و اجرای آقای مرعشی
دیگر قسمت ها
عنوان برنامه: اخلاق علوی و سیره مهدوی10 08 1403(قسمت93)
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی
مجری:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ
عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
الحمد لله این توفیق را داریم باز هم در شب جمعه ای دیگر در سید اللیالی خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند برسیم و برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» را محضر نگاه مهربان همه شما بینندگان تقدیم بکنیم برنامه ای که به رسم شب های جمعه تقدیم نگاه مهربان شما بینندگان عزیز و ارجمند می شود.
این توفیق را داریم از محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» نهایت بهره و استفاده را می بریم ان شاءالله امشب هم بتوانیم از ایشان استفاده کنیم.
اما در طلیعه این مجلس و هر جلسه ای که محضر حضرت استاد هستیم الحمد لله این توفیق داریم را دل هایمان را روانه ساحت حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) می کنیم ان شاءالله که این دل های زنگار گرفته و آلوده در آن محشری که قطعاً هر دلی که آلوده باشد این آلودگی ها از آن زدوده خواهد شد.
ان شاءالله با این نام، با این یاد و با این ذکر دل ها را شست شو بدهیم آماده تابش نور معرفت بشود در این برنامه ای که ان شاءالله می خواهیم خودمان را آماده کنیم برای این که یکی از سربازان خالص و خُلَص و مُخلَص حضرت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم. سلام عرض می کنم حضرت استاد در خدمت تان هستیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل، السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم طبق برنامه همیشگی مان عرایض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم.
زهرا جان:
چشمی شبیه چشم تو گریان نمی شود * زهرا حریف چشم تو باران نمی شود
برخیز باز با مادریت را شروع کن * فضه حریف گریه طفلان نمی شود
بد جور جلوه کرده کبودی چشم تو * که زیر دست پنهان نمی شود
ای استخوان شکسته حیدر چه می کنی * با کار خانه زخم تو درمان نمی شود
(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)
مجری:
طیب الله انفساکم الحمد لله این دل ها را روانه ساحت حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) کردن خودش دوای هر دردی است ان شاءالله آمادگی برای ما خواهد بود تا بتوانیم در این برنامه ای که بیشتر از اخلاق علوی و سیره مهدوی صحبت می شود بهتر بتوانیم آماده بشویم دل هایمان را آماده کنیم تا بخواهیم این مطالب را فرا بگیریم.
حضرت استاد پیرو فرمایشات و مبحثی که نسبت به بحث عجب و خود پسندی آغاز فرموده بودید رسیدیم به این جا بعضی از افراد هستند خودشان را به یک درجه ای رسیدند چه بسا به درجه بالایی از عبادت و خلوص رسیدند. اما یک لحظه یک حالتی به ایشان دست می دهد خودشان را بالا می بینند حقیقتاً هم فکر می کنند به یک مقام و مرتبه ای رسیدند.
این ها را بخواهیم مقایسه کنیم با یک فردی که نه مرتکب گناه شده، مرتکب معصیتی شده است و الان از گذشته خودش پشیمان است یک نفر گذشته ای درخشان داشت یک نفر گذشته ای تاریک داشت اما هر دوی این ها به یک طریقی الان از آن مسیری که بودند بر گشتند کدام یکی از این ها والاتر است؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
نکته خیلی زیبایی است واقعاً در جامعه مان گرفتار هستیم افرادی هستند یا چه بسا خودمان موفق می شویم کارهای خوبی انجام بدهیم ولی این کارهای خوب در روحیه مان اثر می گذارد احساس شادمانی می کنیم یا حالت خود بزرگ بینی و خود پسند بینی در ما ایجاد می شود پس من آدم خوبی هستم.
همان طوری که در روایاتی که دو، سه هفته از ائمه معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) خواندیم از زبان امام عسکری چندین موردی بود محضر ائمه می رسند از کارهای خوب شان اظهار شادمانی می کنند می گویند ما شیعه علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه) هستیم و از این کارمان شادمان هستیم حضرت اعتراض کرد این روش، روش درستی نیست.
این که فردی را شیطان گول زده و مرتکب گناه شد البته کسانی که مرتکب گناه می شوند دو دسته هستند یک دسته این که تصمیم دارند گناه نکنند یعنی از اول بلوغ شان واقعاً با تمام وجود از صمیم قلب می خواهند گناه نکنند ولی شیطان است هر چه ما زرنگ باشیم او از ما زرنگ تر است. مقداری هم توکل ما ضعیف است او بر ما مستولی می شود.
یک دفعه نه افرادی هستند واقعاً عناد دارد کار ندارد خدا گفته باشد یا نگفته باشد یعنی متجری است و واقعاً به خودش جرأت می دهد گناه کند. گناه می کند و می داند هم گناه می کند تعمد هم بر گناه دارد بین این دو زمین تا آسمان تفاوت است. حضرت امیر (سلام الله علیه) تعبیر خیلی زیبایی دارد
«مَا عَصَيْتُكَ إِذْ عَصَيْتُكَ وَ أَنَا بِكَ جَاهِلٌ، وَ لَا لِعُقُوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَ لَا لِنَظَرِكَ مُسْتَخِفٌّ، وَ لَكِنْ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي وَ أَعَانَنِي عَلَى ذَلِكَ شِقْوَتِي»
المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص142
خدایا من اگر گناه کردم منکر ربوبیت تو نبودم متعرض غضب تو نشدم نگفتم گناه می کنم خدا هم عذابم کند نه، نفس من فریبم داد گناه را در نظرم خوش و زیبا نشان داد، این بدبختی و بیچارگی من باعث شد که گناه کنم!
اگر این است قطعاً وقتی توبه می کند توبه این شخص از عجب، خود پسندی کسی که دارد گناه می کند هزار شرافت دارد. همین که احساس می کند من گنهکار هستم احساس گنهکاری کافی است که تمام گناهان او را مورد بخشش قرار بدهد و چه بسا در بعضی از موارد گناه را ترک می کند اعمال خوب انجام می دهد (فَأُولَئِكَ يبَدِّلُ اللَّهُ سَيئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ)
(إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يبَدِّلُ اللَّهُ سَيئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا)
مگر کساني که توبه کنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل ميکند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!
سوره فرقان (25): آیه 70
خدا چندین برابر به حسنه مبدل می کند. ولی کسی که دارد گناه می کند تعمد هم دارد در برابر خدای عالم می خواهد خودی نشان بدهد نماز نمی خواند، این نماز مال دوران قدیم بوده ول کن آن های که نماز خواندند به کجا رسیدند؟ این تعابیر، تعابیر وقیح و زشتی است.
این از آن گناهانی است که در روایت داریم امام (سلام الله علیه) فرمود چه بسا بنده گناهی می کند خدای عالم می فرماید
«فبعزتي و جلالي لن اغفر لک»
قسم به عزت و جلالم دیگر تو را نمی بخشم!
ولذا سوالی که حضرتعالی داشتید ناظر به عرض قبلی من است. حضرت امیر (سلام الله علیه) در «إرشاد شیخ مفید»، صحفه 304، حدیث 1 می گوید:
«ضَاحِكٌ مُعْتَرِفٌ بِذَنْبِهِ»
کسی که دارد می خندد و خوشحال است به گناهش اعتراف دارد گناه کرد ولی توبه کرد و به توبه اش خوشحال و شادمان است که خدا توفیق توبه به او داد این
«أَفْضَلُ مِنْ بَاكٍ مُدِلٍّ عَلَى رَبِّه»
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج1، ص304
افضل است از آن کسی که گریه می کند ولی گریه اش را به رخ خدا می کشد می گوید خدایا از ترس تو دارم گریه می کنم. توفیق گریه کردنت را او داد اشک چشم توفیق او داد وجودت از اوست کمال وجودت از اوست مثل این که یک عبدی که مولا جلویش غذا گذاشته است دارد می خورد به غذا خوردن و ... در برابر مولا خودی نشان می دهد. همه چیزت از مولا و صاحبت است خودی نشان دادن چه است؟
ولذا حضرت می فرماید «ضَاحِكٌ مُعْتَرِفٌ بِذَنْبِهِ أَفْضَلُ مِنْ بَاكٍ مُدِلٍّ عَلَى رَبِّه»
یا:
«سَيِّئَةٌ تَسُوءُكَ خَيْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُك»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 477
گناهی که باعث ناراحتی تو بشود وقتی گناه می کنی از ته قلبت ناراحت هستی این بهتر است از کار خوبی که انجام می دهی و دچار خود پسندی می شوی!
بارها عرض کردم بعضی وقت ها ما یک سری گناهانی مرتکب می شویم ولی حواس مان نیست اصلاً نمی دانیم این گناه است توجه نداریم. آقا کار خوبی کرد به دو مستمند کمکی کرد از دو بیماری عیادت کرد دارو برایش گرفت مشکل کسی را حل کرد می گوید (من آنم که رستم بود پهلوان) امروز همچنین کاری انجام دادم پیش خودش شادمان است. بله اگر شادمان است خدا به او توفیق داد خیلی خوب است
«اللَّهُمَّ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَيْك»
مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج1، ص 63
اگر اشتباه نکنم جمله امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است تلاش کنیم این جمله را شبانه روز دوستان عزیز هر وقت به ذهن مان می آید تکرار کنیم «اللَّهُمَّ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ» خدایا هر چه نعمت دارم از توست «أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَيْك» استغفار و توبه می کنم از چه توبه می کنم؟ از چند چیز یکی این که قدر نعمت را نمی دانم دوم: از نعمت های که به من دادی از این نعمت ها برای معصیتت استفاده کردم. در دعای استغفار حضرت امیر است
«أَسْتَغْفِرُكَ لِلنِّعَمِ الَّتِي أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَيَّ فَتَقَوَّيْتُ بِهَا عَلَى مَعْصِيَتِك»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج94، ص304
خدایا استغفار می کنم از هر نعمتی که به من دادی از آن نعمتت برای گناهان تو استفاده کردم خدایا چشم دادی جهان و منظره ها را ببینم ولی با این چشمم، چشم چرانی کردم. زبان دادی حمد و ثنای تو بگویم عبادتت کنم، حرف بزنم، مطلبم را به دیگران برسانم ولی با این زبانم که نعمت تو است غیبت کردم، دروغ گفتم، فحش دادم و طعنه زدم.
به من دست دادی در عبادت از او استفاده کنم در شبانه روز از این استفاده کنم ولی از این دستم سو استفاده کردم کارهای نا درستی کردم. سیلی به صورت بچه زدم. سیلی به صورت همسرم زدم. سیلی به صورت مظلومی زدم. سیلی به صورت یتیمی زدم «وَ أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ کُلِ نِعْمَتٍ أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَيَّ فَتَقَوَّيْتُ» یا «فَقَوَّیْتُ» در بعضی از نسخه ها «قَوَّیْتُ» و بعضی دیگر «تَقَوَّیْتُ» دارد به نظرم «تَقَوَّیْتُ» صحیح باشد «فَتَقَوَّيْتُ بِهَا عَلَى مَعْصِيَتِك»!
لذا انسان وقتی گناه می کند بلافاصله پشیمان می شود می گوید: «اللَّهُمَّ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَيْك» این پشیمانی پیش خدا خیلی ارزش دارد
(إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ التَّوَّابِينَ)
خداوند، توبه کنندگان را دوست دارد
سوره بقره (2): آیه 222
نمی گوید «إنَّ اللهَ یحِبُّ العابِدین»، (إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ التَّوَّابِينَ) خدای عالم در حدیث قدسی است می گوید من چقدر چشم راه هستم برای بنده ام که به بیراهه رفت بر گردد وقتی یک بنده ای گناه می کند و بر می گردد منِ خدا به قدری خوشحال می شوم مثل کسی که در بیابان شترش را با بارش گم کرده است. در شب ظلمانی سرگردان و ... است در تاریکی یک دفعه دستش به شتر می خورد چقدر خوشحال می شود!
می گوید منِ خدا هم از برگشتن بنده هایم این طور خوشحال و شادمان هستم ولذا دوستان عزیز تلاش کنیم همان جمله نبی مکرم
«طُوبَى لِعَبْدٍ کَتَبَ عِنْدَ كُلِّ سَيِّئَةٍ أَسْتَغْفِرُ اللَّه»
خوشا به حال آن بنده ای که در کنار هر گناهش یک استغفر اللهی هم ثبت می کند!
در روایت دیگر از امام صادق (سلام الله علیه) در «کافی»، جلد 2، صفحه 313، حدیث 2
«إِنَّ الرَّجُلَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَنْدَمُ عَلَيْهِ»
بشری گناه می کند ولی پشیمان می شود کسی هم هست
«وَ يَعْمَلُ الْعَمَلَ فَيَسُرُّهُ ذَلِكَ»
یکی هم کار خوب می کند به کار خودش خوشحال است خود پسندی و عجب بر او حاصل می شود.
«فَيَتَرَاخَى عَنْ حَالِهِ تِلْكَ فَلَأَنْ يَكُونَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ خَيْرٌ لَهُ مِمَّا دَخَلَ فِيهِ.»
اگر چنان چه این به همان گناهی که کرده بود پشیمان شده بود آن حالت پشیمانیش را ادامه می داد بهتر از این است که عمل خوب کرد و از عمل خودش، خود راضی و خوشحال است من آدم خوبی هستم!
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص313
(دوستان دقت کنند) خوشحال بشود خدا همچنین نعمتی به او داد این حسنه و نعمتی است. آدم کار خوب می کند نماز و دعا با حضور می خواند موفق می شود خوشحال است که خدایا الحمد لله به من توفیق دادی همچنین کاری انجام بدهم.
ولذا بارها به دوستان می گویم خدا اگر توفیق گریه از ترس خدا به خاطر گناهان و در مصائب اهل بیت به ما می دهد اشک چشم مان جاری می شود تلاش کنید بلافاصله همان جا از صمیم قلب خدا را شاکر باشید. خدایا همین که اشک چشم و دل شکسته به من دادی تو دادی ممنونت هستم شاید این شکر از ثواب آن گریه خیلی بالاتر باشد و باعث می شود:
(لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ)
اگر شکرگزاری کنيد، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود؛
سوره ابراهیم (14): آیه 7
اگر شکر خدا را به جا بیاورید دوباره باز توفیق گریه، توفیق عبادت، توفیق حضور قلب، توفیق خدمت به مردم به شما می دهد و اگر نه همین که گریه ای کردید بگویید خدایا دارم گریه می کنم حالت خود پسندی آمد یعنی همه چیز را باطل (حبط) کرد. ولذا کار خوب کردن آسان است کار خوب را نگه داشتن سخت است.
چه بسا فردی یک عمری عبادت می کند یک کلمه نا درستی می گوید تمام اعمال عمرش را حبط و نابود می کند و آتش می زند.
همیشه هر عملی انجام می دهیم پایان عمل «اللهم فتقبل مِنا» خدایا از ما قبول کن، خدایا این عملم را پیش تو امانت می گذارم خدایا تو به ما گفتی اگر کسی پیش تو امانت گذاشت امانتداری کنید و امانت را به او پس بدهید. من هم این اعمال، ایمان، اعتقاد و نمازمان را پیش و به امانت می گذارم خدایا لحظات آخر عمرم این امانت ها را به من بر گردان!
در دعای عدیله همین را می خوانیم خیلی دقت کنیم. راه رسیدن به خدا آسان است ولی به شرط این که راه ها را از اهل بیت یاد بگیریم.
«علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه)» تعبیر خیلی زیبایی در کتاب «در محضر علامه طباطبایی» دارد کتاب خیلی خوبی است دوستان این کتاب را تهیه کنید بالای سرتان باشد موقعی که می خواهید بخوابید یکی، دو صفحه بخوانید صبح نماز می خوانید به جای تعقیبات بی خاصیت و بی حضور یکی، دو صفحه از این کتاب را بخوانید یک دنیا معارف است.
خیلی از حرف هایی که «علامه طباطبایی» در «تفسیر المیزان» و سخنرانی هایش نتوانست بگوید در این جا بیان کرده است. یکی از سوالاتی که از ایشان کردند آیا ائمه (علیهم السلام) در دنیا نماز، عبادت و گریه می کنند آیا این موجب کمال اهل بیت و ائمه می شود؟
ایشان می گوید خیر ائمه کامل بودند کامل هم به دنیا آمده اند کامل هم از دنیا می روند هیچ تفاوتی در کمال ائمه روز اول عمرشان تا روز آخر عمرشان نیست. قبل از به دنیا آمدن شان، بعد از به دنیا آمدن شان این ها کاملِ کامل محض هستند یعنی خدای عالم تمام کمالاتش را به این بزرگواران عنایت کرده کمالاتی که خدا دارد استقلالی مال خودش است کمالاتی که این ها دارند خدا دادی است ولی در کیفیت، کمیت کمالات هیچ تفاوتی نیست.
«لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِكَ بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَيْك»
مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن (تاريخ وفات مؤلف: 460 ق)، محقق و مصحیح: ندارد ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج2، ص803
ولی این ها به دنیا آمدند چه کار کنند؟ راه رسیدن به کمال را به ما یاد بدهند این دعاها، مصائب، این مشکلات، برخوردها با دشمن، برخوردها با دوست، برخوردها با زن و بچه می خواهند به ما راه رسیدن به کمال را یاد بدهند. به نظرم این جمله ایشان باید با طلا نوشته شود در سجاده نمازمان بگذاریم اتاق خواب مان بگذاریم اتاق پذیرایی مان بگذاریم زیر شیشه میزمان بگذاریم این ها کامل به دنیا آمدند برای این که به ما رسیدن به کمال را یاد بدهند این مسائل را انجام دادند.
«امام (رضوان الله تعالی علیه)» در خیلی از کتاب هایش همین را دارد که دعاها و ... ائمه (علیهم السلام) همه برای این است که به ما رسیدن به خدا را یاد بدهند وگرنه بعضی از مضامینی که در دعا است اگر به صورت واقعی در نظر بگیریم با عصمت ائمه منافات دارد.
«فَلَمْ أَرَ مَوْلًى كَرِيماً أَصْبَرَ عَلَى عَبْدٍ لَئِيمٍ مِنْكَ عَلَيَّ يَا رَب»
خدایا من مولایی بهتر از تو که در برابر بنده لئیم صبر کند ندیدم!
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى، ج3، ص89
برای این است که به من و شما یاد بدهند بخواهیم با خدا حرف بزنیم چطور حرف بزنیم؟
«إِلَهِي إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ فَفِي ذَلِكَ سُرُورُ عَدُوِّكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي الْجَنَّةَ فَفِي ذَلِكَ سُرُورُ نَبِيِّكَ وَ أَنَا وَ اللَّهِ أَعْلَمُ أَنَّ سُرُورَ نَبِيِّكَ أَحَبُّ إِلَيْكَ مِنْ سُرُورِ عَدُوِّك»
مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج2، ص 596
«انْ ادْخَلْتَنِي النَّارَ اعْلَمْتُ أَهْلَها إَنِّي أُحِبُّكَ»
الإقبال بالأعمال الحسنة( ط- الحديثة)؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق)، محقق / مصحح: قيومى اصفهانى، جواد، ناشر: دفتر تبليغات اسلامى، قم: 1376ش، ج3، ص297
خدایا اگر من را به آتش جهنم ببری به همه می گویم دوستت دارم. امیر المؤمنین قسیم الجنة و النار است آن وقت ما بگوییم این تعبیر چه است؟ این برای این است که به من و شما یاد بدهد چطور با خدا حرف بزنیم؟
دوستان عزیز شب جمعه است «دعای کمیل» می خوانید تلاش کنید ببینید کدام یک از فرازهای «دعای کمیل» با روحیه تان می سازد؟ کدام یک از فرازها را وقتی می خوانید تمام رگ های بدنت می لرزد؟ آن را انتخاب کن، حفظ کن در قنوت نمازت، در سجده نمازت، قبل از نماز، بعد از نماز، قبل از تعقیبات و بعد از تعقیبات تکرار کن.
یک دفعه عرض کردم یکی از اولیاء الله در ذهنم نیست کدام یک از بزرگواران است می گفت بعضی وقت از اول شب به سجده می رفت جز نوافل و واجبات همه اش این جمله را می گفت
«إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي»
خدایا غیر از تو چه کسی را دارم بروم رفع مشکلاتم را از او بپرسم؟
إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج2، ص707
می گفت همین جمله را از اول شب تا اذان صبح زمزمه می کرد «إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي»
«اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي لَا إِلَهَ لِي غَيْرُكَ أُوَحِّدُهُ وَ لَا رَبَّ لِي سِوَاك»
خدایا من خدا و پروردگاری غیر از تو ندارم!
إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص191
«فَإِنْ طَرَدْتَنِي مِنْ بَابِكَ فَبِمَنْ أَلُوذُ وَ إِنْ رَدَدْتَنِي عَنْ جَنَابِكَ فَبِمَنْ أَعُوذ»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص142
اگر چنان چه از در خانه ات من را برانی کجا بروم؟ چه کسی من را راه می دهد؟ ولذا تلاش کنیم این فرازها را یاد بگیریم و مدام تکرار کنیم برای مان ملکه بشود. ملائکه موکل این فقره با ما انس بگیرد وقتی انس گرفت ما را پله پله بالا می برند تا کجا؟
«وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه»
كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص177
المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص177
آن جایی که خدای عالم، آقا امام حسین و رسول اکرم را برده بله رسیدن به آن جایگاه راحت و آسان است اگر نبود نمی گفتند ما از خدا بخواهیم. «وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه» خدایا به آن مقامی که امام حسین را رساندی به آن جا من را برسان. بله امامت و حجت الهی بودن یک بحث جدایی است این که ما هم سطح آن ها بشویم
«السّلمانُ مِنّا أهلَ البَيْت»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج108، ص285
اگر به آن جا رسیدیم «فلانٌ مِنّا أهل البیت» می شویم. یعنی به آن مرتبه می رسد یعنی آن جایی که از خودمان اراده نداشته باشیم. اراده ما منحل و ذوب در اراده حضرت ولی عصر بشود اراده ولی عصر ذوب و منحل در ارادة الله شده است. مثل نمک شما داخل آب می ریزید این نمک کاملاً از بین می رود با آب یکی می شود ما باید این چنین باشیم. اگر این چنین شدیم یعنی رسیدیم به آن جایی که هم سطح این ها هستیم.
مادامی که خودمان را می بینیم زن و بچه مان را می بینیم به خاطر یک چیزی عصبانی و غضبناک می شویم به نا محرم نگاه می کنیم حرام می خوریم و ...
میان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمین تا آسمان است
روایت دیگر، خیلی روایت عجیبی از امام صادق (سلام الله علیه) می گوید:
«يَدْخُلُ رَجُلَانِ الْمَسْجِدَ أَحَدُهُمَا عَابِدٌ وَ الْآخَرُ فَاسِقٌ»
دو نفر وارد مسجدی می شوند یکی عابد و دیگری فاسق است
«فَيَخْرُجَانِ مِنَ الْمَسْجِدِ وَ الْفَاسِقُ صِدِّيقٌ وَ الْعَابِدُ فَاسِقٌ»
وقتی از مسجد بیرون می روند این فاسق به مرتبه صدیقین رسیده ولی عابد، فاسق شده است.
چرا؟
«وَ ذَلِكَ أَنَّهُ يَدْخُلُ الْعَابِدُ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ مُدِلٌّ بِعِبَادَتِهِ»
این عابد به مسجد آمده می گوید من چقدر آدم خوبی هستم به مسجد آمدم نماز می خوانم خدایا دیگر از من چه می خواهی؟ این باعث شد به عنوان یک فاسق از مسجد بیرون می رود.
وَ لکِن وَ يَكُونُ فِكْرَةُ الْفَاسِقِ فِي التَّنَدُّمِ عَلَى فِسْقِهِ»
آدم گنهکار وارد مسجد شد می گوید خدایا اشتباه کردم غلط کردم دیگر گناه نمی کنم به تو قول می دهم همین طور اظهار ندامت و استغفار می کند.
این فاسق با این استغفارش به مقام صدیقین می رسد از مسجد بیرون می رود آن عابد به خاطر خود نمایی و خود فروشیش به خدای عالم فاسق از مسجد بیرون می رود. خیلی سخت است دوستان این روایت را می خوانیم شاید شنیدنش راحت است ولی هضم و تحملش خیلی سخت است.
این روایت از «علل الشرایع»، جلد 1، صفحه 154 آوردیم. «کافی»، جلد 2، صفحه 314 روایت خیلی زیبایی دارد از امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید
«قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الرَّجُلُ يَعْمَلُ الْعَمَلَ وَ هُوَ خَائِفٌ مُشْفِقٌ»
بنده ای گناه می کند ولی به خاطر آن از عذاب خدا می ترسد که خدا در دنیا، قبر و قیامت گرفتارش کند
«ثُمَّ يَعْمَلُ شَيْئاً مِنَ الْبِرِّ فَيَدْخُلُهُ شِبْهُ الْعُجْبِ»
کار خوب می کند از این کار خوب حالت خود پسندی و خود بزرگ بینی برایش پیش می آید.
بعد حضرت می گوید
«بِهِ فَقَالَ هُوَ فِي حَالِهِ الْأُولَى وَ هُوَ خَائِفٌ أَحْسَنُ حَالًا مِنْهُ فِي حَالِ عُجْبِهِ.»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج7، ص314
آن وقتی که گناه کرده بود ولی از غضب خدا می ترسید خیلی بهتر بود از این که کار خوبی انجام داد دارد برای خدای عالم خط و نشان می کشد می گوید خدایا دیگر از من چه می خواهی؟ نماز گفتی خواندم، روزه گفتی گرفتم، زکات و خمس گفتی دادم، غیبت گفتی نکردم. همین که این طوری نستجیر بالله در برابر خدا این اعمال مان را به رخ می کشیم و توجه هم نداریم.
روایتی در «کافی»، جلد 2، صفحه 67 است در رابطه با خوف و رجاء ان شاءالله مفصل بحث خواهیم کرد. خوف و رجاء از گناهان و عبادت های قلبی است خیلی می تواند ما را برای رسیدن به کمالات برساند.
امام صادق فرمود پدرم امام کاظم می فرمود
«إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا [وَ] فِي قَلْبِهِ نُورَانِ»
هیچ مؤمنی نیست که باید در قلبش دو نور باشد
«نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ»
هم نور ترس هم نور امید!
ترس از گناهانی که انجام داده امید به بخشش خدای عالم اگر ترس نباشد انسان مدام گناه می کند اگر نا امید بشود نا امیدی از گناه، گناهش بیشتر است. پس هر مؤمنی باید دو نور همیشه در قلبش باشد نور ترس، نور امید
«لَوْ وُزِنَ هذَا عَلى هذَا لَمْ يَزِدْ هذَا عَلى هذَا»
اگر چنان چه نور ترس با نور امید با همدیگر مقایسه بشود، سر سوزن با همدیگر تفاوت ندارد نه نور رجاء مؤمن قوی تر از ترسش است نه نور ترسش قوی تر از نور رجائش است.
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص67
یادم نمی رود آخرهای سال 48 به «قم» آمده بودیم آقای «فلسفی» به «مسجد امام قم» منبر رفته بود جمعیت زیادی آمده بود ما هم زود رفته بودیم نزدیک منبر بودیم.
ایشان بحثی داشت این روایت را خواند از همان زمان (سال 48) این روایت به خاطرم ماند. «...لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا [وَ] فِي قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا.» مثل این که مال پنج دقیقه قبل است خدا روح شان را شاد کند از محفل ما هم ثوابی به روح ایشان عائد و واصل کند.
در هر صورت...
دوستان عزیز ما باید دقت کنیم اگر چنان چه ترس ما از خدا بیشتر بشود مبدل به یأس و نا امیدی می شود خدا که بنا است نبخشد چهار تا گناه کردیم پنج تا هم اضافه همین طور امید به رحمت بیشتر باشد انسان را از گناهان باز نمی دارد.
نباید امیدمان به رحمت الهی بیشتر باشد و نه ترس مان از عذاب خدا بیشتر باشد. همیشه این دو باید کنار هم و اندازه هم باشد (ترس، امید) آن های که واقعاً از خدا نمی ترسند پناه به خدا می بریم آن های که فقط به امید خدا خاطر جمع هستند ما گناه می کنیم ان شاءالله خدا می بخشد این گناه را انجام می دهیم ان شاءالله خدا می بخشد مدام این طور می گوید.
نه این طور نیست همین که می گویی من این گناه را می کنم خدا می بخشد خودش پیش خدای عالم مسئولیت دارد!
مجری:
بسیار جامع و کامل ان شاءالله که بتوانیم به این درجات برسیم و گناهان قلبی را دل مان خارج کنیم. نسبت به این گناهان قلبی این که چه اثری می گذارد، این که برخورد معصومین با چنین افرادی چگونه بود، حتماً پی گیر باشید ان شاءالله از محضر حضرت استاد استفاده خواهیم کرد. (میان برنامه) اما نسبت به موضوع برنامه گناهان قلبی که خیلی وقت ها اکثر ما متأسفانه مبتلای به آن هستیم.
اما به خاطر این که قلبی است به خاطر این که احساس می کنیم در عمل و رفتارمان کار خاص و گناه خاصی انجام ندادیم آن را دست کم می گیریم.
(میان برنامه)
مجری:
عرض سلام مجدد، خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، الحمدلله این توفیق را داریم همچنان در خدمت شما با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی هستیم.
همان طور که مطلع هستید و برنامه را پیگیری می کردید نسبت به موضوع برنامه و موضوع گناهان قلبی که خیلی وقت ها اکثر ما متأسفانه مبتلای به آن هستیم اما به خاطر این که قلبی است و به خاطر این که احساس می کنیم در عمل خودمان و در رفتار خودمان کار خاصی انجام ندادیم گناه خاصی انجام ندادیم آن را دسته کم می گیریم، در صورتی که وقتی نگاه می کنیم می بینیم چه اثرات عجیبی بر آن مترتب است حضرت استاد به زیبایی چند جلسه بیان فرمودند از احادیث استفاده کردیم دیدیم یک گناه مثل عجب و خود پسندی چه اثرات زیان باری را ممکن است برای ما به بار بیاورد.
حضرت استاد در جلسه پیش الحمد لله از محضرتان استفاده کردیم نسبت به بحث افرادی که ابتدا یک چنین حالتی به آن ها دست داده بود احساس خود پسندی و این که احساس کرده بودند از شیعیان خالص هستند. اما بعد از آن توبه کردند برخورد معصومین را برخورد آقا امام رضا (علیه السلام) را دیدیم حضرت فرمودند به آن کسی که دم بود به ایشان فرمودند شصت بار باید شما به جای من به این افراد سلام بدهید.
این ها افرادی بودند که از کار خودشان و آن صحبتی که کرده بودند پشیمان شدند اما اگر کسی این طور نباشد اگر یک نفر باشد منم منم بکند بعد از آن هم پشیمانی برای خودش به بار نیاورد با چنین فردی برخورد معصومین چیزی داریم حضرات چطور برخورد کردند؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در رابطه با این طور قضایا در کتاب «صحیح مسلم» حدیث 1697 «جابر ابن عبد الله» می گوید خدمت رسول اکرم رفتم در زدم حضرت فرمودند:
«عن جَابِرِ بن عبد اللَّهِ قال أَتَيْتُ النبي صلى الله عليه وسلم فَدَعَوْتُ فقال النبي صلى الله عليه وسلم من هذا قلت أنا قال فَخَرَجَ وهو يقول أنا أنا»
**
«عن جَابِرِ بن عبد اللَّهِ قال اسْتَأْذَنْتُ على النبي صلى الله عليه وسلم فقال من هذا فقلت أنا فقال النبي صلى الله عليه وسلم أنا أنا»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1697، ح2155
«مَنْ هَذا؟»
چه کسی است؟
گفتم
«مَنْ»
حضرت فرمودند:
«أنا أنا»
تا کی من من من حضرت در را باز نکرد قریب به این مضمون جای دیگر توضیحش است چند دقیقه ای تحمل کرد دوباره در زد حضرت فرموند چه کسی است؟ گفت «جابر ابن عبد الله» حضرت در را برایش باز کرد گفت این من من را تا کی می خواهید تکرار کنید؟ بنده خدا، حقیر سرا پا تقصیر «جابر ابن عبد الله».
در روایت دیگر است:
«لَا تُحَقِّرُوا شَيْئاً مِنَ الشَّرِّ وَ إِنْ صَغُرَ فِي أَعْيُنِكُمْ وَ لَا تَسْتَكْثِرُوا الْخَيْرَ وَ إِنْ كَثُرَ فِي أَعْيُنِكُمْ فَإِنَّهُ لَا كَبِيرَ مَعَ الِاسْتِغْفَارِ وَ لَا صَغِيرَ مَعَ الْإِصْرَار»
الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص433
«لَا تَسْتَكْثِرُوا الْخَيْرَ وَ إِنْ كَثُرَ فِي أَعْيُنِكُمْ»؛ هر چه کار خیر می کنید هرگز کارهای خیر را با چشم بزرگ و کثیر نبینید یعنی کارهای خوب شما در صورتی کار خوب است که خدا قبول کرده باشد. شما نمی دانید خدا قبول کرد یا نه؟ چه بسا شما شب تا صبح مشغول عبادت بودید خدا حتی یک ثانیه اش را قبول نکرده باشد ما نمی دانیم شاید همه اش را قبول کرده باشد.
لذا است که بین خوف و رجاء هستیم یعنی خدا قبول کرد یا قبول نکرد وقتی چشم مان را باز می کنیم وارد برزخ می شویم آن جا مشخص می شود عبادت، نماز، حج و ... ما قبول شد یا قبول نشده است. تا مادامی که آن جا نرفتیم هیچی معلوم نیست.
یک دفعه کسی خدمت معصوم می رسد معصوم اشراف کامل دارد می گوید این عمل شما قبول و این عمل شما قبول نشده است آن بحث جدایی دارد. ولذا می فرماید: «لَا تَسْتَكْثِرُوا شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ فِي أَعْيُنِكُم» گرچه در چشم شما این عمل خیلی بزرگ است ولی هرگز شما این را بزرگ نبینید.
یا از امام باقر (سلام الله علیه) در تحف العقول، صفحه 285
«اسْتَقْلِلْ مِنْ نَفْسِكَ كَثِيرَ الطَّاعَةِ لِلَّه»
هر چه عبادت می کنید عبادت ها را کوچک بشمار تا بدین وسیله
«إِزْرَاءً عَلَى النَّفْسِ»
تا این که نفس خود را بسازی، تربیت و ادب کنی
«وَ تَعَرُّضاً لِلْعَفْوِ»
خودت را در معرض عفو خدای عالم قرار بدهی!
تحف العقول عن آل الرسول (صلى الله عليه و آله)؛ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ص285
تعبیری امام سجاد دارد تعبیر خیلی عجیبی است آدم وحشت می کند
«إِلَهِي مَنْ كَانَتْ مَحَاسِنُهُ مَسَاوِيَ فَكَيْفَ لَا يَكُونُ مَسَاوِيهِ مَسَاوِيَ»
إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص348
خدایا کسی که کارهای خوبش در ردیف کار بد قرار گرفته حساب کارهای بدش نشسته پاک است.
«میرزا جواد آقای ملکی (رضوان الله تعالی علیه)» می فرماید یکی از استغفرهای مان این باشد که از عبادت مان استغفار کنیم. آیا واقعاً این نماز خواندن ما، نمازی است که خدا از ما خواست؟ اگر پیش فرماندار، استاندار، وزیر یا رئیس جمهور می رویم آیا آن جا با این ها حرف می زنیم از نظر ظاهرمان با زیر پیراهنی آن جا می رویم؟ یا با لباس کثیف می رویم؟
یا نه حداقل بهترین لباس را می پوشیم آن جا می رویم صورت و ظاهرمان را درست می کنیم یا نه؟ می خواهیم صحبت کنیم هر چه به دهان مان می آید آن جا می گوییم یا نه کاملاً مراقب هستیم مطالبی را بیان کنیم که متناسب با مقام طرف مقابل باشد.
«امام راحل» در «اسرار الصلاة» شان تعبیری دارد می گوید همان طوری که شما در برابر یک صاحب مقام چقدر خاضعانه می ایستید، چقدر مواظب سخن گفتنت هستی همان را در برابر خدایی که مَلک الملوک است تمام خیر دنیا و آخرت دست اوست از خودت به خودت نزدیک تر است، با او حرف می زنی چطور حرف می زنی!
«امام (رضوان الله تعالی علیه)» تعبیری دارد می گوید اگر ما با یک بچه دو، سه ساله حرف می زنیم اولاً مراقب رفتار خودمان هستیم این طور نیست جلوی بچه شروع به رقصیدن و الفاظ بی ادبانه بگوییم. اضافه کاملاً حواس مان است داریم حرف می زنیم نسبت به الفاظی که از دهان مان بیرون می آید کاملاً مراقب هستیم توجه به این داریم می گوییم بچه، حالت چطور است؟ به الفاظ هیچ توجهی نداریم به معانی الفاظ هم توجه نداریم بلکه آن چنان این لفظ و معنا در مخاطب هضم شده است ما فقط خود مخاطب را کاملاً در نظر داریم.
آیا با خدا حرف می زنیم دوستان عزیز، خدا و پیغمبری ما این طوری هستیم؟ از اول نماز تا آخر نمازمان این چنین هستیم؟ یک عده هستند گرفتار تجوید نماز هستند غیر المغضوب ...می گوید نشد باز غیر المغضوب چند بار کلمات نماز را تکرار می کنند نه خدا و نه پیغمبر گفته است بعضی از آقایان مراجع مثل آیت الله العظمی «شبیری زنجانی» می گوید اصلاً تجوید لازم نیست، ببین معنای نمازت چه است و به آن توجه کن.
مادامی که در نمازمان این حالت برای مان پیش نیامده است الان با شما صحبت می کنم به کلمات توجه دارم؟ من با شما صحبت می کنم کلمه «من، با، شما، صحبت، می کنم» اصلاً به این کلمات توجه دارم؟ نه.
چطور می شود با خدا حرف می زنیم مثل «بسم الله الرحمن الرحیم» اسم «الله، الرحمن و ...» الفاظ را کنار بگذار ببین با چه کسی حرف می زنی؟ آن عظمت حق در نظرت جلوه کند. آن خدایی که از خودت به خودت نزدیک تر است مالک دنیا، آخرت، خودت، الفاظ، فکر، رگ، پوست و استخوانت است او را در نظر بگیر.
اگر این طوری بود این نماز:
«الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِيٍّ.»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص265، بَابُ فَضْلِ الصَّلَاة، ح6
«الصَّلَاةُ مِعْرَاجُ المُؤْمِنِ»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج79، ص303
معراج المؤمن و قربان کل تقی می شود.
(إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ)
و نماز را بر پا دار، که نماز (انسان را) از زشتی ها و گناه باز می دارد
سوره عنکبوت (29): آیه 45
ولی هم گناه می کنیم، هم نماز می خوانیم و هم غیبت می کنیم هم نماز می خوانیم هم دروغ می گوییم هم نماز می خوانیم گناه می کنیم معلوم می شود این نماز، نماز نیست آیه قرآن است شوخی بردار نیست حدیث هم نیست بگوییم سندش ضعیف است. (إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ) این ها را دقت کنیم. نسبت به اعمال خودمان می بالیم چه بسا این اعمال ما فردای قیامت وبال ما باشد.
«مَنْ كَانَتْ مَحَاسِنُهُ مَسَاوِي» این جمله امام سجاد (علیه السلام) است خدایا آن کسی که کارهای خوبش جزء کارهای بد است فردای قیامت ما را بیاورند یک دفعه به خاطر نمازمان محاکمه کنند خیلی بد است و تأسف دارد.
به خاطر روزه گرفتن مان ما را محاکمه کنند، صبح تا غروب زبان را بستیم آب و غذا نخوردیم چه کردیم و چه نکردیم بگویند شما وقتی سحری داشتید می خوردی از مال وجوهات نداده سحری خوردی با مال وجوهات نداده افطار کردی. یا در هنگام روزه داری غیبت کردی و دروغ گفتی.
یا نیتت خالص برای خدا نبود. در نمازت چنین و چنان بود یکی را به خاطر گناهش عذاب می کنند حداقل گناه، معصیت و غیبتی کرده عقده دلش را خالی کرد. چهار تا دروغ گفت سر چهار نفر کلاه گذاشت کیفی داشته ولی کسی عبادت می کند به خاطر عبادتش عذاب کنند خیلی سخت است.
باز هم تکرار می کنیم در سجده ها زیاد بگوییم «مَنْ كَانَتْ مَحَاسِنُهُ مَسَاوِيَ فَكَيْفَ لَا يَكُونُ مَسَاوِيهِ مَسَاوِي» خدایا کسی که کارهای خوبش در ردیف کارهای بد است چطور کارهای بدش در کارهای بد نباشد؟ ولذا روایت زیاد داریم که «لَا تَسْتَكْثِرُوا كَثِيرَ الْخَيْر»
یا:
«لَمْ يَتَوَلَّهُمُ الْإِعْجَاب»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 91، 56
به قدری روایات در این زمینه است کارهای خوب دارید بزرگ نشمارید، نعمت خدا است.
در روایت دیدم یک عابدی در «بنی اسرائیل» یک عمر عبادت کرد روزی از صومعه اش بیرون آمد دید گیاه، میوه و ... یک دفعه از دلش گذشت خدایا فردای قیامت من را به خاطر عبادت های که کردم بهشت می بری پس مستحق بهشت هستم این همه عبادت کردم گناه هم نکردم.
خطاب آمد یا به او القاء شد بنده من در مدتی که در صومعه بودی از میوه ها و گیاه و ... خوردی اگر ما بخواهیم یک دانه انگور خوردی بخواهیم تو را حساب کنیم تمام عبادات تو جبران یک دانه انگور نمی کند! نعمتی که به تو دادیم بخواهیم مقایسه کنیم این دانه انگور را در یک کفه می گذاریم و تمام نمازهای دویست، سیصد سالت را در یک کفه دیگر می گذاریم جبران این را نمی کند. می خواهی با این عبادتت به بهشت بروی؟!
لذا خیلی دقت کنیم بین خوف و رجا باشیم «مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِي قَلْبِهِ نُورَانِ: نُورُ خِيفَةٍ، وَ نُورُ رَجَاءٍ، لَوْ وُزِنَ هذَا لَمْ يَزِدْ عَلى هذَا، وَ لَوْ وُزِنَ هذَا لَمْ يَزِدْ عَلى هذَا».
البته بحث مان نا تمام ماند ان شاءالله در جلسه بعد ادامه می دهیم
مجری:
استاد تماس های داریم اولین بیننده جناب آقای «عساکره» از «خوزستان» است. جناب اقای «عساکره» بفرمایید.
تماس بینندگان برنامه
بیننده: (آقای عساکره از خوزستان – شیعه)
سلام عرض می کنم، حضرت آقای «قزوینی» امشب می خواهم اهل سنت را به یک چالش بزرگ قرار بدهم از نظر شما مشکل ندارد؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
توهین به مقدسات شان نشود نه
آقای عساکره:
هیچ توهینی نمی کنم فقط یک چالش بزرگ است شبکه های تروریستی آن طرف آب هستند مدام گوشی آیفون و ... نشان می دهند می گویند فقط یک حدیث در باب شهادت حضرت فاطمه نشان بدهید بعضی از آقایان در داخل هستند مثل آقای «خیر شاهی» و آقای «محمد صالح پور دل» بنده فقط یک حدیث از «بخاری»، صفحه 1351، چاپ بیت افکار الدولیة می آورم. آقای «بخاری» یک حدیثی را نقل کردند
«عن عبد اللَّهِ بن عُمَرَ رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال من حَمَلَ عَلَيْنَا السِّلَاحَ فَلَيْسَ مِنَّا»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج6، ص2591
آقا رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند هر کسی روی ما اسلحه حمل کند «فلیس مِنا» از ما نیست. بنده از آقای «خیر شاهی»، «آقای پُر دل» و ... و همه اهل سنت سوال دارم در قبال این حدیث جواب شان چه است؟ اگر شما می توانید این ها را از این جماعت بپرسید ممنون می شوم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
از این حدیث «من حَمَلَ عَلَيْنَا السِّلَاحَ فَلَيْسَ مِنَّا» چه می خواهید سوال کنید؟
آقای عساکره:
اولین سوال بنده ماجرای عایشه و حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) است.
«خذوا شطر دينكم عن الحميراء»
البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : مكتبة المعارف – بيروت، ج3، ص129
آیا این حدیث صحت دارد یا ندارد، می خواهم سوال را از این جماعت بپرسم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
دست شما درد نکنه، برادر بزرگوارم می گویند آن ها مجتهد بودند این ها هم مجتهد بودند در برابر این کاری که کردند هم شما شیعه هم ما سنی معتقد هستیم که
«المجتهد إذا اجتهد فأخطأ فله أجر واحد»
مجتهد اگر اجتهاد کند در اجتهادش اشتباه هم کند یک پاداشی دارد این ها می گویند «طلحه، زبیر» و ... اجتهاد کردند ثواب هم می برند این را می خواهید چه کار کنید؟
آقای عساکره:
آقا رسول الله این جا کلمه «لیس» به کار برد
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
«من حَمَلَ عَلَيْنَا السِّلَاحَ فَلَيْسَ مِنَّا» از آن طرف «المجتهد إذا اجتهد فأخطأ فله أجر واحد» حاکم بر این روایت است اگر سلاح بکشد ولی نظرش قربةً إلی الله باشد آن را چه کار می خواهید بکنید؟ نظرش این است
«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّات»
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى، ج4، ص186، ح519- 2
برادر بزرگوارم این آقا می گوید اجتهاد کردند اجتهاد در برابر نص، باطل است مثلاً خدای عالم گفت (أقیموا الصلاة) نماز بخوانید می گوید نماز یک نوع ورزش است به جای نماز خواندن اجتهادم این است مثلاً ده دقیقه ای ورزش کنم کفایت می کند. می گویند اجتهاد در برابر نص است در رابطه با حضرت امیر (سلام الله علیه) فرمود:
«أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُم»
هر کس با علی بجنگد با منِ پیغمبر جنگیده است!
«نظر النبي صلى الله عليه وسلم إلى علي وفاطمة والحسن والحسين فقال أنا حرب لمن حاربكم وسلم لمن سالمكم هذا حديث حسن»
المستدرك على الصحيحين، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 163، ح4712
وقتی می گوید هر کس با علی بجنگد با من جنگیده است هر نوع اجتهاد در برابر این، اجتهاد در برابر نص است. این اجتهاد هیچ ارزشی ندارد اجتهاد در جایی است که عمل انسان مستند به کتاب، سنت و سیره باشد. این که جنگ علیه امیر المؤمنین شروع کردند از قرآن، سنت یا سیره گرفته بودند؟ این جواب این ها است امشب آن ها را به چالش کشیدی ولی جواب هم نتوانستی بدهی!
مجری:
اگر این چالش، چالش واقعی ان شاءالله خواهد بود تماس گرفتید احتمال زیاد چنین پاسخی را خواهید شنید پس تکمیل و کامل مد نظرتان باشد چطور باید پاسخ بعدی را به آن ها بدهید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
آقای «عساکره» کتاب «الإجتهاد و النص» مرحوم «علامه شرف الدین» را ببینید خیلی زیبا کار کرده است ترجمه اش هم اجتهاد در برابر نص است آن ها را شما به چالش بکشید.
اگر می خواهید امثال آقای «خیر شاهی» و دیگران را به چالش بکشید این کتاب را مطالعه کنید چالش کشیدن را از مرحوم «علامه شرف الدین» یاد بگیرید.
مجری:
بیننده بعدی آقای «امین» از «تهران» پشت خط هستند آقای «امین» بفرمایید
بیننده: (آقا امین از تهران – شیعه)
سلام عرض می کنم خدمت شما و خدمت استاد. می خواستم روی خط بمانم جوابم را از حاج آقا بشنوم در یک دقیقه مطلبم را بگویم بعد صحبت های حاج آقا را بشنوم. در حرم امام رضا یا در حرم حضرت معصومه دیدیم شخصی وارد می شود اصولاً همه دیدند این شخص نرسیده به ضریح زمین کنار ضریح را بوس می کند می خواستم ببینم ثواب دارد یا باعث تقرب می شود یا خیر؟
می خواستم نکته بهداشتی بگویم مردم در حال رفت و آمد هستند شاید جوراب یا پای کسی تمیز نباشد حتی دیدم در حیاط حرم مردم با کفش هستند افرادی می نشینند زمین را بوس می کنند. پسر آیت الله «فاضل لنکرانی» در رابطه با کرونا حرف زیبایی زد آن موقع بعضی ها ضریح یا در و دیوار حرم را بوس می کردند یا لیس می زدند می گفتند این جا دار الشفاء است. ایشان جواب خوبی دادند گفتند این کار غلط است مثل این می ماند بگوییم تفنگ در حرم بی اثر می شود این طور نیست. می خواستم بدانم بوسیدن آن سنگ موضوعیت دارد یا روایی است یا باعث تقرب می شود یا بحث نظافت است کسانی که بیرون سنگ حیاط را بوس می کنند از لحاظ بهداشتی درست است یانه؟ می خواستم حاج آقا یک توضیحاتی بدهند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
برادر بزرگوارم! مرحوم «شیخ انصاری» یکی از مراجع شیعه در تاریخ بود کتاب «رسائل» و «مکاسب» ایشان کتاب درسی حوزه در سطوح عالی است. در حقیقت ارشد حوزه است. ایشان در کنار حرم حضرت امیر (سلام الله علیه) خم شد عتبه حضرت را بوسید یکی از طلبه ها گفت این کار شرک نیست مردم این جا رفت و آمد می کنند.
ایشان گفت این که جای خود دارد بوسیدن زیر پای زائر حرم حضرت ابی الفضل هم عبادت است و شرک نیست. این که کسی آن جا را می بوسد.
مجری:
پس این سنت مستمره ای بوده است.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله
مجری:
نسبت به بحث رواییش هم بحث تقتیل العتبة بعضاً در زیارتنامه ها دارد قبل از این که وارد بشوید ابتدا عتبه را ببوسید بعد هم وارد بشوید چنین تعبیرهایی است.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
یکی از شعرای «عرب» است من شرح حالش را هم آورده ام ایشان می گوید
«امر علی الدیار، دیار لیلی»
به تمام شهرها و روستاها می روم ولی آنی که قلب من را آرام می کند شهری است که لیلای من آن جا ساکن است
«اقبل ذا الجدار و ذالجدارا»
این دیوار و آن دیوار را می بوسم
«و ما حب الدیار شغفن قلبی»
این در و دیوار دیوانه ام نکرده، من عاشق در و دیوار نیستم
«و لکن حب من سکن الدیارا»
من عاشق آن کسی هستم که داخل این دیوارها سکونت دارد!
جناب آقای «امین»!
پای سگ بوسید مجنون خلق گفتندش چه بود * گفت این سگ گاه گاهی کوی لیلی رفته بود!
گر شدی عاشق دیگر عاقل نمی باید شدن * آب عقل و عشق از یک جو نمی گردد روان
ولذا کسی که عاشق ائمه و امام رضا است سر از پا نمی شناسد. این یک نکته.
نکته دیگر یادم نمی رود در ایام کرونا اجتماعات را در همه جا ممنوع کردند حتی در «ایران» و ... عزاداری ها با دو، سه متر فاصله بود ولی همان سال میلیونی مردم از کشورهای مختلف من جمله «ایران» برای زیارت اربعین رفتند. همه چسبیده به هم بودند. در ایام اربعین و همچنین در عاشوراء و تاسوعا یک مورد این که این مردم در اثر کرونا و ... کشته شوند آمار نداشتیم. این را با چه می خواهیم مقایسه کنیم؟
یک دعای خیلی زیبایی است این دعا را در روایات داریم ائمه (علیهم السلام) خیلی عجیب برایش پاداش و ثواب می گویند راوی «أصبغ ابن نباته» است می گوید:
«دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ بَيْنَ يَدَيْهِ شِوَاءٌ»
وارد محضر حضرت شدم دیدم یک غذا سرخ کرده (چه بود؟) خدمت ایشان است
«فَقَالَ لِي ادْنُ فَكُل»
به آقای «أصبغ ابن نباته» گفت نزدیک بیا از این غذا سرخ کرده بخور
«فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذَا لِي ضَارٌّ»
دکترها گفتند سرخ کردنی نخورم الان معمولاً کسی که سرما می خورد می گویند سرخ کردنی نخور.
«فَقَالَ لِي ادْنُ»
امیر المؤمنین فرمود نزدیک شو، جلو بیا
«أُعَلِّمُكَ كَلِمَاتٍ لَا يَضُرُّكَ مَعَهُنَّ شَيْءٌ مِمَّا تَخَافُ»
چیزی به تو یاد می دهم وقتی این را گفتی هیچ ضرری به تو نمی رساند!
ولی با عقیده بگویی نه این که بخواهیم امتحان کنیم. بگو:
«قُلْ بِسْمِ اللَّهِ خَيْرِ الْأَسْمَاءِ مِلْءَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ وَ لَا دَاءٌ تَغَدَّ مَعَنَا.»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج6، ص318
«تَغَدَّ مَعَنَا» جلو بیا بخور وقتی «الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ وَ لَا دَاءٌ تَغَدَّ مَعَنَا.» بگویی این غذا سرخ شده ضرری به تو نمی رساند.
در «مفاتیح» هم است اگر اشتباه نکنم امام باقر می فرماید پدرم امام سجاد می گفت این دعا را می خوانم هیچ باکی ندارم جن و انس علیه من بر خیزند بخواهند به من ضرر برسانند نمی توانند به من ضرر برسانند.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بِسْمِ اللَّهِ خَيْرِ الْأَسْمَاءِ بِسْمِ اللَّهِ رَبِّ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ سَمٌّ وَ لَا دَاءٌ بِسْمِ اللَّهِ أَصْبَحْتُ وَ عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ بِسْمِ اللَّهِ عَلَى قَلْبِي وَ نَفْسِي بِسْمِ اللَّهِ عَلَى دِينِي وَ عَقْلِي بِسْمِ اللَّهِ عَلَى أَهْلِي وَ مَالِي بِسْمِ اللَّهِ عَلَى مَا أَعْطَانِي رَبِّي [بِسْمِ اللَّهِ الْكَافِي بِسْمِ اللَّهِ الشَّافِي بِسْمِ اللَّهِ الْمُعَافِي] بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ اللَّهُ اللَّهُ [اللَّهُ] رَبِّي [حَقّاً] لَا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ [اللَّهُ] أَعَزُّ وَ أَجَلُّ مِمَّا أَخَافُ وَ أَحْذَرُ عَزَّ جَارُكَ وَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ [وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ] وَ لَا إِلَهَ غَيْرُكَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسِي وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ سُلْطَانٍ شَدِيدٍ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ وَ مِنْ شَرِّ قَضَاءِ السُّوءِ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دَابَّةٍ أَنْتَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ وَ أَنْتَ [وَ هُوَ] عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.»
مهج الدعوات و منهج العبادات؛ ابن طاووس، على بن موسى، دار الذخائر - قم، چاپ: اول، 1411 ق، ص75
دعای خیلی عجیبی است ولذا این که آستان عتبه را می بوسد به چه نیتی می بوسد؟ ائمه (علیهم السلام) محیط به تمام عالم هستند ولایت تامه بر همه عالم دارند حتی اگر آن چیزی که ضرر می رساند این ها اراده کنند ضرر نمی رساند هیچ شک و شبهه ای نیست.
این که با جوراب می آیند آلوده و غیر بهداشتی است این ها برای کسانی که عاشق هستند دنیای دیگری دارد برای ماهایی که دنبال کار بهداشتی و ... هستیم بله من هم می گویم همچنین کاری انجام ندهند.
طرف با جوراب آلوده رد شد ببوسیم آلودگی هایش در ما اثر می گذارد بیمار می شویم و ... ولی کار عاشقان را با خودت مقایسه نکن.
«مولانا» شعری دارد (خود را با کار عاشقان مقایسه نکن)
عزیز من در این طور قضایا شعر:
پای سگ بوسید مجنون خلق گفتندش چه بود * گفت این سگ گاه گاهی کوی لیلی رفته بود!
عاشق چیزی نمی فهمد یکی از دوستان مثالی در فضای مجازی زده بود خیلی زیبا بود می گوید کسی که مسابقه داشت بازی کرد و ... خسته و کوفته خانه آمد غذا می آورند می گوید اصلاً حال غذا خوردن ندارم آب می آورند می گوید حال آب خوردن ندارم. به قدری خسته است نمی تواند تکان بخورد، ولی یک دفعه می گویند معشوقه ات آمد دم در است همین فرد آن چنان دوان دوان دم در می آید تا معشوقه خودش را ببیند گویا اصلاً خستگی ندارد!
مجری:
بسیار تشکر می کنم، ان شاءالله آقا «امین» عزیز پاسخ شان را گرفته اند. بیننده بعدی آقای «محمدی» از «کرج» پشت خط هستند آقای «محمدی» بفرمایید
بیننده: (آقای محمدی از کرج – شیعه)
سلام عرض می کنم، «شبکه ولی عصر» با «شبکه ولایت» جدا شدند خیلی به سوال من ربطی نداشت می خواستم بدانم چرا جدا شدند؟ بحث مرجعیت از چه زمانی به این سبک در آمده است، در صورتی که قبلاً به این سبک نبود یک تاریخچه ای بفرمایید حاج آقای «قزوینی» توضیح بدهند بحث مرجعیت از چه زمانی به این سبک در آمده است. ممنون و متشکر.
مجری:
آقای «محمدی» ممنون و متشکر خدا نگهدار شما، بیننده آقای «بهادری» از «کرج» پشت خط هستند، آقای «بهادری» در خدمت تان هستیم بفرمایید. تماس قطع شد استاد در خدمت تان هستیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
اولاً «شبکه ولایت» و «شبکه ولی عصر» دو شبکه مستقل هستند «شبکه ولی عصر» امسال چهارمین سالی است که شروع شد «شبکه ولایت» گمانم یازدهمین یا دوازدهمین سالش است. شبکه های زیادی داریم مثل «شبکه امام رضا - شبکه ثامن» در داخل کشور تقریبا سی تا شبکه شیعی داریم هر کدام شان مسئولیت، پاسخ و رسالتی دارند هیچ کدام در برابر هم نیستند در عرض هم هستند.
در مورد مرجعیت شما روایات اهل بیت از آقا امام صادق (سلام الله علیه) تا امام عسکری (سلام الله علیه) را ببینید در زمان ائمه (علیهم السلام) افرادی از اصحاب شان بودند پاسخگوی سوالات مردم بودند راوی خدمت امام صادق (سلام الله علیه) می آید عرضه می دارد آقا جان راه مان خیلی دور است خیلی نمی توانیم بیاییم مثلاً «زکریا ابن آدم» آن جا است حضرت می فرماید: «علیک بزکریا ابن آدم» هر چه بگوید حرف او، حرف ما است.
یا طرف می گوید مثلاً در «کوفه» هستم نمی توانم هر روز به «مدینه» بیایم «زراره» نشسته بود حضرت می گوید «علیک بهذا الرجل» یا نسبت به «أبان ابن تغلب» حضرت می فرماید:
«اجلس في مجلس المدينة، أفت الناس، فإني أحب أن أرى في شيعتي مثلك»
تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ نویسنده: شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر و محقق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج30، ص291
دوست دارم بنشینی فتوا صادر کنی مثل مراجع. مسئله مراجع از زمان ائمه بود ولی کیفیتش تفاوت می کند آن زمان امام معصوم بود قطعاً حضور معصوم یک شرایطی را برای مراجع و این ها ایجاد می کند.
بعد از غیبت صغرا اولاً کسی که به این شکل بحث مرجعیت را جا انداخت مرحوم «شیخ مفید (رضوان الله تعالی علیه)» متوفای 413 بعد از او شاگرد بزرگوارشان «سید مرتضی» متوفای 436 بعد از او «شیخ طوسی» این سه بزرگوار مرجعیت شیعه را باسازی کردند و در جامعه جا انداختند.
بعد از «شیخ طوسی» افراد دیگری آمدند مثل «ابن ادریس» نوه دختری «شیخ طوسی»، «ابن برّاج»، «ابو الصلاح حلبی» تا نوبت به «محقق حلی» می رسد «علامه حلی، فخر المحققین، شهید اول، شهید ثانی، صاحب جواهر، صاحب حدایق و صاحب ریاض» بحث مرجعیت بوده تا عصر ما که «امام (رضوان الله تعالی علیه)» بحث مرجعیت را با مسائل سیاسی روز که باید حکومت اسلامی تشکیل بشود.
البته همه آقایان آرزوی شان این بود ولی این امکانات برای همه شان نبوده این امکانات برای حضرت «امام» فراهم شد توانست حکومت 2500 ساله را با مشت خالی در برابر دشمن تا به دندان مسلح از پای در بیاورد و حکومت اسلامی تشکیل بدهد.
مجری:
بسیار عالی تشکر می کنم، فرصت مان بسیار محدود است. آقای «بهادری» بفرمایید
بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)
سلام عرض می کنم خدمت حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» و مجری محترم آقای «مرعشی». حضرت آقا بعد از وفات رسول مکرم اسلام، صحابه گوش به فرمایشات رسول مکرم ندادند
«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَمْ تَضِلُّوا»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص226
را گوش نکردند، شاید این طوری بگویم سیصد یا چهارصد سال اهل سنت، سنت تدوین کردند.
«سمعت مُعَاوِيَةَ يقول إِيَّاكُمْ وَأَحَادِيثَ إلا حَدِيثًا كان في عَهْدِ عُمَرَ»
هیچ سنت یا هیچ حدیثی به نام سنت پیامبر تدوین نکنید الا زمان عمر!
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج2، ص718
یعنی احادیثی که در زمان عمر باشد مگر زمان خلافت عمر، پیغمبر زنده بود قضیه چه بود؟ چون احادیث زمان عمر ساخته و پرداخته «کعب الأحبار»ها و «ابو هریره»ها بود حتی در شورای شش نفره آقای عمر شرط می گذارد می گوید آن کسی بعد از من خلیفه می باشد که به سنت ابوبکر و منِ عمر که تدوین کردم عمل کند. عثمان هم گفت من به سنت خودم و شیخین عمل می کنم امام علی هم فرمود مبارک تان باشد اگر من به قدرت برسم به همان قرآن و شیوه پیغمبر اکرم عمل خواهم کرد. معاویه هم گفت سنت یعنی همان سنتی که زمان ابوبکر و عمر تدوین شده باشد در زمان عمر هم یازده الی دوازده امام حدیث از یهود بود در قرن چهارم با فشار شمشیر « المستعصم بالله یا قاهر بالله» سنت درست کردند.
یعنی «حنفی، شافعی، حنبلی و مالکی» هم در قرن هفتم در «مصر» رسمی شد یعنی چهار قرن مسلمین آمدند و رفتند هیچ کدام دارای این مذاهب نبودند. سوال این است که آیا عمل این مسلمانان درست بود یا نبود؟ این را به ما جواب بدهند. والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته.
مجری:
طیب الله، تشکر می کنیم از شما آقای «بهادری» عزیز، استاد نکته ای بفرمایید؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
جزاکم الله خیراً، موفق و مؤید باشید
مجری:
سلامت باشید، همچنین از شما تشکر می کنیم از محضرتان استفاده کردیم و بهره بردیم. تشکر هم می کنیم از شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب هم همراه ما بودید ان شاءالله موفق، مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!