صدیقه شهیده _ ویژه برنامه پرسشگری از اهل تسنن و پاسخ به شبهات در موضوع فاطمیه
قسمت چهارم ویژه برنامه صدیقه شهیده با کارشناسی حجت الاسلام دکتر ابوالقاسمی
• در كتب و اسناد تاريخي مسئله شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) به چه شكل وارد شده است ؟
• ( عبدالله بن يزيد فزاري ) كيست و چه جايگاهي دارد ؟
• ديدگاه و اعتقادات شيعه به نقل ( عبدالله بن يزيد فزاري )
• ( رافضه ) چه كساني هستند ؟ با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• ديدگاه امام صادق (ع) و رافضه و شيعيان در مورد مباحث مربوط به اميرمومنان علي (ع) و حضرت فاطمه (س) به نقل ( عبدالله بن يزيد فزاري ) ( متوفي 174 هـ )
• ديدگاه امام صادق (ع) و رافضه و شيعيان در مورد مباحث مربوط به اميرمومنان علي (ع) و حضرت فاطمه (س) به نقل ( ضرار بن عمرو الغطفاني ) ( متوفي 200 هـ )
• ديدگاه امام صادق (ع) و رافضه و شيعيان در مورد مباحث مربوط به اميرمومنان علي (ع) و حضرت فاطمه (س) به نقل ( جبائي ) ( متوفي 303 هـ )
• ديدگاه امام صادق (ع) و رافضه و شيعيان در مورد مباحث مربوط به اميرمومنان علي (ع) و حضرت فاطمه (س) به نقل ( قاضي عبدالجبار ) ( متوفي 415 هـ )
• ديدگاه امام صادق (ع) و رافضه و شيعيان در مورد مباحث مربوط به اميرمومنان علي (ع) و حضرت فاطمه (س) به نقل ( ملكي شافعي ) ( متوفي 377 هـ )
• قطعي بودن انتساب ديدگاه رافضه و شيعه به هشام بن حكم ( شاگرد امام صادق (ع) )
• ( نظّام معتزلي ) چه كسي هست ؟
• ديدگاه نظّام معتزلي در مورد شهادت حضرت محسن (ع) و هجوم به حضرت فاطمه (س) و خانه ايشان و ... به نقل صفدي
• قاضي عبدالجبار ( متوفي 415 هـ ) : شيعيان و علماي شيعيان زمان ما اجماع دارند نسبت به شهادت حضرت محسن (ع) توسط عمربن خطاب و براي حضرت فاطمه (س) عزاداري ميكنند با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• رد كردن ديدگاه شيعيان و علماي بزرگ شيعه توسط ( قاضي عبدالجبار و ... ) بدون آوردن هيچ دليلي !
• بررسي سخنان بزرگان و علماي شيعه و متقدمين در مورد شهادت حضرت محسن (ع) و هجوم و ...
• بررسي كتاب مرحوم سيد مرتضي بر ضدّ كتاب المغني از قاضي عبدالجبار
• مرحوم كراجكي ( متوفي 449 هـ ) و بررسي بخش هايي از كتاب ايشان در مورد جعل روايات عجيب براي فضيلت تراشي خلفا و ... !
• نظر عبدالجليل قزويني ( حدود 560 هـ ) در مورد شهادت حضرت محسن (ع) توسط عمربن خطاب و هجوم و ...
• نظر شيخ طوسي در مورد شهادت حضرت محسن (ع) توسط عمربن خطاب و هجوم و ...
• نظر شمس الدين ذهبي ( متوفي 352 هـ ) در مورد ( ابن ابي دارم ) و جايگاه علمي او با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• نظر شمس الدين ذهبي در مورد شخصي كه ( امام ) و ( فاضل ) است با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• ايراد گرفتن عجيب ذهبي از ( ابن ابي دارم ) ، بر خلاف قاعده علم رجال خود ! با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• بررسي دليل ايراد گرفتن ذهبي از ( ابن ابي دارم ) با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• مرحوم بياضي نباتي ( متوفي 877 هـ ) چه كسي است و در چه دوراني بوده است ؟
• فهرستي از علماي شيعه كه در طول تاريخ مسئله شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) را مطرح كرده اند
• ديدگاه علامه حلّي در مورد شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) و ... با استناد به منابع معتبر
• ديدگاه قاضي نعمان ( متوفي 363 هـ ) در مورد فدك و ماجراي سقيفه و هجوم و شهادت حضرت فاطمه (س) و ... با استناد به منابع معتبر
• ديدگاه سيد حميري ( متوفي 173 هـ ) در مورد هجوم به حضرت فاطمه (س) و خانه و ... با استناد به منابع معتبر
• ديدگاه البرقي در مورد هجوم به حضرت فاطمه (س) و خانه و ... با استناد به منابع معتبر
• ايرادي كه مخالفين در مورد حضرت فاطمه (س) و ( شهيده ) بودن ايشان ميگيرند و پاسخ به آنها در منابع معتبر شيعه
• اعتقاد به مظلوميت حضرت فاطمه (س) ، جزو اعتقادات قطعي شيعه است با استناد به منابع معتبر شيعه
• فهرستي بلند از علما و كتب معتبر شيعه در دوران مختلف تاريخي در مورد اعتقاد به شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س)
دیگر قسمت ها
برنامه صدیقه شهیده 16 09 1401 (قسمت چهارم)
عنوان: ویژه برنامه پرسشگری از اهل تسنن و پاسخ به شبهات در موضوع فاطمیه
کلید واژهها: فاطمیه؛ شهادت؛ حضرت زهرا (سلام الله علیها)؛ عزاداری؛ تاریخ؛ ذکر فاطمه؛ قصه فدک؛ زدن حضرت؛ مظلومیت؛ کتب شیعه؛ استاد ابو القاسمی!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین اقای دکتر ابو القاسمی
مجری: آقای سید مهدی حسینی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، عرض سلام، ادب و احترام خدمت همه شما بینندگان عزیز و محترم شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) «صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا آجرک الله یا بقیة الله» امشب شبِ شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است به روایت هفتاد و پنج روز و خیلی از عاشقان امیر المؤمنین و خیلی از محبان اهل بیت شاید دوست دارند همین روایت هفتاد و پنج روز صحت داشته باشد.
از این جهت که به این ترتیب شاید حدود بیست روزی را مادرمان کمتر اذیت شده باشد، کمتر متحمل درد شده باشد. اما از طرفی فکر به این که امیر المؤمنین در این شب ها و در این مدت چه سختی و غربتی را تحمل کرد و بعد از آن، امشب وقتی خبر شهادت به حضرت می رسد چه احساسی داشتند آدم را دیوانه می کند.
امشب قطعاً دل داغدار امام زمان مان نیاز به یاری ما دارد از دعا کردن مان برای فرج حضرت، از صدقه دادن برای سلامتی حضرت و ان شاء الله از عزاداری های که مورد قبول حضرت حق واقع بشود. در شب شهادت ان شاء الله می خواهیم صحبت هایی را داشته باشیم پیرامون مسائل تاریخی که در وقایع شهادت حضرت زهرا آورده شده است. موضوعاتی که طی این چند شب اشاراتی شد و امشب مفصلاً به آن ها خواهیم پرداخت در خدمت کارشناس محترم حجة الاسلام و المسلمین دکتر ابو القاسمی هستیم ان شاءالله از بیانات شان استفاده می کنیم، حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله!
استاد ابوالقاسمی:
علیکم السلام و رحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم، السلام علیک أیتها الصدیقة الشهیدة یا فاطمة الزهرا (سلام الله علیها)
سلام عرض می کنم خدمت شما و همه بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر در شب شهادت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و این شب را به همه بزرگواران تسلیت عرض می کنم، بخصوص به قلب داغدار بقیة الله الأعظم، شب واقعی شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) آن شب اصلی، امشب باشد یا نود و پنج روز یا اقوال دیگری که در این قضیه هست.
همان طوری که در شب عاشوراء قلب امام زمان (روحی و ارواح العالمین) در غصه و اندوه شدید است در شب شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) دقیقاً همان وضعیت برای قلب امام زمان هست و ان شاء الله که خدا به امام مان صبر جزیل عنایت بکند قلب داغدار حضرت را آرامش ببخشد و ما را هم جزو عزاداران واقعی حضرت زهرا (سلام الله علیها) قرار بدهد.
مجری:
می خواهیم بحث را شروع بکنیم پیرامون موضوعاتی که در وقایع تاریخی ذکر می شود در شب های گذشته، کتب مختلف را بررسی کردیم مواردی که وهابیت مطرح کرده بود شبهاتی را پاسخ دادیم. اما می خواهیم امشب با اجازه شما در محضر شما از این موضوع استفاده بکنیم اصلاً در کتب تاریخی و در سندهای معتبر تاریخی مسئله شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) به چه شکل وارد شده است؟ پیرامون آن ها صحبت بکنیم سوالم را با همین موضوع آغاز می کنم
استاد ابوالقاسمی:
در مورد مسائل تاریخی شخصی که می خواهد از جنبه تاریخی نگاه بکند در تمامی کتب موجود، کتب قدیم مراجعه می کند و هر قرینه ای پیدا کرد این ها را کنار همدیگر جمع می کند مثل یک پازل می تواند به راحتی نتیجه گیری بکند.
افرادی داریم از جمله آقای عبد الله ابن یزید فزاری این شخص اِباضی مذهب بود مناظره گر قهار اِباضی ها یعنی یک گروهی از خوارج و نفر اول آن ها بود.
در سال 174 تقریباً از دنیا رفت امام صادق (علیه السلام) سال 148، امام کاظم 183، امام رضا 203 به شهادت رسیدند یعنی عبد الله ابن یزید دوران حیات این سه امام را قطعاً درک کرده است. نکته جالبی که در مورد زندگی او هست این که عبد الله ابن یزید فزاری هم حجره بازار هشام ابن حکم بود.
هشام ابن حکم مناظره گر قهار شیعه، شاگرد نزدیک امام صادق (علیه السلام) و امام کاظم (علیه السلام) این شخص با او هم حجره ای بود یعنی عبد الله ابن یزید آشنایی کامل با عقاید شیعه دارد. البته با هم مناظره نمی کردند فقط یک مناظره ای اواخر حیات هشام ابن حکم انجام دادند که بعد از او هشام فراری شد مبادا حاکم او را بکشد و به شهادت برساند.
اما از عبد الله ابن یزید فزاری اثری بر جای مانده کتابی است با عنوان تاریخ قدیم یا عقیده قدیم اِباضی ها این را چندین نفر گردآوری کردند مادِلون مورخ مشهور این کتاب را مجدداً گردآوری و تصحیح کرده است. در کتابی که از عبد الله ابن یزید هست یک بخشی از آن با این عنوان است:
«کتابُ إبتداء الردود مِن قول شیخ الفقیة أبی محمد عبد الله بن یزید الفزاري غفر الله له ولجمیع المسلمین»
پس کتاب برای شخصی که هم حجره ای و هم مغازه ای هشام ابن حکم است. در این کتاب مسائلی را در مورد اعتقاد شیعه مطرح می کند.
«قال عبداالله: ثم جاءت طائفة آخری إلی رئیسها»
پارگراف ده، صفحه 33 گروهی پیش رئیس شان آمدند
«ما تقولُ في علي ابن ابی طالب»
نظرت در مورد علی چیست؟
«فإن قوما برئوا منه وأکفروه وقاتلوه»
یک عده ای نسبت به علی بیزاری جستند، تکفیر کردند و با او جنگیدند
«فقال احذروهم فإنهم أهل البدع»
گفت مراقب باشید این ها اهل بدعت هستند
«واکتبوا ما أحدثکم»
حدیثی که برای شما می گویم. پس آن شخصی که در زمان عبد الله ابن یزید بود. عبد الله دارد از او نقل می کند حدیث گفته است.
«رُوینا»
برای ما روایت شده که علی اولین مسلمان و برترین مسلمان بود. از همه بیشتر جهاد داشت. برادر پیامبر بود
«أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی»
را پیامبر در مورد او فرموده است.
«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاه»
را پیامبر در مورد او فرموده است. بعد ابوبکر را با سوره توبه فرستادند ولی حضرت علی را فرستاد تا از او گرفت. علی کسی که بود که بر تأویل جنگید این ها را مطرح می کند.
در صفحه 34 می گوید حتی ابوبکر و عمر خواستند آن شخصی باشد بر تأویل می جنگند پیغمبر این مقام را به آن ها نداد گفت علی این شخص است حدیث طیر مشوی را مطرح می کند.
«اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه فقبلَ ذلک قومٌ»
یک عده ای این روایات را از این شخص قبول کردند.
«وهم عوام الناس ودانو به وتولوا علیاً وقاتلوا معه کل من خالفه وهم الشیعة والمعتزلة وعامة الأمة»
همه امت غیر از معاویه زمان خلافت حضرت علی طرف ایشان بودند
«وقام قوم من الشیعة»
گروهی از شیعه بلند شدند.
«وأفرطوا في علي»
افراط کردند
«کما روی لهم محدثهم»
برای این ها هم محدث شان روایت کرده بود که پیامبر فرمود علی خلیفه من در امتم است.
«نصَّبه للناس اماما»
غیر از فضائل تنصیب به خلافت هم داشت. مطالبی از وحی را به علی آموخته که به دیگران نیاموخت یک بار می گوید فقط فضیلت دارد یک بار می گوید علی صاحب سِر پیامبر است. امر زنان را بعد از خودش در دست علی ابن ابی طالب قرار داد.
این مطلبی که سنی ها معمولاً از کتب شیعه خبر ندارند ولی عبد الله چون در آن دوران با هشام بود دقیق دارد نقل می کند.
«وأنه ردت علیه الشمس»
رد الشمس این که امیر مؤمنان دابة الله است این که عصای موسی و خاتم سلیمان را دارد. قسیم الناس است و از جمله اعتقاد این افراد تندرو این بود که:
«أن ابابکر وعمر ضربا فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه وسلم حتی ألقت جنیناً»
این ها صدیقه طاهره را زدند تا فرزندش سقط شد، و ابوبکر به خالد ابن ولید دستور داد که امیر مؤمنان را ترور بکند. اما وقتی آخر نماز در تشهد رسید قبل از سلام ترسید گفت الان بگویم علی را ترور کن بعد درد سر بشود قبل از نماز گفت:
«یا خالد ما تَفعل ما أمرتُک ونحو ذلک من الاحادیث المفتعلة الضالة المضلة لمن صدّقها»
این آقایان این روایت های جعلی را از چه کسی گرفته بودند؟ از امام شان، محدث شان برای شان نقل کرده بود.
«و زَعموا»
اعتقاد به ارتداد امت دارند
«وبرئوا من أبي بکر و عمر ومن لم یشهد بمثل شهادتهم»
این ها از ابوبکر و عمر تبری می کنند این ها چه کسانی هستند؟
«وهم الرافضة صاروا الی ذلک بالروایات وسوء التأویل»
برای برخی از این ها هم روایت هم اجتهادات اشتباه دارند؛ پس عبد الله ابن یزید فزاری خودش برای آن دوران ابتدایی است عرض کردیم 174 از دنیا رفت فرض 75 سالش باشد سال 100 متولد شده است. یعنی بعضی از صحابه را درک کرده چنین فردی می گوید بزرگ رافضه برای رافضه روایت کرد که ابوبکر و عمر صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را زده اند.
وقتی بزرگ رافضه می گویند یعنی چه کسی؟ اصلاً رافضه از چه کسی شروع شده است؟ از معروف ترین کتاب تاریخ ببینیم کتاب تاریخ طبری آقای طبری در این کتاب جلد 4، صفحه 204 می گوید رافضه کسانی هستند که می گفتند امام ما چه کسی است؟ جعفر ابن محمد.
«فقالوا جعفر إمامنا اليوم بعد أبيه»
تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج4، ص204
زید ابن علی اسم این ها را رافضه گذشته است؛ پس رافضه کسانی هستند که می گویند امام ما جعفر ابن محمد بعد از امام باقر (علیه السلام) است.
همین مطلب را آقای ابن حزم در الفصل فی الملل آورده است که اصل رافضه چه کسانی هستند؟ در الفصل فی الملل، جلد 4، صفحه 77
«جمهور الرافضة بإمامة ابنه موسى بن جعفر»
قبل از آن چه کسی بود؟ امام جعفر (علیه السلام)، متکلمین شان اعتقاد دارند:
«وقالت الروافض الإمامة في علي وحده بالنص عليه ثم في الحسن ثم في الحسين وادعوا نصا آخر من النبي صلى الله عليه وسلم عليهما بعد أبيهما ثم على ابن الحسين لقول الله عز وجل (وأولو الأرحام بعضهم أولى ببعض في كتاب الله) قالوا فولد الحسين أحق من أخيه ثم محمد بن علي بن الحسين ثم جعفر بن علي ابن الحسين وهذا مذهب جميع متكلميهم كهشام بن الحكم وهشام الجواليقي وداود الحواري وداود الرقي وعلي بن منصور وعلي بن هيثم وأبي علي السكاك تلميذ هشام بن الحكم ومحمد بن جعفر بن النعمان شيطان الطاق وأبي ملك الحضرمي وغيرهم»
الفصل في الملل والأهواء والنحل؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الطاهري أبو محمد الوفاة: 548، دار النشر: مكتبة الخانجي – القاهرة، ج4، ص77
همه علمای شان این اعتقاد را دارند از جمله هشام، هشام جوالیقی، داود جواری، داود رِقی، علی ابن منصور، علی ابن هیثم، ابی علی سکاک، شاگرد هشام، مؤمن الطاق و ... بعد از امام صادق جمهور رافضه چه کسی را گفتند امام است؟ موسی ابن جعفر علی ابن موسی فقط ابن حزم نیست این حرف را زده ابن کثیر، ابن اثیر، الکامل فی التاریخ و دیگران گفته اند.
بنابراین یک گروهی به نام رافضه بودند که این رافضی ها از امام شان در دوران عبد الله ابن یزید، امام رافضی چه کسی بود؟ امام صادق (علیه السلام). در دوران عبد الله می گوید رافضی ها پیش امام شان رفتند امام شان برای شان روایت نقل کرد که ابوبکر و عمر خودشان صدیقه طاهره را زدند و او فرزندش سقط شد.
اگر مورخی بخواهد از جهت تاریخی بررسی کند مهم ترین منبع شهادت صدیقه طاهره می گوید ائمه شیعه هستند. طبق نقل عبد الله ابن یزید رفیق و هم حجره ای هشام است همه قضایا را در جریان بود می گوید آٔقای هشام که رفیق رافضی من بود رافضه کلاً اعتقادشان این است که این اتفاقات رخ داد از چه کسی گرفتند؟ محدث و امام شان برای شان نقل کرده است.
پس از جهت تاریخی اگر کسی مورخ باشد هیچ شکی در این قضیه نمی کند که به چه کسی بر می گردد؟ به امام صادق (علیه السلام) بر می گردد. این نفر اول.
نفر دوم آقای ضرار ابن عمرو الغطفانی – متوفای 200 هجری صاحب کتاب التحریش، چاپ دار ابن حزم بیروت در این کتاب مجدداً شبیه به همان کلماتی که از عبد الله ابن یزید دیدیم راجع به گروه های مختلف صحبت می کند.
در صفحه 50 شروع می شود:
«في علي ابن ابي طالب»
راجع به علی بین امت اختلافاتی بود، یک عده ای گفتند علی اولین مسلمان است.
«أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى ...مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاه»
همه این ها را می گوید از مطالبی که مطرح می کند قسیم النار و الجنة بودن، دابة الارض بودن، خاتم سلیمان داشتن، عصای موسی را داشتن این ها در صفحه 51 آمده است.
در صفحه 52 می گوید:
«وإن جبرائیل (علیه السلام) دله یوم نهروان علی ذي الثدیه حیث قال: أطلبوه فما کذبت ولا کُذّبت»
جبرئیل به امیر مؤمنان ذو الثدیه را در جنگ نهروان نشان داد.
بعد می گوید:
«وأن أبابکر و عمر ظلما و ضربا فاطمة بنت رسول الله حتی القت جنیناً وفي نحو هذا من الحدیث الضال المضل والمفتعل»
احادیث دروغ زیاد می گویند.
«فصاروا رافضةً و شیعاً»
این ها چه کسانی بودند؟ رافضه و شیعه، رافضیان و شیعیان این اعتقاد را در سال 200 داشتند. سال 200 دوران امام رضا (علیه السلام) است. یعنی این آقا در زمان امام کاظم (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) بوده می گوید رافضی ها این اعتقاد را دارند.
گفتیم جمیع رافضی ها بعد از امام صادق سراغ موسی ابن جعفر و امام رضا (علیه السلام) رفتند. پس از جهت تاریخی این مسئله را هم می رویم مقداری بعد از آن ها به دوران غیبت صغریٰ می رسد ابو علی الجُبائی – متوفای 303 یعنی احتمالاً مقداری از غیبت صغریٰ را درک کرد شاید امام عسکری را هم درک کرده باشد.
«ذکر فاطمة وقصة فدک»
من اعتقادم این است که در این صفحه عبارت را تحریف کردند چون شبیه به این عبارت را از شاگردش جور دیگری دارم. (بعد می بینیم)
«وَ روتِ الإمامية»
سال سیصد است امامیه یعنی رافضی ها همان شیعیان اثنی عشری
«عمن وثقوا به»
از کسی که به او اعتماد دارند شاگرد او به جای «عمن وثقوا به» می گوید از جعفر ابن محمد فرقی نمی کند نتیجه همان است این ها می خواستند اسم امام صادق این جا نباشد نگویند امام صادق را خود سنی ها بیان کردند که اعتقاد به شهادت داشته است.
«وروت الإمامیة عمن وثقوا به أن ابابکر انتزع فدکا من فاطمة (صلی الله علیها) وأن فاطمة خرجت حتی دخلت المسجد وخطبت علی رؤوس المهاجرین والانصار بزعمهم فبکوا لها زعموا رقة ورحمة وقعدو عنها ولم ینصروها»
انصار غصه خوردند اما کمک به صدیقه طاهره نکردند و وقتی که صدیقه طاهره از مسجده بیرون آمد
«أن قنفذا عبد لأبي بکر رکلها برجله»
با پای خودش به صدیقه طاهره لگد زد
«وضغطها في وسط الباب»
او را در بین در و دیوار قرار داد
«حتی ألقت جنیناً سموه محسناً»
فرزندی که نام او مُحسِن بود را سقط کرد. این هم ابو علی الجُبائی مطرح کرده است.
بعد از ابو علی الجُبائی به شاگردش قاضی عبد الجبار معتزلی می رسیم. کتاب المغنی قاضی عبد الجبار را پیدا کردم چون اخیراً چاپ کرده بودند قاضی عبد الجبار در کتابش جلد 20، صفحه 336 دو تا بیست دارد بیست (یک) و بیست (دو) در 1/ 20 صفحه 336
«فصل في ذکر مطاعنهم في أبي بکر وبیان الجواب عنها»
شیعیان راجع به ابوبکر چه حرف های می زنند؟ در این جا حرف های که شیعه می زنند مطرح می کند.
«قالَ شیخنا أبو علي»
همه حرف هایی که می گوید از استادش ابو علی الجبائی است که مطرح کردیم. موارد مختلفی را مطرح می کند تا صفحه 336 در این جا این گونه می گوید
«شبهة اخری لهم ومن جملة ما ذکروه من الطعن ادعاؤهم أن فاطمة (علیها السلام) لغضبها علی ابی بکر و عمر أوصت أن لا یصلیها علیها»
مجری:
وصیت کردند که نماز نخوانند
استاد ابوالقاسمی:
«وأن تدفن سرا منها فدفنت لیلا وادعو بروایة رووها عن جعفر بن محمد»
از جعفر ابن محمد و ...
«أن عمر ضرب فاطمة بسوط و ضرب الزبیر بالسیف وذکروا أن عمر قصد منزلها»
عمر رفت آتش بزند
«الجواب أنا لا نصدق بذلک ولا یجوز علیها (علیها السلام)»
نه این ها را قبول می کنیم نه ممکن است که فاطمه با ابوبکر مخالفت کرده باشد جواب ما همین است. امام صادق فرمود نه جواب ما این است که ابوبکر همچنین کاری نمی کند. پس از جهت تاریخی بخواهیم مراجعه کنیم به آن چه که در تاریخ آمد همه این ها به امام صادق (علیه السلام) بر می گردد.
عجیب این جاست آقای ملطی شافعی – متوفای 377 عبارتی را از هشام ابن حکم نقل می کند کتاب التنبیة و الرد علی أهل الأهواء و البِدَع
«فزعم هشام لعنه الله أن النبي عليه الصلاة والسلام نص على إمامة على إمامة على في حياته بقوله من كنت مولاه فعلى مولاه وبقوله لعلى أنت منى بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي وبقوله أنا مدينة العلم وعلى بابها وبقوله لعلى تقاتل على تأويل القرآن كما قاتلت على تنزيله وأنه وصى رسول الله صلى الله عليه وسلم وخليفته في ذريته وهو خليفة الله في أمته وأنه أفضل الأمة وأعلمهم وأنه لا يجوز عليه السهو ولا الغفلة ولا الجهل ولا العجز وأنه معصوم وأن الله عز وجل نصبه للخلق إماما لكى لا يهملهم وأن المنصوص على إمامته كالمنصوص على القبلة وسائر الفرائض وأن الأمة بأسرها من الطبقة الأولى بايعوا أبا بكر الصديق رضى الله عنه فكفروا وارتدوا وزاغوا عن الدين وأن القرآن نسخ وصعد به إلى السماء لردتهم وأن السنة لا تثبت بنقلهم إذ هم كفار وأن القرآن الذي في أيدي الناس قد انتقل ووضع أيام عثمان وأحرق المصاحف التي كانت قبل وأن الأمة قد داهنت وغيرت وبدلت ونافقت لأحقاد كانت لعلى فيهم من قتله آباءهم وعشيرتهم مع النبي صلى الله عليه وسلم في غزواته وأن أبا بكر الصديق رضي الله عنه وعمر وعثمان وطلحة والزبير وعائشة رضي الله عنهم أجمعين عندهم من شر الأمة وأكفرها يلعنوهم ويتبرؤن منهم وأنه ما بقي مع على على الإسلام إلا أربعة سلمان وعمار وأبو ذر والمقداد بن الأسود وأن أبا بكر مر بفاطمة عليها السلام فرفس في بطنها فأسقطت وكان سبب علتها وموتها وأنه غصبها فدك فذكر أشياء كثيرة مما كاذ بها الإسلام من المخاريق والأباطيل والزور التي لا تجوز عند العلماء ولا تخفى إلا على أهل العمى والغباء»
التنبيه والرد على أهل الأهواء والبدع؛ اسم المؤلف: أبو الحسن محمد بن أحمد بن عبد الرحمن الملطي الشافعي الوفاة: 377هـ، دار النشر: المكتبة الأزهرية للتراث - مصر - 1418هـ - 1997م، تحقيق: محمد زاهد بن الحسن الكوثري، ج1، ص25
هشام همچنینن اعتقادی داشت خدا لعنتش کند هشام چه کسی است؟ شاگرد امام صادق (علیه السلام) که پیامبر این ها را برای علی گفت «وأنه وصى رسول الله صلى الله عليه وسلم وخليفته في ذريته وهو خليفة الله في أمته ...وأنه لا يجوز عليه السهو ولا الغفلة ولا الجهل ولا العجز وأنه معصوم» نه سهل، نه غفلت و نه جهل داشته معصوم است.
«وأن الله عز وجل نصبه للخلق إماما» همه این ها را مطرح می کند از مطالبی که می گوید: «وأن أبا بكر مر بفاطمة عليها السلام فرفس في بطنها» این که ابوبکر گذرش به فاطمه (سلام الله علیها) افتاد لگد به شکم حضرت زد «فأسقطت وكان سبب علتها وموتها» و همین سقط جنین سبب وفات و شهادت حضرت شد «وَ أنَّهُ غَصبَها فدک» و او فدک را غصب کرد «فذَکرَ أشیاء کثیرةَ» هشام خیلی حرف ها زده است، «مما كاذ بها الإسلام من المخاريق والأباطيل والزور التي لا تجوز عند العلماء» یک سری چیزهایی آورده که اصلاً با اسلام جور در نمی آید و علما این ها را قبول ندارند.
«ولا تخفى إلا على أهل العمى والغباء»، اگر کسی دیوانه باشد این حرف ها را قبول می کند؛ پس انتصاب این حرف ها به هشام ابن حکم یک امر قطعی است. هشام ابن حکم قطعاً مسئله شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را مطرح کرده است پس از یک طرف چند نفر به امام صادق نسبت دادند از طرفی دیگر یکی از علمای سنی آقای ملطی- متوفای 377 این آقا هم به هشام ابن حکم نسبت داده است.
سراغ یکی از معتزلیان می رویم در الوافی فی الوفیات آقای صفری در جلد 6 کتابش راجع به نظّام معتزلی مطرح می کند. در صفحه 15 این کتاب می گوید این آقا متمایل به رافضه بود، جالب است نظَّام شاگرد هشام ابن حکم بود در باب اعتقاد اعتزالش در عقل گرایی شاگرد هشام بود. البته در سایر اعتقادات شاگرد هشام نبود.
اما از حرف های که نظّام می زد:
«إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم لبيعة حتى ألقت المحسن من بطنها»
الوافي بالوفيات؛ اسم المؤلف: صلاح الدين خليل بن أيبك الصفدي الوفاة: 764، دار النشر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م، تحقيق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ج6، ص15
یعنی برای نظّام یک امر مسلم بود نظّام شاگرد هشام بود یعنی هر طور در تاریخ می چرخیم متقدمینی که در تاریخ اعتقادات را مطرح کردند می خواهیم ببینیم مروجین نظریه هجوم به حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه کسانی بودند؟ هر طور بچرخیم به ائمه شیعه (علیهم السلام) و اصحاب نزدیک شان می رسیم.
پس از دست ما ناراحت نباشید ائمه ما گفتند مادرِ ما را شهید کردند لذا وقتی امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
«إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ وَ إِنَّ بَنَاتِ الْأَنْبِيَاءِ لَا يَطْمَثْنَ»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص458، بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ (علیها السلام)، ح2
با تتمه «بَنَاتِ الْأَنْبِيَاءِ لَا يَطْمَثْنَ.» قرینه صد در صدی برای قصد مقتول فی سبیل الله بودن از این روایت است مشخص می شود منظور چه است؟ چرا بگوییم ائمه شیعه همچنین ادعایی نداشتند؟ پس این یک سِیری که ما از کتب اهل سنت ثابت کردیم.
قاضی عبد الجبار در تثبیت دلائل النبوة می گوید شیعیان زمان ما نسبت به مسئله شهادت اجماع دارند. تثبیت دلائل النبوة قاضی عبد الجبار گفتیم شاگرد ابو علی الجبائی است 415 این آقا از دنیا رفت در جلد 2، صفحه 594 عبارتی را مطرح می کند.
وفي هذا الزمان منهم مثل أبي جبلة إبراهيم بن غسان، ومثل جابر المتوفي، وأبي الفوارس الحسن بن محمد الميمديّ وأبي الحسين أحمد بن محمد بن الكميت، وأبي محمد الطبري، وأبي الحسن الحلبي، وأبي يتيم الرلباى، وأبي القاسم النجاري، وأبي الوفا الديلمي، وابن أبي الديس، وخزيمة، وأبي خزيمة، وأبي عبد الله محمد بن النعمان، فهؤلاء بمصر وبالرملة وبصور، وبعكا وبعسقلان وبدمشق وببغداد وبجبل البسماق. وكل هؤلاء بهذه النواحي يدّعون التشيع ومحبة رسول الله صلّى الله عليه وسلم وأهل بيته، فيبكون على فاطمة وعلى ابنها المحسن الذي زعموا أن عمر قتله»
الكتاب: تثبيت دلائل النبوة؛ المؤلف: القاضى عبد الجبار بن أحمد بن عبد الجبار الهمذاني الأسد أبادي، أبو الحسين المعتزلي (المتوفى: 415هـ)، الناشر: دار المصطفى - شبرا- القاهرة، ج2، ص594 و 595
«وفي هذا الزمان»، اوایل غیبت کبریٰ است أبي جبلة إبراهيم بن غسان، جابری که از دنیا رفت، وأبي الفوارس حسن ابن محمد ميمديّ، وأبي الحسين أحمد بن محمد بن الكميت، وأبي محمد الطبري، وأبي الحسن الحلبي، وأبي يتيم الرلباى، وأبي القاسم النجاري، وأبي الوفا الديلمي، وابن أبي الديس، وخزيمة، وأبي خزيمة، وأبي عبد الله محمد بن النعمان. محمد ابن نعمان چه کسی است؟ شیخ مفید (رضوان الله علیه) نفر اول شیعیان همه این ها علمای شیعه هستند علامت شیعه چه بود؟ عزاداری برای سید الشهداء نه عزاداری برای سید الشهداء عمومی است شیعه و سنی عزاداری می کردند.
«فهؤلاء بمصر وبالرملة وبصور، وبعكا وبعسقلان وبدمشق وببغداد وبجبل البسماق» در این مناطق چه کار می کنند؟ «يدّعون التشيع ومحبة رسول الله صلّى الله عليه وسلم وأهل بيته» می گویند ما شیعه هستیم محبت پیامبر و اهل بیت داریم.
محبت اهل بیت یعنی چه؟ عزاداری برای سید الشهداء؟ نه «فيبكون على فاطمة وعلى ابنها المحسن الذي زعموا أن عمر قتله»، همه این ها اعتقاد دارند که عمر، قاتل مُحسِن یا مُحَسِّنْ فرزند صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بود و برای صدیقه طاهره و حضرت محسن عزاداری می کنند. پس همه شیعه در آن دوران این کار را انجام می دادند.
وقتی این را ملاحظه می کنیم از جهت سِیر تاریخی نمی شود این ها را منکر شد. بعد از این سِیر تاریخی که اجماع علمای شیعه را می گوید، می گوید:
«ولكن دعاوى الرافضة في ضرب فاطمة عليها السلام وقتل ولدها وأمر ابي بكر خالد بن الوليد بقتل عليّ بن ابي طالب، كدعواهم على رسول الله صلّى الله عليه وسلم النصوص التي يدّعونها، وكل من تأمل امرهم تبين له بطلان ذلك ووضح له وضوح الشمس.»
الكتاب: تثبيت دلائل النبوة؛ المؤلف: القاضى عبد الجبار بن أحمد بن عبد الجبار الهمذاني الأسد أبادي، أبو الحسين المعتزلي (المتوفى: 415هـ)، الناشر: دار المصطفى - شبرا- القاهرة، ج1، ص240
اما این که شیعه ها ادعا دارند فاطمه کتک خورد و فرزندش شهید شد و ... مثل آن ادعای نصوصی که ادعا می کنند نه این ها قطعاً باطل است. هر کس نگاه کند می فهمد باطل است.
مجری:
یعنی با همین لفظ صرفاً دارند رد می کنند.
استاد ابوالقاسمی:
فقط می گوید باطل است چندجا این را مطرح کرده است دوباره در تثبیت، جلد 2، صفحه 652 شما ادعا دارید که فاطمه:
«أن فاطمة عليها السلام ضربت وقتل جنينها في بطنها»
ادعا دارید که فاطمه علناً کتک خورد، علناً فرزندش شهید شده است! دوباره دارد:
«وهذا الذي زعمتم أنه ضربها وقتل جنينها في بطنها»
الكتاب: تثبيت دلائل النبوة؛ المؤلف: القاضى عبد الجبار بن أحمد بن عبد الجبار الهمذاني الأسد أبادي، أبو الحسين المعتزلي (المتوفى: 415هـ)، الناشر: دار المصطفى - شبرا- القاهرة، ج2، ص652 و 653
قاضی عبد الجبار در المغنی، صفحه 335 نظر خودش را هم مطرح می کند می گوید شیعه ها می گویند:
«أن عمر قصد منزلها وعلي والزبیر والمقداد وجماعة ممن تخلف عن أبي بکر یجتمعون هناک»
خواستند آتش بزنند یا دفن شبانه را مطرح می کند.
«ولا یصح أنها دفنت لیلا»
درست نیست که فاطمه شبانه دفن شد این روایت، روایت خودتان است معتبرترین کتب شما این را نقل کرده است. فقط می گویند نه ما این ها را قبول نداریم. لذا بعد از این که قاضی عبد الجبار این حرف ها را می زند به دوران افرادی مثل سید مرتضی می رسیم. سید مرتضی به کتاب قاضی عبد الجبار تعلیقه زده است.
مجری:
اگر اجازه بدهید فاصله ای بگیریم بر گردیم از بخش دوم صحبت های سید مرتضی را آغاز کنیم. متشکرم که ما را همراهی می کنید، امیدواریم مطالبی که بیان می شود همه و همه با تلاش همه دوستانی که در شبکه جهانی حضرت ولی عصر (صلوات الله علیه) دارد اتفاق می افتد مورد توجه حضرت حجت واقع بشود.
(میان برنامه)
مجری:
دل را به دستانش گرفت و جنس زَر کرد * سائل پذیرفت و گدا را معتبر کرد
خیلی ضرر کرد آن که وقت عرض حاجت * این پا و آن پا کرد اما و اگر کرد
مادر شد و مهرش به قلب عالم افتاد * در جان مان حب علی را بیشتر کرد
خود عاشقش بود و به دست خود در این دل * عشق امیر المؤمنین را مستقر کرد
هر کس به بغض فاطمه رغبت نشان داد * با دست خود پرونده اش را شعله ور کرد
وارد نشد آتش به رستاخیز دوزخ * تا گوشه ای از چادر خود را سپر کرد
رحمت بر آن که تا گره بر کارش افتاد * پیش از تمام خلق مادر را خبر کرد
این نکته شد ثابت به من که در دو عالم * هر کس به غیر از فاطمه رو زد ضرر کرد
ان شاء الله همیشه بتوانیم ذره ای قدر این محبتی را که خدا در دل مان قرار داد بدانیم امیدواریم که همیشه فقط دست به دامان مادر اهل بیت و مادر سادات حضرت صدیقه زهرا (صلوات الله علیها) باشیم و ان شاء الله خود حضرت ما را شفاعت بکنند و بتوانیم در آن دنیا کنار خود ایشان قدم بر داریم.
شعر از شاعره اهل بیت سرکار خانم مرضیه عاطفی بود ان شاء الله که خدا به ایشان بابت سرودن همچنین اشعار زیبایی توفیق بدهد. رسیدیم به بحثی که می خواستید از جانب و نقل سید رضی مطرح کنید.
استاد ابوالقاسمی:
عرض شد علمای شیعه آمدند تعلیقه های بر علمای اهل سنت نگاشتند از جمله مرحوم سید مرتضی (رضوان الله تعالی علیه) کتاب الشافی فی الإمامة بر ضد المغنی فی الإمامة قاضی عبد الجبار نوشت. قاضی عبد الجبار، المغنی را تدوین کرد در این کتاب یک جلدش به امامت اختصاص داد پس المغنی فی الإمامة شد.
سید مرتضی (رضوان الله تعالی علیه) در جوابش الشافی فی الأمامة را نوشت در کتاب الشافی فی الإمامة وقتی به این جا می رسد می فرماید آقای قاضی عبد الجبار راویان این روایت کدام شان مشکل دارند که شما منکر شدید. شما می گویی بله تهدید به آتش زدن را قبول داریم
«فلا فرق بين أن يهدد بالاحراق للعلة التي ذكرها وبين ضرب فاطمة عليها السلام لمثل هذه العلة، فإن إحراق المنازل أعظم من ضربه بالسوط وما يحسن الكبير ممن أراد الخلاف على المسلمين أولى بأن يحسن الصغير فلا وجه لامتعاض صاحب الكتاب من ضربة السوط، وتكذيب ناقلها، وعنده مثل هذا الاعتذار»
كتاب : الشافي في الامامة؛ نويسنده: الشريف المرتضى (وفات : 436)، ناشر: مؤسسة إسماعيليان – قم: 1410ق، ج4، ص120
خودت می گویی تهدید به آتش زدن کرد بین تهدید به آتش زدن با زدن فاطمه زهرا چه فرقی می کند؟ وقتی برای خلافت باشد هر جفتش هست «فإن إحراق المنازل أعظم من ضربه بالسوط»، آن ها خیلی عادت داشتند با شلاق همه را می زدند معروف است شلاق های که عمر می زد. آتش زدن خانه خیلی سنگین تر از شلاق زدن است.
«وما يحسن الكبير ممن أراد الخلاف على المسلمين أولى بأن يحسن الصغير فلا وجه لامتعاض صاحب الكتاب من ضربة السوط»، این شخص وقتی می خواهد مخالف مسلمان ها انجام نشود حکومت حفظ بشود اگر کاری انجام بشود که بزرگان تهدید بشوند بهتر از این است کاری کنیم که کوچک ها تهدید بشوند. از جهت عقلی اگر تو می گویی می آمد با شلاق این را می زد و آن کار را می کرد خانه را می خواست آتش بزند حضرت زهرا را چرا نزد؟ شما فقط می گویی نه عمر از این کارها نمی کند «فلا وجه لامتعاض صاحب الكتاب من ضربة السوط»؛ هیچ وجهی نیست برای ضربت تازیانه ای که عمر به صدیقه طاهره زده است.
«وتكذيب ناقلها»، دلیلی هم برای این که ناقلینش را تکذیب کنیم نداریم. کدام یک از رواتش مشکل دارند؟ هشام مشکل دارد؟ ثقه است خود شما شاگردهای هشام بودید بزرگان معتزله شاگردهای هشام بودند نمی توانید بگویید او بد بود. بله بعد از این که معتزله از بین رفتند مخالفین شان آمدند گفتند نه ما اصلاً معتزله را قبول نداریم چون معتزله این اعتقادات را داشتند.
اما آقای قاضی عبد الجبار تو که استادت ابو علی الجبائی است تو که جزو اساتیدت یا حداقل کسانی که قبولش داری نظّام معتزلی است این ها شاگردان هشام و مکتب هشام در مسئله عقل بودند. هشام را تکذیب نمی کردند هشام را نمی توانی تکذیب بکنی او نقل کرده است. او هم از امام صادق (علیه السلام) نقل کرد. امام صادق از چه کسی نقل کرد؟ از ابوبکر و عمر نقل کرد یا از پدرانش نقل کرده؟ امام صادق و پدرانش را هم نمی توانی تکذیب کنی راهی نداری
«فلا وجه لامتعاض صاحب الكتاب من ضربة السوط»؛ شما هیچ راهی برای فرار از قبول این کاری که عمر کرد ندارید نمی توانید راویش را تکذیب کنید هشام است از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد «وعنده مثل هذا الاعتذار» آن وقت این توجیهات را می آورد چه کاری می کنید؟ سند صحیح است امام صادق فرمود هشام شاگرد امام صادق این را مطرح کرده؛ بنابراین از جهت تاریخی این یک مسئله قطعی است.
باز سراغ علمای شیعه برویم در کتب علمای شیعه مرحوم کراجکی کتابی دارد «التعجب من اغلاط العامة»، تعجب می کنیم آقایان اهل سنت چطور این حرف ها را می زنند؟ از جمله حرف های که می زنند
«و من عجيب كذبهم: روايتهم أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال: «وزنت بامّتي فرجّحت، و وزن بها أبو بكر فرجّح، و وزن بها عمر فرجّح، ثمّ رجّح، ثمّ رجّح، فزعموا أنّ نبيّ الرحمة الذي هدى اللّه به الامّة رجّح مرّة واحدة، و أنّ أبا بكر ساواه رجّح مرّة واحدة مثله، و أنّ عمر بن الخطّاب الذي شكّ في نفسه، و لم يتحقّق إيمانه، و اتّهم نبيّه و لم يصوّبه في فعله، و لا صدّق في قوله، و منع أن يؤتى له بالدواة ليكتب بها ما فيه صلاح امّته، و زعم أنّ خير خلق اللّه يهجر في كلامه، و لطم فاطمة ابنته، و أتى بالحطب ليحرق بيتها على من فيه، رجّح بالفضل ثلاث دفعات، و أنّ فضل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قدر ثلث فضله، و هذا في الغاية من الجهل، و عدم التميّز و العقل! فليت شعري ما ذا يقولون فيما روي عن عمر من تمنّيه لو كان شعرة في صدر أبي بكر؟ و كيف يتمنّى ذلك و فضله ثلاثة أمثال فضل أبي بكر، و أبو بكر يتمنّى لو كان شعرة في صدر مؤمن؟!»
التعجب من أغلاط العامة فی مسألة الإمامة؛ ابو الفتح کراجکی (متوفای 449)، ص139
من را با کل امت سنجیدند وزن من سنگین تر بود ابوبکر را هم با امت در ترازو گذاشتند ابوبکر هم سنگین تر بود عمر سنگین تر بود سنگین تر بود سنگین تر بود خیلی سنگین تر از امت بود، اعمال من یک ذره از امت سنگین تر است. عمر نه اعمالش خیلی از امت سنگین تر بود. عمری که «شكّ في نفسه، و لم يتحقّق إيمانه» خود عمر می گوید در ایمانم شک کردم.
«و اتّهم نبيّه و لم يصوّبه في فعله» عمری که می گوید پیامبر، کارهایت درست نیست. عمری که دوات و قلم را نگذاشت انجام بشود. عمری که گمان کرد پیغمبر «یهجر» عمری که «و لطم فاطمة ابنته» عمری که هیزم آورد تا خانه امیر المؤمنان را آتش بزند. «رجّح بالفضل ثلاث دفعات» سه برار پیامبر از امت بالاتر و اعمالش سنگین تر بود؟
مجری:
پس چرا عمر، پیامبر نبود؟
استاد ابوالقاسمی:
اما جمله ای که می گوید، می گوید آقایان مسلم است عمر این کارها را کرد یعنی برای علمای آن دوران برای یک فردی مثل مرحوم کراجکی اصلاً جای تردید نبوده است مسئله شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) هیچ شکی در این قضیه نگذاشت. مثلاً چه کار می خواهیم بکنیم؟ راجع به این قضیه چه بگوییم؟
نقض مسالب النواصب مرحوم عبد الجلیل قزوینی از علمای سرشناس در صفحه 298 اما آن که گفته است و گویند عمر در بر شکم فاطمه زد و کودکی را در شکم او کشت که رسول خدا او را مُحسِن نام نهاده بود جواب آن است که این خبری درست است بر این وجه نقل کردند. در کتب شیعه و سنی مذکور و مسطور است.
شیعه و سنی نقلش کردند چه را منکر می شوید؟ وقتی نگاه می کنیم از جهت سِیر تاریخی هم آن متقدمین هم کسانی که بعد از آن ها آمدند هر کسی را نگاه می کنیم در آن صدرهای اول مسئله شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را یک امر خیلی عادی دانسته بوده است.
عبارت دیگر در باب شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) مرحوم شیخ طوسی قبل از قزوینی در کتاب تلخیص الشافی خلاص کتاب شافی که سید مرتضی نوشته بود شاگرد سید مرتضی؛ پس داشتیم شیخ مفید (رضوان الله علیه) و تمام شیعه در دوران شان عزاداری برای حضرت زهرا می کردند
مجری:
اصلاً نشانه شیعه بودن شان همین بود.
استاد ابوالقاسمی:
بله، بعد از آن ها به دوران شیخ سید مرتضی می رسد می گوید قضیه مشخص است به شاگرد سید مرتضی، شیخ طوسی می رسد در تلیخص شافی، جلد 3، صفحه 156 می گوید:
«روي أنهم ضربوها بالسياط، والمشهور الذي لا خلاف فيه بين الشيعة أن عمر ضرب على بطنها حتى أسقطت فسمي السقط محسناً والرواية بذلك مشهورة عندهم. وليس لأحد أن ينكر الرواية بذلك لأننا بينا الرواية الواردة من جهة العامة من طريق البلاذري وغيره، ورواية الشيعة مستفيضة به لا يختلفون في ذلك . . الخ "»
تلخيص الشافي؛ الشيخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علي بن الحسن الطوسي، (متوفاى۴۶۰هـ)، ج ۳ ص ۱۵۶
روایت شد که با شلاق حضرت را زدند، این یک مسئله مشهور و نزد شیعه اجماعی است وقتی می گوید مشهور و نزد شیعه اجماعی است یعنی مشهور بین شیعه و سنی است. دوباره تأکید می کند «والرواية بذلك مشهورة عندهم.»، سنی ها چندین سند برایش دارند
«أن عمر ضرب على بطنها حتى أسقطت فسمي السقط محسناً»؛ این هم یک عبارت دیگر از مرحوم شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه).
باز در همین دوران از شخصی به نامه آقای ابن ابی دارِم راجع به ابن ابی دارِم خیلی تلاش کردند ماجرای او را مخفی کنند. ابن ابی دارِم – متوفای 352 رفته است. در چه دورانی است؟ دوران سید مرتضی، شیخ مفید (رضوان الله علیه) قبل از شیخ طوسی 350 می شود دوران باز قبل از سید مرتضی صد سال قبل از این ها می شود. راجع به او چه گفتند؟ آقای ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء تصنیف الامام شمس الدین ذهبی، جلد 15 ابن ابی دارِم اولین جمله ای که می گوید:
«الامام الحافظ الفاضل، أبو بكر أحمد بن محمد السري بن يحيي بن السري بن أبي دارم ...كان موصوفا بالحفظ والمعرفة إلا أنه يترفض وقال محمد بن حماد الحافظ، كان مستقيم الامر عامة دهره ثم في آخر أيامه كان أكثر ما يقرأ عليه المثالب حضرته ورجل يقرأ عليه أن عمر رفس فاطمة حتى أسقطت محسنا»
سير أعلام النبلاء؛ الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ. ج 15، ص 577 ـ 579
«الإمام الحافظ الفاضل» امامی که حافظ حدیث و فاضل هم بود آقای ذهبی یک قاعده ای مطرح کرد قاعده علم رجال اهل سنت است اگر در مورد عالمی گفته شود او امام است
«فمن الذي يسلم من ألسنة الناس إذا ثبتت إمامة الرجل وفضله، لم يضره ما قيل فيه»
سير أعلام النبلاء؛ الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ. ج 8، ص 448
اگر ثابت بشود کسی امام است و راجع به فضل او تأکید بشود دیگر هیچ چیزی در مورد او قبول نیست. در سیر اعلام النبلاء (خیلی عجیب است) خدا وقتی بخواهد رسوا بکند «إذا ثبتت إمامة الرجل وفضله» دو کلمه آورد امام و فاضل «لم يضره ما قيل فيه» هر چه در مورد او گفته بشود به او ضرر نمی زند دو قید امامت و فضل آورد وقتی شرح حال ابن ابی دارِم را نگاه می کنیم در شرح ابن ابی دارِم آقای ذهبی گفت «الإمام الحافظ الفاضل» امامت و فضل را گفت علاوه بر این دو حفظ را هم آورده است (حافظ، امام، فاضل) ابوبکر احمد ابن محمد ابن سریع ابن یحیی ابن سریع ابن ابی دارِم کوفی بعد می گوید «الشیعی محدثُ الکوفَه» اول شیعه نبود چرا؟
«كان موصوفا بالحفظ والمعرفة» معروف به حفظ المعرفة بود «إلا أنَّه یترفض» رافضی گری می کرد. رافضی گری نمی کرد به چه دلیل؟ «وقال محمد بن حماد الحافظ، كان مستقيم الامر عامة دهره.» کل زندگیش آدم خوبی بود ولی اعتقاداتش آخر عمر عوض شد پس شیعه و رافضی نبود، شیعه و رافضی شده تازه به نظر شما چرا؟ «ثم في آخر أيامه كان أكثر ما يقرأ عليه المثالب» آخر عمرش اغلب روایاتی که برایش می خواندند مطاعن خلفاء بود «حضرته ورجل يقرأ عليه» خودم در جلسه اش رفتم شخصی داشت برایش قرائت می کرد.
این که برایش قرائت می کرد یعنی چه؟ یک اصطلاح است، گاهی اوقات استاد به شاگرد می گفت بخوان؛ خود استاد می خواند شاگرد می نوشت این جا ممکن بود شاگرد در نوشتن اشتباه بکند اما یک چیزی بود به آن می گفتند باب القراءة والعرض على المحدث در اوایل صحیح بخاری توضیحش را داده است. استاد می نشیند شاگرد کتاب استاد را می خواند و استاد می گوید بله این درست است شرحش و توضیحش این می شود. یعنی استاد نه فقط آن مطالب را قبول دارد کتاب را به دست شاگرد می دهد می گوید بخوان فقط می گوید درست خواندی چیزهایی که خودش قبول دارد به دست یکی از شاگردانش می دهد می گوید بخوانید.
آخر عمرش «یُقرَء علیه المثالب» این آقا شیخ و محدث کوفه بود می نشست برایش مطاعن می خواندند. تمام مطاعنش در نظرش صحیح بود «حضرتُهُ» یک روز یکی از جلساتش را رفتم «رجل یقرأ علیه» شخصی برایش این حدیث را می خواند «أن عمر ضرب على بطنها حتى أسقطت فسمي السقط محسناً»، عمر، لگدی به صدیقه طاهره (سلام الله علیها) زد و این موجب شهادت حضرت محسن (سلام الله علیه) شد بعدش هم می گوید:
«قلت شيخ ضال معثر»
سير أعلام النبلاء؛ الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ. ج 15، ص 579
آدم گمراهی بود خیلی لغزش ها داشت. آٔقای ذهبی، قاعده را از خودت نشان دادیم
«فمن الذي يسلم من ألسنة الناس إذا ثبتت إمامة الرجل وفضله، لم يضره ما قيل فيه»
سير أعلام النبلاء؛ الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ. ج 8، ص 448
هر چه فحش به آقای ابن ابی دارم بدهی به او نمی چسبد چون این قاعده علم رجال شماست.
«فمن الذي يسلم من ألسنة الناس»، می شود زبان های را در مقابلش بست که در موردش حرف نزنند؟ این راجع به آٔقای ابن ابی دارِم؛ پس باز در بین اهل سنت این که علمای شیعه می گویند آقایان سنی خودتان نقل کردید تقصیر ما چه است؟ بله هر سنی این را نقل می کرد تو معتزلی یا رافضی شدی طرف چه کار کند؟ راه دیگری دارد؟ ائمه شیعه این را نقل کردند و ائمه شیعه را یا شما معتبر می دانید یا نمی دانید.
اگر معتبر می دانید مجبور هستید قبول کنید رافضی می شوی؛ رافضی شد پس روایتش به درد نمی خورد، اگر ائمه شیعه را قبول نداری هزار و یک مطلب هم برایت بیاوریم قبول نخواهی کرد وقتی امام صادق را قبول نکنی چه به تو بگوییم!
سراغ عبارت دیگری از بزرگان و علمای شیعه برویم، مرحوم نباطی عاملی یا بیاضی عاملی (رضوان الله علیه) که من خیلی نسبت به ایشان ارادت دارم.
کتابی تألیف کرد به نام:
«الصراط المستقیم علی مستحقی التقدیم و منها ما رواه البلاذری و اشتهرَ فی الشیعة»
هم بلاذری نقلش کرده هم نزد شیعه مشهور است نقل های مرحوم نباطی عاملی نقل های دقیقی بود ایشان در دوران قبل از تحریف کتب اهل سنت است زمان احمد ابن حنبل و بعدش تحریف های محدودی رخ داد اما دوباره دست به تحریف نبردند تا قرن تقریباً نهم؛ ولی مرحوم بیاضی – متوفای 877 همان دوران دسترسی به کتاب های تحریف نشده داشت می گوید بلاذری مطرح کرده است. بلاذری در کجا آورد الان در کتاب هایش نیست و نزد شیعه هم مشهور است
«أنه حصر فاطمة في الباب حتى أسقطت محسنا»
نام كتاب: الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم؛ نويسنده: عاملى نباطى، على من محمد بن على بن محمد بن يونس (تاريخ وفات مؤلف: 877 ق)، محقق / مصحح: رمضان، ميخائيل، ناشر: المكتبة الحيدرية نجف: 1384ق، ج3، ص12
حضرت محسن (سلام الله علیه) سقط شد در را فشار داد و حضرت محسن سقط شد می گوید بلاذری این را نقل کرد آقای بلاذری این روایتت کجا است؟ در کجای کتب بلاذری آمده است مثل خیلی مطالب دیگری که مصلحت ندیدند به آیندگان برسد ذره ذره الان دارد روشن و پیدا می شود. این هم همین طور است جزو آن مسائلی است که این ها تحریف کردند و از بین بردند.
پس از جهت تاریخی وقتی نگاه می کنیم علمای متعددی آمدند و مسئله شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را در طول تاریخ مطرح کردند.
علاوه بر این افراد برویم سراغ فهرستی از علمای شیعه که در طول تاریخ مسئله شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را مطرح کردند. از جمله در کتاب نهج الحق و کشف الصدق مرحوم ابن مطهر عاملی همان کسی که ابن تیمیه کتابش را بر ضد ایشان نوشت.
«فانظر أيها العاقل كيف يروي الجمهور هذه الروايات و يظلمونها و يأخذون حقها و يكسرون ضلعها و يجهضون ولدها من بطنها فليحذر المقلد من اتباع هؤلاء فإن أخذك منهم باطل قطعا. و كان سبطاه الحسنان أشرف الناس بعده»
نهج الحقّ و كشف الصدق، نویسنده: علامه حلى، حسن بن يوسف، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دار الكتاب اللبناني، ص254
چطور است که سنی ها خودشان روایت فضائل حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نقل می کنند وقتی مراسم عروسی حضرت زهرا بود پیامبر پیش رو می رفت جبرئیل سمت راست، میکائیل سمت چپ، هفتاد هزار مَلک پشت سر و تا سحر تقدیس خدا کردند «فانظر أيها العاقل كيف يروي الجمهور هذه الروايات» مثل حرف مرحوم کراجکی چطور می شود این روایت ها را نقل می کنید. اما خودتان به او ظلم کردید، خودتان حقش را گرفتید، خودتان پهلوی او را شکستید، خودتان فرزند او را سقط کردید.
«فليحذر المقلد من اتباع هؤلاء» مراقب باشید از این ها تبعیت نکنید خودشان از یک طرف این فضائل را نقل کردند از طرفی دیگر این بلا را سر اهل بیت (علیهم السلام) آوردند. علمایی که مسئله شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را در کتاب هایشان آوردند یکی، دو نفر نیستند بعضی از این ها را برای بزرگواران بخوانم.
مجری:
تا قرائت بکنید یک فرصت تنفس دیگری داشته باشیم
(میان برنامه)
مجری:
یا فاطمة الزهرا، ان شاء الله شفاعت حضرت شامل حال ما بشود، هرچه زودتر با ظهور اقا جانمان و مولایمان حضرت صاحب الزمان (صلوات الله علیه) حرمی برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) بنا بشود و آن جا از نزدیک زیارت کننده حضرت باشیم. بینندگان عزیز ویژه برنامه صدیقه شهیده را از شبکه حضرت ولی عصر مشاهده می کنید، بخش آخر این برنامه را تقدیم تان خواهیم کرد استاد بفرمایید
استاد ابوالقاسمی:
باز از کسانی که راجع به شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) صحبت کردند شخصی است مشهور به قاضی نعمان مغربی باز از متقدمین فقهای شیعه هست که شیعه اسماعیلی بود متولد 283، متوفای 363 این شخص کتابی دارد به نام الأرجوزة المختارة در این کتاب راجع به اتفاقات فدک و بعد از آن مسئله خلافت مطرح می کند.
«فاجتمع الجمیع في سقیفة عند بني ساعدة معروفة»
در سقیفه جمع شدند
«فجاءهم عتیق لاحتیاله باللین واللطف من مقاله»
برای گرفتن خلافت آمد خیلی نرم و مدارا صحبت کرد نقشه ای ریخته بود تا این که می گوید به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) حمله کردند
«فجاءهم عمر فی جماعة إذ لم یروا لمن أقام طاعة»
عمر با گروهی به سمت خانه حضرت زهرا آمدند «إذ لم یروا لمن أقام طاعة» دیدم کسانی که آن جا هستند با ابوبکر آب شان در یک جوب نمی رود
«حتی أتوا باب البتول فاطمة»
کنار درب خانه حضرت زهرا آمدند فاطمه ای که بتول بود
«وهی لهم قالیة مصارمة»
حضرت زهرا در جنگ با آن ها بود مخالفت جدی با آن ها داشت
«فوقفت عن دونه تعظهم»
حضرت برای موعظه آن ها پشت در ایستادند
«فکسر الباب لهم اوّلهم»
عمر در را شکست
«فاقتحموا حجابها فعوّلت فضربوها بینهم فأسقطت»
حجاب او را که آن در بود یا خانه اش بود به آن هجوم بردند او را بین خودشان زدند فرزندش سقط شد زبیر فهمید چه اتفاقی رخ داده به زمین خورد شمشیر را گرفتند شکستند امیر مؤمنان آمد اما دید آن جا شمشیر کشیدن فایده ای ندارد.
«یا حسرة من ذاک في فئوادی کالنار یُذکی حرّها اعتقادي»
این قضیه جگر من را آتش می زند
«وقتلهم فاطمة الزهراء أضرم حرّ النار في أحشائي»
این ها فاطمه را به شهادت رساندند این جگر من را آتش زده است
«لان في المشهور عند الناس بأنها ماتت من النفاس»
خودشان گفتند که حضرت زهرا (سلام الله علیها) در اثر سقط جنین و نفاسی که رخ داد به شهادت رسید، حضرت محسن شهید شد بعد از او در اثر خونریزی حضرت زهرا هم به شهادت رسیده است.
«وأمرت أن یدفنوها لیلا وأن یعمي قبرها لکی لا، یحضرها منهم سوی ابن عمها ورهطه ثم مضت بغمها»
وصیت کرد، دستور داد شبانه دفن بشود قبرش مخفی بشود تا این که، آن ها در دفن او حاضر نشوند جز پسر عمویش که علی باشد و شیعیانش، با غصه از دنیا رفت
«صلی علیها ربها من ماضیة وهی عن الامة غیر راضیة»
خدا بر او درود بفرستد که وقتی از دنیا رفت از امت راضی نبود.
ملاحظه کنید در قرون متقدم از جهت تاریخی بخواهیم نگاه کنیم اعتقاد به مسئله شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) نزد بسیاری از علما موجود بود. و این ها انتساب و محور نظرشان کجا بوده است؟
باز جالب این که قاضی عبد الجبار، اسماعیلی است یعنی چه؟ اسماعیل فرزند امام صادق (علیه السلام) را امام می دانند. محور این ها به کجا بر می گردد؟ به امام صادق (علیه السلام) یعنی لازم نیست به دوران امام کاظم، امام رضا، امام جواد (علیهم السلام) برسی. در همان دوران امام صادق (علیه السلام) قطعاً این را گفت مسئله شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) همه محورهایش به امام صادق بر می گردد. این که اسماعیلی است روایت های بعد از امام صادق را قبول ندارد.
مرجع او در روایات امام صادق (علیه السلام) است و بعد از او اسماعیل، اسماعیل در زمان امام صادق از دنیا رفت؛ بنابراین محوریت این نظرها دوباره به امام صادق برگشت.
دوباره سراغ بعضی از روایات برویم در کتاب الصراط المستقیم إلی مستحق التقدیم
«قال الحمیری»
مرحوم سید حمیری چه کسی بود؟ باز از اصحاب امام صادق
ضربت و اهتضمت من حقها * و أذيقت بعده طعم السلع
زده شد، حقش گرفته شد و بعد از پیامبر طعم سختی را کشید او را زدند خدا از آن ها ناراضی باشد و هر کس از این کار راضی باشد خدا از او راضی نباشد.
لا عفا الله له عنه و لا * كف عنه هول يوم المطلع
خدا او را نبخشد هر کس که به این قضیه راضی باشد و در روز قیامت او را از عذاب دور نگرداند. سید حمیری باز می بینیم در دوران امام صادق است.
«قال البرقی»
از اصحاب امام صادق (علیه السلام) و اصحاب امام کاظم (علیه السلام)
و كللا النار من بيت و من حطب * و المضرمان لمن فيه يسبان
خانه را با هیزم آتش زدند و آن کسانی که آتش می زدند داشتند دشنام می دادند به چه کسی؟
و ليس في البيت إلا كل طاهرة * من النساء و صديق و سبطان
حضرت زهرا، امیر مؤمنان صدیق اکبر و دو فرزندش در خانه بودند این ها می خواستند حسنین را آتش بزنند؟
و كل ما كان من جور و من فتن ففي رقابهما في النار طوقان
نام كتاب: الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم؛ نويسنده: عاملى نباطى، على من محمد بن على بن محمد بن يونس (تاريخ وفات مؤلف: 877 ق)، محقق / مصحح: رمضان، ميخائيل، ناشر: المكتبة الحيدرية نجف: 1384ق، ج3، ص13
هر گناهی باشد گردن آن دو نفر بود. برقی و سید حمیری متقدم یعنی یک دورانی داریم دوران امام صادق (علیه السلام) یک مقداری ائمه (علیهم السلام) توانستند حرف بزنند. یک مقداری راه برای صحبت کردن شان باز شد، امام صادق (علیه السلام) شروع کرد به بیان مصائب مادرشان حضرت زهرا (سلام الله علیها) و به صورت جدی این ها را مطرح کرد.
اما فهرستی از کتاب های که این مسائل را مطرح کرد در نهج البلاغه و در مسائل علی ابن جعفر آمده است جالب است علی ابن جعفر برادر امام کاظم فرزند امام صادق (علیه السلام) این روایت را نقل کرده است. مسائل علی ابن جعفر همه روایت هایش تقریباً قطعی است شکی در سند آن نیست که «فاطمة صدیقةٌ شهیدة» فاطمه صدیقه شهیده است.
یک عده در ترجمه اش تشکیک می کنند نه چون در کافی کامل همین روایت را آورد می گوید:
«إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ وَ إِنَّ بَنَاتِ الْأَنْبِيَاءِ لَا يَطْمَثْنَ.»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص458، بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ (علیها السلام)، ح2
«وَ إِنَّ بَنَاتِ الْأَنْبِيَاءِ لَا يَطْمَثْنَ.» دختران انبیاء خون حیض نمی بینند یعنی چه؟ عبارت قاضی اسماعیلی را خواندیم در آن جا می گوید اهل سنت ادعا دارند که حضرت زهرا از نفاس از دنیا رفت می گوید این نفاس نیست شهیده بودن را به نفاس نسبت ندهید مستقیماً به خود آن ها نسبت بدهید. این تتمه استدلال به شهیده بودنش است. نگویید حضرت از نفاس از دنیا رفت
مجری:
تماس تلفنی داریم جناب آقای بهادری از کرج سلام علیکم و رحمة الله شهادت حضرت زهرا را خدمت شما تسلیت عرض می کنیم بفرمایید.
بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)
سلام علیکم، این ایام را خدمت جنابعالی و استاد عزیز، استاد ابوالقاسمی تسلیت عرض می کنم. ابن ابی الحدید از استادش آقای ابوبکر جوهری می پرسد وقتی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به طرف مدینه هجرت فرمودند به آقا امیر المؤمنان علی (علیه السلام) دستور فرمودند به همراه حضرت فاطمه بنت اسد، حضرت زهرا (سلام الله علیها) از زنان بنی هاشم که آن ها را به طرف مدینه حرکت بده یعنی «فواطم» همه اسم فاطمه داشتند به همراه دختر خوانده های رسول خدا؛ در قرآن آمد (يا أَيهَا النَّبِي قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ)
(يا أَيهَا النَّبِي قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يعْرَفْنَ فَلَا يؤْذَينَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا)
اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [= روسريهاي بلند] خود را بر خويش فروافکنند، اين کار براي اينکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ (و اگر تاکنون خطا و کوتاهي از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است.
سوره احزاب (33): آیه 59
همراه با همسران پیغمبر راهی مدینه شدند در مسیری که از مکه به طرف مدینه در حرکت بودند مشرکان مکه با تعدادی سواره راه بر امیر مؤمنان می بندند این کاروان را محاصره می کنند شخصی به نام هبّار ابن اسود با نیزه ای که در دست داشت به طرف کجاوه حامل یکی از دختر خوانده های پیغمبر به نام زینب به محمل فرو می کند ولی به این خانم نمی خورد.
با این که ایشان بچه ای شش ماهه در رحم داشت از شدت ترس این بانو این بچه را سقط می کند وقتی خبر به پیغمبر می دهند ایشان که رحمةٌ للعالمین بود خون هبار را هدر فرمودند:
«وقد أمر (صلى الله عليه وآله) بقتلهم، ولو كانوا متعلقين بأستار الكعبة وهم... هبار بن الأسود»
الصحيح من سيرة النبي الأعظم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ نويسنده: السيد جعفر مرتضى العاملي (وفات: معاصر)، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر - قم – ايران: 1426 - 1385 ش، ج23، ص9
آقا فرمودند خون هبار باید ریخته بشود ولو به پرده کعبه چسبیده باشد سوالم این است پیامبری که از خون وحشی غلام سیاه که قاتل حضرت حمزه بود می گذرد آقا می فرماید من تو را بخشیدم ولی جلوی من ظاهر نشو. ابن ابی الحدید از استادش آقای ابوبکر جوهری سوال می کند پیامبری که از خون وحشی گذشت ولی خون هبار را مباح دانست حتی اگر به پرده کعبه چنگ بزند. اگر رسول اکرم زنده بود در مورد سقط حضرت محسن (علیه السلام) که حضرت زهرا (سلام الله علیها) شش ماهه او را باردار بود در مورد کسانی که به در خانه علی ابن ابی طالب و خانه وحی هجوم بردند و حضرت فاطمه را بین در و دیوار با لگد قرار دادند باعث سقط جناب محسن شد چه حکمی صادر می فرمودند؟
استادش تأیید می کند می گوید بله درست است ولی ساکت باش از این حرف ها دیگر نزن. رسول اکرم در زمان حیاتش در مسجد به منبر رفتند به صحابه (مهاجر و انصار) رو کردند یا ایها الناس، دختر من فاطمه حمل دارد و حملش پسر است نام او را محسن نهادم. یعنی یک مفهومی دارد یعنی از آینده می فهمم شما چه بلایی سر این خانه وحی خواهید آورد می دانم در آینده به خانه دخترم حمله می کنید.
این کار نامتعارفی است شخصی در جمعی دوستان رو کند به دیگران بگوید دخترم حامله است آن هم مانند پیغمبری که رحمةٌ للعالمین است منبر در ملأ عام رفت حرف پیغمبر از فراز منبر باید یک مسئله دینی باشد یک مسئله ای باشد که مفاد آن به دین بر می گردد فرمودند «سما رسول الله محسنا» نشان می دهد تمام اصحاب رسول الله می دانستند روزی که پشت درب منزل حضرت زهرا آمدند بی بی حمل دارد.
با این که می دانستند جسارت کردند لگد به در منزل زدند که بی بی در میان در و دیوار گیر کرد فحاشی کردند، تهدید کردند در منزل حضرت را آتش زدند هیزم آوردند دور تا دور منزل هیزم گذاشتند. حضرت زهرا صدای امام علی را پشت در می شنیدند که امام دارد به این ها اعتراض می کند اطلاع داشتند که بی بی حمل دارد.
یعنی دیگر جای سوال نباشد دیگران بگویند نمی دانستیم حضرت زهرا حمل دارد بلکه این صدق نبود بلکه اسقاط عمدی بود لذا آثاری بود که پیغمبر، امیر المؤمنین، حضرت زهرا، حضرت حسن و حسین (سلام الله اجمعین) و بچه ای که در رحم بود می خواستند کلی ریشه کن کنند. مثلاً آقای مسعودی در مروج الذهب می کند می گوید
«...سیدة النساء بالباب»
فاطمه را به وسیله در تحت فشار قرار دادند
«حتی أسقط محسنا»
آقای نظام رئیس و شیخ معتزله می گوید علامه مجلسی هم از ایشان نقل کرده است
«صرح بذلك النظام على ما في كتاب الملل و النحل للشهرستانى 83 قال: ان عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّى ألقت الجنين (المحسن) من بطنها»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج28، ص271
عمر به شکم فاطمه لگد زد تا این که محسن را سقط کرد ابن اثیر جذری در اسد الغابة ایشان شیطنت کرد گفت «توفیَّت محسنَ صغیرا» محسن در کوچکی از دنیا رفت همین قول را به آقای محمد ابن ابی طلحه و سبَان مالکی ارجاع دادند. در خاتمه باید بگوییم به قول پیامبر اکرم اگر کسی به نگاه تند به صورت برادر مؤمنش نگاه کند به حدی که خوف در او عارض بشود
«اکفه الله الی من خرج فی النار»
ابن ابی شیبه در مصنف، جلد 3، صفحه 244؛ ابن عساکر، جلد 11، صفحه 191 آوردند این ها علمای اهل سنت هستند شیعه نیستند می فرمایند هیچ کس در دنیای اسلام به اندازه آقایان ابوبکر و عمر در مقابل پیغمبر ایستادگی نکردند و مخالفت می کردند. والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته
مجری:
متشکرم خداوند به شما اجر بدهد و ممنون از این که، این قدر دقیق و کامل و با سند و مدرک معتبر صحبت تان را مطرح کردید، استاد اگر پاسخی دارید بفرمایید
استاد ابوالقاسمی:
عرض شد در کتاب نهج البلاغه مسائل علی ابن جعفر، کافی، دعائم الإسلام، کامل الزیارات ابن قولویه، أمالی صدوق (رضوان الله علیه) می گوید اعتقاد به مظلومیت حضرت زهرا جزو اعتقادات قطعی شیعه است.
خصال شیخ صدوق، علل الشرایع، مقنعه شیخ مفید، عیون اخبار الرضا شیخ صدوق، کمال الدین، معانی الأخبار، من لا یحضر، کفایة الأثر مرحوم خزاز، تهذیب شیخ طوسی، روضة الواعظین فتّال نیشابوری، اختصاص شیخ طوسی، مصباح المتهجد، معزب قاضی برّاج و قطب راوندی در الدعواتش.
هدایة الکبری خصیبی، شرح اخبار قاضی نعمان، کتاب ارجوزی قاضی نعمان، غیبت نعمانی، مسترشد طبری، دلائل الإمامة طبری، نوادر المعجزات طبری، مائة منقبه ابن شاذان، اختصاص شیخ مفید، مزار شیخ مفید، تعجب کراجکی، کنز الفوائد، امالی شیخ طوسی و دیگر علما، فرات کوفی، الروضة و فضائل شاذان ابن جِبیریل.
می بینیم از جهت سِیر تاریخی دورانی نبوده است که شیعیان از مسئله اعتقادت به شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) خالی باشند. این عصاره و خلاصه عرائض بنده در این برنامه بود که عرض کردم.
مجری:
خیلی ممنون و سپاسگزارم در این شب شهادت و آخر برنامه یک دعا بفرمایید و ان شاءالله برنامه را به اتمام برسانیم.
استاد ابوالقاسمی:
آن چه که همیشه محتاج او بودیم بارها مطرح کردیم بهترین دعا و تنها دعایی که تمام مشکلات ما را بر طرف می کند دعا برای تعجیل فرج امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) است.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم، همچنین تشکر از شما بینندگان عزیز که ما را تا انتهای برنامه همراهی کردید، در این شب شهادت ما را هم در دعا بفرمایید بالاتر از هر چیزی همان طوری که استاد ابوالقاسمی عزیز فرمودند دعا برای فرج امام زمان فراموش نشود.
این بیت را تقدیم کنم:
یقیناً در محبت هیچ کس مادر نخواهد شد * بی شک مادری صدیقه اطهر نخواهد شد
خدایا به حق حضرت زهرا قسمت می دهیم ان شاء الله هر چه زودتر فرج آقا زاده شان و امام زمان مان را تعجیل بفرمایید، امیدواریم زنده باشیم و در رکاب حضرت قدم بر داریم. اللهم عجل لولیک الفرج؛ به امید دیدار یا علی مدد!