تهمت کفار به پیامبر صلی الله علیه و آله آیت الله مدنی بجستانی

قسمت دوم ویژه برنامه پیامبر رحمت با کارشناسی آیت الله مدنی بجستانی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه پیامبر رحمت 29 11 1401 (قسمت دوم)

عنوان: ویژه برنامه به مناسبت عید بزرگ مبعث

استاد: آیت الله مدنی بجستانی

مجری: آقای سید مهدی حسینی

کلیدواژها:

عید بعثت؛ روایات اهل سنت؛ تهمت کفار به پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)؛ بصیرت نبی اکرم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ بشارت های الهی؛ باب علم و حکمت؛ مکانت اجتماعی؛ جامعه اسلامی!

مجری:

ای ابتدا محمد و تا انتها علی * ای انتها محمد و از ابتدا علی

ای بین کعبه احمد و ای در حراء علی * یعنی که یک حقیقت محضی با علی

در باطن ظهور تو و در اختفاء علی * یا مرتضی محمد و یا مصطفی علی

صلوا علی محمدُ * صلوا علی علی

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، سلام عرض می کنم خدمت همه شما بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تبریک و تهنیت عرض می کنم خدمت همه شما بینندگان و محبان آل الله عید بزرگ مبعث را تبریک عرض می کنم توفیق شد الحمد لله در دومین ویژه برنامه پیامبر رحمت به این مناسبت بتوانیم میزبان نگاه پر مهر شما عزیزان باشیم.

در خدمت کارشناس محترم برنامه آیت الله مدنی هستیم استاد سلام علیکم و رحمة الله اسعد الله ایامکم

استاد مدنی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم من هم ابتدا خدمت جنابعالی و همه عزیزان بیننده ای که با کرامت و بزرگواری ما را مهمان سفره دل هایشان کردند و پای صحبت ما نشستند سلام عرض می کنم و به همه آن ها و به جنابعالی عید سعید بعثت را تبریک، تهنیت و مبارک باد عرض می کنم.

مجری:

باعث افتخار بنده است که میزبان شما در این برنامه هستم ابتدا به وقایع تاریخی بعثت بپردازیم و از نگاه تاریخی بعضی از منابع شیعه و بعضی از منابع سنی را به نوعی به آن بپردازیم و صحبت بکنیم و ان شاء الله در خدمت شما در این شب بزرگ بتوانیم بیاموزیم.

استاد مدنی:

واقعیت این است که این عید سعید از یک نگاه می توان مهم ترین روز تاریخ بشریت اسمش را گذاشت با این که قطعاً عیدهای فراوان و مناسبت های متعددی در تاریخ هر ملتی هست و تاریخ پر از این اعیاد است. ولی در یک دسته بندی کلی خیلی کوتاه عرض می کنم یک سری عیدها، مناسبت ها و جشن ها هست که مربوط به انسان های مثبت تاریخ و یک سری مربوط به انسان های منفی تاریخ است.

در جنبه منفی اعیادی که مربوط به سلاطین، قدرتمندها، زور مداران تاریخ هست برای تولدها و تاج گذاری هایشان جشن گرفتند و امثال این ها؛ تکلیف این دسته معلوم است نه خیری برای بشریت داشت نه تأثیر جدی در تاریخ داشت با زور، قدرت، پول،‌ زَر، زور و تزویر یک مدت زمانی را بودند و بعد هم در لا به لای تاریخ دفن شدند فقط خاطره هایشان هست.

مجری:

عمدتاً هم ماندگار نبودند.

استاد مدنی:

بله، در جنبه مثبت اعیاد، جشن ها و مناسبت های که به انسان های مثبت تاریخ مربوط می شود این ها موجب خیر برای بشر بودند و سرمایه عظیم فرهنگی بشر هستند ولی واقعیت این است که همه آن ها حتی پیامبران الهی دوره محدود اثر گذاری داشتند. هر پیامبری با آمدن پیامبر و شریعت دیگر دوران آن شریعتش به پایان می رسید.

پس با همه عظمت و احترامی که برای آن ها قائل هستیم حتی ما هم برای جشن ها و ولادت های آن ها اظهار خوشحالی و جشن می کنیم ولی محدود هستند. اما آن عیدی که آغاز شد و پایان لقاء الله است پایان آن بحث اصلی خلقت یعنی قیامت هست این عید است. پرچمی بلند شد که به تعبیر قرآن (لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ)

(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ)

او کسي است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

سوره توبه (9):‌ آیه 33

بناست همه مکتب ها، همه ادیان را، همه مذاهب را تحت هیمنه و سیطره خودش بگیرد و جهانی بشود و نهایت تاریخ بشریت این دین باشد. بنابراین بزرگ ترین روز بشریت، روز بعثت هست که پایه و مایه همه خیرات هست و ان شاء الله امیدواریم ما، شما و همه بینندگان عزیز و گرامی که مهمان چشم های زیبایشان هستیم ان شاء‌ الله یک روزی زیر همین پرچم مهمان لواء حمد رسول الله و در مقام محمود رسول الله در ضیافت رسول الله ان شاء الله باشیم.

اما راجع به تاریخ بعثت در سال بعثت هیچ اختلافی بین شیعه و سنی و سایر فِرَق نیست، دقیقاً سیزده سال قبل از هجرت چون مبدأ تاریخ ما هجرت است این طور حساب می کنیم. سیزده سال قبل از هجرت رسول اکرم بعثت اتفاق افتاد در این جهت اختلافی بین شیعه و سنی نیست. اما این که در چه ماهی و چه روزی اتفاق افتاد؟

در شیعه یک قول هست و همه متفق هستند که بیست و هفتم رجب هست و دلیل آن هم روایاتی است که به بعضی هایش اشاره می کنم مثلاً در یک روایتی که در کافی شریف نقل شده حسن ابن راشد از امام صادق سوال می کند آیا غیر از عید فطر و عید قربان عید دیگری هم داریم؟ امام صادق می فرماید «نَعَمْ يَا حَسَنُ...»

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیه) قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لِلْمُسْلِمِينَ عِيدٌ غَيْرَ الْعِيدَيْنِ قَالَ نَعَمْ يَا حَسَنُ أَعْظَمُهُمَا وَ أَشْرَفُهُمَا قُلْتُ وَ أَيُّ يَوْمٍ هُوَ قَالَ هُوَ يَوْمٌ نُصِبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ فِيهِ عَلَماً لِلنَّاسِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَصْنَع‏ فِيهِ قَالَ تَصُومُهُ يَا حَسَنُ وَ تُكْثِرُ الصَّلَاةَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَبَرَّأُ إِلَى اللَّهِ مِمَّنْ ظَلَمَهُمْ فَإِنَّ الْأَنْبِيَاءَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ كَانَتْ تَأْمُرُ الْأَوْصِيَاءَ بِالْيَوْمِ الَّذِي كَانَ يُقَامُ فِيهِ الْوَصِيُّ أَنْ يُتَّخَذَ عِيداً قَالَ قُلْتُ فَمَا لِمَنْ صَامَهُ قَالَ صِيَامُ سِتِّينَ شَهْراً وَ لَا تَدَعْ صِيَامَ يَوْمِ سَبْعٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ رَجَبٍ فَإِنَّهُ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي نَزَلَتْ فِيهِ النُّبُوَّةُ عَلَى مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ ثَوَابُهُ مِثْلُ سِتِّينَ شَهْراً لَكُمْ»

الكافي ( ط- الإسلامية)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران‏: 1407 ق‏، ج4، ص 148

«نَعَمْ يَا حَسَنُ أَعْظَمُهُمَا وَ أَشْرَفُهُمَا» بله از آن دو عید با شرافت تر و بالاتر داریم. حسن ابن راشد تعجب می کند می گوید چه عیدی است؟ می فرماید «يَوْمٌ نُصِبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ» عید غدیر روز نصب حضرت امیر المؤمنین هست بعد حضرت در ادامه اشاره می فرماید، می فرماید «وَ لَا تَدَعْ صِيَامَ يَوْمِ سَبْعٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ رَجَبٍ» روزه بیست و هفتم رجب را ترک نکن زیرا آن روز، ‌روزی است که پیامبر به پیامبری منصوب شد.

نظیر همین، روایات دیگری هم داریم و روی این جهت شیعه یک قول دارد که بیست و هفتم رجب بعثت رسول اکرم هست.

 در میان برادران اهل سنت ما پنج قول وجود دارد. بعضی از آن ها قائل هستند که در ماه مبارک رمضان بود چه روز ماه مبارک رمضان؟ باز اختلافی است بعضی هفدهم ماه رمضان را می گویند. هجدهم ماه رمضان را بعضی ها گفتند. بیست و چهارم ماه مبارک رمضان را بعضی ها گفتند. دوازدهم ربیع الأول را بعضی ها گفتند یعنی چهار قول و یک قول هم بعضی از برادران اهل سنت هستند که مثل شیعه می گویند بیست و هفتم ماه رجب است.

 این خیلی تأثیر گذار نیست اگر یک قول می بود و چنان چه شایسته است در همه کشورهای اسلامی یک صدا جشن گرفته می شد مایه وحدت و موجب شکوهی برای مسلمین بود که متأسفانه الان این طور نیست.

اما نکته بعد و آن چه که در تاریخ بعثت و خصوصیات تاریخی آن مهم است برخی وقایع هست، در برخی از منابع برادران محترم اهل سنت آمده به عنوان مثال تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 290 به بعد که وارد قضایای بعثت می شود چند روایت را نقل می کند در منابع دیگر برادران اهل سنت هم هست بعضاً منابع شیعه هم از منابع آن ها نقل کردند مثل بحار الأنوار که بنا داشت و بیان کرده که از کجا نقل می کند، این ها با معارف و روایات شیعی سازگار نیست. به عنوان مثال طبری نقل می کند وقتی در شب مبعث حضرت جبرئیل بر رسول اکرم نازل شد و به او گفت (اقْرَأْ) سه بار تکرار کرد

(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ)

بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفريد،

سوره علق (96): آیه 1

حضرت خاتم الانبیاء دچار خوف، ترس و وحشت شد

مجری:

به چه دلیل؟

استاد مدنی:

در ادامه روشن می شود خیلی عجیب و مهم هست که امشب مقداری به این توجه بکنیم. با کمال وحشت به خانه بر گشت و به همسرش خدیجه گفت من را با لباس های بیشتر بپوشان می لرزم و احساس وحشت می کنم. چرا احساس وحشت می کنی؟ (از پیشگاه رسول اکرم از نقلش معذرت می خواهم) می گوید:

«إنِّی خَشِيتُ عَلَى عَقْلِي‏»

می ترسم که دچار مشکل عقلی شده باشم!

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏1، ص44

یعنی تهمت سنگینی که بعدها کفار به رسول اکرم زدند این را دارد از زبان خاتم الأنبیاء نقل می کند که برای ما گفتنش سنگین است. چه شد؟ ادامه عجیب تر است این جا حضرت خدیجه گفت تو صله رحمت می کنی، آدم خوبی هستی و خدا تو را این طوری گرفتار نمی کند. آن چه که دیدی شاید فرشته بود شاید هم شیطان بود بیا روی پای راستم بنشین، پیامبر روی پای راست خدیجه نشست بعد فرمود آیا هنوز آن فرشته را می بینی؟ گفت بله می بینم گفت حالا بیا روی پای چشم بنشین حضرت روی پای چپ او نشست فرمود آیا هنوز آن فرشته را می بینی؟ بله می بینم.

این جا نقل می کند حضرت خدیجه چادر را برداشت موهایش را باز کرد سر و صورتش را لخت کرد گفت حالا فرشته را می بینی؟ گفت نه نمی بینم گفت پس معلوم شد این شیطان نبود و فرشته بود خیالت راحت باشد تو پیامبر هستی؛ از الان احساس می کنم جنابعالی و همچنین شنوندگان ما تلخی این خبر به ذائقه شان نشست.

کسی که بناست حیرت بر افکن عالمیان باشد شک همه عالمیان در آستانه او تبدیل به یقین بشود دل های همه عالمیان به بیان، نگاه و ترنم سخن او آرام بگیرد خودش این قدر دچار شک باشد که همسرش به او بگوید تو پیامبر هستی.

 از این ناراحت کننده تر روایات دیگری نقل می کنند که حضرت خاتم الأنبیاء بعد از بعثت به حضرت خدیجه مراجعه کرد همین طور دچار نگرانی است آیا این واقعیت دارد یا من دچار جن زدگی، جنون یا امثال این ها شدم؟ تعبیرات مختلفی که وجود دارد. بعضی از این عبارت ها را هم از بعضی آوردم ولی خواندنش شاید وقت بگیرد.

 در این جا می گویند حضرت خدیجه پیشنهاد کرد پیش ورقة‌ ابن نوفل رویم ایشان پسر عموی حضرت خدیجه هست یکی از شخصیت های بود که در دوران بت پرستی، بت نمی پرستید شخصیت محترم و عالمی بود با کتاب های آسمانی آشنا بود. پیغمبر را پیش ورقة ابن نوفل بردند ورقة ابن نوفل به تعبیر ماها از پیغمبر یک بازجویی کرد بعد گفت تو پیامبر هستی.

 انسان متأسف می شود گاهی این ها زبان به زبان نقل می شود عرض کردم شخصیتی که شعارش این است:

(قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ)

بگو: «اين راه من است من و پيروانم، و با بصيرت کامل، همه مردم را به سوي خدا دعوت مي ‌کنيم! منزه است خدا! و من از مشرکان نيستم!»

سوره یوسف (12): آیه 108

اساس دعوت من بصیرت است شخصیتی که معلم فرشته هاست جایگاه او افضل الخلق است این جا طوری ترسیم می شود که متأسفانه در رسالت خودش شک دارد و این شک را باید ورقة ابن نوفل یا همسرش خدیجه بر طرف کند. بعضی از روایات هایی هست که متأسفانه نقل شده و نقل می شود و هنوز هم نقل می شود.

مجری:

متأسفانه به قول شما اصلاً به آن جایگاه و عظمت ختم رسول توجهی نمی شود که این چنین دارد گفته می شود و به قول شما این چنین دارد تهمت ناروا زده می شود.

استاد مدنی:

بله وقتی که به ما این درس مهم را دادند در معارف اهل بیت (علیهم الصلاة و السلام) که هر حدیثی را بر قرآن عرضه کنید و اگر مخالف با قرآن بود او را «فَضْرِبوهُ عَلَى الْجِدَار» به دیوار بزنید بی اعتنائی کنید. این با معارف قرآنی ما، با معارف عقلانی ما و با معارف روایی ما ناسازگار است.

اما وقتی که به سراغ معارف اهل بیت (علیهم الصلاة و السلام) می آییم و به مدرسه و مکتب اهل بیت وارد می شویم روایتی را برای تیمن و تبرک خدمت شما بخوانم اولاً تربیت فکری، روحی و معنوی پیامبر اکرم توسط خدای متعال (جل جلاله) از کجا شروع شد؟ مگر فقط شب مبعث بود که دچار تردید، شک و شبهه بشود؟ حضرت امیر المؤمنین در خطبه قاصعه می فرماید:

«وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ (صلی الله علیه واله وسلم) مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ يَأْمُرُنِي بِالاقْتِدَاءِ بِهِ وَ لَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا يَرَاهُ غَيْرِي وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذ»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ‏ص 300

این نگاه را ببینید چقدر زیباست؟ از آن روزی که رسول اکرم را از شیر گرفتند خداوند یکی از بزرگ ترین فرشته هایش را مأمور تربیت پیامبر کرد «لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ» شب و روز با پیامبر بود. و او را این طوری تربیت می کرد. این یک رشته کمالی بود که در چهل سالگی و در شب مبعث به نهایت شکوفایی خودش رسید.

لذا جایی برای تردید نیست یک عمر پیغمبر تحت این تربیت بود. حضرت امیر المؤمنین (علیه الصلاة و السلام) در خطبه قاصعه بیان می کند خود پیغمبر اکرم در روایت دیگری نقل می کند که من با بچه ها بازی می کردم در دوران طفولیت و کودکی، خانه عبد الله ابن جدعان درست می شد هر کدام سنگی را در دامن شان می گذاشتند حمل می کردند.

اشاره ای دارد خیلی نمی خواهم بازش کنم طبیعتا شاید لباس های آن روز این طور بود که زیر این پیراهن بلند لباس دیگری نبود. می گوید آمدم این کار را بکنم فرشته ای به دستم زد و دامن لباس من را پایین انداخت فهمیدم که این کار شایسته من نیست. یعنی شخصیتی که از کوچکی این چنین تربیت الهی را داشت پس با این معارف و حقایق آشنا بود.

بعد حضرت امام هادی (علیه الصلاة و السلام) بیان می فرماید خیلی این روایت، روایت زیبایی است قبل از این که، این روایت امام هادی را بخوانم یک روایت دیگر از طبری بخوانیم در تاریخ طبری، جلد 2،‌ صفحه 302 می گوید وقتی که جبرئیل در شب مبعث بر پیغمبر نازل شد دچار چنان وحشتی شد که:

«لأعمدن إلى حالق من الجبل فلأطرحن نفسي منه فلأقتلنها فلأستريحن»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج1، ص532

از قول پیغمبر نقل می کند تصمیم گرفتم بالای یک صخره بلندی بروم و از آن جا خودم را پایین بیافکنم و خودکشی کنم. وقتی که داشتم می رفتم خودکشی کنم دوباره جبرئیل نازل شد گفت نه یا رسول الله این کار را نکن. چیزهایی که گفتن این ها غیر از این که وهم مقام رسالت (صلی الله علیه و آله و سلم) هست بد آموزی های اخلاقی دارد.

اما سراغ خاندان عصمت و طهارت می رویم حضرت امام هادی در بحار الأنوار، جلد 17، صفحه 309 می فرماید رسول اکرم با سرمایه حضرت خدیجه تجارت به شام می کرد هر چه از آن تجارت به دست می آورد تمام را بین فقراء تقسیم می کرد. بعد به جبل النور و غار حراء می رفت در آن جا:

«يَنْظُرُ مِنْ قُلَلِهِ إِلَى آثَارِ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ أَنْوَاعِ عَجَائِبِ رَحْمَتِهِ وَ بَدَائِعِ حِكْمَتِهِ وَ يَنْظُرُ إِلَى أَكْنَافِ السَّمَاءِ وَ أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ الْبِحَارِ وَ الْمَفَاوِزِ وَ الْفَيَافِي فَيَعْتَبِرُ بِتِلْكَ الْآثَارِ وَ يَتَذَكَّرُ بِتِلْكَ الْآيَاتِ وَ يَعْبُدُ اللَّهَ حَقَّ عِبَادَتِهِ فَلَمَّا اسْتَكْمَلَ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ نَظَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى قَلْبِهِ فَوَجَدَهُ أَفْضَلَ الْقُلُوبِ وَ أَجَلَّهَا وَ أَطْوَعَهَا وَ أَخْشَعَهَا وَ أَخْضَعَهَا أَذِنَ لِأَبْوَابِ السَّمَاءِ فَفُتِحَتْ وَ مُحَمَّدٌ يَنْظُرُ إِلَيْهَا وَ أَذِنَ لِلْمَلَائِكَةِ فَنَزَلُوا وَ مُحَمَّدٌ يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ وَ أَمَرَ بِالرَّحْمَةِ فَأُنْزِلَتْ عَلَيْهِ مِنْ لَدُنْ سَاقِ الْعَرْشِ إِلَى رَأْسِ مُحَمَّدٍ وَ غَمَرَتْهُ وَ نَظَرَ إِلَى جَبْرَئِيلَ الرُّوحِ الْأَمِين‏ ِ الْمُطَوَّقِ بِالنُّورِ طَاوُسِ الْمَلَائِكَةِ هَبَطَ إِلَيْهِ وَ أَخَذَ بِضَبْعِهِ وَ هَزَّهُ وَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ قَالَ وَ مَا أَقْرَأُ قَالَ يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ثُمَّ أَوْحَى إِلَيْهِ مَا أَوْحَى إِلَيْهِ رَبُّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ صَعِدَ إِلَى عُلْوٍ وَ نَزَلَ مُحَمَّدٌ ص مِنَ الْجَبَلِ وَ قَدْ غَشِيَهُ مِنْ تَعْظِيمِ جَلَالِ اللَّهِ وَ وَرَدَ عَلَيْهِ مِنْ كَبِيرِ شَأْنِهِ مَا رَكِبَهُ الْحُمَّى وَ النَّافِضُ وَ قَدِ اشْتَدَّ عَلَيْهِ مَا يَخَافُهُ مِنْ تَكْذِيبِ قُرَيْشٍ فِي خَبَرِهِ وَ نَسَبِهِمْ إِيَّاهُ إِلَى الْجُنُونِ وَ أَنَّهُ يَعْتَرِيهِ شَيَاطِينُ وَ كَانَ مِنْ أَوَّلِ أَمْرِهِ أَعْقَلَ خَلْقِ اللَّهِ وَ أَكْرَمَ بَرَايَاهُ وَ أَبْغَضُ الْأَشْيَاءِ إِلَيْهِ الشَّيْطَانَ وَ أَفْعَالَ الْمَجَانِينِ وَ أَقْوَالَهُمْ فَأَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَشْرَح‏ صَدْرَهُ وَ يُشَجِّعَ قَلْبَهُ فَأَنْطَقَ الْجِبَالَ وَ الصُّخُورَ وَ الْمَدَرَ وَ كُلَّمَا وَصَلَ إِلَى شَيْ‏ءٍ مِنْهَا نَادَاهُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَبْشِرْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ فَضَّلَكَ وَ جَمَّلَكَ وَ زَيَّنَكَ وَ أَكْرَمَكَ فَوْقَ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ لَا يَحْزُنْكَ أَنْ تَقُولَ قُرَيْشٌ إِنَّكَ مَجْنُونٌ وَ عَنِ الدِّينِ مَفْتُونٌ فَإِنَّ الْفَاضِلَ مَنْ فَضَّلَهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ وَ الْكَرِيمَ مَنْ كَرَّمَهُ خَالِقُ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ فَلَا يَضِيقَنَّ صَدْرُكَ مِنْ تَكْذِيبِ قُرَيْشٍ وَ عُتَاةِ الْعَرَبِ لَكَ فَسَوْفَ يُبَلِّغُكَ رَبُّكَ أَقْصَى مُنْتَهَى الْكَرَامَاتِ وَ يَرْفَعُكَ إِلَى أَرْفَعِ الدَّرَجَاتِ وَ سَوْفَ يُنَعِّمُ وَ يُفَرِّحُ أَوْلِيَاءَكَ بِوَصِيِّكَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ سَوْفَ يَبُثُّ عُلُومَكَ فِي الْعِبَادِ وَ الْبِلَادِ بِمِفْتَاحِكَ وَ بَابِ مَدِينَةِ حِكْمَتِكَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ سَوْفَ يُقِرُّ عَيْنَكَ بِبِنْتِكَ فَاطِمَةَ وَ سَوْفَ يُخْرِجُ مِنْهَا وَ مِنْ عَلِيٍّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ سَوْفَ يَنْشُرُ فِي الْبِلَادِ دِينَكَ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج17، ص309

آن جا فکر می کرد به آثار رحمت الهی نگاه می کرد «فَلَمَّا اسْتَكْمَلَ أَرْبَعِينَ سَنَةً»، «اسْتَکْمَلَ» یعنی این یک سِیر کمالی، یک رشد مستمر بود. وقتی به چهل سال رسید «وَ نَظَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى قَلْبِهِ» خدای متعال نگاهی به قلب رسول اکرم کرد «فَوَجَدَهُ أَفْضَلَ الْقُلُوبِ وَ أَجَلَّهَا وَ أَطْوَعَهَا وَ أَخْشَعَهَا وَ أَخْضَعَهَا» دید در میان همه قلب ها خاضع ترین، خاشع ترین، پر ظرفیت ترین قلب ها، قلب مبارک رسول اکرم است «أَذِنَ لِأَبْوَابِ السَّمَاءِ فَفُتِحَتْ» درهای ملکوت و آسمان را برای پیامبر کردند فرشته ها نازل شدند بعثت صورت گرفت آیات شریفه برای پیغمبر خوانده شد.

 از این جا نکته است می فرماید تمام شجر، درخت ها، کوه و صخره ها همه بر پیامبر به پیامبری سلام کردند «السلام علیک یا رسول الله» نه تنها در وجود او تردید نیست در عالم تکوین درباره نبوت او تردیدی نیست. سنگ، در و دیوار او را می شناسد و بر پیامبری به او سلام می کند حضرت امام هادی می فرماید در همان شب، ‌بشارت های به پیغمبر داده شد غیر از نزول آیات شریفه

(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَق‏)

بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفريد

سوره علق (96): آیه 1

به حضرت بشارت دادند که خداوند متعال به تو دختری به نام فاطمه زهرا عنایت می کند. و او همسری خواهد داشت که باب مدینه حکمت تو خواهد بود علی ابن ابی طالب «وَ سَوْفَ يُخْرِجُ مِنْهَا وَ مِنْ عَلِيٍّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ سَوْفَ يَنْشُرُ فِي الْبِلَادِ دِينَكَ» در آن شب اول باب علم و حکمت گشوده شد تا فاطمه و علی خواهی داشت.

از علی و فاطمه، حسن و حسین خواهی داشت دین تو عالم گیر خواهد انسان احساس می کند این روایت ها به طور صد و هشتاد درجه در مقابل هم هستند. یک طرف، یک چهره معنوی، یقینی و نورانی است و در یک طرف تزلزل، شک، تردید، جهالت (العیاذ بالله) خوف جنون و خوف جن زدگی است. این تفاوت تابلویی است که از بعثت در معارف اهل بیت و در معارف دیگران ترسیم می شود.

مجری:

همان طور که فرمودید فقط کافی است که این را به قرآن عرضه بکنیم و متوجه بشویم که درستش کدام است؟

 (میان برنامه)

مجری:

چهل سال انتظار زمین و زمان بس است * چهل سال پشت پرده برای جهان بس است

چهل سال منتظر شدن آسمان بس است * چهل سال بین خلوت کروبیان بس است

حالا خدا نوشت که ای بی نشان بس است * بر خیز با ملائکه بر خیز با علی

صلوا علی محمد * صلوا علی علی

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم به ادامه مبحث می پردازیم بعثتی که این همه از آن گفتیم سِیر تاریخیش را هم عنوان کردیم آثار و تحولاتش چه بود و چه کرد؟ چه تغییری را برای ما ایجاد کرد؟

استاد مدنی:

یکی از راه های که برای ارزیابی هر حادثه ای هست همین طور که جنابعالی اشاره کردید این است که ببینیم این حادثه چه آثاری گذاشته است؟ طبیعتاً به اندازه آن آثار برای آن حادثه می توانیم ارزش قائل بشویم. جریان بعثت همان طور که مستحضر هستید و بینندگان عزیز ما هم قطعاً مستحضر هستند در یکی از تاریک ترین دوران ها و یکی از مُظلم ترین مکان ها رخ داد.

دورانی که معروف به جاهلیت اولیٰ است ولی این نوری که در امشب و امروز درخشید آن قدر پر فروغ و زیبا آثار ماندگاری گذاشت که برای اشاره به آن آثار در جامعه رسول الله از عباراتی از حضرت امیر المؤمنین (علیه الصلاة و السلام) در خطبه 33 نهج البلاغه بهره می گیرم. فعلاً همین قدر می خواهیم بینیم پیغمبر آن جامعه چه کرد؛ اما این که بعثت قطعاً منحصر به آن جامعه نبود و این رشته ادامه دارد به تعبیر زیبای شبستری در گلشن راز این رشته، رشته درازی است

یکی خط است ز اول تا به آخر * بر او خلق جهان جمله مسافر

در این ره انبیاء چون ساربانند * دلیل و رهنمای کاروانند

از ایشان سید ما گشته سالار * همو اول همو آخر به هر کار

جمال جان فزایش شمع جمع است * مقام دلگشایش جمعِ جمع است

بنابراین حضرت کاروان سالاری قافله بشریت را تا قیامِ قیامت به عهده دارد. اما نگاهی می کنیم این خورشیدی که در مکه طلوع کرد با جزیرة العرب چه کرد؟ حضرت امیر المؤمنین می فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ [سُبْحَانَهُ‏] بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه واله وسلم) وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ يَقْرَأُ كِتَاباً وَ لَا يَدَّعِي نُبُوَّةً فَسَاقَ النَّاسَ حَتَّى بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ وَ بَلَّغَهُمْ مَنْجَاتَهُمْ فَاسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ وَ اطْمَأَنَّتْ صَفَاتُهُم‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص77

چهار خصوصیت را می گوید تقاضا می کنم عزیزان شنونده ما به این چهار خصوصیت دقت کنند برای این که اگر ما به عنوان مصلح اجتماعی به عنوان یک کسی که قصد اصلاح خانواده، شهر، روستا، کشور و جهان را دارد در هر رده ای حضرت امیر المؤمنین چهار شاخص بیان می کند.

اول می فرماید خدا، پیامبر را مبعوث کرد در حالی که هیچ کدام از عرب های آن زمان کتاب آسمانی را نمی خواندند و ادعای نبوت نداشتند. شرح و تفسیر این بخش را وارد نمی شویم چون وقت گرفته می شود.

 اما «فَسَاقَ النَّاسَ» در بخش دوم می گوید پیامبر، مردم را سوق و حرکت داد و چهار چیز به این جامعه عنایت کرد. «حَتَّى بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ» به آن ها مکانت اجتماعی داد. روان شناس ها می گویند اگر انسان همه امکانات زندگی را داشته باشد اما مکانت اجتماعی نداشته باشد در جامعه احساس بیهودگی کند جایگاه نداشته باشد قطعاً دچار افسردگی خواهد شد و شاید به خدای نا کرده گناه بزرگ خود کشی برسد.

اگر یک جامعه ای مکانت اجتماعیش را از دست داد چطور؟ آن وقت دچار مرگ اجتماعی می شود خیلی گذرا و کوتاه در همان زمان ایران حکومت، ارتش، نظام اداری و نظام اقتصادی دارد...

مجری:

و یک مدنیت مقبول در دنیا دارد

استاد مدنی:

بله آن طرف روم را نگاه می کنیم باز حکومت نظامات قضائی، نظامات ارتشی و همین طور مجموعه شاخص های یک تمدن را دارد.

مجری:

و اندیشمندانی که در هر کدام از این سرزمین ها وجود داشتند.

استاد مدنی:

بله، مجموعه آموزشی و نظام آموزشی داشتند. مقداری آن طرف بیاییم کمتر و کوچک تر یمن مظلوم، یادی از مظلومین یمن بکنیم که چندین سال است زیر بمباران دشمنان هستند خدا ان شاء الله به زودی فرجی برای آن ها هم برساند. در یمن پادشاهان یمن، پادشاه حیره و امثال این ها که در تاریخ ذکر شده است.

اما حجاز چطور؟ می بینید هیچ شاهی، حکومتی، ارتشی، نظام اقتصادی، نظام سیاسی ندارد. عجیب تر این که، این قدر این منطقه به تعبیری مردم فراموش شده ای هستند مرتب نظام ساسانی با نظام رومی برای توسعه قلمرو خودشان درگیر هستند اما هیچ کدام به طرف حجاز نمی روند احساس ارزشی نمی کنند که آن را به قلمرو خودشان ملحق کنند.

یعنی یک ملت و منطقه فراموش شده رسول اکرم به آن ها مکانت اجتماعی داد از این جامعه مرده، جامعه ای ساخت که در کمتر از صد سال ارتشش پشت سلسله جبال پِیرنه فرانسه پرچم زد. امپراطوری ساسانی و روم را ساقط کرد خودش سید و سالار شد فقط همین را منهای جنبه های دیگر نگاه کنیم.

دوم می فرماید «وَ بَلَّغَهُمْ مَنْجَاتَهُمْ» آن ها را به نجات رساند گاهی مکانت اجتماعی هست ولی جامعه در مسیر نجات، رشد و کمال حرکت نمی کند الان در سپهر سیاسی دنیا نمی توانیم جایگاه آمریکا و اروپا را ندیده بگیریم، امروز شاید نود و خرده ای درصد معاملات دنیا با دلار انجام می شود. همچنین صنعت پیشرفته آن ها جای انکار ندارد؛ اما اگر از خود اندیشمندان آن ها بپرسیم که آیا مسیر این جامعه به سوی نجات یا به سوی تلاشی و فروپاشی است؟ همه می دانند.

 چندی قبل رؤسای دانشگاه های آمریکا به رئیس جمهور نامه ای نوشتند و گفتند اعلام بحران اخلاقی کنید. کاملاً احساس می شود بنده تا جایی که سفرهایی داشتم مثلاً به واتیکان سفری داشتم با مسئولین مختلف واتیکان جلساتی داشتیم. همه از وضعیت اخلاقی جامعه و بویژه فروپاشی خانواده ها اظهار نگرانی می کردند. پس این جامعه ممکن است مکانت اجتماعی پیدا بکند در سپهر سیاست طلوع کند و حتی در وسط آسمان بایستد اما رو به نجات نباشد رو به افول و غروب باشد. پیغمبر اکرم آن جامعه فرو رفته در کفر و فساد را به (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ) به راه راست هدایت کرد.

(اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ)

ما را به راه راست هدايت کن

سوره فاتحه (1): آیه 6

جامعه پر امیدی که در جنگ ها شرکت می کردند طبق آن چه که نقل شده هیچ وحشت از شهادت نداشتند چرا؟ چون می گفتند ما «باحد الحسنین» می رسیم یا شهید می شویم زندگی جاودانه یا می مانیم سروری دنیا، این جایگاهی که احساس می کردند در هر دو صورت آن ها نجات یافته هستند و واقعیت همین است.

«وَ بَلَّغَهُمْ مَنْجَاتَهُمْ» همان ها را از سَبیل (مَغْضُوبِ عَلَيهِمْ) هم ضالین نجات داد و مسیر نجات و هدایت را برای آن ها ترسیم کرد اگر چه در آخر عمر برای تکمیل همه حرف ها فرمود:

«أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ قال عُمَرُ إِنَّ النبي صلى الله عليه وسلم غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 1، ص 54، کتاب العلم، باب 39، ح114

بیایید نامه ای بنویسم که: «لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ» که بعضی مانع شدند والا آن راه نجات تکمیل می شد الان فرصت پرداختن به این قصه پر غصه نیست.

مجری:

دقیقاً می خواستم بگویم برداشتی که صحبت های شما برایم ایجاد شد همین بود که پیامبر وقتی آمدند یک ماه عالم تاب بودند به این معنا که هم به قول شما بُعد سیاسی، پزشکی، علوم مختلف و ... را می توانستند کامل بکنند و هم بُعد اخلاق را همان طور که فرمودید اگر ماجرای آخر عمر پیامبر و غصب خلافت اتفاق نمی افتاد قطعاً الان همه به راه درستش هدایت شده بودیم. ان شاء الله با ظهور حضرت حجت هر چه زودتر این اتفاق و واقعیت برسد.

استاد مدنی:

ان شاء الله سومین خصوصیتی که امیر المؤمنین می فرمایند پیامبر به این جامعه داد «فَاسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ» نیزه های این ها قِوام پیدا کرد و مستقیم شد. این قطعاً کنایه است نیزه را شما گاهی روی زمین می اندازید گاهی به دیوار یا چیز دیگری تکیه می دهید گاهی نیزه در زمین فرو می کنند و راست می ایستد دیگر به چیزی تکیه ندارد.

این کنایه از آن استقلال و روی پای خود ایستادن است جامعه حجازی که هیچ چیز از خودش نداشت با «رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَ الصَّيْف‏»، همه نیازهای خودش را از بیرون تأمین می کرد نه آموزشی، نه صنعتی، نه خدماتی جز قتل، غارت و وحشت چیز دیگری در آن جا نبود پیامبر اکرم آن ها را به جایگاهی رساند «فَاسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ» در دنیای آن روز، عجیب است نه چندین قرن در کمتر از صد سال دو امپراطوری دنیا توسط اسلام شکست می خورند و اسلام گسترش پیدا می کند.

به تعبیر ادیب الممالک فراهانی یک قصیده خیلی زیبایی دارد اگر امشب این قصیده ادبی الممالک را بخوانیم به مناسبت این عزیز زیبا باشد می گوید:

مائیم که از پادشهان باج گرفتیم * زان پس کز ایشان کمر و تاج گرفتیم

دیهیم و سریر از گُهر و عاج گرفتیم * اموال و ذخایرشان تاراج گرفتیم

از پیکرشان دِیبه و دیباج گرفتیم * مائیم که از دریا امواج گرفتیم

واندیشه نکردیم ز طوفان ز طیار * در چین و خُتن ولوله از هیبت ما بود

در مصر و عدن غلغله از شوکت ما بود * در آندلس و روم عیان قدرت ما بود

قرناطه و اِشبیلیه در طاعت ما بود * سفلیه نهان در کنف قدرت ما بود

این ها شهرهای آندلس هست که در اختیار مسلمان ها بود

فرمان همایون قضاء آیت ما بود * جاری به زمان و فلک و ثابت و سِیار

خاک عرب از مشرق اقصی گذراندیم * از ناحیه غرب به اِفریقیه راندیم

دریای شمالی را بر شرق نشاندیم * از بحر جنوبی به فلک گرد فشاندیم

هند از کف هندی ختن از ترک ستاندیم * مائیم که از خاک بر افلاک رساندیم

نام هنر و رسم کرم را به سزاوار...

بعد ادامه می دهد ادامه اش را نمی خواهم بخوانم می گوید امروز ما مصیبت زده هستیم امروز آن میراث بزرگ را از دست دادیم و متأسفانه ملت اسلام ذلیل دست صهیونیست ها و استکبار عالم هست در شب عید نمی خواهم خاطر عزیزان شنونده مان را مکدر کنم.

به هر حال «فَاسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ» این هم هدیه سوم رسول اکرم و بعثت.

چهارم «وَ اطْمَأَنَّتْ صَفَاتُهُم‏»، «صَفات» به صخره می گویند امیر المؤمنین تشبیه خیلی زیبایی کرده است. تصور بفرمایید یک صخره بزرگ هست صد نفر روی این صخره ایستادیم در حالی که روی یک صخره هستیم اگر یک طرف صخره بنده باشم و طرف دیگر صخره جنابعالی باشد بنده تکان بخورم شما تکان نمی خورید شما تکان بخورید بنده تکان نمی خورم.

اما اگر همه ما صد نفر یا بیشتر و کمتر روی یک صخره ایستاده باشیم صخره تکان بخورد همه ما می لرزیم. حضرت جامعه آن روز را روی یک صخره متزلزل تصویر می کند که مدام این صخره در لرزش بود تمام جامعه می لرزید و آرامش نداشت.

جنگ های صد ساله، جنگ های چهل ساله، کینه های فراوان اگر مطالعه بفرمایید ایام العرب داریم. ایام العرب یعنی روزهای مهم لیست را نگاه کنید ابتدا تا آخرش همه جنگ، غارت و کشتار است پیغمبر چه کرد؟ امیر المؤمنین می فرماید «وَ اطْمَأَنَّتْ صَفَاتُهُم‏» این صخره را آرام و ثابت کرد سکون و آرامش بخشید. جامعه آرام، دلی آرام، اخوتی پایدار بین همه مسلمان ها عقد اخوت بست الا علی ابن ابی طالب!

امیر المؤمنین صدا زد یا رسول الله تنها ماندم فرمود یا علی تو را برای خودم نگه داشتم

«أَنْتَ أَخِي فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة»‌

تو برادر من در دنیا و آخرت هستی!

تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: : موسوى جزائرى، طيّب‏، ناشر: دار الكتاب، ج2، ص109

این عقد اخوت یک چیز ساده ای نبود یک نکته مهمی است آن روز ارتش می رفت حکومتی نبود که بتواند هزینه خانواده ها را بدهد. عقد اخوت یکی به جبهه می رفت یکی دیگر می ماند خرج دو خانواده را می داد چقدر این نظام زیباست، یکی فداکاری می کند یکی هر دو خانواده را اداره می کند تا آن مجاهد بر گردد.

از آن جامعه وحشی که حتی به دختر خودشان رحم نمی کردند و زنده به گور می کردند دل های مهربانی ساخت که قصه مشهور را همه مان شنیدیم که در جنگ یرموک برای پسر عموی مجروحم آب بردم تا گفتم آب بخور کسی دیگر آب گفت. پسر عمو گفت آب نمی خورم برای او ببر برای او بردم دیگری گفت آب دومی هم نخورد به سومی تعارف کرد.هفت نفر آب را به یکدیگر تعارف کردند و تشنه شهید شدند و آب روی دستم باقی ماند این ها همان ملتی بودند که دخترشان را دفن می کردند.

 «وَ اطْمَأَنَّتْ صَفَاتُهُم‏» به این جامعه آرامش، اخوت، محبت و صفا بخشید. این چهار نکته، نکته مهمی است هر کسی ادعای حکومت دینی، جامعه دینی، شهر دینی و خانواده دینی دارد این چهار شاخصه را باید ایجاد کند.

جامعه ای که اولاً مکانت اجتماعی داشته باشد ثانیاً در مسیر نجات، رشد، تعالی و معنویت باشد. سوماً استقلال داشته باشد و چهارم آرامش داشته باشد محبت و اخوت آرامش را به آن جامعه حاکم می کند. این چهار نکته ای که خواستم از بیان حضرت امیر المؤمنین (علیه الصلاة و السلام) برای این که، پیغمبر برای آن جامعه چه کرد بیان کنم.

مجری:

خیلی عالی بود حقیقتاً کمتر از این زاویه نگاه شده بود و چه کلامی زیباتر و شیواتر از کلام امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) و چه تعبیراتی زیبا و چه تعبیرات جذابی که برای ما این حادثه را روشن کرد و آن عظمت و بزرگی این شب را نشان می دهد و این اتفاق بزرگ در آن جامعه ای که می دانیم و در تاریخ بارها ذکر شده است.

استاد! ادامه مبحث را می خواهم با این سوال آغاز بکنیم وظیفه ما نسبت به بعثت چه است؟ همان طوری که گفتیم این همه بیانات زیبا، این همه آثاری که از کلام امیر المؤمنین به آن اشاره شد اما در آخر برسیم به این که حالا وظیفه ما به عنوان محب آل لله چه می تواند باشد؟

استاد مدنی:

ان شاء الله امیدواریم خداوند متعال این عید سعید را به تمام معنا برای ما مبارک قرار بدهد، معنای مبارک بودن این است که وظیفه مان را بشناسیم و به وظیفه خودمان عمل کنیم تا به آن نتیجه دلخواهی که می خواهیم ان شاء الله برسیم. آن چه که در عید مبعث باید چه کنیم؟

گاهی این طور جواب داده می شود که در روز مبعث غسل، زیارت رسول اکرم، زیارت امیر المؤمنین، صلوات زیاد فرستادن مستحب است و روزه اش بسیار فضیلت دارد. این ها بسیار زیبا، عالی و خوب است ولی آداب بعثت در مفاتیح الجنان، اقبال الاعمال و سایر کتب دعای ما بیان شده است و ان شاء الله خداوند متعال هم به همه توفیق عمل عنایت کند.

اما فراتر از این ها هم آیا وظیفه ای داریم یا نه؟ فکر می کنم شاید بشود دو، سه نکته را به عنوان وظایف اصلی ما در برابر بعثت بیان کرد.

یک: معرفت صاحب بعثت روایتی را عرض کنم قلب های نورانی عزیزانی که صحبت های ما را می شنوند به برکت این فرمایش امام صادق نورانی تر خواهد شد مرحوم کلینی (رضوان الله تعالی علیه) در کافی شریف، جلد 1، صفحه 337 این را با سند و به صورت مسند نقل می کند

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى الْخَشَّابِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیه) يَقُولُ إِنَّ لِلْغُلَامِ غَيْبَةً قَبْلَ أَنْ يَقُومَ قَالَ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ يَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى بَطْنِهِ ثُمَّ قَالَ يَا زُرَارَةُ وَ هُوَ الْمُنْتَظَرُ وَ هُوَ الَّذِي يُشَكُّ فِي وِلَادَتِهِ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَاتَ أَبُوهُ بِلَا خَلَفٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ حَمْلٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ إِنَّهُ وُلِدَ قَبْلَ مَوْتِ أَبِيهِ بِسَنَتَيْنِ وَ هُوَ الْمُنْتَظَرُ غَيْرَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ أَنْ يَمْتَحِنَ الشِّيعَةَ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ يَا زُرَارَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ الزَّمَانَ أَيَّ شَيْ‏ءٍ أَعْمَلُ قَالَ يَا زُرَارَةُ إِذَا أَدْرَكْتَ هَذَا الزَّمَانَ فَادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي ثُمَّ قَالَ يَا زُرَارَةُ لَا بُدَّ مِنْ قَتْلِ غُلَامٍ بِالْمَدِينَةِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ لَيْسَ يَقْتُلُهُ جَيْشُ السُّفْيَانِيِّ قَالَ لَا وَ لَكِنْ يَقْتُلُهُ جَيْشُ آلِ بَنِي فُلَانٍ يَجِي‏ءُ حَتَّى يَدْخُلَ الْمَدِينَةَ فَيَأْخُذُ الْغُلَامَ فَيَقْتُلُهُ فَإِذَا قَتَلَهُ بَغْياً وَ عُدْوَاناً وَ ظُلْماً لَا يُمْهَلُونَ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَوَقُّعُ الْفَرَجِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص337

از امام صادق شنیدم عربی را نمی خوانم وقت کمتر گرفته بشود امام صادق فرمود حضرت مهدی غیبتی خواهد داشت به حدی این غیبت طولانی می شود که بعضی ها شک کنند که آیا او متولد شده یا متولد نشده است؟ ولکن این موجب امتحان شیعه است و شیعه در این دوران غیبت امتحان می شوند.

زراره بلافاصله عرض می کند «مولای» آقا و سرور من، اگر من این زمان را درک کردم چه کنم؟ حضرت جواب می دهد می فرماید «فَادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ» این دعا را در زمان غیبت تکرار کن خود این یک درس است که همه ما ان شاء الله این دعا را حتماً داشته باشیم. اما در دعا هم نکته مهم این است ان شاء الله اشاره می کنم.

 می فرماید دعا این است «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي»؛ این دعا را خیلی از شنوندگان ما با آن آشنا هستند در قنوت و غیر قنوت تکرار می کنند.

 اما نکته این است که «عرفنی نبیک» ما یک وظیفه داریم شناخت پیامبر است. فقط این که شهادت می دهیم «أشهد أنَّ محمداً عبدهُ و رسوله» اگر چه بسیار افتخار و نعمت بزرگی است اما کافی نیست به چهره پیغمبر در قرآن نگاه کنیم. با این دید به بعضی از آیات شریفه قرآن نگاه کردم یک مقاماتی را برای حضرت نقل کرده که انصافاً انسان مشتاق تر می شود مقام مُهیمنیتی رسول اکرم او مُهیمن بر همه انبیاء است و کتاب او مُهیمن بر همه کتاب های انبیاء است. مقام قرب و تدلی او

(فَكَانَ قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى)

تا آنکه فاصله او (با پيامبر) به اندازه فاصله دو کمان يا کمتر بود؛

سوره نجم (53): آیه 9

که حقیقتش برای ما خیلی ابهام دارد مقام خُلق عظیم او وقتی به مولای ما امیر المؤمنین عرض کردند اخلاق پیغمبر را بگو فرمود شما نعمت های دنیا را بشمارید گفتند نمی شود

(وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ * مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ)

و اگر نعمت هاي خدا را بشماريد، هرگز نمي‌ توانيد آنها را احصا کنيد؛ خداوند بخشنده و مهربان است! بهره کمي است (که در اين دنيا نصيب شان مي‌ شود)؛ و عذاب دردناکي در انتظار آنان است!

سوره نحل (16): آیات 18 و 117

حضرت فرمود آنی که شما نمی توانید بشمارید از بس زیاد است قرآن می گوید (مَتَاعٌ قَلِيلٌ) و همان قرآن در مورد اخلاق پیغمبر می گوید:

(وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ)

و تو اخلاق عظيم و برجسته ‌اي داري!

سوره قلم (68): آیه 4

این مقام، مقام ویژه ای است این جایگاه، جایگاه ویژه ای است جایگاه و مقام خاتمیت و سیار بیاناتی که قرآن دارد نیاز داریم با این پیامبر رحمت آشنا بشویم. پیامبری که وقتی شب معراج همه انبیاء جمع می شوند امام الأنبیاء است. این که در آن شب معراج نماز جماعت خواندند و همه اقتدای به پیامبر کردند چه حقیقتی را بیان می کند؟ یعنی این همان حقیقتی است که (آن چه خوبان همه دارند تو تنها داری)

این همان حقیقتی است که: (چون که صد آمد نود هم پیش ماست) این مقامات را آشنا بشویم و با آشنایی بیشتر عاشق تر بشویم و با عشق بیشتر طبیعتاً به آن حضرت قُرب معنوی بیشتری پیدا خواهیم کرد تازه این مقامات دنیایی است تا به مقامات اخروی برسیم. به تعبیر زیبای سعدی می گوید:

عالم دنیا مجال همت او نیست * روز قیامت نگر مقام محمد

در روایت ما دارد روز قیامت در موقفی از موقف های قیامت امت انبیاء به نبی خودشان پناه می برند و پیامبران در آن موقف اظهار می کنند که «اللهم نفسي» ما به فکر نجات خودمان باید باشیم. همه دست به دامان حضرت خاتم الأنبیاء می شوند و حضرت حضرت خاتم الأنبیاء در پیشگاه خدای متعال به سجده می افتد می گوید «یا ربِ أمتي»

این فضائل، این مناقب، این حقایقی که در روایات ما بیان شده این معرفت پیامبر جا دارد که مثلاً ما یک ماه مبارک رمضان از منبری هایمان خواهش کنیم فقط مقامات پیامبر را بیان کنند تا آشنا بشویم. همیشه سریع رد نشویم مستمعین ما هم حوصله کنند واقعاً پیامبر شناسی یک ماه مبارک رمضان را به صورت منظم قطعاً سزاور هست و جا دارد. یقین بدانیم که آخر ماه رمضان بشود خواهیم گفت

مجلس گذشت و شمع فرو مُرد و شب گذشت * ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم

وظیفه دومی که در رابطه با بعثت داریم استنان به سنت رسول الله است پیامبر الگو و اسوه ماست نباید از کنار بعثت با یک شادی، ‌شیرینی و جشن بگذریم. به قول مولوی:

شیر را بچه همی ماند بدو * تو به پیغمبر چه می مانی بگو

همه مان این سوال اساسی را از خودمان باید بکنیم البته بنده محتاج تر و ناقص تر از همه هستم ابتدا به خودم می گویم که خیلی خیلی در این جهت عقب مانده هستم و نیاز دارم به این که با خودم تفکر کنم که به پیغمبر چه شباهتی داریم؟ اخلاق ما، رفتار ما، عبادت ما وقتی می خواهیم ائمه مان را توصیف کنیم در زیارت امین الله می گوییم:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ [السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏] أَشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدْتَ فِي اللَّه‏ حَقَّ جِهادِهِ وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِهِ وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)‏»

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج2، ص738

یعنی این به عنوان یک افتخار برای ائمه مان نقل می کنیم از امیر المؤمنین گرفته تا زیارت امام زمان این ها «اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّه‏(صلی الله علیه واله وسلم)» مرد و زن مان نیازمندیم که آن اخلاق خوش رسول الله را ببینیم تا کجاها در ما هست؟ این که پیغمبر از کوچه ای می گذشت بارها شنیدیم یهودی خار و خاشک و زباله روی سرش می ریخت یک روز پیغمبر از آن جا گذشت دید خبری از خار و خاشک و زباله و کثافت نیست فرمود برادری بود این جا هر روز به ما هدیه می داد امروز به ما هدیه نداد، امروز هدیه نداد.

یا رسول الله فدای خُلق مهربان تو بشوم، گفتند ایشان مریض است، مثل اگر بنده باشم می‌گویم به جهنم الحمدلله دیگر از شرش راحت شدیم. فرمود عیادتش برویم، حضرت با اصحاب حرکت کردند، وقتی آن یهودی خبر شد پیامبر به عیادت او می‌آید نه به انتقام، گفت من خجالت می‌کشم به چهره پیامبر نگاه کنم پارچه ای را روی صورت من بکشید که من نبینم.

پیامبر آمد کنار بسترش نشست، آن یهودی گفت یا رسول الله من خجالت می‌کشم اول به من تعلیم کن من چگونه مسلمان بشوم بعد پارچه را از صورت من بردار، پیامبر گفت بگو «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱللَّٰهُ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰه»، مسلمان شد. این اخلاق در زندگی ما از زن و مرد مان کجاست؟ یعنی کسی که ادعای عید مبعث می‌کند خدای ناکرده نباید در خانواده مرد به زنش پرخاش کند، یا زن به مردش پرخاش کند. شما پیروان خُلق عظیم هستید و هیمن طور در بقیه مسائل خدای ناکرده ما کوتاهی راجع به عبادت‌هایمان نداشته باشیم این پیامبری است که:

«قامَ حَتى تَورَّمَ قَدَماه‏»

راجع به دو نفر ما این تعبیر را داریم یکی پیامبر است که آن قدر در محراب عبادت ایستاد که پاهایش ورم کرد خدای متعال آیه فرستاد

(طه‌ مَا أَنْزَلْنَا عَلَيكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى)

ما قرآن را بر تو نازل نکرديم که خود را به زحمت بيفکني!

سوره طه (20): آیه 2

خودت را این قدر به زحمت نینداز. یکی هم وجود حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله علیه) است که:

«قامت في محرابها حتی تورمت قدماها»

آن قدر به عبادت ایستاد که پاهای مبارکش ورم کرد.

به هرحال این هم یک اشاره ای است خدا توفیق داد ما چند سال قبل چهار نفر از دوستان گردهم جمع شدیم و سه سال تحقیق مستمر داشتیم و ثمره آن کتابی به نام سنن الرسول الاعظم شد این کتاب چاپ شده و همچنین کتاب سال جمهوری اسلامی شناخته شد و جایزه گرفت.

منظوم این جهت است که در این کتاب ما سنن الرسول را جمع آوری کردیم الحمدلله ما میراث عجیبی در سنت پیامبر داریم، لباس پوشیدن پیامبر، غذا خوردن پیامبر، خوابیدن پیامبر، بیداری پیامبر، عبادت پیامبر، سفر پیامبر، حضر پیامبر، خانواده اش و با کودکان و با بزرگ سالان، حرف زدن پیامبر تمام این‌ها در این کتاب بیان شده است. این منبع بزرگ در اختیار ما است خودمان را با او تطبیق بدهیم.

وقتی که سوال کنند تو به پیغمبر چه می‌مانی بگو، بگوییم ان شاء الله آئینه تمام نما که نمی‌توانیم باشیم ولی آئینه در حد خودمان جلوه آن خورشید را منعکس کنیم.

مجری:

ان شاء الله و چه دعایی بالاتر از این که عامل باشیم.

استاد مدنی:

آخرین فراز عرض کنم ترویج و تکرار این بعثت است، این بعثت در غار حرا و در جبل النور توسط رسول اکرم آغاز شد اما خود آن رسول اکرم در حجة الوداع از ما خواست از کسانی که در آن جا بودند خواست و از نسل‌های بعدی هم خواست فرمود خدا رحمت کند کسی که سخن من را به بعدی‌ها برساند.

«فرب عامل فقه إلى من هو أفقه منه، ورب حامل فقه إلى من ليس بفقيه»

فرمود حتی اگر خودتان نمی‌فهمید این را به دیگران برسانید اگر می‌فهمید به کسانی برسانید که بیشتر می‌فهمند، ما وظیفه داریم که این مسیر را ادامه بدهیم. ان پرچمی که بر دوش مبارک رسول اکرم قرار گرفته و بعد به دوش همه است و مولای ما امیر المؤمنین(سلام الله علیه) این طور ترسیم کرد که چطور ما از این پرچم دفاع کردیم.

«وَ لَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»

 ما در محضر رسول اکرم بودیم.

«نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ إِلَّا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً وَ مُضِيّاً عَلَى‏ اللَّقَمِ وَ صَبْراً عَلَى مَضَضِ الْأَلَمِ وَ جِدّاً فِي جِهَادِ الْعَدُوِّ وَ لَقَدْ كَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَ الْآخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا يَتَصَاوَلَانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَيْنِ يَتَخَالَسَانِ أَنْفُسَهُمَا أَيُّهُمَا يَسْقِي صَاحِبَهُ كَأْسَ الْمَنُونِ»

با پدران مان، با برادرمان، با عموهایمان می‌جنگیدیم و این جز بر ایمان و تسلیم ما نمی‌افزود گاهی ما شکست می‌خوردیم و گاهی دشمن شکست می‌خورد

«فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَ مَرَّةً لِعَدُوِّنَا مِنَّا»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص92

اگر در مسیر حق بودید بنا نیست همیشه پیبروز بشوید و همیشه خوشی باشد، نه گاهی شکست است. من این تعبیر را از یکی از مراجع معاصر عرض کنم ایشان سر درس شان می‌فرمودند بعضی‌ها می‌گویند ما سگ امام زمان هستیم، البته این تعبیرها، تعبیرهای خوبی نیست.

اما ایشان می‌فرمود من با این محاسن سفید جرأت ندارم بگویم سگ امام زمان هستم، چون سگ صد سنگ می‌خورد و از در خانه صاحبش بر نمی‌گردد من برای امام زمان سنگ نخوردم نمی‌دانم هستم و یا نیستم!

می‌خواستم عرض کنم در این مسیر بعثت باید خودمان را برای بعضی از گرفتاری‌ها آماده کنیم.

ای که از کوچه معشوقه من می‌گذری * با خبر باش که سر می‌شکند دیوارش

طبیعتا گرفتاری‌های است عزیزانی که در کشورهای مختلف صدای ما را می‌شنوند، می‌فهمند بنده سالیانی در خارج از کشور بوده ام و رفت و آمد داشتم می‌دانم مشکلات و گرفتاری‌ها است ولی ثبات قدم شما و پیمانی که در این شب بعثت با پیامبر اکرم می‌بندید شما را به یاد این فرمایش امیر المؤمنین(سلام الله علیه) بیندازد ما این بعثت را باید دنبال کنیم گسترش بدهیم هرکجا هستیم به هر اندازه می‌توانیم به هر صورت می‌توانیم باید در گسترشش نقش اجرا کنیم تا به آن مبعث اصلی وصل بشویم.

ما دو بعثت داریم بین البعثتین هستیم، یک بعثت، بعثت رسول اکرم و یک مبعث هم در محضر خدای متعال که یوم البعث است. یوم القیامه الکبری است ان شاء الله همه مان رو سپید وارد آن محضر بشویم. و پایان بخشش را من یک روایتی را عرض می‌کنم این قلب‌های نورانی عزیزان ما را ان شاء الله شادمان‌تر و پر نشاط‌تر خواهد کرد.

در روایت داریم پیامبر اکرم می‌فرمود:

«متى ألقى إخواني؟ قالوا: ألسنا إخوانك؟ قال: بل أنتم أصحابي، وإخواني الذين آمنوا بي ولم يروني، أنا إليهم بالأشواق»

كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال؛ اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ج12، ص184، ح34583

«متى ألقى إخواني؟» من کی برادران خودم را می‌بینیم «أنا إليهم بالأشواق» من خیلی شوق دیدن آن‌ها را دارم،«قالوا: ألسنا إخوانك؟» کسانی که در آن‌جا بودند گفتند یا رسول الله ما اخوان شما نیستیم؟ «قال: بل أنتم أصحابي» شما اصحاب من هستید، «وإخواني الذين آمنوا بي ولم يروني» اخوان من آن‌های هستند که در روایات دیگر توضیح داده شده می‌آیند بدون این که من را دیده باشند ایمان به من می‌آورند بدون این که من را ببینند. و هرکدام از آن‌ها اجر پنجاه نفر از شما صحابه را دارد.

بنابراین اگر عزیزانی که صدای ما را می‌شنوند توفیق داشته باشیم بوظیفه خودمان عمل کنیم دست مان را در دست صاحب بعثت بگذاریم و دست مان را خارج نکنیم امیدواریم که جایگاه پنجاه صحابی که در محضر رسول اکرم بودند ان شاء الله حائز بودیم و به دست بیاوریم ان شاء الله این چنین باد!

مجری:

خیلی ممنون هستم، فیض و بهره بردیم و لذت بردیم هرجا که کلام اهل بیت(سلام الله علیهم) باشد خصوصا در شب و روز مبعث و این لذتی که درواقع چشمه محبت پیامبر را داریم می‌چشیم هرچقدر بگوییم واقعا کم است بسیار، بسیار لذت بخش بود من همیشه این را از کارشناسان محترم می‌خواهم که در آخر برنامه دعا بفرمایید.

استاد مدنی:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ خدایا در این عید مبارک قلب مبارک امام زمان ما را با وعده تسریع در فرجش شادمان بفرما، قلب مبارک او را از ما هم شادمان فرما، خدایا توفیق فهم وظیفه و انجام وظیفه را به بهترین وجه به همه ما مرحمت بفرما.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم باز هم تشکر می‌کنم از این که افتخار دادید و تشریف فرما شدید برای بنده باعث افتخار بود که میزبان شما بودم. همچنین از شما عزیزان بیننده که تا پایان برنامه ما را همراهی فرمودید تشکر می‌کنم.

در آخر این را عرض کنم هم دیشب عرض شد و هم امشب و همواره این پیوند ناگسستنی را بین نبوت و امامت دیدیم هرجا سخن از بعثت پیامبر می‌آید آن شرط بعثت می‌آید یعنی غدیر خم و اعلام ولایت امیر المؤمنین، این‌جا است که بارها باید در این شب و روز عرض کنیم: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المَعْصُومِین عَلَيْهِمُ السَّلَام؛ و این نعمت را ان شاء الله بتوانیم ذره ای قدر بدانیم چون قطعا به حد کمال نمی‌رسیم آن قدری که خودم را عرض می‌کنم در این عرصه کم کاری دارم و امیدواریم همیشه این رشته بر گردمان باشد، این رشته ای که یک سرش به اهل بیت(سلام الله علیه) وصل می‌شود. وان شاء الله هرچه زودتر به فرج امام زمان برسد.

اما در ماه رجب هستیم، ماه امیر المؤمنین، ماهی که دیگر آخرهایش را داریم طی می‌کنیم و به شعبان و بعد به رمضان می‌رسیم و این جا، جا دارد که از امیر المؤمنین(سلام الله علیه) در این شام مبعث باز از امیر المؤمنین بگوییم و عرض کنم:

وقتش رسیده است از این پس علی بگو * امشب نجف برو شب مبعث علی بگو

در صحن آن سرای مقدس علی بگو * بین رواق‌های مقدس علی بگو

آری کسم علی است نه هرکس علی بگو* نفس محمد است به نفس خدا علی

صلوا علی محمد صلوا علی علی؛ به امید دیدار یا علی مدد خدا نگهدار!


تهمت کفار به پیامبر صلی الله علیه و آله>

عید بعثت روایات اهل سنت تهمت کفار به پیامبر ص بصیرت نبی اکرم ص بشارت های الهی باب علم و حکمت مکانت اجتماعی جامعه اسلامی