اهمیت روز عرفه برای دعا
قسمت سوم برنامه برگی از تاریخ با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی
اهميت روز عرفه براي دعا
امام صادق (ع) و ارتباط حج و زيارت امام حسين (ع) و روز عرفه با استناد به منابع معتبر
خصوصيات روز عرفه و مستحبات و اعمال آن به نقل از شيخ مفيد (رض) با استناد به منابع معتبر
جايگاه خاندان حضرت مسلم بن عقيل و فرزندان ايشان با استناد به منابع معتبر
رسول اكرم (ص) و بيان جايگاه مسلم بن عقيل با استناد به منابع معتبر اهل سنت
مسلم بن عقيل و فرمانده لشكر اميرمومنان علي (ع) بودن در زمان خلافت ايشان با استناد به منابع معتبر
مسلم بن عقيل و اصحاب خاص امام حسن مجتبي (ع) بودن در زمان خلافت ايشان با استناد به منابع معتبر
زيارت نامه خاص حضرت مسلم بن عقيل با استناد به منابع معتبر
كليپ : دقايقي از سريال مختار و شهادت حضرت مسلم بن عقيل
زير دستان حضرت مسلم بن عقيل چه كساني بودند ؟ با استناد به منابع معتبر
برادر رضايي حضرت سيدالشهدا (ع) چه كسي است و چه جايگاهي داشته است با استناد به منابع معتبر
فرزندان مسلم بن عقيل كه شهيد شده اند با استناد به منابع معتبر
اشكالات و ايراداتي كه بر سريال مختار در قسمت و بحث شهادت حضرت مسلم بن عقيل وارد است با استناد به منابع معتبر
جنايات فجيعي كه در شهادت و بعد از آن نسبت به مسلم بن عقيل روي داده است با استناد به منابع معتبر
چگونگي رساندن اخبار شهادت حضرت مسلم بن عقيل به حضرت سيدالشهدا (ع) با استناد به منابع معتبر
لحظات پاياني زندگي حضرت سيدالشهدا (ع) و سخنان تكان دهنده ي ايشان با استناد به منابع معتبر
فرازهايي از زيارت نامه حضرت مسلم بن عقيل و خاص بودن اين زيارت نامه
دیگر قسمت ها
برنامه «برگی از تاریخ» - 06/04/1402
عنوان برنامه: اهمیت روز عرفه برای دعا
کلیدواژه: پول دار؛ حج؛ فقیر؛ عرفه؛ عرفات؛ فدایی ولایت؛ زیارتنامه حضرت مسلم بن عقیل؛ زیارتنامه حضرت قمر بنی هاشم؛ عبدالله رضیع الحسین؛ قیس بن مسهر!
استاد: حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی
مجری: استاد احمد علوی
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بستهام دل را به درگاهت دخیل
ای سفیر عشق ای ابن عقیل
ای که دلها را هوایی کردهای
جان ما را کربلایی کردهای
کوفه یک عمر است سرگردان توست
کوچههایش تا ابد حیران توست
کوفه غرق ناسپاسی بوده است
لحن اشعارت حماسی بوده است
آی مسلم! ما مسلمان توییم
تا ابد مدیون طفلان توییم
خون تو آیینه خون خداست
بر زبان کل أرض کربلاست
یکه و تنها حریف لشکر است
پهلوانی که عمویش حیدر است
مثنوی امشب به پابوس آمده است
با لهوف ابن طاووس آمده است
ای امیر عشق تو نعم الأمیر
ای غریب کوفه دستم را بگیر
باز بسم الله الرحمن الرحیم
عاشقی هم عاشقیهای قدیم
عرض سلام و ادب و احترام و تسلیت و تعزیت ابتدا تقدیم به محضر با شرافت حضرت صاحب الامر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و همینطور عرض تسلیت خدمت شما بینندگان محترم.
زمانی که به شهادت حضرت مسلم یا به ایام مسلمیه میرسیم، تازه عطر و بوی محرم را احساس میکنیم. اولین سفیر آمده بگوید که بیرقهایتان، پرچمهایتان و پیراهنهای مشکیتان را آماده بکنید محرم داره از راه میرسد.
خدا را شکر که با «برگی از تاریخ» در خدمت شما هستیم و در محضر استاد ارجمندم جناب استاد ابوالقاسمی. جناب استاد عرض سلام و ادب و احترام.
استاد ابوالقاسمی:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین اللهم صل علی محمد المصطفی و علی مرتضی فاطمه الزهرا و الحسن الرضا و الحسین المصفی و جمیع الأوصیاء مصابیح الدجی و صل علی من بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتة الأرض و السماء مولانا صاحب العصر و الزمان
علیکم السلام و رحمة الله؛ عرض سلام دارم خدمت شما و خدمت همه بینندگان عزیز و گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».
فرا را که روز عرفه است از یک طرف از همه عزیزان میخواهم دعا بکنند برای ما و روز شهادت حضرت مسلم را به قلب نازنین حضرت بقیة الله الاعظم و به شیعیان تسلیت عرض میکنم، خدمتتان هستم.
مجری:
اول یک سؤال میپرسم. دعا کردن در عرفه چه فرقی با دعا کردن در روزهای دیگر سال دارد؟! اهمیت عرفه برای دعا که این دو مفهوم آنقدر به همدیگر گره خورده که مردم به سختی خودشان را به کربلا میرسانند رازش چیست؟!
استاد ابوالقاسمی:
اولاً یک روایتی است که برای بزرگواران بخوانم. دوستان و بزرگواران برای زیارت حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) رفتند و ما هم محروم ماندیم.
روایتی در کتاب «روضه المتقین» و دیگر کتب از امام صادق (علیه السلام) آمده است راجع به زیارت سیدالشهداء که میفرماید:
«و فی القوی عن بشار، عن أبی عبد الله علیه السلام قال من کان معسرا فلم یتهیأ له حجة الإسلام فلیأت قبر أبی عبد الله علیه السلام»
سند معتبری نقل شده است از بشار به نقل از امام صادق که میفرمایند: اگر کسی پول ندارد و حج برایش واجب نشد، باید به زیارت قبر حضرت سیدالشهدا برود.
پولدار باید به حج برود و فقیر باید به عرفه برود.
«و لیعرف عنده»
و عرفه را نزد حضرت سیدالشهدا باشد.
«فذلک یجزیه عن حجة الإسلام»
و این عرفات نزد حضرت سیدالشهدا جزای حجة الإسلام را دارد.
«یجزیه» یعنی آن حج هم حساب میشود. «یجزیه» یعنی نه اینکه این مساوی حج است، یعنی حجی که دیگران میروند را هم خداوند برایش مینویسد.
«أما إنی لا أقول: یجزی ذلک عن حجة الإسلام لمعسر فأما الموسر إذا کان قد حج حجة الإسلام فأراد أن یتنفل بالحج و العمرة فمنعه عن ذلک شغل دنیا أو عائق فأتی الحسین بن علی علیهما السلام فی یوم عرفة أجزأه ذلک عن أداء حجته و عمرته و ضاعف الله بذلک أضعافا مضاعفة»
سپس میفرمایند:
«قلت کم تعدل حجة و کم تعدل عمرة؟»
پرسیدم: چقدر حج و چقدر عمره؟!
«قال: لا تحصی ذلک»
حضرت فرمود: قابل حساب نیست.
«قلت مائة؟»
پرسیدم: صد حج؟!
«قال و من یحصی ذلک»
حضرت فرمود: کی میتواند بگوید صد حج؟!
«قلت: ألف؟»
پرسیدم: هزار حج؟!
«قال: أکثر»
حضرت فرمود: خداوند بیشتر هم به او میدهد.
«ثمَّ قال (وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها)»
حضرت در ادامه فرمودند: اگر بخواهید نعمت الهی را حساب کنید نمیتوانید.
نه صد تا و نه هزار تا. شما وقتی پول نداشتی عرفه پیش سیدالشهدا (علیه السلام) رفتید، خدا آنقدر که نمیتوانی حساب کنی بهت ثواب حج میدهد.
«و عن معاویة بن وهب البجلی قال: قال لی أبو عبد الله علیه السلام من عرف عند الحسین علیه السلام شهد عرفة»
از معاویه بن وهب بجلی نقل شده است که امام صادق فرمودند: هرکسی که عرفه را نزد حضرت سیدالشهدا باشد واقعاً اهل عرفه است.
روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط- القدیمة)، نویسنده: مجلسی، محمدتقی بن مقصودعلی، محقق / مصحح: موسوی کرمانی، حسین و اشتهاردی علی پناه، ج 5، ص 388، ح 3178
اگر میخواهید واقعاً اهل عرفه و معرفت باشید، روز عرفه پیش سیدالشهدا بروید. حتی در خیلی از روایات قبل از اینکه بحث زیارت حضرت در روز عاشورا یا شبهای قدر مطرح شود، زیارت حضرت در روز عرفه مطرح شده است.
لذا «مرحوم شیخ مفید (رضوان الله علیه)» در کتاب «مسار الشیعه» اینطور مطرح میکنند که مستحب است کارهایی که در روز عرفه انجام شود و خصوصیات روز عرفه را مطرح میکنند و مینویسند:
«وفی الیوم التاسع منه وهو یوم عرفة تاب - الله سبحانه علی آدم علیه السلام»
در روز نهم که روز عرفه است خداوند توبه حضرت آدم (علیه السلام) را پذیرفت وقتی به زمین آمد و دوباره به حضرت آدم توجه خاص کرد.
«وفیه ولد إبراهیم الخلیل علیه السلام»
در روز عرفه بود که حضرت ابراهیم خلیل به دنیا آمد.
«وفیه نزلت توبة داود علیه السلام»
توبه حضرت داود در این روز پذیرفته شد و خداوند به او رو کرد.
«وفیه ولد عیسی بن مریم علیهما السلام»
در آن روز بود که حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) به دنیا آمد.
«وفیه یکون الداعی بالموقف بعد صلاة العصر إلی غروب الشمس علی ما ثبت به سنة النبی صلی الله علیه وآله»
در این روز بعد از نماز عصر تا غروب شمس امام زمان در عرفات خواهند بود.
بعد گفتند که اگر میخواهی دعا کنی برو آنجا یعنی اون دعوتگر اصلی به عالم است.
«وفیه أیضا یستحب زیارة الحسین بن علی علیهما السلام»
اما از صبح مستحب است که به زیارت حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) بروی.
یعنی بعد از ظهر روز عرفه امام زمان تشریف میبرند عرفات، اما از صبح روز عرفه زیارت سیدالشهدا مستحب است.
«والتعریف بمشهده»
مستحب است در شهادتگاه سیدالشهدا (علیه السلام) روز عرفه باشند.
«لمن لم یتمکن من حضور عرفات»
برای کسی که نمیتواند به عرفات برود.
اما اگر در بقیع شهرها هستید قضیه به چه صورت است. بقیه شهرها را خیلی افراد در جریان نیستند چیکار بکنند.
«ومن السنة فیه لأهل سائر الأمصار أن یخرجوا إلی الجبانة والاجتماع فیه إلی الدعاء»
مستحب است اهل بقیه شهرها به قبرستان بروند به زیارت اهل قبور و در آنجا جمع شوند و دعا کنند.
یعنی در کنار قبور مؤمنین دعا بکنند. یک عده که در مکه هستند. بد نیست بدانید که خود مسجد الحرام قبرستان اولیای الهی است. یک عده به مدینه میروند و عدهای به کربلا میروند و در بقیه شهرها هم کنار قبور شهدا جمع میشوند.
«وفیه استشهد مسلم بن عقیل رضی الله عنه»
و در این روز مسلم بن عقیل (رضوان الله علیه) به شهادت رسید.
مسار الشیعة فی مختصر تواریخ الشریعة، نویسنده: الشیخ المفید، ص 37، باب ذو الحجة
این روز، روز شهادت مسلم بن عقیل بوده است. این راجع به کلام «شیخ مفید (رضوان الله علیه)» در مورد اعمال و خصوصیات روز عرفه است.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم. راجع به حضرت مسلم بن عقیل سفیر غریب امام حسین میخواهیم صحبت کنیم.
وقتی من زندگی حضرت عقیل و فرزندانشان را مطالعه میکردم، متوجه شدم که بیشترین تعداد شهید بعد از خاندان امیرالمؤمنین متعلق به فرزندان حضرت عقیل است. یعنی فکر میکنم تا جایی که یادم هست نُه تن از فرزندان و نوادگان ایشان در کربلا به شهادت میرسند.
این در باب شهادت در خاندان عقیل گشوده بوده و گشودهترین بوده است. صحبت کنید راجع به خاندان حضرت عقیل و مخصوصاً حضرت مسلم که این شب متعلق به ایشان است.
استاد ابوالقاسمی:
بسم الله الرحمن الرحیم. راجع به جناب مسلم بن عقیل و پدر بزرگوار ایشان جناب عقیل ما روایات متعددی در مدح ایشان داریم، هم مدح خود عقیل و هم مدح ذریه ایشان.
از نکات مهمی هم که در مورد حضرت عقیل و مسلم بن عقیل هست، بحث فرزندان حضرت مسلم است. یعنی حضرت مسلم (رضوان الله علیه) یک جایگاه بسیار والایی دارند در نزد اهل بیت (علیهم السلام).
من اول مقداری راجع به جایگاه حضرت مسلم صحبت کنم، چون روایتی که در مدح جناب عقیل آمده است یکی از جنبههایش جنبه فرزندش مسلم بن عقیل است. یعنی گفتند او را به خاطر مسلم بن عقیل دوست داریم.
اینکه فرمودند ما عقیل را دوست داریم، به خاطر فرزندش است. عبارت در کتب مختلفی نقل شده است. در خاتمه «مستدرک الوسائل» اثر «مرحوم نوری طبرسی» یکجا جمع شده است. در کتاب «الإرشاد» اثر «شیخ مفید» عبارتی آمده است که مینویسند:
«وَ إِنِّی بَاعِثٌ إِلَیکمْ أَخِی وَ ابْنَ عَمِّی وَ ثِقَتِی مِنْ أَهْلِ بَیتِی»
ما می گوییم که روز عاشورا به قمر بنی هاشم خطاب برادر شده است، حال آنکه روزی که سیدالشهدا میخواستند مسلم بن عقیل را برای اهل کوفه بفرستند، فرمودند به سمت شما میفرستم:
«أَخِی وَ ابْنَ عَمِّی وَ ثِقَتِی مِنْ أَهْلِ بَیتِی»
برادرم، پسر عمویم، کسی که در خاندانم از همه بیشتر به او اعتماد دارم جناب مسلم بن عقیل.
الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، نویسنده: مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج 2، ص 39، باب [کتاب الإمام الحسین ع إلی أهل الکوفة
همچنین در کتاب «امالی» اثر «شیخ صدوق» از «سعید بن جبیر» به نقل از «ابن عباس» آمده است که آقا رسول خدا با امیر مؤمنان صحبتی میکردند. حضرت عرضه داشتند:
«یا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّک لَتُحِبُّ عَقِیلا»
یا رسول الله! شما عقیل برادر مرا هم خیلی دوست دارید.
«قَالَ إِی وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِبُّهُ حُبَّینِ حُبّاً لَهُ وَ حُبّاً لِحُبِّ أَبِی طَالِبٍ لَهُ وَ إِنَّ وَلَدَهُ لَمَقْتُولٌ فِی مَحَبَّةِ وَلَدِک »
رسول اکرم فرمودند: بله، به خدا سوگند. اول به خاطر اینکه او انسان خوبی است. دوم اینکه ابوطالب را خیلی دوست داشتم. سوم اینکه فرزندش به خاطر محبت فرزند تو کشته خواهد شد.
یکی از کسانی که رسول اکرم فرمودند روضه عمومی خواهد داشت و همه مؤمنین برایش گریه میکنند، جناب مسلم بن عقیل است.
مسلم بن عقیل به خاطر عشق به سیدالشهدا به شهادت میرسد، نه به خاطر مسائل سیاسی. البته میگوییم هدف رفتنش چه بود، اما با چه عشقی آمد. هر کجا میشد میگفت که من میدانم اینجا نشدنی است. کوفه نشدنی است و مشکلات دارد.
حضرت سیدالشهدا فرمودند: مسلم! برو. مسلم بن عقیل عرضه داشتند: اگر شما بگویید میروم. این رفتن به کوفه همه به خاطر محبت سیدالشهدا بود.
«فَتَدْمَعُ عَلَیهِ عُیونُ الْمُؤْمِنِینَ»
چشم مؤمنین بر مسلم بن عقیل گریه خواهد کرد.
«وَ تُصَلِّی عَلَیهِ الْمَلَائِکةُ الْمُقَرَّبُونَ»
و ملائکه مقربین بر او درود خواهند فرستاد.
«ثُمَّ بَکی رَسُولُ اللَّهِ ص حَتَّی جَرَتْ دُمُوعُهُ عَلَی صَدْرِهِ»
سپس رسول خدا به قدری گریه کردند که اشکان مبارکشان بر روی سینهشان ریخت.
یکی از روضههایی که رسول اکرم در آن گریه کردند، روضه حضرت مسلم بن عقیل است.
«ثُمَّ قَالَ إِلَی اللَّهِ أَشْکو مَا تَلْقَی عِتْرَتِی مِنْ بَعْدِی»
سپس فرمودند: به خدا شکایت میکنم از مصیبتهایی که بر اهلبیت من بعد از من خواهد آمد.
الأمالی، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ص 128، ح 3
این جایگاه از خود عقیل شروع میشود و خود عقیل محبوب بوده است. فرزند او حضرت مسلم بن عقیل کسی بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای او گریه کردند.
در مقابل ما خیلی اوقات نمیدانیم جناب مسلم در زمان امیرالمؤمنین فرمانده لشکر امیرالمؤمنین بوده است.
در کتاب «مناقب ابن شهرآشوب» آمده است وقتی که امیرالمؤمنین به جنگ معاویه رفت، اسم فرماندهان را در میمنه و میسره میبرد.
«ثُمَّ عَبَّی عَسْکرَهُ»
حضرت لشکر را مرتب کردند.
«فَجَعَلَ عَلَی مَیمَنَتِهِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَینَ وَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ جَعْفَرٍ وَ مُسْلِمَ بْنَ عَقِیلٍ »
سپس امام حسن و امام حسین و عبدالله بن جعفر و مسلم بن عقیل را به عنوان فرمانده اصلی میمنه سپاه قرار دادند.
مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، ج 3، ص 168، ح 1
حضرت مسلم بن عقیل در زمان امام حسن (علیه السلام) جزو اصحاب خاص امام حسن معرفی شد. پس مسلم بن عقیل شخصیتی نیست که فقط یهویی از ماجرای کربلا بروز کرده باشد!!
آنوقت شخصی که در جنگ با معاویه در عرض امام حسن که شجاع عرب بودند و حضرت سیدالشهدا که رشادتهایشان معروف بوده قرار داشتند و در میمنه سپاه به عنوان فرمانده قرار میگیرد یعنی انسان کارآزمودهای است.
نمیتوان حضرت مسلم بن عقیل را فقط از آنجایی تعریف کنیم که حضرت سیدالشهدا ایشان را به کوفه فرستادند. وقتی حضرت میفرمایند:
«أَخِی وَ ابْنَ عَمِّی وَ ثِقَتِی مِنْ أَهْلِ بَیتِی»
یعنی حضرت مسلم قبلاً امتحانش را پس داده پس داده است، هم برای امیرالمؤمنین امتحان پس داده است هم برای امام حسن امتحان پس داده است. در زمان امامت امام حسن افراد زیادی ول کردند و رفتند.
مجری:
فدایی ولایت بوده است!
استاد ابوالقاسمی:
اما از اول این شخص بوده است و از اول این محبت در وجود او جوشش داشته است. لذا کسی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای او گریه میکنند. در متن روایتی که از رسول گرامی اسلام نقل کردیم عبارتی است که میفرماید:
«وَ تُصَلِّی عَلَیهِ الْمَلَائِکةُ الْمُقَرَّبُونَ»
و ملائکه مقربین بر او درود خواهند فرستاد.
اینجا من اشاره کنم به یک نکته بسیار مهم که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. «مرحوم مشهدی» صاحب کتاب «المزار» از متقدمین علمای شیعه است، جایگاه خیلی والایی در نزد علما داشتند، استاد خیلی از بزرگان بوده و کتابشان کتاب مورد اعتمادی است.
ایشان زیارتنامه حضرت مسلم را نقل کرده است. «مرحوم مشهدی» برای «جناب هانی بن عروه» همان زیارت شهدا را نقل کرده است، اما به جناب مسلم که میرسد دیگر زیارت شهدا را نمیخواند.
ایشان برای حضرت مسلم یک زیارتنامه خاص میگذارد، چون خیلی دقیق بوده است. ایشان به هر کجا میرسید اگر میتوانست یا بوده است روایتی که در آن قضیه بوده را نقل میکرد.
حالا اگر اسم هم نمیبرد و روایت است، ولی چون جزو متقدمین بوده تماماً با دقت انتخاب میکرد. مثلاً میگوید شما به مسجد کوفه میروید. ایشان آخر کتاب «کوفه» مفصل راجع به مقاماتی که در مسجد کوفه است توضیح داده است.
به عنوان مثال هرکدام از مقامات را توضیح میدهد و روایات مربوط به هرکدام را در ادامه میآورد.
«زیارة مسلم بن عقیل رضوان الله علیه:
تَقِفُ عَلَی بَابِهِ وَ تَقُولُ:
سَلَامُ اللَّهِ وَ سَلَامُ مَلَائِکتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَنْبِیائِهِ الْمُرْسَلِینَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِینَ وَ جَمِیعِ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ، وَ الزَّاکیاتُ الطَّیبَاتُ فِیمَا تَغْتَدِی وَ تَرُوحُ عَلَیک یا مُسْلِمَ بْنَ عَقِیل»
المزار الکبیر، نویسنده: ابن مشهدی، محمد بن جعفر، محقق / مصحح: قیومی اصفهانی، جواد، ص 177، باب زیارة مسلم بن عقیل رضوان الله علیه
این زیارت چه کسی است؟! شما وقتی این زیارت را میخوانید یاد چه کسی میافتید؟! زیارت حضرت قمر بنی هاشم در کربلا دقیقاً همین متن است.
مجری:
این زیارتنامه اختصاصی داشتن یک جایگاه خیلی عظیمی است!
استاد ابوالقاسمی:
خود آن زیارتنامه اختصاصی یک جایگاه عظیم است، علاوه بر اینکه ما چقدر اعتقاد به قمر منیر بنی هاشم داریم که باید هم داشته باشیم.
عراقیها الحمدلله خوب به قمر بنی هاشم ارادت دارند و وقتی حاجت دارند میفهمند کجا بروند. آن سال ما با هم در کربلا بودیم و میدیدیم شخصی قشنگ پرچم زده و میگوید: تشکر میکنم از قمر بنی هاشم که پسرم را شفا داد.
شخص نذر میکند که اگر فرزندش شفا گرفت تنها همین بنر را بزند. همین کار را انجام داد. خیلی زیاد است و هر روز هم عتبه میآیند یکی یکی جمع میکنند. زیاد از این اتفاقات رخ میدهد در حرم قمر منیر بنی هاشم (سلام الله علیه).
ایشان زیارتنامه خاص دارد، برادر حضرت سیدالشهدا حساب میشود. ما همیشه می گوییم که افتخار میکنیم قمر منیر بنی هاشم برادر حضرت سیدالشهدا حساب میشود. حضرت سیدالشهدا فرمودند: تو تکیه گاه منی!
ما این سه تا خصوصیت را داریم. نگاه میکنیم حضرت مسلم هم برادر است، هم تکیهگاه هستند و زیارتنامه ایشان هم دقیقاً شبیه زیارتنامه قمر منیر بنی هاشم است.
همان طور که برای حضرت عباس روضه مستقل خوانده میشود، برای حضرت مسلم روضه مستقل خوانده میشود. همان طوری که حضرت عباس حرم مستقل باید داشته باشد و از بقیه شهدا جداست، حضرت مسلم هم یک حرم مستقل دارد و از بقیه جداست.
خود متن این روایت با متنی که از آقا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد مطابقت دارد. اول زیارتنامه «سَلَامُ اللَّهِ وَ سَلَامُ مَلَائِکتِهِ الْمُقَرَّبِین» آمده است، همانطور که رسول گرامی اسلام در وصف حضرت مسلم بن عقیل فرمودند:
«وَ تُصَلِّی عَلَیهِ الْمَلَائِکةُ الْمُقَرَّبُونَ»
در زیارتنامه حضرت مسلم بن عقیل میخوانیم:
«سَلَامُ اللَّهِ وَ سَلَامُ مَلَائِکتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَنْبِیائِهِ الْمُرْسَلِینَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِینَ وَ جَمِیعِ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ، وَ الزَّاکیاتُ الطَّیبَاتُ فِیمَا تَغْتَدِی وَ تَرُوحُ عَلَیک یا مُسْلِمَ بْنَ عَقِیل»
خود سلام خدا هم بحث دارد. یعنی چه سلام خدا بر تو؟! یک بار می گویند سلام خدا بر تو باد، اما یک بار یک معصوم در یک زیارت نامه میفرماید که سلام خدا بر تو باد.
مجری:
چون میداند که خدا آن سلام را میفرستد.
استاد ابوالقاسمی:
سلام خدای متعال با سلام ما خیلی فرق میکند. وقتی سلام خدا بر شخصی نازل شود تمام سلم و تمام رحمت عالم شامل حال او میشود.
مجری:
مثل حضرت خدیجه (سلام الله علیها).
استاد ابوالقاسمی:
ما در قرآن برای چه کسی سلام داریم؟!
(سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمِین)
سلام باد بر نوح در میان جهانیان.
سوره صافات (37): آیه 79
و:
(سَلامٌ عَلی إِبْراهِیم)
سلام بر ابراهیم باد!
سوره صافات (37): آیه 109
و:
(سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُون)
سلام بر موسی و هارون.
سوره صافات (37): آیه 120
و:
(سَلامٌ عَلَیکمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِین)
سلام بر شما! گوارا باد این نعمتها برایتان! داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید.
سوره زمر (39): آیه 73
و:
(سَلامٌ عَلَیکمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّار)
(و به آنها میگویند) سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان چه پایان خوب این سرا نصیبتان شد!
سوره رعد (13): آیه 24
ما یک سری سلامها در قرآن کریم داریم که بعضیهای آنها را ملائکه گفتند و بعضیها را خدای متعال گفته است. سلامهایی که که خدای متعال میگوید عموماً برای انبیای درجه یک است.
آنوقت یک امام معصوم میفرماید: جناب مسلم! بر تو هم سلام خداست. ملائکه مقربین هم سلامشان بر توست و خود انبیاء هم بر تو سلام میفرستند.
تصور بکنید یک فرد چه جایگاهی دارد که صبح و شام انبیای مرسل بر او سلام میفرستند. ما خودمان خیلی کم کاریم.
امام زمان قطعاً جایگاهش از حضرت مسلم بن عقیل بالاتر است. آیا در طول روز دو بار به امام زمان سلام میکنیم و حواسمان جمع هست؟!
آن وقت اولیای الهی نه به امام زمان که به جناب مسلم بن عقیل و به قمر منیر بنی هاشم هر صبح و شام سلام میکنند!!
مجری:
به به! اجازه بدهید یک میان برنامه ببینیم. دقایقی از سریال ماندگار «مختار ثقفی» است، قسمتهایی که در برگیرنده ماجرای شهادت غریبانه حضرت مسلم بن عقیل است.
این میان برنامه را با هم ببینیم و بشنویم، صلوات هم فراموشتان نشود. برگردیم دوباره در خدمت جناب استاد ابوالقاسمی «برگی از تاریخ» را ورق بزنیم.
داستان غربت حضرت مسلم بن عقیل یک داستان عجیب و غریبی است. وقتی به عمقش فکر میکنی کسی که تنها در گذشتن از چند دقیقه یا چند ساعت کوتاه سیل مشتاقان و دعوت کنندگان و علاقمندانش از دورش پراکنده میشوند و آنهمه همه محبت ریاکارانه و پر از تزویر تبدیل میشود به دشمنی و شمشیر.
آن نامهها تبدیل میشوند به خنجرهای تیز و بر پیکره آسمانی و ملکوتی حضرت مسلم بن عقیل فرود میآیند و حضرت مسلم میشود اولین فدایی امام حسین (علیه السلام).
با جناب استاد ابوالقاسمی در باب مقامات حضرت مسلم بن عقیل، غربتش و داستانش در حال گفتگو هستیم. جناب استاد مطالب شما را میشنویم.
استاد ابوالقاسمی:
یک بحث اینکه جایگاه حضرت مسلم را اجمالاً بفهمیم. بحث دیگری که هست این است ما از کسانی که زیردست جناب مسلم بن عقیل بودند یک مقداری میتوانیم جایگاهشان را تشخیص بدهیم.
اولاً اینکه ایشان برای بیعت گرفتن به کوفه رفتند. متن بیعت را افراد زیادی نقل کردند که برای قیام و جنگ با یزید بوده است.
ما با مسلم بن عقیل بیعت میکنیم برای اینکه هر کسی که به اصطلاح حسین بن علی خواست با او بجنگد با او بجنگیم و هر کسی که خواست با او در صلح باشد با او در صلح خواهیم بود.
علاوه بر اینها در عبارات مختلفی «مرحوم شیخ مفید (رضوان الله علیه)» میفرماید جناب مسلم در کوفه قیام کرد. روز هشتم که مثل امروزی بوده و روز ترویه نام داشت،
«ظهر فیه مسلم بن عقیل داعیا إلی سیدنا أبی عبد الله الحسین علیه السلام»
مسار الشیعة فی مختصر تواریخ الشریعة، نویسنده: الشیخ المفید، ص 17، باب شهر ذی الحجة
یا:
«و کان خروج مسلم بن عقیل رحمة الله علیهما بالکوفة یوم الثلاثاء لثمان مضین من ذی الحجة سنة ستین و قتله یوم الأربعاء لتسع خلون منه یوم عرفة»
الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، نویسنده: مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج 2، ص 66، فصل فی خروج الإمام الحسین من مکة إلی العراق
پس ایشان اهل قیام بودند، اما چه کسانی زیر دستش بودند؟! «قیس بن ثمامه سیداوی» مسئول خرید دفتر حضرت مسلم بن عقیل بودند که راجع به نماز به سیدالشهدا صحبت کرد که حضرت فرمودند: خدا تو را از نمازگذاران قرار بدهد.
او از اصحاب سیدالشهدا (علیه السلام) بود که در روز عاشورا کنار «ابو ثمامه صیداوی» بود و در متنها «ابو ثمامة الساعدی» است. کار ایشان:
«یقبض المال منه، و هو الذی کان یقبض أموالهم و ما یعین به بعضهم بعضاً، و یشتری لهم السلاح، و کان بصیراً، و فارساً من فرسان العرب، و وجوه الشیعة»
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، نویسنده: نوری، حسین بن محمد تقی، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج 8، ص 253، ح [1966] عَمْرو بن عبد اللَّه الأنْصاری
این شخص بود که در روز عاشورا به حضرت سیدالشهدا فرمود:
«یا أبا عبد اللّه! نفسی لک الفداء، انی أری هؤلاء قد اقتربوا منک، و لا و اللّه لا تقتل حتی اقتل دونک إن شاء اللّه، و احب أن القی ربّی و قد صلّیت هذه الصلاة آلتی دنا وقتها»
یا أبا عبدالله! جان ما فدای شما باد. به خدا سوگند مگر اینکه از روی جنازه ما رد شوند تا به شما برسند، اما از خداوند میخواهم شما یک نماز دیگر با ما بخوانید.
وقعة الطفّ، نویسنده: ابو مخنف کوفی، لوط بن یحیی، محقق / مصحح: یوسفی غروی، محمد هادی، ص 229، باب الاستعداد لصلاة الظهر
«ابو ثمامه صیداوی» پیشار مسلم بن عقیل در کوفه بود. «هانی بن عروه» جزو پیشکارهای حضرت مسلم در کوفه بود.
لذا عرض کردم وقتی میخواهی زیارت «جناب هانی» را بخوانی، دو خط زیارت شهدا میخوانی، اما برای حضرت مسلم بن عقیل آن زیارتنامه عریض و طویل را میخوانیم.
یکی دیگر از کسانی که خیلی مظلوم است و امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) اسمش را بردند و در زیارت ناحیه آمده و به خاطر مشابهت لفظی کمتر متوجهش میشوند، «عبدالله بن یقطر» برادر رضاعی حضرت سیدالشهدا است.
شاید کمتر کسی نام او را شنیده باشد و شهادت او هم دقیقاً همین روزها بوده است. یعنی خبر شهادت حضرت مسلم و شهادت «عبدالله بن یقطر» تقریباً با هم به سیدالشهدا رسید و با فاصله یک روز یا دو روز بود که خبر شهادت رسیده است.
بنابراین مشخص است فاصله بین آنها و شهادتشان زیاد نبوده است، اما برادر رضاعی سیدالشهدا بودند. چطور ممکن است برادر رضاعی باشند؟!
تنها احتمالی که اینجا داده شده این است آن زمانی که سیدالشهدا (علیه السلام) نتوانستند از حضرت صدیقه طاهره شیر بخورند و آن دوران معروف است، لذا از انگشت مبارک رسول خدا شیر خوردند «عبدالله بن یقطر» بچه شیرخواره بوده و مادرش شیر نداشته است.
حتماً «عبدالله بن یقطر» را هم به رسول گرامی اسلام سپردند و عرضه داشتند: یا رسول الله! شما آگه همونجا تفضل میکنید به این بچه ما هم شیر بدهید. «عبدالله بن یقطر» را گفتند برادر رضاعی سیدالشهداست.
در زیارت ناحیه مقدسه میفرماید: «عبدالله رضیع» که غیر از حضرت علی اصغر است. اینکه عربها «عبدالله رضیع» می گویند، با این یک مقداری خلد شد در مبنا. «عبدالله رضیع الحسین»، نه شیرخواره حضرت سیدالشهدا.
مجری:
من تا الآن فکر میکردم حضرت علی اصغر است.
استاد ابوالقاسمی:
خیر. «عبدالله رضیع الحسین» یعنی همشیره سیدالشهدا (علیه السلام) و برادر رضاعی. نکته عجیبی که در اینجا وجود دارد این است که این آدم صاحب علم منایا و بلایا شد.
حالا یا باید بگوییم یک روز یا دو روز از حضرت صدیقه طاهره شیر خورده و شده رضیع الحسین یا از انگشت مبارک رسول گرامی اسلام خورده باشد.
هر کدام بوده این آدم را صاحب علم منایا و بلایا کرده است و در تاریخ به عنوان یکی از مهمترین افراد امنیتی شناخته شده است.
ایشان کارهای امنیتی جنگهای امیرالمؤمنین را انجام میداد و خودش چندین اسم داشت و این طرف و آن طرف با اسمهای مختلف میرفت.
نقل شده است «قیس بن مسهر صیداوی» و فیلم به اصطلاح «سفیر» را برایش درست کردند، اما «قیس بن مسهر» اسم واقعیاش نبوده و همین «عبدالله» بوده است. آن اسم یکی از اسامی مستعارش بوده است.
«عبدالله بن یقطر» نامه نگار یعنی واسطه نامههای سیدالشهدا با مسلم بن عقیل بوده است. یعنی اگر سیدالشهدا میخواست برای مسلم نامه بفرستد، «عبدالله بن یقطر» را میفرستاد.
ما اصلاً عاشورا را اینجوری نگاه نکنیم که یک تعدادی آمدند شهید شدند در حالی که آدمهای خوبی بودند. در عاشورا کسی که نامه را میبرد صاحب علم منایا و بلایا بوده است.
نماینده سیدالشهدا در کوفه کسی است که ملائکه بر او درود میفرستند، حال ببینید که خود سیدالشهدا (علیه السلام) چه کسی است.
نکته عجیب اینجاست «عبدالله بن یقطر» کتابی داشت از مطالبی که از پیشگوییها گفته است.
امام صادق (علیه السلام) به این کتاب استشهاد میکردند و میگفتند: «عبدالله بن یقطر» اینطور گفته است، محقق خواهد شد. مردم شما که حرفهای «عبدالله» را شنیدید و میدانید او کیست. در کتاب «کافی شریف» روایتی در این خصوص هست.
به هر صورت ما وقتی نگاه میکنیم «ابو ثمامه صیداوی»، «قیس بن مسهر» یا همین «عبدالله بن یقطر» همه پیشکارهای حضرت مسلم بن عقیل (رضوان الله علیه) بودند.
خودش اولین شهید از اهل بیت برای سیدالشهدا (علیه السلام) است. ما با برادرانش کار نداریم. برادرانش در کربلا خیلی زیاد بودند، اما از فرزندان شخص مسلم بن عقیل (علیه اسلام) عبدالله بن مسلم بن عقیل در کربلا شهید شده است.
کتاب «امالی» اثر «شیخ مفید» اسم او را آورده است و کتاب «روضة الواعظین» نحوه شهادت او را هم آورده است.
«أَقْسَمْتُ لَا أُقْتَلُ إِلَّا حُرّا
وَ قَدْ وَجَدْتُ الْمَوْتَ شَیئاً نُکرا
أَکرَهُ أَنْ أُدْعَی جَبَاناً فَرَّا
إِنَّ الْجَبَانَ مَنْ عَصَی وَ فَرَّا »
روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، نویسنده: فتال نیشابوری، محمد بن احمد، ج 1، ص 188، باب مجلس فی ذکر مقتل الحسین ع
این رجزی است که او خوانده است. محمد بن مسلم بن عقیل هم در خود کربلا شهید شده و نحوه شهادت او هم خیلی شبیه به شهادت سیدالشهدا بوده است.
ایشان لحظات آخر عمر دستش را گذاشت بر پیشانیی اش و تیر آمد به دست او و پیشانیاش اصابت کرد که این در «مقتل» او نقل شده است.
بنابراین دو تن از فرزندان حضرت مسلم در کربلا شهید شدند. دو تن دیگر از پسرهای حضرت مسلم در کوفه شهید شدند که به دو طفلان مسلم مشهور هستند.
روایتش را هم «مرحوم شیخ مفید (رضوان الله علیه)» در «امالی» اثر «شیخ صدوق» آورده است. لذا طبق چیزی که مشهور است، اصلاً از حضرت مسلم نسل پسری باقی نماند و همه پسرانش فدای امام حسین شدند.
البته بعضی افراد ادعا کردن یک نفری از نسل ایشان باقی ماند و بعضی افراد هم می گویند ایشان از نسل دختری حضرت مسلم هستند.
همسر حضرت مسلم دختر امیر مؤمنان رقیه نامی است که در کربلا هم حاضر بوده است. لذا آن زمانی که خبر شهادت حضرت مسلم رسید، نقل شده است سیدالشهدا آمد دست بر سر دختر مسلم بن عقیل کشید.
این روضه مشهور است که لحظات آخر حضرت سکینه آمد و گفت: پدر! میخواهم خودت دست به سر من بکشی.
اینجا می گویند که این دختر چه نسبتی با حضرت سیدالشهدا دارد؟! پدر او حضرت مسلم پسر عموی سیدالشهدا میشود. چطور حضرت سیدالشهدا دست بر سر این دختر کشیدند؟! می گویند که حضرت سیدالشهدا دایی بچههای حضرت مسلم بودند!!
اینها راجع به جایگاه شخص حضرت مسلم است. من راجع به آن چیزی که در فیلم «مختار» در مورد حضرت مسلم درست کرد بسیار ناراحت هستم.
اگرچه خیلی زحمت کشیدند و این سریال را درست کردند، اما مسئله شهادت حضرت مسلم (رضوان الله تعالی علیه) اشکالات متعددی داشت.
اولاً نحوه شهادتشان خیلی فجیع بوده است، فقط همین تیکهای که خون از دهان آمد را گذاشتند. یک قطره خون آمدن صحیح نبود، بلکه تمام این ظرف خونی میشد هر سری میآوردند ظرف آب خونی میشد.
قبل از اینکه ایشان را از دارالعماره به پایین بیندازند، سر از بدن مبارکش جدا کردند. اول سر را پایین انداختند سپس پیکر مبارک را پایین انداختند. آنها به همین بسنده نکردند.
ما اگر یک گوسفندی را بکشیم، پیکر بی سر گوسفند را روی زمین نمیکشیم در کوچه و خیابان این طرف و آن طرف ببریم.
در کتاب «الإرشاد» اثر «شیخ مفید» نقل شده است کسی آمد در وسط راه به سیدالشهدا (علیه السلام) رسید. ما از او سؤال کردیم: چه خبر؟! او گفت:
«لَمْ أَخْرُجْ مِنَ الْکوفَةِ حَتَّی قُتِلَ مُسْلِمُ بْنُ عَقِیلٍ وَ هَانِئُ بْنُ عُرْوَةَ وَ رَأَیتُهُمَا یجَرَّانِ بِأَرْجُلِهِمَا فِی السُّوق»
من از کوفه خارج نشدم تا زمانی که پیکر بی سر مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را در بازار روی زمین میکشیدند.
الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، نویسنده: مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج 2، ص 74، باب الحوار بین الإمام الحسین ع و زهیر بن القین و وصوله خبر استشهاد مسلم بن عقیل
کوفیان پاهای حضرت مسلم و هانی بن عروه را به چوب بسته بودند، چون که بدنشان نداشت. وقتی این کار را کردید و تمام شد، پیکر را دفن کنید!! پیکر بی سر حضرت مسلم بن عقیل را به دار کشیدند.
این روضه مفصل است که چطور پیکر بی سر را به دار میکشند، اما این هم نقل شده که پیکر حضرت مسلم را به دار کشیدند. در کتاب «شهر الأخبار» اثر «قاضی نعمان مغربی» این قضیه مفصل آمده است.
لذا یک ماجرایی است که می گویند یک شخصی آمد اول این خبر را مثلاً بعد از هفده یا هجده روز از شهادت حضرت مسلم به سیدالشهدا داد. در کتاب «دلائل الإمامة» اثر «طبری شیعی» روایتی نقل شده است که مینویسد:
«شَهِدْتُ الْحُسَینَ بْنَ عَلِی (عَلَیهِ السَّلَامُ) وَ صَحِبْتُهُ مِنْ مَکةَ حَتَّی أَتَینَا الْقُطْقُطَانَةَ، ثُمَّ اسْتَأْذَنْتُهُ فِی الرُّجُوعِ، فَأَذِنَ لِی»
راشد بن مزید میگوید که با سیدالشهدا بودم و از مکه تا منطقه قطانه با هم آمدیم. من میخواستم برگردم و از حضرت اذن گرفتم.
«فَرَأَیتُهُ وَ قَدِ اسْتَقْبَلَهُ سَبُعٌ عَقُورٌ فَکلَّمَهُ فَوَقَفَ لَهُ»
دیدم یک موجود درندهای که ظاهراً شیر بود نزد حضرت آمد و ایستاد.
«فَقَالَ: مَا حَالُ النَّاسِ بِالْکوفَةِ؟»
حضرت فرمود: چه خبر از کوفه؟!
«قَالَ: قُلُوبُهُمْ مَعَک وَ سُیوفُهُمْ عَلَیک»
او گفت: آنها دلهایشان تو را میخواهد، اما شمشیرهایشان بر ضد توست.
«قَالَ: وَ مَنْ خَلَّفْتَ بِهَا؟»
حضرت فرمود: حاکم کوفه چه کسی شد؟!
«قَالَ: ابْنَ زِیادٍ، وَ قَدْ قُتِلَ مُسْلِمُ بْنُ عَقِیلٍ»
او گفت: ابن زیاد، و مسلم بن عقیل به شهادت رسید.
«قَالَ: وَ أَینَ تُرِیدُ؟»
حضرت فرمود: کجا میخواهی بروی؟!
«قَالَ: عَدَنَ»
او گفت: میخواهم بروم عدن.
«قَالَ لَهُ: أَیهَا السَّبُعُ، هَلْ عَرَفْتَ مَاءَ الْکوفَةِ»
حضرت فرمود: آیا می دانی رودخانه کوفه کجاست؟!
حضرت دارند به کربلای خودشان اشاره میکنند!! جملهای از این جاندار در این روایت نقل شده است که خیلی عجیب است. از همان ابتدا هم طبق این روایت حضرت با او طوری صحبت میکند همانطور که انبیاء با حیوانات صحبت کردند.
«قَالَ: مَا عَلِمْنَا مِنْ عِلْمِک إِلَّا مَا زَوَّدْتَنَا»
اینهایی که خدمت شما عرض کردم به خاطر این بود که علوم همه جانداران از شما گرفته شده است.
آیا راجع به کربلا از من میپرسید؟! من چه جوابی به شما بدهم، در حالی که هرچه علم داریم از شما گرفتیم؟! تمام علوم عالم از اهلبیت گرفته شده است.
«ثُمَّ انْصَرَفَ وَ هُوَ یقُولُ: وَ مَا رَبُّک بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ»
سپس حضرت فرمود: خدا ظلم نخواهد کرد، مردم خودشان به خودشان ظلم میکنند.
«قَالَ: کرَامَةٌ مِنْ وَلِی وَ ابْنِ وَلِی»
راوی میگوید: وقتی این صحنه را دیدم گفتم این کرامتی از ولی خدا و فرزند ولی خداست.
دلائل الإمامة، نویسنده: طبری آملی صغیر، محمد بن جریر بن رستم، محقق / مصحح: قسم الدراسات الإسلامیة مؤسسة البعثة، ص 182، ح 99/ 4
مسئله صحبت کردن با حیوانات در قرآن آمده است و نزد خیلی از اولیای الهی بوده است. به هر صورت این روایت هم میفرماید چنین نبود که حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) بیخبر باشند تا نامهنگار بیاید خبر بدهد که مسلم بن عقیل به شهادت رسید.
حتی این درنده هم میگوید: اگر من چیزی خدمت شما عرض میکنم، به خاطر این است که خودتان باخبر هستید. این قبل از رسیدن آن شخص است. من فقط دارم از باب اینکه شما سؤال فرمودید عرض میکنم.
لذا حضرت سیدالشهدا از شهادت حضرت مسلم با خبر بودند. وقتی ما به زندگی حضرت مسلم نگاه کنیم، میبینیم یک زندگی واقعاً جامع داشتند. حضرت مسلم از دوران جوانی فرمانده لشکر امیر مؤمنان، فرمانده لشکر امام حسن (علیه السلام) بودند.
حضرت مسلم همچنین برادر سیدالشهدا حساب میشود، ثقه سیدالشهدا حساب میشود. زیر دستان او افرادی مثل «قیس بن مسهر صیداوی» یا «عبدالله بن یقطر» بودند.
مجری:
حضرت مسلم دختران شاخصی هم داشتند.
استاد ابوالقاسمی:
بله، دختران شاخصی هم داشتند. لذا حضرت مسلم شخصیتی است که ماها کمتر به ایشان توجه کردیم. شاید چون که جدای از شهدای کربلا بوده است، ما فکر کردیم جداست. شاید تحت الشعاع نور سیدالشهدا قرار گرفته است، لذا انقدر دیده نمیشود.
در غیر این صورت اگر یک شخصیتی مثل جناب حضرت مسلم (رضوان الله علیه) بود، هر گروهی چنین شخصیتی داشتند این را به عنوان یکی از نفرات اول عالم معرفی میکردند.
لذا بعد از شهادت همه شهدای کربلا در خصوص حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) در لحظات آخر زندگی آمده است:
«ثم توجَّه (علیه السلام) نحو القوم، وجعل ینظر یمیناً وشمالا»
حضرت سیدالشهدا رفتند به سمت دشمن و به راست و چپ نگاه کردند.
«فلم یر أحداً من أصحابه وأنصاره إلاَّ من صافح التراب جبینه»
هیچکدام از اصحاب حضرت نبود، مگر اینکه خاک مصافحه کرده بود با پیشانی آنها.
راوی خیلی هم مؤدبانه گفته است. ایشان نمیگوید پیشانیشان به خاک رسیده بود، بلکه میگوید که خاک به پیشانی آن اصحاب رسیده بود.
«ومن قطع الحمام أنینه»
و کسانی که دیگر نالهای نداشتند و مرگ نالههایشان را قطع کرده بود.
«فنادی (علیه السلام): یا مسلم بن عقیل، ویا هانی بن عروة، ویا حبیب بن مظاهر، ویا زهیر بن القین، ویا یزید بن مظاهر، ویا یحیی بن کثیر، ویا هلال بن نافع، ویا إبراهیم بن الحصین، ویا عمیر بن المطاع، ویا أسد الکلبی، ویا عبد الله بن عقیل، ویا مسلم بن عوسجة، ویا داود بن الطرماح، ویا حر الریاحی»
اولین کسی که حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) از اصحابشان یاد کردند، فرمودند: یا مسلم بن عقیل، یا هانی بن عروه، یا حبیب بن مظاهر، یا زهیر بن القین، یا یزید بن مظاهر، یحیی بن کثیر، یا هلال بن نافع، یا ابراهیم بن حصین، یا عمیر بن مطاع، یا اسد الکبی، یا عبدالله بن عقیل، یا مسلم بن اوسجه، یا داوود بن طرماح، یا حر ریاحی.
جالب است که امام حسین اسم حر را هم بردند. بعد از اینها حضرت نام اهل بیت میبرند.
«ویا علی بن الحسین، ویا أبطال الصفا، ویا فرسان الهیجاء، مالی أنادیکم فلا تجیبونی، وأدعوکم فلا تسمعونی؟! أنتم نیام أرجوکم تنتبهون، أم حالت مودتکم عن إمامکم فلا تنصرونه؟!»
یا علی بن الحسین، یا ابطال الصفا، یا فرسان الهیجا، چه شده است، چرا جواب مرا نمیدهید؟! خوابتان برده است؟! امید داشته باشم از خواب بیدار شوید و دوباره به کمکم بیایید؟! دیگر محبت مرا فراموش کردید؟!
بعد حضرت سیدالشهدا جملهای گفتند که جگر انسان را آتش می زند. حضرت فرمودند:
«فهذه نساء الرسول (صلی الله علیه وآله) لفقدکم قد علاهنّ النحول»
زنهای خاندان پیامبر اکرم هستند که دارند شیون میکنند.
«فقوموا من نومتکم أیها الکرام»
برخیزید از خواب ای بزرگان.
«وادفعوا عن حرم الرسول الطغاة اللئام»
دور کنید از حرمت پیامبر و زن های اهل بیت پیامبر این سرکشان پست را.
المجالس العاشوریة فی المآتم الحسینیة، نویسنده: الشیخ عبد الله ابن الحاج حسن آل درویش، ص 200، باب المجلس الخامس، من الیوم الخامس
این مصیبت خیلی سنگین است. به هر صورت ما بخشی از زندگانی حضرت مسلم (رضوان الله علیه) و آن چیزی که در تاریخ آمده را نقل کردیم.
واقعاً جا دارد راجع به شخصیت حضرت مسلم به صورت مفصل کار شود و هر آنچه در تاریخ در مورد او آمده گردآوری شود. اگرچه این کار انجام گرفته است، ولی باز هم خیلی جای کار دارد.
هر کدام از این شهدا و هر کدام از این بزرگواران خیلی جای کار دارند به خصوص که ما همان بحث ظاهری را نگاه میکنیم. علامتهای ظاهری نظیر خصوصیات شهدا، فرزندانشان و کسانی که از اهل بیت او بودند، حرفهایی که اهل بیت در مورد آنها زدند بوده است.
مجدد عرض میکنم زیارتنامه جناب مسلم بن عقیل (رضوان الله تعالی علیه) را ما دست کم نگیریم.
«أَشْهَدُ لَک بِالتَّسْلِیمِ وَ التَّصْدِیقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِی صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ الْمُرْسَلِ»
شهادت میدهم که شما هرچه داشتی برای جانشین پیامبر گذاشتی.
«فَجَزَاک اللَّهُ عَنْ رَسُولِهِ وَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ عَنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ أَفْضَلَ الْجَزَاء»
خدا به تو پاداش داد از پیامبر اکرم، از امیرالمؤمنین، از امام حسن و از امام حسین بهترین جزاء.
«بِمَا صَبَرْتَ وَ احْتَسَبْتَ وَ أَعَنْتَ، فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ»
سپس میخوانیم:
«لَعَنَ اللَّهُ مَنْ خَذَلَک وَ غَشَّک»
لعنت خدا بر کسی که تو را خوار کرد و به تو خیانت کرد.
در مورد حضرت قمر بنی هاشم آمده است:
«وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ حَالَ بَینَک وَ بَینَ مَاءِ الْفُرَات»
کامل الزیارات، نویسنده: ابن قولویه، جعفر بن محمد، محقق / مصحح: امینی، عبد الحسین، ص 257، ح 1
فقط همین قسمت فرق میکند.
«أَشْهَدُ أَنَّک قُتِلْتَ مَظْلُوماً وَ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ لَکمْ مَا وَعَدَکمْ»
سپس میخوانیم:
«جِئْتُک یا عَبْدَ اللَّهِ وَافِداً إِلَیکمْ»
حضرت مسلم از کسانی است که سفر برای زیارت قبر او ارزشمند است. «وفود» یعنی کسی که از یک شهری یه شهر دیگر میرود که می گویند وفد فلان قبیله، نماینده یک قبیله برای کاری.
«جِئْتُک یا عَبْدَ اللَّهِ وَافِداً إِلَیکمْ»
من فقط و فقط برای زیارت حضرت مسلم آمدم.
«وَ قَلْبِی لَکمْ مُسَلِّمٌ وَ أَنَا لَکمْ تَابِعٌ»
سپس میخوانیم:
«وَ نُصْرَتِی لَکمْ مُعَدَّةٌ، حَتَّی یحْکمَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ هُوَ خَیرُ الْحاکمِینَ»
من آماده دفاع از شما هستم تا روز قیامت.
«فَمَعَکمْ مَعَکمْ لَا مَعَ عَدُوِّکمْ، إِنِّی بِکمْ وَ بِآبَائِکمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ، وَ بِمَنْ خَالَفَکمْ وَ قَتَلَکمْ مِنَ الْکافِرِینَ، قَتَلَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْکمْ بِالْأَیدِی وَ الْأَلْسُن»
المزار الکبیر، نویسنده: ابن مشهدی، محمد بن جعفر، محقق / مصحح: قیومی اصفهانی، جواد، ص 177، باب زیارة مسلم بن عقیل رضوان الله علیه
ممنونم جناب استاد، دستتان درد نکند. یک بزرگی میگفت: کسانی که خانه و سرپناه ندارند متوسل شوند به حضرت مسلم بن عقیل (علیه السلام). شاید به خاطر آن آوارگی و بی پناهی که حضرت مسلم در کوچههای کوفه تجربه کردند.
از جناب استاد ابوالقاسمی سپاسگزارم. امیدوارم که امام زمان (ارواحنا فداه) اندوه ما را در قلبهایمان به خاطر شهادت حضرت مسلم ببیند. با اشکهایمان، با دعایمان مرحمی باشیم بر زخمهای دل امام زمانمان.
خودمان را غبارروبی بکنیم به مناسبت ایامی که در پیش روست. هم باید آب و جارو کنیم به خاطر عید قربان و عید غدیر هم باید آماده و قبراق شویم برای محرم.
خداوند توفیق نوکری در درگاه و آستان اهل بیت (علیهم السلام) را از ما نگیرد. با این یک بیت تقدیم به حضرت مسلم بن عقیل شما را به خدای بزرگ و مهربان میسپارم و همزمان از جناب استاد ابوالقاسمی خداحافظی میکنم:
هر کجا نام تو بردم دهنم پر خون شد
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
یا علی مدد
خدانگهدارتان
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته