-
استاد عباسی
58:56 دقیقه
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 30 تیر 1402 -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 29 تیر 1402
56:25 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 28 تیر 1402
53:46 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 27 تیر 1402
59:13 دقیقه
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام
قسمت پنجم ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی استاد روستایی
كليپ اول شبهات كارشناس معاند : رباب سومين همسر حسين است ، علي و حسن و حسين با سه خواهر ازدواج كرده اند ... برخي از تواريخ گفته اند سه همسر حسين در كربلا بوده اند ... فرزندان رباب ، سكينه و عبدالله است و عبدالله در يك تيراندازي عمومي كشته ميشود و كودك شش ماهه نبوده و سني در حدود 4 تا 5 سال داشته و بعدها شبيه سازي او را به علي اصغر كرده اند ...
بررسي و پاسخ به شبهات كارشناس معاند در كليپ اول با استناد به منابع معتبر اهل سنت
آيا حضرت علي اصغر (ع) كودكي شش ماهه بود و يا 4 الي 5 سال با استناد به منابع معتبر اهل سنت
نام اولاد امام حسين (ع) و علي اصغر (ع) با استناد به منابع معتبر اهل سنت
آيا حضرت علي اصغر (ع) در تيراندازي عمومي شهيد شدند با استناد به منابع معتبر اهل سنت
نام و توصيف سن حضرت علي اصغر (ع) و ذكر نام قاتل ايشان با استناد به منابع معتبر اهل سنت
نام و توصيف طفل شيرخواره و نحوه شهادت ايشان با استناد به منابع معتبر اهل سنت
نام بردن حضرت علي اصغر (ع) و مادر ايشان و نحوه شهادت ايشان با استناد به منابع معتبر اهل سنت
نام بردن و نام قاتل حضرت علي اصغر (ع) و نحوه شهادت در منابعي ديگر با استناد به منابع معتبر اهل سنت
نحوه شهادت حضرت علي اصغر (ع) و شيرخوارگي با استناد به منابع معتبر اهل سنت
اسامي فرزندان امام حسين (ع) و نام مادرشان و شيرخوارگي حضرت علي اصغر (ع) با استناد به منابع معتبر اهل سنت
در مورد ( ابي مخنف )
مقتل ابي مخنف و سن و سال حضرت علي اصغر (ع) با استناد به منابع معتبر
توصيف سن و سال حضرت علي اصغر (ع) و نحوه شهادت ايشان با استناد به منابع معتبر
كليپ دوم از شبهات كارشناس معاند : ما در منابع شيعه و كتب اوليه شيعي نامي از رقيه و علي اصغر كه شيرخواره باشد نمي بينيم و به نظر ميرسد اين دو نام بعداً به فرزندان حسين اضافه شده است
بررسي و پاسخ به شبهات كارشناس معاند در كليپ دوم
مبارزه با نام علي در دوران امويان و حتي قتل
از حضرت رقيه (س) در منابع چگونه نام و ياد برده شده است ؟
شيخ مفيد (ره) ، حضرت رقيه (س) را چگونه معرفي كرده اند با استناد به منابع معتبر
ذكر نام حضرت رقيه (س) با استناد به منابع معتبر شيعه
تفاوت روشي بين كتب تاريخي و كتب نسب شناسي غالباً چگونه است ؟
كليپ سوم از شبهات كارشناس معاند : حسن بن علي زماني كه بيعت ميكند تا زمان فوت ، با معاويه مماشات ميكرد و هيچگاه اعتراضي نميكرد ... هيچ گزارش تاريخي در مورد اعتراض حسن به معاويه و واليان او وجود ندارد ... حسن و حسين پاي منبر مروان بن حكم مي نشستند و همه افراد بر روي منابر به دستور معاويه ، علي بن ابيطالب و برخي از اشخاص را دشنام ميدادند و لعن ميكردند و عجيب است كه حسن و حسين ، پاي منبر بودند و پشت سر مروان نماز ميخواندند ... گهگاهي كه مروان به منبر ميرفت ، حسين با مروان دشنام گويي را آغاز ميكردند ولي باز فردا هر دو برادر پشت مروان نماز ميخواندند و به نوعي پدر خود را تكذيب ميكردند با شنيدن لعني كه مروان ميكرد و آنها اعتراض نميكردند ... در بين سرداران علي ، افرادي بودند كه لعن و نفرين را تاب نمي آوردند مانند ... كه اگر روش حسن و حسين را پيروي ميكردند مطمئناً جان خود را از دست نميدادند
بررسي و پاسخ به شبهات كارشناس معاند در كليپ سوم
موضع امام حسن (ع) و امام حسين (ع) در مقابل معاويه و مروان بن حكم
تاكيد بر غاصب بودن معاويه از لسان امام حسن (ع) بعد از صلح و در اولين منبر در پاسخ به معاويه با استناد به منابع معتبر اهل سنت
تاكيد امام حسن (ع) بر حق خود و غاصب دانستن معاويه در اولين منبر بعد از صلح با استناد به ديگر منابع معتبر اهل سنت
گوشزد كردن به معاويه در مورد لعن رسول اكرم (ص) در حقّ معاويه با استناد به منابع معتبر اهل سنت
نامه امام حسين (ع) به معاويه و ذكر جرائم فراوان معاويه با استناد به منابع معتبر اهل سنت
امام حسين (ع) : رهبري معاويه بر امّت ، بزرگترين فتنه است با استناد به منابع معتبر اهل سنت
موضع امام حسن (ع) نسبت به مروان بن حكم
امام حسن (ع) در پاسخ به مروان بن حكم : خدا تو را از لسان رسول اكرم (ص) لعنت كرده در حاليكه تو در صلب پدرت بودي با استناد به منابع معتبر اهل سنت
اعتراف به اينكه در بين مردم احدي نيست كه به اندازه اميرمومنان علي (ع) تلاش كرده باشد كه عثمان كشته نشود و دليل آن
اعتراف به دليل دشنام به اميرمومنان علي (ع) و تهمت قتل عثمان با استناد به منابع معتبر اهل سنت
آيا امام حسن (ع) پشت سر مروان بن حكم نماز ميخواند ؟! با استناد به منابع متعدد و معتبر اهل سنت
در مورد ( حسين بن فهم ) و ( عمير بن اسحاق ) در بررسي سندي
دیگر قسمت ها
برنامه مع امام منصور – 31 04 1402 (قسمت 5)
عنوان برنامه: ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام
کلیدواژه:
محرم؛ پاسخ به شبهات؛ حضرت رباب (علیه السلام)؛ حضرت علی اصغر (علیه السلام)؛ شیعه؛ فرزندان امام حسین (علیه السلام)؛ حضرت رقیه (سلام الله علیها)؛ تاریخ اسلام؛ لعن کردن؛ معاویه؛ خلافت!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر روستایی
مجری: آقای علی اسماعیلی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنویسید مرا یار ابا عبد الله * گریه کن عاشق دربست ابا عبد الله
من که از مادر خود تا به ابد ممنونم * که سپردست مرا دست ابا عبد الله
پدرم یاد به من داد حسینی باشم * نوکرش باشم و پابست ابا عبد الله
به یل ام بنین حضرت عباس قسم * هست هستی من از هست ابا عبد الله
هر کجا حور و ملک بود که جنت نبود * جنت آنجاست که بنشسته ابا عبد الله
بارها گفته ام و بار دیگر می گویم * نوکرم نوکر درست ابا عبد الله!
«السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْن السلام علیکَ یا ابا الفضل العباس»
سلام، درود و تهیت محضر مهربان، با محبت و با صفای شما مردم عزیز، سوگواران و عزادارن حسینی بینندگان گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) خیلی خوش آمدید به برنامه ای که حال و هوای دل هایش شما را با امام حسین گره می زند مع امامٍ منصور که ان شاء الله با امام زمان مان هم نوا و هم گریه هستیم عزادار در این شب ها و روزهای ماه عزا، ماه محرم بویژه دهه عزای حضرت سید الشهداء که اوج همه خوبی هاست.
برای آن های که عشق بازی می کنند به امام نزدیک می شوند در مجالس و محافل عزاداری امام حسین شرکت می کنند و هر آن چه که دارند نثار مولا و ارباب شان می کنند ان شاء الله که خدا به ما توفیق بدهد جزء گریه کنان حقیقی و واقعی ارباب مان حضرت سید الشهداء و جزو اعوان، انصار و یاران امام زمان مان باشیم ان شاء الله
در این برنامه توفیق داریم در محضر سرور عزیز و گرانقدرمان جناب حجت الاسلام و المسملین استاد روستایی عزیز و نازنین و بزرگوار باشیم، استاد سلام علیکم و رحمة الله عرض تسلیت و تعزیت!
استاد روستایی:
علیکم السلام و رحمة الله بنده هم خدمت شما و بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) عرض ادب و احترام دارم ایام سوگواری حضرت ابا عبد الله (علیه الصلاة و السلام) را خدمت بینندگان عزیز و ارجمندمان تسلیت عرض می کنم امیدوارم هر کجای این کره خاکی هستند عزاداری هایشان قبول درگاه حضرت حق واقع شده باشد و ما را از دعای خیرشان فراموش نکنند.
مجری:
از حضور شما سپاسگزارم، سوگواران عزاداران حسینی شماهایی که در این ماه محرم به دنبال این هستید که پرچم امام حسین را بلند کنید مجالس و محافل عزاداری امام حسین (علیه السلام) را پر شور برپا کنید عده ای در گوشه و کنار این عالم هستند که بغض، کینه و دشمنی اهل بیت عصمت و طهارت را دارند و به دنبال شبهه افکنی در واقعه عاشوراء، شهادت امام حسین و حول محور این اتفاقات هستند.
به دنبال کمرنگ کردن با ایجاد شبهه در جامعه بویژه شبکه های معاند وهابی ناصبی دشمن اهل بیت هم این روزها بی کار نیستند. بویژه وقتی که طبل عزای امام حسین زده می شود پرچم امام حسین برای عزا بلند می شود این ها هم تلاش شان را بیشتر می کنند. البته شبکه جهانی حضرت ولی عصر هم با قوت و با قدرت ایستاده پاسخگوی شبهات پوچ، بی اساس، زنگ زده و بی ارزش این ها هست.
طبق معمول برخی از شب های که خدمت تان هستیم شبهه ای را تقدیم حضور شما می کنیم و جناب استاد روستایی پاسخگو خواهد بود.
کلیپ شبهه اول از شبکه های معاند و دین ستیز:
سومین همسری که برای حسین ابن علی شناخت گری شد با نام رباب هست در واقع رباب، دختر عمرو القیس ابن عدی هست داستان ازدواج رباب با حسین به نوعی پیوند خورده با داستان ازدواج خواهران او با علی ابن ابی طالب و حسن هست.
بنا بر نقل تواریخ علی ابن ابی طالب سه دختر عمرو القیس را خواستگاری می کند دختر بزرگ عمرو القیس به نام مهریا را برای خود می گیرد. سَلما را برای حسن خواستگاری می کند و رباب را برای حسین در واقع حسن، حسین و علی در یک زمان با سه خواهر ازدواج می کنند به نوعی باجناق های همدیگر هم هستند.
منابع تاریخی اشاره کردند که رباب یکی از زنانی که در کربلاء حاضر بود هرچند برخی مصادر تاریخی از حضور سه تن از زنان حسین در کربلاء نام بردند. اما حضور رباب در کربلاء از نظر تواریخ یقینی است. اما از رباب، فرزندانی برای حسین هست یکی دختری هست به نام سُکینه یا سِکینه و دیگری کودکی به نام عبد الله است. وقتی به روز عاشوراء خواهیم رسید در مورد عبد الله صحبت خواهیم کرد که این عبد الله همان کسی است که در یک تیر اندازی عمومی که بر خانواده حسین انجام می گیرد کشته می شود با تیری که به او اصابت می کند. البته او کودکی شش ماهه نبوده بلکه کودکی بوده است که می توانست بدود و بر روی زانوی پدر بنشیند ظاهراً باید سنی در حدود چهار تا پنج سال داشته باشد. البته بعدها شبیه سازی از این فرزند او به نام عبد الله به علی اصغر کردند.
مجری شبکه حضرت ولی عصر:
دوستان عزیز ملاحظه فرمودید، کسی که ادعای نقل تاریخ دارد این طور با آب و تاب تاریخ را نقل می کند در حالی که چند دقیقه ای هم مطالعه ای نسبت به تاریخ نداشت تحصیلات تاریخی اصلاً نداشت هر آن چه که می گوید حرف های بی اساس و پوچی است که به دنبال انحراف اذهان افکار شیعیان و محبان مسلمانان هست.
حاج آقای روستایی موضوع اصلی بحث این آقا بحث حضرت علی اصغر (سلام الله علیه) بود ادعا می کند طفل چهار، پنج ساله ای بود می دوید و نوع شهادتش را هم طوری نقل می کند اصلاً هیچ در تاریخ نیامده است.
استاد روستایی:
و بعد هم می گوید این عبد الله را آن ها شبیه سازی کردند. همان طوری که فرمودید این بنده هم یک ساعت هم آکادمیک تاریخ نخوانده یک چیزهایی برایش نوشتند دارد نقل می کند در حالی که مسئله شهادت حضرت علی اصغر (علیه الصلاة و السلام) چیزی نیست که فقط شیعه نقل کرده باشد منابع اسلامی نقل کردند.
اتفاقاً از قضا نوع منابعی که این جا آماده کردم خدمت بینندگان عزیز و ارجمندمان ارائه بدهم منابع اهل سنت است. بعضی از منابع از ایشان به عنوان علی اصغر یاد کردند بعضی منابع به عنوان طفلی که رضیع (یعنی شیر خواره) بود یاد کردند. بعضی ها عبد الله رضیع گفتند. ولی در این که یک طفل شیر خواره ای روز عاشوراء شهید شد اتفاق وجود دارد.
آن هم تیر اندازی عمومی که این آقا می گوید به تفکیک یکی یکی منابع را ارائه می دهم بینندگان عزیزمان قضاوت بکنند کدام حرف درست است؟ کتاب الفصول المهمة فی معرفة احوال الائمة نویسنده ابن صباغ مالکی، علی ابن محمد ابن احمد ابن المالکی المکی – متوفای 855 مشهور به ابن صباغ در مقدمه کتاب راجع به مذهبش گفته می شود که ایشان مشهور به ابن صباغ مالکی مکی است چرا؟ چون در عصر خودش از بزرگان مذهب مالکی بود اهل سنت است.
در صفحه 188 اولاد امام حسین (علیه الصلاة و السلام) را ذکر می کند بعد می گوید اولاد امام چه کسانی هستند.
«كان للحسين ( عليه السلام ) من الأولاد ذكوراً وإناثاً عشرة، ستة ذكور وأربع إناث. فالذكور: عليّ الأكبر، وعليّ الأوسط وهو زين العابدين، وعليّ الأصغر، ومحمّد، وعبد الله، وجعفر. فأمّا عليّ الأكبر فإنه قاتل بين يدي أبيه حتّى قُتل شهيداً بالطفّ. وأمّا عليّ الأصغر فجاءه سهم وهو طفل بكربلاء فقتله، وقيل إنّ عبد الله قُتل مع أبيه شهيداً. وجعفر مات في حياة أبيه (عليه السلام). وأمّا البنات: فزينب، وسكينة، وفاطمة، هذا هو القول المشهور»
كتاب: الفصول المهمة في معرفة الأئمة؛ نويسنده : علي بن محمد أحمد المالكي ( ابن الصباغ ) (وفات: 855)، تحقيق: سامي الغريري، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر، قم: 1422، ص851
«كان للحسين ( عليه السلام ) من الأولاد ذكوراً وإناثاً عشرة» ده تا اولاد، «ستة ذكور وأربع إناث» شش پسر، چهار دختر. بعد دارد: «فالذكور: عليّ الأكبر، وعليّ الأوسط وهو زين العابدين، وعليّ الأصغر، ومحمّد، وعبد الله، وجعفر»
بعد می گوید «فأمّا عليّ الأكبر فإنه قاتل بين يدي أبيه حتّى قُتل شهيداً بالطفّ.» اما علی اکبر مقابل پدرش در شهر کربلاء به شهادت رسید «وأمّا عليّ الأصغر فجاءه سهم وهو طفل بكربلاء فقتله.» تیری آمد و در کربلاء او را کشت صاحب الإرشاد هم اولاد امام حسین را این طور شمرد می گوید صاحب الإرشاد گفت عبد الله ابن الحسین که با پدرش کشته شد در حالی که کوچک بود تیری آمد و در کربلاء او را کشت. پس این جا تعبیر «علی الأصغر» دارد.
کتاب بعدی مقتل الإمام حسین آقای خوارزمی، جزء 2، صفحه 37 می گوید امام حسین (علیه الصلاة و السلام) مقابل خیمه آمدند گفتند: «نَاوِلُونِي عَلِيّاً الطِّفْلَ»
«فَتَقَدَّمَ (علیه السلام) إِلَى بَابِ الْخَيْمَةِ فَقَالَ نَاوِلُونِي عَلِيّاً الطِّفْلَ حَتَّى أُوَدِّعَهُ فَنَاوَلُوهُ الصَّبِي فجعل يقبله ويقول: وَيْلٌ لِهَؤُلَاءِ الْقَوْمِ إِذَا كَانَ خَصْمَهُمْ جَدُّكَ فَبینا الصبي في حجره إذ رماه حرملة بن الكاهل الأسدي بسهم فذبحه في حجره فتلقى الحسين دمه حتى امتلأت كفه ثم رمى به إلى السماء وقال: اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ فَاْجَعْل ذَلِكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَنَا»
مقتل الحسین الخوارزمی؛ اخطب خوارزمی، تحقیق محمد علامه السماوی، دار الهدی، ج2، ص37
علی آن طفل را به من بدهید خودش نمی تواند بدود او را به من بدهید تا با او وداع کنم. بعد می گوید این بچه را به ایشان دادند ایشان شروع کرد فرزندش را بوسیدن بعد گفت وای به حال آن قومی که دشمن شان جد شما هست. همین که این بچه در دامان حضرت بود حضرت داشت می بوسید «إذ رماه حرملة بن الكاهل الأسدي»، حرمله زد!
مجری:
کسی که تیر را انداخت اسم می برد.
استاد روستایی:
اسم می برد تیر اندازی عمومی نیست اگر تیر اندازی عمومی باشد معلوم نیست چه کسی زده است؟ یک فرد خاص است بعد می گوید «فذبحه في حجره» این تیر به گونه ای بود که این بچه در دامان امام حسین سرش از تن جدا شد بعد امام حسین (علیه الصلاة و السلام) دست زیر خون مبارک شان به آسمان پرتاب می کردند «وقال: اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ فَاْجَعْل ذَلِكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَنَا» فرمودند خدایا اگر یاری را از ما نگه داشتی یعنی الان بنا نیست به ظاهر در دنیا ما یاری بشویم و به ظاهر بر آن ها پیروز بشویم این را برای ما خیر قرار بده. این هم منبع دوم که تعبیر علی می آورد طفل است و طفلی که خودش نمی تواند برود او را به امام می دهند.
منبع سوم کتاب الفتوح ابن اعثم، ابن اعثم از علمای اهل سنت است از کتابش همین بر می آید شیعه نیست. الفتوح ابن اعثم، جلد 5، صفحه 115 می گوید:
«فبقي الحسين فريدا وحيدا ليس معه ثان إلا ابنه علي رضي الله عنه وهو يومئذ ابن سبع سنين، وله ابن آخر يقال له علي في الرضا (علیه السلام)، فتقدم إلى باب الخيمة فقال: ناولوني ذلك الطفل حتى أودعه ! فناولوه الصبي، فجعل يقبله وهو يقول: يا بني! ويل لهؤلاء القوم إذ كان غدا خصمهم جدك محمد صلى الله عليه وآله وسلم. قال: وإذا بسهم قد أقبل حتى وقع في لبة الصبي قتله، فنزل الحسين رضي الله عنه عن فرسه وحفر له بطرف السيف ورماه بدمه وصلى عليه ودفنه»
الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري (ماجستر في التاريخ الإسلامي)، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج5، ص115
امام حسین (علیه الصلاة و السلام) تنها ماند، «ليس معه ثان» هیچ نفر دومی با امام (علیه الصلاة و السلام) نبود «إلا ابنه علي رضي الله عنه» مگر فرزندی به نام علی «وهو يومئذ ابن سبع سنين»، این علی هفت ساله بود
«وله ابن آخر يقال له علي في الرضاع»، یک فرزند دیگری داشت که به او علی می گفتند او شیر خواره بود «فتقدم إلى باب الخيمة فقال» جلوی درب خیمه آمد گفت «ناولوني ذلك الطفل حتى أودعه»، طفل می گوید نمی گوید «ذلک الإبن» چون إبن هفت ساله هست می تواند راه برود «ناولونی ذلک الطفل» آن بچه شیر خواره تا با او وداع کنم.
بعد می گوید بچه را به ایشان دادند شروع به بوسیدن کرد همان جملاتی که خوارزمی داشت امام حسین این بچه را بوسیدند و بغل شان کردند یک دفعه تیری آمد به گلوی آن فرزند خورد و ایشان به شهادت رسید.
می گوید امام از اسب شان پایین آمدند با نوک شمشیرشان گودالی کندند بر این بچه نماز خواندند در آن جا دفن کردند و خون بچه را به آسمان می پاشیدند بعد این اشعار را قرائت کردند که در ادامه می آید.
این جا هم از یک طفل شیر خواره نام می برد؛ پس تا این جا سه تا منبع اهل سنت عرض کردیم. اما طفل شیر خواهر اسمش علی است نیامدیم شبیه سازی بکنیم عبد الله رضیع را علی اصغر بگوییم. ابن صباغ مالکی، خوارزمی و ابن اعثم هم گفته است.
مقاتل الطالبیین ابو الفروج اصفهانی از طفل شیر خواره ای نام می برد. مقاتل الطالبیین، صفحه 94 وقتی فرزندان امام حسین را می خواهد نام ببرد با اسم عبد الله ابن حسین از ایشان یاد می کند. می گوید مادرش رباب بنت اِمْرءُ القیس نه عمرو القیس تلفظش این است.
مجری:
یک متن معمولی عادی را هم ایشان بلد نیست بخواند.
استاد روستایی:
بله، بعد این جا می گوید:
«وكان عبد الله بن الحسين يوم قتل صغيراً جاءته نشابة وهو في حجر أبيه فذبحته»
مقاتل الطالبيين؛ اسم المؤلف: أبو الفرج الاصفهاني، علي بن الحسين (المتوفى: 356هـ) الوفاة: 356، دار النشر:، ج1، ص24
ایشان در حالی که کوچک بود به شهادت رسید «جاءته نشابة» یک تیری آمد به گلوی ایشان اصابت کرد «وهو في حجر أبيه» در آغوش پدر بود «فذبحته» این تیر ایشان را ذبح کرد. تیر سه شعبه سر ایشان را جدا کرد.
مجری:
اگر تیر اندازی، عمومی بود قاعدتاً در آغوش پدر بود باید امام حسین هم تیر می خورد بقیه هم تیر می خوردند وقتی دقیقاً به گلوی این بچه برخورد کرد همه برنامه ریزی شده است.
استاد روستایی:
بله دقیق است.
منبع دیگر انساب الاشراف بلاذری است همه این ها منابع اهل سنت هستند انساب الاشراف بلاذری، جلد 3، صفحه 407 می گوید:
«ورمى حرملة بن كاهل الوالبي عبد الله بن حسين بسهم فذبحه»
أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج1، ص422 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)
«و رمیٰ» پرتاب کرد «حرملة بن کاهل الوالبي عبدالله بن حسین بسهم فذبحه»، برای عبد الله ابن الحسین تیری انداخت ایشان ذبح شد این هم از بچه ای به نام عبد الله یاد می کند پس سه منبع اسم علی را آوردند دو منبع عبد الله گفتند. اما همه این ها متفق هستند که تیر اندازی، عمومی نیست این بچه هدف بود.
بعد سه منبع هم تصریح کردند که او شیر خواره بود یعنی کتاب ابن صباغ، کتاب خوارزمی و کتاب ابن اعثم تصریح کردند که این فرزند شیر خواره بود. یک منبع هم صغیراً گفت کودک بود. تا به این جا منابعی که از این بچه نام می برند.
یک منابع دیگری داریم به گونه ای دیگر داستان شهادت را به زبانی دیگر روایت می کنند. کتاب تذکرة الخواص ابن جوزی، صفحه 252 جمله ای می گوید، می گوید:
«فالتفت الحسين فاذا طفل له يبكى عطشا، فاخذه على يده و قال: يا قوم ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل! فرماه رجل منهم بسهم فذبحه. فجعل الحسين يبكي و يقول: اللهمّ احكم بيننا و بين قوم دعونا لينصرونا فقتلونا. فنودي من الهواء: دعه يا حسين- فان له مرضعا في الجنة»
تذكرة الخواص؛ نویسنده: سبط بن الجوزي الحنفي، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي (متوفاى654هـ)، ناشر: مؤسسة أهل البيت ـ بيروت، 1401هـ ـ 1981م، ص252
«فلتفت الحسین» امام حسین به خیمه ها توجه کردند، «فاذا طفل له يبكى عطشا»، طفلی در خیمه ها بود به خاطر تشنگی گریه می کرد «فأخذهُ علی یده» بچه چهار پنج ساله نیست خودش راه بیاید. روی دست گرفت «و قال: يا قوم ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل» بعد دارد: فرماه رجل منهم بسهم فذبحه» یکی از این ها وقتی امام این را عرضه کردند یعنی تیر اندازی عمومی نیست آمدند این طفل را مقابل جمعیت گرفتند یکی از آن ها تیری زد و این بچه سرش جدا شد.
«فجعل الحسين يبكي و يقول:» امام گریه کردند بعد فرمودند: «اللهمّ احكم بيننا و بين قوم دعونا لينصرونا فقتلونا»، خدایا بین ما و بین قومی که ما را دعوت کردند ما را یاری بکنند و با ما جنگیدند خدایا داوری کن، بعد دارد دارد «فنودي من الهواء» ندای از آسمان آمد «دعه يا حسين- فان له مرضعا في الجنة»، نکته این جاست ندایی از آسمان آمد حسین، او را رها کن خدا یک مرضعه ای (کسی که به او شیر بدهد) در بهشت برایش قرار داد پس معلوم است که این طفل شیر خواره است. هم این طفل شیر خواره هست هم تیر اندازی، عمومی نیست. بله اسم طفل و اسم ضارب را هم نمی گوید اما طفل شیر خواره است ما نیامدیم شبیه سازی بکنیم.
معجم الکبیر آقای طبرانی همه این ها منابع قدیمی است، نویسنده متوفای 360 قرن چهارم است. معجم الکبیر طبرانی، روایت 2803 اسامی فرزندان امام حسین (علیه الصلاة و السلام) را یکی یکی می گوید که چه بچه های داشتند؟ اسم مادرهای شان چه بود بعد می گوید:
«وَعَبْدُ اللَّهِ بن الْحُسَيْنِ وَأُمُّهُ الرَّبَابُ بنتُ امْرِئِ الْقَيْسِ»
یک عبد الله ابن الحسین بود که مادرش رباب دختر إمرء القیس بود. بعضی ها پسر رباب به اسم علی اصغر و بعضی ها عبد الله رضیع پسر رباب گفتند همان است دو اسم برایش ذکر شده است. در صفحه بعد می گوید:
«وَعَبْدُ اللَّهِ رَضِيعُ الْحُسَيْنِ»
المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج3، ص2802
این های که با امام حسین کشته شدند یکی یکی دارد نام می برد می گوید یکی از آن های که با امام حسین کشته شد عبد الله رضیع (عبد الله شیر خواره) بود که با امام حسین به شهادت رسید. تا به این جا تمام منابعی که داریم ذکر می کنیم همه اهل سنت است اما بعضی از منابع تصریح به شش ماهه بودن کردند.
کتاب مقتل الحسین آقای المخنف یکی از مقاتل معروف است خود ابی مخنف شیعه است اصل کتاب ابی مخنف دست ما نرسیده است البته مقداری از ابی مخنف طبری روایت کرد و منابعی که جمع کردند از طبری و دیگر کتاب ها این گزارش ها را جمع کردند. البته از معاصرین ما آیت الله نظری منفرد، آیت الله یوسفی غروی تحقیقی راجع به مطلب ابی مخنف دارند.
اتفاقاً تحقیق آقای یوسفی غروی به فارسی ترجمه شده خودشان فرمودند سعی کردم گزارش های معتبر و متقین ابی مخنف را جدا کنم چون بعضی معتقد هستند گزارش های که طبری به نام ابی مخنف آورد همه اش درست است.
مجری:
قصه کربلاء هم آیت الله نظری منفرد هستند
استاد روستایی:
بله آن هم ترجمه ابی مخنف است آن یک ترجمه و این هم یک ترجمه دیگر است. در مقتل ابی مخنف سن این بچه آمده در صفحه 129 می گوید امام حسین (علیه الصلاة و السلام) فرمودند: «يا أُخْتاهْ...»
«يا أُخْتاهْ! أُوصيكِ بِوَلَدِي الأصَّغر خَيْراً، فَإِنَّهُ طِفْلٌ صَغيرٌ، وَلَهُ مِنَ الْعُمُرِ سِتَّةُ أَشْهُر»
كتاب : مقتل الحسين ( ع )؛ نويسنده :أبو مخنف الأزدي (وفات: 157)، تحقيق: تعليق: حسين الغفاري، مطبعة العلمیة – قم، ص129
«یا أختا» خواهرم، «أُوصيكِ بِوَلَدِي الاصَّغرِ خَيْراً»، شما را توصیه به فرزندم کوچکم می کنم «خیراً» مواظبش باشید «فإنَّهُ طفلٌ صغیر» این قبل از شهادت حضرت علی اصغر است این بچه کوچکی است بعد می گوید: «وَلَهُ مِنَ الْعُمُرِ سِتَّةُ أَشْهُر»، شش ماهه اش است.
ما شبیه سازی نکردیم منابع دارند این را می گویند ابی مخنف تقریباً قدیمی ترین منبع است. چون قبل از این یک مطلب دیگری هم گزارش شد اما از قدیمی ترین مقاتل است طبری و دیگران این گزارش ها را جمع کردند. تا این جا نام این بچه علی است در مورد شیر خواره بودنش هم آوردیم.
مرحوم شیخ مفید در الإرشاد، جلد 2، صفحه 108 می گوید امام حسین (علیه الصلاة و السلام) جلوی خیمه نشستند
«فَأُتِيَ بِابْنِهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ»
«أتِیَ» نمی گوید «فأتیٰ»، «فأتیٰ» یعنی خود بچه آمد «أتِیَ» برایش آوردند خودش نمی تواند بیاید این بچه را به امام دادند.
«وَ هُوَ طِفْلٌ»
کوچک بود
«فَأَجْلَسَهُ فِي حَجْرِهِ»
در دامان خودش نشاند
«فَرَمَاهُ رَجُلٌ مِنْ بَنِي أَسَدٍ بِسَهْمٍ فَذَبَحَهُ فَتَلَقَّى الْحُسَيْنُ (علیه السلام) دَمَهُ فَلَمَّا مَلَأَ كَفَّهُ صَبَّهُ فِي الْأَرْض»
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج2، ص108
حرملة ابن کاهل اسدی تیر زد گلوی بچه کلاً بریده شد بعد می گوید امام حسین (علیه الصلاة و السلام) دست شان را از خون این بچه پر کردند ذره ای از این خون به زمین نریخت تا ادامه روایت را که نقل می کند.
این ها منابع اسلامی ما است به وجود این بچه تصریح می کند. اولاً: شیر خواره است. ثانیاً: تیر اندازی عمومی نیست. ثالثاً: نامش علی اصغر است بعضی ها عبد الله گفتند. اصلاً شما علی اصغر نگو عبد الله بگو مگر اسم در این تفاوتی دارد؟
مجری:
اتفاقاً علمای ما یا منبری ها وقتی روضه می خوانند گاهی به اسم هم اشاره می کنند یعنی منعی وجود ندارد.
استاد روستایی:
بله. ایشان می گوید شبیه سازی کردند چه را شبیه سازی کردند؟ اصلاً اسمش را عبد الله، علی نگو محمد، حسن، حسین یا هر اسمی بگو، جنایت را ببین که به طفل شیر خواره هم رحم نکردند. چه اسمش علی اصغر باشد چه اسم عبد الله رضیع باشد که ما از منابع غیر شیعه ثابت کردیم اسمش علی اصغر است بعضی منابع هم عبد الله رضیع گفتند. اصل این نیست اصل جنایتی است که صورت گرفته است.
مجری:
عزیزان بیننده هم عنایت دارند وقتی در تاریخ یک اتفاقی رخ داد می خواهی آن اتفاق را منکر بشوی؟ اسناد و تمام جزئیاتش وجود دارد این ها چیزهایی است که در منابع تاریخی معتبر آمده حتی استاد روستایی هیچ منبع شیعی را نقل نکردند در حالی که در منابع ما از این واقعه و اتفاق پر است و نام حضرت علی اصغر و نوع شهادت ایشان هم کاملاً به آن اشاره شده است.
معلوم است با چه اهداف و انگیزه ای بیان می کنند ولی وقتی کسی غرض و مرض دارد نمی آید آن جنایت ها را بررسی بکند. اگر واقعیت انسانیت داری می فهمی انسانیت یعنی چه؟ بیا آن جنایت را بررسی کن حتی بچه چهار، پنج ساله هم بگوییم می دوید مگر این مهم است؟ برو این را بررسی کن که چرا باید این جنایت اتفاق بیافتد و این ظلم را در حق این بچه انجام بدهند؟
ولی واقعیت تاریخی این است که طفلی شیر خواره بود نامش هم مشخص است تمام جزئیات هم آمده است. روضه ای که سال های سال هست پای روضه ها گریه کردیم و باب الحوائج کربلاء هم هست ان شاء الله با دست های کوچکش گره های بزرگی را از زندگی عزیزان مان باز می کند. کلیپ دیگری هم در خصوص برخی از فرزندان امام حسین (علیه السلام) مطرح هست این کلیپ را هم ببینیم بر می گردیم و در خدمت شما عزیزان هستیم.
کلیپ شبهه شماره دو از شبکه های معاند و دین ستیز:
با توجه به تمام مواردی که عرض کردیم بخصوص مواردی که در خصوص فرزندان حسین بود و کتب اولیه تواریخی شیعی مثل ارشاد شیخ مفید نامی از فرزندی به نام رقیه و علی اصغر نمی بینیم که یک فرزند شیر خواره باشد. به نظر می رسد این دو نام بعدها به فرزندان حسین اضافه شده است.
مجری شبکه حضرت ولی عصر:
باز هم ایشان رفت سراغ نام فرزندان امام حسین (علیه السلام) رفت و حضرت رقیه که بحثش را ان شاء الله بفرمایید
استاد روستایی:
ملاحظه کردید حضرت علی اصغر را نمایش دادیم هم منابع شیعی هم منابع اهل سنت از او یاد کردند اتفاقاً در منابع اهل سنت با نام علی اصغر آمده است. در بعضی منابع شیعه مثل ارشاد شیخ مفید عبد الله رضیع ذکر می شود چرا علی می گوییم؟ اولاً بخشی از منابع تاریخی مان علی می گوید.
تاریخ یک علم فرا مذهبی است یک زمان شما علم فقه می گویید علم فقه، در فقه حنفی، فقه مالکی، فقه شافعی، فقه حنبلی هر کدام در چارچوب اصول مذهب خودشان بحث می کنند. فقه امامیه هم همین طور!
یک زمانی شما علم کلام می گویید کلام ماتریدی، کلام اشعری، کلام طحاوی، کلام امامیه هر کدام در کانتکس و چارچوب خودشان بحث می کنند. یک سری بایدها و نبایدها دارند. اما علم تاریخ، تاریخ از ماوَقع خبر می دهد ربطی به مذهب خاصی ندارد. این نیست بگوییم این تاریخ طبری است دیگر هیچ چیزی از آن نقل نکنم.
بله به یک منبع تاریخی نگاه انتقادی به آن داریم می خواهد تاریخ طبری باشد یا تاریخ ابو مخنف باشد فرقی نمی کند؛ اما هویت تاریخ یک دانش فرا مذهبی است این طور نیست شما بگویید در ارشاد شیخ مفید نیست پس نیست. نگرش جامع به منابع می کنیم بعد یک نظری ارائه می دهیم پس در پاره ای از منابع تاریخی نام علی اصغر آمده ولو این که مثلاً در کتاب شیخ مفید اسم علی اصغر نیامده باشد.
نکته دوم این که تعبیر علی اصغر را به کار می بریم آقا عبد الله (علیه الصلاة و السلام) روایتی دارند چیزی فرمودند که به یک مسئله تاریخی بر می گردد در دوران امویان آقا عبد الله (علیه الصلاة و السلام) بخشی از عمرشان را گذراندند یکی از مسائلی که امویان با آن مبارزه می کردند نام علی بود. مثلاً:
«كانت بنو أمية إذا سمعوا بمولود اسمه علي قتلوه فبلغ ذلك رباحا فقال هو عُلَي»
تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي الوفاة: 911، دار النشر: مكتبة الرياض الحديثة - الرياض، تحقيق: عبد الوهاب عبد اللطيف، ج2، ص331
«كان بنو أمية إذا سمعوا بمولود اسمه علي قتلوه»
تهذيب التهذيب ، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى، ج 7، ص 280، ح 541.
اسمش علی بود می کشتند. یا جایزه می دادند کسی اسمش علی بود اسمش را عوض کند.
مجری:
می خواستند نام علی ابن ابی طالب از بین برود و خاموش بشود.
استاد روستایی:
یا حاکم خودش این نام را عوض می کرد مثلاً در تاریخ داریم طرف به حجاج ابن یوسف ثقفی مراجعه می کرد می گفت عاق والدین شدم چرا عاق والدین شدی؟ پدر، مادرم اسمم را علی گذاشتند اسم من را عوض کن اسمش را عوض می کرد یک حکومت هم به او می داد. مبارزه با نام علی در دوران امویان یکی از کار ویژه های امویان بود.
آقا ابا عبد الله (علیه الصلاة و السلام) برای مبارزه با این تاکتیک اموی گفت هر بچه ای داشته باشم اسمش را علی می گذارم لذا علی اکبر، علی اوسط، علی اصغر شد، ولو این که ممکن است اسمش عبد الله باشد اما علی اصغر به او می گفتند.
مجری:
فرمود اگر خدا ده ها پسر به من بدهد نام شان را علی می گذارم.
استاد روستایی:
بله، لذا از این باب علی اصغر می گوییم گاهی اوقات یک بچه ممکن است دو اسم داشته باشد یک اسم شناسنامه ای دارد یک اسمی که در خانه صدایش می زنند. علی اصغر گفتن از این باب است.
مجری:
در آن زمان رسم بود گاهی کنیه، لقب و اسم همه چه بود.
استاد روستایی:
بله، افراد اسم های مختلف داشتند اگر مثلاً ایشان در کتاب ارشاد شیخ مفید اسم علی اصغر را عبد الله می بیند به این معنا نیست که علی اصغر نداشتند. این، پشتوانه کلامی را دارد که امام حسین برای مبارزه با سیاست اموی برای زنده نگاه داشتن نام امیر المؤمنین به عنوان وصی رسول خدا نام علی روی فرزندانش می گذاشت. چون این بار داشت علی یعنی جانشین بلافصل لذا پشتوانه کلامی می گویم برای دفاع از این پشتوانه کلامی اسم فرزندانش را علی می گذاشتند اسمش عبد الله ولی علی اصغر صدا می زند.
نکته دوم درباره حضرت رقیه (سلام الله علیها) اولاً درباره حضرت رقیه بعضی منابع گفتند اسم ایشان را فاطمه و بعضی رقیه گفتند. بعضی ها هم طفل خردسال گفتند سه یا چهار ساله پس منابع مختلفی یاد کردند.
مرحوم شیخ مفید در الارشاد، جلد 2 وقتی نام می برد می گوید یک عبد الله ابن الحسین داریم که: «قُتِلَ مَعَ أَبِيهِ صَغِيرا»، چند لحظه پیش بخشی دیگری از الإرشاد را نمایش دادم آن جا می گوید این را آوردند «فأتِیَ بِه» این پسر را آوردند به امام حسین (علیه الصلاة و السلام) دادند و در دامان پدرش با تیری به شهادت رسید همین کیفیت شهادت را منابع دیگر برای علی اصغر گفتند؛ پس معلوم است صرف ذکر این، با این نام یاد کرد او با آن نام یاد کرده است. پس نمی توانی بگویی شیخ مفید ندارد.
اما غیر از آن، حضرت رقیه را گفتند نام مادرشان بعضی منابع ام اسحاق بنت طلحه می گویند این جا هم می گوید یک دختری به نام فاطمه بنت الحسین داشت
«وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ الْحُسَيْنِ وَ أُمُّهَا أُمُّ إِسْحَاقَ بِنْتُ طَلْحَةَ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ تَيْمِيَّة»
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج2، ص135
همان است با نام فاطمه یاد کرده بعضی ها با نام رقیه یاد کردن.
افزون بر این ها فرض بکنید کتاب شیخ مفید اصلاً اسم این را نداشته باشد مگر کل منابع ما شیعیان کتاب شیخ مفید است؟ بعضی منابع دیگر اتفاقاً نام ایشان را ذکر کردند به عنوان نمونه کتاب لباب الأنساب کتاب نسب شناسی است.
کتاب لباب الأنساب آقای ابن فُندق، ابی الحسین علی ابن ابی القاسم ابن زید بیهقی مشهور به ابن فُندق، جلد 1، صفحه 355 می گوید:
«الحُسینیة و الحسنیة و العباسیة و العلویة»
یکی یکی می خواهد نسب این ها را بیاورد می گوید:
«أما الحسینیة فهم من أولاد الحسین بن علي (علیهما السلام)»
اولاد امام حسین!
«ولم یبق من أولاده الا زین العابدین (علیه السلام)»
می گوید فقط زین العابدین (علیه السلام) باقی ماند.
«وفاطمة وسکینة ورقیّة فأولاد الحسین (علیه السلام) من قبل الاب هم من صلب زین العابدین (علیه السلام)»
می گوید فرزندان امام حسین که از طرف پدر زنده مانده باشند اینها فرزندان اقا امام زین العابدین هستند. اسم رقیه را در این جا ذکر می کند. این هم یک منبع است.
شاید کسی بگوید چرا شیخ مفید نگفته است؟ من عرض کردم بعضیها فاطمه گفتند و بعضی رقیه گفتند؛ اما صرف نظر از این حرفها یک تفاوت روشی بین کتابهای تاریخی و کتابهای نسب شناسی وجود دارد، یعنی چه؟ کتاب تاریخ معمولا آن اولادی را ذکر می کند که نسبش ادامه پیدا کرده باشد آن را ذکر می کند.
لذا مثلا آن فاطمه بنت الحسین بر فرض که حضرت رقیه نباشد یک فاطمه بنت الحسین است که بعدا ازدواج می کند این را در تاریخ داریم شیخ مفید از این باب ذکر کرده است. شاید شما بگویید چرا عبدالله رضیع را ذکر کرده است؟ چون در مقام بیان شهدای کربلا است. حضرت رقیه در خود کربلا شهید نشده است و بعدا در شام شهید شهده است.
ایشان در بیان مقام رخداد کربلا و روز واقعه است می گوید ایشان در دامان قرار داشت و این طوری شهید شد و آن یکی آن طوری شهید شد. آن جا این طوری بیان می کند؛ اما جای دیگر که اسم حضرت رقیه را نمی برد به این خاطر است، این شیوه کتابهای تاریخی است، تاریخ معمولا، یعنی معمول قصه این است که می آید اولادی را ذکر می کند که نسبش ادامه پیدا کرده است.
اما کتابهای نسب شناسی کار به این حرفها ندارند که این نسبش ادامه پیدا کرده و یا نکرده است می آید می گوید این بود، این بود بعد در ادامه تصریح می کند می گوید البته نسب فقط از ناحیه این یکی ادامه پیدا کرده است از طرف پدری، حالا از طرف دختری هم بوده این هم باز در مقام بیان دختران نیست و گرنه می گوید حضرت سُکینه با چه کسی ازدواج کرد و حضرت فاطمه با چه کسی ازدواج کرد یکی یکی باید بگوید ولی در مقام آن نیست فقط می خواهد اولاد پدری را بگوید. اما هر ولدی که امام (علیه السلام) داشته باشد این جا ذکر می کند.
غیر از این کتاب، کتاب لهوف را داریم که اسم حضرت رقیه (سلام الله علیها) را می آورد و از اینها بالاتر یک قصیده ای است که یکی از شاگردان و اصحاب امام صادق (علیه السلام) دارد آن جا باز نام حضرت رقیه آمده که قبل از شیخ مفید و همه این ها است.
بنابراین منابع ما منحصر در ارشاد شیخ مفید نیست، بله الارشاد موارد خیلی خوبی را آورده اما منابع ما منحصر در آن نیست.
مجری:
خیلی ممنون و متشکر، با توجه به این که وقت مان محدود است برویم ویدئوی بعدی را ببینیم تا چه شبهه ای مطرح شده و ان شاءالله بتوانیم در فرصت باقی مانده پاسخ آن را هم بدهیم.
کلیپ شبهه ای سوم از شبکه های معاند و دین ستیز:
نکته دیگر این است حسن ابن علی زمانی که در سال 41 با شخص معاویه بیعت می کند تا زمان مرگ خود در سال 51 یعنی در سال 41 که بیعت کرد بعد از آن نزدیک به نه سال زندگی کرد به نوعی با معاویه از در مماشات بود و هیچ گاه اعتراضاتی نمی کرد حتی گزارشاتی وجود داشت که مردم کوفه در زمان حکومت مغیرة ابن شعبه و دیگران اندک سر و صدای می کردند این کوفیانی که به نوعی شیعه علی بودند و حالا به خاطر همان شیعه بودن مورد بغض معاویه و والیانش بودند.
هرچند مغیرة ابن شعبه انسان مصلحت جویی بود و مسالمت آمیز با آنها برخورد می کرد اما هیچ گزارش تاریخی بر اعتراض حسن به شخص معاویه و والیان او وجود ندارد. نکته شگفت انگیز این است که گفته می شود حسن و حسین زمانی که در مدینه بودند پای منبر مروان ابن حکم یعنی والی مدینه در آن زمان می نشستند و جالب این است که بنابر دستوری که معاویه داده بود همه این افراد بر روی منابر علی ابن ابی طالب و برخی از افراد را دشنام هم می دادند و به نوعی لعن می کردند و عجیبتر این است که دو سید اهل جنه یعنی حسن و حسین پایین منبر می نشستند و پشت سر همین مروان ابن حکم نماز هم می خواندند.
درواقع ابن سعد آورده زمانی که مروان به خطبه می ایستاد گهگاه حسین با مروان به نوعی دشنام گویی را آغاز می کردند اما بازهم فردا روز از نو و روزی از نو هردو برادر در پشت مروان نماز می خواندند و به نوعی پدر خود را تکذیب می کردند با شنیدن لعنی که مروان می کرد و آنها اعتراض نمی کردند.
نکته شگفت انگیز این است که در بین سرداران علی افراد وارسته ای بودند که همین لعن و نفرین را تاب نمی آوردند افراد مثل حجر ابن عدی که جان بر سر اعتقاد و دوستی خود با علی قرار داده بود اگر مشی پسران علی مثل حسن و حسین را پیش می گرفت مطمئنا جان خود را از دست نمی داد.
مجری شبکه حضرت ولی عصر:
استاد! این هم باز یکی دیگر از آن حرفهای پوچ و بی اساس است که نه سندی برایش نقل می کند و همین طور پشت سرهم کلمات را می گوید که امام حسن و امام حسین می شنیدند که مروان ابن حکم پدرشان را لعن می کند و بعد می ایستادند پشت سرش نماز می خواندند یک جورهای می گوید که این دو بزرگوار هم درواقع پدر بزرگوارشان را نقض می کردند که همچنین چیزی وجود ندارد.
استاد روستایی:
ایشان می گوید این را ابن سعد گفته است سندش کجاست؟ اصلا ابن سعد چه کسی است؟ ابن سعدی که از واقدی گرفته قبلا در همین برنامه گفتیم تمام کتاب هایش دزدی است و خود ابن سعد اموی است. اما از همه این ها بگذریم ایشان می گوید هیچ گزارش تاریخی نیست که امام حسن مقابل معاویه ایستاده باشد ما اولا موضوع امام حسن و امام حسین را در مقابل معاویه بگوییم و بعد در مقابل مروان معلوم می شود.
ایشان می گوید بعد از صلح دیگر هیچ نگفت، بفرمایید این بعد از صلح است. من ابتدا بلا فاصله بعد از صلح را بگویم تا به بعدش برسیم. کتاب صواعق المحرقه مال اقای ابن حجر هیتمی در صفحه 397 می گوید وقتی اقای معاویه خلافت غصبی را به عهده و به دست گرفت معاویه به امام حسن گفت شما برو بالای منبر صحبت کن، امام اولین جمله اش این است:
«إن معاوية نازعني حقا هو لي دونه»
«إن معاوية نازعني حقا هو لي» این دارد سر چیزی با من نزاع می کند که حق من است حق ایشان نیست. یعنی اول روی غاصب بودن معاویه تأکید کردند. باز در صفحه 399 جملاتی را امام می گوید، می گوید معاویه از امام خواست شما برو در مقابل مردم صحبت کن و بگو من با معاویه بیعت کردم و بگو من خلافت را به معاویه دادم.
امام گفت باشد الان منبر می روم، منبر رفتن و فرمودند ای مردم:
«أيها الناس إن أكيس الكيس التقى وأحمق الحمق الفجور . . . إلى أن قال وقد علمتم أن الله تعالى جل ذكره وعز اسمه هداكم بجدي وأنقذكم من الضلالة وخلصكم من الجهالة وأعزكم به»
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج2، ص399 و 400
«أيها الناس إن أكيس الكيس التقى» بزرگترین زیرکی تقوا است «وأحمق الحمق الفجور» بدترین احمقی و نازلترین درجه احمقی فسق و فجور و گناه است. بعد تا این که فرمودند مردم خداوند به واسطه جد من شما را هدایت کرد و بواسطه جد من شما را از گمراهی نجات داد و از جهالت خلاص کرد و به شما عزت داد بعد از ذلت و شما را زیاد کرد بعد از این که کم بودید.
بعد فرمود: «إن معاوية نازعني حقا هو لي دونه»؛ معاویه در چیزی با من نزاع کرد که مال من است و مال او نیست. من به خاطر صلاح امت و فتنه رها کردم. این یک مورد.
نکته دوم لعن معاویه است که در کتاب مجمع الزوائد هیثمی جلد 7 به نقل از کتاب معجم طبرانی آمده، امام حسن مجتبی (علیه السلام) وقتی عمرو عاص روی منبر می رود و شروع می کند به امیر المؤمنین جسارت می کند و در مورد معاویه هم حرف می زند امام حسن می فرماید:
«يا عمرو ويا مغيرة أتعلمان أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لعن الله السابق والراكب»
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج7، ص247
عمرو عاص، مغیره! یاد تان نیست که پیامبر فرمود: «لعن الله السابق والراكب احدهما فلان»؛ در بعضی از نقلها داریم احدهما معاویه، این یاد تان نیست یعنی معاویه پدر من پیامبر تو را لعنت کرد و الی اخر...پس امام حسن لعنت معاویه را هم گوشزد می کند.
امام حسین (علیه السلام) در مقابل معاویه رفتارش چطور بوده است؟ من خیلی سریع عرض می کنم و از اطاق فرمان هم خواهش می کنم دو سه دقیقه به ما وقت بدهند. در کتاب الامامه والسیاسه جلد اول صفحه 202 نامه ای امام حسین به معاویه موارد متعددی از جرمهای معاویه را امام می شمارد خیلی زیاد است من چون وقت ندارم ذکر نمی کنم. بعد می فرماید:
«وإني لا أعلم لها فتنة أعظم من إمارتك عليها...واعلم أن الله ليس بناس لك قتلك بالظنة وأخذك بالتهمة وإمارتك صبيا يشرب الشراب ويلعب بالكلاب ما أراك إلا وقد أوبقت نفسك وأهلكت دينك وأضعت الرعية والسلام»
الإمامة والسياسة؛ اسم المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة الدينوري الوفاة: 276هـ.، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م.، تحقيق: خليل المنصور، ج1، ص147
«...واعلم» این را دان «أن الله ليس بناس لك» خدا فراموش نمی کند که «قتلك بالظنة» مردم را به صرف گمان می کشتی «وأخذك بالتهمة» و به صرف شیعه گری زندانی می کردی «وإمارتك صبيا يشرب الشراب ويلعب بالكلاب» خداوند فراموش نمی کند که تو آمدی یک بچه ای را فرمانروا قرار دادی که شرابخوار بود سگ باز بود «ما أراك إلا وقد أوبقت نفسك وأهلكت دينك وأضعت الرعية والسلام» دین خودت را از بین بردی و مردم را ضایع کردی و حتی قبلش یک جمله ای را که امام حسین نسبت به معاویه به کار می رد این است: «وإني لا أعلم لها فتنة أعظم من إمارتك عليها»؛ معاویه من فتنه ای بزرگتر از رهبری تو بر این امت نمی بینم این هم موضع امام حسین در برابر معاویه است.
جواب امام حسن به مروان، ایشان می گوید با مروان رابطه شان خوب بود، اصلا کاری نداشتند مروان سب می کرد این ها هیچی نمی گفتند، ملاحظه بفرمایید کتاب مسند ابی یعلی، جلد 12 صفحه 135 نقلی با سند صحیح ماجرا چیست؟ ماجرا این است:
«عن عطاء بن السائب عن أبي يحيى قال كنت بين الحسين والحسن ومروان يتشاتمان فجعل الحسن يكف الحسين فقال مروان أهل بيت ملعونون فغضب الحسن فقال أقلت أهل بيت ملعونون فوالله لقد لعنك الله على لسان نبيه صلى الله عليه وسلم وأنت في صلب أبيك»
مسند أبي يعلى؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي الوفاة: 307، دار النشر: دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، تحقيق: حسين سليم أسد، ج12، ص135
راوی می گوید من بین امام حسن و امام حسین و مروان بودم، مروان شروع به دشنام دادن کرد، امام حسن حلم به خرج داد و به امام حسین گفت کارش نداشته باش بعد یک دفعه مروان گفت «أهل بيت ملعونون» (نستجیر بالله) شما ملعون هستید «فغضب الحسن» امام حسن غضبناک شد «فقال أقلت أهل بيت ملعونون فوالله لقد لعنك الله على لسان نبيه صلى الله عليه وسلم وأنت في صلب أبيك» ما ملعون هستیم؟ خدا تو را به زبان پیامبرش لعنت کرده است در حالی که تو در صلب پدرت بودی! یعنی امام حسن هم شروع کرد به مروان این مطالب را گفت. این نبود که با مروان کار نداشته باشند.
اما آخرین نکته را سریع عرض کنم، و بحث را جمع کنم در این که مروان امیر المؤمنین را سب می کرد در آن شکی نیست. ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء صفحه 210 جلد سیره خلفاء راشدین نقل می کند می گوید مروان گفت احدی مثل امیر المؤمنین مردم را دور نکرد از این که عثمان را نکشند، گفت نکشید نه این که به عثمان ارادت داشت دوست نداشت که خلیفه کشی راه بیفتد. راوی می گوید اگر این طوری است پس چرا شما به امیر المؤمنین دشنام می دهید؟ می گوید به خاطر این که حکومتم جز این دوام پیدا نمی کند. سندش هم قوی است؛ پس اصل این که مروان سب می کرده است شکی در آن نیست.
اما نقلی که ایشان در این جا دارد، ایشان می گوید مرروان سب می کرد این ها هم گوش می کردند بعد اصلا اختلاف هم نداشتند پشت سرش نماز هم می خواندند! حالا نقل را ببینیم کتاب مدینه تاریخ دمشق جلد 57 روایت این است:
«أخبرنا أبو بكر محمد بن عبد الباقي أنا أبو محمد الجوهري أنا أبو عمر بن حيوية أنا أحمد بن معروف عن الحسين بن فهم نا محمد بن سعد نا إسماعيل بن إبراهيم الأسدي عن ابن عون عن عمير بن إسحاق قال كان مروان بن الحكم أميرا علينا ست سنين فكان يسب عليا كل جمعة على المنبر ثم عزل فاستعمل سعيد بن العاص سنتين فكان لا يسبه ثم عزل وأعيد مروان فكان يسبه فقيل يا حسن ألا تسمع ما يقول هذا فجعل لا يرد شيئا قال وكان حسن يجيء يوم الجمعة فيدخل في حجرة النبي صلى الله عليه وسلم فيقعد فيها فإذا قضيت الخطبة خرج فصلى ثم رجع إلى أهله»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج57، ص243
ما با این دو تا راوی که رنگی کردیم کار داریم. می گوید مروان به امیر المؤمنین دشنام می داد بعد دارد این را دقت کنید می گوید به امام حسن گفتند مگر نمی شنوی چه می گوید به قول معروف چرا جوابش را نمی دهی؟
دارد که امام حسن (علیه السلام) روزهای جمعه می رفتند در حجره پیامبر می نشستند در مسجد نمی آمدند وقتی که خطبه ایشان تمام می شد امام بیرون می آمدند و خودشان در مسجد نماز می خواندند «خرج فصلى ثم رجع إلى أهله» ندارد که خلف مروان نماز می خواند. این شخص در کلیپ می گفت به مروان اقتدا می کرد، حضرت بعد از این که نماز می خواهد به خانه خودش می رفت.
مروان باز به این راضی نمی شد به حضرت جسارت می کرد. تا این جا باشد بعد من راجع به راویها بحث می کنم.
مجری:
حاج آقا وقت مان هم تمام است.
استاد روستایی:
تمام است. ابن حجر عسقلانی در کتاب المطالب العالیه در جلد 18 هم همین ماجرا را می آورد بعد می گوید امام حسن بیرون می آمد و خودش در مسجد نماز می خواند و بعد می گوید اصلا سند این ضعیف است اصلا شما فرض کنید که امام حسن آمده بود پشت سر مروان نماز بخواند خود عالم اهل سنت می گوید سند ضعیف است عمیر ابن اسحاق در سند است به این خاطر سند ضعیف است غیر از عمیر ابن اسحاق در لسان المیزان آمده راوی دیگری که رنگی کرده بودیم حسین ابن فهم بود در این کتاب دارد لیس بالقوی، لیس بالقوی این هم ضعیف است. دو تا راوی این روایت ضعیف است.
فرض کنید که امام حسن پشت سر مروان نماز هم خوانده باشد که این چنین نیست!
مجری:
جناب استاد روستایی خیلی از شما ممنونم، خدا به شما عزت بدهد و عاقبت بخیری و همین طور طول عمر و تشکر از لطف شما و همچنین از شما بینندگان عزیز و ارجمند تشکر می کنم که تا پایان بحث ما را همراهی فرمودید. سه تا بحث را امشب خیلی فشرده مطرح کردیم. امروزه خیلی تلاش می کنند به نوعی آن شکوه و عظمتی که عزاداری امام حسین (علیه السلام) دارد با این حرفهای پوچ و بی اساس کمرنگ کنند که مثلا حرفهای تاریخی است در حالی که سند ندارد و ما ثابت می کنیم که تمام این ها دروغ است و هیچ کدام صحت ندارد و ا نشاء الله شما عزیزان عیار معرفت تان را نسبت به امام حسین در این شبها و روزها بالا ببرید.
یَا رَبَّ الْحُسَيْنِ بِحَقِّ الحُسَین إشْفِ صَدْرَ الْحُسَيْن بِظُهورِ الحُجة یَا رَبَ الحجة بَحقِ الحجة إشْفِ صَدْرَ الْحُجة بِظُهورِ الحُجة؛ التماس دعای خیر خدا نگهدار!
رضایی
4 مرداد 1402 - ساعت 05:53اللهم عجل لولیک الفرج المنتقم الحسین