بانوی صبر - به مناسبت وفات حضرت زینب سلام الله علیها
ویژه برنامه بانوی صبر با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین زرسنج
دیگر قسمت ها
برنامه بانوی صبر 06 11 1402 (قسمت اول)
عنوان: ویژه برنامه رحلت حضرت زینب (سلام الله علیها)
استاد: حجت الاسلام و المسلمین زرسنج
مجری: آقای احمد علوی شاعر اهل بیت(سلام الله علیهم)
کلیدواژها:
ماه رجب؛ استغفار؛ وفات؛ حضرت زینب (سلام الله علیها)؛ خطبه ها؛ وصی امام؛ نائبه الحسین(سلام الله علیه)؛ عقیله بنی هاشم؛ صبر در عاشورا؛ اسارت؛ خطبه های شام
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
گفتم از کوه بگویم قدمم میلرزد * از تو دم میزنم اما قلمم میلرزد
هیبت نام تو یک عمر تکانم دادهست * رسم مردانگیات راه نشانم دادهست
پی نبردیم به یکتایی نامت زینب! * کار ما نیست شناسایی نامت زینب
من در ادراک شکوه تو سرم میسوزد * جبرئیلم، همهی بال و پرم میسوزد
من در اعماق خیالم... چه بگویم از تو * من در این مرحله لالم چه بگویم از تو
چه بگویم؟! بخدا از تو سرودن سخت است * هم علی بودن و هم فاطمه بودن سخت است
چه بگویم که خداوند، روایتگر توست * تار و پود همه افلاک، نخ معجر توست
روبهروی تو که قرآن خدا وا میشد * لب آیات ، به تفسیر شما ، وا میشد
آمدی شمس و قمر پیش تو سوسو بزنند * تا که مردان جهان ، پیش تو زانو بزنند
عرض سلام، ادب و احترام و تسلیت محضر همه شما فرهیختگان گرامی، خوشحال و خرسندم از این جهت که توفیق دارم بار دیگر شب و روز دیگر در شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) خدمتگزار زیبای شما خوبان باشم.
بیننده برنامه زیبای خودتان ویژه برنامه بانوی صبر هستید، ویژه برنامه ای که به مناسبت رحلت شهادت گونه ای عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) تقدیم شما میشود. حدود یک ساعت در خدمت تان باشیم و از دُرْ افشانی کارشناس محترم برنامه وجود نازنین حضرت حجت الاسلام والمسلمین استاد زرسنج استفاده کنیم.
یک عرض سلام و ادب محضر استاد داشته باشم و بعد بر گردم خدمت شما عرضه بدارم که در این یک ساعت قرار است چه مطالبی بحث بشود. استاد سلام علیکم، محضرتان عرض تسلیت دارم خیلی خوش آمدید.
استاد زرسنج:
عرض سلام، ادب و احترام دارم محضر شما و همکاران بزرگوارتان و مردم عزیز و بزرگواری که دارند برنامه ما را میبینند در خدمت شان هستیم.
مجری:
خیلی ممنون و متشکر، توفیق شد که در خدمت شما هستیم. یک نکته ای محضر حضرتعالی و محضر بینندگان بزرگوار عرض کنم و دارم درس پس میدهم فکر میکنم در طلیعه هر برنامه ای عرضه میدارم و تکراری باشد هم جا دارد و آن این است که نقطه نظرات ارزشمند تان را از طریق راههای ارتباطی به حقیر برسانید.
چشم به هم زدیم ماه رجب مان به نیمه رسید فکر میکنم قدر کم گذشته که گفتیم اول ماه رجب شده است مثل چندی قبل که ولادت با سعادت اقا جانمان امیر المؤمنین و امشب شب نیمه ماه رجب و ایام البیض و اعتکاف است خیلیها استفاده بهینه میکنند و از آنهای هستند که ان شاء الله همه شما بینندگان و بزرگواران هم از زمره این افراد باشید وقتی که فردای قیامت منادی ندا در میدهد این رجبیون اسم شما هم ان شاءالله به عنوان بهره بردارهای واقعی ماه رجب ثبت و ضبط بشود.
عرضم در شب رحلت جانسوز عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) این است که بیشتر بیاموزیم، بیشتر سر سفره بانوی صبر و استقامت بنشینیم و تلمذ کنیم و ان شاء الله تأثیر بگیریم ولو سر سوزنی، و در راستای زندگی مان بتوانیم اهداف عقیله بنی هاشم را بکار ببریم.
حضرت استاد در خدمت شما هستیم بفرمایید استفاده کنیم، قبل از این که وارد فضای تخصصی ویژه برنامه بانوی صبر بشویم قدری در مورد ماه رجب و نیمه ماه رجب، فضیلتها و اعمالی که دارد بفرمایید و بعد ان شاء الله سر سفره حضرت زینب استفاده کنیم.
استاد زرسنج:
خیلی عالی! انتخاب خوبی کردید. ماه رجب، از دو حیث قابل بررسی است یک: از حیث مقدمه بودن برای ماه مبارک رمضان، ماه مبارک رمضان دریای رحمت است، به تعبیری ماه رمضان آبشار رحمت است. شما وقتی یک چشمه زلال را که برای همه مریضیها خوب است خبر دار میشوید در یک منطقه ای جغرافیای همچنین چشمه ای وجود دارد اولین کاری که میکنید ظرفی هر چقدر بتوانید حجیمتر آماده میکنید که بروید آب از آنجا بردارید بنابر معرفت تان و نیازتان از آنجا آب بردارید.
هرچقدر شناخت علمی شما نسبت به آن چشمه بالا باشد درخواست شما بیشتر باشد ظرف حجیم را برای برداشتن آب با خودتان میبرید. ماه مبارک رمضان این طوری است این ظرف کی آماده بشود الغوث، الغوث شب قدر دیگر وقت این کار نیست، ان لحظه دریای رحمت در حال این است که هرکسی که بخواهد بیاید ظرفش را پر کند و تازه آن موقع میگویند حاج اقا چه کنیم استفاده کنیم؟ میگویم ماه رجب را دریابید، آخر چه ربط دارد؟
اگر ماه رجب شب سیزده و شب چهارده و شب پانزده ایام البیض، شب نیمه ماه رجب دعای مجیر یادمان نرفت خلصنا من النار یارب شب قدر میگیرد، اگر مجیر امشب یادمان رفت خلصنا یارب نمی گیرد. این از حیث مقدمه بود.
فرمودید مختصر بیان بشود، چشم! مختصر عرض میکنم.
نکته دوم این است حیث دوم ماه رجب دیگر حیث مقدمه ای نیست بلکه حیث ذاتی است ماه رجب، ماه اتصال انسانها به ولی خدا است. ملاحظه کنید در تمام ماههای سال زیارت اهل بیت ثواب دارد هر روز و هر ساعتی اما در ماه رجب زیارت اهل بیت یک زیارت مخصوص دارد به نام زیارت رجبیه، چرا در ماههای دیگر زیارت مخصوص نداریم؟ نه، کان اهل بیت (سلام الله علیهم) میخواستند در ماه رجب ما را به ذوات مقدسه وصل کنند.
در ماه رجب با ولادت امام باقر(سلام الله علیه) آغاز میشود با ولادت اقا امام جواد(سلام الله علیه) و با امیر المؤمنین(سلام الله علیه) و مبعث پیامبر این اتصال به ولایت در تک تک اعمال ما در ماه رجب حضور دارد. اوج آن کجاست؟ شب نیمه ماه رجب، شب نیمه رجب شب زیارتی مخصوص ابی عبدالله الحسین(سلام الله علیه) است. خوشا به حال کسانی که الان در بین الحرمین رو بروی حرم و ضریح شش گوشه ابی عبدالله الحسین(سلام الله علیه) دارند سلام میدهند.
ما هم از این جا از طرف همه آنهای که دارند صدای ما را میشنوند و تصویر ما را میبینند و دل شان میخواهد سلام بدهند از طرف همه سلام میدهیم:
السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْن وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ(سلام الله علیهم اجمعین)
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم ورود خیلی عالی در طلیعه برنامه بود، قسمت بود که این گونه به ماه رجب ورود کنیم. اما سراغ سفره عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بیرویم. آن خانمی را میخواهیم امروز بیشتر در ویژه برنامه بانوی صبر استاد از بیان شما و در افشانی شما و نقطه نظرات شما استفاده کنیم، حظ و بهره ببریم نامگذاری شد به نام "زین اب" زینت پدر، در ایران هم روز ولادت این خانم را روز پرستار میگویند از پرستار کربلا وام گرفتند خانمی که در چه شرایطی پرستاری کرد و در کجا پرستاری کرد.
وقتی نام عقیله بنی هاشم میآید او را اسوه صبر و استقامت و بانوی ایثار میگویند، اگر صلاح میدانید برای بینندگان فرهیخته شبکه جهانی حضرت ولی عصر بیشتر حضرت زینب (سلام الله علیها) را معرفی کنید در خدمت شما هستیم.
استاد زرسنج:
حضرت زنیب (سلام الله علیها) یک شخصیتی است قبل از این که ایشان را بشناسیم باید این را بدانیم که انسان در یک سیر توحیدی در حال حرکت است. یک مقدمه خیلی مختصر عرض میکنم تا وقت گرفته نشود. انسان در یک سیر توحیدی است که در این سیر توحیدی تمام وجود انسان جنگ بین جنود رحمان و جنود شیطان است.
مرحوم امام در کتاب چهل حدیث در حدیث اولش میفرماید تمام وجود انسان جنگ است یا:
(اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ؛ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ)
ما را به راه راست هدايت کن... راه کساني که آنان را مشمول نعمت خود ساختي
یا:
(غَيرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ)
نه کساني که بر آنان غضب کردهاي؛ و نه گمراهان.
سوره فاتحة آیه 6 و 7
کجا هستیم؟ تمام وجود انسان در حال جنگ بین شیطان و رحمان است به این عبارت که شیطان میگوید:
(قَالَ فَبِمَا أَغْوَيتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ)
گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختي، من بر سر راه مستقيم تو، در برابر آنها کمين مي کنم!
سوره اعراف (7):آیه 16
خداوند به ما امر میفرماید (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ) بگویید، شیطان که استادی است تعبیر قشنگی است یکی از اساتید میگفت، میفرمود شیطان شاگرد یک صد و بیست و چهار هزار پیامبر است. پای مکتب همه اینها نشسته و درس گرفته است این شخص میگوید (قَالَ فَبِمَا أَغْوَيتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ) نمیگذارم انسانها بر صراط مستقیم قرار گیرند. جنگ بین حق و باطل است.
در این سیر توحیدی که اتفاق افتاده است اولیای الهی صراط مستقیم هستند، این را میگویم و سریع رد میشوم. این اولیاء الهی را شیطان و جنود شیطان و طاغوت اجازه نمیدهند که ولی خدا عملیات هدایت انسانها را انجام بدهند. پیامبر، بقیه پیامبرها را نگفتم تا به اصل مطلب برسم. وجود نازنین پیامبر برای چه آمده است؟ برای حکمرانی، آیا برای شخص خودش آمده است؟ برای چه آمده است؟ برای هدایت انسانها آمده است.
پیامبر هادی انسانها است این پیامبری که هادی انسانها است را با انحاء متفاوت مانع میشود که هدایت انسانها را انجام ندهد. با شعب ابی طالب، با تحریم، با حمله نظامی، با قتل با ترور و با هر برنامه ای بتوانند اجازه نمیدهند. در این سیر توحیدی امیر المؤمنین هم این طوری است وجود نازنین امام حسن مجتبی هم این طور و وجود نازنین امام حسین(سلام الله علیه) هم همین طور.
یاران این ولی خدا چه کسانی هستند؟ خداوند در این عالم انسانهای خلق کرده است میخواهم بگویم ماها بعضی مواقع فکر میکنیم خداوند نگاه ویژه اش به چهارده معصوم است، نه خداوند در این عالم سربازان بزرگ، عزیز، شما فرمودید زینب، زینت پدر، میدانستید یکی از معانی زینب چه است؟ یکی از معانی زینب که در لسان عرب است به معنای درخت بزرگ است. به چیزی که خیلی با ارزش است زینب میگویند. زینب یعنی چیزی که خیلی بزرگ و با عظمت است.
نامگذاری زینب توسط چه کسی است؟ توسط وجود نازنین پیامبر به امر خدا است. علت؟ وجود سربازی برای ولی خدا. وجود ناصری برای ولی خدا. یک جمله بگویم این جمله برای همه مطالبی که میخواهم بگویم را میرساند بگذارید از این جمله استفاده کنم شاگردی برای مکتب حضرت زهرا(سلام الله علیها) که این شاگرد در کوچههای بنی هاشم درس میگیرد، و در خرابه شام درس میدهد!
خطبههای فدکیه فاطمه زهرا را میگیرد و میبیند و در شام خطبه میخواند، خطبههای مادرش برای مهاجر و انصار را از مادرش میبیند در کوفه خطبه میخواند. این جایگاه و این سربازی است که خدا خلق کرده است به عالم میگوید میخواهید سرباز ولی کنی، دلت میخواهد ناصر امام زمانت بشوی؟ به سیره حضرت زینب (سلام الله علیها) نگاه کن، او الگو است.
لذا وقتی این طوری به داستان حضرت زهرا نگاه کنیم متوجه میشویم چرا وقتی وجود نازنین حضرت زینب(سلام الله علیها) به دنیا آمد جبرئیل آمد روضه خواند. جبرئیل آمد حال و هوای خانه پیامبر و حضرت زهرا را تغییر داد که وجود نازنین پیامبر میفرماید:
«من بكى على مصائب هذه البنت، كان كمن بكى على أخويها الحسن و الحسين»
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد)؛ بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله (تاريخ وفات مؤلف: قرن 12)، محقق / مصحح: موحد ابطحى اصفهانى، محمد باقر، ناشر: مؤسسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف - ايران - قم، 1413 ق، ج11-قسم-2-فاطمة(سلام الله علیها) ص947
هرکس برای زینب گریه کند، خوش به حال آن چشمهای که اشک الود است، هرکس که امشب برای زینب گریه کند، ثواب گریه بر امام حسن و امام حسین (سلام الله علیهما) را دارد. یعنی چه؟ یعنی من بکی علی الحسین فله الجنه، من بکی و ابکی این جایگاه حضرت زینب(سلام الله علیها) است.
میخواهیم یاد بگیریم، زانوی ادب بزنیم بگوییم خانم جان چه ویژگیهای شما دارید، شما در رسم زندگی تان، خانم جان در سال پنجم و یا ششم هجری به دنیا آمدند، و در سال شصت و دوم هجری هم که سال بعد از عاشورا است امشب هرچه سخن بگوییم روضه است خانم حضرت زینب یک سال نیم بعد از عاشورا زنده بود.
بعضیها به من میگویند شهیده و شهادت، وفات میگویند، من می گویم یک سال و نیم کان از عاشورا یک فرمانی حضرت زینب(سلام الله علیها) داشتند و آن فرمان را اجرا کردند تمام شد. این که در قتلگاه قالب تهی نمیکند، به آن میرسیم و محضر شما و بینندگان عزیز حرف داریم این که در گودال قتلگاه چرا حضرت زینب نباید قالب تهی کند. و اگر قالب تهی کند هیچ کسی حضرت زینب کبری را ذم نمیکند؛ اما یک سال و نیم به امر ابا عبدالله الحسین سفیر امام حسین است.
نائبة الحسین، میدانید یکی از ویژگیهای ایشان است، یعنی چه؟ شیخ طوسی در کتاب غیبت خودش روایتی از احمد ابن ابراهیم نقل کرده است این روایتی است که احمد ابن ابراهیم میگوید من سال 262 یعنی زمانی که غیبت صغری آغاز شده است میگوید پیش حکیمه آمدم. حکیمه چه کسی است؟ خداوند ان شاءالله نصیب مان کند سامرا، آنجا وقتی میروی یکی از قبرهای که در ضریح امام هادی و امام حسن عسکری است قبر حکیمه خاتون است.
حکیمه خاتون عمه امام حسن عسکری است. میگوید نزد حکیمه خاتون امدم از حکیمه خاتون سوال کردم الان دسترسی به حجت نیست چه کنیم؟ شیعیان کجا بروند؟ حکیمه خاتون من وراء حجاب به احمد ابن ابراهیم فرمودند به ما امام حسن عسکری امر کرد به جدّه، جده چه کسی است؟ مادر امام حسن عسکری و همسر امام هادی است.
احمد ابن ابراهیم میگوید من تعجب کردم چرا من را به یک زن ارجاع میدهند؟ مگر امکان دارد انسانها و شیعیان را به یک زن ارجاع بدهند؟ از این کار تعجب کردم! سوال کردم حکیمه خاتون من را به یک زن ارجاع دادند، شیعیان را به یک زن ارجاع دادند؟ حضرت حکیمه خاتون فرمودند به حسین ابن علی اقتدا کردند. خیلی روایت، روایت قشنگی است. چرا و کجا؟ وقتی ابا عبدالله الحسین وصیت کرد و وصی خودش حضرت زینب را قرار داد، چرا؟ آخر عبارت این جا است. به خاطر این که علی ابن الحسین(سلام الله علیه) باید مستور میشد. عملیاتی که در کربلا اتفاق افتاد، عملیات از بین بردن ولی خدا بود هرکس ولی خدا است باید از بین برود.
لذا دستور داده بود هرچه مرد دارند بکشید؛ چون میدانستند زن قرار نیست امام بشود، هرچه مرد در آنجا میبینید بکشید. شب هشتم محرم ما را در روضههای علی اکبر یاد کنند. یکی از تعبیرات من این است که شب هشتم محرم میگویم حضرت علی اکبر لیلة المبیت امام حسین است. آقا ابا عبدالله الحسین علی اکبر را به میدان فرستاد و فریاد زد این جوان را ببینید این عزیز دل من است این شبیه پیغمبر است. مگر قرار است در جنگ یار را معرفی کنید.
مجری:
اشبه الناس خَلقا و خُلقا
استاد زرسنج:
«أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ (صلی الله علیه واله وسلم)»
نام كتاب: اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى- فهرى زنجانى، احمد (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: جهان، تهران: 1348 ش، ص113
چرا؟ به خاطر این که ذهنها را به علی ابن الحسین اکبر جمع کند و حواس از علی ابن الحسین اوسط که در خیمه است پرت بشود برای همین مروان یک روز امام سجاد را دید گفت شما؟ گفت من علی ابن الحسین هستم. گفت علی ابن الحسین را که در کربلا کشتیم! گفت اون برادرم بود. در این جریان که قرار است همه کشته بشوند همه از بین بروند چه کسی باید باشد که از امام سجاد مواظبت کند؟ دو جا حضرت زینب(سلام الله علیها) نائبة الحسین را انجام داد یکی عصر عاشورا که به خیمهها حمله کردند قرار بود امام سجاد را بکشند. آمد حضرت زینب حائل شد.
جانم فدای حضرت زینب در قتلگاه هم میخواست حائل بشود اما نشد!
مجری:
نگذاشتند.
استاد زرسنج:
و الا حضرت زینب در قتلگاه هم آمد حائل بشود. پراکنده گویی نکنم این جا را تمام کنم و در خدمت شما باشم هرچه امر بفرمایید.
جای دوم مجلس عبید الله ابن زیاد در آن جا تا چشمش به امام سجاد افتاد گفت بکشید، این باید کشته شده باشد. حضرت زینب گفت نه دیگر نمیتوانید جریان فجیع شده همه جا بهم ریخته بگذارید فضا آرام باشد. لذا حضرت زینب(سلام الله علیها) موظف است که خطبه بخواند که اگر وقت شد برسیم خطبهها را بخوانیم. این وجود نازنین حضرت زینب نائبة الحسین شد.
مجری:
استاد از شما ممنون هستم. عجب حواله ای بود، یک فرصت بگیریم و میان برنامه ای ببینیم؛ اما قبلش یاد کنیم از همه پدران و مادران آسمانی، همه آنهای که بین ما بودند و الان اسیر خروارها خاک شدند کسانی که در ماه رجب سال پیش بودند مثل همچنین شبی، شب وفات عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) بودند ماه رجب را درک کردند الان دست شان از دنیا کوتاه شده از دُر افشانی استاد میخواهم وام بگیرم و استفاده کنم از کجا معلوم سال دیگر بیاید شب وفات خانم حضرت زینب عقیله بنی هاشم بشود ما باشیم.
یا از کجا معلوم رزق مان بدهند که در سر سفره حضرت زینب باشیم من یک بیت بخوانم و یک میان برنامه تقدیم شما بینندگان بزرگوار بکنیم ببینیم و حظ و بهره ببریم و بر گردیم در خدمت شما باشیم عرض میکنم خانم جانم:
(زکودکی در این خانه کار میکردم) پیشکش به همه نوکران و کنیزهای حضرت زهرا(سلام الله علیها) و آقا ابا عبدالله الحسین(سلام الله علیه)
زکودکی در این خانه کار میکردم * به نوکری حسین افتخار میکردم
اگر خدا تن من هزار جان میداد * برای حضرت زینب نثار میکردم
(میان برنامه)
مجری:
ملجأ اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود * شب نگهبان در کنار نهر علقم زینب است
پرچمت گر سرنگون شد من نگه میدارمش * غم نخور بعد از تو پشت بان پرچم زینب است
قبول باشد، یک وعده ای به بنده ای حقیر بدهید هرکجا به نام نامی حضرت زینب دل تان شکست، خانه دل تان ویران شد نمی اشکی به چشمان تان نشست بنده حقیر استاد والا مقام و دوستان مجموعه اطاق فرمان و همه عوامل شبکه جهانی حضرت ولی عصر را از دعای خیرتان بی نصیب و بی بهره نفرمایید. استاد بزرگوار من تمنا میکنم در سه محور اگر صلاح میدانید و هر طور که خودتان برنامه ریزی میفرماید اول بیشتر دوست دارم صفات حضرت زینب این که القاب حضرت زینب عقیله بنی هاشم است و یا یک واژه ای هم که در قسمت قبلی اشاره فرمودید را بشنویم و اصلا دلیل چه بود که این گونه نامگذاری شد عقیله بنی هاشم گفته شد و از کجا سرچشمه گرفت؟ و آن کتابی که معرفی کردید خطبههای حضرت زینب را بفرمایید استفاده میکنیم و نمک مجلس مان هم سر سفره حضرت زینب باشیم. حضرت استاد بفرمایید
استاد زرسنج:
در مورد واژه عقیله من تتبع کردم که این واژه، واژه ای روایی است خیلی جالب است به این مطلب رسیدم ابن عباس وقتی میخواست حدیثی را از حضرت زینب نقل کند با این عبارت دارد:
«حدثتني عقیلة بني هاشم»
یعنی ابن عباس عقیله را صفت برای حضرت زینب قرار میدهد ما در طلبگی هم میخوانیم میگوییم وضع یا تعینی و یا تَعَیُّنی است یا کسی تعین میکند یا این قدر کثرت استعمال اتفاق میافتد که این واژه برای یک نفر قرار میگیرد در آن زمان چه اتفاقی افتاده بود و چه جریانی را از حضرت زینب(سلام الله علیها) در بین زنها و در تدریسشان و حدیث خوانی شان بوده است که حضرت زینب معروف به عقیله شده بود وقتی میخواستند حدیثی را نقل کنند میگفتند عقیله فرموده است.
عقیله بودن حضرت زینب و عالمه بودن حضرت زینب تجلیهای متفاوت دارد یکی درس قرآن ایشان است وقتی حضرت امیر المؤمنین به کوفه آمد ایشان تفسیر قرآن راه انداخت، جلسه تفسیر قرآن داشت. ایشان مفسر قرآن بود یکی از روضهها و حرفهای سنگینی که من در این جریان خیلی اذیت شدم این است که میفرمودند وقتی اسرا و حضرت زینب به کوفه رسیدند آنهای که آمدند دور حضرت زینب شاگردهای حضرت زینب بودند.
مجری:
روضه حضرت زینب این بود!
استاد زرسنج:
خیلی عجیب است شما جایی استاد و مفسر قرآن باشی و رفت و آمد در بین شما، جایگاه شما رفیع است ولی با حالت اسراء وارد آن شهر بشوی که مفصل روضه است لذا میگوید وقتی وارد کوفه شدم و دیدند همه گریه کردند خانم حضرت زینب فرمودند «اسکتوا» گریه نکنید نشستید برای ما گریه میکنید؟ شما باید میآمدید نصرت میکردید، امام تان را نصرت نکردید حالا دارید گریه میکنید آنها از این رفتار مات و مبهوت ماندند...
من یک روایت از عقیله و عقل بخوانم که این عقل کدام عقل است؟ بعضیها میگویند عقل، خوب عقل معاش است بلد باشد چطور پولش را خرج کند و یا بلد باشد کسب و کار داشته باشد. نه آقا جان، این عقل:
«مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَان»
است. این روایت را بخوانم و به بینندگان عزیز هدیه کنم. بحار الانوار مرحوم مجلسی این روایت را از وجود پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) نقل میکند.
«وَ إِنَّ أَعْقَلَ النَّاسِ عَبْدٌ عَرَفَ رَبَّهُ فَأَطَاعَهُ وَ عَرَفَ عَدُوَّهُ فَعَصَاهُ وَ عَرَفَ دَارَ إِقَامَتِهِ فَأَصْلَحَهَا وَ عَرَفَ سُرْعَةَ رَحِيلِهِ فَتَزَوَّدَ لَهَا أَلَا وَ إِنَ خَيْرَ الزَّادِ مَا صَحِبَهُ التَّقْوَى وَ خَيْرَ الْعَمَلِ مَا تَقَدَّمَتْهُ النِّيَّةُ وَ أَعْلَى النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللَّهِ أَخْوَفُهُمْ مِنْهُ»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج74، ص180
«وَ إِنَّ أَعْقَلَ النَّاسِ عَبْدٌ» عاقلترین آدم کدام آدمها و بندهها است؟ «عَرَفَ رَبَّهُ فَأَطَاعَهُ» خدا را بشناسد و عبادت کند. «وَ عَرَفَ عَدُوَّهُ فَعَصَاهُ» دشمنش را بشناسد آقا تجلی این حضرت زینب است. هم خدا را میشناسد و عبادت میکند بندگی در نماز که میشود شب شام غریبان که اوج مظلومیت شان است امام سجاد میگوید دیدم عمه جانم نماز شبش را نشسته میخواند.
امام حسین(سلام الله علیه) به حضرت زینب میفرماید خواهر جان در نماز شبت من را دعا کن، این جایگاه، جایگاه عبادت است «فَعَصَاهُ» وقتی دشمن رو برویش است با تمام قدرت رو بروی دشمن میایستد.
بگذارید در این جا این حرف را بزنم و ان شاء الله به خطبهها هم برسیم یکی از ویژگیهای که برای حجاب نقل میکنند چرا میگویند زن باید حجاب داشته باشد؟ بعضیها میگویند هویت زن را اسلام بهم زده است، نه اصل هویت زن در اسلام است. اسلام حجاب را واجب کرده است که زن با حیث انسانیتش در جامعه حضور پیدا کند. اصلا حجاب وجوبش برای همین است. برای این که اسلام زن انسانی را میخواهد میخواهد زن در اجتماع حضور پیدا کند و حجاب داشته باشد که شأن حیوانی تو قایم بشود و شأن عقل و انسانی تو پیدار بشود وجوب حجاب یعنی این، علت دیگری وجوب حجاب ندارد.
حضرت زینب (سلام الله علیها) با تمام وجود این جریان را ایجاد کردند در کربلا با تمام وجودشان نصرت میکنند و رو بروی دشمن میایستند در خطبههایشان و در تمام عرصهها.
«وَ عَرَفَ دَارَ إِقَامَتِهِ فَأَصْلَحَهَا» میداند کجا برود اقامت کند، خودش را آماده کند «وَ عَرَفَ سُرْعَةَ رَحِيلِهِ فَتَزَوَّدَ لَهَا» میداند سرعت زیاد است کجا قرار است برویم چقدر وقت داریم و چقدر به ما خبر میدهند و عکس میزنند که تمام کرد میگوییم اِیْ چند سالش است؟ میگویند بیست و خرده ای. چند سالش است؟ سی و خرده ای. چه کسی به ما قول داده است تا اخر هستیم.
عقل به ما میگوید وقت کم است شب نیمه را دریابید.
مجری:
استاد نه به سن و سال کار دارند و نه پست و مقام کار دارند و نه به مال و منال کار دارند و نه به مدرک اجتماعی و تحصیلی ات کار دارند. ناگهان بانگ بر آمد و خواجه برفت!
استاد زرسنج:
یکی از رفقای ما در زمان کرونا به میتها غسل میداد، ایشان تعریف میکرد خداوند حفظش کند میگفت یک آقایی را آوردند وضع خاصی بود دیگر غسل دادن در ایام کرونا یک وضعی بود که الان نمیخواهم وارد بشوم. میگفت یک نفر را با خدم و حشم و افراد متعدد و خانواده آوردند گفتند حواس تان به این باشد این بزرگ خاندان ما بوده و مسئولیت فلان جا را داشته است، گفت ما غسلش دادیم تمام شد بردنش!
گفت نفر بعدی را رفتیم از سردخانه بردارم دیدم نوشته مجهول الهویه، به من گفت حاج آقا آن اولی غسلش با دومی ذره ای فرق نداشت کفن اولی با دومی ذره ای فرق نمیکرد، سوال و جواب اولی با دومی، قبر اولی و دومی فرق نمیکند.
مجری:
این نگاههای دقیق و ژرف بود که وقتی از این بانوی صبر سوال میکنند در کربلا چه دیدی؟ میگوید: «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا»
«فَقَالَ ابْنُ زِيَادٍ كَيْفَ رَأَيْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِيكِ وَ أَهْلِ بَيْتِكِ فَقَالَتْ مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا»
اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى- فهرى زنجانى، احمد (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: جهان، تهران: 1348 ش، ص160
من چیزی جز زیبایی ندیدم و در مجلس ابن زیاد چه کردند! بفرمایید استاد از خطبههای حضرت زینب بیشتر بگویید.
استاد زرسنج:
به واژه صبر برویم، صبر انواع متفاوت دارد، نمیخواهم بروم آن روایت معروف را بگویم که همه شنیدن، یک صبر داریم آدم کسی را از دست میدهد ناراحت است، شرایط برایش سخت میشود بلا پیش میآید صبر میکند یک گوشه ای میشیند خانه غم و اندوه را برای خودش قرار میدهد و غصه دار میشود این یک صبر است.
یک صبری صبرا جمیلا است، معارج آیه 5
(فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا)
پس صبر جميل پيشه کن
سوره معارج (70): آیه 5
معلوم میشود یک صبر جمیل هم داریم، صبر جمیل چه است؟ صبر جمیل خروجی اش «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا» است. آقا برای این که جا بیفتد صبر حضرت زینب یعنی چه؟ بینندگان مان بلد هستند دوباره محضرشان تکرار دارم میکنم حضرت زینب (سلام الله علیها) در عاشورا هم مادر شهید است، هم خواهر شهید است و هم عمه شهید است در یک شرایطی قرار دارد که این همه شهداء حواسش باید به این باشد که تک تک یاران امام به شهادت میرسند دار الحرب میروند، خانوادهها دارند بهم میریزند و ناراحت هستند.
یکی شوهرش را از دست داده، یکی بچه اش را از دست داده و یکی برادرش را از دست داده، آنها را باید آرام کند، در این شرایط ناصر امامش است این صبر، صبر جمیل است. آیه 5 سوره معارج نمونه بیرونی دارد یا ندارد؟ بله مصداق بیرونی دارد فقط حضرت زینب است. این که فقط میگویم یعنی اوجش، در یک جایگاهی قرار دارد که همه عالم باید به آن جایگاه نگاه کنند.
سه تا از نصرت حضرت زینب(سلام الله علیها) را در واقعه عاشورا محضرتان عرض کنم یک: حضرت زینب(سلام الله علیها) کسی است که وقتی علی اکبر پشت خیمههای دشمن به زمین میافتد ابی عبدالله الحسین با آن وضعیت ناراحت آنجا میرود کان حضرت زینب(سلام الله علیها) میبیند برادر تنها است کجا تنها است؟ وسط معرکه، دور خیمهها؟ نه پشت خیمههای دشمن، ابی عبدالله الحسین آن لحظه ای که: «فجعل خده علی خده الشریف» میبیند زینب آنجا است.
استاد ما میفرمودند میدانید چرا ابی عبدالله فرمودند جوانان بنی هاشم بیایید به خاطر این که بیایند زینب را بر گردانند. یکی از جاهای که ابی عبدالله عبای خودش را پهن کرد به تأسی از بابایش امیر المؤمنین بین در و دیوار این جا است، عبای خودش را به حضرت زینب داد کان حضرت زینب دوان دوان پشت خیمهها آمده نامحرمها دور حضرت زینب است. اما حضرت زینب به اینها نگاه نمیکند حضرت زینب میفرماید حسین تنها است وقتی آقا تنها است تمام همه چیز کنار میرود. این یک.
دومی کجا است؟ دومی را من هَیْ گشتم گفتم ابی عبدالله الحسین در روایت داریم (بینندگان عزیز قول بدهند اگر اشک چشمهایشان جاری شد ما را دعا کنند) ابی عبدالله وقتی قنداقه علی اصغر را بلند کرد وقتی علی اصغر تیر خورد حضرت خون را پاشید و حضرت علی اصغر را دفن کرد من سوال میکنم برای خودم سوال بود، چه کسی کمک امام حسین کرد؟ کمک نمیخواهد؟ این بچه در بغل و غلاف شمشیر را باید به زمین بزند تا قبر درست کند خون را باید بپاشد.
در کتاب لهوف سید ابن طاووس مینویسد حضرت به زینب گفت زینب این بچه را بگیر من خون ایشان را بپاشانم، و برایش قبر درست کنم. یعنی اوج وفاداری و اوج صبر جمیل یعنی در اوج غم است، زمان شهادت حضرت علی اصغر زمانی است که همه به شهادت رسیده اند، داغها تازه است آقا حضرت ابا الفضل به شهادت رسیده، فضا آماده رفتن به اسارت است کار تمام است اما حضرت زینب کنار ابی عبدالله الحسین آمد.
سومین جا کجاست؟ سومین جا آن جایی است عبدالله ابن حسن میخواهد وارد میدان بشود آنجا باز حضرت زینب خودش را رساند. این صبر در عاشورا است. آیا تمام؟ نه، حضرت زینب(سلام الله علیها) یک وظیفه دارد، این وظیفه را کجا اجرا میکند؟ در بین مسیر، این وظیفه را کجا اجرا میکند؟ برای موقعی که بچهها گم شده است شب تا صبح حضرت زینب دنبال بچهها بود. آن لحظه ای که امام سجاد(سلام الله علیه) فرمود «علیکن بالفرار» از حضرت پرسید عزیز دل برادرم چه کنیم؟ حضرت سجاد فرمود «علیکن بالفرار» وقتی فرار کردند چه کسی جمع شان کند؟ این بچهها و یتیمها همه فرار کرده اند باید حضرت زینب جمع شان کند.
رباب را چه کسی باید آرام کند؟ این فضا را حضرت زینب (سلام الله علیها) مدیریت کرد. تمام شد وظیفه تو بس است تو دیگر به نحو اتم وظیفه ات را انجام دادی، بعد در جلسه عبیدالله ابن زیاد میآید در جلسه عبید الله ابن زیاد حذیم اسدی میگوید:
«قَالَ حِذْيَمٌ الْأَسَدِيُّ لَمْ أَرَ وَ اللَّهِ خَفِرَةً قَطُّ أَنْطَقَ مِنْهَا كَأَنَّهَا تَنْطِقُ وَ تُفْرِغُ عَلَى لِسَانِ عَلِيٍّ(سلام الله علیه)»
یک طوری خطبه میخواند، کان امیر المؤمنین(سلام الله علیه) دوباره زنده شده است و در کوفه دارد خطبه میخواند. این خانم است این مصیبت دیده است، این خانمی که در نیم روز تمام مصیبتها را دیده است، این خانمی که در پنج سالگی مصیبت مادر دیده است اما وقتی میخواهد از ولی خدا امام سجاد دفاع کند، از مکتب اسلام میخواهد دفاع کند جوری خطبه میخواند که وقتی کسی در کوفه خطبه امیر المؤمنین را دیده باشد میگوید هیچ کسی مانند زینب شبیه به امیر المؤمنین خطبه نخوانده است.
«وَ قَدْ أَشَارَتْ إِلَى النَّاسِ بِأَنْ أَنْصِتُوا»
حضرت زینب فرمود ساکت باشید، دارد:
«فَارْتَدَّتِ الْأَنْفَاسُ وَ سَكَنَتِ الْأَجْرَاسُ»
زنجیری که در گردن شترها بود را جرس میگویند جرسها ساکت شد، حضرت شروع کردند.
«ثُمَّ قَالَتْ بَعْدَ حَمْدِ اللَّهِ تَعَالَى وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»
الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج2، ص304
حالا میخواهد شروع بکند ما باشیم بخواهیم گلایه کنیم و حرف بزنیم داد و دعوا اما عقیله بنی هاشم با الحمدلله رب العالمین شروع میکند حمد و سپاس خدا.
یکی دیگر هم بگویم وقت مان دارد میگذرد. حضرت زینب و اسرا در مجلس شراب آوردند. کاش میشد ترجمه نکنم.
«رَوَى شَيْخٌ صَدُوقٌ مِنْ مَشَايِخِ بَنِي هَاشِمٍ وَ غَيْرُهُ مِنَ النَّاسِ: أَنَّهُ لَمَّا دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) وَ حَرَمُهُ عَلَى يَزِيدَ»
با همین روضه باید گریه کنیم، با همین روضه باید بمیریم، امام سجاد و حریمش امام سجاد و ناموسش، امام سجاد و عمه جانش و خواهرش وارد جلسه شدند.
«وَ جِيءَ بِرَأْسِ الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) وَ وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ فِي طَسْتٍ»
سر ابی عبدالله را داخل تشت گذاشت.
«فَجَعَلَ يَضْرِبُ ثَنَايَاهُ»
من به دوستان میگویم این صحنه را ما میشنویم نمیتوانیم تحمل کنیم، برای ما گفته اند نقل و تاریخ است برای همین است بعضیها میگویند کاش دروغ باشد.
مجری:
این که تأثیر شنیدن است و شنیدن کی بود مانند دیدن!
استاد زرسنج:
حضرت زینب آنجا نشسته امام سجاد قرار است حرف بزند، امام سجاد نباید یک طوری حرف بزند که کشته بشود، امام سجاد خطبه دارد اما نباید یک طوری حرف بزند که منجر به کشته شدنش بشود. چه کسی باید شمشیر را بزند؟ چه کسی باید این حرفهای تند را بزند؟ علمدار آن لشکر چه کسی است؟ عباس آن لشکر چه کسی است؟ عباس آن لشکر زینب است. زن بلند میشود.
«فَلَمَّا رَأَتْ زَيْنَبُ ذَلِكَ فَأَهْوَتْ إِلَى جَيْبِهَا فَشَقَّتْهُ»
خانم حضرت زینب که این صحنه را دید خیلی ناراحت شد
«ثُمَّ نَادَتْ بِصَوْتٍ حَزِينٍ»
آنجا حضرت زینب روضه را شروع کرد، با روضههایش حضرت زینب به عالم درس داد، با روضههایش جلسه را بهم ریخت، با روضههایش نقشه یزید را بهم ریخت. تمام شد خانم بس است. نه
«فَقَامَتْ إِلَيْهِ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيٍّ وَ أُمُّهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ وَ قَالَتْ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ* وَ الصَّلَاةُ عَلَى جَدِّي سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ»
الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج2، ص307
حضرت زینب(سلام الله علیها) شروع کرد خطبه خواندن، آن هم چه خطبه ای، این حضرت زینب یک جای دیگر هم ناصر ابی عبد الله الحسین است، وقتی در گودال قتلگاه آمد آن لحظه ای که همه دور ابی عبدالله الحسین را حلقه زدند و میخواهند کار ابی عبدالله را تمام کنند دیدند یک خانمی وارد گودال قتلگاه شد این را از چه کسی یاد گرفته است؟ بگذارید بگویم شب وفات حضرت زینب در این لحظاتی که دلها کربلایی است بگوییم این شاگرد فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است شاگرد آن خانمی است که بین در و دیوار اجازه نداد کسی دستش به علی برسد.
خانم زینب وارد گودال قتلگاه شد، همین یک بیت اوج روضه و اوج حرف من است. یک نفر در میان گودال و صد نفر می زدند زینب را.
مجری:
یک نفر در میان گودال و صد نفر میزدند زینب را، چه حال قشنگی دارید، وعده بدهید ما را هم دعا کنید. از صبر و مدد کردن حضرت زینب(سلام الله علیها) گفتند آن جای که آمد کنار بدن جوانش آقا ابی عبدالله استاد من را ببخشید اگر این گونه نیست بگویید جای دیگر نگویم فرمودید عبا پهن کرد گفت جوانهای بنی هاشم بیایند کمکم کنند. این عبا به داد ابی عبدالله رسید و یک جای دیگر هم فرمودید تیر به گلوی نازک علی اصغر اصابت کرد آقایان و بینندگان بزرگوار فرهیختگان گرامی قنداقه علی را حضرت زیر عبا پنهان کرد.
یک حرفی بزنم این دل شما خیلی آماده است ان شاء الله کربلا و سوریه و زیارت بیت الله الحرام استاد و بینندگان بزرگوار مریضها را دعا کنید، گرفتارها را خیلی یاد کنیم آنهای که از همه جا مانده و راندن و گفتند شب وفات حضرت زینب بیرویم به نام حضرت زینب عقده دل باز کنیم.
پس این عبا دو جا به داد حسین رسید، من هم این گونه بگویم شما دعا کنید و روضه آخر بخوانیم ای کاش یک جای دیگر هم این عبا به داد ابی عبدالله میرسد و آن لحظه ای که دیدند لخت و عریان بدن عزیز دل فاطمه روی خاک کربلا افتاده است این جا دیدند زینب دوباره آمد به داد حسین رسید و گفت داداش کاری از من بر نمیآید
اما به خاک گفتم اگر شد مرتبت بکند. خواهر این گونه است کاری از دستم بر نمیآید عبای ندارم روی بدنت بیندازم
به خاک گفتم اگر شد مرتبت کند * بد است که ببیند کسی تو را عریان
جان ابی عبدالله ما را هم از دعای خیرتان بی نصیب نکنید شب وفات حضرت زینب است یک نمک دیگر و دعای شما حسن ختام برنامه مان باشد صدا زد عبدالله، استاد آیا این گونه است؟ الله اکبر بستر من را زیر افتاب قرار بده، این خانمی که امروز برنامه ای صبر را داشتیم ذره و سر سوزنی از دریای معارف ایشان بشنویم صدا زد عبدالله بسترم را زیر افتاب قرار بده!
لذا میگویند لحظات آخر نگاه میکردند عقیله بنی هاشم دختر امیر المؤمنین چندین ساعت به یک جایی خیره میشدند و نگاه میکردند و لحظات آخر گویا چیزی را در خیلی جانسوز چیزی را در بغل گرفته اند گاهی چشمها را باز میکنند و میبندند میگوید نگاه کردم شاید کهنه پیراهن برادرش ابی عبدالله بود هَیْ صدا میزد حسینم حسینم
استاد دو سه دقیقه بفرمایید و دعا کنید.
استاد زرسنج:
خداوند شما را حفظ کند، من اعتقادم این است هرکس دلش میخواهد امشب کربلای باشد همان طور که خواهر به این برادر حساس است و برادر هم به خواهر حساس است اگر امشب کسی برات کربلا میخواهد به خواهر قسم بدهد به حضرت ابی عبدالله الحسین عرضه بداریم آقا جان به حق آن لحظه ای که آمدی صدا زدی علیکن منی السلام یا بنات رسول الله حضرت زینب از خیمهها بیرون آمد اینجا حضرت زینب از خیمهها بیرون آمد و یک جا هم عصر عاشورا حضرت زینب از خیمهها بیرون آمد
همه از خیمهها بیرون دویدند * ولی سالار زینب را ندیدند
الله اکبر، خدا برای ما امشب بنویسد، به این حال دل شما و بینندگان عزیز برای مان بنویسند، کربلا این نیست که فقط رو بروی آن شش گوشه بی ایستیم و سلام بدهیم همین جا هم حرم ابی عبدالله الحسین هرجا ذکر ابی عبدالله است آن جا حرم ایشان است. چشمهایمان را میبندیم میرویم، رفتیم خیلی از کسانی که زائر اولی بودند به من گفتند حاج آقا ما این جا آمدیم ما این جا را بلد هستیم ما این جا را زیارت کردیم گفتم با دل آمدید و از خداوند میخواهیم به حق این شب نیمه رجب به حق این شبی که نزول رحمت است و شب آمادگی ماه مبارک رمضان است بهترینهای که به بهترینها میدهد را به ما عطا کند.
شهادت نصیب مان بشود، در راه اما م زمان، در راه نائب شان، خدا ان شاء الله ما و شما را جزء زائران و عاشقان اهل بیت (صلوات الله علیهم) قرار بدهد. اگر مریضی تصویر و برنامه ما را میبیند و هرکسی از شیعیان امیر المؤمنین که در خانه اش مریض دارد به حق این لحظات و این شب نیمه رجب شفای عاجل عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
مجری:
خیلی ممنون طیب الله، بهره بردیم و استفاده کردیم، خیلی متشکرم قدر دان نگاه زیبای شما هستیم وعده دادید و ان شاء الله مطمئن هستیم به وعده تان عمل میکنید و ما را از دعای خیرتان فراموش نمیکنید. ویژه برنامه بانوی صبر حال و هوای قشنگی بود دست شما درد نکند.
کسی که بار امانت کشید من بودم * کسی که شادی دوران ندید من بودم
چهار ساله طفلی که از غم مادر * فراق رنج چهل ساله دید من بودم
حسن ختام برنامه بانوی صبر همین یک بیت باشد
ز دیدن سر بی تن سید الشهداء * کسی که قامت سروش خمید من بودم
پیروز، سربلند، پایدار منصور باشید ما را از دعای خیرتان بی نصیب نکنید یا علی مدد خدا نگهدار!