شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
کلمه طیبه حجت الاسلام یزدانی

قسمت سی و پنجم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی


 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 13 اردیبهشت 1400

مجری:

اَعُوذُ بِاالله مِنُ الشَّیّطانِ الرَّجِیّم بِسّمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیّم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

ای خواب به چشمی که نمی خفت بیا

ای خواب به چشمی که نمی خفت بیا

 ای خنده به آن غنچه که نشکفت بیا

 دیوار و در کوفه زبان شد که مرو

دیوار و در کوفه زبان شد که مرو

 امّا چه کند فاطمه می گفت بیا

السلام علیک با أباالحسن یا امیرالمؤمنین یا علی بن أبی طالب

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همۀشما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج) هم چنین عرض تسلیت ابتداً به صاحب عزای اصلی این شب حضرت ولی عصر (عج) و بعد به همۀشما تسلیت عرض می کنم شب یتیمی مؤمنین را، شب شهادت حضرت آقا امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (ع) را، شبی که گره خورده با این شب های قدر، إن شاءالله که سرنوشت ما هم گره بخورد با نام علی و با قرآن ظاهر و باطن.

همانطور که مستحضر هستید به رسم دو شنبه شب ها مهمان شما هستیم و تقدیم می کنیم محضرشما گرامیان برنامه کلمه طیبه را برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت استاد حضرت حجت الاسلام والمسلمین دکتر یزدانی باشیم، ابتداً یک سلام و عرض ادبی داشته باشیم محضرشان، بعد إن شاءالله برویم سراغ بحث اصلی خودمان، سلام عرض می کنم تسلیت می گویم خدمت تان.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ  بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ الحمد لله الذي اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد وإليه يعود و الصلاة والسلام علي شاهد و المشهود لکل موجود محمد المحمود وعلي آله آل الله الودود خلفاء الله علي عالم الغيب و الشهود سيما الحجة بن الحسن المهدي المنتظر الموعود.

سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر و من هم تسلیت عرض می کنم سالروز شهادت حضرت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (ع) را، امیدوار هستم که خداوند به همۀما توفیق بدهد که این شب ها را بتوانیم احیا بگیریم و در این شب ها به عبادت بپردازیم و انتظار دارم إن شاءالله که همۀ بینندگان عزیز ما را، همه عوامل شبکه جهانی حضرت ولی عصر را از دعای خیرشان فراموش نفرمایند و إن شاءالله به یاد ما هم باشند و ما هم إن شاءالله دعا کنند.

مجری:

الحمد الله در محضر حضرت عالی این توفیق را داریم به بالاترین و افضل اعمال این شب ها که تفکر است بپردازیم،حداقل داریم آن حقایق و واقعیت ها را باچشم خودمان می بینیم و قضاوت می کنیم، خب در راستای همین برویم سراغ روال برنامه و کلیپ اول را، کلیپ شماره 139 را باهم مشاهده کنیم.

کلیپ 139:

صحابی جلیل حضرت علی بن ابی طالب در نماز صبح روز نوزدهم ضربه خوردند و در روز بیست و یکم به شهادت ریسیدند چند روزی زنده بودند، مثل حضرت عمر که در نماز صبح در محراب رسول الله (ص) ضربه خوردند و چند روز بعد زنده بودند بعد شهید شدند، فرق بین شهادت حضرت علی و شهادت حضرت عمر این است که حضرت عمر در حال نماز در محراب رسول الله (ص) از طریق آتش پرست و مجوسی ابولؤلؤ ایرانی ولی حضرت علی هنوز به مسجد نرفته بود درب ورودی مسجد می خواست داخل شود ضربه خورد و هنوز به نماز نایستاده بود، و حضرت عمر رضی الله عنه اولین شهید محراب شد و حضرت علی در محراب نایستاده بود که شهید شد.

مجری:

بسیار خب، طبق روال معمول همانطور که مطلع هستید و بارها و بارها دیدیم یک تلاش بسیار مذبوحانه ای اینها انجام می دهند تا بخواهند فضائل اهل البیت و در رأس آنها حضرت آقا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب را کتمان بکنند، اما «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» «و لو کره المشرکون» و تمام اینهایی که این صحبت ها را نجام می دهند، بارها و بارها خود کارشناسان برنامه فرمودند این جمله را که این یک معجزه ای است که ما از کتاب های خودشان می بینیم که مطالبی که شاید خودشان هم حواسشان نبوده اینها را آمدند نقل کردند؛ اما ببینیم، چنین ادعایی مطرح شد حضرت استاد که بین خلیفه دوم و حضرت آقا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) تفاوت است در نحوه کشته شدن در مکانش، چراکه عمر در محراب بقول ایشان به شهادت رسید، اما حضرت امیرالمؤمنین، نه در مسجد بود و نه در جای خاصی.

استاد یزدانی:

بله، همانطور که شما فرمودید نمی دانم اینها چه مرضی دارند، و چه بیماری دارند که تمام تلاش شان را می کنند که فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) را انکار کنند از آن طرف فضائل ساختگی برای بقیه درست کنند، مقام امیرالمؤمنین را تا می توانند بیاورند پایین و مقام بقیه را تا می توانند بیاورند بالا، دروغ، جعل و هرچه که از دست شان برمی آید برای آنها کم نمی گذارند، اگر نصب این نیست اگر عداوت این نیست، اگر دشمنی این نیست پس ناصبی بودن چه هست، دشمنی با امیرالمؤمنین چه هست، حداقل بگوید ما دوجور روایت داریم، یکی این و یکی آن روایت، چرا فقط آن که فضیلت از امیرالمؤمنین را سلب می کند حتماً روی  آن تأکید دارید، چرا اینطوری است، چون امشب شب قدر هست و متعلق به امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) از باب تیمن و تبرک روایت معروفی را که مرحوم شیخ صدوق در کتاب های متعدد خودش نقل کرده را، بخوانیم تا امشب متبرک بشود به کلامی از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) و رسول خدا در باب فضائل امیرالمؤمنین که همین شهادت در محراب را هم ثابت می کند، کتاب «عیون الخبار الرضا» مرحوم محمد بن علی بن حسین بابویه قمی، از معروف ترین کتاب های ایشان و از کتاب های معتبر شیعه هست، و محدث بزرگ شیعه شیخ اقدم، محدث اکبر ابی جعفر صدوق محمد بن علی بن حسین بابویه، متوفی 381، جلد اول، از منشورات رضی در قم، چاپ 1378، در قم چاپ اول، صفحه 265، روایت 53، سند معتبر است، از علی بن حسن بن علی فضال از پدرش حسن بن علی بن فضال از حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) از پدرش امام موسی بن جعفر، از امام صادق، امام باقر، امام زین العابدین علی بن حسین از سیدالشهداء حسین بن علی از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع)، خب سند معتبر هست، و همه ائمه ما تا امام رضا هم سند معتبر است، سلسلة الذهب هست،

«قال امیرالمؤمنین (ع): إن رسول الله (ص) خطبنا ذات یوم»

پیغمبر یک روزی خطبه خواند

عیون الخبار الرضا، محمد بن علی بن حسین بابویه قمی، منشورات رضی در قم، چاپ 1378، چاپ اول، ج 1، ص 265، روایت 53

در نقل های دیگر دارد که آخرین جمعه ماه شعبان بود خطبۀ آخرین جمعه شعبان،

«فقال ایهاً الناس إنّه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکة و الرحمة و المغفرة»

خیلی معروف است این خطبه و بارها و بارها شنیدید، و معمولاً خطبا هم روز اول ماه مبارک رمضان را در ایام تبلیغ با این حدیث مبارک شروع می کنند که فضائل ماه مبارک رمضان را پیغمبر در این توضیح داده است، خیلی روایت قشنگی است و چقدر جملات زیبا از پیغمبر که این ماه در نزد خدا چقدر فضیلت دارد ساعاتش، شبها  و روزهایش، همه اش فضائل ماه مبارک رمضان است، نزدیک یک صفحه و نیم پیغمبر در باره این ماه و فضائلی که این ماه دارد، و چه ثواب هایی عبادت در این ماه دارد را، برمی شمارد تا آنجایی که امیرالمؤمنین از پیغمبر سؤال می کند

«یا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ»

بهترین عمل در این ماه چیست؟

«فَقَالَ یا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ»

بهترین عمل در ماه رمضان این است که ما از چیزهایی که خدا حرام اعلام کرده دوری کنیم

سپس پیغمبر شروع کرد به گریه کردن،

«ثُمَّ بَکی فَقُلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ مَا یُبْکیکَ»

چرا گریه می کنید ای پیغمبر خدا

چه شد، چه باعث شد که شما به گریه بیافتید؟

«فَقَالَ یا عَلِی أَبْکی لِمَا یسْتَحَلُّ مِنْک فِی هَذَا الشَّهْرِ»

برای تو دارم گریه می کنم

بهترین عمل این است که ما از محارم خدا در این ماه دوری کنیم، ولی در این ماه در حق تو این جفا را می کنند و آن چیزی که خدا حرام کرده را مرتکب می شوند،

«کَأَنِّی بِک وَ أَنْتَ تُصَلِّی لِرَبِّک»

من انگار دارم می بینم که تو داری برای پرودگارت نماز می خوانی

این واضح و روشن است که در محراب است امیرالمؤمنین،

«کأَنِّی بِک وَ أَنْتَ تُصَلِّی لِرَبِّک وَ قَدِ انْبَعَثَ أَشْقَی الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ شَقِیقُ عَاقِرِ نَاقَةِ ثَمُودَ فَضَرَبَک ضَرْبَةً عَلَی قَرْنِک فَخَضَبَ مِنْهَا لِحْیتَک»

دارم می بینم، پیغمبر گریه می کند و اشک ریزان دارد روضه امیرالمؤمنین را می خواند، من دارم می بینم که شقی ترین اولین و آخرین رفیق آن کسی که ناقه حضرت را پی کرد، می آید

«فضربک ضربتاً»

می آید و ضربتی به پیشانی تو می زند که از خون پیشانی تو محاسنت خضاب می شود،

«فَضَرَبَک ضَرْبَةً عَلَی قَرْنِک فَخَضَبَ مِنْهَا لِحْیتَک»

خب خیلی روایت واضح است روشن است که بحث امیرالمؤمنین طبق این رواتی که سلسلة الذهب هم هست سندش هم معتبر هست، امیرالمؤمنین در محراب در حال نماز ضربت خوردند؛ بعد امیرالمؤمنین سؤال می کند

«وَ ذَلِک فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی»

چقدر مهم است این جملات و چقدر نیاز به شرح و توضیح دارد که ما متأسفانه فرصت نداریم، آیا وقتی من دارم شهید می شوم در محراب در حال نماز دینم سالم هست یا نیست، پیغمبر فرمود بله دینت سالم هست، سپس فرمودید:

«یا عَلِی مَنْ قَتَلَک فَقَدْ قَتَلَنِی»

هر کس تو را به شهادت برساند(بکشد) انگار من را کشته است

«وَ مَنْ أَبْغَضَک فَقَدْ أَبْغَضَنِی»

هر کس تو را ناراحت کند به راستی که من پیغمبر را ناراحت کرده

«وَ مَنْ سَبَّک فَقَدْ سَبَّنِی»

هر کس به تو فحش بدهد انگار به من پیغمبر فحش داده

چرا؟

«لِأَنَّک مِنِّی کنَفْسِی»

تو مثل من هستی، تو جان من هستی

روح تو روح من است طینت تو طینت من است

«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی خَلَقَنِی وَ إِیاک وَ اصْطَفَانِی وَ إِیاک وَ اخْتَارَنِی لِلنُّبُوَّةِ وَ اخْتَارَک لِلْإِمَامَةِ»

خداوند من و تو را خلق کرد من و تو را انتخاب کرد، من را پیغمبر برگزید و تو را امام برگزید،

«فَمَنْ أَنْکرَ إِمَامَتَک فَقَدْ أَنْکرَ نُبُوَّتِی»

هرکس امامت تو را انکار کند انگار نبوت من را انکار کرده

«یا عَلِی أَنْتَ وَصِیی وَ أَبُو وُلْدِی وَ زَوْجُ ابْنَتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی فِی حَیاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی أَمْرُک أَمْرِی وَ نَهْیک نَهْیی»

چقدر روایت صریح است واضح است و روشن است در باب امامت امیرالمؤمنین، هر کس امامت امیرالمؤمنین را انکار کند انگار نبوت پیغمبر را انکار کرده، اصلاً ایمان ندارد به پیغمبر کسی که امامت امیرالمؤمنین را انکار کند، این همه روایت در منابع شیعه و سنی در باب امامت امیرالمؤمنین داریم و بعد بعضی ها دارند همینطور مستقیم نگاه می کنند به دوربین و انکار می کنند، نه هیچ روایتی هم نداریم،

«یا عَلِی أَنْتَ وَصِیی وَ أَبُو وُلْدِی وَ زَوْجُ ابْنَتِی وَ خَلِیفَتِی»

تو وصی من هستی، تو پدر دو فرزند من هستی، همسر دختر من هستی، خلیفه من بر امتم هستی.

چه در زمان حیاتم چه بعد از وفاتم، امر تو امر من است نهی تو نهی من است، و بعد روایت ادامه دارد.

خب این روایت در منابع شیعه به روشنی ثابت می کند که امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) در محراب و در حال نماز به شهادت رسیده است، این یک روایت از منابع شیعه، خب سندش هم معتبر است که دیگر ما فرصت نمی کنیم سندش را بررسی کنیم؛ اما از منابع اهل سنت از روایات و کتاب های اینها زیاد است، فراوان است، ده ها سند می شود از کتاب های اینها آورد از علمای بزرگشان که این مسئله را تصریح کردند، که امیرالمؤمنین در محراب و در حال نماز به شهادت رسیده، چندتا را به اندازه فرصتی که هست به شما نشان بدهم، خب این شبکه های وهابی ادعا دارند فقط ادعا می کنند، فقط همینطور حرف می زنند، بدون اینکه هیچ مستندی نشان بدهند، از کتاب شیعه از کتاب اهل سنت، ولی خب خدا را شکر می کنیم که ما شیعه امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب هستیم، دست مان پر هست شکر خدا همیشه، هر موضوعی را می گوییم، هم از منابع شیعه دلیل داریم هم از منابع مخالفین دلیل داریم، و این است تفاوت ما با اینها در همین است، اینها از منابع خودشان برای اثبات عقایدشان دلیل ندارند، ولی ما از منابع خود آنها دلیل داریم برای اثبات حقانیت مذهب مان.

کتاب «الحاوی الکبیر» آقای ماوردی بصری شافعی، جلد 13، چاپ دار الکتب علمیه بیروت لبنان، صفحه 112، سخن خود ماوردی است، یک مسئله  ای را از شافعی نقل می کند و بعد در توضیح آن این مطلب را می گوید که

«فقد کان عبد الرحمن بن ملجم من أسوأ البغاة معتقداً و أعظمهم اجراماً»

عبد الرحمن بن ملجم لعنت الله علیه از بدترین باغیان بود، از بدترین طاغیان بود، هم از نظر اعتقادش از همه بدتر بود و هم از نظر جرمش، جرمش بزرگتر از همه بود.

الحاوی الکبیر، ماوردی بصری شافعی، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت لبنان، ج 13، ص 112

البته خب حرف بی ربطی دارد می زند، کسانی که عبد الرحمن بن ملجم را پرورش دادند، این پرورش یافته مکتب امیرالمؤمنین نیست عبد الرحمن، بن ملجم در مکتب بقیه پرورش یافته و آنها هستند که جرعت دادند به عبد الله بن ملجم ها که علیه امیرالمؤمنین شمشیر بکشند، اگر آنها شمشیر نکشیده بودند این هم جرعت نمی کرد،

«قال - وعلي - كرم الله وجهه - يَخْطُبُ عَلَى الْمِنْبَرِ بِالْكُوفَةِ: وَاللَّهِ لَأُرِيحَنَّهُمْ مِنْكَ، فَأَخَذَهُ النَّاسُ وَحَمَلُوهُ إِلَيْهِ، وَقَالُوا: اقْتُلْهُ قَبْلَ أَنْ يَقْتُلَكَ، فَقَالَ: كَيْفَ أَقْتُلُهُ قَبْلَ أَنْ يَقْتُلَنِي وَخَلَّى سَبِيلَهُ، فَبَاتَ لَهُ فِي الْمَسْجِدِ، فخرج علي - عليه السلام - لِصَلَاةِ الْفَجْرِ مُغَلِّسًا»

امیرالمؤمنین خودش را آماده کرده بود غسل کرده بود آماده شده بود برای نماز فجر.

و آمد، این شعر جالب را هم خود امیرالمؤمنین سروده، لحظه ای که می خواست از خانه خودش بیرون بیاید آن لحظه ای که کمربند امیرالمؤمنین گیر کرد به میخ در، و در انگار اجازه نمی داد امیرالمؤمنین عالم فهمیده بود امشب شب بسیار مهمی است و شب ضربت خوردن امیرالمؤمنین است، بعد امیرالمؤمنین کمربندش را اینجا خلاص کرد و این شعر را خواند.

(اشْدُدْ حَيَازِيمَكَ لِلْمَوْتِ ... فَإِنَّ الْمَوْتَ آتِيكَ)

 (وَلَا تَجْزَعْ مِنَ الْمَوْتِ ... إِذَا حَلَّ بِوَادِيكَ)

کمربندت را برای مرگ آماده کن که مرگ خواهد آمد.

بعد آمد و دو رکعت نماز فجر را خواند، ابن ملجم در رکعت اول صبر کرد تا اینکه امیرالمؤمنین رفت به رکوع و سجود خودش وقتی خیلی رکوع و سجود را طول داد.

«فَلَمَّا قَامَ إِلَى الثَّانِيَةِ ضَرْبَهُ فِي سُجُودِهِ ضَرْبَةً فَلَقَ بِهَا هَامَتَهُ»

آن لحظه ای که امیرالمؤمنین می خواست سرش را بلند کند از سجده دوم، سجده اولش خیلی طولانی شد، رکوعش طولانی شد، سجده دوم سرش را تا می خواست بیاورد بالا ابن ملجم لعنت الله علیه با ضربتی به فرق آن حضرت زد، و امیرالمؤمنین فرمود:

«فُزْتُ وَرَبِّ الْكَعْبَةِ»

به خدای کعبه رستگار شدم

خب این آقای ماوردی، حالا اینها بحث زیاد دارد که ما متأسفانه نمی توانیم وارد آن مباحث بشویم، که فرق ها را بگذاریم، آن کسی که امیرالمؤمنین در لحظۀ آخر عمرش چه گفت، بقیه لحظه آخر عمرشان چه می گفتند، بعضی ها آن لحظه آخری که ضربت خورده بودند، یا بعضی های دیگر که می دانستند دارند می میرند، آرزوهای عجیب و غریبی می کردند، که ای کاش پشکل گوسفند بودند و فلانی نبودند، حالا کاری به آن نداریم، شب شهادت امیرالمؤمنین را نمی خواهیم به بقیه بپردازیم، باز در «تاریخ مختصر الدُوَل» آقای علامه ابن عبری، در این کتاب هم همین مطلب نقل شده صفحه شماره 22،

«فدخل عليّ المسجد و نبّه النيام فركل ابن ملجم برجله»

امیرالمؤمنین وارد مسجد شد حتی ابن ملجم را با لگدش بیدار کرد.

تاریخ مختصر الدُوَل، علامه ابن عبری، ص 22

او را تکان داد و او خودش را با عبای خودش پیچید و نماز فجر را شروع کرد و ابن ملجم آمد و آن جنایت عظیم را مرتکب شد.

کتاب «البدو و التاریخ» آقای مطهر بن طاهر مقدسی، جلد 5، صفحه 232، باز ایشان هم دقیقاً همین مطلب را نقل کرده و کتاب های متعدد روایات متعدد حتی، از مولوی شان، مولوی عبد الحمید هم ما داریم که در سخنرانی  که در شنبه 5 مرداد 1392، ایشان انجام داده، که در صفحه سایت خودش در آن سخنرانی صریح واضح اینجا حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب را می گوید از شهدای محراب است. خب شما از بزرگتان که عاقل تر و داناتر نیستید که در این حد هم نیستید که بخواهید اظهارنظر بکنید، همینطور می آیید و اظهار نظر می کنید برای دشمنی با امیرالمؤمنین ولی بزرگان تان در سایت هایشان در سخنرانی هایشان چیز دیگر می گویند.

مستند زیاد هست من فقط به همین اندازه اکتفا می کنم.

مجری:

سلامت باشید، حاج آقا یک اشاره ای فرمودید به اینکه تفاوت های زیادی بوده حالا بجز این تفاوت اشتباهی که در این کلیپ دیدیم که از اساس و بنیانش اشکال داشت و ما دیدیم در منابع خودشان خلاف این را ذکر کرده، اما حضرت عالی هم یک اشاره فرمودید که تفاوت هایی بوده بین شهادت حضرت آقا امیرالمؤمنین و مابقی آن افرادی که ادعاهایی نسبت به آنها شده که اینها هم شهید محراب هستند و اینها، این تفاوت ها را فرمودید نمی خواهید به آن بپردازید اما اگر لطف کنید یک مقدار یکی دیگر از این تفاوت ها را بگویید ممنون می شویم.

استاد یزدانی:

خب قاتل خلیفه دوم یک کسی است که ادعای اسلام می کرد کاری به آن نداریم نمی خواهیم به آن بپردازیم، اما قاتل امیرالمؤمنین چه کسی بود، از دیدگاه اینها قاتل امیرالمؤمنین چه کسی بود، و شهادت امیرالمؤمنین به دست این شخص اساس مذهب اینها را باطل می کند، ببنید ابن ملجم مرادی از اصحاب پیغمبر است، پیغمبر را دیده ،حتی روایت هم از پیغمبر نقل کرده، طبق گفته خود علمای اهل سنت، اینها می گویند تمام صحابه عادل هستند، تمام صحابه اهل بهشت هستند، همه از دم اهل بهشت هستند، خب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب توسط یکی از اصحاب پیغمبر به شهادت رسیده آیا او هم اهل بهشت است آیا او هم عادل است؟ شما از او هم دین تان را می گیرید؟ من یکی دوتا مستند نشان بدهم، کتاب «التوضیح لشرح جامع الصحیح» آقای بن ملقن، عالم معروف و مشهور اهل سنت، سراج الدین ابی حفص عمر بن علی معروف به ابن ملقن، متوفی 804، جلد 20، چاپ دارالفلاح در وزارت اوقاف قطر این کتاب چاپ شده، در سال 1429،  صفحه 304، ببینید چه می گوید:

« بطله عبد الرحمن بن ملجم الفاتک و إن ذکر فی الصحابه»

التوضیح لشرح جامع الصحیح، سراج الدین ابی حفص عمر بن علی معروف به ابن ملقن، چاپ دارالفلاح، وزارت اوقاف قطر، سال 1429، ج 20، ص 304

امیرالمؤمنین به دست چه کسی به شهادت رسید، عبدالرحمن بن ملجم لعنت الله علیه، اگرچه او را جزء صحابه نام برده اند شمرده اند. در 18 ذی حجه روز کشته شدن عثمان با امیرالمؤمنین بیعت شد، 18 ذی حجه عجیب است، هم روز غدیر است و هم روز رسیدن به حکومت ظاهری امیرالمؤمنین؛

«قتله عبد الرحمن بن ملجم و إن ذکر فی الصحابه»

اگرچه جزو صحابه بوده این آقا، باز آقای شمس الدین ذهبی عالم بزرگ اهل سنت و یکی از استوانه های علمی اهل سنت، در علم رجال و تراجم، کتابی دارد بنام «تجرید اسماء الصحابه» جلد1، صفحه 356، عبد الرحمن را جزء اصحاب پیغمبر نام می برد، عبد الرحمن بن ملجم مرادی قاتل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب می گوید ابن یونس گفته که

«أنه قرأ علی معاذ بن جبل»

تجرید اسماء الصحابه، شمس الدین ذهبی، ج 1، ص 256

این جزء اصحاب پیغمبر بوده نام اصحاب پیغمبر را که می برد یکی هم عبد الرحمن بن ملجم هست، باز  ابن حجر عسقلانی در «الإصابة فی تمیز الصحابه» که معتبرترین و قوی ترین کتاب اینها است در بحث صحابه، جلد 8، صفحه 158، عبد الرحمن بن ملجم را می آورد که ایشان حتی زمان جاهلیت را هم درک کرده، زمان پیغمبر را هم درک کرده و ذهبی او را جزء اصحاب پیغمبر نامیده چون شرایط صحابی بودن را داشته، ایشان نه، خیلی های دیگر به هر حال از این مستندات ثابت می شود که بله یک فرق بین قاتل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و قاتل خلیفه دوم هست، قاتل خلیفه دوم هر کسی باشد جزء اصحاب پیغمبر نیست، اما قاتل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب جزء اصحاب پیغمبر هست، و شما می گویید همه صحابه عادل هستند و همه صحابه اهل بهشت هستند، آیا عبد الرحمن بن ملجم مرادی هم می تواند اهل بهشت باشد؟ آیا از عبد الرحمن بن ملجم مرادی قاتل امیر المؤمنین هم می شود دین را گرفت؟ بله شما دین تان را از همین افراد می گیرید، عبد الرحمن بن ملجم نه معاویة بن ابی سفیان، خب او هم دشمن امیرالمؤمنین هست، عبد الرحمن بن ملجم نه، عمرو بن عاص، او نه طلحه زبیر، خب اینها همه دشمن امیرالمؤمنین هستند، اینها همه با امیرالمؤمنین جنگیدند، و صدها صحابی که دشمن امیرالمؤمنین بوده، و شما آنها را جزء مقدس ترین افراد تاریخ می دانید و افضل بعد از انبیاء از هم بشریت آنها را افضل می دانید.

مجری:

سلامت باشید احسنتم طیب الله خیلی استفاده کردیم، و الحمد الله محفل ما در شروع بحث کاملاً علوی شد،  و ان شاء الله بتوانیم بالاخره این ایامی که هست معرفت مان را بیشتر بکنیم به آن وجودهای ذی جود تا ان شاء الله به واسطه این معرفت مورد شفاعت اهل بیت ان شاء الله قرار بگیریم. کلیپ بعد را باهم ببینیم.

کلیپ:

و کاری که انجام می دهند آقایان برای اینکه قرآن روی سر می گذارند تا صبح، اگر که انسان از اول رمضان تا آخر رمضان این عمل را انجام بدهد و در دهه آخر رمضان یعنی از 20 تا 30 در مساجد اعتکاف بنشینند بسیار عمل مبارکی است اما اینکه قرآن بر سر گذاشتند و آن دو شب را فقط اختصاص دادند این بدعت در دین است، اصلی در دین ندارد، بپرسید از آقایان منبری که این شبها رسول الله (ص) چگونه عبادت می کردند، آیا دلیلی هست که حضرت رسول شب 19 قرآن بر سر یا حضرت علی قرآن بر سر، یاحضرت حسین قرآن بر سر بودند در مساجد یا اینکه شما خود درست کردید، پس واضح است که یک بدعت آخوندی است.

مجری:

بله خودش دارد می گوید که بروید از آخوندها بپرسید، قبل از اینکه اجازه بدهد کسی بخواهد تحقیقی بکند مثل همیشه خودش شروع می کند که اینها بدعت گذار هستند و بدانید که اینها اینگونه هستند، حالا ما کاری به این تیکه آخرش نداشته باشیم به توصیه خود این آقای خدمتی بخواهیم عمل بکنیم، برویم خدمت حضرت استاد، آیا چنین رسمی منشاء حدیثی وروایی دارد یا ندارد؟

استاد یزدانی:

بله همانطور که در کلیپ قبلی خدمت تان عرض کردم، ویژگی مذهب شیعه این است که حتی عقاید خودشان را از منابع مخالفین خودش هم ثابت می کند، نه تنها اصول عقاید و مسائل عقائدی مهم را بلکه حتی مستحبات مان را می توانیم از منابع اینها با سند صحیح ثابت کنیم.

من یکی دوتا مستند از منابع اهل سنت بخوانم که امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) روی سر خودش قرآن می گرفتند و دعا می کردند، کتاب «المعرفه و التاریخ» آقای ابو یوسف یعقوب بن سفیان فسوی، کتاب بسیار معروفی است آقای فسوی یا بسوی اهل بُست هست، معروف هم هست، جلد 2، چاپ اول، در مدینه منوره چاپ شده، چاپ 1410، صفحه 751، عبد العزیز بن عبد الله ابراهیم بن سعد، شعبة بن حجاج محمد بن عبید الله سقفی از ابی صالح حنفی که

«رأیت علی بن ابی طالب»

دیدم امیر المؤمنین علی بن ابی طالب را

«أخذ المصحف فوضعه علی رأسه حتی لأری ورقةً یتقعقع»

دیدم  امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب را که مصحف را گرفت روی سر خودش گذاشت و دیدم که باد ورقی از این قرآن را تکان می داد

«ثم قال»

بعد امیرالمؤمنین دعا کرد

«اللهم إنهم منعونی و ...»

دعای طولانی است و مربوط به بحث ما نمی شود، مهم این هست که امیرالمؤمنین می خواست دعا کند چکار می کرد، قرآن را می گذاشت روی سر خودش و از خداوند حاجتش را می خواست، خب این نوعی توسل به قرآن هست، امیرالمؤمنین می توانست همینطور دستش را ببرد بالا دعا کند، ولی قرآن را می گذارد روی سر خودش که خدایا به حق این قرآن این دعای من را مستجاب کند. این یک مستند ازمنابع اهل سنت حالا همین را خیلی ها نقل کردند، مثلاً آقای بلاذری هم در کتاب «انساب الأشراف» خودش، جلد 3، صفحه 156، دقیقاً همین روایت را نقل کرده از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) و همینطور ابن کثیر در کتاب «البدایه و النهایه» خودش، جلد7، چاپ قطر، چاپ 1436، صفحه 610 دقیقاً همین روایت را با همان سند از فسوی، با همان سندی که داشتیم و گفتیم نقل کرده، و حتی آقای ذهبی هم نقل کرده، در «سیر اعلام النبلاء» خودش، جلد3، چاپ مؤسسه الرساله در بیروت، چاپ دوم، چاپ 1402، صفحه 144، این روایت را نقل کرده، ما به هر حال یک روایت داریم در منابع اهل سنت که یک مستحبی از مستحبات ما را ثابت می کند، یک کار خیلی کوچک، حالا کسی قرآن روی سرش نگیرد مگر چه اشکالی دارد نگیرد، ما مگر گفتیم واجب است حتماً شب قدر حتماً تو بیدار بمان، حتماً قرآن روی سرت باشد، هر کسی دوست داشت خدا را به قرآن قسم می دهد، به حق اهل بیتش قسم می دهد به حق پیغمبرش قسم می دهد و از خدا حاجتش را می خواهد و هیچ اشکالی ندارد ما این مطلب خیلی ساده را از منابع شما داریم و شما برای اصلی ترین اعتقادات تان هیچ روایتی از پیغمبر ندارید، هیچ روایتی که حالا اگر بخواهم بشمارم، بحث خلافت تان ندارید بحث عدالت صحابه تان ندارید، هیچ کدام از اصول عقایدتان را نمی توانید از منابع خودتان ثابت کنید، ما جزئیات مان را مستحبات مان را از منابع شما با سند صحیح ثابت می کنیم.

مجری:

سلامت باشید حاج آقا قبل از اینکه برویم کلیپ بعد همانطور که اشاره فرمودید حالا بینندگان خودشان کاملاً مطلع هستند، اشاره فرمودید که تماماً هر چیزی که ذکری از آن می آید قطعاً با سند و مدرک و این احترام به مخاطبین که به معرض نمایش قرار می دهید و اما بالاخره یک بد عادتی هم این وسط آمده که خود حضرت عالی هم خیلی با وسواس کامل بر سر آن تکیه دارید که همین، روایاتی که می آید سندش را بررسی می کنید، حالا ما بخواهیم این وسواس را هم اینجا بخرج بدهیم، جایش هست، آیا سند این را بخواهیم بررسی بکنیم، به صحت می رسد یا نه؟

استاد یزدانی:

بله خب ما برای مستحبات که نیاز به سند صحیح نداریم، اصلاً نه شیعه نه سنی نگفتند شما برای مستحبات هم حتماً باید سند صحیح داشته باشی، همچین چیزی، هم شیعه قائده دارد هم سنی ها که در فضائل اعمال نیاز به سند صحیح نیست، اصلاً کسی بدنبال سند نمی گردد، حالا همین را هم ما قبلاً بررسی سندی کردیم فکر می کردم بررسی سندی اش را هم جمع کردم، و قبلاً البته نشان دادیم، من تک تک این روایت را بررسی سندی می کنم، «تقریب وتهذیب» آقای ابن حجر عسقلانی، امام حافظ شهاب الدین احمد بن علی بن حجر عسقلانی، متوفای 852، که یکی از مهمترین کتاب ها و آقای ابن حجر یکی از اساسی ترین و قوی ترین و بزرگترین علمای اینها در علم رجال هست، نفر اول آقای عبد العزیز بن عبد الله بن یحیی بود که در همین کتاب صفحه 298، شرح حال ایشان آمده، شرح حال شماره 41106، عبد العزیز بن عبد الله بن یحیی که

«الأویسی، المدنی ثقة من کبار العاشرة»

تقریب وتهذیب ، ابن حجر عسقلانی،  ص 298، شرح حال 41106

پس راوی اول مان ثقه است، راوی بخاری هم هست، راوی ابو داوود است، راوی ترمزی است و کتاب های دیگر، هم (خ) یعنی بخاری (د) ابو داود،(ت) ترمزی و بقیه، (ق) هم ابن ملجم، باز راوی ابراهیم بن سعد بن ابراهیم، زهری بود که ایشان هم در صفحه 29 از همین کتاب آمده،

«ثقة حجة تلکم فیه بلاقادح»

تقریب وتهذیب ، ابن حجر عسقلانی،  ص 29، شرح حال 177

ثقه است حجت است، و بعضی ها هم درباره‌اش یک حرف هایی زدند که هیچ ارزشی ندارد، واقعاً  آدم ثقه ای هست، شرح حال شماره 177، راوی بعدی، شعبة بن حجاج هست، صفحه 208، از کتاب تقریب و تهذیب،

«شعبة بن حجاج ابن فلانی ابن فلانی، ثقة حافظ متقن کان لثوری یقول هو امیر المؤمنین فی الحدیث و هو اول من فتش بالعراق عن الرجال  و ذبّ عن السنة و کان عابداً من السابعة»

ثقه بود حافظ بود قابل اعتماد بود، سفیان ثوری می گفت او امیرالمؤمنین در حدیث است، او اولین کسی است در عراق بحث علم رجال را راه انداخت از حدیث و از سنت دفاع کرد آدم عابدی بود

تقریب وتهذیب ، ابن حجر عسقلانی،  ص 208

راوی بعدی آقای محمد بن عبید الله بن سعید ابو عون هست، صفحه 428، از کتاب تقریب و تهذیب، محمد بن عبید الله بن سعید ابو عون سقفی، ایشان هم ثقه است، این هم راوی بخاری است، راوی مسلم هست، راوی ابو داود و ترمزی و نسائی است، راوی آخرمان در صفحه 290، از کتاب تقریب و تهذیب، شرح حالش آمده

«عبد الرحمن بن قیس ابو صالح الحنفی الکوفی ثقة من الثالثة»

تقریب وتهذیب ، ابن حجر عسقلانی،  ص 290

می گوید از ابو حزیفه مرسل هست، ولی البته از امیرالمؤمنین مرسل نیست دیگر، همه روایاتش ثقه هستند ایشان راوی مسلم هست، راوی ابو داود هست، راوی نسائی هست، تک تک رواتش را هم بررسی کردیم و ثابت شد که ما برای مسائل جزئی مان برای مستحبات مان از منابع اهل سنت سند صحیح داریم، ولی آنها برای اصول عقایدشان از منابع خودشان سند ندارند، ما صدها بار از اینها سؤال کردیم، شما برای عدالت صحابه که می گویید کلهم عدول، یک روایت از پیغمبر بیاورید که پیغمبر گفته باشد، اصحابی کلهم عدول، یک دانه بیاورید، یا از صحابه بیاورید، صحابه گفته باشند ما همه مان عادل هستم، از تابعیین بیاورید که گفته باشند، الصحابه کلهم عدول از تابعیین، نداریم همچین مطلبی، شما برای اصول عقایدتان این اصل و اساس اصول، اصل اصول شما است، اصل اصول مذهب شما همین عدالت صحابه است و بر این استوار شده، ولی هیچ دلیلی نه از قرآن نه از سنت نه از گفتار صحابه نه از گفتار تابعین، برایش ندارید، ولی ما برای مستحبات مان از منابع شما سند صحیح داریم.

مجری:

احسنتم، بزرگوارید، خیلی زیبا، الحمد الله همه باهم دیدیم مستندات را و کاملاً این توثیق های پی در پی که حضرت استاد هم لطف کردند این را نشان دادند، ببیندن این آقای خدمتی  هم اگر مستحباتی بخواهد انجام بدهد بجای اینکه مانند بقول ابن عمر بجای اینکه مانند الاغ ساکت باشند اینجا و نماز تراویح بخوانند خب بلاخره اینها هم در کتبشان آمده است می توانند با این نوع مستحبات و این نوع آداب ان شاء الله خو بگیرند و آرام آرام، همانند آنها چنین طعنه هایی به آنها زده نشود، بسیار خب برویم کلیپ بعد را با هم ببینیم.

کلیپ:

+ خیلی متشکر بینننده عزیز، آقای عبدالله از آلمان سلام عرض می کنم

- سلام علیکم، یک سؤالی داشتم حاج آقا،همین دعای جوشن کبیر که شیعیان می خوانند همین دعای خوبی است یا بد؟

+ من تا آنجایی که می دانم جوشن کبیر در آن دعای شرکیات هم زیاد دارد، من از کمیلش و دعای امام سجاد اینها دعاهایی هست که شرک در آن نیست، تا وقتی که من شیعه بودم این دوتا را می خواندم و بقیه اش شرک زیاد داشت،

++ آقای قاسمی از زنجان فرمودند که ما آن روز گفتیم دعای جوشن کبیر وسط و صغیر و اینها را رها کنید، و بچسبید به دعایی که مثل صحیفه سجادیه هست، و بعد فرمودند که جز اسم الله الأعظم اسم اعظم خدا در این دعا چیز دیگری است؟ اگر اسم الله را صدا، ببینید مدنظر ما توحید است، اگر اسم الله و فقط الله را صدا می زند و در آن شرک نیست روی سر همه، ولی چنین چیزی نیست، خدایا به محمد و به علی و به فاطمه و به تمام آنها آوردید شما جمع کردید، و این مسئله را دو مرتبه توسل و بذات و بجاه و فلان را تمام آن بدعت هایی که در دین وارد شده، از آن استفاده کردید.

مجری:

بسیار خب این هم از آگاهی سراسر کامل این کارشناسان بلکه مدیرها و مدرسان این شبکه ها، حاج آقا استفاده کنیم از محضرتان.

استاد یزدانی:

بله آقا می گفت که من شیعه بودم می دانم که دعای جوشن کبیر همه اش درش شرکیات است، نکنید این کار را، اینطور عجولانه فقط دنبال اتهام زنی هستید، دنبال تکفیر هستید، بدون اینکه بدانید دعای جوشن کبیر چه دعایی هست، پر از شرکیات است، می دانم اینها شرکیات است فقط دعای کمیل است، خب بابا یک خورده تحقیق بکنید، اول بروید ببینید دعای جوشن کبیر چه دعایی است بعد شیعه را تکفیر کنید، خب همه می دانند، هر شیعه ای این دعا را حتماً در عمرش یک بار دو بار سه بار در سال می خواند و از اول تا آخرش نام های صفات خداوند است، یا الله یا رحمان، بعد درخواست از خداوند که ما را از عذاب جهنم نجات بده، خب این کجایش شرک است، چه ربطی به شرک دارد؟، واقعاً دیگر فکر می کنم همین اندازه کافی باشد اصلاً نیاز به توضیح نیست. کلیپ بعدی را هم اگر ببینیم از کارشناس هایی که یک خورده منصف تر است جواب خود اینها را داده.

مجری:

بله کاملاً همینطور که دیگر، بقول استاد اینکه دارد ادعا می کند ما شیعه بودیم یک زمانی ما الآن داریم می رویم الحمد الله همه این توفیق را داریم، که حداقل کسی که خیلی وقت ها ممکن است به حتی واجباتش هم آنچنان اعتنایی نداشته باشد اما بلاخره یک شب های قدری است یک شب حداقل از این سه شبی که هست را در یک محفلی می نشیند یک دعای جوشن کبیری می خواند، حالا این چه شیعه ای بود که تا حالا مثل اینکه تاحال نگاه نکرده به هیچ فرازی از این دعا بعد ادعا می کند من شیعه بودم  و بعد از اینکه بررسی کردیم آمدم سنی شدم، و اینها حرف هایی هست که بااینگونه صحبت های خودتان تمام نقشه هایتان برملا می شود آن هم از آقای خدمتی که نمی دانم تواضع کارشناسان برنامه هست، می گویند بیایی ما با اینها مناظره می کنیم، ما با اینها سر یک مجلس می نشینیم و با اینها صحبت می کنیم، زمانی که این فرد دارد می گوید فقط نام خدا را ببرید در صورتی که در دعای جوشن کبیر ما نام ائمه را می بریم، نمی دانم این دیگر از کدام مفاتیح از کدام کتاب دعای خودشان شروع کرده و این دعاهای جوشن را پیدا کرده، اگر بنا است نام الله صرفاً برده بشود خب اسم خودت هم که عبد الفتاح هست پس باید شرک باشد، خودت باید عبد یک مشرک دیگری باشی، اگر بنا است فقط نام الله برده بشود، خب همانطور که استاد فرمودند بعضی از کارشناسان، ما در ابتدای برنامه هم می بینیم که کارشناسان دیگر خودشان می خندند به بعضی دیگر از اینهایی که خیلی ادعایشان بیشتر از بقیه است، کلیپ بعدی پاسخ یکی از این کارشناسان به همین ناکارشناسان این شبکه هست با هم ببینیم.

کلیپ:

در خود دعای جوشن کبیر فی ذاتی چندان مشکلی ندارد، یعنی دعای شرک آلودی نیست، مانند بقیه دعاهایی که شیعه دارند، اگر کسی خواند اینها را مرتکب شرک نشده.

مجری:

بسیار خب، این فرد آمده یک بار باز کرده قبل از اینکه بخواهد، صحبتی انجام بدهد، بلاخره قرار است سر آنتن زنده بیاید و نقد شیعه را آنجا بدهد، یک بار باز کرده مفاتیح را یک بار این دعا را باز کرده دیده چه چیزهایی در این دعا است، یعنی چیزی جز نام مبارک خداوند قطعاً ملاحظه نمی شود در این دعا، که البته ما قطعاً هم قبل از این و هم بعد از این، خودمان را متوسل می کنیم به وجود مبارک ائمه اطهار و آنها را شفیع خودمان قرار می دهیم تا همین دعا هم دی میانه این شفاعت و این دستگیری ها ان شاء الله به اجابت برسد، بسیار خب برویم سراغ کلیپ بعد و ببینیم کلیپ بعد را با هم.

کلیپ:

اشکال را من دوباره با یک خط دیگر نوشتم برای اینکه دیگر بفهمانم اینها را، این راجواب بده برویم در بحث بعد، چرا باید در لیوانی که لبریز است الله پاک باز آب بیشتری بریزد؟ تصویری نیز نشان می دهم تا اگر سواد شما به اندازه دانش آموز کلاس اول باشد هم سؤال را بفهمید اما اگر خود را به نفهمی زده ای دیگر چه می توان کرد؟

سؤال را دوباره می خوانم، چرا باید در لیوانی که لبریز است یعنی از آب پر است، الله باز هم آب در آن بریزد؟ تصویری نیز نشان می دهم تا اگر سواد شما به اندازه دانش آموز کلاس اول باشد هم سؤال را بفهمید که اینقدر ما را اذیت نکنید، اما اگر خود را به نفهمی زده ای دیگر نفهم هستید دیگر چکار باید کرد؟ این هم تصویر، این آب پر است این آب آرامشی که بر پیغمبر همیشه داشته، سکون همیشه داشته، دیگر چرا خدا آب می ریزد که بریزد، پس این سکینه را برای چه به این می فرستاده، این جواب خیلی روز روشن است، اصلاً نیازی نداشه در اینجا، یا باید قبول کنی که پیامبر ایمانش کامل نبوده، نیاز به سکینه داشته، یقینش کامل نبوده، یقین کامل که سکینه نمی خواهد دیگر، یقین دیگر نیاز به سکینه کامل بیشتری نمی خواهد، خلبان می تواند هواپیما را براند یقین دارد که هیچ چیزش نمی شود، پیغمبر یقین دارد که هیچ چیزش نمی شود، سکون بیشتر نمی خواهد.

مجری:

بسیار خب یک فلش بکی هم بزنیم به جلسات پیش بلاخره قرار بود، پاسخ هایی که قرار بود دندان شکن هم باشد، حالا در این متنی هم که نوشته بود، بنا بر همین مطلب بوده پاسخ هایی بدهد و آن سؤالاتی که حضرت استاد بیان کرده بودند، یک موضوعی یک قسمتی از این مبحثی که جلسه پیش مطرح شد بحث نزول سکینه بر پیامبر و تمامی مؤمنین بود که اتفاقاً دیدیم بر یکی از اینها نازل نشده بود، اما حالا حاج آقا این پاسخ داد تمام آن سؤالات را؟

استاد یزدانی:

یک سؤال را پرسیده بود ما سؤالش را جواب دادیم بعد ما از او یک سؤالی پرسیدیم که مرتبط بود با همان سؤال خودش بحث سکینه بر مؤمنین که پرسیدیم از سوره توبه آیه شماره 40، که خداوند می فرماید

«إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ»

توبه/4

سکینه را خداوند بر پیغمبرش نازل کرد و بر همراه او نازل نکرد، سؤال پرسیدیم، چرا بر همراهش نازل نکرد، ایشان مفصل هفته قبل جواب داده بود که ما هم مجبور شدیم در هفته گذشته نزدیک یک ساعت یک ساعت و ربع از برنامه مان را اختصاص بدهیم به جواب سؤال ایشان و جواب دادیم، و بعد رفت از کل برنامه ما دو دقیقه را پخش کرد  دوباره آمد همان حرف های قبلی اش را تکرار کرد، که پیغمبر مگر ایمانش کامل نبوده؟ پیغمبری که ایمانش کامل است چه نیازی به سکینه دارد؟ دلیلش است که چون پیامبر ایمانش کامل بوده به یقین کامل رسیده پس نیاز به سکینه ندارد، با رسم شکل هم نشان داد، که لیوانی که پر هست چه نیاز هست که دوباره در آن آب بریزی، حالا بحث فنی بلد نیست نمی تواند بگوید، که تحصیل حاصل قبیح است تحصیل حاصل جایز نیست، نمی شود تحصیل حاصل و می آید لیوان نشان می دهد خب می گفتی تحصیل حاصل است تحصیل حاصل هم قبیح است از نظر شما، ما جواب ها را مفصل دادیم، دیگر نیاز نیست من تکرار کنم، هر هفته نیاز نیست همان سؤال قبلی را تکرار کنند جواب ها را بدهم، من هفته پیش توضیح دادم که به دلایل متعدد نمی تواند به ابوبکر یا به همراه پیغمبر نازل شده باشد، هر کسی که می خواهد باشد، اولاً اینکه گفت پیغمبر مگر ایمانش کامل نبود که خداوند بر او سکینه را نازل کرد، ببینید در سوره مبارکه توبه، این سوره جزو آخرین سوره هایی است که خداوند بر پیغمبر نازل کرده، سال دهم،

«ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ»

توبه/26

بحث آیه غار سال اول هجرت است، همان لحظه اول هجرت است، آنجا می گوید پیغمبر ایمانش کامل بود به یقین رسیده بود نیاز به سکینه نداشت، لیوانش پر بود دیگر چه نیاز بود خدا به پیغمبر آب بریزد در لیوانش، خب این سال اول، خب سال دهم مگر ایمان پیغمبر کمتر شده، مگر پیغمبر نعوذبالله، به جای اینکه ایمانش تقویت بشود ایمانش به خدا کمتر شده بود؟، که خداوند در سال دهم

«ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ»

این را جواب بده ما، مگر ایمان پیغمبر رو به کم شدن است؟ که سال دهم موقع وفاتش دارد کم می شود، یا در سوره فتح، باز سوره فتح خداوند

«فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَىٰ»

فتح/26

خب این مگر خداوند سوره فتح را در سال 8 هست، ایمان پیغمبر کامل تر می شده یا ناقص تر می شده، من برای خودش می نویسم، من هم تک تک می نویسم، آقای سجودی، آیا ایمان رسول خدا (ص) رو به کمال بود یا روبه نقصان؟

مجری:

بله این مناظرات وردی اینطوری را شروع کرده،

استاد یزدانی:

بله، پس چرا خداوند در سال هشتم و دهم باز هم بر آن حضرت سکینه نازل کرد؟

دقیق بنویسم که قشنگ ببینی و خلاصه هم بشود برایت، این دلیل اول، کل دلیلش را نابود می کند.

مجری:

بله، نیاز نیست شکل بکشید اما حالا آن شکلش هم برایش پاسخی دارید؟

استاد یزدانی:

حالا شکلش را هم جواب می دهم؛ دلیل بعدی، خداوند در آیه چهلم سوره مبارکه توبه ضمائر قبل و بعد را به پیامبرش برگردانده است، چرا باید در وسط آیه ضمیر به کس دیگر برگردد؟ چرا شما به سیاق آیه هیچ توجهی نمی کنید؟

باز هم آیه را من نشانش بدهم،

«إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا ۖ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا»

توبه /40

ضمیر تنصروه، نصرهُ، أخرجهُ، صاحبهِ، اینها همه به پیغمبر برمی گردد، و ضمیر بعدش هم (ایَّدهُ) به پیغمبر برمی گردد، چرا باید ضمیر «سکینته علیه» به شخص دیگر برگردد؟ آیا انسان عاقل خلاف سیاق حرف می زند؟ شما چرا به سیاق توجه نمی کنید، این جواب دوم که به او دادیم؛ جواب سوم، که من اینها را جواب دادم قبلاً جمهور علمای اهل سنت کردند که ضمیر علیه به رسول خدا صلی الله علیه و آله برمی گردد. آیا جمهور علمای اهل سنت به اندازه تو متوجه آیه قرآن و لیوان پر نیست؟

جواب چهارم را هم که ما دادیم، چرا شما رابطه خداوند و بندگان را رابطه لیوان وپارچ تصور می کنید؟

مجری:

که در رأس بندگان خود وجود نازنین حضرت آقا رسول الله است.

استاد یزدانی:

بله پیامبر است، چرا اینطوری است مگر پیامبر لیوان است، خداوند پارچ هست که ریخت دیگر پر بشود،

نه چرا اینطوری رابطه را حساب می کنید شما،

چرا خداوند را سرچشمه حیات نمی دانید؟

من این جمله را توضیح بدهم چون فکر کنم متوجه نمی شود این را، ببینید رابطه بندگان با خدا مثل رابطه پارچ و لیوان نیست که خدا روزی اش را داده باشد نعمت هایش را داده باشد دیگر رها کرده باشد، پر شده باشد دیگر نیاز نداشته باشند، رابطه ما با خداوند، باز قصد تشبیه ندارم، رابطه سرچشمه است با رود، نه پارچ و لیوان، رود تا زمانی جریان دارد که خداوند از سرچشمه فیاض خودش به این رود آب بریزد، خدا اگر سرچشمه را قطع کند دیگر آبی  در رود نیست، و رودی نخواهد بود، اصلاً رودی نیست دیگر، رود به حساب نمی آید و یک شوره زار به‌حساب می آید، ما رابطه مان با خداوند رابطه پارچ و لیوان نیست، رابطه سرچشمه با رود است، سرچشمه با دریا است، ما اگر رود هستیم، اگر جریان داریم اگر زندگی دارم، اگر سکون داریم، اگر آرامش داریم، پیغمبر اگر زنده است، پیغمبر اگر سکون دارد، آرامش دارد، این سکون را هر لحظه و هر آن از خداوند می گیرد، هر لحظه و هر آن، خب اینها متأسفانه درس نمی خوانند، ما بحث رابطه علت و معلول را بخواهم اینجا برای ایشان توضیح بدهم خب وقت می گیرد، ما همانطور که در ایجاد ما نیاز به خداوند داریم، نیاز به علت داریم، در بقا هم نیاز به علت داریم، معلول هم در بقا هم در ایجاد نیاز به معلول دارد، حالا توضیحش را چون متوجه نمی شود دیگر نیاز نیست من توضیح بدهم. ما مثل رود هستیم که خداوند هر لحظه باید از وجود فیاض خودش به ما حیات بدهد، به ما نعمت بدهد، تا بتوانیم زنده بمان، ما مثل لامپ می مانیم، حالا این تشبیه ها را عذر خواهی می کنم، ما مثل لامپ هستیم و خدا مثل کارخانه برق، هر آنکه بخواهد می تواند نور را از ما قطع کند و ما یک شیشه خالی و بدرد نخور هستیم، زمانی ما نور داریم که خداوند از آن کارخانه فیاض خودش نور به ما بدهد، ما مثل پارچ و لیوان نیست رابطه مان، ولی خب متأسفانه وهابی اینقدر حالی اش نمی شود و متوجه این مباحث نیست.

مجری:

سلامت باشید احسنتم خیلی زیبا، تمامی آن روش هایی که این آقا استفاده کرده بود را شما اینجا باطل کردید؛ حالا نمی دانم فکر کرده نوشتاری بخواهد بنویسد، الآن می شود یک مستند برای خودش، و اینطوری هم آن مستندش نقض شد، و شکل هم که نمی دانم، این مطلبی که بارها و بارها استاد بزرگوار فرمودند، که اینها در خدا شناسی و نبی شناسی شان مشکل دارند، الآن ما داریم می بینیم دیگر، یعنی چه تصوراتی دارند نسبت به ظرفیت وجودی رسول الله و آن فیض علی الطلاقی که خداوند دارد، نمی دانم دیگر با این رسم شکل بیشتر آبروی خودشان را می برند.

استاد یزدانی:

ما سؤالمان همچنان باقی است، هنوز هم آن سؤال باقی است جواب ندارید برایش تا قیام قیامت هم برایش جوابی ندارید، که چرا «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ» گفته است؟ چرا علیهما نگفته، با اینکه در آیات دیگر خداوند هم سکینه اش را بر پیامبرش نازل می کند و هم بر مؤمنینی که همراهش هست، «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ» «فأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ» جای دیگر هم پیغمبر هم مؤمنین، اینجا فقط بر پیغمبر نازل شده، چرا اینطوری شده؟ اگر مؤمنی همراه پیغمبر بود چرا خداوند سکینه اش را بر او هم نازل نکرد؟ جواب سؤال را هنوز هم ندادید.

مجری:

خب این را جواب بده آقای سجودی، خب الآن در این فرصت باقی مانده بپردازیم به تماس های شما بینندگان.

جناب آقا حسینی از مازندران پشت خط هستند، جناب آقا حسینی در خدمت تان هستیم بفرمایید،

بیننده:

محضر دو سید بزرگوار، سید یزدانی و سید مرعشی عرض سلام و ادب و احترام دارم، و شهادت مولا الموحدین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب را به شما و جمیع شیعیان تسلیت عرض می کنم، یک جلمۀ زیبایی شما فرمودید آقای عبد الفتاح خدمتی آن موقعی که پدر و مادرش اسمش را گذاشته بودند عبد الفتاح، پدر و مادرش مشرک بودند، بعد پدر و مادرش را مثل اینکه کشته، بعد الآن هم نمی داند چکار بکند، از چه کسی اجازه بگیرد، اسمش را بگذارد عبد الله.

امام شافعی یک شعر قشنگی دارند، می گویند:«آل النبي ذريعتي وهمو إليه وسيلتي أرجو بهم أعظى غداً بيدي اليمين صحيفتي» قربون جد شما بشوم، مولای ما امیرالمؤمنین به ما آموخت که با این جانوران چطور برخورد بکنیم، این وهابی ها از هر دری می خواهند باهنه بکنند که به نوعی ضربه علی بن ابی طالب بزنند، من دوست نداشتم امشب شما این مباحث را پیش بکشید، بجای این مباحث ذکر امیرالمؤمنین را می گفتید خیلی بهتر بود تا اینکه این کلماتی که خیلی درد آور است، در اول برنامه تان این سگان، بقول خدای بزرگ که می فرماید: «كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ» رهایشان می کنی گازت می گیرند به سمت شان هم می روی گازتان می گیرند، این سگ ها جایی ندارند، فدای جد هردوتایتان بشوم، من سؤال خاصی ندارم فقط دلم درد گرفت که چرا امشب باید این برنامه اجرا بشود که اینها توهین به علی بن ابی طالب بکنند، خدا نگهدارتان.

مجری:

سلامت باشید خدا حفظتان کند جناب آقای حسینی با این دل پاک و نیت صادقانه ای که حضرت عالی دارید، خب بالاخره هر کسی رسالتی دارد ما هم قلباً شاید خوشنود نمی شویم از اینکه چنین صحبت هایی از صلاً بگوش دیگران برسد، اما چه کنیم که این جوی که بوجود آمده و این هیمنه و سیاهی که اینها دارند بر جامعۀ مسلمین مستولی می کنند نیاز هست که با این مقابله بشود، و ما هم شما و تمامی بینندگان را بعنوان بهترین قضاوت کننده قرار می دهیم تا یکی از اعمال امشب که خود اهل بیت معصومین به آن التماس داشتند که این کار را انجام بدهید که همان تفکر باشد را ان شاء الله تمامی شما انجام بدهید و با قضاوت های درست ان شاء الله به این سر منزل مقصود برسانید. تا دیدار آینده خدا نگهدار.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 


کلمه طیبه >

شبکه ولی عصر ، کلمه طیبه ، استاد یزدانی ،