محاسن الاخلاق آیت الله حسینی قزوینی

قسمت هشتم برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله سید محمد حسینی قزوینی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

عنوان برنامه: اخلاق علوی و سیره مهدوی15 02 1401(قسمت08)

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمد لله این توفیق حاصل شد باز هم در خدمت شما هستم و می توانیم امشب هم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی را تقدیم نگاه گرم همه شما بینندگان عزیز و ارجمند کنیم.

 همان طور که مستحضر هستید در این جلسات که چند وقتی است شروع شده است، در ماه مبارک رمضان هم ادامه داشت و الان که ماه مبارک رمضان به پایان رسیده است همچنان با این برنامه در خدمت شما و در محضر آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم.

 بحمدلله این توفیق را داریم تا بشنویم از سیره مهدوی، سیره مهدوی ای که طبیعتا طبق روایات بسیار زیاد به این صورت است که همانند اخلاق علوی است، پس این دو همان طور که بار ها و بار ها حضرت استاد فرمودند لاینفک هستند.

 ان شاء الله بتوانیم در این جلسه هم از اخلاق علوی که سیره مهدوی است بیشتر بشنویم.

 همان طور که قطعا منتظر هستید در ابتدای بحث خودمان می خواهیم دل های مان را روانه ساحت مقدس حضرت زهرای اطهر (سلام الله علیها) کنیم، و از آن حضرت ان شاءالله با بیان حضرت استاد بشنویم. سلام عرض می کنم در خدمت تان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی در هرکجای این گیتی پهناور که بیننده برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و با صفای خانواده خودشان قرار دادند، خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم.

 موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهان هستم. امیدوارم که ان شاء الله عزیزان در این ماه مبارک رمضان، بهترین توشه های معنوی و مادی، ظاهری و باطنی را از خدای عالم گرفته باشند و تلاش کنند این معنویاتی که در ماه رمضان نصیب شان شده است این ها را همواره با خودشان داشته باشند و به این سادگی از دست ندهند.

 قطعا آن های که قبل از ماه رمضان، و بعد ماه رمضان شان فرقی نکرده است، معلوم می شود که این روزه ها و عبادت ها هیچ اثری نداشته است. خوشا به حال آن هایی که بعد از ماه رمضان خودشان را مقایسه می کنند با قبل از ماه رمضان و تفاوت های زیادی در اخلاق و سیره شان، در حضور قلب شان، و در نزدیکی به خدای عالم در بحث های معرفتی احساس می کنند خدای عالم عنایتی به آن ها کرده است.

 همه عنایت ها هم امروز بستگی به نظر بزرگوارانه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) دارد. آن تعبیر امام عسکری (علیه السلام) فراموش نکنیم که فرمود:

«نَحْنُ حُجَةُ اللّه‏ عَلى خَلْقِهِ»

همه ما ائمه حجت های خدا بر خلایق هستیم

«وَ فاطِمَةُ حُجَّةُ‏اللّه‏ عَلیَنا»

تفسیر أطیب البیان؛ نویسنده: سید عبدالحسین طیب، ناشر: موسسه سبطین، ج 13، ص 236

زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت* توحید انعکاس نمایان تری نداشت

 جز در مقام علی زهرا فنا شدن * ملک وجود فلسفه دیگری نداشت

 فرموده اند در برکات وجود او * زهرا اگر نبود علی همسری نداشت

 محشر بدون مهریه همسر علی * سوگند می خوریم شفاعت گری نداشت

 حتی بهشت با همه نهر های خود * چنگی به دل نمی زد اگر کوثری نداشت

 دیروز اگر به فاطمه سیلی نمی زدند * دنیا ادامه داشت، دیگر محشری نداشت

(أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى القَوْمِ الظَّالِمِينَ؛ وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

احسنتم، طیب الله انفاسکم، خیلی ممنون و متشکر و سپاسگزار از محضر تان.

 حضرت استاد عزیزانی که سابقا ممکن است همراه با برنامه نبودند یا عزیزانی که همراه بودند اما به رسم و روالی که هست دوست دارند مختصری از آن چیزی که در جلسات گذشته نسبت به اخلاق علوی و سیره مهدوی مطرح شده است بیان بفرمایید، ان شاءالله که همه مستفیض می شویم و استفاده خواهم کرد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

ما در جلسات گذشته اشاره کردیم که سیره مهدوی همان روش و راهی است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در پیش داشتند. این را هم عزیزان دقت داشته باشند، رسول گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم) در مکه که 13 سال بودند، فرصت نشر معارف دینی را نداشتند.

 قریش با همه جنایت هایی که می کردند محدودیت هایی که برای نبی گرامی فراهم کرده بودند، نشد آن اسلام واقعی و اسلام محمدی را برای مردم بیان کنند، و بعد از هجرت به مدینه عزیزان مستحضر هستند در این 11 سال، 83 یا 84 جنگ و غزوه پیامبر پشت سر گذاشت.

 تا قبل از فتح مکه، یعنی تا سال 8 هجری، اوضاع مسلمان ها و رسول اکرم مشخص است، بزرگ ترین دغدغه ها، دفع توطئه های دشمن بود، و بعد از آن که مکه فتح شد

(إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ* وَرَأَيتَ النَّاسَ يدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا)

هنگامي که ياري خدا و پيروزي فرارسد، و ببيني مردم گروه گروه وارد دين خدا مي‌شوند.

سوره نصر (110): آیه 1-2

عرب ها دسته دسته آمدند، یک عده از ترس جان شان، یک عده به خاطر علاقه ای که نمی توانستند و از کفار قریش می ترسیدند بیان کنند، اسلام آوردند، و در طول این دو سال و اندی هم توطئه هایی که منافقین داشتند، که به تعبیر یکی از بزرگان مصر کتابی نوشته است به نام النفاق والمنافقون في القرآن، ایشان ثابت کرده است یک سوم آیات قرآن در حق منافقین است.

 یعنی از 30 جزء، 10جزء در رابطه با منافقین است، و این ها در طول این چند سال توطئه های متعددی داشتند، به ویژه منافقین قریش هم که بعد از فتح مکه به مسلمان ها پیوستند، این ها قدرت بیشتری یافتند، و انتظار بود بعد از رسول اکرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) زمام امور مسلمین را به عهده بگیرد و نا گفته های زمان پیامبر را برای مردم بیان کند، آنچه که مایه اختلاف امت اسلامی است حل کند.

«أنت تبين لأمتي ما اختلفوا فيه من بعدي»

ميزان الاعتدال في نقد الرجال؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ج3، ص449

آنچه را که مسائل مستحدثه و جدیدی پیش می آید و رسول گرامی فرصت نکردند یا در زمان پیامبر این اتفاقات نیفتاد، بنا بود امیرالمؤمنین این ها را بیان کند. ولی با کمال تأسف امامت منصوب الهی و خلیفه منصوب رسول اکرم را کنار زدند، و کاری کردند به تعبیر جناب «سلمان» کردید نکردید!

 تا این که امیرالمؤمنین بعد از بیست و پنج سال زمام امور را به دست گرفت، با این که در دوران پنج سال مشکلات زیادی داشت؛ ولی خطبه هایی که خواند، نامه هایی که نوشت، برخورد هایی که با خانواده اش داشت، با اهل بیتش، با بستگانش و خویشاوندانش، با دشمنانش، با مخالفینش، با توده مردم، با مسئولین کشوری برخورد داشت، تمام این ها مکتوب شد.

 این ها امروز برای اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه وآله وسلم) بزرگترین الگو است، به طوری که فقط یک نامه اش به «مالک اشتر نخعی» در «سازمان ملل» در «یونسکو» به عنوان یک منشور ثابت و جاوید انسانیت ثبت شد.

 گرچه نشد امیرالمؤمنین آن طوری که می بایست انجام بدهد، باز منافقین، منافقین، منافقین، حالا منافقین آشکار، منافقین پنهان. امیدواریم که آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) تشریف می آورند، آن سیره علوی را که نمایش دادند که انسان وقتی برخورد های امیرالمؤمنین با مسئولین لشکری و کشوری می بیند، واقعا انسان می خواهد از خوشحالی بال در بیاورد و پرواز کند.

 عدالت علی را می بیند انسان تصور می کند که دارد خواب می بیند:

«وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُه‏»

قسم به خدا تمام عالم هستی را به من بدهند بگویند در حق یک مورچه ظلم کن، برگ گیاهی که در دهان اوست را بگیر، من نمی گیرم!

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص347

مردم شیعه، سنی، وهابی، سلفی، مسیحی، یهودی، کجا این چنین آدمی را دارید؟ من یک بار دیگر هم عرض کردم، آقای دکتر «سروش» با این که یک آدم ضد اسلام و ضد قرآن است و ضد پیامبر است، گند لاطاعلاتش نسبت به قرآن همه جا را پر کرده است.

ولی وقتی از ایشان در رابطه با مقایسه امام با شاه سوال می کنند ایشان می گوید در این 2500 سال، مسئولی و حاکمی از نظر علمی، از نظر تقوا، از نظر زهد، از نظر فضل، مثل امام را ایران ندیده است!

 حالا کاری که امام انجام داد، یک سر سوزنی از اقیانوس عدالت خواهی علی بود، یک نمی از دریای اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه وآله وسلم) بود که ان شاء الله حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) بیاید تمام آن اخلاق علوی و سیره علوی را پیاده می کند.

 بعد ما روایتی را از غیبت نعمانی عرض کردیم، دو - سه جلسه است که روی این روایت داریم مانور می دهیم. غیبت نعمانی، متوفی 360 است، ایشان در صفحه 207، یک روایتی داشت، فرمود:

«مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ»

هر کس دوست دارد از اصحاب حضرت مهدی باشد!

 ما همه می گوییم خدایا فرج امام زمان را نزدیک کن، با تقوایش می گوید، بی تقوایش هم می گوید، اهل ریایش هم می گوید، اهل سِلمَش هم می گوید.

 ولی مشکل این جا است، این را بارها گفتم، باز تکرار می کنم، به تعبیر آیت الله العظمی بهجت، بار ها ما در آن یک سالی که در خدمت ایشان بودیم می گفت برای امام زمان که دعا می کنید بلا فاصله برای خودتان هم دعا کنید، چون معلوم نیست (عین عبارت ایشان است) بعد از آمدن حضرت ولی عصر سرنوشت ما چه خواهد شد، آیا ما در صف حضرت ولی عصر هستیم، یا در صف مقابل حضرت ولی عصر هستیم؟

نداند به جز ذات پروردگار * که فردا چه بازی کند روزگار

ما بعضی از این روایت ها را می خوانیم وحشتمان می آید که بیان کنیم که چقدر از علما در برابر حضرت می ایستند، مفتیان در برابر حضرت می ایستند، چون طاقت عدالت مهدوی را که عدالت علوی است ندارند.

 لذا در دعای عهد می خوانیم:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ، الذَّابِّينَ عَنْهُ»

بعد می گوید:

«وَ اسْلُكْ بِي مَحَجَّتَهُ»

المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية و جنة الإيمان الباقية)؛ كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، محقق/ مصحح: ندارد: ناشر: دار الرضي (زاهدي) ص551

خدایا مرا به آن راه و روش مهدوی وادارم کن، کاری کن اخلاق من اخلاق مهدوی بشود، اعمالم اعمال مهدوی، برخوردم برخورد مهدوی، نمازم نماز مهدوی، واجباتم، واجبات مهدوی، اجتنابم از معاصیم، اجتناب از معاصی مهدوی بشود؛ یعنی من الگو و نمونه ای از قول و سیره حضرت مهدی (ارواحنا فداه) بشوم.

 در این جا هم می گوید هر کس می خواهد از اصحاب حضرت مهدی باشد، باید سه تا ویژگی داشته باشد. یک:

«فَلْيَنْتَظِرْ»

منتظر باشد

 عرض کردیم انتظار هم قول است، و هم فعل. قول است که ما واقعا منتظر هستیم، فعل است که اگر ما منتظر یک بزرگوار هستیم که بیاید، همان طوری که بنا است یک مهمانی خانه ما بیاید خانه را تمیز می کنیم، غذای مناسب آماده می کنیم، وسایل پذیرایی آماده می کنیم، ما باید خودمان را از نظر اخلاق، از نظر عمل آماده کنیم برای آمدن حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) آماده کنیم

«وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ»

نمی گوید: «فالیتقي» تقوا داشته باشید، بلکه خودش را به ورع مزین کند، در رابطه ورع هم توضیح دادیم، الان هم اشاره خواهم کرد.

 سوم:

«وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ»

الغيبة( للنعماني)؛ ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، محقق- مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: نشر صدوق، ص200

کسی می خوهد از اصحاب حضرت مهدی باشد، هم باید منتظر باشد، هم بالاترین درجه تقوا را داشته باشد، هم اخلاق زیبای علوی و مهدوی را داشته باشد! در غیر این صورت رفوزه است.

ان شاء الله اگر من امشب فرصت کنم، نشد در جلسه بعد روایات متعدد داریم، در دعاها داریم در دعای آل یاسین هم است، وقتی که حضرت می آید راه توبه بسته می شود. دوستان این را از من داشته باشید، اگر هیچ چیزی امشب گیر شما نیامد، همین را داشته باشید.

 حضرت وقتی تشریف می آورند راه توبه برای همگان بسته خواهد شد، دیگر بعد از آمدن حضرت این که من استغفار کنم، توبه کنم،‌ بروم از کسانی که اموال شان را خوردم از آن ها حلالیت بگیرم و جبران کنم، رضایت بگیرم، نه اصلا و ابدا این مسائل نیست.

 ان شاء الله آیات و روایاتش را برای عزیزان بحول و قوة الهی خواهم خواند.

کمال الدین، شیخ صدوق، در ذیل آیه شریفه: (يوْمَ يأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لَا ينْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ)

(هَلْ ينْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيهُمُ الْمَلَائِكَةُ أَوْ يأْتِي رَبُّكَ أَوْ يأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ يوْمَ يأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لَا ينْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيرًا قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ)

آيا جز اين انتظار دارند که فرشتگان (مرگ) به سراغشان آيند، يا خداوند (خودش) به سوي آنها بيايد، يا بعضي از آيات پروردگارت (و نشانه‌هاي رستاخيز)؟! اما آن روز که بعضي از آيات پروردگارت تحقق پذيرد، ايمان‌آوردن افرادي که قبلا ايمان نياورده‌اند، يا در ايمانشان عمل نيکي انجام نداده‌اند، سودي به حالشان نخواهد داشت! بگو: «(اکنون که شما چنين انتظارات نادرستي داريد،) انتظار بکشيد ما هم انتظار (کيفر شما را) مي‌کشيم!»

سوره انعام (6): آیه 158

اجازه بدهید این را هم نشان بدهم که گفتیم دوستان این را یادگاری امشب ما داشته باشند، من بعد هم ان شاء الله این را عرض خواهم کرد.

مجری:

نام شیخص صدوق را هم آوردید، امروز هم بزرگداشت این بزرگوار است که بالاخره آثار شان همیشه در تمام محافل علمی، کسی که نام دین و مذهب را به زبان می آ‌ورد قطعا یک بهره ای از این دریای بزرگ شیخ صدوق، این کتبی که نوشتند، این بیاناتی که داشتند، بالاخره قطعا بهره ای از آن ها برداشت خواهد کرد.

 به این مناسبت هم گفتم یادآوری هم شده باشد که امروز هم بزرگداشت شیخ صدوق است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این روایت را هم پدر شیخ صدوق آورده است.

«حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه‏ (علیه السلام)»

سعد ابن عبد الله اشعری، ثقه، بلکه فوق ثقه است. محمد ابن حسین ابن ابی الخطاب، بالاجماع ثقه است. حسن ابن محبوب از ثقات است. علی ابن رئاب هم از ثقات است.

 از امام صادق (علیه السلام) در ذیل آیه شریفه (يوْمَ يأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لَا ينْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ) آن وقتی که آیات خدا می آید دیگر توبه ها پذیرفته نیست!

 این آیه شریفه سوره انعام آیه 158، امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

«الْآيَاتُ هُمُ الْأَئِمَّةُ»

مراد از آیات ربک، عبارت از ائمه است.

«وَ الْآيَةُ الْمُنْتَظَرَةُ هُوَ الْقَائِمُ (علیه السلام)»

آیه منتظره قائم آل محمد است.

«فَيَوْمَئِذٍ لَا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلِ»

دیگر کسی که قبلا ایمان نیاورده است، ایمان آن روز دیگر به هیچ وجهی فایده ای ندارد!

كمال الدين و تمام النعمة، ابن بابويه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج‏1، ص 18

این تعبیر در کتاب کمال الدین شیخ صدوق در صفحه 18 آمده است و همچنین در صفحه 30 و در صفحه 336 آمده است.

 البته روایات متعددی هم داریم که ان شاء الله سر فرصت این ها این را برای عزیزان قرائت خواهم کرد. ولی آنچه که مهم است ما باید یک مقداری دقت داشته باشیم، بحث ورع من فقط به اندازه دو – سه دقیقه توضیح بدهم، بعد سوال عزیزمان را داشته باشیم.

در رابطه با ورع که عرض کردیم، ورع یعنی اجتناب از گناه، بلکه بالا تر از اجتناب از گناه است.‌ ما در روایات شیخ کلینی در کافی در جلد 5، صفحه 108 داریم.

 می گوید از امام صادق سوال کردم ورع چیست؟ حضرت فرمود: ورع آن است که انسان از حرمت های الهی اجتناب کند، یعنی کارهای حرام و خلاف شرع انجام ندهد.

«وَ يَجْتَنِبُ هَؤُلَاءِ وَ إِذَا لَمْ يَتَّقِ الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ وَ هُوَ لَا يَعْرِفُهُ»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج5، ص108،  ح11

نه تنها حرام، بلکه انسان از شبهه هم باید اجتناب کند. احتمال می دهیم رفتن به مهمانی منزل برادرم، خواهرم، دوستم آن جا مجلسی است که غیبت یک مؤمنی را می کنند، رفتن من به جا خلاف شرع است.

 تلویزیون دارد فیلمی را پخش می کند، آن هایی که فیلم های مستهجن می بینند حساب شان جدا است.

در مورد برنامه های زنده تلویزیون آقایان می گویند هیچ فرق نمی کند، چه شما به نامحرم در کوچه و خیابان نگاه کنید، یا در برنامه های زنده تلویزیون نگاه کنید.

 اگر چناچه خدای ناکرده انسان احساس می کند نگاه به این زن و دختری که در این فیلم است، (نستجیر بالله) یک لحظه احساس شهوت می کند، یک لحظه احساس ریبه می کند، نگاه کردنش حرام است.

 بعضی از بزرگان در قید حیات هستند، می گفت وقتی در برنامه های اخبار که گوش می کنند وقتی خانمی می آید می گفت رنگ تلویزیون را سیاه می کند و فقط صدایش را می شنود.

 با این که آقایان فرمودند اگر نگاه به روی وجه و کفین اگر از روی ریبه و شهوت نباشد اشکالی ندارد؛ ولی بنازم به آن مردی که نگاه کند و احساس ریبه ای نداشته باشد، لذا ورع این است که ما از شبهات هم اجتناب کنیم.

 جالب این است یک روایتی است که خیلی روایت عجیبی است که قبلا هم اشاره کردم، در رابطه با بحث ورع این را آقای متقی هندی، متوفی 975 از علمای بزرگ اهل سنت است در کنز العمال می گوید خدای عالم به حضرت موسی فرمود:

«يا موسى إنه لن يلقاني عبد في حاضر القيامة إلا فتشته عما في يديه»

تمام بندگانم که در قیامت بیایند من این ها را تفتیش و بازرسی می کنم، این اموال را از کجا آورده است، کجا خرج کرده است، چه گناهی کرده است، به چه کسی بدهکار است، از چه کسی طلبکار است.

«إلا من كان من الورعين»

مگر آن هایی که اهل ورع هستند.

 یعنی از حرام، از شبهه ها و مکروه هم اجتناب می کنند.

 بعد این جالب است:

«فإني أستحييهم»

من از بندگان اهل ورعم حیا می کنم

«وأجلهم وأكرمهم، وأدخلهم الجنة بغير حساب»

این ها برای من خیلی ارزشمند هستند، این ها خیلی کرامت دارند، این ها را بدون حساب و کتاب وارد بهشت خواهم کرد!

كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال؛ اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ج 5، ص 303

یا به تعبیر بعضی از این بزرگان، از یکی از بزرگان در ذهنم است که مرحوم آیت الله خوانساری از ایشان سوال کردند آقا شما که از دنیا رفتید عذاب قبر و سوالی بود؟ ایشان فرمود: همان لحظه ای که عزارئیل آمد سراغ من امیرالمؤمنین من را قاپید و برد طرف خودش، اصلا نفهمیدم چه است، اصلا نه قبری دیدم، نه عذاب قبری و نه فشار قبری دیدم، نه سوالی و نه چیز دیگری، با این تعبیر که امیرالمؤمنین من را قاپید و برد!

 خوشا به حال آن هایی که رابطه شان را با امیرالمؤمنین، صدیقه طاهره، حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت مهدی، رابطه ها را طوری تنظیم می کنند، که هم عشق به آن ها دارند، هم به دستور آن ها  عمل می کنند.

 البته این را شاید بعضی از عزیزان بگویند ما هر کاری کنیم، شیطان قوی است. امام سجاد هم عرض می کند، خدایا شیطان را بر من مسلط کردی، او مرا می بیند و من او را نمی بینم، او بر من مسلط است و من بر او مسلط نیستم. یک دشمن قوی کاملا ناظر من است و من او را نمی بینم، تنها امیدم این است که به تو توکل می کنم، تنها امیدم این است که از تو کمک می خواهم مرا در برابر شیطان نجاتم بدهی.

 لذا یکی از کسانی که طبق آیه قرآن، می گوید از وساوس شیطان برای همیشه مصون هستند آن ها متوکلین هستند. کسانی که توکل به خدا دارند.

 مُخلَصین یک مقامی است که به ذهن ما هم نمی آید. این که اصلا مقام مُخْلَصین چه است؟ ان شاء الله شاید در همین بحث های اخلاق علوی در رابطه با مخلصین صحبت کنیم، ما همان بحث مُخلِصین را بتوانیم انجام بدهیم برای ما کافی است.

 ولی بحث توکل اگر ما بتوانیم در خودمان، در تمام روز، از اول صبح که بلند می شویم، هر لحظه ای؛ بلند می شویم، بیدار می شویم، حرکتی می کنیم، بگوییم خدایا بر خودت توکل، یا صاحب الزمان ادرکنی، یا مولاتی یا فاطمة اغیثینی، این توکل را در خودمان زنده کنیم، شیطان هزار هزار سال بعد از این هم به فکر گمراه کردن ما هم نمی افتد، من در خدمت حضرت عالی هستم.

مجری:

بسیار زیبا، با همین تعبیر که کسی که به ورع عمل کند، انسان خودش را می تواند بسنجد و بشناسد که آیا می تواند از اصحاب حضرت ان شاء الله قرار بگیرد یا نه؟ یعنی همان با تعبیر حضرت استاد، یک پله بالا تر از تقوا است، عمل به ورع، نه این که صرفا چشم پوشی و عمل نکردن به محارم، بلکه عمل کردن به ورع که توضیحش را حضرت استاد به زیبایی دادند.

 یک فاصله می گیریم، ان شاء الله بر می گردیم و در ادامه بیانات نسبت به سیره مهدوی در خدمت حضرت استاد خواهیم بود.

(میان برنامه)

مجری:

یا علی ابن ابی طالب (علیه السلام)، الحمد لله با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در خدمت شما هستیم و به مناسبت همین شب های جمعه این برنامه تقدیم نگاه مهربان همه شما گرامیان می شود.

 همان طور که مستحضر هم هستید، از ابتدای برنامه این فرصت برای شما مهیا است که تماس بگیرید با همین شماره هایی که زیر نویس شده است ان شاء الله تماس بگیرید دغدغه ای دارید، سوالی دارید، شبهه ای مد نظر تان است و ذهن شما را درگیر کرده است، ان شاء الله سوال خودتان را بپرسید و از محضر حضرت استاد استفاده خواهیم کرد و پاسخش را مستقیما از زبان خود حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی خواهید شنید.

 پس از همین الان هم این فرصت برای تان است که عزیزان هم شماره ها را برای تان زیرنویس کردند، ان شاء الله تماس بگیرید و صدای شما را داخل استودیو خواهیم شنید.

 حضرت استاد فرمودید بالاخره آن ویژگی های اصحابی یا بهتر بگوییم، ویژگی های افرادی که دوست دارند از اصحاب و یاران حضرت آقا امام زمان باشند، یکی شان این است که منتظر باشند. دیگری عمل کردن به ورع است، با آن لطافت خاصی که بیان فرمودید و دیگری آن ها محاسن الاخلاق است، این یک مورد ماند، حالا این محاسن الاخلاق به چه معنا است؟ و این افراد منتظر و افرادی که عمل به ورع کردند دیگر چه کاری باید انجام بدهند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با بحث اخلاق یک مقداری بیشتر باید ورود پیدا کنیم و بیشتر توضیح بدهیم، یکی از مشکلات اساسی ما مسلمان ها چه شیعه و چه سنی، عدم آگاهی به محاسن اخلاقی و رذائل اخلاقی است.

 بعضی وقت ها ما غیبت می کنیم، کسی اعتراض می کند، اما در رویش هم این ها را می گویم، یعنی معلوم است که خیلی بی حیا است، هم پشت سرش می گوید، هم جلوی رویش هم می گوید، این آیه شریفه، خیلی آیه تکان دهنده ای است: (وَهُمْ يحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يحْسِنُونَ صُنْعًا)

(الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يحْسِنُونَ صُنْعًا)

آنها که تلاشهايشان در زندگي دنيا گم (و نابود) شده؛ با اين حال، مي‌پندارند کار نيک انجام مي‌دهند!

سوره کهف (18): آیه 104

گناه می کنند، تصور می کنند عبادت می کنند، این به خاطر این است که ما به رذائل اخلاقی آشنا نیستیم، با فضائل اخلاقی ارتباطی نداریم.

 من به دوستان عزیز توصیه می کنم، بر خودشان واجب کند، نذر کنند، قسم بخورند، این کتاب معراج السعادة مرحوم نراقی را تهیه کنند، فایلش هم در اینترنت هست، و من یکی از کتاب هایی که آن اوایل، شاید هفده - هیجده سال قبل تحقیق کردم و دو - سه سال هم طول کشید که تمام روایات و آیات و داستان هایی که مرحوم نراقی در متن معراج السعادة بود در پاورقی آوردیم.

 یکی از انتشارات قم، اگر اشتباه نکنم انتشارات بعثت هم چاپ کرد، به گمانم که در اینترنت هم است، کتابی مثل معراج السعادة در مسائل فضائل اخلاقی و رذائل اخلاقی در چهارده قرن نوشته نشده است.

 آن هایی که عربی بلد هستند، کتاب پدر بزرگوار ایشان، نراقی بزرگ را، جامع السعادات، سه جلد است، معراج السعادة در حقیقت همان فارسی جامع السعادات با یک مقداری توضیح است. یعنی سی – چهل درصد هم ایشان توضیح داده است.

 مرحوم محدث قمی که آمده است 110 جلد بحار را در 3 جلد به نام سفینة البحار خلاصه کرده است، یعنی بیش از صد و خرده ای جلد کتاب نوشته است، ایشان می گوید من هر روز مقید بودم، چند صفحه از معراج السعادة را مطالعه کنم.

 الان در ذهنم نیست که این را هم دارد یا نه، تمام می شد دوباره از اول شروع می کردم. بعد می گوید من در مسافرت ها ملتزم بودم این کتاب معراج السعادة را با خودم ببرم، چاپ قدیمیش خیلی بزرگ است، تقریبا شصت - هفتاد سانت طولش است، مثل چاپ های سنگی، می گفت دیدم برای من خیلی سنگین است که در مسافرت ببرم، نشستم این را به نام مقامات العلیه خلاصه کردم.

نمی دانم کتاب مقامات العلیه در بازار هست یانه در اینترنت سرچ کنم، بله است و پی دی آن هم موجود است، دوستان می توانند این را دانلود کنند و داشته باشند. این مقامات العلیه خلاصه معراج السعادة و به صورت جیبی است.

 یعنی معراج السعادة را نت برداری کرده است، یعنی اگر ما بیاییم دویست ساعت – سیصد ساعت، پانصد ساعت کار کنیم معراج السعادة را خلاصه کنیم مقامات العلیه می شود.

یکی از توفیقاتی هم که ما در حوزه علمیه قزوین در سال چهل شش و چهل هفت  داشتیم، این کتاب مقامات العلیه کتاب درسی حوزه بود. ما از همان زمان با این کتاب مأنوس بودیم.

 من به دوستان توصیه می کنم، خواهش می کنم، اگر می خواهیم که از اصحاب حضرت ولی عصر باشیم، رذائل اخلاقی را از خودمان دور کنیم، خودمان را به محاسن اخلاقی مزین کنیم این کتاب را یک شب از خودمان دور نکنیم، مسافرت می رویم با خودمان ببریم، زیارت می رویم با خودمان ببریم، اداره می رویم تلاش کنیم، بر فرض یک فرصتی شد و بیکار شدیم، ارباب رجوعی نبود، چند صفحه از این کتاب را مطالعه کنیم

(وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ)

و پيوسته تذکر ده، زيرا تذکر مؤمنان را سود مي‌بخشد.

سوره ذاریات (51): آیه 55

خود این مطالعه کردن ها بعضی وقت ها در های رحمت الهی را به روی ما باز می کند. این یک نکته.

 نکته دیگر در رابطه با جایگاه و ارزش اخلاق از دیدگان امیرالمؤمنین و ائمه (علیهم السلام) من حدود 15 تا ویژگی در رابطه با ارزش اخلاق توانستم ثبت کنم که البته بیش از این ها است، شاید به پنجاه هم برسد.

ولی ما عصاره چیزهایی که باید به عنوان اخلاق علوی و سیره مهدوی بدانیم، این است که بدانیم اخلاق چه جایگاهی دارد؟

ما تا وقتی ارزش یک غذا را ندانیم حاضر نیستیم غذا بخوریم، یک جا اگر مشکوک باشد که غذا فاسد شده است، یک مواد غذایی که می خیریم تاریخ مصرفش را نگاه می کنیم حاضر نیستیم مواد غذایی تاریخ مصرف گذشته را استفاده کنیم.

لذا در مسائل اخلاقی هم باید دقت داشته باشیم، اول چیزی که می خواهم عرض کنم کتاب «مکارم الاخلاق» برای مرحوم «طبرسی (رضوان الله تعالی علیه)» از اعیان قرن 6 هجری است ایشان در صفحه 8، از قول رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) (می گویند در خانه کس است یک حرف بس است)

«إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ»

هدف بعثت من این بود که مکارم اخلاق را به بالاترین مرحله برسانم!

مكارم الأخلاق‏؛ نويسنده: طبرسى، حسن بن فضل‏ (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: شريف رضى‏، قم: 1412ق/ 1370ش، ص 8

حالا بتوانم این را توضیح می دهم که فرق بین مکارم اخلاق و محاسن اخلاق چه است. ان شاءالله این ها را توضیح خواهم داد.

 رسول اکرم می گوید هدف از بعثت من به اتمام رساندن، به کمال رساندن مکارم اخلاق است، همین برای ما کافی است.

 روایتی شیخ صدوق نقل می کند، سند روایت همه حسن، حسن است، روایتش هم از امام حسن، خود روایتش هم حسن حسن، خیلی جالب است،‌ مثل همان روایت  «عن فاطمة، عن فاطمة»

عزیزان دقت کنند خیلی جالب است، احمد ابن عمران بغدادی می گوید:

«حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ»

آن هم می گوید:

«حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ»

آن هم می گوید:

«حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ»

آن هم می گوید:

«حَدَّثَنَا الْحَسَنُ عَنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحَسَنِ»

می گوید امام حسن:

«إِنْ أَحْسَنَ الْحَسَنِ الْخُلُقُ الْحَسَنُ»

 

الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج1، ص29

یعنی شش - هفت تا حسن از امام حسن می گوید بهترین، بهترین ها اخلاق نیک است، بهترین بهترین ها اخلاق حسن است.

 البته بعد مرحوم شیخ صدوق می آورد که ابوالحسن اول چه کسی است،‌ ابوالحسن دوم چه کسی است، ابوالحسن سوم چه کسی است. حسن اول «حدثنا الحسن» چه کسی است.

 حسن دوم که می گوید «حدثنا عن الحسن» چه کسی است. سوم حسن بصری، حسن چهارم امام حسن مجتبی (علیه السلام) من معتقدم این روایت را ما باید با طلا بنویسیم در گوشه و کنار خانه مان آویزان کنیم.

 این حدیث را بنویسیم زیر شیشه میز مان بگذاریم، بالای سر مان در اتاق خواب مان بگذاریم، در اتاق پذیرایی بدهیم تابلو کنند، شاید هم تابلویش باشد، واقعا ناب است، یعنی آدم وقتی این را می خواند می خواهد از خوشحالی بال در بیاورد پرواز کند!

 یعنی شش تا حسن در یک روایت قرار گرفته است، آخرش هم آقا امام حسن مجتبی (علیه السلام) است.

باز‌ در کتاب «خصال شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه)» در صفحه 30، می فرماید:

«قِيلَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) مَا أَفْضَلُ مَا أُعْطِيَ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ»

بهترین نعمتی که خدای عالم به یک مسلمان عنایت کرده است چه است؟ فرمود:

«الْخُلُقُ الْحَسَنُ»

الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج1، ص30

اخلاق خوب، خیلی جالب است.

 در روایتی که مرحوم «میرزای نوری» در کتاب «مستدرک» جلد 12 آورده است، همچنین شیخ مفید در اختصاصش آورده است می گوید:

‌«الْأَخْلَاقُ مَنَائِحُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

اخلاق خوب از نعمت ها و هدیه خدای عالم است.

 این طوری نیست که هر کسی تصمیم بگیرد اخلاق خوب داشته باشد، اخلاق خوب داشته باشد.

«فَإِذَا أَحَبَّ عَبْداً مَنَحَهُ خُلُقاً حَسَناً وَ إِذَا أَبْغَضَ عَبْداً مَنَحَهُ خُلُقاً سَيِّئاً»

خدا هر بنده ای را که دوست داشته باشد اخلاق خوب را به او هدیه می دهد و اگر بنده ای را دشمن داشته باشد او را بد اخلاق می کند.

الإختصاص‏؛ نويسنده: مفيد محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و محرمى زرندى، محمود، ناشر: الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد، ايران؛ قم: ‏1413 ق‏، ص 225

(اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ)

خداوند آفريدگار همه چيز است.

سوره زمر (39): آیه 62

(وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيئَةٌ يقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ)

و اگر به آنها [= منافقان‌] حسنه (و پيروزي) برسد، مي‌گويند: «اين، از ناحيه خداست.»و اگر سيئه (و شکستي) برسد، مي‌گويند: «اين، از ناحيه توست.» بگو: «همه اينها از ناحيه خداست.»

سوره نساء (4): آیه 78

همه دست خدا است. این که همه دست خدا است عزیزان دقت کنند بحث جبر نیست. بنده ای یک کار خوبی می کند، به پدر و مادرش احترام می گذارد، به بچه اش احترام می گذارد، احترام زن و بچه را دارد، به یک بیچاره ای می رسد، به یک حیوانی خوبی می کند، همین باعث می شود خدای عالم بهترین هدیه اش را به او بدهد.

 گرچه همه آن ها توفیق خدا بوده است، یا خدای عالم نسبت به بنده ای که (نستجیر بالله) به پدر و مادرش بی احترامی می کند، خدای عالم بد اخلاقی را به عنوان عذاب او قرار می دهد.

 نه این که بخواهیم بگوییم خدا همین طوری (نستجیر بالله) بدون هیچ مقدمه ای بیاید یک بنده را گرفتار بد اخلاقی کند.

 حالا اگر خدای عالم احسان کند، دستش باز است: (وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيدِ اللَّهِ يؤْتِيهِ مَنْ يشَاءُ)

(لِئَلَّا يعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يقْدِرُونَ عَلَى شَيءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيدِ اللَّهِ يؤْتِيهِ مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ)

تا اهل کتاب بدانند که قادر بر چيزي از فضل خدا نيستند، و تمام فضل (و رحمت) به دست اوست، به هر کس بخواهد آن را مي‌بخشد؛ و خداوند داراي فضل عظيم است!

سوره حدید (57): آیه 29

ده تا بچه این جا است من به یکی هدیه می دهم، آن های دیگر نمی توانند بگویند چرا به ما ندادی، چون از من طلب نداشتند.

 حالا یک دفعه این است که فرض کنید یک پولی به من دادند در اختیار این بچه ها بگذارم، من به یکی بدهم به نه تا ندهم، این خیانت و ظلم است، ولی یک دفعه است که من از جیب خودم می خواهم به یکی از این ها احسان کنم، به آن یکی نمی خواهم احسان کنم، دلم خواسته است و آن ها حق اعتراض هم ندارند.

 فضل الهی هم این طوری است (وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيدِ اللَّهِ يؤْتِيهِ مَنْ يشَاءُ) ولی عذابی که خدای عالم می کند، بلایی که خدای عالم می فرستد، گرچه دست خدا باز است (يدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ) نیست.

(وَقَالَتِ الْيهُودُ يدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ ينْفِقُ كَيفَ يشَاءُ وَلَيزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَينَا بَينَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا يحِبُّ الْمُفْسِدِينَ)

و يهود گفتند: «دست خدا (با زنجير) بسته است.» دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن، از رحمت (الهي) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، مي‌بخشد! ولي اين آيات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغيان و کفر بسياري از آنها مي‌افزايد. و ما در ميان آنها تا روز قيامت عداوت و دشمني افکنديم. هر زمان آتش جنگي افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و براي فساد در زمين، تلاش مي‌کنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.

سوره مائده (5): آیه 64

آن طور که یهودی ها می گویند. عالم ملک خدا است، بنده ملک خدا است، خدای عالم در ملکش هر کاری تصمیم بگیرد انجام می دهد ولی حکمت خدا و سنت خدا به این تعلق گرفته است بنده یک گناهی انجام می دهد، با اختیار خودش، اختیار هم خدا به او داده است این را هم دقت کنید با ختیار خودش که خدا به او داده یک گناهی می کند، خدا به خاطر این گناه یک بلایی می فرستد، یکی از بلا هایی که خدا به آن گرفتار می کند بد اخلاقی است!

مجری:

همین بنی اسرائیل که این همه آمدند بهانه جویی ها کردند، بعد از آن همه جریانات خدا به عنوان عذاب می فرماید:

(ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِي كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يشَّقَّقُ فَيخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يهْبِطُ مِنْ خَشْيةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ)

سپس دلهاي شما بعد از اين واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، يا سخت‌تر! چرا که پاره‌اي از سنگها مي‌شکافد، و از آن نهرها جاري مي‌شود؛ و پاره‌اي از آنها شکاف برمي‌دارد ، و آب از آن تراوش مي‌کند؛ و پاره‌اي از خوف خدا (از فراز کوه) به زير مي‌افتد؛ (اما دلهاي شما، نه از خوف خدا مي‌تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انساني است!) و خداوند از اعمال شما غافل نيست.

سوره بقره (2): آیه 74

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. پس اول اخلاق هدف بعثت انبیاء است. دوم بهترین بهتر ها. سوم بهترین نعمت الهی است. چهارم بهترین هدیه الهی. پنجم اخلاق خوب فطرت بشری است.

 یعنی خدای عالم بشر را آفریده است، خلقت و فطرت بشر را طوری آفریده است که اصلا به خدا هم عقیده نداشته باشد، به پیامبر هم ایمان نداشته باشد، دینی هم نداشته باشد فطرت او می گوید از مظلوم دفاع کن، فطرت او می گوید به یتیم احسان کن، فطرت او می گوید به پدر و مادر احترام بگذار.

 روایت را دوستان ببینند، مرحوم «نوری» در کتاب «مستدرک» در جلد 11، صفحه 193، از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل می کند:

«لَوْ كُنَّا لَا نَرْجُو جَنَّةً وَ لَا نَخْشَى نَاراً وَ لَا ثَوَاباً وَ لَا عِقَاباً»

اگر ما اصلا امیدی به بهشت نداشته باشیم، از جهنم هم نترسیم، امیدی به ثواب نداشته باشیم، از عذاب خدا هم ترس نداشته باشیم.

«لَكَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَطْلُبَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ»

زیبنده است که ما خودمان را به مکارم اخلاق مزین کنیم.

«فَإِنَّهَا مِمَّا تَدُلُّ عَلَى سَبِيلِ النَّجَاحِ»

این اخلاق خوب ما را به ساحل نجات می رساند!

مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ نورى، حسين بن محمد تقى، محقق/ مصحح و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ج‏11، ص193

یعنی می گوید حتی اگر یک کسی اصلا دین هم ندارد، به خاطر ثوابش هم نمی خواهد انجام بدهد، از عقاب خدا هم نمی ترسد، می گوید خدا دوست دارد ببرد جهنم ببرد، بهشت ببرد، ببرد.

 البته گفتن این ها در دنیا خیلی راحت است، همین طوری که کفار و غیره می گفتند، وهابی ها هم امروز همین ها را دارند می گویند. ولی وقتی غذاب الهی را دیدند، عذابی که:

(الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ)

آتشي که از دلها سرمي‌زند!

سوره همزه (104): آیه 7

بر خلاف آتش های دنیا است که فقط پوست را می سوزاند، نه عذاب جهنم از قلب انسان می سوزاند می آید تا به پوست می رسد.

(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيرَهَا لِيذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا)

کساني که به آيات ما کافر شدند، بزودي آنها را در آتشي وارد مي‌کنيم که هرگاه پوستهاي تنشان (در آن) بريان گردد (و بسوزد)، پوستهاي ديگري به جاي آن قرار مي‌دهيم، تا کيفر (الهي) را بچشند. خداوند، توانا و حکيم است (و روي حساب، کيفر مي‌دهد

سوره نساء (4): آیه 56

(كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيرَهَا لِيذُوقُوا الْعَذَابَ) خدایا پناه می بریم به خودت، پناه می بریم به خودت، در اثر این آتش تمام این پوست ها می ریزد، خدای عالم گوشت دیگری را می رویاند، که عذاب را اجرا کند، می آیند از مالک جهنم التماس می کنند.

«وَأسْئَلْ رَبّکَ»

از پروردگارت بخواه یک لحظه این عذاب را از ما بردارد، یک نفسی بکشیم.

 مالک جهنم می گوید مگر پیامبران نگفتند بزرگان نگفتند، حجت برای تمام نشد؟ تشنه می شوند، از تشنگی جگر شان کباب می شود، می روند آبی که می خورند آب جوشیده، تعبیر قرآن این است که چرک های جوشیده وقتی می خورند روده ها و معده های شان تکه تکه می شود و بیرون می ریزد.

 دوباره خدای عالم می آٰفریند تا عذاب را بچشاند، درد آن جا است.

(ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ)

(به او گفته مي‌شود:) بچش که (به پندار خود) بسيار قدرتمند و محترم بودي!

سوره دخان (44): آیه 49

تو که در دنیا با عزت و غرور زندگی می کردی، فرمان می دادی، دستور می دادی، با آن عزت که زندگی کردی، حالا این ذلت را هم بچش. پناه می بریم به خدا که عزت ما فقط در دنیا نباشد، این نعمت های الهی که ما استفاده می کنیم، در قیامت به ما می گویند:

(وَيوْمَ يعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيبَاتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ)

آن روز که کافران را بر آتش عرضه مي‌کنند (به آنها گفته مي‌شود:) از طيبات و لذائذ در زندگي دنيا خود استفاده کرديد و از آن بهره گرفتيد؛ اما امروز عذاب ذلت‌بار بخاطر استکباري که در زمين بناحق کرديد و بخاطر گناهاني که انجام مي‌داديد؛ جزاي شما خواهد بود!

سوره احقاف (46): آیه 20

شما در دنیا از همه نعمت ها استفاده کردید، دیگر تمام شد.

 لذا دوستان تلاش کنیم هر نعمتی که استفاده می کنیم اولا این جمله ذکر و وردمان باشد.

«اللَّهُمَّ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَيْك‏»

خدایا هر چه داریم از نعمت های توست، هر چه داریم از تو و ولی تو است.

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏1، ص 63

(وَهَمُّوا بِمَا لَمْ ينَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ)

و تصميم (به کار خطرناکي) گرفتند، که به آن نرسيدند. آنها فقط از اين انتقام مي‌گيرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بي‌نياز ساختند!

سوره توبه (9): آیه 74

خاک بر سر این وهابی هایی که این واسطه فیض نبی مکرم و امام عصر را منکر هستند. قرآن می گوید خدا و پیامبر از فضلش شما را بی نیاز کرده است، هرچه الان ما داریم از خدای عالم است، و واسطه هم حضرت ولی عصر است. در زیارت آل یاسین می خوانیم:

«فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص93

به دوستان عرض کردیم و توصیه کردیم این را بخوانند. بحار، جلد 102، صفحه 92، چاپ بیروت جلد 92، صفحه 93 مفصل هم است.

حتی مرحوم آیت الله العظمی نایئینی به فقرات این دعا در ولایت تکوینی استناد می کند. مرحوم مصباح یزدی، در صحبت هایش خیلی به این فقرات، مخصوصا این جا که: «فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل» هرچه ما داریم از خدای عالم و واسطه اش هم امروز حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است.

اگر این ها را ما در نظر داشته باشیم، یکی از بزرگان این را هم یادگاری خدمت عزیزان عرض کنم، ما در روایات زیاد داریم غذا که می خواهید بخورید، بسم الله بگویید. پایان غذا هم الحمد لله بگویید.

 باز روایت داریم اگر در سفره چند رقم غذا است، از هر غذا که می خواهید بخورید یک بسم الله بگویید، از خورشت می خواهید بخورید، بسم الله بگویید، نان می خواهید بخورید، از برنجش می خواهید بخورید، از دیگر خورشت ها می خواهید بخورید، بسم الله بگویید.

 ولی یکی از اولیاء الله می گوید من در عالم معنا دیدم این لقمه ای که ما می خوریم اول لقمه بسم الله نمی گوییم، آخر لقمه الحمد لله نمی گوییم، این لقمه به صورت تاریک و ظلمت در پرونده ما ثبت می شود.

 هر لقمه ای بر می داریم ولو زبانا نه، قلبا بگوییم بسم الله الرحمن الرحیم، لقمه که تمام می شود قبل از این که لقمه بعدی را برداریم، بگوییم الحمد لله رب العالمین، این لقمه به صورت نور در پرونده ما ثبت می شود.

 ببینید دوستان عزیز ثواب جمع کردن خیلی راحت است.

«الْمُؤْمِنُ كَيِّسٌ عَاقِلٌ»

مؤمن باید زرنگ باشد!

عيون الحكم و المواعظ( لليثي)؛ نويسنده: ليثى واسطى، على بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: حسنى بيرجندى، حسين‏، ناشر: دار الحديث‏، قم: 1376ش، ص30

یکی از کار هایی که انجام بدهیم همین است که یک غذا خوردن ما 30 لقمه 50 لقمه غذا می خوریم اگر اول لقمه بسم الله گفتی، آخر لقمه الحمد لله گفتی ولو در قلبت، لازم هم نیست به زبان بیاوری، به زبان که بیاوری خیلی بهتر است. خود اظهار نعمت الهی یک فضیلتی دارد که آن باطنی ندارد.

 غذا خوردن ما سراسر نور می شود، و این نور ها مایه کمال می شود، این نور ها مانع گرفتار شدن در کمند شیطان می شود، این نورها باعث می شود ما مراحل بالا را طی کنیم تا آن جایی که:

(يا أَيهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ)

اي انسان! تو با تلاش و رنج بسوي پروردگارت مي‌روي و او را ملاقات خواهي کرد!

سوره انشقاق (84): آیه 6

ای بشر تو برای این نیافریده شدی که چند تا خانه بخری، چند تا ماشین داشته باشی، چند تا بچه داشته باشی، پول بانکی داشته باشی، ثروت داشته باشی، نه، تو برای رسیدن به الله آفریده شدی.

 شما می خواهید به کمال برسید، ولی این ره که تو می روی به ترکستان است، تصور می کنی که ثروت زیاد کمال آور است، تصور می کنید داشتن مقام بالا کمال است، فرزند داشتن کمال است، زن صالحه داشتن کمال است، به تعبیر امام (رضوان الله تعالی علیه) ما دنبال یک گمشده ای می گردیم ولی این گمشده مان را عوضی گرفتیم.

 ما بچه مان گمشده است، همین طوری می گردیم، افرادی را می بینیم که شبیه بچه مان است، فکر می کنیم که بچه مان است، وقتی می گیریم یک مقداری با او صحبت می کنیم، می بینیم نه بچه مان نیست.

 ما دنبال کمال می گردیم، آن کسی که می خواهد به مقام بالا برسد، می خواهد به یک کمالی برسد. رسید تا رئیس جمهور شد، اصلا رئیس جمهور تمام دنیا شد، آیا نفسش آرام می گیرد؟ نه آرام نمی گیرد. می گوید باید بالاتر از این هم بروم، بالاترین ثروت،‌ از قارون که بالاتر که نداریم، آیا این آرامش و سعادت برایش آورد؟ نه،‌ آن چیزی که سعادت آور است (أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) است.

(الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)

آنها کساني هستند که ايمان آورده‌اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مي‌يابد!

سوره رعد (13): آیه 28

رسیدن به خدای عالم است، (إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ) تو داری حرکت می کنی به طرف کمالات ولی این مال و ثروت و مقام کمال نیست بنده من، کمال رسیدن به الله است، (فَمُلَاقِيهِ) اگر این سمت و سوی حرکت را به طرف خدا قرار بدهی می رسی.

 شما ببینید کسی می خواهد از قم برود تهران، راه های مختلفی است، راه خاکی دارد، راه های قدیمی دارد، ولی یک راه اتوبان هم دارد، اگر به اتوبان افتاد یک ساعته به تهران می رسد، ولی اگر بیراهه رفت معلوم نیست ماشین خراب بشود، به مشکل بخورد، اصلا برسد یا نرسد.

 لذا ما باید تلاش کنیم حرکت های مان به طرف خدای عالم باشد. یک تعبیری است که من توصیه می کنم به دوستان عزیز، این مناجات خمسه عشر پانزده تا مناجات از امام سجاد (علیه السلام) است، همه این مناجات ها خوب است، از همان مناجات تائبین گرفته تا متوسلین خیلی خوب است ولی مناجات عارفین یک چیز دیگری است، من فقط یک تکه اش را برای تان بخوانم، آن هایی که اهل دل هستند بگیرند، می گوید:

«إِلَهِي فَاجْعَلْنَا مِنَ الَّذِينَ تَوَشَّحَتْ أَشْجَارُ الشَّوْقِ إِلَيْكَ فِي حَدَائِقِ صُدُورِهِم‏»

آن هایی که اهل دل هستند قشنگ گوش کنند. «إِلَهِي فَاجْعَلْنَا مِنَ الَّذِينَ تَوَشَّحَتْ أَشْجَارُ الشَّوْقِ إِلَيْكَ فِي حَدَائِقِ صُدُورِهِم‏» خدایا مرا از جمله کسانی قرار بده، درخت های شوق به تو، اشتیاق به تو در باغ های سینه اش بروید، چه تعبیر قشنگی است،‌ یعنی سینه ما باید محل روییدن گل های شوق و عشق به خدا باشد.

«وَ أَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجَامِعِ قُلُوبِهِم‏»

خدایا سوز عشق تو در کانون دل ما شعله ور شود.

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص150

کسی که واقعا به این جا رسیده است، و این چنین حالی دارد، این چنین حاجتی از خدا می خواهد، خوشا به حالش. «وَ أَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجَامِعِ قُلُوبِهِم‏» در لایه، لایه قلب آن ها، روح آن ها، آتش شوق و محبت تو شعله ور بشود!

مجری:

الله اکبر، مناجات عاشقین است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

واقعا مناجات عاشقانه است.

لذا دوستان تلاش کنید هر روز یکی از این ها را در نماز های تان یا بعد از نماز های تان بخوانید. یکی از اولیاء خدا نقل می کردند، ایشان مناجات خمسه عشر را در قنوت نماز شبش این پانزده تا را در این یازده رکعت هر شب می خواند.

یعنی قنوت هر نمازش یکی از مناجات های خمسه عشر است، که 6 تا قنوت است، در هر قنوتی دو تا و در بعضی اوقات سه تا از این ها را هرشب می خواند، فردای قیامت آن ها هم می خواهند پیش خدا بیایند. ما هم که شب می خوابیم و صبح بلند می شویم، نزدیک طلوع آفتاب، نماز های لب طلایی می خوانیم، ما هم می خواهیم آن جا برویم.

ان شاء الله اگر فرصت بشود من بعضی از فراز های این را در جلسات بعد هم عرض می کنم

«فَهُمْ إِلَى أَوْكَارِ الْأَفْكَارِ يَأْوُونَ وَ فِي رِيَاضِ الْقُرْبِ وَ الْمُكَاشَفَةِ يَرْتَعُونَ وَ مِنْ حِيَاضِ الْمَحَبَّةِ بِكَأْسِ الْمُلَاطَفَةِ يَكْرَعُونَ وَ شَرَائِعِ الْمُصَافَاةِ يَرِدُونَ قَدْ كُشِفَ الْغِطَاءُ عَنْ أَبْصَارِهِمْ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص150

امیرالمؤمنین می فرماید:

«لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً.»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏2، ص38

بعضی از بندگان خدا هم به یک جایی می رسند: «قَدْ كُشِفَ الْغِطَاءُ عَنْ أَبْصَارِهِمْ»؛ یعنی دیگر این پرده کنار می رود و بالاتر از حضرت موسی، حضرت موسی می گوید: (رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيكَ)

(وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ)

و هنگامي که موسي به ميعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببينم!» گفت: «هرگز مرا نخواهي ديد! ولي به کوه بنگر، اگر در جاي خود ثابت ماند، مرا خواهي ديد!» اما هنگامي که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسي مدهوش به زمين افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهي تو (از اينکه با چشم تو را ببينم)! من به سوي تو بازگشتم! و من نخستين مؤمنانم!»

سوره اعراف (7): آيه 143

ولی این ها خیلی بالاتر از حضرت موسی دو به دو با خدای عالم حرف می زنند، و جلوه حق را کاملا مشاهده می کنند. همان کاری که رسول اکرم انجام داد (قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى)

(ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى)

سپس نزديک آمد و نزديکتر شد تا [فاصله‏اش] به قدر [طول] دو [انتهاي] کمان يا نزديکتر شد.

سوره نجم (53): آیه 9

 (قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى) رسید که جبرئیل گفت اگر یک بند انگشت جلو بیایم:

«لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَةً لَاحْتَرَقَت‏»

اگر یک بند انگشت جلو بیایم پر های من می سوزد.

دوستان عزیز در زیارت عاشورا هم می خوانیم:

«وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏»

از خدا می خواهم آن مقام محمودی که خدا به شما داده است من را به آن جا برساند.

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص177

محمد دیدن و موسی شنیدن * شنیدن کی بود مانند دیدن!

 اگر ما به آن مرحله برسیم واقعا به آن هدف آفرینش رسیدیم، من یک بار این شعر سعدی را خواندم، من این شعر را خیلی با خودم زمزمه می کنم، خیلی من از این شعر خوشم می آيد.

 چو رسی به طور سینا ارنی مگو و بگذر* که نیرزد این تمنا به جواب لن تراني

 در سوره اعراف، آيه 143، را آقایان باز کنند و یک مطلعه کنند، (وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ) با پروردگارش سخن گفت.

 حالا سخن گفتن حضرت موسی، با شنیدن صدای خدای عالم از درخت بوده است، بعد گفت خدایا حالا که من دارم با تو حرف می زنم (رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيكَ) خودت را به من نشان بده من به تو نگاه کنم. جواب چه آمد؟ (لَنْ تَرَانِي) هرگز من را نمی بینی.

(وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ) به کوه نگاه کن، (فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي) اگر دیدی کوه مستقر ماند، بدان می توانی من را ببینی.

 (فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ) دارد یکی از شیعیان حضرت امیر از کروبیین یک نظری به کوه کرد، کوه از هم پاشید، (وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا) سعدی می گوید مثل حضرت موسی نگو (رَبِّ أَرِنِي) خدایا خودت را به من نشان بده، چون (رَبِّ أَرِنِي) گفتن به جواب (لَنْ تَرَانِي) نمی ارزد.

 حافظ می گوید:

چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر * توی صدای دوست بشنو نه جواب لن تراني!

 مولوی یک مقداری ظریف تر می گوید:

 ارني کسی بگوید که تو را ندیده باشد * تو که با منی همیشه چه اری چه لن تراني

(وَهُوَ مَعَكُمْ أَينَ مَا كُنْتُمْ)

(هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يعْلَمُ مَا يلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يخْرُجُ مِنْهَا وَمَا ينْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَينَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ)

او کسي است که آسمانها و زمين را در شش روز [= شش دوران‌] آفريد؛ سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبير جهان پرداخت)؛ آنچه را در زمين فرو مي‌رود مي‌داند، و آنچه را از آن خارج مي‌شود و آنچه از آسمان نازل مي‌گردد و آنچه به آسمان بالا مي‌رود؛ و هر جا باشيد او با شما است، و خداوند نسبت به آنچه انجام مي‌دهيد بيناست!

سوره حدید (57): آيه 4

این نعمت های خدا به پیامبر است.

 ارنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد * تو که با منی همیشه، چه اری چه لن تراني!

 اگر به این جا رسیدیم هنر است، (إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ) یعنی این. علامه طباطبای می گوید:

سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی * ارنی نگفته، گفتی دو هزار لن تراني!

 لذا یک مقداری ما دقت کنیم با این فضائل اخلاقی، با دور کردن رذائل اخلاقی به یک جایی برسیم که خدا را ببینیم، نه با چشم سر، وقتی ذعلب به امیرالمؤمنین گفت:

«يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ»

امیرالمؤمنین فرمود:

«وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»

ذعلب یمانی گفت که یا علی خدایت را دیدی؟ گفت من خدایی که ندیده باشم عبادت نمی کنم. بعد حضرت فرمود:

«لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان‏»

خدا را با این چشم نمی شود دید، با چشم قلبی که میلیارد ها، بینهایت قوی تر از دیدین چشم سر است می شود دید.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص138، بَابُ جَوَامِعِ التَّوْحِيد‏، ح4

مطالبی که برنامه زندگی پس از زندگی در تلویزیون پخش می کنند، دوستان ببینند، این عزیزان می گویند در آن جا اصلا گفتن نیست، همین که طرف اراده می کند ما می بینیم چه است. یعنی آن دیدن خیلی ضعیف و کم رنگ قلب است، که اگر این یک مقداری بالا تر برود دیگر خدا را می بیند.

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

تعبیر حضرت امیر است، چیزی در دنیا ندیدم، مگر خدا را قبل از او دیدم، با او دیدم، و بعد از او هم دیدم.

دوستان ما دنبال این هستیم که به این جا برسیم، یاران حضرت ولی عصر این ها هستند. ما در خدمت شما هستیم.

مجری:

سلامت باشید، این تعبیرات بسیار زیبا و لطیف است، آدم هم دلش می خواهد بیشتر بشنود و از این نوع تعبیرات سیر نمی شود.

تماس داریم و ان شاء الله به این تماس ها هم برسیم، عزیزانی را که فرصت می کنیم تماس های شان را ان شاء الله وصل کنیم و بعد از آن هم تا جایی که فرصت بشود، هرچند که فرصت زیادی هم باقی نمانده است در خدمت شما خواهیم بود.

 سرکار خانم حضرتی از قم پشت خط هستند، سلام عرض می کنم در خدمت تان هستیم، بفرمایید.

تماس بینندگان شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)

بیننده: (خانم حضرتی از قم – شیعه)

سلامت باشید، من از حاج آقا یک سوال دارم. سوال من این است که چه کار کنیم که امام زمان را بشناسیم، حقش را ادا کنیم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، خواهرم دست شما درد نکند.

خانم حضرتی:

من باز هم سوال دارم، حاج آقا می خواهم با شما ترکی صحبت کنم ( پرسیدن سوال به زبان ترکی)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 (پاسخ به زبان ترکی)

مجری:

بسیار خوب، سرکار حضرتی، این سوال را هم پرسیدند، همانطور که همه عزیزان این سوال را شنیدند، خوشحال می شویم در انتهای جلسه پاسخ را بشنویم راجع به این که معرفت امام زمان چگونه حاصل می شود؟ آن چیزی که در قلب مان همه مشتاق آن هستیم چه راه حلی برای آن وجود دارد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه این که چه کار کنیم محبت حضرت ولی عصر در دل مان باشد؛ به یاد حضرت زیاد باشیم، قربان صدقه حضرت برویم، بهترین راهش این است: آقا جان فدای قد رشیدت، قدای صورت نورانیت، فدای خاک زیر پایت، سلام بر تو آقا جان در آن وقتی که داری نماز می خوانی در آن وقتی که داری رکوع می روی، در ‌آن حالتی که داری سجده می روی، فدایت بشوم آن وقتی که داری قرآن می خوانی، فدایت بشویم آن وقتی که داری دعا می خوانی، همان تعبیری که در زیارت آل یاسین است:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَ رَبَّانِيَّ آيَاتِه‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّي وَ تَقْنُتُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ‏ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تُعَوِّذُ وَ تُسَبِّحُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تُهَلِّلُ وَ تُكَبِّرُ.»

المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص570

یعنی بهترین راه این است که ما هر روز چندین مرتبه قربان صدقه آقا ولی عصر برویم، همین قربان صدقه رفتن باعث می شود محبت آقا در دل مان بیشتر بشود، این یک.

دو؛ احساس کنیم بر این که هر نعمتی که ما داریم خدا به ما داده است، واسطه نعمت خود آقا امام زمان است. اگر یک کسی چهار تا هدیه به ما می دهد، ما مادام العمر وقتی که آن طرف را می بینیم یاد مان می آید دعای خیر می کنیم، خوش مان می آید، محبت او در دل مان است.

 امام زمانی که تمام وجود ما از او است، نفس کشیدن ما از اوست، زندگی ما از اوست، روح عالم هستی ایشان است، خدای عالم هر نعمتی به ما داده است واسطه اش حضرت ولی عصر است. این خودش باعث می شود محبت حضرت ولی عصر در دل ما بیشتر بشود.

 نکته سوم، در این زیارت آل یاسین:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص93

عزیزان این را دقت داشته باشند، من این را دو سه بار عرض می کنم دوستان حفظ کنند. «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏‏»، درود بر تو ای خدا که همه را می بینید و همه صدا ها را می شنوی!

 ما به این قلبا عقیده داشته باشیم، نه زبانا،‌ ما یک دفعه گرسنگی را تعریف می کنیم، می گوییم گرسنگی این است، یک ساعت هم در باره گرسنگی حرف می زنیم، یک دفعه نه، خودمان گرسنه هستیم، احساس گرسنگی می کنیم، احساس گرسنگی کجا، گرسنگی را تعریف کردن کجا!

 عشق ما به حضرت ولی عصر مثل همین تعریف کردن گرسنگی و تشنگی است، ولی وقتی خودمان گرسنه و تشنه می شویم، می فهمیم گرسنگی یعنی چه، با تمام وجود درک می کنیم که تشنگی یعنی چه؟

 اگر ما «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏‏»،سلام بر تو ای آقایی همه چیز را می بینی، همه صدا ها را می شنوی درک کردیم آن وقت واقعا دوست دار حضرت می شویم.

  به تعبیر آقای بهجت، شما حرف می زنید، قبل از این که حرف به گوش تان برسد، حضرت ولی عصر این را می شنود، اگر یک این چنین حالتی داشته باشیم بسیار خوب و عالی است.

 نکته دیگر این است روایاتی که در رابطه با حضرت ولی عصر است هم در مورد مقام و جایگاه حضرت ولی عصر، هم در مورد علائم ظهور حضرت ولی عصر، هم در مورد حکومت حضرت ولی عصر عرض کنیم.

 خدا به عزیزمان عافیت کامل بدهد، ان شاءالله از جلسات بعد تلاش مان بر این است که یک روایت از حکومت حضرت ولی عصر برای مردم بگوییم تا عشق مردم به جوش بیاید بفهمند چه حکومت رؤیایی، چه حکومت الهی حضرت دارد.

من خدا را شاهد می گیرم، وقتی بعضی از روایت ها را می بینم، اصلا احساس می کنم که گمشده ام را یافتم، یعنی بالاترین لذتی که من در عمرم بردم، روایاتی است که در رابطه با زمان حکومت حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است.

 این ها کم به گوش مردم رسیده است، حالا ان شاء الله حضرت عالی یادآوری کنید ما بعد از این که به حضرت زهرا متوسل می شویم یک روایت عرض کنیم.

 البته دوست عزیزمان جناب آقای دکتر یزدانی به این ملتزم هستند. ولی من می خواهم فقط روایات ویژگی های حکومت حضرت مهدی را برای مردم بیان کنم که مردم به حکومت حضرت مهدی عشق داشته باشند و ان شاءالله با تمام وجود برای فرجش دعا کنند!

مجری:

ان شاء الله، اتفاقا عزیزان قطعا توفیق داشتند دعای افتتاح را بار ها و بار ها خواندند.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَه‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص421، بَابُ تَهْيِئَةِ الْإِمَامِ لِلْجُمُعَةِ وَ خُطْبَتِهِ وَ الْإِنْصَات‏، ح6‏

بار ها و بار ها تکرار کردیم، بدانیم که رغبت به چه حکومتی داشتیم و خواهیم داشت ان شاء الله.

حضرت استاد خیلی از محضرتان استفاده کردیم. همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای این برنامه هم همراه ما بودید، تا دیدار آینده خدانگهدار!


محاسن الاخلاق>

اسلام سیره مهدوی مالک اشتر عدالت خواهی امیرالمومنین علی علیه السلام اصحاب حضرت مهدی صلوات الله علیه توبه و استغفار ورع مکارم اخلاقی