-
اخلاق علوی سیره مهدوی 8 اردیبهشت 1401
1:21:43 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 1 اردیبهشت 1401
1:25:26 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 25 فروردین 1401
1:25:28 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 18 فروردین 1401
12217 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 11 فروردین 1401
1:21:17 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 19 اسفند 1400
1:23:59 دقیقه -
اخلاق علوی سیره مهدوی 12 اسفند 1400
1:45:02 دقیقه
ویژگی های دولت کریمه حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آیت الله حسینی قزوینی
قسمت نهم برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله سید محمد حسینی قزوینی
دیگر قسمت ها
عنوان برنامه: اخلاق علوی و سیره مهدوی
تاريخ: 22/ 02/ 1401
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی
مجری:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ
عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
الحمد لله این توفیق نصیب ما شد باز در شب جمعه ای دیگر در خدمت شما هستیم و محضر همه شما گرامیان برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را تقدیم می کنیم.
همان طور که مستحضر هستید در طی این برنامه از محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی استفاده خواهیم کرد و امشب هم در خدمت شان هستیم. ان شاء الله بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضر شان ببریم.
مثل همیشه ابتدا سلام و عرض ادبی محضر شان داشته باشیم و از ایشان بخواهیم محفل و دل های ما را مزین و منور بفرمایند به نور زهرای مرضیه (سلام الله علیها). حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمت تان هستیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء
خدمت بینندگان عزیز و گرامی که در هر کجای این کره خاکی بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و با صفای خانواده شان قرار دادند خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت همه عزیزان را از خدای منان خواهنم.
ما طبق برنامه همیشگی مان محفل مان را آغاز می کنیم با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها)
صُبَّتْ عَلَيَّ مَصَائِبُ لَوْ أَنَّهَا ** صُبَّتْ عَلَى الْأَيَّامِ صِرْنَ لَيَالِيَا
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين( ط- القديمة)؛ نويسنده: فتال نيشابورى، محمد بن احمد (تاريخ وفات مؤلف: 508 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: انتشارات رضى، قم: 1375ش، ج1، ص75
این شعر صدیقه طاهره را حتی علمای بزرگ اهل سنت هم در کتاب های فقهی و دیگر کتب شان در مشروعیت عزاداری آوردند می فرماید به قدری مصیبت بر من وارد شد که اگر این مصیبت ها بر روز روشن وارد می شد به شب تاریک و ظلمانی مبدل می شد.
نمی دانیم در این سه ماه بر این بانوی بزرگوار چه گذشت؟ از طرفی از دست دادن پدری مهربان، رحمة للعالمین، رسول الله علی العالمین، از طرفی غصب حق مسلم امیرالمؤمنین (علیه السلام) از طرفی آتش گرفتن خانه و شهادت محسن (سلام الله علیه) و شکستن پهلوی آن بزرگوار و مجروح شدن سینه آن بزرگوار، و کتک خودن آن بزرگوار جلوی چشم امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) که خیلی درد بزرگی است دست یک مردی را ببندند و جلوی چشمش همسرش را کتک بزنند.
دیدید اگر که دست مردی بسته است * دیگر در خانه همسرش را نزنید
در سوخته باغ ما دگر سر نزنید * این خانه آتش زده را در نزنید
از ما که گذشت مادری را دیگر * در خانه به پیش چشم دختر نزنید!
(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)
مجری:
احسنتم، طیب الله انفاسکم، خیلی ممنون و متشکر لطف فرمودید.
حتما عزیزانی که همراه ما بودند، مخصوصا در جلسه گذشته برنامه را پیگیری کردند، ما ابتدا یک قول از حضرتعالی گرفتیم ان شاءالله همین را بخواهیم از محضر تان استفاده کنیم، و قرار شده بود از آن ویژگی های دولت کریمه حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای ما در همین حسن مطلع برنامه بفرمایید که ان شاءالله هم شبکه، شبکه ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و هم برنامه، برنامه سیره مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. حسن مطلع بحث هم به همین مناسبت باشد بسیار لذت بخش تر خواهد بود!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، جزاکم الله خیراً
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
یکی از مشکلات عمده ای که امروز دنیا با آن دست و پنجه نرم می کند و کمر مردم را شکسته است، همه جا به ویژه در خود کشور اسلامی ایران، مشکلات اقتصادی است، البته این مشکلات اقتصادی هم عمدتا به خود و دولت مردان بر می گردد، که باید مقتدرانه دست دلال ها و رانت خواران را قطع کند، و آن اموالی را که به ناحق آن ها جمع کرده اند در میان فقرا و مستمندان تقسیم کنند.
ما در جلد دوم کتاب «ارشاد» مرحوم «شیخ مفید» می خوانیم که یکی از ویژگی های حکومت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه)، در ذیل آیه شریفه:
(أَفَغَيرَ دِينِ اللَّهِ يبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيهِ يرْجَعُونَ)
آيا آنها غير از آيين خدا ميطلبند؟! (آيين او همين اسلام است؛) و تمام کساني که در آسمانها و زمين هستند، از روي اختيار يا از روي اجبار، در برابر (فرمان) او تسليمند، و همه به سوي او بازگردانده ميشوند.
سوره آل عمران (3): آیه 83
می فرماید حضرت ولی عصر که بخواهند تشریف بیاورند:
«حَكَمَ بَيْنَ النَّاسِ بِحُكْمِ دَاوُدَ وَ حُكْمِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام)»
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج2، ص384 و 385
هم به قضاوت نبوی و هم به قضاوت داوودی حکم می کند، از بینه سوال نمی کند، بر مبنای علم شان عمل می کند.
«فَحِينَئِذٍ تُظْهِرُ الْأَرْضُ كُنُوزَهَا وَ تُبْدِي بَرَكَاتِهَا»
زمین گنج های خود را بیرون می ریزد و تمام برکات خودش را آشکار می کند.
این که زمین گنج های خود را بیرون می ریزد شاید مراد از این حرف این نباشد که زیرخاکی ها و طلا و گنج هایی که زیر زمین است را حضرت بیرون می ریزد، شاید استبعاد هم نداشته باشد.
ولی ظاهر روایات این است زمانی که حضرت می آید از این کره زمین به آن گونه ای که خدای عالم در این زمین نعمت قرار داده است به بهترین وجه بهره برداری می کند. از زراعتش، از باغ و بستانش به نحو احسن و شایسته بهره برداری می کند، و این بهره برداری شایسته از امکانات خدادادی به یک جایی می رسد مردم به قدری از نظر مالی مستغنی و بی نیاز می شوند، چشم و گوش شان پر می شود
«فَلَا يَجِدُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ يَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لَا لِبِرِّهِ»
هیچ کس جایی برای صدقات و احسانش پیدا نمی کند.
یعنی همه مردم از نظر مالی بی نیاز می شوند، بی نیاز شدن یک چیزی است، چشم و گوش سیر شدن یک چیز است.
الان هر کس اموال و ثروتش بیشتر باشد به مال دنیا حریص تر است. روز میلیاردی هم درآمد داشته باشند، اگر احساس کند که جایی صد هزار تومان می دهند می رود آن را هم می گیرد.
ولی در زمان حضرت ولی عصر به قدری امکانات بیشتر می شود، و به قدری گستره اقتصادی فراگیر می شود همه احساس بی نیازی می کنند، یعنی می بینند هر چیزی که در این دنیا نیاز دارند به برکت حضرت ولی عصر خدای عالم در اختیار آن ها قرار داده است.
دنبال این می گردند تا به کسی احسان کنند، کسی از آن ها قبول نمی کند می گوید نیازی ندارم، مثلا شما به یک تاجر بگویید این پنجاه تومان را می خواهم به تو صدقه بدهم، به او بر می خورد، چون نیاز ندارد.
تمام مردم به این جا می رسند که کسی صدقه قبول نمی کند، چون به قدری بی نیاز است صدقه قبول کردن را برای خودش ننگ می داند، احسانی را قبول نمی کنند، ان شاء الله امیداوریم خدای عالم به ما توفیق بدهد زمان حضرتش را درک کنیم، آن برکت و وفور نعمت های الهی را ان شاء الله لمس کنیم و با چشم خودمان ببینیم که در کره زمین نیازمند و فقیری وجود ندارد، این یکی از بهترین ویژگی های حکومت حضرت ولی عصر است.
آن هایی که برای دین و آخرت شان دعا نمی کنند، برای دنیای شان فرج حضرت ولی عصر را از خدا بخواهند بیاید که حد اقل مشکلات دنیای آن ها را به نحو احسن برطرف کند.
مجری:
ان شاء الله، خیلی ممنون، در دعا می خوانیم:
«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَه»
که در آخر هم می گوید:
«وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص421، بَابُ تَهْيِئَةِ الْإِمَامِ لِلْجُمُعَةِ وَ خُطْبَتِهِ وَ الْإِنْصَات، ح6
ان شاء الله که با همین شیرینی و حلاوت همه ما بچشیم و آن روز را با چشم سر خودمان هم بتوانیم آن روز را ببینیم ان شاء الله، خیلی ممنون و متشکر!
حضرت استاد همین ابتدا بعضی از بینندگان عزیز هم تماس گرفتند و پیام گذاشتند، در طول هفته هم مثل این که درخواست هایی بوده که بالاخره در این عصر غیبت حضرت عالی یک توصیه ای داشتید، یک ذکری که مقارن با نماز صبح بود و خواستند اگر امکانش است این را بفرمایید که کیفیت و نحوه اش چطور است، و این که چه ثمراتی دارد را دوباره بفرمایید استفاده کنیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
خداوند عالم به یکی از بزرگواران توفیق داده است رابطه خیلی خوبی با خدای عالم دارند. یکی از توصیه های ایشان به ما این بود که نیم ساعت قبل از اذان صبح در سجده پنج مرتبه: (أَمَّنْ يجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيكْشِفُ السُّوءَ) را با حالت گریه خواندن.
(أَمَّنْ يجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيكْشِفُ السُّوءَ)
يا کسي که دعاي مضطر را اجابت ميکند و گرفتاري را برطرف ميسازد.
سوره نمل (27): آیه 62
بعد شروع کند به گفتن این ذکر: «یا ابا صالح المهدي ادرکني» حضرت را قسم بدهد به هر کسی که دوست دارد؛ به رسول اکرم، به امیرالمؤمنین، مادر شان صدیقه طاهره، عمه جان شان زینب، عمو جان شان ابالفضل.
من بار ها گفتم هر کسی با یکی از بزرگواران که کشش دارند، بعضی ها هستند نسبت به حضرت امیر عشق دارند، اسم امیرالمؤمنین می آید روح شان پرواز می کند. یکی به حضرت صدیقه طاهره علاقه دارد، یکی به آقا قمر بنی هاشم، یکی به طفل شیرخواره امام حسین، یکی به خانم رقیه، یکی به امام حسین، یکی به امام جواد، خلاصه هر کسی را که مورد علاقه ما است
. من این را یکبار گفتم، هر کسی یک اسم متنازلی دارد در میان این هزار اسم خدای عالم، هر کسی با یک اسمی از همان ذات اقدس ربوبی به عالم احدیت و واحدیت تا برسد به این عالم طبیعت، تحت تربیت او است، که اگر حالی پیدا کردید، قلب تان شکست، چشم تان اشک آلود شد، از خدا بخواهید شما را با آن اسم متنازل تان آشنا کند.
خود این یکی از راه های رسیدن به خدا است، رسیدن به الله است، رسیدن به جایی است که انسان همنشین با ملکوتیان بشود، بلکه از آن هم بالاتر به یک جایی برسد که ملکوتیان غبطه بخورند
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد است، مقام آدمیت!
و همچنین می گویند هر کدام از این ها تحت تربیت یکی از معصومین است که انسان بتواند آن معصوم متنازلش را هم پیدا کند می تواند راحت تر حرف هایش را بیان کند.
عرض کردم که در این جا حرف زیاد است، شاید اصلا ما این را درک نمی کنیم، نه این که بنده می دانم و نمی گویم نه، یک سری مسائلی است که به قول مرحوم «مطهری» می گوید رفتنی و دیدنی است گفتنی و شنیدنی نیست. و آن هایی هم که می روند می بینند:
آنکه را اسرار حق آموختند * قفل کردند و دهانش دوختند!
انسان بتواند با آن معصومی که از همان عالم احدیت و واحدیت و عالم اسماء با او مرتبط بوده است با او انس بگیرد و این ها مایه رسیدن به الله است، این آیه شریفه را من بار ها عرض کردم
(يا أَيهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ)
اي انسان! تو با تلاش و رنج بسوي پروردگارت ميروي و او را ملاقات خواهي کرد!
سوره انشقاق (84): آیه 6
تو اشتباه می کنی که تصور می کنی این مال و مقام کمال تو است، زن و بچه و ساختمان، فرش و ماشین مایه کمال تو است، نه، تو دنبال یک کمال مطلق می گردی، کمالی که حد و حدود ندارد.
لذا شما می بینید به یک کسی هرچه ثروت روی زمین است به او بدهند، باز آرامش ندارد (إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ) تو به سوی آن کمال بی انتها در حال حرکت هستی، (فَمُلَاقِيهِ) اگر تلاش کنی قطعا به آن جا خواهی رسید.
حالا که بحث به این جا رسید شب جمعه هم است، من یک نکته ای هم برای آن کسانی که اهل دل هستند عرض کنم، که این ها به قولی از چیزهایی است که سینه به سینه از معصوم رسیده است، حالا نمی دانم که روایت هم باشد یا نه، دوستان می توانند بروند روایتش را هم پیدا کنند، ولی این که قطع و یقینی است، می گویند آیا در بهشت هم تکامل است یا تکامل نیست؟
بزرگانی که با اهل بیت مرتبط هستند می گویند بله در بهشت هم تکامل است، در آن جا این نعمت های الهی نمی تواند بهشتیان را به آن هایی که مقام های بالا دارند قانع کند، دنبال یک کمالات بالاتری هستند، عرضه می دارند خدایا تو به ما قول داده بودی که با صدای خودت قرآنت را بشنویم، ما آن را از تو می خواهیم.
خدای عالم برای آن دسته ای که عاشق صدای خدا هستند، مثل حضرت موسی می خواهند صدای خدا را بشنوند، خدای عالم قرآن می خواند این ها مست و مدهوش می شوند، می گوید این ها نزدیک ده سالی از آن حالت سکر بیرون نمی آیند، بعد که به حال طبیعی می آیند خطاب می آید که چه می خواهید؟ می گویند خدایا دوباره می خواهیم ما صدای تو را بشنویم، دوباره صدای قرآن را می شنوند، باز آن حالت مدهوشی به این ها دست می دهد.
بعد از ده سال دوباره (البته سالش الان دقیقا در ذهنم نیست) دوباره به حالت طبیعی بر می گردند، خطاب می آید دیگر چه می خواهید؟ می گویند خدایا باز صدای تو را می خواهیم، باز خدای عالم با صدای خودش قرآن می خواند.
امام صادق هم فرمودند که من بعضا آیه: (إِياكَ نَعْبُدُ) را به قدری تکرار می کنم که از خود خدا می شنوم.
(إِياكَ نَعْبُدُ)
(پروردگارا!) تنها تو را ميپرستيم
سوره فاتحه (1): آیه 5
یا آیه:
(مَالِكِ يوْمِ الدِّينِ)
(خداوندي که) مالک روز جزاست.
سوره فاتحه (1): آيه 4
این قدر تکرار می کنم
«سَمِعْتُ مُشَافِهَةً مِنْ مُتَکَلِّمِهَا»
**
«أَنَّ مَوْلَانَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ (علیه السلام) كَانَ يَتْلُو الْقُرْآنَ فِي صَلَاتِهِ فَغُشِيَ عَلَيْهِ فَلَمَّا أَفَاقَ سُئِلَ مَا الَّذِي أَوْجَبَ مَا انْتَهَتْ حَالُكَ إِلَيْهِ فَقَالَ مَا مَعْنَاهُ مَا زِلْتُ أُكَرِّرُ آيَاتِ الْقُرْآنِ حَتَّى بَلَغْتُ إِلَى حَالٍ كَأَنَّنِي سَمِعْتُ مُشَافَهَةً مِمَّنْ أَنْزَلَهَا عَلَى الْمُكَاشَفَةِ وَ الْعِيَان»
فلاح السائل و نجاح المسائل؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: بوستان كتاب، قم: 1406ق، ص108
طبیعی کار است که در دنیا هم ائمه (علیهم السلام) این را دارند.
می گوید مرتبه سوم که به هوش می آیند خطاب می آید این صدایی که شنیدید این صدای آقا امام حسین (سلام الله علیه) بود، همانگونه ای که در درخت صدایی ایجاد کردم حضرت موسی صدای من را از درخت شنید، قریب به این مضمون می فرماید مقام شما به قدری بالا است که با صدای امام حسین قرآن خواندن من را شنیدید. اگر بخواهید صدای خود من را بشنوید دیگر وجودی برای شما نمی ماند.
امیدواریم که ان شاء الله خدای عالم تفضلاتی کند در این دنیا یک دفعه آمدیم و یک دفعه هم خواهیم رفت، ولی خوشا به حال آن هایی که بعد از مرگ (يا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ) نمی گویند.
(أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَإِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ)
(اين دستورها براي آن است که) مبادا کسي روز قيامت بگويد: «افسوس بر من از کوتاهيهايي که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخرهکنندگان (آيات او) بودم!»
سوره زمر (39): آيه 56
خدایا تأسف که ما چه چیز گران بهایی داشتیم ولی این چیز گران بها را نشناختیم، و توجه نکردیم!
مجری:
ان شاء الله با خود برنامه سیره مهدوی هم که همراه بینندگان عزیز هستیم همه ما باز هم اشتیاق ما بیشتر می شود که بخواهیم امام معصوم را ببینیم.
چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن * به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن!
پس این اشعار هم تماما ریشه در همان روایات و حقایقی دارند که ما بسیار می شنویم و فکر می کنیم صرفا یک ذوق ادبی و شعری و یک قریحه ای بوده است. حضرت استاد بسیار زیبا فرمودید خیلی از محضرتان استفاده کردیم.
می خواهیم به بحث سیره مهدوی بپردازیم و ادامه بدهیم بحث ثابت خودمان را اگر لطف بفرمایید و در ابتدای جلسه برای آن بینندگانی که ممکن است همراه نبودند یا این که همراه بودند و الان قصد دارند دوباره آن صحبت ها را بشنوند تا مروری در ذهن شان بشود و متصل به بحث های امشب بشود، ان شاء الله از محضر تان استفاده می کنیم و در خدمت تان خواهیم بود.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
ما در گذشته در رابطه با اخلاق علوی و سیره مهدوی گفتیم این ها با هم یک پیوند ناگسستنی دارد، وقتی حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) می آید آن اخلاق علوی و سیره علوی را در جامعه پیاده می کند، و لباس علوی می پوشد، روش علوی را اعلام می کند، برنامه های علوی را در جامعه پیاده می کند.
ما روایتی را از آقا امام صادق (سلام الله علیه) خواندیم که فرمودند هر کس می خواهد از اصحاب حضرت مهدی باشد باید سه تا ویژگی داشته باشد، یکی منتظر باشد. منتظر بودن هم به گفتار نیست، به عمل است.
من یک مثالی می زنم، می گویند «المثال یقرب من وجه و یبعد من الف» بعضی از پدر و مادر ها و عزیزانی که فرزندشان الان بیست سال، سی سال، چهل سال است، مفقود الاثر است، هر روز که صبح می شود به این نیت از خواب بلند می شود شاید امروز از عزیز من خبری بیاید.
به عکسش نگاه می کند و اشک می ریزد، قاب عکسش را می گذارد روی سینه اش و اشک می ریزد، شب موقع خوابیدن می بیند خبری نشد، می خواهد بخوابد، از این خانواده ها هستند و حتما بینندگان هم خبر دارند.
عکس بچه مفقود الاثرش را می آورد کنار متکا اش می گذارد یا بعضا روی قلبش می گذارد و با آن آرام می شود و می خوابد، چرا؟ چون منتظر است، هر روز در انتظار این است که از عزیز دلش خبری بیاید.
اگر ما نه این اندازه، یک پنجاهم، یک صدم این اندازه منتظر حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) باشیم برای ما کافی است، بیش از این ما نمی خواهیم، وقتی ما منتظر هستیم شبانه روز به یاد او هستیم، همان طوری که آن مادر عزیز در غیبتش غذا می خواهد بخورد یک لحظه چشمش را از عکس پسرش بر نمی دارد، می خواهد میوه بخورد، نگاه می کند، بلند می شود نگاه می کند، می خواهد بیرون برود به عکس بچه اش نگاه می کند.
از بیرون می آید خانه قبل از این که لباس هایش را در بیاورد به عکس بچه اش نگاه می کند.
من بعضی وقت ها که این عزیزان به ذهنم می آید که این ها چه می کشند، نه یک روز، نه دو روز، سی سال، بعضی ها چهل سال است که منتظر هستند خدا شاهد است که جگرم کباب می شود، قلبم به درد می آید.
خدا نیامرزد آن هایی را که قدر این ها را نمی دانند، به برکت این ها به مقام و منال رسیدند، به مال و جاه رسیدند و دارند خون مردم را می مکند، اهتکار می کند، زمینه گرانی را فراهم می کنند، اموالی که متعلق به توده مردم است این ها را به یغما می برند، و قدر این نعمت خدادای که امنیت است را نمی دانند!
در هر صورت...
متنظر باید این طوری باشد، در غیر این صورت ما اسم منتظر را می بریم، دروغ می گوییم.
می گویند یک کشاورزی بود مشهور شده بود که عاشق پادشاه است، در کشور مشهور شد که فلان کشاورز عشق به پادشاه دارد. پادشاه شنید دستور داد احضارش کردند گفت تو عاشق من هستی؟ گفت بله عاشق تو هستم.
پادشاه گفت بیست و چهار ساعت به تو فرصت می دهم از این شهر بیرون بروی، حق نداری در این شهر بمانی، گفت بیست و چهار ساعت نمی خواهد همین الان بیرون می روم، شاه دستور داد في المکان گردنش را زدند، گفتند شاه چرا این کار را کردی؟ گفت می خواستم ببینیم راست می گوید عاشق من است، اگر عاشق من بود وقتی من را دید حاضر بود جان بدهد ولی از من جدا نشود. عاشق که وقتی به معشوق می رسد دیگر از معشوق که جدا نمی شود، پس معلوم می شود که این عاشق دروغکی بوده است.
دوستان عزیز ما هم می گوییم منتظر هستیم ولی یک مقداری کلاه خودمان را قاضی قرار بدهیم ادعای خالی است.
می گویند مجنون خیلی در فراق لیلی بی تابی می کرد. یک روزی گفت فلان جا برو من شب به دیدن شما می آیم، یک پاسی شب از گذشت دید نیامد همین طور منتظر ماند تا این که خوابش برد. لیلی آمد دید مجنون خوابیده است، دو تا تخم مرغ کنارش گذاشت و رفت، صبح بلند شد دید خبری نیست، ولی دو تا تخم مرغ این جا است، مجنون خیلی ناله و گریه کرد. گفتند چه شده؟
گفت لیلی با این کارش به من فهماند دروغ می گویی، عاشق وقتی به دیدار معشوقش می آید خوابش نمی برد، تو چرا خوابیدی، تو ارزشت همین است که با این تخم مرغ ها بازی کنی یک مدتی، تو عاشق نیستی!
در هر صورت...
ما یک مقداری باید دقت کنیم که واقعا عاشق باشیم، ما این را بار ها عرض کردیم، به تعبیر آیت الله العظمی «بهجت» می نشینید بگویید یا صاحب الزمان، بر می خیزید بگویید یا صاحب الزمان، حرکت می کنید بگویید یا صاحب الزمان، صبح بلند می شوید دست به سینه رو به قبله بگویید یا صاحب الزمان، آقا جان دست من به دامن تو، من را از لغزش ها حفظ کن، آخر شب می خواهی بخوابی دست به سینه ات بگو یا صاحب الزمان!
به تعبیر آقای «بهجت» اگر این چنین کاری کردی دیگر شیطان اطراف تو نمی آید، به سراغ تو نمی آید، کسی که عاشق است یک لحظه از دیدار معشوق غفلت نمی کند، ما دروغ می گوییم منتظر هستیم، اسما منتظر هستیم، عملا منتظر نیستیم.
فلذا یکی از شرایط کسانی که از یاران حضرت (سلام الله علیه، روحی لتراب مقدمک الفداء) می شوند منتظر بودن است.
(آقا جان یابن الحسن، یا ابا صالح المهدي ادرکنا)
نکته دوم تقوا پیشه کردن است، ورع یک مقداری بالاتر از تقوا است، نه تنها گناه نکنیم بلکه سراغ مکروهات هم نرویم، سراغ شبهات هم نرویم، اگر کسی از مکروهات اجتناب کرد قطعا گناه انجام نمی دهد. کسی که به مستحبات عمل کرد یقینا واجبش ترک نمی شود.
سوم داشتن اخلاق خوب است، این اخلاق خوب در حقیقت معیار و ملاک یاران حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است.
در رابطه با اخلاق هم ما در جلسه گذشته یک صحبتی کردیم، عبارت هایی که از ائمه (علیهم السلام) آمده است بعضی ها را اشاره کردیم در «مستدرک» مرحوم «نوری» است، پیامبر اکرم می فرماید اخلاق خوب هدیه الهی است. خدا هر بنده ای را که دوست داشته باشد این هدیه را می دهد.
روایات دیگر از آقا امام مجتبی (علیه السلام) است که می گوید خدمت امیرالمؤمنین پدر بزرگوارم رسیدم دیدم بر اثر ضربه ای که «ابن ملجم مرادی» زده بود ناراحت شدم، به من گفت:
«أَ تَجْزَع»
چرا داری بی تابی می کنی؟
گفتم آقا جان چرا بی تابی نکنم؟ شما را به این حال می بینم. حضرت چند تا وصیت به من کرد و فرمود:
«وَ لَا عَيْشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلُق»
پسرم اگر زندگی با لذت، زندگی خوب می خواهید اخلاقت را خوب کن!
كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عيسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم، ناشر: بنى هاشمى - تبريز، ج1، ص572
خود اخلاق خوب عامل لذت بردن از زندگی است.
یک کسی که اخلاق خوب دارد با بچه اش برخورد خوب می کند، وقتی می بیند که بچه از اخلاق این دارد می خندد، لذت می برد. با زن و بچه اش با اخلاق خوب بر خورد می کند، با همسایه با اخلاق خوب برخورد می کند، با زیر دستی و با ما فوقش با اخلاق بر خورد می کند، وقتی می بیند دیگران آرام هستند این هم آرام می شود.
دوستان من از آلمان برای من یک کلیپی فرستاده بودند، نمی دانم که این را عرض کردم یا نه. برای من خیلی عجیب بود، از یکی از سرمایه دار های بزرگ آلمان نقل می کرد.
می گفت من دنبال این بودم که یک آرامشی داشته باشم، از اول جوانی خواستم از زندگیم لذت ببرم، خلاصه تلاش کردم، گفتم یک کارخانه ای داشته باشم، بیست تا، سی تا، پنجاه تا کارگر داشته باشم، این ها بیایند و بروند و درآمدی داشته باشیم.
کارخانه راه انداختم، سی - چهل تا کارگر هم گرفتم، دیدم نمی توانم آن لذت را ببرم، گفتم اگر ماشین آخرین سیستم داشته باشم، سوار بشوم و در خیابان و جاده ویراژ بدهم لذت می برم، رفتم ماشین خریدم دیدم نمی توانم لذت ببرم آن زندگی برای من لذت بخش نیست.
گفتم بروم در بهترین جای آلمان بروم یک ساختمان و ویلای قشنگی بخرم و استخر و تشکیلاتی داشته باشد، رفتم خریدم، دیدم باز هم از زندگی ام لذت نمی برم.
می گفت یک رفیقی داشتم این در جریان کار من بود، گفت فلانی می خواهم یک توصیه به تو کنم، گفتم بفرمایید، گفت ما در فلان شهر تعدادی از بچه های بی سرپرست و یتیم را در یک جایی جمع کردیم، این ها لباس می خواهند، غذا می خواهند، ما می خواهیم به این ها یک کمکی کنید.
گفت من برایش احترام قائل بودم و رفتم بیشتر از وسایلی که گفته بود خریدم و گفتم بردار ببر، گفت نمی برم، گفتم چرا؟ گفت می خواهم خودت با دست خودت بیاوری، گفت من در رودربایستی گیر کردم با مخالفت میل باطنی خودم رفتیم دیدیم یک ساختمانی است داخل شدیم، دیدیم سی - چهل تا بچه هستند و این غذا ها و لباس ها را به آن ها دادیم.
یکی از این بچه ها لباسی که من به او دادم اندازه اش بود و به تنش کرد، دیدم این بچه خندید، دستش را بلند کرد دعا کرد، گفتم پسر خوشحال شدی؟ گفت آره خیلی خوشحال شدم!
گفت آن لحظه فهمیدم لذت زندگی یعنی چه، تازه فهمیدم لذت زندگی نه ماشین آخرین سیستم است، نه ویلای آن چنانی است، نه کارخانه و نه ثروت است، همین که انسان می بیند یک کسی از کارش لبخند بر چهره اش می نشیند از این لذت می برد.
لذا امیرالمؤمنین می فرماید: «وَ لَا عَيْشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلُق»، از حسن خلق که یکی از مصداق های حسن خلق هم احسان به دیگران است. حالا شما حساب کنید یک کسی که مسیحی یا پیرو هر دین دیگری باشد فرقی نمی کند، خدای عالم این روح را آن چنان قرار داده است که در این بحث های اخلاقی لذت می برد، نه در ظلم و نه در ستم و در ثروت و نه بهترین رفاهیات.
لذا در روایت دیگری از امیرالمؤمنین (علیه السلام) است که خیلی روایت قشنگی است، می فرماید:
«عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ حُسْنُ خُلُقِهِ»
سرلوحه پرونده مؤمن اخلاق خوب او نوشته می شود!
صحيفة الإمام الرضا عليه السلام؛ نويسنده: على بن موسى، امام هشتم عليه السلام (تاريخ وفات مؤلف: 203 ق)، محقق / مصحح: نجف، محمد مهدى، ناشر: كنگره جهانى امام رضا عليه السلام، مشهد: 1406ق، ص67
یعنی پرونده را که به دست ما می دهند، در آن سطر اول نوشتند که این آقا خوش اخلاق بود یا بد اخلاق بود. ببینید که می خواهید چه کار کنید؟
در روایت دیگر باز از حضرت علی جان است که فدای غبار زیر پای زوار هایش بشوم، خیلی عبارت قشنگی دارد:
«رُبَّ عَزِيزٍ أَذَلَّهُ خُلُقُهُ وَ ذَلِيلٌ أَعَزَّهُ خُلُقُه»
چه بسا عزیزی با اخلاق بد به ذلت کشیده می شود، و چه بسا افراد ذلیلی با اخلاق خوش به عزت می رسد!
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج1، ص300
یعنی این اخلاق خوش کلید عزت و ذلت انسان است. شما در جامعه هم دیدید افرادی که بد اخلاق هستند، حتی یک مغازه دار بد اخلاق وقتی یک کسی می رود یک جنسی بخرد با بد اخلاقی که بر خورد می کند مرتبه بعد دیگر آن جا نمی رود، کم کم کل مشتری هایش را از دست می دهد، بیچاره و بد بخت می شود.
ولی بعضی از مغازه دار ها هستند انسان که آن جا می رود آقا سلام علیکم، چطور هستید، آقا بفرمایید، یعنی یک طوری که مثل این که یک مهمان عزیز دردانه برایش آمده است، این باعث می شود که این مشتری دوباره آن جا برود، مشتری های دیگر آن جا برود، خود این اخلاق خوش برای او عزت می آورد یا برای او ذلت می آورد.
مجری:
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) با این همه عظمت و شأن قرآن نسبت به ایشان می فرماید: (وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ)
(فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ)
به (برکت) رحمت الهي، در برابر آنان [= مردم] نرم (و مهربان) شدي! و اگر خشن و سنگدل بودي، از اطراف تو، پراکنده ميشدند. پس آنها را ببخش و براي آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامي که تصميم گرفتي، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
سوره آل عمران (3): آیه 159
دقیقا همین است.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
یا در مورد پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) می فرماید:
(وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ)
و تو اخلاق عظيم و برجستهاي داري!
سوره قلم (68): آیه 4
این بالاترین فضیلت است که برای رسول اکرم در قرآن آمده است بعد از مقام رسالت و نبوت خلق حسن است، و البته این هم می گوید (فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ) این نعمت الهی است که اخلاق خوش داری، یعنی اخلاق خوش کاشتنی نیست که آدم بکارد و در تابستان بروید، (فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ)
لذا می بینیم در این روایت هم رسول اکرم می فرماید:
«حُسْنُ الْخُلُقِ نِصْفُ الدِّين»
می گوید اخلاق خوب نصفی است دین است!
الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج1، ص30
خیلی جالب است؛ یعنی وقتی که اخلاق انسان زیبا بشود، در حقیقت نصف دینش را درست کرده است، دیگر بر سر کسی داد نمی زند، عصبانی نمی شود، بد خلقی نمی کند، با زن و بچه اش بد رفتاری نمی کند، با همسایه بد رفتاری نمی کند، با زیر دستانش بد رفتاری نمی کند، یعنی در حقیقت نصفی از دینش را با این کار حفظ کرده است.
در روایت مرحوم «کلینی» این عبارت خیلی جالب است، می گوید امام صادق فرمود:
«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيُعْطِي الْعَبْدَ مِنَ الثَّوَابِ عَلَى حُسْنِ الْخُلُقِ كَمَا يُعْطِي الْمُجَاهِدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»
آن افرادی که از اخلاق خوب برخوردار هستند خدا به این ها پاداش مجاهدین در راه خدا را اعطا می کند.
«يَغْدُو عَلَيْهِ وَ يَرُوحُ»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الإسلامية ج2، ص101 ح12
یعنی با این پاداشی که شبانه روز، یا با این حسن خلقی که شبانه روز شان با این اخلاق خوش سپری می کنند.
باز در روایت دیگر در «کافی» است که این روایت هم خیلی عجیب است، دوستان دقت داشته باشند، امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
«إِنَّ الْخُلُقَ الْحَسَنَ يَمِيثُ الْخَطِيئَةَ»
اخلاق خوب گناهان انسان را آب می کند.
«كَمَا تَمِيثُ الشَّمْسُ الْجَلِيدَ»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الإسلامية ج2، ص100 ح7
آفتاب چطور یخ را آب می کند، اخلاق خوب هم گناهان ما را آب می کند. یعنی یکی از آثار اخلاق خوب حبط اعمال سیئه ما است، نابود کردن گناهان ما است. یعنی فردای قیامت می رویم می بینیم این همه غیبت کرده بودیم، دروغ گفته بودیم، می بینیم در پرونده از بعضی از این ها خبری نیست، خدایا پرونده من را اشتباهی نداند؟ نه، پس این گناهان چرا در این جا نیست؟
می گوید به این خاطر که اخلاق خوبی داشتی، این اخلاق خوبت باعث شد که آن گناهان همه از پرونده ات محو بشود.
عزیزان این را خوب دقت کنند، در روایت دیگر در «مستدرک» به همین مضمون دارد:
«إِنَّ الْخُلُقَ الْحَسَنَ يُذِيبُ الذُّنُوبَ»
اخلاق خوب گناهان را آب می کند.
«كَمَا تُذِيبُ الشَّمْسُ الْجَمَدَ»
جمد همان یخ را می گوید، یعنی آبی که جامد شده است، از آن طرف هم:
«وَ أَنَّ الْخُلُقَ السَّيِّئَ يُفْسِدُ الْعَمَلَ كَمَا يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ»
اخلاق بد هم اعمال ما را نابود می کند حبط می کند و از بین می برد، همان طوری که اگر سرکه داخل عسل بریزید عسل را فاسد می کند.
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ نورى، حسين بن محمد تقى، محقق/ مصحح و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج8، ص445
در «کافی» یک روایتی است که این آخرین روایت است و بعد از آن اگر سوال دیگری است من در خدمت حضرت عالی هستم، امام صادق می فرماید:
«الْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ يَعْمُرَانِ الدِّيَارَ»
اخلاق خوب خانه ها را آباد می کند، یعنی زندگی با رفاه برای آدم می آورد!
کسی که اخلاق خوب داشته باشد، بر اثر اخلاق خوب دارای خانه وسیع، خانه با امکانات، باغ و بستان و زراعت خوب، ماشین خوب، یعنی انسان با اخلاق خوب در دنیا به همه چیز می رسد.
«وَ يَزِيدَانِ فِي الْأَعْمَارِ»
اخلاق و نیکی کردن عمر انسان را طولانی می کند.
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الإسلامية ج2، ص100 ح8
دیگر از خدا چه می خواهید؟ زندگی با رفاه و عمر طولانی، آن هم عمر توأم با صحت و سلامتی و عافیت و سعادت.
این ها در حقیقت یک هشداری است به همه ما از ائمه (علیهم السلام) که می گوید کسی که می خواهد از انصار و یاران حضرت ولی عصر بشود باید این طوری دارای اخلاق خوب بشوند.
بد اخلاق ها را در این وادی راه نمی دهند، نه تنها راه نمی دهند بلکه روز ها و هفته ها می گذرد به یاد حضرت مهدی هم نمی افتند، الا این که گرفتاری پیش می آید و یابن الحسن، یابن الحسن می گوید و به سرش می زند و یا ابا صالح المهدی می گوید، همین که گرفتاریش بر طرف می شود، به تعبیر قرآن: (فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يدْعُنَا)
(وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذَلِكَ زُينَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يعْمَلُونَ)
هنگامي که به انسان زيان (و ناراحتي) رسد، ما را (در هر حال:) در حالي که به پهلو خوابيده، يا نشسته، يا ايستاده است، ميخواند؛ اما هنگامي که ناراحتي را از او برطرف ساختيم، چنان ميرود که گويي هرگز ما را براي حل مشکلي که به او رسيده بود، نخوانده است! اين گونه براي اسرافکاران، اعمالشان زينت داده شده است (که زشتي اين عمل را درک نميکنند)!
سوره یونس (10): آیه 12
وقتی که گرفتاریش بر طرف می شود دیگر به یاد امام زمان نمی افتد.
این ها آدم های مزدور هستند، گرفتار می شوند یابن الحسن می گویند، یا الله می گویند، گرفتاری شان بر طرف می شود، فراموش می کنند.
در روایت داریم آن هایی که در گرفتاری شروع می کند به ضجه و ناله، صدای شان که بالان می رود، ملائکه می گویند این صدا اصلا آشنا نیست، تا به حال ما این صدا را نشنیده بودیم، این را برگردانید این صدا غریبه است.
ولی آن کسی که در همه حال یا الله می گوید، در همه حال یابن الحسن می گوید، در همه حال یا زهرا می گوید، ملائکه با این صدا آشنا هستند، اگر گرفتاری هم پیش آمد، دعا را بالا می برند و می گویند این صدا آشنا است.
من این را داخل پرانتز یک نکته ای را برای بینندگان عزیز عرض کنم، بنده خودم از این نماز استغاثه حضرت زهرا خیلی نتیجه دیدم. در بد ترین موقعیت های عمرم، در شدید ترین مشکلات عصر جمعه، حتی بعضی وقت ها جمکران می رفتم و دو رکعت نماز می خواندم و در سجده صد مرتبه «یا مولاتي فاطمة أغیثیني» دارد.
در کتاب مفاتیح الجنان تقریبا نزدیک اعمال مسجد جمکران دستورش ذکر شده است
سپس سمت راست صورت خود را بر زمین می گذارید و صد مرتبه «یا مولاتي فاطمة أغیثیني» می گویی و سپس سجده نموده و همان ذکر را صد و ده مرتبه دیگر برزبان می آورید و پس از آن حاجت های خود را از خداوند طلب می کنید. و بعد هم یک دعای کوچک که تقریبا شاید بیست ثانیه طول بکشد دارد.
من به خاطر همین روایتی که هست که بعضی وقت صدا ها بالا می رود ملائکه می گویند این صدا آشنا نیست، برای چند مدتی این نماز را ترک کردم، گفتم عجب حالا اگر گرفتار بشویم و این نماز را بخوانیم ملائکه می گویند این صدا، این یا فاطمه آشنا نیست.
من خودم الان سال ها است، بالای بیست، بیست و پنج سال است، عصر جمعه هر کاری داشته باشم در سفر باشم، در حضر باشم، داخل کشور، خارج کشور باشم، نیم ساعت قبل از غروب آفتاب جمعه ولو در ماشین هم که باشم همین طور که ماشین حرکت می کند دو رکعت نماز می خوانم، چهارصد و ده مرتبه یا فاطمه را می گویم.
اگر یک گرفتاری هم برای من پیش آمد گفتیم یا فاطمه ملائکه صدای ما را بر نگردانند، نگویند این صدای یا فاطمه برای ما آشنا نبود، چطور شد این صدای غریبه است، صدای غریبه را برگردانید.
لذا من به دوستان توصیه می کنم این توسل به صدیقه طاهره، مخصوصا استغاثه به حضرت زهرا، در مفاتیح است، در حاشیه مفاتیح قبل یا بعد از اعمال مسجد جمکران آورده اند یکی پانصد و ده مرتبه است «یا مولاتي یا فاطمه اغیثیني»
یکی هم چهارصد و ده مرتبه است، ظاهرا «محدث قمی» می گوید چهارصد ده مرتبه روایتش معتبر تر از آن پانصد و ده مرتبه است.
مجموعش هم پنج دقیقه طول نمی کشد، ولی همین که این رابطه باشد، این رابطه ها برای ما کار می کند. دوستان تلاش کنیم، از من به شما وصیت با یکی از ائمه این رابطه را قطع نکنید، ریسمان قطع نشود.
اگر این رابطه بود، خیلی وقت ها است که همین رابطه باعث می شود که انسان به آن بالا بالا ها می رود.
آقای «گلپایگانی» در کتاب «منهاج السرور» یک داستان خیلی قشنگی آورده است، می گوید یکی از این آقایان روحانیون رفته بودند برای تبلیغ داشتند می آمدند در زمان سابق هم ماشین نبود، با قافله می آمدند. در وسط راه به دزد برخورد کردند، دزد ها آمدند تمام اموال قافله را گرفتند بردند.
این روحانی هم یک دفتری داشت که تمام منبر هایش و روضه ها و حدیث هایش را آن جا نوشته بود، هرچه التماس کرد به این دزد ها که همه اموال من را بردید ولی این را نبرید، این سرمایه عمر من است من با این مطالعه می کنم، منبر می روم، خیلی التماس کرد. التماس روحانی در دل این دزد ها اثر گذاشت، گفتند ما یک رئیسی داریم پشت این کوه است ما نمی توانیم بدون اجازه اش کاری کنیم، شما بیا با هم برویم آن جا اگر ایشان اجازه داد ما این دفترت را پس می دهیم.
می گوید من با این ها رفتم دیدم یک خیمه بزرگی است، یک آقایی مشغول نماز است، گفتم رئیس تان کیست؟ گفت همین آقایی که دارد نماز می خواند، خلاصه نمازش تمام شد قبل از این که مشکلم را بگویم، گفتم چطور رئیس دزد هایی، نماز هم می خوانی!
گفت شیخ انسان رابطه اش را به طور کلی که نباید با خدا قطع کند، یک ریسمانکی هم باید باشد، یک روزی این رسمان به درد می خورد، گفت چه می خواهی؟ گفت قضیه از این قرار است، گفت به گردن من زد گفت شیخنا، این مطالب را در سینه ات بنویس که هیچ دزدی نتواند از سینه ات بیرون بکشد این مطالب را در دفتر نوشتن هنر نیست.
می گفت به برکت من نه تنها اموال من بلکه اموال قافله را هم برگرداندنم، می گفت هفت هشت سالی گذشت یک روزی حرم حضرت امیر بودم، دیدیم یک آقایی یک گوشه ای نشسته است و دارد گریه می کند، بال بال می زند، ضجه می زند، این گریه اش من را منقلب کرد، رفتم نزدیکش دیدم دارد خیلی بی تابی می کند، ایستادم تا بی تابی اش تمام بشود و یک التماس دعایی بگویم.
این دعایش تمام شد به من نگاه کرد گفت شیخ من را می شناسی یا نه؟ گفتم نه، گفت من همان رئیس دزد ها هستم که یک روزی آمدی من داشتم نماز می خواندم، شما گفتی مگر رئیس دزد ها هم نماز می خواند؟ گفتم شیخ انسان نباید ریسمان به خدا به طور کامل قطع بشود، گفتم همان ریسمان باعث شد که من متوجه شدم کارم اشکال دارد، توبه کردم، تمام کسانی که می شناختم رفتم رضایت گرفتم، آمدم خدمت حضرت امیر التماس کنم بلکه حضرت امیر از سر تقصیرات من بگذرد از خدا بخواهد که از گناهان من بگذرد.
این جمله است که انسان این رشته را با خدا قطع نکند، حالا با هر کدام از ائمه مرتبط هستید نمی دانم، ولی تلاش کنید روزی دو دقیقه، سه دقیقه، ده دقیقه، با آن امام معصومی که کشش قلبی دارید، عشق قلبی دارید، بنشینید با او راز و نیاز کنید، قربان صدقه اش بروید، بگویید آقا جان قربان خودت، قربان مقامت، قربان سر و صورتت، قربان خاک زیر پایت، قربان حرمت، قربان شیعه هایت، قربان صدقه رفتن چیزی نیست که احتیاج به آموزش داشته باشد.
هر کسی می داند که با امام معصوم یا آن کسی که کشش معنوی و قلبی دارد چطور با او راز و نیاز کند و چطور قربان صدقه او برود.
بهترین کسی که امروز می شود قربان صدقه اش رفت آقا حجت ابن الحسن است. شما متوسل به حضرت زهرا بشوید، بی پرده بگویم، حضرت زهرا اگر بخواهد مشکل شما را حل کند به دست امام زمان حل می کند.
به پیامبر متوسل بشوید، رسول اکرم بخواهد مشکل شما را حل کند به دست حضرت ولی عصر است. به امیرالمؤمنین متوسل بشوید، امیرالمؤمنین بخواهد مشکل شما را حل کند به دست حضرت ولی عصر حل می کند. امروز واسطه میان خلق و حالق آقا حجت ابن الحسن است.
«فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص93
لذا تلاش کنیم ارتباط مان را با حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) حفظ کنیم، نمی گویم روزی یک ساعت – دو ساعت ولو به اندازه یک دقیقه، دو دقیقه این ارتباط باشد. آن هایی که حال دارند آن چیزی که اول جلسه عرض کردم، عزیز مان سوال کردند بتوانند قبل از اذان صبح این یا ابا صالح المهدی را قبل از اذان صبح و بعد از اذان صبح، بعد از این که اذان می گویند چهار پنج تا هم یا ابا الصالح المهدی بگوید.
این ملائکه شب وقتی که طلوع فجر می شود بالا می روند اعمالی که شب انجام دادیم را با خود شان بالا می برند. ملائکه روز بعد از طول فجر پایین می آیند، تلاش کنیم آخرین عمل مان که بالا می برند یا ابا صالح المهدی ادرکنی باشد، ملائکه صبح هم که می آیند اولین عملی که در پرونده مان می نویسند یا ابا صالح المهدی ادرکنی باشد.
دوباره فردا همین آش و همین کاسه، یک مدتی این را دوستان انجام بدهید، اگر نتیجه ندیدید، بنده قزوینی را نفرین و لعنت کنید. من با تمام وجود به این معتقد هستم که الان دارم عرض می کنم. یا ابا صالح المهدی ادرکنی!
مجری:
خیلی ممنون و متشکر، بسیار عالی، این ها رزق است که بیشتر از زمان هایی که انسان فکرش را هم نمی کند من حیث لا یحتسب نصیب انسان می شود، حضرت استاد خیلی لطف فرمودید.
همان طور که ملاحظه می کنید تلفن ها زیر نویس شده است، و در اختیار تان است، می توانید تماس بگیرید و ان شاء الله عزیزان اتاق فرمان پاسخگوی تماس های شما خواهند بود و در فرصت مقتضی با شما تماس خواهند گرفت و صدای شما را داخل استودیو خواهیم شنید، دغدغه خودتان، سوالی، شبهه ای، مطلبی هست که قصد بیانش را دارید مستقیما این امکان است تا از کارشناس محترم برنامه ان شاء الله بپرسید و پاسخ را مستقیما بشنوید.
یک فاصله بگیریم و یک میان برنامه ای می بینیم و ان شاء الله بر می گردیم و در خدمت تان خواهیم بود.
(میان برنامه)
مجری:
عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، تا این جای برنامه بسیار استفاده کردیم از محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و لذت بردیم، بالاخره شبکه، شبکه ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود، صحبت ها، صحبت های امام زمانی بود، ان شاء الله که دل های همه ما معطوف به آن ذات پر جود بشود در همین لحظه و فردا روز ظهور آن حضرت باشد ان شاء الله بتوانیم در رکاب آن حضرت قرار بگیریم.
عزیزان بیننده تماس هایی داشتند، سوالی هم از جلسه گذشته مانده بود و عزیزانی هم پشت خط هستند، اگر عزیزان اجازه بدهند عزیزی که جلسه گذشته سوال شان را مطرح کردند مطرح کنیم.
پس ابتدا صحبت های آقای بهادری را بشنویم و ان شاء الله اگر فرصت بود سوال آقا امیر از گلستان را که جلسه گذشته پرسیدند سوال شان را مطرح خواهیم کرد.
جناب آقای بهادری در خدمت تان هستیم، بفرمایید.
تماس بینندگان شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)
بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)
بسم الله الرحمن الرحیم، عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی»، و جناب آقای «مرعشی» دو سید بزرگوار! حضرت آقا این از سوال هایی است که می خواهم از وهابیت بپرسم که ان شاء الله مردانگی نشان بدهند و بیایند جواب ما را بدهند. به طور فوق تواتر جناب خلیفه دوم در بستر پیامبر توهین کرد و گفت شما وصیت نامه ننویس، فقط ما از شما قرآن را قبول می کنیم، ننویس، درست هفتاد و دو ساعت بعد، بعد از انتخاب جناب ابوبکر که خودش بعدا اعتراض کرد گفت: فلته بوده است، این کار ها عجله ای و ناپخته بوده است. ابوبکر زمانی که خلیفه شد به صورت قهر در خانه نشست.
«کنز العمال - متقی هندی» جلد 5، صفحه 300، روایت 14110، ابوبکر بعد از این که به خلافت رسید در منزل خود نشست به صورت غمگین عمر وارد شد، ابوبکر شروع کرد او را ملامت کردن که تو مرا گرفتار کردی، زیر بار این حکومت بردی، من سوال و حکم بین مردم را بلد نیستم، پس این جا برای من سوال می شود که امت کجا رفت؟ اکثریت چه شد؟ چهل و هفت آیه قرآن می فرماید اکثریت در دین ملاک نیست.
ابوبکر گفت من در بین مردم چطوری قضاوت کنم، سواد ندارم، جناب خلیفه دوم گفت نگران نباش من این را حل می کنم، ابوبکر گفت چگونه؟ عمر گفت اگر رأی تو مطابق قرآن بود بگو الحمد لله دو تا ثواب می بری، اگر هم مطابق قرآن نشد یک ثواب می بری، من این را از رسول خدا شنیدم که ما این را قبول نداریم.
این جا می خواهم بگویم به ما جواب بدهند، آقایان چطور بعد از هفتاد و دو ساعت به پیامبر گفت شما ننویس، ولی به ابوبکر گفت تو هرچه دلت می خواهد بنویس؟ این را چطور می توانید به ما جواب بدهید؟
سوال یک انسان اسمش عمر یا زید است، به پیامبر می گوید شما حرف نزن، فقط قرآن، بعد از هفتاد و دو ساع به آقای ابوبکر می گوید شما حرف بزن، مشکلی ندارد. ابن ابی الحدید در جلد 12، صفحه 80، قبلش می گوید عمر گفت من می دانستم که هدف رسول خدا چیست، چون می خواست دامادش علی را به جانشینی انتخاب کند ولی من جلوگیری کردم، خدا هم راضی بود.
«المنار» جلد 7، صفحه 129، در مورد همین قیاس که پایه گذارش آقای عمر بود، به نقل از «ابن قیم جوزی» می گوید هرچه بگردی در کل احکام اسلامی مطابق قیاس است، یعنی اگر قیاس بلد باشیم همه احکام را می توانیم از قیاس بیرون بکشیم، سوال مگر از رسول خدا روایت نداریم:
«أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِيس»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص58، ح20
اولین کسی که قیاس کننده بود ابلیس بود چرا؟ چون خدا به او فرمود به آدم سجده کن، گفت سجده نمی کنم چون من از آتش هستم و آدم از گل است، برای همین من اجتهاد کردم و قیاس کردم که به آدم سجده نکنم، می توانند جواب ما را بدهند؟ آیا اسلام، کتاب خدا است و تبعیت از اهل بیت پیامبر است یا تبعیت از قیاس است؟ والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته، ما منتظر جواب از آقایان هستیم، ببخشید مزاحم شدم!
مجری:
خیلی ممنون و متشکر جناب آقای بهادری عزیز، و الحمد لله صحبت هایی هم که کردند سندش را هم طبق خواسته دیگر بینندگان که باز هم می خواستند به صورت کامل و مفصل ذکر کردند.
حضرت استاد اگر نکته ای نیست، متأسفانه فرصت چندانی هم نداریم، فقط سریعا به تماس بیننده عزیز مان جناب آقای «امیر» از «گلستان» که پرسیده بودند آیا جایی در منابع اهل سنت داریم که پیروان و شیعه آقا امیرالمؤمنین از فائزون هستند یا خیر؟ این را هم پاسخ بفرمایید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، در این جا ما روایت زیاد داریم، آن جا به صورت کلی گفتم که چهل و سه، چهل و چهار تا روایت است، یک روایت از «جابر ابن عبد الله انصاری» است که «تاریخ دمشق» جلد 42، صفحه 371، می گوید رسول اکرم نشسته بود امیرالمؤمنین آمد و فرمود قسم به خدایی که جان من در دست او است، این علی و شیعه او در قیامت جزء رستگاران هستند.
«حسکانی» در «شواهد التنزیل» شان در صفحه 467، باز همین عبارت را می آورد:
«إن هذا وشيعته (هم) الفائزون يوم القيامة»
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل؛ تأليف: الحافظ الكبير عبيد الله بن أحمد المعروف بالحاكم الحسكاني؛ الحنفي النيسابوري، تحقيق وتعليق: الشيخ محمد باقر المحمودي؛ مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والارشاد الاسلامي مجمع أحياء الثقافة الاسلامية، 1411 ه - 1990م، ج1، ص467
«مناقب خوارزمی» دارد. از خود حضرت امیر (علیه السلام) است، «ابو سعید خدری» همین تعبیر را از نبی مکرم نقل می کند، صحابی جلیل القدر است. «هذا وشيعته هم الفائزون يوم القيامة»
«عن أبي سعيد الخدرى قال نظر رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى علي عليه السلام فقال هذا وشيعته هم الفائزون يوم القيامة»
علی و شیعیان او جزء رستگاران در قیامت هستند.
جزء ابن غطريف للجرجاني؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن الغطريف الجرجاني الوفاة: 377، دار النشر: دار البشائر الإسلامية - بيروت - 1417 - 1997، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. عامر حسن صبري، ج1، ص82
همچنین «انساب الاشراف» «بلاذری» در جلد 2، صفحه 405، می گوید شیعه علی و عثمان در نزد «ام سلمه» ام المؤمنین گفته شد.
«فقالت: ما تذكرون من شيعة علي»
این چه حرفی است که دارید از شیعه علی می زنید.
«وهم الفائزون يوم لقيامة»
این ها رستگاران در روز قیامت هستند.
آقای «آلوسی» در جلد پایانی تفسیر شان، جلد 30، صفحه 207 می گوید:
«إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية»
گفت یا علی:
«هم أنت وشيعتك»
این هایی که خیر البریه هستند در قیامت تو و شیعیان تو هستند.
«وموعدي وموعدكم الحوض»
موعد من و شما کنار حوض است.
روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج30، ص207
باز روایت دیگری از «ابن مردویه» است که از «ابن عباس» نقل می کند، می گوید وقتی این آیه نازل شد، رسول اکرم فرمود علی جان شیعیان تو در قیامت هم از خدا راضی هستند، و هم خدا از آن ها راضی است.
روایت در «تفسیر طبری» از امام باقر نقل می کند، جلد 24، صفحه 556
(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيرُ الْبَرِيةِ)
(اما) کساني که ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترين مخلوقات (خدا)يند!
سوره بینه (98): آیه 7
«أنت يا علي وشيعتك»
جامع البيان عن تأويل آي القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1405، ج3، ص264
باز «شوکانی» در کتاب «فتح القدیر» شان در جلد 5، صفحه 477، همین تعبیر را از «ابن مردویه»، «ابن عباس» نقل می کند
«وأخرج ابن مردويه عن ابن عباس قال لما نزلت هذه الاية (إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية) قال رسول الله صلى الله عليه واله وسلم لعلي هو أنت وشيعتك يوم القيامة راضين مرضيين»
فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني الوفاة: 1250، دار النشر: دار الفكر – بيروت، ج5، ص477
گفت علی تو و شیعیان تو در قیامت هم راضی هستید از خدا، و هم خدای عالم از شما راضی است.
همچنین «آلوسی» در تفسیرش همین تعبیر را دارد، که شما از خدا راضی هستید، و خدا هم از شما راضی است.
«احمد ابن حنبل» در کتاب «فضائل الصحابه» خودش در جلد 2، چاپ «عربستان سعودی» در صفحه 655، از «ام سلمه» نقل می کند
«عن أم سلمة قالت كان النبي صلى الله عليه وسلم عندي في ليلتي فغدت عليه فاطمة وعلي فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم»
آن شبی که نوبت من بود که پیامبر در حجره پیش من باشد، صبحگاهان علی و فاطمه (سلام لله علیها) وارد شدند، پیامبر فرمود:
«يا علي أبشر فإنك وأصحابك وشيعتك في الجنة»
به تو بشارت، به تو مژده می دهم تو و اصحاب و تو و شیعیان تو همه در بهشت هستید.
فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص654
این را جناب آقای «آجری» که «امام محدث ابوبکر آجری» در کتاب «الشریعه» شان در جلد 5، صفحه 2514، همین تعبیر را دارد
«يا علي أنت وأصحابك وشيعتك في الجنة»
جالب این است که آقای «لالکانی» که کتابش، کتاب درسی حوزه های علمیه اهل سنت است، در «اصول اعتقادات اهل سنة والجماعة» صفحه 1453، از «ام سلمه» نقل می کند
«أبشر يا علي أنت وشيعتك في الجنة»
شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة من الكتاب والسنة وإجماع الصحابة؛ اسم المؤلف: هبة الله بن الحسن بن منصور اللالكائي أبو القاسم الوفاة: 418، دار النشر: دار طيبة - الرياض - 1402، تحقيق: د. أحمد سعد حمدان، ج8، ص1454
این تعابیر فراوان در منابع اهل سنت است؛ حتی «معجم الاوسط طبرانی» در جلد 7، صفحه 343 از «ابو هریره» نقل می کند، «ابوهریره» می گوید علی ابن ابی طالب گفت:
«أيما أحب إليك أنا أم فاطمة؟»
عرض کرد یا رسول الله من در نزد تو عزیز هستم یا زهرا؟
پیامبر فرمود:
«فاطمة أحب إلي منك وأنت أعز علي منها»
فاطمه در نزد من محبوب تر است، تو در نزد من عزیز تری!
چقدر زیبا، یعنی کاری کرد که هر دو بزرگوار را راضی کند. در آخرش گفت: من و تو و حسن و حسین و فاطمه همه در بهشت هستیم.
«أنت معي وشيعتك في الجنة»
تو همراه من هستی، شیعیان تو در بهشت هستند!
بعد این آیه شریفه را خواند:
(وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ)
هر گونه غل [= حسد و کينه و دشمني] را از سينه آنها برميکنيم (و روحشان را پاک ميسازيم)؛ در حالي که همه برابرند، و بر تختها روبهروي يکديگر قرار دارند.
سوره حجر (15): آیه 47
این ها در بالش ها و روبروی هم هستند.
«لا ينظر أحدهم في قفا صاحبه»
به پشت سر کسی نگاه نمی کنند.
المعجم الأوسط؛ اسم المؤلف: أبو القاسم سليمان بن أحمد الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: دار الحرمين - القاهرة - 1415، تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد، عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني، ج7، ص343
رو در رو نگاه می کنند و می خندند و لذت می برند.
باز در کتاب «السنة» «آقا عبد الله» پسر «احمد ابن حنبل» در جلد 2، همین تعبیر از حضرت امیر است که فرمود:
«قال لي النبي صلى الله عليه وسلم يا علي أنت وشيعتك في الجنة»
السنة؛ اسم المؤلف: عبد الله بن أحمد بن حنبل الشيباني الوفاة: 290، دار النشر: دار ابن القيم - الدمام - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد سعيد سالم القحطاني، ج2، ص548
ما اگر این ها را بخواهیم بگوییم خودش مثنوی هفتاد من کاغذ شود. از افراد مختلف، از حضرت امیر، از «ابوهریره» از «ام سلمه» از «عایشه» با سند های معتبر آقایان نقل کردند که رسول اکرم فرمود: یا علی تو و شیعیان تو اهل نجات هستید، رستگار هستید، در بهشت هستید، فردای قیامت وقتی شما از قبر بلند می شوید، شیعیان تو مستقیم به بهشت می روند، قیامت را نمی بینند!
این ها روایات متعدد است که وقتی انسان این روایت را می خواند بال در می آورد. یکی دو روایت نیست، چهل تا، چهل و سه چهار تا روایت، ضعیف هم که باشد همه مطالب تثبیت است با این که بعضی از روایت را آقایان می گویند صحیح است و هیچ شکی هم در صحتش نیست.
ما خدا را شاکر هستیم که خدای عالم این نعمت سنگین و بزرگ و گرانقدر ولایت را به ما کرم نمود و از همه بالاتر عشق حضرت مهدی (ارواحنا فداه) را نصیب ما کرد.
من در آخر هم باز با حضرت مهدی تمام کنم مهدی جان:
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست* ورنه عشق تو کجا، این دل بیمار کجا؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری * که دعای تو کجا عبد گنه کار کجا؟
گل نرگس چه شود بوسه به پایت بزنیم * تا به کی به خسته دل از دور صدایت بزنیم؟
گل نرگس نکند مهر ز ما برداری * داغ دیدار رخت در دل ما بگذاری!
یا ابا صالح المهدی ادرکنا
مجری:
احسنتم طیب الله، بسیار زیبا و بسیار عالی تشکر می کنم با همین حال و هوا همه شما بینندگان عزیز را به خدا می سپاریم و دعا می کنیم: «یَا رَبَّ الحُجة بِحَقِّ الحُجة إشْفِ صَدْرَ الحُجة بِظُهورِ الحُجة» خدانگهدار!