مع امام منصور استاد یزدانی

قسمت هفتم ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی حجت الاسلام یزدانی و اجرای آقای لطفی پور


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه مع امام منصور 11 04 1404 (قسمت هفتم)

عنوان: تاریخچه عزاداری و گریه کردن، قبل از اسلام و قبل از واقعه عاشورا (2)

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر یزدانی

مجری: آقای علیرضا لطفی

کلیدواژها:

مع امام منصور؛ عزاداری؛ امام حسین علیه السلام؛ عاشورا؛ محرم؛ سید الشهداء؛ ابن تیمیه؛ أهل سنت؛ روایت؛ صحابه؛ عمر بن خطاب؛ کتک زد!

مجری:

بخت از خواب پا نخواهد شد * دوست از ما رضا نخواهد شد

تا که در اشک غوطه ور نشویم * وصل او رزق ما نخواهد شد

دست تا روی چشم ما نکشد * روزی ما بکاء نخواهد شد

تا قیامت اگر که گریه کنیم * حق داغش ادا نخواهد شد

ما برای حسین می میریم * مرد حرفش دو تا نخواهد شد

هیچ روزی شبیه عاشوراء * هیچ جا کربلاء نخواهد شد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ!

 بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله اجمعین)

ایام سوگواری حضرت سالار شهیدان سید الشهداء حسین ابن علی (علیهم السلام) را اولاً محضر صاحب عزای این ایام امام زمان مان بعد هم خدمت شما محبین اهل بیت ان شاء‌ الله که عزاداری هایتان مورد قبول حضرت حق تعالی و مورد عنایت اهل بیت (علیهم السلام) قرار گرفته باشد.

در این جلسه هم با ویژه برنامه مع امامٍ منصور در خدمت شما هستیم و استفاده خواهیم کرد از بیانات کارشناس محترم برنامه جناب حجة الاسلام و المسلمین دکتر یزدانی سلام علیکم عزاداری هایتان قبول باشد عرض تسلیت دارم

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ وَ آلِهِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِين‏!

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرتعالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و ایام مصیبت سید الشهداء (علیه السلام) را اولاً خدمت حضرت صاحب الزمان،‌ صاحب عزای اصلی و همین طور خدمت حضرتعالی و همه بینندگان عزیز تسلیت عرض می کنم.

امیدوارم که خداوند همه عزاداری های ما را به احسن وجه قبول بفرماید ان شاء الله بتوانیم امشب برنامه ای تقدیم کنیم که صاحب عزا از ما راضی باشد.

مجری:

ان شاء الله که بتوانیم به نوعی ما هم ابراز ارادت خودمان را محضر اهل بیت (علیهم السلام) داشته باشیم. اما بینندگان گرامی که برنامه گذشته همراه ما بودند در جریان هستند بحث ما با استاد یزدانی عزیز راجع به تاریخچه عزاداری در میان امم، پیامبران گذشته و اهل بیت (علیهم السلام) بود.

به خاطر این که یک مروری روی بحث جلسه گذشته مان داشته باشیم حضرت استاد خواهش می کنم اگر نکته تکمیلی، جمع بندی و خلاصه ای از مباحثی که مطرح شده را بفرمایید متشکر می شوم.

استاد یزدانی:

در جلسه گذشته درباره گریه و عزاداری در پیامبران و امت های گذشته پرداختیم مشخصاً‌ درباره حضرت یعقوب (علیه السلام) که آیه قرآن کریم خیلی واضح و روشن بود اول آیه خداوند از زبان او نقل می کند که در فراق فرزندم صبر جمیل خواهم کرد ولی همین حضرت یعقوب بعد آن چنان طولانی، سال ها بلکه ده ها گریه می کند طبق برخی از روایات چهل سال و طبق برخی از روایات هفتاد سال آن قدر گریه می کند چشمش را از دست می دهد.

طبق آیه قرآن کریم به حدی می رسد:

(قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ)

گفتند: «به خدا تو آنقدر ياد يوسف مي ‌کني تا در آستانه مرگ قرار گيري، يا هلاک گردي!»

سوره یوسف (12): آیه 85

(تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ) این قدر گریه می کند به حالت احتضار می افتاد طبق روایات بدنش پوست و استخوان می شود حتی چیزی در بدنش نمی ماند. حتی در حدی گریه می کند مردم به او اجازه نمی دهند در روستای خودش بماند مجبور می شود بیرون از قریه بالای کوهی خانه ای به نام بیت الاحزان بسازد که صبح تا شب در آن جا در فراق فرزندش یوسف (علیه السلام) گریه می کند.

با این که طبق گفته حضرت امام سجاد، حضرت یعقوب دوازده پسر داشت از میان دوازده پسر فقط یک پسرش گم شده بود بقیه پسرانش بودند در حالی که می دانست زنده است ولی گریه می کرد. امام به این استدلال می کرد یک پسر حضرت یعقوب گم شده بود این قدر گریه کرد خودم با چشم خودم دیدم پدرم، برادرم، عمویم و هفده نفر از اهل بیتم جلویم چشمم مظلومانه به شهادت رسیدند چرا گریه نکنم؟

ما هم به همین استدلال می کنیم وقتی حضرت یعقوب این طور گریه کرد ما چرا گریه نکنیم و ساکت بنشینیم؟ ما گریه خاصی نکردیم

از منابع اهل سنت روایت خواندیم سیصد سال قبل از شهادت سید الشهداء (علیه السلام) برای امام حسین (علیه السلام) گریه کردند. پیامبر، حضرت زهرا، امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب گریه کرده است بخشی از آن ها را خدمت تان عرض خواهیم کرد؛ بنابراین گریه بر سید الشهداء (علیه السلام) سنت و دستور خداست طبق عمل به سنت حضرت یعقوب (علیه السلام) هست و حضرت زهرا بعد از شهادت پیامبر تمام عمرش را برای پدر بزرگوارشان رسول خدا گریه کرد.

 امام سجاد تمام عمرش را گریه کرد. ائمه ما گریه کردند. امام رضا (علیه السلام) می فرماید گریه بر سید الشهداء (علیه السلام) پلک ما را زخم کرد

«قَدْ أَقْرَحَ جُفُونَنَا»

امام این قدر گریه کرد که پلکش زخم شد ما همچنین گریه های را تجربه نکردیم یعنی مصیبت را آن قدر نتوانستیم درک بکنیم و توانایی این قدر گریه کردن را نداریم امام معصوم حق و قصد مبالغه ندارد و هرگز مبالغه نمی کند وقتی می گوید «قَدْ أَقْرَحَ جُفُونَنَا» پلک ما را زخم کرد قطعاً همین طور بود.

امام زمان (علیه السلام) می فرماید من صبح و شب برای تو گریه می کنم که اگر اشکم تمام بشود خون گریه خواهم کرد این سنت و روش ائمه ما در گریه بر سید الشهداء (علیه السلام) است مطالبی که در جلسه گذشته خدمت تان عرض کردیم.

مجری:

استفاده کردیم ان شاء ‌الله که ما هم در این ایام و لیالی فرصت را غنیمت بشماریم خودمان را ذره ای پیرو اعمال ائمه و معصومین (علیهم السلام) بکنیم تا جایی که در توان و وسع مان هست ان شاء الله محضر حضرت سید الشهداء (علیه السلام) عرض ارادت بکنیم.

حضرت استاد بحث امشب را از این جا آغاز بکنیم مباحثی که مطرح شد دلیل خیلی متقنی است که عزاداری و گریه کردن یک روش مرسومی است ابتدای جلسه قبل هم فرمودید طبیعت انسان این است که در عزا و مصیبت ها گریه و عزاداری می کند. ولی معاندین ما مخصوصاً وهابیت خبیث خیلی به گریه کردن و عزاداری بر سید الشهداء ایراد می گیرند و مذمت می کنند. از شما این را می خواهم بپرسم آیا در طول تاریخ اسلام کسانی بودند که با عزاداری کردن مخالفت هم بکنند یا نه؟

استاد یزدانی:

الان وهابی ها به پیروی از ابن تیمیه و بزرگان شان عزاداری بر سید الشهداء (علیه السلام) را جایز نمی دانند، نه تنها جایز نمی دانند خودشان را در مجالس سید الشهداء (علیه السلام) منفجر می کنند و عزاداران فرزند پیغمبر را با آن وضعیت فجیع به شهادت می رسانند (زیاد اتفاق افتاده است) در یکی، دو سال این ها نابود شدند.

ولی قبل از آن، در کشورهای مختلف پاکستان، افغانستان، عراق و سوریه عزاداری ها را به هم می ریختند و مخالفت می کردند.

 اما این مخالفت را چه کسی اولین بار شروع کرد آیا ابن تیمیه بود یا قبل از ابن تیمیه هم بودند؟ روایاتی در صحیح بخاری و صحیح مسلم که صحیح ترین کتاب های اهل سنت پس از قرآن هستند خدمت تان ارائه می دهم. بعضی از صحابه مخالف عزاداری بودند روایاتی را به پیغمبر نسبت می دادند که خود همان روایات سخن آن ها را تکذیب می کند. یعنی تعارض واضح در خود روایات هست پیامبر بزرگوار اسلام صریح و روشن می گوید گریه جایز است ولی بعضی از صحابه می گویند جایز نیست.

 اصل روایت از صحیح بخاری خدمت بینندگان عزیز نشان بدهم. صحیح بخاری، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، چاپ اول، چاپ 1417، صفحه 256 کتاب الجنائز، باب شماره 44

«بَاب الْبُكَاءِ عِنْدَ الْمَرِيض؛ حدثنا أَصْبَغُ عن بن وَهْبٍ قال أخبرني عَمْرٌو عن سَعِيدِ بن الْحَارِثِ الْأَنْصَارِيِّ عن عبد اللَّهِ بن عُمَرَ رضي الله عنهما قال اشْتَكَى سَعْدُ بن عُبَادَةَ شَكْوَى له فَأَتَاهُ النبي صلى الله عليه وسلم يَعُودُهُ مع عبد الرحمن بن عَوْفٍ وَسَعْدِ بن أبي وَقَّاصٍ وَعَبْدِ اللَّهِ بن مَسْعُودٍ رضي الله عَنْهُمْ فلما دخل عليه فَوَجَدَهُ في غَاشِيَةِ أَهْلِهِ فقال قد قَضَى قالوا لَا يا رَسُولَ اللَّهِ فَبَكَى النبي صلى الله عليه وسلم فلما رَأَى الْقَوْمُ بُكَاءَ النبي صلى الله عليه وسلم بَكَوْا فقال ألا تَسْمَعُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يُعَذِّبُ بِدَمْعِ الْعَيْنِ ولا بِحُزْنِ الْقَلْبِ وَلَكِنْ يُعَذِّبُ بهذا وَأَشَارَ إلى لِسَانِهِ أو يَرْحَمُ وَإِنَّ الْمَيِّتَ يُعَذَّبُ بِبُكَاءِ أَهْلِهِ عليه وكان عُمَرُ رضي الله عنه يَضْرِبُ فيه بِالْعَصَا ويرمى بِالْحِجَارَةِ ويحثى بِالتُّرَابِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص439، ح1242

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به همراه عده ای از اصحاب به عیادت یکی از یارانش سعد ابن عباده که بیمار شده می روند وقتی او را در حالت بیماری می بیند گریه می کند. «فَبَكَى النبي صلى الله عليه وسلم» پیامبر گریه می کند وقتی مردم می بینند پیامبر گریه می کند «فلما رَأَى الْقَوْمُ بُكَاءَ النبي صلى الله عليه وسلم بَكَوْا» مردم هم گریه می کنند.

«فقال ألا تَسْمَعُونَ» نمی‌شنوید «إِنَّ اللَّهَ لَا يُعَذِّبُ بِدَمْعِ الْعَيْنِ ولا بِحُزْنِ الْقَلْبِ» پیغمبر خیلی روشن می فرماید خدا کسی را اشک چشم، با غصه، با عزاداری و ناراحتی عذاب نمی کند. «وَلَكِنْ يُعَذِّبُ بهذا وَأَشَارَ إلى لِسَانِهِ أو يَرْحَمُ» اما «بهذا» اشاره به زبانش می کند یعنی شما اگر گریه کنید و اشک بریزید خدا شما را عذاب نمی کند؛ اما اگر کفر بگویید شروع به ناله کردن کنید خدایا چرا من؟ چرا این مصیبت بر من وارد شد؟ اعتراض گونه با خدا حرف بزنید قطعاً عذاب می شوید.

 در روایت واضح است پیغمبر گریه کرد وقتی به عیادت بیماری که دارد جان می دهد می پرسد آیا زنده هست یا نیست؟ می گویند زنده هست پیغمبر گریه می کند. می گوید فقط حرف های جاهلانه زدن باعث می شود کسی عذاب بشود. بعد در ادامه روایت دارد: «وَإِنَّ الْمَيِّتَ يُعَذَّبُ بِبُكَاءِ أَهْلِهِ عليه»، میت با گریه خانواده اش بر او عذاب می شود این تناقض است، پیغمبر دارد گریه می کند بعد خود همین پیغمبر می گوید اگر کسی بر میتی گریه کند باعث می شود آن میت عذاب بشود یعنی چه؟ بعضی ها توجیه کردند اگر زنده بود می شود برایش گریه کرد ولی اگر مرد دیگر نباید برایش گریه کرد چون: «وَإِنَّ الْمَيِّتَ يُعَذَّبُ بِبُكَاءِ أَهْلِهِ عليه» همین را خدمت تان جواب می دهم.

 ادامه روایت جالب است می گوید «وكان عُمَرُ رضي الله عنه يَضْرِبُ فيه بِالْعَصَا ويرمى بِالْحِجَارَةِ ويحثى بِالتُّرَابِ»، اگر از صحابه کسی برای میتش عزاداری و گریه می کرد با عصایش او را می زد. عمر «دِرِه» داشت که معروف به است تازیانه و عصا هم داشت مردم می آمدند برای اموات شان گریه می کردرند در وسط عزاداری با عصا می زد «ويرمى بِالْحِجَارَةِ» سنگ دستش باشد با سنگ مردم را بزند «ويحثى بِالتُّرَابِ» دستش را پر از خاک می کرد روی سر و صورت عزادارها می ریخت.

خودت داری از پیغمبر نقل می کنی پیغمبر گریه کرد گفت گریه کردن اشکال ندارد چرا با عصا و سنگ مردم را میزنی چرا روی سر مردم خاک می ریزی؟ خود روایت عجیب است بخاری صحیح ترین کتاب اهل سنت پس از قرآن است گفتند همه روایاتش صحیح، قطعی الصدور و علم آور است صدر و ذیل روایت مخالفت را پیغمبر است. پیغمبر دارد جایز می داند خودش گریه می کند صحابه هم گریه می کنند این آقا می گوید نباید گریه بکنید مردم را با سنگ و عصای خودش می زد و خاک روی سر مردم پرت می کرد.

همین طور روایت 1290 جالب است آن جا گفتیم یک عده ای می گویند اگر کسی زنده باشد می شود برایش گریه کرد ولی اگر مرد نمی شود برایش گریه کرد.

«1228 حدثنا إِسْمَاعِيلُ بن خَلِيلٍ حدثنا عَلِيُّ بن مُسْهِرٍ حدثنا أبو إِسْحَاقَ وَهْوَ الشَّيْبَانِيُّ عن أبي بُرْدَةَ عن أبيه قال لَمَّا أُصِيبَ عُمَرُ رضي الله عنه جَعَلَ صُهَيْبٌ يقول وَا أَخَاهُ فقال عُمَرُ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ النبي صلى الله عليه وسلم قال إِنَّ الْمَيِّتَ لَيُعَذَّبُ بِبُكَاءِ الْحَيِّ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص433، ح1228

در روایت دیگر ابی بُرده از پدرش نقل می کند می گوید «لَمَّا أُصِيبَ عُمَرُ رضي الله عنه جَعَلَ صُهَيْبٌ يقول وَا أَخَاهُ»، وقتی عمر زخمی شده بود صُهیب برایش ناله می کرد وای برادرم، «فقال عُمَرُ» عمر گفت «أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ النبي صلى الله عليه وسلم قال إِنَّ الْمَيِّتَ لَيُعَذَّبُ بِبُكَاءِ الْحَيِّ»، مگر نمی دانی پیغمبر گفت اگر کسی برای میتش گریه کند باعث عذاب آن میت می شود؟ تو که هنوز نمردی؛ سعد ابن عباده بیمار بود و در بستر مرگ افتاده بود پیغمبر برایش گریه کرد صحابه هم گریه کردند این شخص زنده بود صهیب برایش گریه کرد گفت «إِنَّ الْمَيِّتَ لَيُعَذَّبُ بِبُكَاءِ الْحَيِّ» تو که هنوز نمردی اگر قرار باشد این جواب درست باشد پس این هم با آن در تضاد هست.

روایت 1287 هم دقیقاً همین است، صهیب آمد گریه کرد خلیفه گفت بر من گریه نکن چون پیغمبر گفت:

«يَا صُهَيْبُ، أَتَبْكِي عَلَيَّ، وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: «إِنَّ المَيِّتَ يُعَذَّبُ بِبَعْضِ بُكَاءِ أَهْلِهِ عَلَيْهِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص 432، ح1226

روایت دیگر، روایت جالب و مهمی است.

«قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِنَّ الْمَيِّتَ يُعَذَّبُ بِبَعْضِ بُكَاءِ أَهْلِهِ عليه قال بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما فلما مَاتَ عُمَرُ رضي الله عنه ذَكَرْتُ ذلك لِعَائِشَةَ رضي الله عنها فقالت رَحِمَ الله عُمَرَ والله ما حَدَّثَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِنَّ اللَّهَ لَيُعَذِّبُ الْمُؤْمِنَ بِبُكَاءِ أَهْلِهِ عليه وَلَكِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال إِنَّ اللَّهَ لَيَزِيدُ الْكَافِرَ عَذَابًا بِبُكَاءِ أَهْلِهِ عليه وَقَالَتْ حَسْبُكُمْ الْقُرْآنُ (ولا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى) قال بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما عِنْدَ ذلك وَاللَّهُ (هو أَضْحَكَ وَأَبْكَى) قال بن أبي مُلَيْكَةَ والله ما قال بن عُمَرَ رضي الله عنهما شيئا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص 432

ابن عباس می گوید وقتی عمر از دنیا رفت این قصه را برای عایشه نقل کردم عمر ابن خطاب از پیغمبر نقل کرد «إِنَّ المَيِّتَ يُعَذَّبُ بِبَعْضِ بُكَاءِ أَهْلِهِ عَلَيْهِ» عایشه گفت خدا عمر را رحمت کند هرگز همچنین کلامی از زبان پیغمبر خارج نشد که میت با گریه مؤمن یا خانواده اش عذاب بشود. پیغمبر چه گفت؟ «إِنَّ اللَّهَ لَيَزِيدُ الْكَافِرَ عَذَابًا بِبُكَاءِ أَهْلِهِ عليه»، پیغمبر فرمود اگر کافری بمیرد خانواده اش برایش گریه کند عذاب او زیاد می شود همین هم دروغ است، بعد به این آیه قرآن کریم استدلال می کند «حَسْبُكُمْ الْقُرْآنُ (ولا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى)»

در قرآن به صراحت داریم هیچ کسی مجازات گناه کسی دیگر را به عهده نمی گیرد، من دارم گناه می کنم چرا او باید به خاطر گناه من عذاب بشود؟ نص صریح قرآن کریم این را می گوید، کسی از دنیا رفت بر فرض گریه بر میت حرام خانواده اش کار حرام انجام داده باشند چرا باید او عذاب بشود؟ این با نص صریح قرآن کریم در تضاد است! پس این روایت دروغ است پیغمبر هرگز چنین حرفی را نزده است.

 یک روایت خیلی واضح یکی از صحابه به پیغمبر نسبت می دهد که پیغمبر این طوری گفت یک صحابی دیگر می گوید نه این طوری نیست این حرف با قرآن در تضاد است. حرف چه کسی را قبول کنیم؟ حرف آنی که به پیغمبر نسبت می دهد میت با گریه خانواده اش عذاب می شود یا حرف این صحابه را که به آیه قرآن کریم استدلال می کند

(وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى)

و هيچ گنهکاري گناه ديگري را متحمل نمي ‌شود؛

سوره انعام (6): آیه 164

اصلاً قصد انتخاب نداریم پیرو پیغمبر هستیم باید تکلیف شان را معلوم کنند. باز روایت بعدی جالب است یعنی تناقض در تناقض.

«حدثنا عبد اللَّهِ بن يُوسُفَ أخبرنا مَالِكٌ عن عبد اللَّهِ بن أبي بَكْرٍ عن أبيه عن عَمْرَةَ بِنْتِ عبد الرحمن أنها أَخْبَرَتْهُ أنها سَمِعَتْ عَائِشَةَ رضي الله عنها زَوْجَ النبي صلى الله عليه وسلم قالت إنما مَرَّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم على يَهُودِيَّةٍ يَبْكِي عليها أَهْلُهَا فقال إِنَّهُمْ لَيَبْكُونَ عليها وَإِنَّهَا لَتُعَذَّبُ في قَبْرِهَا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص 432، ح1227

عایشه می گوید پیغمبر روزی از کنار جنازه زن یهودی عبور می کرد خانواده اش برایش گریه می کردند پیامبر فرمود «إِنَّهُمْ يَبْكُونَ عَلَيْهَا وَإِنَّهَا لَتُعَذَّبُ فِي قَبْرِهَا»، خانواده اش دارند برایش گریه می کنند این زن دارد در قبر عذاب می شود. یعنی گریه باعث عذاب او نشد چون یهودی بود دارد عذاب می شود این ها هم دارند گریه می کنند.

 روایت 1289 با روایت 1288 در تضاد است. بالاخره کافری بود «إِنَّ اللَّهَ لَيَزِيدُ الْكَافِرَ عَذَابًا بِبُكَاءِ أَهْلِهِ عليه» یا این یهودی بوده است.

 روایت 1290 هم همین است و تناقضات عجیب و غریب روایت 1292 هم همین است در صحیح مسلم دقیقاً همین تضادها در همین روایات وجود دارد صحیح مسلم، چاپ وزارت اوقاف، کتاب الجنائز، صفحه 373 روایت مختلف و متعددی همین تعارضات و تناقضاتی که در صحیح بخاری بود در صحیح مسلم هم هست.

بنابراین اولین کسی که با عزاداری مخالفت می کند کسی جز خلیفه دوم نیست صریح و واضح خلافت سنت پیغمبر عمل می کند. روایت صحیح بخاری واضح است اول خود پیغمبر گریه کرده، صحابه هم گریه کردند پیغمبر گفت گریه کردن هیچ مشکلی ندارد فقط حواس تان باشد وقتی دارید عزاداری و گریه می کنید حرفی نزنید که باعث خشم و ناراحتی خدا بشود.

نگویید خدایا از بین این همه آدم چرا من؟ این حرف‌ها را نزنید که با صبر و این‌ها در تضاد باشد. ما در این وسط چه کار کنیم؟ یک آدم، یک مرد و یک عالم، یک فقیه و یک حدیث شناس، یک اصولی از علمای اهل سنت پیدا بشود بیاید جواب بدهد ما در این وسط با این روایات متضاد شما چه کار کنیم؟

جالب است روایات دیگر در منابع اهل سنت با سند صحیح نقل شده که در زمان پیامبر در محضر خود پیامبر مخالفت با عزاداری می‌کرد و پیامبر نهیش می‌کرد. این روایت در صحیح بخاری نیست بلکه در کتاب المستدرک علی الصححین است. کتاب المستدرک علی الصحیحن اقای حاکم نیشابوری جلد اول صفحه شماره 537 کتاب الجنائز، حدیث 1406

«حدثنا أبو بكر أحمد بن إبراهيم الفقيه الإسماعيلي ثنا أبو جعفر محمد بن عبد الله الحضرمي ثنا هارون بن إسحاق الهمداني ثنا عبدة بن سليمان عن هشام بن عروة عن وهب بن كيسان عن محمد بن عمرو بن عطاء عن أبي هريرة قال خرج النبي صلى الله عليه وسلم على جنازة ومعه عمر بن الخطاب فسمع نساء يبكين فزبرهن عمر فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم يا عمر دعهن فإن العين دامعة والنفس مصابة والعهد قريب هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج1، ص537، ح1406

ابی هریره می‌گوید پیامبر یک روز در تشییع جنازه ای کسی حاضر بود عمر خطاب هم در آن جا بود عمر شنید که زن‌ها دارند برایش گریه می‌کنند. «فزبرهن عمر» عمر رفت جلوگیری کند، اجازه ندهد زن‌ها برای میت‌شان گریه کنند «فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم يا عمر دعهن» پیامبر فرمود ای عمر وِل شان کن، «فإن العين دامعة والنفس مصابة والعهد قريب» همان حرفی که در جلسه قبل گفتم این گریه بر میت جزء فطرت انسان است. خدا این را در وجود انسان نهاده خداوند برای چشم اشک خلق کرده برای همین روزها، قرار نیست ما در دعوا وقتی کتک خوردیم گریه کنیم.

مرد جز در این مسائل گریه نمی‌کند. قرار نیست ما به خاطر چیزهای دیگر گریه کنیم، خدا به ما اشک داده اگر خدای ناخواسته مصیبتی آمد «فإن العين دامعة» چشم اشک دارد ما گرفتار مصیبت شدیم و تازه همین الان مثلا از دنیا رفته است. حاکم نیشابوری می‌گوید «هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه» صحیح این روایت صحیح است و شمس الدین ذهبی هم در کتاب تلخیص المستدرک خودش می‌گوید هم شرط بخاری را دارد و هم شرط مسلم را دارد.

همین روایت در کتاب مسند احمد ابن حنبل هم آمده است امام حنابله و امام اهل حدیث، ایشان بزرگ اهل سنت است در کتاب مسند خودش با تحقیق احمد محمد شاکر جلد 5 صفحه 286 به بعد روایت 5889 محقق می‌گوید اسناده صحیح، سند روایت صحیح است.

«حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا سُلَيْمَانُ بن دَاوُدَ أنا إِسْمَاعِيلُ أخبرني محمد بن عَمْرِو بن حَلْحَلَةَ عن مُحَمَّدِ بن عَمْرِو بن عَطَاءِ بن عَلْقَمَةَ انه كان جَالِساً مع بن عُمَرَ بِالسُّوقِ وَمَعَهُ سَلَمَةُ بن الأَزْرَقِ إلى جَنْبِهِ فَمُرَّ بِجَنَازَةٍ يَتْبَعُهَا بُكَاءٌ فقال عبد اللَّهِ بن عُمَرَ لو تَرَكَ أَهْلُ هذا الْمَيِّتِ الْبُكَاءَ لَكَانَ خَيْراً لِمَيِّتِهِمْ فقال سَلَمَةُ بن الأَزْرَقِ تَقُولُ ذلك يا أَبَا عبد الرحمن قال نعم أَقُولُهُ قال أنى سمعت أَبَا هُرَيْرَةَ وَمَاتَ مَيِّتٌ من أَهْلِ مَرْوَانَ فَاجْتَمَعَ النِّسَاءُ يَبْكِينَ عليه فقال مَرْوَانُ قُمْ يا عَبْدَ الْمَلِكِ فإنهن ان يَبْكِينَ فقال أبو هُرَيْرَةَ دَعْهُنَّ فإنه مَاتَ مَيِّتٌ من آلِ النبي صلى الله عليه وسلم فَاجْتَمَعَ النِّسَاءُ يَبْكِينَ عليه فَقَامَ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ يَنْهَاهُنَّ وَيَطْرُدُهُنَّ فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم دَعْهُنَّ يا بن الْخَطَّابِ فإن الْعَيْنَ دَامِعَةٌ وَالْفُؤَادَ مُصَابٌ وان الْعَهْدَ حَدِيثٌ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص110، ح 5889 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

روایت طولانی است، ابو هریره می‌گوید یک روزی از خانواده مروان ابن حکم که از صحابه بود کسی از دنیا رفت «فَاجْتَمَعَ النِّسَاءُ يَبْكِينَ عليه» خانواده آن شخص و کسی که از دنیا رفته بود داشتند برایش گریه می‌کردند. «فقال مَرْوَانُ قُمْ يا عَبْدَ الْمَلِكِ فإنهن ان يَبْكِينَ» مروان به عبدالملک پسرش دستور داد و گفت این‌ها نباید گریه کنند برو زن‌ها را نهی کنند تا گریه نکنند.

«فقال أبو هُرَيْرَةَ» ابوهریره آن‌جا بود گفت «دَعْهُنَّ» زن‌ها را ولش کنید «فإنه مَاتَ مَيِّتٌ من آلِ النبي صلى الله عليه وسلم فَاجْتَمَعَ النِّسَاءُ يَبْكِينَ عليه» یکی از اعضای خانواده پیامبر از دنیا رفته بود در روایت دیگر دارد آن شخص زینب دختر پیامبر بوده است. زینب از دنیا رفته بود خانواده پیامبر جمع شده بودند برایش گریه می‌کردند «فَقَامَ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ يَنْهَاهُنَّ وَيَطْرُدُهُنَّ» عمر ابن خطاب بلند شد که این‌ها را نهی کند و این‌ها را از مجلس دور کند «يَطْرُدُهُنَّ»

بعد دارد «فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم دَعْهُنَّ يا بن الْخَطَّابِ» پیامبر گفت عمر ابن خطاب این‌ها را ول‌شان کن، چه کارشان داری «فإن الْعَيْنَ دَامِعَةٌ وَالْفُؤَادَ مُصَابٌ وان الْعَهْدَ حَدِيثٌ» ملاحظه بفرمایید سند روایت هم صحیح است در منابع اهل سنت آمده است در حضور پیامبر مخالفت کرد، پیامبر گفت عمر رهایشان کن، ولی همچنان با این مخالفت خودش ادامه می‌داد کسی را اجازه نمی‌داد عزاداری کنند و حتی روایت صحیح در منابع اهل سنت داریم وقتی ابوبکر از دنیا رفت خانواده خلیفه اول برایش مجلس نوحه گرفته بودند آمد، آمد به خانواده او حمله کرد و زن‌ها را کتک زد.

حالا که بحث این‌جا رسید من این روایت را هم خدمت تان نشان بدهم که سندش صحیح است علمای اهل سنت تصحیح کرده اند و روایت در کتاب فتح الباری شرح صحیح بخاری است. این کتاب بهترین شرح بر صحیح بخاری است جلد 6 چاپ دار الطیبه ریاض صفحه 225 که روایت معروف است.

اصل روایت در صحیح بخاری هم آمده است:

«أَخْرَجَ عُمَرُ أُخْتَ أبي بَكْرٍ حين نَاحَتْ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج2، ص 852

«أَخْرَجَ عُمَرُ أُخْتَ أبي بَكْرٍ حين نَاحَتْ» همین تکه اش آمده است وقتی خواهر ابوبکر نوحه خواند عمر او را بیرون کرد. حالا داستان چه بوده است معلوم نیست. اصل داستان به صورت کامل در صحیح بخاری نیامده است. اصل قصه را ابن سعد در کتاب طبقات خودش با سند صحیح از زهری نقل کرده است.

«وقد أخرج عمر أخت أبي بكر حين ناحت وصله بن سعد في الطبقات بإسناد صحيح من طريق الزهري عن سعيد بن المسيب قال لما توفي أبو بكر أقامت عائشة عليه النوح فبلغ عمر فنهاهن فأبين فقال لهشام بن الوليد أخرج إلى بيت أبي قحافة يعني أم فروة فعلاها بالدرة ضربات فتفرق النوائح حين سمعن بذلك ووصله إسحاق بن راهويه في مسنده من وجه آخر عن الزهري وفيه فجعل يخرجهن امرأة امرأة وهو يضربهن بالدرة ثم ذكر المصنف حديث أبي هريرة في إرادة تحريق البيوت على الذين لا يشهدون الصلاة وقد مضى الكلام عليه في باب وجوب صلاة الجماعة وغرضه منه أنه إذا أحرقها عليهم بادروا بالخروج منها فثبت مشروعية الاقتصار على إخراج أهل المعصية من باب الأولى ومحل إخراج الخصوم إذا وقع منهم من المراء واللدد ما يقتضي ذلك»

فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج5، ص740

سعید ابن مسیب می‌گوید «لما توفي أبو بكر» وقتی ابوبکر از دنیا رفت «أقامت عائشة عليه النوح» عایشه برای پدرش مجلس نوحه تشکیل داد «فبلغ عمر فنهاهن فأبين» خبر به عمر رسید عمر آن‌ها را نهی کرد و قبول نکردند فقال لهشام بن الوليد أخرج إلى بيت أبي قحافة يعني أم فروة فعلاها بالدرة ضربات» خود خلیفه این زن بی چاره را زد، در روایت دیگر است این قدر کتکش زد که چادر از سرش افتاد، گفتند چادر از سرش افتاد، گفت ولش کنید، مگر چه کار کرده بود؟ برای پدرش عزاداری کرده بود. «فتفرق النوائح حين سمعن بذلك» بقیه نوحه خوانان وقتی شنیدند که خواهر ابوبکر را کتک زده فرار کردند.

بنابراین اولین کسی که با عزاداری ان هم در محضر پیامبر مخالفت کرد خلیفه دوم بود. روایت هم دارد کار اشتباه کرده است. عایشه می‌گوید کارش اشتباه بوده است. یک صحابی داریم موافق عزاداری است خودش عزاداری می‌کند بر پیامبر هم عزاداری و سینه زنی کرده است روایت داریم که عایشه بوده است. یکی دیگر هم می‌خواهد مخالفت کند کدام را انتخاب می‌کنید آن که موافق پیامبر است را انتخاب می‌کنید یا آن کسی که مخالف است این را از علمای اهل سنت می‌پرسیم.

یک نظر عایشه است که مخالف نظر عمر ابن خطاب است موافق قرآن است چون قرآن صریح، واضح و روشن دارد یعقوب این قدر گریه کرد که چشمش کور شد. (حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكين‏)، به این حد رسیده بود موافق سنت پیامبر است. یا می‌خواهید مخالف این را بپذیرید چرا عزاداری نمی‌کنید؟ چرا بر سید الشهداء(سلام الله علیه) گریه نمی‌کنید که خود پیامبر پنجاه سال قبل از این که ایشان به دنیا بیاید برایش عزاداری کرده است. امیر المؤمنین سال‌ها قبل از آن گریه کرده است. حضرت زهرا گریه کرده است، پیامبران برای سید الشهدا(سلام الله علیه) گریه کردند.

البته ما در میان اهل سنت کسانی را داریم که همین الان در کشورهای مختلف برای امام حسین(سلام الله علیه) مجلس می‌گیرند و حتی نذری می‌دهند عزاداری و سینه زنی می‌کنند. این را خودمان دیدیم و منبر رفتیم حتی در میان اهل سنت من جایی رفتم که شیعه و سنی مشترک بوده سنی‌ها روز عاشورا آمدند عزاداری کردند سینه زدند و غذا خوردند.

مجری:

حاجت‌هایشان را گرفتند!

استاد یزدانی:

حاجت‌هایشان را گرفتند و یا نگرفتند به هرحال آمدند عزاداری و سینه زنی کردند. ولی یک عده وهابی که دشمن اهل بیت هستند و این را یکبار قبلا هم گفتم این‌ها کسی را ندارند که برای شان عزاداری کنند، کسانی را که وهابی‌ها قبول دارند آدم‌های نیستند که ارزش عزاداری کردن داشته باشند بنی امیه، معاویه و یزید این‌ها که ارزش عزاداری کردن را ندارند. برای اهل بیت هم که عزاداری نمی‌کنند مجبور هستند با عزاداری مخالفت کنند.

مجری:

حضرت استاد بسیار عالی استفاده کردیم، یک فاصله بگیریم و بر گردیم. بینندگان عزیز و گرامی تقدیر و تشکر از شما که تا این لحظه همراه ما بودید و هستید

گفت که بر قلب تمام مؤمنین غم آمد * هنگامه آن غم معظم آمد

مداح بکش ز سینه مد آحی * ای اشک قیام کن محرم آمد

(میان برنامه)

مجری:

السلام علیک یا رحمة الله الواسعه، و یا باب نجات الامة، یا ابا عبدالله؛ عزیزان بیننده از این که همراه برنامه مع امام منصور هستید از شما تقدیر و تشکر می‌کنیم ان شاء الله لحظاتی که پشت سر گذاشتیم مورد قبول حضرت بقیة الله الاعظم قرار گرفته باشد و بحث را با استاد یزدانی عزیز حول این محور ادامه می‌دهیم اولین کسی که در تاریخ اسلام با عزاداری مخالفت کرد چه کسی بود؟ حضرت استاد توضیحاتی را دادند اما می‌خواهیم ادامه بحث را با ایشان پی بگیریم.

اگر جناب استاد یزدانی اجازه بفرمایید سوال را از خدمت شما بپرسیم بالاخره با این که عزاداری کردن و گریه کردن بر مصیبت‌ها و از دست دادن عزیزان سیره پیامبر بوده در روایات مختلف دیدیم و شما فرمودید اما عده ای با ایشان مخالفت کردند می‌خواهیم بدانیم انگیزه این افراد برای مخالفت چه بود الکی که مخالفتی به وجود نمی‌آید الا این که بگوییم کلا هرچیزی که پیامبر می‌فرمودند را می‌خواستند مخالفت کنند آیا این دلیلش بود و یا دلایل دیگری این مخالفت‌ها داشتند؟

استاد یزدانی:

خدمت شما عرض کنم، این که انگیزه خلیفه دوم از مخالفت با بحث عزاداری چه بود با این که پیامبر خیلی صریح، واضح و روشن فرموده و خودش از پیامبر نقل می‌کند می‌دانم انگیزه اش چه است ولی نمی‌خواهم بگویم یعنی یک طوری است که شاید وارد شدن به این بحث به صلاح ما نباشد.

شاید یک وقت زمانش بشود آدم بتواند این‌ها را راحت‌تر بگوید ولی انگیزه واقعی اش هم حتی در بعضی از روایات آمده است. من به خاطر این که بینندگان اهل سنت و همه دارند برای امام حسین(سلام الله علیه) عزاداری می‌کنند و آن‌ها هم با ما در این مسئله شریک هستند نمی‌خواهم وارد این بحث بشویم تا مبادا از دست ما ناراحت بشوند.

اما من انگیزه برخی از علمای اهل سنت را بگویم. برخی از علمای اهل سنت صریح و واضح گفته اند خواندن روضه برای امام حسین حرام است بعد انگیزه خودشان را هم گفته اند خودشان تصریح کردند که برای چه عزاداری حرام است از جمله آقای ابو حامد غزالی، ایشان عالم معروف اهل سنت است، ادم بسیار مشهور است دیگر معروف به حجت الاسلام شان است بزرگ اهل سنت است ایشان هم در فلسفه تخصص دارد و هم در فقه، هم فقیه بوده، هم متکلم است و هم فلیسوف است و هم صوفی است اواخر عمرش صوفی هم شده است.

از زبان اقای ابن حجر هیتمی نقل کنیم، کتاب الصواعق المحرقه کتابی که ضد شیعه نوشته شده است و اصلا انگیزه و هدفش مخالفت با شیعه بوده است ولی مطالبی در این کتاب آمده که خیلی به درد ما می‌خورد. جلد دوم از کتاب الصواعق المحرقه، چاپ موسسه الرساله، صفحه 640 از غزالی نقل می‌کند:

«قال الغزالي وغيره ويحرم على الواعظ وغيره رواية مقتل الحسين وحكاياته وما جرى بين الصحابة من التشاجر والتخاصم فإنه يهيج على بغض الصحابة والطعن فيهم وهم أعلام الدين تلقى الأئمة الدين عنهم رواية ونحن تلقيناه من الأئمة دراية فالطاعن فيهم مطعون طاعن في نفسه ودينه قال ابن الصلاح والنووي الصحابة كلهم عدول وكان للنبي صلى الله عليه وسلم مائة ألف وأربعة عشر ألف صحابي عند موته صلى الله عليه وسلم والقرآن والأخبار مصرحان بعدالتهم وجلالتهم ولما جرى بينهم محامل لا يحتمل ذكرها هذا الكتاب»

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج 2، ص 640

«قال الغزالي وغيره» غزالی و برخی دیگری گفتند «ويحرم على الواعظ وغيره رواية مقتل الحسين وحكاياته» بر سخنران و واعظ و بر دیگران مداحان و یا هرکس دیگر حرام است خواندن مقتل امام حسین و حکایات که اتفاق افتاده است ما نباید قصه سید الشهداء(سلام الله علیه) را بخوانیم «وما جرى بين الصحابة من التشاجر والتخاصم» و آن اتفاقاتی که بین صحابه افتاده باهم مشاجره و دشمنی کردند، زدند کشتند، انسان‌های زیادی را کشتند در جنگ جمل سی هزار نفر و در جنگ صفیین صد هزار نفر کشته شدند ما این قصه‌ها را نباید بگوییم باید مخفی کنیم.

آخر برای چه؟ برای چه باید مخفی کرد مگر چه ضرر دارد؟ «فإنه يهيج على بغض الصحابة والطعن فيهم» چون خواندن مقتل سید الشهداء(سلام الله علیه) باعث می‌شود مردم از صحابه متنفر بشوند و به صحابه طعن بزنند. مگر صحابه بودند که امام حسین(سلام الله علیه) را کشتند؟ بله. بسیاری از فرماندهان لشکر ابن زیاد در کربلا از صحابه بودند. در سال‌های قبل و در برنامه‌های مختلف مستنداتش را نشان دادیم کسانی که صحابی بودند و پیامبر را درک کرده بودند طبق مبنای اهل سنت عادل علی الاطلاق هستند ولی همین‌ها در کربلا حاضر بودند و با امام حسین جنگیدند.

مجری:

استاد ابو القاسمی هم چند جلسه قبل به همین مبحث پرداختند و خیلی مبحث را باز کردند که چه صحابه ای در لشکر مخالف امام حسین(سلام الله علیه) حضور داشتند و دست شان به خون سید الشهداء(سلام الله علیه) آغشته است.

استاد یزدانی:

بله همین صحابه ناموس پیامبر را اسیر کردند و شهر به شهر با آن وضعیت فجیع که حتی گفتنش برای من سخت است بدون چادر و معجر شهر به شهر گرداندند این‌ها صحابی و عادل هستند؟ طبیعی است اگر یک مسلمان بداند که اصحاب پیغمبر نوه پیامبر سیدا شباب اهل الجنه را به شهادت رسانده است و صحابه بوده اند که ناموس پیامبر را اسیر کردند و شهر به شهر گرداندند طبیعی است که بغض آن‌ها در دل هر انسان آزاد اندیشی کاشته بشود. هیچ آدم آزاد اندیشی نمی‌تواند تحمل کند و نمی‌تواند همچنین مطلبی را بشنود که عده ای از صحابه پیامبر نوه پیامبر را کشته و به آن وضعیت فجیع به شهادت رسانده بعد ناموس پیامبر را اسیر کرده و شهر به شهر گردانده است. طبیعی است که باید بغضش را داشته باشد.

به همین خاطر این‌ها می‌گویند ما نباید روایت مقتل سید الشهداء(سلام الله علیه) را بخوانیم چرا؟ چون طعن بر صحابه می‌شود و هم اعلام الدین، این‌ها پرچمداران ما هستند. پرچم دین به دست کسانی است که سید الشهداء را به شهادت رساندند «تلقى الأئمة الدين عنهم رواية» مردم دین‌شان را از این‌ها گرفتند، خودشان دارند تصریح می‌کنند.

 «ونحن تلقيناه من الأئمة دراية فالطاعن فيهم مطعون طاعن في نفسه ودينه» می‌خواهد چه بگوید؟ می‌گوید کسانی که امام حسین(سلام الله علیه) را به شهادت رساندند صحابی بودند این‌ها اعلام دین هستند، ائمه دین هستند و پیشوایان دین ما هستند و ما دین مان را از این‌ها گرفتیم پس ما نباید قصه شهادت امام حسین(سلام الله علیه) را بخوانیم. یک چیزی از صحابه برای خودشان درست کردند یک مطلب و یک پیش فرضی را به عنوان این که «الصحابة كلهم عدول» بعد هرچه خلافش باشد را این‌ها رد می‌کنند. انگیزه شان این است. این نظر حجت الاسلام اقای غزالی بزرگ اهل سنت است.

همین مطلب را یکی دیگر از بزرگان اهل سنت اقای عبدالحمید شروانی از فقهای مشهور و به نام شافعی که شافعی مذهب و مسلک است همین مطلب را در حاشیه خودش گفته است بر کتاب تحفة المحتاج اقای ابن حجر هیتمی، یک کتابی ایشان دارد به اسم تحفة المحتاج بشرح المنهاج، مال اقای ابن حجر هیتمی است.

آقای شروانی که از فقهای اهل سنت است بر این کتاب شرح و حاشیه زده است در حاشیه خودش که همه باهم چاپ شده است دار الکتب العلمیه بیروت چاپ کرده در جلد 11 چاپ اول 1416 کتاب البغات صفحه 333 آن بالا متن اقای ابن حجر هیثمی است وسطی حاشیه شروانی است و پایین حاشیه یکی دیگر از علمای شان است.

ملاحظه کنید اقای شروانی چه می‌گوید:

«يَحْرُمُ الطَّعْنُ فِي مُعَاوِيَةَ وَلَعْنُ وَلَدِهِ يَزِيدَ وَرِوَايَةُ قَتْلِ الْحُسَيْنِ وَمَا جَرَى بَيْنَ الصَّحَابَةِ فَإِنَّهَا تَبْعَثُ عَلَى ذَمِّهِمْ وَهُمْ أَعْلَامُ الدِّينِ فَالطَّاعِنُ فِيهِمْ طَاعِنٌ فِي نَفْسِهِ وَكُلُّهُمْ عُدُولٌ وَلِمَا جَرَى بَيْنَهُمْ مَحَامِلُ سم عَلَى الْمَنْهَجِ»

الكتاب: تحفة المحتاج في شرح المنهاج؛ المؤلف: شهاب الدين أحمد بن حجر الهيتمي (المتوفى : 974هـ)، [هو شرح متن منهاج الطالبين للنووي ( المتوفى 676 هـ) ]، ج38، ص148 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار مکتبه شامله)

«يَحْرُمُ الطَّعْنُ فِي مُعَاوِيَةَ» ما نباید به معاویه طعن بزنیم «وَلَعْنُ وَلَدِهِ يَزِيدَ» حرام است لعن پسر معاویه یزید ما نباید یزید ابن معاویه را لعن کنیم «وَرِوَايَةُ قَتْلِ الْحُسَيْنِ» نباید روایت شهادت حسین(سلام الله علیه) را بخوانیم «وَمَا جَرَى بَيْنَ الصَّحَابَةِ» و آن اتفاقاتی که بین صحابه افتاده است. آقای شروانی فقیه و مفتی برای چه نباید بخوانیم؟ «فَإِنَّهَا تَبْعَثُ عَلَى ذَمِّهِمْ» این باعث می‌شود که ما یزید را مذمت کنیم، باعث می‌شود ما معاویه را مذمت کنیم «وَهُمْ أَعْلَامُ الدِّينِ فَالطَّاعِنُ فِيهِمْ طَاعِنٌ فِي نَفْسِهِ وَكُلُّهُمْ عُدُولٌ» چون صحابه همه عادل هستند.

چرا یزید را نباید لعن کنیم؟ چرا لعن یزید حرام باشد؟ چرا خواندن مقتل سید الشهداء(سلام الله علیه) حرام باشد؟ یزید را چه کسی سر کار آورد؟ معاویه. یک مطلب دیگر داریم که می‌گوید اگر جلوی لعن یزید را نگیریم الاعلی فالاعلی همین طور بالاتر می‌رود. مردم آن وقت می‌پرسند چه کسی یزید را بر خلافت نشاند؟ معاویه، چه کسی معاویه را پست و مقام داد عمر و همین طور بالا می‌رود؛ پس باید همین جا جلویش را بگیریم و سد محکمی قرار بدهیم تا مردم یزید را لعن نکنند. در حالیکه کسی که فرزند پیغمبر سیدا شباب اهل الجنه را به شهادت رسانده آن هم با آن وضعیت فجیع قطعا لعنش واجب است.

خیلی از علمای اهل سنت مثل آقای ابن جوزی کتاب برای اثبات لعن یزید کتاب نوشته اند، بسیاری از علمای اهل سنت هم در تاریخ داریم یزید را لعن کرده اند. و عجیب است که اقای شروانی از علمای اهل سنت می‌گوید ما نباید یزید را لعن کنیم نباید مقتل امام حسین را بخوانیم چون باعث مذمت صحابه می‌شود این‌ها از صحابه یک بت ساخته اند که هیچ چیز را اجازه نمی‌دهند بر این صحابه طعن بشود. هر مطلبی که به مخالفت صحابه باشد این‌ها جلویش را می‌گیرند و مخالفت می‌کنند این انگیزه این‌ها از اعلام حرمت عزاداری و گریه بر سید الشهداء(سلام الله علیه)

مجری:

بسیار عالی، وقتی که صحابه را به جای اهل بیت می‌نشانند و به آن صفات اعلام الدین می‌دهند و صفاتی که می‌آورند شأن اهل بیت را بر صحابه می‌دهند مجبور می‌شوند که در یک جاهایی تاریخ کتمان کنند تا این که حرف خودشان را به کرسی بنشانند.

استاد سوال بعدی را این طوری بپرسم و از شما خواهش کنم برای این که دل‌هایمان بر عزاداری و گریه بر سید الشهداء قرص بشود از خود شخصیت شریف پیامبر اکرم شروع کنیم و معصومین را یک یک پیش برویم در طول زندگانی شان عزاداری کردند، گریه کردند و خصوصا بر سید الشهداء آیا پیامبر گرامی اسلام، امیر المؤمنین، صدیقه طاهره (سلام الله علیهم اجمعین) عزاداری و گریه داشتند این‌ها در روایات به چه شکل آمده است؟

استاد یزدانی:

این مطالب را در ده دقیقه نمی‌شود بیان کرد. خود پیامبر حداقل پنجاه سال قبل از شهادت سید الشهداء(سلام الله علیه) برایش گریه کرده است روایت صحیح در منابع اهل سنت داریم. روایتی که اقای حاکم نیشابوری در کتاب المستدرک علی الصحیحین خودش در جلد 4 صفحه 440 نقل کرده سند روایت صحیح است هم ذهبی می‌گوید شرایط بخاری و مسلم را دارد و هم خود آقای حاکم نیشابوری می‌گوید سند روایت صحیح است.

«قال أخبرتني أم سلمة رضي الله عنها أن رسول الله صلى الله عليه وسلم اضطجع ذات ليلة للنوم فاستيقظ وهو حائر ثم اضطجع فرقد ثم استيقظ وهو حائر دون ما رأيت به المرة الأولى ثم اضطجع فاستيقظ وفي يده تربة حمراء يقبلها فقلت ما هذه التربة يا رسول الله قال أخبرني جبريل عليه الصلاة السلام أن هذا يقتل بأرض العراق للحسين فقلت لجبريل أرني تربة الأرض التي يقتل بها فهذه تربتها هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج4، ص440

روایت از ام سلمه است، ام سلمه نقل می‌کند: «أن رسول الله صلى الله عليه وسلم اضطجع ذات ليلة للنوم فاستيقظ وهو حائر ثم اضطجع» خلاصه این که ام سلمه می‌گوید پیامبر یک شبی در منزل من بود و خواب بود و هَیْ خواب و بیدار می‌شد، یعنی ناقرار و بی قرار بود. دیدید بعضی اوقات انسان فکرش مشوش و ناراحت است خوابش نمی‌برد هَیْ از این پهلو به آن پهلو می‌شود و بلند می‌شود یک لیوان آب می‌خورد دوباره می‌خوابد می‌گوید پیامبر این طوری بود. می‌گوید پرسیدم چرا این طوری است؟ یک وقت دیدم «وفي يده تربة حمراء يقبلها» در دست پیامبر یک خاک سرخی است که دارد این خاک را می‌بوسد، «فقلت ما هذه التربة يا رسول الله» گفتم یا رسول الله این خاک سرخ چیست؟ نصف شب خاک سرخ از کجا پیامبر آورده است و برای چه دارد این خاک را می‌بوسد؟ این خاک در دست شما چه است که دارید این را می‌بوسید؟ «قال أخبرني جبريل عليه الصلاة السلام أن هذا يقتل بأرض العراق للحسين فقلت لجبريل أرني تربة الأرض التي يقتل بها فهذه تربتها» پیامبر پاسخ داد جبرئیل به من خبر داد، امام حسین(سلام الله علیه) در ارض و سرزمین عراق به شهادت می‌رسد و من از جبرئیل خواستم که تربت سید الشهدا(سلام الله علیه) را به من نشان بدهد.

تربتی که در آن‌جا به شهادت می‌رسد و این تربت، تربت سید الشهداء(سلام الله علیه) است. آقای حاکم نیشابوری می‌گوید سندش صحیح است. پیامبر این طوری منقلب می‌شود پنجاه سال قبل از شهادت سید الشهداء(سلام الله علیه) وقتی می‌شنود در سرزمین کربلا فرزندش به شهادت می‌رسد این طوری حالت اضطراب، گریه و اشک برایش دست می‌دهد، می‌دانید که روز عاشورا خاک اصلی کربلا را هرکس داشته باشد که البته خیلی کم گیر می‌آید قطعا تبدیل به خون می‌شود همیشه این طوری بوده است ولی این تربت خیلی کم است بعضی‌ها ممکن است داشته باشند و نشان می دهند و زنده هم گاهی پخش می‌شود.

بنابراین، این گریه‌های پیامبر است ما غیر از این باز همین روایت را اقای البانی وهابی در کتاب سلسلة الاحادیث الصحیحه خودش جلد 2 صفحه 464 هم نقل کرده است به هرحال روایت طولانی است من فکر می‌کنم همین یک مستند گریه پیامبر برای سید الشهداء(سلام الله علیه) کافی باشد.

ما روایت برای حضرت حمزه داریم، برای جعفر طیار داریم، که پیامبر چطوری برای آن‌ها اشک ریخت. در مورد حضرت حمزه روایت صحیح داریم که پیامبر نه گریه که داد می‌زد و گریه می‌کرد. یک کسی می‌گوید:

«إِنَّ اللَّهَ لَيُعَذِّبُ الْمُؤْمِنَ بِبُكَاءِ أَهْلِهِ عليه»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص 432، ح1226

اگر کسی بمیرد و خانواده اش برایش گریه کنند باعث عذاب او می‌شود، در حالی که خود پیامبر برای حضرت حمزه گریه می‌کند. روایت حمزه چون خیلی ناراحت کننده و درد آور است و شب‌ها هم شب‌های عزاداری است برای تان بخوانم ان شاء الله که خود حضرت حمزه یک نگاهی به مجلس و بینندگان ما بکند و روز قیامت سید الشهداء حضرت حمزه (سلام الله علیه) ما را شفاعت کند.

کتاب المستدرک علی الصحیحین اقای حاکم نیشابوری جلد 3 صفحه 219 حدیث: 4900

«حدثنا الحاكم أبو عبد الله محمد بن عبد الله الحافظ إملاء في المحرم سنة ثلاث وأربع مائة أخبرني أبو الحسين محمد بن أحمد بن تميم القنطري ببغداد ثنا عبيد بن شريك ثنا أبو صالح الفراء ثنا أبو إسحاق الفزاري عن أبي حماد الحنفي عن عبد الله بن محمد بن عقيل قال سمعت جابر بن عبد الله رضي الله عنهما يقول فقد رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم أحد حمزة حين فاء الناس من القتال قال فقال رجل رأيته عند تلك الشجرة وهو يقول أنا أسد الله وأسد رسوله اللهم أني أبرأ إليك مما جاء به هؤلاء لأبي سفيان وأصحابه وأعتذر إليك مما صنع هؤلاء من انهزامهم فسار رسول الله صلى الله عليه وسلم نحوه فلما رأى جبهته بكى ولما رأى ما مثل به شهق ثم قال ألا كفن فقام رجل من الأنصار فرمى بثوب قال جابر فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم سيد الشهداء عند الله تعالى يوم القيامة حمزة هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص219، ح4900

جابر ابن عبدالله انصاری نقل می‌کند: «فقد رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم أحد حمزة حين فاء الناس من القتال قال فقال رجل رأيته عند تلك الشجرة» جنگ احد، جنگ خیلی سختی بود، خیلی بر پیامبر سخت گذشت زمانی که صحابه همه فرار کردند خودش و امیر المؤمنین مانده بود که امیر المؤمنین مثل پروانه دور پیامبر می‌چرخید و می‌جنگید دیگر کسی باقی نمانده بود. وقتی جنگ تمام شد پیامبر حمزه را گم کرد و گفت حمزه کجاست؟ یکی گفت کنار فلان درخت است برویم ببینیم «وهو يقول أنا أسد الله وأسد رسوله» نقل می‌کند حضرت حمزه می‌گفت من شیر خدا و شیر پیامبر هستم.

پیامبر می‌رود حضرت حمزه را می‌بیند «فلما رأى جبهته بكى» پیامبر وقتی پیشانی حضرت حمزه را دید شروع به گریه کردن کرد، «ولما رأى ما مثل به شهق» این جمله نیاز به توضیح دارد. حضرت حمزه را مادر معاویة ابن اربعه مادرش مثله کرده بود یعنی گوش‌های حضرت حمزه را بریده بود دماغش را بریده بود لبهایش را بریده بود، چشم‌هاش را از حدقه در آورده بود و قلبش را در آورده بود و به دهان گرفته بود. مادر بزرگ وهابیت مادر معاویه این کار را کرده بود.

وقتی پیامبر این وضعیت را دید برای عمویش دید «شهق» داد می‌زد و گریه می‌کرد، این روایت را آقای حاکم نیشابوری آورده می‌گوید صحیح است، شمس الدین ذهبی هم می‌گوید سندش صحیح است.

بنابراین، قصه‌های دروغینی که از پیامبر نقل می‌کنند که پیامبر گفته باشد میت با گریه خانواده اش عذاب می‌شود دروغ محض است اگر این طوری بود که پیامبر برای عمویش گریه نمی‌کرد. ما تا حالا داد نزدیم برای امام حسین گریه کرده باشیم، ولی پیامبر برای حضرت حمزه داد می‌زد و گریه می‌کرد.

حتی روایت دیگر است و جای مختلف علمای اهل سنت نقل کردند و سندها هم صحیح است پیامبر بزرگوار اسلام وقتی وارد مدینه شد دید زنان انصار هرکسی برای شهید خودش گریه می‌کنند پیامبر این صحنه را که دید فرمود:

«لكن حمزة لا بواكي له»

حمزه گریه کن ندارد!

المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج 3، ص 561

«لَمَّا رَجَعَ من أُحُدٍ سمع نِسَاءَ الأَنْصَارِ يَبْكِينَ على أَزْوَاجِهِنَّ فقال لَكِنْ حَمْزَةُ لاَ بواكي له فَبَلَغَ ذلك نِسَاءَ الأَنْصَارِ فَجِئْنَ يَبْكِينَ على حَمْزَةَ قال فَانْتَبَهَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مِنَ اللَّيْلِ فَسَمِعَهُنَّ وَهُنَّ يَبْكِينَ فقال وَيْحَهُنَّ لم يَزَلْنَ يَبْكِينَ بَعْدُ مُنْذُ اللَّيْلَةِ مُرُوهُنَّ فَلْيَرْجِعْنَ وَلاَ يَبْكِينَ على هَالِكٍ بَعْدَ الْيَوْمِ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص84، ح5563

«فقال لَكِنْ حَمْزَةُ لاَ بواكي له» حمزه گریه کن ندارد «فَبَلَغَ ذلك نِسَاءَ الأَنْصَارِ» زنان انصار وقتی این را شنیدند «فَجِئْنَ يَبْكِينَ على حَمْزَةَ» شروع کردند گریه کردن برای حضرت حمزه «قال فَانْتَبَهَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مِنَ اللَّيْلِ فَسَمِعَهُنَّ وَهُنَّ يَبْكِينَ» پیامبر خوابید وقتی بیدار شد دید این‌ها هنوز گریه می‌کنند و دستور داد دیگر برای شهید خودتان گریه نکنید و بر حمزه گریه کنید و بعد از آن در طول تاریخ این رسم شد که اقای حاکم نیشابوری می‌گوید تا امروز رسم است هرکسی در مدینه از دنیا می‌رود مردم برای میت‌شان گریه نمی‌کنند برای حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) گریه می‌کنند.

این سنت از پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) مانده است و ما هم سعی می‌کنیم این وضعیت را داشته باشیم هر وقت عزاداری می‌کنیم هر مصیبتی می‌بینیم در مصیبت نزدیکان که ان شاء الله هیچ کس مصیبت نبیند اول برای امام حسین(سلام الله علیه) گریه کنیم. شاید کسی برای میتش گریه نکند حالا اگر گریه کند هم کم گریه می‌کند اگر گریه هم بکنیم برای سید الشهداء (سلام الله علیه) گریه کنیم و ثوابش را به آن میت هدیه کنیم.

مجری:

امام رضا(سلام الله علیه) هم فرمود:

«يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (سلام الله علیهما)‏»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 130، المجلس السابع و العشرون‏

استاد زمان مان هم به پایان رسیده است دعا بفرمایید.

استاد یزدانی:

ان شاء الله خداوند به حق حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) به حق حسین ابن علی (سلام الله علیه) و به حق خود پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) در فرج اقا و مولایمان اقا امام زمان تعجیل کند، ان شاء الله که همه مان جزء شیعیانش باشیم و همین دعای همیشگی ما باشد اللهم عجل لولیک الفرج!

مجری:

الهی آمین! حضرت استاد اشاره کردند پیامبر گرامی اسلام وقتی بالای بدن مثله شده حضرت حمزه سید الشهداء رسیدند «شهق» با صدای بلند گریه کردند این دو بیت محتشم را می‌خواهم پایان بخش جلسه امروزمان باشد قبلش از همه شما بینندگان عزیز خدا حافظی می‌کنم و تشکر می‌کنم که تا پایان برنامه همراه ما بودید در عزاداری‌هایتان برای ظهور منتقم آل الله دعا بفرمایید.

پس با زبان پر گله، آن بضعهٔ بتول * رو در مدینه کرد که: یا ایهاالرسول

این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست * وین صید دست و پا زده در خون حسین توست!

یا علی مدد خدا نگهدار!


مع امام منصور>

مع امام منصور عزاداری امام حسین علیه السلام عاشورا محرم سید الشهداء ابن تیمیه أهل سنت روایت صحابه عمر بن خطاب کتک زدن انگیزه کتمان