نقش صحابه در واقعه کربلا مع اِمامٍ مَنْصُورٍ

قسمت هشتم ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای لطفی پور


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه مع امام منصور 12 04 1404 (قسمت هشتم)

عنوان: نقش صحابه در واقعه کربلا

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علیرضا لطفی پور

کلیدواژها:

مع امام منصور؛ عزاداری؛ محرم؛ عاشورا؛ امام حسین علیه السلام؛ صحابه؛ أهل بیت علیهم السلام؛ آتش زدن؛ سنت؛ منافق؛ احادیث؛ روایات؛ بغض؛ امیرالمومنین علیه! السلام

فهرست عناوین بحث:

1-     طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

2-     جایگزین کردن صحابه به جای اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین)؛

3-     یازده نکته پیرامون جایگزین کردن صحابه به جای اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین)؛

4-     آتش زدن و منع نقل احادیث پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم).

مجری:

به رزم آمده دید دشمن یلی را * جوانا عزیزان رشیدا دلیرا

ندیدند آن قوم کور از حقیقت * چرا نور در چهره اش منجلی را

چنان عبد محض است پیش حسینُ * که نشنیده از او اگر یا ولی را

شبیه رسول خدا خَلق و خُلقش * به میدان فرستاده او مرسلی را

ولی حیف آن قوم بد ذات هرگز * نکردند یاری نبی و ولی را

به شمشیرها شد بدن ارباً اربا * نخواندم از این بازتر مقتلی را

چگونه پدر از زمین جمع سازد * علی را علی را علی را

«السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْن‏» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ؛ بینندگان عزیز و گرامی عزاداران حسینی سلام علیکم عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ مَع‏ إمَامٍ مَنْصورْ مِنْ أهْل بَیت محمد (صلی الله علیه واله وسلم).

به هشتمین شب از ماه محرم رسیدیم شبی که بین وعاظ و نوحه خوان ها منتسب هست به نام نامی علی اکبر (علیه السلام) کسی که خَلقاً و خُلقاً أشبه الناس به رسول خدا بود. امیدواریم که در این ایام و لیالی عزاداری های همه شما مورد قبول حضرت حق تعالی قرار گرفته باشد.

تسلیت های خودمان را اهداء می کنیم محضر قلب داغدار آقا جان مان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همچنین محضر شما محبین و شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) با ویژه برنامه مع امامٍ منصور در خدمت شما هستیم از محضر کارشناس محترم برنامه جناب استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی سلام علیکم ایام را خدمت شما تسلیت عرض می کنم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

ایام عزاداری سرور آزادگان سید الشهداء امام حسین را به پیشگاه مقدس مولا، تاج سر و سرورمان بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

خدا را قسم می دهیم به آبروی سید الشهداء و یاران با وفا و اهل بیتش پاداش ما را فرج موفور السرور مولای مان ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) ان شاء‌ الله قرار بدهد.

ü       طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

طبق برنامه همیشگی مان طلیعه عرائض مان باید یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) باشد، که آن بی بی دو عالم گوشه چشمی به ما، بینندگان عزیز ما، کشور ما، همه شیعیان و مقاومت در سراسر جهان بیافکند.

طرفدار علی بودم که بین آن همه دشمن * نشد جز شعله آتش در آن جا کس طرفدارم

گهی در خانه گه بین در و دیوار و گه کوچه * خدا داند چه آمد بر سرم کشتند صد بارم

دلم بهر علی می سوخت چون قنفذ مرا می‌زد * نگاه غربت او بیشتر می داد آزارم

نگفتم راز خود با هیچ کس اما خدا داند * نمی آید به هم از درد یک شب چشم بیمارم

شب ها، شب های عزیز و محترم هست یادی از کربلای حسین و از طفل شش ماهه اش بکنیم. از بعضی از مراجع و بزرگواران نقل می کنند در تمام مشکلات مان به علی اصغرِ حسین توسل می کنیم و نتیجه می گیریم.

حسین جان:

طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند * آن که بر مرگ زند خنده علی اصغر توست

ای که در کرببلا بی کس و بی یاور گشتی * چشم بگشا و ببین خلق جهان یاور توست.

حسین جان:

خواهر غم زده ات دیده سرت بر سر نِی * آن که باید به اسیری برود خواهر توست

ای حسینی که به هر کویی عزای تو به پاست * عاشقان را نظری در دم جان پرور توست.

خواست مهران بزند بوسه سرا پای تو را * دید هر جا اثر تیر ز پا تا سر توست

(أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمين‏)

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

تشکر از شما ان شاء‌ الله که توسلات ما مورد قبول حق تعالی و مورد عنایت حضرت بقیة الله الاعظم قرار بگیرد در این شب ها و روزها بزرگ ترین حاجت ما ان شاء الله تعجیل در فرج منتقم آل الله باشد. اما عزیزانی که همراه ویژه برنامه مع امامٍ منصور بودند در جریان هستند چند جلسه ای که در محضر حضرت آیت الله حسینی قزوینی بودیم موضوعی را مطرح کردیم و مورد بررسی قرار دادیم تحت عنوان عوامل و ریشه های بوجود آمدن واقعه عاشوراء بود.

از بیان محققانه و عالمانه حضرت استاد چهار مطلب عمده را به عنوان ریشه های بوجود آمدن واقعه عاشوراء شنیدیم یکی از آن عوامل مخالفت با پیامبر گرامی اسلام در عصر نبوت توسط برخی از صحابه بود. مورد دوم مخالفت با پیامبر گرامی اسلام در موضوع خلافت و ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) بود و دلیل سوم کمرنگ کردن آیات و احادیث امامت و ولایت در امت اسلامی بود.

آخرین موردی که حضرت استاد اشاره کردند و بیان شان هم این بود که به عنوان مهم ترین دلیل بوجود آمدن واقعه عاشوراء این است که جایگزینی صحابه به جای اهل بیت (علیهم السلام) حضرت استاد اگر اجازه بفرمایید سوال را از این جا آغاز بکنیم فرمودید آخرین دلیل و مهم ترین دلیلی که باعث بوجود آمدن واقعه عاشوراء بعد از حدود نیم قرن از رحلت و شهادت پیغمبر در امت اسلام شد این است که صحابه به جای اهل بیت جایگزین شدند در این مورد اگر توضیح بفرمایید متشکر می شوم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

ü      جایگزین کردن صحابه به جای اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین)

در رابطه با جایگزین کردن صحابه به جای اهل بیت (علیهم السلام) با آن همه سفارشاتی که نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داشتند چند نکته هست نمی دانیم در دو، ‌سه شبی که برنامه داریم می توانیم به آخر برسانیم یا خیر.

 عصاره ای از این را در یازده مورد ثبت کردم ندیدم هم کسی به این شکل وارد شده باشد ندیدم نه این که نیست. برای کنار زدن اهل بیت و جایگزین کردن صحابه یازده کار انجام در صدر اسلام انجام شده است که این یازده کار اگر خوب بررسی بشود علت بوجود آمدن عاشوراء و شهادت امام حسین کاملاً روشن خواهد شد.

ü      یازده نکته پیرامون جایگزین کردن صحابه به جای اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین)

 یک: یکی از این ها آتش زدن احادیث نبی مکرم بعد از رحلت حضرت بود با این که قرآن در سوره نحل آیه 44 می فرماید

(بِالْبَينَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ)

(از آنها بپرسيد که) از دلايل روشن و کتب (پيامبران پيشين آگاهند!) و ما اين ذکر [= قرآن‌] را بر تو نازل کرديم، تا آنچه به سوي مردم نازل شده است براي آنها روشن سازي؛ و شايد انديشه کنند!

سوره نحل (16): آیه 440

پیغمبر، ما قرآن را نازل کردیم شما برای مردم تبیین کن نمی گوید قرائت و تلاوت کن؛ تبیین یعنی تفسیر کن سوره حشر آیه 7

(وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا)

آنچه را رسول خدا براي شما آورده بگيريد (و اجرا کنيد)، و از آنچه نهي کرده خودداري نماييد؛

سوره حشر (59): آیه 7

ولی احادیث پیغمبر آتش زده شد و نقل احادیث ممنوع شد، این اولین کاری بود که انجام شد و نتیجتاً سنت پیغمبر دستخوش تغییر و تحول شد. این که می بینیم در «کربلاء»، «عمر سعد» روز عاشوراء می گوید:

«يَا خَيْلَ اللَّهِ ارْكَبِي وَ بِالْجَنَّةِ أَبْشِرِي‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج44، ص391

ای سپاهیان خدا سوار شوید «وَ بِالْجَنَّةِ أَبْشِرِي» آن تغییر سنتی است که بعد از رسول اکرم انجام شد نتیجه اش در «کربلاء»‌ روشن شد به طوری که قاتلین امام حسین «أَبْشِرُوا بِالْجَنَّة» می شوند بشارت بهشت داده می شود و به عنوان سپاهیان اسلام معرفی می شوند.

شمشیر، نیزه، چوب و سنگ بر بدن بی رمق امام حسین می زنند همه شان تقرباً إلی الله! این آغاز کار و این هم فرجام کار است البته تنها یک مورد را بیان کردم.

 دو: مسئله دوم میدان داری منافقین بعد از رسول اکرم است این را باید خوب دقت کنیم آن کسی که می گوید «يَا خَيْلَ اللَّهِ ارْكَبِي وَ بِالْجَنَّةِ أَبْشِرِي‏» مشخص است به هیچ وجه بهره ای از دین ندارد. «لَا يُبْغِضُنِي إِلَّا مُنَافِق‏»

«قال عَلِيٌّ وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبي الْأُمِّيِّ صلى الله عليه وسلم إلي أَنْ لَا يُحِبَّنِي إلا مُؤْمِنٌ ولا يُبْغِضَنِي إلا مُنَافِقٌ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص86، ح78

این اختصاص به امیر المؤمنین ندارد که دشمن علی منافق است فرقی نمی کند دشمن امام حسین هم منافق است دشمن امام حسن هم منافق است دشمن امام صادق هم منافق است و دشمن امام زمان (سلام الله علیه) هم منافق است در او هیچ شکی نیست.

امروز هم «اسرائیل و آمریکا»، «ترامپ» یا یکی از بزرگان شان می گوید باید حکومت «جمهوری اسلامی»‌ را تغییر بدهیم چون این ها معتقد هستند حضرت مهدی خواهد آمد، بسیج جهانی علیه «آمریکا» تشکیل می دهد و «آمریکا» را نابود می کند. ولذا ما باید جمهوری اسلامی را از بین ببریم این ها زمینه ساز نابودی ما هستند.

مشخص است این‌ها دنبال نفاق هستند:

(يرِيدُونَ لِيطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ * وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ)

آنان مي‌ خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولي خدا نور خود را کامل مي ‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند! هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

سوره صف (61): آیات 8 و 9

می خواهند با فوت کردن آتش فروزان سر به فلک کشیده را خاموش کنند (وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ * وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ)،‌ «ولو کَرهِ‌ ترامپ» و امثال او؛ این ها کور خواندند متأسفانه بعضی از افرادی هم که دم از مذاکره می زدند و دارند می زنند توجهی ندارند یا مذاکره و ... را تحمیل می کنند دیدم یکی از نمایندگان محترم مجلس می گوید «آمریکا» دنبال نابودی ما هست این ها به ما ضربه می زنند باید با این ها مذاکره کنیم و کارمان را یکسره کنیم.

یکسره می خواهی بکنی می گوید جمهوری اسلامی نباید باشد مجلسی هم نیست جنابعالی هم دیگر نماینده مجلس نیستی؛ بعضی ها فکرشان را از دست دادند یا بی توجه یک حرف هایی دارند می زنند.

در هر صورت...

یکی از کارهایی که به عاشوراء ضربه زد میدان داری منافقین بود. قرآنی که یک سومش در حق منافقین وارد شده است یکی از دانشمندان «الأزهر» کتابی نوشت «النافق و المنافقون» کتاب کوچکی هست خودم ندارم در «مؤسسه آیت الله العظمی سبحانی» دیدم.

ایشان ثابت کرده که ده جزء قرآن درباره نفاق و منافقین است می بینیم بعد از رحلت پیغمبر از هر گوشه ای سر در آوردند. این ها را مفصل توضیح خواهم داد. امروز هم باید مراقب این نفاق باشیم اگر مراقب نفاق و منافقین نباشیم عاشوراهایی باید شاهد باشیم.

سه: نکته سوم نقل احادیث از نواصب و خوارج است که در صدر اسلام کولاک کرد کسانی که نسبت به امیر المؤمنین جسارت کردند در «صحیح بخاری» و ... روایت از ایشان هست و امروز هم مصداق این «نواصب و خوارج» رسانه های خارجی تحت حمایت «امریکا» مثل «اینترنشنال» هست.

امروز در بعضی از خبرها دیدم «اینترنشنال، وات ساپ» بزرگان و مسئولین شان گفتند ما جزء سپاهیان و ارتش «آمریکا» هستیم و به «ترامپ» اعلام کردند ما در خدمت شما هستیم. ما کجا هستیم و قضیه کجا هست؟ در این دوازده روز شکی نیست «آمریکا و اسرائیل» شکست خوردند خودشان هم می گویند.

بعضی از ناخودی ها یا نخودی های ما چنین و چنان می گویند کاری نداریم حتی کار به جایی رسید «یاسر الحبیب» منافق ضد تشیع و مصداق تشیع «انگلیسی» هم دارد از «جمهوری اسلامی» و رهبری دفاع می کند. ولی بعضی از این نخودی های داخل کشورمان دنبال این هستند در آبگوشت شان چند تا نخود ریختند و نریختند!

در هر صورت ...

الان قضیه نواصب میدان دار شدند و به میدان آمدند آن چه که توانستند تبلیغات ضد تشیع کردند اگر بخواهیم مقایسه کنیم رسانه های بین المللی که در اختیار «آمریکا» هست به خاطر دارم «نتانیاهو» شاید چهارده، پانزده سال قبل اعلام کرد لازم نیست علیه «ایران» اقدام نظامی کنیم همین که چند ماهواره به زبان فارسی راه بیاندازیم جوان های «ایران» به فساد و فحشاء بکشانیم پیروز هستیم.

طبق آماری که «دانشگاه علم و صنعت» چندی پیش داده بود فقط در «غرب آسیا» سیصد شبکه ماهواره ای به زبان های مختلف علیه شیعه و «جمهوری اسلامی» دارند تبلیغ می کنند. رسانه های ملی ما هم تکلیف شان روشن است اگر ورود پیدا نکنیم خیلی بهتر است!

مجری:

چهل سال جنگ فرهنگی هست ده، دوازده روزش جنگ نظامی اخیر بود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اخیراً هم خیلی شدت پیدا کرده مخصوصاً مسئولین «وات ساپ و اینترنشنال» رسماً اعلام کردند ما جزء «ارتش آمریکا» هستیم تکلیف روشن شد قضیه چه است.

چهار: چهارمین مسئله منافقین وارد میدان شدند نواصب و خوارج از آن طرف احادیث پیغمبر را منع کردند کسانی که حدیث پیغمبر نقل می کردند مثل «عبد الله ابن مسعود» و دیگران شلاق زدند و زندان انداختند.

از آن طرف نواصب و خوارج دارند روایت نقل می کنند در مسجد رسول اکرم «ابن عباس» و امثال او حق سخن گفتن ندارند از آن طرف می بینیم بعضی از یهودی های به ظاهر مسلمان شده دارند نقل حدیث می کنند ان شاء الله به این ها می رسیم. در کنار این احادیث اهل بیت را هم تا توانستند نگذاشتند در جامعه به گوش مردم برسد.

«بخاری» می گوید من از ششصد هزار روایت کتاب «صحیح بخاری» را نوشتم که با حذف مکرراتش دو هزار و هفتصد روایت می شود. از ششصد هزار روایت،‌ بیست و نُه روایت از امیر المؤمنین آورده است.

 به قول آقای «محمود ابن ریّه» از اساتید «الأزهر» می گوید امیر المؤمنینی که از اول طفولیت با پیغمبر بود در تمام سفرها غیر از «تبوک» با پیغمبر بود و در شبانه روز با پیغمبر بود سر مطهر پیغمبر اکرم موقع جان دادن در دامن امیر المؤمنین بود بیست و نُه روایت؟! اگر بنا بود امیر المؤمنین روزی یک حدیث از پیغمبر شنیده باشد ما باید دوازده هزار روایت داشتیم حساب کرد عمر حضرت امیر با پیغمبر دوازده هزار روز بود ایشان این طوری می گوید.

آقا امام صادق (سلام الله علیه) شخصیت های برجسته «ابو حنیفه، مالک» و ... شاگرد امام صادق بودند «صحیح بخاری» چند روایت از امام صادق و امام باقر دارد؟ هیچی!

آقای «بخاری – متوفای 256» معاصر امام هادی و عسکری بود یک روایت نباید از امام هادی و امام عسکری نقل کرده باشد؟ این ها مشخص است بر این که سیاست ها این بود که اهل بیت باید کنار زده بشوند کلمات اهل بیت که بیانگر کلام نبی مکرم و کلام خدا هست نباید به گوش مردم برسد. اگر به گوش مردم برسد پایه های حکومت شان متزلزل می شود هم بعضی از آخوندهای شان آن آبرو را ندارند.

پنج: نکته پنجم ممانعت از نقل احادیث فضائل اهل بیت است نه تنها از اهل بیت روایت نقل نکردند بلکه اگر کسانی هم که از اهل بیت روایت نقل کردند این ها را به بدترین روش شکنجه کردند، کشتند و نابود کردند.

ششم: نکته ششم ترویج سب علی در منبرها بود تمام این ها در «کربلاء» نقش دارد، امام حسین وقتی خطبه می خواند می گوید:

«يا وَيْلَكُمْ أَتَقْتُلُونِي عَلى سُنَّة بَدَّلْتُها؟ أَمْ عَلى شَريعَة غَيَّرْتُها، أَمْ عَلى جُرْم فَعَلْتُهُ، أَمْ عَلى حَقٍّ تَرَكْتُهُ إِنّا نَقْتُلُكَ بُغْضاً لاِبِيكَ»

ينابيع المودة لذوي القربى؛ الشيخ سليمان بن إبراهيم القندوزي الحنفي (متوفاى1294هـ)، تحقيق سيد علي جمال أشرف الحسيني، ناشر : دار الأسوة للطباعة والنشر ـ قم: 1416هـ، ج 3، ص 80

من چه گناهی کردم؟ چه بدعتی در دین گذاشتم؟ چه واجبی ترک کردم؟ چه حرامی مرتکب شدم که قتل من را واجب می کنید؟ می گویند «إِنّا نَقْتُلُكَ بُغْضاً لاِبِيكَ»، به خاطر عداوتی که از پدرت داریم تو را می خواهیم بکشیم

این «نَقتُلک بُغضاً لأبیک» روز عاشوراء تولید نشد در طول یکی، دو ماه این فکر در ذهن این آقا نیامده در دوران یک سال روی کار آمدن «یزید»‌ نبوده مشخص است یک عقبه و پشتوانه ای دارد که آن نتیجه را دارد این جا می بینیم که «نَقتُلک بُغضاً لأبیک»

لذا از عزیزان بیننده مخصوصاً از طلبه ها و دانشجویان عزیز چه اهل سنت و چه شیعه تقاضا دارم یک بازخوانی واقعی از تاریخ صدر اسلام را داشته باشند. این آقایی که می گوید «نَقتُلک بُغضاً لأبیک» چه عقبه و مقدماتی داشت که این نتیجه را به دست آورد؟ همین را مطالعه کنیم.

 یا ده ها قضایای دیگر، گفتند به تو بشارت می دهیم وارد جهنم می شوی از زقّوم جهنم استفاده کنی چه وضعی در «کربلاء‌» بوجود آمد که بعضی ها را آدم خجالت می کشد بیان کند. مشخص است در این پنجاه سال کار شد نتیجه کار در آن جا پیاده شد.

هشت: نکته هشتم می بینیم بعضی از بزرگان شان امیر المؤمنین را جزء خلفای راشدین نمی شمارند. خلفا را می شمارند ابوبکر، عمر، عثمان و معاویه.

 دوستان مراجعه کنند کتاب آقای «بخاری» در بعضی از آثارش آمده است (این ها را نشان می دهم) آقای «بخاری» اسم خلفاء را می آورد می گوید خلیفه اول ابوبکر چند سال حج رفت؟ خلیفه دوم و سوم را نام می برد خلیفه چهارم معاویة ابن ابی سفیان

چه کارهای شده که یک دفعه «بخاری» همچنین حرفی می زند؟

نه: نکته نهم در «منا»، «ابن عباس» می بیند معاویه و یارانش در تلبیه سنت پیغمبر را تغییر می دهند.

«عن سعيد بن جبير قال كنا مع بن عباس بعرفة فقال لي يا سيد ما لي لا أسمع الناس يلبون فقلت يخافون من معاوية قال فخرج بن عباس من فسطاطه فقال لبيك اللهم لبيك فإنهم قد تركوا السنة من بغض علي رضي الله عنه هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج1، ص636، ح1706

سوال می کند سنت پیغمبر در «منا» تلبیه گفتن بود چرا انجام نمی دهید؟ گفتند «بغضاً لعلي ابن ابی طالب» چون فتوای علی این هست که تبلیه گفته بشود نمی گوییم تا سنت علی در میان مردم منتشر نشود. «ابن عباس» از خیمه اش بیرون می آید «لبيك اللهم لبيك فإنهم قد تركوا السنة من بغض علي رضي الله عنه»، کاملاً واضح و روشن است این ها را می گوییم اگر نرسیدیم دوستان مان داشته باشند.

ده: نکته دهم ضرب و قتل افراد به خاطر عدم سب و لعن علی ابن ابی طالب؛ به «قنبر» می گویند باید علی را سب کنی می گوید نمی کنم می گوید باید کشته بشوی و ده ها از صحابه امیر المؤمنین به خاطر این که علی را سب نکردند به قتل رساندند کار به این جا کشیده است.

به «حجر ابن عدی» با ظاهراً نُه نفر از یارانش گفتند علی را باید سب کنید و از علی برائت بجوئید گفتند نمی کنیم گفتند شما می کشیم گفتند بکشید. این ها عقبه عاشوراء را دارد تشکیل می دهد.

یازده: نکته یازدهم آخرین پشتوانه و علل بوجود آمدن عاشوراء هست جعل احادیث در مشروعیت حکام جائر و بعضی از مسائل دیگر که این بحث ها را مطرح می کنند. می‌گویند اطاعت از حاکم جائر واجب هست ولو این که، این حاکم اصلاً از اسلام خبری هم نداشته باشد.

 در «صحیح مسلم» به صراحت می گوید بعضی از حاکمانی می آیند قلب شان، قلب شیطانی است ولی وظیفه شما اطاعت کردن است. کار به جایی رساندند گفتند پیغمبر فرمود:

«فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يُفَرِّقَ أَمْرَ هذه الْأُمَّةِ وَهِيَ جَمِيعٌ فَاضْرِبُوهُ بِالسَّيْفِ كَائِنًا من كان»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1479، ح 1852

هر کس آمد در جامعه تفرقه ایجاد کرد هر کس می خواهد باشد امام حسین باشد یا هر کسی باشد کشته بشود. حدیث های که در حرمت مخالفت با حاکم جائر جعل کردند.

 قرآن می گوید:

(وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ)

و بر ظالمان تکيه ننماييد، که موجب مي‌ شود آتش شما را فرا گيرد؛ و در آن حال، هيچ ولي و سرپرستي جز خدا نخواهيد داشت؛ و ياري نمي‌ شويد!

سوره هود (11): آیه 113

ولی ایشان می گوید هر کس بر خلاف حاکم جائر حرف زد باید سرش از بدنش جدا بشود. ولذا یکی از چیزهایی که باعث شد در «کربلاء»‌ سی هزار جمعیت در برابر هفتاد نفر بودند یک سری شان مجبور بودند از ترس جان شان آمدند ولی یک عده قربةً إلی الله آمده بودند گفتند می خواهیم برویم حاکم اسلامی «یزید ابن معاویه (لعنت الله علیه)» را حمایت کنیم.

مطالبی که عرض شد یازده مورد بود که رویش کار کردیم البته قبلاً هم به صورت خیلی مختصر این مطالب را عرض کرده بودیم. ولی همین اندازه که عزیزان مان کلیاتی از این قضایا دست شان بیاید بد نیستند بدانند بر این که قضیه حادثه عاشوراء یک قضیه امروز و فردائی نبود که مسئله به چهار، پنج روز این مسائل بیاید و این ها امام حسین (سلام الله علیه) را شهید کنند آن همه به تعبیر دکتر «آیت» هرزگی انجام بدهند.

بدن را تکه تکه کنند اسب بر روی بدن بتازانند خیمه ها را آتش بزنند امام حسین را کشتید چرا این کارها را انجام می دهید؟ بچه اهل بیت بی پناه حضرت را شلاق زدن، سیلی زدن از شهر به شهری، از دیاری به دیاری بردن عرض کردم یکسری بی دینی و نفاق بود. دانه دانه یازده موردی که عرض کردیم بررسی بشود. تک تک این ها یکی از علل و ریشه های حادثه شهادت امام حسین (سلام الله علیه) است.

مجری:

خیلی دسته بندی تمیز و عالمانه ای است به فرموده شما هر کدام از این ها نیازمند توضیحات هست و جلساتی برای صحبت کردن و بررسی کردن می خواهد. به فرموده شما حادثه عاشوراء این طور نبود که دفعتاً بوجود بیاید کسانی که در این پنجاه سال در این فضای اجتماعی و سیاسی درست کردند نفس کشیدند به جایی می رسد که به سید الشهداء توهین می کنند ما «بُغضاً لِأبیک» با تو می جنگیم.

خیلی از مواردی که حضرت استاد فرمودند حول محور امیر المؤمنین بود امشب هم شبی است که منسوب به حضرت علی اکبر (علیه السلام) است توسلات خودمان را امشب به محضر آقا زاده حضرت سید الشهداء حضرت علی اکبر (علیه السلام) هدیه بکنیم.

(میان برنامه)

مجری:

بینندگان گرامی سلام علیکم از این که با برنامه مع امام منصور همراه ما هستید از شما تشکر می‌کنم، ان شاء الله در لحظاتی که در خدمت شما هستیم از علل و بوجود آمدن ریشه های عاشوراء صحبت می کنیم ذخیره معرفتی همه ما برای زندگی و عرض ارادت هایمان باشد و ان شاء الله بابی باشد که همه ما چه شیعیان، چه اهل سنت و چه کسانی که دنبال حقیقت هستند یک بار دیگر تاریخ را تحلیلی بخوانند و تجدید نظری در اعتقادات، روش و منش شان ان شاء‌ الله داشته باشند.

حضرت استاد فرمودید اولین نتیجه جایگزینی صحابه به جای اهل بیت (علیهم السلام) و اولین کاری که در این زمینه انجام شد آتش زدن احادیث و منع نقل احادیث پیغمبر گرامی اسلامی در جامعه اسلامی بود. این اتفاق به کجا انجامید و در امت اسلامی چه وقایعی را رقم زد؟

ü      آتش زدن و منع نقل احادیث پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این را بارها قبلاً گفتیم شاید مکرر هم بینندگان عزیزمان از بنده شنیدند در این که «ذهبی» در کتاب «تذکرة الحفاظ»، جلد 1 ایشان از قول «عایشه» همسر رسول اکرم از پدرشان نقل می کند احادیثی که پیغمبر شنیده بودند پانصد تا بود. ندارد بر این که این پانصد حدیث، حدیثی بود که ابوبکر، عایشه یا دیگر صحابه از پیغمبر شنیده بودند؟

ظاهرً در دسترس این پانصد حدیث بوده است وگرنه از «عایشه» دو هزار و دویست و ده روایت از پیغمبر نقل روایت می کنند. می گوید پانصد روایت بود شب تا صبح ناراحت بود خوابش نمی برد صبح گفت دخترم برایم وسیله آتش بیاور همه را آتش زد. عللش را آورد خیلی زیاد نمی خواهم حرف بزنم.

در «سیر اعلام النبلاء»، جلد 5 دارد:

«إن الأحاديث كثرت على عهد عمر فناشد الناس أن يأتوه بها فلما أتوه بها أمر بتحريقها ثم قال مثناة كمثناة أهل الكتاب»

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة: التاسعة ، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ج5، ص59

دستور دادند احادیثی که وجود داشت جمع کردند بعد از این که احادیث جمع شد «أمرَ بِتَحریقِها» دستور داد همه را آتش زدند یعنی بعد از ابوبکر.

 از آن طرف «تذکرة‌ الحفاظ»، جلد 1، صفحه 3 دارد

«أن الصديق جمع الناس بعد وفاة نبيهم فقال إنكم تحدثون عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أحاديث تختلفون فيها والناس بعدكم أشد اختلافا فلا تحدثوا عن رسول الله شيئا فمن سألكم فقولوا بيننا وبينكم كتاب الله فاستحلوا حلاله وحرموا حرامه ... ولم يقل حسبنا كتاب الله كما تقوله الخوارج»

تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج 1، ص 3

«فلا تحدثوا عن رسول الله شيئا» این قول آقای ابوبکر است کتاب هم کتاب شیعی نیست کتاب اهل سنت است. ظاهراً‌ روایت مورد تأیید «ذهبی» است چون در آخر تحلیلی هم دارد. «فلا تحدّثوا عن رسول اللّه شيئا» از پیامبر هیچ روایتی نقل نکنید.

 «فمن سألكم» از پیغمبر هیچ روایتی نقل نکنید هر کس از شما مسئله ای سوال کرد «فقولوا بيننا وبينكم كتاب الله»، بین ما و بین شما فقط تنها داور، قرآن است.

می خواهیم از عزیزان اهل سنت سوال کنیم می خواهم نماز صبح بخوانم کجای قرآن نوشت نماز صبح بخوان؟ کجای قرآن نوشت چند رکعت است رکوع و سجده دارد؟ کار به دیگر احکام نداریم آیا می توانیم بگوییم «بیننا و بینکم کتاب الله»؟

بعد جالب است آقای «ذهبی» می گوید: «ولم يقل حسبنا كتاب الله»، از «ذهبی» خیلی تعجب می کنم نمی خواهیم جسارت کنیم ولی این حرف ایشان خیلی حرف بی ربط است. نگفت «حسبنا کتاب الله»، آقای عمر «حسبنا کتاب الله» گفت در «صحیح بخاری» ده، دوازده روایت دارد.

 بعد می گوید «كما تقوله الخوارج»، همان طور که «خوارج»، «حسبنا کتاب الله» می گویند ابوبکر «حسبنا کتاب الله» نگفت گفت «بيننا و بينكم كتاب اللّه» چه فرقی بین حسن کچل یا کچل حسن هست با هم فرقی دارد؟

وقتی این عبارت را می خوانم اگر «ذهبی» نگفته بود علمای دسته دوم، دسته سوم می گفتند اصلاً مطرح نمی کردم نگفت «ولم يقل حسبنا كتاب الله كما تقوله الخوارج»، این توهین به خلیفه است، «صحیح بخاری» هست نمی توانید دست بزنید.

ملاحظه کنید وقتی به این شکل می گویند «بینکم و بیننا کتاب الله» می بینیم بر این که نقل حدیث ممنوع می شود. احادیث پیغمبر آتش زده می شود بعد آقایان همین کار ابوبکر را ادامه می دهند.

 «بغدادی» در کتاب «خطیب بغدادی» روایت عجیبی دارد می گوید:

«أن عمر بن الخطاب أراد أن يكتب السنة ثم بدا له أن لا يكتبها ثم كتب في الأمصار من كان عنده منها شيء فليمحه واللفظ لحديث سعيد»

تقييد العلم للخطيب البغدادي؛ اسم المؤلف: الخطيب البغدادي الوفاة: 463 هـ، دار النشر: دار إحياء السنة النبوية، ج1، ص53

عمر ابن خطاب «أراد أن يكتب السنة» تصمیم گرفت سنت پیغمبر را بنویسد بر خلاف روش آقای ابوبکر «ثم بدا له أن لا يكتبها» بداء حاصل شد پشیمان شد منصرف شد «ثم كتب في الأمصار»، در تمام شهرها نوشت «من كان عنده منها شيء فليمحه»، هر کس حدیثی از پیغمبر دارد محو کند و از بین ببرد!

 این ها را چه کار کنیم؟ «خطیب بغدادی» از شخصیت های برجسته اهل سنت است مگر می توانیم بگوییم بر این ها چنین و چنان بوده است؟ آن چه که مهم هست.

یک نکته ای را برای بینندگان عزیز عرض کنم این ها که گفتند احادیث نقل نشود یعنی کل احادیث نقل نشود یا نه احادیثی که مربوط ولایت امیر المؤمنین است نقل نشود؟

حالا کاری ندارم در زمان عمر ابن الخطاب سخت گیرهایی شد و ... ولی در همان زمانی که نقل حدیث قدغن است امثال «تمیم داری و یهودی»ها در «مسجد النبی» حوزه درسی دارند «ابو هریره، ابن عباس» و ... می آید از آن ها استفاده می کند این چه است؟

«خطیب بغدادی» روایتی را نقل کرده خیلی مسائل با این ها حل می شود.

«اخبرنا الحسن بن أبي بكر أخبرنا أبو سهل أحمد بن محمد بن عبد الله بن زياد القطان حدثنا عبد الله بن روح المدايني حدثنا شبابة حدثنا أبو في أيدي الناس كتب فاستنكرها وكرهها وقال أيها الناس أنه قد بلغني أنه قد ظهرت في أيديكم كتب فأحبها إلى الله أعدلها وأقومها فلا يبقين فيها ويقومها على أمر لا يكون فيه اختلاف فأتوه بكتبهم فأحرقها بالنار ثم قال أمنية كأمنية أهل الكتاب»

تقييد العلم للخطيب البغدادي؛ اسم المؤلف: الخطيب البغدادي الوفاة: 463 هـ، دار النشر: دار إحياء السنة النبوية، ج 1، ص 52

اولاً می گوید عمر ابن الخطاب با خبر شد که دست مردم کتاب های احادیثی هست، دستور داد هر کس روایتی دارد و کتابی از پیغمبر نوشت برایم بیاورد همه آوردند. «فأتوه بكتبهم» کتاب ها را آوردند نه حدیث ها را. «فأحرقها بالنار» همه را آتش زد «ثم قال أمنية كأمنية أهل الكتاب» کاری با این هایش نداریم.

روایت دیگر:

«أخبرنا أبو الحسين علي بن عبد الوهاب بن أحمد السكري حدثنا أبو عمرو محمد بن العباس الخزاز أخبرنا جعفر بن أحمد المروزي حدثنا إسماعيل بن محمد بن إسماعيل بن يحيى بن حماد مولى الفضل بن العباس بن عبد المطلب بالكوفة حدثنا ابن فضيل عن حصين بن عبد الرحمن عن مرة قال بينما نحن عند عبد الله إذ جاء ابن قرة بكتاب قال وجدته بالشام فأعجبني فجئتك به قال فنظر فيه عبد الله ثم قال إنما هلك من كان قبلكم باتباعهم الكتب وتركهم كتابهم قال ثم دعا بطست فيه ماء فماثه فيه ثم محاه»

 تقييد العلم للخطيب البغدادي؛ اسم المؤلف: الخطيب البغدادي الوفاة: 463 هـ، دار النشر: دار إحياء السنة النبوية، چاپ دوم 1974، تحقیق یوسف العش، ج 1، ص 52

جالب این که می گوید «عبد الله ابن مسعود» پیش «ابن قُرّه» کتابی آورد «قال وجدته بالشام فأعجبني فجئتك به» کتاب خیلی خوبی است و روایات خیلی خوبی هم دارد «فنظر فيه عبد الله ثم قال إنما هلك من كان قبلكم باتباعهم الكتب وتركهم كتابهم قال ثم دعا بطست فيه ماء» دستور داد تشتی پر از آب آوردند «فماثه فيه ثم محاه» کتاب با مرکب نوشته بود این کتاب را داخل تشت آب گذاشت آن هم کفایت نکرد تمام احادیث صفحاتش را با دستش محو کرد.

 این کلی است می گوید این احادیث را برداشت داخل آب گذاشت و نابود کرد!

کتاب «السنة ابن خلال» که از کتاب های معتبر اهل سنت که تمام روایاتش را هم بررسی سندی کرده است. ایشان یک روایت مفصلی دارد «اسنادُهُ‌ صحیح» می گوید این روایت هم صحیح است.

«قال سمعت خالد بن خداش قال جاء سلام بن أبي مطيع إلى أبي عوانة فقال هات هذه البدع التي قد جئتنا بها من الكوفة قال فأخرج إليه أبو عوانة كتبه فألقاها في التنور فسألت خالدا ما كان فيها قال حديث الأعمش عن سالم بن أبي الجعد عن ثوبان قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم استقيموا لقريش وأشباهه قلت لخالد وأيش قال حديث علي أنا قسيم النار قلت لخالد حدثكم به أبو عوانة عن الأعمش قال نعم إسناده صحيح»

السنة؛ اسم المؤلف: أبو بكر أحمد بن محمد بن هارون بن يزيد الخلال الوفاة: 311 هـ، دار النشر: دار الراية - الرياض - 1410هـ - 1989م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د.عطية الزهراني، ج3، ص510، ح819

می گوید «سلام ابن ابی مطیع» پیش «ابی عُوانه» آمد گفت این بِدعی که از «کوفه» آوردی چه است؟

«فأخرج إليه أبو عوانة كتبه فألقاها في التنور»، هر چه کتاب «ابو عوانه» آورده بود همه را برداشت در تنور انداخت آتش زد، اسم خدا و رسول الله آن جا بود.

 می گوید «فسألت خالدا ما كان فيها»، «خالد ابن خدّاش» ناظر قضیه بود گفتم مگر در این کتاب چه بود که این کتاب را سوزاندند؟ گفت در این کتاب حدیث «حديث علي أنا قسيم النار» بوده است. این قضیه همه چیز را روشن و باز می‌کند؛ یعنی معما را این قضیه حل می کند.

 احادیث را آتش زدن، حق ندارید حدیث نقل کنید، هر کس از شما سوال کرد بگویید «بیننا و بینکم کتاب الله» سوال از نماز، روزه و وضو نیست. هر کسی در رابطه با ولایت علی سوال کرد بگویید «بیننا و بینکم کتاب الله» همه چه را این روایت برای مان روشن می کند.

این های که در رابطه با احادیث نبوی این همه سخت گیری کردند دنبال این بودند آن چه مربوط به خلافت و امامت حضرت امیر (سلام الله علیه) است به گوش مردم نرسد، وگرنه اگر کسی آن جا می آمد از حیض، نفاس، طهارت و نجاست به قول «شریعتی» مطرح می کرد هیچ کس مزاحمش نمی شد، روزی ده ساعت هم در مسجد حدیث نقل می کرد اما آن که مهم است این که حدیث «عَلِيٌّ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ.» نباید به گوش مردم برسد!

در این دو سه دقیقه که وقت است این مطلب را عرض کنم بحث «عَلِيٌّ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ.» مگر در یک کتاب است که این را در آتش تنور بریزید و بسوزانید حدیث را این همه مردم شنیده اند.

«قاضی عیاض» از علمای بزرگ اهل سنت و متوفای 544 است ایشان طبق سندی که از نبی مکرم (صلی الله علیه واله وسلم) آورده می‌فرماید:

«وأنه قسيم النار يدخل أولياؤه الجنة وأعداؤه النار»

كتاب: الشفا بتعريف حقوق المصطفى؛ نويسنده: القاضي عياض (وفات: 544)، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان: 1409 - 1988 م، ج1، ص339

«وأنه قسيم النار» علی تقسیم کننده جهنم است «يدخل أولياؤه الجنة وأعداؤه النار» دوستان و اولیائش را وارد بهشت می‌کند و دشمنانش را وارد آتش جهنم می‌کند.

«زمخشری» هم از علمای بزرگ اهل سنت است ایشان از قول حضرت امیر(سلام الله علیه) نقل می‌کند:

«وفي حديث علي رضي الله عنه أنا قسيم النار»

من تقسیم کننده آتش جهنم هستم!

أساس البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو القاسم محمود بن عمر بن محمد بن عمر الخوارزمي الزمخشري الوفاة: 538هـ، دار النشر: دار الفكر - 1399هـ 1979م، ج1، ص507

آقای «آبی متوفای 421» در کتاب من نثر الدرر جلد 5، صفحه 138 دارد:

«سُئِلَ أحمدُ بنُ حنبل عَنْ قول الناسِ: علي قَسِيمُ الجنَّةِ والنَّار فَقَال هَذا صحیحٌ لأنَّ النبي عليه السلامُ قالَ لعلي: ' لا يحبُّك إلا مؤمِنٌ ولا يُبغضُكَ إلا مُنَافقٌ ' والمؤمن من الجنَّةِ والمُنافِقُ في النِّار»

نثر الدر في المحاضرات؛ اسم المؤلف: أبو سعد منصور بن الحسين الآبي الوفاة: 421هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان - 1424هـ - 2004م، الطبعة: الأولى، تحقيق: خالد عبد الغني محفوط، ج5، ص138

عزیزان دقت کنند دارد که عن قول الناس، یعنی این برای مردم فرهنگ شده است توده مردم شنیده اند پیامبر فرمود علي قسیم الجنه والنار است. «فقال هذا صحیح» «احمد ابن حنبل» گفت صحیح است. «لأنَّ النبي عليه السلامُ قالَ لعلي: ' لا يحبُّك إلا مؤمِنٌ ولا يُبغضُكَ إلا مُنَافقٌ» اصلا لازم نیست علی بیاید آن‌جا تقسیم بندی کند.

 پیامبر فرمود محبین علی همه مؤمن هستند و مبغضین علی همه منافق هستند مؤمنین در بهشت هستند و منافقین هم در آتش جهنم هستند. این خیلی واضح و روشن است این که اقایان این همه ناراحت هستند می‌گویند علی قسیم الجنه والنار است به هیچ وجه جای ناراحتی ندارد.

شاید دهها مصدر بشود پیدا کرد که در آن‌جا علی قسیم الجنة والنار آمده است. اگر یک آقایی می‌آید به او بر می‌خورد چون این کتاب علی قسیم الجنة والنار دارد بسوزانیم، بسوزان مگر در منابع دیگر نیست! ان شاء الله فردای قیامت نتیجه سوزاندن خودت را هم خواهی دید.

مجری:

حضرت استاد خیلی استفاده کردیم مباحث خیلی قابل استفاده و شیرین بود و جا دارد این سوال را بپرسیم با این که این قدر دشمنی با سنت پیامبر آیا به این‌ها اهل سنت خطاب بشود یا شیعه واقعا اهل سنت واقعی هستند؟ از کرامات اهل بیت هم همین بس که با این همه دشمنی که با فضائل اهل بیت و امیر المؤمنین است در کتب اهل سنت باز هم می‌بینیم که جای جایش فضائل امیر المؤمنین(سلام الله علیه) است.

خیلی دوست داشتیم که وقت بیشتر بود به مباحث دیگر هم می‌پرداختیم ولی متأسفانه زمان برنامه به پایان رسیده است از حضور شما تشکر می‌کنم.

بینندگان گرامی از این که تا اخرین لحظه برنامه امشب هم همراه ما بودید تشکر می‌کنیم ان شاء الله که در عزاداری‌هایتان برای همه مؤمنین و برای همه مسلمین و شیعیان و برای مظلومین جهان دعا کنید مخصوصا دعا کنید برای فرج منتقیم آل الله دست هایمان را به دعا برداریم و عرضه بداریم یا رب الحسین، بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه یا علی مدد خدا نگهدار!


نقش صحابه در واقعه کربلا>

مع امام منصور عزاداری محرم عاشورا امام حسین علیه السلام صحابه أهل بیت علیهم السلام آتش زدن سنت منافق احادیث روایات بغض امیرالمومنین علیه السلام