بررسی نسخه‌های کتاب کامل بهایی و لباب الانساب در خصوص حضرت رقیه سلام الله علیها

قسمت سوم ویژه برنامه با کاروان به کارشناسی استاد حسینی و اجرای آقای حسینی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه با کاروان 08 05 1404 (قسمت سوم)

عنوان: بررسی نسخه‌های کتاب کامل بهایی و لباب الانساب در خصوص حضرت رقیه (سلام الله علیها)

استاد: آقای دکتر حسینی

مجری: آقای سید مهدی حسینی

کلیدواژها:

با کاروان؛ کامل بهائی؛ الحاویه؛ لباب الأنساب؛ حضرت رقیه؛ شهادت؛ مأمونی!

مجری:

بابامی و حرفی ز تو پنهان ندارم * خسته شدم دیگر پدر جان جان ندارم

مثل تمام پیر زن های مدینه * من هم ببین بابا دگر دندان ندارم

دندان فقط نه کل موهایم سفیدست * البته مویی هم دگر چندان ندارم

در شعله های خیمه موهای سرم سوخت * آن گیسوی پر پشت را الان ندارم

از خستگی نای جویدن هم نمانده * پس احتیاجی به غذا و نان ندارم

نان و غذا که چه بگویم نان خشک است * نانی که خیرات است و میل آن ندارم

خشکیده اشکم تا بمالم روی لبهات * ابری کبودم من ولی باران ندارم

بابا کنیزی این کنیزی کار سختی است * آخر که من سر رشته ای از آن ندارم

این جا به من مردی کنیز و خارجی گفت * من را ببخش من طاقت بهتان ندارم!

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ؛ عرض سلام و ادب و احترام محضر یکایک شما شیعیان و محبان آل الله، باعث افتخار است که خداوند این توفیق را به ما داد تا امشب هم در محضر شما باشیم و به مناسبت ایام شهادت جانسوز حضرت رقیه (سلام الله علیها) بتوانیم ویژه برنامه با کاروان را از قاب شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تقدیم نگاه شما بکنیم.

ابتدای امر تسلیت و تعزیت عرض بکنیم محضر آقا جان و مولای مان حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) و عرض بکنیم (آجرک یا بقیة الله) هر آن چیزی را که می گوییم فقط شنیدیم اما شنیدن کی بود مانند دیدن، شما هر بار آن ها را می بینید و بر مصیبت جدتان و اهل بیت جدتان که به اسارت رفتند خون گریه می کنید.

باشد که ان شاء الله بتوانیم به زعم خودمان ما هم تسلی خاطر داغدار شما باشیم و البته دعا گو برای فرج هر چه سریع تر شما ان شاء الله؛ با توجه برنامه دیشب که ما سِیر تاریخی را در باب اولین شاید روایات پیرامون وجود حضرت رقیه و روضه ایشان مطرح کردیم بازخوردهای داشتیم عمدتاً بازخوردها مثبت بود. تماس هایی که برقرار شد دیشب زمان برنامه اجازه نداد آن ها را متصل کنیم و پاسخ دهنده باشیم و البته بعد از آن اتفاقاتی که افتاد تصمیم گرفتیم امشب هم مجدداً از استاد عزیز دکتر سید محمد حسینی دعوت بکنیم که تشریف بیاورند تا ان شاء الله همین سِیر تاریخی را ادامه بدهیم کامل تر راجع به آن حرف بزنیم و هم البته به لطف حضرت رقیه (سلام الله علیها) بتوانیم پاسخگوی دوستان باشیم.

گفتگوی خودمان را در محضر استاد دکتر سید محمد حسینی آغاز بکنیم سلام عرض می کنم اعظم الله اجورکم خیلی خوش آمدید

استاد حسینی:

و علیکم السلام و رحمة الله بنده هم خدمت شما و بینندگان عزیز و ارجمند عرض سلام، ادب و احترام دارم. فرا رسیدن ایام شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) را ان شاء الله هر کجا هستید زیر سایه لطف خداوند بواسطه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) زندگی خوب و پر برکتی داشته باشید.

مجری:

دوست دارم اول خودتان بفرمایید که با توجه به مطالبی که دیشب خیلی خوب، خیلی نو و خیلی تازه بیان فرمودید چه بازخوردهایی اتفاق افتاد؟ می دانم بازخوردها منجر به این شد بتوانیم الحمد لله باز هم امشب با شما باشیم و تماس ها را مخصوصاً پاسخ بدهیم. چه نکاتی بود؟

می خواهم از این جهت بپرسم نه فقط بگوییم خدا را شکر چقدر برنامه خوب دیده شد از این جهت می خواهم ببینم مردم بیشتر سراغ چه مواردی از مطالب دیشب رفتند و چه نکاتی برای شان جای سوال بود؟

استاد حسینی:

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم؛ همان طور که فرمودید برنامه ای که دیشب داشتیم یک رشته تاریخی را از کتاب کامل بهائی عماد الدین طبری پی گرفتیم ببینیم این نقل روایت در مورد صغیره ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) به کجا می رسد؟ بینندگان ما همیشه لطف داشتند اصلاً دیدن این شبکه از طرف بیننده ها نه آن هایی که از روی خصم هستند از روی لطف و بزرگواری شان بوده است.

برنامه بازخوردهایی را داشت به خاطر این که سعی کردیم طوری دیگر به بحث حقانیت حضرت بپردازیم و حقانیت وجود حضرت را از لحاظ تاریخی بررسی بکنیم. به صورت کلی لطف عزیزان بود و در کنارش یک سری نکات که در برخی از کانال ها مطرح کرده بودند. نسبت به یک موضوع امشب می خواهیم به خوبی شفاف و روشنگری کنیم ماجرا به چه شکل است و برخی از سوالات را پاسخ بدهیم.

به صورت دو دسته می شود با یک ادعا مواجه شد یک زمانی مواجه یک مواجه خصمانه می شود البته خصمانه مواجه بشود مدل پاسخ هم متفاوت می شود. یک زمان محققانه و دوستان هست تعابیری این چنینی می شود برایش بگذاریم آن متفاوت می شود باید با یک پاسخ های عموماً حلّی و شیوه دیگری به آن پرداخته بشود.

نوع نگاه کردن ما نسبت به این مقوله چون در شبکه حضرت ولی عصر هستیم و در طراز رسانه به صورت سنتی؛ رسانه های وهابی نقطه مقابل ما تعریف شدند گاهی سعی می کنیم که از باب قاعده الزام بیشتر استفاده بکنیم نوعی تعابیر را به کار ببریم.

در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) ممکن است شخصی نظر و دیدگاه دیگری داشته باشد که از دیدگاه ما صد در صد غلط است، تلاش می کنیم دیدگاه های غلط در این زمینه کنار زده بشود اما او می تواند طرح سوال و اشکال کند بعضی از عزیزان را دیدم که طرح سوال کردند و اصل اشکال هم از این ها نبود یعنی اشکال را در جایی دیگر دیده بودند و خودشان طرح سوال کردند. عزیزانی که بعضی از کانال ها را هم به نوعی به سندی که اشاره کرده بودیم پرداخته بودند.

این جا رسانه و شبکه است خیلی نباید روی مسائل این قدر فنی پیش برویم که از قالب برنامه فاصله بگیرد. ولی یک جاهایی لازم است محتوا طوری مطرح بشود حداقل بعداً محل ارجاع باشد بگوییم این سوال و شبهه ای که دارد مطرح می شود در فلان برنامه نسبت به آن پاسخ دادیم آن را ببینید و بررسی کنید.

فلذا نیاز است بر گردم در مورد کتاب کامل بهائی که دیشب عرض کردم نکاتی را عرض بکنم چون نسبت به نسخه های خطیش قبلاً نکاتی مطرح شده بود که باز نشر داده شد. یک بخشی هم طبیعی بود مرتبط با برنامه ما نبود چون شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) بود مطرح کردند.

مجری:

الان یکی از مواردی که گفته شده راجع به کتاب کامل بهائی بحث شده است؟

استاد حسینی:

خود کتاب و متنی که در کتاب کامل بهائی آمده دیشب کتاب کامل بهائی عماد الدین حسن ابن علی محمد ابن طبری، صفحه 523 این چاپ، چاپ معروف این کتاب است. در مورد حاویه گفتیم توضیح دادیم حاویه چه کتابی است؟ زنان آل بیت در حالت اسیری حالِ مردان که در کربلاء نشان می دهم نسخه های چه تفاوت هایی دارد بحثم سر این نیست.

می گوید در آن مدلی که به اسارت آورده شده بودند و مردان شهید شده بودند بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند.

مجری:

بیان فرمودید همان نکته ای که امروزه اتفاق می افتاد در خانواده ای پدر فوت می کند به بچه خردسال می گویند پدرت سفر رفته دقیقاً در کتاب همین را ذکر کرده است.

استاد حسینی:

این کتاب به زبان فارسی نوشته شده چرا یک وقتی این شکلی می شود؟ به خاطر این که ادبیات مال همان زمان است. قبلاً دو نکته و دو اشکال به این چاپ کتاب گرفته بودند ولی مجدداً بازگو کردند. یکی این که در نسخه های این کتاب معروف و مشهور بر اساس چاپ سنگی بمبئی است که آن چاپ سنگی بمبئی بر اساس نسخه خطی دیگری است؛ چون چاپ سنگی بمبئی مال سال 1323 از کدام نسخه است؟ فکر می کنم برخی ها گفته بودند از نسخه ای منطبق با سال 1274 هجری قمری است. شهرت بر اساس همین است حتی منتقدین نسبت به این گزارش وقتی بحث کردند عموماً به همین متن استناد کردند. اما گفته بودند در برخی از نسخه ها در حاویه ندارد.

مجری:

چون به کتاب ارجاع زد

استاد حسینی:

بله، چند تا از نسخه های که گاهی خودشان منتشر کردند از کامل شیخ بهائی ببینیم کتاب الحاویة را دارد یا ندارد؟ این چاپ، چاپ سنگی بمبئی است که نسخه معروف کتاب کامل بهائی بر اساس همین است نقل کرد و در حاویه آمده که زنان و خاندان نبوت بودند.

نسخه دیگر نسخه آیت الله مرعشی شماره 809 این جا هم در حاویه آمده است. نسخه دیگر کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی است این اسکن ها را منتقدین گرفتم این جا هم و نیز در حاویه آمده؛ نسخه دیگر، نسخه آستان قدس رضوی است البته چند نسخه دارد این یکی از آن نسخه هاست در این جا هم در حاویه دارد. نسخه دیگر، نسخه خطی کتابخانه مجلس که احتمالاً در 1007 است در جاویه آمد. یعنی مشخص است نقل از کتاب الحاویة فی مثالب معاویه یا مثالب بنی امیه است. نسخه خطی کتابخانه آیت الله مرعشی شماره 3008 به این هم مراجعه می کنیم این جا هم فارسی است مطلب در حاویه آمده است. نسخه بعدی نسخه کتابخانه آیت الله مرعشی شماره 14264 این جا هم در حاویه آمده است.

در نسخه کتابخانه ملی این جا هم از کتاب حاویه دارد نقل می کند مشخص است این چند نسخه مشخص است نقل حاویه هست چون چند تا اشکال به بحث نسخه گرفتند یکیش بحث هاویه است و نکته دیگری که عرض می کنم.

جدای از این اگر عماد الدین طبری در کامل بهائی از حاویه نقل نکرد پس از کجا آورد؟ عرض کردیم نسخه دیگری که پیدا شده خیلی از بحث ها را تمام کرده این نسخه از کتاب السنی فی قتل اولاد النبی داستانی شبیه به همان ولی مقداری جمع و جورتر و مختصرتر راجع به صغیره نقل کرده نشان می دهد کامل بهائی دارد از کتاب حاویه نقل می کند. بعضی از نسخه های هم را نیاورده باشد افتادگی نسخه باز آن جاست وگرنه مشخص است از قاسم ابن محمد مأمونی آورده است. کتاب معروف برای قاسم ابن محمد مأمونی دیشب توضیح دادیم دارم مجمل به آن اشاره می کنم از آن آورد و نقل کرده؛ پس این نکته را کنار بگذاریم.

 نکته دوم گفتند به جز نسخه ای که در چاپ بمبئی آمد (کتاب کامل بهائی) بقیه نسخه ها ندارد که این دختر، دختر امام حسین (علیه السلام) بوده است؛ چون در این متن معروف و مشهور کامل بهائی عبارتی آمد و گفت پدرم حسین (علیه السلام) کجاست؟ درست است در نسخه های که منتشر کرده بودند بجز چاپ سنگی بمبئی بود این عبارت را در آن ندارد انگار که این دختر انتساب قطعی داده نشده است که فرزند امام حسین (علیه السلام) است. امشب می خواهیم بیشتر نسبت به این موضوع بپردازیم.

مجری:

خیلی هم خوب شد چون دقیقاً یکی از شبهاتی که امروزه مطرح می شود از کجا معلوم حضرت رقیه دختر امام حسین است. دیشب هم یک کتابی را معرفی فرمودید دختران را معرفی می کرد چهار تا ذکر می کرد وقتی به اسامی می رسید فقط سه تا اسم را می آورد.

استاد حسینی:

آن نسخه مشهور دارد این را کنار بگذاریم بگوییم نسخه های متقدم تصریح ندارد که فرزند امام حسین (علیه السلام) است چطور می خواهیم به این بپردازیم؟ یک عبارتی آمده این در نسخه های مختلف مشترک است. بینندگان عزیز می خواهم مطالبی که شاید بالای منبر در روضه شب سوم محرم، پنج صفر واقعاً نمی شود در هر هیأتی گفت این جا می خواهم عرض بکنم.

یک مقدمه عرض بکنم یکی از اشکالاتی که به برخی از عزیزانی که می خواهند عاشوراء پژوه بشوند وارد است این که تاریخ اسلام نسبتش با کل علم تاریخ بخصوص مطلق از باب یکسری قواعد می شود. اگر آن ها را نداری جلسه قبل از باب نمونه به کتاب کِتیاس اشاره کردم این جا ممکن است مقداری متحیر بشوند بگویند فاصله زمانی این جا و آن جا چه شد؟

یک سری شواهد را در تاریخ در موضوعات مختلف و متعدد مجبور هستیم کنار هم بگذاریم نگاه ما نسبت به یک مقوله تک عبارت و گاهی تک منبع نیست کنار هم بگذاریم. یکی از عباراتی که در نسخه های مختلف این وجود دارد یک دختر صغیره است روی شواهدش برویم بعد به جایی می رسیم مکملش می شود و بحث مان کامل می شود.

دختری که با کاروان اسراء از کربلاء به کوفه رفت از کوفه به شام آمد یکسری از فرزندان در کربلاء به شهادت رسیدند این به کنار مشخص است. در کوفه یک سری از اسراء آزاد شدند از قبیله و تیره آن ها افرادی بودند به اصطلاح امروزی فامیل ها و آشنایانی را داشتند آمدند آزاد کردند یعنی یک تعداد اسراء اصلاً از کوفه به سمت شام نشدند.

کسانی که در این مسیر ماندند فقط خاندان امام حسین (علیه السلام) محسوب می شوند، با یکسری جزئیات که آن را الان نمی خواهم بگویم. پس یک تعداد این جا محدودتر شدند بین افرادی که در روز عاشوراء زنده ماندند به کوفه رفتند در کوفه آزاد نشدند یک تعداد به شام رفتند که این ها قطعاً از خانواده امام حسین (علیه السلام) هستند.

یک دختر کوچک هست که این دختر کوچک بر اساس همین متن برای او وقتی که پدر را طلب کرد همه گریه کردند؟ طلب کردن پدر این طوری نبود بگویی فقط حضرت رقیه (سلام الله علیها) طلب کرد یا این طور نبود بگویی هیچ کس حرفی نمی زد نمی دانست لزوماً چه شده است؟ یک جایگاه ویژه داشت خودش یا پدر و یا هر دو جایگاه ویژه ای داشتند که همه زیر گریه می زنند همه ضجه می زنند. مفاهیم را زیاد کنید مصادیق مشخص می شود.

یک سری افراد داریم شخصاً دشمن دستور می دهد رویش کار بشود. مثلاً در مورد شهید حاج قاسم‌ شخصاً ترامپ دستور می دهد می گوید من دستور دادم. از یزید شخصاً در مورد او سوال می پرسند شخصاً این معلون دستور می دهد که سر پدر را برایش ببرید. نمی خواهیم بگوییم این ها قطعی است این ها را کنار هم می خواهیم بگذاریم پس این دختر یک جایگاه ویژه ای داشت پدر هم جایگاه ویژه داشت. چون یزید می خواهد این را زجر کش کند این هم یک بخشی است. سری که برای (از بینندگان عزیز عذرخواهی می کنم) چیزی که می خواهم بگویم همانی است که دیشب اشاره کردم ولی ورود پیدا نکردم. امشب لازم است بگویم چون یک قرینه خیلی جدی نسبت به این مسئله است.

مجری:

واقعیتی است که متأسفانه نمی شود کتمان کرد.

استاد حسینی:

سری که برای این دختر می آورند از شکل سر بودن خارج شد نمی گوید این سر کیست؟ می گوید این چیست؟ دختر بر اساس این متن دارد سوال می پرسد و پاسخ را که می گیرد به فزع و جزع می افتد و بحث شهادت برای شان پیش می آید. در متون تاریخی حتی اهل سنت سبط این جوزی دارد دیگرانی هم نقل کردند.

داریم که ابن زیاد ملعون در کوفه «أمرَ حجاماً» به حجامت کننده دستور داد بلایی بر سر شخص ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) آوردند که این سر دیگر سر نبود (ببخشید دارم این ها را می گویم) بحث های تاریخی است ایام، ایام شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) است. در کوفه گزارشی که داریم با چوب بر لبان حضرت زد در شام بر دندان ها زد دیگر جلوتر از این نمی روم.

پس نشان می دهد این دختر،‌ دختر بود که جایگاه ویژه ای داشت سر هم دیگر سر نبود آن سر در توصیفات روایی و مناسبات تاریخی داریم که چه بلایی سر این سر آمده بود؟ اهل سنت در این دسته از روایات می گویند بچه از این سر ترسید. یک مورخ همه این ها را کنار هم می گذارد مورخ شعور تحقیق و پژوهش دارد. مورخ این ها را کنار هم می گذارد بعد سراغ یکسری اسناد دیگر می رود که یک خلائی را این جا می تواند پر بکند. اصلاً فرض را گذاشتم روی این که کامل بهائی نقلی که از کتاب حاویه دارد نگفت این دختر کیست و آن سر، سر چه کسی بود؟ دارم شواهد می آورم بالاخره یک دختری آن جا بوده است مورد توجه قرار گرفته بود و این سر ویژگی های خاصی داشت.

سراغ کتاب لُباب الأنساب ابن فندق می رویم چون این کتاب مکمل این است که بفهمیم این دختر چه کسی بود؟ جدای از این که سراغ این کتاب برویم و مطلب را ببینیم می خواهم مقداری این بحث را باز کنم. لباب الأنساب ابن فندق چون در پی دی اف پیش می روم با چندین صفحه اش کار دارم.

لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب لعلامه که نسب شناس بود معروف به ابن فندوق – متوفای... قدمه ای آیت الله العظمی مرعشی بر این کتاب نوشته است. مصحح و محقق چه کسی است؟ محقق جناب آقای سید مهدی رجایی در این خصوص توضیح می دهم تحت اشراف سید محمود مرعشی چاپی که الان هست.

روی این کتاب می خواهم صحبتی بکنم بعد سراغ متنش بروم شاید نیاز است که این طوری ریز به این بپردازیم ببخشید اگر بحث مان در این قسمت مقداری خشک است ولی لازم است فقط می خواهم ببینید یک پژوهشگر می خواهد پی ببرد مسئله از چه قرار است؟ مجبور هستیم این طوری به آن بپردازیم.

جایگاه نویسنده واضح است اما از متن آیت الله مرعشی و محقق کتاب یک سری مطالب هست نشان بدهم. صفحه 62 مقدمه کتاب، مقدمه خیلی ارزشمندی است نسب شناس ها در قرون مختلف را به تفکیک هر قرن نام می برد. در هر قرنی چه افرادی را داشتیم و چه ویژگی هایی داشتند؟ به دوره ابن فندق می رسد در شماره 106 می گوید

«مِنهم الشیخ الشهیر ابن فندق البیهقی علی ابن ابی قاسم زید ابن محمد ابن ابی علی الحسین ابن أبی سلیمان ابن ایوب ابن حسن ابن فلان»

نسلش به «ابن خزیمة ابن ثابت ذی الشهادتین صاحب رسول الله صلی الله علیه و آله و هو صاحب کتاب لباب الأنساب و ها هو بین یدی» همین کتابی که در دست ما هست صاحب این کتاب را می گوید سراغ توضیح این کتاب برویم.

در صفحه 145 این بخش ترجمه مؤلف نوشته های آیت الله العظمی مرعشی است بعد از آن نوبت به آقای سید مهدی رجایی می رسد (در موردش توضیح می دهم) این مقدمه هست طبیعتاً متن کتاب نیست.

اسم و کنیه این شخص چه است؟ «هو العلامة» نویسنده این کتاب «علامه الشیخ حجة الدین ابو الحسن علی ابن ابی قاسم» که بیهقی است و معروف به ابن فندق هست. نویسنده ای که این کتاب را نوشت چه کسی بود در مورد پدرش هم توضیح می دهد که پدرش چه شخصیتی بوده است؟

صفحه 147 نویسنده مقام قضاوت هم داشت. مؤلف، در بیهق منصب قضات و إفتاء را پیدا می کند فی جماد الاولیٰ سال فلان، پس این یک مدل جایگاه که معرفی شد. صفحه 148 مذهب و اعتقاد نویسنده «لا شک أنَّهُ کان»‌ هیچ تردیدی نیست که او از موالی و محبین اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و امامی بود «کانَ إمامی المذهب» همین طور که از مطلب و مقدمه کتابش هم معلوم است تردیدی در مورد این که ایشان شیعه است وجود ندارد این هم جایگاه این شخص در مورد مذهبش بود.

یک مطلب دیگر در توصیف ایشان آوردند «مِنْ أعظَمِ الکُتب» از بزرگ ترین کتاب هایی که نوشته شده است «التی الفت حول انساب الطالبیین ها هو الکتاب اللباب للعلامه البیهقی»، این کتاب که بزرگ ترین کتاب است برای علامه بیهقی است به عبارت دقت بفرمایید «وَ هُوَ کتاب ممتاز فی بابه» در باب انساب از بهترین کتاب هاست کتاب ممتازی است. پر از فواید رجالی و تاریخی است.«خلت سائر کتب النسب عنها»، این کتاب یکسری مطالبی دارد که بقیه کتب نسب ندارند. این کتاب ویژه است مطالبی که جمع آوری کرده قدرت علمی که نویسنده داشت همه این ها را به همدیگر جمع بکنیم مطالبی دارد که خاص این کتاب است.

 در مورد نسخه های کتاب چون یکی از بحث های که مطرح کردند این بود گفتند محقق کتاب جناب آقای سید مهدی رجایی اعتراف کرده این کتاب نسخه درست و حسابی ندارد پر از غلط، اشتباه و اشکال است. من امروز با آٔقای رجایی تماس گرفتم چون نمی دانستم امروز برنامه داریم چند بار تماس گرفتم ایشان در جلسات بودند نتوانستیم با هم صحبت کنیم. می خواست به ایشان بگویم اگر می شود محقق این کتاب بیایند در این برنامه توضیح بدهند منتها امشب نرسیدیم خدمت شان باشیم مطلب ایشان که هست. نسخه های کتاب لباب الأنساب را ببینیم چون کتاب مهم است این طوری داریم به آن می پردازیم.

کتاب لباب الأنساب، صفحه 162 مقدمه محقق هر جا بالای صفحه دیدید مقدمه آقای سید مهدی رجایی است. می گوید این کتاب با چه ویژگی هایی است؟ این کتاب چهار نسخه دارد عزیزان گفته بودند نسخه های کتابش خیلی به هم ریخته و قابل اعتماد نیست. می گوید یک نسخه کامل دارد از اول تا آخر کتاب آن نسخه، نسخه قدیمی نفیسی است که ام النسخ دیگر است؛ یعنی نسخه های دیگر هم از روی این نسخه برداری شدند این نسخه در کتابخانه رضوی است که در هر صفحه چه صفحه دارد و دارای چه ویژگی هایی از لحاظ شکل و ظاهر دارد؟ «وفي أوّل النسخة علامة تملک النسخة لعدة کثیرة مع خواتمهم»، و این نسخه، نسخه اصلی برای این کتاب می شود. هر جایی که در پاورقی یا متنن مشخص شد معمولاً پاورقی اختلاف ها را مشخص می کند قاف اگر مشخص شد یعنی از این نسخه اولیه است که در کتابخانه رضوی است.

 نسخه دوم کتاب نسخه ای است که از نسخه اول برداشته شد یعنی نسخه برداری از روی نسخه اول بوده است. می گوید ظاهراً این استنساخ (نسخه برداری) از نسخه اول است بخاطر قرائنی زیادی که در آن هست. نسخه سوم کتاب ظاهراً نسخه برداری شده از نسخه دوم است نسخه دیگری وجود دارد می گوید این نسخه آخری هم از نسخه سوم برداشته شده است یعنی یک نسخه اصلی و کامل وجود دارد سه نسخه فرعی که نسخه اول مادر این نسخه ها محسوب می شود دوم از این هست و دیگران هم متصل به او هستند.

منتها می گوید اشکالاتی در این نسخه ها وجود دارد. اشکالاتی که در نسخه ها وجود دارد اعتبار کتاب را خراب نمی کند. دار الحدیث در مورد کتاب کافی شریف یک تحقیقی کرده است بررسی نسخه ای کرد انگار در جاهایی اختلاف پیدا شد حتی در مورد ابوابی که در مورد تحریف قرآن استناد می کنند در نسخه های دیگر آوردند مشخص کردند.

اختلاف نسخه یک مسئله طبیعی است آیا لطمه زده یا لطمه نزده است؟ مسئله اصلی این است خیر لطمه نزد به چه دلیل؟ چون وقتی که این کتاب این طوری توصیف می شود از بهترین کتاب های نسب شناسی است بعدی ها به این کتاب استناد کردند مسائل ویژه ای در این کتاب آمده دارد بر اساس این نسخه می گوید. در زمان ابن فندق نبود بگوید منظورم آن کتابی است که ابن فندق نگارش کرد دارد بر اساس همین نسخه این حرف را می زند.

مجری:

شما همان کتابی که دیشب آوردید به کوشش جمعی از پژوهشگران بود در مقتل امام حسین (علیه السلام) بود گفتید خود من این جا یک موردی بود به آن ها گفتم فکر می کنم این جا مسئله ای باشد یا تغییری لازم باشد معنیش این نیست که کل کتاب زیر سوال برود این طبیعی است.

استاد حسینی:

بله اختلاف نسخه را هم این جا لحاظ کرده نسخه اول جاهایی که باید مشخص می شد با قاف مشخص شده. در مورد نسخه دوم با کاف مشخص شده نسخه سوم با عین مشخص شده یعنی اصطلاحاً رمزش عین است. نسخه چهارم هم با نون مشخص شده یعنی شما می توانید بگویید در کتاب نسخه چه عبارتی درست است؟

تا آن جایی که توانستم نگاه کردم چون کتاب نسب کتابی نیست که از اول تا آخرش بنشینی بخوانی البته به خاطر این که کتاب را خوب بفهمم مجبور شدم حدود 160 صفحه اولش را نگاه کنم هرچند در ذهن آدم آن بخش ها نمی ماند. ولی نکاتی ممکن است در آن روشن بشود. منتها نگاه می کردم دیدم بعضی جاها نسخه ها اختلافی که دارند واقعاً در حد تصحیف است. برخی جاها جناب آقای رجایی بدون توجه به نسخه نکته را تصحیح کرد یعنی متن در کتاب آمده پاورقی محقق گفت احتمالاً متن این بود دقت کرده.

 البته آقای دکتر حسن انصاری گفته بودند این کتاب دوباره باید تحقیق بشود. حرفی در آن نیست هر چه نسخه هست بروید بررسی کنید ببینید با آن حرفی که می خواهیم بزنیم تضاد و تناقض دارد یا ندارد؟

این علامه با این جایگاه در چنین کتابی با این جایگاه حرفی که زد... فراموش نکنیم ایشان متوفای 565 است. عرض کردم سید ابن طاوس – متوفای 664 است حتی آقای محمد ابن طلحه شافعی صاحب مطالب السئول هم بعد از این آمده خیلی محل اعتبار و اعتناء هست عباراتی که آورده است.

می خواهم سراغ متن بروم صفحه 355 بر اساس این مقدمه و این تحقیق مطلبی که آمد این است این ها در کنار مسئله کامل بهائی است می خواهم بگویم قرینه ای که دختر امام حسین (علیه السلام) هست یا نیست آدم باید با یک شعوری تحقیقی و پژوهشی به سراغش برود. اصلاً می گوییم مطلب این جا تصحیح نشده است می گوید

«الطبقة السابعة الحسنیة والحسینة والعباسیة والعلویة...»

تا به نسبت هایی که به امام حسین (علیه السلام) می رسد. می گوید باقی نماند

«اما الحسینة فهم من أولاد الحسین بن علی علیهما السلام»

کسانی که حسینی هستند، کتاب نسب شناسی هست حسینی ها از اولاد امام حسین (علیه السلام) هستند برای پژوهشگران عزیزی که برنامه را می بینند عذرخواهی می کنند یکسری چیزهای بدیهی را توضیح می دهم شما عزیز، سرور و پژوهشگر هستید ولی چون در رسانه داریم صحبت می کنیم بعضی وقت ها باید یک سری مسائل بدیهی را باید بگوییم.

می‌گوید باقی نمانده، از فرزندان امام حسین(سلام الله علیه) الا زین العابدین امام سجاد (سلام الله علیه)، و فاطمه و سکینه و رقیه.

«فالاولاد الحسین(سلام الله علیه) من قبل الاب هم من صلب زین العابدین(سلام الله علیه)»

فرزندانی نسل امام حسین(سلام الله علیه) از نسل امام سجاد(سلام الله علیه) ادامه پیدا می‌کند. این عبارت تصریح اقای ابن فندق بیهقی در انساب شان است. از امام حسین(سلام الله علیه) جز این‌ها باقی نمانده است. تصریح اسم حضرت رقیه(سلام الله علیها) آمده است.

برخی آمدند می‌گویند نه، در چند صفحه قبل از این، این صفحه 355 است و صفحه شماره 50 را نگاه کنید آن جا در جدولی آمده است و شروع کرده این جا نسب امام حسین(سلام الله علیه) را گفته است. واقعا آدم بعضی وقت‌ها غصه می‌خورد که بعضی‌ها وقت می‌گذارند و پژوهش می‌کنند چرا برخی نکات را دقت نمی‌کنند.

مجری:

و مظلومیت اهل بیت که همچنان ادامه دارد خاصه برای یک دختر سه ساله این چنین بعضی‌ها به قول شما گارد می‌گیرند و یا منتظر هستند یک طوری رد بشود، حالا چرایش را الله الاعلم

استاد حسینی:

«اولاد الحسین بن علي بن ابي طالب علیه السلام من البنین والبنات وزوجاته»

فرزندان دختر و پسر و همسران امام حسین(سلام الله علیه) می‌گویند این جا حضرت رقیه نیامده است؛ پس برخی می‌گویند آن را نسخه نویس‌ها اضافه کردند جدیدا اضافه شده است اصلا بیهقی این را نگفته بوده است، چرا؟ چون می‌گوید از فرزندان پسر امام حسین(سلام الله علیه) شش فرزند را آورده است علی اکبر، علی اصغر، عبدالله، جعفر، ابراهیم، محمد.

از دختران البنات، دختران را آورده است مادر دختر امهات بناته آورده است می‌گوید از دختران فاطمه، سکینه، زینب «ماتت صغیرة، ام کلثوم ماتت صغیرة» می‌گوید این جا چهار تا دختر را آورده است.

اما چرا آن جا اسم حضرت رقیه را نیاورده ولی این جا آورده است؟ چند تا دختر این جا شد؟ فاطمه، سکینه، رقیه، سه تا شد.

مجری:

سه تایی که تصریح شده به این که افرادی که ماندند

استاد حسینی:

نکته همین جا است کسانی که از اولادش باقی ماندند یعنی کجا باقی ماندند یعنی هنوز هم باقی هستند؟ نه، بعد از عاشورا باقی ماندند یعنی برخی از فرزندان امام حسین(سلام الله علیه) بعد از حادثه عاشورا باقی ماندند امام سجاد(سلام الله علیه) است به خاطر این که پسران را هم بیاورد چرا حضرت علی اکبر را نیاورده است؟ چرا حضرت علی اصغر را نیاورده است؟ پس دارد بعد از عاشورا را می‌گوید اصلا واضح و مشخص است دارد چه را می‌گوید؛ پس اختلافی بین این حرفش با این‌جا نیست.

نکته بعدی دختران فاطمه، سکینه، زینب ماتت صیغیرة، ام کلثوم که اسم نیست کنیه است. اسمش چه بوده است؟ درست است در یک سری از دوره‌های تاریخی کنیه به عنوان اسم استفاده می‌شود اما ام کلثوم کنیه بوده بعد می‌گوید ماتت صغیرة، این کودک صغیر بود مرد. چرا؟ یک اشکال دیگری این جا مطرح می‌کنند، چون الان حرف ما این است حتی می‌توانید در جدول جایگزین کنید، حضرت رقیه (سلام الله علیها) همان ام کلثومی است که این جا آمده است ماتت صغیرة، کودک بوده از دنیا رفته است.

اشکالی که برخی مطرح کردند این است در مورد ام کلثوم می‌گویند اگر بگوییم حضرت رقیه بوده در جدول امها ایضا شهربانو بنت یزدجرد، مادرش حضرت شهربانو است و با این زمینه چون حضرت شهربانو موقع ولادت امام سجاد(سلام الله علیه) از دنیا رفته است پس نمی‌شود مادر حضرت رقیه باشد پس این ام کلثوم حضرت رقیه نیست.

دو سه تا نکته در این زمینه عرض کنم بزرگواران و عزیزانی که دارند پژوهش می‌کنند یک مقدار در این مسائل بیشتر دقت کنیم به نظرم بهتر است. یک پاسخی را من به اعتبار کلام آیت الله طبسی عرض می‌کنم.

این شماره صفحه 350 بود، به صفحه بعد صفحه 351 می‌رویم خود نویسنده این که حضرت شهربانو موقع ولادت امام سجاد(سلام الله علیه) از دنیا رفته باشد گفته «وقیل» گفته اند که «أن شهربانو ام زین العابدین» موقع وضع حمل از دنیا رفته است و در ادامه در پاراگراف در این زمینه توضیح داده است ولی عبارت را با قیل شروع کرده است.

پس یک، نویسنده اگر هم این‌جا ذهنیتش این بوده که ام کلثومی که آمده همان حضرت رقیه است مادرش هم حضرت شهربانو است ممکن است نسبت به این قیل اعتنای نداشته باشد کتب نسب وقتی دارد قیل می‌گوید معلوم است چه تفاوتی با کتاب ها... پژوهشگران و عزیزان دیگری که ایراد می‌گیرند خودشان می‌دانند. فلذا معتقد باشد تا عاشورا هم حضرت شهربانو نمی‌گوییم بگوییم این حرف‌ها درست است می‌خواهم ذهنیت نویسنده را بگویم چون این‌ها فکر می‌کنند بین این پنج صفحه تناقض است.

نویسنده ذهنیتش این است که حضرت شهربانو در عاشورا هم زنده بوده است فلذا اگر قائل باشد حضرت شهربانو در عاشورا زنده بوده است پس حضرت رقیه(سلام الله علیها) می‌تواند فرزند او باشد.

نکته بعدی چرا این جا شما ایرادی که می گیرید به نسبت مادر حضرت رقیه این جا ایراد می گیرید، مادر را اشتباه گفته است آقا نسب شناس مادر حضرت رقیه را اشتباه گفته است خود حضرت رقیه را چرا دارید می‌گویید نباید در نظر بگیرید.

مجری:

چرا به این طرف جدول ایراد وارد است ولی به آن سمت وارد نیست؟

استاد حسینی:

بله، خود شما مگر نگفته بودید نسخه‌هایش مشکل دارد این جا نسخه اش مشکل داشته بالا شهربانو گفته بوده در مورد زینب ماتت صغیرة، امها شهربانو بنت یزدجرد پاینش هم اشتباهی در نسخه‌ها شهربانو آمده است. در حالی که برخی از محققین بر اساس شواهدی اعلام می‌کنند می‌گویند حضرت ام اسحاق مادر حضرت رقیه بوده است. الان چرا نسبت به اختلاف در مادر این جا تشکیک می‌کنید؟

نکته بعدی من یک نکته ای نشان بدهم این را تکمیل کنم این چهار تا نسخه بود که کتاب لباب الانساب بر اساس آن نوشته شده بود یک تصویری که از خود نسخ خطی است و خود منتقدین منتشر کرده بودند این است همان متنی که من در مورد حضرت رقیه خواندم. گفته در این طبقه حسینی و حسنی هستند و اولاد الحسین ابن علی

«ام الحسینیه منهم من اولاد الحسین بن علی الاکبر»

این را مثلا اشکال در نسخه ها این طوری است «ومن یبق، من یبق من اولاد...» حالا دوبار تکرار کلمه را کرده است. آمدند به این استناد کردند گفتند ببینید چقدر نسخه مشوشی است. خب حالا این کلمه را دوبار تکرار کرده است بعد این نسخه، نسخه خطی اش است این دیگر مثل کتاب کامل بهائی نیست که بگوید این چاپ بمبئی بوده است. از اولاد امام حسین(سلام الله علیه) فرزندان امام سجاد(سلام الله علیه) حضرت فاطمه، سکینه و رقیه، این هم رقیه در نسخه خطی اش است. این جا که دیگر او اولی نیست.

شما می‌گویید نسخه‌ها مشوش اشت، نسخه‌ها مشکل دارد در نسخه خطی اش این آمده است علی الحساب آمده قرینه دیگری دارید خود جناب اقای رجایی هم در این جا هیچ پاورقی ندارد که بخواهد بگوید نسخه‌ها این جا اختلاف دارد. این متن است و هیچ پاورقی برایش در نظر گرفته نشده است و هیچ اختلاف نسخه ای هم نیست هر چهار تا نسخه یک مطلب را دارد. این هم پاورقی اش از این جا آورده می‌گوید ابو هاشم عدد یک را گفته است به این جا می‌رسد اصلا هیچ ربطی به بالای متن ندارد.

مجری:

پیرامون فرزندان محمد حنفیه ذکر شده است.

استاد حسینی:

اصلا ربطی به این فرزندان ندارد. نکته بعدی در مورد همین اسامی دختران که اورده شد ما عرض کردیم آقای ابن فندوق متوفای565 بود دیشب عبارتی از کتاب مطالب السئول محمد ابن طلحه شافعی آوردیم که گفتیم در دربار دمشق مفتی بوده است و در حلب حدیث برای مردم می‌خوانده است و در آن فضا و شرایط زیستی و اجتماعی که آن مدل داشته زندگی می‌کرده است.

حالا من این جا می‌خواهم روی مطلبی بروم یک مقایسه ای بین مطلب محمد ابن طلحه شافعی با مطلب ابن فندق داشته باشم، فرزندان پسر را هم ببینید.

مجری:

خیلی عالی، می‌دانم شما با چه شور و هیجانی دارید این‌ها را ذکر می‌کنید اگر اجازه بفرمایید یک فاصله کوتاهی داشته باشیم شما هم نفسی تازه کنید و بر گردیم و این مطلب را ادامه بدهیم.

(میان برنامه)

مجری:

گر دخترکی پیش پدر ناز کند * گره کرب و بلا همه را باز کند.

ان شاء الله با مدد گرفتن از خود بی بی سه ساله حضرت رقیه (سلام الله علیها) کرب و بلای امسال مان خاصه ویژه اربعین را از حضرت طلب می‌کنیم و به نیابت از قدم‌های کوچک حضرت رقیه آن‌جا قدم برداریم چرا که ایشان در پنج صفر که به شهادت رسیدند دیگر زائر قبر پدرشان در اربعین نبودند و ما ان شاء الله به نیت فرج و به نیابت از حضرت رقیه (سلام الله علیها) قدم گذار در مسیر مشایی باشیم.

برویم و ادامه برنامه با کاروان را در خدمت شما و در محضر استاد عزیز و گرانقدرمان جناب اقای دکتر سید محمد حسینی داشته باشیم و به ادامه مطالب ارزشمندی که بیان می‌فرماید بپردازیم. استاد بفرمایید مطلب جدیدی که می‌خواستید بیان کنید.

استاد حسینی:

نکته ای را در تکمله عرایضم بگویم نکته ای که فرمودند و نکته ای بسیار به جایی بود که به آن توجه بشود. یکی از آقایانی که ایراد گرفته همین تصویری را که نشان می‌دهم گذاشته گفته برخی از نسخه خطی مغلوط لباب الانساب بیهقی موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی چنانچه مشاهده می‌شود در سطری که بر خلاف نص چند صفحه قبل کلمه رقیه را افزوده که توضیح دادیم عبارت:

«لم یبق من اولاده»

نیز به صورت مغلوط «من یبق، من یبق» کتابت شده چنانکه گفته شد نسخه خطی کهن لباب الانساب بسیار مغلوط و تحریف شده است و لفظ رقیه نیز در این موضوع از لباب به دست کاتب افزوده شده است. از کجا علم غیب دارد که کاتب این را اضافه کرده است این به خودشان بر می‌گردد.

نکته ای که فرمودند این بود آقا اصلا همین عبارت آقای رجایی که آمده تصحیح کرده که شده «لم یبق من اولاده» این نسخه تصحیح شده است ولی همین نسخه خطی عبارت این است:

«ومن یبق، من یبق»

آن کسی که باقی ماند از باقی مانده‌ها، از فرزندان بعد از عاشورا باقی نماند آن‌های که باقی ماندند فقط این‌ها بودند این خودش هم ایراد ندارد، ناظر محترم برنامه چون خودشان و عرب زبان هستند فرمود که این متداول است و مغلوط بودن نسخه و این‌ها نیست که گفتن با ذهن فارسی متن عربی را نگاه کرده است. از ایشان ممنون هستم.

مجری:

خیلی عالی بله

استاد حسینی:

نگاه کنید ایراداتی که گرفته اند، سراغ مقایسه می‌رود عین کتاب کامل بهائی که نقل از حاویه است و کتاب لباب الانساب ابن فندق. فرزندان را با همدیگر نگاه کنید ببینیم چه افرادی را آورده است. همین جدولی که فرزندان امام حسین(سلام الله علیه) را اورده است. درواقع می‌گوید نسب شان اختلاف دارند در این که:

«ان المقتول علی الاکبر ام الاصغر»

 حضرت علی اکبری که می‌دانیم چه شخصی است و در کربلا شهید شده است. می‌گوید علی اکبر و یا علی اصغر است.

«فاتفق أکثر العلماء علی أن المقتول بکربلاء علي الاکبر»

عموما بیشتر علما بر این عقیده هستند که آن مقتول به کربلا علی اکبر بوده است. حالا ما وقتی که علی اکبر می‌گوییم مقتول در کربلا بعضی‌ها بحث امام سجاد(سلام الله علیه) را گرفته اند مخالف حداقل گزارش خود امام سجاد(سلام الله علیه) بعد از حادثه کربلا است.

شش تا فرزند گفته است علی اکبر، علی اصغر، عبدالله، جعفر، ابراهیم محمد از پسران. حالا نکته ای را می‌خواهم از این اختلاف‌ها نتیجه گیری کنم سراغ کتاب مطالب السئول طلحه شافعی می‌رویم. اون شش تا فرزند آورده است این هم شش تا آورده است. آن‌جا فرزندان چه کسانی بودند؟ آن جا گفته بود. این جا را ببینید بعد با آن مقایسه کنید. فرزندان ذکور (علی اکبر، علی اوسط)

مجری:

که امام زین العابدین(سلام الله علیه) می‌شود.

استاد حسینی:

بله، امام زین العابدین (سلام الله علیه) علی اصغر این‌جا سه تا علی داشت، محمد، عبدالله، جعفر. بعد یک مطلب اضافه می‌کند می‌گوید:

«وقیل ان عبدالله ایضا قتل مع ابیه شهیدا»

عبدالله هم، روایتی در موردش وجود دارد که با پدرش شهید شد؛ یعنی یک عبدالله رضیع می‌شود و یک علی اصغر می‌شود چون این جا سه تا علی آورده است. نمی‌توانیم بگوییم علی اصغر این‌جا امام سجاد است. سه علی شد، آن که مطالب السئول آورده بود سه تا علی شد و یک محمد، عبدالله و جعفر.

مجری:

ابراهیم این جا محل اختلاف است.

استاد حسینی:

بله، ابراهیم اختلاف است. این جا علی اکبر و علی اصغر دارد و علی اوسط ندارد.

مجری:

می‌رود سراغ عبد الله، جعفر و جعفر که مشترک است و ابراهیم را که آن‌جا ندارد.

استاد حسینی:

احسنت! این‌جا علی اصغر امام سجاد(سلام الله علیه) می‌شود. که نوشته ام شهربانو. علی اکبر که به شهادت می‌رسد امه لیلا، عبدالله باز می‌گوید مادرش شهربانو است. جعفر، ابراهیم و محمد که در این جا مادرشان را مشخص نکرده است. این شش تا شد. یک اختلاف دارد. در پسران امام حسین(سلام الله علیه) دو تا نسخه باهم اختلاف دارند. جعفر که مشترک است، ابراهیم در نسخه ابن طلحه شافعی است با این که بعد از ابن فندق بوده یک جا اسم آورده و در منبع دیگر نیاورده است.

حالا سراغ بنات می‌رویم دختران (فاطمه، سکینه، زینب و ام کلثوم) این چهار تا اسم را داشته باشید. گفتیم ام کلثوم احتمالا همان حضرت رقیه (سلام الله علیها) باشد چون کنیه است.

حالا سراغ متن محمد ابن طلحه شافعی می‌رویم، (زینب، سکینه، فاطمه) یکی از اسامی کجاست؟ ام کلثوم نیست که همان حضرت رقیه(سلام الله علیها) است. ما یک اسم داریم که پدر و مادر را برای ما مشخص می‌کند یک کنیه داریم که معمولا یک سری اتفاقات باعث می‌شود که برای فرزند گذاشته بشود وقتی فرزندی مثل حضرت رقیه (سلام الله علیها) سه ساله و چهار ساله به شهادت رسیده است همین است که نشان می‌دهد اسم یا کنیه نتوانسته در آن زمان بر دیگری غلبه کند و مشهور بشود. فلذا یک کسی رقیه گفته و یک کسی ام کلثوم گفته و یک کسی دیگر رقیه را زبیده گفته است. و یک جا فاطمه صغیره به اعتبارهای مختلف گفته اند.

چرا فاطمه صغیره؟ همان طور که حضرت ابا عبدالله الحسین نام پسران را علی می‌گذاشت علی اصغر و علی اوسط و علی اکبر نام دختر هم فاطمه می‌گذاشته است. بعد از مدتی ممکن بوده اسم را عوض کند فلذا حضرت رقیه(سلام الله علیها) را یک تعدادی به اسم فاطمه صغیره ‌بشناسند و یک تعدادی با کنیه ام کلثوم بشناسند و یک تعدادی به اسم رقیه بشناسند. ما الان وارد بحث اسم نشدیم آن چه که است یک فرزند صغیره دختر کوچکی که در روز عاشورا زنده مانده اما در صغر سنش به شهادت رسیده و یا مرده است. این چهار تا ویژگی را شما دارید می‌ببینید وقتی که کنار روایت کامل بهائی می‌گذارید با نگاهی پژوهشی نگاه می‌کنید دیگر نباید بگردید دنبال این که نسخه بمبئی این را گفته و نسخه نمی‌دانم کجا چه گفته است. همان نسخه بمبئی که البته نسخه بمبئی مورد اهتمام علما هم بوده است محدث قمی از کتاب نسخه بمبئ نقل کرده است با این که فهم برخی از عباراتش ثقالت داشته با این وجود از آن نسخه استفاده کرده است حتی آن‌جا نگفته باشد فرزند امام حسین(سلام الله علیه) است. وقتی این‌ها را کنارهم می‌گذاریم مشخص و واضح می‌شود.

حالا یکبار مرور کنیم روایتی داریم قاسم ابن محمد ابن احمد مامونی نقل کرده دختر کوچکی که با کاروان اسرا تا شام رفته، فلترهای قبلی رد شده تا شام رسیده وقتی که گریه می‌کند یزید مستقیما دستور می‌دهد که سر پدر را ببرید به سمتش بیندازید این دختر در این حادثه می‌میرد.

الحاویه آمده این را گفته، کامل بهائی این را نقل کرده اصلا می‌گوییم نگفته است که دختر امام حسین(سلام الله علیه) است. در 565 یک نسب شناس شیعه و علامه شیعه در کتاب نسب شناسی اش که البته ما بحث نسخه این‌ها را گفتیم بحثی نمانده که بیایند از اساس بزنند همه کتاب ها را خراب کنند برای این که حرف شان را به کرسی بنشانند.

آمده گفته فرزندان امام حسین(سلام الله علیه) «ولم یبق من اولاده...» بر اساس تصحیح اقای رجایی، بر اساس نسخه خطی «ومن یبق، من یبق» آن‌های که از فرزندان امام حسین(سلام الله علیه) سکینه بوده، امام سجاد(سلام الله علیه) بوده که می‌دانیم در عاشورا زنده مانده اند. فاطمه بوده است که بعد از عاشورا زنده مانده است و سکینه بوده که زنده مانده و رقیه بوده که زنده مانده است. این رقیه که می‌شود همان کنیه ای که در جدول اسامی آمده با تصحیح «ماتت صغیرة» در کودکی کشته می‌شود در کودکی جان می‌دهد در حالی که روز عاشورا زنده بوده ولی در کودکی جان می‌دهد کنار داستان مأمونی می‌گذاریم همه این‌ها را می‌گذاریم کنار آن روایت‌های که اهل سنت هم نقل کرده اند و شیعه هم دارد از پیدا کردن پیکر پاک دختر خردسالی نیایند باز بگویند نگفته بود اسمش حضرت رقیه است، دارند می‌گویند دختر خردسال که در شام پیدا شد و آن کرامت از او دیده شد. و سرد شد و نقل شد.

آخر پژوهشگری که به اسم نیست به استاد بستن و دکتر بستن نیست انسان بنشیند نگاه کند مطلب چه به ضررش باشد و چه به نفعش باشد. بعضی وقت‌ها بله من وقتی در مورد حضرت رقیه(سلام الله علیها) پژوهش می‌کنم به هزار و یک دلیل، یک دلیلش این است که من ادعای که در این زمینه مطرح کردم دوست دارم اثبات بشود ولی آدم وجدان دارد خودش که به تنهایی می‌شود می‌پرسد واقعیت چه است؟

من بنشینم این کتاب را نگاه کنم، این نسخه را نگاه کنم، این روند را نگاه کنم، این نسب را نگاه کنم، این شهرت را نگاه کنم و این اتفاق را نگاه کنم حالا یکی یکی که بررسی کردم بیایم عقب بی ایستم در یک نمای کلی همه این‌ها را نگاه کنم و کنارهم بگذارم چیزی جز همین حضرت رقیه (سلام الله علیها) که دختر صغیره بوده ازش باقی می‌ماند.

یک شبهه دیگر هم در این زمینه بگویم، شبهه، شبهه ای جالبی است، آن شبهه این است که آمدند گفتند کسانی مثل عماد الدین طبری در کتاب کامل بهائی گفته اند این دختر در آن‌جا بوده اگر دیدگاه شان این بوده که دختر امام حسین(سلام الله علیه) بوده پس چرا در جای دیگری دو تا دختر برای امام حسین(سلام الله علیه) نام بردند؟

من می‌خواهیم به این یک طور دیگر بپردازم افراد دیگری هم بودند که مسأله حضرت رقیه (سلام الله علیها) را آورده اند ولی وقتی به نام بردن از دختران امام حسین(سلام الله علیه) رسیدند نه در مقام گفتن مصائب و در مقام گفتن مشهورات، گفتند دو تا دختر است. این‌ها چطوری قابل جمع هستند؟

یک در مورد خود عماد الدین طبری قابل حل است چرا؟ چون نوشتن کتاب کامل بهائی دوازده سال طول کشیده است اگر اشتباه نکنم عماد الدین طبری یک سال قبل از فوتش کتابش کامل شده است. یعنی آخرین کتابش می‌شود چون در مقدمه کامل بهائی می‌گوید من موقعی که در این دوازده سال داشتم کتاب را می نوشتم لابلایش کتاب‌های دیگر هم نوشتم.

ممکن است در آن کتاب‌های دیگری که نوشته به این سند نرسیده و یا دقت نکرده است هزار تا احتمال وجود دارد که نمی شود با یقین حرف زد که پس این قبول نداشته که این گزارش برای فرزند امام حسین(سلام الله علیه) بوده است. حالا افراد دیگری که آمدند داستان حضرت رقیه(سلام الله علیه) را از متأخرین آوردند آن‌ها هم چرا آمدند دو تا فرزند گفتند؟ مشهور را گفتند. مگر خود ما نیامدیم در برنامه داریم می‌گوییم سند را ببینید دختر صغیره چهار ساله، خود ما که این‌جا صحبت می‌کنیم طفل سه ساله می‌گوییم. چرا؟ چون مشهور طفل سه ساله است.

یک سری جاها افراد وقتی آمدند نقل کردند صرفا آن مسئله ای که شهرت دارد را آوردند. ما روایت نداریم که کنیه امام زمان(سلام الله علیه) ابا صالح است اما مشهور است می‌گوییم السلام علیک یا ابا صالح المهدی(سلام الله علیه) بروید روایت پیدا کنید به جز آن مطلب سید ابن طاووس که عبد صالح نقل کرده است دیگر چه پیدا می‌کنید؟ پس چرا می‌گویی؟ چون مشهور و معروف است دقیق نیست منش علمی این مدلی نیست.

نکته دیگر در مورد بحث حضرت رقیه جاهایی دیگر داریم الان مثلا کتب تفسیری ما آمده مطرح می‌کند وقتی به نزول و شروع وحی می‌رسد، شروع وحی کجا بود؟ غار حرا بود. یک دانه روایت شیعه از امام معصوم برای ما بیاورید که شروع وحی غار حرا بود؟ چرا گفتند؟ چون تفاسیر اهل سنت گفتند تفاسیر ما برای شان مهم نبوده است به عنوان یک داستان معروف و مشهور آوردند نقل کردند. ما چند سال است این مسئله را با یک دید دیگری داریم نقد می‌کنیم. این دلیل نمی‌شود شما بگویی طرف آمده روضه و مقتل حضرت رقیه (سلام الله علیها) را نقل کرده مثل ملای کاشفی، این‌ها افرادی هستند که تردید وجود ندارد که حضرت رقیه(سلام الله علیها) را قبول داشتند. حتی متهم شان به غلو و اغراق در مورد این مسائل می‌کنند.

طریحی حالا جای دیگر شاید دو تا دختر گفته باشد ولی این جا این طفل را آوره باشد، یک نکته دیگر هم باقی می ماند اهل بیت(سلام الله علیهم) مثل امام حسین(سلام الله علیه) همین ده تا فرزند را که نداشتند ملاک ما برای گفتن اسم فرزندان چه است؟ آیا می‌خواهیم بگوییم (امام حسین(سلام الله علیه) را فعلا کنار بگذاریم) هر فرزندی که از زنان آزاده بوده است، هر فرزندی که بالغ شده ازدواج کرده این‌ها نوع مختلف فلتر گذاشتن روی شمارش است. هر فرزندی که از غیر کنیز بوده و هر فرزندی که معروف بوده و معروف نبوده است. هر فرزندی که در عاشورا زنده بوده است فرزندانی که در روز عاشورا حضور داشتند. فرزندانی که بعد از عاشورا باقی ماندند.

فرزندانی که بعد از عاشورا باقی ماندند و از آن‌ها نسلی باقی ماند این‌ها همه شان در انساب دسته بندی شده است. یک عبارت می‌بیند دارد که امام حسین دو تا فرزند داشت، آخر تعارف نداریم نوع مدل فرهنگی عربی در نقل ها و آثاری که از جاهلیت باقی مانده بوده جای دیگر نبود فقط بحث اعراب نبود این یک مقدار غلظت داشته به اصطلاح دل داده و در نوع تاریخ نگاری ما ریخته است. اصلا ما چند تا از دختران اهل بیت را می‌دانیم چه روزی به دنیا آمده است؟ اصلا می‌گوییم حضرت رقیه دروغ تمام، حضرت معصومه(سلام الله علیه) کَیْ به دنیا آمده است؟ یک روایت بیاورید. تاریخ شهادت حضرت معصومه را بیاورید. قرینه داریم من نمی خواهم بگویم معلوم نیست می‌خواهم توجه را بگویم.

آقا بیایید ببینیم که ادعا می‌تواند کند من از فرزندان امیر المؤمنین می‌توانم اسم فرزندان شان را بگویم. این جا در نقل تاریخ کم توجهی شده بوده حالا که در نقل تاریخ کم توجهی شده بود شما با شواهد باید به جمع بندی برسید آن طرف حضرت رقیه (سلام الله علیه) یکبار به خاطر دختر بودنش به نوعی مورد بی مهری در تاریخ قرار می‌گیرد و یکبار به خاطر این که بنی امیه او را به شهادت رساندند مورد بی مهری قرار می گیرد.

یک بحث هم طبیعتش این است که اصلا تحت تأثیر شعاع و اتفاقات عاشورا و شام قرار گرفته آن فجایع که من الان می‌خواهم مثال روز بزنم تا مردم متوجه بشوند یک زمان است یک نفر در ایران ترور می‌شود یک شهید بزرگواری از رنج بروکراسی اداری بخواهم بگویم درجه و فرمانده اصلی نبوده ولی سر و صدا می‌کند چرا؟ چون تک است یک زمان است فرمانده و رئیس ستاد کل به شهادت می‌رسد، رئیس نیرو به شهادت می‌رسد دیگر آن نفر پایین‌تر را اصلا کسی شاید اسمش را نشنود. این اتفاقات تحت تأثیر فاجعه عاشورا است امام حسین امام معصوم(سلام الله علیه) را به شهادت رسانده اند. امام هم اگر نگویید فرزند و نوه رسول خدا را تشنه سر بریدند، نوامیسش را به اسارت گرفتند بردند یزید آمده حاکم شده حمله می‌کند واقعه حرّ مشرقیه را در مدینه رقم می‌زند به کعبه حمله کرده کعبه را ویران می‌کند معلوم است در این حوادث درشت که در زمان بنی امیه است با انگیزه حذف یک سری عناصر این چنینی است باید شما دنبال قرائن بگردید و این‌ها را پیدا کنید.

حالا یک طوری در مورد حضرت رقیه می‌گویند، ما که سندها را آوردیم ولی با آن حال طوری دارند می‌گویند حضرت رقیه (سلام الله علیها) این طور برای ما سند بیاورید انگار یک دانه دیگر از فرزندان و دختران بقیه امامان را بیاورید این طوری ثابت کنید.

مجری:

خودتان الان فرمودید در پسران امام حسین(سلام الله علیه) آن‌جا محل اختلاف را هیچ کس ندیده است و به آن توجه نکرده است اما به حضرت رقیه که می‌رسد یک دفعه همه به قول شما نسب شناس می‌شوند، همه تاریخ نگار می‌شوند، پژوهشگر می‌شوند این بحث است که هم مظلومیت حضرت را نشان می دهد و هم نکته ای که شما فرمودید از آن استفاده می‌کنند در ازای تمام آن اتفاقات در بین همه این بزرگی‌های مصائب اهل بیت امام حسین و خود امام حسین(سلام الله علیه) باز می‌بینیم که این دختر سه ساله چگونه در عالم صدایش طنین انداز شده همه می دانند و همه بر این مصیبت گریه می‌کنند و تا روز قیامت ان شاء الله همه زیر پرچم حضرت خواهیم بود.

استاد حسینی:

من یک مطلب بیاورم، یکی عبارت از کتاب لوامع الانوار گذاشته بود که معروف است و البته از متأخرین است ولی گذاشته بود و می‌گفت ببینید این جا هم اسم حضرت رقیه را نیاورده ببینید نگفته دختر امام حسین(سلام الله علیه) بود متن را ملاحظه کنید.

 می‌گوید اتفاقاتی افتاده بود و مسائلی رقم خورد در مورد امام سجاد(سلام الله علیه) صحبت می‌کند می‌گوید و دختری چهار ساله آن‌جا بود وفات یافت و تفصیل این را در مقتل‌ها آورده اند، می‌گوید ببین نگفته دختر امام حسین بوده است ببین نگفته اسمش حضرت رقیه بوده است می‌گوید سراغ مقاتل بروید در مقاتل تفصیلش آمده است. ما سراغ مقاتل می‌رویم این طور موارد را برای رد استفاده می‌کنید اشاره کرده که در مقتل‌ها آمده است ما سراغ مقاتل می‌رویم نگاه می‌کنیم.

این بخش را جمع بندی کنم ما در مورد حضرت رقیه(سلام الله علیها) اسنادی داریم که قابل رهگیری است در تاریخ کجا بوده که مهم ترین آن همان کتاب کامل بهائی است. مواردی در نقل تاریخی داریم که کنار هم وقتی گذاشته می‌شود از دور به عموم این مسائل نگاه می‌کنیم برای ما می‌تواند یقین علمی تاریخی در مورد حضرت ایجاد کند مدل‌هایی در رفتار داریم یک شخص نزد امام حسین(سلام الله علیه) آمد حضرت فرمود با ما هستی یا بر ما؟ طرف پاسخ داد من با شما نیستم و بر شما هم نیستم اما نمی‌توانم همراهی تان کنم دلیلش این است من دختری دارم احتمالا دخترش در کوفه بوده است. می‌ترسم در رکاب شما شرکت کنم چه بلایی سر اون دختر بیاورند.

حالا شما روایت صحیح نداشته باش که حضرت رقیه(سلام الله علیها) را در مسیر اذیت کردند شما روایت از امام سجاد(سلام الله علیه) داری وقتی این‌ کودکان گریه می‌کردند با نیزه و نی بر سر این کودکان می‌زدند این را که دارید. شما نیا که روایت صحیح کجا است که با زجر حضرت رقیه (سلام الله علیها) را این طوری از خواب بیدار کردند. نمی‌فهمی آن وحشی‌ها چطوری رفتار می‌کردند آن ها را هم نمی‌توانی بفهمی!

یعنی الان ما این جا نشستیم باز مثال روز می‌زنم که برای بینندگان ملموس باشد چون ما از این سمت برای عقائد خودمان استفاده می‌کنیم از عقائد نباید برای یکسری مسائل سوء استفاده کرد.

الان شما یکی یکی کودکانی که در غزه دارند به شهادت می‌رسند بلا تشبیه نمی‌خواهم به حضرت رقیه (سلام الله علیها) تشبیه کنم من زیربار این مدل تشبیه‌ها نمی‌روم هیچ فرزند علی اصغر نیست و هیچ فرزندی حضرت رقیه بنت الحسین نیست هر طور که می‌خواهید در مورد من قضاوت کنید الان شما تک تک علم دارید به تک تک کودکانی که در غزه هستند و همه شان گرسنه هستند، همه شان تشنه اند همه شان دارند مورد بی حرمتی قرار می گیرند همه شان دارند زجر کش می‌شوند یا نه شما صهیونیست‌ها را می‌شناسی وقتی که خبر آمد امروز هشتاد نفر در غزه به شهادت رسیدند و کشته شدند می‌گویی این هشتاد نفر ظالمانه کشته شدند. با بی عدالتی کشته شدند این جا را چرا ما قبول می‌کنیم؟ می‌گوییم قرص و محکم است می‌دانیم!

مجری:

بعد آن طرف که به قول شما روایت معصومین را پشتوانه اش داریم قبول نمی‌کنیم!

استاد حسینی:

بله، زیر بار کلیاتش نمی‌رویم. در عاشورا آمدند این طوری فرزندان را به شهادت رساندند بعد از عاشورا دیگر با این‌ها خیلی خوش برخورد بودند! آن‌جا که جلوی چشم همه بود جلوی چشم سی هزار نفر بود این طوری با تیر به گلوی طفل شیر خواره و تشنه زدند خدا می‌داند با این دختر بچه در این مسیر چه کار کردند و چقدر کتک زدند!

مجری:

در نقل یکی از مقاتل داریم زجر دادند، یکی از این بدبخت‌ها گفت این قدر زدم که خودم خسته شدم و دیگر به قول شما بازش نمی‌کنیم؛ اما باشد که عاقبت مان به خیر بشود و با ظهور حضرت حجت تمام این پرده‌ها کنار برود واقعیت را ببینیم و البته با انتقامی که حضرت ولی عصر از این اعدا خواهد گرفت لبخند را بر لبان حضرت رقیه(سلام الله علیها) ان شاء الله ببینیم.

استاد حسینی:

من یک جمله دیگر هم بگویم ما خودمان در این ایام از غم اهل بیت ناراحت هستیم ولی خودم برای خودم خیلی خوشحال هستم دیشب که این برنامه را رفتیم من دیشب نخوابیدم چون روی اسناد کار می‌کردم بالا و پایین می‌کردم خدا را شاکرم از این که اگر تا الان توفیق نبوده از حرم حضرت رقیه (سلام الله علیها) دفاع کنیم توفیق شد در این دو شب بتوانیم از حضرت رقیه(سلام الله علیها) دفاع کنیم نمی‌خواهم فضا را به سمت احساسی کردن ببرم بحث مان که علمی است آن سر جای خودش نیایند ما را متهم کنند و بگویند این طوری شد بالاخره ما هم دل داریم آدم هستیم و سنگ نیستیم خدا به همه ما توفیق بدهد به برکت حضرت رقیه(سلام الله علیها) بتوانیم مدافع اهل بیت باشیم در این راه بجنگیم در این راه جهاد کنیم و در این راه پیروز بشویم آن آخر کار ما را خداوند شهادت قرار بدهد.

مجری:

ان شاء الله خیلی عالی، متشکرم واقعا این دو شب لذت بردیم و یاد گرفتیم همان طور که شما فرمودید جلسه روضه و هئیت ما این دو شبی شد که این جا توانستیم ان شاء و به زعم خودمان در حد توان نام حضرت رقیه را بیاوریم و از او دفاع کنیم سپاس گزارم خیلی ممنون و متشکرم از شما که در این دو شب خاصه ما را همراهی فرمودید اما حواس مان به این باشد که سر آغاز اگر وجود نازنین حضرت امیر المؤمنین(سلام الله علیه) بود در انتها علی دیگری خواهد آمد و انتقام تمام این ظلم ها را از دشمنان خواهد گرفت ما امیدواریم و مطمئن به این که قرار است منتقم ثار الله تشریف فرما بشود و در آن لحظه همان طور که عرض کردم چه چیزی قشنگ‌تر از این که لبخند رضایت بر لبان سه ساله ابی عبدالله (سلام الله علیه) نقش ببندد پس خدا را قسم بدهیم به حق حضرت رقیه و عرض کنیم جان سه ساله دخترکی که گرفته بود بر روی دامنش سر بابا شتاب کن، یا صاحب الزمان تو را قسم می‌دهیم که به حق بی بی سه ساله خودت از خدا فرجت را بخواهی که ان شاء الله دعای تو به عنوان ولی الله و حجت الله مستجاب است و ما هم عرض کنیم الهی بحق رقیه بنت الحسین عجل لولیک الفرج به امید دیدار یا علی مدد خدا نگهدار!


بررسی نسخه‌های کتاب کامل بهایی و لباب الانساب در خصوص حضرت رقیه سلام الله علیها>

کامل بهائی الحاویه لباب الأنساب حضرت رقیه شهادت مأمونی