-
استاد طبسی
1:09:19 دقیقه
خطبه غدیر در منابع اهل سنت 12 خرداد 1405 -
دکتر ابوالقاسمی
1:14:02 دقیقه
ولایت در غدیریه امام هادی علیه السلام 11 خرداد 1405 -
عیدالله
1:08:58 دقیقه
ولایت در جامعه کبیره امام هادی علیه السلام 10 خرداد 1405 -
عیدالله
1:14:24 دقیقه
ولایت امام غایب در خطبه غدیر 8 خرداد 1405 -
عیدالله
1:11:21 دقیقه
ولایت پذیری در عصر غیبت 7 خرداد 1405 -
عید الله
1:11:05 دقیقه
فضیلت و جایگاه عید غدیر خم 6 خرداد 1405 -
عید الله
3:15:33 دقیقه
عید سعید غدیر خم 24 خرداد 1404 -
آیت الله حسینی قزوینی
53:09 دقیقه
عید غدیر 18 تیر 1402 -
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 16 تیر 1402
53:32 دقیقه -
امیر غدیر _ ویژه برنامه شعر علوی 16 تیر 1402
20:08 دقیقه -
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 15 تیر 1402
50:20 دقیقه -
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 14 تیر 1402
52:46 دقیقه -
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 13 تیر 1402
52:59 دقیقه -
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 12 تیر 1402
55:22 دقیقه -
آیت الله سید محمد حسینی قزوینی
56:26 دقیقه
نعمت ولایت 11 تیر 1402 -
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 26 تیر 1401
50:49 دقیقه -
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 25 تیر 1401
57:49 دقیقه -
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 22 تیر 1401
53:39 دقیقه -
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 21 تیر 1401
51:35 دقیقه -
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 20 تیر 1401
55:53 دقیقه -
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 19 تیر 1401
56:09 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی و حجت الاسلام ابوالقاسمی
03:42:20 دقیقه
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 7 مرداد 1400 -
حجت الاسلام روستایی
01:20:38 دقیقه
عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر 6 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:26:07 دقیقه
حدیث سفینه 3 مرداد 1400
ولایت فقها بر شیعیان در عصر غیبت حجت الاسلام هاشمی همدانی
قسمت هفتم ویژه برنامه عیدالله با استاد هاشمی همدانی و اجرای آقای سید محمد صفائی
حادثه غدیر خم
دیگر قسمت ها
برنامه عیدا لله – 13 03 1405 (قسمت هفتم )
عنوان برنامه: ولایت فقها بر شیعیان در عصر غیبت
کلیدواژه: غدیر؛ امیرالمومنین(سلام الله علیه)؛ ذی الحجه؛ منافقین؛ خطبه غدیر؛ رسالت؛ خلافت؛ جانشین؛ جامعه اسلامی؛ آیات قرآن!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین هاشمی همدانی
مجری: سید محمد صفایی
مجری:
ای نفس اول ای بِسِ والله پدر علی * ای شخص دومی ای تو رسول دگر علی
توضیح ذات اقدس تو چون کنم که هست * بیرون ز مبتدا و فزون از خبر علی
جد علیست لیک ندارد تعارضی * از جبریل اگر بکشد شاه تر علی
نزدیک تر به ما ز رگ گردن است حق * خود را به ما رسانده به ما زودتر علی
تصدیق هیبتش مگر از هیبتش کنم * ثابت کند به دهر علی را مگر علی
در محضرش چه می کنی اثبات حق او * ثبت است با حق این سند معتبر علی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ صلوات الله علیهم اجمعین اَلسَّلاَمُ عَلَي الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الأْمَمَ، سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّار
بینندگان عزیز و ارجمند مؤمنین و مؤمنات در اقصی نقاط جهان، محبین و موالیان حضرت مولی الموحدین امیر المؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) سلام گرم ما را پذیرا باشید. همچنین تبریک و تحنیت و شادباش ما به مناسبت فرا رسیدن شب عید سعید غدیر خم، عید الله الاکبر ابتد به محضر مولای مان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) و همچنین خدمت شما بینندگان و همراهان عزیز و ارجمند
در این شب مبارک و فرخنده از شهر کریمه اهل بیت و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ما هم همچون شب های گذشته با ویژه برنامه عید الله در خدمت شما هستیم.
ان شاء الله در خدمت کارشناس ارجمند جناب حجة الاسلام و المسلمین استاد هاشمی همدانی خواهیم بود با ایشان در مورد حادثه عظیم غدیر خم گفتگو خواهیم کرد جناب استاد سلام علیکم عرض تبریک و تحنیت خوش آمدید.
استاد هاشمی همدانی:
سلام علیکم و رحمة الله
بسم الله الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ صلوات الله علیهم اجمعین!
بنده هم این شب بسیار مبارک و نورانی را محضر همه مسلمانان بویژه شیعیان جهان، شیعیان ایران و ملت ایران تبریک و تهنیت عرض می کنم امیدوارم که ان شاء الله در این شب عزیز بتوانیم روزنه ای از معارف غدیر را به روی بینندگان عزیزمان بگشاییم.
مجری:
ان شاء الله بحث و گفتگوی امشب مان را آغاز کنیم. حادثه غدیر خم در یک روز مشخص اتفاق افتاد در هجدهم ذی الحجة، حجة الوداع سال آخرِ زندگانی آقا رسول الله و حضرت آن جا خطبه ای ایراد فرمودند منتها قطعاً این یک پیشینه ای داشته است و یک مقدماتی بوده است که به غدیر خم رسید و حضرت آن اعلام عمومی را انجام دادند.
ابتدا مقدمات را آغاز کنیم به پیشینه این حادثه و این خطبه بپردازیم و ان شاء الله سپس محورهای خطبه را هم بررسی خواهیم کرد.
استاد هاشمی همدانی:
همان طوری که اشاره کردید در خصوص غدیر قطعاً یک واقعه بداهی نیست که یکباره اتفاق افتاده باشد. اولاً جریان ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) گذشته از حدیث غدیر، خطبه غدیر و واقعه غدیر از همان آغاز رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوسیله جبرائیل به پیامبر اکرم گفته و خواسته شد که حضرت آن را در جلسات متعدد تبیین کند.
در اجتماعات مسلمین حتی در شرائط جنگی هر فرصتی که ممکن بود پیامبر اکرم موضوع ولایت و خلافت امیر المؤمنین را تبیین کردند. ولی جریان غدیر یک پیشینه خاصی را دارد در بین همه این روایاتی که مربوط به ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) است.
غدیر همان طوری که فرمودید در روز هجدهم ذی الحجة اتفاق افتاد؛ ولی در دهم ذی القعده یعنی چهل روز قبل از جریان غدیر، پیامبر اکرم در مسجد مدینه از عبادت خارج شده بود شب بود که جبرائیل بر حضرت نازل شد به پیامبر اکرم عرض کرد دو رسالت مهمی پیش رو داری و خداوند بر تو سلام می رساند و دستور می دهد که این دو رسالت را باید انجام بدهی و آماده این دو رسالت و وظیفه بشوی.
اولین وظیفه ات این هست که احکام حج بیان کنی بخشی از احکام حج را پیامبر در حج نخست شان بیان کردند چون پیامبر دو بار حج تمتع آوردند. در حج نخست شان پیامبر احکام حج را طبق شریعت اسلام تبیین کرده بودند برخی از احکام حج هنوز تشریع نشده بود که رسول خدا در حج دوم شان بیان کردند، که تو باید مناسک حج را برای مسلمین به طور کامل تبیین بکنی دوم مسئله خلافت امیر المؤمنین (علیه السلام) را باید به صورت عمومی برای مردم ابلاغ بکنی.
رسول خدا طبق این دستور بود که تصمیم برای سفر حج گرفتند. این گونه نبود فقط پیامبر به حج بروند (خیلی عجیب است) حضرت دستور دادند به تمام شهرها و روستاها اطلاع بدهند که پیامبر عازم حج است و هرکس می خواهد در این حج همسفر رسول خدا بشود آماده بشود به کاروان پیامبر بپیوندند تا امسال حج را در رکاب پیامبر به جا بیاورند. یک شور و شوقی را در مدینه و شهرهای مختلف ایجاد کرد کاروان خیلی عظیمی با پیامبر حرکت کردند و کاروان های متعددی از شهرها، روستاها و کشورهای مختلف شرکت کردند.
از جمله امیر المؤمنین (علیه السلام) در آن زمان در یمن بودند حضرت با دوازده هزار نفر از یمن عازم مکه شدند. پیامبر اکرم در 25 ذی القعده حرکت شان را از آغاز کردند از مدینه خارج شدند و در پنجم ذی الحجة وارد شهر مکه شدند. ابتدا همگان عمره تمتع را به جا آوردند از احرام خارج شدند امیر المؤمنین هم به محض این که رسیدند با آن کاروان عمره تمتع را به جا آوردند بعد از احرام خارج شدند.
روز هشتم ذی الحجة یا ترویه از مکه به سوی منا عازم شدند در منا وقوفی داشتند از منا به سوی عرفات رفتند و در عرفات وقوفی داشتند از عرفات که وقوف شان تمام شد وقوف شان را در مشعر انجام دادند و صبح نزدیک طلوع آفتاب از مشعر به طرف منا در روز عید قربان، دهم ذی الحجة برای این که اعمال شان را انجام بدهند تمام بشود رمی جمرات و قربانی و در نهایت در منا وقتی که اعمال حاجیان تمام شد.
در حقیقت دستور اول که جبرائیل گفته بود امسال دو دستور داری با این مناسکی که انجام دادند دستور اول را پیامبر اجرا کرد و تمام شد در منا آیه 67 سوره مبارکه مائده نازل شد.
(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)
اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام نداده اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي دارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نمي کند.
سوره مائده (5): آیه 67
تا این جا که نازل شد پیامبر اکرم چنان که در خطبه غدیر اگر فرصت اشاره خواهم کرد بخشی از خطبه غدیر که حضرت در خصوص ترسی که پیامبر از منافقین داشت نه به خاطر خودش بلکه ترسش به خاطر دین بود که این ها شورشی بکنند کاری بکنند که اساس دین مورد خطر قرار بگیرد و تهدید بشود.
حضرت این جا به جبرائیل گفت من را معذور بدار اهل تقوا کم و اهل نفاق فراوان هستند. دشمنی، کینه، حسد با علی ابن ابی طالب زیاد جهل به جایگاه و فضائل امیر المؤمنین (علیه السلام) زیاد ولذا به جبرائیل گفت مرا معذور دار از این وضعیت خوف دارم که علی ابن ابی طالب را به صورت عمومی این جا اعلام بکنم.
ذیل این آیه شریفه قوت قلب پیامبر و تضمین به رسول خداست (وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) خداوند متعال تو را از فتنه ها، شر منافقین، دشمنان و کینه توزان قطعاً حفظ خواهد کرد. این آیه با ذیلش نازل شد پیغمبر اکرم دستور عمومی صادر کرد. این نکته در خطبه غدیر هست که حضرت می فرماید جبرئیل به من سه بار نازل شد و من سه بار از او عذر خواستم که این کار را به شکل عمومی در این جا انجام ندهم.
ولکن به من تضمین داد که (وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) بعد امیر المؤمنین یک دستور عمومی داد دستور حضرت خیلی مهم است فرمود تا چهاردهم ذی الحجة هیچ حاجی در مکه نماند یعنی حجاج رخت منزل ببندند چرا پیامبر این دستور را داد؟ به خاطر این که حاجی مثل امروز نبود به حج می روند امروز چند ساعتی هماهنگی است از دورترین جای دنیا پانزده ساعت در هواپیما هستند آب از آب تکان نمی خورد می آیند حج را انجام می دهند.
قدیم گاهی کسی از شهری تا مکه برسد شش ماه طول می کشید گاهی بیشتر حتی یک سال طول می کشید این ها شهر به شهر می ماندند کار می کردند تا بتوانند هزینه سفر تا شهر بعدی را جور کنند. این آدم با این مرارت و رنج به مکه می رسد دوست دارد مدت ها بماند عبادت کند، نماز بخواند و طواف کند ولی پیامبر می گوید حج تمام شد همه از مکه خارج بشوند.
دستور اکید رسول خدا بود تاریخ مشخص کرده بود تا چهاردهم ذی الحجة کسی نباید در مکه بماند، تمام حاجیان رخت بر بستند و فهمیدند یک مسئله مهمی وجود دارد مسئله عادی نیست حتی منافقین که همواره در بین مسلمین بودند در بیرون چهره اسلامی داشتند ولی در باطن کافر بودند.
آیاتی که در قرآن از منافقین آمده این ها در ظاهر لباس اسلامی داشتند گاهی در صف اول هم قرار داشتند ولکن باطن آن ها پر از کینه و نفاق بود همه فهمیدند مسئله مهم است. تا چهاردهم ذی الحجة همه از مکه خارج شدند رسول خدا و اصحاب نزدیک و کاروانی که با پیامبر بود کاروان ها از مکه خارج شدند عده ای به دور دست رفتند. عده ای هنوز در راه هستند پیامبر به غدیر خم رسید.
غدیر یعنی آبگیر خم یعنی پاک چند آبگیر آن جا بود این آبگیرها آب های خوبی داشتند در حقیقت آب های پاک را نگه می داشتند چون آن جا محل اقامتگاه مسافرین بود درختان خیلی عظیم الجثه ای آن جا بود مردم می آمدند زیر سایه این درختان استراحت می کردند پیامبر به آن جا رسید توقف کرد فرمود هر که به این جا رسید بایستد حالا اطلاع بدهید هر کس به اطراف رفته است بر گردند و منتظر می مانیم کسانی که در راه هستند برسند.
تعداد جمعیت را صد هزار نفر نوشتند صد هزار نفر در آن روز، در یک جا اجتماع داشتند از جهات متعدد خیلی مهم است. غدیر سه راهی مصر، عراق، مدینه و تمام بلادی که به این سمت ها می رفتند بنا شد کسانی هم که به این سو نیامدند یا در مسیر هستند بیایند و به رسول خدا ملحق بشوند. پیامبر حدود صبح رسیدند تا ظهر این اتفاق افتاد جمعیت جمع شد.
رسول خدا نماز ظهر را به جماعت اقامه کردند، نماز جماعت به همراه تعقیبات تمام شد پیامبر اکرم فرمودند منبر بلندی را بسازند ابزاری را حتی از جهاز شتر آوردند یک منبر خیلی مرتفعی درست کردند این اولین بار و شاید آخرین بار است که در تاریخ دو نفر بالای منبر رفتند. نداریم جایی که دو نفر بالای منبر بروند. پیامبر و امیر المؤمنین با هم بالای منبر رفتند دست امیر المؤمنین در دست پیامبر اکرم و حضرت در آن جای مرتفع قرار گرفت یک پله امیر المؤمنین پایین تر از پیامبر قرار گرفت از این جا خطبه غدیر با آن محتوا، با آن پیام های تاریخی، با آن عظمت و با آن تحولی که رسول خدا در این روز با آن سخنان شان ایجاد کردند این خلاصه ای از پیشینیه تاریخی و وحیانی غدیر است.
مجری:
در حقیقت یکسری از نکاتی بود که خودم برای بار اول شنیده بودم جناب استاد بسیار زیبا تصویر گری کردند این که چه شد که به این جا رسید؟ به این اعلام رسیدیم قطعاً پیامبر در قالب یک خطبه دارند این را اعلام می کنند باز هم خطبه ای با مقدماتی، ذی المقدماتی و اصل مطلب که به اوج معرفی امیر المؤمنین می رسد. به محورهای خطبه بپردازیم.
استاد هاشمی همدانی:
خطبه غدیر ان شاء الله قبل از این که وارد تحلیل محتوایی این خطبه بشویم و پاسخ به سوال حضرتعالی که سوال خوبی هست پاسخ بدهیم. خطبه غدیر در حقیقت بخواهیم تقسیم بندی کنیم می توانیم این خطبه را در ده محور تقسیم بندی کنیم. محور آغازین خطبه، حمد و ثناء، تحلیل و تعظیمی است که پیامبر اکرم در مورد خدای متعال، توحید، ذکر اسماء حسنیٰ بیان کردند.
این بخش از خطبه مطالب بسیار بلندی دارد خودش یک کتابی است آن چه که پیامبر اکرم از اوصاف خدای متعال دارد در قالب حمد و ثناء ذکر می کند این یک بخش خطبه است. بخش دیگر این خطبه بخش تبیین عظمت ولایت و امامت است اهمیت امامت و ولایت را حضرت در آن جا تبیین می کند.
بخش سوم از این خطبه پیامبر آن مأموریتی که در خصوص ولایت علی ابن ابی طالب و ائمه طاهرین (سلام الله علیهم) دارد آن مأموریت را انجام می دهند من این محور را محور تبلیغ بوسیله پیامبر که امامت و ولایت را می خواهد تبیین بکند.
بخش دیگر این خطبه عبارت است از تبیین فضائل امیر المؤمنین (علیه السلام)؛ پیامبر اکرم از لسان مبارک خودشان هم از آیات قرآن کریم فضائلی از امیر المؤمنین را در این خطبه تبیین می کنند.
محور دیگر این خطبه مربوط به واجبات و محرماتی که رسول خدا به عنوان آخرین تأکیدات شان در این خطبه تبیین می کنند. چیزهای جدیدی نیست ولکن پیامبر روی آن واجبات و محرمات در این خطبه به عنوان عصاره احکام خدا در آن جا چون مهم بود حضرت روی آن ها تأکید می کنند.
بخش دیگر مربوط به تهدیداتی است که مربوط به مسئله غدیر است تعریضی که پیغمبر اکرم مسئله ای در مسئله نفاق، فتنه ای که منافقین ممکن است به پا کنند و به پا خواهند کرد و این که همین الان در حین سخنرانی حضرت یک عده در حال نقشه کشیدن هستند. حتی حضرت در آن قسمت تأکید می کند می گوید اگر بخواهم نام یک عده را ببرم می توانم اسم شان را یکی یکی ببرم ولکن حضرت صلاح نمی داند نام کسی را آن جا ببرد، این محورهای اصلی خطبه غدیر است.
آن چه که امشبی را می توانیم روی آن بحث و تکیه کنیم یک بخش آن مربوط به بخش تبلیغ است بخش دیگرش مربوط به بحث ولایت، بخش سوم مربوط به بخش ولایت دیگر ائمه است. خیال می کنیم غدیر فقط مخصوص امیر المؤمنین است این یک روی سکه است، غدیر در حقیقت ابلاغ امامت و ولایت هر دوازده امام است خواهیم دید در خطبه غدیر پیغمبر اکرم نام امام حسن و امام حسین (علیه السلام) را می برد، نام امام زمان (سلام الله علیه) را می برد. نام ائمه را به صورت جمع حضرت در این خطبه می برد از ده فراز، مهم ترین فرازهای که انتخاب می کنیم چون به همه این ها نمی توانیم در یک جلسه و بحث بپزدازیم.
اگر خواستید در این حوزه ها ان شاء الله ورود می کنیم در جهت محتوایی که مناسبت است والا اگر شب های ماه رمضان بود دعای جوشن کبیر را می خوانیم علماء و دانشمندان شرح می دهند چقدر دلپذیر است، بخش حمد و ثنای توحیدی پیامبر مطالبش این قدر بالا هست که در شب های ماه مبارک رمضان جا دارد علماء و مفسرین را همین مباحث توحیدی پیامبر را در خطبه غدیر شرح بدهند.
مجری:
ان شاء الله فرصتی بشود در ایام دیگر سال به صورت مفصل تر به خطبه غدیر بپردازیم به حَسب مناسبت ان شاء الله امشب به برخی از فرازهای این خطبه و تحلیل محتوایی آن خواهیم پرداخت.
(میان برنامه)
مجری:
...گرامی می داریم یاد و خاطره امامین انقلاب را دو سید عظیم الشأن عصرمان که واقعاً جزو سرآمدان بودند حضرت امام خمینی کبیر و همچنین امام شهیدمان حضرت سید علی حسینی خامنه ای در این شب ان شاء الله که میهمان امیر المؤمنین باشند و ما را هم دعا بفرمایند. با حضور استاد هاشمی همدانی و فرازهای از خطبه غدیر را ادامه می دهیم.
استاد هاشمی همدانی:
عرض کردم ده محور است هشت محورش را ذکر کردم دو محور باقیمانده از این خطبه غدیر هم ولو عملاً این ها در بیرون نماد دارد ولی در خود خطبه حضرت با الفاظ خاص به آن توجه کردند. یکی بحث دوستان و دشمنان امیر المؤمنین است که حضرت در مورد دوستان و دشمنان آن حضرت، خصوصیات آن ها و دعایی که حضرت در مورد دوستان و دشمنان شان دارند.
بخش دهم در حقیقت در قسمت انتهائی باید ملاحظه بکنیم بخش دستور حضرت به بیعت با امیر المؤمنین (علیه السلام) است که حضرت اصرار داشتند مردم به امیر المؤمنین تبریک بگویند. این که در روایات داریم افراد آمدند به امیر المؤمنین تبریک می گفتند همه کتاب های تاریخی نوشتند یا حتی بعضی نقل ها دارد اول کسی که به حضرت تبریک گفت خلیفه دوم بود. «بَخْ بَخْ لَكَ يَا عَلِيُّ أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة»
فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك يا ابن أبي طالب اصبحت مولاي ومولى كل مسلم فأنزل الله عز وجل اليوم (أكملت لكم دينكم)»
البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج7، ص350
این تبریکات به دستور خود پیغمبر اکرم بود حضرت به امیر المؤمنین دستور داد تبریک بگویید اشاره خواهم کرد که چرا پیامبر می گوید تبریک بگویید؟ چرا حضرت می گفت با علی (علیه السلام) بیعت بکنید؟ بخش پایانی این خطبه و دهمین محور در این خطبه دستور به بیعت و تبریک ولایت و امامت امیر المؤمنین (علیه السلام) است.
مجری:
یکی از محورهایی که اشاره فرمودید محور تبلیغ بود ارتباطش با آیه (بَلِغ) چیست و آیا این همان است؟ یعنی این مأموریتی که حضرت داشتند مأموریت تبلیغ همان چیزی است که در آیه قرآن اشاره کرده بود.
استاد هاشمی همدانی:
دقیقاً این همان مطلب یعنی انعکاس وحی است پیامبر در زندگی خودشان در چند جا وحی را منعکس کردند، یعنی چیز از خودش ابداع نکرد. وحی را با رفتار خودش منعکس کرد از جمله در جریان مباهله، در جریان مباهله این طوری نبود پیامبر یک فکری بکند بعد دست حضرت زهرا، حسنین و امیر المؤمنین را بگیرد برای مباهله ببرد این انعکاس وحی است.
(فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ)
هرگاه بعد از علم و دانشي که (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) کساني با تو به محاجه و ستيز بر خيزند، به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت کنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
سوره آل عمران (3): آیه 61
این عین انعکاس وحی است رسول خدا در عمل دارد انجام می دهد این همین است بخش تبلیغی که در خطبه غدیر یکی از محورهای غدیر است انعکاس وحی است یعنی به پیامبر گفتند این کار را بکن، رسول خدا خودش در حقیقت یک واسطه است این نطوری نیست پیامبر این ولایت و امامت را می خواهد به امیر المؤمنین (علیه السلام) بدهد.
پیامبر واسطه است به گونه ای که اگر پیامبر این واسطه گری را به خوبی نتواند انجام بدهد رسالتش هم گویی انجام نداده معنایش این هست که موجب کیفر قرار می گیرد. حضرت فرمود خوف این داشتم موجب کیفرم بشود نتوانم این را بیان بکنم.
از طرفی می دیدم که متقین نادر و منافقین کثیر هستند بین این ها مانده بودم از جبرائیل می خواستم عذر من را بپذیرد. این انعکاس وحی است. پیامبر در این قسمت خطبه فرمودند:
«إِنَّهُ قَدْ أَعْلَمَنِي»
خدای متعال من را این گونه آگاه ساخت این هشدار است به مردم می گوید مردم، خدا به من این طوری هشدار داد هشدار این هست که
«أَنّي إنْ لَمْ أُبَلِّغْ رِسَالَتَه»
اگر من این رسالتی که به دوشم گذاشته شده آن رسالت چه است؟
«إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيَّ فِي حَقِّ عَلِي فَمَا بَلَّغْتُ رِسَالَتَه»
الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج1، ص59
آن چه که در مورد علی بر من نازل شده اگر آن را تبلیغ نکنم خدا مرا آگاه کرده «فَمَا بَلَّغْتُ رِسَالَتَه» اصلاً رسالت خودم را انجام ندادم. رسول خدا بیست و سه سال رسالت داشت بیست و سه تبیین احکام، جهاد و رنج های فراوان با آن قصه ای که هست چقدر رسول خدا اذیت شد؟ چه تهمت ها و دروغ های علیه پیغمبر گفتند چه تهمت به حضرت زدند چقدر تحریمش کردند چقدر او را در محاصره گذاشتند چه جنگ های علیه حضرت درست شد؟
با تمام این ها گفت مردم، خدا آگاهم کرد اگر این را بیان نکنم «فَمَا بَلَّغْتُ رِسَالَتَه»، «فَمَا بَلَّغْتُ رِسَالَتَه» چه است؟
(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)
اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام نداده اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي دارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نمي کند.
سوره مائده (5): آیه 67
این آیه در این جا بازتاب دارد این بخش خطبه را حضرت شروع می کنند این قدر عمیق، و دقیق است این قدر نکته دارد که جویندگان حقیقت، تشنگان معرفت باید اطراف این بیانات پیامبر و اطراف این آیه شریفه بنشینند پاسخ سوال های ذهنی شان را بیابند.
چند نکته در مورد همین آیه و همین جملات پیامبر این جا عرض می کنم. اولین نکته این که، این جملات حضرت نشان می دهد ولایت علی ابن ابی طالب از سوی وحی آمده مسئله شخصی پیامبر نیست بحث وحی است. وحی است که از پیغمبر تنها و تنها به عنوان واسطه بیان می کند تازه قرآن پیامبر را به نوعی تهدید کرد که اگر این را انجام ندهی اصلاً رسالت را انجام ندادی این یک نکته خیلی مهمی است که اصل ولایت و امامت امیر المؤمنین (علیه السلام) از سوی خدای متعال است.
این آیه آغازین سوره مبارکه معارج که:
(سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ)
تقاضاکننده اي تقاضاي عذابي کرد که واقع شد!
سوره معارج (70): آیه 1
این هم در غدیر نازل شده شخص بعد از جریان اعلام ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) گفت یا رسول الله این از چه کسی بود؟ آیا این از سوی خدا بود «أ من الله ام منک» پیامبر فرمود از سوی خدا بود من واسطه ای در ابلاغ بودم. گفت اگر از سوی خدا بود دیگر نمی توانیم این را تحمل کنیم خداوند سنگی از آسمان بیاندازد و ما را نابود کند. (سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ) یک چیزی را خواست محقق بود و باید اتفاق می افتاد سنگی از آسمان افتاد و این آدم در همان جا هلاک شد، سه آیه در روز غدیر نازل شد یکیش همین آیه شریفه هست دیگری آیه 3 سوره مبارکه مائده
(الْيوْمَ يئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا)
امروز، کافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند؛ بنابراين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم
سوره مائده (5): آیه 3
و آیه 67 (يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ).
نکته دوم در این جا، این آیات و این بخش از خطبه نشان می دهد تنها خلیفه بلافصل پیغمبر اکرم، امیر المؤمنین است. پیغمبر به دستور خدای متعال بعد از خودش فقط علی را جانشین خودش کرده است کسی بعد از امیر المؤمنین طبق این خطبه و این آیه خلیفه پیغمبر اکرم نیست.
نکته سوم این که خدای متعال در این جا مسئله خویشاوندی امیر المؤمنین (علیه السلام) را به هیچ وجه رعایت نکرده این طور نیست بگوییم چون امیر المؤمنین با پیامبر خویشاوندی داشت این گونه نیست چرا؟ به خاطر این که از همین آیه شریفه بر می آید اولاً هیچ گونه اشاره ای به این مسئله نیست. ثانیاً از آیات دیگری که پیامبر در این خطبه استفاده می کند فضائل و نکاتی که بیان می کند ان شاء الله به قدر حوصله بحث اشاره خواهیم کرد، معلوم می شود آن چه که معیار انتخاب علی برای امامت هست اولاً خواست و اراده خدا هست ثانیاً این فضائل و شایستگی های که در شخص علی ابن ابی طالب (علیه آلاف التحیة و الثناء) وجود دارد این نکات در (يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ) وجود دارد.
نکته دیگری که در جمله (وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ) وجود دارد نشان می دهد مسئله ولایت علی ابن ابی طالب یک چیزی هم سنگ، هم وزن و هم طراز رسالت رسول خدا است. (وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ) اگر یک چیزی ارزش، وزنش، محتوا و آثارش در هستی کمتر از رسالت رسول خدا باشد معنا ندارد بگوید (وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ)
این نشان می دهد که امامت و ولایت علی ابن ابی طالب با رسالت همطراز نه با مطلق رسالت با رسالت خاتم البیین همطراز، هم سقف و هم وزن است. چون رسالت پیغمبر را می گوید (وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ) رسالت الهی و خدائی که روی دوش پیامبر خاتم قرار داده شده است. این نکته ای است که در این فراز از این خطبه کاملاً می توانیم استفاده کنیم.
نکته در پنجم در همین جمله که در آیه و در فرمایشات پیامبر آمد چندین بار فرمود خداوند به من تضمین داد وقتی گفتم می ترسم تضمین داد (وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) نشان می دهد کینه ها و حسادت ها نسبت به امیر المؤمنین (علیه السلام) همواره فعال بود خصوصاً در جریان غدیر و در این سفر پیغمبر اکرم چون اواخر عمر رسول خدا بود، چون خیلی ها می گفتند یک جوری پیغمبر را تحمل می کنیم تمام می شود دوباره به همان آئین های قبل مان بر می گردیم.
منتها در این جا رسول خدا می خواهد ابدیّت ببخشد، می خواهد این خط ولایت و امامت را برای همیشه تا قیامِ قیامت امتداد بدهد. (وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) خبر از یک شر مکنونی در این سفر، یک خطر پنهانی که در دل همین مسلمین خوابیده ظاهراً مسلمان هستند ولکن باطن این منافق هستند. منافق کسی است که ظاهرش مؤمن است ولی باطن او یک باطن کفر آمیزی است!
مجری:
یعنی ممکن بود همان وقت تعدی به حضرت رسول و امیر المؤمنین تعدی صورت بگیرد.
استاد هاشمی همدانی:
دقیقاً به پیغمبر اکرم، به امیر المؤمنین حتی صورت گرفت نمی خواستم وارد بشوم یک روایت عرض می کنم علامه حلی این را در کشف الیقین بیان می کند دیگران هم بیان می کنند پیامبر بعد از این که غدیر را اعلام کرد به دامنه عقبه رسیدند حذیفة ابن یمان می گوید به عنوان محافظ شخصی پیامبر کنار افراد دیگری مثل عمار و ... بودم. رکاب پیغمبر را گرفته بود و حرکت می کردیم دوازده نفر هم قسم شدند دامنه کوه ها و راه های خیلی صعب العبور بروند شتر رسول خدا را رَم بدهند شتر وقتی رَم کند از راهی که آن ها بلد بودند پیامبر (نعوذ بالله) در آن مسیر هلاک می شود و این ها از شر پیامبر خلاص می شوند به ترخم خودشان؛ حذیفه می گوید ناگاه دیدیم سر و صداهایی شروع شد
جبرائیل نازل شده بود و این جریان را به اطلاع پیامبر رسانده بود. پیامبر ما را آگاه کرده بود از قبل مواظب شتر پیامبر هم بودیم این ها آمدند دیدند شتر رَم نکرد از کوه پایین آمدند شروع به جنگیدن با محافظان پیامبر کردند حذیفه می گوید وقتی مقاومت ما را دیدند و دیدند مؤمنین از پشت سر دارند به ما نزدیک می شوند فرار کردند. رسول خدا فرمود می خواهید نام این ها را برای تان بگویم؟ پیامبر اشاره ای کرد روشن شد و دیدیم حتی حذیفة ابن یمان افرادی را آن جا نام می برد
لذا قسمت (وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) از یک حقیقت خارجی نفاق آلود، بغض آلود، حسد آلود و کینه توزانه از سوی منافقین و دشمنان امیر المؤمنین (علیه السلام) و پیغمبر اکرم برای ما دارد نشان می دهد.
مجری:
در حقیقت اگر بتوانیم این طور تعبیر کنیم آغاز و مبدأ رسالت بیست و هفت رجب (عید مبعث) بود این طور می فرمایید آغاز ولایت تکمیل کننده و هم سنگ رسالت است از هجده ذی الحجة و عید غدیر اتفاق می افتد.
استاد هاشمی همدانی:
دقیقاً همین طور است از این روز ابلاغ و تبیینش اتفاق می افتد اما آن چه که در عمل باید انجام می شد باید بعد از رحلت پیغمبر انجام می شد. معنای خلافت را عرض کنم یک وزارت و یک خلافت داریم این را در بخش های بعد داخل بحث محتوایی می توانیم جدا بپردازیم. وزارت داریم چون پیامبر گاهی از امیر المؤمنین تعبیر وزیر می کرد. «أَنْتَ وَصِيِّي وَ وَزِيرِي»
«يَا عَلِيُّ أَنْتَ أَخِي وَوَزِيرِي»
جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ، دار النشر:، ج11، ص295
«عَلِيٌّ أَخِي وَ وَزِيرِي وَ وَارِثِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي وَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي»
كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج1، ص276
اما گاهی تعبیر ولی و خلیفه می کند هر کدام بار معنایی خودشان را دارند وزارت امیر المؤمنین (علیه السلام) در حیات پیغمبر بود. وصایت و ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) در حیات پیامبر هم بود، امامت این گونه است اما خلافت بلافصل امیر المؤمنین (علیه السلام) نسبت به رسول خدا در مواردی البته در حیات پیغمبر هم اتفاق افتاد.
مثل جنگ تبوک در جنگ تبوک، پیامبر اکرم سپاه را برد به امیر المؤمنین فرمود تو بمان امیر المؤمنین حتی این جا گریه کردند چون امیر المؤمنین سپهدار و علمدار اسلام بود مرد جهاد، شهادت و جانبازی بود گفت یا رسول الله من را با این زن ها و کودکان در این شهر می گذاری؟ این علی است که در این فضا گریه بکند بگوید من کجا و ماندن در این جا کجا؟
از پیامبر اکرم سوال کرد رسول الله اجازه نمی دهی مثل همیشه در رکاب تو باشم حضرت مصلحت می دید امیر المؤمنین این جا باشد فرمود: «أَ مَا تَرْضَى يَا عَلِيُّ»، راضی نیستی امروز خلیفه و جانشین من در این شهر باشی؟ بعد حضرت جریان حدیث منزلت را بیان فرمودند، فرمود: «إِنَّكَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي» جایگاه تو در نزد من مانند «هَارُونَ مِنْ مُوسَى» مثل هارون و موسی است «إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي» فقط این که هارون بعد از حضرت موسی به نبوت رسید ولی تو به مقام نبوت نخواهی رسید.
«أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 2، ص 367، ح 3294
ولی هارون در زمان حضرت موسی خلافت و هم وزارت داشت یعنی آن مقام یاوری، دستور دادن و معاونت را داشت، اما خلافت بلافصل امیر المؤمنین که سرپرستی جامعه اسلامی را به نحو مطلق به دست بگیرد از این جهت مفترض الطاعة باشد امیر المؤمنین بلافاصله بعد از رحلت پیامبر این گونه معرفی می کند. «إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي» به بعد از خودش اشاره می کند.
اما ولایت و امامت علی (علیه السلام) به معنای حب و مودت امیر المؤمنین، به معنای محوریت امیر المؤمنین در امور اسلام، به معنای پیشوایی حضرت در همان زمان در کنار رسول خدا و یا در غیاب رسول خدا در حیات پیغمبر اکرم بود. ولی خلافت و ولایت به معنای سرپرستی حضرت بعد از پیغمبر اکرم آغاز می شود.
مجری:
ممنون و متشکرم مباحث بسیار ارزنده هست در این شب عید قطعاً باید یک نگاه معرفتی داشته باشیم
(میان برنامه)
مجری:
...این شب عید الله الاکبر باید شاد باشیم البته به شادی ظاهری هم اکتفا نخواهیم کرد ان شاء الله شادی ما، شادی باطن خواهد بود و ان شاء الله کسب معرفت نسبت به ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) کنیم و رسالتی که الان این برنامه دارد ان شاء الله در شب های آینده تا عید مباهله ادامه خواهد داشت این که معرفت افزایی کند.
جناب استاد! به بحث خلافت اشاره ای فرمودید یعنی آقا رسول الله به گونه ای بگوییم در این خطبه چون فرمودید مستمراً قبل از عید غدیر خم بارها به وصایت، وزارت و ولایت اشاره کرده بودند. ولایت را فرمودید یک جریان مستمری بود اما این جا خلافت را حضرت دارد اعلام می کند یعنی الان خلافت آن بزنگاه حساس یا آن دعوای طرف مقابل سر خلافت و جانشینی بود. رسول الله به این در این خطبه تأکید داشتند می خواهیم ببینیم کجا تأکید داشتند و چگونه بود؟
استاد هاشمی همدانی:
بعد از این که حضرت مباحثی را مطرح کردند پیامبر اکرم روی مسئله خلافت انگشت گذاشتند خیلی مهم است. جالب این که سخنان پیامبر اکرم عمدتاً در این خطبه پشتوانه اش قرآن است یعنی این طور نیست بگوییم بیایید فرمایش پیامبر را تفسیر کنیم. کُنه فرمایش پیامبر را بخواهیم بفهمیم باید به قرآن مراجعه کنیم.
سخنان اهل بیت این گونه بود قرآن ناطق همین است نهج البلاغه امیر المؤمنین را از اول تا آخر هر صفحه و هر سخنانش را می توانید استناد و حقیقت آن را در قرآن پیدا بکنید. خطبه فدکیه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) همین طور است. همه خطبه های پیغمبر اکرم بویژه خطبه حضرت در غدیر ده ها آیه در خود خطبه حضرت آوردند. اعم از آیاتی که مربوط به فضائل امیر المؤمنین است حضرت فضائل امیر المؤمنین را بیان کردند فرمود مردم، قبل از این خدای متعال ولایت علی را اعلام کرده بود خیال نکنید امروز دارم ولایتش را می گویم کجا اعلام کرده بود؟ فرمود خداوند فرموده بود:
(إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)
سرپرست و ولي شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا مي دارند، و در حال رکوع، زکات مي دهند.
سوره مائده (5): آیه 55
فرمود مردم این علی بود که «أقام الصلاة و آتَ الزکاة و هو راکع»، غیر از علی کسی نبود نماز بخواند و در رکوع انگشترش را به فقیر ببخشد. ولایت علی را پیش از این هم گفته شده بود آیاتی را حضرت در فضیلت امیر المؤمنین خواندند در مورد حدیث منزلت می خواهم نکته بگویم و آن آیاتی که در سوره مبارکه طه، اعراف، انفال، بقره مطالبی که آمد نکته ای می خواهم عرض کنم.
حدیث منزلت را پیامبر در چندین جا فرمود این حدیث را تقریباً همه علماء و دانشمندان اهل سنت آوردند. کتاب های تاریخی و تفسیری فراوان حتی در مسندهای آقایان، در صحاح حضرات، در بخاری و مسلم آمده است حاکم در مستدرک ذکر می کند ترمذی آورده دیگران هم نقل کردند در کتاب های ما هم فراوان آمده است.
حدیث منزلت را از جمله در جنگ تبوک حضرت فرمود منزلت تو در نزد من مانند هارون در موسی است نسبت هارون با حضرت موسی کار داریم.
باز حضرت در روز (اخوت مؤمنین) عقد اسلامی که دستور شد مؤمنین بر اساس این عمل:
(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَينَ أَخَوَيكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ)
مؤمنان برادر يکديگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتي دهيد و تقواي الهي پيشه کنيد، باشد که مشمول رحمت او شويد!
سوره حجرات (49): آیه 10
یک عقد برادری ببندند به دستور پیامبر، از اصحاب هر کس برادری انتخاب کرد امیر المؤمنین (علیه السلام) تنها ماند به حضرت فرمود یا رسول الله برای من برادری نباید باشد؟ حضرت فرمودند تو را برای خودم نگه داشتم که تو برادر، وزیر، جانشین و خلیفه من هستی «أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى» منزلت تو در نزد من مانند منزلت هارون در نزد موسی است.
بار دیگر پیغمبر اکرم در جریان خطبه غدیر به مردم به طور عمومی فرمود مردم، خدای متعال از من خواست و به من دستور داد که من امروز اعلام کنم «أنَّ علی ابن ابی طالب»، علی ابن ابی طالب:
«وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي»
وصی و خلیفه من است بعد حضرت فرمود:
«مَحَلُّهُ مِنِّي مَحَلُّ هَارُونَ مِنْ مُوسَى»
الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج2، ص59
جایگاه او در نزد من مانند جایگاه هارون در کنار موسی است.
یک بخش را عرض کنم حضرت هارون (علی نبینا و آله و علیه السلام) در کنار حضرت موسی دو برادر هستند. حضرت موسی ابتدا دعا می کند که هارون به عنوان وزیر او باشد در سوره مبارکه طه
(وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي)
و وزيري از خاندانم براي من قرار ده برادرم هارون را!
سوره طه (20): آیات 29 و 30
برادرم هارون را به عنوان وزیر (یاور و معاون) من قرار بده خدای متعال هم او را قبول کرد به تو این حاجت را دادیم.
در موارد دیگری به عنوان جانشین مطرح می شود خلیفه، جانشین با وزیر خیلی فرق دارد جانشین و خلیفه یعنی چه؟ خلیفه یعنی کسی که وقتی شخص مُستخلَف عَنه نیست اولاً باید تمام صفات او را داشته باشد تا بتواند خلیفه او باشد. جانشین یعنی هر صفتی در علم، ایمان، شجاعت، بصیرت، تقوا و سیاست هر صفات فضیلتی که مُستخلفُ عَنه کسی که از او می خواهد خلافت گرفته بشود باید جناب خلیفه داشته باشد والا معنا ندارد به او خلیفه بگویند. کسی که اوصافش به او متفاوت است کسی که صفاتش با او فرق می کند نمی تواند خلافت را به عهده بگیرد.
اصطلاحاً و لغتاً خلافت به این معنا نیست مُستخلفُ عَنه هر مقام و مرتبتی دارد خلیفه باید آن صفات را در خودش داشته باشد. حضرت موسی همان طوری که وزارت حضرت هارون را می خواهد خلافت او را هم می خواهد. خدای متعال خلافت را هم به او می دهد این در آياتی از قرآن اشاره شده است آیه 142 سوره مبارکه اعراف:
(وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ)
و ما با موسي، سي شب وعده گذاشتيم؛ سپس آن را با ده شب (ديگر) تکميل نموديم؛ به اين ترتيب، ميعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسي به برادرش هارون گفت: «جانشين من در ميان قومم باش. و (آنها) را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پيروي منما!»
سوره اعراف (7): آیه 142
سی شب به حضرت موسی وعده میقات داده شد، بنا بود حضرت موسی یک ماه به میقات برود البته بعد (وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ) ده روز اضافه شد. نکته تفسیری عرض کنم دلیل این که ده روز اضافه شد چون بنا بود سی روز باشد ده روز اضافه شدنش این طور نیست دو میقات بود نه یک میقات بود. هم آن که می گوید (وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ) هم این که می گوید (وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ) هر دو یک میقات را می گویند.
اما به سی روز رسید زمزمه ها و تزلزل های بنی اسرائیل به خاطر قد عَلم کردن سامری شروع شد ایمان این ها به نزدیکی ابتلاء و امتحان رسید. این جا بود که خداوند متعال می فرماید موسی ده روز دیگر صبر کن ببینیم این ها چگونه می خواهند امتحان پس بدهند؟ بعد از آن همه نعمت، آن همه معجزه، آن همه نشانه حالا (وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيلَةً) چهل شب میقات حضرت موسی است.
(وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ) گفت چهل روز می روم تو جانشین من باش (وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ) مواظب گمراهان و مفسدین باش؛ چقدر این آیات در شرح خطبه پیغمبر ارتباط دارد که فرمود محل و منزلت علی در نزد من مثل منزلت هارون در نزد موسی است «إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي»، الا این که بعد از من پیامبری نخواهد بود.
طبق این آیاتی که خواندم دو مقام تا حالا برای هارون روشن شد یا نه؟ یکی وزارت (وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي) دوم این که خدایا او را جانشین من گردان یک مقام هم هارون دارد آن مقام نبوت است این سه مقام را امیر المؤمنین باید داشته باشد پیامبر می گوید همه منزلت های هارون نسبت به من داری همان طور که او نسبت به موسی داشت. «إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي» دیگر بعد از من پیامبر نیست که تو بعد از من پیامبر باشی مثل این که هارون بعد از موسی پیامبر شد.
این نشان می دهد پیامبر می خواهد یک استثناء قائل بشود یعنی تو تمام شأن هایی که هارون نسبت به موسی داشت را داری الا مقام نبوت؛ یعنی وزارت و خلافت من را در حیات و بعد از حیاتم داری. در حیات در جاهایی مثل تبوک که پیغمبر اکرم نیست علی را جانشین خودش می کند و بعد از من جانشین بلافصل من که با مقام امامت و ولایت سرپرستی کل این جامعه را داری اگر کسی بگوید آن مقامات دیگر هم علی نداشته باشد استثناء چه معنا دارد؟ «إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي»
ایشان میگوید همه شأنها را از جمله خلافت را دارد، که پیامبر با اقتباس از جریان هارون و موسی امیر المؤمنین را به این شکل بیان میکند. اگر فرصت کم است من به یک بخش دیگر هم بپردازم تا آن چه شایسته است در این جلسه اشاره ای به ایام رحلت امام راحل داشته باشیم.
یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ که به غدیر امتداد بخشید، به ولایت امتداد بخشید با جریان ولایت فقیه و با احیاء ولایت فقیه و با تحقق انقلاب اسلامی امام رضوان الله تعالی علیه بود. این اهتمام بخشی در طول غدیر است چون پیامبر اکرم در همان روز غدیر برای ماندگاری غدیر کارهای انجام داد.
از جمله کارها این بود که پیامبر آیاتی را که در غدیر نازل شد تبیین کرد، سه آیه در قرآن در رابطه با غدیر نازل شد، (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي)، آیه ای: (يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ) و آیه (سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ)، این آیات تا است غدیر زنده است.
پیامبر اکرم در آن روز کارهای برای ماندگاری غدیر کردند، اشاره کردم یکی از کارهای حضرت این بود که همه به علی تبریک بگویید «بایعوا علیا» با علی یکی یکی بروید بیعت کنید. بیعت برای دوستی نیست، در دوستی و ابراز محبت بیعت نیست، بیعت برای خلافت و حاکمیت و سرپرستی است. پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) این کارها را انجام میدهد که غدیر را زنده نگهدارد.
بعد حضرت دستور داد در همان سرزمین غدیر یک مسجدی بسازند، شاید این تازگی داشته باشد مسجدی بسازند این را مرحوم علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار نقل میکند و در آن مسجد نماز گذراندند. آن مسجد را در زمان خلیفه دوم خراب کردند بعد در زمان خلافت حضرت امیر(سلام الله علیه) حضرت دستور داد آن مسجد دوباره ساخته شد.
بعدا باز معاویه دستور داد آن مسجد را تخریب کردند ولی ائمه برای نماز خواندن در آن مکان اهتمام داشتند، و هنوز هم به آن مسجد و نماز خواندن در جامعه متدیین اهتمام است. بعد حضرت سفارشاتی برای احیای روز غدیر داشتند، اعمالی را برای روز غدیر توسط ائمه ذکر شد مثل روزه گرفتن، نماز مخصوص، زیارت مخصوص امیر المؤمنین در غدیر.
همچنین گفتن این ذکر در اجتماعات که روایت است «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المَعْصُومِین عَلَيْهِمُ السَّلَام» اینها را یکی پس از دیگری حضرات مناسک، اعمال و این ها را توصیه داشتند برای این که غدیر را زنده نگهدارند و یکی از راههای زنده نگهداشتن غدیر همین تبیین و تحلیل و تفسیر و شرح همین خطبه غدیر است که ما یک جرعه ای از این دریای و قطره ای از این اقیانوس را در حقیقت بیان کردیم.
درود میفرستیم به روح پرفتوح حامی و پرچمدار بزرگ غدیر حضرت امام راحل که ایام رحلت و شب رحلت ایشان است و ان شاء الله خداوند متعال روح او را با امیر المؤمنین(سلام الله علیه) محشور بدارد.
همچنین درود میفرستیم به روان و روح پاک همه شهدا مخصوصا رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی شهید امام خامنه ای، ان شاء الله خدای متعال ارواح طیبه آنها را با امیر المؤمنین(سلام الله علیه) محشور بدارد و همه ما را با نور ولایت وجودمان و نفوس مان منور بگرداند.
مجری:
ان شاء الله رب العالمین، بسیار ممنون و سپاسگزارم جناب استاد هاشمی همدانی از حضرتعالی التماس دعا دارم، ان شاء الله باز فرصتی باشد در خدمت شما باشیم و بیاموزیم درسهای از ولایت امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب و ائمه معصومین(سلام الله علیهم اجمعین)
استاد هاشمی همدانی:
من هم از شما تشکر میکنم سوالات خوبی را پرسیدید و اجرای عالی داشتید
مجری:
مؤید باشید. بینندگان عزیز امشب اعمالی دارد و همچنین برای فردا و از جمله این ذکر الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ كَمَالَ دِينِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(سلام الله علیه) این ذکر صد مرتبه برای فردا هم وارد شده است.
از همه شما عزیزان التماس دعای فرج و دعای خیر داریم و چنین دعا کنیم الهی بفاطمة وابیها و بعلها و بنیها عجل لولیک الحجة ابن الحسن الفرج والعافیة والنصر یا علی مدد خدا نگهدار!