شهادت حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها، اثبات وجود و کرامات آن حضرت آیت الله حسینی قزوینی

قسمت اول ویژه برنامه با کاروان به کارشناسی استاد آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای سید محمد صفائی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه با کاروان 28 04 1405 (قسمت اول)

عنوان: شهادت حضرت رقیه (سلام‌الله‌علیها)، اثبات وجود و کرامات آن حضرت

استاد: حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی

مجری: آقای سید محمد صفائی

کلیدواژها:

با کاروان؛ حضرت رقیه؛ سه ساله کربلا؛ محرم؛ اثبات وجود حضرت رقیه؛ شهید مطهری؛ علما و حضرت رقیه؛ کرامات حضرت رقیه؛ سید ابراهیم دمشقی؛ صامت بروجردی؛ شفای آقای افشار؛ ریحانه کربلا؛ شبهه؛ سن کم و فضائل بی شمار!

فهرست عناوین بحث:

1-     طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

2-     مادر حضرت رقیه (سلام الله علیها) ام اسحاق بود؛

3-     پاسخ به شبهات پیرامون وجود و نام حضرت رقیه(سلام الله علیها)؛

4-     بیان علما در مورد حضرت رقیه(سلام الله علیها) و نام آن حضرت؛

5-     وجود و شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) در منابع اهل سنت؛

6-     در شرح حال حضرت رقیه(سلام الله علیها) در منابع تاریخی و مقاتل می‌شود مدارک پیدا کرد؛

7-     سید ابراهیم دمشقی و ماجرای تعمیر قبر حضرت رقیه(سلام الله علیها)؛

8-     شفا گرفتن آقای افشار با متوسل شدن به حضرت رقیه(سلام الله علیها)؛

9-     پاسخ به این شبهه، چطور این بزرگواران در سن کم دارای این کرامات و معجزات هستند؟

10-  قرآنی در تهران چاپ شده که در حاشیه هر صفحه اش احادیث مربوط به اهل بیت را آورده اند؛

11-  حضرت امیر(سلام الله علیه) از روز ولادتش امام بوده است!

مجری:

ای دُر یگانه ولایت محبوبه خانه ولایت * ای گنج حسین در خرابه پیوسته به گریه و انابه

ای فاطمه را سرور سینه * زهرای سه ساله در مدینه

خورشید به سایه نگاهت * آغوش حسین جایگاهت

در سن صغر بزرگ بانو * عصمت زده پیش پات زانو

تو سوره کوثر حسینی * آئینه مادر حسینی

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ اَلسَّلاَمُ عَلَيکِ ایتها الصدیقة الشهیدة یابنت ابا عبدالله!

عرض سلام، احترام، تسلیت و تعزیت دارم ابتدا محضر مولای مان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) و همچنین خدمت شما بزرگواران، بینندگان و همراهان همیشگی امشب، شب پنجم ماه صفر و شب شهادت دُر دانه حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) حضرت رقیه خاتون (سلام الله علیها) خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند تسلیت و تعزیت داریم.

بینندگان عزیز از امشب به مدت سه شب با ویژه برنامه «با کاروان» از شهر کریمه اهل بیت و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم. ان شاء الله که عرض ارادت و عرض توسلات ما مقبول و مورد نظر و عنایت آن دُردانه حضرت ابا عبدالله الحسین(سلام الله علیه) واقع بگردد.

در شب اول ویژه برنامه «با کاوران» به رسم یکشنبه شب ها در خدمت استاد معظم و گرانقدر آیت الله دکتر حسینی قزوینی خواهیم بود ان شاء الله امشب را اختصاص خواهیم داد به وجود نازنین حضرت رقیه (سلام الله علیها) حضرت استاد سلام علیکم عرض تسلیت و تعزیت دارم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.

 شهادت جانسوز و مظلومانه دختر سه ساله سید الشهداء، باب الحوائج حضرت رقیه را به پیشگاه مقدس مولای مان بقیه الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و به همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت بویژه شما بینندگان عزیز و گرامی تسلیت و تعزیت عرض می کنیم.

خدا را قسم می دهیم به قلب شکسته این بانو و اشک چشمان این بانو خدا منت به ما بگذارد فرج مولای ما ولی عصر را نزدیک کند دشمنانش را محو و نابود کند ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد ان شاء الله.

ü       طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

طبق برنامه همیشگی مان عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم.

جناب «خصیبی – متوفای 334» در کتاب «الهدایة الکبریٰ» قضیه ای را نقل می کند از امام صادق (سلام الله علیه) هست

«فَقَالَ لَهُ الصَّادِقُ: وَ لَا كَيَوْمِ مِحْنَتِنَا بِكَرْبَلَا وَ إِنْ كَانَ كَيَوْمِ السَّقِيفَةِ وَ إِحْرَاقِ الْبَابِ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ زَيْنَبَ وَ أُمِّ كُلْثُومٍ وَ فِضَّةَ وَ قَتْلِ مُحَسِّنٍ بِالرَّفْسَةِ لَأَعْظَمُ وَ أَمَرُّ لِأَنَّهُ أَصْلُ يَوْمِ الْفِرَاشِ»

نام كتاب: الهداية الكبرى‏؛ نويسنده: خصيبى، حسين بن حمدان‏، (تاريخ وفات مؤلف: 334 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: البلاغ‏، مكان چاپ: بيروت‏1419 ق‏، ص 417

«وَ لَا كَيَوْمِ مِحْنَتِنَا بِكَرْبَلَا» روز محنت و مصیبت ما در «کربلاء» خیلی سخت بود همانند او روزی برای ما نبود. «وَ إِنْ كَانَ كَيَوْمِ السَّقِيفَةِ وَ إِحْرَاقِ الْبَابِ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ زَيْنَبَ وَ أُمِّ كُلْثُومٍ وَ فِضَّةَ وَ قَتْلِ مُحَسِّنٍ بِالرَّفْسَةِ لَأَعْظَمُ وَ أَمَرُّ» اگر چه روز سقیفه و آتش زدن خانه امیر المؤمنین، فاطمه، امام حسن، امام حسین، زینب و ام کلثوم و شهادت محسن با فشار پا از محنت «کربلاء» بزرگ تر و دردناک تر است.

«لِأَنَّهُ أَصْلُ يَوْمِ الْفِرَاشِ.» مصیبت «کربلاء» هم در حقیقت امتداد روز شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بود.

شاعر هم شعر زیبایی دارد:

از خیمه های سوخته کربلاء گذشت * آن آتشی که سبز شد از آشیانه ات

در پیش چشم فاتح بدر و احد زدند * گه با غلاف تیغ گهی تازیانه ات

حق داشتی خمیده شوی چون هلال ماه * ای کوه غصه های علی روی شانه ات

صد بار جان فشاندی و در یاری علی * حتی تو حق گریه نداری به خانه ات

وقتی که دست خصم به رویت بلند شد * افتاد لرزه بر بدن ناز دانه ات

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

احسنتم، خیلی ممنون و متشکرم سلام و درود الهی بر صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) همچنین بر فاطمه و رقیه سه ساله حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) که از مادر بزرگ شان یادگارها به ارث بردند. امشب را به همین وجود نازنین و دُر دانه اختصاص خواهیم داد.

سوال اول را از حضرت استاد آغاز کنم در مورد مادر گرانقدر حضرت رقیه خاتون که ایشان چه کسی بودند؟

ü       مادر حضرت رقیه (سلام الله علیها) ام اسحاق بود

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در رابطه با مادر حضرت رقیه (سلام الله علیها) اختلاف شدیدی میان بزرگان ما هست ولی آن چه که بنده از بعضی از ارباب تواریخ به نتیجه رسیدم مادر حضرت رقیه، «ام اسحاق» قبلاً همسر امام مجتبی بود بعد از شهادت امام مجتبی به وصیت امام مجتبی به همسری آقا امام حسین (سلام الله علیه) در آمد و از بانوان بزرگ و با فضیلت اسلام بشمار می آمد.

به گفته «شیخ مفید» در کتاب «ارشاد» ایشان «بنت طلحه» هست

بعضی ها در مورد مادر حضرت رقیه گفتند «ام جعفر قضاعیه» هست ادله خاصی برایش نداریم فقط یک حدسی بدون هیچ مدرکی است. بعضی ها مثل کتاب «معالی السبطین» گفتند مادر حضرت رقیه، «شاهزنان» دختر «یزدگرد» بود.

دختر «یزدگرد» پادشاه «ایران» در حمله مسلمانان به اسارت در آمد جریان مفصلی که وجود دارد می خواستند این ها را به عنوان اسیر بدهند گریه کردند به پدرشان توهین کردند، عمر تصور کرد به او توهین می کند خواست به این ها جسارت کند حضرت امیر جلو آمد گفت دارد به پدرش که نامه پیغمبر را پاره کرد و ... نتیجه اش اسارت شان هست گفت عمر! عزیز زاده، عزیز زاده هست گرچه اسیر باشد.

گفت چه کار کنیم؟ گفت این همه بچه مسلمان ها این جا هستند اختیار را با خودشان قرار بده هر کس را به عنوان همسر انتخاب کردند چون این ها عزیز بودند باید عزت شان حفظ بشود.

 دارد بر این که «شاهزنان»، امام مجتبی (سلام الله علیه) را انتخاب کرد و «شهربانو» امام حسین را انتخاب کرد، این مشهور است مخصوصاً در «ناسخ التواریخ» و دیگر منابع مفصل آمده است.

این که می گویند «شاهزنان یا شهربانو» می گویند به ذهن می رسد پشتوانه آن چنانی ندارد؛ چون اولاً «شهربانو» مادر آقا امام سجاد (سلام الله علیه) در هنگام ولادت امام سجاد از دنیا رفت. در حقیقت بیست و سه سال قبل از واقعه «کربلاء» بود، نمی شود به کسی که بیست و سه سال قبل از «کربلاء» از دنیا رفت دختری سه ساله در «کربلاء» داشته باشد اصلاً امکان پذیر نیست.

این که «شاهزنان» باشد هیچ دلیلی نداریم که آقا امام مجتبی (سلام الله علیه) از «شاهزنان» دختری به نام رقیه داشت. همان نظر اولی که عرض کردم «ام اسحاق بنت طلحه» که قبلاً همسر امام مجتبی (سلام الله علیه) بود به هنگام شهادت وصیت کرد، حسین جان فرزندان و اهل بیتم را به تو می سپارم و به وصیت امام مجتبی به عقد آقا امام حسین در آمد.

ظاهرا فرزند دیگری از «ام اسحاق» ندیدم امام حسین داشته باشد چون از شهادت امام مجتبی با حادثه کربلاء ده سال فاصله است. این دختر سه ساله چطوری بوده، حضرت با تأخیر ازدواج کرد یا در طول این مدت بچه دار نشد شاید هم بچه دار شد ما اطلاعی نداریم تاریخ خیلی از قضایا را ثبت نکرده است.

مجری:

پس مختصراً مادرشان «ام اسحاق» هستند در مورد وجود نازنین حضرت رقیه (سلام الله علیها) سوالات و شبهاتی مطرح می شود یا بعضاً این طور بگوییم در مورد نامگذاری شان هم ممکن است سوالاتی باشد، این را حضرتعالی چگونه توضیح می دهید؟

ü       پاسخ به شبهات پیرامون وجود و نام حضرت رقیه(سلام الله علیها)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) نباید انتظار داشته باشیم همه حوادث را مورخین ثبت کرده باشند. عزیزان دقت کنند.

در زمان حیات رسول الله مورخین تمام زندگی امام مجتبی و امام حسین ریز به ریز نقل کردند فلان روز مسجد آمد، زمین خورد گریه کرد، پیغمبر برداشت روی شانه اش سوار کرد بالای منبر بود حسنین روز زانوی حضرت آمدند. پیغمبر مشغول نماز بود حسنین را بر دوشش سوار می کرد. موقع سجده به زمین می گذاشت. تمام ریزه کاری ها نسبت به صدیقه طاهره و ... دقیق ثبت شده است.

 بعد از رحلت یا بهتر بگوییم شهادت حضرت رسول اکرم مورخین از اهل بیت رویگردان شدند مطالب زیادی حتی نسبت به آقا امام حسین و امام مجتبی نمی بینیم خیلی کم وجود دارد؛ یعنی با آن حجم عظیمی از زندگی این بزرگواران در زمان حیات پیغمبر با بعد از او واقعاً عجیب است.

در «کربلاء» خیلی از حوادث را ثبت نکردند فرمایشات «سید ابن طاوس» در «لهوف»شان با فرمایشات «شیخ مفید» در «ارشاد» با فرمایشات «ابن شهرآشوب» در «مناقب» و ... اختلافات خیلی زیاد است. اهل سنت را کار نداریم آن ها خیلی اختلاف دارند «طبری، ابن اثیر» و دیگران اختلاف خیلی زیاد است ولی دقیق ثبت نشده است.

در رابطه با حضرت رقیه (سلام الله علیها) هم به آن شکل نقل نشده است. مثلاً اولین کتابی که می بینیم مطرح کرد «منتخب التواریخ» است اشاره خواهم کرد و مدارکش را هم عرض می کنم.

در سایت های مختلف بعضی از عزیزان زحمات زیادی کشیدند، حتی در «سایت ولی عصر» عزیزمان زحمت زیاد کشیدند موارد زیادی از مدارکی که می شود استفاده کرد که وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) کاملاً یک مسئله ثبت شده است این یکی، دو مورد هم نیست.

 در «سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» تقریباً حدود پنجاه سند و پنجاه قرینه برای اثبات وجود حضرت رقیه آوردیم. پنجاه دلیل کم نیست. پنجاه تا نه، ده تا پنج تا آقایان می گویند اگر مدرکی از سه تجاوز کند مستفیض می شود. و حدیث خبر مستفیض هم می گویند احتیاجی به بررسی سند ندارد؛ یعنی فقط حدیث مستفیض شد کاملاً مسئله تثبیت است.

 می بینیم بعضی از اهل سنت مثل «ابو مخنف – متوفای 158» مورد اعتماد بزرگان از شیعه و سنی هست مطالب زیادی از او نقل کردند ایشان قضیه حضرت رقیه را ثبت کرده است.

 همچنین «سیف ابن عُمیره» یا «عَمیره» از اصحاب امام صادق (سلام الله علیه) هست مفصل اشعارش را می خوانم. در زمان امام صادق زندگی می کرد امام صادق مستشهد 148 است اگر هشت سال قبل از شهادت امام صادق باشد متوفای سال 140 هست در اشعارش مفصل دارد

«ورقيـة رق الـحسود لضعفها * وغـدا ليعذرها الذي لم يعذر»

یا «بیهقی – متوفای 565» این را آورده است. مرحوم «سید ابن طاوس – متوفای 664» قضیه این که:

«يا اختاه يا امّ كلثوم! و انت يا زينب و انت يا رقية»

**

«يَا أُخْتَاهْ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ وَ أَنْتِ يَا زَيْنَبُ وَ أَنْتِ يَا فَاطِمَةُ وَ أَنْتِ يَا رَبَابُ انْظُرْن‏...»

نام كتاب: اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى‏؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى- فهرى زنجانى، احمد (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: جهان‏، تهران: 1348 ش، ص82

این ها را مفصل ان شاء الله عرض خواهم کرد «عماد الدین طبری» می گویند مفصل تر از همه ایشان در «کامل بهائی» آورد. وقتی اسم «کامل بهائی» می آید بعضی ها تصور می کنند «شیخ بهائی» است حال آن که، در حقیقت مال «عماد الدین حسن ابن علی ابن محمد طبری» معاصر «خواجه نصیر طوسی» بود.

مجری:

این «طبری» غیر از «تاریخ طبری» است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، «تاریخ طبری» 310 است «خواجه نصیر الدین طوسی» مال قرن هفت هست معاصر «علامه حلی» هست این مسائل را آورده چون در حقیقت یکی از بزرگان معاصرش به نام «قاسم ابن محمد بهائی» بوده به خاطر او این کتاب را نوشت و به «کامل بهائی» مشهور گردید.

البته زیاد است عرض کردم پنجاه مدرک آورده شده دوستان می توانند «سایت مؤسسه تحقیقاتی ولی عصر» را ببینند. شاید ده، پانزده سایت دیگر هم یا خودشان کار کردند یا از «سایت مؤسسه تحقیقاتی ولی عصر» گرفتند.

این پنجاه تا مدرک بعضی ها از معاصرین هست این ها نشان می دهد این مسئله کاملاً قطعی است کمتر قضیه ای داریم پنجاه تا قرینه داشته باشد. حتی در رابطه با اسارت اهل بیت پنجاه دلیل دارید؟ شهادت علی اکبر پنجاه تا دلیل دارید؟

مرحوم «شهید مطهری» البته در یکی از نوارهایش جمله ای فرمودند بعضی ها از جمله «شهید مطهری» استفاده کردند که شاید نظر ایشان این است که وجود حضرت رقیه ثابت نیست و حال آن که از عبارت مرحوم «مطهری» این در نمی آید. در یک نیم سطری می گویند در «شام» دختری به نام رقیه سه یا چهار ساله از دنیا رفته است.

نوارهای ایشان هم پیاده شد تحقیق رویش نشد خانواده هاشان «حماسه حسینی و تحریف عاشوراء» و ... را چاپ کردند. در آن جا مطالب تند خیلی زیاد است. ما خودمان هم وقتی کتاب می نویسیم با دقت زیاد می نویسیم.

مجری:

باز می دهید کسانی دیگر هم نظر بدهند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

افراد دیگری هم ملاحظه می کنند ویراستاری می شود در آخر دوباره خودمان می بینیم ولی در صحبت ها انسان خیلی زیاد مقید نیست حالت حماسی است مطلبی به ذهن آدم می رسد می گوید بعد متوجه می شود این مطلب خیلی صحیح نبود ضعیف بود یا از شنیده ها بود یا مطالبی از اساتید و ... شنیدیم خودمان اصلاً این ها را ندیدیم و این ها را بارها نقل کردیم.

ولی در کتاب ها و مقالات این ها را نمی نویسیم ولذا در این قضایا کاملاً واضح و روشن هست فرمایشات مرحوم «مطهری» گرچه هیچ دلالتی ندارد نفی نکرده است بعضی ها با آب و تاب نقل می کنند خیلی در اشتباه هستند. اضافه این که پنجاه قرینه و مدرک نشان می دهد بر این که مسئله ثابت و روشن است.

این که الان تمام بزرگان، مراجع و علماء به زیارت حضرت می روند در برابر قبر مطهرش خضوع و گریه می کنند این سیره ها علی القاعده متصل به عصر معصوم است که بعضی از شعرای عصر امام صادق این مطالب را آوردند نشانگر این است که مسئله واقعیت ثابتی است.

مجری:

اگر نکته ای هم در مورد نام ایشان دارید بفرمایید به مراجع معظم تقلید اشاره هم فرمودید نکاتی از مراجع معظم در این مورد اشاره شده است یا توسلاتی که نسبت به حضرت داشتند این را هم اشاره بفرمایید ممنون می شوم.

ü       بیان علما در مورد حضرت رقیه(سلام الله علیها) و نام آن حضرت

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این را در «سایت مؤسسه تحقیقاتی ولی عصر» آوردیم عبارت مرحوم «مطهری» را آورده داستان طفلی از ابی عبد الله در «شام» از دنیا رفت بهانه پدر می گرفت سر پدر را آن جا آوردند طفل وفات کرد به «نفس المهموم» رجوع شود در حقیقت تأیید هست نه رد!

 همچنین حضرت آیت الله العظمی «میرزا جواد آقای تبریزی (رضوان الله تعالی علیه)» مزار کنونی حضرت رقیه بنت الحسین در «شام» از اول مشهور بوده است. گویا حضرت امام حسین نشانی را از خود در شام به یادگار سپرده است تا فردا کسانی پیدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت و حوادث آن بپردازند این دختر خردسال گواه بزرگی است بر این که در ضمن اسیران حتی دختران خردسال نیز بوده اند.

 همچنین آیت الله العظمی «مکارم شیرازی» می فرمایند شکی نیست که دختر کوچکی از امام حسین در «شام» از دنیا رفت و در آن جا دفن شد. حرم فعلی منسوب به همان دختر است اما این دختر رقیه بود یا نام دیگر اختلاف هست.

 آیت الله العظمی «نوری همدانی» در کتاب هایی چون «کامل بهائی، نفس المهوم» و کتاب های معتبر دیگر دختر خردسالی که بعضی نام او را رقیه نامیدند در «شام» به شهادت می رسد.

 همچنین آیت الله «مظاهری اصفهانی (حفظه الله)» می گوید همین جا که به عنوان مرقد حضرت رقیه مشهور است مرقد اوست تشکیک کردن یک ظلم است آن هم ظلم به بچه مظلوم امام حسین ایشان خیلی خلاصه مطرح کرد. تشکیک در آن ظلم به حضرت زینب (سلام الله علیها) و ظلم به ایشان گناهش خیلی بزرگ تر است.

 آیت الله العظمی «علوی گرگانی» وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) از مسلمات تاریخی است و اگر شبهه ای هم هست در اصل وجود ایشان نیست بعضی از شبهات در رابطه با نام ایشان هست.

حضرت آیت الله «روحانی (رضوان الله تعالی علیه)» ایشان اشاره دارد بر این که کتابی در این زمینه نوشته شده است.

 جناب آٔقای «جاودان (حفظه الله تعالی)»‌ می گوید این فرزند خردسال امام در مأخذ موجود قدیمی اسم داستان شهادت ایشان با اندک تفصیل آمده و آن را از آن مأخذ ... بعد از کتاب «کامل بهائی» نقل می کند و مطالب دیگر

این ها نشان می دهد مراجع و بزرگواران ما در این زمینه ساکت نماندند و این مطالب را مطرح کردند و این قضایا کاملاً‌ ثبت شده و قابل انکار نیست.

مجری:

ممنون و متشکر بعد از میان برنامه بر می گردیم باز مباحث علمی در مورد وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) را ادامه خواهیم داد.

(میان برنامه)

مجری:

«صلی الله علیک یا ابا عبد الله و علی اولادک و علی بناتک»، ان شاء‌ الله در شب پنجم ماه صفر از دستان کوچک دخت حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) زیارت اربعینِ امسال تان را دریافت کنید و ایشان زیارت اربعین همه ما را به کربلای معلیٰ امضاء کنند و ان شاء الله به نیابت از خود ایشان و به نیابت از تمام شهدا و بالاخص امام و رهبر شهیدمان بتوانیم زیارت اربعین امسال را بجا بیاوریم.

حضرت استاد اشاره ای فرمودید در منابع شیعی در حقیقت این امر را فرمودید که اثبات شده هست می خواهیم نگاهی به منابع عامه (اهل سنت) بکنیم ببینیم اشاره به وجود ایشان و شهادت ایشان آیا در منابع اهل سنت هم آمده یا خیر؟

ü       وجود و شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) در منابع اهل سنت

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اولین مدرکی که اشاره کردم مال «مقتل ابو مخنف» هست «مقتل الحسین و مصرع اهل بیته» ایشان می گوید:

«ثمّ نادى علیه السّلام: یا أمّ کلثوم و یا زینب و یا سکینة و یا رقیّة و یا عاتکة و یا صفیّة علیکنّ منّی السّلام. فهذا آخر الاجتماع، و قد قرب منکم الافتجاع.»

پس حضرت سید الشهداء علیه السلام ندا کرد که ای ام کلثوم و ای زینب، اى سکینه، ای رقیه و ای عاتکه و ای صفیه از من بر شما سلام. این آخرین اجتماع ما است و به زودی فجایع و مصائبی به شما می‌رسد.

مقتل الحسین و مصرع أهل بیته و أصحابه فی کربلاء؛ ابی مخنف، الطبعه الثانیه، 1408 ق، مکتبة الالفین، کویت، ص ۱۳۱

وقتی در سلام، السلام علیک می گویند عرب در خداحافظی علیک را مقدم می دارد. «فهذا آخر الاجتماع، و قد قرب منکم الافتجاع» می گوید آخرین اجتماع ما هست زمان خداحافظی رسیده است.

 آقای «قندوزی»‌ در «ینابیع المودة»، جلد 3، صفحه 401 شهادت علی اکبر و این قضایا را مطرح می کند تا آن جا که «ثُمَ نادیٰ» آخرین لحظه

«(وداع الحسين (ع)) ثم نادى: " يا أم كلثوم، ويا سكينة، ويا رقية، ويا عاتكة، ويا زينب، يا أهل بيتي عليكن مني السلام ". فلما سمعن رفعن أصواتهن بالبكاء، فضم بنته سكينة الى صدره، وقبل ما بين عينيها، ومسح دموعها، وكان يحبها حبا شديدا، ثم جعل يسكتها ويقول: سيطول بعدي يا سكينة فاعلمي * منك البكاء إذ الحمام دهاني لا تحرقي قلبي بدمعك حسرة * مادام مني الروح في جثماني فإذا قتلت فأنت أولى بالذي * تأتينه يا خيرة النسوان. ثم دنا من القوم وقال: " يا ويلكم أتقتلوني على سنة بدلتها ؟ أم على شريعة غيرتها ؟ أم على جرم فعلته؟ أم على حق تركته؟ ". فقالوا له: " إنا نقتلك بغضا لابيك "»

ینابیع المودة لذوی القربی للشیخ سلیمان بن ابراهیم القندوزی الحنفی (1220 - 1294 ه‍)؛ تحقیق سید علی جمال اشرف الحسینی، ج 3، ص 71 و 72 باب ینابیع المودة لذوی القربی

وقتی صدای خداحافظی امام حسین را شنیدند صدای ناله بلند شد حضرت سکینه را به سینه اش چسباند و بین دو چشمانش را بوسید خیلی سکینه را دوست داشت. بعد قضایایی را مطرح می کند در مورد این مسائل هست.

 همچنین آقای «ابو اسحاق اسفراینی – متوفای 418» کتابی دارد تحت عنوان «نور العین فی مصیبة الحسین» مطالبی را مطرح می کند تا به این جا می رسد در مصرع حسین آمده و قضایا حضرت در روز عاشوراء را مطرح می کند

«ونادى يا ام كلثوم يا رقية يا عاتكة يا سكينة عليكن مني السلام»

نور العین فی مشهد الحسین رضی الله عنه؛ تألیف الاستاذ ابی اسحق الاسفراینی، باب مکتبة یعسوب الدین علیه السلام، ج 1، ص 50

همان تعبیری که دیگران داشتند قضیه گریه کردن اهل بیت را آوردند.

بعد آقای «عبد الوهاب شعرانی» که از علمای بزرگ و از عرفاء بوده؛ حتی می گویند بعضی از بزرگان اهل سنت اگر نسبت به اهل بیت عنایت خاصی داشتند تأثیر گذاری آقای «عبد الوهاب شعرانی» بود مشهور هم هست حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) سه روز مهمان ایشان بود این مشهور است و همه آوردند.

ایشان هم کتابی دارد «لطائف المنن و الأخلاق - الإمام عارف بالله ابی المواهب سیدی عبد الوهاب شعرانی – متوفای 973» ایشان در این جا مطالبی در رابطه با اهل بیت آورد می گوید یکی از منت های خدا به من این بود از هر وقتی اهل بیت را که در «مصر» دفن هستند زیارت شان می کنم و قضایا را مطرح می کند. در پایان می گوید:

«و أخبرنی أن رقیة بنت الإمام علی فی المشهد القریب من جامع دار الخلیفة أمیر المؤمنین و معها جماعة من أهل البیت»

این که رقیه از نواده های حضرت امیر (سلام الله علیه) هست در جامع دار الخیفه امیر المؤمنین و جماعتی هم در آن جا دفن هستند. کلمه جامع دار الخلافة امیر المؤمنین علی الظاهر نشان می دهد مراد ایشان خلفای «فاطمیون» بوده است که این ها خودشان را امیر المؤمنین ملقب کردند. به سال وفات «عبد الوهاب شعرانی» همین می خورد تقریباً روزهای اواخر عمر دولت «فاطمیون» در «مصر» بوده است.

 یکی از چیزهایی که آقایان با سند معتبر آوردند «سیف ابن عُمیره نخعی» یا «عَمیره» از اصحاب برجسته آقا امام صادق اشعار مفصلی در رابطه با قضیه رقیه دارد.

«وسكينة عنها السكينة فارقت ** لما ابتديت بفرقة وتغيّر»

از سکینه آرامش و قرار دور شد آن هنگام که به درد جدائی و دگرگونی تلخ روزگار گرفتار شد.

«ورقية رقّ الحسود لضعفها ** وغدا ليعذرها الذي لم يعذر»

رقیه چنان مظلوم بود حتی دشمنان کینه توز هم به حال او و ناتوانیش گریه می کردند و متأثر می شدند. «وغدا ليعذرها الذي لم يعذر»، فردای قیامت این ها از ظلمی که به حضرت رقیه کردند عذرخواهی می کنند ولی عذر آن ها پذیرفتی نیست (خیلی زیباست)، «ورقية رقّ الحسود لضعفها ** وغدا ليعذرها الذي لم يعذر»

بعد دارد:

«ولأُم كلثوم يجد جديدها ** لئم عقيب دموعها لم يكرر»

«لم أنسها سكينة ورقية ** يبكينه بتحسّر وتزفّر»

اشعار خیلی مفصلی هست.

 همچنین «محمد بهاء الدین جوینی – متوفای 678» ایشان هم در «کامل بهائی» مفصل این قضایا را آورده است.

«بهاری اردشیری» در کتاب «أدب الحسین» این خداحافظی را آورده است. «اسرار الشهادة مرحوم دربندی» از علما و مراجع بزرگ شیعه آورده است. از «معالی السمطین» آمده که در روی قبر حضرت رقیه نوشته است:

«هذا البیت بقعة شرفت بآل النبی و بنت الحسین الشهید رقیة علیه السلام»

لطائف المنن و الاخلاق فی بیان وجوب التحدث بنعمه الله علی الالاق؛ شعرانی، عبدالوهاب بن احمد؛ ناشر: مطبعة المیمنیه، مصر؛ باب دهم، ص 477

روی سنگ قبر حضرت رقیه این متن آمده است این جا محل دفن دختر امام حسین، رقیه (سلام الله علیها) هست.

مجری:

بسیار عالی، چون یک مقدار بحث علمی و تاریخی داریم جایش هم هست قبل از این که سوالاتی در مورد کرامات و عنایات ایشان بپردازم این سوال را مطرح کنم از خود ایشان قاعدتاً در عاشوراء و «کربلاء» بوده اند شرح حالی از مورخین و اصحاب مقاتل چیزی ثبت شده است؟

ü       در شرح حال حضرت رقیه(سلام الله علیه) در منابع تاریخی و مقاتل می‌شود مدارک پیدا کرد

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اگر اشتباه نکنم سال 48- 49 بود نماز آیت الله العظمی «بهجت» به «مسجد فاطمیه» می رفتیم بعضاً مقداری زودتر می رفتم به کتابخانه می رفتم آن جا یک دوره «چهارده معصوم جواد فاضل» را مطالعه کردم. به قلم «جواد فاضل» خیلی علاقه دارم حماسی می نویسد آدم مطالعه می کند می خواهد پرواز کند.

به دوستان توصیه می کنم مطالعه کنند خلاصه و گزیده هایی از «نهج البلاغه» را با یک قلم حماسی آورده است معتقدم هیچ شاعری توانایی این طور حماسه سازی را ندارد. یعنی در حماسه ایشان را نفر اول یافتم.

 کتاب ایشان فارسی چهارده جلدی است در جلد امام حسین دارد حضرت رقیه (سلام الله علیها) مورد عنایت ویژه حضرت امام حسین (سلام الله علیه) بود و شب ها پیش مادر نمی خوابید پیش آقا امام حسین می خوابید این قدر علاقه داشت.

شب عاشوراء آقا امام حسین مشغول خطبه خواندن، نماز و ... بود می گوید این دختر سه ساله منتظر بود بابا بیاید او را بغل کند و بخوابد. پاسی از شب گذشت دید بی خوابی اذیتش می کند بیرون خیمه با دستان کوچکش از خاک «کربلاء» متکا مانندی درست کرد سر مطهرش را روی خاک گذاشت تا صبح خوابید این را در این کتاب دیدم خیلی برایم عجیب بود.

همچنین قضایایی که نقل کردیم آقا امام حسین وقتی برای وداع می آید حضرت سکینه (سلام الله علیها) به رقیه دختر سه ساله بود می گوید خواهر بیا جلوی بابا را بگیریم نگذاریم به مقتل برود.

وقتی می خواهند جلوی پدر را بگیرند حضرت رقیه یا حضرت سکینه خیلی بی تابی و گریه می کند ظاهراً به دختر سه ساله می ماند عرضه می دارد بابا از اسب پایین بیا حضرت از اسب پایین می آید، می گوید بابا بغلم کنم بغل می کند می گوید بابا دستی که بر سر یتیم ها می کشیدی بر سر من هم بکش!

 حضرت می فرماید دخترم هنوز یتیم نشدی گفت بابا آن خداحافظی که کردی «یا زینب یا ام کلثوم علیکن من السلام» یقین کردم یتیم شدم. این قضایا خیلی برای حضرت سید الشهداء دردناک بود تعبیر:

«لا تحرقی قلبی بدمعک حسرة، مادام منی الروح فی جثمانی»

بعضی در مورد حضرت رقیه دارند دخترم مادامی که پدرت زنده هست با این ناله هایت جگر بابا را آتش نزن «لا تُحرقی قَلبی» قلب من را آتش نزن

«واذا قتلت فانت اولی بالذی تاتینه یا خیرة النسوان»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)؛ نويسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏ (وفات مؤلف: 588 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: علامه‏، قم‏ 1379 ق‏، ج3، ص257

بعد از این که به شهادت رسیدم دخترانم از دیگران شایسته تر هستند که برایم اشک بریزند این قضایا در رابطه با «کربلاء» ثابت شده است.

 قضیه ای را از یکی از اساتید شنیدم دنبال مدرکش نبودم پیدا کنم. آٔقا امام سجاد (سلام الله علیه) می گوید رقیه خیلی بی تابی و گریه می کرد عرض کردم چرا این همه بی تابی می کنی؟ جمله ای حضرت رقیه گفت قلبم را آتش زد (قریب به این مضمون) حضرت رقیه در یکی از این شب ها با دست کوچکش دستم را گرفت و روی شکمش گذاشت گفت برادر آیا در «شام» گرسنه ای مثل من وجود دارد؟ از شدت گرسنگی داشت بی تابی می کرد!

 این ها مسائلی است که از حضرت رقیه (سلام الله علیها) نقل شده بعضی ها در تواریخ مطرح است و برای بعضی ها می شود مدارک و قرائنی جمع کرد.

مجری:

مصیبت های که در «شام» برای شان حادث شد به گونه ای بود که امام زین العابدین (علیه السلام) فرمودند «الشام الشام الشام»

(میان برنامه)

مجری:

سپاسگزاریم از این که همچنان با ویژه برنامه «با کاروان» را از شبکه حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) همراهی می‌فرمایید. کما کان در خدمت حضرت استاد حسینی قزوینی هستیم و برنامه امشب که در شب شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) است و اختصاص به وجود ان نازنین دارد و مباحثی که تا کنون مطرح شد در بخش اول حضرت استاد اشاره به مادر این دردانه داشتند که فرمودند مادر ایشان «بانو ام اسحاق» بودند و شبهاتی را در مورد وجودشان پاسخ دادند.

از مراجع عظام تقلید مسائل و نکاتی را مطرح فرمودند، مدارک و مستنداتی را از منابع شیعی و منابع اهل سنت آوردند شرح حال ایشان را در عاشورا آورده اند. منتها دقایقی را که فرصت داریم فکر می‌کنم بسیار نیکو و به جا باشد از کرامات این دخت کودک و سه ساله ابا عبدالله الحسین(سلام الله علیه) ببینیم و بشنویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در کتاب «منتخب التواریخ – مرحوم میرزا هاشم خراسانی» مطلبی را آورده است. کتاب «منتخب التواریخ» کتاب معتبر شیعه است و خیلی دقت داشته است. داستان مفصلی را آورده می‌گوید عالم جلیل شیخ «محمد علی شامی» از علما و محصلین «نجف اشرف» است به حقیر فرمود جد اُمی و بلا واسطه من سید «ابراهیم دمشقی» که نسبش به «سید مرتضی» می‌رسد مردی شریف و دارای سه دختر بود و فرزند ذکور نداشت.

ü      سید ابراهیم دمشقی و ماجرای تعمیر قبر حضرت رقیه(سلام الله علیها)

شبی دختر بزرگ‌شان حضرت رقیه(سلام الله علیها) را در خواب دید که به ایشان گفته بود به پدرت بگو به قبر و لحد من آب افتاده است و بدن من در اذیت است بگو بیاید قبر و لحد من را تعمیر کند.

دخترش به «سید ابراهیم» دمشقی گفت ولی از ترس اهل تسنن جرأت نکرد، شب دوم دختر وسطی این خواب را دید و شب سوم دختر سوم دید شب چهارم حضرت رقیه(سلام الله علیها) به خواب خود سید آمد با عتاب گفت چرا والی را خبردار نکردی؟

صبح ایشان بلند شد و نزد والی «دمشق» رفت و قضایا را گفت ایشان علمای بزرگ شیعه و سنی را جمع کرد و قضایا برایش کاملا روشن بود و به این‌ها گفت شما همگی وضو بگیرید و غسل کنید، استغفار کنید و من به حرم حضرت رقیه قفلی زده ام هرکدام دست زدید قفل باز شد اون شایسته است برود این قبر را نبش و تعمیر کند.

علما آمدند هرکدام دست زدند قفل باز نشد، تا این سید بزرگوار آمد دست زد قفل باز شد گفت ایشان شایسته است این کار را انجام بدهد. ایشان شروع به این کار کرد و تعدادی هم کمکش می‌کردند قبر را نبش کردند و دیدند آب داخل قبر افتاده و جسد مطهر حضرت رقیه(سلام الله علیها) در داخل آب است.

سید جنازه را برداشت روی زانویش گذاشت و رو به قبله نشست، دارد سه شبانه روز طول کشید تا قبر را تعمیر کند می‌گفت سید این جنازه را لحظه ای به زمین نگذاشت فقط زمان نماز، زمین می‌گذاشت نمازش را به اختصار می‌خواند باز جنازه دختر سه ساله را روی زانو می‌گرفت.

دارد که از کرامات حضرت رقیه(سلام الله علیها) این بود که در این سه روز ایشان احتیاج به آب و غذا و تجدید وضو نداشت. بعد که این مخدره را دفن کردند این سید به حضرت رقیه(سلام الله علیها) متوسل شد. قریب به این عبارت است و دوستان می‌توانند این مطلب را در صفحه 388 باب ششم مطالعه کنند.

عرض کرد باب الحوائج من سه تا دختر دارم خیلی دوست داشتم یک فرزند ذکور هم داشته باشم دعا کرد و خدای عالم در سن پیری به او پسری مرحمت کرد. مثل قضیه حضرت ابراهیم (علی نبینا وآله و علیه السلام) و اسم او را هم سید مصطفی گذاشت.

این قضیه و داستان را مرحوم «سید هاشم بحرانی» در کتاب «منتخب التواریخ» خودش اودره است.

کتابی را آقای «عبدالحسین نیشابوری» تحت عنوان «ریحانه کربلا» نوشته است بعضی‌ها خیلی آدم‌های خوش ذوق هستند. همین که اسم کتاب را آدم می‌شنود خوش ادم می‌آید چون زیبا و لطیف است.

ü      شفا گرفتن آقای افشار با متوسل شدن به حضرت رقیه(سلام الله علیها)

یکی از علمای روحانی آقای «افشار» که می‌شناسم متدین است و به صداقتش ایمان دارم می‌گفت این مطلب را برای من نقل کرد در جوانی روضه می‌خواندم جراحتی عمیقی در زانوی من ایجاد شد و هرچه دکتر رفتم نتیجه نداد آخرش پزشک‌ها گفتند باید پایت قطع بشود.

خیلی نارحت شدم و دلم شکست. شبی که بنا بود فردایش پایم را قطع کنند گفتم کجا بروم؟ یک دفعه به ذهنم رسید دختر سه ساله حسین باب الحوائج است دَرْ خانه او بروم. شروع کردم اشعار صامت بروجردی را خواندن:

 بود در شهر شام از حسین دختری * آسیه فطرتی، فاطمه مَنْظری

تالیِ مریمی، ثانیِ هاجری * عفت کردگار، عصمت اکبری

می‌گفت این اشعار را خواندم خیلی اشک ریختم و بعد خوابم برد دیدم که یک نازدانه دختری با یک بزرگواری در اطاق آمدند بعد متوجه شدم آن بزرگوار سید الشهداء(سلام الله علیه) است فرمود اقای «افشار» بلند شد. عرض کردم آقا جان پایم طوری است که الان حال بلند شدن ندارم، فرمود وقتی دختری آمده شفاعت کرده دیگر پایت شفا یافته است.

می‌گفت بلند شدم، همین بلند شدن باعث شد که از خواب پریدم دیدم اصلا پایم درد نمی‌کند یک مقدار به پایم نگاه کردم دیدم آثاری از زخم در پایم نیست و شروع به داد و بیداد کردم دکترها آمدند می‌گفت در اطاق من یک قیامت و عاشورایی شد!

بعد خیلی از مریض‌های که آن‌جا آمده بودند التماس کردند اقای «افشار» تو را به خدا اشعار صامت بروجردی را بخوان ما هم بشنویم عنایتی بشود. می‌گوید من چند بیتی را که حفظ بودم خواندم

بود در شهر شام از حسین دختری * آسیه فطرتی، فاطمه مَنْظری

تالیِ مریمی، ثانیِ هاجری * عفت کردگار، عصمت اکبری

خاطر چاک چاک سر نهاده به خاک * از فراق پدر با غم بی حدی

نیمه شب ناگهان شد زخواب گران* ناله ای بر کشید با فغان غریب

گفت ای عمه جان باب زارم کجاست * آن گل دوستان تاج و تارم کجاست

عمه اش در بغل برگرفتش به ناز * گفت ای نور چشم کن کمی ...

گفت این اشعار را خواندم و مریض‌ها شیون کردند، پرستارها و دکترها در اطاق جمع شده بودند همه اشک می‌ریختند من را بردند عکس و آزمایش گرفتند دیگر هیچ آثاری از بیماری نبود.

می‌گفت بعد از مدتی به بیمارستان مراجعه کردم که از دکترها تشکر کنم گفتند فلانی آن شب که اشعار صامت بروجردی را خواندی آن مریض‌ها در اطاق جمع شدند و تمام آن‌ها همان شب شفا پیدا کردند و فردا مرخص شدند!

ملاحظه بفرمایید یک دختر سه ساله حسین چه کار می‌کند؟ یک دختر سه ساله باب الحوائج این طور شفا می‌دهد. وقتی یک دختر سه ساله این کرامت و معجزه را داشته باشد بزرگان و پدر بزرگوارش، عموی بزرگوارش عمه داغ دیده اش آن‌ها چه کار می‌کنند!

مجری:

سلامت باشید، دقایقی کوتاهی تا پایان برنامه است این‌های که می‌فرمایید شاید برای برخی یک مقدار باعث تعجب بشود که چطور می‌شود کودکی در این سن و هزار و اندی سال هم گذشته است، این کودک باز کما کان فیضش جاری و ساری است این طور کرامات دارد؟ این را اگر در حد سه چهار دقیقه بفرمایید ممنون می‌شوم.

ü      پاسخ به این شبهه، چطور این بزرگواران در سن کم دارای این کرامات و معجزات هستند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ملاحظه بفرمایید بحث سر این است یکی از خطایای رایج ما در قضاوت‌ها این است که ارزش انسان‌ها را با معیارهای زمینی و مادی می‌سنجیم در حالی که قرآن و روایات دستگاه ارزشگذاری را کاملا متفاوت از نظر ما دارد. ملاک‌های بشری با ملاک‌های الهی باهم متفاوت نیست.

همین قضایا را در رابطه با اقا امام جواد(سلام الله علیه) است. در شب شهادت امام جواد(سلام الله علیه) بعضی از این قسمت‌ها را در آن برنامه اشاره کردم و این که این مسائل در رابطه با حضرت جواد(سلام الله علیه) بعضی‌ها در امامت حضرت جواد(سلام الله علیه) شک می‌کردند مگر می‌شود یک فرزند چهار ساله امامت را عهده دار بشود.

روایات متعدد از اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) داریم هم امام جواد(سلام الله علیه) این مسائل را مطرح کردند و جواب دادند من یک اشاره ای داشته باشم در قضایای امام جواد(سلام الله علیه) چه مسائلی مطرح بوده است.

مطلب در کتاب «کفایة الاثر» است و همچنین کتاب «بحار الانوار» از کتاب «کفایة الاثر» نقل می‌کند.

 «حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الدَّقَّاقُ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي قَتَادَةَ عَنِ الْمَحْمُودِيِّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: كُنْتُ وَاقِفاً عَلَى رَأْسِ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بِطُوسَ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ مَنْ كَانَ عِنْدَهُ إِنْ حَدَثَ حَدَثٌ فَإِلَى مَنْ قَالَ‏ إِلَى ابْنِي مُحَمَّدٍ وَ كَأَنَّ السَّائِلَ اسْتَصْغَرَ بِسِنِّ أَبِي جَعْفَرٍ فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ(سلام الله علیه) إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بَعَثَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ (سلام الله علیهما) ثَابِتاً بِإِقَامَةِ شَرِيعَتِهِ فِي دور [دُونِ‏] السِّنِّ الَّذِي أُقِيمَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ ثَابِتاً عَلَى شَرِيعَتِهِ.»

كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف‏، ناشر: بيدار، ص 278

ابراهیم ابن ابی محمود می‌گوید من کنار آقا امام رضا(سلام الله علیه) بودم و عرض کردم آقا جان اگر اتفاقی برای شما بیفتند ما چه کار کنیم؟ حضرت فرمود به فرزندم امام جواد مراجعه کنید گفت من خیلی برایم عجیب بود که به بچه ای چهار پنج ساله مراجعه کنیم.

بعد حضرت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بَعَثَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ (سلام الله علیهما) ثَابِتاً بِإِقَامَةِ شَرِيعَتِهِ فِي دور [دُونِ‏] السِّنِّ الَّذِي أُقِيمَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ» خدای عالم حضرت عیسی را خیلی کوچک تر از امام جواد بود نبوت و حکمت داد.

 (قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِي الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيا)

(ناگهان عيسي زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدايم؛ او کتاب (آسماني) به من داده؛ و مرا پيامبر قرار داده است!

سوره مریم (19): آیه 30

و همچنین در کتاب «کافی» شریف در جلد اول همان بابی که مربوط به امام جواد(سلام الله علیه) است

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ حَسَّانَ لِأَبِي جَعْفَرٍ(سلام الله علیه) يَا سَيِّدِي إِنَّ النَّاسَ يُنْكِرُونَ عَلَيْكَ حَدَاثَةَ سِنِّكَ فَقَالَ وَ مَا يُنْكِرُونَ مِنْ ذَلِكَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِيِّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي فَوَ اللَّهِ مَا تَبِعَهُ إِلَّا عَلِيٌّ (سلام الله علیه) وَ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ وَ أَنَا ابْنُ تِسْعِ سِنِينَ.»

الكافي ( ط- الإسلامية)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران‏: 1407 ق‏؛ ج1، ص 384، ح8

علی ابن حسان می‌گوید من به امام جواد(سلام الله علیه) عرض کردم بعضی از مردم هستند که کوچکی سن شما برای شان خیلی عجیب است. حضرت فرمود چرا انکار می‌کنند؟

 «فَوَ اللَّهِ مَا تَبِعَهُ إِلَّا عَلِيٌّ(سلام الله علیه) وَ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ وَ أَنَا ابْنُ تِسْعِ سِنِينَ.» حضرت امیر(سلام الله علیه) نه ساله بود پیامبر کرامات، معجزات و ایمان او را قبول کرد. من هم نه سالم است.

روایتی را من جدیدا دیدم برایم عجیب بود تا به حال این روایت را ندیده بود روایت در کتاب «تأویل الایات الظاهره» است همین امروز تصویرش را گرفتم.

ü      قرآنی در تهران چاپ شده که در حاشیه هر صفحه اش احادیث مربوط به اهل بیت را آورده اند!

اخیرا یک قرآنی در «تهران» چاپ شده است حاشیه هر صفحه احادیث مربوط به اهل بیت را آورده اند؛ یعنی هیچ صفحه ای در قرآن نیست که آیات و فضائل اهل بیت نباشد.

از اول قرآن تا آخر قرآن این طوری است. ما تا به حال این‌ها را می‌گفتیم ولی الان این کارا نوشته اند و هرکس این کار را کرده است جزاه الله خیرا

مجری:

کار زیبایی انجام دادند

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

از صفحه اول از الحمدلله گرفته تا سوره والناس هرصفحه آیاتی که مربوط به اهل بیت و امیر المؤمنین است در حاشیه آورده و ترجمه هم کرده است. دیدم در سوره مریم آیه 12:

(يا يحْيى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَينَاهُ الْحُكْمَ صَبِيا)

اي يحيي! کتاب (خدا) را با قوت بگير! و ما فرمان نبوت (و عقل کافي) در کودکي به او داديم!

سوره مریم (19): آیه 12

ذیل این آیه این روایت را آورده است. متأسفانه آدرس ندادند بعضی‌ها یک مقدار بد سلیقه هستند امروز مردم بدون مدرک از ما نمی‌پذیرند ولو ده تا روایت هم بیاوریم می‌گویند آدرس و منبعش کجاست؟

الان شما از هوش مصنوعی سوال می‌کنید می‌بینید حدیث درست می‌کند آدرس هم درست می‌کند و کتاب درست می‌کند مراجعه می‌کنید می‌بینید وجود خارجی ندارد. می‌گوییم این نادرست است می‌گوید معذرت می‌خواهم اشتباه شده است. آدرس داده مثلا در کتاب «بحار الانوار» است وقتی مراجعه می‌کنیم می‌بینیم نیست می‌گوید ببخشید اشتباه شده من یک از یک جایی شنیده بودم و یا در یک جایی دیده بودم از آن نقل کردم!

من دیدم هفت – هشت تا از کتاب‌ها این روایت را آورده اولش کتاب «تأویل الایات الظاهره- مرحوم استرآبادی» است ایشان از علمای قرن دهم است. روایت خیلی جالب است. روایت هم سندا صحیح است.

«قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ سُلَيْمَانَ الرَّازِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّيَالِسِيِّ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ حَكَمِ بْنِ أَيْمَنَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(سلام الله علیه) يَقُولُ وَ اللَّهِ لَقَدْ أُوتِيَ عَلِيٌّ(سلام الله علیه) الْحُكْمَ صَبِيّاً كَمَا أُوتِيَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا الْحُكْمَ صَبِيّا»

كتاب: تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة؛ نويسنده: السيد شرف الدين علي الحسيني الأستر آبادي (وفات: 940ق)، محقق / مصحح: استاد ولى، حسين‏، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي‏1366ش، مكان چاپ: ايران؛ قم‏:1409 ق‏ ص297

می‌گوید: «سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(سلام الله علیه) يَقُولُ» از امام باقر(سلام الله علیه) شنیدم فرمود: «وَ اللَّهِ لَقَدْ أُوتِيَ عَلِيٌّ(سلام الله علیه) الْحُكْمَ صَبِيّاً» خدای عالم حکمت را بر امیر المؤمنین در دوران کودکی عطا کرد. «كَمَا أُوتِيَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا الْحُكْمَ صَبِيّا»

خیلی از این روایت خوشم آمد، یعنی از آن روایت‌های بود که به من خیلی چسپید. من ملتزم هستم هر شب سوره مریم را با توصیه بعضی از بزرگان و اساتید می‌خوانم این قرآن را که به ما از تهران هدیه دادند داشتم نگاه می‌کردم این روایت آورده است.

من در ذهنم بود که امشب به مناسبت شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) که برنامه داریم این روایت را مطرح کنم و تصویر روایت را هم خودم گرفتم.

ü      حضرت امیر(سلام الله علیه) از روز ولادتش امام بوده است

این که دارد: «وَ اللَّهِ لَقَدْ أُوتِيَ عَلِيٌّ(سلام الله علیه) الْحُكْمَ صَبِيّاً» یعنی امیر المؤمنین(سلام الله علیه) از روز ولادت امام بوده است نه این که بعد از شهات اقا رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم) امام شده باشد و یا در «غدیر خم» امامتش اعلام می‌شود نه.

بلکه از همان لحظه ای که به دنیا آمده است امیر المؤمنین به ضمیمه امامت به دنیا آمده است. روایات زیادی هم داریم که اهل بیت(سلام الله علیهم) از همان کودکی خداوند به این‌ها علم اولین و آخرین را عنایت کرده است.

البته من یک مقدار پرده را بالاتر ببرم روایات متعدد از شیعه و سنی داریم و همچنین در زیارت جامعه کبیره داریم:

«‏ خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ»

خداوند شما را انواری آفرید قبل از این که آسمان و زمین باشد!

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص613

قبل از این که آدم و حوایی باشد. به تعبیر امام (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «مصباح الهدایه» در ذیل روایتی از امام رضا(سلام الله علیه) که در ده دوازده صفحه روایت را شرح جانانه ای کرده است.

امیر المؤمنین (سلام الله علیه) می‌پرسد ما افضل هستیم و یا ملائکه حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) می‌فرماید یا علی این چه حرفی است:

«وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّينَا»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص264

بعد می‌گوید خدای عالم قبل از این که جبرئیل را بیافریند، میکائیل و اسرافیل را بیافریند ما را آفرید. از نور ما جبرائیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل را آفریده شدند به نور ما نگاه کردند تصور کردند آفریننده شان ما هستیم آن‌جا ما کلاس توحید گذاشتیم.

«فَسَبَّحْنَا وَ سَبَّحَتِ الْمَلَائِكَةُ وَ هَلَّلْنَا وَ هَلَّلَتِ الْمَلَائِكَةُ وَ كَبَّرْنَا وَ كَبَّرَتِ الْمَلَائِكَة»

إرشاد القلوب إلى الصواب( للديلمي)؛ نويسنده: ديلمى، حسن بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 841 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: الشريف الرضي‏ مكان چاپ: قم‏: 1412 ق‏، ج2، ص405

يعني امامت این‌ها مربوط به قبل از خلقت نه عالم بلکه قبل از خلقت ملائکه است.

حاج اقای صفایی! یکی از مشکلات ما این است زیاد روی معرفت اهل بیت(سلام الله علیهم) کار نکردیم.

مجری:

چون خودمان یک مقدار محدود هستیم وقتی آن وسعت را نگاه می‌کنیم برای مان خیلی عجیب می‌آید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ»‏

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الكتب الإسلامية، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج‏4، ص576، بَابُ زِيَارَةِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (علیه السلام)، ح2

مجری:

خیلی ممنون حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی، استفاده کردیم و این هم حسن ختامی برنامه امشب بود از محضر حضرتعالی التماس دعا داریم، و همچنین از شما بینندگان عزیز التماس دعای فرج و دعای خیر داریم، یا علی مدد خدا نگهدار!


شهادت حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها، اثبات وجود و کرامات آن حضرت>

با کاروان حضرت رقیه سه ساله کربلا محرم اثبات وجود حضرت رقیه شهید مطهری علما و حضرت رقیه کرامات حضرت رقیه سید ابراهیم دمشقی صامت بروجردی شفای آقای افشار ریحانه کربلا شبهه سن کم و فضائل بی شمار