سایر قسمت ها
ضیافت آسمانی - به مناسبت ماه مبارک رمضان

قسمت هجدهم ویژه برنامه ضیافت آسمانی با کارشناسی استاد جباری


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه ضیافت آسمانی 10 01 1403 (قسمت 18)

عنوان برنامه: ضیافت آسمانی - به مناسبت ماه مبارک رمضان

استاد: حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر جباری

مجری: آقای سید محمد صفایی

کلیدواژها:

 ماه رمضان؛ شب قدر؛ سوره قدر؛ نازل شدن فرشتگان؛ شیعه؛ روح؛ جبرئیل؛ احیاء؛ بندگی؛ روزه خواص؛ بندگان صالح!

مجری:

اذان شیر حق در کوفه با خود یک خبر دارد * که مولا با دلی خون از جهان عزم سفر دارد

دو دستش بر دو گوش هست و دو چشمش بر سماء‌ آری * به هر الله اکبر در گلو بغضی دگر دارد

به شوق وصل جانان می کند بیدار قاتل را * برای تیغ پیشانی خود را سپر دارد

چه با تعجیل آید سوی محراب دعا امشب * یقین دارم که از صبح وصال خود خبر دارد

نه تنها او دلش گردیده تنگ همسرش زهرا * که زهرا هم دو چشمش در ره و بر او نظر دارد

گرفته دست خود را بر محاسن ذکر می گوید * تو گویی انتظار صبح در وقت سحر دارد

عدو برخواسته از خواب و مولا رفته در سجده * لبی خندان دلی آرام در موج خطر دارد

ندای قَد قُتل را بشنوید ای مردم کوفه * عدالت شد یتیم و گریه از داغ پدر دارد!

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين‏(سلام الله علیه)

سلام علیکم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند، دلدادگان، عاشقان و موالیان مولا علی ابن ابی طالب (صلوات الله و سلامه علیه) در آستانه شب قدر اول، شب نوزدهم ماه مبارک رمضان و شب ضربت خوردن مولایمان امیر المؤمنین مولی الموحدین (صلوات الله و سلامه علیه) با ویژه برنامه ضیافت آسمانی از شهر مقدس قم جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و از قاب شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم!

ان شاء الله ساعتی پیرامون فضیلت شب قدر گفتگو خواهیم کرد و همچنین پیرامون وجود نازنین مولای مان امیر المؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) به بیان و کلام استاد بزرگوار و ارجمند متخصص مباحث تاریخ و سیره جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای دکتر جباری سلام علیکم عرض تسلیت و تعزیت دارم.

استاد جباری:

علیکم السلام و رحمة الله بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می کنم حضور شما و همه بینندگان گرامی برنامه ان شاء الله که طاعات و عبادت شما مقبول درگاه خداوند متعال قرار گرفته باشد و ان شاء الله تهیه و آمادگی لازم را برای شب های قدر داشته باشیم.

مجری:

خیلی ممنونم استاد ارجمند، فکر می کنم نیکوتر این باشد ابتدا از شب قدر شروع کنیم چون در آستانه شب قدر اول هستیم دل ها کم کم آماده بشود یک مقدار متوجه بشویم فضای این شب، فضیلت این شب چه فضیلتی است و چه کنیم در این شب بزرگ بهتر باشد.

استاد جباری:

شب قدر را به عنوان یک امر قطعی مشترک میان همه مسلمانان باید لحاظ کرد به لحاظ این که جایگاه قرآنی دارد. قرآن کریم این شب را معرفی کرد و فضیلتش را بیان کرده است. سوره مبارکه قدر یک سوره کامل در ارتباط با این شب نازل شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

(إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيلَةُ الْقَدْرِ * لَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِي حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ)

ما آن [= قرآن‌] را در شب قدر نازل کرديم! و تو چه مي‌ داني شب قدر چيست؟! شب قدر بهتر از هزار ماه است! فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براي (تقدير) هر کاري نازل مي‌ شوند. شبي است سرشار از سلامت (و برکت و رحمت) تا طلوع سپيده!

سوره قدر (97): آیات 1- 2 – 3- 4 و 5

از همان آغاز سوره مشخص است که قرآن کریم می خواهد به بشر و مخاطبان خودش متذکر بشود که لیلة القدر چیز کم و عادیی نیست (وَمَا أَدْرَاكَ) چه می دانی این تعبیر برای بیان عظمت یک چیز هست. چه می دانی شب قدر چیست؟ (لَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) عظمت این ماه از هزار ماه برتر است. چطور از هزار ماه برتر است؟

در ادامه توضیح می دهد (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) در این شب فرشتگان و روح با اذن پروردگار نازل می شوند، کجا نازل می شوند؟ طبیعتاً یک محل نزولی باید داشته باشد. (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِي حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ) برای هر چیزی، هر امری و هر مقدری که بنا است در طول آن سال، در ارتباط با نظام هستی و همین طور در ارتباط با انسان‌ها رخ بدهد.

ضمیمه روایاتی که در کنار سوره قدر اهل بیت (علیهم السلام) آن آیات را بوسیله آن روایات تفسیر کردند پی می بریم فرشتگان و روح در این شب بر حجت و ولی زمان نازل می شوند و امور را بر او عرضه می کنند. چند روایت دیگر ان شاء الله عرض خواهم کرد روایاتی از امام جواد (سلام الله علیه) داریم مفصل هست صدر روایت را می خوانم.

امام جواد (سلام الله علیه) به شیعه متذکر شدند که شما بوسیله سوره قدر اختصام و احتجاج کنید و برای مخالفین در ارتباط با بحث امامت، حجت بیاورید. در بحث مهدویت و اثبات حیات امام عصر (سلام الله علیه) بوسیله یکی از روایاتی که ما را راهنمایی کرد بوسیله آن مسئله احتجاج بکنید همین روایت هست.

در میان اهل سنت تعداد متنابهی از علمای آن ها هستند که مسئله مهدی بودن فرزند امام عسکری (سلام الله علیه) را پذیرفته اند. بعضاً نسبت به حیات آن حضرت بحث دارند انکار می کنند به این که مهدی زنده بوده باشد. می گوییم اگر پذیرفتید که مهدی از نسل پیامبر و دوازدهمین از ائمه بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) هست به ناچار باید این را بپذیرید که آن حضرت زنده است، چرا؟ چون مسئله لیلة القدر ما را ملزم به پذیرش این مسئله می کند.

فرشتگان بر هر فردی نازل نمی شوند (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) را باید بر اهل و حجت عصر باید نازل بکنند. در هر زمانی باید حجتی داشته باشید که آن را عرضه بکنند این روح به عنوان بزرگ ترین فرشته الهی در روایات مطرح هست که بر اهل بیت (علیهم السلام) نازل می شدند. توصیف هایی در روایات نسبت به این وجود شریف و عظیم آمده است.

بحث است آیا جبرئیل هست یا برتر از جبرئیل هست؟ حتی در روایات یک وجود برتر و شریف تر از جبرئیل مطرح شده است. این روایت با این بیان از امام باقر (سلام الله علیه) است.

«وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (سلام الله علیه) قَالَ:يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ خَاصِمُوا بِسُورَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)‏ وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ دِينِكُمْ وَ إِنَّهَا لَغَايَةُ عِلْمِنَا»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص249

ای گروه شیعیان مخاصمه یعنی احتجاج بکنید و دلیل بیاورید با سوره (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ) نسبت به مخالفین تان «فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله» این حجت الهی مردمان بعد از رحلت پیامبر است «وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ دِينِكُمْ وَ إِنَّهَا لَغَايَةُ عِلْمِنَا» ادامه دارد امام (سلام الله علیه) در پاسخ به راوی که سوال می کند بعد از پیامبر نذیر می آید

چون حضرت اشاره می کند به این که در هر زمان، یک نذیر و بیم دهنده ای هست می گوید مگر پیامبر نبود؟ می فرماید بله نذیر، پیامبر بود اما قرآنی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) آورد نیاز به مفسر دارد و مفسر آن در عصر غیبت ما هستیم؛ تفسیرش با اهل بیت (علیهم السلام) هست. این روایت به نحوی عظمت شب قدر را برای ما تبیین می کند که در این شب مقدرات بندگان رقم می خورد.

ممکن است برای عزیزان بیننده این سوال پیش بیاید که شب قدر یک شب هست از سوره قدر استفاده می شود (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ) پس چرا ما سه شب را احیاء می گیریم؟ روایات مربوط به احیاء هم جالب هست که در سه شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم که توصیه به احیاء شده است.

پاسخ را به روایتی از امام صادق (سلام الله علیه) می یابیم که جزء افتخارات ما شیعه هست که اهل بیت (علیهم السلام) ما را به سمت اسرار عالم هستی و این معارف سوق دادند و راهنمایی کردند. اهل سنت بیشتر مایل به سمت بیست و هفتم هستند و این شب را محتمل بر شب قدر می دانند.

شیعه با توجه به این روایات شب بیست و سوم را به عنوان شبی که بیشترین احتمال را دارد حتی برخی فراتر از احتمال می دهند مثل مرحوم صدوق فراتر از احتمال می دانند می گوید عقیده ما این هست که شب بیست و سوم (لَيلَةِ الْقَدْرِ) هست. اما این دو شب مقدمه برای آن شب هست.

روایتی از امام صادق (سلام الله علیه) هست:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (سلام الله علیه) التَّقْدِيرُ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ الْإِبْرَامُ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ الْإِمْضَاءُ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ.»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص159

حضرت فرمودند«التَّقْدِيرُ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ» در شب نوزدهم امور عالم هستی و انسان ها مقدر می شود «وَ الْإِبْرَامُ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ» در شب بیست و یکم قطعی می شود و در شب بیست و سوم امضاء می شود. چرا این سه شب مقدر شده است؟ برای این که بندگان در این سه شب فرصت داشته باشند آن اموری که برای شان امضاء می شود به صورت امر قطعی، برای طول سال و در شب بیست و سوم به امضاء می رسد فرصتی باشد با عبادت و مقدمات که بهترین سرنوشت را برای خودشان رقم بزنند.

در شب نوزدهم نوعی آمادگی است در شب بیست و یکم بیشتر هست و در شب بیست و سوم قطعی می شود. روایت امام صادق (سلام الله علیه) به پاس داشتن هر سه شب تأکید و توصیه می کند. یعنی مقدر شدن هنوز به مرحله امضاء نرسیدن در شب نوزدهم هست. ابرام و به مرحله قطعیت رسیدن و امضاء‌ شدن در شب بیست و سوم.

شب بیست و سوم را شب قدر دانستن روایاتی مربوط به عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و هم از ائمه (علیهم السلام) داریم یعنی سیره معصومان (علیهم السلام) ما را به سمت همین اعتقاد سوق می دهد که برای شب بیست و سوم باید خودمان را آماده بکنیم منتها از شب نوزدهم و بیست و یکم بهره لازم را باید برای آن شب بگیریم.

مجری:

این سه شب را به عنوان شب قدر گرفتن سنت بود؟

استاد جباری:

بله، لیله جُهنی معروفش بیست و سوم که فردی ملقب به جهنی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می رسد می گوید مسیرم نسبت به شما مدینه دور است در سال کدام وقت را خدمت برسم پیامبر شب بیست و سوم را توصیه می کنند. که به لیله جهنی معروف شد.

باز دارد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و همین طور اهل بیت (علیهم السلام) برای شب بیست و سوم تلاش می کردند اهل بیت شان را بیدار نگه دارند. هم راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیه) برای شب قدر نقل شد سعی می کرد بچه ها را در روز بخواباند و غذای کافی به آن ها بدهد که این شب را بتوانند بیدار باشند. در ارتباط با دیگر معصومین هم آمده است از جمله راجع به رسول خدا، روایتی از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) هست:

«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) كَانَ يَطْوِي فِرَاشَهُ وَ يَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِي الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ كَانَ يُوقِظُ أَهْلَهُ لَيْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ وَ كَانَ يَرُشُّ وُجُوهَ النِّيَامِ بِالْمَاءِ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ ((سلام الله علیها) لَا تَدَعُ أَحَداً مِنْ أَهْلِهَا يَنَامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ- وَ تُدَاوِيهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعَامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَهَا مِنَ النَّهَارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَيْرَهَا»

دعائم الإسلام‏؛ نويسنده: ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 363 ق‏)، محقق / مصحح: فيضى، آصف‏، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، قم: 1385ق، ج1، ص282

این روایت چند نکته دارد یک نکته اش این هست «كَانَ يَطْوِي فِرَاشَهُ وَ يَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِي الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ» امیر المؤمنین این سیره را از پیامبر اکرم نقل می کند که پیامبر اکرم «کَانَ کَذا»، كَانَ يَطْوِي استمرار می بخشد.

دهه آخر ماه رمضان پیامبر اکرم کمرش را برای عبادت محکم می بست و بیدار می ماند. رختخوابش را جمع می کرد استراحت مختصری می کرد نه در حدی که مفصل در رختخواب بخواهد بخوابد.

«وَ يَشُدُّ مِئْزَرَهُ» کمرش را محکم می بست «فِي الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ» در دهه آخر رمضان در مسجد معتکف می شد محل اعتکاف پیامبر هم مشخص است کنار ضریح پیامبر یک ستون هست (استوانه حرث، استوانه سریر، استوانه وفود) حرث آن جایی است که امیر المؤمنین می ایستاد.

وفود یعنی نمایندگان وفدهای نمایندگی و قبائل برای ملاقات با پیامبر اکرم می آمدند امیر المؤمنین برای محافظت و حراست می ایستاد که احیاناً سوء قصد به جان پیامبر نکنند. استوانه سریر آن جایی است که یک تشک مانندی از لیف خرما برای پیامبر اکرم آماده می شد در آن جا محل اعتکاف پیامبر بود که نزدیک ترین حجره به حجره خود حضرت و کنار خانه فاطمه بود.

این سیره پیامبر در دهه سوم رمضان بود. آخر روایت این که «وَ كَانَ يُوقِظُ أَهْلَهُ لَيْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ» شب بیست و سوم اهلش را بیدار می کرد «وَ كَانَ يَرُشُّ وُجُوهَ النِّيَامِ بِالْمَاءِ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ» به چهره ها آب می پاشید آن هایی که احیاناً چهره هایشان خواب آلود بود این مال شب بیست و سوم هست.

الان عرض می کنیم برای این که آمادگی برای آن شب از حالا باشد ضمن این که باید به دهه آخر توجه داشت بخصوص برای امثال فقرایی مثل بنده ممکن است قدر ندانسته باشیم آن چه که گذشته است واقعاً هم همین طور است چشم به هم گذاشتیم دو دهه گذشت نفهمیدیم که ماه رمضان با این عظمت، شب ها و روزهای بسیار با عظمت چطور گذشت؟

به شب های قدر رسیدیم این دهه آخر را باید پاس بداریم چه به لحاظ این که در این میدان مسابقه بتوانیم خودمان را به آن های که سبقت گرفتند (فَاسْتَبِقُوا الْخَيرَاتِ) به آن توجه کردند

(وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ)

و شتاب کنيد براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان

سوره آل عمران (3): آیه 133

به آن توجه کردند میدان مسابقه است این طور اگر نگاه نکنیم باختیم. الان برای ما به تعبیری هم بازی هایمان هم ردیف هایمان مشخص نیست که این ها دارند در این میدان مسابقه می دوند، می روند و در کجا هستند؟ مخفی است بندگان صالح خدا مخفیانه کارهایشان را انجام می دهند. وقتی پرده ها کنار رفت و قیامتی برپا شد بخشی در برزخ و در قیامت پرده ها کنار می رود نگاه می کنیم می بینیم بعضی ها از این شب ها چه بهره ها بردند و توجه داشتند.

جسم را از جهت خواب و غذا تغذیه نکردند توجه به این مسائل داشتند حواس شان بود (عَلَيكُمْ أَنْفُسَكُمْ، قُوا أَنْفُسَكُمْ) حواس شان به نفس شان بود. به تعبیر مرحوم علامه حسن زاده درباره استادشان مرحوم علامه طباطبایی می فرمود مرحوم علامه طباطبایی دائم کشیک نفس می کشید حواسش به خودش بود.

این سخن را مرحوم علامه حسن زاده می فرمودند، فرمودند دهه شصت برنامه ای در رادیو بود سیمای فرزانگان پخش می شد الان تبدیل به حدیث سرو شد در تلویزیون پخش می شود راجع به شرح حال علماء هست. ایشان می فرمود سال ها پیش مرحوم علامه طباطبایی شاگردی کردم و از ایشان یک فعل شبهناک هم ندیدم چه رسد به حرام!

در خیابان می رفتم یک کسی جلویم را با حالت اعتراض گرفت گفت یک دفعه بگو علامه طباطبایی معصوم بود. گفتم بله واقعاً این طور دیدم چون ایشان دائم کشیک نفس می کشید حواسش به خودش بود دم در قلب ایستاده بود و مراقب بود چه چیزی وارد قلب می شود و چه چیزی نمی شود؟ به خطورات توجه نشان می داد به اعمالش توجه داشت.

این ها را انسان خواهد دید قیامتی برپا می شود انسان می بیند بندگان صالحی که در این میدان مسابقه از این عمر محدود چه استفاده هایی کردند و چه بهره هایی بردند. (وَسَارِعُوا، فَاسْتَبِقُوا) توجه کردند لذا جا دارد که بیشتر حواس مان به دهه آخر باشد. خدای نا کرده چنین نباشد که برود شاید غبطه این مسئله را بخوریم.

این تأکیدی است که در سیره معصومان نسبت به پاس داشتن شب های قدر وجود دارد.

 از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایتی است:

«مَنْ أَحْيَا لَيْلَةَ الْقَدْرِ حُوِّلَ عَنْهُ الْعَذَابُ إِلَى السَّنَةِ الْقَابِلَة»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص186

اگر کسی شب قدر را احیاء بدارد عذاب تا سال بعد از او برداشته می شود در واقع یک سال تأمین است. چه می دانیم چون در طول یک سال اجل انسان فرا برسد برای این که خودمان را از عذاب الهی و آفات یک سال بیمه کنیم.

باز از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل می شود:

«مَنْ قَامَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ إِيمَاناً وَ احْتِسَاباً غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِه‏»

فضائل الأشهر الثلاثة؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق / مصحح: عرفانيان يزدى، غلامرضا، ناشر: كتاب فروشى داورى‏، قم: 1396ق، ص105

هر کس شب قدر را از روی ایمان، توجه و حسابرسی نسبت به نفس به عبادت آن شب را زنده بدارد «غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِه‏» همه گناهان پیشین او آمرزیده می شود. تضمینی بالاتر از تضمین پیامبر برای این که انسان یقین بکند گناهان در این شب آمرزیده می شود. روایتی از امام صادق (سلام الله علیه) هست

«قَلْبُ شَهْرِ رَمَضَانَ لَيْلَةُ الْقَدْر»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج4، ص66

قلب ماه رمضان، شب قدر هست شب قدر آن نقطه اصلی است که به قلب تعبیر می شود. یک تعبیری هست «رَأْسُ السَّنَةِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ»

«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَخِيهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (سلام الله علیه) قَالَ: رَأْسُ السَّنَةِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ يُكْتَبُ فِيهَا مَا يَكُونُ مِنَ السَّنَةِ إِلَى السَّنَةِ.»

تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، ج4، ص332

آغاز سال، شب قدر است «يُكْتَبُ فِيهَا مَا يَكُونُ مِنَ السَّنَةِ إِلَى السَّنَةِ.» در آن نوشته می شود آن چه که از سالی به سال می رسد. نکته ای از استاد ما آیت الله جوادی (حفظه الله) عرض کنم ایشان نکته لطیفی می فرماید بعضی ها سر سال شان ممکن است سال طبیعی از فروردین باشد.

بعضی تاجرها ممکن است سالی داشته باشند اختصاراً کسب شان را از چه زمانی شروع کردند اما اولیاء الهی سر سال شان ماه رمضان هست. سال آن ها متفاوت با سال های دیگر است، سال آن ها سالی است که مراقبت از نفس را شروع می کنند حواس شان باشد در طول سال چه کسب کردند؟ چگونه عمل می کنند؟ سر سال خودشان را به حساب بکشند.

سر سالِ سلوکی اولیاء الهی ماه رمضان هست شروع بندگی در این ماه هست که ادامه داده می شود یعنی تمرین بندگی در یک ماه هست که ان شاء الله خداوند توفیق روزه واقعی را به ما بدهد. یعنی یک روزه عوام هست همه می گیرند (لب فرو بند از طعام و از شراب)

اما روزه خواص این که چشم، زبان، گوش و دست روزه هست به این ها هم توجه دارند ان شاء الله که همه ما این طور بوده باشیم حداقل در این ماه تمرین کرده باشیم چشم و گوش مان روزه باشد. این طور نباشد که افطار معنوی با غیبتی کرده باشیم. بخصوص هرز زبانی هایی که متأسفانه امروزه هست فضاهای مجازی، تهمت ها، نسبت ها و اخبار جعلی می آید. به راحتی با اشاره نوک انگشت کلیک می کنیم می فرستیم برای گروهی که چند هزار نفر ممکن است در آن گروه باشند.

مثال به صورت خاص نمی خواهم بزنم اما دیروز دیدم نسبتی را کسی به کسی داد که او درباره برخی از بزرگان یک حرف عجیب و غیر قابل باوری را زد و در فضای مجازی پخش شد. امروز دیدم که آن آقا کاملاً تکذیب کرد که اصلاً چنین چیزی نگفتم در ارتباط با این مسئله اقدام حقوقی کردم.

 اصلاً چه کار داریم وقتی که آن آقا این حرف را زد و این نسبت را داد پخش کنیم؟ چون هنوز چیزی قطعی نیست چه می دانیم و خبر نداریم ممکن است گفته باشد و ممکن است گفته نباشد خودشان می داند. اما این که من عامل نشر سخن این کسی باشم که یک نسبت ثابت نشده ای داده است. خیلی راحت باری از گناهان را بر دوش مان می آوریم بی توجه نسبت به این که چیزی در فلان سایت و فلان گروه آمد این دلیل صدقش می شود با توجه به این همه فضای کذبی که وجود دارد.

 یک وقتی می دیدم در روایات قرب ظهور از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هست آخر الزمان را برای سلمان توصیف می کند. هر بخشی را که حضرت بیان می کند سلمان با تعجب می گوید:

«أَ يَكُونُ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللَّه‏ إی وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِه‏»

پیامبر پاسخ می دهد «إی وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِه‏» بله قسم به آن کسی که جانم در دست اوست این چنین خواهد شد. یکی از آن ها کثرت کذب بود سال ها قبل روایت را می دیدیم کذب همیشه بود چطور می شود آخر الزمان کذب، زیاد می شود. اما وقتی که فضای مجازی این چنین شد و خیلی راحت این دروغ ها منتشر می شود انسان می فهمد مقصود چه بسا به احتمال قریب به یقین همین فضایی که راحت کذب ها منتقل و منتشر می شود. این که کشیک نفس بکشیم این چیزها است یعنی توجه داشته باشیم راحت کلیک نکنیم، راحت نفرستیم، راحت نگوییم و راحت باور نکنیم.

 آخرین نکته ای که در این قسمت جریانی که همین اواخر نسبت به یکی از بزرگان می دادند مصداقی از همین مسئله هست. به بعضی از دوستان گفتم اگر نبود در قرآن همین آیه و همین جمله کافی بود که مسیر را بشناسیم.

اگر خداوند متعال ما را مؤاخذه نکند مگر به همین آیه کافی است برای این که خیلی ها عذاب بشوند و آن این که:

(وَلَا تَقْفُ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا)

از آنچه به آن آگاهي نداري، پيروي مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.

سوره اسراء (17): آیه 36

تبعیت نکن از آن چه که علم به آن نداری بها به آن نده حساب رویش باز نکن علم یعنی یقین بر اساس یقین انسان حرکت کند. بنا را بگذار بر اساس علم حرکت بکن وقتی علم و یقین حاصل نشد و صد در صد برای مان قطعی نشد چیزی را باور نکنیم، چیزی را نقل و منتشر نکنیم به همین عمل کنیم ان شاء الله اهل فلاح هستیم. اگر نه

(وَمَا يتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يفْعَلُونَ)

و بيشتر آنها، جز از گمان (و پندارهاي بي‌ اساس)، پيروي نمي‌ کنند؛ (در حالي که) گمان، هرگز انسان را از حق بي ‌نياز نمي‌ سازد (و به حق نمي‌ رساند)! به يقين، خداوند از آنچه انجام مي‌ دهند، آگاه است!

سوره یونس (10): آیه 36

گمان و ... فایده ندارد قیامت از ما بازخواست خواهند کرد که چرا پای کار، سخن، رفتار، عقیده و امثال این ها بر اساس گمان و ظن و ... بنا کردی؟ وقتی ظنی آشکار می شود قطعاً گناه است.

مجری:

حضرت استاد خیلی تشکر می کنم، واقعاً خیلی باید مراقب باشیم و خیلی باید حواس مان باشد خود حقیر را عرض می کنم دیگران ان شاء الله مراقبه خواهند کرد. فضا، مسموم می شود گاهی علیه متأسفانه دین، مکتب و مذهب و خیلی بالاتر از اشخاص اگر مراقبه نکنیم اگر حواس مان جمع نباشد آن جا بد می بینیم.

وقتی برزخ آمد جناب استاد فرمودند پرده ها کنار رفت آن وقت می بینیم چه خسارتی واقعاً متوجه همه ما شده است! یک توقف داشته باشیم و ان شاءالله بر می گردیم پیرامون وجود نازنین امیر المؤمنین (سلام الله علیه) بحث را ادامه خواهیم داد.

 (میان برنامه)

مجری:

...در آستانه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، شب ضربت خوردن مولی الموحدین امیر المؤمنین امام المتقین یعسوب الدین امیر المؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) می خواهیم در محضر استاد محترم جناب اقای استاد جباری این بخش را اختصاص بدهیم به وقایعی که منجر به این رخداد تأسف بار شد.

این رخدادی که متأسفانه بشریت در حقیقت داغدار شد از وجود نازنین امیر المؤمنین بی بهره شد همان وقت هم قدر امیر المؤمنین را ندانستند و متأسفانه زمین و زمان از وجود مقدس امیر المؤمنین خالی شد.

 آقای دکتر جباری بفرمایید چه شد رسیدیم به این مرحله که امیر المؤمنین این قدر مورد توصیه پیامبر، جان نبی، نفس رسول الله و امام عدالت به جایی برسد که افرادی بیایند به عنوان خوارج حضرت را به شهادت برسانند. یک عده هم نواصب بودند همه علیه ایشان آماده شده بودند این فضا عجیب بود.

استاد جباری:

واقعاً جای شگفتی و تأسف دارد وجود مقدس امیر المؤمنین (سلام الله علیه) باید سال ها می زیستند و برکات وجودی حضرت نسبت به بشریت متوجه می شد و آن نقشی که خداوند متعال بعد از پیامبر اکرم برای ائمه اطهار (علیهم السلام) در نظر گرفته بود این را سال ها امیر المؤمنین در قید حیات می بود ایفا می کرد.

ان شاء الله در آینده نظام هستی در بحث رجعت، بشریت تجربه خواهند کرد عقیده مان این هست مسئله رجعت وقتی رخ بدهد بر اساس وعده قرآن:

(وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يرِثُهَا عِبَادِي الصَّالِحُونَ)

در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايسته‌ام وارث (حکومت) زمين خواهند شد!»

سوره انبیاء (21): آیه 105

(عِبَادِي الصَّالِحُونَ) مصداق اتم آن اهل بیت (علیهم السلام) هستند خداوند متعال زمین را به بندگان صالح به ارث خواهد داد. در رجعت خوشا به حال آن های که حاکمیت امیر المؤمنین را در آن دوران تجربه می کنند. اما به هر حال برای ما جای بسیار تأسف دارد که جهالت ها، کینه ورزی ها، رذالت های نفسانی موجب شد مقابل ایفای نقش امیر المؤمنین (سلام الله علیه) سنگ اندازی بشود. بیست و پنج سال متأسفانه جریان خلافت به سوی دیگری رفت و مردم چیز دیگری را خو گرفتند و تجربه کردند با بدعت ها خو گرفتند و در آن چهار سال و اندی آمدند با اصرار با حضرت بیعت کردند اما بیعت کنندگان کسانی نبودند که شناخت و معرفت لازم را نسبت به امیر المؤمنین (سلام الله علیه) داشته باشند سِر مسئله هم در همین بود.

یعنی این های که بیعت کردند شیعیان اعتقادی امیر المؤمنین نبودند مگر اندکی مثل عمار، مالک، ابن عباس و علی ابن حاتِم و امثال این ها که درجات دارند این طور نیست همه شان سلمان باشند. سلمان زمان خلافت حضرت را درک نکرد اما آن عقیده سلمان، عقیده ابو ذر، مقداد ... .

عمار فقط در این دوره مانده بود سِر در این جاست آن های که بعد از قتل عثمان با امیر المؤمنین (سلام الله علیه) بیعت کردند به عنوان یک زعیم سیاسیِ عادل چون از رفتارهای خلاف عدالت عثمان ناراضی بودند بخصوص در نیمه دوم دوره خلافتش از آن دوازده سال که سمت بنی امیه رفت،‌ حیف و میل بیت المال و رفتارهای نادرست و تبعید امثال ابو ذر، با معترضان آن طور برخورد کردن...

لذا کار به قتل عثمان رسید در خانه امیر المؤمنین آمدند به عنوان کسی که برای شان نماد عدالت بود اما فضای سیاسی، اجتماعی، اعتقادی و فرهنگی 25 سال چنین نبود که به مردم چهره امیر المؤمنین را شناسانده باشد که این همان امامی است که پیامبر او را نصب و معرفی کرد به عنوان امام مفترض الطاعة، امام معصوم، امامی که به امر الهی باید مبین دین باشد چنین نبود.

چون چنین نبود لذا در حوادثی که یکی یکی پیش آمد بواطن خودشان را نشان دادند والا در پایان جنگ صفین، خوارجی که پدید آمدند شهادت حضرت هم نهایتاً بوسیله این ها انجام گرفت و اعتراضاتی که به امیر المؤمنین کردند در این ها یک نفر شیعه اعتقادی نمی یابیم مثل مالک که سمعاً و طاعتاً نزدیک خیمه معاویه است؛ اما همین که ندا می رسد علی می گوید بر گرد چشم بر می گردد به روی حضرت نمی ایستد و اعتراض نمی کند.

این ها کسانی بود که آمدند با امیر المؤمنین با عنوان یک زعیم سیاسی عادل بیعت کردند در عین حالی که رفتارهای خلفای پیشین غیر از عثمان را هم قبول داشتند و مقدس می شمارند و بدعت هایشان در آن ها نهادینه شده بود و اصحاب خاص امیر المؤمنین آن هایی بودند که با این بدعت ها می جنگیدند.

 به دو خطبه اشاره می کنم یک خطبه، خطبه معروف به بدعت ها است که در کتاب شریف کافی، جلد 8، روایت 21 در روضه کافی آمد این خطبه در نهج البلاغه نیست اما امیر المؤمنین (سلام الله علیه) بعد از این که به کوفه آمد. چون بعد از جنگ جمل حضرت دیگر به مدینه بر نگشتند به کوفه تشریف آوردند به جهت این که عراق را باید حفظ می کردند به دست معاویه نیافتد و امکانات در عراق بود «إن الاموال و الرجال» در عراق بودند آن جا مواجه شدند با این که مردم خو گرفتند به بدعت های گوناگونی که بخصوص توسط خلیفه دوم شکل گرفت و سال ها با آن خو گرفتند.

از جمله در اولین رمضانی که حضرت در کوفه بودند مردم گفتند برای ما امام جماعتی تعیین کنید می خواهیم نماز تراویح بخوانیم. حضرت بنا نبود با منکر و بدعت همراهی بکنند زیر بار نرفتند فرمودند این یک امر بدعتی است که نماز مستحبی به جماعت آمد که عمر متأسفانه این بدعت را بوجود آورد.

«وَعَنْ بن شِهَابٍ عن عُرْوَةَ بن الزُّبَيْرِ عن عبد الرحمن بن عَبْدٍ القارىء أَنَّهُ قال خَرَجْتُ مع عُمَرَ بن الْخَطَّابِ رضي الله عنه لَيْلَةً في رَمَضَانَ إلى الْمَسْجِدِ فإذا الناس أَوْزَاعٌ مُتَفَرِّقُونَ يُصَلِّي الرَّجُلُ لِنَفْسِهِ وَيُصَلِّي الرَّجُلُ فَيُصَلِّي بِصَلَاتِهِ الرَّهْطُ فقال عُمَرُ إني أَرَى لو جَمَعْتُ هَؤُلَاءِ على قَارِئٍ وَاحِدٍ لَكَانَ أَمْثَلَ ثُمَّ عَزَمَ فَجَمَعَهُمْ على أُبَيِّ بن كَعْبٍ ثُمَّ خَرَجْتُ معه لَيْلَةً أُخْرَى وَالنَّاسُ يُصَلُّونَ بِصَلَاةِ قَارِئِهِمْ قال عُمَرُ نِعْمَ الْبِدْعَةُ هذه وَالَّتِي يَنَامُونَ عنها أَفْضَلُ من التي يَقُومُونَ يُرِيدُ آخِرَ اللَّيْلِ وكان الناس يَقُومُونَ أَوَّلَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج2، ص707، ح1906

جالب این که در روایتی که در متون عامه هست عمر در شبی از شب های ماه رمضان به مسجد آمد دید مردم جدا جدا دارند نماز مستحبی شب های رمضان را می خوانند گفت یک امام جماعتی تعیین می کنم این نماز را به جماعت بخوانیم فردایش دید چه بچه های خوبی هستند همه تبعیت کردند گفت «نِعم البدعة هذه» خوب بدعتی است خودش تصریح به بدعت دارد.

امیر المؤمنین مخالفت کرد فریاد «وا سنتا عمرا» بلند شد در این خطبه امیر المؤمنین نزدیک بیست و هشت تا از این بدعت ها را بر شمارد مثال می زند اگر من با این ها مقابله بکنم «لَتَفَرَّقَ عَنِّي جُنْدِي...»

«قَدْ عَمِلَتِ الْوُلَاةُ قَبْلِي أَعْمَالًا خَالَفُوا فِيهَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله، مُتَعَمِّدِينَ لِخِلَافِهِ، نَاقِضِينَ لِعَهْدِهِ، مُغَيِّرِينِ لِسُنَّتِهِ ِ وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَى تَرْكِهَا وَ حَوَّلْتُهَا إِلَى مَوَاضِعِهَا وَ إِلَى مَا كَانَتْ فِي عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) لَتَفَرَّقَ عَنِّي جُنْدِي حَتَّى أَبْقَى وَحْدِي أَوْ قَلِيلٌ مِنْ شِيعَتِيَ الَّذِينَ عَرَفُوا فَضْلِي وَ فَرْضَ إِمَامَتِي مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم‏»

كافي( ط- دارالحديث)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏ (تاريخ وفات مؤلف: 329 ق‏)، محقق / مصحح: دارالحديث‏، ناشر: دار الحديث‏، قم‏، ق 1429، ج15، ص154، ح 14836/ 21

 

اگر با این ها مقابله کنم سپاهم از گردم پراکنده می شوند تنها می مانم «أَوْ قَلِيلٌ مِنْ شِيعَتِي‏» با شیعیان قلیل من که «عَرَفُوا فَضْلِي وَ فَرْض‏» می دانند اطاعت از من واجب است آن ها قلیل هستند عمدتاً آن هایی هستند که با فضا خو گرفتند جلو آمدند بعد حضرت مثال نسبت به بحث تراویح مثال می زند خواستم آن ها را منع کنم فریاد «وا عمرا»شان بلند شد.

این خطبه در کتاب شریف کافی، جلد 8، روایت 21 خطبه بدعت ها است که اصل آن را سلیم ابن قیس نقل کرد مرحوم کلینی از سلیم نقل می کند. یک خطبه هم مربوط به اواخر عمر امیر المؤمنین و به تبعیری آخرین خطبه می توان گفت آن طوری که از این خطبه استفاده می شود خطبه 182 نهج البلاغه هست.

آن جا حضرت مقدماتی دارد و نکاتی را مطرح می کند تا به اواخر خطبه که خیلی جانسوز است آن جا هم اشاره به بحث بدعت ها می کند فرازهای آخر خطبه و توصیفی که راوی نقل می کند کمک زیادی به ما می کند. این که فضا چطور بود امیر المؤمنین با چه خون دلی از این دنیا رفتند؟ اطاعت مردم از امیر المؤمنین چگونه بود؟ اواخر خطبه هست:

«أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ بَثَثْتُ لَكُمُ الْمَوَاعِظ الَّتِي وَعَظَ [بِهَا الْأَنْبِيَاءُ] الْأَنْبِيَاءُ بِهَا أُمَمَهُمْ وَ أَدَّيْتُ إِلَيْكُمْ مَا أَدَّتِ الْأَوْصِيَاءُ إِلَى مَنْ بَعْدَهُمْ وَ أَدَّبْتُكُمْ بِسَوْطِي فَلَمْ تَسْتَقِيمُوا وَ حَدَوْتُكُمْ بِالزَّوَاجِرِ فَلَمْ تَسْتَوْسِقُوا لِلَّهِ أَنْتُمْ أَ تَتَوَقَّعُونَ إِمَاماً غَيْرِي يَطَأُ بِكُمُ الطَّرِيقَ وَ يُرْشِدُكُمُ السَّبِيلَ أَلَا إِنَّهُ قَدْ أَدْبَرَ مِنَ الدُّنْيَا مَا كَانَ مُقْبِلًا وَ أَقْبَلَ مِنْهَا مَا كَانَ مُدْبِراً- وَ أَزْمَعَ التَّرْحَالَ عِبَادُ اللَّهِ الْأَخْيَارُ وَ بَاعُوا قَلِيلًا مِنَ الدُّنْيَا لَا يَبْقَى بِكَثِيرٍ مِنَ الْآخِرَةِ لَا يَفْنَى مَا ضَرَّ إِخْوَانَنَا الَّذِينَ سُفِكَتْ دِمَاؤُهُمْ وَ هُمْ بِصِفِّينَ أَلَّا يَكُونُوا الْيَوْمَ أَحْيَاءً يُسِيغُونَ الْغُصَصَ وَ يَشْرَبُونَ الرَّنْقَ قَدْ وَ اللَّهِ لَقُوا اللَّهَ فَوَفَّاهُمْ أُجُورَهُمْ وَ أَحَلَّهُمْ دَارَ الْأَمْنِ بَعْدَ خَوْفِهِمْ أَيْنَ إِخْوَانِيَ الَّذِينَ رَكِبُوا الطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ أَيْنَ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ ابْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَيْنَ ذُو الشَّهَادَتَيْن‏ وَ أَيْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِيَّةِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَةِ قَالَ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ [إِلَى‏] عَلَى لِحْيَتِهِ الشَّرِيفَةِ الْكَرِيمَةِ فَأَطَالَ الْبُكَاءَ ثُمَّ قَالَ (سلام الله علیه)- [أَوْهِ‏] أَوِّهِ عَلَى إِخْوَانِيَ الَّذِينَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَأَحْكَمُوهُ وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَأَقَامُوهُ أَحْيَوُا السُّنَّةَ وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَةَ دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوه‏ ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ أَلَا وَ إِنِّي مُعَسْكِرٌ فِي يَومِي هَذَا فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ فَلْيَخْرُجْ‏ قَالَ نَوْفٌ وَ عَقَدَ لِلْحُسَيْنِ (سلام الله علیه) فِي عَشَرَةِ آلَافٍ وَ لِقَيْسِ بْنِ سَعْدٍ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي عَشَرَةِ آلَافٍ وَ لِأَبِي أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ فِي عَشَرَةِ آلَافٍ وَ لِغَيْرِهِمْ عَلَى أَعْدَادٍ أُخَرَ وَ هُوَ يُرِيدُ الرَّجْعَةَ إِلَى صِفِّينَ فَمَا دَارَتِ الْجُمُعَةُ حَتَّى ضَرَبَهُ الْمَلْعُونُ ابْنُ مُلْجَمٍ لَعَنَهُ اللَّهُ فَتَرَاجَعَتِ الْعَسَاكِرُ فَكُنَّا كَأَغْنَامٍ فَقَدَتْ رَاعِيهَا تَخْتَطِفُهَا الذِّئَابُ مِنْ كُلِّ مَكَان‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص263

«أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ بَثَثْتُ لَكُمُ الْمَوَاعِظ» آن چه که لازم است به شما گفتم دیگر به شما چه بگویم؟ مواعظ را گفتم «الَّتِي وَعَظَ [بِهَا الْأَنْبِيَاءُ] الْأَنْبِيَاءُ بِهَا أُمَمَهُمْ» موعظه های که انبیاء، امت هایشان را با آن موعظه ها، موعظه کردند «وَ أَدَّيْتُ إِلَيْكُمْ مَا أَدَّتِ الْأَوْصِيَاءُ» همان طور که اوصیاء و انبیاء آن چه به مردم رساندند به شما گفتم «إِلَى مَنْ بَعْدَهُمْ وَ أَدَّبْتُكُمْ بِسَوْطِي» با شلاق سخن شما را ادب کردم اما

«فَلَمْ تَسْتَقِيمُوا» شما در این مسیر پایدار نبودید «وَ حَدَوْتُكُمْ بِالزَّوَاجِرِ» نهی تان کردم «فَلَمْ تَسْتَوْسِقُوا لِلَّهِ أَنْتُمْ أَ تَتَوَقَّعُونَ إِمَاماً غَيْرِي» غیر از من می خواهید؟ «أَ تَتَوَقَّعُونَ» خیلی جانسوز است «أَ تَتَوَقَّعُونَ إِمَاماً غَيْرِي يَطَأُ بِكُمُ الطَّرِيقَ» شما را در مسیر بیاورد. گفت توصیه های پیامبر را راجع به من شنیدید. «وَ يُرْشِدُكُمُ السَّبِيلَ أَلَا إِنَّهُ قَدْ أَدْبَرَ مِنَ الدُّنْيَا مَا كَانَ مُقْبِلًا وَ أَقْبَلَ مِنْهَا مَا كَانَ مُدْبِراً» دنیا دارد می گذرد. آن چه که آمدند از دنیا گذشت آینده هم دارد پیش می آید.

 «وَ أَزْمَعَ التَّرْحَالَ عِبَادُ اللَّهِ» وقت رفتن دارد می رسد «الْأَخْيَارُ وَ بَاعُوا قَلِيلًا مِنَ الدُّنْيَا لَا يَبْقَى بِكَثِيرٍ مِنَ الْآخِرَةِ لَا يَفْنَى» تا این که حضرت از یاران شهیدش یاد می کند آن های که شیعیان راستین حضرت بودند و رفتند. «مَا ضَرَّ إِخْوَانَنَا الَّذِينَ سُفِكَتْ دِمَاؤُهُمْ» دوستان ما که خون شان ریخته شد زیان ندیدند. «وَ هُمْ بِصِفِّينَ» در صفین «أَلَّا يَكُونُوا الْيَوْمَ أَحْيَاءً» این که امروز زنده نیستند که «يُسِيغُونَ الْغُصَصَ» غصه ها را جرعه جرعه مثل منِ علی بنوشند.

 «وَ يَشْرَبُونَ الرَّنْقَ قَدْ وَ اللَّهِ لَقُوا اللَّهَ فَوَفَّاهُمْ أُجُورَهُمْ» به ملاقات خدا رفتند خداوند هم اجر این ها را عطا کرد. «وَ أَحَلَّهُمْ دَارَ الْأَمْنِ بَعْدَ خَوْفِهِمْ» به آن مکان امن این ها را رساند. «أَيْنَ إِخْوَانِيَ الَّذِينَ رَكِبُوا الطَّرِيقَ» کجا هستند برادران من که این ها مسیر حرکت می کردند «وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ» تابع حق بودند؟

 «أَيْنَ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ ابْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَيْنَ ذُو الشَّهَادَتَيْن‏» کجا هستند یک یک نام شان را می برد این ها شیعیان اعتقادی حضرت بودند. «وَ أَيْنَ نُظَرَاؤُهُمْ» این ها کجا هستند؟ «مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِيَّةِ» آن های که برای مرگ با هم پیمان بستند تا شهادت رفتند.

«وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَةِ» سرهای این ها را برای فاجران بردند. راوی می گوید «قَالَ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ [إِلَى‏] عَلَى لِحْيَتِهِ الشَّرِيفَةِ الْكَرِيمَةِ» حضرت دست به محاسن شریف شان گرفتند «فَأَطَالَ الْبُكَاءَ» شدید گریستند. حضرت به این جا رسید نتوانست خودش را کنترل کند حضرت چه دردی کشیدند فرمود غصه ها را جرعه جرعه می نوشم بعد فرمود

 «ثُمَّ قَالَ (سلام الله علیه) [أَوْهِ‏] أَوِّهِ عَلَى إِخْوَانِيَ» آه بر برادرانم که چه کردند این حرف در اینجاست سیره شهدایی مثل عمار را حضرت بیان می کنند جا دارد امروزه به این سیره توجه بکنیم که حضرت این را می پسندد و می خواهد فرمود آه بر برادرنم «إخْوَانِی» تعبیر اخوانی به کار می برد.

«الَّذِينَ تَلَوُا الْقُرْآنَ» اهل تلاوت قرآن بودند همین جا به کسانی مثل خودم می گویم باید خیلی بیش از این ها توجه به قرائت قرآن داشته باشیم

(فَاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِن القرآن)

(فَاقْرَءُوا مَا تَيسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ رَحِيمٌ)

آنچه براي شما ميسر است قرآن بخوانيد!

سوره مزمل (73): آیه 20

(أَفَلَا يتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا)

آيا آنها در قرآن تدبر نمي ‌کنند، يا بر دل هايشان قفل نهاده شده است؟!

سوره محمد (47): آیه 24

هم به قرائت هم به تدبر این ماه رمضان باید تمرینی باشد عرض شد سال سلوک اولیاء الهی شروع این ماه است. بعد از ماه رمضان نباید قرائت قرآن ما منقطع یا کم بشود بلکه بیشتر باید بشود. چون تمرین کردیم برای این که بیشتر بشود در دل شب قرآن بخوانیم در طول روز از کمترین فرصت استفاده کنیم و قرآن بخوانیم.

کمی بازی با این گوشی ها را کنار بگذاریم به قرآن بپردازیم. نرم افزار قرآن در گوشی هست سراغ قرآن و مفاتیحش برویم.

(وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِينَ)

و اينکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدايت شود بسود خود هدايت شده؛ و هر کس گمراه گردد (زيانش متوجه خود اوست؛) بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!»

سوره نمل (27): آیه 92

 «تَلَوُا الْقُرْآنَ فَأَحْكَمُوهُ» به سمت تلاوت قرآن رفتند «وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَأَقَامُوهُ» در آن چه که بر آن ها واجب است آن را اقامه کردند «أَحْيَوُا السُّنَّةَ» دنبال سنت بودند «وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَةَ» بدعت ستیز و بدعت گریز بودند نه مثل شماهایی که دنبال صلاة تراویح و امثال این هستید.

ببینید سنت چه است؟ نه چیزی که به اسم سنت، بدعت به شما تحمیل کردند «دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا» برای جهاد دعوت کردند اجابت کردند «وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوه‏» به قائدی مثل علی اعتماد کردند.

وقتی قائد راستینی بر مسیر حقی باشد باید به او اعتماد کرد و تبعیت کرد و حرکت کرد. امروزه در طول تاریخ سراغ دارید که یک انسان عادل، یک فقیهی در رأس قرار بگیرد و بعد افراد نمک نشناسی بیایند هر از گاهی مطلب بگویند و شعار بدهند و خون به دل قائد بکنند!

قائدی مثل امیر المؤمنین(سلام الله علیه) شخصیت معصوم را هم این افراد خون به دل کردند، قدرش را نشناختند و تبعیت نکردند.

«ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ»؛ بعد امیر المؤمنین با صدای بلند ندا دادند «الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ» دعوت به جهاد کردند بندگان خدا به سمت جهاد حرکت کنید. «أَلَا وَ إِنِّي مُعَسْكِرٌ فِي يَومِي هَذَا» من امروز اردوگاه را مهیا می‌کنم سپاهی را فراهم می‌کنم «فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ فَلْيَخْرُج‏» هرکس می‌خواهد به سمت خدا برود خارج بشود.

می‌دانیم بعد از جریان نهروان در سال 38 هجری که از تبعات جنگ صفین بود که خوارج آمدند. حضرت هرچه نصیحت کرد این‌ها بر گردند تعدادشان بر نگشتند البته بخش معظم شان هم برگشتند، آن هزار و اندی که ماندند حضرت ناچار شد چشم فتنه را کور کند به کسانی که پیشانی شان به خاطر عبادت پینه بسته بودند بر این‌ها شمشیر بکشد و این‌ها را نابود کند.

برای امیر المؤمنین(سلام الله علیه) خیلی سخت است اما چاره ای نبود، بعد از جریان خوارج مسئله غارات معاویه پیش آمد، نا امنی‌های که معاویه در ادامه در سال 38 و در سال 39 انجام داد.

البته امیر المؤمنین بعد از جریان نهروان می‌خواست مجدد به سمت شام حرکت کند ولی امثال اشعث منافق نگذاشتند گفتند یا امیر المؤمنین فعلا خسته هستیم برویم یک استراحت بکنیم و به شهر و دیارمان سر بزنیم، همان شد که یک سال و اندی معطل شد.

این آخرین خطبه حضرت است و دوباره می‌خواهد اردوگاه را فراهم کند و به سمت شام حرکت کند و با فتنه اصلی معاویه مقابله کند این طور فرمود بعد دارد: «قَالَ نَوْفٌ» ایشان اقای نوف راوی خطبه است. می‌گوید «وَ عَقَدَ لِلْحُسَيْنِ (سلام الله علیه) فِي عَشَرَةِ آلَافٍ» ابا عبدالله را فرمانده کردند که ده هزار نیرو نظر ایشان باشد. «وَ لِقَيْسِ بْنِ سَعْدٍ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي عَشَرَةِ آلَافٍ» برای قیس ابن سعد هم ده هزار تا «وَ لِأَبِي أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ فِي عَشَرَةِ آلَافٍ» برای ابو ایوب انصاری هم ده هزار تا. «وَ لِغَيْرِهِمْ عَلَى أَعْدَادٍ أُخَرَ» و همین طور چند گروه دیگر.

«وَ هُوَ يُرِيدُ الرَّجْعَةَ إِلَى صِفِّينَ» حضرت می‌خواست به صفین بر گردد و با معاویه مقابله کند. «فَمَا دَارَتِ الْجُمُعَةُ حَتَّى ضَرَبَهُ الْمَلْعُونُ ابْنُ مُلْجَمٍ لَعَنَهُ اللَّهُ» به جمعه نرسید که ابن ملجم ضربت را زد بعد دارد «فَتَرَاجَعَتِ الْعَسَاكِرُ فَكُنَّا كَأَغْنَامٍ فَقَدَتْ رَاعِيهَا» لشکریان بر گشتند مثل گوسفندانی که چوپان‌شان را گم کردند «تَخْتَطِفُهَا الذِّئَابُ مِنْ كُلِّ مَكَان‏» گرگ‌ها از هر سو حمله می‌آورند یک چنین فضایی متأسفانه برای انتهای عمر امیر المؤمنین(سلام الله علیه) فراهم کردند.

حضرت مثل امشب وقتی ضربت خورد فرمود:

 «فُزْتَ وَ رَبِ الْكَعْبَة»

الإمامة والسياسة؛ اسم المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة الدينوري الوفاة: 276هـ. ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م. ، تحقيق : خليل المنصور، ج1، ص130

حضرت درواقع از غصه‌ها راحت شد، از آن طرف غصه در دلش است که این فضا دارد برای فرزندش امام حسن (سلام الله علیه) منتقل می‌شود وصی حضرت که او درواقع وارث فضای غبار آلود و غمباری است که متأسفانه دشمنان فراهم کردند.

مجری:

احسنتم، خیلی ممنون و متشکر

گفت دنیا چه پست بود که مثل تو را نخواست * از تو برید و غیر تو را خواست یا علی!

ظاهرا اصلا دنیا این ظرفیت را نداشت، زمانه ظاهرا زمانه امیر المؤمنین نبود به فرمایش جنابعالی باید رجعت صورت بگیرد تا قدر و منزلت امیر المؤمنین (سلام الله علیه) را بفهمیم.

استاد جباری:

ان شاءالله درک آن زمان نصیب ما هم بشود.

مجری:

ان شاءالله رب العالمین، به حق این اوقات و این غروب جمعه این ساعت استجابت دعا که در آستانه شب قدر اول هستیم این کار صورت بگیرد.

 ممنون و متشکرم جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر جباری، از جنابعالی التماس دعا داریم و همچنین از بینندگان عزیز و ارجمند التماس دعای فرج و دعای خیر داریم در رأس همه ادعیه دعای سلامتی و فرج موفور السرور مولایمان ان شاءالله فراموش نخواهد شد.

در این اوقات استجابت دعا و عرض پایانی ما هم همیشه همین است الهي بعلي، الهي بعلي عجل لولیک الحجة ابن الحسن الفرج والعافیة والنصر.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته


ضیافت آسمانی - به مناسبت ماه مبارک رمضان>

ماه رمضان شب قدر سوره قدر نازل شدن فرشتگان شیعه روح جبرئیل احیاء بندگی روزه خواص بندگان صالح