-
ویژه برنامه صدیقه شهیده 23 آبان 1400
00:51:48 دقیقه -
عصر ایمان 15 آبان 1400
01:24:13 دقیقه -
عصر انتظار 14 آبان 1400
01:23:57 دقیقه -
ایستگاه اندیشه 11 آبان 1400
01:21:56 دقیقه -
کلمه طیبه 10 آبان 1400
01:25:18 دقیقه -
روشنای احکام 6 آبان 1400
00:55:11 دقیقه -
حجت الاسلام روستایی
01:25:22 دقیقه
ایستگاه اندیشه 20 مهر 1400 -
حبل المتین 18 مهر 1400
01:24:25 دقیقه -
حجت الاسلام و المسلمین عباسی
01:24:10 دقیقه
عصر ایمان 17 مهر 1400 -
استاد علی شریفی
01:24:20 دقیقه
مهدی یار 16 مهر 1400
فاطمه سلام الله علیها از دیدگاه قرآن
ویژه برنامه صدیقه شهیده به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
دیگر قسمت ها
برنامه صدیقه شهیده 24 09 1400 (قسمت دوم)
عنوان: ویژه برنامه صدیقه شهیده (فاطمه سلام الله علیها از دیدگاه قرآن)
کلید واژهها: قرآن؛ صدیقه شهیده؛ فاطمیه؛ اجر، رسالت، ابوبکر، عمر!
استاد: آیت الله طبسی
مجری: آقای احمد علوی (شاعر اهل بیت (علیهم السلام)
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم،
این غزل بال در آورده، نه با سر رفته * آسمانی شده و مثل کبوتر رفته
دور تا دور نجف چرخ زده صدها بار * از دری آمده و از در دیگر رفته
چون یتیمی که به آغوش پدر بر گردد * به طواف حرم ساقی کوثر رفته
شب معراج پیمبر به وضوح این را دید * که مقام علی از عرش فراتر رفته
دید آوازه او در همه جا پیچیده * دید آوازه او تا خود محشر رفته
دست و بازوی حسینش به خود اوست شبیه * چشم های حسنش هم به پیمبر رفته!
عرض سلام، ادب و احترام و فروتنی ابتدا تقدیم به ساحت شریفترین و نفیسترین موجودی که بر روی این کره خاکی تنفس می کند حضرت ولی عصر حضرت صاحب الزمان قطب عالم امکان مهدی موعود (عج الله تعالی فرجه الشریف) شایستهترین کسی که شایستگی دارد به ایشان از اعماق جانمان سلام می کنیم و بعد از این عرض سلامها، درودها و عرض ارادت ها و همین طور عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری فاطمی تقدیم به شما بیننده محترمی که در اقصی نقاط جهان دل هایتان، نگاهتان، وجودتان، به محبت اهل بیت (علیهم السلام) گره خورده است. خوشحالم که با ویژه برنامه صدیقه شهید در خدمت شما و در خدمت استاد ارجمند حضرت آیت الله طبرسی هستم، استاد عزیز سلام عرض می کنم
استاد طبسی:
علیکم السلام و رحمة الله، سلامی خدمت بینندگان عزیز و عاشقان حضرت صدیقه کبری داشته باشیم.
مجری:
استاد خداوند شما را حفظ کند، یک سفر کربلای دلچسب با شما داشتم و کلی از محضرتان آموختم به تازگی از سفر عشق یعنی سفر دمشق برگشتم نائب الزیاره شما و همه بینندگان محترمی بودم که در اقصی جهان دل هایشان برای حرم اهل بیت مخصوصاً برای حرم آن سه ساله و حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) بال و پر می زند.
جناب استاد بحث مان به روزترین بحث عالم است بحثی است که هرگز کهنه نمی شود بحثی است که هرگز رنگ فراموشی به خودش نمی گیرد و غبار فراموشی بر او نمی نشیند. قرار است راجع به مرکز پرگار هستی یعنی وجود مقدس و شریف حضرت صدیقه طاهره (علیها السلام) صحبت بکنیم.
اما خواهشم از محضر شما این است می خواهیم اگر از حضرت زهرا شناختی پیدا بکنیم نه از دیدگاه اهل سنت و نه از دیدگاه شیعیان باشد برویم سراغ مرجعی که همه قبولش دارند و همه آن را به عنوان یک کتاب آسمانی می شناسند نویسنده آن کتاب کسی نیست جز خداوند متعال؛ ببینیم خدا، حضرت زهرا را چگونه معرفی کرد و حضرت زهرا (سلام الله علیها) در قرآن چه جایگاهی دارد؟
استاد طبسی:
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد و علی اهلبیته الطبین الطاهرین المعصومین الذین أَذْهِبْ عَنْهُمْ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِيرًا اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
جناب اقای علوی! به خوبی اشاره فرمودید برویم دنبال کتابی که همه آن کتاب را قبول دارند. یعنی فاطمه از دیدگاه قرآن این بحث را سال های قبل در جاهای دیگر داشتم یادم است به چهل آیه رساندم. چهل آیه از آیات قرآن به نحوی به وجود صدیقه و شهیده ولایت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تأویل و تفسیر شده است.
اجازه بدهید در این فرصت کوتاه از میان چهل یا بیشتر آیه را آیه تطهیر را عنوان کنم سوره مبارکه احزاب آیه 33 اما قبل از آن که وارد این آیه و انطباق این آیه بر صدیقه شهیده بشوم روایتی را محضر بینندگان عزیز و جنابعالی از زبان امام جعفر صادق (علیه السلام) در رابطه با مادرشان فاطمه زهرا تقدیم کنم.
روایت را مرحوم علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) در بحار الأنوار، جلد 43، صفحه 65 این گونه نقل می کند: «إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا»
«فر، تفسير فرات بن إبراهيم مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ عُبَيْدٍ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا.»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج43، ص65
همانا فاطمه، فاطمه نامیده شد چرا که خلق از شناخت و معرفت او بریده شده اند. یک وقت این حرف را یک انسان عادی مثل من می زند یک وقت این حرف را رئیس مذهب، حجت خدا امام جعفر صادق (علیه الصلاة و السلام) می زند. باید در یک کلمه خدمت شما عرض کنم واقعاً او معمایی ناشناخته شده در ذهن، فکر و بشر انسان است.
اما از شما شعراء یاد گرفتیم:
آب دریا را اگر نتوان چشید * هم به قدر تشنگی باید چشید
ابن حجر کتابی دارد اهل فن می دانند به نام الصواعق المحرقه این آقا هیتمیِ مکی شافعی مذهب متوفای قرن 10 است در این کتاب، فصل اول می گوید:
«الفصل الأول في الآيات الواردة فيهم الآية الأولى قال الله تعالى (إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا) الأحزاب 33 أكثر المفسرين على أنها نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين لتذكير ضمير عنكم وما بعده وقيل نزلت في نسائه صلى الله عليه وسلم لقوله واذكرن ما يتلى في بيوتكن»
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج2، ص421
«في الآیات الواردةِ فیهم»، می خواهیم در رابطه با آیاتی که در رابطه با شأن و منزلت اهل بیت وارد شده صحبت کنیم بعد می گوید: «الآیة الأولیٰ» آیه اول «إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا»، از میان آیات اول آیه ای را که ابن حجر مکی متعصب انتخاب می کند آیه تطهیر است مهم اینجاست که یک بیانی ایشان دارد که این بیان به نظر من واقعاً قابل تأمل است. آیه را نقل می کند بعد می گوید: «أكثر المفسرين على أنها نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين لتذكير ضمير عنكم وما بعده» اکثر مفسرین، این که اکثر مفسرین می گوید خودش هم قابل بحث است یعنی چه اکثر مفسرین؛ اکثر را این طور معنا می کنم یعنی از نود درصد بیشتر نود یا نود و پنج درصد از مفسرین می گویند این آیه در رابطه با علی، فاطمه، حسن و حسین نازل شده است.
این یک ادعا است بعد خودش این ادعای خودش را برهانی (استدلالی) می کند می گوید چرا می گوییم این آیه در رابطه با این پنج نفر نازل شده است؟ به خاطر آن ضمائری است که در این آیه هست. «لتذكير ضمير عنكم وما بعده»، یعنی چه؟ این آیه خیلی مهم است
(إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)
خداوند فقط می خواهد پليدی و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.
سوره احزاب (33): آیه 33
یا (وَيطَهِّرَكُنَّ تَطْهِيرًا)؟ این حرف من، کلینی، صدوق و مجلسی هم نیست حرف یکی از علمایی است که همه اهل سنت او را قبول دارند. می گوید ضمیر در این آیه، ضمیر که ضمیر مؤنث نیست ضمیر، ضمیر مذکر است (إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُنَّ الرِّجْسَ) یا (عَنْكُمُ الرِّجْسَ)؟
دو: می گوید آیه دارد (وَيطَهِّرَكُنَّ تَطْهِيرًا) یا (وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا) کدام است؟ می گوید ضمائر، ضمائر مذکر است این را می گوید بعد این جمله را می گوید، می گوید: «وقيل نزلت في نسائه صلى الله عليه وسلم لقوله واذكرن ما يتلى في بيوتكن»، این جمله هم به نظر من قابل تأمل از ابن حجر مکی شافعی مذهب است اول می گوید اکثر مفسرین بر این عقیده هستند که شأن نزول آیه تطهیر امیر المؤمنین، صدیقه کبری فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین است.
اما برخی ها می گویند آیه در رابطه با زن های پیغمبر است جالب این جاست قول دوم را جناب ابن حجر با کلمه «وَ قیلِ» بیان می کند. اهل فن می دانند «قیلِ» مُشعرِ به تمریض است یعنی این قول، قولی نیست که بشود خیلی به آن اعتناء کرد.
مجری:
شایعه گونه و خیلی عوامانه است.
استاد طبسی:
خیلی مهم نیست پس نتیجه این که آیه مبارکه اولین آیه ای که از آن می خواهیم برای شخصیت صدیقه کبری استفاده کنیم آیه تطهیر است نتیجه عرائضم تا این جا این است که فاطمه یکی از مصادیق آیه تطهیر شد و این یک مقامی بسیار بزرگ برای حضرت صدیقه کبری است.
مطلب دیگر تعارف ندارد این ایام، ایامی است که کم کم به ایام فاطمیه می خورد. ایام فاطمیه بهترین فرصت است برای آن که ما چهره اهل بیت پاک پیغمبر را برای مردم، برای جامعه، برای انسانیت و برای بشریت تبیین کنیم. هنوز به نظر بنده اهل بیت از دیدگاه قرآن برای مردم بیان نشدند.
بعد از بیانی که الان برای شما و بینندگان عزیز در رابطه با این آیه از ابن حجر نقل کردم می خواهم وارد یک بحثی بشوم که در علم کلام به آن بحث، خیلی اهمیت می دهند و آن مسئله عصمت اهل بیت است سِیر بحث را می دانید چه است؟ وقتی که پیروان مکتب اهل بیت برای صدیقه کبری، امیر المؤمنین و اهل بیت صحبت از عصمت می کنند به ما هجمه می کنند می گویند عصمت نگویید این غلوی است که شیعه ها نسبت به اهل بیت شان دارند زیرا که عصمت مختص به انبیاء است.
امشب می خواهم این بحث را مطرح کنم و از سروران عزیزی که در سرتاسر دنیا عرائض بنده را گوش می دهند واقعاً مضاعف گوش بدهند ببینند آیا می توانیم از آیه تطهیر عصمت فاطمه زهرا، عمصت امیر المؤمنین، عصمت امام حسن و عصمت امام حسین را استفاده کنیم یا نه؟ عرض می کنم بله.
اما قول می دهم تا آخر یک روایت برای اثبات عصمت از آیه تطهیر از روایات خودمان استفاده نکنم جلال الدین سیوطی – متوفای 911 تفسیر بسیار عالی دارد به نام الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور یعنی چه؟ شاید مقصودش از دُر همان قرآن باشد می خواهد قرآن را با زیربنای مأثور یعنی روایات برای ما تبیین کند یعنی تفسیر قرآن با روایات!
بشنوند کسانی که عصمت فاطمه زهرا و عصمت اهل بیت را زیر سوال بردند اخیراً نَسب اهل بیت را هم دارند زیر سوال می برند، شاید به مناسبت چند جمله ای هم با آن آقایان صحبت داشته باشم.
در الدر المنثور، جلد 6، صفحه 536 روایتی را ایشان نقل می کند الان کاری به کار بررسی سند این روایات ندارم. با توجه به این که بنده یک وقتی نشستم سند این روایاتی را که ایشان نقل می کند تک تک خدا می داند بررسی کردم و دیدم راویان این روایاتی را که ایشان نقل می کند از نظر برادران اهل سنت ما هیچ گونه مشکل ندارد یعنی همه این افراد را توثیق و تأیید می کنند. پس روایت از نظر سند مشکلی ندارد.
می گوید از حکیم ترمذی، طبرانی، ابن مردویه، ابو نعیم اصفهانی این چند شخصیت را اهل سنت بدون استثناء قبول دارند. می گوید این ها از ابن عباس روایت نقل کردند ابن عباس یک شخصیتی نیست که من امشب بخواهم پرونده او را باز کنم. ابن عباس کسی است که هم ما او را قبول داریم اهل سنت که بسیار به او احترام می کنند.
ذهبی از ابن عباس به «حبر الأمة» تعبیر می کند ابن عباس می گوید روایتی را سیوطی نقل می کند به این مفسر معروف و مقبول ابن عباس می رسد روایت یک قدری مفصل است صدر روایت را عمداً نمی خوانم بعضی ها نگویند روایت را تقطیع کرد به خاطر ضیق وقت صدر روایت را نمی خوانم. اما چون ذیل روایت مربوط به محل بحث امشب من هست ذیل روایت را می خوانم ابن عباس می گوید پیغمبر اکرم فرمود:
«إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا فأنا وأهل بيتي مطهرون من الذنوب»
الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1993، ج6، ص606
«فَأَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِي مُطَهَّرُونَ مِنَ الذُّنُوبِ.»، من و اهل بیتم مبرای از گناه هستیم. سوال: اهل بیت پیغمبر چه کسانی هستند؟ عزیزان به کتاب شواهد التنزیل لقواعد التفضیل جناب حاکم حسکانی حنفی – متوفای قرن پنجم، جلد 1 در ذیل همین آیه ده ها روایت نقل می کند. یک وقت شمردم شاید به صد و بیست روایت رسیدم خلاصه صد و بیست روایت این است که اهل بیت پیغمبر اکرم، همسران پیغمبر اکرم نیستند.
بعضی ها تلاش مذبوحانه نکنند به اصطلاح همسران پیغمبر را داخلِ در دایره اهل بیت کنند. ایشان نوشت ام السلمه می گوید:
«عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ قَالَتْ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ فِي بَيْتِي»
نمی گوید «نَزَلَتْ هَذِهِ السورة فِی بَیْتِی» می گوید آیه (إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) در خانه من نازل شد پیغمبر
«فَجَمَعَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْن تَحتَ الکِساء»
ام السلمه می گوید ناظر این جریان بودم به رسول خدا عرض کردم یا رسول الله من هم تحت الکساء بیایم من هم جزو اهل بیت بشوم آقا فرمود نه تو همان جا باش
«إِنَّك لَسْتُ مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ إِنَّكِ عَلَى خَيْر»
از آقایان سوال می کنم پیغمبر اکرم در حال حیات خودش میان دو مفهوم جدایی انداخت. میان مفهوم اهل بیت و میان مفهوم زن ها و زوجات پیغمبر؛ خلاصه کنم این که پیغمبر اکرم در ذیل آیه فرمود «أَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِي مُطَهَّرُونَ مِنَ الذُّنُوبِ.» این قاعده کبریٰ از آن طرف هم صغریٰ را داریم به اصطلاح درست می کنیم.
یعنی افرادی که داخل درِ این کبریٰ می شوند همسران پیغمبر نیستند امیر المؤمنین، امام حسن، امام حسین و فاطمه زهرا هستند نتیجه بگیرم فاطمه زهرا طبق روایاتی که جناب ابوبکر سیوطی شافعی مذهب متوفای 912 نقل کرده فاطمه زهرا شد یکی از مصادیق آیه تطهیر اولاً و ثانیاً فاطمه کبریٰ که در آستانه شهادت آن حضرت هستیم یک زن معصومه شد.
بعد خواهم گفت ایشان معصومه شد هر حرفی را که بزند درست است پس چرا بعضی ها، بعضی حرف ها را قبول ندارند؟
مجری:
خیلی ممنون جناب استاد یک میان برنامه ای ببینیم و بعد در خدمت شما و بینندگان عزیز باشیم.
(میان برنامه)
مجری:
دل هایتان ان شاء الله همیشه فاطمی باشد ان شاء الله خانه از منازل شیعیان نباشد که فاطمه در آن نباشد. حیف است که خدا به آدم دختر بدهد نام فاطمه، زهرا، صدیقه، مرضیه را بر او نگذارد. خوش به حال کسانی که در خانه شان علی، فاطمه، حسن و حسین دارند.
خدا ان شاء الله اولاد صالح و سالم به شما بدهد به برکت دعای حضرت زهرا؛ بزرگ ترین درسی که منِ کمترین از آن یاد گرفتم «الْجَارَ ثُمَّ الدَّار»ش بود حضرت زهرایی که برای دیگران بیش از خودش همیشه دعا کرد و ما را هم مشمول دعای خیر خودش قرار خواهد داد و برای مان مادری خواهد کرد.
جناب استاد می خواهم از یک زاویه دیگر وارد موضوع بشوم آن، این که حضرتعالی از قرآن عصمت حضرت صدیقه طاهره و عصمت اهل بیت را اثبات کردید بدون این که متوسل به روایتی از کتب شیعه بشوید. فقط از باب قرآن وارد شدید و عصمت به اثبات رسید. وقتی کسی دارای مقام شامخ عصمت می شود قطعاً این آدم هیچ رجس و هیچ آلودی به او نزدیک نخواهد شد و صادق است.
کسی که صاحب عصمت است یک زمانی آمد فریاد زد گفت فدک متعلق به من است اما اهالی آن زمان این فریاد را نشنیدند از کنارش به راحتی گذشتند و فدک را از اهل بیت و خاندانش در آوردند. راجع به این هم توضیحی بفرمایید.
استاد طبسی:
بحث ما، بحث فدک نیست ولی سِیر بحث خوب است اقتضاء می کند اشاره ای هم به این قضیه داشته باشیم. ما تا الان یک: از طریق قرآن دو: از طریق روایات صحیحه ای که در کتب اهل سنت هست به مسئله بسیار مهم رسیدیم آن مسئله عصمت است.
اگر عصمت را برای صدیقه کبریٰ ثابت بدانیم که ثابت می دانیم عصمت یعنی چه؟ عصمت یعنی هیچ وقت گناه نمی کند. عصمت یعنی هیچ وقت آن طرف اشتباه نمی کند. اگر بنا شد عصمت به این معنا باشد اشتباه در گفتار ندارد به این نتیجه می رسیم هر حرفی را که آن طرف بزند صادق و راستگو است.
اگر بگوید پیغمبر اکرم فلان پول را به من داد فلان باغ را به من داد چون عصمت را از قبل برای او ثابت کردیم نباید از چنین کسی مطالبه شهود بکنند. نمی دانم خلیفه اول روی چه مبنا، روی چه اساسی از فاطمه زهرا مطالبه شهود کرد؟ روایت این است که جناب فخر رازی اشعری مذهب متوفای 606 در کتاب التفسیر الکبیر، جلد 9، صفحه 506 سطر هفده، چاپ بیروت آقایان مراجعه کنند.
آدرس از این واضح تر و بهتر؟ هم جلد را گفتم هم صفحه را گفتم هم سطر را گفتم هم محل چاپ را گفتم ایشان مطلبی را نقل می کند وقتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) فدک را مطالبه نمود ابوبکر به او گفت ... عزیزان امشب خوب دقت کنند و بفهمند فاطمه چقدر واقعاً مظلومه بوده است فاطمه از خلیفه اول مطالبه فدک را می کند فخر رازی تو نوشتی می گوید ابوبکر به فاطمه زهرا گفت:
«لكني لا أعرف صحة قولك، ولا يجوز أن أحكم بذلك»
التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب؛ اسم المؤلف: فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي الوفاة: 604، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م، الطبعة: الأولى، ج29، ص247
به خدا شرم دارم حرف خلیفه را امشب برای عزیزان ترجمه کنم اما چون مسئله، مسئله بزرگی است عرض می کنم ترجمه حرف خلیفه اول به فاطمه زهرا این است که اصلاً چه کسی می گوید تو راستگو هستی؟ هرگز حاضر نیستم با این ادعایی را که تو می کنی به این ادعا توجه کنم!
ایام فاطمیه باید این مسائل اصیل را برای مردم بیان کنیم. ما را نکند به مسائل حاشیه بکشانند ما را در ایام فاطمیه به مسائل فرعی نکشانند. سوال امشب من از طرفداران سقیفه بنی ساعده این است که آیا شما این حرف خلیفه اول را می پذیرید که به صدیقه کبری دروغگو بگوید. بگوید من حرف تو را قبول ندارم.
اضافه بر این که حاکم نیشابوری شیعه نیست گرچه بعضی ها سعی در تشیعش را می کنند شیعه نیست اشتباه نکنند ایشان شافعی مذهب است. من نمی گویم ذهبی می گوید ایشان شافعی مذهب است کتابی دارد به نام المستدرک علی الصحیحین، جلد 3، صفحه 175، حدیث 4800 چاپ دار الکتاب العربی عزیزان خوب گوش کنند به این روایتی که جناب حاکم نیشابوری که ذهبی از او تعبیر به نقّاد حدیث می کند. حاکم نیشابوری کسی است که ذهبی می گوید دو هزار استاد و دو هزار شیخ دید، هزار تایشان فقط در شهر نیشابور بود همچنین شخصیتی است. ایشان از همسر رسول خدا، عایشه روایت نقل می کند «مَا رَأَيْتُ أَحَداً كَانَ أَصْدَقَ لَهْجَةً مِنْهَا»، می گوید من کسی را راستگوتر و صادق تر از فاطمه نیافتم جز پدرش!
«عن عائشة رضي الله عنها أنها كانت إذا ذكرت فاطمة بنت النبي صلى الله عليه وسلم قالت ما رأيت أحدا كان أصدق لهجة منها إلا أن يكون الذي ولدها هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص175
سوال: آقای ابوبکر دختر تو دارد می گوید زنی راستگوتر از فاطمه پیدا نکردم اگر فاطمه یک زن راستگو شد پس دروغ نمی گوید اگر بگوید فدک را پیغمبر به من داد نباید از او ادعای شهود کرد.
امشب حرفی با دو نفر دارم اول با حاکم نیشابوری دارم که وقتی این حدیث را نقل می کند می گوید «صحیحٌ» یک حرف هم با ذهبی دارم ذهبی نقّاد حدیث است به نظر من ذهبی از حاکم نیشابوری در نقد حدیث مهم تر است. سوال: حاکم نیشابوری شمای که این حدیث را نقل کردید در ذیلش هم می گویید «هذا حدیثٌ صحیحٌ علی شرط مسلم و لم یُخرجاهُ»
ذهبی شمایی که در تلخیص المستدرک به این روایت می رسید می گویید «صحیحٌ» امشب از شما یک سوال ساده دارم شمایی که می گویید این حدیث درست است آیا توجه به لوازم حرف های خودتان دارید یا ندارید؟
به عبارت دیگر از حاکم و ذهبی سوال می کنم نقل الروایة مهم است یا فهم الروایة؟ حاکم نیشابوری فقه الحدیث مهم است فهمیدی در المستدرکت چه گفتی؟ می گوید حدیث درست است.
ذهبی تو هم در تلخیص مستدرک می گویی حدیث درست است اگر حدیث درست شد، یعنی فاطمه زهرا راستگو و صادق در گفتار است. اگر ایشان در گفتارش صادق است اگر بفرمایند فدک را پیغمبر به من داد جناب خلیفه اول روی چه مستند فقهی و شرعی می گوید این فدک مال شما نیست؟ این را آقایان جواب بدهند.
ایام فاطمیه دنبال مسائل جزئی می روند این را به من جواب بدهید، دنبال مسائل حاشیه ای می روید این را جواب بدهید. سوال من این است که روی چه مبنا؟ مبنای فقهی حنبلی، حنفی، شافعی، مالکی روی چه مبنا خلیفه اول فاطمه زهرا را اولاً تکذیب کرد گفت «لا أعرف صحة قولك» و بعد از او مطالبه شهود کرد.
تازه ایشان هم شهود را آورد این هم یک مطلب.
مطلب سوم تعارف ندارد به نظر بنده اصلاً مسئله، مسئله ارث نیست اصلاً به ارث نمی رسد وقتی آیه:
(وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا)
و حق نزديکان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وا مانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مکن
سوره اسراء (17): آیه 26
نازل شد سیطوی ذیل آیه چند روایت نقل کرده «أعطیٰ» پیغمبر، فدک را برای فاطمه داد «أَعْطیٰ فَاطِمَةَ فَدَكاً» سوال: فدکی را که پیغمبر اکرم در حال حیات خودشان به فاطمه زهرا بخشیدند بخاری شما روی چه حساب مسئله ارث را مطرح می کنی؟ مطرح کردن مسئله ارث به منظر من یکی از روایات انحرافی است که متأسفانه جناب بخاری در صحیح خودش اورده و هیچ یک از شراح بخاری به این نکته ای که عرض کردم اشاره نکرده اند و عمدا هم اشاره نمی کنند.
اصلا بحث، بحث ارث نیست. چرا ارث می گویید؟ ارث چه؟ فدک چیزی است که پیامبر اکرم در زمان حیات خودشان به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بخشیدند. این هم یک مطلب.
مرحوم شیخ طوسی، رضوان خدا بر مرحوم شیخ طوسی متوفای 460هجری و مؤسس حوزه علمیه نجف اشرف، ایشان یک بیان خوبی ذیل چند تا آیه دارد. می گوید فاطمه زهرا دو بار مسئله فدک را مطرح کرد. یکبار در حال حیات پیامبر بعد از رحلت پیامبر، دو بار آمد، یکبار از این راه وارد شد، از باب نحله وارد شد و گفت ابوبکر این را پیامبر در حالت حیاتش به من داد. ایشان می گوید، چون خلیفه اول زیر بار نرفت بعد فاطمه زهرا از باب ارث وارد شد.
این خطبه فدکیه فاطمه زهرا، خطبه ای که ابن ابی طیفور در کتاب بلاغات النساء خودش آورده آدم مطالعه کند والله عوض اشک خون گریه می کند. همین امشب داشتم مطالعه می کردم.
حضرت به خلیفه اول رو می کند، ایشان آیات ارث را برای ایشان مطرح می کند.
(وَوَرِثَ سُلَيمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يا أَيهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيرِ وَأُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ)
و سليمان وارث داوود شد، و گفت: «اي مردم! زبان پرندگان به ما تعليم داده شده، و از هر چيز به ما عطا گرديده؛ اين فضيلت آشکاري است.»
سوره نمل (27): آیه 16
و همچنین آیات دیگر. بعد ایشان به خلیفه اول می گوید چه شده تو از پدرت ارث ببری من از پدرم ارث نبرم؟! آیا ما اهل دو ملت هستیم؟ این است که باید در این ایام این مسائل برای جامعه مخصوصا برای نسل جوان اهل سنت ما روشن بشود. من امشب کار به کار وهابیت ندارم، اصلا این ها را مسلمان نمی دانم من به اهل سنت عرض می کنم حساب تان از حساب وهابی ها جدا کنید، از حساب متحجرهای بی سواد جدا کنید.
مجری:
خوارج مدرن هستند.
استاد طبسی:
واقعا اینها خوارج مدرن هستند. بیایید یک سری حرفهای که بنده و دیگران که ان شاء الله این جا می زنند روی حرفها تأمل کنید. مگر فاطمه زهرا کشته و مرده ای یک قطعه زمین بوده است؟ ایشان می خواست جلوی این بدعت را بگیرد. عرض کردم الان بحث من، بحث فدک نیست، بحث به این جا کشانده شد، ایشان می خواست به مردم بفهماند که ایها الناس نکند آیات ارث در میان شما بمیرد که مرد، دلیلش هم این است وقتی ایشان خطبه خواند و ان چهار پنج تا آیه را خواند یک نفر بلند نشد به ابوبکر بگوید، ابوبکر چرا جواب فاطمه را نمی دهی؟ این وضعیت فاطمه زهرا است!
مجری:
بسیار عالی، خیلی استفاده کردیم، دوستان عزیز بیننده یک میان برنامه ای ببینیم و بعد در خدمت حضرت استاد باشیم
(میان برنامه)
مجری:
این جا قم و حرم اهل بیت (علیهم السلام) است. خوش به حال کسانی که دل هایشان حرم اهل بیت است. این که بگویم من در قم زندگی می کنم برایم افتخاری ایجاد نمی کند اگر ذره ای جایگاه اهل بیت را در حد بضاعتم تلاش کنم که بشناسم و در مسیر اهل بیت گام بردارم باعث افتخار و باعث بزرگی است.
پس ان شاءالله دعا می کنیم، چون امام حسین فرموده این حدیث زیبای امام حسین خیلی در دعا کردن به من کمک کرده است حضرت فرمودند عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند. سعی می کنم در دعا هنرمندانه فکر کنم و ببینم چه دعایی است که مرا بزرگ و بلند خواهد کرد و مرا به اوج خواهد رساند. و هرچه می گردم می بینم هیچ دعایی نیست که در آن اهل بیت نباشد هیچ عاقبت بخیری میسر نمی شود جز مسیر اهل بیت، هیچ جاده ای روشن نیست و جادههای دیگر پر از ظلمت و تاریکی هستند و انسان به دیوار می خورد داخل دره سقوط می کند جز جاده اهل بیت که مصباح هدایت شان همه جا روشن است و آدم می تواند با خیال راحت و آرامش در آن قدم بردارد. ان شاء الله هیچ وقت از این جاده دور نشویم.
در خدمت جناب استاد طبسی هستیم، استاد سراغ یک باب نورانی دیگر برویم. یک عزیز دیگری که همه مسلمانان جهان قبولش دارند پیغمبر گرامی اسلام است، پیغمبری که متعلق به تمام مسلمانان جهان و آزاد اندیشان و آزاد مردان جهان است، پیغمبری که اگر کسی یک صفحه راجع به خلقیات بخواند و این شخص اصلا نامی از اسلام نشنیده باشد در یک جنگل دور افتاده ای در آفریقا زندگی کند بیایند به زبان خودشان ترجمه کنند یک صفحه بگویند ما یک کسی را داریم ایشان با کودکان این طور رفتار می کند، با زنها این طور رفتار می کند این انسان هرگز دروغ نگفته و این انسان امین است قطعا عاشق و شفته اش می شوند یک چنین پیامبری که همه قبولش دارند حضرت زهرا را از زبان پیامبر، منظورم از زبان پدرش نیست که من از دختر خودم تعریف کنم از زبان پیامبر که صادق ترین زبان است بشنویم که حضرت زهرا چه کسی است؟
استاد طبسی:
یعنی از زبان فرستاده خدا؟
مجری:
بله از جایگاه فرستاده خدا بودنش نه از جایگاه پدر بودنش!
استاد طبسی:
بله مهم است. آقای علوی عزیز! به نظر من حرفهای که الان زدی اینها اکثرا مضمون روایات است به نظرم راه شناخت اهل بیت یک موردش قرآن است یک موردش هم خود پیامبر اکرم است. اینهای که اخیرا یک سری لاطاعلات آمدند در خطبههای نماز جمعه گفتند که اصلا من نمی خواهم در این مرکز محترم اسم ببرم، این ها به نظر من نه قرآن را خواندند و نه قرآن را فهمیدند و نه سخنان پیامبر اکرم در رابطه با اهل بیت و در رابطه با امیر المؤمنین و در رابطه با فاطمه زهرا را دیدند.
آقای ابن عساکر دمشقی شافعی مذهب متوفای 571 کتابی به نام تاریخ دمشق دارد در جلد 45 صفحه 103 روایتی را به صورت مسند نقل می کند تا به شهید ابن سعید جبیر می رسد از شهدا است، ایشان از یکی از صحابه پیامبر به نام عمران ابن حَصِین و یا حُصَین روایت نقل می کند (ای کاش این کتاب را هم با خودم می آوردم) عمران ابن حصین می گوید روزی پیامبر اکرم به من فرمود:
«أن النبي صلى الله عليه وسلم قال له ألا تنطلق بنا نعود فاطمة فإنها تشتكي قلت بلى قال فاطلقنا حتى إذا انتهيناإلى بابها فسلم فستأذن فقال أدخل أنا ومن معي قالت نعم ومن معك يا أبتها فوالله ما علي إلا عباءة فقال لها اصنعي بها هكذا واصنعي بها هكذا فعلمها كيف تستر فقالت والله ما على رأسي خمار قال فأخذ خلق ملاءة كانت عليه قال اختمري بها ثم أذنت لهما فدخلا فقال كيف تجدينك يا بنية قالت إني لوجعة وإنه ليزيدني أني ما لي طعام اكله قال أما ترضين يا بنية أنك سيدة نساء العالمين قال تقول يا أبة فأين مرين بنت عمران قال تلك سيدة نساء عالمها وأنت سيدة نساء عالمك أما والله لقد زوجتك سيدا في الدنيا والاخرة / ح /»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص134
«ألا تنطلق بنا نعود فاطمة فإنها تشتكي» عمران! آیا دوست داری باهم به عیادت فاطمه برویم؟ او دارد از درد شکایت می کند. عمران می گوید عرض کردم بله یا رسول الله. این تعبیر من است در رکاب شما برویم به عیادت فاطمه برویم! بله، عمران می گوید «فاطلقنا» معلوم می شود خودش نبوده کسی دیگر هم بوده است.
می گوید در رکاب پیامبر اکرم طرف خانه فاطمه زهرا آمدیم. «حتى إذا انتهينا إلى بابها» تا به دَرْ خانه فاطمه رسیدیم آنهای که می گویند دَرْهای خانههای آن روز دَرْ ندارد این حدیث جواب لاطاعلات آنها است. می گوید تا به دَرْ خانه فاطمه رسیدیم.
یعنی چه خانههای آن زمان دَرْ نداشته است؟ آیا فقط پارچه داشته است؟ این روایت می گوید «حتى إذا انتهينا إلى بابها» تا به دَرْ خانه فاطمه رسیدیم «فسلم» ادب نبوی را ببینید! می گوید به خانه فاطمه رسیدیم حضرت سلام کردند «فستأذن» از من امشب سوال کنید «فستأذن» یعنی چه؟ حضرت پشت دَرْ سلام کردند بعد اجازه گرفتند. ای خدا قرآن در رابطه با پیامبر می فرماید:
(النَّبِي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ)
پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است!
سوره احزاب (33): آیه 6
پیغمبر بر همه ولایت دارد، اگر پیامبر اکرم بدون اجازه وارد خانه فاطمه می شد کسی او را سرزنش می کرد؟ نه. اما قضیه چه است و چه خانه ای است؟ در این خانه چه کسی، چه موجودی و چه انسانی زندگی می کند که رسول الله نبی خاتم اول سلام می کند و بعد اجازه می گیرد.
آقای علوی عزیز! من در این جا نمی توانم از این مسئله واقعا بگذرم، این سوال را مطرح می کنم خانه ای که نبی مکرم اسلام بدون اجازه وارد آن نشد، چرا بعضی ها بدون اجازه وارد این خانه شدند؟ اینها باید در ایام فاطمیه برای مردم تیتر بشود، روشن بشود تا معلوم بشود اولا پیامبر چه کسی است بعد فاطمه چه کسی است؟
حاکم نیشابوری نوشته، مجلسی ننوشته است، کلینی هم ننوشته است، الان روایت حاکم نیشابوری را برای تان می خوانم اجازه بدهید قبل از آن برای شما عزیزان روایت سیوطی شافعی مذهب را بخوانم.
(فِي بُيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ)
(اين چراغ پرفروغ) در خانههايي قرار دارد که خداوند اذن فرموده ديوارهاي آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد)؛ خانههايي که نام خدا در آنها برده ميشود، و صبح و شام در آنها تسبيح او ميگويند...
سوره نور (24): ایه36
سیوطی در کتاب الدر المنثور جلد 6 صفحه 186 از دو نفر از صحابه بزرگ پیامبر اکرم روایت نقل می کند. یک انس ابن مالک، دو بریده این آقایان هردویشان از صحابه بزرگ پیامبر اکرم هستند. سیوطی از این دو نفر روایت نقل می کند
«وأخرج ابن مردويه عن أنس بن مالك وبريدة قال: قرأ رسول الله صلى الله عليه وسلم هذه الآية (في بيوت أذن الله أن ترفع) فقام اليه رجل فقال : أي بيوت هذه يا رسول الله قال: بيوت الأنبياء فقام اليه أبو بكر فقال: يا رسول الله هذا البيت منها البيت علي وفاطمة قال: نعم من أفاضلها»
الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1993، ج 6، ص 203
«قرأ رسول الله صلى الله عليه وسلم هذه الآية (فِي بُيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ)»؛ پیامبر اکرم آیه را خواندن «فقام اليه رجل» یک نفر آن جا نشسته بود بلند شد ایستاد، «فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله» به پیامبر اکرم گفت یا رسول الله این بیوتی که آیه می فرماید (فِي بُيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ) این بیوت و این خانهها، خانههای چه کسانی هستند؟ «قال: بيوت الأنبياء» این بیوت این خانهها، خانههای انبیاء است.
مهم این جا است «فقام اليه أبو بكر فقال: يا رسول الله هذا البيت منها البيت علي وفاطمة» شما می فرمایید منظور از بیوت در آیه بیوت انبیاء است اما خلیفه اول یک سوال دیگر از پیامبر اکرم کرد و آن این است اشاره به خانه علی و فاطمه کرد پرسید یا رسول الله خانه علی و فاطمه جزء بیوتی است که آیه می فرماید (فِي بُيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ)؟ پیامبر اکرم چه جواب بدهد. «قال: نعم من أفاضلها» فرمود بله من افاضلها!
این جا من یک سوال دارم، من می گویم جناب ابوبکر ای کاش شما این سوال را از پیامبر آن روز نمی پرسیدید. می گذاشتید یک نفر دیگر این سوال را بپرسد، چرا؟ چون شما این سوال مهم را از پیامبر اکرم پرسیدی و از پیامبر اکرم شنیدید که خانه علی و فاطمه از خانههای انبیاء بالاتر است.
حالا عرض بنده این است شما در زمان حیات پیامبر این سوال را مطرح کردی و ان جواب را از پیامبر شنیدی چه شد بعد از رحلت پیامبر اکرم خلیفه دوم را برای اخذ بیعت فرستادی؟
مجری:
این شعر بی مقدمه از دَرْ شروع شد * از آن دری که هرچه داریم از آن دَرْ است.
استاد طبسی:
چه شد؟ این مطالب برای مردم روشن نشده است. ابن قطیبه از بزرگان قرن سوم علمای اهل سنت است در کتاب الامامة والسیاسه صفحه 19 چاپ مصر می گوید، می گوید در راه وقتی ایشان با عده ای طرف خانه فاطمه می آمدند این اقا باید خون برای این حرفها خون گریه کند به ایشان گفتند عمر:
«إنّ فی البیت فاطمة»
این خانه ای که الان برای اخذ بیعت می خواهی بروی در این خانه فاطمه است! گفت باشد. یا رسول الله خانه ای که ابی الحمراء طبق روایت حاکم در مستدرک جلد 3 نوشته خانه علی و فاطمه، خانه ای بود که به مدت شش ماه من در مدینه بودم وقت نماز صبح پیامبر اکرم می آمد در این خانه می ایستاد و آیه تطهیر را می خواند و تلاوت می فرمود:
(اِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)
خداوند فقط میخواهد پليدی و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.
سوره احزاب (33): آیه 33
چه شد خانه ای که پیامبر به مدت شش ماه آیه تطهیر را تلاوت می کرد و طبق روایت ابن عساکر بدون اجازه وارد آن خانه نشد چرا بعد از رحلت پیامبر اکرم به این خانه اسائه ادب شد؟ آیا بیان این مسائل موجب اختلاف می شود؟ الان می گویند موجب اختلاف است. من می گویم اگر موجب اختلاف است پس اشکال به بخاری شما وارد است چون بخاری شما نوشته است فاطمه زهرا از دار دنیا رفت در حالی که بر خلیفه اول غضبناک شده بود.
«فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّيَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 3، ص 1126، ح 2926
غضبناک یعنی چه؟ این مسائل را نگوییم! اگر نگوییم فردا این مسائل فراموش می شود.
مجری:
کسی که فاطمه را بیازارد من را آزرده است، کسی که من را بیازارد خدا را آزرده است!
استاد طبسی:
این از جمله روایاتی است که شما نقل کردید. می گویند چرا هرساله شیعیان این کار را می کنند و فاطمیه را احیا می کنند؟
مجری:
چون موضوع روز ما است.
استاد طبسی:
واقعا موضوع روز ما و فاطمه آبروی ما است. فاطمه شرف و عزت ما است. فاطمه همه چیز ما است، نه فقط فاطمه فرزندان فاطمه هم شرف ما و خط قرمز ما است. چه شده است یک نفر برخیزد هفته ای گذشته حرفهای ناپخته و حرفهای نسنجیده که اصلا معلوم است واقعا بی سواد است و از منابع خودشان هم اطلاعی ندارد. چرا این قدر به اهل بیت ور می روید؟ چرا این قدر به فاطمه ور می روید؟ اگر هر سال فاطمیه را احیا نکنیم فردا وهابی ها یک نسلی را تربیت خواهند کرد که همه چیز فاطمه زهرا را منکر خواهند شد کما این که الان دارند منکر می شوند.
مجری:
و شاید روزی برسد بگویند اصلا فاطمه وجود نداشته است.
استاد طبسی:
نعوذ بالله، لذا ما وظیفه داریم در مملکتی که این مملکت مال فاطمه زهرا است در ایام فاطمیه داد بزنیم البته به کسی اهانت و توهین نمی کنیم اما فضائل فاطمه و مناقب فاطمه و ظلمهای که بعد از پیامبر اکرم به فاطمه شد را برای مردم نگوییم؟
خدا رحمت کند استاد ما مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی که ظاهرا دیشب همسر ایشان به رحمت خدا رفتن، ایشان یک وقت برای من فرمود، فرمود فلانی دیروز یک اقایی به دفتر ما آمد می گوید منبری که در منزل شما منبر رفته دارد یک سری حرفهای اختلاف برانگیز می زند. می گوید من از او پرسیدم حرفهای اختلاف برانگیزش چه بود؟ گفت همین حرفهای اختلافاتی که میان خلیفه اول و فاطمه زهرا رخداده است.
این مرجع تقلید به قدری بر آشفته شد و به قدری ناراحت شد، می گوید به او گفتم اگر ما امروز این مطالب را برای مردم نگوییم چه وقت و کی جوانهای ما از این مسائل می خواهند با خبر شوند. این مطلب را ایشان به من فرمود.
استاد ما که خدایش رحمت کند فرمود فلانی یکی از آرزوهای من این است که در این مملکت فاطمیه مانند عاشورا بشود. فقیه این است، این می فهمد که فاطمه زهرا چه کسی است! یک عده ای بیسواد یک عده ای به آنها دیکته شده می آیند مسئله خلافت خلیفه دوم را سنجاق به نسب اهل بیت می زنند. وا ویلا به این آقایان عرض می کنم اصلا این مطلب چه ربطی به نسب اهل بیت دارد؟ اگر نمی دانید بدانید نسب امامان ما به وجود پیامبر اکرم بر می گردد.
روایات این را ثابت کرده است دنبال این هستی که (نعوذ بالله و نستجیر بالله) در نسب اهل بیت خدشه وارد کنی، اصلا می دانی اهل بیت چه کسانی هستند؟ اصلا فاطمه را می شناسی؟ اصلا علی را می شناسی؟ اصلا پیامبر را می شناسی؟ اصلا بلدی قرآن بخوانی؟ اهل بیت را که نسب و حسب شان را پیامبر اکرم معین کرده است این هم در کتابهای شما و هم در کتاب های ما آمده است، بروید مطالعه کنید چرا هر سال مباحث اختلاف بر انگیز را در این مملکت فاطمی به وجود می آورید بگذارید مردم قدری آرامش داشته باشند.
(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَينَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يبَينُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ)
و همگي به ريسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت]، چنگ زنيد، و پراکنده نشويد! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به ياد آريد که چگونه دشمن يکديگر بوديد، و او ميان دلهاي شما، الفت ايجاد کرد، و به برکت نعمت او، برادر شديد! و شما بر لب حفرهاي از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد؛ اين چنين، خداوند آيات خود را براي شما آشکار ميسازد؛ شايد پذيراي هدايت شويد.
سوره آل عمران (3): آیه103
فاطمه زهرا را اگر اقا نمی داند بداند ام الائمة النجبا است، ائمه نسل شان از فاطمه است. ائمه نسل شان از امیر المؤمنین است. ائمه نسل شان از سید الشهداء است کدام سید الشهدا؟ کدام فاطمه؟ آن سید الشهدایی که فرزند پیامبر اکرم است. آن فاطمه ای که دختر پیامبر اکرم است. پس تکرار می کنم نسب اهل بیت و نسب امامان اصل و اساسش به پیامبر اکرم بر می گردد. این یک روایت.
البته در این مورد روایات زیاد نوشته ام اجازه بدهید در این وقت باقی مانده یکی دو روایت را بخوانم حاکم نیشابوری در کتاب المستدرک جلد 3 صفحه 167 از امیر المؤمنین روایت نقل می کند رسول خدا به فاطمه اطهر فرمود:
«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لفاطمة إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك هذا حديث صحيح الإسناد»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 167، ح 4730
همین یک روایت برای مقام و عظمت فاطمه زهرا بس است. فاطمه آخر تو کی هستی که اگر غضب کنی خدا غضب می کند و رضایت شما در رضایت خدا است. این روایت دلیل بر عصمت فاطمه زهرا است. حاکم نیشابوری چه نوشتی؟ «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك»!
اما روایت دوم این روایت را هم جناب حاکم نیشابوری شافعی مذهب در کتاب المستدرک جلد 3 صفحه 119 و در صفحه 123 از همسر پیامبر اکرم عایشه نقل می کند.
«عن أم المؤمنين عائشة رضي الله عنها أنها قالت ما رأيت أحدا كان أشبه كلاما وحديثا من فاطمة برسول الله صلى الله عليه وسلم وكانت إذا دخلت عليه رحب بها وقام إليها فأخذ بيدها فقبلها وأجلسها في مجلسه هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 167، ح4732
این مهم است «وكانت إذا دخلت عليه رحب بها» همیشه هر وقت فاطمه بر پیامبر اکرم وارد می شد پیامبر اکرم چند کار را انجام می داد. یک: «وقام إليها» اجازه نمی داد او بیاید حضرت به طرف فاطمه می رفت. دو: «فأخذ بيدها فقبلها» دستش را می گرفت به دستش بوسه می زد. سه: «وأجلسها في مجلسه»!
حاکم نیشابوری فهمیدی چه روایتی را نوشتی؟ حاکم نیشابوری از خودت سوال نکردی چرا پیامبر اکرم وقتی فاطمه بر او وارد می شد فاطمه را طرف راستش قرار نمی داد، چرا طرف چپش قرار نمی داد؟ خودش از جایگاهش کنار می رفت فاطمه را جای خود می نشاند!
ایها العالم! ایشان می خواست به مردم بفهماند فاطمه چه کسی است و این کارها را پیامبر اکرم در رابطه با فاطمه زهرا انجام دادند و افسوس بعد از رحلت پیامبر آن چه را که نباید خلفا در رابطه با فاطمه زهرا انجام بدهند انجام دادند.
جناب اقای علوی! من خیلی حرف دارم، حاکم نیشابوری روایت نقل می کند فاطمه زهرا روز قیامت: «وتبعث فاطمة أمامي»
«عن أبي هريرة رضي الله عنه قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم تبعث الأنبياء يوم القيامة على الدواب ليوافوا بالمؤمنين من قومهم المحشر ويبعث صالح على ناقته وأبعث على البراق خطوها عند أقصى طرفها وتبعث فاطمة أمامي هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 166، ح4727
این هم مقام فاطمه در آخرت است. تبعث فاطمه امامی یعنی چه؟ یعنی قبل از پیامبر ایشان وارد بهشت می شود. والله اگر ما این روایات را امشب از کافی کلینی، امالی صدوق، اختصاص مفید و بحار الانوار مجلسی نقل می کردیم می گفتند روایات غلو آمیز دارد نقل می کند ولی روایتی است که حاکم آن را قبول دارد می گوید «وتبعث فاطمة أمامي» جلوتر از من فاطمه زهرا روز قیامت وارد بهشت می شود.
سوال: این فاطمه با این مقامات واقعا بعد از رحلت پیامبر اکرم جان نداشت، مردم عمل به این آیه کنند.
(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)
بگو: «من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نميکنم جز دوستداشتن نزديکانم [= اهل بيتم].
سوره شوری (42): آیه 23
این کمترین چیزی بود که لازم بود امت انجام بدهند، نه این که به خانه فاطمه هجوم کنند!
من یک وقت بحث هجوم را تحقیق کردم به چهل نفر رسیدم، چهل نفر از صحابه پیامبر اکرم در آن هجوم حضور داشتند و شرکت کردند! چرا؟ آیا با پاره ای تن پیامبر این گونه رفتار کردن درست است؟ من واقعا گاهی تعجب می کنم که این ها روز قیامت با چه چشمی می خواهند پیامبر اکرم را ببینند.
خدا مرحوم کمپانی را رحمت کند.
مجری:
رحمت الله علیه، چه شاعر عظیم الشأنی.
استاد طبسی:
آن اشعار بلندی که در رابطه با حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا دارد یک بیت آن را بگویم. می گوید:
و لست أدري خبر المسمار * سل صدرها خزانة الأسرار
«و لست أدري خبر المسمار» می گوید اصلا من نمی دانم این میخ با پهلوی فاطمه زهرا چه کار کرد؟ ای امت آیا واقعا این اجر رسالت بود؟ پیامبری که بیست و سه سال برای شما زحمت کشید، شما را از ضلالت و گمراهی نجات داد مزدش این بود که به خاطر اخذ بیعت او را این طور در میان دَرْ و دیوار قرار بدهید؟ چرا؟ این چرا را اقای علوی عزیز من نمی دانم چه کسی باید پاسخ بدهد، چه کسی پاسخ بدهد تظلمهای که بعد از رحلت پیامبر اکرم از سوی خلفای زمان بر ایشان روا داشته اند.
امیدوارم ان شاء الله خداوند این توفیق را به ما و شما عنایت کند که بتوانیم واقعا در ایام فاطمیه از مظلومیت فاطمه برای مردم بگوییم. من دیگر عرضی ندارم!
مجری:
جناب استاد ممنونم، چقدر از شما آموختم و چقدر شب خوبی بود. من چکیده کلام گهربار حضرتعالی را با یک بیت کم و محکم ادا خواهم کرد که حسن ختام برنامه باشد و آن یک بیت این است:
اجر رسالت روزی اولاد زهرا شد، زهرا، همان که در دعا همسایه اش را
یا علی مدد رنگ و بوی زندگی تان و مسیر زندگی تان فاطمی باشد اللهم عجل لولیک الفرج!