-
آیت الله حسینی قزوینی
56:44 دقیقه
جایگاه منتظران و فضیلت انتظار 3 اسفند 1402 -
ربیع الانام - به مناسبت ایام شعبانیه 2 اسفند 1402
56:33 دقیقه -
ربیع الانام - به مناسبت ایام شعبانیه 1 اسفند 1402
1:1:43 دقیقه -
ربیع الانام - به مناسبت ایام میلاد حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف 19 اسفند 1401
1:19:47 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:16 دقیقه
آخرین حجت الهی؛ تبیین نقش امام مهدی(عج) در حدیث دوازده خلیفه 18 اسفند 1401 -
ربیع الانام - به مناسبت ایام میلاد حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف 17 اسفند 1401
1:23:10 دقیقه -
ربیع الانام - به مناسبت ایام میلاد حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف 16 اسفند 1401
1:22:57 دقیقه -
ربیع الانام - به مناسبت ایام میلاد حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف 14 اسفند 1401
1:21:50 دقیقه -
ربیع الانام 27 اسفند 1400
54:58 دقیقه -
ربیع الانام 26 اسفند 1400
55:37 دقیقه -
مهدویت 25 اسفند 1400
53:59 دقیقه -
ربیع الانام 24 اسفند 1400
54:30 دقیقه -
ربیع الانام 23 اسفند 1400
55:07 دقیقه -
حجت الاسلام یزدانی
01:25:10 دقیقه
ربیع الانام 9 فروردین 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:26:36 دقیقه
ویژه برنامه ربیع الأنام 8 فروردین 1400 -
حجت الاسلام شهبازیان
01:22:15 دقیقه
ربیع الانام 7 فروردین 1400 -
حجت الاسلام سید محمد حسین حسینی صدر
01:25:50 دقیقه
ربیع الانام 6 فروردین 1400
جایگاه قدسی و ماورایی حضرت مهدی (ارواحنا فداه) از نگاه اهل سنت دکتر ابوالقاسمی
قسمت چهارم ویژه برنامه ربیع الانام با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی
دیگر قسمت ها
برنامه ربیع الانام – 04 12 1402 (قسمت چهارم)
عنوان برنامه: ویژه برنامه به مناسبت به مناسبت ایام شعبانیه
کلیدواژه: نیمه شعبان؛ حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛ جایگاه قدسی؛ مهدی موعود؛ عمر حضرت؛ حکمت؛ خلیفة الله؛ مقام عصمت؛ ولایت؛ امام در منابع اهل تسنن!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر ابو القاسمی
مجری: آقای سید محمد صفایی
مجری:
آتش به وجودم زن هر صبحی و هر شامی * آن گونه که یا سوزد یا پخته شود خامی
از خون جگر کردم هر روز چراغانش * باشد که نهی یک شب بر چشم ترم گامی
تو برتر از آن هستی کز من ببری جانی * من کمتر از آن هستم کز تو ببرم نامی
دوش از غم هجر یار هر لحظه زدم صد بار * از سوز درون هویی از خون جگر جانی
یارم ز سفر آید این حجر به سر آید * هر شادی و هر غم راست آغازی و انجامی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ اَلسَّلاَمُ عَلَي الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الأْمَمَ وَعَلیٰ آبَائِهِ الطَاهِرینَ المَعْصُومِینْ!
سلام علیکم خدمت شما بینندگان جان، منتظران جان جانان حضرت مهدی موعود، (ارواحنا فداه) در هر نقطه ای از جهان!
در شام جمعه و در آستانه 1190 سالروز میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) با ویژه برنامه ربیع الانام از شهر مقدس قم جوار کریمه اهل بیت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و از شبکه ای که مزین به نام نامی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است در خدمت شما هستیم.
ساعتی را هر شب از زبان کارشناسان محترم پیرامون وجود نازنین حضرت مهدی (ارواحنا فداه) خواهیم شنید. امشب در خدمت کارشناس محترم برنامه استاد گرامی و ارجمند جناب حجة الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی خواهیم بود و ان شاءالله استفاده خواهیم کرد و بهره خواهیم برد. جناب استاد سلام علیکم خیلی خوش آمدید!
استاد ابوالقاسمی:
علیکم السلام ورحمة الله و برکاته
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!
این ایام فرخنده را خدمت شما و خدمت همه بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر تبریک و تهنیت عرض می کنم. ان شاء الله که بتوانیم از شیعیان و محبین خالص امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) باشیم.
مجری:
از نگاهی دیگر بپردازیم پیرامون موضوع برنامه امشب؛ بپردازیم پیرامون جایگاه قدسی و ماورایی حضرت مهدی (ارواحنا فداه) منتها از نگاه اهل سنت، از نگاه منابع روایی آن ها ببینیم آیا آن ها هم قائل به این جایگاه قدسی و ماورایی برای مهدی موعود هستند یا ایشان را فردی عادی می دانند؟
استاد ابوالقاسمی:
بسیاری از علمای اهل سنت وقتی راجع به امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) صحبت کردند جملاتی گفتند که این جملات در مورد یک فرد عادی گفته نمی شود. در مورد کسی گفته می شود که توانایی هایش با فرد عادی فرق بکند. به عنوان آقای مناوی در کتاب فیض القدیر، جلد 6، صفحه 277 عبارتی را مطرح می کند ذیل عبارت «الْمَهْدِيُّ مِنْ عِتْرَتِي مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة» می گوید:
«قال العارف البسطامي في الجفر هذه الدرة اليتيمة والحكمة القديمة ستدخل في باب السبب إلى مكتب الأدب ليقرأ لوح الوجود ثم يخرج منه ويدخل إلى مكتب التسليم ليطالع لوح الشهود وقيل يولد في فارس وهو خماسي القد عقيقي الخد وقد آتاه الله في حال الطفولية الحكمة وفصل الخطاب»
فيض القدير شرح الجامع الصغير؛ اسم المؤلف: عبد الرؤوف المناوي الوفاة: 1031 هـ، دار النشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر - 1356هـ، الطبعة: الأولى، ج6، ص277
«قال العارف البسطامي» بعد از این که، این روایت را توضیح می دهد صحبت هایی از بایزید بسطامی مطرح می کند «فِی الجَفر» در کتاب جَفر خودش، «هذه الدرة اليتيمة والحكمة القديمة»، این گوهر تک دانه، حکمتی که از قدیم بوده است.
«ستدخل في باب السبب إلى مكتب الأدب ليقرأ لوح الوجود» وارد این عالم خواهد شد، تا لوح وجود را بخواند. لوح وجود این جمله کنایه ای از این که بعضی از افراد خودشان مثل لوح محفوظ هستند و حقایق عالم در آن ها ترجمه شده است.
ذات آن ها خلاصه و چکیده ای از عالم است می آید لوح وجود خودش را در عالم می خواند. «ثُمَ یَخرُج مِنه» از مرحله مکتب ادب خارج می شود
«ويدخل إلى مكتب التسليم ليطالع لوح الشهود» آن زمان مشغول مطالعه روح شهود خواهد شد «وقد آتاه الله في حال الطفولية الحكمة وفصل الخطاب» در حال طفل بودنش خدا به او حکمت و فصل الخطاب داده است. حکمتی که خدا به انبیاء و حضرت لقمان می دهد. فصل الخطابی که به داود و انبیائی شبیه او داده شد این در حال طفولیت به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) داده شده است.
این یکی از عباراتی است که در کتب اهل سنت راجع به جایگاه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می بینیم.
شبیه همین عبارت را در جای دیگر آقای مناوی در کتابش آورد ذیل حدیث «يُصْلِحُهُ اللَّهُ فِي لَيْلَةٍ.» خدای متعال در یک شب امر و مشکل حضرت را بر طرف می کند در فیض القدیر، جلد 6، صفحه 278 در آن جا راجع به یک خصوصیت دیگر حضرت شبیه همین را مطرح می کند ادامه این قضیه حدیث «الْمَهْدِيُّ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ، يُصْلِحُهُ اللَّهُ فِي لَيْلَةٍ»
«المهدي منا أهل البيت يصلحه الله في ليلة، وقيل إنه يصير متصرفا في عالم الكون والفساد بأسرار الحروف»
حضرت مهدی تصرفات تکوینی دارد عالم را به صورت تکوینی کنترل می کند «بأسرار الحروف» به همراه اسرار علم حروف که علم ابجد و علم ریاضیات است کل عالم بر اساس ریاضیات خلق شده است.
لذا خدای متعال می گوید:
(ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ)
سپس (تمام بندگان) به سوي خدا، که مولاي حقيقي آنهاست، باز می گردند. بدانيد که حکم و داوري، مخصوص اوست؛ و او، سريعترين حسابگران است!
سوره انعام (6): آیه 62
خدا سریع پردازنده عالم است این نظام، نظام حروف است کسی که قواعد حروف را بداند بر عالم مسط می شود. حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم همچنین در عالم کون و فساد تصرف می کند یعنی (كُنْ فَيكُونُ) می کند چطور؟ «بأسرار الحروف» علم به اسرار حروف دارد.
بعد می گوید:
«ولهذا كان جد المهدي علي كرم الله وجهه من أعلم الصحابة بدقائق العلوم ولطائف الحكم وكان من أجل علومه علم أسرار الحروف»
فيض القدير شرح الجامع الصغير؛ اسم المؤلف: عبد الرؤوف المناوي الوفاة: 1031 هـ، دار النشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر - 1356هـ، الطبعة: الأولى، ج6، ص278
به همین دلیل جد حضرت را هم که امیر مؤمنان بود چون صاحب این علوم بود حضرت هم در عالم تصرف زیاد داشت. پس هم تصریح کرد از بایزید بسطامی که حضرت بحث حکمت و فصل الخطاب را در طفولیت دارند هم این که حضرت بر اساس علم حروف تصرفات تکوینی دارد.
مجری:
همان جفری که گفته می شود.
استاد ابوالقاسمی:
بله، این عبارت از آقا مناوی، عبارت دیگری در کتاب «الصواعق المحرقة»، جلد 2، صفحه 601 عبارتی را مطرح می کند:
«و لم يخلف غير ولده أبي القاسم محمّد الحجة، و عمره عند وفاة أبيه خمس سنين لكن آتاه اللّه فيه الحكمة، و يسمى القائم المنتظر لأنه ستر و غاب، فلم يعرف أين ذهب، و مرّ في الآية الثانية عشر قول الرافضة فيه أنه هو المهدي»
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج2، ص601
امام عسکری (سلام الله علیه) وقتی از دنیا رفت فرزندی غیر از فرزندش، محمدی که نام او هم نام پیامبر، کنیه اش کنیه پیامبر است لقب حجة است «و عمره عند وفاة أبيه خمس سنين» موقعی که پدرش از دنیا رفت پنج سالش بود اما پنج ساله عادی نبود «لكن آتاه اللّه فيه الحكمة» در پنج سالگی خدای متعال به او حکمت را اعطاء کرده بود اگر لقمان مثلاً دویست و خرده ای هزار سال عمر کرد بعد صاحب حکمت شد می گوید این شخصی که فرزند امام عسکری (علیه السلام) است در پنج سالگی به مقام حکمت رسیده است.
بعد می گوید البته رافضیان در مورد او اعتقاد دارند که او همان مهدی است در بخش دوازدهم «قول الرافضة فيه أنه هو المهدي.» گذشت که رافضیان او را مهدی می دانستند این که، این فرد متولد شد این که در کودکی صاحب حکمت است این ها را قبول دارد این ها مشکل ندارد. تنها چیزی که رافضی ها می گویند، می گویند این کودک پنج ساله همان مهدی است که خلیفه دوازدهم پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
مجری:
یعنی ما تطبیق می دهیم ایشان تطبیق نداد.
استاد ابوالقاسمی:
تطبیق نداد فقط گفت همچنین علمی داشت. این کودک از کجا این قدرت را آورد؟ نفر بعدی علامه ابیاری در کتاب جاریة القدر در شرح منظومه برزنگی، صفحه 207می گوید
«قال صاحب الفصول المهمة: کان عمرُه عِند وفات أبیه خمس سنین»
موقعی که پدرش از دنیا رفت پنج ساله بود
«أتاه الله فیها الحکمة کما أوتیها یحیی (علیه السلام) صبیاً»
همان طوری که حضرت یحیی می گوید:
(يا يحْيى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَينَاهُ الْحُكْمَ صَبِيا)
اي يحيي! کتاب (خدا) را با قوت بگير! و ما فرمان نبوت (و عقل کافي) در کودکي به او داديم!
سوره مریم (19): آیه 12
در پنج سالگی یا خردسالی صاحب حکمت شد این فرد هم در خردسالی (در پنج سالگی) صاحب حکمت شد. بعد بر همان مهدی شیعه تطبیق می دهد:
«وله قبل قیامه غیبتان»
دو غیبت دارد
«إحداهما أطول من الاُخرى أما الأولى فمنذ ولادته إلى انقطاع السعاية في شيعته لصعوبة الوقت وخوف السلطان»
غیبت صغری چون خودش و شیعیانش خیلی در آزار بودند بعد از او دومی بود. بعد می گوید:
«ومن الدلائل على كون المهدي حيا باقيا منذ غيبته إلى آخر الزمان بقاء عيسى بن مريم والخضر»
همان طوری که عیسی ابن مریم و خضر زنده مانده مهدی هم می تواند زنده بماند مشکلی ندارد!
نفر چهارمی که نسبت به جایگاه حضرت مهدی صحبت کرد علامه بهجت افندی از علمای سرشناس احناف بود:
«(من مات ولم يعرف إمّام زمانه فقد مات ميتة الجاهلية) متفقاً عليه بين علماء المسلمين قلّما يوجد مسلم لا يعتقد بوجود الإمام المنتظر، ونحن نعتقد أن المهدي صاحب العصر والزمان ولد ببلدة سامرّاء ، واليه انتهت وراثة النبوّة والوصاية والإمامة، وقد اقتضت الحكمة الإلهية حفظ سلسلة الإمامة إلى يوم القيامة، فان عدد الأئمة بعد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم محصور معلوم وهو اثنا عشر بمقتضى الحديث المعتبر المروي في الصحيحين : الخلفاء بعدي اثنا عشر كلهم من قريش»
حدیث: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية» را می آورد می گوید چون که این حدیث اجماعی است نمی شود مسلمان اعتقاد به وجود امام منتظر نداشته باشد. من هم اعتقاد دارم که مهدی «صاحب العصر و الزمان» است در سامراء به دنیا آمد.
«واليه انتهت وراثة النبوّة والوصاية والإمامة وقد اقتضت الحكمة الإلهية حفظ سلسلة الإمامة إلى يوم القيامة»، یعنی این شخص را وارث نبوت و وصایت می داند. این شیعه است؟ نه این ها شیعه نیستند کلمات، کلمات شیعه هست اما این ها علمای سنی هستند که اعتقاد دارند باید در زمین خلیة الله داشته باشیم. راجع به این صحبت خواهم کرد.
علامه بدخشی در مفتاح النجاة می گوید این شخص:
«قَد آتَاهُ الْحِكْمَةَ فَصْلُ الْخِطاب فِی الْطفُولِیَّة كَمَا آتَاها يَحْيَى وَ جَعَلَهُ إِمَاماً فِي الْمَهْدِ وَ كَمَا جَعَلَ عِيسَى نَبِيّا»
همان طوری که عیسی در مهد (گهواره) نبی شد این هم در مهد امام شد. و خدا در کودکی به او حکمت و فصل الخطاب را داده است. در آخر هم می گوید
«ولا استحالة في طول حياته»
در عمر طولانی حضرت هیچ استحاله ای نیست.
«قد عمر كثير من الناس حتى جاوزوا الألف كنوح ولقمان والخضر سلام الله على نبينا وعليهم»
خیلی از مردم عمرهای طولانی کردند از هزار سال بیشتر شدند نوح، لقمان، خضر و دیگران بود.
پس یک سری علمایی از سنی ها داریم حضرت را حتی بعضی هایشان امام دوازدهم مطرح کردند چطور ممکن است؟ برای شما جالیةُ الکَدری که اسمش را گفتم می آورم چاپ جدیدش را نه شرح دیگرش را جالیة الکَدر بذکر اسماء أهل بدر، شهدای احد سید جعفر ابن حسن ابن عبد الکریم برزنجی مفتی شافعی های مدینه منوره
این کتاب تعلیقه های مختلفی دارد این که من دارم با تعلیقه محمد علوی المالکی الحسنی که آخرین عالم سنی بود که در مسجد الحرام کرسی رسمی تدریس داشت. وقتی درس می داد طواف را تعطیل می کردند عین نماز؛ یک مجموعه برنامه های تلویزیونی ضبط کرد با اسم «مفاهیمی یَجِب أن تُصحح» مفهوم هایی که باید درست فهمیده بشود.
ایشان گفت توسل مشکل ندارد شما بد فهمیدید تبرک مشکل ندارد شما بد فهمیدید. عزاداری و بنای بر قبور هیچ مشکلی ندارد.
مجری:
ایشان از وهابیت بود؟
استاد ابوالقاسمی:
سنی بود ولی جایگاه زیادی در بین سنی های حجاز داشت این کار را انجام داد وهابی ها تحمل نکردند درسش را گرفتند او را حصر خانگی کردند پنج، شش سال بعد از انقلاب ما از دنیا رفت در خاتمه این کتاب صفحه 21 خدا را قسم می دهد
«وكذا بفاطمة التي فضلت على كلّ النّساء وقلَّدت عقد الفخر أيضا وبالحسنين سبطي سيّداك كونين»
خدایا تو را قسم می دهم به فاطمه زهرا که بر همه زنان برتر است گردنبند فخر را بر گردنش آویخته اند. تو را به حسنین قسم می دهم دو فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله)
«من بكسائه لهما ستر»
که حضرت آن ها را در کساء خودش آورد.
« وبعمه العبّاس ثم بنجله الحبر عبد الله نبراس الفكر»
تو را به عباس عموی پیامبر قسم می دهم به پسرش عبد الله ابن عباس که چراغ فکر بود.
«وكذا بكلّ الآل والأصحاب والأزواج والعمّات ربّات الخفر»
عمه های پیامبر که «ربّات الخفر» بزرگان خانه های خودشان بودند
«وعليّ السّجّاد مصباح الدّجى وبباقر من للمعالم قد بقر وبصادق وبكاظم ثمّ الرّضا من للمساجد والمدارس قد عمر والأمجدين نقيّهم وتقيّهم والعسكري ائمّة اثنا عشر وبختمهم نجل الرّسول محمد مهدينا الآتي الإمام المنتظر»
امام سجاد چراغ روشنایی در تاریکی به باقری که علوم را شکافت به صادق، به کاظم، به رضا کسانی که مساجد و مدارس را آباد کردند. دو شخص بزرگوار تقی و نقی و عسکری ائمه اثنی عشر و به خاتمه آن ها نواده پیامبر محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) مهدی ما که خواهد آمد امامی که انتظارش را می کشیم.
«وبختمهم نجل الرسول محمد مهدينا الآتي الإمام المنتظر» این شیعه است؟ نه، یک صفحه بعد می رویم
«وکذا بباقي التابعین اولي التقي والعادل الاموي سیّدنا عمر وأبي حنیفة وابن ادریس الفتیٰ وبمالک وبأحمد الاسد الغرر»
همه این ها سنی هستند مثلاً:
«أیضا وکیلانیهم غوث الوریٰ وکذا الدسوقي النقیب المُشتهر وبسیدي البدوي قدس سیرّه وبقطبهم ذاک الرفاعيٌّ الأغَرْ»
این ها همه سنی هایی هستند که اعتقادشان این بوده است.
در عالم یک مقامات معنوی باطنیه ای داریم و یک حکومت ظاهری داریم. که این مقامات معنوی باطنی که کنترل عالم، دستور دادن به ملائکه، اداره ملائکه، اداره آسمان ها و زمین است کار این دوازده نفر بود تکوینی است.
یک عده ای در همان دوران ها در منطقه ای حکومت می کردند. این فلان جا مسئول اداره برق باشد. فلان جا مسئول اداره آب باشد و ... این اداره ظاهری فقط برای این بود که مردم بتوانند یک زندگی داشته باشند و کاری انجام بدهند. آنی که حقیقت عالم هست در نزد این ها باطنی است. علمایی که این اعتقاد را دارند تعدادشان خیلی زیاد است.
دو نمونه مطرح می کنم از این که وقتی اهل سنت متوجه این قضیه می شوند چه اتفاقی برای شان رخ می دهد؟
چند سال قبل از کرونا گروهی را از روسیه ایران آورده بودند روسیه دو دسته سنی دارد یک دسته علمایی که با ایران و حکومت خودشان ارتباط شان خوب است گروه دیگر طرفدار ترکیه و عربستان هستند با ایران ارتباط خوبی ندارند. آن های که با ایران خوب نیستند به ایران آوردند ببینند ایران لولو خور خوره نیست ترس ندارد.
از بدِ حادثه این ها ادعای مناظره خواستند بکنند گفتیم باشد خیلی ادعای تان می شود شما را خدمت آیت الله نجم الدین طبسی می بریم آن جا بردند استاد ما الحمد لله آیت الله طبسی یک مناظره ای با این ها انجام دادند الان هم ماحصل آن مناظره در کتاب مناظره با علمای روسیه آمد و کتابش چاپ شده است.
حال شان خیلی گرفته شد توقع نداشتند یک نفر عالم در ایران این طوری با این ها مناظره کند این ها یک لُجنه و گروه بودند همه ادعای شان می شد آماده کرده بودند می خواهیم به ایران برویم حالِ علمای ایران را بگیریم. استاد طبسی حال شان را حسابی گرفت فردایش گفتند برویم مجموعه ولی عصر را ببینیم.
این جا آوردند به من گفتند ابوالقاسمی این ها دیروز خیلی حال شان گرفته شد امروز حال شان را نگیر؛ سلام کردم نمی دانم بزرگ شان جواب سلام را داد یا نداد خیلی ناراحت بود گفت فرقِ ما اهل سنت با شما چه است؟ فهمیدم می خواهد دعوا را راه بیاندازد هیچ راهی ندارد.
گفتم فرقِ خاصی به آن صورت نداریم از جهت کلیات بخواهیم نگاه کنیم در اصولش فرق نیست گفت یعنی چه؟ گفتم خدا را شما قبول دارید؟ گفت بله، پیغمبر را قبول دارید؟ بله، قرآن را قبول دارید؟ بله، کعبه را قبول دارید؟ بله، گفت ولی خلفاء چه؟ گفتم مسئله خلفاء مهم نیست گفت چرا خلفاء برای ما خیلی مهم هستند.
گفتم شما از خلفا مهم تر با ما اشتراک دارید که آن خلفای باطنی است گفت یعنی چه خلفای باطنی؟ شروع کردم برایش لیست کردم علمای سنی که ائمه را به عنوان خلیفه باطنی گفتند و گفتند باید باشد چون ما حدیث «خُلَفای إثنی عشر»، «مَنْ مات» داریم این ها را چه کار کنیم؟ هیچ راهی نداریم. مجبور هستیم که این احادیث را تطبیق بدهیم و بگوییم یک نفری با آن مقام والای:
«عبدي أطعني أجعلك مثلي، أنا حيّ لا اموت اجعلك حيّا لا تموت أنا غنيّ لا أفتقر أجعلك غنيّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء يكون أجعلك مهما تشاء يكون.»
نام كتاب: مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام؛ نويسنده: حافظ برسى، رجب بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 813 ق)، محقق / مصحح: عاشور، على، ناشر: أعلمي، مكان چاپ: بيروت: 1422 ق، ص104
باید باشد یک نفر با آن مقام: «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِه»
باید باشد.
«وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ وما تَرَدَّدْتُ عن شَيْءٍ أنا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عن نَفْسِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2384، 6137
یک نفر با مقام کشتی نوح باید در عالم باشد اگر نباشد نمی شود. آن ها چه کسانی هستند؟ یکی از اهل بیت باید باشد «مَثَلَ أَهْلِ مَثَلِ سَفِينَةِ نُوح»
«مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ، وَ مَثَلِ بَابِ حِطَّةٍ مَنْ دَخَلَهُ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَدْخُلْهُ هَلَكَ.»
الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص60
«عَنِ بن عَبَّاسٍ رضي اللَّهُ عنه قال قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ من رَكِبَ فيها نَجَا وَمَنْ تَخَلَّفَ عنها غَرِقَ»
المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج3، ص46
یک نفر از اهل بیت همیشه هست این ها هم دوازده نفر بودند اسم ها را بردم نفر اول را آوردم نگاه کرد آلوسی در تفسیرش ذیل آیه 30 سوره بقره (إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً) می گوید باید خلیفةُ الله در زمین باشد تا قیامت هم هست. در مورد آلوسی نمی تواند بگوید سنی نیست گرایشاتش هم گرایشات سلفی به حساب می آید.
آلوسی، فخر رازی، شعرانی و ... لیست آوردم نگاه می کرد در کتاب هایشان هست یکی یکی اسکن ها را نشان می دادم. یک ربع، بیست دقیقه ای طول کشید دیدم از حالت دعوا کلاً منقلب شد به من یک جمله گفت، گفت می شود اسم این دوازده امام را به ما یاد بدهید ما هم این ها را یاد بگیریم!
مسئله این نیست که اهل سنت دشمنی داشته باشند برای شان نگفتند این ها عالم ها کشور هستند از این قضیه خبر نداشتند. این ها را بی خبر می گذارند به ایشان نمی گویند علمای ما در دوران های قبل چه اعتقاداتی داشتند و چه مطالبی گفتند؟
مگر می شود خدا این عالَم را خلق بکند کلاً من یک انسانی بشوم یک عبادت بسیار ناچیزی (مثل عبادت خودم را می گویم) داشته باشم یک کار خیلی جزئی انجام بدهم بعد او بشود
(فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ)
پس بزرگ است خدايي که بهترين آفرينندگان است!
سوره مؤمنون (23): آیه 14
(أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ) یک فرقی باید با بقیه مخلوقات داشته باشد تا ملائکه بر او سجده بکنند. وگرنه پیغمبری که شما می گویید شاید با من خیلی فرق نداشته باشد آنی که شما ترسیم می کنید. پیغمبری که بعد از بعثتش بت پرستید، پیغمبری که برای بت ها قربانی کرد. پیغمبری که خیلی کارهای زشت انجام می داد آن پیغمبری که این ها دارند متأسفانه ترسیم می کنند شاید منِ ابوالقاسمی خیلی از او برتر باشم!
اما در کتاب های خودشان باز روایت های در مورد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) دارند
«كُنْتُ نَبِيّاً وَ آدَمُ بَيْنَ الْمَاءِ وَ الطِّين»
من پیغمبر بودم قبل از اینکه حضرت آدم آفریده بشود!
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مصحح / محقق: ندارد، ناشر: علامه - قم، چاپ: اول، 1379 ق، ج1 ؛ ص214
«قال قلت لرسول الله صلى الله عليه وسلم متى كنت نبيا قال وآدم بين الروح والجسد هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة : الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 2، ص 665
من هنوز گل آدم خشک نشده بود پیغمبر بودم. من کسی هستم که همین الان دارم حوض کوثر را می بینم نه این که قیامت بشود. کلید مفاتیح ارض در اختیار من قرار گرفته است. این یعنی من، تقسیم کننده روزی اهل زمین شدم این ها هم در بخاری، مسلم و دیگر کتب شان آمده است این ها را کنار هم بگذاریم جور در می آید یک آدمی که تقسیم کننده روزی مردمِ زمین است.
(رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ) است همین الان دارد قیامت را می بیند «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِه» است مقام انسان کامل را دارد. کسی که این طور است نباید در زمین استمرار داشته باشد؟ پیغمبر که از دنیا رفت علمش هم از بین رفت تمام شد؟ این علومی که برای هدایت بشر آورده بود به آن مقام عالی چرا امیر مؤمنان می فرماید «سَلونی» از راه های آسمان از من بپرسید راه های زمین که کاری ندارد.
منِ علی ابن ابی طالب شاگردی پیامبر را در مورد راه های آسمان کردم آن طرف را از من بپرسید بقیه را جاهای دیگر گیر می آورید. گیرتان هم نیاید ضرر نکردید.
وقتی علمای شان می فهمند دین چطوری است می بینند واقعاً در کتب شان راجع به همچنین افراد آمده است. سریع متوجه می شوند آن خلاء باید پر بشود و این خلاء را جز مقام امام زمان قابل پر کردن نیست.
جادوگرهای زمان فرعون تا آن عصا را دیدند اژدها شد سحرشان را بلعید فهمیدند این جادوگری نیست این قدرتی است که از جانب خدا آمده است. لذا وقتی با علمای شان صحبت می کنیم می شنود بلافاصله قبول می کند هیچ دعوایی با ما نمی کند این یک نمونه بود.
نمونه دوم، دو سال قبل از تهران زنگ زدند گفتند معاون رئیس جمهور یکی از کشورها ایران آمد می خواهد راجع به شیعه بداند چند وقتی هم ایران ماند می گوید سوالاتم را درست جواب نگرفتم می خواهم یک نفر بیاید سوالاتم را راجع به شیعه جواب بدهد مردانه بی تعارف دعواهای ما را حل بکند شخصی ایران آمده بود هتل و ... را انجام داده بود که فقط در مورد شیعه بفهمد.
در کشورشان نمی دانم راجع به شیعه چه چیزهایی تبلیغ کرده بودند؟ این آدم می خواست ببیند حرف ما چه است؟ یا رومی روم یا زنگیِ زنگ؛ یا بگوید این ها کافر هستند تمام یا بفهمد مسلمان هستیم قضیه تمام بشود. زنگ زدند ابوالقاسمی تهران می آیی؟ گفتم باشد برای همین بحث ها سرمان درد می کند.
تهران رفتم اولین سوالش نظر شما راجع به ابوبکر، عمر و عثمان چه است؟ گفتم نظر ما اصلاً تأثیری ندارد گفت برای چه؟ گفتم آنی که ما با شما باید سرش دعوا بکنیم سر خلیفةُ الله است این ها خلیفه ظاهری بودند. مثلاً الان من با تو دعوا کنم فلان کشورِ آفریقایی، آسیایی، اروپایی حاکمش بیست سال قبل چه کسی بود؟
تو می گویی فلانی نتیجه ای برای ما دارد؟ اما در بین اهل سنت اعتقاد به خلیفةُ الله هست کسی که عالَم را کنترل کرده واسطه فیض و برکات خدا بر اهل زمین است و علوم پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را حفظ کرد برای این که باب نجات و هدایت را تا قیامت حفظ بکند. گفت چه کسی همچنین حرفی زده است؟ برایش از کتاب هایش ردیف کردم
گفت این ها از کتاب های ما است؟ گفتم بله اول باورش نمی شد اهل علم هم بود نگاه کرد کتاب، جلد، صفحه و مؤلف درست است خودش در اینترنت می گشت می دید هست هر چه می گفتم یکی یکی چک می کرد. دو ساعتی تقریباً طول کشید چون می خواست همه را تأکید بکند تمام شد گفت برای ناهار بروریم.
برگشتیم گفت فردا بلیط می گیریم گفت با همدیگر به کشور من برویم اتفاقاً آن ایام دفاع رساله دکترایم بود گفتم این جا دفاعیه دارم برایم مقدور نیست گفت نه حتماً باید فردا به کشور من برویم. گفتم این طور نمی شود اگر هم می خواهی آن جا کار بکنی باید آن جا زمینه سازی بکنی بعداً
الغرض این که مردم تشنه هستند. یک جای خالی در اعتقادات شان هست یک نفر باید باشد واقعاً بتوانم به او تکیه بکنم الان می خواهم تفسیر قرآن از باء بسم الله تا سین الناس را بفهمم به چه کسی مراجعه کنم هر چه از او پرسیدم آن چیزی که خدای متعال واقعاً نازل کرد برایم تفسیر بکند نه برداشت شخصی خودش را.
اگر بگوییم یک نفر هست او کجا هست؟ از قرآن شروع کنیم قرآن کتاب جامع بین مسلمان ها است این که می گوید «آتَاهُ اللَّهُ الحکمة» در خردسالی حکمت دارد. حکمت یعنی هر چه بگوید محکم و درست است از او سوال کنید (كهيعص) یعنی چه؟ با دلیل قطعی به شما ثابت می کند (حم عین سین قاف) یعنی چه؟ با دلیل قطعی برای شما ثابت می کند.
غیر از حروف مقطعه هر کجای قرآن متشابه باشد با دلیل قطعی برای شما ثابت می کند. اگر همچنین فردی نباشد باید بگوییم به عنوان مثال بلا تشبیه بلا تشبیه می گویند داوینچی یک سری اسرار در نوشته هایش گذاشته است بگوییم خودش رفت اسرارش هم از بین رفت کشف هم نمی شود. تِسلا یک سری اختراع کرد مرد تمام شد رفت!
مجری:
در حقیقت معمای مجهول است
استاد ابوالقاسمی:
بله، اما می گوییم نه این کتاب هدایت است باید باشد اگر یک نفری الان واقعاً با قصد خلوص صد در صد گفت خدایا می خواهم در مسیرت قدم بر دارم چطوری قدم بر دارد؟ باید یک نفری باشد تا آن نهایت او را بتواند ببرد. اما اگر بگوییم راه بسته است دیگر هیچ راهی موجود نیست پس باید بگوییم مردم محروم شدند چه کسی محرومش کرد؟ کسانی که زمان پیغمبر (صلی الله علیه و آله) بودند این علوم را دیدند و جمع نکردند به ما برسانند.
اگر بنا باشد بگوییم حضرت مهدی نباشد باید هر چه دشمنی داریم نسبت به کسانی که این علوم را مخفی کردند نه اصلاً نرفت بگیرد. تو آن جا بودی می دانستی این راه هدایت تا قیامت است برای مردم نگرفتی؟ باید با آن ها دعوا و دشمنی بکنیم پس اجمالاً بعضی از کسانی که راجع به جایگاه ماورایی حضرت صحبت کردند را عرض کردم.
مجری:
ممنون و متشکرم بحث بسیار عالی است نکاتی بود که خودم هم تا حالا نشنیده بودم شاید خیلی از ما شیعیان هم برخی از این نکات را نشنیدیم و نمی دانیم واقعاً علمای اهل سنت و علمای عامه در کتب شان چنین مصادیقی را پیرامون وجود امام مهدی (ارواحنا فداه) مطرح کردند.
(میان برنامه)
مجری:
السلام علیک یا حجة الله فی ارضه،... استاد در بخش قبلی برنامه موضوع جایگاه قدسی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در منابع اهل سنت را اشاره فرمودند منابع متعدد و از لسان علمای بزرگواری از اهل سنت پیرامون جایگاه قدسی و معنوی امام مهدی و امام زمان صحبت کردند. آقای دکتر فکر می کنم هنوز نمونه های دیگری باشد.
استاد ابوالقاسمی:
بله در کتب شان مفصل در مورد جایگاه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده است. برخیش را خدمت تان عرض می کنم کتابی است به نام رسالةٌ فی المهد المنتظر المشربُ الوردی فی مذهب المهدیة (علیه السلام) ملا علی قاری، علی ابن سلطان محمد هِروی قاری از علمای سرشناس اهل سنت احناف است.
در این کتاب نسخه خطی در مکتبه اسد ترکیه هست عبارت را مطرح می کند حضرت علومی که دارد از کجا می آورد؟
«وقد صرح السبکي فی تصنیف له»
سبکی در یکی از کتاب هایش گفت
«انما یحکم عیسی بشریعة نبینا صلی الله علیه وسلم بالقران والسنة»
عیسی به قرآن و سنت حکم می کند عیسی سنت را از کجا آورد؟
«فترجح اخذه للسنة من النبي صلی الله علیه وسلم بطریق المشافهه من غیر الواسطة»
عیسی از پیغمبر ما به صورت مشافحتاً (مستقیم) سنت را گرفته باشد آن موقعی که صحابه مشغول کار بودند اصلاً پیش پیغمبر نبودند رهایش می کردند عیسی پیش پیغمبر می رفت سنت می گرفت.
«وبطریق الوحي والاهام»
و عیسی به طریق وحی و الهام می تواند در دوران حضرت مهدی علوم را بگیرد. عیسی یکی از مساعدهای حضرت مهدی است این را ذیل این که حضرت مهدی چطور به سنت واقعیه عمل می کند می آورد.
می گوید یکی از کمک کارهای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، عیسی ای است که آن عیسی می تواند با وحی و الهام از خدای متعال سنت پیامبر ما را بگیرد یا از خود پیغمبر ما شنیده باشد.
اگر این ها را قبول نکنیم دچار مشکل می شویم باید بگوییم سنت از بین رفت تمام شد. البته عیسی (علیه السلام) به زمین برنگشت پس به طریق مشافحه معنی ندارد. تنها راهش وحی و الهام می ماند اگر وحی و الهام را برای او بخواهند قبول کنند برای دیگران هم می تواند باقی بماند چرا؟ چون عیسی بعد از پیغمبر ما نبی نیست.
اگر بگویند به غیر نبی وحی و الهام می شود به او بشود به حضرت مهدی هم می شود هیچ فرقی نمی کند. اگر بنا باشد بعد از پیغمبر ما وحی و الهامی باشد که آقایان برای خلیفه دوم و سوم عمر و عثمان می گویند بله داشت لذا هیچ استبعادی ندارد برای خود حضرت هم.
اما کتاب دیگری است به نام «دراسات اللبیب ملا معین الدین تطویح این هم دوستان از پاکستان برای ما فرستادند دست شان هم درد نکند. در این کتاب راجع به بحث عصمت صحبت می کند.
«بضعة رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم) أم الائمة الزهراء الطاهرة علی أبیها وعلیه الصلاة والسلام لا شائبة في کونهم معصومین کالمهدي منهم (علیهم السلام)»
اینها همه معصوم هستند از حضرت زهرا تا حضرت مهدی همه معصوم هستند این شخص شیعه نیست سنی است. «لا شائبة فیه» هیچ شکی نیست که این ها باید معصوم باشند به چه دلیل؟ به این دلیل که در مورد این ها آیه تطهیر در موردشان نازل شده است. آیه عصمت این ها را از کفر و معصیت اثبات کرده است پس از یک طرف الهام، عصمت، حکمت و فصل الخطاب را داریم. تصرف تکوینی را در کتب شان گفتند.
موارد دیگری که باز در کتب اهل سنت در مورد جایگاه غیبی حضرت مطرح شده عبارتی است که در کتاب مکتوبات امام ربانی آقای شیخ احمد سرهندی آمده است گزیده مکتوبات امام ربانی به کوشش ابو الحسین عبد المجید مراد زهی خاشی در این کتاب آقای شیخ احمد فاروقی سرهندی به عنوان قطب دوران او را می شناسند. به عنوان مجددِ هزاره دوم او را می شناسند چون می گویند در هر صد سال یک نفر می آید دین را تجدید و نو می کند و آن کسی که دین را در آن دوران نو کرد شیخ احمد فاروقی سرهندی بود. اعتقاد اهل سنت این است.
نامه شماره 123 این را بارها در شبکه خواندیم اما هر بار به یک بخشی از آن استناد می کنیم. راه هایی که به جناب قطب موصل هستند دو اَند راهی که به قرب نبوت تعلق دارد و موصل أصل الأصل است واصلان این راه بالأصالة انبیاء (علیهم صلوات و التسلیمات) هستند و صحابه ایشان و سایر امتان تا که را به این دولت بنوازند. اگر چه قلیل بودند بلکه اقل و در این راه توسط قیلولت نیست هر که از این واصلان فیض می گیرد بی توسط احدی از اصل اخذ می نماید و هیچ یک دیگری را حائل نیست.
اما راهیست که به قرب ولایت تعلق دارد اقطاب، اوتاد، فضلاء، نجباء و عامه اولیاء الله به همین راه واصل هستند. و راه سلوک عبارت از این راه است بلکه جذبه متعارفه نیز داخل همین است و توسط و حیلولت در این راه کائن است. پیشوای واصلان این راه، سرگروه این ها، منبع فیض این بزرگواران حضرت علی مرتضی (کرم الله تعالی وجهه) است.
و این منصب به ایشان تعلق دارد در این مقام گویا هر دو قدم مبارک آن سرور (علیه و علی آله الصلاة و السلام) بر فرق مبارک اوست (کرم الله تعالی وجهه) حضرت فاطمه و حضرات حسنین در این مقام با ایشان شریکند انگارم یعنی می نگارم، می نویسم که حضرت امیر قبل از نشئه عنصری نیز ملاذ و ملجأ این مقام بوده اند. چنان چه بعد از نشئه عنصری این گونه اند قبل این که در این عالم بیاید همان ماجرایی که حضرت نوح، حضرت ابراهیم و حضرت موسی به من توسل کردند این ها هست. و هر که فیض و هدایت از این راه می رسید به توسط ایشان می رسید چه ایشان نزد نقطه منتهای این راه اند و مرکز این مقام به ایشان تعلق دارد.
چون دوره حضرت امیر تمام شد این منصب عظیم القدر به حضرات حسنین ترتیباً مفوض و مسلم گشت و بعد از ایشان همان منصب به هر یکی از ائمه اثنی عشر علی الترتیب و التفصیل قرار گرفت.
و در اعصار این بزرگواران و همچنین بعد از ارتحال ایشان هر که را فیض و هدایت می رسد به توسط این بزرگواران بوده به حیلولت ایشانان هرچند اقطاب و نجبای وقت بوده باشند و ملاذ و ملجأ همه ایشان بوده اند. چه اطراف را غیر از لحوق به مرکز چاره نیست بعد می گوید شیخ عبد القادر گیلانی و ... تا این جا که می گوید بعد از او، سوال معنی مجدد الألف که بالا مذکور شد مشکل است زیرا که در مدت مذکوره حضرت عیسی (علی نبینا و علیه الصلاة و السلام) خواهند نزول فرمود و حضرت مهدی (علیه الرضوان) نیز خواهند ظهور نمود و معامله این بزرگواران برتر از آن است که به توسط احدی اخذ فیوض نمایند.
یعنی حضرت مهدی همان طوری که حضرت علی مستقیماً سرمنشأ بود بعد از حضرت علی امام حسن و امام حسین سرمنشأ بودند هر یک از ائمه اثنی عشر؛ حضرت مهدی این طور نیست مثل عبد القادر گیلانی، قطب و ... باید یک مرحله یک مرحله به آن مرحله بالاتر وصل بشود تا بگیرد خودش سرمنشأ می شود.
معامله این بزرگواران برتر از آن است که به توسط احدی اخذ فیوض نماید. پس ائمه را واسطه تمام کمالات عالم، تمام رحمت خدا بر مردم هم معرفی کرد.
مجری:
به واسطه فیض معرفی می کند.
استاد ابوالقاسمی:
اما عبارت دیگری که در مورد جایگاه حضرت است راجع به آقای حسن العراقی است این را بارها در شبکه گفتیم حسن العراقی از اساتید عبد الوهاب شعرانی مصری است در کتاب الطبقات الکبری ماجرای دیدار حسن العراقی با امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) را مطرح می کند.
می گوید استاد حسن العراقی به محضر حضرت مشرف شده بود پنج شبانه روز خدمت حضرت بود نکته ای که هست اولاً حضرت مهدی از باطن حسن العراقی خبر داده بودند تا او را می بینند می گویند تو دعا کرده بودی که من را ببینی و خدا دعایت را مستجاب کرد. بعد می گوید حضرت به من فرمودند:
«فإنك ستعمر عمراً طويلا»
حسن العراقی تو هم عمر طولانی خواهی داشت
«فعمري الآن مائة وسبعة وعشرون سنة»
الطبقات الكبرى المسماة بلواقح الأنوار في طبقات الأخيار؛ اسم المؤلف: أبو المواهب عبد الوهاب بن أحمد بن علي المعروف بالشعراني الوفاة: 973هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ-1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: خليل المنصور، ج1، ص475
عمر من الان 127 سال است یعنی چه؟ یعنی اولاً از آینده خبر دارد آن هم نه هر آینده ای از آینده مربوط به علم منایا و بلایا که عمر هر کس چقدر خواهد شد و چگونه خواهد بود؟ همچنین شخصی با همچنین جایگاهی بیاییم این را با یک عالم مثل بن باز، البانی و امثالهم مقایسه کنیم. بگوییم یک عالمی است این عالم، حاکم می شود و عدل بر پا می کند.
نه جایگاهی که حضرت بر اساس تصریح علمای اهل سنت دارند یک جایگاه دست نیافتنی و یک جایگاه بسیار والاست لذا در روایات اهل سنت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان خلیفةُ الله معرفی شده است.
به آقای ابوبکر خلیفة الله گفتند گفت من خلیفة الله نیستم من خلیفه پیغمبر اگر حساب بشوم خلیفة المسلمین هستم گفت من خلیفة المسلمین هستم.
اما پیغمبر (صلی الله علیه و آله) به حضرت مهدی در روایات معتبر اهل سنت لقب (خلیفة الله المهدی) را داده است. بعدش هم خود کلمه المهدی که پیغمبر از 1400 سال قبل رویش گذاشته است. المهدی یعنی چه؟ یعنی هدایت شده و معصوم هیچ مسیر اشتباهی را نمی رود حضرت خلیفة الله و معصوم است.
کسی خلیفة الله و معصوم است کدام خلیفه را می توانید با او مقایسه بکنید؟ این که ما می گوییم اگر واقعاً عزیزان اهل سنت بدانند اختلاف مان با آن ها سر دعوای یک روز و دو روز، یک ماه و دو ماه، ده سال و بیست ساله نیست. خیلی بالاتر از این حرف ها است ما به یک مقامی اعتقاد داریم می گوییم این مقام، مقام کنترل عالم، مقام رحمةٌ للعالمینی است مقام انتقال رحمت از خدای متعال به مردم است.
این مقام اگر منقطع شده باشد دیگر نه علوم هدایتی باید به ما برسد نه خودمان قابلیت هدایت پیدا می کنیم.
(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يهْدُونَ بِأَمْرِنَا)
و آنان را پيشواياني قرار داديم که به فرمان ما، (مردم را) هدايت مي کردند؛
سوره انبیاء (21): آیه 73
(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ)
فرمان او چنين است که هرگاه چيزي را اراده کند، تنها به آن مي گويد: «موجود باش!»، آن نيز بي درنگ موجود مي شود!
سوره یس (36): آیه 82
این ها هدایتگر هستند اما نه این که در یک شبکه ای بیاید چهار تا مطلب بگوید یاد بگیرم نماز چطوری بخوانم؟ هدایت آن ها با تصرف در قلوب است اگر ببینند تو شایستگی داری قلبت را گشاده تر می کنند برای
«إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا»
الغارات؛ نويسنده: إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي (وفات : 283)، تحقيق: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث، ج1، ص89
آن موقع حضرت تصرف می کند می گوید قلبش شایستگی بیشتر پیدا کرد نور معنوی بیشتری لیاقت دارد به او داده می شود اگر نداشت نه، کدام عالم و کدام حاکمی می تواند این گونه شما را هدایت کند؟ ما نیاییم جایگاه حضرت مهدی را یک جایگاه بسیار محدود و پایین مثل بقیه علما که همه شان هم باز تاج سر ما هستند قرار بدهیم.
علما تاج سر ما اما حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در مقابل علما حضرت این قدر بالاست که علما در مقابل حضرت قابل مقایسه نیستند.
مجری:
احسنتم طیب الله انفاسکم ممنون و متشکرم جناب حجة الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی بسیار استفاده کردیم نکات ارزنده و نابی بود ان شاء الله بینندگانی که از اهل سنت هستند مراجعه کنند اهل تحقیق به این منابع بیشتر مراجعه کنند. پیرامون وجود نازنین امام مهدی بیشتر آگاهی پیدا کنند اقا ممنون و متشکرم التماس دعا داریم.
همچنین التماس دعای فرج و خیر داریم از شما بینندگان عزیز و ارجمند!
گفت:
منتظران را به لب آمد نفس * ای شه خوبان تو به فریاد رس
إلهی بِفاطِمَةَ أَبِيهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِيهَا وعجل لولیک الحجة ابن الحسن الفرج و العافیة و النصر
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته