ویژه برنامه کشتی نجات حجت الاسلام یزدانی

قسمت هشتم ویژه برنامه کشتی نجات به مناسب دهه اول محرم با کارشناسی حجت الاسلام یزدانی


بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 1400/05/25

ویژه برنامه کشتی نجات

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای که در سوره تبسم خود

لطف والشمس و القمر داری

نوری از آفتاب روشن‌تر

روی از ماه خوب‌تر داری

تو کدامین گلی که دیدن تو

صلواتی محمدی دارد

چقدر بر بهشت چهره خود

رنگ و بوی پیامبر داری

هجرتت از مدینه شد آغاز

مکه هم شاهد سلوک تو بود

کربلا، کوفه، شام، حیرانند

تا کجاها سر سفر داری

از میان تمام اهل جهان عرش پایین پا نصیب تو شد

عشق می داند و ادب که چقدر شوق پابوسی پدر داری

شوق پابوسی تو را داریم حسرت آن ضریح شش گوشه

گوشه چشمی  عنایتی لطفی تو که از حال ما خبر داری

در مدیح تو از مدایح تو یا علی هر چه بیشتر گفتیم

با نگاهی پر از عطش دیدیم حُسن ناگفته بیشتر داری

صلی الله علیک یا رحمة الله الواسعة و باب نجات الأمة المظلوم یا أباعبدالله

بینندگان ارجمند سلام علیکم عزاداری ها مقبول، هر جای عالَم که هستید دل تان حسینیۀ عشق و ارادت حضرت سیدالشهداء باشد و ما را هم إن شاءالله از دعای خیر فراموش نکنید إن شاءالله در کمال صحت و سلامت باشید و بتوانید کمال بهره را از این شب ها از این روزها از این دقایقی که به نام سیدالشهداء متبرک هست ببرید دقایقی که می تواند دنیا و آخرت ما را إن شاءالله آباد کند.

در خدمت شما هستیم با ویژه برنامه کشتی نجات و الحمد الله ما هم توفیق داریم در این فضا، فضای رسانه ای، فضای که اعتقاد مان این است حسینیۀ رسانۀ سیدالشهداء است در خدمت شما باشیم و در خدمت معارف عاشورایی، اما کارشناس ارجمند برنامه ما برادر عزیزم جناب حجت الإسلام سید محمد یزدانی هستند که خدمت شان عرض سلام و خدا قوت و آرزوی قبولی طاعات و عزاداری ها دارم، بفرمایید.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

اعوذ بالله من الشیطان العین الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله الذی اظهر الوجود و منه بدأ کل حمد و الیه یعود و الصلاة و السلام علی الشاهد و المشهود لکل المجود محمد المحمود و علی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب و الشهود سیما الحجة ابن الحسن المهدی المنتظر الموعود.

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر، من هم تسلیت عرض می­کنم ایام شهادت سیدالشهداء (ع) را و شهدای کربلاء را خدمت همه شیعیان و خدمت همه مسلمانان و امیدوار هستم که عزاداری های همۀشما در سراسر عالَم إن شاءالله مورد قبول درگاه حضرت حق قرار بگیرد و إن شاءالله نام همۀ ما را جزو عزاداران آن حضرت ثبت بفرماید و امیدوار هستیم که اولین و آخرین دعای ما، اولین حاجت ما و آخرین حاجت ما در این أیام ظهور مولا و آقای مان امام زمان (عج) باشد که مهم ترین دعای ما در واقع باید همین باشد و إن شاءالله که هست و دعاهای دیگر شاید اگر هم به دست ما برسد اگر هم برآورده بشود زیاد فایده نداشته باشد ولی اگر این دعا مستجاب بشود همۀ ما از گرفتاری های مان خلاص می شویم.

مجری:

بله کوتاه ترین دعا و بلندترین آروز است اینکه إن شاءالله ما هم از یاران حضرت باشیم یاد بگیریم این شب ها از اصحاب سیدالشهداء یار امام زمان بودن را.

خدمت شما عرض خدا قوت دارم در این شب ها به خصوص دوستان طلبۀ ما الحمد الله موفق هستند و إن شاءالله در کمال صحت و سلامت باشید خیلی این روزها خبرهای ناراحت کنندۀ می رسد اینکه فلان دوست مداح مان، فلان دوست خطیب مان، فلان دوست شاعرمان درگیر بیماری شده؛ إن شاءالله همۀ عزیزان مواظب خودشان باشند به این نیت که بتوانیم خدمت کنیم به مجالس اهل بیت، حاج آقا یزدانی عزیز! معمولاً ما چنین برنامه های را که تقدیم می کنیم به بینندگان، یک حالت تدافعی داریم؛ یک شبهۀ وارد شده یک مسئلۀ را گفتند ما دفاع می کنیم دفاع مقدسی از حق اهل بیت داریم در این برنامه ها، وقتی موضوع برنامه را با شما مرور می کردیم برایم جالب بود اتفاقاً شما یک حضوری دارید که پرسشگر است یعنی می خواهید سؤال کنید از تاریخ، از کسانی که به این تاریخ اعتقاد دارند و سؤال جالبی هم امشب دارید که بین قاتلین نزدیکان پیغمبر اصحاب، پیامبر، کسانی که با پیامبر محشور بودند چه فرقی هست؟ چرا برخی را ما یا توجیه می کنیم یا حتی تقدیس می کنیم، برخی را مقابل شان هیچ عکس و العملی نشان نمی دهیم یا حتی آنگونه که باید و شاید راجع به آنها صحبت نمی کنیم؟ این موضوع کلی را خودتان مطرح بفرمایید تا إن شاءالله من سؤالاتی که به ذهنم می رسد را خدمت تان تقدیم کنم.

استاد یزدانی:

بله معمول این برنامه های ما همیشه همین بوده که همیشه دفاع می کردیم وهابی ها شبهه می کردند ما کلیپ پخش می کردیم جواب می دادیم؛ آن جای خودش خوب هست و لازم هست و ضروری هست، اما سعی کردیم شیوه های برنامه های شبکه جهانی حضرت ولی عصر را یک خُرده تغییر بدهیم همیشه دفاع نکنیم گاهی هم حمله کنیم گاهی هم بپرسیم، این پویشی که شبکه جهانی حضرت ولی بانی آن بوده شیعه می پرسد؛ ما در موضوعات مختلف در برنامه های مختلف از مخالفان شیعه چه اهل سنت، چه زرتشتی ها، چه مسیحی ها، چه ملی گراها، از هر طیفی سؤال می پرسیم سؤالات مهمی هم تا حالا پرسیدیم در بحث سیدالشهداء (ع) هم ما سؤالات مهمی در این أیام از اینها پرسیدیم شب اولی که بنده خدمت بینندگان عزیز در أیام محرم بودم یک سؤال بسیار مهم پرسیدم از اینها که جواب ندارند برایش و آن سؤال این بود که اگر شما در کربلاء بودید در کدام جبهه بودید؟ اگر بگویند در جبهه یزید هستند و باید باشند خیلی برای شان بد می شود چون ما اینهمه روایت از پیغمبر داریم که هر کسی با اهل بیت بجنگد با من جنگیده «انا حرب لمن حاربكم سلم لمن سالمكم» اگر در جبهه یزید باشند باید با پیغمبر بجنگند، از آنطرف نمی توانند در جبهه امام حسین هم باشند چرا؟ چون مبنای شان این هست که هر کس علیه حاکم خروج بکند کافر است و اگر بمیرد مرگش مرگ جاهلی است؛ از نظر اینها یزید حاکم شرعی هست از نظر مخالفان شیعه و خروج امام حسین همانطوری که علمای شان گفتند نعوذ باالله اشتباه بوده و اشتباه کرده؛ پس اگر بخواهند در جبهه امام حسین باشند با مبنای شان در تضاد است دست از مذهب شان باید بکشند، این سؤالی است که ما از اینها پرسیدیم و تا حالا کسی برایش جواب ندارد، سؤال را در فضای مجازی هم ما گذاشتیم هیچ کس نیامد از مخالفان شیعه حتی یک کامنت بگذارد اظهار نظر بکند با اینکه مثلاً اگر بحث های دیگر می گذاریم می ریزند اینها روی سر ما سؤال می پرسند و شبهه می کنند ولی این سؤال را اینها پرسیدیم جواب برایش نداشتند.

مجری:

خیلی خوب این سؤال اولی که مطرح کردید، امشب چه سؤالی دارید؟

استاد یزدانی:

امشب سؤال ما این هست که شما چرا فرق می گذارید بین قاتلان امام حسین و بین قاتلان عثمان؟ به عنوان مثال ما داریم از نزدیکان پیغمبر از اصحاب پیغمبر که کشته شدند و شما به شدت علیه قاتلان آنها موضیع می گیرید فحش می دهید فحش های رکیک حالا خدمت تان خواهم گفت، اما به قاتلان امام حسین که می رسید نه تنها اعلام انزجار نمی کنید از آنها بلکه تقدیس شان می کنید بلکه دین تان را از بعضی از آنها می گیرید مثلاً به عنوان مثال عمر بن سعد بن أبی وقاص قاتل امام حسین هست شک و شبهۀ در این نیست امیر لشکریان یزید هست در کربلاء و او بود که اولین بار تیر انداخت سمت امام حسین و در واقع قاتل امام حسین او حساب می شود هر چند که ممکن است لشکریانش کشته باشند سربازانش کشتند، شمر یا سنان یا زجر یا هر کس دیگری، همه با هم بودند ولی او قاتل حساب می شود ولی شما چرا عمر بن سعد بن وبی وقاص را ثقه می دانید؟ ببینید مثلاً از کسانی که توثیق کردند عمر بن سعد را آقای عجلی در کتاب «معرفة الثقات» خودش راویان ثقه را در این کتاب شان اسم شان را آورده از رجال اهل علم و حدیث و فلان و فلان، آقای أبوالحسن احمد بن عبدالله عجلی متوفی 261 هست که خیلی از علمای اهل سنت هم الآن شرح زدند بر این کتاب، جلد دوم صفحه شماره 166 شرح حال شماره 1343 عمر بن سعد بن أبی وقاص را می آورد می گوید:

«مدنی ثقة»

معرفة الثقات، أبوالحسن احمد بن عبدالله عجلی، متوفی 261، ج 2، ص 166، شرح حال 1343

از پدرش روایت کرده احادیثی

«وهو الذی قتل الحسین»

قاتل امام حسین هست اما ثقه هم هست؛ این خیلی دردآور است برای ما، بعد می گوید چرا اینطوری است؟ می گوید چون امیر جیش بوده ولی خودش که نکشته سربازهایش کشته، این توجیهش می شود، توجیه این کارش، آقای عجلی از بزرگان اهل سنت است و از بزرگان علم حدیث اینها است می آید به عمر بن سعد که می رسد می گوید ثقه است، چرا ثقه است؟ با اینکه قاتل امام حسین هست ولی امیر جیش بوده سرباز نبوده که مثلاً بکشد، این گناهش بیشتر است.

باز مثلاً آقای شمس الدین ذهبی در کتاب «میزان الاعتدال فی نقد الرجال» خودش، امام حافظ شمس الدین محمد بن احمد ذهبی متوفی 748 کتاب «میزان الاعتدال» جلد 5، چاپ دارالکتب العلمیه بیروت لبنان، چاپ اول، سال 1416 چاپ شده، صفحه 268 حرف عین به عمر بن سعد بن أبی وقاص که می رسد عمر بن سعد بن أبی وقاص از زهری:

«هو فی نفسه غیر متهم»

می گوید عمر بن سعد خودش هیچ مشکلی نداشته هیچ اتهامی علیه او نیست

میزان الاعتدال فی نقد الرجال، حافظ شمس الدین محمد بن احمد ذهبی، متوفی 748 کتاب، چاپ دارالکتب العلمیه بیروت لبنان، چاپ اول، چاپ 1416، ج 5، ص 268

فقط تنها اتهام چه است؟

«لکنه باشر قِتال الحسین وفعل الأفاعیل»

او در جنگ امام حسین حاضر بوده یک سری کارهای انجام داده

چه کارهای انجام داد؟ بگویید اینها را برای ما، نمی گویند، عجلی گفته مردم از او روایت دارند تابعی هست و ثقه هست البته بعضی های دیگر را هم می آورند که آنها می گویند نه نمی شود قاتل امام حسین است چطوری ثقه باشد، کسی که نواده پیغمبر را کشته آن کسی که پیغمبر می گوید «حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم» ولی ایشان می گوید نه

«تابعیٌ ثقة»

یا آقای إبن حجر عسقلانی، اینهای که دارم خدمت تان می گویم اینها ستون های اصلی علم حدیث اهل سنت هستند؛ سمش الدین ذهبی، إبن حجر عسقلانی، احمد بن عبدالله عجلی؛ اینها از بزرگان تاریخ اینها هستند، کتاب «تقریب التهذیب» آقای حافظ احمد بن علی بن حجر عسقلانی متوفی 852، چاپ ریاض دارالعاصمه در ریاض عربستان سعودی چاپ شده، صفحه شماره 719 همین شرح حال عمر بن سعد که می رسد می گوید عمر بن سعد بن أبی وقاص اهل مدینه بوده ساکن کوفه بوده

«صدوق»

این آدم راستگوی هست

تقریب التهذیب، حافظ احمد بن علی بن حجر عسقلانی، متوفی 852، چاپ دارالعاصمه ریاض عربستان سعودی، ص 719

اما مردم از او بدشان می آیند چرا؟ چون امیر لشکری بوده که با امام حسین جنگیده، خودش آدم راستگویی هست، اینها این تقدیس ها چه است برای قاتل امام حسین؟

از این حتی روایت هم دارند ما الآن گشتیم در کتاب های اهل سنت حدود 17 روایت از آقای عمر بن سعد بن أبی وقاص آنها در کتاب هایشان دارند یعنی دین شان را دارند از همچین آدم های می گیرند عمر بن سعد بن أبی وقاص، احمد بن جنبل متعدد از عمر بن سعد روایت دارد در کتاب های خودش، حتی در «صحاح ستۀ» اینها روایت داریم از عمر بن سعد، «سنن نسائی» را ببینید أبی عبدالرحمن أحمد بن شعیب نسائی متوفی 303 در سنن خودش که یکی از صحاح سته اهل سنت هست، چاپ مکتبة المعارف ریاض با تحقیق آقای علامۀ محدث محمد ناصرالدین البانی، این کتاب کتاب آقای نسائی هست آقای البانی این کتاب را تصحیح کرده، چاپ اول، صفحه 633، ببینید عجیب است روایت عجیبی نقل می کند که واقعاً شنیدن این روایت از زبان عمر بن سعد و بعد کارهای که انجام داده جای تأمل دارد، روایتی که آقای البانی می گوید صحیح است، وقتی می گوید صحیح است یعنی تمام این روات ثقه هستند قابل اعتماد هستند، از عمر بن سعد از پدرش سعد بن أبی وقاص که پیغمبر فرمود:

«قِتالُ المسلمِ كُفرٌ، و سِبابُهُ فُسوقٌ»

هر کس با مسلمانی بجنگد جنگیدن با مسلمانی کفر است و فحش دادن به مسلمانی فسق است

سنن نسائی، أبی عبدالرحمن أحمد بن شعیب نسائی، متوفی 303، محقق و تصحیح علامۀ محدث محمد ناصرالدین البانی، چاپ مکتبة المعارف ریاض، چاپ اول، ص 633

آقای عمر بن سعد! تو چرا با امام حسین جنگیدی؟ مگر امام حسین را مسلمان نمی دانستی؟ نواده پیغمبر مسلمان نبود که با او جنگیدی؟ این آقای ثقه که از نظر اینها ثقه است دین شان را دارند از شخص مثل عمر بن سعد می گیرند روایت خودش از پیغمبر نقل کرده کسی با مسلمانی بجنگد کافر است آنوقت اینها آمدند همین آقا را می گویند ثقه است یعنی تعارض را ببینید شما در همین یک روایت.

مجری:

روایتی که خودش نقل کرده اگر عمل کنید کافر می شود.

استاد یزدانی:

ولی اینها می گویند صحیح است ثقه است، یعنی تناقض را ببینید شما، خودش از پیغمبر نقل کرده کسی با مسلمانی بجنگد کافر است و همان روایت صحیح شده یعنی خودش ثقه است و توثیقش کردند این آقا را و این خیلی تناقض عجیبی است که اینها گرفتارش هستند و راه فراری هم برای این تناقض ندارند اینها، چرا این تقدیس ها هست؟ چرا دین تان را از همچین آدم های می گیرید شما؟ این سؤال مهمی است که از اینها داریم و فکر نمی کنم اصلاً برای این مسائل جوابی هم باشد، حالا این یکی از روایات بود روایت فراوان هست که اینها از عمر بن سعد دارند، حالا خدمت تان خواهیم بود ببینیم که نسبت به بقیه چه گفتند.

مجری:

ادامه دارد یعنی بحثی که نسبت به قاتلین سیدالشهداء است؟

استاد یزدانی:

بله باز در باره یزید مثلاً.

مجری:

بفرمایید بخش اول گفتگوی مان راجع به قاتلین سیدالشهداء چه موضیعی دارند؟ بخش دوم راجع به قاتلین عثمان و دلیلش را بپرسیم.

استاد یزدانی:

مثلاً در باره یزید؛ من از معاصرین شان می گویم از اینهای که در همین ایران بودند و زندگی کردند؛ آقای محمد عمر سربازی را همه می شناسند همۀ سنی ها، شما بگویی محمد عمر سربازی؛ مشحور و معروف است در سیستان و بلوچستان مفتی اینها بوده استاد آقای عبدالحمید بوده و برای خودش جایگاهی دارد کتابی هست به نام «مجالس قُطب الارشاد» ایشان از نظر تصوف صوفی گری سنی به مرتبه قُطب الارشاد رسیده که بالاترین درجۀ است که یک صوفی می تواند به آن ب رسد، علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی که در ایران هم چاپ شده یعنی شماره کتابخانه ملی دارد در ایران چاپ شده چاپ سرباز در کوه ون سیستان بلوچستان، شماره تلفن و همه چیز هم مشخص است، صفحه شماره 257 می گوید:

آیا می توانیم ما به یزید بگوییم پلید و ظالم؟

آیا به یزید پلید و ظالم گفتن جایز است؟

مجالس قُطب الارشاد، علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، چاپ در کوه ون سیستان بلوچستان ایران، ص 257

 می گوید:

نزد اکثر علماء به یزید پلید و ظالم گفتن رواست

دستت درد نکند خیلی زحمت کشیدی

اما کافر گفتن وی جایز نیست

نمی توانیم بگوییم یزید کافر است، مگر پیغمبر نگفته «قِتال المسلمین کفرٌ» هر کس با مسلمانی بجنگد کافر است؟ امام حسین مسلمان بود یا نبود؟ مردم مدینه 700 نفر صحابی در مدینه کشته شد جنگ حَرَّ، آنها مسلمان نبودند؟ خانه خدا را گرفت آتش زد، هیچ مسلمان نبودند اینها، عجیب است واقعاً، چرا جایز نیست؟

زیرا او فرد مسلمان نماز گذار و دیندار بود

یزید را دارد می گوید

و با حالت دینداری از از دنیا رفت

یزید در حالی از دنیا رفت که متدین بود؛ ببینید اینها چطوری دارند در باره قاتل سیدالشهداء (ع) قضاوت می کنند و قطعاً ما دعا می کنیم حتماً الآن با همین یزید محشور شده دیگر، با همین یزید باید باشد کنار همین یزید باید باشد چون یزید نماز گذار است ایشان هم هست، دیندار است، اگر این باشد دفاع کرده از یزید، باید در کنار یزید الآن باشد، قطعاً همینطور هست.

یا آقای إبن العربی مالکی از بزرگان اینها هست کتابی دارد «العواصم من القواصم» قاضی أبی بکر بن عربی، غیر از إبن عربی معروف هست، اینهم البته معروف تر از او هست در بین وهابی ها و سلفی ها، ایشان صفحه 338 می گوید آنهای که با امام حسین جنگیدند هر کدام یک دلیلی داشتند بدون دلیل که نجنگیدند

«وما خرج إلیه أحد إلا بتأویل»

هر کدام یک دلیلی داشتند

العواصم من القواصم، قاضی أبی بکر بن عربی، ص 338

یعنی همینطوری نیامدند با امام حسین بجنگند

«ولا قاتلوه إلا بما سمعوا من جده المهیمن علی الرسل، المخبر بفساد الحال، المحذر عن الدخول فی الفتن»

اینها یک سری روایات از پیغمبر شنیده بودند که پیغمبر گفته بود حق ندارید علیه حاکم خروج کنید، اگر علیه حاکم خروج بکنید فساد به بار می آورید فتنه می شود، اینها اینها را از پیغمبر شنیده بودند آمدند علیه امام حسین جنگیدند، دلیل داشتند برای خودشان، روایت داشتند نعوذ باالله، عجیب است، بعد مثال می زند کدام روایت از پیغمبر هست؟ پیغمبر فرموده روایت صحیح مسلم هست:

«إنها ستکون هنات وهنات»

بعد از من چه می شود و چه می شود فتنه می شود

«فمن أراد أن یفرق أمر هذه الأمة وهی جمیع فاضربوه بالسیف کائناً من کان»

اگر بعد از من امر امت جمع بود و با هم تفرقه نداشتند متحد بودند، هر کسی خواست تفرقه بیندازد او را بزنید گردنش را بزنید هر که می خواهد باشد

دلیل داشتند از پیغمبر، اینها با دست داشتن همچین روایتی آمده بودند به جنگ امام حسین

«فما خرج الناس إلا بهذا وإمثاله»

هر کسی با امام حسین جنگید برای خودش دلیل داشت، روایت داشت از پیغمبر، باید می جنگیدند با امام حسین.

مجری:

حجت شرعی داشتند که نوۀ پیغمبر را بکشند.

استاد  یزدانی:

این است اینها رفتارشان با امام حسین(ع)، زیاد است از اینها من برای تان بخوانم، مثلاً در کتاب «مصابیح الجامع» آقای امام قاضی بدرالدین دمامینی جلد شماره 6، چاپ وزارت اوقاف قطر، چاپ اول در سال 1430 چاپ شده از شخصی به نام مهلب نقل می کند از بزرگان اینها هست این مهلب همه جا اظهار نظر می کند، ببینید چه می گوید؛ می گوید از این روایت (یک روایت جعلی اینها دارند که باید سر جای خودش به آن روایت پرداخته بشود) می گوید از این روایت ثابت می شود که خلافت یزید شرعی بوده و از این روایت استفاده می شود

«أنه من أهل الجنة»

یزید از اهل بهشت بود

مصابیح الجامع، امام قاضی بدرالدین دمامینی، چاپ وزارت اوقاف قطر، چاپ اول، چاپ 1430، ج 6

یک روایت خود بنی امیه جعل کرده بعد اینها از همان روایت جعلی استفاده می کنند یزید اهل بهشت است، ببینید چه قضاوت می کنند در باره قاتلان امام حسین.

و آقای إبن جبرین از علماء و مفتی های معاصر وهابی ها است که همین چند وقت پیش ایشان به جهنم واصل شد، بحث دارد سر بحث یزید، به یزید که می رسد ببینید چه می گوید الآن هم در سایتش هست همین مطالب، الآن من همین ده دقیقه پیش امتحان کردم، اما اینکه یزید را خلیفه خودش کرد، در باره معاویه می گوید:

«فهو اجتهاد»

اجتهاد کرد معاویه

«مع أن یزید کان عابداً صالحا»

یزید آدم عابد (عبادت گر) بود اهل عبادت بود، عابد بود و صالح بود

چه صالحی؟ خود علمای اهل سنت گفتند یزید اهل شراب بود، اهل قمار بود، اهل زنا بود با نوامس خودش بود، خودشما گفتید سنی ها نقل کردند ما که نبودیم، ولی صالح است، با مادر خودش عمل شنیع زنا انجام می داد، با دختران خودش عمل شنیع زنا انجام می داد در عین حال عابد و صالح است اینها.

مجری:

تعریف شان از صالح چه است اینها؟ یعنی فاسق چه کسی است؟ صالح چه کسی است؟

استاد یزدانی:

اگر اینها صالح هستند پس فاسق چه کسی هست؟ کسی هست فاسق تر از یزید در تاریخ؟ برای اینها می شود این یزید عابد ، صالح،  ما از این تعریفات از یزید و بقیه و عمر بن سعد بخواهم بگویم تا صبح می شود همینطور مطلب گفت.

مجری:

خیلی خب متوجه شدیم یعنی ما با عمق فاجعه یک طورهایی آشنا شدیم این مصداق هایی که گفتید راجع به مواجه شان  و موضعی که راجع به قاتلین سید الشهدا با آن همه روایتی که خود اهل تسنن گفتند راجع به سید الشهدا گفته، متوجه شدیم.

خب ادامه بحث اینکه قاتلین سید الشهدا را تقدیس می کنند و قاتلین عثمان را تقبیح باچه مبنایی حالا مصادیقش را خواهیم شنید از استاد ارجمند بفرمایید.

استاد یزدانی:

بله، در بخش قبلی دیدیم که اینها در باره قاتلین سید الشهداء (ع) یک موضع عجیبی دارند می گویند مثلاً عمر بن سعد ثقه است، راستگو است چه هست و چه هست، به یزیدکه می رسد عابد بوده، صالح بوده، دین دار بوده، دین دار از دنیا رفته و دلیل داشته برای خودش، حجت شرعی داشته برای شهادت امام حسین (ع) اما ببینیم همین ها در باره قاتلین عثمان چه گفتند، خب عثمان هم کشته شده توسط مسلمان ها کشته شده، توسط اصحاب پیغمبر کشته شده، خیلی از اصحاب پیغمبر نقش اساسی داشتند در کشته شدن عثمان ازجمله طلحه، از جمله عایشه، اینها فتوا دادند و کمک کردند قاتلین عثمان را، ببینیم اینها درباره قاتلین عثمان چه می گویند برویم سراغ ابن تیمیه در کتاب «منهاج السنة فی نقض کلام شیعه القدریه» خودش، جلد4، چاپ اول، چاپ 1406، مقایسه می کند بین قاتلین عثمان و در صفحه 323، می گوید نه اینطوری نیست عثمان را همه مسلمان ها در قتلش دست نداشتند، چه کسانی کشتند؟ یک سری افرادی که مفسد فی الأرض بودند

«إنما قتله طائفة من المفسدین فی الأرض من اوباش القبائل و اهل الفتن»

منهاج السنة فی نقض کلام شیعه القدریه، چاپ اول، چاپ 1406، ج 4، ص 323،

سه تا فحش رکیک همینجا داده،

آنهایی که عثمان را کشتند از مفسدین در أرض بودند، اوباش قبائل خودشان بودند و اهل فتنه بودند.

مفسدین فی الأرض اوباش قبائل و اهل فتن، خب چرا همین ها را در باره امام حسین نگفتید شما؟ چرا آنجا فرق می کرد قضیه؟ باز در همین منهاج السنة، جلد 6، صفحه 297، می گوید آنهایی که عثمان را کشتند همه شان اشتباه کردند، همه ظالم بودند، همه باغی بودند، طغیان گر بودند، همه آدمهای متجاوزی بودند،

«بل ظالمون باغون معتدون»

اینها همه آدمهای ظالم باغی و معتد بودند

منهاج السنة فی نقض کلام شیعه القدریه، چاپ اول، چاپ 1406، ج 6، ص 297،

خیلی خب، این ابن تیمیه یا ببینید آقای نبوی که بزرگ اینها است، بزرگترین فقیه تاریخ شافعی ها است، در شرح صحیح مسلم که این مهمترین شرح بر صحیح مسلم اینها است، جلد 15،چاپ مؤسسه قرطبه قاهره، چاپ دوم، چاپ 1994- 1414، کتاب فضائل الصحابه، همین بحث فضائل صحابه به بحث عثمان که می رسد می گوید اما عثمان خلافتش صحیح بود به اجماع مسلمان ها،

«و قتل مظلوماً»

مظلوم کشته شد

شرح صحیح مسم، نبوی، مؤسسه قرطبه قاهره، چاپ دوم، چاپ1414، ج 15، فضائل الصحابه

قاتلانش چه کسانی بودند؟ آدمهای فاسقی بودند

«و قتلته فسق»

آدمهای فاسقی بودند

به چه دلیل؟  به این دلیل که هیچ کدام از صحابه در قتلش دست نداشتند، درحالی که عایشه دست داشت طلحه دست داشت، عبد الرحمن عدیس بلوی از اصحاب بعیت رضوان است، محمد بن ابی بکر خودش نشست روی سینه عثمان و زد عثمان را و فراوان است، اگر فرصت بشود من قاتلین عثمان که از صحابه است خدمت شما خواهم گفت، چه کسانی بودند اینها از صحابه نبودند

«همج و رعاع من غوغاء القبائل و فسلة الأطراف و الأرذال»

آدم های پست و پلید قبائل، آنهایی که در قبیله شان از همه پاین تر بود،

به هر حال آدم های پست و پلیدی بودند اینها رذل بودند اینها، فاسق بودند همه از دم، این هم آقای نبوی، و باز آقای ابن حزم، خیلی عجیب است و خیلی درد دارد برای من شیعه و برای هر مسلمانی، ببینید چطور اینجا قضاوت می کند خودش در یک پاراگراف، بین قاتلین عمار بن یاسر که از اصحاب پیغمبر است، شک و شبهه ای نداریم، و بین قاتلین عثمان، حالا ما قاتلین امام حسین می گفتیم، این خودش قاتلین عمار یاسر را می آورد، و بعد قاتلین عثمان را هم می آورد، کتاب «الفصل فی الملل والأهواء و النحل» آقای علی بن احمد، معروف به ابن حزم ظاهری، متوفی 456، جلد4، چاپ دار الجیل بیروت، چاپ دوم، چاپ 1416، صفحه 242، ببینید در باره عمار بن یاسر، عمار بن یاسر را می گوید ابو الغادیه کشت، که از اصحاب بیعت رضوان بود و از آن کسانی بود که خداوند شهادت داده که در قلب او چه بوده از آنهایی بود که خدا سکینه را بر او نازل کرده و از او راضی شده، قاتل عمار یاسر است، خود پیغمبر روایت صریح در صحیح بخاری داریم که قاتل عمار باغی هستند،

«إنما قتله الفئة الباغیه»

گروه باغیه می کشتند

بعد ایشان چه می گوید؟ آقای ابو العادیه کشته از اصحاب بیعت رضوان است، خدا از  او راضی شده خدا بر او سکینه نازل کرده، اما ابو عادیه اهل تأویل بود دلیل داشت برای کشتن عمار، مجتهد بود امام اشتباه کرد، بخاطر اینکه عمار یاسر را کشته مأجوز اجر هم دارد، یکی آمده یکی از اصحاب پیغمبر عمار یاسر که آن همه پیغمبر به او علاقه داشت، آن همه امیرالمؤمنین به او علاقه داشت کشته اجر هم می برد، خدا به او اجر می دهد چون اجتهاد کرده، اما عثمان چه؟ همینجا در همین پاراگراف، اما قاتلان عثمان اینطوری نبود آنها نمی توانستند اجتهاد کنند، خب آن چرا اجتهاد می کرد، او چرا اجتهاد نکرد؟ دلیل را ببین، این دلیل که می آورد دردش خیلی بیشتر است، چرا قاتلین عثمان حق اجتهاد نداشتند، چون عثمان هیچ کس را نکشته بود، خب مگر عمار یاسر کسی را کشته بود؟ که آنها حق اجتهاد داشتند اینها حق ندارند، با هیچ کس نجنگیده بود، عثمان با هیچ کس زنا نکرده بود، عثمان چون زنا نکرده بود پس قاتلینش نمی توانستند اجتهاد کنند، خب عمار مگر نعوذبالله با کسی زنا کرده بود؟ زنای بعد احسان نکرده بود، مرتد نشده بود، مگر عمار مرتد شده بود؟ می گوید چون اینها را انجام نداده بود عثمان پس قاتلین عثمان حق اجتهاد نداشتند، اما قاتلین عمار مجتهد بودند، قاتلین عثمان چه کسانی بودند چطور آدم هایی بودند؟

«فهم فساق»

آدم های فاسقی بودند

الفصل فی الملل والأهواء و النحل، علی بن احمد، چاپ دار الجیل بیروت، چاپ دوم، چاپ 1416، ج 4، ص 242،

«محاربون سافکون دما حراماً عمداً بلا تأویل»

اینها یک خونی را ریختند که حق نداشتند آن را بریزند عمداً یک خون حرامی را ریختند تأویلی هم نداشتند برایش،

«علی سبیل الظلم»

ظلم کردند دشمنی کردند

«فهم فسّاق ملعونون»

قاتلین عثمان فاسق هستند و لعن باید بشوند

باشد ما لعن می کنیم، اما قاتلین امام حسین چه آنها لعن نباید بشوند؟ نه دیگر آنها ثقه هستند، آدمهای راستگو هستند، قاتلین امام حسین چه کسانی بودند؟ یزید، یزید چه کسی بود؟

«عابداً صالحاً»

آدم عابد بود صالح بود،

دین دار بود متدین بود، خب این تناقضات را چطوری می خواهید از آن جواب بدهیم، من یک بار سؤال را خیلی واضح برای اینها بگویم که مشخص بشود. برای اینهایی که مخالف مذهب شیعه هستند. چرا شما قاتلین امام حسین را که می رسید می گویید ثقه هستند، صدوق هستند، راست گو هستند، قاتل امام حسین که یزید باشد، عابد هست، صالح است، دین دار بوده، متدین بوده، دلیل داشته، مجتهد بوده، روایت داشته از پیغمبر که هر کس قیام کرد بکشیدش، طبق همان روایت آمده امام حسین را کشته، این نظرتان درباره قاتلان امام حسین، اما به قاتلان عثمان که می رسید، اینها فاسق هستند، ظالم هستند، اوباش هستند،از اراذل قومشان بودند، ظالم بودند، خون حرام را ریختند، این فحش هایی که به قاتلین عثمان می دهید، چرا شما اینقدر دوگانه برخورد می کنید، چرا شما بین قاتل سید الشهدا (ع) که خود پیغمبر گفته «انا حرب لمن حاربکم» هر کس با امام حسین بجنگ درواقع با پیغمبر جنگیده، با خدا جنگیده، خود عمر بن سعد روایت از پیغمبر نقل کرده که «قتال المسلم کفر» هر کس با مسلمانی بجنگد کافر است، همین آقا آمده با امام حسین جنگیده شده از نظر شما ثقه، روایت دراید دیگر روایتی که سندش را تصحیح کردید، خود عمر بن سعد بن ابی وقاث در صحیح سنن نثائی نقل کرده، هر کس با مسلمانی بجنگد کافر است و شما همان روایت  از خود او نقل کردید گفتید ثقه است، و روایتش راتصحیح کردید، خب این تناقضات را چطور می خواهید جمع کنید؟ این سؤال من است، امیدوار هستم که جواب بدهند برایش،جواب برایش باشد، چون ما هرچه تا حالا سؤال پرسیدیم سالهای قبل جواب برایش نیست، امیدوارم یک توجیهی برای این برخورد دوگانه شان پیدا کنند.

مجری:

حالا ما پذیرفتیم که قاتلین عثمان را لعن کنیم، قاتلین عثمان چه کسانی بودند؟

استاد یزدانی:

صحابه از اصحاب پیغمبر، حالا اگر فرصت باشد یکی دوتا از اینها را نشان بدهم ببینیم که چه کسانی بودند،

مجری:

جالب است انگار متر و معیار دست خودشان است، هر کس را دوست دارند می گذارند اینطرف خط هر کس را دوست دارند می گذارند آنطرف، نه اصولی نه مبنایی نه ریشه علمی،

استاد یزدانی:

دقیقاً ببینید یکی از قاتلین عثمان را من به شما نشان بدهم، «الإصابه فی تمییز الصحابه» سند روایت را هم که می گویم صحیح است، جلد3، نویسنده بزرگ شما ابن حجر عسقلانی، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت، چاپ اول، چاپ 1415، صفحه 432، ببینید چه می گوید،

«و اخرجه الأبوالقاسم البغوی بسند صحیح»

بغوی به سند صحیح نقل کرده از فلانی

الإصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت، چاپ اول، چاپ 1415، ج 3،ص 432،

که وقتی جنگ جمل شد مروان به طلحه نگاه کرد، گفت دیگر من بعد از این از عثمان خون خواهی نخواهم کرد،

«لا أطلب ثأری بعد الیوم فنزع له بسهم فقله»

تیر در آورد زد وطلحه را کشت

چرا کشت؟ چون قاتل عثمان بود، باز می گوید ابو یعقوب بن سفیان هم با سند صحیح نقل کرده از قیس بن ابی حازم که مروان وقتی طلحه را در آن لشکر دید گفت

«هذا اعان علی عثمان»

این همان بود که کمک کرد قاتلین عثمان را

«فرماه بسهم فی رکبته»

با یک تیر زد به زانوی طلحه

خون از زانوی طلحه اینقدر رفت تا مرد، این دو تا روایت که با سند صحیح نقل شده، ثابت می کند که طلحة بن عبید الله همان صحابی که خیلی به او علاقه دارید، قاتل عثمان است

مجری:

حالا لعنش کنیم یانه؟

استاد یزدانی:

من نمی دانم اگر لعنش کنیم اینها ناراحت می شوند؛ من چکار کنم خودشان گفته بودند قاتلین عثمان ملعون است، «فساق ملعونون» من اینجا لعنش بکنم، لعنش نکنم باز آن طرف ناراحت می شوید، من مانده ام این وسط این تناقضی که اینها گیر کردند.

باز غیر اینها عایشه یکی از کسانی است که نقش داشت در کشته شدن عثمان، کتاب «انساب الأشراف» آقای بلاذری با سند صحیح این روایت را نقل کرده، جلد 3، چاپ دار الفکر بیروت، تحقیق استاد دکتر سهیل ذکار معروف، صفحه 46، بحث کشته شدن طلحه، از امیرالمؤمنین می گوید امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب در جنگ جمل آمد کنار هودج عایشه

«و کأنه شوق قنفذ من النبل»

اینقدر تیر به هودج عایشه زده بودند پیروان امیر المؤمنین و لشکریان امیرالمؤمنین که مثل یک جوجه تیغی شده بود، امیرالمؤمنین دست زد به هودج عایشه، هودج عایشه را زد،

«ثم قال إن حمیراء إرم هذه»

حمیرا (لقب عایشه) ستون این لشکر است

«ارادت أن تقتلنی»

خواست من را بکشد

«کما قتلت عثمان بن عفان»

این می خواست من را بکشد همانطور که عثمان را هم کشته بود

خب این روایت سندش صحیح است، هر وهابی جرعت دارد بیاید بگوید سند این روایت ضعیف است، تک تک رواتش را بررسی کردیم، ما قبلاً نشان دادیم، خب این روایت به روشنی ثابت می کند که قاتل اصلی عثمان همسر پیغمبر بوده، عایشه ای که شما خیلی به او علاقه دارید، و او امیرالمؤمنین را هم می خواست بکشد، که دیگر توفیق پیدا نکرد، سندش هم صحیح است، ما اینجا چکار کنیم؟ ابن حزم چه می گفت؟ قاتلین عثمان چه کسانی بودند، فساق بودند ملعونون بودند، محارب بودند، فحش هایی که داد تکرارش شاید ملال آور باشد و درست نباشد، ما اینجا چکار کنیم؟ سند روایت هم صحیح است، عایشه خودش دور می زد همه جا و صریح فتوا می داد،خودش که در کشتن عثمان آنجا نبود در مکه بود، ولی فتوا داده بود

«أقتلوا نعثلاً فإنه قد کفر»

دستور داده بود، فتوا داده بود، کسی که فتوا می دهد شریک در عمل، مفتی شریک است همیشه در خوب یا بد عملی که بقیه انجام می دهند.

بکشید این نعثل را که این کافر شده، فتوای کفر عثمان را داده بود، بعد خودش رفت مکه، و آن اتفاقات افتاد و کشته شد عثمان، این روایت با سند صحیح نقل شده، حالا بیش از این کسانی که بودند از اصحاب پیغمبر فراوان هستند دیگر فکر می کنم همین دو نفر کافی باشد، حالا دگیر قضاوت را واگذار می کنیم به عهده خود اینها، بلاخره قاتلین عثمان فاسق اند، ملعون اند، هستند یا نیستند، نظراتن در باره قاتلین امام حسین چیست؟ چرا اینقدر تناقض وجود دارد در مذهب شما، چرا اینقدر تضاد هست، چرا اینقدر رفتارتان دوگانه است، درباره قاتلان امام حسین یک طور رفتار می کنید، درباره قاتلان عثمان رفتارتان چیز دیگر است، فتوای تان چیز دیگر است، ولی باز همان جا هم گیر می کیند.

مجری:

این تناقض برنمی گردد به این مبنایی که حاکم را مقدس می دانند، سید الشهدا زمانی که شهید می شوند، حاکم نبودند، ولی عثمان حاکم بوده، شاید این مبنای شان است، بعد مجبور می شوند این همه دلیل بیاورند این همه توجیه کنند، این همه توضیحات اضافه بدهند، و این همه بقول شما تناقض گویی کنند برای اینکه این مبنا را از دست ندهند، آیا این است دلیلش؟

استاد یزدانی:

بله مبنای اصلی شان همین است، یعنی ستون مذهب اینها همین است، که خرج علیه حاکم جایز نیست فراوان، روایت دارند، ما هفته پیش روایاتش را خواندیم که اینها می گویند «من خرج من السلطان شبراً فمات مات میتة جاهلیه» هر کس یک وجب از حاکم دور بشود یعنی با حاکم مخالفت بکند بمیرد مرگش مرگ جاهلی است.

مجری:

که در همین مبنای خیلی سؤال ما داریم.

استاد یزدانی:

بله خیلی بحث است، اینقدر بحث زیاد است،

مجری:

بله سالها بحث شده در همین شبکه شبکه های دیگر راجع مبنایی که می شود زیر سؤالش برد و تمام حرف هایشان را زد

استاد یزدانی:

بله اینها بر اساس همین مبنا به عثمان که می رسند می گویند عثمان حاکم بوده، خروج علیه حاکم هم کفر است، چه کسی خروج کرد علیه حاکم؟ همان اصحاب پیغمبر عبد الرحمن بن عدیس بلوی از اصحاب بیعت رضوان است، عمرو بن حمق خزائی از اصحاب پیغمبر است،نشست روی سینه عثمان 9تا ضربه زد به عثمان، گفت 6تا زدم برای کینه هایی که از عثمان داشتم، تشفی نفسم، 3تا هم قربتاً الی الله زدم، محمد بن ابی بکر ریش عثمان را گرفت و با شمشیر زد، و فراوان هستند، به امام حسین که می رسند امام حسین هم خروج کرده علیه حاکم، چرا امام حسین یعنی به اندازه شما فقه نمی دانست؟ به اندازه شما وهابی به اندازه شما سلفی نمی دانست حکم پیغمبر چیست؟

مجری:

دو سه دقیقه زمان داریم الآن برگردیم به اوضاع زمانه خودمان برای من سؤال هست، درهمین کشور دوست و همسایه ما افغانستان یک حاکمی بوده، با هر طرز تفکری اصلاً وارد بحث های سیاسی و عقیدتی هم نمی خواهیم بشویم، حکومت می کرده، یک عده الآن آمدند این حکومت را دارند تصرف می کنند، الآن این عده ای که دارند حاکم می شوند، قبل از تصرف چه حکمی دارند؟ وقتی تصرف می کنند چه حکمی پیدا می کنند، یعنی واقعاً با این مبنا آدم دچار تناقض می شود، الآن حکم طالبان چیست؟ خروج کردند یا نکردند؟ ولی وقتی حاکم می شوند حکمشان چیست؟

استاد یزدانی:

بله خیلی عجیب است واقعاً این تناقضای رفتاری اینها، از آن طرف فتوای همه، اینها خودشان حنفی هستند، فتوای علمایشان این است که خروج علیه حاکم حرام است، و فراوان روایات متواتری که دارند، از آن طرف همین ها علیه حاکم زمانشان، می گوید حتی اگر حاکم کافر باشد، روایت دارد حتی اگر حاکم کافر باشد خروج علیه حاکم کافر ما حق نداریم انجام بدهیم، حتی اگر فاسق باشد، حالا ما روایتش را قبلاً خواندیم هفته های گذشته که می گویند، اگر حاکم اهل زنا باشد حق نداریم علیهش خروج کنیم، اگر حاکم اهل لواط باشد، ما الآن کلیپ از اینها داریم، کلیپش در لبتاب من هست، معروف هم است، کلیپش، مفتی اینها آمده اگر شما دیدید حاکم در برنامه زنده، نیم ساعت آمد علنی زنا کرد، باز حق ندارید علیه حاکم حرف بزنید، اینطوری فتوا می دهند، و از آن طرف همین طالبان علیه اینها خروج می کند، خب این یعنی چه؟ از آنطرف یک مبنای دیگری هم دارند، «الحق لمن غلب» هر کس پروز شد حق با آنها است، یعنی این تناقضات مبنایی کار دست اینها می دهد، اگر کسی اهل تفکر باشد، فکر بکند روی این مبانی واقعاً نمی تواند بپذیرد، کدام را بپذیرد؟

مجری:

فاصله گرفتن از معارف اهل بیت بعنوان مفسر نظرات حضرت رسول همین مشکلات را دارد، خیلی خب ممنونم حاج آقای یزدانی و تشکر از شما بینندگان عزیز، ان شاء الله اگر عزادار سید الشهدا هستید از شما قبول باشد، اگر هم از نحله های فکری دیگر هستید به سؤال روشنی که حاج آقای یزدانی مطرح کردند فکر کنید و اگر پاسخی دارید مطرح بفرمایید.

در خدمت شما هستیم در برنامه های پیش رو ان شاء الله زیر سایه اهل بیت مستدام باشد، زندگی تان پر از نور و سرور و معرفت ان شاء الله یا علی خدا نگهدار.

 

 

 

 

 


ویژه برنامه کشتی نجات>

شبکه ولی عصر ، کشتی نجات ، حجت الاسلام یزدانی ، ولیعصر ،