-
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:19 دقیقه
حبل المتین 14 شهریور 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:24 دقیقه
حبل المتین 4 شهریور 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:31 دقیقه
حبل المتین 31 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:28:27 دقیقه
حبل المتین 17 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:52 دقیقه
حبل المتین 14 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:26:10 دقیقه
وجه شباهت سیزدهم امتهای پیشین به امت پیامبر اکرم ص 10 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:46 دقیقه
حبل المتین 31 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:24:17 دقیقه
تشبیه اهل بیت به کشتی نوح با استفاده از آیات قرآن (تشبیه دهم) 27 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:24:15 دقیقه
وجه شباهت نهم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 24 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:15 دقیقه
شهادت امام جواد (علیه السلام) و پاسخ به شبهات مطرح شده در این موضوع! 20 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:26 دقیقه
وجه شباهت هشتم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 17 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:02 دقیقه
وجه شباهت هفتم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 13 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:21:37 دقیقه
وجه شباهت ششم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 10 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:22:21 دقیقه
بررسی حدیث سفینة در منابع اهل سنت و شیعه 3 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:26:39 دقیقه
وحدت در میان مسلمین 27 خرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:24:28 دقیقه
شخصیت والای حضرت امام صادق علیه السلام در کلام علمای اهل سنت 13 خرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:32 دقیقه
اثبات خلافت امیرالمؤمنین در کلام رسول گرامی اسلام 9 خرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:58 دقیقه
اثبات خلافت امیرالمؤمنین در کلام رسول گرامی اسلام 6 خرداد 1400
درسها و آموزههایی از امامت و ولایت (3) «معیار فرقه ناجیه» آیت الله حسینی قزوینی
قسمت هشتاد و نهم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی
دیگر قسمت ها
برنامه حبل المتین - 18 06 1400 (قسمت 89)
عنوان برنامه: درسها و آموزههایی از امامت و ولایت (3) «معیار فرقه ناجیه»
کلیدواژه: حبل المتین؛ ولایت؛ امامت؛ فرقه ناجیه، معیار؛ اصحاب!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی
مجری:
أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)
عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)!
امیدوارم که ان شاءالله تا این لحظه تمامی عزاداریها به برکت وجود نازنین حضرت آقا ابا عبدالله الحسین، مرضی درگاه حق قرار گرفته باشد.
یک ماه گذشت و وارد ماه صفر شدیم ان شاءالله که بتوانیم در امتداد راه حسین در این ماه هم عزاداری بکنیم، معرفت افزایی کنیم و خودمان هم معرفتی که نسبت به آقا ابا عبدالله الحسین داشتیم را افزایش بدهیم.
طبق روال پنجشنبه شبها محضر همه شما گرامیان برنامه «حبل المتین» را تقدیم میکنیم، برنامهای که این افتخار را داریم تا از محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی بهرهمند بشویم، ان شاءالله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم، مثل همیشه ابتدا از ایشان میخواهیم تا محفل خودمان را که محفل حسینی است، این محفل را منور به نور حضرت زهرا بکنند، ان شاءالله بتوانیم از این محفل و این مجلس دوچندان بهره ببریم! سلام عرض میکنم محضرتان در خدمتتان هستیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!
همانطوری که عزیزان مستحضرند برنامههایمان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز میکنیم باشد که ان شاءالله دینمان، دنیامان و آخرت تمام آنچه که متعلق به است بیمه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) باشد و گوشه چشمی آن سیدة نساء العالمین به ما داشته باشد.
یکی از جانسوزترین مصیبت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) مطالبی است که در «نهج البلاغه» خطبه ۲۰۰۲ از زبان خود حضرت امیر (سلام الله علیه) مطرح شده در آنجا چند تا نکته است که فقط این دو سه تا نکته را من اشاره میکنم خطبه طولانی است.
حضرت امیر(سلام الله علیه) وقتی جنازه صدیقه طاهره را تحویل رسول اکرم میدهد و وارد قبر میشود عرضه میدارد:
«قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي...»
ای پیغمبر خدا با از دست دادن فاطمه صبر و بردباری من کم شد!
امیرالمؤمنینی که در جنگ احد بالای ۷۰ یا بعضی دارند ۹۰ زخم برداشت؛ ولی کوچکترین آهی نکشید و در جنگ بدر دوم هم پیشاپیش دیگر سربازان رفتند و سپاهیان قریش را شکست دادند؛ ولی در رابطه با حضرت زهرا عرضه میدارد به رسول اکرم
«قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ رَقَ عَنْهَا تَجَلُّدِي»
یا رسول الله خویشتن داریام را از دست دادم!
من علییم که خدا قبله نما ساخت مرا * جز خداوند و نبی فاطمه نشناخت مرا
من که یک باره در قلعه خیبر کندم * غم زهرا به خدا از کمر انداخت مرا
(أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ؛ وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)
مجری:
عظم الله اجورنا وجورکم، طیب الله حاج آقا از محضرتان استفاده کردیم. بینندگان عزیز و ارجمند همانطور که مستحضر هستید، یک بحثی را حضرت استاد از جلسات پیش آغاز فرمودند و الان جلسه سوم است که این افتخار را داریم در محضر حضرت استاد هستیم و میخواهیم راجع به مسئله امامت و ولایت بشنویم که این درسها و آموزه هایی که بسیار قابل استفاده است اگر انسان بتواند قدر بداند، قابل قدرشناسی هستند ان شاءالله بتوانیم این جلسه را هم آغاز کنیم.
فقط پیش از این که وارد جریان و متن اصلی بحث بشویم از حضرت استاد تقاضا میکنیم یک مختصری از مطالبی که سابقاً گذشت، برای آنهایی که جدیداً همراه با برنامه شدند یا بخواهند وارد بحث بشوند، هم آن افرادی که سابقاً بودند یک مروری بشود و ان شاءالله با تمرکز بیشتری بتوانیم این بحث را فرا بگیریم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
عرض کردیم قبل از ورود به مباحث ولایت از منظر قرآن، سنت و عقل یک نکات ضروری مقدماتی است که باید اینها قبلاً روشن بشود، بدون روشن شدن اینها ورود به بحث امامت چه امامت عامه، چه امامت خاصه چه ادله عقلی چه ادله نقلی شاید خیلی زیاد مفید نباشد.
اولین مسئلهای که در جلسه اول درسهایی از امامت و ولایت مطرح کردیم، این بود که اعتقادات باید استدلالی و عقلی باشد نه تقلیدی! با استفاده از آیه ۱۷ و ۱۸ سوره زمر:
(فَبَشِّرْ عِبَادِ، الَّذِينَ يسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ)
پس بندگان مرا بشارت ده! همان کساني که سخنان را ميشنوند و از نيکوترين آنها پيروي ميکنند؛ آنان کساني هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند.
سوره زمر (39): آیات 17 و 18
خدای عالم بشارت میدهد به آن دسته از بندگانش که از میان اقوال مختلف، ادیان مختلف، مذاهب مختلف، بهترینش را انتخاب میکنند. از اهل سنت «مفردات راغب» را برای عزیزان آوردیم، ایشان به صراحت مینویسد مراد از احسن القول آن است که:
«أَبْعَدُ مِنَ الشُّبْهَة»
مذهبی که از شبهات دورتر است آن را انتخاب کنیم.
همچنین «فخر رازی» در جلد ۲۶ تفسیرشان همین تعبیر را دارد که باید از مذهب مان تحقیق کنیم بهترین مذهب را انتخاب کنیم و مذاهب را با یکدیگر مقایسه کنیم هر مذهبی را با مذهب ضد آن و مخالف آن و آنچه که بهترین است و عقلی و منطقی است انتخاب کنیم.
«ابن تیمیه حرانی» هم در «مجموعه فتاوی» جلد بیستم که به صراحت مینویسد که اگر انسان تحقیق کرد و روشن شد یک مذهب با عقل، منطق، قرآن و سنت تطبیق میکند باید آن را بپذیرد آن مذهب و آن گفتاری که منطقی نیست باید این را کنار بگذارد.
قرآن هم در آیات متعدد تقلید از پدران و مادران را در حوزه بت پرستی، مذمت کرده و مطالبی هم از علمای بزرگ اهل سنت آوردیم تا آخر هم از «عزالدین عبد السلام» میگوید بعضی از فقها متاسفانه مطلبی از ائمه خودشان نقل میکنند و از آنها تقلید میکنند ولو اینکه مخالف قرآن و سنت باشد، قرآن و سنت را با یک سری تأویلات باطل توجیه میکنند این بحث جلسه اول بود.
در جلسه دوم گفتیم، برای اینکه در ورود به بحث امامت و ولایت آگاهانه وارد شویم حدیث شریف:
«ستفترق أمتي على ثلاثة وسبعين فرقة كلها في النار إلا فرقة واحدة»
تكملة البحر الرائق؛ نويسنده: الشيخ محمد بن حسين الطوري القادري الحنفي (وفات: 1138)، تحقيق: ضبطه وخرج آياته وأحاديثه: الشيخ زكريا عميرات، ناشر: منشورات محمد علي بيضون - دار الكتب العلمية - بيروت - لبنان: 1418 - 1997 م، ج1، ص157
«وتفترق هذه الأمة على ثلاث وسبعين كلها في النار إلا واحدة»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 1، ص 443
امت من را پیغمبر فرمود به ۷۳ فرقه تقسیم میشود، اینها را دستهبندی کردیم عرض کردیم یک دسته از روایات است همین امت من به ۷۳ فرقه تقسیم میشود که از «صحیح سنن ترمذی» با تحقیق آقای «ناصرالدین البانی» آوردیم:
«عن أبي هُرَيْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال تَفَرَّقَتْ الْيَهُودُ على إِحْدَى وَسَبْعِينَ أو اثْنَتَيْنِ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً وَالنَّصَارَى مِثْلَ ذلك وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي على ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً وفي الْبَاب عن سَعْدٍ وَعَبْدِ اللَّهِ بن عَمْرٍو وَعَوْفِ بن مَالِكٍ قال أبو عِيسَى حَدِيثُ أبي هُرَيْرَةَ حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ»
الجامع الصحيح سنن الترمذي؛ اسم المؤلف: محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي الوفاة: 279، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ج5، ص25
«تَفَرَّقَتْ الْيَهُودُ على إِحْدَى وَسَبْعِينَ أو اثْنَتَيْنِ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً...» تا آنجا که: «وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي على ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً» میگوید امت من به ۷۳ فرقه تقسیم میشود.
دسته دوم آنهایی بود که میگوید به ۷۳ فرقه تقسیم میشود که «مسند امام احمد بن حنبل» است در جلد نوزدهم صفحه ۲۴۱ میگوید تمام این ۷۳ فرقه غیر از یک فرقه همه در آتش جهنم هستند.
همچنین «ابن تیمیه» در کتاب «مجموع فتاوی» خودش در جلد سوم صفحه ۳۴۵ میگوید حدیث صحیح و مشهور است که پیغمبر فرمود امت من به ۷۳ فرقه تقسیم میشوند همه شان در آتش هستند جز یک فرقه!
البته ان شاءالله به آن میرسیم، همین آقای ناصبی «ابن تیمیه» که خدای عالم به آنچه که مستحقش است با او رفتار کند در کتاب «مجموع فتاوی» میگوید روایت صحیح و مشهور است؛ ولی در کتاب «منهاج السنة» خودش اشکال میکند میگوید اصلاً این روایت معلوم نیست صادر شده باشد و این صحیح نیست و روایت در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» نیامده و بعضیها مثل ابن حزم و دیگران تشکیک کردند.
میگوید آدم دروغگو فراموش کار است.
در بعضی از روایات دیدیم که آوردند که تمامی اینها مثل «الفتح السماوي بتخريج أحاديث تفسير القاضي البيضاوي» بیضاوی که میگوید:
«قال صلى الله عليه وسلم افترقت اليهود على إحدى وسبعين فرقة كلها في الهاوية إلا واحدة وافترقت النصارى على اثنتين وسبعين فرقة كلها في الهاوية إلا واحدة وتفترق أمتي على ثلاث وسبعين فرقة كلها في الهاوية إلا واحدة»
تفسير البيضاوي؛ اسم المؤلف: البيضاوي الوفاة: 685، دار النشر: دار الفكر – بيروت، ج2، ص470
«قوله عليه السلام: افترقت اليهود على إحدى وسبعين فرقة كلها في الهاوية إلا واحدة، وافترقت النصارى على ثنتين وسبعين فرقة كلها في الهاوية إلا واحدة، وتفترق أمتي على ثلاث وسبعين فرقة كلها في الهاوية إلا واحدة»
الفتح السماوي؛ اسم المؤلف: المناوي الوفاة: 1031 هـ، دار النشر: دار العاصمة - الرياض، تحقيق: أحمد مجتبى، ج2، ص622
تمام اینها در هاویه هستند که در سوره القارعه آنجا دارد:
(فَأُمُّهُ هَاوِيةٌ؛ وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيهْ؛ نَارٌ حَامِيةٌ)
پناهگاهش «هاويه» [= دوزخ] است! و تو چه ميداني «هاويه» چيست؟! آتشي است سوزان!
سوره القارعة (101): آیه 9، 10، 11
بعضی از بزرگان اهل سنت دارند که مراد از هاویه قسمت تحتانی جهنم است. از آقای «کلبی» که از مفسرین اهل سنت است میگوید قسمت بالا را جهنم میگویند ولی قسمت پایین و آن تحتانی را که دره است و راه خروج هم ندارد ازش تعبیر به هاویه میکنند.
رسول اکرم میفرماید امت من به ۷۳ فرقه تقسیم میشود ۷۲ فرقه در ته جهنم اند یک فرقه بهشت میروند این هم یک دسته روایات بود.
دسته سوم روایات این بود که به صراحت در «صحیح جامع صغیر» با تحقیق «ناصر الدین البانی» فرمود رسول اکرم قسم به خدایی که جان محمد در دست اوست امت من به ۷۳ فرقه تقسیم میشوند، یکی در بهشت ۷۲ فرقه در آتش جهنم است.
در پایان هم گفتیم که جناب «محمد جعفر کتانی» میگوید آقا این روایت متواتر است در کتاب «نظم المتناصر» صفحه ۴۵ این را جز روایات متواتر میآورد، در صفحه ۴۷ میگوید آقای سیوطی هم این روایت را جزء احادیث متواتر آورده است.
نقل کردیم که آقای «ابن تیمیه» در کتاب «مجموع فتاوی» جلد اول صفحه 109 به صراحت میگوید:
«من أنكر ما ثبت بالتواتر والإجماع فهو كافر»
هر کس حدیث متواتر را انکار کند قطعاً کافر است!
كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج1، ص109
«مَنْ أَنْكَرَ الْمُتَوَاتِرَ فَقَدْ كَفَرَ»
الفتاوى الهندية في مذهب الإمام الأعظم أبي حنيفة النعمان؛ اسم المؤلف: الشيخ نظام وجماعة من علماء الهند الوفاة: 9999، دار النشر: دار الفكر - 1411هـ - 1991م، ج2، ص265
این خلاصه بحث دو جلسه بود.
مجری:
بسیار عالی، طیب الله، هم وارد در بحث شدیم وارد در اصل متن اصلی این بحثی که امشب ان شاءالله خواهیم داشت و هم از آن طرف عزیزانی که ندیده بودند برایشان یک شروع میتواند باشد که ان شاءالله از امشب همواره همراه برنامه باشند.
همین صحبت ها و فرمایشات حضرت استاد را اگر تفصیلش را بخواهید میتوانید در آرشیو شبکه مشاهده کنید که البته همین هم بسیار به نظرم کافی و وافی بود هرچند مختصرا بیان شد.
حضرت استاد سوالی که پیش میآید با وجود این همه تصریح سندی و این همه تعابیر مختلفی که دیدیم در کتب اهل سنت وجود داشته طبیعی است که زمانی که آقا رسول الله خودشان این تذکر را داده باشند بالاخره معیاری هم مشخص کرده باشند برای اینکه چه کسانی قرار است جزء آن فرقه ناجیه باشند و آن ۷۲ فرقه چه معیاری داشتند؟
ما کاری به احادیث شیعه فعلاً نداریم طبق همان رسم و رسوم و آن بنایی که حضرت عالی دارید، آیا در خود کتب اهل سنت معیار واضحی ذکر شده که معیار چه است که ناجی است و که حال که است؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سوال قشنگی است من آن دفعه عرض کردم رسول اکرم که فرموده امت من و ۷۳ فرقه تقسیم میشود ۷۲ فرقه در آتش جهنم است، یک فرقه اهل بهشت است. حضرت یا ویژگیهای فرقه ناجیه را معین نکرده (نستجیر بالله) ظلم در حق امت است، اگر معین کرده باشد چه است؟
ما روایات را بررسی کنیم ببینیم آیا کرده یا نکرده است؟ و اگر معین کرده آیا این که در کتب اهل سنت آمده با واقعیت تطبیق میکند، با دیگر روایات در تعارض و تناقض است یا نیست؟ آیا اصلاً این با منطق قرآن میسازد یا نمیسازد؟ این خیلی نکته ظریف است که این را باید بررسی کنیم.
بعد میایم ان شاءالله در پایان روایت افتراق امت در منابع شیعه را بررسی میکنیم با بررسی سندی و ویژگیهایی که رسول اکرم برای فرقه ناجیه معین کرده که مراد از فرقه ناجیه شیعه علی بن ابیطالب (سلام الله علیه) است این مطلب هم در منابع اهل سنت هم در منابع شیعه آمده است. این را برای فصل پایانی این بحث مان میگذاریم!
اما در رابطه با اینکه فرقه ناجیه چه کسانی هستند؟ هفت - هشت تا ملاک آقایان آوردند من از این هفت - هشت تا سه تا را میخواهم ذکر کنم، از این سه تا ببینیم چه نتیجه میگیریم!
آیا واقعاً این سه تا با منطق قرآن و با منطق سنت نبی با واقعیت تاریخی میسازد یا نه اینها ساخته پرداخته دودمان بنی امیه و بن العباس به این حدیث «تفرق امتي علی ثلاث و سبعین فرقه» اضافه کردند؟
عرض کردم به قول آیت الله العظمی «سبحانی» که همیشه سر درس شان میفرمود بهترین استاد آن است که بیاید سر انگشتی حرف بزند، بگوید این مطلب چند دسته است، ۱، ۲، ۳ ،۴ بخش اول مان را این شکلی کردیم روایات چند دسته است.
امشب هم میخواهیم همینطوری سر انگشتی عرض کنیم یک دسته از روایات میگوید آقا فرقه ناجیه اهل جماعت است.
یک دسته از روایات میگوید فرقه ناجیه آن است که من و اصحاب من در او هستم.
دسته سوم میگوید فرقه ناجیه آن فرقهای است که بر روش من و اصحاب من در زمان من هستند!
ببینید فرقه ناجیه سه تا قید دارد. یک فرقه ناجیه آن است که عملش منطبق با من اصحاب من و در زمان من؛ یعنی آن که بعد از من میخواهد بیاید خودش را تطبیق کند یا اصحاب بعد از من را ملاک قرار بدهد آن را شامل نمیشود.
خیلی جالب است «ابن تیمیه حرانی» در کتاب «منهاج السنه» ان شاءالله من اشاره خواهم کرد در جلد سوم صفحه 245 متوجه نکته شده که پیغمبر فرمود:
«ما أنا عليه اليوم وأصحابي»
كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج3، ص345
در این عصر حیات من انچه که من هستم و اصحاب من است این را اگر رعایت کند جز فرقه ناجیه است. بعد میگوید پس بنابراین ملاک اصحاب بعد از پیغمبر نیست.
بعد میآید میگوید اصحاب بعد از پیغمبر آنهایی که مرتد شدن مثل «مسیلمه کذاب» آخر اصلاً «مسیلمه کذاب» مسلمان شده بود تا مرتد بشود؟ اصلا یک روایت ضعیف بیاورید که «مسیلمه کذاب» مسلمان شده بود تا مرتد بشود!
بعد میآید یک سری مزخرفاتی درست میکند میگوید شیعهها «مسیلمه کذاب» که از دوست دارند به او علاقمه مند هستند، از مسلیمه کذاب دفاع میکنند. من نمیدانم اینها را شیاطین به ایشان وحی کردند یا عناد داشته میخواسته دروغ ببافد.
آخر تصور نمیکرد یک روز حرفهای ایشان روی آنتنهای بین المللی میآید تمام مردم این حرفها را میبینند و میشنوند، دوست دشمن همه بدترین لعنت را نثارش میکنند که شما چرا دارید اینقدر دروغ میگویید؟ با این دروغ گفتنها میخواهید چه کار کنید؟
اگر شما از نُه جلد کتاب «منهاج السنه» دروغهایش را بردارید شاید با آیات و روایاتی که آورده دویست و پنجاه تا سیصد صفحه بشود! یعنی اگر دروغها و افتراهایش را کنار بگذارید ۹ جلد یک جلد ۲۵۰ تا ۳۰۰ صفحه می شود.
ما یکی یکی اینها را بررسی میکنیم، در جلسه اول هر روایتی آوردیم گفتیم بزرگان اهل سنت گفتند صحیح است. «البانی» گفته صحیح است، «حاکم نیشابوری» گفته صحیح است. «ابن ماجه» گفته صحیح است. «ترمذی» گفته صحیح است. آقای «کتانی و سیوطی» گفتند متواتر است.
آقایان نگویند اینها روایات از کتابهای ما می آورند اما اینها را قبول نداریم.
اما «البانی» که حرف البانی امروز برای همه اهل سنت ملاک است ایشان در کتاب «سلسلة الاحادیث صحیحه» تألیف «محمد ناصرالدین البانی» جلد سوم و در ریاض هم چاپ شده «مکتبة المعارف الریاض» ایشان در صفحه ۴۸۰ حدیث ۱۴۹۲ این مطلب را آورده است.
«والذي نفسي بيده لتفترقن أمتي على ثلاث وسبعين فرقة فواحدة في الجنة وثنتين وسبعين في النار قيل يا رسول الله من هم قال: هم الجماعة»
سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها؛ المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني (المتوفى: 1420هـ)، الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى، (لمكتبة المعارف)، ج3، ص480
پیغمبر اکرم فرمود قسم به خدایی که جان من در دست اوست امت من به ۷۳ فرقه تقسیم میشوند، یکی در بهشت است و ۷۲ فرقه در آتش هستند. «قیل یا رسول الله من هم» اینها چه کسانی هستند؟ «من هم» به ۷۳ فرقه برمیگردد یا به یک فرقه برمیگردد؟ «قال هم الجماعة» آنها اهل جماعت هستند!
همین جا یک سوال طرح کنیم، اگر بنا بود به واحده برگردد باید اینجا «من هي» یا «من هو» میگفت با این که تذکیر و تأنیث در مونث مجازی تفاوت نمیکند. «قیل یا رسول الله من هي» یعنی «من هي الفرقة الناجیة» یا «من هو الفرقة الناجیة» گفتند «من هم» چه کسانی هستند؟
آیت الله العظمی «صافی گلپایگانی» و آیت الله العظمی «سبحانی» ان شاءالله فرمایشات شان عرض میکنیم میگوید «من هم» به ۷۲ فرقه بر میگردد، نه به یک فرقه با این کار نداریم.
این آقایان میگویند آقا «من هم» یعنی آن اهل نجات چه کسانی هستند؟ گفتند آن اهل جماعت هستند، این که مراد از اهل جماعت چه است آیا اکثریت مراد است الاکثر می گفت. شیعه هم اگر باشد شیعه هم جماعت هستند. شیعه یک نفر نیست، الان شیعیان حداقل نزدیک پانصد، ششصد میلیون جمعیت هستند.
زمان حضرت امیر زمان پیغمبر جماعتی جزء شیعیان امیرالمومنین بودند، این کتابهایی که آقایان آوردند مشخص کردند برای اینکه در زمان پیغمبر عدهای از صحابه مثل سلمان، ابوذر، حذیفه، اینها مشهور به شیعه علی ابن ابی طالب (سلام الله علیهم اجمعین) بودند.
مجری:
ان شاءالله به این بحث میرسیم، اما از باب تناسب حکم و موضوع همین که جماعت است، یعنی جماعت معمولاً این طور است که مطابق با اکثریت میشود، الان یک ۷۲ تا است و یکی هم یک دانه است ممکن است بگوییم آن جماعت و آن اکثریت آن یک دانه است این که خلاف است!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
آقایان می گویند مراد از جماعت اهل سنت و جماعت است. ما همین را از آقایان قبول میکنیم. این مطلب را از کتاب «سلسلة الاحادیث الصحیحه» جلد ۳ صفحه ۴۸۰ آوردیم.
همچنین در کتاب «صحیح سنن ابن ماجه» باز با تحقیق آقای «البانی»، باز ایشان (آلبانی» می گوید روایت صحیح است.
اینجا هم دارد:
«وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بيده لَتَفْتَرِقَنَّ أُمَّتِي على ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً وَاحِدَةٌ في الْجَنَّةِ وَثِنْتَانِ وَسَبْعُونَ في النَّارِ قِيلَ يا رَسُولَ اللَّهِ من هُمْ قال الْجَمَاعَةُ»
سنن ابن ماجه؛ اسم المؤلف: محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني الوفاة: 275، دار النشر: دار الفكر - بيروت - - ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج2، ص1322
تا آنجایی که گفتند: «قِيلَ يا رَسُولَ اللَّهِ من هُمْ قال الْجَمَاعَةُ»، اینهای که اهل نجات هستند چه کسانی هستند؟ ما از زبان این آقایان داریم عرض میکنیم، حضرت فرمود الجماعه، آن که اهل جماعت هستند آنها اهل نجات هستند.
همچنین در کتاب «السنة ابن ابی عاصم» با تحقیق آقای «البانی»، «ابن ابی عاصم» متوفی ۲۸۷ است و «ناصرالدین البانی» متوفی ۱۴۲۰ است در کتاب السنه در صفحه ۷ ایشان در همین جا میآورد بر اینکه:
«أن أهل الكتاب قبلكم تفرقوا على اثنتين وسبعين فرقة في الأهواء ألا وإن هذه الأمة ستفترق على ثلاث وسبعين فرقة في الأهواء كلها في النار الا واحدة وهي الجماعة»
اهل کتاب قبل از شما بر چند دسته تقسیم شدند و امت من هم به همین شکل تقسیم خواهند شد. بعد ایشان به طور مفصل میگوید:
«حدیث صحیح بما قبله رجاله ثقات»
السنة؛ اسم المؤلف: عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني الوفاة: 287 ، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1400، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني، ج1، ص7
خلاصه حرفش این است اینها افرادی هستند که اینها را جزء اهل جماعت میدانیم.
در کتاب از «السنة» صفحه ۳۲ خیلی واضح و روشن قضیه را آورده است.
«قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم افترقت اليهود على إحدى وسبعين فرقة واحدة في الجنة وسبعين في النار وافترقت النصارى على اثنتين وسبعين فرقة فإحدى سبعين في النار وواحدة في الجنة والذي نفسي بيده لتفترقن أمتي على ثلاث وسبعين فرقة فواحدة في الجنة واثنتيان وسبعين في النار قيل يا رسول الله من هم قال هم الجماعة»
السنة؛ اسم المؤلف: عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني الوفاة: 287 ، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1400، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني، ج1، ص32
همچنین در «مسند احمد» آقای «شعیب الارنؤوط» میگوید روایت با شواهدش صحیح است.
«حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا حَسَنٌ ثنا بن لَهِيعَةَ ثنا خَالِدُ بن يَزِيدَ عن سَعِيدِ بن أبي هِلاَلٍ عن أَنَسِ بن مَالِكٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال ان بني إِسْرَائِيلَ تَفَرَّقَتْ إِحْدَى وَسَبْعِينَ فِرْقَةً فَهَلَكَتْ سَبْعُونَ فِرْقَةً وَخَلَصَتْ فِرْقَةٌ وَاحِدَةٌ وَإِنَّ أمتي سَتَفْتَرِقُ على اثْنَتَيْنِ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً فَتَهْلِكُ إِحْدَى وسبعين وَتَخْلُصُ فِرْقَةٌ قالوا يا رَسُولَ اللَّهِ من تِلْكَ الْفِرْقَةُ قال الْجَمَاعَةُ الْجَمَاعَةُ»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج3، ص145، ح12501
«يا رَسُولَ اللَّهِ من تِلْكَ الْفِرْقَةُ»؛ این فرقه چه کسانی هستند؟ «قال الْجَمَاعَةُ الْجَمَاعَةُ» آنهای که اهل جماعت هستند، آنهای که اهل جماعت هستند.
عرض کردم جماعت، با سه نفر جماعت میشود. این چه تشخیصی است که رسول اکرم معین کرده است «الجماعة، الجماعة»؟ اگر ما باشیم رسول الله را کنار میگذاریم، از یک فرد عادی شما سوال کنید مثلاً بیاید بگوید مثلاً فلان روز از قریه فلان مهمان من هستند، بپرسد چه کسانی هستند؟ گفت جماعت جماعت!
آیا نمیگویند مراد از جماعت چه کسانی هستند؟ اینها ده تا قبیله هستند، هر قبیله میخواهد بگوید ما جماعت هستیم. اگر کل قریه را بگوید دیگر کلمه جماعت معنا ندارد، خیلی قضیه ابهامش بیشتر شده است.
در کتاب «الاحادیث المختاره» آقای «مقدسی متوفای ۶۴۳» در جلد هفتم در ذیلش دارد «اسناده صحیح» در اینجا ایشان مفصل میگوید:
«فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم إن هذا الأول قرن يخرج من أمتي لو قتله ما اختلف اثنان من أمتي ثم قال إن بني إسرائيل افترقت على إحدى وسبعين فرقة وإن أمتي ستفترق على اثنتين وسبعين فرقة كلها في النار إلا واحدة وهي الجماعة (اللفظ واحد غير أن في رواية الثقفي أول وعنده في أمتي)»
الأحاديث المختارة؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي الوفاة: 643، دار النشر: مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة - 1410، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الملك بن عبد الله بن دهيش، ج7، ص90
ببینید اینها را کنار هم میگذارند، آنجا «من هم» گفت اینجا «وهي» میگوید. خود همین روایتها با همدیگر نمیسازد. «وهی» یعنی آن واحده «من هم» اگر آن باشد پس 72 فرقه میشود.
در اینجا من یک نکته ای را اشاره کنم برای اینکه اکثریت و اقلیت در قرآن چطوری است! آقایان خیلی روی آن مانور میدهند می گویند چون ما اکثر هستیم، پیغمبر هم فرمود «الجماعه» اکثریت را میگوید، اهل سنت جزء اکثر هستیم!
دوستان اگر دقت کنند از خود قرآن ببینیم که اکثریت را در قرآن چه گفته است! عزیزان دقت کنند در رابطه با اهل کتاب:
(وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ)
بيشتر آنها فرمانبردار نيستند!
سوره توبه (9): آیه 8
اکثریت اینها فاسق هستند. در مورد قوم حضرت موسی:
(وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ)
بيشترشان هرگز مؤمن نبودهاند!
سوره شعرا (26): آیه 8
اکثر اینها مؤمن نبودند.
(وَأَكْثَرُهُمْ لَا يعْقِلُونَ)
و بيشتر آنها نميفهمند!
سوره مائده (5):آیه 103
اکثر قوم حضرت موسی جاهل بودند. در مورد حضرت ابراهیم:
(وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ)
بيشترشان هرگز مؤمن نبودهاند!
سوره شعرا (26): آیه 158
اکثریت قوم حضرت ابراهیم مؤمن نبودند. در مورد قوم حضرت نوح: (وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ)
(وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ)
اما جز عده کمي همراه او ايمان نياوردند!
سوره هود (11): آیه 40
قوم حضرت هود: (وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ)؛ قوم حضرت صالح: (وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ)؛ قوم حضرت شعیب: (وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ). این برای پیامبران گذشته.
در مورد رسول اکرم سور انبیاء آیه 24:
(أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِي وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ)
آيا آنها معبوداني جز خدا برگزيدند؟! بگو: «دليلتان را بياوريد! اين سخن کساني است که با من هستند، و سخن کساني [= پيامبراني] است که پيش از من بودند!» اما بيشتر آنها حق را نميدانند؛ و به همين دليل (از آن) روي گردانند.
سوره انبیاء (21): آیه 24
اکثریت قوم من حق را نمیدانند؛ پس چه شد.
(أَمْ يقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ)
يا ميگويند او ديوانه است؟! ولي او حق را براي آنان آورده؛ اما بيشترشان از حق کراهت دارند (و گريزانند).
سوره مؤمنون (23): آیه 70
پیغمبر (نستجیر بالله) دیوانه است (وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ)، اکثریت قوم من از حق بیزار هستند، کراهت دارند.
(لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ)
ما حق را براي شما آورديم؛ ولي بيشتر شما از حق کراهت داشتيد!
سوره زخرف (43): آیه 78
من به حق از طرف خدا آمدم ولی اکثر شما حق را کراهت دارید.
(لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يؤْمِنُونَ)
فرمان (الهي) درباره بيشتر آنها تحقق يافته، به همين جهت ايمان نميآورند!
سوره یس (36): آیه 7
حقیقت برای اکثر امت من روشن شده، ولی اینها ایمان نمیآورند.
(لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يكُونُوا مُؤْمِنِينَ)
گويي ميخواهي جان خود را از شدت اندوه از دست دهي بخاطر اينکه آنها ايمان نميآورند!
سوره شعراء (26): آیه 3
پیغمبر خیلی داری زجر میکشی، غصه میخوری که اینها ایمان نمی آورند.
(وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ)
بيشترشان هرگز مؤمن نبودهاند!
سوره شعرا (26): آیه 8
اکثر قوم تو مومن نیستند!
(يلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ)
آنچه را ميشنوند (به ديگران) القا ميکنند؛ و بيشترشان دروغگو هستند!
سوره شعرا (26): آیه 223
اکثر قوم تو دروغگو هستند!
(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)
و بيشتر آنها که مدعي ايمان به خدا هستند، مشرکند!
سوره یوسف (12): آیه 106
اکثر آنهایی که دم از ایمان میزنند مشرک هستند! با این حساب چه سر جایش ماند، یعنی چیزی ماند «الجماعه الجماعه» که آقایان دارن میگویند آیاتی که آوردیم همه از قرآن است، روایت نیست که بگویند نمیدانم این روایت در «صحیح بخاری» نیامده است در فلان جا آمده ضعیف است.
یا مثلاً ملاحظه کنید این خیلی درد است، من وقتی این آیه را میخوانم خیلی زجر میکشم
(وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا)
اگر (همانند بعضي از امتهاي پيشين،) به آنان دستور ميداديم: «يکديگر را به قتل برسانيد»، و يا: «از وطن و خانه خود، بيرون رويد»، تنها عده کمي از آنها عمل ميکردند! و اگر اندرزهايي را که به آنان داده ميشد انجام ميدادند، براي آنها بهتر بود؛ و موجب تقويت ايمان آنها ميشد.
سوره نساء (4): آیه 66
اگر به امت من مثل قضیه حضرت موسی بیایید خود را بکشید مراد از (اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ) شاید مراد این باشد در جنگ اگر طرف برادر شما، فرزند شما، جان شما است با آنها بجنگید!
حضرت امیر (سلام الله علیه) در نهج البلاغه دار میگوید:
«وَ لَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 91، 56 و من كلام له (علیه السلام) يصف أصحاب رسول الله و ذلك يوم صفين حين أمر الناس بالصلح
حتی برادران، فرزندان، پدران، مراد شخص نیست یعنی جمع در جبهه مخالف بود آنها را میکشتیم، نگاه نمیکردیم که این برادر مثلاً فلانی است، عموی فلانی است، پدر فلانی است یا فرزند فلانی است این طوری نبود بلکه دو تا جبهه حق باطل بود از نظر نسب هر چه هم با هم نزدیک بودند در حق باطل اینها ملاک نبود.
(اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِي الشَّكُورُ)
اي آل داوود! شکر (اين همه نعمت را) بجا آوريد؛ ولي عده کمي از بندگان من شکرگزارند!
سوره سبأ (34): آیه 13
خدای عالم دارد از قوم حضرت رسول گلایه میکند، می گوید مثل آل داود شکر کنید (وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِي الشَّكُورُ)
مطالب خیلی زیاد است در سوره واقعه هم که روشن کرده است:
(وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ، فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ، ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ، وَقَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ)
و (سومين گروه) پيشگامان پيشگامند، آنها مقربانند! در باغهاي پرنعمت بهشت (جاي دارند)! گروه زيادي (از آنها) از امتهاي نخستينند، و اندکي از امت آخرين!
سوره واقعه (56): آیه 10 تا 14
(ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ) از انبیای گذشته (وَقَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ)، عده کمی از امت شما، اینها اهل نجات هستند. این اولین چیزی بود که من خواستم یک مقداری همین جا تکلیف را روشن بکنیم.
ما غرض نداریم توهین هم نمیخواهیم، و عقیده مان این است این بحثی که «الجماعه الجماعه» آوردند، یا بعداً میخوانیم قضیه اصحاب را اضافه کردند یقین داریم فرمایش پیغمبر نیست، این را زمان بنی امیه و بنی العباس بغضا لاهل البیت اینها را اضافه کردند.
ما چهل دو و چهل سه تا روایت داریم:
«إن عليا وشيعته هم الفائزون يوم القيامة»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج44، ص333
«شيعة علي هم الفائزون يوم القيامة»
الفردوس بمأثور الخطاب؛ اسم المؤلف: أبو شجاع شيرويه بن شهردار بن شيرويه الديلمي الهمذاني الملقب إلكيا الوفاة: 509 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1406 هـ - 1986م، الطبعة: الأولى ، تحقيق: السعيد بن بسيوني زغلول، ج2، ص358
«وشيعتك في الجنة»
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج9، ص173
«يَا عَلِيُّ شِيعَتُكَ هُمُ الْفَائِزُون»
الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص16
در مورد «اصحاب سفینه» نزدیک هفت، هشت جلسه بحث کردیم:
«إِنَّ مَثَلَهُمْ فِيكُمْ مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَكَ»
كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف، ناشر: بيدار، ص 96
«مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ»
الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص60
«ألا إن مثل أهل بيتي فيكم مثل سفينة نوح في قومه من ركبها نجا ومن تخلف عنها غرق»
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج2، ص675
«عَنِ بن عَبَّاسٍ رضي اللَّهُ عنه قال قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ من رَكِبَ فيها نَجَا وَمَنْ تَخَلَّفَ عنها غَرِقَ»
المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج3، ص46
از آن طرف:
«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إني تارك فيكم الثقلين أحدهما أكبر من الآخر كتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتي أهل بيتي وإنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض»
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج9، ص163
«إني تارك فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا بعدي أحدهما أعظم من الآخر كتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض و عترتي أهل بيتي و لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض فانظروا كيف تخلفوني فيهما) 2459 (صحيح)»
الكتاب: صحيح الجامع الصغير وزياداته؛ المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني (المتوفى: 1420هـ)، الناشر: المكتب الإسلامي، ج1، ص121
تمام اینها را آوردند اما کنار گذاشتند یک چیزی اضافه کردند «الجماعه، الجماعه» میگویند چون اکثریت ما اهل جماعتیم، پس برحق هستیم!! این آیات را هم که از قرآن آوردیم، قرآن هم که با کسی شوخی ندارد.
مجری:
خیلی ممنون، بسیار زیبا. ما هم در ضمن این مطلب آموختیم که اینها چطور آمدند تحریف را در روایت قرار دادند و از ان طرف برای خیلی از ما ممکن بود، در دیدار و در فضای مجازی این شبهه را بارها مطرح کنند و بگویند همین که میبینید ما اکثریت هستیم پس نشان میدهد بر حق هستیم.
ممکن است خیلی از اینها این عرضه را نداشته باشند که بخواهند سراغ روایات بروند خود همین را یک نشانه میدانند چون ما اکثریت هستیم، پس برحق هستیم، الان الحمدلله تا اینجای کار واضح شد که اتفاقا اگر قرار باشد اکثریت چیزی را اثبات بکند با توجه به آیات قرآن آن مطلب ابطال و باطل بودن همین اکثریت است!
بسیار زیبا جامع و کامل حضرت استاد اشاره فرمودند و از محضرشان استفاده کردیم. یک فاصله بگیریم بر می گردیم در خدمت تان خواهیم بود.
(میان برنامه)
مجری:
عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی (عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف) ان شاءالله که تا این لحظه توانسته باشیم در این ماه حضرت آقا اباعبدالله الحسین یک مقدار معرفت مان را نسبت به معارفی که آن بزرگوار به خاطر همین معارف به شهادت رسیدند تا این مطالب به ما برسد ان شاء الله کوشا بوده باشیم توانسته باشیم معرفت خودمان را افزایش داده باشیم.
الحمدلله تا این جای برنامه سوال به روزی یعنی صحبت هایی که بسیار زیاد ممکن بود در جمع های مختلف انجام بشود پاسخ این ها را گرفتیم، در ضمن این سوال که اگر بخواهیم نسبت به امامت و ولایت یک آموزه هایی را برای خودمان فرض بدانیم که باید این ها را یاد بگیریم شروع کردیم بحثی را که الحمدلله در جلسه سومش هستیم.
این مطلب می پردازیم روایتی که از آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) داریم حضرت فرمود امت ۷۳ فرقه می شود ۷۲ تای آن ها قطعاً اهل هلاکت هستند تنها فرقه ای که ناجی هست یک فرقه است داریم به ملاک های آن در کتب اهل سنت می پردازیم.
اولین ملاکی که بیان شده بود این ها می گفتند ما اکثریت هستیم و جماعت هم همان مطلبی است که آقا رسول الله در روایت شان به آن اشاره کردند به این پرداختیم که آیا اکثریت می تواند اصلاً نشانه و معیار برای فرقه ناجیه باشد یا خیر؟ ملاک دوم چه بود از حضرتعالی پاسخ آن را بشنویم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در رابطه با ملاک دوم روایات زیاد آوردند که مراد فرقه ناجیه فرقه ای است که راه روش من و اصحاب من را داشته باشند. فقط به عنوان نمونه یکی از این ها را می آورم آقای «ابن کثیر دمشقی» خیلی رویش مانور داده است. «تفسیر ابن کثیر دمشقی»، جلد 1، صفحه 347 است:
«أخبر عنها الصادق المصدوق صلى الله عليه وسلم في قوله وستفترق هذه الأمة على ثلاث وسبعين فرقة كلها في النار إلا واحدة قالوا وما هم يا رسول الله قال من كان على ما أنا عليه وأصحابي أخرجه الحاكم في مستدركه 1 / 129 بهذه الزيادة»
تفسير القرآن العظيم؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1401، ج1، ص347
«اخبار عنها الصادق المصدوق»، پیغمبر صادق و تصدیق شده «وستفترق هذه الأمة على ثلاث وسبعين فرقة كلها في النار إلا واحدة قالوا وما هم يا رسول الله»، باز هم اینجا می گوید این ها چه کسانی هستند؟ حضرت می فرماید: «من كان على ما أنا عليه وأصحابي»، آن هایی که با روش من و سیره من و سیره اصحاب من هستند این ها فرقه ناجیه هستند.
بعد میگوید: «أخرجه الحاكم في مستدركه 1 / 129 بهذه الزيادة» افراد زیادی این روایت را نقل کردند «ترمذی» در «سنن»، جلد ۴، صفحه ۱۳۵ آورده و همچنین «زین الدین عراقی» در کتاب «المغنی الحمل الاسفار» آورد و افراد دیگری هم این را آوردند. چون وقت گذشته است خیلی زیاد نمی خواهم به این بپردازم.
ولی آنچه که برای ما ملاک هست این که حضرت فرمود: «من كان على ما أنا عليه وأصحابي» این یک دسته از روایات است که ده، دوازده نفر این را ذکر و تصحیح هم کردند در او هیچ شکی نیست.
روایت دوم که «مستدرک حاکم» هم آن را آورده و ایشان به آن اشاره کرد یک زیادتی دارد «مستدرک»، جلد 1، صفحه 218:
«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ليأتين على أمتي ما أتى على بني إسرائيل مثلا بمثل حذو النعل بالنعل حتى لو كان فيهم من نكح أمه علانية كان في أمتي مثله إن بني إسرائيل افترقوا على إحدى وسبعين ملة وتفترق أمتي على ثلاث وسبعين ملة كلها في النار إلا ملة واحدة فقيل له ما الواحدة قال ما أنا عليه اليوم وأصحابي»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج1، ص218، ح 443
«فقيل له ما الواحدة» آن واحده ای که اهل نجات هستند چه کسانی هستند؟ فرمود «ما أنا عليه اليوم وأصحابي»؛ آنچه که بر سیره امروز من و سیره اصحاب، امروز یعنی در زمان حیات من الان روش و سیره ام من چه است؟ اصحاب من امروز چه روش و سیره ای دارند؟ اگر کسی بعد از من حتی خود اصحاب را هم شامل می شود مثل من و اصحاب من در زمان حیات من بود این ها اهل نجات هستند. مابقی اهل هلاکت هستند.
این دو دسته روایت می بینیم در منابع عزیزان اهل سنت آمده است. مصادر زیاد است چون آن جا مفصل آوردیم این جا همین دو روایت را به عنوان مشت نمونه خروار آوردم آقایان روایت را هم تصحیح کردند. در این که روایت صحیح هست آقایان در رابطه با صحت روایت هیچ حرفی ندارند. «طبرانی» در «معجم اوسط»، جلد ۵، صفحه 127 آورده و ...
ولی در این جا می خواهم یک نکته را عرض کنم شیعه را کنار می گذاریم پیغمبر اکرم فرمود: «ما أنا عليه اليوم وأصحابي»، «الیوم» را هم کنار می گذاریم.
آیا واقعا این که رسول اکرم فرمود هر کس بر روش من و اصحاب من بودند این ها اهل نجات هستند، سراغ «صحیح بخاری» می رویم. حدیث حوض را که «مالک» می گوید ای کاش علمای ما حدیث حوض را نیاورده بودند. مطلب در «صحیح بخاری» است هر کس به روش من و صحابه من باشد اهل نجات است ملاحظه بفرمایید:
«عن أَنَسٍ عن النبي صلى الله عليه وسلم قال لَيَرِدَنَّ عَلَيَّ نَاسٌ من أَصْحَابِي الْحَوْضَ حتى عَرَفْتُهُمْ اخْتُلِجُوا دُونِي فَأَقُولُ أصيحابي فيقول لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2404، ح6210
«لَيَرِدَنَّ عَلَيَّ نَاسٌ من أَصْحَابِي الْحَوْضَ حتى عَرَفْتُهُمْ اخْتُلِجُوا دُونِي» عده ای از اصحاب من کنار حوض می آیند این ها را نمی گذارند این ها را از کنار حوض رد می کنند. «فَأَقُولُ أصحابي»، خدایا این ها صحابه من هستند. «فيقول لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ» نمی دانی این ها بعد از تو چه بدعت هایی گذاشتند؟
حدیث بعدی:
«عن أبي حَازِمٍ قال سمعت سَهْلَ بن سَعْدٍ يقول سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقول أنا فَرَطُكُمْ على الْحَوْضِ من وَرَدَهُ شَرِبَ منه وَمَنْ شَرِبَ منه لم يَظْمَأْ بَعْدَهُ أَبَدًا ليردن عَلَيَّ أَقْوَامٌ أَعْرِفُهُمْ ويعرفونني ثُمَّ يُحَالُ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ قال أبو حَازِمٍ فَسَمِعَنِي النُّعْمَانُ بن أبي عَيَّاشٍ وأنا أُحَدِّثُهُمْ هذا فقال هَكَذَا سَمِعْتَ سَهْلًا فقلت نعم قال وأنا أَشْهَدُ على أبي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ لَسَمِعْتُهُ يَزِيدُ فيه قال إِنَّهُمْ مِنِّي فَيُقَالُ إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما بَدَّلُوا بَعْدَكَ فَأَقُولُ سُحْقًا سُحْقًا لِمَنْ بَدَّلَ بَعْدِي»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج6، ص2587، ح6643
«ليردن عَلَيَّ أَقْوَامٌ أَعْرِفُهُمْ ويعرفونني ... قال إِنَّهُمْ مِنِّي فَيُقَالُ إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما بَدَّلُوا بَعْدَكَ فَأَقُولُ سُحْقًا سُحْقًا لِمَنْ بَدَّلَ بَعْدِي»
جهنم جهنم، هلاکت هلاکت برای آن دسته از اصحاب من که بعد از من تغییر پیدا کردند.
حدیث دیگر:
«عن أبي هُرَيْرَةَ عن النبي صلى الله عليه وسلم قال بَيْنَا أنا نائم إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ فقلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت وما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري ثُمَّ إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ قلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت ما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2404، ح6215
رسول اکرم می فرماید اصحاب من آن جا می آیند همه اش در یک صفحه است آقایان می بینند چاپ «عربستان سعودی» هم است چاپ «بیروت» و «ایران» نیست این جا می گوید تعدادی از این ها را می آورند و نمی گذارند، میبرند می گوید خدایا این ها را کجا می برند؟
«إلى النَّارِ والله»؛ قسم به خدا این ها را داریم به سمت آتش جهنم می بریم. میگوید «فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»، جز تعداد اندک از اصحاب من از آتش جهنم خلاص نمی شود!
این که پیغمبر فرمود فرقه ناجیه آن فرقه ای است که بر روش من و اصحاب من باشد این جا که می گوید اصحاب پیغمبر بعد از پیغمبر به دوران جاهلیت برگشتند و جز تعداد اندکی از اصحاب از آتش جهنم خلاص نمی شوند آیا این ها را می توانیم ملاک قرار بدهیم؟
یعنی واقعا می شود اینها را ملاک قرار داد بگوییم هر کس به روش پیغمبر و اصحاب پیغمبر بود این ها اهل نجات هستند؟ صحابه که فردا این مشکل را دارند.
یا تعبیری دیگری که وجود دارد:
«وَإِنَّ أُنَاسًا من أَصْحَابِي يُؤْخَذُ بِهِمْ ذَاتَ الشِّمَالِ فَأَقُولُ أَصْحَابِي أَصْحَابِي فيقول إِنَّهُمْ لم يَزَالُوا مُرْتَدِّينَ على أَعْقَابِهِمْ مُنْذُ فَارَقْتَهُمْ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1222، ح3171
«فَأَقُولُ أَصْحَابِي أَصْحَابِي» خدا اینها صحابه من صحابه من هستند می گویند «إِنَّهُمْ لم يَزَالُوا مُرْتَدِّينَ على أَعْقَابِهِمْ مُنْذُ فَارَقْتَهُمْ»، از روزی که از این ها جدا شدی یعنی به مجردی که رحلت کردی این ها مرتد شدند، مراد از مرتد ارتداد از دین نیست.
آقای «ابن اثیر» می گوید مراد از ارتداد در این جا مخالفت با اهم واجبات است کدام واجبی اهم از بحث ولایت است؟ باز در حدیث 3263:
«ثُمَّ يُؤْخَذُ بِرِجَالٍ من أَصْحَابِي ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ فَأَقُولُ أَصْحَابِي فَيُقَالُ إِنَّهُمْ لم يَزَالُوا مُرْتَدِّينَ على أَعْقَابِهِمْ مُنْذُ فَارَقْتَهُمْ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1271، ح 3263
اینها را چه کار کنیم؟
باز:
«إِنَّ هَؤُلَاءِ لم يَزَالُوا مُرْتَدِّينَ على أَعْقَابِهِمْ مُنْذُ فَارَقْتَهُمْ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج4، ص1691، ح 4349
باز به همین شکل می بینید چندین روایت در خود «صحیح بخاری» است که صحابه نمی توانند فردای قیامت از آتش جهنم خلاصی پیدا کنند. این ها که خودشان نمی توانند خلاصی پیدا کنند آیا می توانند ملاک فرقه ناجیه باشند؟
دوستان یک دقتی بکنند نباید کاری بکنیم فردای قیامت گرفتار بشویم!
بعضی ها می گویند مراد از این ها (ان شاء الله می رسیم) کسانی بودند که زمان ابوبکر مرتد شدند و ابوبکر هم فرستاد آنها را قلعه قمع کردند. اگر مراد «مسیلمه کذاب» و دارو دسته هایش است آن ها مسلمان نشده بودند.
اگر مراد «مالک ابن نویره» و هست این ها نه تنها مسلمان بودند وکیل پیغمبر در اخذ زکاوات هم بودند. «خالد» که آن جا رفت شب پشت سر «خالد» نماز جماعت خواندند.
دو روایت می آورم برای اینکه آقایان در شبکهها یشان خفه شوند حرف اضافی نزنند. «صحیح بخاری» حدیث ۴۱۷۰ «براء ابن عازب» آیا «براء ابن عازب» جزء مرتدین بود آقای ابوبکر با آن ها جنگید؟
«عن الْعَلَاءِ بن الْمُسَيَّبِ عن أبيه لَقِيتُ الْبَرَاءَ بن عَازِبٍ رضي الله عنهما فقلت طُوبَى لك صَحِبْتَ النبي صلى الله عليه وسلم وَبَايَعْتَهُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فقال يا بن أَخِي إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 4، ص 1529، ح3937
«علا ابن مسیب» می گوید گفتم «فقلت طُوبَى لك صَحِبْتَ النبي صلى الله عليه وسلم وَبَايَعْتَهُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ»، خوشا به حالت صحبت پیغمبر نصیبت شد صحابی پیغمبر بودی جزء بیعت رضوان بودی، «فقال يا بن أَخِي إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ»، خبر نداری چه بدعت های بعد از پیغمبر گذاشتیم؟
حالا «براء ابن عازب» راست یا دروغ می گوید. اگر راست می گوید خیلی واضح و روشن است اگر دروغ می گوید پس صحابی پیغمبر به دروغ می گوید بعد از پیغمبر مرتد شدیم و بدعت گذاشتیم.
آقای «ابو سعید خدری» تقریباً جزء گل سرسبد صحابه است. در کتاب «الإصابة فی تمییز الصحابه» با تحقیق دکتر «عبد الله محسن» جلد 4، صفحه ۲۹۵ می گوید از اصحاب پیغمبر افقه از «ابو سعید» نبود در این جا راوی می گوید:
«عن أبي سعيد قلنا له هنيئا لك برؤية رسول الله صلى الله عليه وسلم وصحبته قال إنك لا تدري ما أحدثنا بعده»
الإصابة في تمييز الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج3، ص79 (آدرس بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)
«هنيئا لك برؤية رسول الله صلى الله عليه وسلم وصحبته»، گوارا باد بر تو که پیغمبر را دیدی و صحابه پیغمبر بودی. گفت برادر «إنك لا تدري ما أحدثنا بعده»ع نمی دانی چه بدعت های بعد از پیغمبر گذاشتیم این را چه کار کنیم؟
مسئله سوم این جا امیدواریم که ان شاء الله شبکههای وهابی حداقل از زن و بچه شان خجالت بکشند از مخاطبین شان خجالت نمی کشند.
«مستدرک علی الصحیحین»، جلد 4 ایشان میگوید صحیح است شرایط «بخاری و مسلم» دارد و هم آقای «ذهبی» می گوید «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» را تطبیق می کند.
«قالت عائشة رضي الله عنها وكانت تحدث نفسها أن تدفن في بيتها مع رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبي بكر فقالت إني أحدثت بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم حدثا ادفنوني مع أزواجه فدفنت بالبقيع هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 4، ص 7، ح6717
از «عایشه» می گوید خیلی دوست داشت در کنار پیغمبر دفن بشود ولی گفت: «إني أحدثت بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم حدثا» بعد از پیغمبر بدعت هایی گذاشتم «ادفنوني مع أزواجه»، من را در کنار پیغمبر دفن نکنید خجالت می کشم «فدفنت بالبقيع هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»
آیا این هم جزء مرتدین بعد از ابوبکر بود ابوبکر با آن ها جنگید؟ در مناظره ای که با این آقای «پروفسور غامدی» داشتیم ایشان خیلی اصرار می کرد در «قصة الحوار الهادی» مفصل آوردیم خیلی اصرار می کرد مراد از روایات حدیث حوض، همان هایی است که ابوبکر با آن ها جنگید. این سه نمونه، نمونه های دیگری هم هست.
این سه نمونه را آوردیم اینها را به ما جواب بدهید این ها واقعاً راست یا دروغ است. اگر دروغ هست چرا آقای «بخاری» این ها را در کتابش آورده است؟ شما می گویید «صحیح بخاری» بعد از قرآن است و اگر راست است با توجه به این «ما انا علیه و اصحابی» نمیتواند ملاک باشد.
یعنی که خودش را نتوانست نجات بدهد می خواهد نشانه فرقه ناجیه و مایه نجات ما باشد؟
این تقریبا خلاصه بحث بود البته حرف در این جا خیلی زیاد دارم ولی چون فرصت نیست به همین اندازه در اینجا اکتفا می کنیم!
مجری:
طیب الله خیلی زیبا، جامع و کامل فرمودید، همیشه صحبت و این آیه ای که در جلسه اول این بحث مطرح شد:
(فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)
پس بندگان مرا بشارت ده! همان کساني که سخنان را مي شنوند و از نيکوترين آنها پيروي مي کنند.
سوره زمر (39): آیات 17 و 18
همیشه این ملاک ما باشد با همین آیه ای که سر لوحه کار خودمان و سر لوحه برنامه عقیدتی خودمان قرار دادیم برای پذیرش حرف حق همین را ملاک قرار بدهیم، با همین صحبت هایی که امروز شنیدیم فرمایشات حضرت استاد را همین ها را ببینیم آیا این ها صحبت های حق تری هستند؟ آیا این ها صحبت های احسنی هستند؟ یا آن صحبت ها و آن گزافه گوییهایی که همین الان با آن ها مواجه شدیم و ابطال شان هم برای ما واضح بود.
همین را ملاک بگذاریم با آن پیش برویم ان شاء الله به آن مطلوب اصلی و حقیقی خودمان خواهیم رسید.
(میان برنامه دوم)
مجری:
«السلام علیک یا ابا عبدالله» عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند ان شاء الله که تا این لحظه از برنامه توجه کرده باشید و مورد قبول نگاه شماها قرار گرفته باشد، در فرصت انتهایی برنامه در خدمت شما هستیم، تماسهای که گرفتید صدایتان را می شنویم. تماس اول جناب آقای «بهادری» از «کرج» سلام علیکم در خدمت تان هستیم بفرمایید.
(تماس بینندگان برنامه)
بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)
بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت جناب عالی و خدمت حضرت آیت الله جناب آقای دکتر حسینی، حضرت آقا فرمودید ۴۷ بار قرآن فریاد کشیده (وَأَكْثَرُهُمْ لَا يعْقِلُونَ * أَكْثَرُهُمْ لَا يؤْمِنُونَ)؛ اکثریت را در دین ملاک قرار دادن درست نیست که نمی خواهیم شهرداری یا فرمانداری تشکیل بدهیم. در مسائل اعتقادی اکثریت اصلا ملاک نیست چون انبیا تک تک می آمدند، با اینکه امام حسین امام حسن (علیه السلام) حضور داشتند امام حسین هم بودن هر دو امام بودند ولی با وجود امام حسن، امام حسین هیچ وقت نظر نمی دادند.
در مقابل این ۴۷ آیه قرآن می گوید برای بیان حکم اکثریت چه می گوید؟ اکثریت ربطی به من نداره من کشور اداره نمی کنم نمی خواهم کار فرمانداری انجام بدهم تا مردم به من رای بدهند. می خواهم بگویم اسلام و حکم این است. این را باید افرادی از طرف خداوند انتخاب بشوند و اجرا کنند.
این موارد در جامعه است یعنی بیان حکم خدا را انجام بدهند آقایان وهابی گفتند «علیکم بسواد اعظم»؛ یعنی اکثریت در «ید الله مع الجماعة» جماعت در چه؟ در خوردن، در آشامیدن، در سیاست و در اقتصاد خداوند با دست جماعت مردم است قرآن در مورد ابلاغ دین می فرماید
(وَأَكْثَرُهُمْ لَا يعْقِلُونَ * أَكْثَرَهُمْ لَا يعْلَمُونَ)
پس اکثریت پیام دین را نگرفتند این را به دیگران واگذار نکن، آقایان گفتند اکثریت هر چه بگوید یعنی توجیه برای کنار زدن آقا امیرالمومنین بود. آقای «وهابی» این کودتا علیه علی ابن ابیطالب است یا کودتا علیه ۴۷ آیه قرآن است؟ یعنی کودتا علیه پیغمبر، قرآن و خداست. می گوییم آقای «وهابی» قرآن را قبول داری؟ می گوید بله قرآن را قبول داریم.
معنای قرآن این است هر چه بگوید می پذیری؟ می گوید بله، قرآن می فرماید در اسلام اداره کردن کشور ملاک نیست حکم خدا را اجتهاد کردن می خواهد
(أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)
اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياي پيامبر] را!
سوره نساء (4): آیه 59
پیامبر مگر فرموده امت من به ۷۳ فرقه تشکیل می شوند پیامبر فرمود از این ۷۳ فرقه یک فرقه نجات پیدا می کنند. قرآن، فرقه ناجی است اعتقاد ما این است که ما شیعیان هستیم. پس آن ۷۲ فرقه چه می شوند؟ این روایت متواتر است از آقایان وهابی انتظار داریم نمی گوییم آقا امیر المومنین سنت واقعی پیغمبر را بپذیر نه ولی قرآن و حکم خدا را قبول کن.
اگر قرآن را قبول داری قرآن در ۴۷ آیه می فرماید برای تفسیر دین، برای بیان دین و تبلیغ دین اجتهاد در دین اکثریت ملاک نیست. (وَأَكْثَرُهُمْ لَا يعْقِلُونَ * أَكْثَرَهُمْ لَا يعْلَمُونَ) آیا اسلام شما وهابیون مطابق قرآن است؟ ما که قبول نمی کنیم. والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته
مجری:
طیب الله بسیار عالی، تشکر میکنیم از تماس تان، حاج آقا نکته ای هست بفرمایید
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
مطالبی که آوردیم ایشان آمار داد چهل و هفت تا هست بله به همین شکل است فراموش کردم نزدیک به چهل و هفت آیه هست اکثریت را در قرآن تخطئه می کند. چهار، پنج آیه هست که در رابطه با:
(وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ)
با او جز [عده] اندکي ايمان نياورده بودند
سوره هود (11): آیه 40
(وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِي الشَّكُورُ)
ولي عده کمي از بندگان من شکرگزارند!
سوره سبأ (34): آیه 13
(مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ)
تنها عده کمي از آنها عمل ميکردند!
سوره نساء (4): آیه 66
مجری:
الحمدالله با ذکر آمار هم این نکته را هم گفتند جای تقدیر دارد. بیرویم تماس بعد «آقا محسن» از «تهران» سلام علیکم صدایتان را می شنویم بفرمایید.
بیننده: (آقا محسن از تهران – شیعه)
سلام عرض می کنم، یک سوال از خدمت تان داشتم، چند روز قبل برنامه آقای «شریفی» را می دیدم که آقای «بن باز» گفت حدیثی بود کسانی که فقط به قرآن اکتفا میکنند از دایره دین خارج هستند. وقتی که پیغمبر می خواستند وصیت کنند عمر گفت قرآن برای ما کافی است آیا این هم جزو همان می شود؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
آقا «محسن» عزیز! مصداق نمی شود معین کرد قبلاً این را مفصل برای دوستان آوردیم بر اینکه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها فرمودند بر اینکه در میان شما دو چیز می گذارم و می روم قرآن و عترت من از آن طرف هم می فرماید همان گونه که من مبین قرآن بودم اهل بیت من هم مبین قرآن هستند.
«أن النبي صلى الله عليه وسلم قال لعلي أنت تبين لأمتي ما اختلفوا فيه من بعدي هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص132، ح4620
«أنت تبين لأمتي ما اختلفوا فيه من بعدي»
ميزان الاعتدال في نقد الرجال؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ج3، ص449
تو بیان گر آنچه که برای شما مورد اختلاف مردم هست بیان می کنی!
یا «ابن حجر عسقلانی» در «فتح الباری» آوردیم:
«وأخرج البيهقي بسند صحيح عن حسان بن عطية أحد التابعين من ثقات الشاميين كان جبريل ينزل على النبي صلى الله عليه وسلم بالسنة كما ينزل عليه بالقرآن ويجمع ذلك كله وما ينطق عن الهوى»
فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج13، ص291
«كان جبريل ينزل على النبي صلى الله عليه وسلم بالسنة كما ينزل عليه بالقرآن»؛ جبرئیل به سنت نازل می شد سنت را برای پیغمبر می آورد همان طور که قرآن را می آورد. سنت و قرآن هم توسط جبرئیل به پیغمبر ابلاغ شده است با این تفاوت در قرآن تحدی و معجزه هست کلام الله است.
ولی سنت کلام النبی از پیغمبر اراده الهی را با الفاظ بشری برای مردم بیان کرده است، این ها کاملاً واضح و روشن است این که قضیه چه هست باید این آقایان «وهابی»ها جواب بدهند.
آیا واقعاً بحث هایی که آقایان می آورند چه خلیفه اول چه خلیفه دوم از هر دو سوال داریم. سوال فقط این نیست که خلیفه دوم گفته است. خلیفه اول هم گفته است.
«تذکره الحفاظ ذهبی»، جلد 1، صفحه ۲ برای «ابن ابی ملیکه» قاضی القضات عصر «عبد الله زبیر» بود.
«أن الصديق جمع الناس بعد وفاة نبيهم فقال إنكم تحدثون عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أحاديث تختلفون فيها والناس بعدكم أشد اختلافا فلا تحدثوا عن رسول الله شيئا فمن سألكم فقولوا بيننا وبينكم كتاب الله فاستحلوا حلاله وحرموا حرامه»
تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج 1، ص 2
صدیق آمد گفت هر کس از شما سوال کرد بگویید «بیننا و بینکم کتاب الله» بین ما و بین شما قرآن است. «فاستحلوا حلاله و حرموا حرامه»، حلال قرآن را حلال بدانید حرام قرآن را هم حرام بدانید.
می خواهم سوال کنم آقای «وهابی» میخواهم نماز صبح بخوانم در کجای قرآن آمد نماز صبح دو رکعت است؟ رکوع، سجده و تشهد دارد. خودت نماز می خوانی از کجای قرآن فهمیدی؟ این ها را برای ما توضیح بدهید.
بعد عجیب این که «ذهبی» میگوید:
«بيننا وبينكم كتاب الله... ولم يقل حسبنا كتاب الله»
تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج 1، ص 2
«و لم یقل حسبنا کتاب الله»، ابوبکر نگفت «حسبنا کتاب الله» گفت «بیننا و بینکم کتاب الله» خلیفه دوم فرمودند «حسبنا کتاب الله» چه کار کنیم؟ نمی دانم می خواهند روی این قضیه روپوش بگذارند.
عبارت جناب خلیفه دوم در «صحیح بخاری» آمده است. «صحیح بخاری» حدیث 5345
«فقال عُمَرُ إِنَّ النبي صلى الله عليه وسلم قد غَلَبَ عليه الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 5، ص 2146، بَاب قَوْلِ الْمَرِيضِ قُومُوا عَنِّي،باب شماره 17، ح5345
آقای «ذهبی» حداقل «بخاری» را می دیدی بعد هم چه توجیهی می فرمودید باید برای این جواب بدهند. می گویند ای کاش دو روایت را محدثین نیاورده بودند. یکی حدیث قرطاس و دیگری حدیث حوض است. این دو روایت برای ما مشکل درست کرده است.
مجری:
آن زمان به این دو تا را رسیده بود یواش یواش بیشتر از آن هم می شود.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله زیاد است وقتی که اهل بیت را کنار بگذاریم سراغ دیگران برویم همین خواهد شد.
مجری:
حضرت استاد تشکر می کنیم، و تشکر می کنیم از اقا محسن عزیز که از تهران تماس گرفته بودند، تماس بعدی آقا «احمد» از «خوزستان» سلام علیکم بفرمایید.
بیننده: (آقا احمد از خوزستان – شیعه)
سلام عرض می کنم، سوالی از خدمت حاج آقا داشتم آیهای که می فرماید:
(وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِي اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ)
پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و کساني که به نيکي از آنها پيروي کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند؛
سوره توبه (9): آیه 100
حاج آقای عزیز با قسمت اول آیه کار نداریم اینکه «انصار» گفته شده از مهاجر و انصار، سابقینِ اولین چه کسانی هستند؟ به این قسمت کار نداریم با قسمت دوم آیه سوالی که مطرح هست خداوند دستور داده است که از صحابه تبعیت بشود (وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ) این را ممنون می شوم پاسخ بدهید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
یعنی چه توضیح بدهیم؟
مجری:
سال اصلی تان چه شد؟
آقا احمد:
سوال اصلی این که قسمت دوم آیه میفرماید (وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ) گفته می شود این طور که خداوند دستورِ به تبعیت از صحابه داده است.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
(تَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ) خود آیه قضیه را روشن کرده است (تَبَعُوهُم) مطلق که نیست از کارهای نیک شان تبعیت کنید ما هم قبول داریم. صحابه اگر کار نیکی کرده بودند ملزم هستیم از کارهای نیک شان تبعیت کنیم. اصلاً خود آیه قضیه را روشن کرده است (وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ) نه غیر احسان پس معلوم می شود که صحابه هم احسان دارند هم غیر احسان دارند.
(اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ) برادر بزرگوارم در «صحیح بخاری» آمده کتاب «کافی» هم نیست. پیغمبر در احد پنجاه نفر را با «عبد الله جبیر» گفت شما بالای کوه بایستید اگر پرنده ها ما را تکه تکه کردن خوردند از جای تان تکان نخورید. این ها مخالفت کردند.
«فقال عبد اللَّهِ بن جُبَيْرٍ أَنَسِيتُمْ ما قال لَكُمْ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قالوا والله لَنَأْتِيَنَّ الناس فَلَنُصِيبَنَّ من الْغَنِيمَةِ فلما أَتَوْهُمْ صُرِفَتْ وُجُوهُهُمْ فَأَقْبَلُوا مُنْهَزِمِينَ فَذَاكَ إِذْ يَدْعُوهُمْ الرَّسُولُ في أُخْرَاهُمْ فلم يَبْقَ مع النبي صلى الله عليه وسلم غَيْرُ اثْنَيْ عَشَرَ رَجُلًا»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1105، ح2874
مطلب بعدی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این هم در «صحیح بخاری» می گوید:
«فلما كان يَوْمُ أُحُدٍ وَانْكَشَفَ الْمُسْلِمُونَ قال اللهم إني أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ يَعْنِي أَصْحَابَهُ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1032، ح 2651
خدایا از آنچه که اصحابم انجام دادند باعث ۷۲ نفر از عزیزان من به شهادت رسیدند معذرت خواهی می کنم آیا از این ها تبعیت کنیم؟ (اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ) آیا اینها را می گیرد برادر بزرگوارم!
«منهاج السنه ابن تیمیه» خیلی واضح و روشن است جلد 4، صفحه ۳۱۵ پیغمبر اکرم در مسیری که برای عمره می رفتند حضرت فرمود: «انحروا واحلقوا رؤوسكم...»
«وكذلك لما صالح النبي صلى الله عليه وسلم المشركين يوم الحديبية وقال لأصحابه انحروا واحلقوا رؤوسكم فلم يقم أحد فدخل مغضبا على أم سلمة فقالت من أغضبك أغضبه الله»
منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة : الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج4، ص315
«انحروا واحلقوا رؤوسكم» بیایید قربانی هایتان را بکشید سرتان را هم بتراشید «فلم يقم أحد» یک نفر از صحابه بلند نشد از پیغمبر تبعیت کند. «فدخل مغضبا على أم سلمة»، پیغمبر در حال غضب وارد بر «ام سلمه» شد «ام سلمه»، ام المومنین است گفت: «من أغضبك أغضبه الله»، چه کسی تو را به غضب آورد خدا آن ها را به غضب بیاورد!
آیا (اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ) می توانیم به این ها بگوییم؟
باز در «صحیح مسلم» در قضیه «فتح مکه» پیغمبر اکرم وقتی به منطقه «کرا غمیم» گفت در مسافرت هستید باید روزه تان را بخورید هیچ کس روزه اش را نخورد
«عن جَابِرِ بن عبد اللَّهِ رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم خَرَجَ عَامَ الْفَتْحِ إلى مَكَّةَ في رَمَضَانَ فَصَامَ حتى بَلَغَ كُرَاعَ الْغَمِيمِ فَصَامَ الناس ثُمَّ دَعَا بِقَدَحٍ من مَاءٍ فَرَفَعَهُ حتى نَظَرَ الناس إليه ثُمَّ شَرِبَ فَقِيلَ له بَعْدَ ذلك إِنَّ بَعْضَ الناس قد صَامَ فقال أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج2، ص785، ح1114
حضرت فرمود: «أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ»؛ همه این ها معصیت کار هستند همه معصیت کار هستند. آیا (اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ) می توانیم از اینها تبعیت کنیم یا نه؟
بحثی هم که امشب داشتیم می گویند «انا علیه و اصحابی» ملاک فرقه ناجیه من و اصحابم هستیم. این اصحابی که می گوید «أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ» این ها را چه کار کنیم؟
یک نکته خیلی جالب تر در «صحیح مسلم» از قول «عایشه» هست. چهار روز از ذی الحجه گذشته بود پیغمبر فرمود از احرام بیایید بیرون و کسی بیرون نیامد.
«وهو غَضْبَانُ فقلت من أَغْضَبَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخَلَهُ الله النَّارَ»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج2، ص879، ح1211
عایشه میگوید پیغمبر پیش من آمد غضبناک بود گفتم: «من أَغْضَبَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ»، چه کسی تو را به غضب آورده است «أَدْخَلَهُ الله النَّارَ» خدا آن ها را وارد آتش جهنم کند، آیا این می تواند ملاک فرقه ناجیه باشد؟ این می شود (اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ) باشد؟ در خدمت عزیزمان هستیم بفرمایید
آقا احمد:
مطالبی که فرمایش کردید کاملاً منطقی، درست و صحیح هستند و هیچ خدشه ای در این ها وارد نیست، اما مطلبی که هست سوال در مورد (وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ)، (بِإحْسَان) یعنی از خوبی هاشان تبعیت بکنید یا نه آن طوری که این ها می گویند یعنی به خوبی از این ها تبعیت بکنید تابع صحابه باشید!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
چشم من می خواهم تابع صحابه باشم
آقا احمد:
معنی (بِإِحْسَانٍ) چه هست؟
مجری:
پاسخ که واضح بود
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
آقای بزرگوار! (اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ)، اگر بگوییم از این ها به خوبی تبعیت کنید این با واقعیت تطبیق نمی کند، اگر این طور معنا کنیم که این ها دارند می گویند یعنی به نیکی از این ها تبعیت کنید یعنی هر چه آن ها کردند شما هم بکنید. مثل:
«أصحابي كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم»
المعتمد في أصول الفقه؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن الطيب البصري أبو الحسين الوفاة: 436، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1403، الطبعة: الأولى، تحقيق: خليل الميس، ج2، ص368
اگر مراد از آیه آن هست این همه آیات متعددی در رابطه با صحابه داریم
(إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ)
اگر شخص فاسقي خبري براي شما بياورد
سوره حجرات (49): آیه 6
کلمه فاسق دارد تعبیر به صحابه می کند.
یا:
(فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يوْمِ يلْقَوْنَهُ)
اين عمل، (روح) نفاق را، تا روزي که خدا را ملاقات کنند
سوره توبه (9): آیه 77
نفاق در قلوبش هست در رابطه با «ثعلبه» باید از این ها باید اطاعت کنیم؟
آقا احمد:
(بِإِحْسَانٍ) چه هست؟ یعنی می خواهد بگوید از خوبی هایشان پیروی کنید یا به خوبی از این ها یاد کنید؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
برداشت مان این هست از خوبی های این ها پیروی کنید از کارهای بد این ها هم اجتناب کنید. آیات هم همین را دارد می گوید. همه صحابه را نه می گوییم کافر، مرتد و فاسق هستند می گوییم صحابه هم مثل افراد عادی افراد خوب، متدین و پاک هستند کارهای خوبی داشتند همه ما موظف هستیم از کارهای نیک و از صحابه ای که عادل بودند روایات شان را عمل می کنیم از آن ها تبعیت می کنیم تقاضای شفاعت هم از آن صحابه داریم.
تعبیر «شیخ طوسی» در «تبیان» است ولی آن صحابه ای که در زمان پیغمبر با پیغمبر مخالفت کردند «عایشه» می گوید «ادخله الله النار» خانم «ام سلمه» می گوید «اغضبهُ الله» خود پیغمبر میگوید:
«اللهم إني أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ يَعْنِي أَصْحَابَهُ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1032، ح 2651
از اینها چه کار کنیم؟ تبعیت کنیم، تناقض لازم می آید!
مجری:
آیه بعدی را هم اتفاقاً بخوانند
(وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ)
و از (ميان) اعراب باديه نشين که اطراف شما هستند، جمعي منافقند؛ و از اهل مدينه (نيز)
سوره توبه (9): آیه 101
همین مطلب را هم اشاره داره تشکر می کنیم حاج آقا از محضرتان خیلی استفاده کردیم، تشکر می کنیم از شما بخصوص آقا احمد که در انتهای برنامه هم تماس گرفتید باز اگر سوال بود جلسات آینده در خدمت تان هستیم!
تشکر هم می کنیم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه همراه برنامه «حبل المتین» بودید تا دیدار آینده خدا نگهدار!