آینه تاریخ

قسمت چهل و پنجم برنامه آینه تاریخ با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر جباری


 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:20/12/1400

برنامه:آینه تاریخ

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین الهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم.

بینندگان محترم سلام وقت شما بخیر از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج) در خدمت شما هستیم با برنامه آینه تاریخ، این افتخار را داریم که در محضر جناب آقای دکتر جباری هستیم و إن شاءالله پاسخگوی سؤالات تاریخی شما عزیزان خواهیم بود، ایام ماه مبارک شعبان را هم خدمت شما تبریک می گویم اعیاد گذشته و اعیاد پیشرو که مهم ترین آن نیمه شعبان میلاد حضرت آقا امام زمان (عج) هست امیدوارم که این ماه مبارک شعبان را هم یک فرصتی بدانیم و غنیمت بشماریم این فرصت را و از آن کمال استفاده را کنیم و دقایقی را که امروز هم در خدمت شما خواهیم بود جزء صالح اعمال ما و شما عزیزان بیننده باشد.

خدمت استاد عرض سلامی داشته باشیم که إن شاءالله بیشترین فرصت را در اختیار ایشان بگذاریم، سلام علیکم وقت شما بخیر، أسعد الله أیامکم، خیلی خوش آمدید.

استاد جباری:

علیکم السلام و رحمة الله

بسم الله الرحمن الرحیم

 حضورشما جناب آقای غضبانی و شما بینندگان عزیز این برنامه در هر جای این کره خاکی که تشریف دارید عرض سلام و وقت بخیر دارم عرض ادب دارم و آرزوی توفیقات روزافزون الهی برای همۀشما عزیزان، آرزوی نصرت و تأییدات مولا و سرورمان امام عصر (سلام الله علیه) را برای همۀشما و خودمان داریم إن شاءالله و تبریک عرض می کنم مناسبت های ماه شعبان را و همینطور مناسبت بزرگی که پیشرو داریم و إن شاءالله که به اعمال و عبادات ماه شعبان موفق شده باشیم مناجات شعبانیه و همینطور صلوات هر روز ماه شعبان، استغفارها و دعاهای که سفارش شده در این ماه که تا چشم به هم بگذاریم ماه شعبان هم تمام می شود، إن شاءالله که بتوانیم بهره لازم را از این ماه ببریم.

مجری:

إن شاءالله، خیلی ممنون استاد.

چونکه بالاخره نیمه شعبان هست بله مناسبت مهم در نیمه شعبان میلاد خود حضرت هست حالا در این خصوص در برنامه های متعدد گفتگو شده و صحبت می شود و اینها، ما آن سؤالاتی را مطرح می کنیم که إن شاءالله کمتر بیان بشود یا مثلاً کمتر گفته شده، در همان روز روز درگذشت نائب چهارم حضرت امام عصر هست در سال 329 هجری قمری که اولاً پایان غیبت صغرا است و آغاز غیبت کبرا که این را حالا در جای خودش توضیح می دهید، در خصوص این نائب مثلاً شنیدیم و گفته شده که حتی امام عصر در توقیع قبل از اینکه اصلاً وفات کند همانطور که نمونه های دیگرش هم حضرت عالی قبلاً اشاره کردید خبر وفات او را دادند و گفتند که از این به بعد دیگر بحث نیابت تمام می شود و اینها، در این خصوص توضیح خواستند بینندگان محترم.

استاد جباری:

بله همانطور که اشاره فرمودید ماه شعبان ماه میلاد حضرت حجت (سلام الله علیه) هست و از آن طرف هم دوتا از نواب خاص امام (سلام الله علیه) در این ماه از دنیا رفتند؛ نائب سوم أبوالقاسم حسین بن روح نوبختی در 18 شعبان سال 326 هجری از دنیا رفتند.

مجری:

یعنی عملاً نائب چهارم سه سال بوده دوره نیابت شان.

استاد جباری:

بله سه سال، و طبق توصیه حضرت که اصلاً ثابت هست که نواب خاص طبیعتاً نائب امام است طبیعتاً امام باید برگزیند نه اینکه نائب کسی را انتخاب بکند و شواهد در این خصوص وجود دارد از جمله یکی از شواهد مصرح در این باره اتفاقاً خود انتخاب نائب سوم هست که نائب دوم محمد بن عثمان بن سعید عمری در بغداد؛ این نقل مرحوم شیخ طوسی است در «کتاب الغیبه» شان نقل می کنند نائب دوم محمد بن عثمان بن سعید عمری در بغداد تعدادی دستیار داشت کسانی به هر حال در خدمت ایشان بودند وکلایی کارها را انجام می دادند و ایشان در روزهای آخر عمرشان بودند و این خصیصین و دستیارانش و اینها آمده بودند بیش از ده نفر از این دستیارها بودند و در آن مجلس و از بزرگانی هم بودند از بزرگان شیعه مثل أبو سهل نوبختی و اینها حضور داشتند و ایشان هم دیگر ساعات و لحظات آخر عمرشان بود و همه منتظر بودند که ببینند جانشین نائب چه کسی تعیین می کند ایشان یک وقت نگاهی کردند به اطرافیان فرمودند از ناحیه اصل از جانب امام (سلام الله علیه) من مأمور شده ام که أبوالقاسم حسین بن روح نوبختی را به عنوان جانشین خودم تعیین بکنم، در آن نقل دارد که این در حالی بود که حسین بن روح نوبختی پایین پای نائب دوم نشسته بود و کنار سر ایشان هم یکی از بزرگان بود از دستیاران شان إبن متیل ظاهراً ایشان نشسته بود جعفر بن احمد بن مطیل قمی، تا این را ایشان مطرح کرد بلافاصله او از آنجا برخاست و آمد و دست ایشان را گرفت و نشاند سر جای خودش کنار سر نائب دوم و بدون هیچ گونه مخالفتی و اینها نشان می دهد اوج اخلاص اینها و تبعیت اینها از امر امام و این در حالی بود که همه توقع داشتند که او مثلاً به عنوان جانشین تعیین بشود و إبن روح تعیین شد، این را از این باب عرض کردم که انتخاب جانشین نواب از ناحیه خود امام (سلام الله علیه) بوده که به نائب پیشین می فرموده که او کسی را از دستیارانش از نزدیکانش تعیین می کرده، و إبن روح نوبختی (حسین بن روح) هم که از سال 304 هجری، 304 وفات نائب دوم هست تا سال 326، 22 سال دوران نیابت نائب سوم طول کشید و در سال 326 در 18 شعبان از دنیا رفت و نائب چهارم أبوالحسن علی بن محمد سمَری، عزیزان شاید نام ایشان را شنیده باشید سمَری یا سیمُری، بعضی ها سمُری می خوانند، بعضی ها سمَری، به نظر می رسد که این سمَری آن طور که نقل کردند یک ناحیه ای بوده از نواحی بصره «و من قری البصره» در کتب جغرافی یا بلدان و شرح ها که نوشته شده به عنوان یکی از مناطق نزدیک بصره یاد شده که خاندانی بودند خاندان سمری یا سیمری خاندان بسیار با فضیلتی بودند شیعه بودند از اطرافیان و نزدیکان ائمه (علیهم السلام) بودند مرتبط با ائمه بودند و ایشان به عنوان جانشین نائب سوم تعیین می شود در این تاریخ و می رود تا نیمه شعبان سال 329، همانطور که اشاره فرمودید سه سال تقریباً شاید از سه سال سه روز هم به تعبیری کمتر دیگر، چون ایشان در نیمه شعبان از دنیا می روند، نیمه شعبان 329 در واقع وفات ایشان هست و ما الآن در آستانه سالروز وفات ایشان هستیم، منتهی نکته ای که هست این که ما در نهم شعبان که الآن تقریباً در آستانه اش قرار داریم سالروز صدور توقیعی است از ناحیه امام عصر (سلام الله علیه) خطاب به نائب چهارم و در آن توقیع امام (سلام الله علیه) نکات مهمی را مطرح کردند در ابتدایش این را مطرح کردند که تو بعد از شش روز از دنیا خواهی رفت که وقتی ایشان در نیمه شعبان از دنیا رفت طبیعتاً صدور توقیع می شود حدود نهم ماه شعبان و بعد از شش روز هم همین رخ داد، جریان را مرحوم شیخ صدوق نقل کرده اصل این روایت مرحوم شیخ صدوق در کتاب «کمال الدین و تمام النعمة» نقل کرده طبق همین چاپ معروف کتاب «کمال الدین» که جامعه مدرسین قم این را انتشارات امام حسین چاپ کرده با تحقیق مرحوم استاد محقق.

مجری:

یعنی توقیع در «کمال الدین» آمده.

استاد جباری:

بله مرحوم شیخ صدوق در «کمال الدین» صفحه 516 طبق این چاپی که معروف است و با تحقیق مرحوم آقای غفاری چاپ شده در صفحه 516.

کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، محقق غفاری، چاپ انتشارات امام حسین، ص 516، ر 44، ب توقیعات

 اهمیت این توقیع در این است که مرحوم شیخ صدوق با یک واسطه این توقیع را نقل کرده واسطه هم که واسطه مورد اعتمادی هست حسن بن احمد مکتب که مرحوم شیخ صدوق در موارد متعددی از ایشان نقل روایت کرده و خیلی از جاها طلب رحمت برایش کرده (رضی الله عنه) گفته «مترضیاً، مترحماً یا مسترحماً» به هر حال طلب رحمت کرده که نشان می دهد اعتماد داشته بر این شخصیت، چندین موردش را نقل کرده از جمله این توقیع را و خود این حسن بن احمد مکتب از زبان علی بن محمد سمری می شنود جریان را او اینچنین نقل می کند، مرحوم صدوق می فرماید روایت 44 باب توقیعات کتاب کمال الدین است

«حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ الْمُکَتِّبُ»

او نقل کرده به مرحوم شیخ صدوق که

«کُنْتُ بِمَدِینَةِ السَّلَامِ»

مدینة السلام مراد همان بغداد هست که محل فعالیت نواب اربعه بوده

«فِی السَّنَةِ الَّتِی تُوُفِّیَ فِیهَا الشَّیْخُ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّمُرِیُّ»

می گوید

 در آن سالی که نائب چهارم شیخ علی بن محمد سمری از دنیا رفت من در بغداد بودم

«فَحَضَرْتُهُ قَبْلَ وَفَاتِهِ بِأَیَّامٍ»

چند روز قبل از وفاتش رفتم خدمت ایشان

«فَأَخْرَجَ إِلَى النَّاسِ تَوْقِیعاً نُسْخَتُهُ»

یک توقیعی را خارج کرد

قبلاً هم عرض کردیم در باره توقیعات هفته های قبل هم اشاره کردیم بر اینکه توقیعات نامه های بوده که امام عصر (سلام الله علیه) صادر می کرده برای شیعیان، گاهی ابتدایی بوده گاهی هم پاسخ بوده، ابتدایی یعنی بدون اینکه سؤالی شده باشد از حضرت و پاسخی داده باشند، ابتداً دستوری می دهد حضرت یا پیامی می دهد، بعضی آن هم پاسخ به سؤالات بوده، این توقیع ابتداً از حضرت صادر می شود که حالا متنش را بعداً عرض می کنم و در این توقیع در آغازش می فرماید

«بسم الله الرحمن الرحیم‌ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِیَّ أَعْظَمَ اللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِکَ فِیکَ»

خداوند اجر برادرانت را در مصیبت تو بزرگ بدارد

«فَإِنَّکَ مَیِّتٌ مَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ سِتَّهِ أَیَّامٍ»

تو از این تاریخ تا شش روز از دنیا

«فَإِنَّکَ مَیِّتٌ مَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ سِتَّهِ أَیَّامٍ»

نهایتاً شش روز بیشتر زنده نخواهی بود

«فَاجْمَعْ أَمْرَکَ»

امورت را جمع و جور کن

«وَ لَا تُوصِ إِلَى أَحَدٍ»

به کسی هم سفارش نکن

جانشین تعیین نکن، چرا؟

«أَحَدٍ یَقُومُ مَقَامَکَ بَعْدَ وَفَاتِکَ»

کسی جای تو بنشیند

«فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَیْبَهُ الثَّانِیَهُ»

بعضی ها این «الثَّانِیَهُ» را «التامه» خواندند، غیبت تامه یا غیبت دوم که غیبت بعد از آن غیبت اول (صغرا) هست آن واقع شد، تا ادامه توقیع، و در واقع به او پیام می دهد حضرت که فصلی در واقع دارد شروع می شود آن فصل غیبت کبرا هست بعد از آن دوره 69 ساله ای که غیبت صغرا بوده، بعد این جناب حسن بن احمد بن مکتب می گوید که

«فَنَسَخْنَا هَذَا التَّوْقِیعَ»

«فَنَسَخْنَا» یعنی نسخه برداری کردیم رونویسی کردیم از این توقیع، این کار را می کردند دیگر کتب حدیثی یا توقیعات را به خصوص می رفتند و از رویش می نوشتند

«وَ خَرَجْنَا مِنْ عِنْدِهِ»

نوشتیم و خارج شدیم

«فَلَمَّا کَانَ الْیَوْمُ السَّادِسُ»

روز ششم

«عُدْنَا إِلَیْهِ»

برگشتیم نزد نائب چهارم

«وَ هُوَ یَجُودُ بِنَفْسِهِ»

در حال احتضار بود

«فَقِیلَ لَهُ مَنْ وَصِیُّکَ مِنْ بَعْدِکَ»

به ایشان عرض شد که وصی شما بعد از شما کیست؟

«فَقَالَ لِلَّهِ أَمْرٌ هُوَ بَالِغُهُ»

خداوند یک مقدری دارد امری دارد که خودش آن را محقق می کند

«وَ مَضَى رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ»

این را گفت و از دنیا رفت

«فَهَذَا آخِرُ کَلَامٍ سُمِعَ مِنْهُ»

این آخرین سخنی بود که از این بزرگوار شنیده شد و در واقع نقطه پایانی بود رحلت ایشان در این تاریخ بر دوره غیبت صغرا با ویژگی های که برای دوره غیبت صغرا هست و غیبت تامه غیبت ثانیه یا همان غیبت کبرا از این تاریخ شروع شد.

مجری:

در واقع دیگری توقیعی بعد از این هم صادر نشده یا باز هم ممکن است توقیع در همان غیبت صغرا یا در آن شش روز دیگر بعد از این توقیعی آمده یا نه؟

استاد جباری:

نه در آن شش روز نیامده، اما بحث اینکه آیا در دوره غیبت کبرا برای کسی دیگری از بزرگان شیعه توقیعی صادر شده؟ بله ببینید آنچه که مشهور است توقیعی به مرحوم شیخ مفید هست؛ به شیخ مفید حدود سه توقیع صادر شده آن هم در اواخر عمر مرحوم شیخ مفید سه توقیع از ناحیه امام عصر صادر شده سند این نقل هم این کتاب «الإحتجاج» مرحوم طبرسی، «الإحتجاج» از منابع خوبی ها هست از منابع پُر مطلب ما هست مرحوم أبی منصور احمد بن علی بن أبی طالب طبرسی که از علمای قرن ششم ما بوده تاریخ وفاتش خیلی دقیق معلوم نیست اما اجمالاً می دانیم که از علمای قرن ششم بوده، این «الإحتجاج» را ایشان نوشت به منظور همانطور که از عنوانش پیداست به منظور جمع آوری روایات مربوط به ائمه (علیهم السلام) و بزرگان شیعه که اینها احتجاج کردند مناظره کردند با مخالفین و همانطور نامه ها اطلاعات خوبی در اینجا آورده و خیلی هایش را مسند آورده سند را ذکر کرده آنجاهای هم که سند نیاورده در آغاز کتاب فرموده که روایاتی که مشهور بود سندش من دیگر سندش را ذکر نکردم، بعد ایشان نقل می کند در صفحه 497 این کتاب، با تحقیق سید محمد باقر موسوی خرسان هست، جلد دوم، ایشان می فرماید که

«ذكر كتاب ورد من الناحية المقدسة حرسها الله ورعاها»

ذکر نامه ای که از ناحیه مقدسه صادر شد

الإحتجاج، أبی منصور احمد بن علی بن أبی طالب طبرسی، محقق سید محمد باقر موسوی خرسان، ج 2، ص 497

«في أيام بقيت من صفر سنة عشر وأربعمائة»

سال 410

دیگر اواخر عمر مرحوم شیخ مفید هست

«على الشيخ المفید أبي عبد الله محمد بن محمد بن النعمان قدس الله روحه ونور ضريحه، ذكر موصله»

آن کسی که نامه را آورده خدمت شیخ مفید گفته که

«أنه یحمله من ناحية متصلة بالحجاز»

نگفته از کجا می آورم، گفته از یک جای که نزدیک حجاز هست وصل به حجاز هست، حالا در آن زمان حضرت آنجاها ساکن بوده که حالا شاید هم مدینه بوده به هر حال خیلی برای ما معلوم نیست

«نسخته»

بعد ذکر می کند، تعابیر را ببینید چند جمله اش را من می خوانم:

«للأخ السديد، والولي الرشيد»

تعابیر امام عصر خطاب به شخصیتی مثل مرحوم شیخ مفید؛ این تعابیر خیلی بلند است پیداست یک عالِم عاملی مثل شیخ مفید که در خدمت مکتب هست نزد امام عصر چه جایگاهی دارد که با این اوصاف از ایشان یاد می کنند

«للأخ السديد»

برادر قوی و قویم محکم و دارای سداد و رشد و استقامت

«والولي الرشيد الشيخ المفيد أبي عبد الله محمد بن محمد بن النعمان أدام الله إعزازه من مستودع العهد المأخوذ على العباد»

از جانب خودشان حضرت این وصف

«مستودع العهد المأخوذ على العباد»

خودش را مطرح می کند و اینکه

«أما بعد، سلام عليك أيها الولى المخلص في الدين المخصوص فينا باليقين فانا نحمد إليك الله الذي لا إله إلا هو»

یعنی ما بخاطر اینکه یک شیعه ای مثل تو را داریم حمد الهی را به جا می آوریم

«نحمد إليك الله الذي لا إله إلا هو، ونسأله الصلاة على سيدنا ومولانا نبينا محمد وآله الطاهرين»

تا می آید این جمله معروف حضرت که از این توقیع بعد از این مقدمه جمله معروف که

«نحن وإن كنا نائين بمكاننا النائي عن مساكن الظالمين»

هرچند جای ما دور هست از محل سکنای ظالمین

«حسب الذي أراناه الله تعالى لنا من الصلاح، ولشيعتنا»

چون خداوند مصلحت را در این دیده

«ولشيعتنا المؤمنين في ذلك، ما دامت دولة الدنيا للفاسقين، فإنا نحيط علمنا بأنبائكم»

اینطور نیست که از حال شما بی خبر باشیم

این پیامی است برای همه ما همه شیعیان همه انسان ها در واقع، امام به إذن الله می تواند وقتی خداوند احاطه علمی به همه موجودات دارد آیا نمی تواند خداوند متعال این قدرت را بدهد به ولی خودش به امام و خلیفه خودش در روی زمین که او هم مطلع باشد از اعمال بندگان؟ به خصوص از حالات شیعیان؟ می فرماید که

«فإنا نحیط»

ما احاطه علمی داریم

«بأنبائکم»

به خبرهای شما

«ولا يعزب عنا شئ من أخباركم»

هیچ چیزی از نگاه ما پنهان نیست

یعنی هیچ چیزی فروگذار نمی شود پنهان نیست از اخبارشما.

مجری:

حتی آیات قرآن هم دلالت دارد بر اینکه بر ولی خدا عرضه می شود اعمال، اینها خودش یک شاهدی هست.

استاد جباری:

به عنوان شهود بله در قرآن کریم یاد شده، بعد می آید این جمله

«إنا غير مهملين لمراعاتكم، ولا ناسين لذكركم»

ما شما را فراموش نکرده ایم مراعات شما را مورد إهمال قرار ندادیم

به تعبیر عامیانه بنده ما وظیفه مان را خوب می دانیم ما انجام وظیفه می کنیم از ناحیه خداوند، این شماها هستید که باید رعایت کنید، واقعاً باید این توجه برای یک شیعه ای که از جهت اعتقادی معتقد هست به این نکته که امامش حاضر و ناظر هست امام می بیند، ما مثل آیین اهل سنت نگاه مان به امامت که مثل آنها نیست بگوییم مردم جمع شدند یک کسی را به عنوان امام تعیین کردند که بیاید امور را رتق و فتق بکند نمی دانم فرمانده تعیین بکند، قاضی بفرستد، امام جماعت بفرستد، اما از علوم دینی هیچ چیزی ندانست طوری نیست می پرسد مثلاً امثال اینها چنانکه أبو بکر و عمر و عثمان کم از امیرالمؤمنین نمی پرسیدند، اما نگاه ما به امام به عنوان کسی است که از ناحیه خداوند متعال ولایت دارد ولایت باطنی دارد علم لدنی دارد نمی دانم در کارش نیست لاندری در کارش نیست کسی پرسید بلافاصله خداوند علمش را به او عطا کرده و عطا می کند، هیچ یک مورد نداریم که از ائمه معصومین (علیهم السلام) کسی سؤالی کرده باشد بگوید لاندری نمی دانیم برو فردا بیا بخوانیم و به تو بگوییم، اینچنین نیست، وقتی که نگاه مان به امام اینچنین است که حاضر و ناظر هست امام نسبت به ما، باید خیلی بیشتر حواس مان جمع باشد خدای نکرده عند حضور المعصیه باید بیشتر شرم بکنیم باید توجه داشته باشیم که در محضر امام هستیم و این سخن را در محضر امام می خواهیم بگوییم یا این کار را در محضر امام می خواهیم انجام بدهیم

«إنا غير مهملين لمراعاتكم، ولا ناسين لذكركم»

ما شما را از یاد نبردیم

«ولولا ذلک»

اگر اینچنین نبود

«لنزل بكم اللأواء»

اگر اینطور نبود که خیلی سختی ها متوجه شما می شد

«واصطلمكم الأعداء»

دشمنان شما را می قاپیدند خلاصه از بین می بردند

حالا که اینطور هست

«فاتقوا الله جل جلاله، وظاهرونا على انتياشكم من فتنة قد أنافت عليكم»

خلاصه ما را کمک بکنید با سلاح تقوا و اینها، تقریباً یک صفحه این توقیع ادامه دارد.

توقیع دوم هم باز دارد که

«و ورد علیه کتاب آخر من قبلِه (ص) یوم الخمیس الثالث و العشرین من ذی الحجة»

روز 23 ذی الحجه

« سنة اثنتی عشرة و اربعه مأة»

412

باز یک سال مانده به رحلت مرحوم شیخ مفید این توقیع صادر شده با ذکر توقیع دوم را

«من عبد الله مرابد فی سبیل الی ملحم الحق و الدیله»

باز اینجا شروعش با

«سلام الله علیک ایها الناصر للحق  الدّاعی الیه بکلمة الصدق»

مجری:

اینهم برای شیخ مفید هست.

استاد جباری:

به شیخ مفید هست، و توقیع سوم که آنجا دیگر کوتاه هست؛ اینجا نقل می کند که

«و کتب فی غرة الشوال من سنة اثنتی عشرة»

این قبلیه در ماه ذی الحجه بود و در ماه شوال سال 412 یک توقیع کوتاهی هم آنجا آمده دو صفحه تقریباً، این سه توقیع را مرحوم طبرسی در «الإحتجاج» خطاب به شیخ مفید دارد، مشهور این هست در عصر غیبت کبرا به هر حال موارد توقیع خیلی نبوده ممکن است بوده باشد مواردی که نقل نشده اما آنچه که مشهور است همین توقیع شیخ مفید هست که در احتجاج نقل شده و یک مورد هم خیلی شهرت پیدا کرده راجع به مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی این فقیه و مرجع بزرگ و بلند مرتبه شیعه که ایشان خیلی توجه به شیعیان و ضعیفان و تنگ دستان و اینها داشت از جهت مالی یک مقدار نگران وضعیت حوزه ها و اینها بود، از جانب حضرت حجت (سلام الله علیه) به واسطه یک کسی به نام شیخ محمد کوفی فرد مقبولی بوده نزد علماء و بزرگان، از ناحیه ایشان توقیع کوتاهی یکی دو سطری می آید خطاب به مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی که تو

« وَ اجعَل مَجلِسَکَ فی الدِّهلیزِ»

دهلیز یعنی دم دست مردم باش همان تعبیری که امیرالمؤمنین به مالک اشتر فرمود که در دالون باش دالون خانه ات باش یعنی نرو در اندرون، اندرون بیرونی باشد که یک دربانی هم باشد و بعضی را راه بدهد بعضی ها را راه ندهد، دم دست مردم باش و به کار مردم رسیدگی بکن که

«إنا ننصرک»

ما تو را کمک می کنیم

و توجه به تو داریم، این معروف هست و بزرگان نقل کردند دیدم که در همین کتاب «دانشنامه امام مهدی (سلام الله علیه)» که عایره شهری و دارالحدیث و اینها این را تنظیم کردند به عنوان «دانشنامه مهدی» در جلد 5 دانشنامه که تشرفات و عنایات امام عصر به علماء و اینها نقل کرده اینجا را این را از آیت الله شبیری زنجانی که ایشان هر حرفی را نمی زنند آنهایی که اطمینان دارند و اینها از قول ایشان نقل کرده، از جانب دیگر که مشهور است اما ایشان مستمداً آنجا از کتاب «جرعه ای از دریا» که شنیده های از آیت الله شبیری زنجانی است این را نقل کردند که ایشان هم خدشه ای وارد نکردند در باره اصالت این توقیع.

مجری:

استاد خیلی بحث جالبی بود برای خود ما هم و خیلی از بینندگان احتمالاً تازگی داشت، این بحث توقیعاتی که فرمودید بعد از غیبت صغری برای شیخ مفید و ابوالحسن اصفهانی و نمونه های دیگری هم که حالا ما زیاد شنیدیم، حالا سؤالات هم خیلی مربوط به این موضوع می شود، من می خواستم با توجه به توقیع اخیری که فرمودید برای نائب چهارم در آنجا، بحث مشاهده مطرح شده، که هر کس ادعای مشاهده کرد حرف او را قبول نکنید، این با این بحث اینکه بلاخره توقیعات آمده یا برخی مشرف شدند خدمت آقا امام عصر (عج) این را چگونه می شود جمع کرد بین این

استاد جباری:

بله این توقعی را بخشی اش را خواندم، این نکته ای که اشاره فرمودید بخش دوم توقیع هست که این را می خوانم و این شبهه ای که از قبل ظاهر توقیع است، چون می خواهیم توقیع را بصورت ظاهر معنا کنیم معنایش همین می شود که اصلاً امکان تشرف وجود ندارد قبل از ظهور، آیا واقعاً اینطور بوده آن وقت سؤال تبعاً برای عزیزان پیش خواهد آمد که این همه تشرفاتی که نقل می کنند پس اینها همه دروغ است یعنی؟

مجری:

حتی خود همین توقعی هم سه نمونه از توقیعات را فرمودید، غیبت صغری توقیع تمام می شود غیبت کبری باز توقیع هست، این هم باید توجیهی داشته باشد.

استاد جباری:

توقیع ارتباط مکتوب هست که امام به کسی داده، پس بلاخره آن کسی که توقیع را گرفته قاعدة مشاهده کرده، اما صریحتر از این ما گزارش ها داریم و غایاتی داریم که اصلاً تصریح شده در نقل که امام را مشاهده می کند محضر حضرت می رسد، کرامتی رخ می دهد، فراوان هست، حالا اگر توفیق شد به یکی دو نمونه اشاره می کنم، در این برنامه؛ در این توقیع که بعد از آن مقدمه که امام (ع) به نائب چهارم می فرماید که تو بعد از شش روز از دنیا خواهی رفت، امورت جمع و جور بکن، و کسی را بعنوان جانشین، تعلیم نده که

«فقد وقعت الغیبة الثانیة»

بعد فرمود که

«فلا ظهور إلا بعد إذن الله عزوجل»

ظهوری نخواهد بود مگر بعد از اذن الهی،

خب این اذن چه زمانی خواهد بود

«و ذلكَ بعدَ طُولِ الأمَدِ و قَسْوةِ القلوبِ»

مدت طولانی طول خواهد کشید و زمانی که دلها قسی خواهد شد،

«قسوة القلوب و امْتِلاءِ الأرضِ جَورا»

زمانی که زمین پر از ظلم و جور بشود،

خب این هم یک بخش از توقعی هست که حضرت فرمود که غیبت تامه یا غیبت ثانیه یک چنین مدتی را طول می کشد، که ولو مدتش طولانی است، و لذا غیبت کبری نامیده شده و ثانیاً ظهور بعد از امتلاء أرض از جور، پر شدن زمین از جور و ظلم و قسوة قلوب است، قسمت بعید توقیع این است،

«وَ سَیَأْتِی إِلَى شِیعَتِی»

از میان شیعیان من کسانی می آیند

«مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَةَ»

کسانی که ادعای مشاهده می کنند

«أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَر»

بدانید هر کس ادعای مشاهده بکند قبل از این دو علامت،

که این دو علامت از دو علامت های قطعی ظهور هستند، یکی خروج سفیانی و یک صیحه آسمانی، قبل از این دو علامت

«أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَر»

در عبارت مرحوم شیخ طوسی کذاب هست، فرق نمی کند، کذاب مبالغه کاذب هست، اگر کسی چنین ادعایی بکند او دروغگو هست وافترا زننده، یعنی نسبت دروغ به امام داده،

«كَذَّابٌ مُفْتَر و لا حول و لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العلیّ العظیم»

این توقیع در اینجا تمام می شود، سخن در این هست که آیا واقعاً از این جمله

«أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَر»

از این استفاده می شود پس هر کس ادعای مشاهده کرد این دروغگو هست؟

مجری:

ظاهرش همچین چیزی به ما می گوید، نمی دانم، ظاهرش را که نگاه می کنیم «فهود کاذب» یعنی همین، نمی دانم شما برای ما روشن کنید

استاد جباری:

دو نکته در اینجا هست، یکی می فرماید که فهود کاذب، می توانست حضرت به این اکتفا بکند، اما دنبالش فرمود مفتر، افترا بسته است، و توقیع هم در فضایی  صادر شده که در آن فضا امام دارد بحث نیابت را و نیابت خاصه را منتفی می کند، به نائب چهارم گفت که «لاتوصی الی احد فقد وقعت غیبة الثانیه» غیبت تامه کسی را جانشین تعیین نکن، مترتب بر آن می فرماید که کسانی می آیند ادعای مشاهده می کنند، اگر کسی «فمن ادعی المشاهدة» این المشاهده اصطلاحاً الف و لام، الف ولام عهد ذهنی است یعنی ناظر هست به نوع مشاهدها ی که قبلاًذکرش شده، قبلاً ذکر چگونه مشاهده ای آمده؟ بحث نیابت آمده، دارد به نائب چهارم دارد می گوید جانشین تعیین نکن این المشاهدة را می توانست حضرت بگوید «علی سیأتی من شیعتی من یدعی رأیتی» ملاقاتی، یا مشاهدتی، با الف و لام آمده در ادبیات این الف  لام، الف و لام عهد ذهنی است اتصال می دهد مطلب را به ماقبل، ماقبل بحث چه بوده، بحث نیابت بوده، مشخص بوده در دوره غیبت کبری نیابت خاصه دیگر نداریم با توجه به ابتدای این توقیع که وصی تعیین نکن، و لذا هر کسی که در دوره غیبت کبری آمد و ادعای نیابت خاصه کرد باید او را کذاب مفتری بدانیم، افترا بر امام بسته ایم، مثل جریان بابیت، باب که آمدند که قطعاً ادعای کذب داشتند، نکته این است که تأکید می کند حضرت کاذب مفتر، پس پیدا است که افزون بر ادعای دروغ یک چیزی را به حضرت نسبت می دهد، و آن چیز چیست؟ اینکه حضرت من را بعنوان نایب تعیین کرده، و الّا حضرت می توانست بگوید فهود کاذب، به همین اکتفا بکند، اینکه مفتری آمده در واقع افزون بر یک ادعای کذب دارد یک چیزی را هم نسبت می دهد، افترا می بندد به امام (ع) که آن چیزی جز همین معنا نیست، و افزون بر این ما اگر بخواهیم این را به همان ظاهرش معنا کنیم که برخی متأسفانه به این اشتباه افتاده اند بگوییم مراد حضرت از این المشاهدة مطلق رؤیت است آن وقت با این همه تشرفات صدها و هزاران تشرف که از بزرگان و اوتاد و از مراجعی  نقل شده که نمونه هایی را من عرض می کنم با اینها چه کنیم، با این تشرفات فراوان چه کنیم، به نظر این تشرفات فراوان همه حکایت از این دارد که راه کاملاً مسدود نیست، ارتباط کاملاً مسدود نیست، منتهی اگر کسی بگوید که من چنان هستم که جای حضرت را می دانم، هر وقت اراده بکنم می روم محضر حضرت و دیدار می کنم، نه این قطعاً دروغ است، اما اینکه از آن طرف ارده باشد، که امام (ع) اراده بکند بیاید به کسی لطفی بکند، خودش را به کسی نشان بدهد، این اشکال ندارد.

مجری:

منطقی هم هست همچین چیزی چون آنجا می گوید کسی که ادعای مشاهده کرد، یعنی همین که شما فرمودید می آید خدمت امام

استاد جباری:

المشاهده یعنی مشاهده ای که در زمان حضور امام انجام می دهیم چطور بود؟ شیعه اراده می کرد حرکت می کرد از خراسان از ایران از ری از همدان از کجا و کجا می رفت در مدینه و آدرس امام هم معلوم بود خدمت امام (ع) می رسید، اما در دوران غیبت چنینی چیزی راهش بسته شد، جای امام مشخص نیست، اما امام از آن طرف اراده می تواند بکند به کسی  یک لطفی بکند و خودش را نشان بدهد، و لذا آن منتفی است، اینکه کسی از این طرف بگوید من اراده می کنم و خدمت امام می رسم درست نیست؛ خب این موارد متعدد تشرفاتی که در دوره غیبت کبری رخ داده عزیزان بیننده خب موارد زیادی را شما شنیدید من بد نیست یکی دو نمونه را که شما هم برخورد کردید را عرض بکنم، باز برای اینکه ایام در حال و هوای امام عصر (ع) و ذکر و نام و یاد حضرت هستیم این قضیه را چونکه در کتاب مفاتیح در اختیار همه شما عزیزان هست، در مفاتیح در بحث زیارت کاظمین آنجا جریان حاج علی بغدادی را نقل می کند خیلی جریان جذابی است، زیبایی هست، انسان را در یک حال و هوای دیگری می برد این لطفی که به حاج علی بغدادی می شود یک کارخانه دار است، یک کارخانه پشم ریسی دارد، و در بغداد است و بعد حرکت می کند می رود به کاظمین شب جمعه ای برای زیارت کاظمین که در مسیر برخورد می کند به امام (ع) و علائم و نشانه های متعددی را متوجه می شود، از جمله همین که وارد حرم که می شود امام زیارت که می کند اما وقتی که می رسد به امام دوازدهم آنجا دیگر سلام نمی کند به خودش و با قرائنی از این دست کاملاً مشخص می شود در آنجا که مشرف محضر خود حضرت شده، بعد توجه پیدا می کند به این مسئله من عرضم در اینجا است که این جریان حاج علی بغدادی را ما در این کتاب نجم الثاقب که الآن مقابل من هست از مرحوم حاجی نوری میرزا حسین نوری که ایشان احتمام کرد حکایات متعددی را در این کتاب  در باره تشرفات محضر امام عصر (ع) آورد کتاب دیگری دارد جنة المأوی در آنجا هم می آورد حکایت 31 هست در این کتاب نجم الثاقب که عرض کردم در کتاب مفاتیح شاگرد مرحوم میرزا حسین نوری مرحوم محدث قمی در مفاتیح آورده در قسمت زیارت کاظمین می خواهم عرض بکنم که در مقدمه اش مرحوم حاجی نوری عباراتی دارد که نشان می دهد که از زبان خود حاج علی بغدادی شنید جریان را

مجری:

یعنی بدون واسطه از  خود او

استاد جباری:

از خود حاج علی بغدادی شنیده، من چند سطرش را می خوانم، برای اینکه خود این سطور هم نشان می دهد که دقت داشتند بزرگان ما در نقل این قضایا که دقیق نقل بشود

مجری:

استاد قبل از اینکه برویم وارد خود اصل آن موضوع بشویم یک تماسی را بگیریم از دوست عزیزمان جناب آقای صدر الدین از رشت تماس گرفتند سلام علیکم در خدمت شما هستیم.

بیننده:

سلام علیکم مجری محترم برنامه و حضرت استاد، یک سؤال داشتم حضرت استاد با وجود اینکه بنده یقین دارم بر زیارت حضرت حجت در عصر غیبت، اما با این حال با توجه به فرمایش جناب عالیاینکه فرمودید مسئله سر نایب خاص حضرت است، و آن چهار نفر که در حقیقت شهید شدند و از دنیا مفارقت کردند و رفتند، پس بنابر این شما فرمودید حضرت حجت در رابطه با نایب خاص قبل از ظهور سفیانی دارند می فرمایند اگر با این حساب که شما دارید با این ترتیب می فرمایید بنابر این یعنی اینکه بعد از ظهور سفیانی نایب خاصی بر حضرت ممکن است وجود داشته باشد که حضرت معرفی کند ایشان نایب خاص است و من فکر نمی کنم همچین چیزی درست باشد در روایات که بعد از ظهور حضرت اصلاً نیازی به نایب خاص باشد چون شما وقتی که بخواهید اینطوری از باب ریاضی بخواهید این را بچینید، وقتی که فرض اینطور شما می گذارید صغری و کبری آن طرف اشتباه در می آید چون نایب خاصی دیگر وجود ندارد بعد از ظهور سفیانی، عرض کردم بنده یقین دارم بر مشاهده حضرت ولی اگر شما این را با توجه به فرمایش خودتان توضیح بدهید خیلی سپاس گذارم یا علی مدد.

مجری:

خیلی متشکرم از سؤالی که مطرح کردید و ان شاء الله استاد پاسخگو خواهند بود، استاد بفرمایید

استاد جباری:

بله این در صورتی است که ما مفهوم گیری بکنیم از این جمله حضرت که «علی فمن ادعی المشاهدة قبل خروج السفیانی و الصیحة و هو کاذب متفر» که مفهومش این باشد  پس بعد از خروج سفیانی و  صیحه که ظهور رخ می دهد اگر کسی ادعای مشاهده بکند به معنای نیابت خاصه این دیگر کاذب نخواهد بود به عبارت دیگر هر کسی ادعای نیابت خاصه بکند در دوره غیبت کبری ادعای امر محالی کرده، کاذب و مفتر دروغگو است افترا زننده است مثل اینکه کسی بیاید ادعا بکند که من منکر امامت امام عصر هستم، منکر رسالت پیامبر هستم، منکر قیامت هستم، چطور ادعای امر محال و کاملاً دروغی کرده، ادعای نیابت خاصه هم به همین ترتیب است، حضرت می فرماید کاذب یا کذاب مفتر اصلاً ممکن نیست، بعضی را دیدم که می گویند مشکل در ادعا است، مشکل در ادعا است نه اصل تشرف، اگر مشکل در ادعا بود که تشرف ممکن است منتهی نباید مدعی بشوند امام آنجا نباید می فرمود کاذب، باید می فرمود فاسق، اگر کسی ادعای مشاهده بکند امکان داشته باشد و طرف متشرف هم شده باشد، اما نباید می گفت حالا آمد گفت، امام آنجا نباید بگوید فهو کذاب، این کار خلاف عدالتی است و امام نهایت بگوید فهو فاسق، امام می گوید کذاب، خب پس در دوره غیبت کبری نیابت خاصه ممکن نیست، اما آیا بعد از حضور حضرت ممکن است؟ بله دوست عزیزمان حضرت جهان را بنا است اداره بکند، چه اشکال دارد حضرت در دوره حضور و ظهورشان در کشور های مختلفی که هستند آن کسانی که می روند آنجا کار گذار می شوند، یا شاید من و شما هم یکی از همان کار گذارها باشیم، حضرت به ما یک سمت هایی بدهد در این مناطق هستیم،  خب آنجا نایب حضرت خواهد بود آن کسی که در فلان کشور و فلان منطقه از جانب حضرت نیابت دارد مگر نواب چکار می کردند نواب واسطه بودند میان شیعیان و میان امام (ع) در عصر حضور که فراوان از این نواب حضرت خواهد داشت، منتهی فرقش با دوره غیبت صغری این است که اینها دیگر فعالیت شان دیگر آشکار خواهد بود در کره زمین، در حالی که در دوره غیبت صغری اینها مخفیانه فعالیت می کردند در تنگنا بودند و در عین حال نایب خاص بودند یعنی امام یک شخص را بعنوان شخصش و بعنوان اسمش مشخص می کند برای شیعیان نیابت عامه چیست که در دوره غیبت کبری هست؟ اما به وصف معرفی کرده است نه به اسم و شخص، اینکه به راویان حدیث و فقها و امثال اینها، اما در دوره حضور حضرت به اسم معرفی خواهد کرد در منطقه فلسطین این شخص را من می گمارم بر حاکمیت شما از جانب من مهدی حاکم شما است، در ایران چنین کسی هست، در فلسطین چنین کسی هست، همه از ناحیه حضرت منصوب هستند، بلکه اشکالی ندارد با روایات عصر ظهور هم هیچ تنافی ندارد این سخن، در واقع مفهوم این سخن را هم می شود گرفت.

مجری:

حضرت استاد اگر بگوییم از ظهور سفیانی یا قیام سفیانی خروج سفیانی هرچه که تعبیر می شود یا بحث صیحه در این فاصله خب تقریباً شش ماهی در روایات گفتند تا ظهور حضرت شش ماهی هست در آن فرصت شش ماه کسی هم ممکن است ادعای این نیابت را بکند شاید سؤال آقای صدر الدین به این اشاره دارد که بعد از سفیانی تا ظهور حضرت و قیام ایشان در این فاصله چطور کسی ادعای نیابت کند اشکال دارد یا نه؟

استاد جباری:

ببینید ظاهر توقیع این است که عبارت دارد ظهور را می رساند، یعنی بعد از کسی ادعای مشاهده بکند قبل خروج سفیانی و صحیه این دو علامت علامت ظهور هستند، که بعد از ظهور امام این بحث نیابت مطرح می شود نه در آن فاصله

مجری:

آن فاصله آنجا دیگر مطرح نیست، آن ایام ایام ظهور و اینها است،

استاد جباری:

بله جنگ هست، و استقراری صورت نگرفته، در روی زمین

مجری:

من احساس کردم که آقای صدر الدین منظورش درهمین فاصله است که آیا در آنجا نباید کسی ادعا کند درست است یا نه

استاد جباری:

نه ظاهر همین است که بعد از ظهور حضرت و استقرار حضرت.

مجری:

خیلی متشکرم از این توجهی که فرمودید و پاسخی که ارائه فرمودید، بحث را ادامه بدهیم دوتا سؤال دیگر هم برایمان فرستاده اند ان شاء الله بعد از اینکه بحث به پایان رسید در خدمت شما هستیم.

استاد جباری:

من سریع می خوانم برای اینکه عزیزان متوجه بشوند که بزرگان ما این قضایا را که نقل می کردند بعضی قطعی است مثل این قضیه درباره وثاقت و عدالت مرحوم میراز حسین نوری کسی تردید نکرده البته ایشان ممکن است یک اشکلاتی در آن کتاب فصل الخطاب که چاپ شده از ایشان باشد، اما هیچ کس در عدالت ایشان تردید نکرده، ایشان نقل می کند درباره مرحوم حاجی بغدادی می فرماید که قضیه صالح صفی متقی حاج علی بغدادی موجود در تاریخ تألیف این کتاب، وفقه الله که مناسبتی با حکایت سابقه دارد، و اگر نبود در این کتاب شریف مگر این حکایت متقن صحیحه،  که در آن فوایت بسیار است و در این نزدیکی ها واقع شده هر آینه کافی بود در شرافت و نفاست شرح آن چنان است که در ماه رجب سال گذشته که مشغول تألیف رساله جنة المأوی بودم عازم نجف اشرف شدم به جهت زیارت مبعث، پس وارد کاظمین شدم و خدمت جناب عالم و عامل فقیه کامل تا اوصافای را می آورد، مرحوم سید حیدر کاظمیینی ایده الله رسیدم و او از تلامذه خاتم المجتهدین استاد اعظم شیخ مرتضی اعلی الله تعالی است، و از اتقی علمای آن بلده شریفه و از صلحای ائمه جماعت صحن حرم شریف و ملاذ طالب و غرباء و زوار و اینها بعد چون این آقای کاظمینی حاج علی بغدادی را دیده بوده و جریان را از او شنیده بوده می گوید رفتم خدمت ایشان و به اشیان اصرار کردم که اگر حکایت صحیحه در این باب دیده یا شنید نقل کند چون مرحوم حاجی نوری دنبال همین قضایا بوده که در این کتابش بیاورد، پس این قضیه را نقل نمود و خود سابقاً شنیده بودم، و لکن ظبط اصل سند آن نکرده بودم، مستدعی شدم که این را با خط خودشان بنویسند ایشان فرمود که مدتی است من شنیدم، می ترسم در آن زیاد و کمی بشود باید او را ملاقات کنم و مجدد بپرسم، ولکن ملاقاتش سخت شده، از زمانی که تشرف برایش پیدا شده یک مقدار از مردم دوری می گزیند، گاهی در سال یک دو دفعه می آید به اینجا و می گوید من مسر بودم که حاجی بغدادی را  ببیند و جریان را از ایشان بشنوم که می گوید یک وقتی خبر رسید که یک جنازه ای را از بغداد آوردند به نجف و در آنجا منتظر هستند که نماز بخوانند و حاج علی بغدادی هم همراه جنازه آمده بود، در آنجا و در ضمن مشیعین دیدم می گوید او را به گوشه ای بردم، و به هر قسمی بود از او تقاضای کردم که جریان را نقل بکند، گفت که پس یک محفل خصوصی باشد، جای خاصی باشد که من آنجا جریان را نقل بکنم، می گوید رفتیم در آن مجلس خصوصی حاج علی مذکور هم حاضر شد در آنجا پس از حضور مستدعی شدیم که در مجلس قضیه را نقل کند و پس از اصرار ایشان چون جماعتی از اهل بغداد بود و می ترسید اینها محرم راز نباشند گفت که در یک مجلس خاصی باشد، خلاصه اینکه پس از اصرار راضی شد در غیر آن مجلس به جهت حضور جماعتی از اهل بغداد پس به خلوتی رفتیم و نقل کرد و فی الجمله اختلافی در دو سه موضوع داشت که خود معتضر شد که به سبب طول مدت است و از سیمای او آثار صدق و صلاح به نحوی لایح و هویدا بود که تمام حاضرین با تمام مداقی که در امور دینیه و دنویه دارند قطع به صدق واقعه پیدا کردند، حاجی مذکور نقل کرد که فلان...، خود جریان را عزیزان در مفاتیح مفصل مرحوم شیخ عباس قمی نقل کرده، منظورم این است که مرحوم حاج علی نوری می رود و جریان را از زبان خود صاحب قضیه می شوند و کسی  که اینقدر متقی و متدین بوده که می رود آن وجوهات شرعی اش را بین بزرگان شیعه در آن زمان در آن جریان هست که رفت و تقدیم کرد و بعدش می رود برای زیارت کاظمین و آن قصه ها برایش پیش می آید.

مجری:

خیلی متشکرم استاد وقت ما به پایان رسید متأسفانه، باز هم همچنان مباحث زیادی ماند که نتوانستیم مطرح کنیم یکی در مورد ابدال پرسیده بودند که ابدال جریانشان چیست،  و آیا محل استقرار امام در زمان غیبت مشخص هست، مثلاً در کدام نقطه و کدام شهر هست و دیگری در خصوص قبر شریف نواب اربعه پرسیدند که کجا هست و چگونه می شود رفت به زیارت این بزرگواران، آیا زیارت نامه ای دارند یا ندارد که اینها را دیگر مجبوریم بگذاریم در  جلسات بعد ان شاء الله مطرح کنیم و پاسخ بدهیم، خیلی متشکریم از شما عزیزان بیننده هم تشکر می کنم، وقت مان خیلی کم است، آخر برنامه تعجیل فرج آقا را از خداوند متعال خواستاریم و تشکر می کنیم از شما جناب آقای دکتر جباری اللهم عجل لولیک الفرج خدا حافظ.

 

 

 

 

 

 

 


آینه تاریخ>

پاسخ به سوالات تاریخی ، نیمه شعبان ، توقیع ، نیابت خاصه ، نواب اربعه ، نایب خاص امام مهدی(عج) ، عثمان بن سعید ، محمد بن عثمان ، حسین بن روح ، علی بن محمد سَمُری ، امام ، جانشین ،