آینه تاریخ

قسمت چهل و هفتم برنامه آینه تاریخ با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر جباری


 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:12/01/1401

برنامه:آینه تاریخ

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بینندگان عزیز سلام وقت شما بخیر از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج) خدمت شما می رسیم با برنامه آینه تاریخ در روز 12 فروردین روز جمهوری اسلامی که این مناسبت را خدمت شما تبریک و تهنیت عرض می کنیم، در شامگاه آخرین جمعه از ماه معظم شعبان آرزوی ما و همه آزادی طلبان و حق جویان إن شاءالله که تعجیل فرج آقا امام زمان هست و با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد برنامه را آغاز خواهیم کرد با جناب آقای دکتر جباری.

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

استاد جباری عزیز سلام وقت شما بخیر، أسعدالله أیامکم، در خدمت شما هستیم.

استاد جباری:

علیکم السلام و رحمة الله

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور ارزشمندشما جناب آقای غضبانی و عزیزان بیننده این برنامه در هر جای این کره خاکی که تشریف دارید عرض سلام و وقت بخیر دارم آرزوی توفیقات روزافزون الهی برای همۀشما عزیزان و همانطور که شما هم اشاره کردید در روز جمهوری اسلامی هستیم 12 فروردین روز بسیار مبارک و میمون و منشأ آثار و برکات، إن شاءالله این روز مقدمه ای برای تشکیل این نظام مقدس و إن شاءالله مصداقی باشد برای آن روایتی که از رسول خدا (ص) فرمودند

«يَخْرُجُ ناسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَيُوَطِّؤُون لِلْمَهْدي سُلطانَهُ»

کسانی مؤمنانی از سمت مشرق بر می خیزند قیامی می کنند حرکتی می کنند زمینه را برای ظهور امام مهدی و حاکمیت امام مهدی (سلام الله علیه) آماده می کند، إن شاءالله این حکومت مبارک مقدمه ای باشد برای آن روز، تبریک عرض می کنم و همینطور در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم و اواخر شعبان، إن شاءالله که بتوانیم حق بندگی را ادا بکنیم در این روزها.

مجری:

إن شاءالله، إن شاءالله که خدا توفیق بدهد در همین ساعات باقی مانده از این ماه معظم هم بتوانیم ماه پیامبر اکرم هست إن شاءالله با توصل به حضرت محمد و آل محمد توفیق داشته باشیم إن شاءالله مقدمات خوبی را برای خودمان و بالاخره در روح خودمان آماده بشود إن شاءالله این برای استقبال از ماه مبارک رمضان.

به همین مناسبت هم چون دیگر در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم سؤالاتی که مطرح می شود حالا با این رویکرد هست و مهم ترین آن همین هست که سیره پیشوایان ما و ائمه اطهار در این روزها چه بوده برای استقبال و آمادگی برای استقبال از ماه مبارک رمضان و اینکه ما چگونه وارد این شهر بشویم؟ با چه روحیه ای؟ و با چه حالتی؟ و چه اعمالی را مثلاً می توانیم از این سیره بگیریم؟

استاد جباری:

همانطور که اشاره فرمودید حالا شهر که اشاره کردید یاد روایتی از امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) افتادم که در بیان عظمت ماه رمضان فرمود که نگویید رمضان، بگویید شهر رمضان چنانکه قرآن کریم هم با این عنوان یاد کرده «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» و در عظمت این ماه هم چیزی که قرآن کریم بیان کرده که قرآن با اینهمه عظمتش در چنین ماهی نازل شده حالا آن توضیح اش بحث دیگری هست که نزول دفعی نزول تدریجی در مباحث مربوط به تاریخ قرآن و علوم قرآن مطرح شده، در این برنامه هم فکر کنم یک وقتی اشاره ای شد که در شب قدر در ماه رمضان قرآن نزول دفعی داشته طبق روایات معتبری در کتاب شریف کافی در تفسیر قمی روایت آمده که در شب قدر بر بیت المعمور در آسمان چهارم قرآن نازل شد و سپس بر قلب مبارک پیغمبر اکرم به تدریج در طول بیست سال

«ثُمَّ نَزَلَ فِي طُولِ عِشْرِينَ سَنَةً»

حالا آن بحث دیگر است که نزول تدریجی داشته قرآن و نزول دفعی در ماه رمضان نزول انجام گرفت و لذا با اینکه قرآن کریم را در طول سال همه باید مقید باشیم ملتزم باشیم مداومت داشته باشیم هم تأکید قرآن کریم هست و هم تأکید معصومان و سیره معصومان بر مداومت بر قرائت قرآن

«فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»

«فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنه»

در ماه رمضان یک ویژگی خاصی پیدا می کند مسئله قرائت قرآن و شاید یک وجه آن هم همین باشد که ماه نزول قرآن است و لذا باید بیشتر اهتمام به این مسئله داشت حالا من در ارتباط با این روایتی هم اشاره می کنم، در ارتباط با ماه رمضان منتها هنوز چون وارد ماه رمضان نشدیم حالا طبق ظاهر فردا باید آخرین روز شعبان باشد و پس فردا در صورت رؤیت هلال إن شاءالله ماه رمضان داخل می شود معصومان (علیهم السلام) در همین باقی مانده ماه شعبان تأکید می کردند به شیعیان پیروان شان به مؤمنان که قدر بدانند اگر کسی از او فوت شده ایام ماه شعبان شب های ماه شعبان که در جای خودش عظمت این ماه بیان شده روایات و مناجات شعبانیه، صلوات هر روز ماه شعبان، استغفارهای هر روز ماه شعبان، تأکید بر روزه های ماه شعبان، اینها چیزهای هست که آنهای که اهلش بودند و قدر دانستند از این ماه استفاده کردند، خوشا به حال آنهای که قدر شناختند و این ماه گذشت هم برای آنهای گذشت هم برای کسانی که اهتمام نورزیدند یا برای آنهای که اصلاً در قید این مسائل نیستند اصلاً نمی دانند ماه شعبان چه زمان داخل شد چه زمان خارج شد، ماه رمضان چه زمان داخل می شود چه زمان خارج می شود، یک عده هستند که زندگی حیوانی را برگزیدند، آنهای که انسانی می خواهند زیست بکنند به درجاتی اهتمام داشتند در ماه شعبان، روایت جالبی هست خیلی پر مغز و پر معنا که در مفاتیح هم مرحوم محدث قمی این روایت را آورده در باب فضیلت ماه شعبان و اهتمام به روزه ماه شعبان، من متن روایت را عرض می کنم در کتاب شریف «عیون اخبار الرضا (علیه السلام)» از مرحوم شیخ صدوق جلد دوم، صفحه 56، اباصلت هروی هست صحابی معروف و به نحوی خادم امام رضا (علیه السلام) که ملتزم شد بعد از تشریف فرمای حضرت به مرو، أباصلت همراه شد با حضرت و ملتزم شد و صحابی ثقه ای هست معتبر هست و روایات خوبی هم از حضرت نقل کرده، مرحوم شیخ صدوق با سندش می آورد تا أباصلت هروی که نامش عبدالسلام بن صالح هروی بوده أباصلت کنیه اش بوده، می گوید

«قَالَ دَخَلْتُ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا (ع) فِی آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَعْبَانَ»

در آخرین جمعۀ ماه شعبان وارد بر امام رضا (علیه السلام) شدم

عیون اخبار الرضا (علیه السلام، شیخ صدوق، ج 2، ص 56

«فَقَالَ لِی: یَا أَبَا الصَّلْتِ»

أباصلت

«إِنَّ شَعْبَانَ قَدْ مَضَی أَکْثَرُهُ وَ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ مِنْهُ»

اکثر ماه شعبان گذشت و این آخرین جمعه این ماه هست

«فَتَدَارَکْ فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ تَقْصِیرَکَ فِیمَا مَضَی مِنْهُ»

اگر در ایام گذشته از ماه شعبان تقصیری ورزیدی (کوتاهی ورزیدی در اینکه اهتمام به عبادت در این ماه داشته باشی) در این باقی مانده حداقل به فکر باش تدارک کن جبران کن، چگونه؟ فرمود؛ چند بند را حضرت فرموده:

«وَ عَلَیْکَ بِالْإِقْبَالِ عَلَی مَا یَعْنِیکَ وَ تَرْکِ مَا لَا یَعْنِیکَ»

یعنی به آن چیزهای که به دردت می خورد بپرداز به کارهای لغو و بیهوده و اینها نپرداز، آن چیزهایی که بعداً به کارت می آید به کار زندگی ابدیت می آید

«وَ أَکْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ»

خیلی اهل دعا باش اهل استغفار باش و اهل تلاوت قرآن

«وَ تُبْ إِلَی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکَ لِیُقْبِلَ شَهْرُ اللَّهِ إِلَیْکَ وَ أَنْتَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

یعنی در واقع حضرت دارد به أباصلت بیان می کند یک سری دستوراتی را که اینها مقدمه است برای ورود با آمادگی به ماه مبارک رمضان، پس دعا هست استغفار هست تلاوت قرآن هست و توبه، به خصوص توبه

«تُبْ إِلَی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکَ»

از گناهات توبه کن به پیشگاه خدا برای اینکه

«لِیُقْبِلَ شَهْرُ اللَّهِ إِلَیْکَ وَ أَنْتَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

که ماه رمضان وارد بشود تو وارد این ماه بشوی در حالی که در اخلاص نسبت به خدا هستی

یعنی همین که توبه کردی حالت خلوص برایت پیدا می شود تو خدایی می شوی در واقع وارد ماه رمضان ببینید یک نکته ای هست گاهی ممکن هست به ذهن خطور بکند که ما وارد ماه رمضان می شویم که نتیجه ماه رمضان بشود خلوص دیگر، بشویم مخلص، به این نتایج برسیم، امام می فرماید که تو این کارها را در باقی مانده ماه شعبان بکن که مخلصاً وارد ماه رمضان بشوی که نتیجه چه بشود؟ بروی مرتبه بالاتر مخلَص بشوی، ماه رمضان تو را مخلَص می کند، مخلَص یعنی دیگر «أَخْلَصْنَاهُمْ» به تعبیر قرآن کریم؛ خداوند برای خودش برمی گزیند، و آن روایت معروف

«الصَّوْمُ‏ لِي‏ وَ أَنَا اُجْزَي بِه‏»

روایت حدیث قدسی هست

 «الصَّوْمُ‏ لِي»

 خداوند فرموده روزه مال من هست

«وَ أَنَا اُجْزَي بِه‏»

یک وقتی استاد بزرگوار آیت الله مظاهری (حفظه الله) در درس اخلاق شان این روایت را معنای خوبی می کردند می فرمود بعضی می گویند «وَ أَنَا اُجْزَي بِه‏» اینطور خواندند که روزه مال من هست و من جزا می دهم یعنی جزای خاص می دهم، می فرمود نه این «اُجزی به» به صیغه مجهول است یعنی من جزای او هستم منی خدای جزای روزه هستم اگر کسی روزه را بگیرد روزه عبادت خاص من است و من به بنده داده می شوم بنده می شود بندۀ من و مخلَص می شود و من او را، وقتی که مخلَص شد دیگر شیطان را در ساحت مخلَص راهی نیست دیگر

«فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاّٰ عِبٰادَكَ مِنْهُمُ اَلْمُخْلَصِينَ»

قرآن کریم از قول شیطان نقل می کند که قسم می خورد به عزت الهی که إغوا می کنم بندگانت را مگر مخلصین که من دیگر نمی توانم و إلا دنبال این هست مخلَصین را هم إغوا بکند، مخلَصین آنهایی که از شدت إخلاص و مخلِص بودن رسیدند به مرتبه ای که دیگر خداوند محافظ آنهاست خداوند آنها را در دِژی قرار می دهد فرشتگانی را مأمور می کند برای حفظ آنها صبح و شام، یک چنین وضعی بله و لذا اینجا می فرماید که وارد ماه رمضان بشو

«وَ أَنْتَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

یک سری دستورات هست که ناظر به حقوق الناس هست حضرت می فرماید که

«وَ لَا تَدَعَنَّ أَمَانَةً فِی عُنُقِکَ إِلَّا أَدَّیْتَهَا»

اگر امانتی چیزی در گردنت هست حقی حق الناسی، از کسی حق مالی، غیر از آن برگردنت هست امانت را ادا کن ادا شده وارد ماه رمضان، اینطور نشود که انسان وارد ماه رمضان بشود در حالی که به کسانی بدهکار است و آن بندگان خدا ماه هاست سال هاست دنبال چک شان هستند و این هم بی خیال، روزه هم می خواهد بگیرد و تصور نکند که با یک چنین وضعی روزه مقبولی می گیرد، فرمود امانت را ادا کن

«وَ لَا فِی قَلْبِکَ حِقْداً عَلَی مُؤْمِنٍ إِلَّا نَزَعْتَهُ»

کینه ای مؤمنین نداشته باش در قلبت

بِکَن از قلبت، به قول آن شعر که می گوید

رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها

وآنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

باید دل را خلاصه از این کینه ها شست، اینها دستورات خیلی جالبی هست که گاهی توجه نداریم بی توجه به اینها بدون آمادگی یکدفعه وارد ماه رمضان می شویم و روزه را شروع می کنیم اما امام (سلام الله علیه) توجه دارد به مسیر، راه را می خواهد نشان بدهد که چگونه وارد این مسیر بشویم و با سلامت این مسیر طی بشود.

مجری:

هم سعی کنی حلالیت بطلبی به کسی بدهکار نباشی و خودت همه را هم حلال کن.

استاد جباری:

بله چطور در سفرهای زیارتی سفرهای فزیکی جسمی حلالیت می طلبیم می گوییم سفر هست دیگر یک وقت حادثه ای پیش می آید، ماه رمضان یک سفر معنوی بزرگ هست در این سفر معنوی باید همانطور که اشاره کردید طلب حلالیت کرد، الآن هم که اسباب طلب حلالیت خیلی آسان شده یک پیامک است حداقلش یک پیامک است ما اینهمه پیامک داریم رد و بدل می کنیم هر روز اخباری چیزی کلیپی چیزی باشد برای هم می فرستیم یک طلب حلالیت هم در آغاز ماه رمضان بفرستیم، آن قدیم باید راه می افتادیم می رفتیم درِ خانه ها شهرها، اسباب تلفن و امثال اینها نبود، الآن دیگر خیلی آسان شده، و فرمود که

«وَ لَا ذَنْباً أَنْتَ مُرْتَکِبُهُ إِلَّا قَلَعْتَ عَنْهُ»

قسمت قبل گفت از گناهان پیشین توبه کن، اینجا می فرماید که اگر گناهی را به آن مرتکب هستی یعنی ملتزم هستی عادت کردی خدای نکرده و معتادش شدی این را از خودت بِکَن

«وَ لَا ذَنْباً أَنْتَ مُرْتَکِبُهُ»

یعنی الآن عادت به آن گناه داری إلا اینکه

«قَلَعْتَ عَنْهُ»

از این کنده بشوی و جدای از این گناه بشوی با آغاز ماه رمضان، بعد این جمله معروف است که در مفاتیح هم آمده و در همین یک شب و یک روز باقی مانده از ماه شعبان مکرر جا دارد بگوییم، فرمود که

«وَ أَکْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ فِیمَا بَقِیَ مِنْ هَذَا الشَّهْرِ اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِی مَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ»

در مفاتیح هم این را فرمود که خدایا اگر ما را در گذشته ای از ماه شعبان نیامرزیدی در مابقی این ماه ما را بیامورز

«اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِی مَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ»

که فرمود

«أَکْثِرْ»

زیاد بگو این را و آخرین جمله حضرت

«فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یُعْتِقُ فِی هَذَا الشَّهْرِ رِقَاباً مِنَ النَّارِ»

«فی هذا الشهر» یعنی در شعبان، هنوز به رمضان وارد نشدیم

خداوند متعال در این ماه شعبان آزاد می کند از آتش

«رِقَاباً مِنَ النَّارِ»

بسیار از انسان ها را از آتش خلاص می کند

«لِحُرْمَةِ شَهْرِ رَمَضَان»

به احترام ماه رمضان که ماه شعبان مقدمه این ماه هست بسیاری را از آتش خلاص می کند که اینها آزاده شده ای از آتش وارد ماه رمضان بشوند، این روایت جالبی بود که از امام رضا (سلام الله علیه) هست.

و یک روایتی را مرحوم إبن طاوس دارد نقل إبن طاوس هست روایتی است در کتاب «إقبال الأعمال» جلد یک، صفحه 69، ایشان می فرماید که

«ورأیت فی الجزء الثانی من تاریخ نیشابور»

إقبال الأعمال، إبن طاوس، ج 1، ص 69

إبن طاوس می فرماید که در «إقبال الأعمال» جلد یک صفحه 69 می فرماید که من در جلد دوم از تاریخ نیشابور در ترجمه خلف بن ایوب عامری دیدم با سندش تا پیامبر (ص) که او نقل کرده که

«أَنَّهُ كَانَ إِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ»

پیامبر چنین بود

وقتی ماه رمضان داخل می شد

«تَغَيَّرَ لَوْنُهُ»

پیامبر رنگ چهره اش تغییر می کرد

پیامبر با آن عظمتش با آن طهارتش قربش وارد ماه رمضان می شد حالش پیامبر پیداست عوض می شد

«تَغَيَّرَ لَوْنُهُ وَ كَثُرَتْ صَلاَتُهُ»

نمازهای پیامبر بیشتر می شد یعنی پیامبر دیگر ممحض در عبادت می شد در این ماه

 «وَ اِبْتَهَلَ فِي اَلدُّعَاءِ»

ابتهال در دعا یعنی دیگر غرق در دعا شدن و

«وَ أَشْفَقَ مِنْهُ‏»

حالا شاید مراد از این باشد که «أشفق منه» شاید مراد این باشد که اینقدر پیامبر غرق دعا و عبادت و اینها می شد که گاهی مثلاً بر جان او ترسیده می شد به خصوص در دهه سوم ماه رمضان که روایت خاص در آن باره دارد که پیامبر اکرم اصلاً بر می چید رخت خواب و اینها را و معتکف شد در مسجد و در آنجای خاصی که برای عبادت و تهجد پیامبر در مسجد النبی الآن هم حدودش کنار «استوانةسریر » آنجا یک جای بوده مکان استراحت پیامبر در مسجد در آن زمان های که معتکف در مسجد می شد، این هم حال پیامبر که نشان می دهد که وقتی پیامبر اینچنین است ما که دیگر به هر حال جای خود داریم.

یا راجع به امام سجاد (سلام الله علیه) هم باز بالخصوص هست که حضرت دیگر ممحض در عبادت می شد در ماه رمضان و غرق می شد، خاطر شریف تان باشد وقتی که زمان مرحوم امام دیگر دیدارهای امام در ماه رمضان قطع می شد و ارتباطات و اینها کم می شد برای اینکه دیگر می فرمود عرضه عبادت هست و باید بیشتر به عبادت در این ماه رسید.

 برخی روایات دیگر مربوط به خود ماه رمضان هست که حالا من در باره تلاوت قرآن که عرض کرده ام این روایت بد نیست اشاره کنم از امام کاظم (سلام الله علیه) است که مرحوم علامه مجلسی در «بحار الأنوار» جلد 95، صفحه 5 نقل کرده علی بن مغیره هست از امام کاظم نقل می کند که به حضرت عرض کردم که پدرم از جدشما، جد امام کاظم طبعاً امام باقر هست، از جدشما سؤال کرد راجع به ختم کردن قرآن در هر شب، اینکه هر شب قرآن را یک ختم انجام بشود، حضرت فرمود در ماه رمضان این کار را هر مقدار می توانی انجام بده ختم قرآن بکن

«افْعَلْ فِيهِ مَا اسْتَطَعْتَ»

یعنی سؤالش از ماه رمضان ظاهراً بوده ختم در هر شب، حضرت فرمود هر مقداری می توانی، بعد امام باقر می فرماید که

«فکان أبی»

پدرم یعنی امام سجاد

«يَخْتِمُهُ أَرْبَعِينَ خَتْمَةً فِي شَهْرِ رَمَضَانَ»

در ماه رمضان چهل بار قرآن را ختم می کرد

بعد خود امام باقر می فرماید که من هم بعد از پدرم همینطور

«ثُمَّ خَتَمْتُهُ بَعْدَ أَبِي فَرُبَّمَا زِدْتُ وَ رُبَّمَا نَقَصْتُ»

گاهی بیش از این، گاهی کمتر از این

چطور؟

«وَ إِنَّمَا يَكُونُ ذَلِكَ عَلَى قَدْرِ فَرَاغِي وَ شُغُلِي‏ وَ نَشَاطِي وَ كَسَلِي»

خود این نشان می دهد که به هر حال در عبادات باید به آن حالت آمادگی روحی هم توجه کرد کسالت نداشته باشد نشاط داشته باشد آمادگی داشته باشد فراغت داشته باشد، این نشان می دهد ائمه (علیهم السلام) هم عبادات شان بالا پایین می شد بسته به حالات مختلف حالت نشاط عبادت داشتند گاهی حالت کسالت داشتند، این خود روایت جالب است که نشان می دهد اینطور نبوده که حالا امام چون امام هست حتماً باید این مقدار، نه، امام هم مشغله داشته خانواده داشته امثال اینها بسته به آن، این نشان می دهد که به هر حال انسان حال خودش را در عبادت خوب است ببیند.

مجری:

در سوره مزمل هم وقتی اشاره می شود «قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا» بعضی وقت ها کمتر بعضی وقت ها بیشتر.

استاد جباری:

«إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ»

آخر آیه بله می فرماید که بسته به حال تان کم و زیاد می کنیم، بعد جالب است در انتهای این روایت می فرماید که

«فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْفِطْرِ جَعَلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ (ص)»

ختم قرآن روز عید فطر برای پیامبر قرار می دهم

«خَتْمَةً»

یک ختم را برای پیامبر

«وَ لِفَاطِمَةَ (علیه السلام) خَتْمَةً وَ لِلْأَئِمَّةِ (علیهم السلام) خَتْمَةً»

برای ائمه یک ختم و همینطور برای فاطمه، برای پیامبر

«حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَيک»

باز دوباره بر می گردد به پیامبر، بعد این سؤال می کند که آیا از قِبل این که حالا من بیایم یک چنین کاری انجام بدهم ختم را برای پیامبر و ائمه انجام بدهم فایده ای به حال من دارد؟

«فَأَيُّ شَيْ‏ءٍ لِي بِذَلِكَ»

«قال»

امام فرمود

«لَكَ بِذَلِكَ أَنْ تَكُونَ مَعَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»

چه چیزی از این بالاتر؟ انسان یک ختم قرآن هدیه کند یا به هر حال زیارت هدیه کند صلواتی هدیه بکند اینکه ارتباطش و وابستگی و همراهیش با معصومان (علیهم السلام) را، ببینید ما به یک کسی هدیه بدهیم یک فرد مؤمن منصفی باشد چطور برخورد می کند؟ تلاش می کند که جبران کند تشکر بکند بهترش را بدهد، حالا آنها چه می کنند پیامبر و معصومین (علیهم السلام)، این می گوید

«قُلْتُ اللَّهُ أَكْبَرُ فَلِي بِذَلِكَ»

واقعاً اینطور است؟ روز قیامت من با اینها خواهم بود؟ فرمود

«نعم، نعم، نعم»

سه بار حضرت فرمود بله، بله، بله اینطور خواهد بود اگر تو چنین کاری بکنی در قیامت با آنهای خواهی بود، دیگر از این بالاتر که نیست انسان حشرش در قیامت با آنها باشد در بهشت با آنها باشد چه از این بهتر؟ و به تعبیر بله باز یاد کنم از همین استاد مان آیت الله مظاهری در درس اخلاق شان ایشان نقل می کردند از مرحوم میرزا علی آقای شیرازی که ایشان استاد اخلاق برجسته بود که مرحوم شهید مطهری خیلی تحت تأثیر اخلاقی آن بزرگوار قرار گرفته بود، ایشان می فرمود یک شب من خواب دیدم خوابیدم و مُردم و من را بعد از موت بردند در یک باغ بسیار با صفای آنجا قرار دادند و آنجا بودم و بعد می گوید که آهی ایشان می گفت کشید و فرمود که خدایا من این نعمت های اینچنینی را بدون اهل بیت نمی خواهم اگر هم چنین هست من می خواهم که همراه با اهل بیت باشد این و اولیاء الهی به این راضی نیستند وارد بهشت بشوند بهشتی را می خواهند که در آن بهشت همراه با پیامبر باشند همراه با اهل بیت پیامبر باشند خوشی شان به این است بهشت خالی برای شان آن عیش را ندارد، این هم باز یک روایت، چندتا روایت دیگر هم هست که حالا من دیگر به همین مقدار بسنده می کنم آنها دیگر ناظر هست به خود ماه رمضان که روایتی است از امام صادق که به فرزندش یا فرزندانش وصیت می کرد وقتی ماه رمضان داخل شد

«اجهَدُوا أنفُسَكُم فی هذا الشهر»

خیلی تلاش بکنید در ماه رمضان تقسیم ارزاق هست

«فإن فیه تقسیم الأرزاق وَ تُکتَبُ الْآجَالُ»

اجل ها نوشته می شود؛ ظاهراً همان ناظر به شب قدر است دیگر که اجل ها نوشته می شود

«وَ فِیهِ یکتَبُ وَفْدُ اللَّهِ الَّذِینَ یفِدُونَ إِلَیهِ»

آن کسانی که به سوی خدا خواهند رفت در آب شب در ماه رمضان نوشته می شود در یک شهری، در ماه رمضان یک شبی هست که آن شب از هزار ماه برتر است و یا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) توصیه می کنند به اینکه استغفار و دعا در ماه رمضان باشد که دعا دفع بلا می کند، استغفار محو ذنوب و محو گناهان می کند و اینها که دیگر حالا به همین مقدار بسنده می کنم.

مجری:

حالا یک نکته ای من یادداشت کردم از مطالب شما؛ یک عده ای که اول ماه مبارک رمضان را به عنوان سال خمس شان حساب می کنند شاید به همین سیره تمسک کردند که شما فرمودید که قبل ماه رمضان می گوید دیونت را بده، خمسش را هم.

استاد جباری:

همینطور هست متدینینی هستند که قبل از ماه رمضان و حالا من خوب است یاد بکنم از مرحوم پدرمان که ایشان هم قبل از ماه رمضان ادای خمس می کردند و بر همین سیره به هر حال تلاش کردند باشند و همین سیره خوبی هست، افزون بر این نکته بحث سال سلوکی هست اینکه ماه رمضان آغاز سال سلوکی کسانی است که می خواهند در یک سال با خودشان کار بکنند خودسازی داشته باشند از ماه رمضان شروع می کنند با این آمادگی که قبل از ماه رمضان پیدا کردند.

مجری:

خیلی ممنون، حالا نکات زیادی هم هست باز؛ یا عده ای هستند از بزرگان من دیدم که قبل از ماه مبارک رمضان یک پولی را می دهند می گویند با این خرما بخرید یا حتی خرما دیدم مثلاً پخش می کنند که می گویند در ماه مبارک رمضان از این خرماها استفاده کنید یا به اصطلاح به آن می گویند افطاری، همیشه این کار را می کنند اینها هم باز به همین سیره اهل بیت هستند.

استاد جباری:

بعضی ها زیرکی خوبی دارند واقعاً زیرکی هست اینها به خصوص کسانی که متمول هستند اموال زیادی را گاهی خرج می کنند برای زندگی شخصی شان برای فرزندشان برای سفرشان سفرهای خارجی می روند، کسانی زیرک هستند در همین ماه رمضان مثلاً می آید یک مقدار پولی می دهد به یک نانوایی می گوید امروز هر کس که آمد دم افطار نان بخرد شما رایگان توزیع کن؛ در واقع این شریک شده در افطاری دادن به ده ها و صدها نفر که از آن نانوایی خرید می کنند پول زیادی هم شاید نشود، یا همینکه فرمودید در یک مسجدی مثلاً بیاید یک خرمای بعد از افطار نماز مغرب و عشا پخش بکند که مردم با آن افطار کنند، اینها به هر حال زیرکی های هست که مؤمنان دارند و اگر انسان در مسیر ایمان حرکت بکند خداوند به اینها الهام می کند.

مجری:

خیلی ممنون جناب آقای دکتر جباری، استاد خسته نباشید خیلی استفاده کردیم، و مباحث خیلی جالبی را از شما شنیدیم که واقعاً جای تشکر دارد بخصوص اینهایی که در ساعت باقی مانده از این ماه معظم شعبان بتوانیم انجام بدهیم، و با مقدمه خوبی وارد ماه مبارک رمضان بشویم، استاد بعضی چیزها واقعاً تأسف برانگیز است، ماه مبارک رمضان که پیش می آید متأسفانه برخی از بدعت ها که امروز اصلاً رسانهای وهابی در رأس آن هستند، و آن را پخش زنده می کنند و آدم نمی داند چه بگوید، مثل همین نماز تراویح، نمونه این بدعت ها زیاد است، حضرت عالی در برنامه های قبل در خصوص حتی خطبه بدعتها که فرمودید در روضه کافی هم هست و حضرت امیرالمؤمنین چقدر تلاش کرد که این بدعت ها را درست کند، خب در خصوص نماز تراویح سؤال شده اگر می شود توضیح بدهید واقعاً این چگونه شد این جریان در تاریخ چه هست قضیه  و امروزه چرا اینقدر در مورد این همه احتمام به این نماز می ورزند متأسفانه برادران اهل سنت.

استاد جباری:

بله متأسفانه چون داریم وارد ماه رمضان می شویم و در فضای اهل سنت این نماز مجدداً باب می شود شبها را به خودشان زحمت می دهند و می ایستند برای این نماز چنان که از روایاتی عرض خواهم کرد که رسول خدا (ص) نهی کردند از این نماز و فرمودند این بدعت است و هر بدعتی در ضلالة هست، هر ضلالتی در آتش است، و روی همین جهت سؤال بجایی هم شده، من آن بخشی از آن خطبه بدعت ها را که  عزیزان بیننده مستحضر باشید قبلاً هم آوردیم و تمامی خطبه را در دو سه برنامه بیان کردیم،  و توضیح دادیم، که یکی از مهمترین محورهایش همین بود که امیرالمؤمنین به تعبیری می نالد معترض شدید هست نسبت به بحث صلاة تراویح، و نمونه ذکر می کند نماز تراویح را بر دیگر بدعت ها، چون حضرت در واقع دارد پاسخ آیندگان را می دهد،  که در آینده اگر یک وقت پرسیدند که چطور شد ا میرالمؤمنین (ع) این بدعت ها را برنچید، حضرت دارد آن فضا را ترسیم می کند در آن خطبه و از باب مثال نماز تراویح را بیان می کند، دلیلش هم این است که حضرت بعد از آغاز خلافت شان در اواخر ماه ذی الحجه سال 35 هجری فرصت زیادی پیدا نکردند که در مدینه بمانند، چون بلافاصله جنگ جمل را ترتیب دادند و حضرت را کشاندند به سمت بصره و بعد از جنگ جمل مدت اندکی حضرت اقامت در بصره داشت و آمدند به کوفه در ماه رجب سال 36 هجری، و خب چیزی نگذشت از ورود حضرت به کوفه که ماه رمضان رسید و کسانی آمدند نزد حضرت از حضرت طلب امام جماعت کردند برای صلاة تراویح حضرت با اینگونه اصحاب مواجه بود، با حضرت بیعت کرده اند آمده اند جنگ هم کردند در جنگ جمل اما سنت ابوبکر و عمر برایشان همچنان مقدس است،  و طلب این کردند، حضرت او را توصیف می کند

«و الله لقد امرت»

فکر کنم فراز 15 یا وسطهای آن خطبه بدعتها است، می فرماید که :

«اللّه لقد أمرت الناس أن لا یجتمعوا فی شهر رمضان»

حضرت مخالفت کردند، فرمود من امر کردند مردم را که در ماه رمضان اجتماع نداشته باشند،

«إلّا فی فریضه»

مگر برای نماز واجب جماعت داشته باشند

«و أعلمتهم أن اجتماعهم فی النوافل بدعة»

به مردم اعلام کردم که  شما برای نافله تجمع بکنید به جماعت بخوانید این بدعت است

«فتنادى بعض أهل عسکری»

بعضی از اهل سپاه من از آن کسانی که مِن مَن یقاتل معی در سپاه من بودند و با من همراه من می جنگیدند با دشمن، «تنادی» بین خودشان این ندا را دادند و سر وصدا کردند که

«یا أهل الإسلام غیّرت سنة عمر»

ای وای ای اهل اسلام سنت عمر دارد زیر پا نهاده می شود تغیر پیدا می کند

«نهانا- أی الإمام علی- عن الصلاة فی شهر رمضان تطوعا»

ما را دارد نهی می کند این علی از اینکه نماز های مستحبی را در ماه رمضان به جماعت بخوانیم

«و قد خفت أن یثوروا فی ناحیة جانب عسکری»

ترسیدم شورش بپا بشود، در یک طرف از سپاه من

بعد حضرت می گوید

«ما لقیت من هذه الأمة من الفرقة و طاعة ائمة الضالة»

من چه کشیدم از این امت از افتراق و تفرق و جدایی و تشدد و اختلاف شان و اطاعت شان از ائمه ضلالة

کسانی که در مسیر ضلالة اینها را راهنمایی کردند،

«و دعاة الی النار»

کسانی که تبعیت کردند از دعوت کنندگان به سمت آتش

این عبارت حضرت است، و خود صلاة تراویح را عزیزان بیننده مستحضرید حالا من توضیح کوتاهی را عرض می کنم در ماه رمضان در فضای اهل سنت در 20 شب اول هر شب 20 رکعت در قالب 10 نماز دو رکعتی به جماعت اینها اقامه می کنند، و در 10 شب آخر هر شب 30 رکعت در قالب 15 نماز دو رکعتی اقامه می کنند، و چون بعد از هر دو نمازی امام جماعت یک ترویحه یک استراحتی می دهد به این مأمومین لذا به تراویح معروف شده این نماز خب در تاریخ هست، مثلاً در مهم ترین متن حدیث اهل سنت که صحیح بخاری باشد در جلد 2، صفحه 252، صحیح بخاری او نقل می کند، می گوید که در یکی از شبها، خب می دانیم در زمان پیامبر که این نماز اقامه نمی شد به این شکل، نماز مستحبی فرادا اقامه می شد، زمان ابوبکر هم همینطور، بخاری می گوید در یکی از شبهای ماه رمضان در دوره خلافت عمر  عمر رفت به مسجد دید که مردم دارند بصورت متفرق مشغول نماز مستحبی شبهای ماه رمضان هستند، تصمیم گرفت که برایشان امام جماعتی نصب کند لذا یک کسی از صحابه را مأمور این کار کرد بعنوان امام جماعت و مشغول به این کار شدند، یک شب دیگر رفت مسجد دید که بله مردم به جماعت اقتدا به امام کردند و امام جماعت مشغول این نماز کذایی هستند، گفت که

«نعمة البدعة هذه»

خوب بدعتی است،

خودش اقرار به بدعت بودنش کرد ، بدعت است اما نعمة البدعة هذه، این نقل آقای بخاری است که دیگر هر کسی که بخواهد این صلاة تراویح را از بدعت بودن خارج بکند این آب در هاونگ کوبیده وقتی که صحیح بخاری شان که اصح الکتب بعد القرآن در نگاه آقایان اهل سنت این را نقل می کند، دیگر نمی توانند مقابل این چیزی بگویند دفاعی داشته باشند، ابن سعد در اطبقات الکبیری، جلد 3، صفحه 281 یک هم همین تصریح را دارد می گوید عمر اولین کسی بود که در رمضان سال 14 هجری اقامه نمازها مستحبی ماه رمضان را به جماعت سنت قرار داد این را رایج کرد و به همه شهرها هم ابلاغ کرد، در مدینه دوتا امام هم نصب کرد، که یکی همین تمیم داری بود که بعضی از افسانه ها و روایات اسرائیلیات را همین تمیم درای نقل می کرد که یک تازه مسلمان شده ای بود، و یهودی تازه مسلمان شده، که این دو امام جماعت یکی را برای مردان نصب کرد دیگری را برای زنها، و یعقوبی، در تاریخ یعقوبی، جلد2، صفحه 140 نقل کرده که هنگامی که صحابه نصبت به این بدعت گذاری عمر اعتراض کردند که نه رسول خدا نه ابوبکر چنین کاری نکرده اند، عمر همان جمله را گفت، گفت اگر بدعت هم باشد خود بدعتی است، نعمة البدعة هذه، قسطلانی هم که از علمای معروف اهل سنت است، در ارشاد الساری فی شرح صحیح البخاری، جلد4 صفحه 657، او درباره علت بدعت بودن این کار عمر می گوید، عمر آن را بدعت نامید چراکه رسول خدا (ص) به جماعت گذاردن آن را تبیین نکرده بود و در زمان ابوبکر هم چنین چیزی  نبود و اقامه آن در اول شب و در هر شب و با این عدد قبلاً سابقه نداشت، که به این شکل اقامه بشود، همانطور که عرض کردم زمان خلافت امیرالمؤمنین حضرت در کوفه مواجه شد با چنین درخواستی و حضرت مخالفت کرد طبق یک نقل امام حسن (ع) را به سراغ اینها فرستاد و این نقل را مرحوم شیخ صدوق در من لا یحضره الفقیه دارد، جلد2 ، صفحه 137، این نقلی که عرض می کنم، می گوید وقتی مردم چنین تقاضایی کردند امیرالمؤمنین امام حسن را فرستاد سراغ آنها و اینها وقتی حالت غضب را دیدند، در نقل دارد شلاقی هم دست امام حسن بود، وقتی این صحنه را مشاهده کردند با دیدن حضرت مردم به سمت درهای مسجد هجوم بردند و فریاد می زدند وا عمرا، این یک نقل هست که مرحوم سید مرتض در الشافی فی الإمامة جلد4 ، صفحه 219 نقل کرده، از روایاتی هم برمی آید وقتی که امیرالمؤمنین وقتی که مواجه شد با اصرار مردم به ادامه این بدعت عمر دیگر نهایتاً ناچار شدند به خودشان وابگذارند و فرمودند که به آنها بگویید هرچه می خواهند بخوانند، دیگر به جهنم شما که مصر به مسیر ضلالة هستید هر طوری که می خواهید عمل بکنید، این هم مرحوم شیخ طوسی در تهذیب الأحکام نقل کرده، جلد3 صفحه 70،  در تفسیر عیاشی هم باز آمده در جلد1 صفحه 275 در واقع به گونه ای امیرالمؤمنین عمل کرده به همان آیه شریفه

«فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ»

زخرف/83

پیامبر خیلی غصه مشرکان را می خورد که اینها چرا ایمان نمی آورند، و قرآن می گوید که رهایشان کن به حال خودشان نمی خواهد خودت را اذیت کنی، خودت را به سختی بیاندازی، امیرالمؤمنین هم همینطور دیگر، وقتی که مُصِرّ هستید به این مسیر بدعت به همین شکل عمل کنید،

مجری:

آنچه شرط بلاغ بود گفتیم در اینجا هم همین است، ما الآن برای برادران اهل سنت داریم توصیه می کنیم، این واقعیت است این حقیقتی هست و حالا خودتان می دانید

استاد جباری:

آنچه که در اصح کتب شان آمده بعنوان امر بدعت و روایت معتبیری است از زراره این روایت را مرحوم صدوق نقل کرده در من لایحضره الفقیه جلد2 صفحه 137، هم زراره نقل کرده از جهت سند معتبر است، و هم محمد بن مسلم این دو صحابی برجسته از امام باقر و امام صادق (ع) از هر دو نقل کردن که در زمان پیامبر بعضی از مردم در شبهای رمضان آمدند در مسجد پشت سر پیامبر اقتدا کردند نماز مستحبی را، و پیامبر که اینچنین دید بلافاصله رفتند داخل منزل که اینها نایستند برای اقتدا و نماز را ادامه ندادند، و شب دوم و شب سوم هم این وضع تکرار شد دیگر پیغامبر ناچار شد روز چهارم بر منبر رفتند و گفتند این کار بدعت است، تصریح کردند به بدعت بودن این کار و این جمله را فرمودند که هر بدعتی ضلالة و گمراهی است، و هر ضلالتی هم مسیرش به سوی آتش و نار هست و از منبر به زیر آمدند در حالی که می فرمودند عمل کم مطابق با سنت بهتر از زیاد مطابق با بدعت است، همین برادران اهل سنت را شما در شبهای ماه رمضان دو رکعت نماز بدون آمیختگی با بدعت بخوانید از این 20 رکعت و 30 رکعت ارزشش نمی گوییم بالاتر است می گوییم این ارزش دارد و آن بی ارزش است، آن ارزشی ندارد چونکه آن طاعت نیست.

مجری:

و خدای نکرده یک وقت گناه هم برای ما ثبت نشود بجای اینکه ثواب باشد

استاد جباری:

قطعاً بله بدعت ضلالة است و در آتش است، یعنی شما داری در ظاهر نماز می خوانی اما در واقع دارید معصیت انجام می دهید،

مجری:

یعنی می خواهی رضایت خدا را جذب کنید، سخت خدا را به دست می آوید،

استاد جباری:

طاعت یعنی تبعیت از امر خدا مگر اینجا امر خدا آمده که شما اینطور انجام می دهید؟ ولو پدران شما بزرگان شما، علمای شما اینطور می گوید، اما شما خودتان مکلف هستید که ببینید که تکلیف چیست، به منابع تان مراجعه بکنید، به منصفین تان مراجعه بکنید، احتمال این را بدهید که این علمای شیعه و این حرف هایی که می زنند حداقل بهره از صدق و صحت داشته باشد، احتمالش را که بدهید همین مقدمه می شود برای تحقیق بیشتر

مجری:

حالا آن چیزی هم که حضرت عالی دارید می گویید از منابع و کتب خودشان هست، چیزی که خودتان دارید شرع تان را از آن کتاب می گیرید در آن کتاب اینطور دارد می گوید بلاخره مسلم و بخاری شده منبع دین شما و شرع شما، آن این را دارد می گوید

استاد جباری:

اصلاً دعب این شبکه و شبکه های مشابه شیعه این است که مطلب را بدون سند نگویند ما مستنداً داریم از منابع خودتان مطلب را نقل می کنیم و مستدلاً نقل می کنیم و طبیعتاً اختیار با خود بیننده و شنونده است که چگونه حرکت بکند و قضاوت بکند؛ این وضعیت صلاة تراویح است که خوب است این سؤالی که فرمودید مقدمه ای شد که من این موارد را بیاورم که مستنداً عرض بکنم خدمت عزیزان.

مجری:

خیلی متشکریم ان شاء الله که حق و حقیقت برای ما روشن بشود و از آن اطاعت کنیم و پیرو حق و حقیقت باشد.

قطعاً اسلام ناب محمدی همین مذهب اثنی عشری جعفری است،اینکه شکی در آن نیست و  می بینیم که در همین مذهب و در دین مبین اسلام همیشه الگو برداری و تأثیر مؤمنین در رأس مباحث است چنانچه قرآن می گوید پیامبر با آن الگویی نیکو برای خودتان انتخاب کنید، و مخصوص مرد و زن هم نیست این الگو ما الگوهایی داریم از بانوان، در اول ماه مبارک رمضان سالگرد رحلت بانو و حضرت نفیسه هست، در این چهار پنج دقیقه که باقی مانده لطف بفرمایید در خصوص شخصیت ایشان برای ما یک صحبتی بکنید و ان شاء الله بعد برنامه را به پایان برسانیم.

مجری:

خواهش می کنم،  بله یاد بکنیم از این بانوی بزرگوار، این اسلام است، اسلام اصیل است، این دین گریزان و دین ستیزانی که تلاش می کنند اسلام را متهم بکنند به اینکه زن ستیزی کرده حقوق زنان را زیر پا گذاشته، این در تاریخ اسلام چه گلهای سر سبدی از این بانوان رشد کردند تربیت شدند که یکی همین جناب نفیسه خاتون هست، سیده نفیسه هست، که این پروریده اهل بیت (ع) هست سیده است، علویه است، از نسل امام حسن (ع) هست، و نسبش هم این هست سیده نفیسه بنت حسن بن زید بن الحسن، با دو واسطه به اما حسن (ع) می رسید، از نوادگان امام حسن (ع) هست، فرزند حسن بن زید بن حسن (ع) و دوره حیاتش هم ولادتش را سال 145 گفتند یعنی اواخر عصر امام صادق (ع) وفاتشان هم 208 هجری است،  معاصر امام رضا و امام کاظم و همینطور بخشی از اوایل امامت امام جواد (ع)، بانوی بزرگواری بوده از معروف ترین بانوان اهل بیت (ع) در تاریخ اسلام معروف است به زهد و تقوا و کرامات و عبادات و همینطور حدیث اهل حدیث بوده عالمه بوده احادیثی از او نقل کردند، زنانی مردانی حدیث از او نقل کردند، و عروس امام صادق (ع) بوده، اسحاق مؤتمن فرزند امام صادق شوهر این خانم بوده دوتا هم فرزند آورده برای ایشان یکی بنام قاسم دیگری ام کلثوم، در مدینه می زیسته البته ولادتش را در مکه گفتند بعد در مدینه رشد کرده، در سال 193 هجری همان دوره امام رضا (ع) عزیمت به حج می کند همراه همسرش از حج  می رود به بیت المقدس برای زیارت هم مسجد بیت المقدس و هم قبر حضرت ابراهیم خلیل، و انبیائی که آنجا هستند، و از آنجا حرکت می کند به سمت مصر، اینکه چرا به مصر می رود، آیا برای زیارت قبوری، مثلاً مالک اشتر قبرش آنجا بود، محمد بن ابی بکر و شهدایی، یا بنابر یک احتمال چون درباره حضرت زینب (س) دو سه تا احتمال داده شده، یک احمتال در مصر است، احتمال مشهوری که در سوریه و شام هست، اینها می خواهم عرض کنم یک زمینه ای بوده برای عظیمت ایشان به مصر و خب شیعیانی هم در مصر بودن ایشان به مصر می رود و در آنجا خیلی مورد استقبال قرار می گیرد در خانه یک تاجر معروفی بنام جمال الدین بن عبد الله بن جساس در آنجا ساکن می شود و کراماتی از او می بینند، شفای یک دختر یهودی به دست او انجام می شود و لذا مردم خیلی معتقد می شود به ایشان و هنگامی که قصد بازگشت به مدینه داشته مردم مانع می شوند حتی ایشان نمی پذیرد حاکم را واسطه می کنند که  بیاید و تقاضا بکند که ایشان در آنجا بماند، ایشان می گوید من زنی ضعیف هستم، این خانه من اینجا کوچک هست و مردم زیاد تجمع می کنند در این خانه و در اثر کثرت مراجعات از عبادت بازمانده ام، لذا تقاضا می کنند شما بمانید خانه بزرگتری را در درب السباع مصر می دهند، و اینکه در هفته دو روز شنبه و چهار شنبه مردم بیایند برای دیدار ایشان طلب دعا و تبرک و امثال اینها و همینطور می شود، و گفته شده اموال خوبی هم داشته خیلی کمک می کرده به افراد تهی دست و بی چیز و درمانده امثال اینها، در حالاتش گفتند 30 سفر حج رفته بوده، در کثرت عباداتش خیلی اهل قرائت قرآن بوده، حافظ قرآن بوده

مجری:

30 سفر حج امروز و آن روز را اگر یک خورده به آن فکر کنیم، سختی هایش چقدر هست

استاد جباری:

بله به این سادگی نیست، و در آنجا قبری را حفر می کند، در همان خانه ای که بوده و هر روز می رفته در آنجا نماز می خوانده قرائت قرآن می کرده، و گفتند که یک وقتی به این آیه رسید

«لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ»

که جان به جان آفرین تسلیم می کند از دنیا می رود در سال 208 هجری در همین اول رمضان 208 هجری و در همان خانه خودش ایشان را  دفن می کنند که الآن قبه و بارگاهی دارند که مردم خیلی معتقد هستند، کاروان های عروسی می روند در آنجا  تبرکاً کنار مرقد ایشان و ایشان را کریمة الدارین لقب داند، چرا؟ چون گفتند بعد از وفاتش هم از مرقدش کرامات دیدند، چنان که در زمان حیاتش کرامات از او صادر می شد بعد از وفاتش هم به همین ترتیب.

مجری:

خیلی ممنون متأسفانه وقت مان هم به پایان رسید این دعای آخر ماه شعبان که فرموید که این روزها بگویند را برای بینندگان بفرمایید که یاد داشت کنند و بعد برنامه را به پایان ببریم

استاد جباری:

اللهم صلی علی محمد و آل محمد بسم الله الرحمن الرحیم  اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ.

خدا یا اگر در آنچه که از ماه شعبان گذشت ما را نیامرزیدی در مابقی ماه شعبان ان شاء الله ما را همه بینندگان را همه شیعیان اهل بیت (ع) را مشمول غفران و رحمت خودت قرار بده که ان شاء الله آمادگی وارد ماه رمضان بشویم.

مجری:

ان شاء الله که با تعجیل در فرج آقا هم که دیگر و وقوع فرج در این روزها به زودی زود دیگر بهتر بتوانیم ماه مبارک رمضان را درک کنیم، ان شاء الله، خیلی متشکریم جناب آقای دکتر جباری از صبر و حوصله ای که دارید و با این همه پاسخ دقیق و کاملی که به ما می دهید از شما واقعاً جای تشکر دارد ان شاء الله در برنامه های بعد و در همین آینه تاریخ ان شاء الله در برنامه بعدی ان شاء الله در خدمت شما خواهیم بود.

خب بینندگان محترم ان شاء الله که برنامه مورد استفاده تان قرار گرفته باشد ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید تا دیدار دیگر التماس دعا داریم و همه شما را به خدای منان می سپاریم.

اللهم عجل لولیک الفرج.

 


آینه تاریخ>

ماه رمضان ، شهر رمضان ، قرآن ، نزول قرآن ، شب قدر ، آزاد شدن از آتش ، افطاری ، ایمان ،