آینه تاریخ

قسمت چهل و ششم برنامه آینه تاریخ با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر جباری


 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:27/12/1400

برنامه:آینه تاریخ

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج) عرض سلام و ارادت دارم خدمت شما و عرض شب بخیر و تبریک و تهنیت به مناسبت این روز عزیز روز ولادت حضرت حجت إبن الحسن (عج)، خیلی خوشحالیم که در این روز فرخنده و خجسته در خدمت شما هستیم با برنامه آینه تاریخ که به مباحث پیرامون تاریخ اسلام و شبهه ها و سؤالاتی که وجود دارد می پردازیم، در خدمت استاد عزیزم کارشناس محترم برنامه استاد جباری عزیز هستیم.

استاد خدمت شما عرض سلام دارم و عرض شب بخیر و تبریک این عید بزرگ.

استاد جباری:

بسم الله الرحمن الرحیم

متقابلاً عرض سلام و ادب دارم حضور حضرت عالی و عزیزان بیننده این برنامه در هر جای این کره خاکی که شرف حضور دارید، بنده هم تبریکات مضاعف دارم خدمت همۀشما عزیزان امروز را و سالروزر میلاد مسعود مولا و ولی نعمت مان امام حجت بن الحسن العسکری (سلام الله علیه) مناسبت بسیار بزرگی هست و عید واقعی هست برای همه شیعیان همه انسان ها در واقع همه کسانی که منتظر تحقق آن وعده بزرگ الهی هستند آن انسان کاملی که إن شاءالله ظهور کند بساط تمامی این ظلم ها و فسادهای که در روی زمین گسترده شده برچیند آرزوی قلبی همه انسان هاست به خصوص مستضعفین، إن شاءالله که این هر چه زودتر محقق بشود بشاراتی که در باره ظهور آن حضرت داده شده إن شاءالله به منحصه تحقق برسد إن شاءالله و همه ما هم إن شاءالله جزو یاران آن حضرت مقرر بشویم.

مجری:

بسیار ممنون و متشکرم این دعای خیر و خوب إن شاءالله هر چه زودتر محقق بشود و چشمان ما به جمال نورانی حضرتش روشن و منور.

در این روز پر از خیر و برکت و شادی إن شاءالله مباحثی که مطرح خواهیم کرد و سؤالاتی که داریم در رابطه با حضرت حجت و پیرامون مسائل مربوط به حضرت هست که سؤال اول را من خدمت شما مطرح می کنم تا إن شاءالله در ادامه؛ سؤال پرسیده شده که در برخی از شبکه های وهابی این شبهه القاء می شود که شاهد ولادت حضرت مهدی (عج) فقط جناب حکیمه خاتون عمه حضرت بودند، با این وصف چگونه می توانیم که یقین پیدا کنیم به ولادت و وجود آن حضرت؟

استاد جباری:

همانطور که اشاره فرمودید روایات متعددی هست که حالا من اشاره می کنم منتهی اصل شبهه را یک مقدار توضیح می دهم برای اینکه عزیزان بیننده بیشتر در جریان قرار بگیرند؛ واقعه مطلب در باره ولادت امام عصر (سلام الله علیه) ناقل اصلی جزئیات آن شبی که حضرت متولد شدند ناقل اصلی جناب حکیمه خاتون هست حکیمه خاتون دختر امام جواد بوده یکی از دختران امام جواد (سلام الله علیه) و در واقع خواهر امام هادی و عمه امام عسکری، بانوی بسیار با فضیلت بوده روایاتی چندی در باره جناب حکیمه خاتون و از حکیمه خاتون ما داریم خیلی با جلالت از ایشان یاد شده گاهی شیعیانی به محضر ایشان می رسیدند و کسب حدیث می کردند، یک روایت جالبی در کتاب شریف «کمال الدین» مرحوم شیخ صدوق می دیدم که یکی از شیعیان به محضر حکیمه خاتون می رسد پرده ای آویخته می شود ایشان آن سمت پرده، آن شیعه هم این سمت پرده سؤالش را می پرسد و ایشان همان حدیث را مطرح می کنند و به هر حال خیلی با فضیلت از ایشان یاد شده عمر خوبی هم کرد دوره امام هادی (سلام الله علیه) را همراه آن حضرت بود، با احترام از او یاد می شد، دوره امام عسکری را هم درک کرد، ولادت امام عصر را هم درک کرده، آغاز غیبت صغرا را هم درک کرده، پس از شروع غیبت صغرا مدتی بعد از آن از دنیا رفته.

مجری:

پس عمر طولانی داشتند.

استاد جباری:

بله نسبتاً، همسر داشته و فرزندانی داشته برایش ذکر شده اینها، و این بانوی بزرگوار ارتباط داشته با خانه برادرشان امام هادی و خانه امام عسکری و اصل جریان این جناب نرجس خاتون و آمدن این کنیز این بانو به عنوان کنیز به خانه امام هادی سپس همسری او با امام عسکری (علیه السلام) اینها چیزهای هست که جناب حکیمه خاتون در جریانش بوده، حتی در بعضی از نقل ها گفته شده یعنی آن نرجس خاتون را کنیز حکیمه خاتون ذکر کردند که این وجه جمعش را با روایاتی که ذکر شده که امام هادی (سلام الله علیه) فرستاد کسی را و این بانو (نرجس خاتون) را به عنوان کنیز خرید و آورد قابل جمع هست به این شکل که امام هادی او را سپرد به حکیمه خاتون که تربیت کند و بیاموزد آداب دینی را، به هر حال رفت و آمد داشته و لذا آن شبی که شب وضع حمل جناب نرجس خاتون بود امام عسکری (سلام الله علیه) دعوت می کند از حکیمه خاتون که عمه شما امشب اینجا باش در کنار نرجس خاتون باش و او به تفصیل گزارش می کند آن حالاتی که عارض شد بر نرجس خاتون و سپس تولد آن فرزند را باز با امدادها و اعجازهای الهی که در آن گزارش مفصل آمده ایشان ناقل هست، شبهه خیلی عجیب هست این سؤالی که مطرح فرمودید من هم دیدم در شبکه های وهابی؛ اینها به هر حال دنبال یک سراخ های می گردند که از آنجا وارد بشوند و احیاناً اغراض خودشان را پیش ببرند و چنین شبهه ای را مطرح کنند، در پاسخ دو نکته را عرض می کنم:

یک نکته این هست که برای آن ساعت وضع حمل و آن لحظات وضع حمل طبیعی هست که یک بانو که محرم خانه هست او در جریان باشد، وضعیت مثل امروز که نبوده حالا ببرند خانم بارداری را به بیمارستان و کادر بیمارستان مطلع بشوند و پزشک و پرستار، آن زمان چنانکه تا همین اواخر هم وضع حمل ها در منازل قابله های می رفتند در منازل وضع حمل می کردند معمولاً از نزدیک خود آن اهل خانه مطلع می شدند و حالا گاهی بعضی همسایه ها، این در صورتی هست که حالت حالت عادی بوده باشد تقیه و خوف و اینها نبوده باشد در حالی که ولادت امام عصر (سلام الله علیه) در یک حالت کاملاً مخفیانه در حالی که حاکمیت عباسی دنبال این بود که ببیند آیا امام عسکری صاحب فرزندی خواهد شد یا نه و طبیعتاً سوءقصدی به جان آن فرزند انجام می گرفت لذا کاملاً وضعیت وضعیت بغرنجی بود تحت نظر بودند هم امام هادی هم امام عسکری در عسکر بودند دیگر در پادگان بودند و در یک چنین وضعیتی، پس این دو نکته را خوب باید توجه کرد یک نکته اینکه معمولاً قدیم در وضع حمل ها خود اهل خانه خواص مطلع می شد آن هم بانوان دیگر، و نکته دوم اینکه وضعیت وضعیت خاص امنیتی بوده که امام (سلام الله علیه) طبیعتاً دنبال این بودند که کمترین کسی مطلع بشود از این جریان.

مجری:

کاملاً مخفیانه بوده.

استاد جباری:

پس بنابراین اینکه حکیمه خاتون آن شب در آنجا باشد طبیعتاً نمی تواند جار بزند همسایه ها را فرا بخوانند و اعلام بکنند و اینها، اما نکته دیگر اینکه به این بسنده نشد امام عسکری (سلام الله علیه) تعمد داشت که فرزندشان را بعد از ولادت به شیعیان به خواص شیعیان ارائه کنند نشان بدهند اینطور نبود که امام عصر (سلام الله علیه) مخفیانه متولد بشود و دیگر هیچ کس نبیند تا زمان آغاز غیبت صغرای آن حضرت و کسی از شیعیان مطلع نشود در دوران غیبت صغرا کسی مطلع نشود، کتابی که باز من آورده ام و از ارزشمندترین کتاب ها در زمینه همین حوادث دوران غیبت صغرا و حضرت حجت (سلام الله علیه) هست همین کتاب «کمال الدین و تمام النعمه» مرحوم شیخ صدوق هست که انصافاً این کتاب خلع بزرگی را پر کرد و قبلاً هم ذکر خیر این کتاب خدمت شما عزیزان رفته که این کتاب به تعبیر مرحوم شیخ صدوق در آغاز کتاب به امر امام عصر (سلام الله علیه) در عالم رؤیا به شیخ صدوق در کنار کعبه می بیند حضرت حجت را در عالم رؤیا و حضرت توصیه می کند که چنین کتابی نوشته بشود و ایشان دست به قلم می برد، یک بابی دارد باب 43 کتاب «کمال الدین»

«ذكر من شاهد القائم عليه السّلام و رآه و كلمه»

ذکر کسانی که حضرت حجت (سلام الله علیه) را دیدند و مشاهده کردند و با او سخن گفتند

در اینجا چیزی حدود 26 روایت ایشان نقل می کند از کسانی که موفق شدند بعد از ولادت امام عصر چه در زمان امام عسکری در آن پنج سالی که امام عسکری همراه فرزندشان و چه بعد از شهادت امام عسکری در دوران غیبت صغرا، 26 مورد را، یکی دوتا روایتش را می خوانم؛ روایت دومش روایت جالبی هست با سند خودشان مرحوم شیخ صدوق می آورند تا معاویة بن حکیم و محمد بن عیوب بن نوح و محمد بن عثمان عمری، این سه نفر، با سند می آید به این سه نفر می رسد جعفر بن محمد بن مالک فزاری نقل می کند از این سه نفر معاویة بن حکیم و محمد بن عیوب بن نوح و محمد بن عثمان عمری که نائب دوم هست، اینها می گویند که

«قَالُوا: عَرَضَ عَلَيْنَا أَبُو مُحَمَّدٍ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ نَحْنُ فِي مَنْزِلِهِ وَ كُنَّا أَرْبَعِينَ رَجُلاً»

چهل نفر بودیم در خانه امام عسکری به ما عرضه کرد نشان داد فرزندش را

کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، باب 43 «ذكر من شاهد القائم عليه السّلام و رآه و كلمه»

و فرمود

«هَذَا إِمَامُكُمْ مِنْ بَعْدِي»

این امام شما هست بعد از من

«وَ خَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ»

جانشین من هست

«أَطِيعُوهُ وَ لاَ تَتَفَرَّقُوا مِنْ بَعْدِي فِي أَدْيَانِكُمْ فَتَهْلِكُوا»

از این اطاعت کنید و متفرق نشوید بعد از من در مذهب تان در دین تان

این طرف و آن طرف نروید محور این هست این فرزند من، هر چه این فرمود بر این مرکزیت بر این محور حرکت کنید که اگر غیر از این باشد هلاک می شوید.

مجری:

در روایت اشاره ای که شده که امام در چند سالگی هستند یا اشاره ای نشده؟ (خود امام عصر (عج))

استاد جباری:

نه در اینجا اشاره نشده اما طبیعتاً در همان فاصله بین سال 255 تا 260 بوده، حالا سن امام عصر چقدر بوده دو سال، سه سال، چهار سال یا پنج سال، در بعضی روایت های بعدی اشاره شده سالش حدوداً که می گوید من امام را در سن دو سالگی مثلاً تشخیص دادم، اما اینجاها به سن حضرت اشاره نشده اما قدر متیقن دوران حیات امام عسکری بوده و فرمود که

«أَمَا إِنَّكُمْ لاَ تَرَوْنَهُ بَعْدَ يَوْمِكُمْ هَذَا»

بعد از امروز شما این را نخواهید دید

بعد اینها می گویند

«قَالُوا فَخَرَجْنَا مِنْ عِنْدِهِ فَمَا مَضَتْ إِلاَّ أَيَّامٌ قَلاَئِلُ حَتَّى مَضَى أَبُو مُحَمَّدٍ»

نشان می دهد اواخر عمر امام عسکری بوده، می گوید چند روزی نگذشت که امام عسکری از دنیا رفت، ممکن است بگوییم همان سال 260 بوده با توجه به این تتمه.

مجری:

در پنج سالگی یا چهار سالگی.

استاد جباری:

بله، می گوید «أَيَّامٌ قَلاَئِلُ» روزهای اندکی گذشت که امام از دنیا رفت، این نشان می دهد که پس امام عسکری اهتمام داشتند که به خواص شیعه فرزندش را نشان بدهند؛ یعنی حضرت در بین المحذورین قرار داشتند هم باید ارائه بکنند فرزندشان را هم نکند، برای دشمنان طبعاً باید مخفی کند، برای دوستان نشان بدهد، این یک روایت هست.

روایت سوم این باب را باز مرحوم شیخ صدوق نقل می کند از عبدالله بن جعفر حمیری که از بزرگان شیعه در آن عصر بوده و مرتبط با شیخ صدوق، این عبدالله بن جعفر حمیری می گوید که

«قُلْتُ لِمُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ اَلْعَمْرِيِّ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ»

به نائب دوم گفتم که

«إِنِّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ إِبْرَاهِيمَ رَبَّهُ جَلَّ جَلاَلُهُ حِينَ قَالَ لَهُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ اَلْمَوْتىٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلىٰ»

گفت که من همان سؤالی که إبراهیم (سلام الله علیه) از خداوند کرد که خدایا به من نشان بده که مردگان را چطور زنده می کنی، خداوند فرمود که

«أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ»

ایمان نیاوردی به احیاء موتی؟

«قٰالَ بَلىٰ وَ لٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي»

می خواهم قلبم مطمئن بشود

این عبدالله بن جعفر حمیری هم می گوید به محمد بن عثمان همین را گفتم که من بله ایمان دارم یقین دارم که امام عصر زنده هست و متولد شده و اینها، اما می خواهم قلبم مطمئن بشود لذا همان سؤال إبراهیم را می کنم

«فَأَخْبِرْنِي عَنْ صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ هَلْ رَأَيْتَهُ»

به من خبر بده از صاحب این امر امامت و ولایت آیا شما دیدی او را؟

«قَالَ نَعَمْ وَ لَهُ رَقَبَةٌ مِثْلُ ذِي»

به گردن خودش اشاره کرد

«وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى عُنُقِهِ»

به گردنش اشاره کرد گفت بله دیدم گردنی مثل گردن من داشت؛ یعنی اینکه به سن رشد و بلوغ و اینها رسیده بود، می دانیم دوران نیابت نائب دوم حدوداً از 262 شروع می شود یا 263 تا 304 تقریباً 40 سال 42 سال حدوداً چون در باره وفات نائب اول تصریح تاریخی نداریم با قرینه ای می شود تشخیص داد که یکی دو سال بیشتر دوران نیابتش طول نکشیده تا سال 262 یا 263، بنابراین دوران چهل ساله ی نیابت نائب دوم در یکی از این سال ها بوده که این سؤال می شود که امام عصر (سلام الله علیه) هم به سن جوانی و بلوغ و رشد و اینها رسیده که این تعبیر را به کار می برد که گردن فرازش مثل گردن من، این باز یکی از شواهد هست مرحوم شیخ صدوق با یک واسطه ثقه، عبدالله بن جعفر حمیری ثقه هست معتبر هست و از ارزش های مکرر من در این برنامه عرض کردم که از ارزش های این کتاب کمال الدین این هست که در دوره ای نوشته شده که فاصله زمانی زیادی نیست تاریخ تألیف این کتاب با ولادت امام عصر با رخدادهای دوره غیبت صغرا لذا عزیزان می دانید در اسناد روایات هر چه تعداد واسطه ها کمتر باشد اعتبار روایت بیشتر هست دیگر مثل اینکه الآن ما خبری نقل بکنیم از خود صاحب واقعه یا یک واسطه نهایتاً بخورد طبیعتاً ارزش بیشتری دارد، اینجا با یک واسطه از نائب دوم مرحوم شیخ صدوق نقل می کند و او می گوید من بله دیدم حضرت را.

روایت سوم این باب را هم عرض می کنم و فکر می کنم کافی باشد؛ روایت را مرحوم شیخ صدوق با سندش می آورد از محمد بن یعقوب کلینی همان مرحوم کلینی بزرگوار صاحب کتاب شریف کافی

«قال حدثنی علی بن محمد قال حدثنی محمد والحسن بن علی بن إبراهیم»

علی بن إبراهیم یکی از وکلای ناحیه همدان بوده از او نقل می کنند اینها که

«قال فی سنة تسع و سبعین و مائتین»

در سال 279 این را نقل می کنم، اینها گفتند که

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْعَبْدِيُّ مِنْ عَبْدِ قَيْسٍ عَنْ ضَوْءِ بْنِ عَلِيٍّ الْعِجْلِيِّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ فَارِسَ»

از یک فردی نقل می کنند از اهل فارس که او می گوید من آمدم به سُرَّ مَن رَاه خدمت امام عسکری رسیدم

«لَزِمْتُ بَابَ أَبِي مُحَمَّدٍ (علیه السلام)»

می دانم أبو محمد کنیه امام عسکری (سلام الله علیه) هست، می گوید من دم در بودم که حضرت

«فَدَعَانِي مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْتَأْذِنَ»

من هنوز سخن نگفته بودم در نزده بودم امام دعوت کرد من را به درون خانه

وقتی که وارد شدم و سلام کردم فرمود که

«أَبَا فُلَانٍ كَيْفَ حَالُكَ»

حالم را پرسید

حالت چطور هست فلانی

و بعد فرمود

«اقْعُدْ يَا فُلَانُ»

بنشین

تعارف کردند که بنشینم، بعد احوال پرسی کردند از

«رِجَالٍ وَ نِسَاءٍ مِنْ أَهْلِي»

از خانواده و اینها (نزدیکانم) پرسیدند و پرسیدند برای چه آمدی به اینجا؟

«قُلْتُ رَغْبَةٌ فِي خِدْمَتِكَ»

آمدم در خدمت شما باشم

فرمود که

«الْزَمِ الدَّارَ»

عیب ندارد در ملازم خانه باش و می گوید در خانه بودم همراه خدمه ای که آنجا بودند خدمت امام می کردند، این نشان می دهد که شیعیانی داوطلبانه با افتخار می آمدند و تقاضا می کردند، در باره ائمه پشین هم شبیه اش زیاد تکرار شده شیعیان با افتخار تقاضای خدمت به امام را می کردند، می گوید بودم و می رفتم نیازمندی های منزل را از

«أَشْتَرِي لَهُمُ الْحَوَائِجَ مِنَ السُّوقِ»

از بازار می خریدم می آوردم

«وَ كُنْتُ أَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْ غَيْرِ إِذْنٍ إِذَا كَانَ فِي دَارِ الرِّجَالِ»

وقتی که در بیرونی بود اصطلاحاً در آن بخشی از خانه که مخصوص مردان هست می گوید آنجا که بود من بدون إذن اینقدر دیگر نزدیک شده بودم به امام وارد بر حضرت می شدم، می گوید یک روزی وارد بر حضرت شدم حضرت هم در آنجا بود

«فِي دَارِ الرِّجَالِ»

بود، یک صدای شنیدم

«سَمِعْتُ حَرَكَةً فِي الْبَيْتِ»

داخل خانه، فرمود که

«مَكَانَكَ لَا تَبْرَحْ»

همانجا باش داخل نشو

و می گوید من هم دیگر جسارت نکردم و همان سر جا ماندم؛ یک کنیزی یک خادمه ای خارج شد و یک بچه ای را یک چیز پیچیده ای را در بغل داشت و خارج شد، بعد امام فرمود که داخل شو، وارد شدم و تا من وارد شدم امام ندا داد صدا کرد آن خادمه را و فرمود که بیا برگرد

«فَرَجَعَتْ»

او برگشت

حضرت فرمود که آنچه که پوشاندی نشان بده

«اكْشِفِي عَمَّا مَعَكِ فَكَشَفَتْ عَنْ غُلَامٍ أَبْيَضَ حَسَنِ الْوَجْهِ»

یک طفلی سفید رو و زیبا می گوید در آغوش این خانوم بود و بعد توصیف می کند شمائل حضرت را، بعد فرمود که امام عسکری فرمود

«هَذَا صَاحِبُكُمْ»

این صاحب شماست

این امام شماست

«ثُمَّ أَمَرَهَا فَحَمَلَتْهُ»

بعد فرمود به آن خادمه به آن کنیز که ببر

و او هم برد و

«فَمَا رَأَيْتُهُ بَعْدَ ذَلِكَ حَتَّى مَضَى أَبُو مُحَمَّدٍ (علیه السلام»

تا زمان حیات امام عسکری من دیگر او را ندیدم

و بعد این راوی می گوید

«فَقُلْتُ لِلْفَارِسِيِّ»

به این فرد ایرانی که رفته بود خدمت حضرت (همین شخص) می گوید

«كَمْ كُنْتَ تُقَدِّرُ لَهُ مِنَ السِّنِينَ»

سنش را چقدر حدس زدی وقتی که دیدی؟

«فَقَالَ سَنَتَيْنِ»

دو ساله

بعد می گوید که در زمان نقل روایت می گوید من پرسیدم از آن راوی که الآن تو فکر می کنی چند ساله باشد؟ گفت چهارده ساله فکر می کنم یعنی چهارده سال گذشته بوده از این تاریخ.

مجری:

در واقع دوازده سال از آن واقعه گذشته بوده که روایت نقل شده.

استاد جباری:

و بعد راوی بعدی سؤال می کند که ما فکر می کنیم الآن دیگر حضرت 21 ساله بوده باشد؛ یعنی به هر حال این روایات همه گویای این نکته هست که شیعیان خواص از شیعیان آنهای که ملازم بیت بودند آنهای که مورد اطمینان بودند اینها حضرت را در زمان حیات امام عسکری (سلام الله علیه) مشاهده کردند، بعد روایات متعددی که مرتبطین با امام عصر (سلام الله علیه) در دوران غیبت صغرا را که یک نمونه اش همان روایت نائب دوم بود که اشاره کردیم و روایات متعدد از جمله همان روایت مربوط گروه قمیین (قمی ها) که اینها در همین اوائل غیبت صغرا یک گروهی بودند

که همین مرحوم شیخ صدوق در کتاب «کمال الدین» نقل کرده جریانش را که وقتی که امام عسکری (سلام الله علیه) از دنیا رفتند قمی ها عزیزان دیگر مستحضرید در دوره قرن دوم دقیقاً از زمان امام صادق (سلام الله علیه) از آغاز، اواخر قرن اول آغاز قرن دوم شیعیان اشعری وقتی که در قم مستقر شدند اینها دیگر ارتباط مستمر با ائمه داشتند می رفتند می آمدند به خصوص دیگر وقتی که امام هادی و امام عسکری در سامرا (امام هادی احضار به سامرا شد بعد امام عسکری) دیگر اینها می آمدند به سامرا مرتبط با امام بودند وجوهات شرعی را می آوردند کیسه کیسه افراد خمس شان زکات شان وجوهات شان هدایای شان را می دادند به نماینده های از صلحای قم، اینها می آمدند سامرا خدمت امام عسکری یا امام هادی (علیهم السلام) می رسیدند این کیسه ها را می گذاشتند جلوی امام، امام بدون اینکه اینها بگویند این مال چه کسی هست کیسه را بر می داشت می گفت این مال فلانی و این مقدار در آن هست و قبول کردم، ذکر اوصاف هست، و اینها آمدند به سامرا مواجه شدند با شهادت امام عسکری (سلام الله علیه) بعد گفتند جانشین حضرت کیست؟ گفتند جعفر، جعفر کذاب مدعی جانشینی امام عسکری شده بود و گفتند حالا کجاست؟ گفتند رفته دجله برای خوشگذرانی، قصه اش مفصل هست رفتند کنار دجله دیدند بله جناب جعفر سوار قایقی شده و یک مغنی آنجا نشسته برایش دارد می نوازد و دارد خوش می گذارند، آمد به ساحل رسید و پرسید چیکار دارید؟ اینها قصۀشان را گفتند، گفت بدهید رد کنید بیاید آنچه که از این اموال آوردید، گفتند اینطور نمی شود ما خدمت برادرشما امام عسکری می رسیدیم اینچنین مواجه می شد با موال، گفت از من طلب معجزه دارید و اینها؟ خلاصه اینها را بردند نزد خلیفه و بعدش هم آنها گفتند ما گروه غریب هستیم اینجا می آمدیم خدمت امام عسکری دیدار می کردیم و رها می کند خلیفه اینها را، مأیوس از سامرا می خواهند خارج بشوند که پیک امام عصر (سلام الله علیه) می آید سراغ اینها و اینها را می برد در خانه امام عسکری با خود حضرت موجه می شوند طبق نقل و حضرت آنجا اموال را از اینها می گیرد و می فرماید که بعد از این دیگر به سامرا مراجعه نکنید من وکیلی در بغداد نصب می کنم که طبعاً مراد همان عثمان بن سعید عمری نائب اول بود به آنجا مراجعه بکنید، این نمونه های اینچنین که گروهی از خواص قمیین اینها مشاهده کردند امام را در آغار غیبت صغرا و هم در طول غیبت صغرا که در همین کتاب «کمال الدین» مرحوم شیخ صدوق در یک روایتی مجموع کسانی که موفق شدند به رؤیت امام عصر و درک و وقوف بر معجزات حضرت، از وکلا و غیر وکلا را یاد می کند که حالا من دیگر واردش نمی شوم، خلاصه مطلب یک مقدار طول کشید پاسخ به این پرسش اما خواستم یک مقدار کاملتر پاسخ داده بشود به این دو نکته؛ یک نکته اینکه این یک مغلطه ای هست شبهه بی جای هست که مطرح می شود که بله حکیمه خاتون فقط ناقل بوده، حکیمه خاتون فقط ناقل آن حوادث جزئی آن شب ولادت بوده چون در خانه بود و به خاطر مخفی بودن دیگران نباید مطلع می شدند، اما کسانی که وجود مقدس امام عصر را چه در زمان حیات امام عسکری چه در دوره غیبت صغرا مشاهده کردند فراوان بودند و روایاتش هم من نمونه ای سه تایش را خواندم در همین کتاب «کمال الدین» که از معتبرترین و کهن ترین منابع ما هست عزیزان می توانید مراجعه کنید در همین بابی که اشاره کردم باب 43 که 26 روایت را اینجا نقل می کند.

مجری:

بسیار ممنونم از پاسخ درست و دقیق شما، عزیزان همانطور که استاد فرمودند می توانید به باب 43 مراجعه کنید و باقی روایات را ببینید.

استاد قبل از اینکه وارد سؤال دوم بشوم نکته ای فرمودید در مورد جعفر کذاب که برادر امام عسکری علیه السلام هستند، مشتاقانه می خواهم بدانم که عاقبت این جعفر کذاب با این شرحی که شما فرمودید به کجا رسید و چگونه این شکل گرفت.

استاد جباری:

بله ابتدا همین که فرمودید اشاره ای به ابتدای امرش بکنم، آن نقلی که در لحاظات پیش داشتیم وسط امرش بود، اما ابتدای امرش روایتی داریم که وقتی که متولد شد این جعفر امام هادی چهره شان گرفته بود و می دانستند به اذن الهی عملکرد این فرزندشان را و بد هم عمل کرد، و اذیت کرد امام عسکری را و در آغاز امامت امام عصر (ع) تحریک کرد خلافت عباسی را بر ضد خاندان امام عسکری یعنی یک کسی بود که تا این حد حتی رفت تحریک کرد که یک کنیز ممکن است در اینها بار دار باشد، این نشان می دهد که امام عسکری او را هم مطلع نکرده بود از ولادت فرزند، چون خوف این بود  که برود و خبر بدهد، و لذا آمدند تمام کنیزان را از خانه امام عسکری را بردند در خانه قاضی القضات در سامرا و یک سال نگه داشتند، که مطمئن بشوند فرزندی از اینها متولد نخواهد شد، و رها کردند اینها را و برکشتند اینها به خانه، و چنین عملکردی متأسفانه گزارش های بد درباره اش است، اما یک توقیعی داریم که همین توقیع را هم مرحوم شیخ صدوق نقل کرده، معروف به توقیع اسحاق بن یعقوب، فکر کنم مرحوم شیخ طوسی هم نقل کرده باشد، معروف است، توقیع اسحاق بن یعقوب که عزیزان بیننده بندهایی دارد، توقیعات در جلسات قبل هم درباره توقیعات اشاره ای داشتیم، مجموع نامه هایی که امام عصر (ع) در پاسخ به سؤالات شیعیان یا اینکه ابتدأً بدونه اینکه سؤآلی باشد مطلبی را حضرت در قالب آن نامه فرموده، به اینها می گویند توقیعات و یک توقیع معروفی است معروف به توقیع اسحاق بن یعقوب که آنجا پاسخ های آمده، سؤال ها در آن نیامده متأسفانه، که امام با و اما و اما یک به یک جملات را پاسخ می دهند، که یکی از پاسخ ها همان جمله معروفی است که همه شما شنیدید

«اَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعوُا فیها اِلی رُواةِ حَدیثِنا»

که امام عصر (ع) گویا إسحاق بن یعقوب پرسیده که ما در حوادثی که واقع می شود طبعاً بعد از این در دوره غیبت کبری ما باید چه کنیم تکلیف مان چیست که امام فرمود مراجعه به روات حدیث ما بکنید، و یک جمله اش هم این است

«وأمّا سبیل عمّی جعفر وولده فسبیل اِخوه یوسف علیه السلام»

که گویا این إسحاق بن یعقوب درباره جعفر عموی امام عصر پرسیده که سرانجامش چه شد شما با او چطور معامله کردید حضرت یک جمله می فرماید

«وأمّا سبیل عمّی جعفر وولده فسبیل اِخوه یوسف علیه السلام»

«وأمّا سبیل عمّی جعفر وولده فسبیل اِخوه یوسف علیه السلام»

مسیر عمویم جعفر همان مسیر برادران یوسف است،

خب طبیعتاً وقتی مطلق این را حضرت فرمودند هرچه که از قرآن کریم و روایات بطول قطع درباره برادران یوسف به دست می آید، طبیعتاً قابل تنظیر هست درباره جعفر، درباره برادران یوسف خب آنچه که از صریح قرآن استفاده می شود اینها پشیمان شدند توبه کردند آمدند نزد حضرت یعقوب

«يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا»

برای ما طلب مغفرة کن

که حضرت یقوب می فرماید

«سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّ»

حضرت یوسف هم فرمود

«لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ»

سرزنشی بر شما نیست

بزرگوارانه از اینها گذشتند، طبیعتاً اگر بخواهیم همه اینها را تسری به جعفر بدهیم او هم طبعاً و قاعدة موفق به توبه باید شده باشد و امام هم از او گذشته باشد، اما بالاخره این نام بد این عملکرد بد در تاریخ نقل می شود، این نکته را هم می خواهم عرض بکنم، از جعفر نسلی ماند کسانی از فرزندانش بودند از علما و بزرگان شیعه بودند در معاصر دوره قرن 4 دوره شیخ صدوق دوره شیخ مفید و از روایات استفاده می شود که معمولاً مرحوم شیخ مفید و شاگردانش سید مرتضی خیلی سراغ نقل عملکرد جد اینها نمی رفتند، سراغ عملکرد جعفر نمی رفتند به احترام این نسلی که از او باقی مانده یعنی احترام می گذاشتند، و حرمت نگه می داشتند، و بلاخره آنچه که و تنها چیزی که من دیدم و داریم درباره سرنوشت جعفر همین جمله ای است که از توقیع اسحاق بن یعقوب استفاده می شود.

مجری:

بله استاد یاد توابین تقریباً می افتیم که درست است که توبه کردند و پشیمان شدند از اینکه یاری نکردند امام عصر و زمان خودشان را اما این پشیمانی یک پشیمانی سود آور رضایت بخشی نبود.

استاد جباری:

بله یعنی بعد از حادثه بود یک توبه توابین است توبه توبه ای مثل حر است، که رفت و تلاش کرد جبران بکند و در صحنه حاضر شد و اینها هم با تأخیری از واقعه سه یا چهار سال بعد از واقعه توبه کردند اما طبیعتاً به گونۀ دیگری می توانستند عمل کنند.

مجری:

بسیار ممنونم از توضیح شما اگر اجازه بدهید من وارد سؤال دوم بشوم سؤال دوم را مطرح کنم در ابتدای فرمایش تان در رابطه با حضرت نرجس خاتون صحبت فرمودید، سؤالی که مطرح است آیا واقعاً مادر حضرت حجة بن الحسن جناب نرجس خاتون اهل روم بودند و پادشاه زاده بودند یا طور دیگری بوده داستان؟

استاد جباری:

دو سه تا احتمال وجود دارد، از مشهورترین نقل ها دربارۀ جناب نرجس خاتون همین گزارش مربوط به رومی بودن ایشان هست، پادشاه زاده بودن هست، و اتفاقاً یکی از اسامی که برای ایشان به عربی ذکر شده ملیکه است که بعضی گفتند همان عربی شده همان ملیکا هست که در لسان رومی به این مشهور بوده، که البته اسامی دیگری را هم دارد، و این مشهورترین است، مرحوم شیخ صدوق روایت مربوط به رومی بودن ایشان را و نسبش را نقل کرده، مرحوم شیخ طوسی نقل کرده، و همنیطور در دلائل الإمامة طبری شیعی یعنی دو سه تا از منابع مطرح قرن 4 و قرن 5 گفته، چون کمال الدین در قرن 4 هست و شیخ طوسی در کتاب الغیبة قرن 5  ایشان دلایل الإمامه هم قرن 5 هست، این نشان می دهد که در منابع مهدی نگار در قرن 4 مشهور بوده این جریان، این جریان مربوط به اسارت نرجس خاتون و آمدنش با اعجاز به خانه امام هادی و سپس عسکری (ع)، در نقطه مقابل دو قول دیگر هست که هردو ضعیف هست، یک قول اینکه بعضی از ظاهر برخی از نصوص ضعیف استفاده کردن که اهل نوبه بوده بوبه منطقه ای در مصر بوده، که از آنجا گاهی غلامان یا کنیزانی آورده شده اند به مناطق اسلامی، و آن نقل

«بأبي ابن خيرة الإماء النوبية»

را که از رسول خدا (ص) نقل شده این را تطبیق دادند به امام عصر که پیامبر فرموده باشد که پدرم فدای فرزند بهترین کنیزان اهل نوبة، خیال کردند که مراد امام عصر است که مادرش هم اهل شمال افریقا و نوبه بوده در حالی که نه دیگرانی از محققین گفتند که این درباره امام جواد (ع) هست مادر آن سبیکه او اهل نوبه بوده مراد پیامبر او هست، و این قول ضعیفی است یک قول ضعیف تر از این تنها گزارش مرحوم شهید اول هست، در کتاب دروس خودش در آنجا با عنوان قیل، یعنی خودش شهید اول هم این را تأیید نمی کرد، بعنوان یک قول ضعیف که گفته شده که مادر امام عصر مریم بنت زید العلویه، مریم دختر زید علوی است ظاهراً همان زیدی باشد که در طبرسان قیام کرد و حکومت علویان را تشکیل دارد، دختری بنام مریم داشت این بانو علوی بوده، این تنها سندش همان دروس مرحوم شهید اول هست، و هیچ مدرک دیگری هم ندارد و لذا مرحوم علامه مجلسی وقتی این را نقل می کند، می فرماید که

«إنّ القول بكونها مريم بنت زيد العلويّة فى نهاية الضعف»

اینکه بگوییم مادر امام عصر مریم دختر زید علوی است در نهایت ضعف است

با توجه به این نکاتی که عرض کردم، طبیعتاً در این دو سه قول همان قولی که بزرگان ما شیخ صدوق و شیخ طوسی و دلائل الإمامه نقل کردند این قول ترجیح دارد درباره جناب نرجس خاتون دیگر جریانش مفصل است من دیگر وارد آن نمی شوم، بحث ازدواجش مطرح بوده و بعد در عالم رؤیا می بیند، حضرت زهرا (س) را و امام عسکری (ع) را و راهکار به او نشان می دهد که خودش را به لای اسرای که در آن زمان در جنگ میان مسلمانان و رومیان برقرار بود بین آنها قرار بدهد و به نحوی منتقل بشود به محدوده اسلامی قلمروی اسلامی این هم همین کار را می کند، طبق آن تفسیری که هست، همینجا خوب است عرض بکنم یک شبهه ای را بعضی از مغرضین مطرح کردند، یا غیر مغرضین کسانی که احیاناً تشکیک می کنند در بحث های تاریخ، می گویند آن زمان که جنگی نبوده، فتوحاتی نبوده، چه جنگی بوده بین مسلمان ها و رومیان پاسخ این است که بوده، بر اساس متون تاریخی از جمله هم در الکامل فی التاریخ ابن اثیر اشاره و هم در تاریخ ابن خلدون و هم در تاریخ یعقوبی در المنتظم ابن جوزی اینها آمده که در فاصله سالهای 245 هجری تا 254 جنگ هایی وجود داشته بین مسلمانان و رومیان در همان مناطق امپراطوری روم شرقی و لذا این تاریخش را هم می خواند تاریخ جنگ ها در این فاصله می خواند با تاریخ اسارت این بانوی بزرگوار، چونکه 254 شهادت امام هادی (ع) است، و طبق همان نقلی هم که مرحوم صدوق نقل کرده درباره اسارت نرجس خاتون در اواخر دوران امام هادی (ع) این اسیر می شود بنابر این در اواخر این جنگ هایی است که در فاصله 245 تا 254 وجود داشته اینها در این منابع آمده، تاریخ یقعوبی، جلد2 صفحه 496، تاریخ بن خلدون جلد3 صفحه 347، المنتظم ابن جوزی، جلد12 صفحه 8، اینها معمولاً عزیزان وقتی مراجعه به این منابع بکنید، حوادث این دوره را یعنی سالهای 245 به بعد تا 254 را ببینید آنجا اشاره به این جنگ ها شده، شبهه هم شبهه بی جایی است و بلاخره یک نکته هم خوب است راجع به اسامی نرجس خاتون معروف ترین نامش همین نرجس است، منتهی آن زمان گاهی نام گلها را انتخاب می کردند، خود نرجس که این چنین هست، سوسن هم گفتند درباره نام مادر گرامی امام عصر، سیقل یا سقیل هم گفته اند به اعتبار چهره درخشانی که داشته، سپیدرو بوده درخشان بوده، ریحانه هم گفته شده، و ملیکه هم که گفته شده، اینها نام هایی است که درباره او می گویند، گاهی حکیمه هم گفته شده منتهی آیا این نام بوده یا خلطی شده بین نام حکیمه خاتون و  این هم یک نکته و بلاخره آخرین نکته ای که عرض می کنم این ابن خیرة الإماء را در چند روایت، یک روایتی از  امیرالمؤمنین (ع) هست که فرمودند

«انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا»

شما تابع اهل بیت پیامبرتان باشید اگر آنها نشستند و قیام نکردن  حرکتی نکردند، شما هم تابع آنها باشید، و اگر قیام کردند از شما یاری خواستند شما آنها را یاری کنید

«وان استنصروکم فانصروهم فلیفرجن الله بغتة برجل منا اهل البیت»

خداوند  فتنه ها را برخواهد چید به و سیله فردی از ما اهل بیت

بعد فرمود

«بأبی ابن خیرة الإما»

اینجا کاملاً مشخص است که آن کسی که تمامی فتنه ها و فساد را برمی دارد طبعاً امام عصر (ع) هست که امام فرمود پدرم فرمود پدرم فدای فرزند بهترین کنیزان، اینجا آمده، خیرة الإما طبعاً همین نرجس خاتون می شود، در بعضی روایات دیگر سیدة الإما آمده، سیده کنیزان، یک روایت دیگری هم هست، من این را بخوانم روایت در مُقْتَضَبُ الأثَر هست، با این مضمون با سند خودش نقل می کند می آید تا چند نفری حارث بن عبدالله حارث همدانی و چند نفر دیگر می آید اینها همه نزد امیرالمؤمنین (ع) بودند این چند راوی که حالا اسامی شان را عرض نمی کنم، می گویند که در همان حال امام حسن (ع) وارد شد نزد امیرالمؤمنین،

«أقبل ابنه الحسن»

امیرالمؤمنین فرمود

«مرحباً یابن رسول الله»

وقتی که امام حسن وارد شد امیرالمؤمنین اینطور فرمود، ای فرزند پیامبر، و بعد می گویند وقتی که حسین (ع) وارد می شد امیرالمؤمنین

«و إذا اقبل الحسین یقول بأبی أنت و امی یا ابا ابن خیر الإمام»

پدر و مادرم فدای تو ای پدر، پسر بهترین کنیزان،

به حضرت گفته شد که

«یا امیر المؤمنین ما بالک تقول هذا للحسن و تقول هذا للحسین»

چطور به حسن آنطور فرمودید و به حسین این چنین؟

«و من ابن خیرة الإما؟»

فرزند بهترین کنیزان چه کسی است که فرمودید

«قال ذلك الفقيد الطريد الشريد»

این همان نایافته است، یعنی از چشم ها پنهان می شود  رانده دور شده کسی که جائرین دنبالش هستند اما در خب در اوصاف حضرت، «الفقد الطرید الشرید»

«محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين هذا»

نسب را همنام خود امام عصر گفته، محمد برد و بعد پدرانشان تا رسید به امام حسن،

«و وضع یده علی رأس الحسین»

دست مبارک را بر سر حسین گذاشتند

که آن کسی که این فتنه ها را برخواهد چید و ظلم ها را برخواهد چید از نسل این حسین هست، و نسب را هم از جمله روایاتی است که ذکر ائمه (ع) در آن کاملاً توسط امیرالمؤمنین صورت گرفته، به هرحال یک چنین اوصافی درباره بانوی بزرگوار آمده و اتفاقاً گاهی تجربه هم شده برای قضاء حوائج انسان یک کار خیری انجام بدهد، یاسین بخواند یا نمازی چیزی، هدیه به مادر گرامی امام عصر (ع) مجرب است، به هرحال این بانوی بزرگوار از روم می آید و در آن فضای سخت و شرافت مادری شخصیتی مثل امام عصر (ع) را دارد، طبیعتاً اگر هدیه ای بدهیم حضرت هم پاسخی خواهد داد، هدیه به نثار روح مادر امام عصر (ع) صلواتی هم اهدا می کنیم.

مجری:

استاد ممنونم، سؤالی که برای خودم پیش می آید این عنایت ویژه ای که به حضرت نرجس خاتون (ع) شده و عنایت شخصی شاید برای شخص ایشان بوده که اینگونه با اعجاز به مادری حضرت حجت منصوب بشود و مبارک بشوند به این قصه آیا حکمت دیگری هم استاد به نظرتان می رسد در رابطه با این مسئله یعنی مثلاً جایی من خواندم این جهانی بودن امر ظهور اینکه همه عوامل باید دخالت داشته باشند در این امر، آیا این نکته در این دقایق اندکی که فرصت داریم نظر حضرت عالی را می خواستم بدانم

استاد جباری:

بله قطعاً به نظر می رسد که یک سری در این مسئله هست و اینها اسرارش هنگام ظهور روشن خواهد شد، یک نکتۀ لطیفی را چند سال قبل یکی از محققین مطرح می کرد که رفته بود سفر کرده بود به واتیکان و در آنجا قبر جناب شمعون را وصی حضرت عیسی را زیارت کرده بود، و می گفت ما متأسفانه روی این مسئله خیلی کار نکردیم، جناب شمعون حد وصل و واسط هست میان تشیع و مسیحیت، چرا؟ چون بانو نرجس خاتون از نسل جناب شمعون است معروف در همان روایت این است از نسل وصی حضرت عیسی (ع) هست، و لذا اگر ما در تبلیغات مان بتوانیم عالم مسیحیت را توجه بدهیم به این جهت و لذا هنگام ظهور امام عصر (ع) وقتی که با عالم مسیحیت گفته بشود و خود حضرت عیسی (ع) تشریف بیاورند و صحّه بر این مسئله بگذارند که این کسی است از نسل وصی من، و طبیعتاً این جهان مسیحیت یک نگاه دیگری به امام عصر خواهند داشت، چنانکه برخی یک تؤری دارند که مادران ائمه از امام کاظم و امام سجاد مادرشان ایرانی بوده، از امام کاظم به بعد تا امام عصر از نقاط مختلف بودند، یکی از ایران بوده مثل شهربانو، یکی از ناحیه نوبه مصر بوده، آن یکی از ناحیه مغرب و مراکش بوده، یکی از ناحیه نزدیک یونان بوده، و اینها را توصیف کاملی در منابع آمده درباره مادران ائمه، نجمه خاتون، حمیده خاتون مادر امام کاظم، نجمه خاتون مادر امام رضا، سبیکه مادر امام جواد، سمانه مغربیه مادر امام هادی، حدیث هم همینطور از همان نواحی شمال افریقا بوده و نزدیک اسپانیا و مادر امام عسکری و بلاخره مادر اما عصر، خود اینکه از ملیت های مختلف هستند، آن تؤری پرداز مطرح می کرد که این در عصر ظهور مؤثر خواهد بود در اینکه ملیت ها متوجه تشیع بشوند، متوجه ائمه بشوند، و اینکه این وصل میان ائمه این اتصال وجود دارد با ملیت های مختلف، یک اصراری در آن هست، و خود شخصیت نرجس خاتون همچین بوده که خداوند متعال که به اصرار به درون ها آگاه است، این بانو را صالح و لایق می دیده چنین شرافتی نسبش بشود لذا مقدمات این مسئله به این شکل فراهم می شود.

مجری:

بسیار ممنون و متشکرم جناب استاد جباری مثل همیشه بهره کامل بردیم از صحبت های شما که خیلی مستدل و مستند هم بود به روایات و درود و سلام خدا بر همه این بانوان گرانمایه و پاکدامن که دردانه های عالم را به این عالم تقدیم کردند و باعث رهایی ما هستند از گمراهی و تاریکی.

متشکریم از شما بینندگان عزیز که با ما همراه بودید در این برنامه و امیدوارم بهره برده باشید و با سلام و بر حضرت حجت بن الحسن (ع) آغاز کردیم و با سلام بر ایشان هم برنامه را به پایان می بریم،

سلام حضرت دلبر

سلام قرص قمر

 

زمین که خیر ندارد

از آسمان چه خبر

التماس دعا و شب بخیر تا دیداری دیگر.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


آینه تاریخ>

ولادت حضرت مهدی صلوات الله علیه ، حکیمه خاتون ، غیبت کبری و صغری ، حضرت نرجس خاتون ، امام هادی علیه السلام ، امام عسکری علیه السلام ،