-
دکتر ابوالقاسمی
58:58 دقیقه
جایگاه قدسی و ماورایی حضرت مهدی (ارواحنا فداه) از نگاه اهل سنت 4 اسفند 1402 -
آیت الله حسینی قزوینی
56:44 دقیقه
جایگاه منتظران و فضیلت انتظار 3 اسفند 1402 -
ربیع الانام - به مناسبت ایام شعبانیه 2 اسفند 1402
56:33 دقیقه -
ربیع الانام - به مناسبت ایام شعبانیه 1 اسفند 1402
1:1:43 دقیقه -
ربیع الانام - به مناسبت ایام میلاد حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف 19 اسفند 1401
1:19:47 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
1:26:16 دقیقه
آخرین حجت الهی؛ تبیین نقش امام مهدی(عج) در حدیث دوازده خلیفه 18 اسفند 1401 -
ربیع الانام - به مناسبت ایام میلاد حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف 17 اسفند 1401
1:23:10 دقیقه -
ربیع الانام - به مناسبت ایام میلاد حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف 16 اسفند 1401
1:22:57 دقیقه -
ربیع الانام - به مناسبت ایام میلاد حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف 14 اسفند 1401
1:21:50 دقیقه -
ربیع الانام 27 اسفند 1400
54:58 دقیقه -
ربیع الانام 26 اسفند 1400
55:37 دقیقه -
مهدویت 25 اسفند 1400
53:59 دقیقه -
ربیع الانام 24 اسفند 1400
54:30 دقیقه -
ربیع الانام 23 اسفند 1400
55:07 دقیقه -
حجت الاسلام یزدانی
01:25:10 دقیقه
ربیع الانام 9 فروردین 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:26:36 دقیقه
ویژه برنامه ربیع الأنام 8 فروردین 1400 -
حجت الاسلام شهبازیان
01:22:15 دقیقه
ربیع الانام 7 فروردین 1400 -
حجت الاسلام سید محمد حسین حسینی صدر
01:25:50 دقیقه
ربیع الانام 6 فروردین 1400
ربیع الانام - به مناسبت ایام شعبانیه
قسمت چهارم ویژه برنامه ربیع الانام با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر روستایی
دیگر قسمت ها
برنامه ربیع الانام 05 12 1402 (قسمت پنجم)
عنوان برنامه: ویژه برنامه به مناسبت به مناسبت ایام شعبانیه
کلیدواژه: نیمه شعبان؛ نیمه شعبان؛ ولادت امام عصر (عج)؛ وصیت نامه؛ امام حسن عسکری (علیه السلام)؛ وراثت؛ شیعه؛ کتاب غیبت نعمانی؛ کتاب کمال الدین؛ امامت؛ امام عصر عج در روایات معصومین!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر روستایی
مجری: آقای سید محمد صفایی
مجری:
عید است ولی عید قیام بشریت * در پرتو میلاد امام بشریت
با دست کرم ذات خداوند تعالی * زد سکه اقبال به نام بشریت
از خُم طهورا که خدا ساقی آن است * با دست خدا پر شده جام بشریت
امشب ببر ای باد صبا پیشتر از تو * بر سامره پیوسته سلام بشریت
عالم همه جا وادی طور است ببینید * در دست حسن مصحف نور است ببینید
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ اَلسَّلاَمُ عَلَي الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الأْمَمَ وَعَلیٰ آبَائِهِ الطَاهِرینَ المَعْصُومِینْ!
سلام علیکم خدمت شما بینندگان جان، منتظرانِ جانِ جانان حضرت مهدی موعود (ارواحنا فداه) در اقصی نقاط جهان ان شاء الله که تحت توجهات و عنایات خاصه حضرت شان زندگی تان سرشار از خیر، برکت، نور و معنویت باشد غمی جز غم دوری یار در دل تان بر قرار نباشد.
در شب میلاد با سعادت منجی عالم بشریت، شب مبارک نیمه شعبان در آستانه سالروز 1190 سالروز ولادت با سعادت آقا، مولا، ولی نعمت و صاحب مان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه)
با ویژه برنامه ربیع الانام از شهر مقدس قم جوار کریمه اهل بیت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و مسجد مقدس جمکران میعادگاه منتظران و از شبکه ای که مزین به نام نامی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است در خدمت شما هستیم.
در خدمت یکی دیگر از کارشناسان عزیز و ارجمند خواهیم بود و با موضوعی دیگر از مباحث مهدویت و متناسب با این شب ها و روزها استقبال می کنیم از کارشناس ارجمند و گرامی استاد بزرگوار جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای دکتر روستایی سلام علیکم اسعد الله ایامکم!
استاد روستایی:
علیکم السلام و رحمة الله بنده هم خدمت حضرتعالی و بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) عرض سلام و ادب و احترام دارم میلاد موفور السرور حضرت آقا امام زمان (ارواحنا له الفداء و عجل الله تعالی فرجه الشریف) را خدمت بینندگان عزیز و ارجمندمان عرض تبریک و تهنیت دارم.
امیدوارم که در سایه دستان پر مهر مهدوی هر جا که هستند طاعات شان مورد قبول حضرت حق واقع بشود و کارنامه آن ها به لبخند زیبای یوسف زهرا، حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) زینت پیدا بکند و ان شاء الله همیشه اعمال شان مورد رضایت حضرتش باشد.
مجری:
ان شاء الله به موضوع برنامه امشب بپردازیم که باز هم پاسخگویی هست به برخی از شبهاتی که پیرامون موضوع مهدویت و امام مهدی (ارواحنا فداه) توسط باستان گرایان مطرح می شود کلیپ هایی که امشب آماده شده است آن ها را هم خواهیم دید و ان شاء الله پاسخ می فرمایید. موضوع برنامه را بفرمایید
استاد روستایی:
همان طور که فرمودید در این برنامه شبهات باستان گرایان را نسبت به تاریخ اسلام و نسبت تشیع مطرح می کنیم این برنامه هم همین طور است. درست است ویژه برنامه است اما بعضی از صحبت هایی که این ها در مورد امام زمان (ارواحنا له الفداء) داشتند را می خواهیم مورد بررسی قرار بدهیم.
کلیپ اولی که آماده کردیم آقای نام آشنای همیشگی آقای سلیمانی امیری می گوید چرا امام حسن عسکری نامی از فرزندشان در وصیتنامه شان نیاوردند و خود این که، ایشان نامی از فرزندشان در وصیتنامه نبرد و فقط از مادرش صحبت کرد نشان می دهد که ایشان فرزندی نداشت. همسران یا کنیزان ایشان هم باردار نبودند.
کنیزی به نام نرجس بود که گمان بارداری به او می رفت اما این ها تحت مراقبت قرار گرفتند دیدند او هم باردار نیست. بعد هم اموالش بین برادرش جعفر تقسیم شد و آن ها تقسیم کردند پس معلوم می شود این فرزند اصلاً وجود خارجی ندارد. این حرفی است که این آقا مطرح می کند.
کلیپ شبهه اول از آقای سلیمانی امیری:
در کتاب های غیبت هم کتاب غیبت طوسی هم کتاب غیبت نعمانی همین طور اکمال الدین صدوق وقتی گزارشی از وصیتنامه حسن عسکری هست در واقع او در وصیتنامه اش فقط از مادر خودش نام می برد. می دانید از برادر خود که جعفر بود در نزاع بود طبیعتاً به دنبال این بود که وصیت برای مادر خود انجام بدهد جالب این که هیچ نامی از فرزند خود نیاورده است.
اما شبهاتی هم مطرح شد مبنی بر این که یکی از کنیزان او که نام او را ثَقِیل ضبط کردند برخی ها ثِیقل ضبط کردند برخی ها ثُقَیل ضبط کرده اند و برخی ها نرگس و مسائلی از این دست گفته اند اشاره کردند یک کنیزی بر او ظن بارداری رفت. چون بعد از مرگ او باید میراث او تقسیم می شد اتفاقاً یکی از کسانی که مدعی بود میراث او باید تقسیم بشود همان جعفر بود که بعدها شیعیان او را جعفر کذاب نامیدند؛ چون او می دانست و معتقد بود که برادر زاده ای ندارد طبیعتاً اموال برادرش به او خواهد رسید.
بنابراین ادعا کردند خیر او صاحب یک فرزندی هم هست اما آن چه که مسئله اساسی بود این بود کسی نمی گفت او دارای یک فرزندی است می گفتند احتمالاً یک کنیزی است که باردار هست. در واقع این ثَقیل یا ثیقل را حدود دو سال برخی ها کمتر یا بیشتر نوشتند تحت نظر گرفتند.
در خانه یکی از بزرگان شیوخ علوی آن جا تحت نظر گرفتند بعد از این که مشخص شد او خیر باردار نیست اگر وضعیت حمل داشت می بایست تا این لحظه از حمل فارغ می شد حدود شش یا هفت سال بعد آن ها تصمیم گرفتند میراث حسن عسکری را بین جعفر و مادر او برخی روایات آوردند به همراه یک دختر دیگری که جزء خواهران حسن عسکری بود تقسیم کردند.
بنابراین هیچ فرزندی از او گزارش نشده است خود او هم در وصیتنامه هیچ مطلبی را در خصوص این که فرزندی دارد گزارش نکرد. بعد از این جریان برخی از بزرگان شیعه به امامت جعفر پیوستند یعنی حتی آن ها هم نمی دانستند که فرزندی وجود دارد از جمله علی ابن حسن ابن فضال از بزرگ ترین دانشمندان جامعه شیعه در کوفه و علی طاهن از متکلمان بزرگ شیعه بود.
این ها هم بعد از مرگ حسن عسکری به دلیل این که برای او فرزندی نمی شناختند به سمت جعفر رفتند.
مجری شبکه ولی عصر:
با همدیگر شنیدیم صحبت های آقای سلیمانی امیری را که در حقیقت می خواهد اصل وجود و ولادت امام زمان (ارواحنا فداه) را زیر سوال ببرد و از اساس نفی کند. آقای دکتر روستایی ایشان به جریان های متعددی اشاره کرد این که به مادر امام زمان و وصیتنامه اشاره کرد و چند مورد اشاره کرد اگر یک یک بفرمایید ممنون می شوم.
استاد روستایی:
درباره وصیتنامه امام (علیه الصلاة و السلام) ایشان درست مطالعه نکرده. یک وصیتی بعضی منابع شیعی مثل بحار به نقل از کتاب فقه الرضاء نقل می کنند خطاب به مادر نیست. نکته ای هم در کمال الدین، غیبت طوسی و بعضی از موارد دیگر هست. هر دو را خدمت شما قرائت می کنم توضیح و تبیین علمای شیعه را در این زمینه بیان می کنم و ان شاء الله موارد دیگری را هم عرض خواهم کرد.
در ابتدا کتاب کمال الدین مرحوم صدوق که ایشان به آن اشاره کرد کمال الدین و تمام النعمة، صفحه 454، روایت 27 روایت است:
«حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو الْحُسَيْنِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْأَسَدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى حَكِيمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا أُخْتِ أَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ (سلام الله علیه) فِي سَنَةِ اثْنَتَيْنِ وَ ثَمَانِينَ بِالْمَدِينَةِ فكَلَّمْتُهَا مِنْ وَرَاءِ الْحِجَابِ وَ سَأَلْتُهَا عَنْ دِينِهَا فَسَمَّتْ لِي مَنْ تَأْتَمُّ بِهِ ثُمَّ قَالَتْ فُلَانُ بْنُ الْحَسَنِ (سلام الله علیه) فَسَمَّتْهُ فَقُلْتُ لَهَا جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكِ مُعَايَنَةً أَوْ خَبَراً فَقَالَتْ خَبَراً عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ (سلام الله علیه) كَتَبَ بِهِ إِلَى أُمِّهِ فَقُلْتُ لَهَا فَأَيْنَ الْمَوْلُودُ فَقَالَتْ مَسْتُورٌ فَقُلْتُ فَإِلَى مَنْ تَفْزَعُ الشِّيعَةُ فَقَالَتْ إِلَى الْجَدَّةِ أُمِّ أَبِي مُحَمَّدٍ (سلام الله علیه) فَقُلْتُ لَهَا أَقْتَدِي بِمَنْ وَصِيَّتُهُ إِلَى الْمَرْأَةِ فَقَالَتْ اقْتِدَاءً بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (سلام الله علیه) إِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ (سلام الله علیه) أَوْصَى إِلَى أُخْتِهِ زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (سلام الله علیه) فِي الظَّاهِرِ وَ كَانَ مَا يَخْرُجُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ مِنْ عِلْمٍ يُنْسَبُ إِلَى زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيٍّ تَسَتُّراً عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ثُمَّ قَالَتْ إِنَّكُمْ قَوْمٌ أَصْحَابُ أَخْبَارٍ أَ مَا رَوَيْتُمْ أَنَّ التَّاسِعَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ (سلام الله علیه) يُقْسَمُ مِيرَاثُهُ وَ هُوَ فِي الْحَيَاةِ.»
كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج2، ص501
احمد ابن ابراهیم می گوید: «دَخَلْتُ عَلَى حَكِيمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا أُخْتِ أَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ (سلام الله علیه)» وارد بر حکیمه خاتون شدم که دختر امام محمد ابن علی ابن الرضا بود ایشان دختر امام جواد و خواهر ابی الحسن العسکری، خواهر امام هادی
«فِي سَنَةِ اثْنَتَيْنِ وَ ثَمَانِينَ» سال 282 بود «بِالْمَدِينَةِ فكَلَّمْتُهَا مِنْ وَرَاءِ الْحِجَابِ وَ سَأَلْتُهَا عَنْ دِينِهَا» با او از پشت پرده از دین او صحبت کردم «فَسَمَّتْ لِي مَنْ تَأْتَمُّ بِهِ» کسی که به او اقتداء کرد «مَنْ تَأْتَمُّ بِهِ» ضمیر مذکر است برایم نام برد.
«ثُمَّ قَالَتْ فُلَانُ بْنُ الْحَسَنِ (سلام الله علیه)» فلان پسر حسن این جا اسم حضرت ولی عصر را نمی برد می گوید «فَسَمَّتْهُ» نام برد «فَقُلْتُ لَهَا جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكِ مُعَايَنَةً أَوْ خَبَراً» به او گفتم شما داری این را خبر می دهی یا خودت دیدی؟ الان خودت او را می بینی؟ گفت نه «فَقَالَتْ خَبَراً عَنْ أَبِي ُحَمَّدٍ (سلام الله علیه)» از امام حسن عسکری دارم روایت می کنم.
«كَتَبَ بِهِ إِلَى أُمِّهِ» به مادرشان نامه نوشتند «فَقُلْتُ لَهَا فَأَيْنَ الْمَوْلُودُ» همین فرزند امام حسن عسکری که شما داری می گویی او امام شماست و به او اقتداء کردید ایشان الان کجا است؟ «فَقَالَتْ مَسْتُورٌ» پنهان است. «فَقُلْتُ فَإِلَى مَنْ تَفْزَعُ الشِّيعَةُ» پس شیعه به چه کسی پناه ببرد الان که ایشان پنهان است «فَقَالَتْ إِلَى الْجَدَّةِ أُمِّ أَبِي مُحَمَّدٍ(سلام الله علیه) فَقُلْتُ لَهَا أَقْتَدِي بِمَنْ وَصِيَّتُهُ إِلَى الْمَرْأَةِ» به جده مادر امام حسن عسکری!
در ادامه می گوید امام حسن عسکری به مادرشان وصیت کردند در بحث موقوفات و موارد دینی باید به ایشان مراجعه بشود ایشان به چه کسی اقتداء کرد و یک خانم را وصی خودش قرار داد که به او مراجعه بشود می گوید ایشان «فَقَالَتْ اقْتِدَاءً بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(سلام الله علیه)» به امام حسین چرا؟
چون «إِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ(سلام الله علیه) أَوْصَى إِلَى أُخْتِهِ زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(سلام الله علیه) فِي الظَّاهِرِ مَا يَخْرُجُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ مِنْ عِلْمٍ يُنْسَبُ إِلَى زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيٍّ» در ظاهر امام حسین هم به حضرت زینب توصیه کرده بود به حضرت زینب برای امور دینی مراجعه بکنند. «وَ كَانَ» چرا ایشان این کار را کرد؟ می گوید به خاطر این که می دانست چه اتفاقاتی ممکن است برای امام سجاد بیافتد به خاطر علمش به حضرت زینب (سلام الله علیها) وصیت کرد.
«تَسَتُّراً عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ» به خاطر این که امام سجاد را حفظ بکند «ثُمَّ قَالَتْ» بعد ایشان فرمودند «إِنَّكُمْ قَوْمٌ أَصْحَابُ أَخْبَارٍ» شما قوم کسانی هستید که روایات را نقل می کند «أَ مَا رَوَيْتُمْ» مگر روایت نکردید که «أَنَّ التَّاسِعَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ (سلام الله علیه) يُقْسَمُ مِيرَاثُهُ وَ هُوَ فِي الْحَيَاةِ.» نهمین فرزند امام حسین میراثش تقسیم می شود در حالی که زنده است یعنی چه؟
یعنی شرایط یک شرایط تقیه ای است او باید پنهان باشد در حالی که زنده است میراثش هم تقسیم می شود که او یا دیگران فکر بکنند اصلاً وجود ندارد.
مجری:
یا از دنیا رفته باشد.
استاد روستایی:
این روایت کمال الدین صدوق است آیا در این روایت نیامد امام فرزندی دارد پنهان است؟ ایشان هیچ اشاره ای به این نمی کند.
مرحوم شیخ صدوق در صفحه 459 همین روایت را ایشان دوباره تکرار می کند. در کتاب الغیبة مرحوم طوسی این روایت در صفحه 143 آمده است روایت به نقل از مرحوم کلینی از محمد ابن جعفر اسدی احمد ابن ابراهیم «دَخَلتُ عَلی خدیجة» این جا خدیجه دارد.
آن جا «حکیمه» بود این جا «خدیجه» ممکن است تصحیح باشد همین ماجرا را مرحوم شیخ طوسی نقل می کند. روایات دیگری هم نقل می کند مسعودی شیعی صاحب اثبات الوصیة غیر از آن مسعودی صاحب مروج الذهب است ایشان در اثبات الوصیة، صفحه 285 درباره امام عسکری می خواهد مطالبی بیان بکند همین ماجرا را نقل می کند.
ایشان هم کلمه خدیجه به کار می برد ولی عرض کردم که حکیمه است روایاتش را کامل این جا نقل می کند پس این یک وصیت است که ایشان هم به کمال الدین، الغیبة شیخ طوسی آدرس داده است در این کتاب ها این نام آمده است. این که فرزندی هست این که پنهان است این که امام عسکری به خاطر حفظ او وصیت به مادر کرد تمام این ها آمده است.
ولی آقای سلیمانی امیری دریغ از این که بخواهد این ها را ذکر بکند و این عادت همیشگی این بنده خدا است.
البته وصیت دیگری هم داریم که این وصیت دیگر را مرحوم مجلسی به عنوان وصایای ابی محمد یعنی امام حسن عسکری (علیه الصلاة و السلام) ذکر می کند این وصیت، وصیت اخلاقی شیعیان است.
مثلاً شما را توصیه می کنم به تقوای الهی، ورع در دین، اجتهاد و تلاش به خاطر خدا، راستگویی و ادای امانت موارد طولانی است که یک سری نکات اخلاقی درباره شیعیان است.
بعد هم امام عسکری (علیه الصلاة و السلام) در ادامه می فرمایند:
«كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً حَبِّبُونَا إِلَى النَّاسِ وَ لَا تُبَغِّضُونَا إِلَيْهِمْ فَجُرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ مَوَدَّةٍ وَ ادْفَعُوا عَنَّا كُلَّ شَرٍّ الْحَدِيثَ.»
تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج12، ص8
«وَ كُونُوا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا شَيْناً جُرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ مَوَدَّةٍ وَ ادْفَعُوا عَنَّا كُلَّ قَبِيحٍ فَإِنَّهُ مَا قِيلَ فِينَا مِنْ حُسْنٍ فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ مَا قِيلَ فِينَا مِنْ سُوءٍ فَمَا نَحْنُ كَذَلِكَ لَنَا حَقٌّ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ قَرَابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ تَطْهِيرٌ مِنَ اللَّهِ لَا يَدَّعِيهِ أَحَدٌ غَيْرُنَا إِلَّا كَذَّابٌ أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِيِّ ص فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ احْفَظُوا مَا وَصَّيْتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكُمُ السَّلَامَ.»
تحف العقول عن آل الرسول (صلى الله عليه و آله)؛ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ص488
شما زینت باشید، ما یه زشتی ما نباشید، «وَ ادْفَعُوا عَنَّا كُلَّ قَبِيحٍ» هر قبیحی را از ما دور بکنید «وَ جُرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ مَوَدَّةٍ» هر مودتی دارید به ما جاری کنید، «فَمَا قِيلَ فِينَا مِنْ خَيْرٍ فَنَحْنُ أَهْلُهُ» هر حسنی که در مورد ما گفته بشود ما هل آن هستیم «وَ مَا قِيلَ فِينَا مِنْ شَرٍّ فَلَسْنَا كَذَلِكَ» اگر چیز بدی در مورد ما گفته باشند ما اهل آن نیستیم «لَنَا حَقٌّ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ قَرَابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ» ما حقی در کتاب خدا داریم و قرابتی نسبت به رسول خدا داریم «وَ تَطْهِيرٌ مِنَ اللَّهِ» تطهیری از جانب خدا داریم «لَا يَدَّعِيهِ أَحَدٌ غَيْرُنَا إِلَّا كَذَّابٌ» غیر از ما احدی چنین تطهیری را ادعا نمی کند مگر این که دروغگو باشد.
بعد دارد «أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم)» ذکر خدا را فراوان بگویید یاد مرگ باشید تلاوت قرآن داشته باشید درود بر پیامبر و موارد این چنینی تا آخر وصیت نامه دارد.
البته این وصیت نامه در بعضی از منابع به امام حسن عسکری نسبت داده شده و در بعضی از منابع به امام صادق نسبت داده شده است. اما در این وصیتنامه چون توصیه اخلاقی به شیعیان است بنا بر این نیست که نام امام زمان ذکر بشود.
مجری:
وصیتنامه عمومی و عام است!
استاد روستایی:
بله توصیه است، این وصیتنامه به این نیست که بعد از من چه اتفاقاتی خواهد افتاد. یک توصیه عام است با اخلاق باشید، با تقوا باشید از امور شبهه ناگ دوری کنید. وصیتی که به مادر است خدمت تان قرائت کردم.
اما علمای شیعه از این وصیتنامه چه فهمیدند؟ آیا علمای شیعه مثل شیخ مفید و شیخ طوسی که این وصیتنامه را ذکر کرد آنها توجیه و حرف اینجا دارند و یا ندارند؟ چطوری است اقای سلیمانی امیری دیده یا ندیده است، ماجرا چطوری است؟
مرحوم شیخ مفید در الفصول العشرة فی الغیبة، چه بیان می کند؟ در صفحه 69 و 70 بحثی را مطرح می کند.
«وأما تعلقهم بوصية أبي محمد الحسن بن علي بن محمد عليهم السلام في مرضه الذي توفي فيه إلى والدته المسماة بحديث المكناة بأم الحسن رضي الله عنها»
یک عده آمدند یک حرفی زدند یعنی تمسک کردند به این وصیتی که امام عسکری به مادرشان در آن بیماری که حضرت از دنیا رفتند کردند. این را علمای شیعه توضیح میدهند در آن بیماری که حضرت مسموم شده بودند، به حضرت زهر خورانده بودند و بعد از دنیا رفتند.
به بانو حُدَیث که به ایشان ام الحسن هم می گویند. محتوای وصیت چه بود؟
«بوقوفه وصدقاته»
اوقاف حضرت مواردی که وقف حضرت کرده اند را ایشان نظارت کند اگر صدقات و وجوهاتی است ایشان نظارت داشته باشد.
«وإسناد النظر في ذلك إليها دون غيرها»
و این که گفته است ایشان بیاید در این مورد نظر بدهد و غیر ایشان را مشخص نکرده است.
«فليس بشئ يعتمد في إنكار ولد له قائم من بعده مقامه من قبل»
مرحوم شیخ می گوید کسی نمی تواند به این وصیت تمسک کند و اعتماد کند بر انکار وجود حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) چرا؟ به این خاطر که ایشان از قبل آمد و اصلا هدف امام چه بوده است؟
«أنه أمر بذلك»
مادرش را به این وصیت امر کرده
«تمام ما كان من غرضه في إخفاء ولادته وستر حاله عن متملك الأمر في زمانه»
اصلا هدف امام این بود که ولادت و حالت ایشان مخفی باشد از کسی که در آن دوره پادشاه است و حکومت را به دست دارد. اینها دنبال این هستند تا امام را از بین ببرند و امام شخصیتی است که می آید ستمگران را از بین می برد خون آنها را می ریزد.
اگر امام می خواست ذکر کند.
«ولو ذكر في وصيته ولدا له وأسندها إليه»
اگر امام در وصیتش می فرمود بچه ای دارم و به او اسناد می داد که به ایشان مراجعه کنید.
«لناقض ذلك الغرض منه فيما ذكرناه ونافى مقصده في تدبير أمره له على ما وصفناه»
این که نقض غرض بود. اقا من ایشان را می خواهم حفظ کنم تا بعدا ظالمان و جائران را از بین ببرد آن وقت اگر بیایم دقیقا مشخص کنم ایشان چه کسی است و به او مراجعه کنید با این حرف او را در خطر قرار می دهد. مسئله این است و منافات با تدبیر امام در امور داشت همان طور که توضیح دادیم.
بعد می آید یکی یکی توضیح میدهد
«لا سيما مع اضطراره كان إلى شهادة خواص الدولة العباسية عليه في الوصية وثبوت خطوطهم فيها»
یک عده ای بودند اینها می رفتند شهادت می دادند در مورد کسانی که دور و بر امام می چرخیدند و بالاخره همچنین فرزند چنین و چنان است و بعضی از خواص دولت عباسی بودند
«كالمعروف بتدبر مولى الواثق»
معروف به تدبیر مولی الواثق بودند. اینها کسانی بودند که واثق اینها را مشخص کرده بود بیایند و مواردی را معین کنند تا دور و بر امام بچرخند ببینند امام چطوری است. «كالمعروف بتدبر مولى الواثق» محمد ابن هارون را که به واثق بالله معروف است و کنیه اش ابا جعفر است. ایشان افرادی را مشخص کرده بوده است.
«وعسكر الخادم مولى محمد بن المأمون»
این هم فرد دیگری بوده است.
«والفتح بن عبد ربه وغيرهم من شهود قضاة سلطان الوقت وحكامه»
كتاب: الفصول العشرة؛ نويسنده : الشيخ المفيد(وفات : 413)؛ تحقيق: الشيخ فارس الحسون؛ ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، 1414- 1993م، ص69 و 70
اینها افرادی هستند که دور و بر امام می چرخند و منتظر هستند که کوچکترین اتفاق بیفتد و اینها بروند گزارش بدهند و نزد قاضیان شهادت بدهند. اینها دنبال این بودند که بیایند امام را زیر نظر بگیرند. و اگر امام می آمد مشخص میکرد نقض غرض می شد و اصلا امام زمان (اروحنا له الفداء) حفظ نمی شد. این فرمایش شیخ مفید بود که من سعی کردم خیلی گذرا و سریع عرض کنم.
مرحوم شیخ طوسی هم در کتاب الغیبة در صفحه شماره 108 می گوید:
«قيل إنما فعل ذلك قصدا إلى تمام ما كان غرضه في إخفاء ولادته و ستر حاله عن سلطان الوقت و لو ذكر ولده أو أسند وصيته إليه لناقض غرضه خاصة و هو احتاج إلى الإشهاد عليها وجوه الدولة و أسباب السلطان و شهود القضاة ليتحرس بذلك وقوفه و يتحفظ صدقاته و يتم به الستر على ولده بإهمال ذكره و حراسة مهجته بترك التنبيه على وجوده و من ظن أن ذلك دليل على بطلان دعوى الإمامية في وجود ولد للحسن (سلام الله علیه) كان بعيدا من معرفة العادات»
الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار المعارف الإسلامية، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص108
«قيل» اگر کسی بگوید چطور جایز است که امام حسن عسکری ولد و فرزند داشته باشد اما به مادرش بانو حُدَیثْ وصیت کند بگوید شما موقوفات و صدقات را در نظر بگیر می گوید می دانید جواب چه است؟
«إنما فعل ذلك قصدا إلى تمام ما كان غرضه في إخفاء ولادته و ستر حاله عن سلطان الوقت» امام قصدش این بود که ولادت حضرت امام زمان مخفی بماند و حالش از سلطان وقت پنهان باشد. چرا؟ «و لو ذكر ولده أو أسند وصيته إليه لناقض غرضه خاصة» برای این که نقض غرض می شد اگر اینها متوجه می شدند امام فرزندی دارد دقیقا می آمدند و او را از بین می بردند.
لذا امام (سلام الله علیه) مجبور بود که چنین کاری را انجام بدهد. پس آقای سلیمانی امیری شما اولا که می آیی روایت را نقل می کنی دقیق بیاور تمام روایتی را که شیخ طوسی و شیخ مفید آوردند اینها را ببین، ببین که حکیمه خاتون آمده و گفته است فرزندی وجود دارد و این مستور و پنهان است این را اول برای مردم بگو، نگو چون وصیت به مادرش کرد دیگر فرزندی نبود!
بعد همان شیخ طوسی که در آن کتاب آمده آن حرف را زده در همان کتاب غیبت هم می گوید قصه این است چرا این را بیان نمی کنی و این مسئله را چرا ذکر نمی کنی؟
اما یک مسئله دیگری هم ایشان بیان کرد و آن بحث بارداری نرجس خاتون بود اجازه بدهید بنده قبل از بحث بارداری نرجس خاتون که مثلا می گویند ایشان را زیر نظر گرفتند و فهمیدند باردار نیست اموال را تقسیم کردند. قبل از ارزیابی آن روایت بعض روایت دیگر امام عسکری را بیان کنم.
ما روایت دیگری داریم که امام حسن عسکری فرمودند من الان فرزند ندارم اما فرزندم به دنیا خواهد آمد و امام زمان است. در بعضی از روایات داریم اینها را به افراد نشان دادند. تو می گویی وقتی به مادرش وصیت کرد دیگر فرزند ندارد! خودش بچه اش را نشان داده است.
این یعنی چه؟ مثلا یک نمونه در کتاب غیبت طوسی صفحه شماره 205 می گوید اقای سعد ابن عبدالله اشعری قمی از ابی هاشم داود ابن قاسم جعفری روایت کرده است.
«وَ رَوَى سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي هَاشِمٍ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ كُنْتُ مَحْبُوساً مَعَ أَبِي مُحَمَّدٍ (سلام الله علیه) فِي حَبْسِ الْمُهْتَدِي بْنِ الْوَاثِقِ فَقَالَ لِي يَا بَا هَاشِمٍ إِنَّ هَذَا الطَّاغِيَ أَرَادَ أَنْ يَعْبَثَ بِاللَّهِ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ قَدْ بَتَرَ اللَّهُ عُمُرَهُ وَ جَعَلَهُ لِلْقَائِمِ مِنْ بَعْدِهِ وَ لَمْ يَكُنْ لِي وَلَدٌ وَ سَأُرْزَقُ وَلَداً. قَالَ أَبُو هَاشِمٍ فَلَمَّا أَصْبَحْنَا شُغِبَ الْأَتْرَاكُ عَلَى الْمُهْتَدِي فَقَتَلُوهُ وَ وَلِيَ الْمُعْتَمِدُ مَكَانَهُ وَ سَلَّمَنَا اللَّهُ تَعَالَى»
الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار المعارف الإسلامية، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص205
«كُنْتُ مَحْبُوساً مَعَ أَبِي مُحَمَّدٍ (سلام الله علیه) فِي حَبْسِ الْمُهْتَدِي بْنِ الْوَاثِقِ» من و ابی محمد در زندان مهتدی ابن واثق محبوس بودیم، «فَقَالَ لِي يَا بَا هَاشِمٍ إِنَّ هَذَا الطَّاغِيَ» این طغیانگر این مهتدی «أَرَادَ أَنْ يَعْبَثَ بِاللَّهِ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ قَدْ بَتَرَ اللَّهُ عُمُرَهُ وَ جَعَلَهُ لِلْقَائِمِ مِنْ بَعْدِهِ وَ لَمْ يَكُنْ لِي وَلَدٌ وَ سَأُرْزَقُ وَلَداً.» می گوید ایشان امشب می خواهد من را بکشد قصدش این است اما خدا عمرش را کوتاه می کند و حکومت به بعدی می رسد. می گوید من الان بچه ندارم ولی بچه می آید و نصیبم می شود.
اینها دنبال این هستند که امام را از بین ببرند. «قَالَ أَبُو هَاشِمٍ فَلَمَّا أَصْبَحْنَا شُغِبَ الْأَتْرَاكُ عَلَى الْمُهْتَدِي فَقَتَلُوهُ» اقای ابو هاشم جعفری می گوید صبح که شد ترکهای حکومت عباسی آمدند به مهتدی حمله کردند و او را از بین بردند «وَ وَلِيَ الْمُعْتَمِدُ مَكَانَهُ» و معتمد عباسی به جای او نشست، مهتدی موفق نشد که حضرت را بکشد و ترکهای عباسی کار را تمام کردند.
این روایتی است که خود حضرت می گوید من فرزند خواهم داشت. این روایت سندش هم کاملا معتبر است. ملاحظه کنید ما در این جا یکی سعد ابن عبدالله اشعری قمی را داریم که مرحوم اقای خویی در جلد نهم معجم رجال الحدیث در صفحه77 رقم 5058 وقتی راجع به سعد ابن عبدالله صحبت می کند می گوید:
«شیخ هذا الطائفة ففیها وجهها»
ایشان بزرگ و فقیه این طایفه و آبروی طایفه شیعه است. بعد مواردی را در موردش می گوید در ادامه می گوید سعد ابن عبدالله قمی کنیه اش ابا القاسم است
«وقال الشيخ ( 318 ) : ( سعد بن عبد الله القمي : يكنى أبا القاسم، جليل القدر، واسع الاخبار، كثير التصانيف، ثقة، فمن كتبه كتاب الرحمة، وهو يشتمل على كتب جماعة»
معجم رجال الحديث وتفصيل طبقات الرواة؛ الموسوي الخوئي، السيد أبو القاسم _المتوفى1411ق_، بينا، ج9، ص79
این همه دارد در مورد مدح و وثاقت ایشان صحبت می کند. این راوی اول است.
راوی دوم اقای ابو هاشم جعفری بود اقای خویی در کتاب معجم الرجال در جلد هشتم صفحه 122 شروع می کند شرح حال آقای ابو هاشم جعفری را بیان می کند.
«4428 - داود بن القاسم : = أبو هاشم الجعفري. قال النجاشي: " داود بن القاسم بن إسحاق بن عبد الله بن جعفر بن أبي طالب، أبو هاشم الجعفري رحمه الله : كان عظيم المنزلة عند الأئمة عليهم السلام، شريف القدر، ثقة، روى أبوه عن أبي عبد الله عليه السلام " . وقال الشيخ ( 278 ) : " داود بن القاسم الجعفري ، يكنى أبا هاشم ، من أهل بغداد ، جليل القدر عظيم المنزلة عند الأئمة عليهم السلام ، وقد شاهد جماعة منهم الرضا والجواد والهادي والعسكري وصاحب الامر عليهم السلام»
معجم رجال الحديث وتفصيل طبقات الرواة؛ الموسوي الخوئي، السيد أبو القاسم _المتوفى1411ق_، بينا، ج8، ص122
از نجاشی نقل می کند «أبو هاشم الجعفري رحمه الله: كان عظيم المنزلة عند الأئمة عليهم السلام شريف القدر، ثقة» جایگاه بزرگی دارد و موثق است.
از شیخ طوسی نقل می کند «جليل القدر عظيم المنزلة عند الأئمة عليهم السلام» بعد پایینتر می آید می گوید «ثقة جلیل القدر» این هم راوی این روایت است خود امام می گوید من فرزندی خواهم داشت.
اما برویم سراغ روایاتی که می گوید امام (ارواحنا له الفداء) فرزند داشتند و فرزندشان را نشان دادند. در کتاب کافی جلد اول صفحه 328
«بَابُ الْإِشَارَةِ وَ النَّصِّ إِلَى صَاحِبِ الدَّارِ (سلام الله علیه) عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ بِلَالٍ قَالَ: خَرَجَ إِلَيَّ مِنْ أَبِي مُحَمَّدٍ قَبْلَ مُضِيِّهِ بِسَنَتَيْنِ يُخْبِرُنِي بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ خَرَجَ إِلَيَّ مِنْ قَبْلِ مُضِيِّهِ بِثَلَاثَةِ أَيَّامٍ يُخْبِرُنِي بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ.»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص328
«خَرَجَ إِلَيَّ مِنْ أَبِي مُحَمَّدٍ قَبْلَ مُضِيِّهِ بِسَنَتَيْنِ يُخْبِرُنِي بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ» آقای محمد ابن علی ابن بلال می گوید از جانب امام عسکری دو سال قبل از شهادتش یک پیغام برای من آمد به من خبر داد که بعد از من چه کسی امام است «ثُمَّ خَرَجَ إِلَيَّ مِنْ قَبْلِ مُضِيِّهِ بِثَلَاثَةِ أَيَّامٍ» سه روز قبل از شهادت دوباره از ناحیه امام برای خبر فرستاد که «يُخْبِرُنِي بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ.» دوباره امام بعد از خودش را مشخص کرد.
این روایت هم کاملا سندش صحیح و معتبر است یکی علی ابن محمد ابن ابراهیم است و یکی هم محمد ابن علی ابن بلال است در مورد علی ابن محمد ابن ابراهیم آقای نجاشی در کتاب رجال خودش می گوید:
«علی بن محمد بن ابراهیم ثقة عین»
ایشان مورد وثوق و کاملا مورد قبول است. در مورد محمد ابن علی ابن بلال هم آقای خویی در معجم رجال الحدیث در جلد 17 صفحه 332 می گوید:
« 11305 - محمد بن علي بن بلال: ثقة، من أصحاب العسكري عليه السلام ، رجال الشيخ ( 4 ) . وعده في الكنى، من أصحاب الهادي عليه السلام، قائلا : " أبو طاهر محمد وأبو الحسن وأبو المتطبب بنو علي بن بلال بن راشتة المتطبب "»
معجم رجال الحديث وتفصيل طبقات الرواة؛ الموسوي الخوئي، السيد أبو القاسم _المتوفى1411ق_، بينا، ج17، ص332
از شیخ نقل می کند که او ثقه و از اصحاب امام عسکری (سلام الله علیه) است. بعد هم می گوید ابن شهر آشوب گفته از ثقات و از افراد مورد وثوق نزد امام حسن عسکری است. این روایت هم معتبر است.
به نظرم فرصت مان محدود است بنده یک روایت دیگر این جا نقل می کنم باز در کافی جلد اول صفحه 201 البته روایت در این مورد زیاد است من بخشی از آن را برای شبهه بعدی گذاشته ام. این جا باز روایت از ابی هاشم جعفری نقل می کند می گوید به امام عسکری گفتم جلالت و بزرگی شما مانع می شود که سوال بپرسم، اجازه می دهید سوال بپرسم؟ حضرت فرمودند بله.
گفتم ایا شما فرزند دارید؟ گفت بله. گفتم اگر اتفاقی برای شما افتاد کجا سراغ او را بگیریم؟ فرمودند در مدینه سراغ او را بگیرید. خود امام می گوید من فرزند دارم. در بعضی از نقلها داریم فرزند را به افراد نشان دادند این مطلب را خدمت تان خواهم گفت. سند این روایت هم معتبر است.
اما آخرین عرض را که بیان می کنم و خدمت شما باشم، ایشان گفت آمدند بررسی کردند و دیدند که کنیز ایشان باردار نیست. این روایت در کجا آمده است؟ مرحوم کلینی در کتاب کافی شریف چاپ دار الکتب الاسلامیه جلد اول صفحه 504 قسمت اصول این روایت را می آورد.
راوی را دقت کنید در ادامه دارد فرستادند، مواظب بودند چه کسی است و چه کسی نیست آیا ایشان فرزند دارد ندارد؟ افرادی را فرستادند بعد این جا می گوید رفتند کنیز را کنترل کردند دیدند بار دار نیست و بعد از آن آمدند ارثیه را تقسیم کردند همه این داستانها را احمد ابن عبیدالله خاقان می گوید. ایشان رجال دولت است.
«وَ كَانَ شَدِيدَ النَّصْب»
یک آدمی است که به شدت ناصبی و دشمن اهل بیت (سلام الله علیهم) است. این روایت اصلا معتبر نیست. یک ناصبی آمده همچنین حرفی زده است، مثل این است که اقای سلیمانی امیری می خواهد چیزی را در مورد یک نفر بگوید. مثلا یک مدحی را در مورد اهل بیت بگوید ما می پذیریم؟ ابدا از ایشان نمی پذیریم چون می دانیم یک جایش را دارد خراب می کند. نکته ای می خواهد بگوید قطعا آدم صادق نیست.
مجری:
راست و دروغ را باهم قاطی می کند.
استاد روستایی:
بله قاطی می کند و معلوم هم نیست اصلا راست بگوید چون بارها تقطیع و تحریف این اقا را دیدیم این آدم یک چیزی می گوید ما از ایشان اگر بخواهیم بپذیریم از اقای احمد ابن عبید الله خاقان هم می پذیریم این روایت نامعتبر است روایت متعدد داریم که حضرت گفت بله فرزند دارم و اگر اتفاق افتاد مدینه بروید.
یا حضرت فرزند را به بعضی از افراد نشان دادند. علاوه بر این که روایت از اهل بیت دیگر در مورد فرزند امام حسن عسکری داریم اینها همه است آن وقت ایشان می گوید به مادرش وصیت کرده است اسم بچه را نیاورده و دیگر بچه ندارد! حرفش کاملا بی اساس است.
مجری:
آقای دکتر روستایی خیلی ممنون و متشکرم برای این که به شبهه ای بعدی برسیم یک میان برنامه کوتاه هم ببینیم و ان شاء الله بر گردیم و شبهه دوم را هم خدمت شما مطرح خواهیم کرد.
(میان برنامه)
مجری:
مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار * من گلی دارم که عالم را گلستان می کند
ان شاءالله سال آینده در چنین شبی عالم ما به وجود و قدوم نازنین آقایمان حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) فرج و ظهور ایشان گلستان بشود و مصائب مؤمنین، مؤمنات، مسلمانان و تمام بشریت به پایان برسد و کلمة الله در جهان بر افراشته بشود و عدالت گسترده.
همچنان با بخش دوم و پایانی ویژه برنامه ربیع الانام از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت تان هستیم. کلیپ شبهه ای دیگری داریم بدون مقدمه کلیپ شبهه را ببینیم و مجددا بر می گردیم و در خدمت اقای دکتر روستایی هستیم.
کلیپ شبهه ای دوم از اقای سلیمانی امیری:
مسئله این جا این بود عثمان ابن سعید به کمک برخی از دوستان خود با توجه به وثاقتی که از قبل داشت تصمیم گرفت این دکان پر درآمد سود خود را حفظ کند یعنی وقتی او مدعی باشد حسن عسکری فوت کرد داری فرزند هم نیست؛ پس طبیعتا امامت به جعفر می رسید و با توجه به این که در زمان حسن عسکری مابین او و جعفر و بین پیروان آنها درگیریهای بود طبیعتا عثمان ابن سعید در این میان به کنار می رفت دیگر او دارای وجاهت نبود که بخواهد در دستگاه جعفر صاحب قدرتی بشود.
بنابراین او سعی کرد یک امامی را خلق کند و خود هم نمایندگی او را به عهده بگیرد. این مطلب در گذشته هم سابقه داشت در جلسه اول عرض کردم!
مجری:
آقای دکتر کلیپ شبهه را شنیدیم، این طرح شبهه پیرامون یکی از نواب که از وکلای امام حسن عسکری شخصیت عثمان ابن سعید بود. ایشان نائب اول امام است و ایشان چنین شبهه ای را در مورد او مطرح می کند که این اقا می خواست سوء استفاده کند به این خاطر امام زمان را مطرح کرده است. بفرمایید در خدمت شما هستیم.
استاد روستایی:
در مورد امام زمان روایات مان چندین دسته است این حرف اقای سلیمان امیری زمانی شنیده می شود که فرض کنید قبل از عثمان ابن سعید ما هیچ روایت و هیچ خبری از وجود امام زمان نباشد. اما در حالی که این طوری نیست ما اتفاقا قبل از اقای عثمان ابن سعید روایات متعددی در تراث امامی شیعه داریم که بیانگر وجود امام زمان است.
پس عثمان ابن سعید قرار نیست همچنین کاری انجام بدهد که ایشان می آيد تهمت می زند.
دسته اول روایات مان، یک سری روایات است می گوید نهمین فرزند امام حسین است. یا به گونه ای دیگر ائمه ای می گوید چهارمین فرزند من، مثلا امام رضا (سلام الله علیه) عبارتی دارد.
از مرحوم شیخ صدوق در کتاب خصال جلد 2، صفحه 475 روایتی را از رسول خدا نقل می کند:
«عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ إِذَا الْحُسَيْنُ عَلَى فَخِذَيْهِ وَ هُوَ يُقَبِّلُ عَيْنَيْهِ وَ يَلْثِمُ فَاهُ وَ هُوَ يَقُولُ أَنْتَ سَيِّدٌ ابْنُ سَيِّدٍ أَنْتَ إِمَامٌ ابْنُ إِمَامٍ أَبُو الْأَئِمَّةِ أَنْتَ حُجَّةٌ ابْنُ حُجَّةٍ أَبُو حُجَجٍ تِسْعَةٍ مِنْ صُلْبِكَ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ.»
الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج2، ص475
شما عثمان ابن سعید در این سند نمی بینید. کتاب برای مرحوم صدوق است و تمام راویانش هم دانه به دانه معتبر است چون وقت نداریم من یکی یکی شرح حال شان را نشان نمی دهم و الا این جا آماده داریم.
«دَخَلْتُ عَلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ إِذَا الْحُسَيْنُ عَلَى فَخِذَيْهِ» امام حسین (سلام الله علیه) روی پای پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) بودند «وَ هُوَ يُقَبِّلُ عَيْنَيْهِ وَ يَلْثِمُ فَاهُ وَ هُوَ يَقُولُ» حضرت چشم و دهان امام حسین را می بوسید و می فرمود «أَنْتَ سَيِّدٌ ابْنُ سَيِّدٍ أَنْتَ إِمَامٌ ابْنُ إِمَامٍ أَبُو الْأَئِمَّةِ أَنْتَ حُجَّةٌ ابْنُ حُجَّةٍ أَبُو حُجَجٍ تِسْعَةٍ مِنْ صُلْبِكَ» تو پدر حجتها هستی «تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ» نه نفر از صلب شما هستند. که نهمین آن مهدی آل محمد (سلام الله علیه) است.
اتفاقا عین همین روایت را در کتاب اقای خوارزمی از منابع اهل سنت هم داریم. کتاب خصال را که نشان دادیم از کتب شیعه است ولی کتاب خوارزمی از اهل سنت است و آن هم نقل کرده است.
یا روایت از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) روایت به همین مضمون داریم روایت در کتاب عیون اخبار الرضا جلد اول، صفحه 57 است.
«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (سلام الله علیه) قَالَ: سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (سلام الله علیه) عَنْ مَعْنَى قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) إِنِّي مُخَلِّفٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي مَنِ الْعِتْرَةُ فَقَالَ أَنَا وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ الْأَئِمَّةُ التِّسْعَةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تَاسِعُهُمْ مَهْدِيُّهُمْ وَ قَائِمُهُمْ لَا يُفَارِقُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَ لَا يُفَارِقُهُمْ حَتَّى يَرِدُوا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص حَوْضَهُ.»
عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص57
روایت به این جا می رسد «سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (سلام الله علیه) عَنْ مَعْنَى قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)» از امیر المؤمنین پرسیدند این فرمایش رسول خدا که فرمودند من بین شما دو تا ثقل یا ثقلین را به جا می گذارم و آن کتاب خدا و عترت است. عترت چه کسانی هستند؟ فرمود: «أَنَا وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ الْأَئِمَّةُ التِّسْعَةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تَاسِعُهُمْ مَهْدِيُّهُمْ وَ قَائِمُهُمْ» این هم روایت امیر المؤمنین (سلام الله علیه) سندش هم معتبر است.
همچنین روایت از امام باقر داریم، از امام رضا داریم. مثلا امام رضا (سلام الله علیه) می گوید چهارمین فرزند من، مهدی است این هم سندش معتبر است. کتاب کمال الدین مرحوم صدوق، از احمد ابن زیاد ابن جعفر همدانی روایتی را نقل می کند
«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا (سلام الله علیه) أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ فَقَالَ أَنَا صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ وَ لَكِنِّي لَسْتُ بِالَّذِي أَمْلَؤُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ كَيْفَ أَكُونُ ذَلِكَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ ضَعْفِ بَدَنِي وَ إِنَّ الْقَائِمَ هُوَ الَّذِي إِذَا خَرَجَ كَانَ فِي سِنِّ الشُّيُوخِ وَ مَنْظَرِ الشُّبَّانِ قَوِيّاً فِي بَدَنِهِ حَتَّى لَوْ مَدَّ يَدَهُ إِلَى أَعْظَمِ شَجَرَةٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لَقَلَعَهَا وَ لَوْ صَاحَ بَيْنَ الْجِبَالِ لَتَدَكْدَكَتْ صُخُورُهَا يَكُونُ مَعَهُ عَصَا مُوسَى وَ خَاتَمُ سُلَيْمَانَ (سلام الله علیه) ذَاكَ الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِي يُغَيِّبُهُ اللَّهُ فِي سِتْرِهِ مَا شَاءَ ثُمَّ يُظْهِرُهُ فَيَمْلَأُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.»
كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على (تاريخ وفات مؤلف: 381 ق)، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج1، ص 324، ح8
«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْت» تا به این جا می رسد، از امام رضا در مورد امام زمان می پرسند آیا آن صاحب الامر شما هستید؟ حضرت می فرماید من امامت را به عهده دارم اما آن کسی که زمین را پر از عدل و داد می کند من نیستم.
آن «ذَاكَ الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِي» آن چهارمین فرزند من است. ملاحظه بفرمایید فرزند اولش امام جواد می شود، بعد امام هادی می شود، بعد امام حسن عسکری می شود و چهارمین فرزند هم امام زمان می شود.
اینها یک سری روایاتی است که درواقع دارد بیان می کند و همه اش هم سندش معتبر است. روایات می گوید ما امام زمان داریم ربطی اصلا به عثمان ابن سعید ندارد.
یک سری روایات دیگر داریم که اتفاقا اسم حضرت را بردند، آنها هم سندشان معتبر است. مثلا امام جواد (سلام الله علیه) روایتی در کافی شریف دارند، سند روایت را ملاحظه کنید:
«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِي هَاشِمٍ دَاوُدَ بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي»
اصلا اسمی از عثمان ابن سعید در این سند هم نیست. ماجرای را نقل می کند که امیر المؤمنین و امام حسن آمدند داخل مسجد الحرام شدند و بعد ماجرای که حضرت خضر نزد امیر المؤمنین می آید این را ذکر می کند و یکی یکی نام ائمه در این جا آمده است.
می گوید اون آقا یعنی خضر یکی یکی شهادت به رسالت پیامبر داد، شهادت داد که امیر المؤمنین وصی پیامبر هستند بعد شهادت داد که جانشین ایشان امام حسن است و بعد امام حسین تا می رسد:
«وَ أَشْهَدُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ بِأَنَّهُ الْقَائِمُ بِأَمْرِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَشْهَدُ عَلَى رَجُلٍ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ لَا يُكَنَّى وَ لَا يُسَمَّى حَتَّى يَظْهَرَ أَمْرُهُ فَيَمْلَأَهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْرا»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص526
«وَ أَشْهَدُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ بِأَنَّهُ الْقَائِمُ بِأَمْرِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ» امام حسن عسکری که ایشان جانشین امام هادی است. «وَ أَشْهَدُ عَلَى رَجُلٍ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ لَا يُكَنَّى وَ لَا يُسَمَّى حَتَّى يَظْهَرَ أَمْرُهُ فَيَمْلَأَهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْرا» فردی از فرزندان امام حسن عسکری می آید عالم را پر از عدل و داد می کند بعد از این که پر از ظلم و جور شده است.
این از امام جواد که فرزند امام حسن عسکری(سلام الله علیه) را مشخص کرده است. اسم اقای محمد ابن سعید هم این جا نیست. امام صادق روایتی در کتاب کفایة الاثر خزاز دارد که آن هم سندش معتبر است. ملاحظه بفرمایید روایت از صفحه 260 روایت شروع می شود و در صفحه 263 یکی یکی اسم امامها می آید.
سند روایت:
«حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ مُوسَى قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (سلام الله علیه)»
بعد دارد:
«وَ يَعْلَمُ أَنَّ الْإِمَامَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَيْنُ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ أَنَا ثُمَّ مِنْ بَعْدِي مُوسَى ابْنِي ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وَلَدُهُ عَلِيٌّ وَ بَعْدَ عَلِيٍّ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِيٌّ ابْنُهُ وَ بَعْدَ عَلِيٍّ الْحَسَنُ ابْنُهُ وَ الْحُجَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحَسَن»
كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف، ناشر: بيدار، ص 260 و 263
تا این جا می رسد می گوید امام هادی و بعد امام حسن عسکری بعد «وَ الْحُجَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحَسَن» این هم امام زمان. در سند روایت دقت کنید اصلا اسمی از عثمان ابن سعید در این سند هم وجود ندارد و اصلا ربطی ندارد.
این عقیده امامیه و شیعه است. عرض کردم بعضی از این روایتها در کتب اهل سنت است. یک پژوهشی بنده در کتب اهل سنت داشتم از هشت صحابی پیدا کردم که امام زمان فرزند امام حسین است.
بنده این طوری پیدا کردم شاید عزیز دیگر بیشتر هم پیدا کند، من هشت طریق پیدا کردم که فرزند امام حسین است. اصلا ربطی به اقای عثمان ابن سعید ندارد، این در کتابهای متعدد است.
باز از آقا امام رضا (سلام الله علیه) در کتاب عیون اخبار الرضا روایتی داریم نقل می کند. سند روایت:
«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ سَمِعْتُ دِعْبِلَ بْنَ عَلِيٍّ الْخُزَاعِيَّ يَقُولُ لَمَّا أَنْشَدْتُ مَوْلَايَ الرِّضَا(سلام الله علیه)»
تا به این قسمت می رسد.
«يَا دِعْبِلُ الْإِمَامُ بَعْدِي مُحَمَّدٌ ابْنِي وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِيٌّ وَ بَعْدَ عَلِيٍّ ابْنُهُ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ فِي غَيْبَتِهِ الْمُطَاعُ فِي ظُهُورِهِ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ فَيَمْلَأَهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما»
عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص 265 و 266
این روایت هم معتبر است اصلا اسم عثمان ابن سعید در آن نیست. اینها مجموعه ای از روایات است. ما بیش از اینها روایات داریم که همه هم سندشان معتبر است هیچ اسمی از عثمان ابن سعید نیست.
این هم است که در بعضی روایات داریم عثمان ابن سعید می گوید این بچه را من دیدم، این اختراع او نیست این چه حرفی است که می زنید؟ شما وقتی می خواهید چیزی را به کسی نسبت بدهید طبیعتا باید ثابت کنی همین طور روی سینه صاف می روی و می گوی عثمان ابن سعید این چه حرفی است که می زنید؟
عقیده امامیه در طول تاریخ است. حتی تنها فقط عقیده امامیه نیست و در کتب اهل سنت هم است.
ممکن است این اقا بگوید یک جعفری نامی عموی ایشان بود و گفت من امام هستم از این حرفها... همچنین فردی نبوده است مثلا عثمان ابن سعید با جعفر کذاب باهم بد بودند ایشان عثمان ابن سعید از لج جعفر آمد همچنین عقیده ای را درست کرد ممکن است همچنین حرفی را بزند.
در مورد جعفر کذاب حرف زیاد است اما من از یک منبع اهل سنت در مورد جعفر صحبت می کنم که در این ثانیه های پایانی برنامه معلوم بشود. کتاب الفصول المهمه ابن صباغ مالکی این جا می گوید:
«خلّف أبو محمّد الحسن من الولد ابنه الحجّة القائم المنتظر لدولة الحقّ، وكان قد أخفى مولده وستر أمره لصعوبة الوقت وشدّة طلب السلطان وتطلّبه للشيعة وحبسهم والقبض عليهم، وتولّى جعفر بن عليّ أخوه وأخذ تركته واستولى عليها وسعى في حبس جواري أبي محمّد وشنع على أصحابه عند السلطان، وذلك لكونه أراد القيام عليهم مقام أخيه فلم يقبلوه لعدم أهليّته لذلك ولا ارتضوه، وبذل جعفر على ذلك مالاً جليلاً لوليّ الأمر فلم يتّفق له ولم يجتمع عليه اثنان»
الفصول المهمة في معرفة الأئمة؛ نويسنده : علي بن محمد أحمد المالكي ( ابن الصباغ ) (وفات : 855)، تحقيق: سامي الغريري، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر، قم: 1422، ج2، ص1092
«خلّف أبو محمّد الحسن من الولد ابنه الحجّة القائم المنتظر لدولة الحقّ» می گوید امام حسن عسکری همچنین فرزندی به جا گذاشت. «وكان قد أخفى مولده وستر أمره» میلاد ایشان مخفی بود امرش پنهان بود چرا؟ «لصعوبة الوقت وشدّة طلب السلطان» به خاطر که سلطان دنبالش بود. «وتطلّبه للشيعة وحبسهم والقبض عليهم» زمان خفقان بود دنبال بود که شیعیان را پیدا کند اینها را زندانی کند.
بعد می گوید: «وتولّى جعفر بن عليّ أخوه وأخذ تركته واستولى عليها» می گوید برادر امام حسن عسکری جعفر ابن علی ایشان هم دنبال حکومت بود و اموال حضرت را گرفت و استیلا پیدا کرد.
« وسعى في حبس جواري أبي محمّد وشنع على أصحابه عند السلطان» و سعی می کرد یاران حضرت را زندان بیندازد و از یاران حضرت نزد سلطان حرف بزند. چرا؟ «وذلك لكونه أراد القيام عليهم مقام أخيه» چون خودش می خواست جای امام را بگیرد مشکل خودش بود.
اما «فلم يقبلوه» مردم قبولش نکردند، چرا؟ «لعدم أهليّته لذلك» ایشان مال این حرفها نبود. «ولا ارتضوه» کسی به ایشان رضایت نداد «وبذل جعفر على ذلك مالاً جليلاً لوليّ الأمر» اتفاقا پول زیادی هم به سلطان داد که من امام بشوم و جایش را بگیرم اما «فلم يتّفق له ولم يجتمع عليه اثنان» هیچ کس با او موافقت نکرد و دو نفر هم دور این اقا جمع نشدند!
روایت اهل سنت در مورد جعفر کذاب این است، آن وقت ممکن است اقای سلیمان امیری بگوید عثمان ابن سعید می خواست دکان و دستگاه تشکیل بدهد و جعفر را کنار بزند بگوید امام زمانی وجود دارد. ببینید این بشر چقدر سخیف حرف می زند، چقدر بی اطلاع حرف می زند! این هم وضعیت شبهه دوم ایشان.
مجری:
خیلی ممنون و متشکر کاملا واضح است. اگر جعفر واقعا مدعی بود و ادعایش راست بود باید به طریق اولی مردم به سمت جعفر گرایش پیدا می کردند، چون پسر امام و امامزاده بود ولی می بینیم که مسیر به سمتی هدایت می شود که امامت به سمت حضرت امام زمان (سلام الله علیه) گسترش پیدا کرد.
استاد روستایی:
ایشان حرفهای می زند می گویند الغریق یتشبث بکل حشیش؛ آی بزرگان شیعه سمت جعفر رفتند کجا بود؟
مجری:
اگر رفته بودند که الان اثری از آنها بود.
استاد روستایی:
دو نفر هم دور ایشان جمع نشدند. این همه بزرگان شیعه بودند فرض کنید اقای اکس و اگریگ هم سمت جعفر رفته باشند باید این دو نفر ثابت شد؟ شما این همه آدم را نمی بینی فقط این دو نفر را می بینی. این ها حرفهای بی اساس است.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم اقای دکتر روستایی عزیز و بزرگوار التماس دعا داریم ان شاءالله بازهم در خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند باشیم از همه شما عزیزان التماس دعای فرج و دعای خیر داریم در این شب بسیار با فضلیت که به نوعی جزء شبهای قدر هم نامگزاری شده و احیاء آن هم آمده است عرض پایانی ما به محضر آقا و مولایمان این است:
شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است * لب تشنه اگر آب نبیند سخت است
ما نوکر و ارباب تویی مهدی جان * نوکر رخ ارباب نبیند سخت است.
اللهم عجل لولیک الحجة ابن الحسن الفرج و العافیة و النصر!
تا برنامه دیگر خدا نگهدار!