-
عصر انتظار 17 دی 1400 17 دی 1400
01:22:14 دقیقه -
عصر انتظار 10 دی 1400
01:22:00 دقیقه -
عصر انتظار 19 آذر 1400
01:25:58 دقیقه -
عصر انتظار 12 آذر 1400
01:25:14 دقیقه -
عصر انتظار 5 آذر 1400
01:23:49 دقیقه -
عصر انتظار 28 آبان 1400
01:24:42 دقیقه -
عصر انتظار 21 آبان 1400
01:23:48 دقیقه -
عصر انتظار 14 آبان 1400
01:23:57 دقیقه -
عصر انتظار 7 آبان 1400
01:25:12 دقیقه -
عصر انتظار 30 مهر 1400
01:18:39 دقیقه -
عصر انتظار 23 مهر 1400
01:25:45 دقیقه
عصر انتظار
قسمت دوازده برنامه عصر انتظار با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین خادمیان
دیگر قسمت ها
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ:24/10/1400
برنامه:عصر انتظار
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین،الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم.
دلم هوای تو کرده،هوای آمدنت
صدای پای تو آید،صدای آمدنت
بهار با تو بیاید به خانه ی دل ما
سری به خانه ما زن،صفای آمدنت
حساب کردم و دیدم که با حساب خودم
تمام عمر نشستم به پای آمدنت
چقدر وعده ی وصل تو را به دل بدهم
چقدر جمعه بخوانم دعای آمدنت
نیامدی و دل من شکست ای مولا
چه نذر ها که نکردم برای آمدنت
«اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا وَهَبْ لَنا رَحْمَتَهُ وَ رَأفَتَهُ وَ دُعائَهُ وَ خَیْرَهُ»
عرض سلام و ادب و احترام حضور همۀشما بینندگان عزیز برنامه عصر انتظار، با یک برنامه دیگر از ویژه برنامه های عصر انتظار از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج) در خدمت شما خوبان هستیم به اتفاق کارشناس محترم برنامه جناب حجت الإسلام و المسلمین حاج آقای خادمیان که حضورشان سلام و خیر مقدم عرض می کنیم، سلام علیکم.
حجت الاسلام خادمیان:
سلام علیکم بر حضرت عالی و همه بینندگان گرانقدر این شبکه.
مجری:
سپاسگذارم، جلسه گذشته هم در خدمت حاج آقای خادمیان بودیم و از بیانات ارزشمندشان بهرمند شدیم.
حاج آقا با این سؤال برویم پیرو بحث جلسه گذشته که خدمت تان بودیم که بحث جایگاه زنان و مادران در تربیت نیرو برای عدالت مهدوی و زمینه سازان ظهور بود، این هفته إن شاءالله با این سؤال از خدمت شما استفاده بکنیم که یک زن در جامعه مهدوی و برای زمینه سازی ظهور چه وظائفی را به عهده دارد؟ و یا بهتر بگویم زنان به عنوان زمینه سازان ظهور چه صفات و ویژگی های را باید داشته باشند؟
حجت الاسلام خادمیان:
با توجه به صحبت های که جلسه قبل داشتیم مسئله زن و به تبع خانواده یکی از موضوعات بنادین و نقش آفرین در همه ابعاد زندگی بشر هست و طبیعتاً اگر بناست تغییری تحولی اتفاق بیفتد در جامعه بشریت که ما در مسئله انتظار دنبال چه هستیم؟ تغییر از وضع موجود به وضع مطلوب؛ تمنای وضع مطلوب و پشت سر گذاشتن وضع نا جور موجود که از این جهت هم أفضل الأعمال انتظار فرج شمرده شده، اگر بناست این اتفاق بیفتد جلسه قبل هم اشاره شد کدام بخش در این جبهه بیشترین تأثیر را دارد؟ بیشترین ترقی را می تواند ایجاد کند؟ بحث زنان عرض کردیم روی همین حساب هم دشمنان وقتی می خواهند رسد کنند و جبهه حق را هدف قرار بدهند یکی از عقبه های مهمی که رسد می کنند و یکی از موقعیت های برجسته یا به قول امروز استراتژیکی که رسد می کنند که بکوبند تغییر بدهند بحث جایگاه زنان است، خلاصه حال این است؛ برای این خانم این زن که اینهمه اهمیت دارد بخواهد در جامعه مهدوی و در فضای زمینه سازی و در یک معنی سبک زندگی مهدوی داشته باشد چیکار باید بکند؟ از این جهت باید عرض کنم که بحث این جلسه هم مهارتی تر است هم کاربردی تر است و به نظر می رسد که نسبت به این مسئله ما یک کم بنیادی تر پیش برویم و شعاری و کلی گویی را یک مقدار فاصله از آن بگیریم، از این جهت باید گفت که بحث زن در سه زاویه قابل بررسی است:
یکی خود زن به عنوان یک فرد و به عنوان یک عنصری که در بحث سبک زندگی مهدوی قابل تعریف است.
دو: آن خانوادۀ که این زن در جامعه می خواهد تعریف مهدوی از آن داشته باشیم که عرض کردیم بنیاد خانواده یا یکی از مهم ترین بنا چه هست؟ زن است، نوع زندگی زن نقش جدی دارد در وضعیت خانواده.
و مرحله سوم بحث جایگاه زن در کجا؟ در جامعه، اجتماع که همه اهداف ما خلاصه می شود در اینکه ما برسیم به یک جامعه متعالی که تشکیل شده از چه هستند؟ انسان های متعالی و یار سازی، سرباز سازی، نیرو سازی، برای چه؟ برای اینکه ظهور اتفاق بیفتد.
روی همین حساب ما از قسمت اول بحث را شروع می کنیم آن نقش خود زن به نام یک خانوم در جامعه مهدوی در سبک زندگی مهدوی چطور باید باشد؟ به این ویژگی ها بیشتر می پردازیم در این جلسه که وقتی نگاه می کنیم قرآن به عنوان یک امر کلی می فرماید که
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً»
یک امر کلی البته هم مرد را شامل می شود هم زن را اما چون ما بحث مان بحث زنان است و اینکه این زن نقش جدی دارد در تعالی و به نوعی کمال انسان در بحث تربیت جلسه قبل هم اشاره کردیم و در بحث جامعه سازی بیشتر به این نکته تأکید داریم، روی همین حساب بحث زن یک خانومی که می خواهد در جامعه مهدوی باشد اهمیت می دهد به چه؟ به مباحث اخلاقی مباحث تربیتی خودش چون ما تا خودمان را نسازیم چه مرد مان چه زن مان، با دستمال کثیف که نمی شود شیشه را تمیز کرد، می خواهیم انسان تربیت بشود و همینجا من این را عرض می کنم اگر زنان ما نسبت به خودشان، اگر جامعه ما نسبت به نقش های زنان، اگر مردان ما و خانواده های ما نسبت به عنصر زن توجه جدی تری را داشتند خیلی ابعاد از جامعه اصلاح می شد، این مسئله جدی است که ما صدا و سیمای ما، کتاب های مان، دانشگاهای مان، اساتید مان، معلمین مان، مدارس مان چقدر به این نقش توجه کردع ایم؟ اگر می بینیم در جامعه صفا کم است شفقت کم است لطافت ها کم است آیا بشیریت نباید به این بپردازد که چه باید ایجاد کند اینها را؟ زن یکی از شاخصه های جدی اش و فطری اش چه هست؟ لطافت، ظرافت و زیبایی هست، اگر این زن توجه می شد اگر خود زن به خودش توجه می کرد که او هست که زیبایی ها را ایجاد می کند او هست که می تواند صمیمیت ها را در جامعه بی افزاید با تربیت اش با توجه اش، من یک مثال بزنم؛ ببینید چقدر ما داستان های مادران مان نسبت به ارزش های اخلاقی در وجودمان ماندگار شده، خود این داستان گویی که گاهی فراموش هم شده بخاطر درگیری های فضای مجازی و مشغولیت ها و همین را که چقدر مادر با زبان لطیف و ظریف و زیبایش می تواند نقش آفرین باشد در انسان سازی و موارد مختلف، اگر بخواهد یک خانومی در جامعه مهدوی تعالی خودش را در نظر بگیرد چیکار کند؟ این سؤال بعدی هست دیگر، ما باید بگوییم که در چند حیطه؛ حیطه شناختی، حیطه عاطفی، حیطه رفتاری، این سه تا حیطه را اگر سبک زندگی مهدوی و امام زمانی را در آن ما توجه داشته باشیم آن وقت می بینیم که یک زن منتظر، یک همسر منتظر، یک دختر منتظر، یک مادر منتظر و با شبک زندگی مهدوی را خواهیم داشت، حالا بحث شناختی خیلی واضح است شناخت خدا؛ به عنوان یک خانوم چه نگاهی چه باوری چه ارتباطی با خدا دارد؟ چه نگرشی دارد؟ چون بچه ها از او می گیرند دیگر، آن وقت این کم می آورد چه شناختی دارد؟ این خدا چقدر همراهش هست؟ چقدر با او هست؟ چقدر اُنس می گیرد؟ چقدر خلوت می کند با خدا؟ چقدر در اعتقاداتش و باورهایش خدا باوری نقش جدی دارد؟ جالب است در توصیف یاران امام زمان داریم که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند:
«عرف الله حق معرفته»
اینها آن شناخت واقعی و عمیق را از خدا دارند، ما خیلی وقت ها در زندگی به خیلی چیزها فکر می کنیم به خیلی چیزها باور داریم اما چقدر به خدا باور داریم؟ در سبک زندگی مهدوی آن چیزی که نقش جدی دارد این باور است اگر این باور اتفاق بیفتد آن وقت آن آیه سوره قصص
«وَنُريدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ استُضعِفوا فِي الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةً وَنَجعَلَهُمُ الوارِثينَ»
اینها باور، نشاط می دهد ما همچین خدای داریم که اینطور وعده داده، وقتی این خدای که من می شناسم وعده داده حتمی است و این وعده حتمی در اذهان بچه ها در تربیت منتشر می شود، آن وقت کم کم خانواده مهدوی داریم، کم کم جامعه مهدوی داریم و کم کم جامعه باور می کند که باید به سمت ظهور حرکت کند که می شود جامعه زمینه ساز و این یک واقعیت است، جالب است این روایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند:
«عرف الله حق معرفته وهم انصار المهدی فی آخرالزمان»
اینها یاران امام زمان اند گم نکنیم، آخرالزمان امیرالمؤمنین 1400 سال قبل می گوید یک انسان منتظر شاخصه اصلی اش معرفت الله است شناخت خدا، این بحث جدی است که ما در بحث معرفتی یک وظیفه داریم خانم های ما نقش جدی یعنی اصلاً باورهای دینی را باورهای مادرانه باید تعریف کنیم، روی همین حساب است که امام (رحمة الله علیه) بارها تأکید به نقش بانوان داشت در یک جایی می فرماید شما بانوان رهبران نهضت ما هستید، این سمبولیک نیست یک واقعیت است که ما اگر سردارها داشتیم احمدی روشن ها داشتیم اگر بزرگانی داشتیم در جامعه معاصر خودمان اینها از اعتقادات مادرانه و پدرانه است و این را عرض کنم آن ظرافت و لطافت و زیبایی که خداوند در وجود زن قرار داده سبب می شود که آن حیطه عاطفی که حیطه دوم هست در زن وجود دارد سبب می شود که آدم ها زبان مادری و بگوییم دین مادری، اخلاق مادری، رفتار مادری و سبک زندگی مادری، آن وقت اینجاست که اگر می خواهیم جامعه منتظر داشته باشیم باید زنان ما منتظر باشند، نه اینکه نقش مردان کم است حالا مکمن است که کسی این سؤال را داشته باشد، نقش مردان هم جدی است مثل یک اسکلتیک است آن استخوان بندی و اسکلت اش یک طرف، آن زیبایی ها، جذابیت های که بعداً قرار می گیرد در بین این اسکلت بخش جدی دیگری دارد و جذابش می کند که در زندگی زن این نقش را دارد، مرد آن استوانه ها و اسکلیت را آن سخت افزاری را به نوعی، اما آن بحث تربیتی، من نمی خواهم انکار کنم نقش پدر را اما ابتداً کسی که بیشترین نقش را دارد چه کسی هست؟ خانم ها هست، از اینجا ضرورت دارد که دقت کند، پس اولین بعد و حیطه معرفت است، مطالعه، سؤال، به حمد الله الآن در فضای امروز ما رسانه ها و اینها راحت کرده؛ گاهی یک حانم اگر می خواست یک سؤالی را صد سال پیش دنبال کند خیلی برایش سخت بود الآن با یک تماس می شود، این مطالعاتی که هست، وقت بگذاریم من معمولاً به مراجعین ام؛ یک وقتی را برای معرفت افزایی بگذاریم استادی، نواری، کتابی، مطالعه ای، ما هر روز هر هفته هر ماه نیاز داریم، یکی از مشکلاتی که گاهی ما می بینیم مثلاً من در دانشگاه این را عرض می کنم کتاب معارف خوانده می شود واحدهای معارفی خوانده می شود و تمام، ارشد تمام، دکترا تمام، اما انسان هر لحظه نیاز دارد به باورهای اعتقادی و هر آن نیاز دارد ارتقاع به آن بدهد توجه بدهد با مطالعات با تحقیقات با سؤال با گفتگوهای دینی، چه اشکال دارد؟ یک ضرورت است، در خانواده های ما یک زمینه ایجاد بشود، خانواده منتظر با توجه به این روایتی که امام علی (صلوات الله علیه) توصیف می کند چه؟ «عرف الله» یک نشست های دینی، دینی محور روی موضوعات اعتقادی، بچه ها بدانند در خانه این بحث ها مطرح است، این می تواند خیلی نقش آفرین باشد و سخنرانی ها، جلسات، این را باور کنیم نه اینکه وقتی می بینیم تلویزیون یک بحث معرفتی است بگوییم بزن روی کارتون، بزن روی آن فیلم، اینها آسیب دارد می زند من نمی خواهم بگویم که همیشه به این بخش ها بپردازیم اما این یک نیاز مان است یک ضرورت مان است.
در بحث دوم حیطه حاطفی؛ بچه های ما و جامعه ما اگر به دین توجه می کند و دین گرا می شود وقتی دیندار می شود که دین برایش محبوب باشد
«حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ»
آیه سریح قرآن است، این «حَبَّبَ» محبوبیت افزایی نسبت به دین چه کسی بیشتر می تواند در خانواده تأثیر گذار باشد؟ طبیعتاً زنان اند که لطافت ها و ظرافت ها، خداوند به این پدیده به این مخلوق به این زن ویژگی های داده فطرتاً هم اینطور است لطافت های داده ظرافت های داده که می تواند خوب پرورش بدهد پرورش ارزشمند از طریق او اتفاق می افتد، اینجاست که اگر مرد بناست به معراج برود از دامن زن به معراج می رود، این واقعیت است آن وقت انسان در حیطه محبتی، عاطفی هر چه بیشتر بتوانیم کار کنیم حقیقتاً نقش جدی دارد این محبت این عنصر محبت، رابطه محبت زن با امور دینی، به نماز نگاه عاطفی که إن شاءالله در مقطع بعدی بیشتر به این بحث بپردازیم.
مجری:
سه حیطه را حاج آقای خادمیان عزیز فرمودند که وظایف و رسالت های زن بود حیطه شناختی، حیطه رفتار و حیطه عاطفی را که به حیطه شناختی و حیطه عاطفی حاج آقای خادمیان اشاره فرمودند و إن شاءالله بحث را ادامه می دهیم در باب حیطه رفتاری.
حجت الاسلام خادمیان:
من یک روایتی را از امام صادق (علیه السلام) عرض کنم که می فرماید هر چیزی پایه و اساسی دارد و اساس محبت و دوستی ما شناخت اهل بیت است، در بحث حیطه عاطفی ما چقدر محبوبیت اهل بیت را در پرتو شناخت در خودمان در خانواده های مان در جامعه مان می بینیم؟ طبیعی است بچه های ما زن ها و مردان ما به چیزی که محبت داشته باشند گرایش هم پیدا می کنند، چقدر کار کردیم؟ این سؤال را از خودمان داشته باشیم چقدر داستانی گفتیم؟ ببینید تربیت صرفاً خواستن نیست یک مهارت است، این که من در جلسه قبل هم اشاره کردم ما بچه های مان را که داریم تربیت می کنیم باید طوری تربیت کنیم که او توان تربیت هم داشته باشد، الآن دختر ما پسر ما چه مقدار عروس پروری و داماد پروری در خانواده تجربه کرده؟ چقدر خودش مهارت دارد؟ بارها بچه ها آمدند می گویند جوان ها می آیند می گویند می گویند ما از ابتدا کتاب، درس، نمره، ترم، واحد، تمام، حالا آمدیم در زندگی دچار نقصانیم، آن مهارت های عاطفی، مهارت های ارتباطی که اگر بخواهیم اینجا عمیق بشویم خیلی وسیع تر از این باید صحبت کنیم مهارت های عاطفی که یک خانم با همسرش دارد، با فرزندهایش دارد، با جامعه اش دارد، این در سبک زندگی مهدوی تعریف خاصی دارد، چقدر این مهم است این سؤال ها، همیشه وقتی سؤال مطرح بشود حرکت هم انگیزه هم ایجاد می شود، چقدر در بچه های ما داستان های که اشاره کردم، کتاب های که، چقدر موضوعاتی که اولویت داشته برای ما که می توانسته اولویت هم نداشته باشد اما آیا بحث امام زمان در آن اولویت بوده؟ بحث اهل بیت، صریح روایت است ما هم به آن معتقدیم امام صادق می فرماید اساس محبت دینی حیطه دینی چه هست؟ حب اهل بیت است، دارد اشاره می کند اگر غیبت هست بخاطر چه هست؟ اگر مسئله کربلا اتفاق افتاد بخاطر این بود که مردم مودت اهل بیت را طبق آیه قرآن تمام زحمات پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) دارد چه است؟ اجر که نمی خواهد
«إِلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربَی»
این اتفاق نیفتاد دیگر، این مسئله جدی که در بحث حیطه عاطفی جا دارد که اهمیت بدهیم، من یک اشاره می کنم بین جامعه مسلمین چقدر عواطف؟ متأسفانه الآن در فضای شهری و آپارتمانی و شهر نشینی و تمدن امروزی درگیر یک جدای إنگاری ها و جدا سازی ها، زنان مثلاً 50 سال قبل 30 سال قبل حتی می دیدیم جلسه ی، نشستی، دورهمی، ارتباطی، بگو مگویی، ارتباط عاطفی
«رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»
بین خودشان ارتباط عاطفی داشتند خیلی مشکلات هم حل می شد، این کم شده یعنی من اینطور بگویم؛ زن امروز عاطفه نسبت به خودش (خودش را دوست داشته باشد)، نسبت به خانواده اش، نسبت به جامعه اش، آنهایی که قابل تعریف است چقدر است؟ این اگر حل بشود خیلی از مشکلات ما، آن وقت نسبت به نمادهای دینی مثلاً نسبت به بحث مسجد، نسبت به وقت نگاه می کند آن نگاه عاطفانه، نسبت به شعر دینی، کتاب دینی، نسبت به قرآن در خانه چقدر ابراز محبت می کنیم؟ این محبت ها هست که بچه ها را نسبت به دستورات قرآنی، نسبت به فیلم های مذهبی، نسبت به نماز، رفتارهای دینی، نسبت به شخصیت های مذهبی، گاهی إن شاءالله نیست در بینندگان ما بچه ها می آیند گِله می کنند می کویند فلان مرجع فلان شخصیت دینی را ما در خانه نمی توانیم اسمش را ببریم، این نشان می دهد، ببینید محبت یک عرصه وسیعی دارد که در همه ابعاد زندگی ما خودش را می تواند نشان بدهد، خودش را می تواند نشان بدهد نسبت به احکام دینی همین خمس و زکات و اینها آیا من با محبت برخورد می کنم؟ معرفت وقتی آمد وقتی من دیدم این لیوان، شناختم نقش دارد در زندگی من، علاقه پیدا می کنم انگیزه پیدا می کنم، این را ما کم داریم در حالی که گاهی محبت فرض کنید به یک اموری که خوب است اما در حد امور دینی نیست مثلاً فلان زبان را یاد بگیرد خیلی هم خوب است، فلان مهارت را یاد بگیرد اینقدر با اشتیاق و ذوق از آنها تعریف می کند خب بچه سمت آنها می رود دیگر، صرفاً به سمت آنها رفتن مشکل است و إلا آنها را مخالف نیستیم، این یک نکته جدی است که ما با محبت بچه ها را تربیت می کنیم این محبت را که امام صادق(ع) می فرمایند اساس است که یا در روایت دیگر آیا دین غیر از حب و بغض چیز دیگر هم هست؟ که اگر ما در این دو حیطه یعنی حیطه شناخت، معرفت که من معمولاً عرض می کنم به دانشجوها در سه تا «میم» یک: معرفت، دو: محبت، سه: متابعت، رفتار، اگر در آن دوتا اولیه انسان درست بیاید جلو، رفتارها هم درست می شود دیگر آن وقت لازم نیست به بچه در منزل بگوییم نماز بخوان، همین که خانم چادر را بر می دارد با یک ذوقی با یک علاقه ی می ایستد سر سجاده، از این ذوق و علاقه و همین که با محبت یاد می کند رفتارها چه؟ همین که در صدا و سیمای ما این را باید بگویم نسبت به نمادهای دینی محبوبیت نشان بدهد یعنی شخصیت محبوب مان، نه شخصیت شکست خوردۀ عذر می خواهم زیر بار در رفته ای را می آیند آن وقت که دیگر از چیز بریده و تمام می شود می بینم مسجد و حسینیه و مذهب یادشان می افتد، این معلوم می شود که در آن تعریف ما دچار یک نقصانیم، این متابعت که حیطه رفتار، من خیلی سعی دارم از روایت و قرآن چون معتقدم وقت بینندگان ما ارزش دارد و نباید از خود ما، خود ما حرفی نداریم بزنیم، سعی من این است که بیشتر از روایت، این آیه شریفه قرآن سوره آل عمران 31 می فرماید که
«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي»
آل عمران، 31
اگر آن دوتا اولی را چه بود؟ شناخت، معرفت، محبت را درست آمده باشیم جلو
«فَاتَّبِعُونِي»
اطاعت می کنی دیگر، دیگر سخت ات نیست سختی ها را تحمل می کنی مصیبت ها را تحمل می کنی، گرفتاری ها را، اما امر خدا زیر پا گذاشته نمی شود، این است که می بینیم سردار سلیمانی ها را داریم چون نزدیک داریم می شویم به رحلت ام البنین (سلام الله علیها) اینهم جا دارد عرض کنم؛ وقتی آدم معرفت و محبتش درست شد چهارتا بچه تربیت می کند، بعد که خبر دارند می آورند ببینید توحید را ببینید ولایت را، این محبت را اینطور دارد نشان می دهد، خبر بچه ها؛ عباس چه شد؟ آن چه شد؟ آنها تمام شهید شدند، از حسینم بگو، برایش حسین مهم است، من این را باور کنم در زندگی بین فرزندم و امام زمان تفاوت قائل بشوم، همه اینها فدا می شود همه اینها باید فدا بشود، آنی که در کوفه اتفاق نیفتاد این شناخت و معرفت بود که بچه های شان را جمع کردند خیلی از مادرها ما در تاریخ کوفه داریم بچه می خواست برود اما پایش را بست جلویش را گرفت تو بچه من هستی فلان هستی جوان من هستی من به تو نیاز دارم، ما در بحث های دینی مان هم همین اتفاقات دارد می افتد در خمس ما همینطور است، در نماز ما همینطور است، در روزه های مان؛ گاهی بچه های ما می آیند می گویند ما می خواستیم روزه بگیریم اما مادر ما نمی گذاشت پدر ما نمی گذاشت حالا با این روزه های قضا چیکار کنم؟ معلوم می شود در آن نظام داری شخصیتی او شخصیت محور او محور فکری او عاطفی او غیر امام بوده، ما تا جامعۀمان این رفتار را نداشته باشد به سمت ظهور نمی توانم، با شعار که نمی توانیم، 1400 سال هست داریم می گوییم، خیلی ها دور و رو پیغمبر (ص) بودند، اما جدی نایستادند بعد از رحلت آن بزرگوار، این جدی بودن ایجا خودش را نشان میدهد رفتار، «ان کنتم تحبون الله فأتبعونی» متابعت کنید، آن وقت اگر این اتفاق افتاد، «لیغفر، لکم ذنوبکم» چقدر هدیه قشنگی می دهد، تو اطاعت کند، تو بیا به راه نگران گذشته ات نباش، واقعیت است، خیلی وقت ها شده جامعه ما چه زنان و چه مردان ما گرفتار این هستند، گرفتار گذشته شان هستند، هر آنی تو برگرد، گاهی وقت ها می گویند من با این شوهر با این خانه با این زندگی، با این بچه ها با این لقمه با این... اصلاً مگر می شود، دیگر امید نداریم، این نا امیدی به دست کسی به نام شیطان و ابلیس، انسان را نا امید می کند، انسان منتظر حتی گنه کارش هم با نشاط هست، با امید است، امیدوار هست، وا خورده نیست، تو رفتارت را عوض کن او دست می گیرد، باز تأکید هم می کند، «غفور الرحیم» از صفات الهی است، که می آمرزد البته به شرط اینکه «و لا تطع الکافرین»، کافرین را اطاعت کردی بدبخت هستی، که جا دارد بنشینیم در زندگی، وقتی رسید به رفتاد دیگر خیلی بحث گسترده تر است، اینکه می خواهیم بخریم، این لباس این مد ای پوشش، تطع الکافرین است یا اطاعت الله است، فأتبوعونی است، اطاعت الله است یا اطاعت الکفار است، این مسئله جدی است، و خیلی هم سخت است، این مراسمی که می خواهیم بگیریم، این عروسی که می خواهیم بگیریم، این جشنی که می خواهیم بگیریم، این لباسی که می خواهیم بخریم، این ظرفی که می خواهیم بگیریم، خب همه جا منتشر است دیگر، این گفتاری که من دارم، چون یکی از مشکلاتی که ما داریم ما دین را تک بعدی، کاریکاتوری، بخشی یا می شناسیم یا عمل می کنیم، بخشی از دین را، تا می گوییم دین دار یک مفاهیمی، دین داری فقط در نماز خواندن و در ظاهر و پوشش نیست، اینها هست ضروت هستند، اما در بحث رفتارهای دیگر مان، در یک کلام بحث ما چه بود، یک زن بخواهد زندگی مهدوی را تجربه کند، و زندگی اش را بر اصول سبک زندگی مهدوی به جریان باندازد چه شاخصه هایی دارد، الآن داریم نقش خود آن زن را وظایف و رسالت های خود آن زن را می گوید، که در رفتارها، رفتار های مختلف، همه ابعاد، من اگر بخواهم اشاره بکنم، خیلی طولانی می شود، ما تصویری که الآن در اتاق مان داریم، یک وقت هایی بنده یک مسؤلیتی داشتم در یکی از دانشگاه ها، بنا شد در تابستان سر بکشم به اتاق های داشنجویی، یکی از اتاق ها اتفاقاً خوابگاه دختران بود، دانشجو نبود، تصاویری که اطراف این اتاق به دیوار این اتاق زده بود، حالا بحث دین و مذهبش را کار ندارم اصلاً بحث فطری را،عرض کردیم زن چیست؟ در اوج لطافت و ظرافت خدا آفریده، تصاویری که از شخصیت های منفی و ترسناک خب این معلوم است، این کجایش با سبک دینی هماهنگ است، آن تصویری که اطراف هست، آن مدل و آن تشریفات طبیعی است باید زیبا باشد، اما زیبایی به چه قیمتی، آن خوراک، غذا، نوع غذا، آن گویش و نوع گفت و گو، آن پوشش و نوع پوشیدن، ما در سبک زندگی دینی و الهی و مهدوی حتی برای خوابیدن برای قضای حاجت سبک دارد، و برنامه دارد، ما در رفتار مان خیلی از موضوعات را باید رعایت کنیم، و از همه مهمتر برای یک زن رفتار مادرانه همسرانه دخترانه، این نقش جدی دارد، مسلماً متفاوت است، گرچه که الآن این جریان غرب گرایی و زنگرایی که فیمینسیت زن گرایی خیالی و دروغی دنبال این است که ما بگوییم اینها مثل هم هستند، کاری که مرد می کند باید زن هم بکند، هر کاری که زن می کند مرد باید بکند، نه اینها تعریفات مختلفی دارند، اصلاً یک سری وظایف مخصوص زن هست، مخصوص مرد هست، این رفتار باید دقت کند، و این را باور داشته باشد، اگر الآن امام زمان (عج) وارد منزل ما بشود، چقدر آماده هستیم، یعنی چقدر ظاهرم، پوششم، خانه ام، زندگی ام، خوراکم، لقمه ام، گویشم، جملاتی که به دیوار هست، جملاتی که در قلبم هست، چقدر آمادگی دارد، که با امام مأنوس باشد، رفتار این است دیگر، این بخش تربیت خیلی وسیع تر از این است که ما داریم اشاره می کنیم، ما در رفتار هایمان تصمیم گیری هایمان خودمان نقش آفرینیم، تأثیر گذار هستیم، خیلی از مسائلی که در زندگی با آن روبرو می شویم، به خودمان ارتباط دارد، و به انتخاب خودما ارتباط دارد، برای همین در آیات شریف قرآن دارد که
«لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم»
رعد/11
این واقعیت است، به نظرم جامعه مهدوی در هر صبح و شام، در اول هفته و اول ماه وظیفه دارد بنشیند فکر کند که امروز چکار کنم که بر منوال «فأتبعونی» ادبیات اخلاقی مان که مراحل سلوک هست تأکید شده، مشارطه و مراقبه، از همین است که مراقبت داشته باشی، دقت داشته باشی، محاسبه داشته باشی، این یک واقعیت است که مطلبد اگر اینطور شد آن وقت زندگی نشاط پیدا می کند، چون اطاعت الله شیرین است، اطاعت الله لذت دارد، من در یک معنایی باید حرفم را خلاصه کنم، که ما اگر می خواهیم لذت واقعی زندگی را ببریم باید در آن سه عنصر، معرفت، محبت، متابعت عنایت داشته باشیم، لذت، چون خدا ما را خلق نکرده برای زجر و اذیت، برای همین هم در مضامین دینی داریم که دین محبوب است، دین محبوب دلها است، دیندار زندگی کردن قشنگ است، الآن ببینید زندگی آقای بهجت را، زندگی آقای سردار سلیمانی را، آدم نگاه می کند، جلوه های دینی را می بیند مجذوب هست، جامعه مهدوی زندگی ها قشنگ است، زیبا است جذاب است، تندی در آن نیست، بداخلاقی در آن نیست، اگر هم هست زود جبران می شود، زود برمی گردد، آن پدری که آن مادری که می بیند بداخلاقی می بیند امام زمانی هست، هر هفته چندین بار هر پنج شنبه اعمالم عرضه می شود، این هفته من برخوردم با بچه الآن خدمت امام زمان می رسد ایشان راضی هست از من، تأیید می کند، این است که در رفتار ما اگر امام زمان باشد، که عرض کردم در این بعد زنان مانقش جدی دارند می تواند خیلی نقش آفرین باشد که ما اگر بخواهیم ادامه پیدا کند این جریان و تحقق پیدا کند، یعنی سبک زندگی مهدوی، باید برویم بحث خانواده را در بخش بعدی باید به بخش خانواده، زن را پرداختیم به مسئله رسالت ها و وظایف در سبک زندگی مهدوی، الآن بحث خانواده را باید بپردازیم، که بحث خیلی گسترده و وسیعی است و بحث ازدواج و بحث تربیت کودک و مباحث دیگری که، نوع ازدواجی که ما چون آن خانواده از چا تشکیل می شود؟ از ازدواج است، که بحث ازدواج بحث جدی است، که در مرحله بعدی باید به آن پرداخته بشود.
مجری:
بله تشکر می کینم از جناب استاد خادمیان عزیز، و همینطور از شما بینندگان عزیز که تا این لحظه افتخار همراهی تان را نسیب ما کردید، بیانات ارزشمندی را از حاج آقای خادمیان شنیدیم، وظایف زنان و همینطور سبک زندگی مهدوی که به عهده زنان و مادران جامعه هست، و رسیدیم به بحث خانواده در مباحث مهدوی و ان شاء الله بحث شیرین ازدواج هم حاج آقای خادمیان اشاره می کنند، از آنجایی که روشن است که شروع و تشکیل یک خانواده مبتنی بر ازدواج هست، حاج آقا شرایط و شاخصه های ازدواج در سبک زندگی مهدوی را هم بیان بفرمایید و بینندگان عزیز ما بهره ببرند.
حجت الإسلام خادمیان:
ما اگر بخواهیم به یک جامعه متعالی که هدف همه انبیاء و هم صالحان و مهدویت هم همین است برسیم، باید به خانواده توجه کنیم، چون انسان ها در خانواده هست که پرورش پیدا می کنند، و اجازه بدهید ما یک تعریفی را از خانواده خدمت بینندگان فهیم مان داشته باشیم، چون در جامعه معاصر ما یکی از واژه هایی که خیلی دچار تغییر شده در تعریف می شود گفت خانواده است، و از این جهت، ما در ادبیات دینی مان خانواده را بعنوان یک سپر، آقای فیروز آبادی در تفسیرش بیان می کند، و در کتاب لغت و محیط بیان می کند که خانواده سپر آهنین است، و برای مرد نیروی مطمئن که برگرفته از آیه شریفه قرآن است، «لتسکنوا إلیها» است، خب تعریف اینچنینی، با این معنا خیلی متفاوت است با تعریفی که ما الآن در غرب شاهدش هستیم، سازمان ملل یک تعریفی دارد، می گوید خانواده یا خانوار، به گروه دو یا چند نفری اطلاق می شود که باهم زندگی می کنند، و درآمد مشترک دارند، زیر یک سقف یک ارتباطاتی هم دارند، ارتباطات اقتصادی، ارتباطات سکونتی، به این می گویند خانواده، اما در نگاه اسلامی خانواده تعریفش خیلی متفاوت تر از این است، چون خانواده است که زن می تواند نقش آفرین باشد، کما اینکه در آیه شریفه 21 سوره روم می فرماید
« وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً»
روم/21
تعریفی که قرآن از خانواده دارد، و از زن و مرد دارد، خیلی تعریف متعالی است، ببینید آنجا همین که زیر یک سقف می رفتند می شد خانواده، اما اینجا یک رابطه ویژه ای، عاطفی، مودتی، الهی، برایش حمل می شود، آن وقت با این تعریف باید به خانواده نگاه کند، مرد ما با این تعریف به خانواده نگاه کند، آن وقت از این جهت باید گفت که خصیصه هاو مؤلفه های خانواده و تشکیل خانواده خیلی اهمیت دارد که با ازدواج صورت می گیرد، خصوصاً که در تعریف ما نسبت به خانواده معتقد هستیم، چند عنصر باید در آن جدیت داشته باشد، یکی اینکه این خانواده از نگاه دینی نشأت گرفته ما بدون عنایت و اجازه الهی نمی شود، چون در نظام الهی و سبک زندگی مهدوی ما قائل به خالقی هستیم که این نظام علل و معلولی می رساند به اینکه ما امامی هم داریم، ضرورت هدایت اینطور اقتضا می کرد که ما اگر می خواهیم خانواده را تعریف کنیم با این فرمول، معنی انسان چیست، این انسان مخلوق خدا است، پدیده ای است که خداوند خلقش کرده، می خواهم با آن ارتباط برقرار کنم، ایستاده من خانه شما را بخواهم بیایم تصرف کنم، در خانه شما، وسائل شما بدون اجازه شما خلاف است، شما باید اجازه بدهید، یک خانه مجموعه ای از مسائل مادی، آن وقت در بحث ازدواج می خواهد ارتباط و تصرف با انسان دیگری پیدا کند، این انسان خالق دارد، برای همین می گوییم ازدواج باید مبنای شرعی داشته باشد، مبنای دینی داشته باشد، اینکه الآن بعضاً آمدند بحث های ازدواج سفید و ازدواج های اینطوری را مطرح کردند، انحراف است دیگر، عرض کردم بحث خانواده را دچار چالشهای جدی کردند، و خیلی مشکلات ما هم از همانجا شروع می شود، ما نگاه قرآنی و نگاه مهدوی به خانواده را داشته باشیم، خیلی از گره ها باز می شود،که به هرحال این خانواده عناصر جدی است، یک اجازه خدا، بعضی وقت ها می گویند این عقد، واژه ها أنکحت و زوجت، چه هست، یا انکحت و زوجت یک عبارت ساده اجازه است، می خواهم بگویم خود تو هم هستی، بحث معرفتی که آنجا گفتیم که شناخت خدا، شناخت توحید محبت خدا، اطاعت اینجا خودش را نشان می دهد، آن وقت اگر من در جامعه ای بزرگ شدم، که مادر آن خانواده و مادر آن جامعه این درک را دارد، که درک توحیدی است من دیگر اجازه به خودم نمی دهم که بدون اجازه الهی تصرف در مخلوق الهی داشته باشم، بعد یک مثال ساده تر بزنم، ما یک یک یخچال می خریم الآن، تلوزیون می خریم که خدا به داد گرفتارها برسد، به آنها بدهد، توسعه بدهد، خدا ما را هم از این گرانی ها نجات بدهد، جامع اسلامی را، یک یخچال می گیری، 5سال 10 سال، 20 سال، 50 سال است برای عمر ابدی نیست دیگر، برای قیامت نیست دیگر، این یخچال دفترچه راهنما دارد، و اگر طبق آن دفترچه راهنما این وسیله را استفاده کنید، زندگی و خانواده دفترچه راهنما دارد، کتاب الله و عترتی، زندگی مهدوی سخت نیست، همان حدیث ثقلین، چه مقداری اتفاق افتاده، جوان ما الآن می خواهد با آن دختر صحبت بکند، آن دختر می خواهد به او جواب بدهد، چه مقدار این نگاه بر آن جاری است، دختر ما بگوید من عبدم، من تکلیف دارم باید اجازه بگیرم از خدا، وقتی اجازه بخواهم بگیرم خیلی چیزها مطرح می شود دیگر، چگونه به من اجازه داده شده، در چه حدودی اجازه داده شده، چقدر می توانم، این نکته جدی است که ما اگر می خواهیم بحث خانواده درست پیش برود خانواده مهدوی داشته باشیم، در سبک زندگی مهدوی، ولایت الهی، اجازه الهی، از همان ابتدای شروعش، حالا من اینجا یک نکته ای را در مشاورین هم ما راجع به این داریم، مراجعه می کنند، می گویند حاج آقا ما تا حالا مشکل داشتیم، تا حالا با هم دوست بودیم، اما از اینجا به بعد می خواهیم، اشکالی ندارد در برنامه های قبل گفتیم اگر تصمیم گرفتید خدا چیست؟ غفور الرحیم است، جبران می کند، زندگی مهدوی هیچ جا بن بست نداریم، راه نجات همیشه باز هست، اما باور کنیم که این زندگی مهدوی آداب دارد، زندگی دینی آداب دارد، که شروعش که آن آجر اولی که می خواهی بگذاری، که در آن روایت داریم که مقدس ترین بناها بنای ازدواج و خانواده است، حرام نگذار، با ارتباط حرام نگذار، با پیام های حرام با عکس های آن علائم، طبق آیه شریفه تجربه هم این را گفته، «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَ» این مودت و رحمت پیرو آن إذن الهی است، یکی از جلساتی که مقدس است، دعا هم در آن جلسه به اجابت می رسد، مقدس است مثل حرم مقدس است، جلسه عقد و ازدواج است، اهمیت دارد محل عنایات الهی است، چرا؟ چون دارد اجازه می گیرد، قبول کرده توحید در زندگی را، آن وقت این زندگی اگر درست انتخاب شده باشد، پایدارتر است، من نمی خواهم بگویم که تمام علت کامل هست، نه ممکن است که من دینی هم ازدواج کرده باشم، آن وقت به مشکلاتی بخورد، اما تجربه هم این را ثابت کرده، زندگی هایی که بر منوال دینی شروع شده، نه رفاقت های خارج از چهار چوب دین، اینها پایدار تر بوده، اینها مزه بیشتری داشته، لذت بیشتری داشته، چرا؟ چون حتماً مسئله ای بوده است که خدا می فرماید «جعل» قرار داده، این علاقه بین آنها، اول زوج برایتان قرار دادیم بعد از این زوج محبت و مودت، که خود مودت عمیق تر است، این نکته جدی که ما خانواده را باور کنیم، که چه نوع مسئله است، ما هنوز آن قدر و قداست خانواده برای جامعه بشری معلوم نشده، خصوصاً که جریان های انحرافی، که در هفته قبل هم عرض کردیم که قسم خورد، «لإذن لهم» گمراه می کند، گمراه کنندگان دنبال این هستند که قداست خانواده را از بین ببرند، قداست زدایی کنند، حرمت خانواده را تقلیل بدهند، با فیلم ها و با سریالها و با کتاب ها و با تحلیل ها، در حالی که نه اینطور نیست، در سبک زنگی مهدوی خانواده ات جایگاه، بی بدیلی یعنی هیچ چیز جای خانواده را نمی گیرد من به آنهایی که گاهی با خانواده در می افتند عرضم این است شما خانواده را برمی داری چه می خواهی جایش بگذاری، این جایگاه مقدس، جایگاهی که محل انتقال سنت ها و فرهنگ ها و باورها است که ا شاره کردیم، و جایگاهی که هر نوع تغیری در جامعه بنا است اتفاق بیافتند، از آنجا شروع می شود، تحول می خواهیم بشویم مهدوی، خانواده مهدوی، خانواده مهدوی، در نگاه اول باید زن مهدوی داشته باشیم، می خواهیم خانواده مهدوی، باید ازدواج مهدوی داشته باشیم، من اینجا اشاره بکنم، ازدواج مهدوی و سبک زندگی مهدوی نه اینکه ما شادی نداشته باشیم، گاهی بودند برداشت های غلط، از این امور گاهی آسیب می زند، کسی حس می کند لبخند و شادی و نشاط، خوشی و اینها نه، تو برو شاد زندگی کن، اما شادی زندگی کن که مایه داشته باشد، شادی داشته باشد در زندگی ات که پایدار باشد، امرالمؤمنین (ع) می فرماید
«کمن لذة»
چقدر لذت های قلیلی که
به دنبالش هست، افسوس های فراوان، چقدر زندگی هایی که الآن دچار آسیب شده، چالش شده، خب این بد انتخاب کرده، بد ازدواج کرده، بد مسیری را رفته، نقطه آغاز شکوفای خانواده است، ساختار انسان ساز، هیچ جای دیگر، نه مدرسه نه داشنگاه، نه مسجد، نه کلیسا، نه کتاب، نه مهد کودک، نه مراکز دیگر، آنها در یک جاهای اثتثنائی است اضطرار است، می پذیریم اما هیچ کدام جای خانواده را نمی گیرد، و اگر جامعه ای بنا شد تضعیف بشود یک جاسوسی، آمد در ایران قبل از انقلاب، سالها اینجا بود، انگلیسی است، کتابی هم نوشت، بعد در خاطراتش و دستور عمل هایش به حکومت کشور خودش می گوید، اگر می خواهید مسلمان ها را ضایع کنید، ذلیل کنید، شکست بدهید، بیش از 20 دستور داده، که 7-8 مورد مربوط به خانواده است، اینها ازدواج شان را دچار چالش کنید، روابط شان را خالی از ازدواج، زن را بعنوان یک عنصر که فضای شهوت پرستی، شهوت گرایی، سوء استفاده ها و زیاده خواهی های مرد، الآن در جامه غربی زن دچار سوء استفاده ها، زیاده خواهی ها و بد خواهی های مردانه شده، این هست که ما اگر می خواهیم واقعاً نسبت به جامعه مهدوی قدمی برداریم خانواده، خانواده هم ازدواج ها، چون محل تحولات منشاء تحولات، فضای شبکه سایزی عاطفی و جامعه پذیری هر انسای از خانواده و از ازدواجش شروع می شود، روی همین حساب من یک نکته ای را عرض می کنم، اینکه می آیند به پیغمبر اکرم (ص) به اولیاء الهی می آیند فلان دختر، یا فلان پسر، آمده خواستگاری یا می خواهیم برویم خواستگاری، خیلی خوشگل است، خیلی زیبا است، و خیلی پولدار است، اما یک سری مشکلات اخلاقی دارد، حضرت بر حضر می دارد، می گوید خضراء الدمن حواستان باشد، گل های زیبا در فضاهی کثیف و ناجور، این بحث جدی هست، که ما اگر می خواهیم جامعه ما بر منوال سبک زندگی مهدوی پیش برود راهی نداریم که در پرتو این امر ازدواج مهدوی پیش برویم، که ازدواج مهدوی اولین چیزی که انسان به ذهنش می رسد این است که ازدواج یک آیه الهی است، «و من آیاته أن خلق لکم» چون ما این را باید به آن تأکید داشته باشیم، امام زمان همین قرآن را می آید مشکل بشر پیاده نشدن همین قرآن است، آیات جدیدی نمی آورد، و سنت جدیدی هم نمی آورد، کتاب الله و عترتی، آن وقت اولین نکته در بحث ازدواج، ما تعریف ما در ازدواج درست داشته باشیم این است که آیه الهی است، نشانه الهی است، امر خدا در این ازدواج حضور دارد، وجود خدا را باور خدا را انسان حس می کند، دوم اینکه از این آیه عرض می کنم، آفرینش هدف دارد ازدواج هدف دارد، «آیاتیه أن خلق لکم، من انفسکم» خلق کرده، که ازواجاً او حکیم است، خلق کرده حتماً هدف دارد، خب الآن من آیا می توانم جدای از آن هدفی که برای ازدواج لحاظ شده، من هدف های دیگر را در نظر بگیرم بعد به اهداف مهدوی اهداف الهی هم برسم، انسان نمی تواند جو بکارد، گندم درو کند، این واقعیت است، دوم اینکه زن و مرد را ما در آیه شریفه سوره نساء داریم که از یک جنس هستند، در شرف و مقام زن و مردم فرقی نمی کند اما در وظایف و رسالت ها متفاوت هستند، روی همین حساب در بحث خواستگاری تأکید می شود، بیشتر هم این اتفاق می افتد، با مزاج زنانه هم که مرد بورد خواستگاری، چون زن هرچه معشوق تر باشد هرچه محبوب تر باشد بیشتر لذت می برد، مرد هرچه عاشق باشد و هزینه عشقش را بپردازد، بیشتر کیف می کند، اینها گاهی جابجا دارد می شود، اینکه عرض کردم سبک زندگی مهدوی بر حکت الهی است، و موضوع دیگر اینکه زندگی و ازدواج درست بر نگاه مهدوی که «لستکنوا» برای آرامش باشد، برای سکینت باشد، چرا الان ما جامعه بشری مان کل بشریت را عرض می کنم، در گیر نا به سامانی های روحی روانی شدید هستند، درگیر آشفتگی ها است، گرفتاری ها است، این یک بحث جدی است که ما به ازدواج توجه نکردیم، آشفتگی های ما، ناهماهنگی های بین زن و مرد در خانواده هست، حالا یا قبل از ازدواج باید دقت می کرد به مزاجش به روحیاتش که بحث وسیعی است که نمی توانیم الآن بپردازیم، نسبت به تطابق شخصیتی اش، توافق های روحی اش، عاطفی اش، خانوادگی اش، این آرامش بخش باشد، من گاهی وقت ها می بینم، خب چرا تو رفتی دختری را انتخاب کردی که نه با فرهنگ شما نه با شاخصه های روحی شما، نه با مزاج شما نه با سن شما، بعد می آیی می گویی، چرا قرآن گفته است، لتسکنوا، چرا آرامش نمی گیرم، این مهارت می طلبد، این درایت می طلبد که قابل ملاحظه است، و نکته این روایت، در پرتو ازدواج الهی ارضاء جنسی مسئله هست، اما هدف فقط این نیست، فقط تنها ارضاء غریضه جنسی کفایت نمی کند، الآن جامعه ما در ازدواج ها فقط همین بعد را می بینند، که بعداً دچار مشکلات می شوند، «لتسکنوا » را درک نمی کنند، گرچه این هم مهم است که الآن جایش نیست، و می شود گفت اگر ازدواج درست اتفاق بیافتند برترین هدیه الهی را خدا به آنها، به آن زن و مرد عطا می کند، «و جعل بینک مودة و رحمة».
خدا ان شاء الله که به همه جوانان ما توفیق معرفت محبت و اطاعت و توفیق موفقیت در امر ازدواج شان ان شاء الله مجردین ما خصوصاً توفیقش را خداوناد عنایت کند که یک جامعه موفق و مهدوی را ما تجربه کنیم.
مجری:
ان شاء الله، خیلی ممنون و سپاسگذارم، بسیار بهره مند شدیم از بیانات ارزشمند حضرت حجت الإسلام و المسلمین حاج آقای خادمیان عزیز از همراهی همه شما بینندگان عزیز با برنامه عصر انتظار صمیمانه سپاس گذارم و تا عصر انتظاری دیگر همه شما عزیزان را به خدای بزرگ و مهربان می سپارم خدا نگهدار.