کلمه طیبه حجت الاسلام یزدانی

قسمت چهل و هشتم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی


بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 1400/06/15

برنامه:کلمه طیبه

استاد یزدانی:

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ  بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین

سلام و عرض ادب دارم خدمت همۀ بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)، با برنامه کلمه طیبه در خدمت شما هستیم، همانطور که مستحضر هستید رسالت این برنامه پاسخگویی به شبهات شبکه های معاند وهابی است و ما در این برنامه از عقاید حقه شیعه دفاع می کنیم و إن شاءالله که بتوانیم در این راه موفق و سلامت باشیم با دعای شما بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر و امیدوار هستم که خداوند عزاداری های شما را در این ایام مورد قبول درگاه خودش قرار بدهد و إن شاءالله نام همۀ ما در زمره عزاداران واقعی آن حضرت قرار بگیرد و در قیامت هم با آن حضرت محشور بشویم و مشمول شفاعت آن حضرت باشیم.

می دانید که در ایم برنامه ما کلیپ های شبکه های وهابی و گاهاً علمای اهل سنت و بقیه معاندین را پخش می کنیم و سعی می کنیم که به آنها جواب های قانع کننده و متقنی را بدهیم امشب هم کلیپ های آماده کردیم از شبکه های وهابی و إن شاءالله در خدمت تان خواهیم بود با پاسخگویی به این شبهاتی که در این شبکه ها هست، کلیپ اولی که امشب خدمت تان آماده کردیم کلیپ شماره 187 را با همدیگر می بینیم إن شاءالله بعد در خدمت تان خواهیم بود با پاسخ آن.

کلیپ 187:

همان درختی که می خواستند بکنند تا دیوار بزنند این درخت ریشه اش در آب بود یعنی آب اینقدر در زمین نزدیک است در گیلان ما، آب اینقدر نزدیک است؛ اگر این مردم در شب اگر آب هم نداشتند همین زمین را با بیل و کلنگی که داشتند بالاخره وسائل جنگی داشتند هر چیزی داشتند می کندند 70تا مرد، مردها هم نه، حتی زن ها هم می کندند به آب می رسیدند در دو متری در سه متری، در پنج متری، بالاخره به آب می رسیدند، کسی که آب ندارد بالاخره یک فکری می کند؛ سؤال من این است که چرا چاه نکندند.

+شما کربلا رفتید آقای رضایی؟

-من رفتم بله.

+کربلا دیدید خانه ها چاه هست؟ کربلا پر از چاه هست، همین هفتاد نفر چرا زمین را نکندند که به چاه برسند به آب برسند؟ کنار جُلگه هست کنار رودخانه است، شما اگر گیلان رفته باشید من یادم هست پدرم که خانه اش را درست می کرد من بالا سر کارگرها بودم فقط یک کم دو متر یک متر نکنده ریشه یک درختی رسیدیم به آب بود، در جُلگه آب زیاد است اینها دو متر می کندند به آب می رسیدند.

اولین چیزی که شما از مداح ها می شنوید در مورد این دو روز تاسوعا عاشورا این است که لشکر امام حسین در یک روز جهنمی گرم وارد صحرای کربلا می شوند یک بیابان بی آب و علف و در این صحرا توسط یزیدی ها محاصره می شوند در اوج تشنگی و بدبختی و بیچارگی مورد ظلم قرار می گیرند از طرف یزید، شما اگر نقشه کربلا را نگاه کنید ، نقشه های ماهواره ای کربلا آن منطقه را بصورت سبز کمرنگ نشان داده، کربلا بین یک رود به اسم رود فرات  که شما در اینجا می بینید این رود را، ببینید این رود فرات است، این هم یک دریاچه است، کربلا وسط این واقع شده می بینید؟ و ببینید نقشه سبز است، چرا آن زمین سبز است؟ برای اینکه این زمین بین این رود و این دریاچه واقع شده و شما وقتی که یک زمینی کنار یک رودخانه و یک رودی یا یک دریاچه ای باشد آبهای زیر زمینی این آبها از طریق زیر زمین سرایت می کنند به زمین های اطراف و زمین های اطراف قابل کشت هم خواهد بود و سبز خواهند بود نسبتاً و منطقه کربلا به همین دلیل، شما اگر چهار پنج متر زمین را بکنید به آب می رسید، این یک مورد، پس لشکریان یزید نمی توانستند آب را از این آدم ها دریغ کنند کافی بود چهار پنج متر زمین را بکنند تا به آب برسند.

استاد یزدانی:

خب بینندگان عزیز ملاحظه فرمودید که شبکه های وهابی از خیلی وقت پیش این شبهه را مطرح می کردند و جدیداً بعضی از این تازه به دوران رسیده ها و بچه هایی که فکر می کنند خیلی مطلب مهمی پیدا کردند از این شبکه های وهابی اینها را شنیدند و می آیند مطرح می کنند بعنوان دروغ های عاشورا، این دروغ چیست؟ می گوید امام حسین تشنه شهید نشده، چرا؟ چون می توانستند چاه بکنند و با کندن چاه رفع تشنگی بکنند؛ و بعد نقشه نشان می دهند، نقشه را شما بینندگان عزیز هم دیدید که طبق این نقشه شهر کربلا در بین دوتا رود قرار گرفته یا یک طرف رود فرات است و این طرف دریاچه است بقول اینها و وقتی زمین در بین این دوتا رود واقع شده باشد، اینها استدلال شان این است که آبهای این رودخانه ها از زیر زمین نفوذ می کند در زمین های اطراف و زمین های اطراف هم قابل کشت هست و هم می شود با چهار پنج متر کندن به آب رسید، پس امام حسین می توانست در روز عاشورا به جای اینکه تشنگی بکشد، می توانست چهار پنج متر چاه بکند و به آب برسد، و چون این مسئله هست، و چون می توانست چاه بکند، پس اصلاً بحث تشنه شهید شدن یک دروغ است و واقعیت ندارد؛ این شبهه ای است که شبکه های وهابی و بعضی از این معاندین آمدند مطرح کردند، خب از اینها سؤال می کنیم که امام حسین اصلاً چرا نرفت از خود رودخانه و از خود رود فرات آب بگیرد؟ می توانست برود از آنجا بگیرد، خب حتماً می گویند نه لشکریان عمر بن سعد هزاران نفر دور رود فرات را گرفته بودند اجازه نمی دادند، ابن زیاد نامه نوشته بود عمرو بن حجاج و عبدالله بن حسن، فلانی و فلانی جمع شده بودند و اجازه نمی دادند که امام حسین از رود فرات آب بردارد ولی می توانست چاه بکند؛ خب در جواب می گوییم که همان کسی که نامه نوشته بود به عمر بن سعد که اجازه نده یک قطره آب امام حسین از فرات بردارد همان شخص هم دستور داده بود به عمر بن سعد که اجازه نده امام حسین چاه بکند، آنها هم می دانستند که می شد چاه کند. من از منابع اهل سنت خدمت تان نشان می دهم از کتاب های اهل سنت و از کتاب های شیعه که عمر بن سعد دستور داشت از ابن زیاد که اجازه امام حسین (ع) چاه بکند، کتاب «مقتل الحسین، آقای خوارزمی» ابی المؤید موفقت بن احمد مکی معروف به اخطب خوارزم، متوفی 568، تحقیق شیخ محمد علامه السماوی، دار هدی چاپ کرده، صفحه 346، ببینید چه می گوید می گوید.

«و بلغ ذلک إلی عبید الله فکتب إلی عمر بن سعد»

به عبید الله بن زیاد خبر رسید که می خواهد امام حسین چاه بکند، به امام حسین نامه نوشت

مقتل الحسین، خوارزمی، اخطب خوارزمی، تحقیق محمد علامه السماوی، دار الهدی، ص 346

«بلغنی ان الحسین یحفر الآبار»

خبر رسیده که حسین می خواهد چاه بکند

و به آب برسد و خودش و اصحابش سیر آب بشوند

«فانضر إذا ورد علیک کتابی هذا فامنعهم من حفر الآبار ما استطعت»

وقتی این نامه من به دست تو رسید برو و اجازه نده که آنها چاه بکنند

مانع چاه کندن آنها بشود تا می توانی

«و ضیّق علیهم»

سخت بگیر

و اجازه نده یک قطره آب به آنها برسد

«و لاتدعهم ان یذوقوا من الماء قطرة»

برو اجازه نده به اینها که یک قطره آب برسد

نه چاه بکنند و نه از رود فرات و این کار را انجام بده همانطور که اینها با عثمان انجام دادند، این مقتل خوارزمی. کتاب «فتوح ابن اعثم کوفی» خب ایشان هم زیدی مسلک هست متوفی 314، جلد 5، صفحه 91، ایشان هم دقیقاً همین نامه را می آورد، که ابن زیاد نامه نوشت به عمر بن سعد که اجازه نده چاه بکنند؛ خب وقتی این نامه رسید قطعاً دیگر امام اجازه اینکه چاه بکند را نداشت، و همانطور که نتوانست از آب فرات استفاده کند نتوانست هم چاه بکند خب امام چاه را کجا می کند؟ وسط میدان جنگ؟ خب وسط میدان جنگ که نمی شد، داخل خیمه ها می خواست چاه بکند، خب دشمن متوجه می شد آنقدر دور نبود که دشمن نزدیک بود متوجه می شد همان لحظه حمله می کردند به خیمه ها و امام اصلاً دوست نداشت تا زنده بود خیمه هایش مورد هتک حرمت قرار بگیرد و حمله بشود به خیمه های آن حضرت، بنابر این اصلاً امام نمی توانست چاه بکند؛ همانطور که امام وقتی می خواست نماز بخواند، امام می خواست یک نماز خوف وسط جنگ در روز عاشورا بخواند نماز ظهرش را بخواند چند نفر سینه سپر کردند در برابر تیرهای دشمن جانشان را فدا کردند تا امام بتواند چند رکعت نمازش را بخواند، در چنین وضعیتی آیا امکان داشت کسی بیاید چاه بکند، خب یک خورده فکر هم بکنید، عقل هم چیز خوبی است، در جلوی آن همه لشکر که هزاران نفر را گذاشته از شریعه حفاظت کند، همان ها نمی توانستند حمله کنند و اجازه ندهد چاه بکند؛ خب یک خورده فکر هم لازم است و باید انسان فکر هم بکند، آن نخل استان هایی هم که نشان می دهید، از نقشه نشان داد گفت چقدر جای سر سبزی است و آن کارشناس وهابی هم صحرای کربلا را با گیلان مقایسه می کرد، می گوید ما در گیلان درخت را می کندیم از ریشه های درخت آب می چکید پس حتماً در کربلا هم همینطور بوده، خب بابا چرا قیاس می کنید، چرا اینقدر بی عقلی می کنید، چرا اینقدر بدون فکر مقایسه می کنید صحرای کربلا را با گیلان، جنگلهای گیلان با منطقه کربلا فرق دارد آن سر سبزی که شما می بینید نخلستان است، نخل استان کجا رشد می کند؟ خرما کجا می پزد؟، جایی که هوایش خرما پزان بشاد، گرم باشد، همین الآن شما در مهر ماه ،خب بعضی هم مدعی هستند که عاشورا در مهر ماه بوده، شما سالهای قبل کربلا رفتید ما هم رفتیم، الآن هم بروید اربعین در محر ماه است ببینید چقدر هوا گرم است، بالای چهل درجه هوا گرم است، بنابر این اصلاً امکان اینکه امام چاه بکند وجود  نداشته و حتی چاه هم می کند ، خب همان رود فرات الآن هم هست همان دریاچه ای که نشان داد نقشه الآن بود نقشه آن زمان کربلا که نبود، همین زمان هم شما می توانید ببینید مردم کربلا برای اینکه به آب برسند در کربلا مجبور هستند چاه عمیث بکنند، مجبور هستند در کربلا همین امروز برای رسیدن به آب چاه عمیق بکنند، خب این خیلی واضح است، یک رودخانه ای که قرنها از یک منطقه ای عبور می کند این دیواره هایش آب بندی می شود آب نفوذ نمی کند آنقدر که شما تصور می کنید با چند متر چاه کندن به آب می رسد آن هم تازه اگر بیلی باشد کلنگی باشد، مگر امام با خودش بیل و کلنگ آورده بود، خب مجبور بود با سر نیزه چاه را بکند، با سر نیزده چهار پنج متر چاه کندن چقدر وقت می خواهد؟، اصلاً چاه کنی کردید تا حالا؟ یک وقت وقت بگذارید بیایید سر فلکه با این چاه کن ها هم دم بشوید یا یک روز بروید چاه کنی کار بکنید ببینید کندن چهار پنج متر چاه چقدر وقت می گیرد، آن هم وسط میدان جنگ مگر می شود همچین چیزی، همین الآن کربلایی ها می خواهند به آب برسند، چاه های عمیق می کنند تا صد متر، بیش از صد متر نیاز هست که چاه بکنند تا به  آب برسند، الآن ببینید شما در همین یوتویوب اگر سرچ می زدید «کربلا الآبار یا کربلا تستعین بالمیاه الآبار» من چاه های کربلا را سرچ زدم این یک گزارش مفصلی است که این را شما می توانید ببینید این گزارش را، دقیقه 1: 36 از اینجا شما گوش بدهید توضیح می دهد ایشان «الآبار حفره به مئه متر» بیش از صد متر، « بعمق تجاوز مئه متر» بیش از صد متر باید چاه بکنند در کربلا تا به آب برسند بروید همین را ببینید در گوگل الآن سرچ بزنید، که همه می توانند سرچ بزنند، اینطوری هم نیست که شما با دو متر با سه متر با چهار متر با بیست متر، نه همین الآن هم همان رود فرات هست همان علقمه هست همان دریاچه ای که شما می گفتید هست همان سر سبزی هست ولی نیاز هست برای رسیدن به آب چاه عمیق بکنیم و بیش از صد متر نیاز هست که چاه کنده بشود. خب این شبهه یک شبهه بسیار قدیمی بود، بعضی از این تازه به دوران رسیده ها فکر می کردند خیلی شبهه مهمی پیدا کردند و این را بعنوان اولین دروغ از دروغ های عاشورا پخش کردند و کلی هم کف زدند برای خودشان جوابش خیلی واضح است ما گفتیم خدمت تان، باز خلاصه می کنم. اولاً ابن زیاد اجازه نمی داد چاه بکنند، دستور داده بود به عمر بن سعد و عمر بن سعد منتظر بود اینها چاه بکنند و حمله کند، بعد از آن هم امکان پذیر نبود برایشان، وسایل چاه کنی کجا بود آن زمان بیل و کلنگ چه کسی داشت که چاه بکند، وسایل هم داشتند همین الآن برای رسیدن به آب در کربلا نزدیک صد متر باید بکنی تا به آب برسی، دیگر فرق که نکرده همان رود فرات است، بقول شما همان دریاچه در کنارش هست، الان نیاز هست که صد متر کنده بشود، ده متر هم باشد در میدان جنگ کار بسیار سختی بود که امام می خواست نماز بخواند آنها اجازه نمی دادند و چندین نفر به شهادت رسید تا امام بتواند چند رکعت نماز بخواند.

خب این از کلیپ اولی که دیدیم  و شبهه اولی که دیدیم از اینها برویم سراغ کلیپ بعدی ببینیم که کلیپ بعدی چه هست؟ کلیپ 188 را ببینیم و بعد خدمت تان خواهیم بود با جوابش.

کلیپ 188:

نمونه ای از این به استحضاء گرفتن دین را می خواهم در برنامه امروز در برابر دیدگان شما بینندگان عزیز و گرامی مطرح بکنم، برگرفته از پرسمان دانشگاهیان، نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها اداره تبلیغ نوین؛ اتهام زنی به اهل سنت با دروغی به نام وهابیت و این ادعا که خوردن موز و خیار برای زنان حرام است

مجله تایم در مقاله ای فتواهای مضحک و وهن آمیز مفتی های سلفی را مورد بررسی قرار داده و آورده است: هفته گذشته بود(در ماه آذر 1390) که یک ایمیل مانند توپ در دنیا صدا کرد. ایمیل که در آن ادعا شده بود

پرسمان دانشگاهیان، وهابیت و خوردن موز و  خیار برای زنان، 27/09/1390

ببینید مبهم سخن گفتن و مبهم رفرنس دادن، ارجاء می دهد به مجله تایم و آن هم برگرفته از یک ایمل مبهم از

یک مفتی وهابی که در اروپا زندگی می کند، فتوا داده است که زنان حق دست زدن به موز و خیار را ندارند. این مفتی وهابی در فتوای خود در این باره مدعی تحریک زنان توسط این دو میوه شده است.

این مطلب را پرسمان دانشگاهیان نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها اداره تبلیغ نوین با اتهام زنی به علمای اهل سنت تحت عنوان وهابیت و سلفی به نقل از مجله تایم از یک ایمل مجهول به نام یک مفتی وهابی می آورد، و بعد در این باره برنامه سازی کردند در رسانه های خودشان.

استاد یزدانی:

بله دیدیم که این کارشناس وهابی تصور کرد که در یکی از سایت های معتبر نام مراجع شیعه و نام مقام معظم رهبری را هم می گرفت و فکر می کرد که یک دروغ بسیار بزرگی در سایت پیدا کرده و می خواهد روی آن مانور بدهد دروغ گو بودن ما را ثابت کند، خب قبل از این یک سرچ می زدی که آیا چنین فتوایی داده شده یا نشده؟ خب شبکه های شما وهابی ها پخش کرده، خود شما این فتاوا را پخش کردید و بعد مدعی هستید که نه ما شیعه ها به شما دروغ بستیم. کلیپ شماره 189 را ببینید این فتوا ببینیم از چه شبکه ای پخش شده و چه گفته است، و مفتی چه کسی بوده، کلیپ شماره 189 از شبکه العربی را باهم می بینیم

کلیپ 189:

با سلام دوباره، فتوایی که خوردن گوشت جن را حلال می داند فتوای دیگری که خریدن بعضی میوه ها را برای زنان حرام می داند و فتوا سوم که ترویج یا تزویج با گروهک ها را حرام می داند سال 2011 فتوایی عجیب و غریب را شاهد بوده است.

سال 2011 که سرشار از حوادث سیاسی و طبیعی زیادی بود،  همراه این حوادث فتوا های شرعی عجیب و غریب از بعضی از علما؛ جدید ترین این فتواها برای یکی از علمای وهابی در اروپا بود که در آن دست زنان و دختران به بعضی از میوه ها مثل موز و خیار را حرام دانسته است. بدلیل اینکه این میوه ها باعث تحریک دختران و زنان می شود و در کشر مغرب شیخ عبد الباری الزمزمی رئیس الجمعیه المغربیه للدراسات و البحوث فتوایی صادر کرد که باعث بحث و جدل فراوان شد و آن اینکه شوهر می تواند با همسر خود که از دنیا رفته است همبستر شود و بعد از مرگ با او عمل زنا شویی انجام دهد و فتواهای جنسی دیگر نیز صادر کرد.

عالم وهابی: از نظر شرعی هیچ مانعی وجود ندارد که این کار را بر او حرام کند؛ چون این زن همسر او در دنیا و آخرت است؛ ولی این کار مستهجن است و سزاوار نیست کسی این کار را انجام دهد مخصوصاً در هنگام مرگ.

استاد یزدانی:

بله دیدیم کلیپ را که از شبکه العربیه پخش شده بود و فتاوای عجیب و غریب زیاد بود، حالا چون شبها شبهای محرم است ما نخواستیم زیاد خنده بر لبان شما جاری بشود همه کلیپ را پخش نکردیم فقط همین تیکه از این کلیپ که فتوای علمای وهابی را گفت، به هر حالا شبکه العربیه است دیگر شکبه های خود شما است و شما پخش کردید که مفتی تان فتوا داده که زنها حق ندارند به موز و خیار و اینها دست بزنند به این دلیل که ممکن است تحریک بشوند، خب از این دست فتاوا من زیاد دارم اگر اجازه می دادند مدیران شبکه و مسئولین شبکه و اگر واقعاً ایام محرم نبود و خیلی زشت نبود آن فتاوا من برایتان مستنداتش را از ابن قیم و ابن تیمیه و سایر وهابی ها پخش می کردم که چه حرف هایی در باره این میوه ها زدند و درباره بعضی چیزهای دیگر، به هر حال ضرورت ندارد من آن مطالب را بگویم و دوستان می توانند سرچ بزنند این مطالب در اینتر نت است؛ بنابر این دنبال مچ گیری از شیعیان نباشید این فتوا را علمای خود شما دادند، جناب آقای کیانی بزرگوار این هم کلیپش، خواستیم در این شبها یک رفع خستگی هم بشود و این کلیپ را باهمدیگر دیدیم.

سالهای گذشته خیلی از شیعیان و خیلی از ما ها بودیم در این سفر بسیار بسیار معنوی و دشمن شکن که چشم همه دنیا را کور کرده بود  این پیاده روی عظیم ملیونی تا 25 ملیون بعضی وقت ها تا 30 میلیون جمعیت جمع می شد ولی متأسفانه، پارسال همه ما از این زیارت محروم شدیم و امسال هم آنطوری که از ظاهر امر پیدا است و تصمیم هایی که کشورهای مختلف های مختلف کشور عراق و کشور ایران گرفتند به نظرم می رسد که، فکر نمی کنم دیگر آن، پیاده روی تکرار بشود و این حسرت بسیار دردناکی در دل بچه شیعه ها جا گذاشته و من یک روایت که پارسال هم خوانده بودم، امسال هم می خواهم این روایت را بخوانم، روایت جالبی است در کتاب «ثواب الأعمال» مرحوم شیخ صدوق که با سند صحیح نقل شده، متوفای 381، چاپ پنجم، چاپ 1431، که به هر حالا روایت فراوان است در این باب، روایت شماره 122 که سندش کاملاً صحیح است، از شیخ صدوق از پدرش از سعد بن عبد الله، از یعقوب بن یزید از محمد بن ابی عمیر از معاویة بن وهب از امام صادق (ع)، که خیلی روایت قشنگ است، که امام صادق مفصل صحبت می کند در باره زوار امام حسین،

«اغفرلی و الإخوانی و زوار قبر أبی الحسین»

خدایا ما را ببخش، خدایا زوار قبر امام حسین را ببخش

ثواب الأعمال، شیخ صدوق، چاپ5، چاپ 1431، روایت 122

آنهایی که مال شان را انفاق می کنند، آنهایی که از بدن هایشان می گذرند برای اینکه در راه ما صرف کنند،  علاوه بر اینکه می خواهند محبت شان را به ما ثابت کنند، می خواهند دل دشمنان امام حسین (ع) و دل دشمنان اهل بیت را هم به درد بیاورند

«و غیظاً ادخلوه علی عدونا»

اگر حب للحسین هم نمی خواستیم برویم کربلا، می خواستیم بغضاً للوهابیه و بغضاً لأعداء اهل بیت می خواستیم حتماً امسال کربلا برویم ولی خب متأسفانه نشد. تا آنجایی که می گوید خدایا دشمنان ما

«اللهم إن أعداءنا عابوا علیهم خروجهم فلم ینههم ذلک عن النهوض و الشخوص إلینا خلافاً علیهم»

دشمنان ما همیشه دنبال کنایه هستند عیب می گیرند این مسئله که چرا شما پیاده روی می روید؟ چرا اینطوری می کنید؟ چرا آنطوری می کنید؟ ایراد می گیرند عیب می گیرند، ولی این ایراد گرفتن ها مانع نمی شود که شیعیان ما نیایند

 تا آنجای که امام خطاب به معاویة بن وحب می فرماید:

«یا معاویة ومن یدعو لزواره فی السماء أکثر ممن یدعو لهم فی الأرض»

آنهای که در آسمان ها دعا می کنند برای زوار امام حسین بیشتر از آنهای هستند که در روی زمین دعا می کنند

«لا تدعه لخوف من أحد»

زیارت قبر امام حسین را به خاطر ترس از هیچ کسی رها نکن

«فمن ترکه لخوف رأی من الحسرة ما یتمنی أن قبره کان بیده»

اگر کسی به خاطر ترس از کسی زیارت امام حسین را ترک کند گرفتار یک حسرت عجیبی می شود که دوست دارد قبرش در دست خودش باشد

یعنی می خواهد بگوید آرزوی مرگ می کند که ای کاش من می مُردم، ای کاش جانم را می توانستم فدا کنم و بروم به سمت کربلا، اینهمه سال همینطور بود واقعاً، سالهای که صدام کربلا را گرفته بود و ما نمی توانستیم برویم چقدر مردم آرزو داشتند ای کاش ما بتوانیم کربلا را زیارت کنیم ولو جان مان را آنجا از دست بدهیم در این راه، الآن هم دقیقاً همین حسرت وجود دارد ما خیلی دوست داریم برویم کربلا و ترس از کرونا و این مسائل را هم نداریم و إن شاءالله امیدوار هستیم که خداوند به زودی این بلای عظیم را از سر همۀ ملت ها بردارد و راه کربلا باز بشود و امیدوار هستیم که مسؤلین کشور عراق تجدید نظر کنند مسؤلین کشورهای دیگر هم تجدید نظر کنند این راه کربلا باز باشد برای هر کسی که دوست دارد به هر حال جانش را دوست ندارد می خواهد برود زیارت امام حسین، إن شاءالله که راه بشود و بازهم بتوانیم مثل سال های گذشته برویم و زیارت کنیم.

کلیپ شماره 188و 189 را دیدیم، برویم کلیپ شماره 190 را ببینیم و بعد إن شاءالله در خدمت تان هستیم با پاسخ آن.

کلیپ 190:

اما اینکه آن روایتی که می گوید گفتند عمر گفت هر یک از این شش نفر سر پیچی کرد گردنش را بزنید روایت ضعیف و غیر قابل استدلال هست قطعاً عمر بن خطاب چنین حرفی را نمی زدند که شش نفر را معرفی بکنند که خدا و رسول، گفت اینها را من به این خاطر معرفی می کنم که خدا و رسول از آنها راضی هستند بعد بگوید اگر یکی مخالفت کرد گردنش را بزنید؟ این در واقع تناقض آشکاری است.

استاد یزدانی:

بله این کلیپ را هم دیدیم که این کارشناس وهابی ادعا کرد که روایتی که عمر بن خطاب دستور داده باشد گردن آن کسانی که در شورای شش نفره عثمان شرکت کرده را بزنید این روایت ضعیفی هست؛ خدمت تان خلاصه توضیح بدهم که وقتی خلیفه دوم آن ضربت را از أبو لؤلؤ خورد وصیت کرد که یک شورای تشکیل بشود یک شورای که از پیش مشخص بود همه چیز، از پیش مشخص بود که چه کسی از بین این شورا از افرادی که تعیین کرده بود از آن شورا مشخص بود چه کسی قرار هست خارج بشود، اما یک دستور عجیب و جالبی داده در اینجا که می خواست بگوید که باید حتماً حتماً اینها توافق کنند به سر این مسئله؛ یک دستوری داده که این کارشتاس وهابی می گفت سندش ضعیف هست، من سند صحیح آن را خدمت تان نشان می دهم از کتاب های اهل سنت و دعوت می کنم این کارشناس وهابی را که قبل از هر چیزی یک مطالعۀ بکن و بعد بیا؛ کتاب «اخبار المدینه» یا «تاریخ المدینه» آقای أبی زید عمر بن شُبه نمیری بصری، مجلد سادس از جزء سوم، چاپ دارالعلیان در عربستان سعودی صفحه شماره 140، سند اینطوری می شود:

«حدثنا محمد، موسی بن عقبه، نافع، عبدالله بن عمر»

اخبار المدینه، أبی زید عمر بن شُبه نمیری بصری، مجلد سادس از جزء سوم، چاپ دارالعلیان در عربستان سعودی، ص 140-141

که عبدالله بن عمر از پدرش نقل می کند

«أن عمر غسِّل وکُفِّن وصُلِّی علیه وکان شهیدا»

و بعد ادامه می دهد عبدالله بن عمر

«وقال عمر إذا مت فتربصوا ثلاثة أیام»

وقتی من مُردم سه روز صبر کنید و چیکار کنید و چیکار کنید، تا در صفحه 141 روایت طولانی هست به مقداد یک دستوراتی می دهد و به صهیب هم یک دستوراتی می دهد؛ می گوید که به صهیب گفت که سه روز تو نماز بخوان، به صهیب عمر دستور داد سه روز برای مردم تو امام جماعت باش، علی و عثمان و زبیر و سعد و عبدالرحمن بن عوف و طلحه را در یک خانۀ جمع کن عبدالله بن عمر هم باشد

«ولا شیء له من الأمر»

عبدالله بن عمر آنجا باشد اما خودش رأی ندارد

«وقم علی رؤُؤسهم»

روی سر اینها با شمشیر بی ایست

«فإن اجتمع خمسة ورضوا رجلاً وأبی واحد فاشدخ»

اگر پنج نفر به یک شخصی رأی داد و یک نفر مخالف بود و حرف را گوش نمی کرد قبول نمی کرد

«فاشدخ»

«فاشدخ» یعنی چه؟

گردنش را بزن، سرش را بزن

«فاشدخ بالسیف»

سرش را با شمشیر بزن

اگر چهار نفر راضی شدند به یک نفر

«وإن اتفق اربعة فرضوا رجلاً منهم وأبی اثنان»

چهار نفر بر یک نفر اجماع کردند و دو نفر یک مخالف بودند، گردن آن دو نفر را هم بزن

محقق کتاب چه گفته بود؟

«صحیح رجاله ثقات»

سند این روایت صحیح است و تمام راویانش هم ثقه هستند

بنابراین سند کاملاً صحیح است و واضح و روشن ثابت می کند که خلیفه دوم دستور داده بود که اگر دو نفر مخالفت کرد یا یک نفر مخالفت کرد باید گردنش زده بشود؛ این چه دموکراسیی هست که شما اینهمه حرف از دموکراسی می زنید که نمی دانم ما هزار و چهارصد سال پیش انتخابات داشتیم و دموکراسی داشتیم، این دموکراسی است؟ باید حتماً رأی بدهند سه به سه بشود یا همه موافقت کنند بر یک نفر وگرنه دو نفر می خواستند مخالفت کنند گردن شان زده می شد یک نفر هم اگر مخالفت می کرد گردنش زده می شد، همینطور هم شد که سه نفر یک طرف شد سه نفر یک طرف شد که سه نفر به امیرالمؤمنین، طرفدار امیرالمؤمنین، امیرالمؤمنین و دو نفر دیگر و سه نفر هم طرفدار عثمان، عثمان و دو نفر دیگر و نظر نهایی را هم عبدالرحمن بن عوف داد او بود که عثمان را انتخاب کرد؛ پس یک نفر بیشتر طرفدار عثمان نبود و او هم عبدالرحمن بن عوف بود و داماد عثمان بود و مشخص بود که تکلیف از قبل مشخص است اگر مساوی شدند افراد، آن کسی که نظر نهایی رابدهد چه کسی است؟ عبدالرحمن بن عوف است، از آن طرف هم می داند که عثمان قطعاً به خودش رأی می دهد، سعد بن أبی وقاص هم قطعاً به عثمان رأی می دهد، عبدالرحمن بن عوف هم قطعاً به عثمان رأی می دهد، منتظر بود که طلحه و زبیر هم به عثمان رأی بدهند و امیرالمؤمنین تنها مخالف باشد و گردنش زده بشود، یا اگر طلحه مثلاً با امیرالمؤمنین دو نفر یا زبیر با امیرالمؤمنین این دو نفر به یک طرف بودند و بقیه یک طرف دیگر، باز گردن اینها زده بشود، اصلاً نقشه کشیده بود ولی نقشه اش نقش بر آب شد طلحه و زبیر به  امیرالمؤمنین رأی دادند، امیرالمؤمنین هم که طرفدار خودش بود، آن سه نفر هم طرفدار عثمان بودند سه به سه شدند و نظر نهایی را عبدالرحمن بن عوف داد و اینطوری شد که این دموکراسی شکل گرفت و یک نفر انتخاب کرد و این روایتی هم که دیدید خود محقق کتاب می گوید تمام راویانش ثقه هستند و سند روایت هم صحیح است، ولی باز هم توصیه می کنم آقای ترشابی بزرگوار! شما که می خواهی روی منبر بروی قبل از منبر یک مطالعه ای هم بکن، بد نیست مطالعه، هیچ ضرری ندارد به خدا، مطالعه کردن ضرر ندارد بلکه باعث می شود اینطوری آبروریزی نکنید شماها، این هم روایتی که خدمت تان خواندم سندش هم خود محقق سنی گفته بود صحیح هست.

برویم کلیپ شماره 191 را ببینیم و بعد دوباره در خدمت تان خواهیم بود با پاسخ آن.

کلیپ 191:

-یک روایت صحیح می خواستم برای دست بسته نماز خواندن حضرت محمد و حضرت علی که می دانم آنها دست بسته نماز می خواندند پاها را می شستند، حضرت علی أشهد أن علی ولی الله نمی گفت، فقط یک روایت صحیح می خواستم یادداشت کنم.

+در مورد اینکه رسول الله (ص) دست را در نماز می بست روایات بسیار زیادی آمده من این روایات را خدمت شما ارائه می دهم؛ یکی از این روایات رسول الله (ص) فرمودند:

«أنا معاشر الأنبیاء أمرنا بتعجیل فطرنا وتأخیر سحورنا وأن نضع أیماننا علی شمائلمانا فی الصلاة»

ما معشر پیامبران ما گروه پیامبران مأمور شدیم به اینکه افطاری رمضان را عجله کنیم (بلافاصله با غروب آفتاب، نه اینکه منتظر رؤیت ستاره باشیم) و سحری را به تأخیر بی اندازیم

«وأن نضع أیماننا علی شمائلمانا فی الصلاة»

و دست های راست را بر چپ قرار بدهیم در نماز

که این روایت هیثمی در «مجمع الزوائد» آورده و طبرانی در «کبیر» و آلبانی در «صفت الصلاه» که در واقع این را تصحیح کرده.

استاد یزدانی:

بله دیدیم که بالاخره این وهابی ها به تحدی ما پاسخ دادند ما بارها این تحدی را کردیم که شما اگر دست بسته نماز می خوانید یک روایت صحیح بیاورید که پیغمبر دست بسته نماز خوانده باشد یا امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (ع) دست بسته نماز خوانده باشد، وجود ندارد چنین روایتی و بعد با تماس هماهنگ شدۀ که از خودشان داشتند این کارنشناس و مجری شبکه وهابی کلمه خواست به این تحدی جواب بدهد و روایتی آورد که پیغمبر فرموده باشند که ما «أنا معاشر الأنبیاء أمرنا به فلان به فلان» و به اینکه در نماز دست راست مان را بگذاریم روی دست چپ؛ آیا این روایت سندش صحیح است؟ یک سری تصریحات هم نشان داد، حالا من از زبان علمای اهل سنت جواب را بدهم که این روایت هم که شما آوردی سندش صحیح نیست؛ کتاب مجموع آقای نووی «المجموع شرح المهذب» آقای أبی ذکریا یحی بن شرف نووی متوفی 676، چاپ بیت الأفکار دولیه که کل این کتاب که تقریباً پانزده شانزده جلد هست را در یک مجلد اینها چاپ کردند، صفحه 1468

«وأما الحدیث المروی عن النبی (ص): إنا معاشر الأنبیاء أمرنا أن نُعجل إفطارنا ونؤخر سحورنا ونضع أیماننا علی شمائلنا فی الصلاة، فضعیفٌ»

این روایتی که از پیغمبر نقل شده که به ما معاشر انبیاء دستور داده شده که افطار را زود انجام بدهیم اما سحری ها را هم دیر بخوریم

المجموع شرح المهذب، أبی ذکریا یحی بن شرف نووی، متوفی 676، چاپ بیت الأفکار دولیه، ص 1468

«ونضع أیماننا علی شمائلنا فی الصلاة»

در نماز دست های راست را روی دست چپ بگذاریم

می گوید:

این روایت ضعیف است

این روایت را بیهقی از إبن عباس نقل کرده از إبن عمر نقل کرده و از أبو هریره نقل کرده و گفته

«کلها ضعیفة»

تمام این روایات که این طلب را نقل کرده سندش ضعیف است

شما می گفتید صحیح است این می گوید که ضعیف است؛ ما چیکار کنیم؟ با هم هماهنگ کنید که بالاخره این سند صحیح هست یا ضعیف هست.

ایشان یک روایتی که نشان داد از صحیح إبن حبان بود و بعضی از علمای که خودشان گفته بودند این سند صحیح هست؛ این سند هم صحیح نیست اشتباه کرده آقای إبن حبان در تقل سند این  روایت، چه کسی گفته اشتباه کرده؟ آقای إبن رجب حنبلی در کتاب «فتح الباری شرح صحیح بخاری» که إبن رجب از علمای معروف اینها هست متوفی 795 هست، مجلد چهارم، چاپ دار إبن جوزی در عربستان، چاپ اول در رجب 1417، إبن رجب در رجب 1417 این کتاب چاپ شده، صفحه 332 ایشان می گوید إبن حبان در صحیح خودش از طریق حرملة بن یحی از إبن وحب از عمرو بن حارث از عطاء از إبن عباس این روایت را نقل کرده که همین روایت را نشان داد این کارشناس وهابی که

«إنا معشر الأنبياء أمرنا أن نؤخر سحورنا ونعجيل إفطارنا وأن نمسک بأيماننا على شمائلنا في الصلاة»

فتح الباری شرح صحیح بخاری، إبن رجب، متوفی 795، چاپ دار إبن جوزی در عربستان، چاپ اول، چاپ رجب 1417، مجلد 4، ص332

می گوید ظاهر این روایت این است که شرایط مسلم را دارد اما نه واقعیت این نیست، إبن حبان تصور کرده است که إبن وهب روایت را از عمرو بن حارث و طلحة بن عمرو شنیده، طلحة بن عمرو قطعاً ضعیف است بسیار زیاد تضعیف در باره او هست، اما إبن حبان تصور کرده که این روایت را إبن وهب هم از عمرو بن حارث شنیده هم از طلحة بن عمرو شنیده و هر دو از عطاء نقل کردند؛ ایشان جواب می دهد می گوید نه اینطوری درست نیست

«ولا یعرفُ هذا الحدیث من روایة عمرو بن الحارث»

این روایت از عمرو بن حارث مشهور نیست و از او نقل نشده

بیهقی عالِم بزرگ اهل سنت اشکال گرفته می گوید این روایت معروف است به روایت طلحة بن عمرو و طلحة بن عمرو هم قوی نیست، تازه این گفته قوی نیست، خیلی تضعیف زیاد داریم در باره طلحة بن امر، بنابراین سند کاملاً ضعیف هست عمرو بن حارث راوی این روایت نیست همانطوری که إبن رجب گفته همانطوری که بیهقی گفته، إبن حبان اگر نقل کرده و نمی دانم البانی و فلانی و فلانی هم تصحیح کردند اشتباه کردند این روایت از عمرو بن حارث نقل نشده و اشکال هست و إبن حبان هم اشتباه کرده در نقل این روایت.

 اصلاً فرض بگیریم این روایت صحیح؛ روایت چه می گوید؟ روایت می گوید:

«إنا معاشر الأنبیاء أمرنا أن نؤخر سحورنا و فلان و فلان وأن نمسک بأیماننا علی شمائلنا فی الصلاة»

ما انبیاء دستور داده شدیم که این کار را انجام بدهیم، این روایت را می گذاریم یک روایت جالب دیگر

«إنا معاشر الأنبیاء لا نورث ما ترکناه صدقه»

ما انبیاء ارث به جای نمی گذاریم هر چه به جای می گذاریم صدقه است

از آن روایت شما چه استفاده می کنید؟ آن روایت را شما که از خلیفه اول نقل شده از پیغمبر؛ روایت جعلی هست قطعاً، مخالف نص صریح قرآنکریم هست که همه باید ارث بگذارند و این را مُخصص می گیرید بر آیه قرآنکریم و می گویید که از اختصاصات پیامبران این است که اینها ارث به جای نمی گذارند، این روایت هم همین را می خواهد بگوید

«إنا معاشر الأنبیاء لا نورث»

«إنا معاشر الأنبیاء أمرنا وأن نمسک بأیماننا علی شمائلنا فی الصلاة»

اصلاً این دست بسته نماز خواندن از ویژگی های پیغمبران هست بقیه نباید دست بسته نماز بخوانند، مخصوص پیامبران است مثل همان روایت، اگر قرار باشد اختصاص را ثابت نکند آن روایت هم باید ثابت کند که هیچ کس نباید ارث بگذارد

«إنا معاشر الأنبیاء لا نورث»

«إنا معاشر الأنبیاء أمرنا وأن نمسک بأیماننا علی شمائلنا فی الصلاة»

دقیقاً عین همدیگر هستند، این روایت اگر صحیح هم باشد به ضرر شما هست ثابت می کند که دست بسته نماز خواندن فقط کار پیامبران است بقیه نباید بخوانند همانطوری که طبق نظرشما پیامبران ارث نمی گذارند اما بقیه ارث می گذارند، اینجا هم همین است دقیقاً و چیزی را برای شما ثابت نمی کند بلکه به ضرر شما است، این هم از تحدی آقای عقیل بی عقل به قول، بقیه کارشناسان شان جرعت نکردند این روایت را بخوانند چون می دانند این روایت به ضررشان هست این روایت ثابت می کند که ما نباید دست بسته نماز بخوانیم فقط پیامبران باید دست بسته نماز بخوانند و این عقیل چه بگوید آدم، به قول آقای سجودی عقل که نیست گچ در مغز این آقا است.

برویم کلیپ شماره 192 را ببینیم، ببینیم که باز یکی از کارشناسان وهابی چه گفته و إن شاءالله در خدمت تان هستیم با نقد حرف های این وهابی.

کلیپ 192:

بارها به این مسئله اشاره کردیم که هیچ ربطی ندارد مسئله کربلا و آن چیزی که اسمش روزه عاشورا و روزه تاسوعا است زیرا که قبل از تولد سیدنا حسین (رضی الله عنه) عاشورا بوده یعنی قبل از اینکه این بزرگوار تولد شوند این مسئله برای رسول الله (ص) و اصحاب و یاران پیامبر در مدینه وقتی که ایشان تشریف آوردند به مدینه یهود مدینه روزه می گرفتند و قبلش هم حتی قریشی ها روزه می گرفتند، از یهود مدینه پرسید که چرا شما روزه می گیرید روز دهم محرم؟ عرض کردند روزی است که خداوند حضرت موسی را از شر دشمنان خود نجات داد ما به شکرانه این روز به شکرانه این عمل امروز روزه می گیریم، فرمودند که ما به موسی نزدیکتریم تا شما پس ما باید روزه بگیریم روزه گرفتند و

«صَامَه وَ اَمَرَ النَّاسَ بِصِيَامِه»

و مردم را دستور داد که روزه بگیرید

این مسئله روزه از بدوی ورود پیامبر به مدینه شروع شده یعنی شما توجه بفرمایید که سیدنا حسین چه زمانی تولد شدند؟ سال سوم هجری، یعنی سه سال قبل از تولد سیدنا حسین این مسئله بوده پس ربطی به موضوع کربلا نداشته در حالی که موضوع کربلا 61 سال بعد از جریان روزه روز عاشورا بوده و هر سال پیامبر اسلام (ص) روزه می گرفتند روز دهم محرم، یک سال قبل از رحلت فرمودند که اگر من سال آینده زنده بودم روزه نهم هم روزه می گیرم یعنی نهم و دهم و چونکه خلاف روزه اهل کتاب می خواستند عمل کنند و سال بعد دیگر رسول الله (ص) زنده نبودند لذا سنت است که ما مسلمانان نهم و دهم محرم روزه باشیم.

استاد یزدانی:

حرف های این وهابی را دیدیم در باره روزه روز عاشورا؛ یکی از اختلافاتی که وجود دارد در بین شیعه و بقیه مذاهب اسلامی بحث روزه روز عاشورا است که آنها عجیب و غریب به استحباب این روز عمل می کنند و می بینیم شما بینندگان عزیز هم حتماً دیدید در سایت های خبری که اینها روز عاشورا هر طوری هست باید حتماً این روزه را بگیرند با اینکه می گویند مستحب است اما به این استحباب بسیار بسیار علاقه دارند و اینهمه کارهای مستحب در عالَم هست ولی اینها حتماً و حتماً باید به این مستحب عمل کنند و همانطوری که می دانید و روایات هم موجود هست مُبدأ این روزه بنی امیه هستند و آنها بخاطر شادی در روز شهادت حضرت سیدالشهداء (ع) این بدعت را پایگذاری کردند و متأسفانه رسوخ کرده و تا امروز این سنت بسیار بسیار بد در بین مردم مانده، ایشان ادعا کرد که با ورود پیغمبر بزرگوار اسلام به مدینه این روزه تشریع شد پیغمبر آمد دید که یهودی ها گفت این چه روزی است که اینها روزه می گیرند؟ سؤال کرد، گفت امروز روز نجات موسی از دست فرعون است و از رود نیل عبور کردند و امروز روز با عظمتی است بخاطر تعظیم حضرت موسی این روز را روزه می گیرند، پیغمبر گفت ما که شایسته تر هستیم؛ بنابر این پیغمبر از آن روز دستور داد که روزه بگیرند، و یک تناقضی هم در آخرش بود که ان شاء الله توضیح خواهم داد. حالا برویم سراغ روایات اهل سنت در صحاح اینها، ببینیم که صحاح اینها چه می گوید درباره این روایت و چه تناقضات عجیب و غریبی در باره همین روزه وجود دارد که ثابت می کند از اصل و از ریشه دروغ است این مطلب، من روایت را از صحیح مسلم شروع کنم، بعد روایت صحیح بخاری را هم خدمت تان نشان خواهم داد، «صحیح مسلم، نویسنده آقای مسلم نیشابوری،چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، دار السلام، سال1421، این کتاب چاپ شده، صفحه 463، کتاب الصیام، حدیث 1134، از عبد الله بن عباس نقل شده.

که ابن عباس می گفت:

«حین صام رسول الله (ص) یوم عاشورا و أمر بصیامه قالوا یا رسول الله إنه یوم تعظمه الیهود و النصاری فقال رسول الله فإذا کان العام المقبل إن شاء الله صمنا الیوم التاسع»

پیغمبر روزی که می خواست روزه بگیرد روز عاشورا را، و دستور بدهد که روز عاشورا را روزه بگیرید، به پیغمبر گفتند  امروز روزی است که یهودی ها و نصاری این روز را گرامی می دارند، پیغمبر گفت حالا که اینطور است، که آنها این روز را گرامی می دارند سال بعد اگر من بودم ان شاء الله سال بعد ما روز نهم را روزه می گیریم

صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، وزارت اوقاف عربستان، دار السلام، سال 1421، کتاب الصیام، ص 463، ح 1134

 «فلم یأت العام المقبل حتی توفی رسول الله»

سال بعد نیامد که پیغمبر بزرگوار اسلام از دنیا رفت و نتوانست آن سال را روزه بگیرد

خب خیلی روایت جالبی است این روایت؛ چند نکته از این روایت اسفتاده می شود، سالی که پیغمبر می خواست دستور بدهد روزه بگیرید و خودش هم روزه گرفت سالی قبل از وفاتش بود یعنی سال نهم بود پیغمبر سال دهم طبق تقویم الآن و طبق تقویم آن زمان سال یازدهم  از دنیا رفته 28 صفر، یعنی روزه چه زمانی واجب شده؟ سال دهم و بعد پیغمبر دستور داد اگر سال بعد من باشم چه زمانی روزه را خواهیم گرفت؟ روز نهم روزه خواهیم گرفت، و پیغمبر می خواست مخالفت کند با یهود و نصاری نه اینکه با آنها موافقت کند این یک روایت در صحیح مسلم، حالا برویم روایات دیگر را هم از صحیح بخاری بخوانیم آن هم روایت جالبی است. صحیح بخاری، نویسنده محمد بن اسماعیل بخاری، چاپ وزارت اوقاف دار السلام،  چاپ اول، چاپ 1417، صفحه 928، روایت 4503، که از عبد الله که احتمالاً عبد الله بن مسعود باشد

«دخل علیه الأشعث و هو یطعم»

اشعث وارد شد و عبد الله داشت غذا می خورد

صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، وزارت اوقاف عربستان دار السلام، چاپ اول، چاپ 1417، ص 928، روایت 4503

گفت

«الیوم عاشورا»

امروز عاشورا است چرا روزه نیستی

«فقال کان یصام قبل إن ینزل رمضان فلمّا نزل رمضان ترک فادن فکل»

این روزه روز عاشورا برای قبل از رمضان بود، وقتی روزه رمضان نازل شد از جانب خداوند دیگر ترک شد کسی این روز را روزه نمی گرفت بیا نزدیک و از این غذا بخور

این یک روایت؛ روایت بعدی از عایشه نقل شده که:

«قالت کان یوم عاشورا تصومه قریش»

روز عاشورا قریش روزه می گرفتند در جاهلیت

«و کان نبی یصومه»

پیغمبر هم روزه می گرفت در جاهلیت

«فلما قدم المدینه صامه و امر بصیامه»

مدینه هم که آمد دستور داد روزه بگیرید و خودش هم روزه گرفت

«فلما نزل رمضان کان رمضان الفریضه و ترک عاشورا»

وقتی رمضان آمد، پیغمبر ترک کرد پیغمبر دیگر روزه نگرفت

خب چه زمانی روزه رمضان واجب شده؟ چه زمانی پیغمبر وارد مدینه شده؟ سال اول هجرت، این یک روایت، حالا تناقضات را لیستش را خواهم گفت. باز صفحه 395، از همان صحیح مسلم باز روایات دیگر آمده، از عایشه نقل شده که

«کان یوم عاشورا تصومه قریش»

همان است که فکر کنم رویات در جای دیگر از صحیح بخاری هم همانطور آمده.

که روز عاشورا را قریش در جاهلیت روزه می گرفت، پیغمبر هم در جاهلیت روزه گرفت وقتی وارد مدینه شد  روزه گرفت و دستور داد بقیه هم روزه بگیرند، اما وقتی روزه رمضان واجب شد

«ترک یوم عاشورا»

 دیگر روز عاشورا روزه نگرفت پیغمبر

و باز روایت بعدی از عبد الله بن عباس نقل شده که

«قدم النبی المدینه فرأی الیهود تصوم یوم عاشورا فقال ما هذا؟»

پیغمبر وقتی وارد مدینه شد دید یهودی ها روزه می گیرند روز عاشورا را، گفت این چه روزه ای است دارند می گیرند؟

گفتند امروز، روز خیلی خوبی است یومی است که خدا بنی اسرائیل را از دست دشمنانش نجات داده، این روز را موسی روزه گرفته و پیغمبر هم گفت

«فأنا احق بموسی منکم»

ما که مستحق تر هستیم از شما یهودی ها نسبت به حضرت موسی

«فصامه و أمر بصیامه»

پس روزه گرفت و دستور داد که همه روزه بگیرند

 این هم روایتی که در صحیح بخاری هست، خب این روایت خیلی عجیب است، تناقضات عجیبی در این روایات دیده می شود؛ اولاً که طبق یک روایت پیغمبر چه زمانی آمد و این روزه را تشریع کرد روایت صحیح مسلم؟ سال نهم یک سال قبل از وفاتش و مخالفت کرد با یهودی ها و گفت سال بعد اگر بودم حتماً روز تاسوعا روزه می گرفتم؛ این یک تناقض، روایت بعدی این هست که مردم قریش در جاهلیت روزه می گرفتند پیغمبر هم روزه می گرفت؛ تناقض دوم، تناقض سوم؛ پیغمبر وقتی مدینه آمد دید یهودی ها این روز را روزه می گیرند و خبر نداشت از این قضیه که روز عاشورا هم باید روزه گرفت و بعد دستور داد که روز عاشورا روزه بخاطر اینکه عید یهودی ها است و حضرت موسی امروز از دست بنی اسرائیل نجات پیدا کرده ما هم روزه بگیریم، سال اول ورودش بود، آن روایت سال نهم را می گفت، پیامبر طبق روایت صحیح مسلم نُه سال نمی دانست که یهودی ها روز عاشورا را روزه می گیرند و امروز روز نجات آنها است ولی طبق آن روایت نه، همان سال اول فهمید و دستور داد به روزه گرفتن، اینهمه تناقض را چیکار می کنید شما؟ بالاخره چه شده؟ چه زمانی این روزه تشریع شده؟ سال اول یا سال نهم؟ پیغمبر قبل از ورود به مدینه روزه می گرفت یا نمی گرفت؟ خبر داشت از استحباب روزه این روز یا نه؟ یک روایت می گوید خود پیغمبر هم قبل از ورود به مدینه همراه با مشرکین قریش روزه می گرفت، یک روایت می گفت نمی دانست وقتی دارد مدینه شد یهودی ها را دید روزه می گرفتند روزه می گرفت؛ این تناقضات را با ما حل کنید بالاخره چه است قضیه، آن دروغگویی که این روایت را جعل کرده با همدیگر هماهنگ نکردند، دروغگوهای که این روایت را جعل کردند از دستگاه حدیث سازی بنی امیه، پیغمبر طبق روایت صحیح مسلم گفت ما سال بعد اگر إن شاءالله بودیم روز نهم را روزه می گیریم مخالفت می کنیم با یهودی ها، شما چرا از پیغمبر تبعیت نمی کنید؟ روز تاسوعا را روزه بگیرید، چرا روز عاشورا را روزه می گیرید؟ مخالفت می کنید با پیغمبر، پیغمبر بعد از وجوب روزه ماه رمضان روزه عاشورا را ترک کرد شما چرا ترک نمی کنید؟ چرا همچنان به سنت یهودی ها و به سنت مشرکان قریش باقی هستید؟ پیغمبر که ترک کرد شما چرا ترک نمی کنید؟

سؤال بعدی؛ سؤال خیلی مهمی هست این سؤال؛ مگر یهودی ها طبق تقویم هجری قمری تقویم شان را هماهنگ می کنند؟ طبق تقویم قمری هست تقویم شان؟ نه بروید از یهودی ها بپرسید از قدیم یهود و مسیح بر اساس تقویم هجری قمری هماهنگ نیست، و تقویم شان هجری قمری نیست، بلکه شمسی است، خب اگر شمسی باشد این گردش می کند، چرا شما روز عاشورا روزه می گیرید، همان روزی را روزه بگیرید که یهودی ها روزه می گرفتند، مگر نمی گویید بخاطر گرامی داشت حضرت موسی پیغمبر تشریع کرده «فأنا احق بموسی» خب همان روزی را روزه بگیرید که یهودی ها طبق تقویم خودشان روزه می گرفتند، شما چرا روز عاشورا را طبق تقویم هجری قمری روزه می گیرید؟ مثلاً اگر کسی بخواهد بیاید روز ولادت حضرت عیسی را جشن بگیرد، می شود طبق هجری قمری جشن بگیرد؟ نه همانطور که مسیحی ها جشن می گیرند شما بروید جشن بگیرید، طبق تقویم میلادی بگیرید نه طبق تقویم هجری، پس اصلاً آن کسی که این روایت را ساخته، آن کسی که این روایت را جعل کرده روز اول، نمی داند که یهودی ها اصلاً طبق تقویم هجری قمری کاری را انجام نمی دهند، تقویم آنها تقویم قمری نیست بلکه تقویم آنها شمسی است.

سؤال بعدی که ما از اینها می پرسیم این است که چرا از این روزه بین یهودی های امروز خبری نیست؟، چرا اصلاً یهودی ها هیچ خبری از این عید ندارند امروز، بروید از یهودی ها بپرسید کتاب های یهودی ها را ورق بزنید، یهودی ها چرا این روز را جشن نمی گیرند، چرا این روز را روزه نمی گیرند؟ نکند از بین رفته؛ و این خیلی عجیب است. بروید از کتاب هایشان پیدا کنید که همچین چیزی هست. تازه پیغمبر بزرگوار اسلام طبق روایات صحیح که وجود دارد در کتاب های شیعه و سنی پیغمبر وتی وارد مدینه شد روز اول ربیع بود و اگر روزه هم گرفته باشد دهم ربیع الأول است و یهودی ها هم عیدی دارند دقیقاً مطابق همین روز هست، ربیع الأول نه روز دهم محرم و خیلفه دوم بود که تقویم را عوض کرد، از ربیع الاول آورد و به اول محرم، و تقویم را تغییر داد، و تاریخ را تغییر داد، بنابر این پیغمبر هم اگر روزه گرفته باشد دهم ربیع الأول هست، نه دهم محرم الحرام. این تناقضات که وجود دارد در کتاب های شما و خیلی واضح و صریح و روشن ثابت می کند که یک کسی این را جعل کرده، همانطور که علمایتان اعتراف کردند، ببینید در کتاب های مختلف نقل دشه این قضیه مثلاً از جمله در کتاب آقای ابن ملقن، در کتاب التوضیح لشرح جامع الصحیح، شرح صحیح بخاری، که آقای سراج الدین ابی حفص عمر بن علی بن احمد معروف به ابن ملقن متوفی 804، این کتاب را نوشته در وزارت اوقاف قطر هم این کتاب چاپ شده، چاپ اول، چاپ 1429، صفحه 542، از مجد لغوی نقل می کند که مجد لغوی می گفت:

«و ما یروی فی فضل صوم یوم عاشورا و الصلاة فیه و الإنفاق و الخضاب والإدهان و الإکتحان بدعة ابتدعها قتلة الحسین (رض)»

هرچه روایت شما می بینید درباره فضیلت روزه روز عاشورا، نماز خواندن در روز عاشورا، انفاق کردن ، حنا بستن، روغن مالی کردن، سرمه کشیدن و اینها همه بدعت هایی است که قاتلان سید الشهدا علیه السلام این بدعت ها را گذاشته اند

التوضیح لشرح جامع الصحیح، سراج الدین ابی حفص عمر بن علی بن احمد، وزارت اوقاف، قطر، چاپ اول، چاپ 1429، ص 542

  این هم عالم شما است عالم بزرگ اهل سنت است. در فیض الغدیر جلد 6، چاپ دوم، چاپ دار المعرفه بیروت، صفحه 236،هم دقیقاً همین مطلب از مجد لغوی نقل شده است، همین طور در کتاب «تمام المنه» آقای البانی، چاپ دار الرایه، صفحه 412، باز همین مطلب از مجد لغوی نقل شده که هرچه در باره فضیلت روز عاشورا نقل شده، اینکه نماز بخوانید، امروز را انفاق کنید، همان جشنی که بنی امیه می گرفت ،همه بدعت هایی است که قاتلان سید الشهدا (ع) بدعت را بنا نهادند و متأسفانه تا امروز این بدعت، بدعت بنی امیه در میان عده ای باقی مانده و امروز را عجیب و غریب عید می گیرند و عجیب و غریب مواظب روزه امروز هستند، و این خیلی عجیب است، این همه مستحب هیچ کدام را عمل نمی کنند، ولی روزه روز عاشورا را حتماً باید بگیرند و این به این دلیل است که اینها روی دنده لج افتادند و با شیعه می خواهند مخالفت کنند؛ حالا ما نمی گوییم اینها حتماً شادی می کنند برای شهادت سید الشهدا (ع)، ولی بدعتی است که قاتلان سید الشهدا (ع) گذاشته و طبق روایاتی هم که در منابع شیعه است ثواب این روزه را حتماً باید از ابن زیاد بگیرند، از یزید بگیرند، اجرش را یزید خواهد داد در روز قیامت و خداوند برای این روز و برای روزه برای نماز خواندن بخاطر این روز و این مسائل قطعاً هیچ ثواب و پاداشی نخواهد داد، و باید منتظر باشید که پاداشش را از یزید و یزیدی ها بگیرید. این هم بحث این مطلب و تناقضات عجیب و غریبی که در بحث روزه روز عاشورا بود. در یکی از این شبها جناب آقای دکتر ابوالقاسمی استاد بزگروار ایشان هم روایات شیعه را در این باره کامل و مفصل بحث کردند، دیگر من به آنها نمی پردازم، و ثابت شد که این روزه درست نیست و  واقعیت ندارد تناقضات زیادی که در باره این وجود دارد فقط در صحیح بخاری و مسلم کافی است برای اینک ثابت کنیم این رویات جعلی و دروغ هست.

بسیار ممنون و سپاس گذار هستیم از شما بینندگان عزیز که ما را تحمل کردید، مجری بزرگوار مان هم امروز تشریف نیاورد، من زیاد حرف زدم صدایم هم گرفت از همه شما عذر خواهی می کنم، ان شاء الله امیدوار هستم که خداوند عزاداری های شما را قبول کند و دعا بفرمایید که ان شاء الله خبر های خوشی بشنویم از باز شدن مرزها به سمت کربلا و سرزمین عشق که ان شاء الله همه ما برویم به سمت کربلا و ان شاء الله از پیاده روی اربعین در خدمت تان باشیم اگر هم نبود که جز حسرت و ناراحتی و غصه برای ما شیعه ها چیز دیگر ندارد، و امیدوار هستیم که این حسرت به دومی سال نکشد و امسال همه ما ان شاء الله در این پیاده روی عظیم شرکت کنیم ان شاء الله. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.




کلمه طیبه>

شبکه ولی عصر ، کلمه طیبه ، استاد یزدانی ،