تاریخ بدون روتوش

قسمت شصت و ششم برنامه تاریخ بدون روتوش با کارشناسی جناب آقای حسینی
موضوع برنامه: مصر ، نابودی تمدنی چند هزار ساله


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

عنوان برنامه: تاریخ بدون روتوش

موضوع برنامه: واکاوی در مورد تاریخ ایران باستان «ایرانی‌ها و اعراب»

تاريخ: 04/ 03/ 1401

استاد: آقای دکتر حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولی عصر، شما بیننده فصل دوم از برنامه تاریخ بدون روتوش هستید و امشب به صورت مشخص بیننده قسمت 25 از سلسله برنامه های فصل دوم هستید که ما داریم به بحث تاریخ و به صورت متمرکز به ایران باستان و باز به صورت خاص به تاریخ هخامنشیان می پردازیم.

می دانید روال برنامه به چه شکل است، مطالبی که ما خدمت تان عرض می کنیم موضوعاتی است که کمتر به آن پرداخته شده فصل اول، بحث زرتشت بود و فصل دوم با محوریت هخامنشیان را خدمت شما موضوعات و مطالبش را عرض می کنیم و سعی می کنیم روشنگری بکنیم برخی از مطالبی را که به دروغ و به خاطر تعصبات،‌ به اشتباه گفته می شود برخی جاهای که زیاده گویی شده است در مسیری که جهت دار بوده است آن ها را سعی می کنیم اصلاح بکنیم.

اگر بنا است و اگر تشخیص افراد این است که یک جایی بر اساس گزارش های تاریخی، اعتقادات خودشان را استوار بکنند بدانند که حقیقت های تاریخی به چه شکل و به چه شیوه ای بوده است. از همان فصل اول، 3 تا سوال اساسی از زرتشتی ها مطرح کردیم گفتیم افرادی که مبلغ زرتشتی هستند و بر اساس این ادعا دارند کار می کنند که شما چرا می روید مسلمان می شوید، چرا‌ یهودی می شوید؟ و چرا مسیحی می شوید؟ چون این ها پیامبران ایرانی نبودند. دعوت می کنند به شخصی که مدعی هستند پیامبر ایرانی بوده است گفتیم 3 تا سوال ما از شما داریم نبوت این شخص (آقای زرتشت) را شما چطوری می خواهید اثبات بکنید؟ از کجا اثبات می کنید؟ چطور است که خود موبدان زرتشتی هنوز نتوانستند به نتیجه برسند که این شخص زرتشت پیامبر بوده یا نبوده؟ ادله تان چه است (دو طرف) و بعد گفتیم شما چطوری می خواهید بحث ایرانی بودن زرتشت را اثبات بکنید در حالی که کتاب مقدس شما اوستا است ویژگی های که برای محل فعالیت زرتشت در اوستا آمده نه محل ولادت که محل ولادت زرتشت در هیچ کجای اوستا هم مشخص نیست همان منطقه فعالیت تان را که گفتید ایرانویچ بوده است یعنی اوستا در ایرانویچ بوده همان اوستا، شرحی بر ایرانویچ دارد ویژگی های از ایرانویچ می آورد که همسانی با ایران باستان و ایران نمی تواند داشته باشد.

نکته بعدی گفتیم ممکن است شما بگویید نه این شرایطی که در مورد ایراونویچ گفته شده این ایران است و برای دوره های خیلی گذشته بوده گفتیم باشد زرتشت چه زمانی زندگی می کرد؟ دوره اش چه زمانی بودع؟ بر اساس چه شما می خواهید بیایید اثبات بکنید زرتشت چه زمانی به دنیا آمده است؟ در چه دوره ای زیست می کرده است؟ گفتیم در مورد روز و هفته و دهه و ماه و سال و ده ساله و صد زرتشت صحبت نمی کنیم سده ای که زرتشت در آن بوده را فقط نمی گوییم هزاره اش هم محل اختلاف جدی است و همچنان منتظر پاسخ به این 3 تا سوال هستیم. برخی از آقایان در فضای مجازی اعلام کردند و ادعا کردند که قرار است بیایند به ما جواب بدهند باشد بسم الله الرحمن الرحیم از همین ابتدای برنامه عرض می کنیم شماره برنامه از همین الان زیر نویس می شود.

البته بحث من سر جای خودش هست بحثم را ادامه می دهم بخش دوم برنامه که نوبت تماس های شما هست مخالفین می توانند تماس بگیرند ببینیم بالاخره انتظار ما به سر خواهد آمد برای شنیدن پاسخ نسبت به این سوالات یا نه همچنان باید منتظر باشیم و شاهد باشیم که کسی نمی تواند به این سوالات بدیهی و اساسی پاسخ علمی، مستند، منطقی و قابل دفاع و بدون خدشه بدهد.

در جلسات قبل در مورد هخامنشیان وقتی با شما صحبت می کردیم نکته ای را گفتیم جلسه قبل به صورت خاص یک مقدار رویش تمرکز داشتیم آن هم این بود برخی ادعا می کنند هخامنشیان یک سلسله ای است که سلسله زرتشتی بوده است کوروش، کمبوجیه و بردیا زرتشتی بوده اند خانواده کوروش را می خواهند این طوری به نمایش بگذارند در حالی که این افراد با 3 تا موضوع مواجه می شوند.

یک نکته فقدان ادله، ادله زرتشتی بودن کوروش چیست؟ ادله زرتشتی بودن کمبوج یا کمبوجیه چیست؟ ادله زرتشتی بودن بردیا چیست؟ فقدان ادله. نکته بعدی اعمالی از این ها سر زده است که جلسه قبل مفصل به آن پرداختیم این ها مخالف و مغایر تعالیم زرشتی معرفی شده و یک همسانی بین اعتقادات زرتشتی و عملکردشان وجود ندارد.

مسئله بعدی کوروش از خدایان دیگر اسم می آورد، حتی اگر بگویید اهورامزدا خدای اختصاصی آیین زرتشت است حتی این را بگوییم کوروش از اهورامزدا نام نمی برد در حالی که از کوروش کتیبه های باقی مانده است که در آن کتیبه ها هم به خدا اشاره کرده است ولی خدایش، خدای منطقه ای است و اهورامزدا هم حتی نیست.

من چون دارم مرور می کنم یک سند دیگری خدمت تان نشان بدهم ذیل این نکته ای که عرض کردم آن هم این است که آقای هاشم رضی وقتی که در مورد دین و مذهب هخامنشیان در کتاب گاه شماری و جشن های ایران باستان نوشته و پژوهش جناب آقای هاشم رضی، شخصیت آقای هاشم رضی را می شناسید در فصل اول خیلی به حرف هایش استناد کردیم و توضیحاتی در موردش دادیم و جایگاهش نزد زرتشتی ها و باستان گراها واضح و مشخص است.

ایشان هم در این جا لب به اعتراف گشوده در صفحه 270 گفته است هیچ مدرک مورد قبولی نه در مورد زرتشتی بودن هخامنشیان در دست است و نه هیچ اشاره ای به رواج جشن نوروز، بخصوص ما در مورد این 3 نفر اول کوروش، کمبوجیه و بردیا صحبت کردیم که این 2 نفر بعدی فرزندان کوروش محسوب می شوند.

در این خصوص با شما صحبت کردیم اسناد را نشان دادیم مقابله فکری را نشان دادیم و گفتیم که نه در حرف های کوروش، بردیا، کمبوجیه حتی نه حرفی از اهریمن است از اوستا و زرتشت که هیچ نه حرفی از دیو هست این ها اِلمان ها و نمادهای زرتشتی است. در حرف هایشان حتی این ها دیده نمی شود.

نکته بعدی گفتیم وقتی هخامنشیان لشکر کشی کردند حداقل دو تا تمدنی که واضح و برجسته در تاریخ بودند این ها را نابود کردند یک موردش تمدن بابل بود در ذیل نابود شدن تمدن بابل نکاتی را خدمت عرض کردیم و در کنارش به شما گفتیم که این فرو پاشی تمدنی یک بخشی از آن از بین رفتن منشور نویسی بود هفته قبل خدمت شما مستند نشان دادیم. یک بخشی از آن افتادن زنان بابلی به فحشاء و یک دوره های عجیب و غریبی است بابل، منطقه درست و حسابی از لحاظ تعاملات اجتماعی و جنسی نبوده بر اساس آن چه که ما در تاریخ داریم و به دست ما رسیده ببینیم بعد از هخامنشیان چه شده است که برخی از مورخین این طوری از آن دوره یاد کردند.

سخنی از ویل دورانت آوردیم که حرف های خیلی درد آوری بود بلایی که بر سر زنان بابلی بعد از هخامنشیان آمده بود و اشاره ای به آقای ویل دورانت به تاریخ هرودوت کردم و گفتم این نکته که به حرف هرودوت استناد کرده پاراگراف بعدی آقای ویل دورانت این را ثابت می کند که این حرف ها راجع به بعد از فتح بابل توسط هخامنشیان است.

کتاب تاریخ هرودوت را در کنار آن سند با هم ببینیم چون ویل دورانت به آن اشاره کرده بود ترجمه جناب آقای مرتضی ثاقب فر، در این جا صفحه 192 شروع می کند توضیح دادن تا صفحه 195 به همان مسئله آقای هرودوت اشاره کرده است. آقای هرودوت در صفحه 195 چه می گوید و چه می نویسد؟ "و آن خود فروشی همه دختران طبقه پایین است پس از فتح بابل به بدبختی و تنگدستی افتاده بودند." دختران بابل بعد از این که هخامنشیان آن جا را فتح کردند به خاطر تنگدستی شان شروع به خود فروشی کردند. این از تاریخ هرودوت،‌ ویل دورانت هم به آن اشاره کرده بود جای دیگر را هم اگر ما نگاه بکنیم مطالبی این چنینی را با همدیگر می بینیم.

 در کتاب داریوش و ایرانیان، والتر هینس آقای دکتر پرویز رجبی هم کتاب شان را ترجمه کرده داریوش و ایرانیان تاریخ فرهنگ و تمدن هخامنشیان یک کتاب جدی و دانشگاهی در مورد هخامنشیان و به صورت خاص دوره داریوش محسوب می شود. ایشان در صفحه 127 کتاب شان مطلبی آورده مصر، مدتی چنان دچار قحطی و درماندگی شد که در تاریخ کشور بی سابقه بود این همه بالا و پایینی که مصر داشت امشب هم می خواهم در مورد مصر و نابودی تمدن مصر با شما صحبت بکنم دوره بدبختی بعد از فتح هخامنشیان دچارش شد جناب والتر هینس می گوید این بی سابقه بود.

وقتی که اوجاهور سنه که دوست ایرانیان و ملازم کمبوجیه بود چنین می نویسد اشاره شان احتمالا به کتیبه اوجائور سنه است که جلسات قبل هم خدمت تان نشان دادم بخش های از ترجمه هایی که آقای شروین وکیلی آورده بود را آوردم و خواندم. در درستی آن نمی توان تردید کرد یک وضعیت قطعی است که برای مصر پیش آمده بود. اشیاء قیمتی و برده بی حسابی به چنگ سپاه پیروز افتاد (سپاه پیروز هخامنشیان بودند) برده هم گرفتند اشیاء قیمتی هم به غارت بردند تصادفاً لوحی مربوط به یک قرارداد از بابل بر جای مانده قرار دادهایشان را نوشتند این لوح در تاریخ ماند که نوری تعیین کننده بر این اوضاع می افکند بر پایه این لوح، اِبین نَبو مزدوری بابلی که احتمالاً از بابل همراه هخامنشیان برای فتح مصر آمده در مصر کنیزی به غنیمت به دست آورده بود. هنگامی که او سال بعد (یعنی سال 543 پیش از میلاد) از خدمت ایرانیان مرخص شد (یک سال گذشت) وقتی مرخص شد آن کنیزه بچه دار شده بود به میهن خود (یعنی بابل) باز گشت او در بابل این کنیز و دختر 3 ماهه اش را به تاریخ 31 دسامبر 524 به 2 پوند نقره، 216 مارک طلا فروخت. این نمونه ای از گزارش های که در مورد وضعیت بابلی ها بعد از تصرف منطقه بابل توسط هخامنشیان بود. این سندم به عنوان تکمیل عرائض جلسه گذشته ام بود.

اما با شما در مورد بحث مصر صحبت کردیم گفتیم تمدن مصر هم نابود شد در مورد تمدن مصر بخواهیم صحبت بکنیم بحث بسیار مفصل است و فراوان می شود در موردش گفتگو کرد و با شما صحبت کرد من می خواهم یک مروری روی بحث تمدن مصر داشته باشم خیلی خلاصه در حد 1 جلسه که اگر من می خواستم مبسوط همین مباحث را خدمت شما عرض بکنم شاید ده ها جلسه باید با شما عزیزان صحبت می شد برخی از عناوینش چندین جلسه فرصت نیاز داشت.  چون مصر، توسط هخامنشیان فتح شد و تمدن مصر نابود شد و عملاً بخشی و جزئی حل در هخامنشیان در یک دوره ای شد از چند بُعد مجبور هستم به بحث مصر در کنار بابل امشب بپردازم. با همدیگر سر تیترها و مسائلی را که قرار است با شما صحبت بکنیم روی پاور پوینت سعی می کنم پیش بروم اسناد را هر جا که لازم بود سعی می کنم خدمت تان نشان بدهم. یا اگر سوالی مخاطب ها داشتند سندها را نشان خواهم داد.

ببینید مصر یک تمدن تاریخی که بعد از چند هزار سال قدمت نابود می شود و شروع نابودی اش همان هجومی است که هخامنشیان در زمان کمبوجیه فرزند کوروش به مصر داشتند خود کمبوجیه فرعون مصر می شود و از آن به بعد مثل دودمان های قبل فرعون مصری نداریم درگیری های جزئی به وجود می آید و تمام می شود عملاً دودمان 26 و بعدش دودمان 27 که همان هخامنشیان هستند روی کار می آیند دیگر پایان تمدن مصر محسوب می شود ولی یک حاشیه تاریخی دارد که به دودمان 26- 27- 28 پرداخته می شود وقتی که به تاریخ مصر و نابودی این تمدن می پردازیم.

خدمت تان گفتم وقتی تمدن می گویم یک جاهایی واقعاً دارم تسامح می کنم از عبارت تمدن استفاده می کنم همان اصطلاح معروف و مشهور را سعی می کنم استفاده کنم. این مصری که با تمدن چند هزار ساله نابود می شود چند تا رکن داشت یک موردش فرعون است طبیعتاً آن چیزی که باعث اتحاد آن مصر می شد که دوره های، مصر اولیاء و مصر سفلا داشتیم این ها از همدیگر جدا می شدند و با هم درگیر می شدند و بعد به هم پیوند می خوردند همان فرعون بود که در مصر بود و یکی از نمادهای اساسی تاریخ مصر همان فرعون است.

نکته بعدی رود نیل، رود نیل یک شریان حیاتی بود که تمدن مصر اطرافش شکل گرفته بود و مصر اولیاء و سفلا که محوریت شان می شود گفت رود نیل بوده از رود نیل استفاده می کردند چند منظوره بوده هم بحث کشاورزی که در کنار رود می شد از آن استفاده بکنند هم مسیر رفت و ‌آمدی که در رود نیل بوده خدمت تان عرض بکنم مصر اولیاء و سفلا، اولیاء پایین مصر است از لحاظ جغرافیایی نگاه می کنیم چون سر منشأ رود از جنوب جغرافیایی به سمت شمال جغرافیایی مصر است یعنی دلتا در شمال است و شروعش از پایین است. این طوری نباید فکر کنیم که از بالا به پایین حساب می شود آبشارها را هم که می شمارند از پایین شروع به شمارش می کنند رکن بعدی رود نیل بوده در مورد هر کدام از این ها باید ساعت ها با شما صحبت کنیم ولی سعی می کنم از این موضوع سریع بگذرم. رکن بعدی که تمدن مصر داشتند (این ها قرار دادی است رکنی که ما یاد می کنیم ممکن است کسی بگوید رکنی دیگر برایش سراغ دارد).

ساختمان های عظیم است آن چیزی که در ذهن شما از مصر هست احتمالاً ساختمان های عظیمی است که از اهرام مصر باقی مانده است و ساختمان های عظیمی که در دوره های مختلف فراعنه ساخته می شد و یک روند و سیر تکاملی نسبتاً داشته. نکته دیگر از ارکان مصر نماد پردازی های تجسمی است. نماد پردازی های تجسمی مصر هم از یادگارهای مصر است از آن اِلمان ها است هر کدام شان بعضی وقت ها نماد خاصی را داشتند. یکی شان نماد عقرب را داشتند (دودمان های اول) بعد نماد کرکس را یک منطقه ای مصر دارد. نماد مار کبرا را یک منطقه دیگری از مصر دارد. نماد پردازی در مصر خیلی زیاد بوده این قدر این نماد پردازی زیاد بوده که نماد پردازی هایشان در مناطق مختلف منتشر شده این تصویری که ملاحظه می فرمایید نماد پازوزو است در مصر نیست ولی شکل گرفته و ریشه های از پازوزو را می توانید در مصر پیدا بکنید.

اگر فرصت بود خدمت تان بیشتر نشان می دادم اما این را بدانید این نمادهای که در مصر بوده طوری تکثر پیدا کرده و در جاهای مختلف منتشر شده که چه بسا من جدا در مورد همین صحبت خواهم کرد ان شاء الله به وقتش به نما فروَهر هم می رسیم یعنی نماد تکامل یافته ای که از مصر به بابل منتقل می شود. پازوزو نماد 900 سال قبل از میلاد در بابل بوده بعد از آن به منطقه احتمالاً ایران غربی و بعد احتمالاً ایران شرقی می رسد و آن جا یک حالت تثبیتی برای خودش پیدا می کند و نماد فروهر می شود. اگر لازم شد یک یا دو جلسه فقط در مورد نماد فروهر با شما صحبت خواهیم کرد فقط یک اسکن از تاریخ مصور نشان تان بدهم نماد پازوزو را وقتی که به تصویر کشیدند و در موردش صحبت کردند نمادی است که در کنارش هست نماد بابلی اش هم هست، اما می خواهم این را به شما نشان بدهم در تصاویری که باقی مانده تاریخ جهان، دایرة المعارف مصور است در فضای مجازی هم پی دی افش هست راحت می توانید به آن دسترسی داشته باشید.

چون مصور است یک مقدای حجمش بیشتر از پی دی اف های معمولی است ولی حداقل نسبت به آن دسترسی دارید دایرة المعارف مصور جهان، دوره های مختلف را آورده؛ نماد بالش همان پازوزو است پازوزو نمادی است که در بابل ظاهراً بوده است یک دوره ای 700 تا 900 قبل از میلاد در بابل بوده. این نقش و نگارهای که نگاه می کنید می خواهم این لا به لا یک چیزی نشان بدهم این جا را هم به عنوان یک نکته خاص در کتاب به آن اشاره نشده ولی من سعی می کنم که این جا به خوبی ببینید قضیه از چه قرار است؟

این تصویر و شکلی است که احتمالاً مسیر تاریخی مصر، بابل و ایران را طی کرده و تبدیل به فروَهر شده این نماد اصیل ساخته از ابتدائی در ایران نبوده است (نماد فروهر)؛ پس نماد پردازی در مصر هم یکی از آن ارکانی بوده که تمثال ها و نمادهای که باقی مانده است نمادهای آیینی یا نمادهای تاریخی بوده است مطالعاتی در موردش صورت می گیرد و همچنان هم یک بخشی از آن قابل دسترس هست.

بخش بعدی صحبت های من در مورد تمدن مصر و حیف که ما باید این قدر سریع از این ها رد بشویم بحث انواع شیوه حکومت و زیست مردم است عنوانی که دارید می بینید شیوه حکومتداری و زیست مردم یعنی تناسب مردم به حکومت را دارم خدمت تان می گویم و حکومت نسبت به مردم در مورد زیست دارم صحبت می کنم صرفاً زیست سیاسی را دارم می گویم بروکراسی کشور را دارم می گویم. در دوره هخامنشیان، پادشاهی- سربازی بوده یعنی پادشاه و سرباز عمده کسانی که از مردم با پادشاه در ارتباط هستند و پادشاه بر اساس آن ها می خواهد روی جاهای مختلف اثر بگذارد در داخل یا خارج سرباز هستند سیستم هخامنشیان عملاً یک سیستم پادشاهی سلطنتی و سربازی است. سیستم حکومت داری در بابل یک مقدار با تسامح بخواهیم این عنوان را بر آن بگذاریم پادشاه شهروند تقریباً می شود. مردم بابل ظاهراً مردم خوش گذارنی بودند و به خاطر آن نعمت های که در آن منطقه داشتند و دلایل دیگری که باعث شده این نعمت ها به وفور آن جا یافت بشود از جمله حضور یهودی ها در آن جا کارهای می کردند (البته برای خودشان) ولی باز خوردش جامعه را در بر گرفته بود فضائی که شما می بینید اصلاً تاریخ هم وقتی مردم بابل را به تصویر می کشد عملاً یک تصویری است که یک زیست شهروندی تقریباً‌ دارند.

یعنی یک منطقه ای است که متشکل از افراد مختلف است که از جاهای مختلف آمدند لزوماً بابلی هم نیستند ولی یک شرایط زیستی مناسبی دارند بر خلاف آن چه که ادعا می کنند وقتی که کوروش آن جا را فتح کرد شرایط شان نا مساعد بود اسنادی را نشان دادیم که این طوری نبود حتی همان یهودی های که در آن زمان در بابل بودند شرایط بدی نداشتند. یکی دو تا نگرانی در ذهن شان بود که بیشتر جنبه معنوی را شامل می شده چون توضیح دادم دیگر این جا به آن نمی پردازم.

 اما مصر شیوه مصر چطوری بود؟ شیوه زیستی که مردم در مصر داشتند فرعون – برده است. برده به عنوان یک ابزار بسیار ارزان قیمت برای فراعنه دارد کار می کند نمادهای ساخت و ساز و نماد پردازی های که می بینید در مصر از لحاظ هجمی به تناسب بیشتر از جاهای دیگر به چشم می خورد هر چند بسیاری از آن ویران شده ولی این ها باقی مانده است یکی از دلایلش این است که برده بودند. سیستم نظام فرعون،‌ برده است این ها شروع به ساختمان سازی می کردند و از این نیروی کار ارزان برای خودشان استفاده می کردند. تمدن مصر یک همچنین رکنی را در هم بحث تناسب بروکراسی اداری اش یعنی فرعون با مردم داشت برده های زیادی آن جا بودند و اصلاً یکی از دلائل جنگ های که بین مصر اولیاء و مصر سفلا برده گیری های مختلف بود.

نکته بعدی این است که بدانید یک خداوند و حضرت موسی (علیه السلام) در مصر به تصویر کشیده شده تیترها را خدمت تان نشان بدهم در مورد با شما صحبت بکنم که منظورم چه است. ببینید یک خدا و یک موسی ای در مصر هست. ما یک موسی ای در تورات داریم که به تصویر کشیده شده یک موسی ای در تاریخ به تصویر کشیده شده که برخی ها این ادعا را مطرح کردند که 2 موسی بوده است نه یک موسی یک موسی ای در اسلام و قرآن به تصویر کشیده است (علیه السلام) یک یا چند خدا در مصر به تصویر کشیده می شود خدایی در تورات به تصویر کشیده می شود و خدایی در اسلام به تصویر کشیده می شود بین این ها رابطه وجود دارد یک پیشینه تاریخی وجود دارد. در مصر چند خدایی وجود داشته دور های مختلف را که شما نگاه می کنید غلبه با چند خدایی است یعنی چند تا خدا را عبادت می کردند بعضی وقت ها خداها منطقه ای بوده بعضی وقت ها فرعون های بودند که از بین رفتند بعضی وقت ها خود فرعون ادعای خدایی می کرد حتی فرعونی داشتیم که بت خودش را ساخته بود و جلویش کرنش می کرده است، ولی با یک دوره های از مصر شما مواجه هستید که این ها تک خدا انگار معرفی می شوند (برخی فراعنه در دوره ها) تعدادش زیاد نیست ولی این را بدانید آن تک خدا انگاری که در مصر به تصویر کشیده می شود الا آن موارد استثنائی که بگوییم انبیاء کمک کردند یک شخص را موحد کردند آن تک خدا انگاری به معنای این تک خدا انگاری اسلامی نیست. یعنی لا اله الا الله نیست آن شعار اسلامی لا اله الا الله بود هیچ خدایی نیست به جز یک الله؛ ولی در مصر گاهی منکر این نمی شدند که چندین خدا وجود دارد ولی به سمت پرستش یکی از این خداها می رفتند.

 حالا انگیزه سیاسی برای شان ممکن بود وجود داشته باشد و امیال خودشان این وسط بوده است همین روال یک سَیری از مصر به سرزمین بیت المقدس دارد و یهود تحریف شده را شما می بینید که یک همچنین اعتقادی در متون تحریف شده اش دارد منعکس می شود. یعنی تورات خدایی که دارد معرفی می کند عملاً لا اله الا الله (هیچ خدایی به جز خدا نیست) یک خدا را معرفی می کند می گوید آن خداهای دیگر را نپرستید این خدا را بپرستید، این یهودیت تحریف شده است البته ما می دانیم آن یهودیت اصیل که مرتبط با تعالیم حضرت موسی (علیه السلام) بوده است چون با پیامبر الهی مرتبط بوده است همچنین حرف های در آن نبوده از اساس منکر خدایان متعدد بوده است.

اما می خواهم این را خدمت تان بگویم مصر از این بابت هم مهم است یک سِیر تکاملی دارد که روی یهود تحریف شده تأثیر گذاشته یا یهودی های که آیین حضرت موسی (علیه السلام) را تحریف کرده بودند از خدایان مصری تأثیر پذیرفته بودند. یک نکته دیگری در مورد خدایان مصری خدمت تان بگویم خدایان مصری خیلی تجسیم شده هستند یعنی به تصویر کشیده شده هستند حجیم هستند (بت هستند) البته انواع مختلف خدا داشتند بعضی وقت ها بر اساس طبیعت، بعضی وقت ها بر اساس اشخاص خدایانی را معرفی می کردند و از آن ها بعضی وقت ها استقبال می شده است بعضی وقت ها خدا را عوض می کردند سیرهای مختلف در ادوار مختلف مصر بوده است. ولی خدای جسمانی یکی از ویژگی های بارز دودمان های مختلفی است از مصر که آثارشان باقی مانده و از آن ها آثار داریم. خدای جسمانی نگاه بکنید در تورات و یهود تحریف شده هم تفکرش تحت تأثیر همین مصری ها است چون یک دوره ای،‌ ورود بنی اسرائیل را به مصر داریم از لحاظ تاریخی ها قابل اثبات است اعتقادی هم، همچنین مسئله ای را قبول داریم. یک دوره بازگشت این ها دارند ظاهراً یا بر اساس این تعالیم باطلی که برخی از این ها با خودشان ذخیره کردند به بیت المقدس بر گرداند و به حضرت موسی (علیه السلام) به دروغ نسبت دادند یا بر اساس رفت و آمدهای زیستی و بومی که آن موقع وجود داشته است که این جا یک ذره بحث در موردش مفصل می شود که این ها نویسان نبودند (مردم یا عموم مردم خیلی اهل نوشتن نبودند) چطوری این تفکرات منتقل شده است.

تا این جا دو «یا» است یا بر اساس همان زیست فطری که بشر دارد و گاهی به انحراف کشیده می شود و به چند خدایی تمایل پیدا می کند مثلاً از ترس یک سری موجودات به آن ها کرنش می کند احترام قائل است احترام بالاتر می رود به مرحله پرستش می رسد یعنی یک همچنین شرایط زیستی ممکن است لزوماً بنی اسرائیل در ارتباط با مصر نباشند کسانی که در هند بودند در ارتباط با مصر نباشند ولی خودشان به یک همچنین عبادتی می رسند این عبادت در مصر، خیلی شاخص است. در بین بنی اسرائیل که تعالیم حضرت موسی (علیه السلام) را تحریف کردند خیلی شاخص است یعنی ما شاهد یک خدایی هستیم که عملاً این خدا ابعاد و ویژگی های دارد طوری خدا به تصویر کشیده می شود که آن قادر مطلق دیده نشده (یعنی جسمانی نیست) که در اسلام به تصویر کشیده خیلی متفاوت است.

این را البته خدمت تان عرض بکنم احتمالاً آن بخشی از مجسمه در داخل مسلمان ها یعنی آن های که قائل به جسمانیت خدا هستند یا بودند تحت تأثیر همین تعالیم تحریف شده یهودی قرار گفتند و احتمالاً همین تعالیم تحریف شده یهودی هم وام گیری داشته است با آن 2 تایی های که خدمت تان عرض کردم و 3 تا احتمالی که خدمت تان عرض کردم از مصر وام گیری شده. یعنی اثر گذاری این ابعاد تمدنی مصر برای اعتقادات حداقل در مورد خدا را شما می بینید که به چه شکل است؟ خیلی دارم مختصر خدمت تان توضیح می دهم لازم بود به بحث تمدن مصر در آینده می پردازم قول نمی دهم در برنامه تاریخ بدون روتوش ولی جدا بحث مصر را کامل مطرح می کنم تاریخ مصر بحث های جذابی دارد.

ما گفتیم خدا و موسی (علیه السلام) در مصر این در مورد خدا بود حالا حضرت موسی ای که به تصویر کشیده است و طبیعتاً این تصویری که دارید می بینید یک نقاشی است یک اِلمان معروف در مورد بحث حضرت موسی (علیه السلام) است که به شکافتن دریا است این دریا، رود نیل بوده است یا دریای سرخ بوده است بحث در موردش هست. اما جدا هست موضوع اش بماند. حضرت موسی (علیه السلام) رود نیل را شکافت برای این که بنی اسرائیل را از مصر به سرزمین موعودشان یا به بیت المقدس بر گرداند. این که آن دریا، رود نیل بوده است یا دریای سرخ بوده یک سری استدلالی دارند مطرح می کنند فعلاً با آن کار ندارم؛ اما آن مصری که حضرت موسی (علیه السلام) در آن بود و در تابوتی چوبی در جعبه ای قرار داده شده بود به این معنا خدمت تان عرض می کنم و در رود نیل قرار داده شد و در دربار یکی از فراعنه بزرگ شد آن موسی (علیه السلام) در آن مصر چند قرائتش در موردش وجود دارد.

موسی تاریخی است که با تاریخ نگاه می کنند دودمانی را مثال می زنند می گویند حضرت موسی (علیه السلام) در مورد این دودمان زیست می کرده است فرعون همان زمانش این فرعون بوده است معمولاً زاویه دید مورخینی است که کلامی به این مسئله نگاه نمی کنند حتی توراتی هم نگاه نمی کنند. یک موسی ای داریم که موسی توراتی است یعنی این موسی (علیه السلام) را تورات به تصویر کشیده. آن جا همراه با تحریف و تحقیر است این را خدمت تان عرض بکنم مسئله مهمی است تورات تحریف شده را وقتی انسان نگاه می کند تورات شخصیت گرائی، معرفی و ترسیم شخصیت دارد با یک حضرت موسی و با یک کوروش مواجه هستیم این که دارم تورات می گویم تسامحاً دارم می گویم همین طور که خیلی ها با تسامح همه آن ها را تورات می دانند. و گره نوشته های حضرت موسی (علیه السلام) نیست طبیعتاً‌ دوره ای که در مورد کوروش صحبت شده آن دوره بسیار بعد از دوره حضرت موسی (علیه السلام) است و حضرت موسی (علیه السلام) نمی توانست در آن کتابی که برای مردم از جانب خداوند آورده است در مورد کوروش به این شکل صحبت کرده باشد متصل به علم غیب بودن انبیاء الهی ولی در آن تورات نیست.

به صورت کلی، آن توراتی که الان در بازار است و به آن مراجعه می کنند عهد عتیق در مورد یک حضرت موسی (علیه السلام) صحبت کرده است و در مورد یک کوروشی صحبت کرده اگر شما بدون پیش زمینه سراغ این دو تا شخیتی بروید که تورات تحریف شده دارد به شما نشان می دهد حضرت موسی (علیه السلام) یک شخصی است که با گرفتاری ها و مشقت فراوان و با معجزه در نهایت نتوانست بنی اسرائیل را از مصر به بیت المقدس سرزمین موعودشان بر گرداند و ناکام ماند در حالی که کوروشی که در تورات تحریف شده به تصویر کشیده شده بدون درد سر، با در نظر گرفتن مسائل امنیتی، با در نظر گرفتن مسائل مالی، بنی اسرائیل را از بابل می تواند به بیت المقدس بر گرداند.

یعنی در تورات تحریف شده عملاً کوروش بسیار بالا معرفی شده یک انسان موفق و والا معرفی شده و حضرت موسی (علیه السلام) این دو تا را کنار هم می گذاریم یک شخصیتی است که ناتوان برای بنی اسرائیل معرفی شده است. حالا آن چه قرائت اسلامی در مورد حضرت موسی (علیه السلام) چیست این جا وارد بحث نمی شویم می خواهم در مورد آن متونی که مرتبط با مصر هست با شما می خواهم صحبت بکنم.

نکته بعدی که در مورد مصر باید خدمت تان عرض بکنم در مورد داستان حضرت یوسف (علیه السلام) و زنی هوسران هست که داستان یوسف (علیه السلام) و شخص معروف و مشهور تحت عنوان زلیخا که احتمال خیلی زیاد در ذهن شما عزیزان هست خدمت تان عرض بکنم چندین بار شده از من سوال شده خصوصی جواب دادم ولی عمومی هم به آن بپردازم چون این مسئله شبهه است. برخی ها می گویند که حضرت موسی و حضرت یوسف تاریخی کجا هستند؟ اولاً بدانید که ما حضرت موسی (علیه السلام) تاریخی داریم و جالب این است که این حضرت موسی تاریخی مورد تحریف قرار گرفته شده در طول تاریخ یعنی هم از طرف یهودی ها مورد تحریف قرار گرفته و هم جلوتر که می‌ آییم به دوره معاصر که نزدیک می شویم باز تحریف های را در موردشان می بینیم و حضرت موسی یکی از شخصیت های مظلوم از این بابت هست.

حتی یک کتابی در مورد حضرت موسی است این کتاب را به شما معرفی بکنم آمدن حضرت موسی (علیه السلام) را از مصر به تصویر کشیده اگر تصویر جلد کتاب را ملاحظه بفرمایید جناب آقای زیگموند فروید نوشته موسی یکتا پرستی عنوان کتابش است در کتاب مسائل خلاف کم نیست جناب آقای قاسم خاتمی هم این کتاب را ترجمه کرده. چند نمونه می خواستم از کتاب برای تان بخوانم صرف نظر می کنم ولی بدانید داستان حضرت موسی (علیه السلام) و قضیه یکتا پرستی در این کتاب یک جاهایی به آن اشاره و پرداخته شده است آن افرادی که محقق هستند می خواهند بفهمند مسئله یکتاپرستی در مصر و مسئله حضرت موسی تاریخی توراتی چطوری به تصویر کشیده شده به یک جمع کلی در موردش بتوانند برسند می توانند به این کتاب مراجعه بفرمایند و اطلاعاتی را از این کتاب دریافت بکنند.

نکته بعدی یک کتاب دیگر خدمت تان معرفی کنم کتاب "مقایسه میان تورات، انجیل، قرآن و علم" این کتاب را بتوانید تهیه بکنید جناب آقای ذبیح الله دبیر این کتاب را ترجمه کردند چندین بار هم این کتاب تجدید چاپ شده این چاپ 14 است که در دست بنده است چندین سال پیش به این کتاب مراجعه کردم برایم جذابیت داشت احتمالاً این کتاب برای شما هم جذابیت داشته باشد به این کتاب مراجعه بفرمایید بتوانید مطالب خوبی را از آن دریافت بکنید.

جناب آقای موریس بوکای این کتاب را نوشته این که موریس بوکای آخر مسلمان شد یا نشد اصلاً به آن کار ندارم، ولی یکی از جاهای خیلی جالبی که آقای موریس بوکای به آن پرداخته صرفاً دارم نقل قول از جناب دکتر موریس بوکای می کنم اصلاً نمی خواهم به این مسئله ورود پیدا بکنم و بگوییم کجای این حرف درست یا غلط است و کجایش محل استدلال می تواند باشد در اواخر کتاب صفحه 320 بخش 5 از یک فصلی که اواخر کتاب دارد می پردازد در مقایسه آن چه که در تورات و انجیل و قرآن آمده است و ابعاد تاریخی را این جا بیشتر مطرح کرده مِین فِتاح اسم یک فرعونی که از آن یاد می کند.

عبارت های دیگری هم برای اسم این فرعون به کار بردند، اما در مورد جسد مومیایی فرعون مِین فتاح صحبت کرده است این جا به یک مسئله ای اشاره کرده و می گوید در زمان خودشان (خلاصه اش را بخواهم خدمت تان بگویم به کتاب جناب آقای موریس بوکای مراجعه بفرمایید و مطالعه بفرمایید) باز اسمش را می گویم مقایسه ای میان تورات و انجیل، قرآن و علم ایشان می گوید در دوره ای یکی از فراعنه چون الان کاووش های هم چنان در مصر ادامه دارد می دانید گاهی هم یک خبرهای را می شنویم که جذابیت دارد در مورد پی بردن به آن دوره تاریخ

ایشان می گوید در سال 1975 جسد یکی از فراعنه پیدا شد چون مومیایی می کردند این ها گاهی سالم ماندند البته در مورد مومیایی بحث دارد بعضی وقت ها صورت روی فراعنه هست یعنی شما تصویر نگاری زیبایی که از بعضی از فراعنه می بینید واقعاً قیافه فرعون این طوری نبوده خیلی متفاوت بوده با آن ماسکی که روی صورتش هست چون برخی از این ها کشف شده و برخی از این مومیایی ها چون غارت شده بودند بدن بیرون آمده و برخی از این ها هم توسط اسکن مشخص شده که چهره به چه شکل بوده است. گاهی فرعون دندان نداشت اصلاً یک قیافه متفاوتی با آن چه که در تصاویر فراعنه در ذهن ما هست وجود دارد یعنی فکر نکنید این تصاویری که از فراعنه در ذهن داریم از ابزار آرایشی استفاده کردند و خیلی به خودشان رسیده بودند نه لزوماً به این معنا نیست فرعونی که ذیل آن ماسک هست دقیقاً چهره اش همین بوده. فراعنه یک نمادی هم دارند پارچه ای که در دو طرف شان هست معمولاً می بینید خط راه راهی رویش هست آن خیلی چیز خاصی نیست.

آن یک عرق گیر است که استفاده می کردند به خاطر گرمای که بود مصری ها زیست خاصی داشتند (چقدر از بحث کتاب دور شدم) احتمالاً بیماری خیلی زود آن جا سرایت می کرد و به خاطر همین نوع پوش شان، نوع تعامل شان، نوع اصلاح شان شما می بینید سر و صورت را می تراشند و اگر قرار است یکی از این فراعنه ریش داشته باشد ریشش را ظاهراً به صورت شان چسباندند یا بستند نه این که خودشان ریش دارند و بلند کرده باشند. تصویر نگاری از فراعنه در ذهن مان هست یک مقدار متفاوت می شود وقتی دقیق به تاریخ مراجعه بکنیم (به سراغ کتاب بر گردم) جناب آقای دکتر موریس بوکای در کتاب خودش یک مسئله ای را مطرح کرده و گفته یکی از این فراعنه که پیدا شده ایشان ادعا می کند که من شخصاً روی این فرعون مطالعه کردم فرعون از مصر به فرانسه می آید آن جا مورد تحقیق و مطالعه یک گروه پژوهشگر قرار می گیرد.

ایشان هم پزشک بودند می گویند من این را بررسی کردم (البته می گوید موقع نوشتن این کتاب هنوز بررسی ها تکمیل نشده) اما آن چه که از آثاری که روی بدن این فرعون باقی مانده و فرعونی که الان بدنش نسبتاً سالم است به جز آن جراحتی که رویش هست که احتمالاً به خاطر غرق شدگی آقای دکتر موریس بوکای معرفی کرده است این بدن سالم است و اثرات غرق شدگی رویش هست. یک شواهدی هم برای غرق شدن این فرعون می آورد ایشان می گوید این هم خوانی دارد با آن آیه قرآن که بدن فرعون سالم می ماند که درس عبرت بشود یعنی فرعون تاریخی تا این جا عمر و در موردش بحث و کار شده نمی شود این را منکر شد در مورد حضرت یوسف هم چون در مصر بوده بعضی ها سوال می پرسند می گویند داستان حضرت یوسف در مصر، ریشه تاریخی در تاریخ مصر داشته یا خیر؟ قضیه به چه شکل بوده است؟

نکته ای را خدمت تان عرض بکنم در مورد حضرت یوسف یک داستان به شما می گویم در خلال معرفی این شخصیت اسطوره سازی زیادی شده ولی اصل قضیه مشخص است که اساس قضیه به چه شکل و به چه شیوه ای است. من اول راه ساده دسترسی به کلیات این داستان را خدمت تان می گویم بعد یک استناد خدمت تان می آورم.

اگر شما در هر کدام از موتورهای جستجو گری که خواستید داستان دو برادر بزنید اصلاً اسم حضرت یوسف و زلخیا را نمی خواهد بیاورید. یک تصویری باقی مانده است که این جا تصویرش را گذاشته اند تصویر روی پاپیروس است این تصویر یک داستان تاریخی مصری که ترجمه شده داستان دو برادر قصه ای مصری است هیچ ربطی به تورات، انجیل و قرآن ندارد نکته خیانتی است که یکی از همسران یا یکی از مردان می خواست انجام بدهد. داستانش مفصل است عرض کردم یک جاهایی اسطوره پردازی شده اما کلیت داستان را در نظر داشته باشید؛ پس داستان دو برادر که یک ریشه تاریخی و مستند مصری دارد بسیار شباهت عجیبی نسبت به داستان حضرت یوسف (علیه السلام) دارد. می خواهم از کتاب یک نفر برای تان یک مستندی هم نشان بدهم این کتاب را جناب آقای دکتر شروین وکیلی نوشتند در عنوان کتاب آمده اسطوره یوسف و افسانه زلیخا می دانید آقای شروین وکیلی به دنبال اثبات مسائل و موضوعات تاریخی و اسطوره پردازی خودشان هستند خیلی با مسائل اسلامی و موضوعات اعتقادی و احکام اسلامی هم خیلی خودشان را همسان نشان نمی دهند که شما بخواهید بگویید ایشان این جا یک مطلبی را آورده برای مثلاً‌ دفاع از داستان حضرت یوسف و زلیخایی که در قرآن آمده نه همچنین چیزی نیست.

پی دی اف کتاب را می توانید در فضای مجازی تهیه بفرمایید اسطوره یوسف و افسانه زلیخا، ایشان داستان حضرت یوسف و زلیخا را یک بررسی تاریخی کرده ریشه های تاریخی که در مورد حضرت یوسف آمده کجا است؟ کتاب شان هم طبق معمول یک شیوه نامه خاص خودش را دارد در فهرست کتاب آمده گفتار نخست یوسف در کتب مقدس، در کتاب مقدس و تورات بحث کرده در مورد آن عباراتی که در مورد حضرت یوسف آمده داستان مصری دو برادر صفحه 32 ببینیم داستان مصری دو برادر را ایشان چطوری به تصویر کشیدند؟ صفحات این کتاب را پایین می آییم، نخست متون تاریخی را آورده در مورد داستان حضرت یوسف (علیه السلام) متون تاریخی که ایشان معرفی کرده به چه شکل و شیوه ای است؟

اول تورات را می آورد عباراتش را ترجمه می کند بعد از داستان تورات به صفحه 32 می رسیم گفتار دوم داستان مصری دو برادر آقای شروین وکیلی که رویکردشان نسبت به تاریخ مشخص است به چه شکل این جا صحبت کرد؟ هر چند داستان یوسف در تورات مشهورترین روایت از این ماجرا است، اما کهن ترین نسخه از این داستان (داستان حضرت یوسف و زلیخا) اصل و نسبی مصری دارد. یعنی اصلاً اساس داستان حضرت یوسف و زلیخا مصری است پس حضرت یوسف هم بر اساس این سند داستان دو برادر که باقی مانده است اصل و اساسی مصری واقعاً دارد قبل از این که قرآن بخواهد به آن اشاره بکند در آن جا آمده بود. (اتاق فرمان گفتند هنوز هیچ کدام از مخالفینی که در فضای مجازی ادعا کردند تماس بگیرند و زنگ بزنند هنوز زنگ نزدند)  

به ادامه بحث مان بر گردیم البته این هم برای ما مسلم است اگر ما به تاریخ، کلامی نگاه بکنیم طبیعتاً اگر هیچ سند تاریخی هم برای حضرت یوسف (علیه السلام) و هیچ سند تاریخی هم برای حضرت موسی (علیه السلام) نداشته باشیم همین که قرآن به عنوان یک معجزه روایات داستان این انبیاء را ذکر کرد و در موردشان توضیح داد همین برای ما کفایت می کرد. این را عرض کردم چون گاهی از بنده سوال پرسیدند گفتم به آن اشاره بکنم که این داستان دو برادر مصری بسیار اساسش شباهت دارد و همان طور که دکتر شروین وکیلی مورخ (مورخ را برای شان کامل نمی توانم با جرأت استفاده بکنم) ایشان چون در کتاب شان به آن پرداختند گفتند اصلاً اصل داستان حضرت یوسف ریشه و اصل مصری دارد.

پس در نتیجه آن چه که در مورد خداوند و حضرت موسی از داستان مصر به تصویر کشیده می شود جای بحث برایش وجود دارد چون داخل تمدن مصری این اتفاق افتاده باید به آن اشاره می کردم اسلاید بعدی برویم وضعیت دودمان های مختلف مصر، در مورد شروع سلسله دودمان ها یک اشاره ای بکنم و آثار تاریخی متفاوت، فراز و فرودهای متناوب و درگیری با آشوری ها، تضعیف مصر خیلی مختصر بخواهم خدمت تان عرض بکنم. تا دوره حمله هخامنشیان به مصر 26 دودمان در مصر حکومت کردند این 26 دودمان، گاهی ویژگی های مختلفی داشتند چه در مورد ابعاد خدا پرستی شان، چه در مورد ابعاد بت سازی شان، بت های دودمان های اول تا چهارم را نگاه کنید بت‌ ها، بت های کوچکی است یعنی بت های حجیم را شما نمی بینید آن ها را در دودمان های بعدی خواهید دید

چه در مورد هرم سازی که داشتند، آن اهرامی که ساختند و طبیعتا در ذهن شما تصویر آن اهرام است که یک مقدار هم با واقعیتش احتمالا متفاوت است چون آن زمان روی این اهرام سفید رنگ بوده است، الان شما نمای آجری و خاکی دارید می بینید. این دودمان ها آمدند و رفتند، گاه فرعون فرزند فرعون دیگری بوده، گاه فرعون یاغی بوده است فرعون قبلی را کشته و به قدرت رسیده است. در یک سری از این دومان ها شما می بینید چند دودمان در دوره تاریخی باهم دارند در مصر حکومت می کنند باهم درگیر هستند بعضی وقت ها نه یک فرعونی در آن دودمان روی کار می آمده است که یک پارچگی بین مصر علیا و سفلی به وجود می آورده است، یک مقدار حالا اقتدار به خرج می داده و باعث می شده که این ها باهم جمع بشوند به معنای سیاسیش بخواهیم بگوییم. ظلم شان که مستمر بوده مشخص و واضح است.

یک دوره های گفتند یک خدایی پرستیده بشود، یک دوره ای چندین خدا، یک دوره ای آمون را مطرح می کردند این یک فراز و نشیب اعتقادی و علمی و فرهنگی است که در این دودمان ها وجود داشته است. نگاه هم بکنید اگر دودمان های مختلف را شما بیایید ترسیم کنید بنویسد دودمان ها و اتفاقاتی که در آن افتاده است یک فراز و فرودی حول حوش صد تا دویست ساله بین این دودمان ها است یعنی یک دوره های این ها اوج می گیرند یک دودمان قدرت می گیرد یک دوره ای دچار درگیری می شود و قدرتش کاهش پیدا می کند جمع می شود سرزمین های را از دست می دهد و روی یک جا متمرکز می شود دوباره این در 150 تا 200 سال بعد قدرت می گیرد یک دودمان بعدی روی کار می آید، یکپارچگی در مصر به وجود می آورد این فراز و فرودها همیشه بوده است.

آخرین فرودی که قبل از حمله هخامنشیان در تمدن مصر وجود دارد دوره ای است که آشوری ها به آن ها حمله می کنند، آشوری ها به مصر حمله می کنند و مصر را نوعی آشوری تسخیر می کند یک نوع خاصی بوده است یعنی تصرف مصر توسط آشوری ها مثل دوره هخامنشیان نبوده است. هخامنشیان که آمدند فرعون قرار دادند، فرزند کوروش را فرعون مصر قرار دادند. آشوری ها این کار را نمی کردند در آن جا مزدور قرار می دادند یک رفت و آمدی بوده بعضی موقع این مزدور خیانت می کرد و آشوری ها دوباره حمله می کردند، علت این که بساط آشوری ها از مصر جمع شد را خدمت تان عرض کردم، این بود که خود آشوری ها تضعیف شده بود و مجبور شدند روی منطقه خودشان متمرکز بشوند.

دوره ای فرود بود، بعد که آشوری ها رفتند، دوره ای فراز را در مصر داریم، دوره ای بازگشت به درون توسط آماسیس فرعون مصر بوده است دوره ای 26 چند تا فرعون دارد فرعون یکی به آخر آماسیس است. این آماسیس شروع می کند دوباره آن اتفاقاتی بدی که افتاده بود برای مصر و از دیدگاه مصری ها و آشوری ها حمله کرده بودند جبران می کند یک بازگشت به درون دارد من کارهای که کرده را این طوری تقسیم بندی کردم، یک موردش شروع محافظه کاری است. محافظه کاریش چطوری بوده است؟ از مداخله سرزمین های شمالی چشم پوشی می کند آن منطقه سوریه که فراعنه قبل درگیری داشتند آن را دیگر پیشروی نمی کند و ما قرینه و اصل و اساسی نمی بینیم که دوره آماسیس بروند دوباره سوریه را تصرف بکنند. از تصرفات مناطق جنوبی هم چشم پوشی کرده به خاطر این که بعد از این که کمبوجیه حمله می کند تازه شروع می کند مناطق دیگر را به مصر ملحق می کند. دوباره شروع می کند بناهای مصری را دوباره ساخت و ساز و طبیعتا از برده های بیشتری جناب آماسیس فرعون مصر استفاده می کند، به مزدور پروری روی می آورد، همان قضیه معروف و مشهور دریای اژه را رقم می زند.

پروکراتیس را که در دریای اژه گذاشته بود و کاملا یک مزدور بود شروع می کند آن را تقویت می کند، توسط آن مزدور دریای اژه و شمال آفریقا را سعی می کند حفظ کند. قوای نظامی را تقویت می کند تجهیز نیروی دریاییش بوده که کشتی تریررم که تهیه کرده بود و در اختیار پروکراتس قرار داده بود که آخرش هم به دست هخامنشیان افتاد و پروکراتیس آمد همه این ها را دو دستی به آقای کمبوجیه تقدیم کرد آقای آماسیس زحمتش را کشیده بود فرزندش جناب پروکراتیس که به قدرت رسید کشتی ها را تحویل رقیبش داد. تجهیزات ارتش یک مقدار مجهز شد البته ظاهرا به تجهیزات هخامنشیان در ابعاد مختلف نرسیده بود ولی می بینیم در گزارش ها این است که مثلا از منجنیق و این وسائل استفاده کردند در پلوزیوم، نبرد پلوزیوم که نبرد سامتیخ با کمبوجیه است نبرد قبل از منفیس است در آن جا ما می بینیم که ایستادگی فراعنه هرچند دوره آماسیس نیست ولی شش ماه بیشتر با خود آماسیس فاصله ندارد. ایستادگی شان ایستادگی محکمی است چون جنگی که در آن جا رخ می دهد یک جنگی است که جنگ تمام عیاری رخ داده طبیعتا اگر مصری ها ضعیف بودند سریع رد می شدند هخامنشیان از آن منطقه می آمدند و مصر را تصرف می کردند.

آقای کوروش در زمان فرعون یکی به آخر مصر بود، رفتارش چطوری بود؟ آماسیس فرعون مقتدری بود، حدود 44 سال فرعون بود همزمانی آقای آماسیس مصادف با دوره ای کوروش است که کوروش آن فتوحات را دارد انجام می دهد. آقای کوروش چه رویکردی نسبت به آماسیس داشت؟ اولا این که تا بابل آقای کوروش می آید و بابل را فتح می کند ولی به سمت غرب دیگر حرکت نمی کند نیروهای نظامیش به سمت غرب حرکت نمی کند که بیشتر بخواهند پیشروی کنند. نهایتش این است که برخی ها می گویند یهودی های که آزاد کرده بود یا اخراج کرده بود (ما گفتیم اخراج کرده بود) طرف مرز مصر فرستاد و مستقر کرد اما اگر یک سری گزارش های تاریخی را مثل آن چه که هرودت گفته بپذیریم آقای کوروش دوباره ازسمت غرب بر می گردد و به سمت شمال شرق بر می گردد همان منطقه ای که با آمازون ها و سکوها درگیر می شود و گزارش هرودت آن جا همین است.

نکته بعدی در مورد رفتار کوروش در زمان آماسیس چون دو تا قدرت در دنیا مانده است یعنی سرزمین میانی کره زمین دو تا قدرت است یک کوروش است و یک آماسیس است. ببینید که چه بلایی سر تمدن مصر آمد. پیام هم نفرستاده بود جای نداریم، پیک هم نفرستاده بر خلاف اتفاقات دیگر مثل کمبوجیه که در وسط جنگ برای سامتیخ پیام فرستاد. با اعراب صحرای سینا ارتباط بر قرار نکرد، طبیعتا اگر قرار بود زمینی عبور کنند و راه زمینی بین بابل و مصر وجود در آن جا داشت عرب ها بودند که می توانستند کمک کنند همین طور که کمبوجیه شرایط حمله را فراهم کردند. این جا کوروش هیچ ارتباطی با این اعراب نگرفته بود، مسیرش هم عرض کردم فتوحاتش به سمت شمال شرق بود.

اتفاقات بعد از مرگ آماسیس چه بود؟ آماسیس که می میرد پسرش سانتیک به قدرت می رسد، کمبوجیه به مصر حمله می کند در زمان به قدرت رسیدن سامتیک، در پلوسیوم نبرد سختی در می گیرد و مصری ها به منفیس عقب نشینی می کنند، منفیس محاصره می شود، و منفیس هم سقوط می کند. چه کسی به قدرت می رسد؟ سامتیخ به قدرت می رسد. سامتیخ فرعون بی چاره مصر. حقیقتا ایشان فرعون بی چاره و بدبختی بوده است از باب آن اتفاقاتی که برایش رقم خورد. من چند تا نمونه برایتان بگویم این آخرین فرعون مصری، مصر بود و تمام شد. یعنی آن جلال و جبروتی که فراعنه ساخته بودند به سامتیخ رسید کمبوجیه که حمله کرد تمام شد.

آن دوره های بعدی را که می بینید توضیحات دیگری دارد قبلا به آن اشاره کردم و گاهی مختصر به آن پرداختم دیگر نمی توانید فرعون مصری بگویید این تمدن تمام شد، این جا نوای پایانی اش را بنوازند. تصویری گری هم که از سامتیخ است را هم ملاحظه می فرمایید، تصویری هم از سامتیخ که توسط کمبوجیه دستگیر شده و الان است و به شما جلسات قبل نشان دادیم.

وضعیت سامتیخ به عنوان آخرین فرعون مصر. ببینید این دودمان ها با این همه جلال و جبروتی که دوست داشتند برای خودشان در تاریخ درست کنند چطوری نابود شدند، ببینید آخرین فرعون مصری مصر به چه روز و به چه فلاکتی افتاد؟ درس عبرت برای یک تمدنی بود که با ظلم راه خودش را ادامه داد، درس عبرت برای تمام تمدن ها است که بخواهند به ظلم بیفتند، به بی عدالتی بیفتند چه به روز این آمد؟ سامتیخ نماد تمدن و افول تمدن مصر است. بعد از سالها انتظار در مراسم تاجگذاری حاضر شد اما باران بارید و این اتفاق شوم تعبیر شد، این همه سال در جوانی اش از وقتی که به دنیا آمده بود آماسیس پدرش  فرعون مصر بود منتظر بود پدرش بمیرد و به قدرت برسد روزی که قرار بود به قدرت برسد باران می بارد همه می گویند اتفاق بدی افتاده احتمالا خدایان ما از این تاجگذاری ناراحت هستند. شش ماه کلا این آدم  فرعون است، در همان شش ماه حمله می کنند و کارشان تمام می شود، در همان شش ماه هم یک دوره های مجبورند با یک شرایط زیستی سختی از لحاظ غذایی زندگی کنند.

سامتیخ فرزند دارد، احتمالا اسم فرزندش هم آماسیس است بعضی وقت ها فراعنه این طوری نامگذاری می کردند، اسم پدر را روی فرزند می گذاشتند اون هم فرعون می شده است. در ایران باستان هم همین را داریم، کمبوجیه پسر کوروش، پسر کمبوجیه پسر کورش. کمبوجیه ابن کوروش ابن کمبوجیه ابن کوروش. یعنی نام های پدر را روی فرزند می گذاشتند. نام فرزند بر گرفته از نام پدر بزرگش بوده است، این جا هم همین طوری بوده است. یعنی آماسیس بوده، سامتیخ بوده یک فرزند دیگر باز به اسم آماسیس دارد. فرزندش بچه اش آماسیس را جلوی چشم سامتیخ سر می برند بعد از این همه مدت فرعون شده حالا این اتفاقات دارد می افتد. چرا؟ چون کمبوجیه گفت ما برایت پیک فرستادیم با شما صحبت کند شما افرادی را که فرستاده بودیم کشتید به ازای هر یک نفر که از هخامنشیان کشتید ده نفر از بزرگان شما را ما می خواهیم بکشیم و یک نفرش را هم گذاشتند پسر فرعون. این ها دنبال بهانه بودند احتمالا به این خاطر بود که نسل فراعنه ادامه پیدا نکند دوباره نخواهند فراعنه مصر قدرت را به دست بگیرند.

اتفاق دیگر نوامیسش، دخترش را در وضعیت بدی بردند با لباس های کنیزی جلوی دیگران به نمایش گذاشتند و اصلا سامتیخ را نشاندند که ببینید با نوامیسش دارند چه کار می کنند. بعضی ها می گویند اولین روانشناسی تاریخ که ثبت شده همین اتفاق بود داستانش تاریخ در تاریخ نگاری یونانی نقل شده مورخین داخلی هم به آن اشاره کرده اند.

سامتیخ در آن جا کشته نمی شود بچه اش را می کشند با خانواده اش بد رفتاری می کنند، پدر که مرده خود سامتیخ را به شوش تبعید می کنند. بعد چه می شود؟ بعد می گویند این سامتیخ که شما این جا تبعید کردید ببینید به چه فلاکت و روزی افتاد. آقای کمبوجیه می خواهد علیه شما توطئه بکند. گفتند الان می کشمش، چطوری سامتیخ را کشتند؟ گاو را مقدس می دانستند، اصلا گاو آپیس را می پرستیدند ادرار و خون گاو به آقای سامتیخ دادند خورد و دودمان فراعنه مصری مصر مرد و تمام شد. خیلی مختصر سعی کردم به این مسائل در این قسمت بپردازم، همین پاور را می شد خیلی شرح داد و مبسوط بحث کرد منتها بحث ما فقط روی مصر نیست.

به او شیر و خون گاو دادند، اسکن های عاقبت سامتیخ را باهم ببینیم، کشتن سامتیخ به صورت مشخص در منابع مختلف آمده خیلی قابل انکار نیست، تاریخ شاهنشاهی هخامنشیان اومستد آمده این را در کتاب خودش در صفحه 121 نقل کرده است. در اوایل 525 منفیس گرفته شد نخست با سانتیک خوش رفتاری شد چون تبعیدش کرده بودند یعنی نکشته بودند ولی به زودی متهم به نقشه چینی گشت و او را کشتند. مصر باستان جناب اقای خدادیان هم آمده به همین مسئله اشاره کرده است. سامتیخ سوم که یونانیان او را سامتیخ یا سامنیس و یا سامتیک نامیده اند پسر و جانشین آمازیس شد وی به عنوان فرعون مصر هنوز بر تخت سلطنت جلوس نکرده بود که پارسیانی که در این فاصله به صورت قدرت بزرگ و جهانی در آمده بودند او را مورد حمله خود قرار داده بودند.

 سال 525 پیش از میلاد نبرد خونین پِلزیون یا پیلزیون یا پیلسیوم بین سپاه پارسیان و لشکریان سامتیخ به وقوع پیوست و کرانه شرقی دلتا به دست سپاهیان کمبوجیه سقوط کرد که (کرانه شرقی دلتا منظورش همان شمال جغرافیایی رود نیل است). تنها چند ماه بعد منفیس نیز به دست آن ها افتاد و سامتیخ به عنوان اسیر جنگی به شوش انتقال داده شد وی به زوی به اتهام سازماندهی و توطئه علیه شاه ایران اعدام گردید و مصر به عنوان یک ایالتی از امپراطوری پارسیان در آمد و کمبوجیه لقب فرعون و مقام فرعونیان مصر را بر خوردار شد. کشته شدنش که بدیهی است حتی اسنادی که چطوری او را کشتند آماده کردیم.

کتاب تاریخ هخامنشیان داندامایْف که تلفظ دقیقش داندامایِف تلفظ دقیق اسم ایشان است تاریخ سیاسی هخامنشیان، صفحه 116 ایشان می گوید بنا به امر کامپوزیا (همان کمبوجیه) فرزند کوروش پلوک راتس منظورش هست کشت چه کار کردند خون گاو نر به او دادند تا بنوشد (من ادارا گفتم) فکر کنم ادرار را جایی را دیده بودم، در کتاب های تاریخی و بر اساس آن در ذهنم مانده بود به او شیر و  خون گاو دادند خورد چطوری به او دادند خورد تا کشته شد خدا داند. اگر لازم شد آن مطلب دیگر را مجدد بررسی می کنم که چه دادند خورد این طوری مرد. کتاب را که ملاحظه می فرمایید کتاب تاریخ ایران حسن پیرنیا، صفحه 83 قضیه کوروش را آورده، یک جایی بحث جنگ با مصری ها را آورده آن جا بحث کوروش و بابل مطرح کرده بود صفحه 418 یک نقلی از هرودوت می‌ آورد که این جنگ به اعلی درجه سخت بود و هر دو طرف تلفات زیادی دادند من به استناد به این گفتم که ارتش مصر ارتشی نسبتاً مجهزی در دوره آماسیس شده بود.

مصری ها پس از این شکست با کمال بی نظمی فرار کردند به منفیس رفتند کمبوجیه یک سری نیرو برای صحبت کردن فرستاد آن ها را کشتند و بعد گفتند از مصری ها به ازای هر یک نفر 10 نفر می کشیم روز دهم پس از تسخیر ارگ منفیس کمبوجیه، سامتیک پادشاه مصر را که فقط 6 ماه بود به سلطنت رسیده بود درون شهر خواست مردانگی او را امتحان کند توضیح آن که دختر او را بر آن داشت که رخت کنیزان بپوشد با دختران خانواده های معروف که نیز همان لباس را در بر داشتند فرستاد آب بیاورد یک سری اتفاقات این جا رقم خورد و گریه سامتیک بیچاره را در آوردند. پسرش را هم کشتند پس از آن که دختران گذشتند کمبوجیه، پسر پادشاه مصر را با 2 هزار مصری دیگر که هم سن او بودند به قتلگاه فرستاد این ها را با ریسمان به یکدیگر بسته بودند و می بایست به تلافی قتل سفیر کمبوجیه و اهالی میتیلِن کشته شوند حکم دیوان شاهی چنین بود که در ازای هر یک از مقتولین که داستان میتیلن و رسیدن شان به مصر و کشته شدن شان بود 10 نفر از نوجوانان مصر اعدام بشوند.

پسر سامتیخ را هم به این بهانه کشتند سامتیخ از جهت کنکاشی که برای شورانیدن مصری ها کرد کشته شد ادعا است رسانه و آدم هم نداشت گفت تو توطئه کردی باید کشته شوی یعنی پس از این که کمبوجیه بر قضیه اطلاع یافت امر کرد به او خون گاو نر خوراندند و فوراً بمرد چنین بود عاقبت وی که ما می گوییم جناب آقای پیرنیا چنین بود عاقبت فراعنه مصری ستمکار مصر، تمام شد.

خدا را شکر که توانستم حداقل چارچوبش را خدمت تان عرض بکنم ببخشید اگر یک سری جاها مسائلی که ما داریم خدمت تان ارائه می دهیم فشرده است و سعی مان این است بحث قسمت های که در نظر گرفتیم جمع بشود خودش طبیعتاً یک مقداری شاید از آن انگیزه های رسانه ای دیدن برنامه برای مخاطب کم بود ولی با ما همراه باشید.

اطاق فرمان تماس گرفتند یا تماس نگرفتند، تماس نگرفتند. آن چیزی که ایشان مدعی شده بود را به شما نشان بدهم که ببینید ایشان یک توهینی به ما کرده بود گفته بود که من همین را استوری کردم. یک آقای در فضای مجازی با یک حالت توهین آمیزی گفت (نمونه مطالبش را نشان خواهم داد) قبل از برنامه برایم فرستادند که ایشان باز شروع به توهین کردن کرد گفتار نیک را به تصویر می کشید خیلی هم زیاد نیست این قدر به تصویر بکشید آقایانی که مدعی هستید. ببینیم ایشان چه گفته بود ما چه گفتیم؟ این را دیشب استوری کردم یعنی اعلام عمومی کردم ایشان نوشته بود حسینی دوست دارد مناظره کند که حتماً با او مناظره می کنیم، ولی فلانی وقتیش را باید برای موضوعات بگذارد آقای امید دانا را دارد می گوید نه یک بی سر و پایی مثل حسینی پاسخی که ما به ایشان دادیم این بود که اولاً سلام ثانیاً به من گفتید بی و سر و پا این از گفتار نیک تان است و غیر از این باشد عجیب می شود. ثالثاً فرمودید بحث می کنید چهارشنبه (یعنی الان این را دیشب من گذاشتم) در برنامه تاریخ بدون روتوش منتظر شما هستیم بیایید تا همه منطق، علم، مستندات، ادب، گفتار، پندار نیک تان را ببینند. البته اگر بیایید هنوز هم نیامدند مناظره یک سری شرایط دارد رشته اش مرتبط به این مسئله هست یا نیست بعد این مسئله چقدر شناخته شده است اصلاً همه این ها را کنار بگذاریم ببینیم اطلاعاتش یک طوری هست که بخواهد در این قضیه ورود پیدا بکند یا خیر؟ خیلی هم سخت نمی گیریم سعی می کنیم که یک طوری رفتار کنیم که دوستان بیایند و برای پاسخ گفتن تلاش بکنند. ایشان نسبت به این توئیت ما پاسخ داده بود گفته بود که دعوت جناب سید محمد حسینی مجری برنامه تاریخ بدون روتوش که بودجه برای مقابله با وهابیت می گیرد تمام انرژی اش را برای امید دانا گذاشته برای مناظره با من. اولاً من دعوت نکردم شما آن حرف را زدید ما حتماً مناظره می خواهیم. ثانیاً من بحث گفتم مناظره یک سری شرایط دارد آن ها را شما داشته باشید خیلی هم خوب استقبال می کنیم.

بعد گفتید برای مقابله با وهابی ها بودجه می گیرد آن حرف توهین تان، گفتار نیک تان این هم از حرف زدن تان ما بودجه داریم می گیریم نه واقعاً بودجه ای برای مقابله با وهابیت نگرفتم، خیلی از کارهای که در همین برنامه دارد انجام می شود باید از جیب برایش گذاشته بشود عمده اش همین است و برای همین برنامه که من خدمت شما می رسم هر هفته از تهران می آیم و بر می گردم. این حرف ها که بودجه می گیرد شما اگر کار سازمانی این شکلی کردی به ما نسبت ندهید من از این کارهای این طوری نکردم کارهای که دارم می کنم و کارهای که دوستان مان دارند انجام می دهند به ما کمک می کنند که الحمد لله افرادی هستند در مباحث برنامه با ما خیلی خوب همراه هستند خیلی عالی پژوهش و کمک به بنده می کنند هیچ کدام مان نه بودجه گرفتیم نه چیز دیگری، اگر شما خبر داشتید من برای این برنامه (قسمت حدود 60 دو تا برنامه حساب بکنیم) بودجه گرفتم هر چیزی که بودجه برای این برنامه گرفته بودم که این برنامه را داشته باشم 10 برابرش را به شما بر می گردانم.

شما بروید ببینید از کجا بودجه گرفتم چقدر بودجه گرفتم هر چقدر بود بینی و بین الله 10 برابرش را به شما بر می گردانم، ما برای این برنامه که داریم می آییم یک مبلغ بسیار کمی را به خاطر رفت و آمد به برنامه می گیریم خیلی کم است یعنی اگر بگویم احتمالاً شاید مخاطب باورش نشود که چطوری است چون هزینه رفت و برگشت من از تهران هم نیست خودروی شخصی هم ندارم که بخواهم خودم رفت و آمد کنم بعضی وقت ها با اتوبوس و ماشین های تو راهی رفت و آمد می کنیم. این را نمی خواستم بگویم دیگر لازم بود این طوری که حرف می زنید به مردم نشان بدهیم اگر خودتان کارهای سازمانی کردید آن بحث جدا است از کجا بودجه گرفتید این ها دیگر بماند برای مناظره با من، مناظره خواهم کرد حدوداً یک ساعت و 10 دقیقه از برنامه گذشت خبری از شما نیست چه شد مناظره خواهم کرد؟!

اسمش را می خواهید مناظره و بحث و هر چیزی می خواهید بگذارید شما علی الحساب تماس بگیرید وقتی که می آیید یک ادعا مطرح می کنید این جا ما به این راحتی از کنار بعضی از این مسائل این چنینی نمی گذریم ما برای بحث و گفتگو آماده هستیم، ما مثل بقیه آقایان نیستیم ای وای وارد بحث با آقای حسینی نمی شویم. وارد بحث با آقای حسینی نمی شویم 30- 40 قسمت برنامه شد به هر موضوعی که می خواستم بپردازم به من باید اشاره می کردند. ( اطاق فرمان هنوز مخالف تماس نگرفته است؟) آن عزیزی که هفته پیش 2 دقیقه آخر تماس گرفته بود بعد گفتیم این هفته با اولویت بیاید چون مخالف بود تماس نگرفته است؟ اطاق فرمان می گوید هنوز تماس نگرفته است. باشد مجبور هستیم تماس موافق را بگیریم چرا ادعا می کنید ولی هیچی از شما نمی بینیم؟ چرا این قدر ادعا دروغ می کنید بروید در همان سکوتی که دوستان تان رفتند نمی توانید من دارم با شما خیلی صادقانه صحبت می کنم اگر بنا بود این سوالاتی که ما پرسیدیم جواب داشته باشد که من نمی آمدم این قدر روی این سوالات تأکید بکنم.

ساعت ها مطالعه کردیم تا آن جای که در توان مان بود در مورد این موارد مطالعه کردیم بعد آمدیم با شما مطرح کردیم نمی گوییم کارمان بدون اشکال است اگر اشکالی هست شما بیایید به ما بگویید. بگویید این مسئله ای که گفتید جواب این مطلب تان این است. این مسئله ای که گفتید اشتباه است من که نمی گویم هیچ اشتباهی ندارم ولی شما مخالفین هستید که اولویت دارید بیایید خطای من را بگیرید کجا هستید چرا نمی آیید؟ درست است سوال سخت مطرح کردیم ولی شما بیایید تلاش تان را بکنید شاید به پاسخ برسید. یک میان برنامه کوتاه می بینیم چند تا تصویری از مصر را سه بعدی کردند شاید جذاب و جالب باشد امشب در مورد مصر با شما صحبت کردیم آن را بینیم بر گردیم سراغ تماس ها برویم. اطاق فرمان می گوید نیم ساعت پیش ایشان توئیت زده ولی برای بحث نیامده زیر پست آقای امید دانا کامنت گذاشته 31 دقیقه پیش ولی این جا نیامد است این هم در تاریخ باشد.

 (میان برنامه)

استاد حسینی:

متشکرم از همراهی تان، بخشی از تصاویر باز سازی شده 3 بُعدی که در مورد مصر بود ملاحظه فرمودید خیلی جالب است. حداقل اگر می خواهید برای بحث کردن نیایید چرا دوباره توئیت می گذارید مناظره خواهم کرد؟ تماس هم نگرفتید بعد حداقل یک طوری پنهان بشوید که سایه تان بیرون نزند مؤدبانه اش را بگویم به شما بر نخورد (در مورد گفتن این ها احتیاط می کنم حتی در مورد شما) مانند شما نیستیم که همین طوری با ما صحبت می کنید. یک طوری پنهان بشوید سایه تان بیرون نزند وسط برنامه چرا توئیت دادید در مورد یک موضوع دیگر بحث کردی یادتان می رود طبیعی است فراموشی این جور جاها احتمالاً به سراغ شما می آید مخالف اصلاً‌ نداریم خیلی جالب است که اگر داشتیم بلافاصله داخل استودیو وصل می شد آقای شادفر سلام علیکم بفرمایید

بینینده آقای شادفر:

سلام خدمت استاد عزیز

استاد حسینی:

آقای شادفر ما با این ها چه کار کنیم؟

آقای شادفر:

سلام عرض می کنم خدمت شما و همه بینندگان محترم والله ما که چند سال است منتظر هستیم افراد زیادی که در پی وی می آیند اولاً بسیار هتاک و بد دهن هستند، ادعای گفتار نیک را می کنند اما الی ماشاء الله هتاکی می کنند تهمت می زنند تهدید می کنند، شاید عزیزان باورشان نشود نمی دانم به چه روشی عکس بچه یکی از عزیزان ما را هک کرده بودند یا به دست آورده بودند در گروه هایشان نشر داده بودند که اگر ادامه بدهید بچه ات را می کشیم. یعنی حتی به روش تهدید اما وقتی پای مناظره و بحث می آید همه میدان را خالی می کنند اصلاً‌ انگار وجود نداشتند و زاده نشدند

استاد حسینی:

چقدر جالب فرزند سامتیخ را هم کشتند و بعضی ها شاید بگویند ما الگو برداری صِفر تا صد می خواهیم بکنیم شما علیه ما و آیین ما توطئه کردید، منظورشان از توطئه طبیعتاً گفتن مطالب علمی است همین طور که هخامنشیان فرزند سامتیخ را کشتند ما هم به شما حمله می کنیم البته آقای پیر بریان یک نکته ای دارد که قابل نقض است. این را خدمت تان بگوی آقای پیر بریان مخالف این گزارش است ولی جوابش خیلی مشخص و واضح است که چه است؟ شما آخرین مناظره جدی که با ایشان داشتید چه زمانی بود ببینم نسل این های که بخواهند مناظره بکنند باقی مانده

آقای شادفر:

فِیک هستند یعنی یک انسان مشخصِ واضح بدانیم چه کسی است اصلاً یعنی افراد فِیکی می آیند ادعای بحث می کنند 2 ساعت بعد دلت اکاونت می کنند اصلاً‌ انگار وجود نداشتند، زیاد بودند من در صحبت هایتان دیدم فکر کنم آقای شروین وکیلی افسانه یوسف گفته بود اگر اشتباه نکنم درست است

استاد حسینی:

ایشان گفته بود اسطوره یوسف، افسانه زلیخا.

آقای شادفر:

ما واقعاً اگر قرار باشد بعضی مطالب این جماعت را بگوییم چه حرفی برای گفتن دارند؟ گاتاها و اوستایی که ادعا می کنند همین گاتاها شما می بینید در مورد گشتاسب گفته در مورد جمشید گفته زرتشت گفته جمشید گناه کرد رفت پیش گشتاسب کار انجام داد، گشتاسب و جمشید مگر اسطوره و تخیل نیستند؟ اگر ما قرار باشد بعضی مسائل را باز کنیم در همین گاتاها این ها چه حرفی برای گفتن دارند؟

استاد حسینی:

یک مطلب دیگر خواستم از کتاب شان نشان بدهم که فعلاً صرف نظر می کنم رویکرد ایشان این شکلی است

آقای شادفر:

اگر قرار باشد بگوییم در گاتاها اسامی آمده می گوید جمشید گناه کرد، جمشید واقعاً پیش تازیان و افسانه ها و اسطوره ها است یا می گوید زرتشت پیش گشتاسب رفت گشتاسب تا جایی که می دانیم جزء اسطوره ها است جزء افراد حقیقی نیست پس این هایی که در گاتاها آمده چه است که زرتشت می گوید؟ بعضی مسائل را نمی خواهیم باز کنیم اگر قرار باشد باز کنیم واقعاً به ضرر خودشان است.

استاد حسینی:

حقیقاً یک سری جاها اصلاً ورود پیدا نمی کنیم یک مطلبی را ایشان قبل از برنامه منتشر کرده بود همین آقای که ادعا کرد یکی از آقایان گفت بیایید صحبت و بحث بکنیم گفتار و کردار و پندار نیک شان در پاسخ به آن شخص چه بود؟ البته این را بگویم دوستانی که می خواهند از روش، بحث و برنامه ما دفاع بکنند به هیچ عنوان حق توهین کردن ندارند. به اسم من اگر کسی برود توهین بکند (نمی گویم همه این هایی که آمدند مزدور هستند و از طرف مقابل آمدند نه) ولی یک کاری کنید خودتان با توهین کردن به دیگران در معرض سوء ظن قرار نگیرید. نکته بعدی ببینید چطوری پاسخ داده؟ ادب یکی از شاگردهای فرقه حسینی شما سوال ما را نمی توانی جواب بدهی ما صاحب فرقه شدیم؟ بله دنبال رو دروغگویی مثل حسینی بودند زحمت پدر مادر و نان حلال شان را هدر می دهد. این ادبیات چه است؟ این پاسخ به من شد سال زرتشت از این بیرون آمد الان نبوت زرتشت از این ثابت شد الان محله زندگی زرتشت از این ثابت شد چه شد؟ بودجه می گیری، پول می گیری، فرقه و فلان هستی این حرف ها این جا برش ندارد، می دانید چرا چون من هر برنامه زنده که می روم تایم در اختیار مخاطب قرار می دهم و دعوت و تمنا می کنم مخالف تماس بگیرد. زمینه اش را ما نمی گذاریم پیش بیاید که شما بخواهید از این حرف ها بزنید خیلی برای تان دشوار است که بخواهید این روال را ادامه بدهید تا کَیْ می خواهید این طوری ادامه دهنده راه باشید آقای شادفر ایشان هم نیامد چه کار کنیم

آقای شادفر:

بله نمی آید

استاد حسینی:

خیلی جالب است دو برابر من دنبال کننده دارد آن پستش یک لایک خورده بود

آقای شادفر:

بعضی موقع ها می گویند بودجه می گیرید خود این ها را بررسی کنید شاید سر از آلبانی و جاهای دیگر در بیاورند خیلی از افرادی که در فضای مجازی ادعای ایران باستان می کنند واقعاً آدم بخواهد خیلی دقیق شود شاید سر از اسرائیل و آلبانی در بیاورند افرادی که آموزش دیدند، افرادی که قرار است به اسم ایران دوستی تفرقه ایجاد کنند با اسلام ضدیّت ایجاد کنند آشوب درست کنند چیزی که مبرهن است و نمونه های زیادی از آن داریم.

استاد حسینی:

ایشان هم ظاهراً الان‌ ساکن ایران نیستند از این مطلب شان این برداشت می شد. اگر خواستند بیایند هر کجای دنیا هستند ما این جا هستیم الان فرصت گذشته (هیچ مخالفی تماس نگرفت)

آقای شادفر:

استاد این ها نمی آیند. 2 تا منبع در مورد دین هخامنشیان معرفی کنم منابعی به روز، مطالبی که این جا می گوییم عزیزان اگر پی گیری کنند می بینند مطالب در حدی است که اگر کسی بخواهد این ها را نقد کند یا رد کند باید به عقل و خرد طرف شک کرد مطالبی به روز است کتابی هست به اسم خدایان دیگری که هستند تاریخ هخامنشیان، جلد 14، آقای هنکل مَن نوشته.  استاد شما بهتر می دانید ما 30 هزار گِل نوشته داریم در تخته جمشید پیدا شده است آقای هنکل مَن این گِل نوشته را تا جایی که ترجمه کرده دسته بندی کرده بر اساس تعداد و نام خدایانی که آن جا آمده که پرستش شدند قربانی و فدیه برای شان رفت دسته بندی کرده و نتایج بسیار جالبی در این کتاب به دست آمده کتاب چند سال است ترجمه شده آقای هنکل مَن هم زنده است عزیزان باستان گرا او را می شناسند. چند هفته پیش با او لایو و برنامه داشتند خودشان می دانند ایشان چه کسی است؟ ایشان یک دسته بندی خیلی زیبایی انجام داد که تعداد پرستش و تعداد قربانی که برای خدایانی غیر از اهورامزدا داخل این الواح خط به دست آمده سه الی چهار برابر اهورامزدا است. می گوید این دیگر احترام نیست این که شما یک خدایی این جا (تخت جمشید) داری مثلاً اسمش هونبان است یک خدای ایلامی این جا 4 برابر قربانی بیشتر از اهورامزدا داری برایش انجام می دهی. چهار برابر بیشتر گندم برای معابدش داری می فرستی 4 برابر بیشتر داری این را پرستش می کنی این دیگر احترام نیست که شما خدای خودت را وِل کنی بعد بروی خدایانی دیگر مثل ایلامی و بابلی را چندین برابر از اهورامزدا ستایش کنی. به این احترام نمی گویند به این اعتقاد می گویند.

استاد حسینی:

آقای شروین وکیلی دیدم این مطالب و موضوعات را دارد که در تخت جمشید هم آیین یا مراسمی برگزار می شود ولی آن جا اتفاقاتی افتاده که در مورد خدایان دیگر است مسلم است و ممنون از شما.

آقای شادفر:

من مطلب آخر را بگویم در فصل اول در برنامه مداحی و سوگواری در ایران باستان یک روایتی از هاشم رضی گفتیم که در کتاب آخرت شناسی ایشان بود بعد آمدید بررسی و استعلام کردیم دیدیم نویسنده یک برداشت دیگری از متن داشته لذا این جا تصحیح می کنیم آن عبارتی که از جناب آقای هاشم رضی در فصل بیان کردیم.

استاد حسینی:

آقای شادفر عزیز متوجه نشدم

آقای شادفر:

یک مطلبی را گفتیم در مورد مداحی بود از آقای هاشم رضی از کتاب معاد و آخرت شناسی ایشان.

استاد حسینی:

گاه شماری را فکر کردم

آقای شادفر:

نه یک کتاب دیگر است، بر اساس آن یک مطلبی را گفتیم بعد دوستان بررسی کردند و استعلام کردند دیدند نه نویسنده نظر دیگری داشته لذا این جا تصحیح کردیم که حق مطلب را هم بیان کنیم.

استاد حسینی:

نویسنده نظر دیگری داشته یعنی چه؟ یعنی آن مطلبی که ما خواندیم همان مطلب درست بود.

آقای شادفر:

نه شما نخواندید من خواندم

استاد حسینی:

شما خواندید، متشکرم از این صداقت تان تعجب کردم گفتم اگر لازم است تصحیح کنم سریع تصحیح بکنم

آقای شادفر:

ما این جا تصحیح می کنیم اگر مطلبی هم گفتیم می گوییم در این مطلب نویسنده نظر دیگری داشته ممنونم یا علی!

استاد حسینی:

در پناه حق باشید خدا نگهدار شما باشد. امشب نرسیدم یک سری از مسائل را خدمت تان بگویم فرصت مان 3 دقیقه نمی رسیم بحث جدیدی را بخواهیم باز بکنیم فقط این را خدمت تان عرض بکنم ما در مورد مسئله مصر، فایل ها و اسکن های بود که باید امشب به شما نشان می دادم نرسیدم فقط چند تا از داخل فایل های اسکن های آماده شده را رسیدم خدمت شما نشان بدهم. مسئله یک مقدار عبرت آموزی اش دُزش بالا است یعنی داستان تمدن مصر خیلی می تواند درس عبرت باشد و می شود به آن مراجعه کرد به عنوان یک درس عبرتی چند تا مسئله است خدمت تان نشان بدهم، اتفاقات جالب و عجیبی در تاریخ مصر می افتاد که اشاره هم شد. یک کتابی است "برخورد تمدن ها چالش و سنت مدرنیته" 3 نفر آدم سرشناس هستند افرادی که حداقل اثرشان مشخص است کار عمیقی سعی کردند در این مورد داشته باشند انجام دادند. هر چه خودمان در بحث چالش سنت و مدرنیته و دوره گذار و عبور از سنت به مدرنیته یک بحث های داریم این جا شاید خیلی هم خوانی با بعضی از مبانی اش نداشته باشد این کتاب به زبان فارسی ترجمه شده است آقای حسین میرزا صالح مترجم این کتاب است. چند تا از مسائلی را که در مورد مصر بوده و آداب و رسومی که مصری ها داشتند به عنوان جهان سنتی نقل کرد صفحه 32 ایده یکتا پرستی سخن تازه ای نبود. بحث یکتا پرستی در مصر را خدمت تان عرض کردم ایده یکتا پرستی سخن تازه ای نبود فکر یکتا پرستی در سروده های اِخناتون که فرعون مصر بود در سده 4 پیش از میلاد به چشم می خورد هر چند چنین ایده های جنبه اتفاقی و انحصاری داشت و تأثیر اجتماعی آن جنبه موقت و محدود داشت. یهودیان نخستین کسانی بودند که یک قوم یکتا پرست را بنیاد نهادند و آن را بخش مهمی از مذهب خود تلقی کردند.

منظور این جا یکتا پرستی، یکتا پرستی حضرت موسی (علیه السلام) باشد دقیق و درست است. ولی اگر منظور بنی اسرائیل باشد با تحریف خدا مواجه بودند. یک نکته ای به شما بگویم یک دقیقه پایان برنامه خیلی مهم است دقت بفرمایید گفتم در مورد این خدایی که به تصویر کشیدند در بخشی از عرائضم بود در پاور پوینت خدمت تان نشان دادم.

خداهای که می پرستیدند گاهی قبول داشتن یک خدا نبود یعنی لا اله الا الله نبوده است، چند خدایی بوده منتها چند خدایی بود که از این چند خدا یک خدا را می پرستیدند این آیین و فرهنگ اگر به ایران باستان مراجعه کنیم با همچنین مسئله ای روبرو هستیم یعنی آن خدایی که خدای اوستا است اوستا و زرتشت معرفی می کند یک مسئله ای این چنینی در موردش داریم یعنی حتی اگر بگوییم اهورامزدا خداوند است با اهریمنی مواجه هستیم حداقل به امشاسب پندان اصلاً نخواهم ورود پیدا بکنم. با اهریمنی ما مواجه هستیم در جهان بینی زرتشتی، اهریمن دستگاه جدایی در ساخت عالم و اداره عالم دارد نه این که ذیل اهورامزدا بخواهد توصیف و تبیین بشود. اصلاً در دوره های تاریخی آن 4 دوره تاریخی که آمده است و به دوره حال حاضر رسیده جهان بینی که زرتشتی ها دارند مبدأ واحدی را برای جهان این طوری معرفی نکردند که بخواهیم بگوییم این یکتا پرستی همان یکتا پرستی که در اسلام هست، نه آن یکتا پرستی شباهت های زیادی به نوعی یکتا پرستی که خدمت تان عرض کردم در مصر بوده و این خودش نشان دهنده این است که آن چه که ما در مورد پیامبر و نبی و نبودن زرتشت مطرح کردیم می تواند دقیق باشد. یعنی حتی نوبت به مرحله تحریفش هم چه بسا نرسیده باشد و از اول همچنین موضوعاتی را مطرح کرده باشد. (مخالف نیامد)

 ممنونم از شما دوستان عزیز که با ما همراه بودید عزیزان و بزرگوارانی که با ما همراه هستند متشکرم از خانواده های بزرگوار و گرامی که با ما همراه بودند از پژوهشگران و محققین گرامی که برنامه ما را دنبال می کنند و گاهی با ما صحبت می کنند ارتباط می گیرند از همه شما ممنونم. اگر بیایید برای من همین دیشب به برخی از دوستان عرض کردم می دانم که امشب تشریف نمی آورید برای من مسلم بود یک قرائنی برایش داشتم. در این نوع برنامه نخواهید آمد و اگر بیایید بحث علمی نخواهید کرد و اگر بحث علمی بکنید پاسخی ارائه نخواهید داد این 3 تا مانع خیلی بزرگی در مقابل شما هست. متشکرم از شما، التماس دعا یا علی مدد خدا نگهدار!

 

 

 


تاریخ بدون روتوش>

هخامنشیان ، کورش ، زرتشت ، کمبوجیه ، خدای زرتشت ، اهورا مزدا ، داریوش و ایرانیان ، مصر ، فرعون ، دو برادر ، آماسیس ،