کلمه طیبه حجت الاسلام یزدانی

قسمت چهل و نهم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی


بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 1400/06/22

برنامه: کلمه طیبه

مجری:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

اسلام علیک یا ابا محمد یا حسن بن علی ایها المجتبی یابن رسول الله

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر (عج) امشب که به نقلی شب شهادت حضرت امام مجتبی (ع) هست این توفیق را پیدا کردیم تا تقدیم بکنیم به نگاه گرم همه شما بینندگان، چه شما که این برنامه را بصورت زنده ملاحظه می فرمایید، و چه عزیزانی که فردا در روز  شهادت آقا امام مجتبی تکرار برنامه را می بینند این افتخار را داریم تا برنامه کلمه طیبه را به محضرتانتقدیم بکنیم، ان شاء الله که امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضر استاد یزدانی ببریم. همانطور که مطلع هستید در این برنامه اتبدأً خود استاد دعوشان این بوده که ، حالا امشب که شب شهادت امام حسن مجتبی است اما دعوشان همین بوده  بحث را با یک سبک و سیاق امام زمانی آغاز بکنند ، ان شاء الله سلام و عرض ادبی داشته باشیم محضر شان بتوانیم یک جمعی بین امام حسن مجتبی و آقا امام زمان بشنویم از ایشان و استفاده بکنیم. سلام عرض می کنم خدمت تان تسلیت می گویم در خدمت شما هستیم.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما مولانا و مقتدانا الحجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.

من هم سلام و عرض ادب دارم  خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر من هم تسلیت عرض می کنم به نوبه خودم سالگرد شهادت حضرت امام مجتبی (ع) کریم اهل بیت و مظلوم اهل بیت را خدمت همه شیعیان آن حضرت که امشب به نقلی شب شهادت آن حضرت است ،و واقعاً امام مجتبی (ع) خیلی مظلوم بوده هم در خانه کس نداشت ،در خانه اش غریب بود، و همسری که  آن حضرت را به دستور معاویه به شهادت رساند و هم در بیرون آن یار و یاور لازم را نداشت برای اینکه بتواند از حق خودش دفاع کند ،خب همه این غصه ها و این غم ها را ما می گذاریم ان شاء الله برای روزی که خود منتقم آل محمد (ص) تشریف بیاورد ان شاء الله و حق آن حضرت را از دشمنانش بگیرد.

من یک روایت از امام مجتبی (ع)  بخوانم خیلی روایت زیبایی است در کتاب « احتجاج» مرحوم طبرسی، جلد 2، صفحه 11، روایتی که امام مجتبی (ع) از امیرالمؤمنین نقل می کند در آن زمانی که امام مجتبی (ع) در مدائن هست آن زخم را برداشته و یکی از خوارج آن حضرت را زخمی کرده؛ روایت طولانی است تا آنجایی که امام می فرماید

«إن امیرالمؤمنین علیه السلام قال لی ذات یوم و قد رآنی فرحا»

امیرالمؤمنین یک روز که من را خوشحال دید این حرف ها را به من زد

احتجاج، طبرسی، ج 2، ص 11

«یا حسن أتفرح کیف بک إذا رأیت أباک قتیلا؟»

الآن تو  خوشحالی اما یک روزی را که پدرت را کشته ببینی و شهید ببنی چکار خواهی کرد؟

چکار خواهی کرد زمانی که بنی امیه حکومت را به دست بگیرند، امیرش فلانی است، فلانی است ، «یأکل و یا یشبع» همیشه غذا می خورد ولی سیر شدنی نیست، و سنت اهل بدعت را پیروی می کند، حق را از بین می برد، سنت پیغمبر را از بین می برد، مال را به فامیل خودش تقسیم می کند، مؤمن در زمان پادشاهی او ذلیل است، فاسق قوی است، و باطل پیروز است و حق همیشه در آن زمان طرفداری ندارد. امام مجتبی (ع) در ادامه می فرماید

«و یدین من لاواه علی الباطل»

وضعیت به همین صورت است،

تا

«فکذلک حتی یبعث الله رجلا فی آخر الزمان و کلب الدهر»

تا اینکه در آخر الزمان و در زمانی که بسیار زمان بدی است

خداوند مردی را مبعوث می کند که

«یؤید الله بملائکته»

خداوند او را به وسیله ملائکه خودش تأیید می کند

انصارش را حفظ می کند، و او را با آیات خودش یاری می کند، با معجزات خودش، و او را پیروز می کند بر اهل زمین

«و یظهره علی اهل الأرض یدینو طوعاً و کرها»

او را بر تمام مردم عالم پیروز می کند،

چه خوش شان بیاید چه خوش شان نیاید ،چه خوشحال باشند چه ناراحت باشند، او بر اهل زمین پیروز خواهد شد، دنیا را پر از عدل خواهد کرد، پر از داد خواهد کرد، پر از نور و برهان خواهد کرد

«یدینو له عرض البلاد و طولها»

سراسر عالم،شرق و غرب عالم مطیع او خواهد شد

«لا یبقی کافر إلّا آمن به»

هیچ کافری باقی نمی ماند مگر اینکه ایمان می آورد به آن حضرت

و در دوران او حیوانات وحشی رام می شوند، زمین تمام نباتات خودش را بیرون می دهد، آسمان برکات خودش را نازل می کند، گنج ها برای آن حضرت ظاهر می شود، خداوند گنج های خودش را برای آن حضرت ظاهر می کند

«فطوبی لمن ادرک أیامه و سمع کلامه»

خوش بحال آن کسی که ایام آن حضرت را درک کند و حرف صاحب الزمان (عج) را بشنود

چقدر روایت زیبا است، آن مدینه فاضله ای که خدا طراحی کرده، تمام پیامبران از تمام پیامبران از آدم و نوح و ابراهیم، و موسی و عیسی و پیامبر ما منتظر چنین روزی بوده اند، منتظر چنین وضعیتی در عالم بوده، همه عالم مؤمن، همه عالم پیرو خداوند، هیچ کافری در روی زمین نباشد، امنیت جانی و مالی سراسر عالم را بگیرد، برکات از آسمان و زمین بر همه مردم ببارد.

خب این دوران دورانی است که امام مجتبی از زبان امیرالمؤمنین به ما وعده داده و این وعده قطعی خداوند است، و خوش بحال آن کسی که این دوران را درک کند، و دعا کنیم که آن دوران خیلی زود فرا برسد، دیگر واقعاً خیلی سخت می گذرد بر مردم و خیلی سخت می گذرد بر شیعه، ان شاء الله که خداوند رحم کند بر ما و آن دوران فرا برسد ما ببنیم آن دوران را، و شامل این سخن امام مجتبی بشویم که

«فطوبی لمن ادرک أیامه و سمع کلامه»

چقدر زیبا باشد آدم بشنود سخن امام زمان را  از زبان آن حضرت بشنود و لذت ببرد ان شاء الله، دعا کنید که ما آن دوران را درک کنیم.

مجری:

ان شاء الله،

ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد

یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد

 

ای منتظر غمگین مشو قدر تحمل بیشتر

گردی بپا شد در افق گویی سواری می رسد

بسیار خب خیلی ابتداء بحث منور شدیم به روایتی که از آقا امام مجتبی بود و در آن ذکر و نام حضرت صاحب العصر و الزمان حضرت ولیعصر (عج) آمد.

تشکر می کنیم حضرت استاد از محضرتان. خب طبق روال برنامه که باید کلیپ ها پخش بشود و بعد از آن به نقد های این کلیپ ها بپردازیم شروع می کنیم کلیپ شماره 193 را با هم می بینیم.

کلیپ 193:

 در کتاب الغیبه روایت می کند که رسول اکرم (ص) به امیرالمؤمنین گفت یا علی بعد از من 12 امام خواهد آمد، و بعد از آن 12 مهدی، یا علی اولین امام می باشی، و بعد از آن 12 مهدی خواهند آمد، این هم از شیخ طوسی در کتاب الغیبه، صفحه 97، نقل می کند، پس نظریه ابن اثنا عشری تا نیمه قرن چهارم ،تا عصر شیخ صدوق، شیخ صدوق در سال 381 فوت کردند ،خودش اصلاً مطمئن نبود که بعد از امام مهدی چه می شود، بعد از امام دوازدهم امامت مستمر می شود یا منقطع می شود، دنیا تمام می شود مثلاً، باید هر روزی که ما هستیم در دنیا باید امام باشد، امام را باید خدا تعیین کند، پس معقول نیست که امامت فقط 12 امام باشد، بعداً هم آمدند حدیث ضعیفی در کتاب های سنی است که سمره ابن جندب نقل می کند که آن وقت هم بچه بود در کوفه پیغمبر گفت «الخفاء بعدی الثنا عشر» یا «الأمراء بعدی اثنا عشر» نگفت اثنا عشر فقط ، «سیکون بعدی اثنا عشر خلیفه؛ سیکون بعدی اثنا عشر امیراً ثم یکون هرج و المرج» یعنی نگفت که فقط 12 امام، بعد از 12 خلیفه هرج و مرج می شود یعنی انقلاب، یعنی فتنه می شود، و این حدیث را از کتب سنی آوردند و گفتند فرقه اثنا عشری در ایام شیخ مفید تأسیس شد که گفته ائمه فقط این 12 امام هستند، و پیغمبر هم اسم همه شان را که در یک لیستی بود که معلوم و معین بود فرمودند، این حدیث را آن وقت درست کردند در قرن چهارم وقتی که تأسیس کردند فرقه اثنا عشری را.

مجری:

بسیار خب دیدیم این آقای لژیونر شبکه ها صحبتی که انجام داد، نسبت به یک حدیثی بود، ما در شبکه مفصل چند صد ساعت کارشناسان مختلف روی این حدیث بحث کردند و این جریان احمد بصری و اینها، حالا این حدیث را تازه چشمش به آن خورده یا چه، مطرح می کند و می گوید شیعیان بعد از اینکه امام دوازدهم به آن سال رسیدند و امام دوازدهم آمد بعد از آن دیگر متحیر ماند که چه اتفاقی می افتد  بخاطر همین روایت که وجود داشته، این را فعلاً از شما پاسخش را بشنویم ان شاء الله ذیل صحبت شان را هم مطرح خواهیم کرد.

استاد یزدانی:

بله ایشان همانطور که مستحضر هستند بینندگان عزیز آقای احمد الکاتب است که روز اولی که در شبکه وهابی کلمه آمده بود خیلی ادعایش می شد و ادعای مناظره می کرد و داد می زد و فریاد می زد که ما مناظره می کنیم، بعد که ما جواب دادیم، گفت نه ما فقط با مراجع مناظره می کنیم ، حالا دیگر آن داستان گذشت خب دیگر اگر واقعاً حرفی برای گفتن داشتی خب می آمدی برای مناظره، اینقدر ترس و وحشت نمی کردی، ادعایش این است که شیعه توسط شیخ طوسی، حالا این دفعه گفت زمان شیخ طوسی قبلاً می گفت شیخ مفید، بعد شیخ کلینی و شیخ صدوق حالا هر بار  یک نظره ای را مطرح می کند، این دفعه گفت در زمان شیخ طوسی این مذهب دوازده امامی درست شده؛ دلیلش چه هست؟ و این را ادعای می کند که شیعه ها نمی دانستند بعد از 12 امام  چه خواهد شد، خبر نداشتند، خب 12 تا تا قیامت که طول نمی کشد، به همین دلیل یک روایت دیگری نقل کردند، ببنید روایتی که در کتاب «الغیبة» شیخ طوسی، صفحه 150، هست که روایت با

«اخبرنا جماعة عن ابی عبد الله حسین بن علی بن سفیانی بزوفری، علی بن سنان موصلی العدل، علی بن الحسین، احمد بن محمد بن خلیل»

و همینطور تا می آید به امام صادق، امام باقر، امام زین العابدین، امام حسین، امیرالمؤمنین از پیغمبر که پیغمبر وصیت کرد در آن شب و گفت صحیفه برای من بیاورید دوات بیاورید و املا کرد پیغمبر تا آنجایی که فرمود

«یا علی إنه سیکون بعید اثنا عشر اماما و من بعدهم اثنا عشر مهدیا»

بعد از من 12 امام خواهد آمد و  بعد از آن هم 12 مهدی خواهد آمد

ایشان مستندش این روایت بود می خواست با این روایت ثابت کند که شیعه سرگردان هست حیران هست و نمی دانستند که بعد از دوازده چه خواهد شد بالاخره این روایت شان، ما از آقای احمد الکاتب سؤال می کنیم؛ آیا واقعاً این روایتی که خواندی قابل احتجاج هست؟ ارزش احتجاج دارد؟ اینقدر پنبه این روایت را بچه شیعه ها زدند در این مدت که نیاز نیست واقعاً ما بررسی سندی بکنیم، تک تک رواتش رویش حرف هست رویش سخن هست و می شود آنها را بحث کرد ضمن اینکه با روایات متواتر شیعه که دوازده امام تا قیامت خواهند آمد در تضاد هست با روایات متواتر همانطور که علمای ما گفتند مثلاً علامه مجلسی در کتاب «بحار الأنوار» جلد 53، صفحه 148 می گوید این روایات همه مخالف مشهور هستند

«هذه الأخبار مخالفة للمشهور»

بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 53، ص 148

شیخ حر عاملی در کتاب «الإیقاظ» صفحه 368 می گوید این روایت

«أما أحادیث الاثنی عشر بعد الاثنی عشر فلا یخفی أنها غیر موجبة للقطع والیقین لندورها وقلتها»

این روایاتی که دوازده امام بعد از دوازده امام خواهند آمد اینها روایات نادر هستند قطع و یقین نمی آورند معارضیات دارند روایات متواتر ما از ائمه داریم که ائمه فقط 12تا هستند و حکومت این دوازده نفر تا قیامت ادامه خواهد یافت و دوازدهمین آنها خاتم الأوصیاء است خاتم الأئمه است خاتم الخلف هست.

الإیقاظ، شیخ حر عاملی، ص 148

این هم روایتی که مرحوم علامه شیخ حر عاملی می گوید.

سند روایت هم تک تک روایاتی که آورده می شود همانطور که خدمت تان گفتم می شود قابل بحث است من فقط یکی از اینها را انتخاب کردم و خیلی سریع بررسی سندی بکنم از زبان یکی از علمای شیعه مرحوم حضرت آیت الله خوئی که این آقای خلیلی، احمد بن محمد أبو عبدالله که نجاشی در باره اش می گوید:

«احمد بن محمد أبو عبدالله الآملی الطبری: ضعیف جدا لا یلتفت إلیه»

این خیلی ضعیف هست و اصلاً قابل ارزش نیست قابل توجه نیست

از إبن غضائری نقل می کند که: احمد بن محمد أبو عبدالله الطبری الخلیلی کذاب هست وضاع الحدیث هست فاسد هست

«لا یلتفت إلیه»

همین کافی نیست برای تضعیف اش؟ علامه حلی، إبن داود و بقیه علمای ما این را تضعیف کردند، شما یک روایت را آوردی مبنای استدلال خودت قرار دادی در حالی که سندش ضعیف هست، چرا اینقدر بی مطالعه می آیی؟ یک روایتی می آوردی که حداقل یک سر سوزن سند صحیح داشت، این روایت که اینطوری هست وضعیت اش، اولاً سندش ضعیف هست بعد با روایات متواتر دیگر در تضاد هست چطور می خواهی منِ شیعه را با همچین روایت ضعیفی قانع کنی؟ چرا منِ شیعه باید روایات متواتر ائمه دوازده گانه تا قیامت را رها کنم روایات متواتر را، به این روایت ضعیف بچسپم؟ چطوری انتظار داری که من اینقدر مثل بعضی ها بی عقل باشم و اینطوری روایت را بپذیرم؟ این بخش اول صحبت شان.

مجری:

حاج آقا یک نکته که حالا مثل اینکه در لا به لای بحث هایش یکدفعه ای ملتفت شد بالاخره بیان کردن این بحث إثنی عشر خلیفه و اینها از جهت آنها یک سری مفسده دارد برای شان بالاخره یک دلیلی بر حقیانیت شیعه هست که بارها و بارها هم به آن استدلال می شود همین حدیث، یک لحظه به ذهنش آمد که پس بیاید سریع تا الآن این بحث را مطرح کرده به عنوان حالا یک دفع دخلی یک کسی این سؤال ممکن است برایش پیش بیاید بخواهد بیاید حرف آنها را رد بکند گفت که این حدیث إثنی عشر خلیفه و این بحث های که ما داریم اینها هم در کتب ما اگر بخواهید پیدا بکنید در کتب اهل سنت بخواهید پیدا بکنید این تماماً ضعیف هست و یعنی هم از لحاظ سندی ضعیف است هم از لحاظ دلالی، دلالی هم برای این ضعیف است که گفته بعد آن هرج و مرج می شود در صورتی که از این خبرها نشده.

استاد یزدانی:

خیلی عجیب هست برای من که ایشان یک بار دیگر هم همین را ادعا را کرده بود که روایت دوازده خلیفه یا دوازده امیر در منابع اهل سنت سندش ضعیف است، ما جواب دادیم همان موقع که این روایت در بخاری آمده در مسلم آمده در مسند احمد آمده در بقیه سنن و مسانیدشما آمده و شاید بگوییم کمتر روایتی اینقدر تکرار شده و قطعاً متواتر است ما حالا از بخاری برایش نشان بدهم، عجیب است که ایشان می گفت روایت دوازده خلیفه ضعیف دوازده امیر ضعیف است، اینهم در «صحیح بخاری» جلد شماره شش، چاپ دار إبن کثیر، چاپ پنجم، چاپ 1414، صفحه شماره 2640 از جابر بن سمره، البته یک ادعای دیگر هم می کرد می گفت سمره بچه بوده آن زمان؛ سمره پیره مردی بوده جابر آن زمان بچه بوده حالا بچه باشد روایت بخاری است دیگر، مگر إبن عباس زمان پیغمبر بچه نبوده؟ مگر عبدالله بن عمر بچه نبوده؟ خیلی ها، ده ها نفر از صحابه را بیاوریم که زمان پیغمبر بچه بودند و به هر حال حرف شان را هم شما می پذیرید، جابر بن سمره می گوید من از پیغمبر شنیدم که فرمود:

«یکون إثنا عشر أمیراً»

صحیح بخاری، چاپ دار إبن کثیر، چاپ پنجم، چاپ 1414، ج 6، ص 2640

که همه هم از قریش هستند، آیا ضعیف است این روایت؟ این روایت بخاری.

باز در «صحیح مسلم» چندین جای صحیح مسلم این روایت آمده، «صحیح مسلم» چاپ دارالحدیث قاهره با تحقیق آقای محمد فواد عبدالباقی، جلد شماره 3، صفحه شماره 1452 کتاب الإمارة، باب اول روایات متعددی نقل می کند از جابر بن سمره که

«إن هذا الأمر لا ینقضی حتی یمضی فیهم إثنا عشر خلیفه»

این امر به سر انجام نمی رسد (اسلام به سر انجام نمی رسد) تا اینکه دوازده خلیفه بیایند که همه از قریش هستند.

صحیح مسلم، چاپ دارالحدیث قاهره، محقق محمد فواد عبدالباقی، ج 3، ص 1452، کتاب الإمارة، روایت اول

روایت بعدی

«لا یزال أمر الناس ماضیاً ما ولیهم إثنا عشر رجُلاً»

اینهم در صحیح مسلم می گوید:

«کلهم من قریش»

روایت بعدی، روایت بعدی، حداقل پنج تا روایت، شش تا روایت، هفت تا روایت در «صحیح مسلم» هست که پیغمبر می گوید تا قیامت فقط دوازده خلیفه خواهند آمد فقط دوازده خلیفه، سندش می گویید ضعیف است؟ این صحیح مسلم است یا ضعیف مسلم آقای احمد الکاتب؟ اگر صحیح مسلم است این روایت آمده دوازده خلیفه، دوازده امیر، دوازده شخص و با عبارت های مختلف، اگر ضعیف مسلم است تکلیف ما را معلوم کنید دیگر نگویید صحیح مسلم گنده بنویسید ضعیف مسلم ما خیال مان راحت بشود.

جالب است ایشان گفت که اگر هم صحیح باشد در ادامه روایت دارد که بعد آن هرج و مرج می شود و این نشانه این هست که خلافت در دوازده نفر منحصر نیست؛ من این هرجی را که ایشان گفت از کتاب های اهل سنت نشان بدهم ببینم که واقعاً همچین مطلبی هست، صحیح هست نیست؛ «صحیح سنن أبی داود» اصل کتاب مال آقای سلیمان بن اشعث سجستانی هست معروف به إبن أبی داود سجستانی، این صحیح اش را آقای محمد ناصرالدین البانی آورده، مجلد سوم چاپ مکتبة المعارف ریاض، چاپ اول، چاپ 1419، صفحه شماره 20، همان روایت (روایت جابر بن سمره) که دوازده خلیفه خواهند آمد و اینها، طولانی هست روایتش، ادامه اش را می آورد

«فلما رجع إلی منزلة أتته قریش»

پیغمبر وقتی به منزلش برگشت قریش آمدند پیش ایشان گفتند

صحیح سنن أبی داود، محمد ناصرالدین البانی، چاپ مکتبة المعارف ریاض، چاپ اول، چاپ 1419، مجلد 3، ص 20

«ثم یکون ماذا؟»

بعد از این دوازده خلیفه چه خواهد شد؟

پیغمبر گفت:

«ثم یکون الهرج»

بعد از این دیگر هرج و مرج می شود

آقای البانی می گوید این روایت روایت صحیح است دوازده خلیفه اش

«دون قوله: فلما رجع إلی منزله أتته قریش»

اما این ادامه اش صحیح نیست

این مطلبی که شما به آن استدلال می کردی آقای احمد الکاتب! به خدا اگر مطالعه کردن ضرر داشته باشد، به خدا اگر مراجعه کردن به کتاب ها ضرر داشته باشد، بیا مراجعه بکن ببین اصلاً صحیح هست نیست، آن تیکۀ که مبنای استدلال شما بود آقای البانی می گوید ضعیف است.

مجری:

خیلی جالب است دقیقاً ایشان هم دو تیکه کرده روایت را آقای البانی می گوید آن تیکۀ که شما قبول نداری آن صحیح است، آن تیکۀ که شما قبول داری آن ضعیف است.

استاد یزدانی:

باز همین روایت در «مسند احمد بن حنبل» آمده «مسند احمد بن حنبل» جلد شماره 34 با تحقیق آقای شعیب الأرناؤوط وهابی، چاپ اول، چاپ 1420، صفحه شماره 439 روایت 20860 از فلانی از فلانی از جابر بن سمره که پیغمبر فرمود

«یکون بعدی إثنا عشر خلیفة، کلهم من قریش»

بعد از من دوازده خلیفه خواهند آمد که همه از قریش هستند

مسند احمد بن حنبل، محقق شعیب الأرناؤوط، چاپ اول، چاپ 1420، ج 34، ص 439، ر 20860

می گوید بعد وقتی پیغمبر به منزلش برگشت قریشی ها آمدند گفتند بعد آن چه می شود؟ تا دوازده تا فقط برای ما؟ پیغمبر گفت:

«ثم یکونُ الهرج»

بعد از این هرج و مرج می شود

آقای شعیب الأرناؤوط می گوید این حدیث صحیح است اما این جمله اش «ثم یکونُ الهرج» صحیح نیست فقط آن تیکه اولش که پیغمبر فرمود دوازده خلیفه خواهند آمد صحیح است، یعنی ببینید احمد الکاتب ادعا کرد که روایت دوازده خلیفه ضعیف است و اگر هم صحیح باشد ادامه اش دارد «ثم یکونُ الهرج» یعنی منحصر نیست در دوازده بعد آن هرج و مرج می شود در حالی که روایت دوازده خلیفه سندش صحیح است آن تیکۀ که شما گفتی بعد آن هرج و مرج می شود آن تیکه اش ضعیف است، به خدا مطالعه کن به خدا ضرر ندارد، خودت مطالعه نمی کنی آن عقیل بی عقلی که کنارت نشسته به او دستور بده یک سیرچی بزند یک مطالعۀ، همینطور ادعا می کنید بعد هم اینهمه سر و صدا به پا می کنید و این مسائل.

حالا این هرج چه است؟ این هرجی که گفت چه است؟ همین هرجی هم که گفت به ضررش هست؛ ببینید چه است من جوابش را بدهم؛ کتاب «فتح الباری شرح صحیح بخاری» آقای إبن حجر عسقلانی جلد شماره 17، چاپ دارالطیبه ریاض، چاپ اول، چاپ 1426، صفحه شماره 70، ایشان گفت هرج یعنی چه؟ بعد از آن هرج می شود یعنی چه؟ یعنی اینکه خلفا دوازده تا نیستند بعد از آن هم خلفای خواهند آمد، ولی این چه می گوید؟ آقای إبن حجر عسقلانی به نقل از إبن جوزی

«ثم یکون الهرج أی الفتن المؤذنة بقیام الساعة، من خروج الدجال ثم یأجوج ومأجوج، إلی أن تنقضی الدنیا»

هرج یعنی چه؟ یعنی بعد آن قیامت می شود، یعنی فتنه های می آید که خبر می دهد دارد قیامت می شود، آنها چه است؟ دجال می آید، یأجوج و مأجوج می آید و دنیا تمام می شود

فتح الباری شرح صحیح بخاری، إبن حجر عسقلانی، چاپ دارالطیبه ریاض، چاپ اول، چاپ 1426، ج 17، ص 70

 و اتفاقاً همین تیکۀ که پیغمبر فرموده ثابت می کند تا قیام قیامت فقط 12 خلیفه خواهند آمد، این هرج یعنی علایم قیامت، یعنی آن چیزهای قبل از قیامت اتفاق می افتد، یعنی تا قیام قیامت فقط دوازده تا است؛ اینهم کاملاً به ضررشما است.

من جمع بندی بکنم؛ آقای احمد الکاتب، کاش یک کسی این کلیپ را به دست ایشان برساند که ایشان دیگر اینطوری بحث نکند، خلاصه مطلب؛ شما گفتی شیعه با هم اختلاف داشتند نمی دانستند بعد از 12 امام چه خواهد شد به همین خاطر آن روایت را نقل کردند روایتی که بعد از 12 امام 12 مهدی خواهند آمد؛ گفتیم این روایت سندش ضعیف است صحیح هم بود با روایات متواتر در تضاد بود و اصلاً برای ما ارزش ندارد، بعد ادعا کردی که روایت 12 خلیفه در منابع اهل سنت ضعیف است؛ گفتیم روایت در بخاری آمده در مسلم آمده «صحیح بخاری» «صحیح مسلم»، اگر درست نیست بگویید ضعیف بخاری و مسلم که ما بفهمیم تکلیف مان را معلوم کنیم، گفتی ادامه روایت دارد «ثم یکونُ الهرج» بعد از آن هرج و مرج می شود؛ گفتیم آن تیکه اش سندش ضعیف است صحیح نیست آن تیکه اش، صحیح باشد که به نفع ما است پیغمبر گفته بعد از آن هرج می شود یعنی چه؟ یعنی بعد آن قیامت می شود 12 خلیفه خواهند آمد 12 خلیفه حتماً حکومت خواهند کرد بعد آن قیامت می شود و این همان نظر شیعه است امام زمان که بیاید دانه دانه ائمه ما می آیند و بعد از آن قیامت می شود، این نظر شیعه را ثابت می کند، این روایت خیلی واضح است از معجزات پیغمبر هست که در «صحیح بخاری و مسلم» هم آمده که پیغمبر می گوید بعد از من فقط 12 خلیفه خواهند آمد، 12 امیر خواهند آمد، 12 رجل،  تا قیام قیامت فقط همین 12تا است که مشروعیت دارد و حق دارند که حکومت کنند، چه بگوییم آقای احمد الکاتب یا اینهمه علمیت و وزانتی که شما دارید؟

مجری:

بسیار خوب خیلی لطف کردید بسیار زیبا الحمد الله در این جمع بندی انتهایی هم کاملاً مطلب واضح شد و حق مطلب هم اتفاقاً ادا شد که هم افرادی که دارند برنامه را می بینند برای شان واضح بشود که اینها در چه مطالب جزئی و پیش پا افتادۀ هنوز مشکل دارند با خودشان و هم اگر کسی هم می تواند بالاخره از باب دلسوزی از خودشان هم اگر هست این را منتقل کند به ایشان تا بالاخره بعداً دیگر از این صحبت ها نکنند که باعث رسوایی بیشتر خودشان می شود.

برویم کلیپ بعد و کلیپ شماره 194 را با هم ببینیم.

کلیپ 194:

جلد سوم هست صفحه 369 «تاریخ طبری» قسم صحیح آن فضائل امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (رضی الله عنه) بعد صحبت از خلافت امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب هست که در همین سال می گوید با علی در مدینه بیعت شد، دقت کنید بیعت شد، پس بحث از امامت نیست امامت من عندالله نیست کسی برای خلافت با رسول الله (ص) بیعت نکرده اما در اینجا می بینیم که برای خلافت با علی بن أبی طالب (رضی الله عنه) بیعت می شود یعنی اینکه چیزی به اسم امامت من عندالله نیست کسی با رسول الله (ص) بر نبوت بیعت نکرده، بیعت های که در قرآن آمده بیعت الرضوان مشخص هست برای چه بود، بیعت النساء که آمده هم مشخص هست در چه مواردی است، اما در اصل نبوت کسی نیامده با رسول الله (ص).

مجری:

همانطور که با هم دیدیم این جناب آقای حسینی باز هم یک مطلبی را بیان کرد که بارها و بارها در برنامه های متعدد در همین شبکه کارشناسان مختلف به آن پاسخ دادند و آن مطلب این بود که اینها می خواهند اثبات بکنند بگویند که خلافت الهی نیست جانشینی پیغمبر الهی نیست بلکه مردم با هر کس که بیعت کردند او می شود خلیفه، این صحبتی است که بارها و بارها انجام شده، حالا در راستای همین صحبتش این بود که اگر واقعاً الهی بود نیاز به بیعت نداشت همانطور که نبوت هم نیاز به بیعت ندارد هر کسی می آید نبی می شود و اصلاً به مردم گفته نمی شود که شما باید بروید بیعت بکنید؛ این سؤال را ما داریم از جناب اینها، پاسخ را از حضرت عالی بشنویم.

استاد یزدانی:

بله خیلی عجیب هست واقعاً این شبهه اش، واقعاً این ادعا را نمی دانم اینها چطوری، چه کسی به اینها اجازه می دهد که بیایند پشت تلویزیون و این حرف ها را بزنند؟ واقعاً چه استدلالی؛ چون مردم با امیرالمؤمنین بیعت کردند پس امامت الهی نیست، چه استدلالی، چه استدلالی واقعاً، لذت بردیم، حالا دیگر خیلی ضرورتی هم ندارد من به ایشان جواب مفصل بدهم فقط یکی دوتا آیه و یکی دوتا روایت از صحیح بخاری خدمت شان بخوانم؛ سوره مبارکه ممتحنه آیه شماره 12 خداوند در این آیه چه می فرماید؟

«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ»

سوره مبارکه ممتحنه، آیه شماره 12

ای پیغمبر اگر زن های مؤمن آمدند که با تو بیعت کنند

سر چه بیعت کنند؟ بیعت ها سر چه است؟

«عَلَىٰ أَن لَّا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا»

که دیگر شرک نورزند

اگر مردم بیعت کردند که خدا شریک ندارد خوب است ولی اگر مردم بیعت نکردند دیگر خدا حتماً می تواند شریک هم داشته باشد، آیا بیعت مردم تأثیر دارد در اینکه خدا شریک داشته باشد یا نداشته باشد؟ دیگر بعد از این دزدی نکنند، دیگر زنا بعد از این نکنند، دیگر اولادشان را نکشند، دیگر بهتان نبندند، دیگر نکنند، چه نکنند، چه نکنند، اینها واقعاً مسائلی است که مربوط باشد و مشروعیتش را از بیعت مردم بگیرد؟ یعنی مردم بیعت بکنند یا نکنند چه تأثیری می گذارد در این که زنا حرام هست، سرقت حرام هست، کشتن فرزند حرام هست؟ شرک جایز نیست کسی حق ندارد برای خدا شریک قائل بشود این امر الهی است یا امر مردمی است؟ برای همین مسئله خداوند به پیغمبر می گوید از مردم بیعت بگیر از زن های مؤمن بیعت بگیر، پس توحید هم دیگر از این به بعد الهی نیست توحید هم مردمی است می شود این حرف را زد؟ خیلی عجیب هست، ببینید پیغمبر از مردم چه بیعت های گرفته من یک چندتا از این روایات را در «صحیح» بخاری خدمت ایشان نشان بدهم؛ «صحیح بخاری» چاپ دار إبن کثیر، جلد اول، چاپ پنجم، چاپ 1414، روایات متعدد هست که پیغمبر می گوید مردم آمدند

 «فَإِنِّي أَتَيْتُ النَّبِيَّ»

از آقای جریر بن عبدالله می گوید

من آمدم پیش پیغمبر گفتم

صحیح بخاری، چاپ دار إبن کثیر، چاپ پنجم، چاپ 1414، ج 1

«أُبَايِعُكَ عَلَى الإِسْلامِ»

من با تو بیعت می کنم که اسلام بیاورم

آیا اسلام آوردن یک امر الهی هست یا یک امر مردمی هست؟

باز «صحیح بخاری» جلد دو صفحه شماره 665

«جَاءَ أَعْرَابِيُّ اَلنَّبِيِّ فَبَایَعَهُ عَلی الإسلام»

یک اعرابی آمد با پیغمبر بر اسلام بیعت کرد

صحیح بخاری، ج 2، ص 665

اسلام را دیگر تأیید کرد، اسلام را تأیید کرد اگر حرف آقای حسینی را بخواهیم بپذیریم.

صحیح بخاری جلد سه صفحه شماره 1120 می گوید:

«جاء مُشاجع بأخیه مجالد بن مسعود إلی النبی فقال: هذا مجالد یبایعک علی الهجرة»

مجالد آمده بیعت کند که هجرت کند پیغمبر گفت نه بعد از فتح مکه دیگر هجرتی نیست من با تو بیعت می کنم که چه بشوی؟ مسلمان بشوی، بیعت بر اسلام هست.

صحیح بخاری، ج 3، ص 1120

و زیاد هست من از این روایات بخواهم بخوانم فراوان هست نمی شود همۀ اینها را خواند و باز در همین «صحیح بخاری» یک روایت جالب دیگر هست، صحیح بخاری هست جاهای دیگر هم هست، از عُبادة بن صامت هست که

«بایعنا رسول الله (ص) علی السمع والطاعة فی المنشط والمکره وأن لا ننازع الأمر أهله»

پیغمبر می گوید هر کس که مسلمان می شد بیعت می گرفت

صحیح بخاری، ر 7199

چه می گرفت از آنها؟ «صحیح بخاری» روایت 7199 طبق این چاپ، حالا من فرصت نشد این را اسکنش را بگیرم، عبادة بن صامت می گوید ما وقتی با پیغمبر آمدیم بیعت کنیم پیغمبر گفت بر چه جیزهای باید بیعت بکنیم؟

«علی السمع والطاعة فی المنشط والمکره»

همیشه از پیغمبر اطاعت کنیم چه در سختی باشد چه در آسانی باشد، چه در رفاه باشد چه در مشکلات باشد گرفتاری باشد

«وأن لا ننازع الأمر أهله»

با کسی که اهلیت امر را دارد هرگز با او نزاع نکنیم

یعنی با چه کسی؟ با اوُلوالْاَمْر نزاع نکنیم، اصلاً دستور پیغمبر است پیغمبر هر کسی که مسلمان می شد از او بیعت می گرفت بعد از من اولوالأمری خواهد آمد مبادا با او نزاع کنید سر خلافت، بعت می گرفت از مردم، آقای حسینی بزرگوار واقعاً خیلی عجیب است این استلال بسیار سخیف از شما، چون مردم با امیرالمؤمنین بیعت کردند پس امامت امر الهی نیست، خب خدا در قرآن می گوید بر توحید از مردم بیعت بگیر، برای اینکه زنا نکنند برای اینکه سرقت نکنند، برای اینکه بچه هایشان را نکشند، پیغمبر بیعت می گرفت برای اینکه مردم مسلمان بشوند، بیعت می گرفت که اینکه دیگر بعد از او با اهل ولایت منازعه نکنند، اینها چه کسانی هستند؟ آیا می توانی بگویی این مسائل هم همه مردمی است الهی نیست؟ واقعاً عجیب است و اگر بیشتر از این سر کوفت بزنم فکر کنم خیلی خوب نباشد.

مجری:

بزرگوار هستید، خیلی زیبا پاسخ فرمودید و اینکه بله واقعاً اگر این آقای حسینی نماز می خواند حد اقل روزی 9 بار اگر تشهد می خواند، نماز می خواند 9 بار این بیعت را تجدید می کند، و بلند می شود می گوید، و ممکن است خدا هم الهی نیست و نبوت هم الهی نیست با این دست فرمونی که دارد پیش می رود هر صحبتی از اینها بر می آید.

بسیار خب تا اینجای برنامه الحمد الله توانستیم دوتا از این کلیپ هایی که اخیراً در همین هفته پخش شده بود اینها را پخش بکنیم، و به نقد آنها نشستیم، برویم سراغ کلیپ بعد، کلیپ شماره 196 را با هم می بینیم.

کلیپ 196:

+ شما همین الآن فرمودید که جنگ احد همه فرار کردند به طرف کوه و دیوانگی بود کسی آنجا می ایستاد ،خب اگر همه فرار کردند طرف کوه و دیوانگی بود، پس پیغمبر چرا مردم را صدا می زد، آیه قرآن است که «و الرسول یدعوهم»و این مسلمات قرآن است که خدا بعد از اینکه فرار کردند آنها را مورد عفو و بخشش قرار داد، بعد شما می گویید که دیوانگی بود کسی اینجا می ایستاد؟

- خب حالا تمام شد مطالبتان؟

+ بله بفرمایید

- من گفتم یک روایت ارائه بده که حضرت علی فرار نکرده باشد، آن روایت، تکرار نمی کنم، اگر ارائه ندادی بینندگان حکم خواهند کرد، یک روایت که حضرت علی بعد از حمله دشمن فرار نکرد، مفقود الأثر نشد.

+ بله همان روایتی که در صحیح بخاری آمده از فضائل حضرت علی سؤال شد گفت که حضرت علی «و ختنه» حضرت علی داماد پیغمبر است ولی عثمان فرار کرد در جنگ احد، عثمان در جنگ احد

_  من سؤالم این است که عثمان فرار کرد یا فرار نکرد بود، یا اینکه حضرت علی داماد پیامبر است یا نیست، شما اصلاً این سؤال را می شنوید یا نه اصلاً مهم نیست، سؤال من خیلی واضح است یک روایت بیاور که ثابت کند که حضرت علی روز غزوه احد فرار نکرد، مفقود الأثر نشد، اصلاً مردم می دانستند که حضرت علی کجا است، یک روایت

+ آقای هاشمی شلوغ بازی نکن در همان روایتی که شخصی آمد که نظرت راجع به عثمان و علی چیست، عثمان کسی بود که فرار کرد و خدا او را بخشید ولی علی داماد پیغمبر است و این در صحیح بخاری است.

_ بخدا قسم من سؤالم از این نیست که عثمان فرار کرد یا فرار نکرد و علی ختنه یا ختنه نیست ، نیست، سؤال یک روایت بیاور، سخت است؟ می توانی بگویی سخت است، باشه چشم من دیگر نمی پرسم باشد اصلاً نمی پرسم، یک روایت بیاور که حضرت علی بعد از حمله دشمن از پشت سر تک و تنها در آن وادی احد ایستاد، یک، نصف روایت بیاور که حضرت علی، سؤال من از فرار عثمان ابوبکر و عمر و رسول الله و صحابه نیست، سؤال من از این است که حضرت علی تک و تنها در آن غزوه احد در وادی احد ایستاد، مفقود الأثر نشد، می توانید بگویید سؤال سخت است.

مجری:

همانطور که همه شما بینندگان عزیز ملاحظه کردید این کارشان به کجا رسیده، کارشان به اینجا رسیده که این فضاحتی که به بار آمده در جنگ احد، دیدند که طبق اسناد معتبر و مسلّم یک سری افراد فرار کردند، این را مسلّم گرفتند می گویند ،حالا ما که نمی توانیم این را کاری بکنیم ،حد اقل بیاییم بگوییم حضرت امیر المؤمنین هم در زمره اینها است، تلاش می کنند تا بخواهند بگویند، شما باید بیاورید حتماً یک مدرک که امیرالمؤمنین فرار نکرده که به همین حساب آن افتضاح و آن فضاحتی که دیگران به بار آوردند را یک مقدار توجیه بکنند، اما حالا بشنویم از حضرت استاد همین سؤال را، ایشان تحدی کرد که یک روایت بیاورید که نشان بدهد امیرالمؤمین فرار نکرده در جنگ احد.

استاد یزدانی:

بله واقعاً عجیب است آقای ملازاده وقتی به ایشان می گوید عقیل بی عقل واقعاً بی عقل هست همانطور که شما هم اشاره کردید بعضی ها در جنگ احد فرار کردند چه فراری، به قول خود آقای هاشمی که فرار می کرد به سمت قله کوه که به خدا برسد، آن یک دیگرش یک طوری فرار کرد که دیگر اصلاً مدینه را ندید یعنی از مدینه گذشت دیوارهای مدینه را ندید بعد از سه روز تازه برگشت، اینها وقتی اینها را می بینند طبیعی است که برای اینها یک شریک جرمی هم می خواهند پیدا کنند و از آن طرف روایات بسیار بسیار عجیبی در کتاب های صحیح بخاری و جاهای دیگر داریم که پیغمبر بزرگوار اسلام می فرمایند

«اجْتَنِبُوا السَّبْعَ المُوبِقَاتِ»

از هفت چیزی که شما را برای همیشه در جهنم نگه می دارد دوری کنید

صحیح بخاری، ج 4، ص10، ح 2766

چه است آن چیزها؟ شرک به خدا، فلان، فلان، فلان

«وَالتَّوَلِّى يَوْمَ الزَّحْفِ»

فرار در روز جنگ

فرار در روز جنگ از آنهای است که انسان را برای همیشه در جهنم نگه می دارد؛ آنهای که فرار کردند دیگر تکلیف، روایت صحیح بخاری است به ما هیچ ربطی ندارد، «صحیح بخاری» جلد 4 صفحه 10 حدیث 2766 طبق این چاپ، بیننده واقعاً استدلال خیلی جالبی کرد استدلالش هم از روایت «صحیح بخاری» هست در این روایت ببینید از عبدالله بن عمر هست؛ عدۀ آمدند و از عبدالله بن عمر سؤال کردند در باره عثمان و امیرالمؤمنین، مقایسه عثمان و امیرالمؤمنین، این دوتا را می خواهد با هم دیگر مقایسه کند

«فما قولُک فی علیٍّ وعثمان؟ قال: أما عثمان فکان الله عفا عنه، وأما أنتم فکرهتم أن تعفوا عنه»

عثمان همان بود که خدا از او گذشت

جنگ احد آیه قرآن کریم دارد که خدا از آنها گذشت البته شامل عثمان می شود یا نمی شود باید جای دیگر بحث کنیم چون فقط شامل آن پنجاه نفری می شود که گردنه را گرفته بودند و فرار کردند آمدند سراغ اموال و اینها (غنایم)، اما شامل عثمان می شود یا نمی شود بحث دیگری هست، دارد مقایسه می کند بین امیرالمؤمنین و عثمان؛ می گوید عثمان فرار کرد اما آیا علی هم فرار کرد؟ از مفهوم این روایت این هست که عثمان فرار کرد خدا از او گذشت، امیرالمؤمنین فرار نکرد، خیلی واضح است، استدلالش خیلی استدلال واضح و روشنی بود اما این وهابیی پلید مغالطه می کرد که ما از دامادی نپرسیدیم؛ از دامادی نیست به خدا اگر عقل داشته باشی به خدا اگر استدلال حالیت بشود خیلی واضح است مطلب که امیرالمؤمنین فرار نکرده ولی عثمان فرار کرده خدا او را بخشیده، این روایت، حالا به هر حال کاری به این نداریم، ایشان تحدی کرد که یک روایت از کتاب شیعه باشد یا سنی برایم بیاورید؛ من یک چندتا روایت برای اینکه فضائل امیرالمؤمنین را هم خوانده باشیم حالا کاری به تحدی این آقا نداریم مهم نیست برای مان، من یکی دوتا روایت صحیح از کتاب های شیعه بخوانم که چقدر زیبا است این روایت ها، این روایات را بخوانیم و لذت ببریم از فضائل بی نظیر امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (علیه السلام)؛ کتاب «المزار الکبیر» مرحوم محمد بن جعفر مشهدی از قدمای شیعه است، سند روایت صحیح است همان روایت زیارت غدیریه امام هادی (علیه السلام) و امام عسکری که امام عسکری از امام هادی نقل می کند که در روز غدیری با امام هادی در نجف بودیم ایشان در کنار قبر امیرالمؤمنین این زیارت نامه را خواند؛ خیلی زیارت نامه زیبای است و دعا می کنیم إن شاءالله این اربعین هم به ما فرست بدهد خدا این توفیق را بدهد که باز هم برویم سامرا در کنار قبر امام هادی و امام عسکری (علیهم السلام) این جملاتی را که از زبان این دو امام از لبان گهربار این دو امام بیرون شده را با آنها زمزمه کنیم و لذت ببریم إن شاءالله، کتاب «المزار الکبیر» صفحه شماره 274، خیلی روایت طولانی هست تا اینجای که می فرماید:

«و یَوْمَ أُحُدٍ إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی‏ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوهُمْ فی‏ أُخْراهُمْ»

المزار الکبیر، مرحوم محمد بن جعفر مشهدی، ص 274

آیه قرآنکریم هست؛ مسلمان ها فرار کردند به قول آقای هاشمی از کوه بالا می رفتند تا به خدا برسند، پیغمبر آنها را صدا می زد کجا دارید فرار می کنید؟ داشت از دنبال آنها صدا می زد و آقای هاشمی می گوید پیغمبر هم فرار کرده، قرآن می گوید پیغمبر آنها را صدا می زد کجا می روید فرار نکنید ولی ایشان می گوید پیغمبر فرار می کرد، و بعد امام عسکری (ع) امام هادی (ع) می فرمایند

«وَاَنْتَ تَذُودُ بِهَمُ الْمُشْرِکینَ عَنِ النَّبِیِّ ذاتَ الْیَمینِ وَذاتَ الشِّمالِ»

یا امیرالمؤمنین تو بودی که شجاعانه مشرکین را از بین می بردی کنار می زدی

 از جلوی پیغمبر، چپ و راست پیغمبر، دور پیغمبر می چرخید امیرالمؤمنین و یکی یکی شجاعانه دشمن را زمین می زد

«حتی صرفهما عنکم الخائفین وَنَصَرَ بِکَ الْخاذِلینَ»

تا جای که خدا شما را یاری کرد همۀ آنها ترسیدند و فرار کردند همۀ آنها شکست خوردند، یک نفر از پیغمبر دفاع می کرد امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب

«وَاَنْتَ تَذُودُ بِهَمُ الْمُشْرِکینَ عَنِ النَّبِیِّ ذاتَ الْیَمینِ وَذاتَ الشِّمالِ حتی صرفهما عنکم الخائفین وَنَصَرَ بِکَ الْخاذِلینَ»

این یک روایت.

روایت بعدی در کتاب شریف کافی هست چه روایتی و چه زیباست این روایت از زبان امام صادق(ع) هست از امیرالمؤمنین؛ کتاب شریف کافی «روضه کافی» جلد شماره 8، چاپ اول، چاپ 2007، منشورات فجر لبنان، صفحه 170، حدیث 502، سند روایت کاملاً صحیح است از امام صادق (ع) که می فرمایند:

«لَمَّا اِنْهَزَمَ اَلنَّاسُ يَوْمَ أُحُدٍ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اِنْصَرَفَ إِلَيْهِمْ بِوَجْهِهِ وَ هُوَ يَقُولُ أَنَا مُحَمَّدٌ أَنَا رَسُولُ اَللَّهِ لَمْ أُقْتَلْ وَ لَمْ أَمُتْ»

وقتی همۀ مردم فرار کردند در روز اُحد، پیغمبر سمت آنها رو کرد که مردم من محمدم من رسول الله هستم من کشته نشدم من از دنیا نرفتم

روضه کافی، چاپ اول، چاپ 2007، چاپ منشورات فجر لبنان، ج 8، ص 170، ح 502

بعد می گوید بعضی ها فلان و فلان، روایت فلان و فلان در کتاب های شیعه مشخص هست چه کسانی هستند؛ فلان و فلان رو به پیغمبر کردند و گفتند

«اَلْآنَ يَسْخَرُ بِنَا أَيْضاً وَ قَدْ هُزِمْنَا»

حالا کاری به این نداریم به هر حال سر جای خودش اینها همه بحث دارد

«وَ بَقِيَ مَعَهُ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ سِمَاكُ بْنُ خَرَشَة َ أَبُو دُجَانَةَ رَحِمَهُ اَللَّهُ»

فقط دو نفر در کنار پیغمبر باقی مانده بودند امیرالمؤمنین و آقای أبو دجانه (رحمة الله علیه) رحمت خدا بر أبو دجانه

بعد می گوید پیغمبر به أبو دجانه گفت که تو می توانی بروی من بیعتم را از تو گرفتم

«يَا أَبَا دُجَانَةَ اِنْصَرِفْ وَ أَنْتَ فِي حِلٍّ مِنْ بَيْعَتِكَ»

تو می توانی بروی بیعت کردی که کردی، راحت باش

«فَأَمَّا عَلِيٌّ فَأَنَا هُوَ وَ هُوَ أَنَا»

اما علی قضیه اش فرق می کند من علی هستم و علی من هست

یعنی دو بدن هستیم اما یک روح، یک جان در دو بدن هستیم

«فَأَمَّا عَلِيٌّ فَأَنَا هُوَ وَ هُوَ أَنَا»

او من هست و من او هستم با هم فرقی نداریم او که نمی رود او که فرار نمی کند، من کشته بشوم انگار علی کشته شده، علی کشته بشود انگار من کشته شدم، حالا أبو دجانه که انسان بسیار خوبی بود آنجا آمد گریه کرد که من چطور فرار کنم مگر می شود من بیعتم را رها کنم؟

«لا جَعَلْتُ نَفْسِي فِي حِلٍّ مِنْ بَيْعَتِي إِنِّي بَايَعْتُكَ فَإِلَى مَنْ أَنْصَرِفُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ»

به هر حال روایت جالب هست تا در صفحه 171 باز امام صادق (ع) نقل می کند:

«وکانَ الناسُ یحمِلونَ عَلَی النبِی(ص) المَیمَنَةَ فَیکشِفُهُم عَلِی»

مردم دشمنان پیغمبر از سمت راست حمله می کردند امیرالمؤمنین جان خودش را سپر می کرد آنها را شکست می داد، وقتی از سمت راست شکست می داد آنها می رفتند از سمت چپ حمله می کردند

«فَلَم یزَل کذلِک حَتی‌ تَقَطعَ سَیفُهُ بِثَلاثِ قِطَعٍ»

دور پیغمبر می چرخید آنها از هر سمتی به پیغمبر حمله می کردند امیرالمؤمنین می رفت از همان سمت و حمله آنها را دفع می کرد تا اینکه شمشیر امیرالمؤمنین سه قطعه شد

شکست، آمد پیش پیغمبر

«هذا سَیفی قَد تَقَطعَ»

این شمشیر من شکسته است

«فَیومَئِذٍ أعطاهُ النبِی(ص) ذَا الفَقارِ»

آن روز بود که پیغمبر ذوالفقار را به امیرالمؤمنین داد و بعد از آن دیگر هر چه بود دشمن را یکی یکی امیرالمؤمنین زمین می زد و جالب است حالا جبرئیل آمد اسرافیل آمد مکائیل آمد به کمک و جبرئیل آمد پیش پیغمبر و گفت:

«یا مُحَمدُ! إن هذِهِ لَهِی المُواساةُ»

جان فدای تو این است

این است فداکاری، امیرالمؤمنین 90 زخم برداشته بود

«فَقالَ: إن عَلِیاً مِنی وأنَا مِنهُ»

من از علی هستم علی از من هست

ما با همدیگر تفاوتی نداریم، این روایت به این واضحی، من اگر تا صبح بنشینم همینطور روایت برای تان بخوانم از کتاب های شیعه که امیرالمؤمنین هرگز فرار نکرده، امیرالمؤمنین مگر می شود فرار کند؟ مگر مثل بعضی های دیگر است که امیرالمؤمنین بخواهد فرار کند؟ امیرالمؤمنین جان خودش را فدای پیغمبر می کند و هرگز فرار نمی کند.

حالا این روایت را خواندم نه برای اینکه آقای عقیل بی عقل قانع بشود برای اینکه یک فضیلت از فضائل امیرالمؤمنین هم خوانده باشیم و لذت برده باشیم، واقعاً لذت بردیم.

مجری:

خیلی زیبا و واقعاً لذت آفرین بود.

استاد یزدانی:

حالا از منابع اهل سنت هم یکی دوتا روایت بخوانم که امیرالمؤمنین هیچ وقت فرار نکرده؛ «فضائل الصحابه» آقای احمد بن حنبل با تحقیق آقای وصی الله محمد عباس، جلد اول، چاپ دار إبن جوزی، چاپ دوم، چاپ 1420، صفحه شماره 721، روایت 987 که محقق می گوید:

«إسناده حسن»

سند روایت حسن و معتبر هست

حالا چه هست این روایت؟ در جنگ خیبر را می گوید:

«أخذ رسول الله الرایة فهزّها فقال: من یأخذها بحقها؟»

پیغمبر پرچم را گرفت و آن را بر افراشت (باز کرد) گفت چه کسی می تواند حق این پرچم را ادا کند؟

فضائل الصحابه، احمد بن حنبل، محقق وصی الله محمد عباس، چاپ دار إبن جوزی، چاپ دوم، چاپ 1420، ج 1، ص 721، ر 987

فلانی آمد گفت من، پیغمبر گفت بنشین سر جایت دور شو تو نمی توانی، فلانی آمد، اینها مشخص هستند در روایت چه کسانی بودند، پیغمبر آنها را رد کرد که شما نمی توانید

«ثم قال: والذی کرَّم وجه محمد لأعطینها رجلاً لا یفر»

من پرچم را به کسی می دهم که فرار نمی کند

او چه کسی است؟ و تو هستی یا علی بیا به تو بدهم، پرچم را داد به دست امیرالمؤمنین، سند روایت هم معتبر است، از این روایت استفاده می شود که امیرالمؤمنین اهل فرار نبوده فرار نمی کرده، اگر امیرالمؤمنین سابقه فرار داشت پیغمبر اینجا نمی گفت که امیرالمؤمنین کسی هست که فرار نمی کند بیا پرچم را به تو می بدهم، فلانی و فلانی آنها اهل فرار بودند پیغمبر دیده بود که آنها فرار کردند به همین خاطر آمدند که بده به ما پرچم را، پیغمبر گفت برو به شما نمی دهم پرچم را چون قبلاً فرار کرده بودند.

مجری:

چه زیبا، دقیقاً وصف را که می آورند یعنی اصلاً وصف لا یُفَر مخصوص خود آقا امیرالمؤمنین هست.

استاد یزدانی:

اصلاً کرَّار غیر فرَّار را شما سیرچ بزنید حالا فرصت نبود من همه اینها را مستنداتش را بیاورم، امیرالمؤمنین کرَّار غیر فرَّار هست «کرَّارٌ لیس بفرَّار» هست بقیه فرار هستند، حالا در همان جنگ اُحد هم ببینید روایت چه است پیغمبر چه می گوید در باره جنگ امیرالمؤمنین؛ «صحیح تاریخ طبری»، دیگر روایاتی که در اینجا آورده همه سندها صحیح هست نرفتم از «ضعیف تاریخ طبری» بیاورم از «صحیح تاریخ طبری»، اصل کتاب مال آقای إبن جریر طبری هست نویسنده آقای برزنجی هست مجلد ثانی، چاپ دار إبن کثیر دمشق و بیروت، پیغمبر بزرگوار اسلام بعد از جنگ اُحد چه می فرمایند؟ وقتی آمدند و شمشیرهای شان را از خون نجس مشرکین قریش بشورند پیغمبر شمشیرش را داد به حضرت زهرا(س) گفت این را بشور، امیرالمؤمنین هم شمشیرش را داد به حضرت زهرا(س) گفت این را بشور

«فوالله لقد صدقنی الیوم»

امروز واقعاً این شمشیر به در من خورد

صحیح تاریخ طبری، إبن جریر طبری، نویسنده آقای برزنجی، چاپ دار إبن کثیر دمشق و بیروت، مجلد ثانی

پیغمبر ببینید اینجا چه می فرمایند، حالا روایت روایت سنی است مشخص است که باید یک خللی در آن باشد، پیغمبر گفت:

«لئن کنت صدقت القتال»

اگر تو مرد و مردانه جنگیدی

«لقد صدق معک سهل بن حُنیف وأبو دجانه سماک بن خرشة»

تو تنها نبودی که اینطوری مرد و مردانه می جنگیدی دو نفر دیگر هم بودند حالا سهل بن حنیف و أبو دجانه

ما هر دو را دوست داریم سهل بن حنیف از یاران امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب هست و أبو دجانه هم همینطور.

محقق در پاورقی می گوید این روایت را درست است طبری بدون سند نقل کرده ولی روایت با سند صحیح

«والحدیث صحیح أخرجه الطبرانی فی المعجم الکبیر»

روایت را طبرانی در «معجم کبیر» خودش با سند صحیح نقل کرده از إبن عباس که پیغمبر به امیرالمؤمنین گفت:

«لئن کنت أحسنت القتال لقد أحسنه سهل بن حنیف وأبو دجانه»

اینجا تعبیر یک طور دیگر است:

اگر تو خوب جنگیدی سهل بن حنیف و أبو دجانه هم بودند

بقیه هم بودند فلانی و فلانی هم بود آنها هم خوب می جنگیدند، بله خوب می رفتند بالای کوه و خوب فرار می کردند به سمت مدینه و سه روز بعد بر می گشتند.

هیثمی چه می گوید؟

«رواه الطبرانی ورجاله رجال الصحیح»

تمام راویانش راویان بخاری هست.

آقای حاکم نیشابوری در «المستدرک الصحیحین» آورده گفته شرایط بخاری را دارد این روایت.

ببینید پیغمبر می گوید امیرالمؤمنین

«صدقت القتال»

تو مردانه جنگیدی واقعاً جنگیدی تصدیق اینجا ببینید، آنهای که فرار کردند آنها به هر حال به آن پیمانی که با پیغمبر بسته بودند پایبند نبودند فرار کردند حرف پیغمبر را گوش نکردند و این خیلی معنا دارد حالا من وارد بحث بشوم بخواهم مقایسه کنم این چه فضیلتی را برای امیرالمؤمنین ثابت می کند و چه فضیحتی را برای دیگرانی که فرار کردند ممکن است بعضی ها ناراحت بشوند و برای شان هم واقعاً ناراحت کننده هم هست من هم جای آنها بودم مولای من امیرالمؤمنین نبود مولای من کس دیگر بود واقعاً درد بود این روایات برایم، سخت بود همیشه دنبال این هستند اینها که یک شریک جرمی برای آنها پیدا کنند آنها فرار کردند قطعی است فرارشان، می گوید نه علی هم فرار کرده اگر فرار نکرده یک روایت بیاورید؛ اینهمه روایت.

مجری:

حاج آقا یک نکتۀ که به نظرم حالا قطعاً دیگر بینندگان عزیز هم به این واقف هستند می بینید بارها و بارها ما این استراتژی اینها انسان نگاه بکند این نخ تسبیح اینها را به دست بیاورد خیلی به نظرم مفید هست که تلاش می کنند تا فضائلی که دیگران داشتند امثال اهل بیت داشتند آنها نسبت بدهند به خلفای خودشان به آن افرادی که بالاخره به قول حاج آقا مولای خودشان هستند، از آن طرف رذائلی که وجود داشته را یکی یکی بخواهند شریک جرم پیدا بکنند یعنی ما نگاه می کنیم در همین جریان مثلاً پیامبر نسبت به پیامبر چه تهمت های که انسان های عادی هم آنها را انجام نمی دهند به پیامبر می زدند نمی دانم از وقتی می بینند ابراز ندامت و پشیمانی می کنند این خلفای شان می آیند می گویند پیامبر العیاذ باالله قصد خودکشی داشته، متأسفانه از برنامه ها زیاد انسان می بیند.

استاد یزدانی:

حالا این تحدی ایشان بود حالا من یک تحدی هم از ایشان بکنم با اجازه همه عزیزان؛ من تحدی می کنم جناب آقای هاشمی و تمام کارشناسان شبکه های وهابی! یک روایت صحیح بیاورید که خلیفه اول در طول عمرش یک کافری را کشته باشد یک مشرکی را کشته باشد، یک روایت صحیح از هر کتابی آوردید شیعه سنی، بیاورید که خلیفه اول یک کافری را کشته باشد،یک دانه، به قول حضرت آیت الله قزوینی یک روایت بیاورید که یک مگسی را از روی شانه پیغمبر اینها پرانده باشند، ندارید روایت ندارید در شجاعت آنها در اینکه جان شان را فدای پیغمبر کرده باشند، یا بیاورید برای خلیفه دوم، برای خلیفه سوم بیاورید، بیاورید در یک جنگی فرار نکرده باشند، یک روایت بیاورید که فلانی و فلانی مثلاً در فلان جنگ فرار نکردند دارید؟ بیاورید برای ما یک روایت، وجود ندارد، باز هم تکرار می کنم یک روایت بیاورید تحدی می کنم یک روایت بیاورید که خلیفه اول در یک جنگ یک کافری را کشته باشد یا یک روایت بیاورید که خلیفه دوم در جنگی فرار نکرده باشد، چنین روایتی وجود ندارد، اینهم تحدی ما، ما جواب دادیم شما هم اگر مرد هستید جواب بدهید به این سؤال ما.

مجری:

بسیار خوب الحمد الله خیلی در ضمن این کلیپی که پخش شد الحمد الله از فضیلت آقا امیرالمؤمنین شنیدیم بسیار زیبا و الحمد الله قطعاً هم مقبول درگاه الهی خواهد بود که خود همین ذکر آقا امیرالمؤمنین عبادت هست.

برویم سراغ تماس های شما بینندگان، تماس اول آقا محسن هست از تهران، آقا محسن صدای تان را می شنویم بفرمایید.

بیننده:

سلام، حاج آقا یک سؤال داشتم؛ می خواستم ببینم آقای أبوبکر وقتی باغ فدک را از حضرت فاطمه گرفتند که گفتند از پیامبر هر چه مانده صدقه هست و حدیثی گفتند، آیا صدقه دادند باغ فدک را؟

دوم اینکه حاج آقا اینکه برادران اهل سنت می گویند اجتهاد کرد می گویند حالا غدیر دوستی بوده بعد ما به آنها می گوییم اگر دوستی بوده پس چرا جنگیدند با امیرالمؤمنین؟ می گویند نه اجتهاد کردن، می خواستم در مورد اجتهاد هم یک توضیحی برای مان بدهید حاج آقا ممنون می شوم.

مجری:

سلامت باشید تشکر می کنیم آقا محسن عزیز همراه ما باشید. در خدمت تان هستیم استاد.

استاد یزدانی:

 دوتا سؤال پرسیدند ما در ایام فاطمه مفصل به این قضیه پرداختیم که اولین کسی که روایت جعل کرد از زبان پیغمبر، ایشان بود قبل از این کسی روایت از زبان پیغمبر جعل نکرده بود بعد از پیغمبر که مخالف نص صریح قرآن هست، در تضاد با چندین آیه است که حضرت سلیمان ارث برده، هر دختری از پدرش ارث می برد، هر پسری ارث می برد و آیات دیگری که خود حضرت زهرا هم سلام الله علیها به این آیات استدلال کردند ، امیرالمؤمنین به این آیات استدلال کردند ،حالا مستنداتش را ما در ایام فاطمیه گفتیم همه شان در سایت شبکه جهانی حضرت ولیعصر هست، ولی ایشان گفت نه پیغمبر به من گفته که ما ارث به جای نمی گذاریم هرچه به جا بگذاریم صدقه است، صدقه یعنی قرار است که مال عموم مردم باشد، ولی چه اتفاقی افتاد؟ زنهای پیغمبر از همین خیبر استفاده می کردند از همین فدک استفاده می کردند، بعد از آن رسید تا دوران عثمان، عثمان همه را بخشید به دامادش مروان بن حکم، بعد از او همینطور دست به دست شد، اگر پیغمبر گفته بود صدقه است، خب صدقه داده نشد بقول بیننده عزیز و بزرگوار مان، خب چرا صدقه داده نشد، اگر واقعاً صدقه بود همان زمان صدقه می دادید دیگر اینقدر، مگر مروان صدقه خور بود؟ مگر عثمان که سالها استفاده می کرد صدقه خور بود؟، خود ابوبکر استفاده می کرد، اما روایت دارد که می خواست برگرداند عمر گفت ما نیاز داریم به این، ما می خواهیم بجنگیم، با روم بجنگیم، با فارس بجنگیم به اموالش نیاز داریم و خودشان استفاده کردند، خودشان مگر صدقه خور بودند که  استفاده کنند، به هر حال وضعیت کاملاً مشخص است صدقه داده نشد این مسئله.

مجری:

بسیار خب راجع به اجتهاد صحابه هم سؤال پرسیدند

استاد یزدانی:

بله متأسفانه یک بهانه از قدیم که اینها دارند این است که هر چیزی که پیش می آید اشتباهاتی که از صحابه پیش می آید می گویند اینها مجتهد هستند اجتهاد کردند با امیرالمؤمنین جنگیدند 30 هزار نفر را کشتند اجتهاد کردند، معاویه مجتهد بود که 70 هزار نفر کم نیست، کشت،  فلانی زنا کرده خب اجتهاد کرده، فلانی شراب خورده، آقای قدامة بن مزعون بدری شراب خورده اجتهاد کرده عجیب است آن یکی زنا می کند، مغیره زنا می کند با ام جمیل دیگر داستانش معروف است اجتهاد، نمی شود که، شما اصلاً پیدا نمی کنی کار زشتی را که یکی از صحابه انجام نداده باشد، بعد در عین حال می گوید اینها مجتهد بودند  اجتهاد می کردند، خب اگر قرار  است با بهانه اجتهاد، آنها مجتهد هستند، خب بقیه مردم هم می توانند مجتهد باشند، اینطور که نمی شود که یک بهانه درست کردند برای اینکه عدالت صحابه را حفظ کنند، من هفته پیش نشان دادم از آقای تفتازانی می گوید صحابه با همدیگر جنگیدند، همدیگر را کشته اند و همه این جنگ ها یا از حسادت بوده ، یا از ریاست طلبی بوده، یا از حقد و کینه و اینها بوده اما در عین حال علمای ما  می آیند توجیه درست می کنند برا یاینکه اعتقاد مردم خراب نشود آمدند اینها را توجیه می کنند، خب این چه توجیهی است، خب چه کاری است یک عقیده پیش فرض برای خودشان درست کردند که صحابه کلهم عدول، حالا هرچه خلاف این بیاید توجیه باید بشود، توجیه چه هست؟ مجتهد بودن است، این نمی شود که، و بعد جالب است آقای تفتازانی در ادامه اش می گوید اما آن چیزی که نمی شود مخفی کرد ظلم به اهل بیت است، این را دیگر نمی شود مخفی کرد، آسمان و زمین شهادت می دهد که چقدر در حق اهل بیت (ع)  ظلم کرده ، مدینه و کوفه و کربلا وهمه جای عالم شهادت می دهد که چه ظلم هایی در حق اهل بیت نشده و بعد جالب است خودش هم در ادامه لعن می کند لعنت خدا بر آن کسانی که به اهل بیت ظلم کردند.

مجری:

سلامت باشید تشکر می کنیم حاج آقا و تشکر هم می کینم از آقا محسن عزیز که با برنامه خودشان در تماس بودند و دغدغه خودشان را مطرح کردند، جناب آقای بهادری پشت خط هستند، آقای بهادری در خدمت تان هستیم بفرمایید.

بیننده:

بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت جناب آقای مرعشی و همچنین سید بزرگوار جناب آقای یزدانی. شهادت آقا امام حسن مجتبی را خدمت شما عزیزان و عموم شیعیان عرض تسلیت دارم. حضرت استاد یزدانی من یک جا در مورد شجاعت جناب ابوبکر آوردم، الغدیر علامه امینی خدا رحمتش کند، جلد 7 صفحه 209 و 210، با نقل حدیث از کتاب های عزیزان محترم اهل سنت آورده، در جنگ احد پسر ابوبکر  عبد الرحمن بن ابوبکر با مشکران بیرون آمد، همین که ابوبکر او را دید خشمناک شد و به اندازه یک وجب بلند شد شمشیر ش را کشید و آهنگ روبرو شدن با پسرش کرد، رسول خدا فرمود ای ابابکر شمشیر را در میان کن و ما را تنها با وجود خویش برهمند گردان، یعنی چه؟ برای این بود که رسول خدا می دانست ایشان مرد جنگ و زد و خورد با پهلوانان نیست، و اگر پا به میدان بگذارد کشته می شود، اما این عقیل بی عقل یک جایزه هم تعیین کرده بود که هر کس حدیث و روایت صحیح بیاورد که علی در جنگ احد بوده ما صد ملیوم می دهیم، بابا آن صد ملیون توسر تان بخورد، الآن دیگر عصر اینترنت و ماهواره است، یک سرچ بکنید تمام کتاب های اهل سنت عزیزمان با سند صحیح راجع به جنگ اُحد آورده حضور آقا امیرالمؤمنین؛ ببینید الآن در کتاب «کامل إبن اثیر» جلد دو صفحه 154؛ طلحة بن أبی طلحه می گویند که از پیشروان پهلوانان بوده مبارزه طلبید و آمد به جنگ، آقا امیرالمؤمنین او را به درک واصل کرد، برادر دیگرش أبو سعید بن أبی طلحه پرچم را به دست گرفت، حضرت او را هم کُشت به درک واصل کرد، شافع بن أبی طلحه پرچم را به دست گرفت، امام او را هم کُشت، عثمان بن أبی طلحه برادر دیگر پرچم را به دست گرفت، باز امام او را به درک واصل کرد، حارث بن أبی طلحه آمد، حضرت او را هم کُشت، حسین بن عثمان پرچم را به دست گرفت، او را کُشت، (1:17:43) آمد، حضرت او را هم کُشت، غلام این هفت برادر آمد اما علی دست او را قطع کرد، با دست قطع شده پرچم را نگه داشت، پرچمدار مشرکین آخر سر شد یک زن، دیگر امام حمله نکرد و همین باعث وحشت مشرکین شد، آقای احمد حنبل در کتاب «الإثبات الهدی» جلد دو صفحه 360 نقل می کند که جناب خلیفه عمر در حال فرار کردن بود که علی را پشت سرش دید در حالی که ترس او را گرفته بود و گفت علی ما را ببخش که داریم فرار می کنیم عرب اینطوری هستند یک موقع فرار می کنند یک موقع بر می گردند و جبران می کنند، حضرت فرمود تو کسی بودی که گفتی محمد کشته شده که به دین قبلی خودت برگردی؟ جناب عمر گفت من نگفتم بلکه أبوبکر گفت، امام دیگر ادامه نداد، در این جنگ امام علی خیلی زخم برداشت امام سوار بر اسب شدند خودشان را به پیغمبر رساندند تا از جان پیغمبر محافظت کنند، 90 زخم بر تن امام علی افتاد در این حالی می جنگید، رسول خدا فرمود علی می بینی ملکی در آسمان فریاد می زند «لا سیف إلا ذوالفقار لا فتاح إلا علی»، امام فرمودند من از شدت شوق گریه کردم کارم به جای رسید که آنهای که وسیله جنگ نداشتند به پیامبر خدمت کردند، یک شیر زن حضرت استاد یزدانی درود و شرف خدا به این شیر زن؛ خانم نَسِیبه بوده می گویند حالا در یک جای دیگر هم نُسَیبه گفتند، ایشان آمد یک مشک آب بر دوش داشت به سربازان آب می داد می گوید تا دید پیامبر تنها است دست به شمشیر برد از جان رسول خدا محافظت کرد، یکی از مهاجرین در حال فرار بود رسول خدا فرمود سپرت را بینداز به جهنم برو و او سپرش را انداخت و فرار می کرد، حضرت رو کرد به نسیبه فرمود سپر را بردار و از خودت دفاع کن، حتی فرزند نسیبه داشت فرار می کرد این مادر بچه اش را برگرداند در دفاع از پیغمبر که رسول خدا در حق این زن دعا فرمودند که خدا برکت بدهد، در مورد مساوات علی ابو رافع می گوید این را در «تاریخ طبری» جلد دو صفحه 514، «کامل ابن اثیر» جلد دو صفحه 154، آورده می گوید روز جنگ اُحد هنگامی که علی بن أبی طالب پرچمداران کفر را به قتل رساند رسول خدا جماعتی از مشرکان قریش را مشاهده کرد و به علی فرمود به آنان حمله کن، سپس علی به آنها حمله کرد جمع آنها را پراکنده ساخت شیبة بن أبی مالک از قبیله بنی عامر را به قتل رساند، جبرئیل به رسول خدا فرمود:

 «إن هذِهِ لَهِی المُواساةُ»

این است فدا کاری

 رسول خدا فرمود:

 «إنهم منی و أنا منه»

من از او هستم و او از من هست

جبرئیل گفت:

«أنا منکما»

من نیز از شما هستم

آنگاه مردم صدا شنیدند

«لا سیف إلا ذوالفقار لا فتاح إلا علی»

شمشیری جز ذوالفقار و جوانمردی جز علی نیست

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته، در خاتمه می خواهم بگویم اینها فقط پیروی از إبن تیمیه می کنند از نوشته های او بر می دارند که او هم یک ناصبی بوده دشمن اهل بیت بوده دشمن علی بن أبی طالب. ممنون و سپاسگذارم.

مجری:

تشکر می کنیم آقای بهادری عزیز خیلی زیبا و جالب و جامع و مرتبط با خود بحث هم مطرح فرمودید تشکر می کنیم از محضرتان.

جناب آقای سلطانی هم پشت خط هستند، آقای سلطانی در خدمت تان هستیم بفرمایید.

بیننده:

سلام علیکم، یک نیم ساعت یک ساعت پیش کلیپ از شما گذاشته بود خیلی اصلاً خنده دار، اصلاً چه بگویم بروید خودتان ببینید شبکه کلمه یک عیب و ایرادهای می گرفت که خدا شاهد است اصلاً آدم نمی داند چه بگوید به اینها، البته غیر از این یک سؤال داشتم.

استاد یزدانی:

چه کسی کلیپ گذاشته بود؟

بیننده:

بله کلیپ گذاشته بود خیلی ایرادشما را می گرفت، اصلاً باور کنید دو سه ثانیه حرف شما را می گذاشت خودش پنج دقیقه صحبت می کرد، اینقدر صحبت کرد همه هم تکراری و تکراری.

یک قسمتی هست که جناب مختار 70 هزار دینار یا درهم می فرستد برای استاندار نمی دانم برای کوفه بود، عبدالله بن عمر هم 30 هزارتا می فرستد؛ این جریانش چه است به چه کسی می فرستند این پول ها را؟ می فرستند که بیایند کوفه را بگیرند؟ این را یک توضیح بدهید به من.

استاد یزدانی:

با اینکه شاید ده ها بار فلم مختار پخش شده ولی من تا حالا توفیق پیدا نکردم کلش را ببینم، حالا من متوجه نیستم که منظورشان دقیقاً سؤالش چه بود ولی این را در تاریخ دارد که فامیل بود عبدالله بن عمر با مختار اینها با هم رفت و آمد داشتند همیشه پشتبان همدیگر بودند و اگر پولی هم فرستاده بخاطر آن شاید جبران زحماتی بوده که دوبار از زندان نجات داد عبدالله بن عمر مختار را، شاید به آن دلیل بوده حالا من نمی دانم چون در سریال ندیدم که پول فرستاده چه وقت فرستاده چطور فرستاده، حالا اینهم خیلی تمام آن وقایعی که در سریال می آورند دقیقاً عین مطابق واقع نیست باید یک خُرده هم جذابش بکنند یک سری شاخ و برگ به آن می دهند و این مسائل، من متوجه نشدم دقیقاً که بحث چه پولی بوده عذر خواهی می کنم از آقای سلطانی بزرگوار.

مجری:

بسیار خوب تشکر می کنیم سلامت باشید الحمد الله امشب هم توانستیم بهرمند بشویم و تشکر می کنیم ابتداً از آقای سلطانی عزیز که تماس گرفتند و از همۀشما بینندگان عزیز و ارجمند که امشب هم تا انتهای برنامه همراه برنامه بودید، باز هم شهادت آقا امام حسن مجتبی (علیه السلام) را خدمت همۀشما بینندگان عزیز تسلیت عرض می کنم إن شاءالله که بتوانیم رهرو خوبی و شیعه خوبی برای اهل بیت باشیم و نام مان را جزء افرادی ثبت بکنیم که مشمول شفاعت اهل بیت و خاصتاً کریم اهل بیت حضرت آقا امام مجتبی إن شاءالله قرار گرفته باشیم، تشکر می کنم از همۀشما تا دیدار آینده خدا نگهدار.

 

 


  
  • سيد شهاب شاهرخي

    30 شهریور 1400 - ساعت 17:24

    حاج اقاي مرعشي ملبس شدنتون مبارك

    0 0

کلمه طیبه>

شبکه ولی عصر ، کلمه طیبه ، استاد یزدانی ،