حبل المتین

قسمت صد و پنجاه و پنجم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سید محمد حسینی قزوینی


 بسم الله الرحمن الرحیم

06/09/1401

موضوع: اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) مایه پیوستگی ملت و امنیت از تفرقه!

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این برنامه:

عشق و علاقه جالب پیرمردِ قد خمیده، به امام زمان خود!

اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) مایه پیوستگی ملت و امنیت از تفرقه!

انصاف جالب آقای «صنعانی» استاد بخاری!!

مقایسه عبرت آموز کلامی از امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و کلامی از ابوبکر!

دو دلیل مهم از اهل سنت، بر اینکه همه صحابه عادل نبودند!

با وجود غیبت امام زمان (سلام الله علیه) تمسک به اهلبیت چگونه ممکن است؟!

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که جان می دهد

زبان را به گفتن توان می دهد

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

با نام و یاد خدای عزیز و بخشنده و مهربان کلام را آغاز می کنیم که نامش بهترین نام ها و یادش آرامش جان ها و دل هاست.

اهالی «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» و بینندگان نازنین سلام علیکم و رحمة الله. ان شاءالله که خوب و خوش و سرحال و سرزنده باشید.

خداوند عزیز را شاکر و سپاسگذاریم که بازهم به ما نفس داد و توفیق داد تا خدمت شما رسیدیم و برنامه زنده «حبل المتین» را طبق معمول یکشنبه شب ها، تقدیم حضور مهربان و باصفای تک تک شما عزیزان دلم کنیم.

چه بزرگوارانی که در جای جای ایران عزیز و پرافتخارمان همراهمان هستند و چه عزیزانی که شاید در گوشه و کنار این عالم هستند و دل در گرو اهلبیت عصمت و طهارت دارند.

ابتدای برنامه هم مزین می کنیم به نام مولا و آقاجانمان حضرت ولی عصر (ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء) و عرضه می داریم:

السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم السلام علیک یا بقیة الله

دوستان عزیز امشب هم طبق معمول یکشنبه شب ها توفیق داریم در محضر سرور عزیز و بزرگوارمان حضرت آیت الله حسینی قزوینی باشیم.

ان شاءالله با موضوع حدیث ثقلین که یکی از اصلی ترین و کلیدی ترین و مهم ترین احادیثی است که در منابع اهل سنت به وفور آمده است و می توان یک محور باشد برای رسیدن به حقیقت و برای رسیدن به هدف، مباحثی را تقدیم حضور شما خواهیم کرد. حضرت استاد خدمت شما سلام عرض می کنم، خیلی خوش آمدید؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم و موفقیت روزافزون برای همه شما گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

ما طبق برنامه همیشگی، جلسه را با نام نامی حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم، باشد که در سایه سار آن بزرگوار در دنیا و آخرت از نعمت شفاعت آن بزرگوار و اهلبیت عصمت و طهارت برخوردار باشیم.

روز روشن خانه ام را از جفا آتش زدند

این چنین بی حرمتی با خانه اعداء نشد

بهر ذی القربی مودت خواست قرآنت ولی

جز به قتل من ادا حق ذوی القربی نشد

همسری چون من به راه شوهر خود جان نداد

کودکی چون محسنم قربانی بابا نشد

برفراز منبرت گردید حقم پایمال

هرچه نالیدم لبی هم در جوابم وا نشد

ای قلم بنویس، ای تاریخ در خود ثبت کن

یک نفر در موج دشمن حامی زهرا نشد

و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

عشق و علاقه جالب پیرمردِ قد خمیده، به امام زمان خود!

ما اشاره ای هم داشته باشیم به مولا و سرورمان و تاج سرمان و صاحب نعمتمان، آن نازنین وجودی که؛

«بِیمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء»

زاد المعاد- مفتاح الجنان، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: اعلمی، علاءالدین، ص 423، باب دعاء العدیلة الکبیر

روایتی را «مرحوم شیخ طوسی» (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «أمالی» آورده است که روایت بسیار عجیبی است. این روایت نشان می دهد که عشق و علاقه و دلباختگی ما به اهلبیت چگونه باید باشد. آیا تنها همین که گفتیم ما اهلبیت را دوست داریم یا امام زمان را دوست داریم باید اکتفا کنیم یا قضیه فراتر از این است!؟

«شیخ طوسی» روایتی را در صفحه 161 نقل می کند. راوی نقل می کند که من خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم؛

«إِذْ جَاءَ شَیخٌ قَدِ انْحَنَی مِنَ الْکبَرِ»

پیرمردی آمد که از شدت پیری کمرش خم شده بود.

«فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَیک وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ»

پیرمرد گفت: السلام علیک و رحمة الله و برکاته.

«فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: وَ عَلَیک السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ، یا شَیخُ ادْنُ مِنِّی»

امام صادق پاسخ سلام پیرمرد را دادند و فرمودند: ای شیخ! نزد من بیا.

چقدر باصفاست که انسان به محضر امام زمانش برسد و سلام بدهد و جواب بشنود!

«فَدَنَا مِنْهُ فَقَبَّلَ یدَهُ فَبَکی»

پیرمرد نزدیک امام صادق شد، دست مبارکشان را بوسید و گریه کرد.

خدایا! می شود ما هم روزی جای خاک پای حضرت ولی عصر را ببوسیم و سرمه چشمانمان قرار بدهیم یا باید این حسرت را به گور ببریم؟!

«فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیهِ السَّلَامَ): وَ مَا یبْکیک یا شَیخُ»

امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای شیخ! تو را چه شده که این چنین گریه می کنی؟

«قَالَ لَهُ: یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، أَنَا مُقِیمٌ عَلَی رَجَاءٍ مِنْکمْ مُنْذُ نَحْوٍ مِنْ مِائَةِ سَنَةٍ»

پیرمرد گفت: یابن رسول الله! من صد سال است به امید حکومت جهانی شما هستم.

«أَقُول هَذِهِ السَّنَةَ وَ هَذَا الشَّهْرَ وَ هَذَا الْیوْمَ وَ لَا أَرَاهُ فِیکمْ، فَتَلُومُنِی أَنْ أَبْکی!»

من با خود می گویم: امسال فرج می آید، این ماه فرج می آید، امروز فرج می آید، اما فرج را نمی بینم. آیا مرا که صد سال منتظر فرج شما هستم ملامت می کنید گریه نکنم!

«قَالَ: فَبَکی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیهِ السَّلَامُ) ثُمَّ قَالَ: یا شَیخُ، إِنْ أُخِّرَتْ مَنِیتُک کنْتَ مَعَنَا»

امام صادق هم گریه کردند و فرمودند: ای شیخ! اگر عمرت طولانی باشد و زمان حکومت ما را درک کنی در کنار ما هستی.

بنده گاهی اوقات این روایات که اصحاب خدمت ائمه اطهار می آیند را می خوانم، دو دستی به سر خودم می زنم که ما چه گناهی در عالم زر مرتکب شده بودیم که گرفتار زمان غیبت شدیم و دستمان از دامن حضرت ولی عصر کوتاه است. ما در روایت داریم: یتیم ترین یتیمان کسی است که دستش از امام زمانش کوتاه باشد.

حضرت در ادامه می فرماید:

«وَ إِنْ عُجِّلَتْ کنْتَ یوْمَ الْقِیامَةِ مَعَ ثَقَلِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ)»

اگر عمر طولانی نداشتی تا زمان قیام ما را درک کنی، در روز قیامت در کنار اهلبیت پیغمبر اکرم هستی.

«فَقَالَ الشَّیخُ: مَا أُبَالِی مَا فَاتَنِی بَعْدَ هَذَا یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ»

وقتی پیرمرد این جمله را از زبان امام معصوم شنید، آرام گرفت و گفت: دیگر بعد از این جمله شما دغدغه ای ندارم.

مراد پیرمرد این بود که مرگم فرابرسد یا نرسد یا زنده بمانم و زمان حکومت شما را درک کنم یا درک نکنم برایم فرقی نمی کند.

«فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیهِ السَّلَامُ): یا شَیخُ، إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) قَالَ: إِنِّی تَارِک فِیکمُ الثَّقَلَینِ مَا إِنْ تَمَسَّکتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا: کتَابَ اللَّهِ الْمُنْزَلَ، وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیتِی»

امام صادق در ادامه فرمودند یا شیخ! پیغمبر اکرم فرمودند: من در میان شما دو چیز گرانبها و سنگین می گذارم که اگر به آن دو تمسک کنید هرگز گمراه نمی شوید. یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهلبیت من است.

«تَجِی‌ءُ وَ أَنْتَ مَعَنَا یوْمَ الْقِیامَةِ»

اگر از دنیا هم بروی فردای قیامت در کنار ما هستی.

الأمالی، نویسنده: طوسی، محمد بن الحسن، محقق / مصحح: مؤسسة البعثة، ص 161، ح 268

ببینید عشق چکار می کند! در اینجا دیگر بحث عقل کارساز نیست.

آب عقل و عشق از یک جوی نمی گردد روان

گر شدی عاشق دگر عاقل نمی باید شدن

عقل برای شناختن حق است، اما در پرواز به طرف حق و پرواز به طرف ملکوت اعلی پای عقل ناقص است. در اینجا دیگر عشق می خواهد که پرواز کند، عشق می خواهد که بتواند خود را در جوار حضرت ولی عصر برساند.

تا زمانی که عشق نباشد، وصل صورت نمی گیرد. تا زمانی که سوز و آتش نباشد، کسی آبی بر روی آتش نمی ریزد.

بنابراین کسانی که واقعا عشق به حضرت ولی عصر دارند و شبانه روزشان با یاد و نام او سپری می شود این چنین هستند.

به تعبیر آیت الله العظمی بهجت چنین افرادی وقتی تکان می خورند، می گویند: «یا صاحب الزمان»! وقتی می نشینند، می گویند: «یا صاحب الزمان»! وقتی برمی خیزند، می گویند: «یا صاحب الزمان»!

این افراد شب و روزشان با یاد محبوب و با یاد معشوق است. آنها بهترین بهره را از دنیا برده اند و مابقی همگی جز اتلاف عمر چیز دیگری نیست.

امیدواریم ان شاءالله خداوند عالم ما را جزء عاشقان خودش و عاشقان اهلبیت به ویژه مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم قرار بدهد، ان شاءالله.

مجری:

«اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَینِی وَ بَینَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَی عِبَادِک حَتْماً مَقْضِیاً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کفَنِی شَاهِراً سَیفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی اللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ وَ اکحُلْ نَاظِرِی بِنَظْرَةٍ مِنِّی إِلَیهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجُه»

فرازهایی از دعای عهد

چقدر دلمان آرام شد با این روایت و با بیان شیرین حضرت استاد. ان شاءالله ما هم باشیم عصر ظهور حضرت ولی عصر را درک کنیم.

حتی اگر از این دنیا هم رفتیم، با این فراز از دعای عهد که تقدیم حضورتان کردم، ان شاءالله باشیم و خداوند ما را زنده کند و در این دنیا برگردیم و در رکاب مولا و حضرت و امام زمان مان (ارواحنا له الفداء) باشیم.

خیلی از همراهی شما ممنونم. طبق معمول، حضرت استاد همیشه ابتدا یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) مادر بزرگوارشان می کنند و بعد هم از وجود نازنین امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صحبت می کنند.

شبکه به نام نامی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هست و بعد به سراغ مباحث مان می رویم.

دوستانی که همراه ما بودند، می دانند که بحث درس هایی از امامت و ولایت موضوع گفتگوی یکشنبه شب های ما بود. البته محور، حدیث ثقلین هست که ابعاد مختلف این حدیث را بحث کردیم و امشب هم قرار است بحث را ادامه بدهیم.

حضرت استاد وقتی به برخی از روایات اهل سنت هم نگاه می کنیم، آمده است که عمل به دستورات اهلبیت مایه وحدت است.

اگر همه امت اسلامی اعم از شیعه و سنی به دستورات اهلبیت عمل کنند، باعث وحدت بین امت اسلامی می شود و مخالفت با آن هم به شدت مورد مذمت قرار گرفته است. می خواهیم قدری در این خصوص صحبت کنید، ضمن اینکه ظاهرا در خطبه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هم این موضوع آمده است.

اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) مایه پیوستگی ملت و امنیت از تفرقه!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله

حال که اسم حضرت صدیقه طاهره را آوردید، من دلم نمی آید قبل از بیان جمله آن بزرگوار، عبارت دیگری بخوانم. ابتدا قسمتی می خوانم، سپس برمی گردم و در رابطه با پیام خطبه حضرت صدیقه طاهره بیشتر صحبت می کنیم.

خطبه حضرت فاطمه زهرا در کتب متعدد اعم از سی کتاب شیعه و سنی آمده است که یکی از آنها کتاب «دلائل الإمامة» اثر «طبری» یکی از علمای بزرگ قرن چهارم است. ایشان معاصر «مرحوم شیخ صدوق» و «کلینی» و «طبری» عالم اهل سنت هست.

حضرت فاطمه زهرا بعد از غصب فدک به مسجد آمدند در حالی که زنان مهاجرین و انصار اطراف حضرت را گرفته بودند. حضرت فاطمه زهرا خطبه ای خواندند و در آن خطبه چند نکته را بیان فرمودند.

نکاتی که حضرت بیان فرمودند این بود: خداوند عالم بر شما ایمان را واجب کرد برای اینکه شما را از شرک پاک کند. خداوند عالم نماز را واجب کرد تا شما را از تکبر رهایی بدهد. خداوند عالم زکات را بر شما واجب کرد تا روزی های شما فزونی پیدا کند.

خداوند عالم روزه را واجب کرد تا اخلاص شما به ثبت برسد. خداوند عالم حج را واجب کرد برای اینکه پرچم شریعت برافراشته شود. حضرت در ادامه می فرماید:

«وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ»

خداوند اطاعت ما اهلبیت را واجب کرد تا نظام و امت اسلامی با پیوستگی جلو برود و اساس شریعت توسط ما بیان شود و دستورات الهی در جامعه پیاده شود.

«وَ إِمَامَتَنَا لَمّاً لِلْفُرْقَة»

خداوند عالم امامت ما را واجب کرد تا در میان جامعه تفرقه ایجاد نشود.

دلائل الإمامة، نويسنده: طبرى آملى صغير، محمد بن جرير بن رستم‏، محقق / مصحح: قسم الدراسات الإسلامية مؤسسة البعثة، ص 113، حديث فدك‏

این بدان معناست که قبول امامت اهلبیت خود مایه وحدت و جلوگیری از تفرقه است. از میان بزرگان اهل سنت «ابن طیفور» متوفای 280 هجری هم این خطبه را نقل کرده است. ایشان در حقیقت زمان امام هادی و امام حسن عسکری (علیهم السلام) را هم درک کرده است.

«ابن طیفور» کتابی به نام «بلاغات النساء» دارد که خطبه های بلیغ از زنان را ثبت کرده است. در اینجا آمده است که وقتی حضرت بحث امامت را مطرح می کند، مفصل می گوید:

«وطاعتنا نظاماً وامامتنا أمنا من الفرقة»

خداوند اطاعت ما را باعث هم پیوستگی ملت قرار داد و امامت ما را مایه امنیت از تفرقه قرار داد.

بلاغات النساء، اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبی طاهر ابن طیفور (المتوفی: 280 هـ)، ج 1، ص 7، باب بسم الله الرحمن الرحیم

این شخص یک عالم سنی و متوفای 280 هجری است و جزء قرن دوم و سوم هجری است.

مراد از فرمایش حضرت این است که اگر قرار باشد امت اسلامی اختلاف نداشته باشند و از هرنوع اختلاف و درگیری و جنگ در امان باشند غیر از امامت اهلبیت و طاعت از اهلبیت راه دیگری ندارند.

«مرحوم شیخ صدوق» در کتاب «من لا یحضره الفقیه» که یکی از کتب اربعه شیعه است، در جلد سوم صفحه 567 حدیث 4940 روایتی از قول «جابر بن عبدالله» به نقل از حضرت زینب (سلام الله علیها) بنت امیرالمؤمنین و حضرت صدیقه طاهره نقل می کند.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) خطبه را مطرح می کند و سپس در ادامه می فرماید:

«وَ الطَّاعَةَ نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ الْإِمَامَةَ لَمّاً مِنَ الْفُرْقَة»

خدای عالم طاعت ما را بهم پیوستگی ملت و امامت ما را امنیت از تفرقه قرار داد.

من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 3، ص 568، ح 4940

«مرحوم طبرسی» از اعیان قرن ششم هجری در کتاب «الإحتجاج» مفصل این قضیه را آورده است و می نویسد:

«ِوَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً لِلْفُرْقَة»

امامت ما مایه امنیت از هرگونه تفرقه است و اطاعت از ما اهلبیت مایه پیوستگی ملت اسلام است.

الإحتجاج علی أهل اللجاج، نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج 1، ص 99، باب احتجاج فاطمة الزهراء ع علی القوم لما منعوها فدک و قولها لهم عند الوفاة بالإمامة

بزرگان دیگر هم مطالب زیادی دارند، اما من به همین دو سه مورد اکتفا می کنم. اجازه بدهید به سراغ کتب اهل سنت برویم، سپس دومرتبه به خطبه حضرت صدیقه طاهره برمی گردیم.

آقای «حاکم نیشابوری» متوفای 403 هجری در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم صفحه 162 با سند صحیح از قول «ابن عباس» نقل می کند که رسول اکرم فرمود:

«النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق»

ستارگان آسمان مایه امنیت اهل زمین هستند از هرگونه غرق شدن.

در زمان گذشته کشتی هایی که می رفتند توسط ستارگان می توانستند جهت ها را تشخیص بدهند.

 «وأهل بیتی أمان لأمتی من الاختلاف»

اهلبیت من هم مایه امنیت امت از اختلاف است.

رسول گرامی اسلام به صراحت فرمودند: اگر امت من بخواهد دچار اختلاف و درگیری نشود، جز در سایه سار اهلبیت من زندگی کردن و به اطاعت آنها درآمدن و فرامین آنها را عمل کردن راه دیگری نیست. تنها راه منحصر به فرد همین راه است.

«فإذا خالفتها قبیلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إبلیس»

اگر قبیله ای با اهلبیت مخالفت کنند، آنها وارد حزب ابلیس می شوند.

مشخص است کسی که وارد حزب ابلیس شد، تمام درهای رحمت و مغفرت و هدایت به روی او بسته می شود.

(خَتَمَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیم)

خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده، و بر چشمهای آنها پرده افکنده شده، و عذاب بزرگی در انتظار آنها است.

سوره بقره (2): آیه 7

دیگر راه نجات برای همیشه بر روی آنها بسته خواهد شد. «حاکم نیشابوری» در مورد سند روایت می نویسد:

«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 162، ح 4715

می گوید متأسفانه آقای «بخاری» و «مسلم» این روایت را نقل نکردند.

انصاف جالب آقای «صنعانی» استاد بخاری!!

آقای «صنعانی» یکی از علمای بزرگ اهل سنت کتابی در زمینه أصول الفقه به نام «اجابة السائل شرح بغیة الآمل» دارد. ایشان در این کتاب این روایت را نقل می کند:

«النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق وأهل بیتی أمان لأمتی من الاختلاف فإذا خالفتها قبیلة اختلفوا فصاروا حزب إبلیس»

و در ادامه می نویسد:

«ومن أنصف علم أن هذا الدلیل أقوی من أدلة إجماع الأمة بمراتب»

هرکسی انصاف داشته باشد می داند این دلیل از اجماع امت به مراتب قوی تر است.

إجابة السائل شرح بغیة الآمل؛ المؤلف: محمد بن إسماعیل الأمیر الصنعانی، الناشر: مؤسسةالرسالة – بیروت، الطبعة الأولی، 1986، تحقیق: القاضی حسین بن أحمدالسیاغی و الدکتور حسن محمد مقبولی الأهدل، ج 1، ص 156

آقایان به دنبال اجماع امت می روند تا ثابت کنند به حق رسیده اند. اگر می خواهند به حق برسند پیغمبر اکرم در این روایت فرموده است که جز در سایه سار اهلبیت بودن هیچ راهی برای رسیدن به هدایت و رستگاری نیست.

جمله بسیار زیبایی است. به نظر بنده این عبارت باید با طلا نوشته شود که این سخن پیغمبر اکرم به مراتب از اجماع امت قوی تر است. با این حال ایشان «من أنصف» را آورده است.

از دیو دد ملولم و انسانم آرزوست

باید گشت و پیدا کرد! «ابن حجر هیتمی» متوفای 974 هجری که شافعی مذهب است، در کتاب «الصواعق المحرقه» می نویسد که «ابن عساکر» گفته است:

«(أول الناس هلاکا قریش وأول قریش هلاکا أهل بیتی)»

اولین جمعیتی که هلاک می شود قریش است و از میان قریش هم اولین جمعیت اهلبیت من هستند.

«وفی روایة قیل له فما بقاء الناس بعدهم»

در روایت بعد آمده است که اگر مردم از اهلبیت جدا شدند و اهلبیت از مردم جدا شد حالتشان چطور خواهد بود؟

«قال: بقاء الحمار إذا کسر صلبه»

حضرت فرمود: همانند الاغی که کمرش شکسته باشد.

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج 2، ص 685، باب إشارته لما یحصل علیهم بعده من الشدة

الاغی که کمرش شکسته باشد نه توان راه رفتن دارد و نه قدرت بار بردن دارد. عرض کردم «مرحوم علامه شرف الدین» در جواب ایشان می فرماید: آقای «ابن حجر»! شما که این روایت را نقل می کنید، به مفهوم این عبارت پیغمبر اکرم هم دقت می کنید؟!

شما که این روایت را نقل کردید، چقدر در سایه سار اهلبیت سینه زدید؟! شما کتاب می نویسید تا جوانان اهل سنت به مذهب شیعه و مذهب اهلبیت کشیده نشوند!!

بنابراین حضرت صدیقه طاهره می فرمایند: خدای عالم اطاعت ما را موجب هم پیوستگی امت قرار داد و امامت ما را مایه جلوگیری از تفرقه قرار داد.

این فرموده حضرت چه پیامی دارد؟! حضرت فاطمه زهرا پاره تن پیغمبر اکرم است و ما نمی توانیم بگوییم فرمایش حضرت مرسل است یا غیره. همچنین نمی توانیم نسبت به فرمایش امیرالمؤمنین مته به خشخاش بگذاریم.

سخن حضرت صدیقه طاهره سخن رسول الله (صلی الله علیه و آله) است. حضرت که در خطبه خود می فرماید: «وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ» می خواهد بفرماید که اگر جامعه ای بخواهد نظام اجتماعی سالم داشته باشد و در خط توحید قرار بگیرد، جز از طریق قبول امامت و پیشوایی ما اهلبیت راه دیگری ندارد.

اطاعت اهلبیت باعث وحدت اسلامی خواهد شد، زیرا به جهت اینکه همه بر محور یک امام جمع می شوند و یک نفر حرف می زند و یک نفر فرمان می دهد و یک نفر پاسخ می دهد و یک نفر تصمیم می گیرد.

کسی که معصوم و متصل به سرچشمه وحی است. کسی که نه خطا می کند، نه فراموش می کند و نه اشتباه می کند.

«وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً لِلْفُرْقَة»

حضرت صدیقه طاهره می فرماید: اگر یک جامعه بخواهد از تفرقه در امان باشد و دچار چند دستگی نشود، تنها راه آن این است که در سایه سار امامی که از طرف خدا و پیغمبر منصوب شده است برود نه امامی که مردم انتخاب کردند.

امامی که خداوند عالم و پیغمبر اکرم او را انتخاب کرده است. همانطور که انبیاء الهی توسط خداوند عالم معین می شوند، امامت هم به همین شکل است. حضرت صدیقه طاهره می فرماید: امامت استمرار نبوت و استمرار رسالت است.

وقتی امام از طرف خداوند عالم منصوب شد، در سخنان و اعمال و کردار او خطا و اشتباهی نیست.

اگر امام سخنی برای جامعه مطرح می کند منافع جامعه و صلاح جامعه را در نظر می گیرد، نه منافع شخصی و قبیله ای و فامیلی! اگر امام تصمیمی می گیرد برمبنای هوای نفس و القائات شیطانی نیست.

مقایسه عبرت آموز کلامی از امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و کلامی از ابوبکر!

به جهت اینکه سخن حضرت صدیقه طاهره کاملا برای ما روشن شود، بنده در اینجا می خواهم دو نمونه برای بینندگان عزیز عرض کنم، یک نمونه از خلفای راشدین و یک نمونه از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه).

ما سخن خلیفه اول را از منابع اهل سنت با سند صحیح می آوریم و سخن حضرت امیرالمؤمنین را هم از «نهج البلاغه» می آوریم. حضرت صدیقه طاهره می فرماید که امامت ما مایه سعادت جامعه است، نه امامت دیگران!

«عبدالرزاق صنعانی» یکی از علمای اهل سنت کسی است «ابن معین» در مورد او می نویسد:

«لو ارتد عبد الرزاق عن الإسلام ما ترکنا حدیثه»

اگر عبدالرزاق مرتد هم شود، ما روایات او را از دست نمی‌دهیم.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 9، ص 573، باب 220 عبد الرزاق بن همام ع

ایشان چنین شخصی است، متوفای 211 هجری و استاد «بخاری» است. کتاب «المصنف» اثر «عبدالرزاق» از کتب مشهوری است که تمامی اهل سنت و طلاب ما با این کتاب سروکار دارند.

«عبدالرزاق» در کتاب «المصنف» جلد 11 صفحه 336 از قول «حسن بصری» نقل می کند که ابوبکر خطبه ای خواند و گفت:

«أما والله ما أنا بخیرکم»

به خدا سوگند که من بهترین شما نیستم.

«ولقد کنت لمقامی هذا کارها»

من اصلا از خلیفه شدن کراهت داشتم.

این عبارت شیعه نیست و «کلینی» و «شیخ طوسی» آن را نقل نمی کند، بلکه «عبدالرزاق صنعانی» متوفای 211 هجری معاصر امام رضا و امام جواد این روایت را نقل می کند.

«ولوددت لو أن فیکم من یکفینی»

و دوست داشتم یک نفر از شما خلیفه شود.

«فتظنون أنی أعمل فیکم سنة رسول الله إذا لا أقوم لها»

شما تصور می کنید که من سنت رسول الله را در میان شما اقامه می کنم، اما من چنین شایستگی ندارم.

«إن رسول الله کان یعصم بالوحی وکان معه ملک»

پیغمبر اکرم معصوم بود و به حضرت وحی نازل می شد.

اینجا معلوم می شود سخن حضرت صدیقه طاهره که می فرماید: «ِوَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً لِلْفُرْقَة» چه پیامی دارد!

به جهت اینکه ائمه اطهار معصوم هستند و مرتبط با سرچشمه وحی هستند، آنچه می گویند جز سخن پیغمبر اکرم نمی گویند. این در حالی است که ایشان می گوید که من شایستگی گفتن سخن وحی را ندارم. او در ادامه می گوید:

«وإن لی شیطانا یعترینی»

من شیطانی دارم که متعرض من می شود.

«فإذا غضبت فاجتنبونی لا أوثر فی اشعارکم ولا أبشارکم»

اگر من غضبناک شدم از من اجتناب کنید، زیرا موهای شما را می کنم و با چنگم صورت و پوست شما را زخمی می کنم.

اگر این مطلب در کتب شیعه بود آقایان آسمان هفتم را بر سر شیعه خراب می کردند! «حسن بصری» در خصوص این خطبه می گوید:

«والله ما خطب بها بعده»

به خدا سوگند این خطبه ای است که ابوبکر بعد از آن خطبه ای نخواند.

المصنف، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الرزاق بن همام الصنعانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1403، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، ج 11، ص 336، ح 20701

البته ما هم زیاد گشتیم تا ببینیم ابوبکر در دو سالی که نماز جمعه می خواندند خطبه ای داشتند یا خیر، اما پیدا نکردیم. خطبه های نماز جمعه باید روشن شود و امیرالمؤمنین خطبه های زیادی خواندند، اما هرچه گشتیم نتوانستیم خطبه ای پیدا کنیم.

بنده ندیدم خطبه ای از خلفای سه گانه ثبت کرده باشند. شاید خطبه ای باشد و ما به آن دسترسی نداشته باشیم.

یکی از بزرگان هم تحدی کرده و گفته است: اگر خلفای سه گانه خطبه خواندند، چرا در تاریخ ثبت نشده است؟!

البته «ابن سعد» متوفای 230 هجری هم این مطلب را در کتاب «طبقات الکبری» خود جلد سوم صفحه 212 آورده است و می نویسد:

«ألا وإنما أنا بشر ولست بخیر من أحد منکم فراعونی فإذا رأیتمونی استقمت فاتبعونی وإن رأیتمونی زغت فقومونی واعلموا أن لی شیطانا یعترینی فإذا رأیتمونی غضبت فاجتنبونی لا أؤثر فی أشعارکم وأبشارکم»

الطبقات الکبری، اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منیع أبو عبدالله البصری الزهری، دار النشر: دار صادر - بیروت -، ج 3، ص 212، باب ذکر وصیة أبی بکر

جالب اینجاست که «ابن تیمیه حرانی» خدا و پیغمبر وهابیت در کتاب «منهاج السنة» جلد هشتم این عبارت را آورده است و می نویسد:

«أن المأثور عنه أنه قال وإن لی شیطانا یعترینی یعنی عند الغضب فإذا اعترانی فاجتنبونی لا أؤثر فی أبشارکم»

آنچه از خلیفه اول روایت شده است که می گوید: من شیطانی دارم که متعرض من می شود. اگر مرا در این حال دیدید از من اجتناب کنید تا صورت های شما را چنگ نزنم.

ایشان در ادامه می نویسد:

«وهذا الذی قاله أبو بکر رضی الله عنه من أعظم ما یمدح به»

این عبارت از بزرگترین دلایلی است که دلالت بر مدح ابوبکر دارد.

«کما سنبینه إن شاء الله تعالی»

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 8، ص 266

من نمی دانم «ابن تیمیه» که در آن روز این مطلب را بیان کرده بود، در چه حالی بوده است! یک انسان عادی چنین ادعایی نمی کند. ما وقتی این مطالب را نقل می کنیم به ما اعتراض می کنند که چرا این مطالب را نقل می کنید؟! اینها مذمت خلیفه است!!

حال «ابن تیمیه» ادعا می کند که این مطالب بالاترین مدحی است که می توان در رابطه با ابوبکر بیان کرد. ابوبکر ادعا می کند که من شیطانی دارم، هرگاه دیدید متعرض من شده است از اطراف من کنار بروید تا صورت هایتان را چنگ نزنم و موهایتان را نکنم!!

این صحبت های امامی است که از ناحیه خدا نیست. از طرف دیگر حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در کتاب «نهج البلاغه» خطبه 154 مفصل صحبت می کند و می فرماید:

«وَ نَاظِرُ قَلْبِ اللَّبِیبِ بِهِ یبْصِرُ أَمَدَهُ وَ یعْرِفُ غَوْرَهُ وَ نَجْدَهُ دَاعٍ دَعَا وَ رَاعٍ رَعَی فَاسْتَجِیبُوا لِلدَّاعِی وَ اتَّبِعُوا الرَّاعِی»

انسان عاقل باید همیشه دوراندیش و ژرف نگر باشد. اگر دید کسی به طرف حق و سعادت او را دعوت می کند، دعوت او را بپذیرد و از او تبعیت کند.

«قَدْ خَاضُوا بِحَارَ الْفِتَنِ وَ أَخَذُوا بِالْبِدَعِ دُونَ السُّنَنِ وَ أَرَزَ الْمُؤْمِنُونَ وَ نَطَقَ الضَّالُّونَ الْمُکذِّبُونَ»

یک عده در دریای فتنه غرق شدند و بدعت ها را گرفتند و سنت ها را رها کردند و یک عده از مؤمنین هم ساکت ماندند و گمراهان و دروغگویان در جامعه سخنران شدند.

این بدان معناست که رسانه در اختیار گمراهان و دروغگویان بوده است. همانطور که امروزه هم می بینیم شیاطین رسانه ها را در دست دارند. کسانی که نتوانستند در میدان جنگ با ایران مقابله کنند و وحشت کردند.

بنده نمی دانم برای بینندگان عزیز نقل کردم یا خیر اما ده روز بعد از اینکه ملوان های آمریکایی را در بندرعباس دستگیر کردند، «سردار فدوی» که در آن زمان فرمانده نیروی دریایی سپاه بود ما را دعوت کردند تا قدری برای بچه ها صحبت کنیم.

ایشان به ما لطف داشتند و می گفتند: هرگاه شما برای بچه های ما صحبت می کنید، بچه های ما روحیه می گیرند.

من گفتم: قضیه ملوان هایی که شما گرفتید چیست؟! ایشان گفت: زمانی که بوشهر رسیدم موبایلم را روشن کردم و زنگ زد. دوستان گفتند: ما در وسط دریا هستیم. دو فروند از لنج های نظامی آمریکا وارد آب های ما شده است. چکار کنیم؟!

من گفتم: آنها را دستگیر کنید. دوستان گفتند: هلیکوپترهای کبری آمریکا بالای سر ماست. من گفتم: آنها را دستگیر کنید. دوستان گفتند: ناو دوگل فرانسه روبروی ماست. من گفتم: آنها را دستگیر کنید.

ایشان می گفت که من احساس کردم کسی دارد به من دستور می دهد و اراده شخصی بنده نبود.

زمانی که آنها را دستگیر کردند، آنها هیچ کاری نتوانستند کنند. من از آنها سؤال کردم: سردار چطور شد چندین هلیکوپتر کبری بالای سر بچه های شما بود و از طرف دیگر دو فروند از ناوهای جنگی فرانسه و آمریکا مقابل شما بود و توانستید آنها را بگیرید؟!

ایشان گفت: آمریکا می داند که ما از نظر نظام دریایی نسبت به آنها خیلی برتری داریم. اگر آنها کوچکترین حرکتی از خودشان نشان بدهند، ما می کوبیم. آنها قدرت نظامی دریایی ما را می دانند، به همین خاطر جرئت نمی کنند.

من گفتم: سؤال دیگری از شما دارم. شما در مصاحبه ای که داشتید، مطالبی گفتید و گفتید مطالب دیگری هم هست که نمی توانم بگویم. آن مطالبی که نتوانستید بگویید چه بود؟ ایشان گفت: از این قضیه صرفنظر کنید. من گفتم: من می خواهم بدانم.

ایشان گفت: زمانی که ما آنها را گرفتیم، آنها خودشان را خیس کرده بودند و بوی گند تمام فضا را گرفته بود. آنها می لرزیدند و اصلا نمی دانستند قضیه چیست!!

این افراد در حوزه نظامی این چنین هستند. همچنین مشاهده کردید که پهباد فوق مدرن آنها را چطور انداختند و آنها هم هیچ کاری نتوانستند انجام دهند. آنها ادعا می کردند که قیمت پهباد ما چند میلیون دلار بود.

بنابراین همانطور که امیرالمؤمنین می فرماید:

«وَ نَطَقَ الضَّالُّونَ الْمُکذِّبُونَ»

یک عده گمراهان و دروغ پردازان رسانه ها را در دست دارند. حال امروز رسانه تلویزیون و فضای مجازی است، اما در آن زمان هم یک سری افرادی اجیر بودند که در هر جمعی سخنرانی می کردند.

مقام معظم رهبری هم در صحبت های چند روز قبل فرمودند که جهاد تبیین خوب برای ما روشن نشده است.

ما اولا از صدا و سیما گلایه داریم، ثانیا از خودمان هم گلایه داریم، ثالثا از دیگر همکاران هم گلایه داریم. ما واقعا آنگونه که زیبنده است به جهاد تبیین نپرداختیم.

اگر ما به جهاد تبیین پرداخته بودیم وضع ما این چنین نبود که عده ای از هنرمندان بی هنر و افراد دیگری در جامعه با بعضی تبلیغات مسموم اذهان بعضی از افراد بی اطلاع را مسموم کنند.

مشکل متوجه ماست که ما نیامدیم خوراک سالم به این افراد بدهیم و این افراد خوراک مسموم به افراد جامعه می دهند. امیرالمؤمنین می فرمایند:

«وَ نَطَقَ الضَّالُّونَ الْمُکذِّبُونَ»

خلیفه اول گفت:

«أن لی شیطانا یعترینی»

اما حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می فرماید:

«نَحْنُ الشِّعَارُ وَ الْأَصْحَابُ»

ما محرم اسرار پیغمبر اکرم و یاران واقعی حضرت هستیم.

اگر دنبال اسرار پیغمبر اکرم هستید به سراغ ما بیایید و جای دیگری نروید. اصحاب و یاران واقعی پیغمبر اکرم ما هستیم.

«وَ الْخَزَنَةُ وَ الْأَبْوَابُ»

گنجینه معارف پیغمبر و درهای ورود به گنجینه علمی و معرفتی پیامبر ما هستیم.

شما فرمایش امیرالمؤمنین را با قول خلیفه اول مقایسه کنید.

«وَ لَا تُؤْتَی الْبُیوتُ إِلَّا مِنْ أَبْوَابِهَا»

اگر کسی بخواهد وارد خانه ای شود، باید از در بیاید.

«فَمَنْ أَتَاهَا مِنْ غَیرِ أَبْوَابِهَا سُمِّی سَارِقاً»

هرکسی از در وارد نشود و بخواهد از دیوار بیاید سارق است.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 215، خ 154

یعنی اگر کسی بخواهد علم معارفی پیغمبر اکرم را فرابگیرد، تنها ما هستیم. همانطور که رسول گرامی اسلام فرمودند:

«أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ و َعَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِهِ مِنْ بَابِهِ»

من شهر علم هستم و علی بن أبی طالب هم در این شهر است. اگر کسی بخواهد وارد این شهر شود باید از در وارد شود.

المعجم الكبير، اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج 11، ص 65، ح 11061

و یا فرمود:

«أنا دار الحکمة وعلی بابها»

من خانه حکمت الهی هستم و علی بن أبی طالب در خانه است.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 634، ح 1081

اگر کسی از در وارد نشود و بخواهد از کانال دیگری برود، او را سارق می نامند. کسانی که بخواهند از غیر کانال اهلبیت به پیغمبر اکرم و معارف دینی برسند، طبق فرمایش امیرالمؤمنین به منزله سارق هستند.

بنابراین حضرت صدیقه طاهره فرمودند: خداوند اطاعت ما را باعث پیوستگی ملت قرار داده است و امامت ما را باعث امنیت از تفرقه قرار داده است، زیرا ما اهلبیت هستیم که از طرف خداوند و پیغمبر اکرم برای هدایت مردم و حکومت بر مردم معین شدیم.

به جهت اینکه خداوند عالم و پیغمبر اکرم ما را معرفی کرده است، ما با سرچشمه وحی و علم نبوی و علم الهی مرتبط هستیم. خطا در ما نیست، اشتباه در ما نیست، دروغ در ما نیست. هزاران مسائلی که در دیگران هست در ما وجود ندارد.

بنابراین بنده خواستم این دو نمونه را کنار هم قرار دهم، گرچه اصلا قابل مقایسه نیستند. من در خدمت شما هستم.

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنون و متشکرم، سلامت باشید. دوستان عزیز بیننده ما همچنان با برنامه زنده «حبل المتین» از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» در خدمت شما هستیم.

ما برای خستگی کار رسانه ای در میان برنامه هایمان به نام نامی مولایمان و آقاجانمان حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) متوسل می شویم و نام حضرت را می بریم.

حضرت استاد اشاره کردند به فضایی که دشمنان دو ماهی است ایجاد کردند. این اتفاق شیرینی که جمعه شب رقم خورد و پیروزی فوتبالیست های ما باعث خوشحالی مردم ایران شد.

این خوشحالی واقعا بی نظیر بود و مردم عملا نشان دادند که چقدر کشور ایران و پرچمشان و سرودشان و اعتقاداتشان را دوست دارند و به آن پایبند هستند.

مردم بسیار خوشحال شدند و همه دارند چشم انتظاری می کشند برای سه شنبه شبی که ان شاءالله بازی بعدی است و پیروزی فوتبالیست های عزیز ماست و ان شاءالله رفتن به مرحله بعدی.

اینها همه بهانه هایی است برای شادی ملت ایران و مشت محکمی بر دهان دشمنان است که مردم با شادی کردن و حمایت کردن از تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران داشتند.

ان شاءالله سه شنبه شب این اتفاق مبارک خواهد افتاد و یک بار دیگر دل مردم ایران شاد خواهد شد.

برویم حال و هوای دلمان را مزین کنیم به نام نامی مولا و آقاجانمان امیرالمؤمنین و برمی گردیم با شما هستیم.

به به چقدر دیدنی است ایوان طلای نجف که ان شاءالله قسمت و روزی همه تان شود و شنیدن مدح و منقبت و منزلت امیرالمؤمنین که دل و جان ما را مصفا می کند و روح ما را تازه می کند.

ندای «أشهد أنّ علیا ولی الله» که در اذان ما هست شعار ماست، اعتقاد ماست و همین است که ما را زنده نگه داشته است و الحمدلله زندگی ما و حیات ما و هرآنچه در این دنیا هست گره خورده به محبت مولا امیرالمؤمنین و اهلبیت عصمت و طهارت.

من از محضر دوستان عزیز بیننده یک عذرخواهی کنم. به دلیل اشکالات فنی که امشب برای تلفن ها پیش آمده است امشب نتوانستیم در خدمت دوستان عزیز بیننده باشیم.

منتها تعدادی از سؤالات شما از طریق پیام و فضای مجازی به دست ما رسیده است. قاعدتا ما همان سؤالات را پاسخ خواهیم داد.

ان شاءالله دوستان برای برنامه های بعدی مشکل را برطرف می کنند تا بتوانیم به صورت تلفنی هم در خدمت بینندگان عزیزمان باشیم و در برنامه زنده «حبل المتین» که یکشنبه شب ها تقدیم می شود به تلفن ها هم پاسخ بدهیم.

پیام های بینندگان برنامه:

جناب استاد یکی از بینندگان عزیز در فضای مجازی سؤال پرسیدند و گفتند: شما فرمودید حدیث ثقلین باعث وحدت بین امت اسلام است. حال آنکه اهل سنت تعصب خاص و ویژه ای دارند نسبت به عدالت صحابه دارند و قائل هستند که صحابه همگی عادل اند.

حال با توجیه و توضیحی که این عزیزمان دادند، گفتند: این چطور محقق می شود که به هر صورت صحابه هم عدالت دارند. حال حدیث ثقلین چطور می تواند باعث وحدت شود؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما وقتی حدیث ثقلین را قبول می کنیم، در حقیقت سخن پیغمبر اکرم را به عنوان تنها راه نجات از گمراهی می پذیریم. پیغمبر اکرم فرمود:

«ولن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»

المعجم الأوسط، اسم المؤلف: أبو القاسم سلیمان بن أحمد الطبرانی، دار النشر: دار الحرمین - القاهرة - 1415، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد, عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ج 4، ص 33، ح 3542

پیغمبر اکرم در حدیث ثقلین «لن» نفی ابد را به کار برده اند. حال فرمایش حضرت یا صحیح است و یا نستجیر بالله صحیح نیست.

ما نسبت به صحت حدیث ثقلین روایات متواتر داریم و «صحیح مسلم» و دیگران همه آن را آورده اند.

حال ما سؤال می کنیم که حضرت فرموده است: کتاب و عترت از همدیگر جدا نمی شوند تا کنار حوض کوثر نزد من آیند. الآن به ما نشان بدهید عترت چه کسانی هستند؟! شما یا باید بیایید عقیده شیعه را بپذیرید یا نستجیر بالله بگویید روایت دروغ است.

اینکه آمدند بحث صحابه را مطرح کردند نکته بسیار خوبی است. من واقعا از این عزیزمان که این سؤال را مطرح کردند تشکر می کنم.

دو دلیل مهم از اهل سنت، بر اینکه همه صحابه عادل نبودند!

بنده بارها گفته ام که مشکل اساسی ما با اهل سنت بحث امامت، بحث عصمت یا بحث مهدویت نیست. اشکال و اختلاف اساسی ما با اهل سنت بحث اهلبیت و صحابه است.

اگر ما بتوانیم بحث اهلبیت و صحابه را به صورت علمی و دوستانه مطرح کنیم و قضیه حل شود، همه چیز حل خواهد شد.

الف) کلام علما و بزرگان اهل سنت

آقایان بحث عدالت صحابه را مطرح کردند. من از آنها سؤال می کنم که آقای «ذهبی» متوفای 774 هجری یکی از استوانه های علمی اهل سنت در کتاب «الرواة الثقات المتکلم فیهم بما لا یوجب ردهم» می نویسد:

«فبعض الصَّحَابَة کفر بَعضهم بِتَأْوِیل مَا»

بعضی از صحابه به خاطر یک مسئله کوچک دیگر صحابه را تکفیر کردند.

الرواة الثقات المتکلم فیهم بما لا یوجب ردهم، المؤلف: شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَایماز الذهبی (المتوفی: 748 هـ)، المحقق: محمد إبراهیم الموصلی، الناشر: دار البشائر الإسلامیة - بیروت – لبنان، الطبعة: الأولی، 1412 هـ - 1992 م، ج 1، ص 23

آیا کسی که یک مؤمن و مسلمان را تکفیر کند چه حکمی دارد؟! آیا می توان این شخص را عادل نامید؟! بنده اصلا نمی خواهم از کتب شیعه حرف بزنم. «ذهبی» می گوید: صحابه یکدیگر را به خاطر یک مسائل کوچک تکفیر می کردند!

آیا ما می توانیم این عدالت را اثبات کنیم؟! این در حقیقت یک شبهه اجمالی است. شما هرکدام از صحابه را در نظر بگیرید، این قول «ذهبی» شامل او می شود.

به عنوان مثال شما سه دست لباس دارید و یقین دارید یکی از آنها نجس است. با هیچکدام از این لباس ها نمی توانید نماز بخوانید، زیرا هرکدام را بردارید احتمال می دهید که آن لباس نجس باشد. بنابراین باید آنها را کنار بگذارید و با لباس جدید نماز بخوانید.

در اینجا هم وقتی ایشان این روایت را مطرح می کند و می نویسد: صحابه همدیگر را به خاطر یک مسئله کوچک تکفیر می کردند، در حقیقت عدالت را زیر سؤال برده است.

نکته دیگر روایتی است که آقای «تفتازانی» آورده است. «تفتازانی» یکی از استوانه های کلامی اهل سنت و متوفای 793 هجری است. ایشان و «ذهبی» هردو در قرن هشتم از دنیا رفته اند. «تفتازانی» در کتاب «شرح مقاصد» جلد دوم می نویسد:

«ما وقع بین الصحابة من المحاربات والمشاجرات علی الوجه المسطور فی کتب التواریخ والمذکور علی ألسنة الثقاة یدل بظاهره علی أن بعضهم قد حاد عن طریق الحق وبلغ حد الظلم والفسق»

آنچه از جنگ و درگیری بین صحابه اتفاق افتاد که در کتب تاریخ آمده است و افراد ثقه هم آنها را نقل کردند، گویای این است که عده ای از صحابه از طریق حق بیرون رفتند و ظلم و فسق را از حد گذراندند.

«وکان الباعث له الحقد والعناد والحسد واللداد وطلب الملک والریاسة والمیل إلی اللذات والشهوات إذ لیس کل صحابی معصوما ولا کل من لقی النبی بالخیر موسوما إلا أن العلماء»

شرح المقاصد فی علم الکلام، اسم المؤلف: سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله التفتازانی، دار النشر: دار المعارف النعمانیة - باکستان - 1401 هـ - 1981 م، الطبعة: الأولی، ج 2، ص 306، باب العاشر

این قول «تفتازانی» یکی از بزرگان اهل سنت است و شخصیت کمی نیست. ایشان اصلا آبرویی برای صحابه نگذاشته است و من اصلا رویم نمی شود این مطالب را ترجمه کنم! آیا با این وضع ما می توانیم حرفی از عدالت صحابه بزنیم؟!

«ابن تیمیه» خدای وهابیت در کتاب «منهاج السنة» جلد چهارم صفحه 543 می نویسد:

«قد یحصل منه نوع من الاجتهاد مقرونا بالظن ونوع من الهوی الخفی»

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 4، ص 543

آیا با این وضع ما می توانیم بگوییم صحابه عادل هستند؟!

ب) حدیث حوض به نقل از «صحیح بخاری»

مورد بعد حدیث حوض است که در کتاب «صحیح بخاری» نقل شده است. و اهل سنت معتقدند «صحیح بخاری» أصح الکتاب بعد از قرآن کریم است.

در کتاب «صحیح بخاری» حدیث 6215 آمده است که پیغمبر اکرم می فرماید: صحابه در کنار حوض کوثر می آیند، اما افرادی مانع می شوند و نمی گذارند آنها نزد من بیایند و از آب حوض کوثر بخورند و آنها را برمی گردانند.

«فقلت أَینَ»

پرسیدم: آنها را کجا می برید؟

«قال إلی النَّارِ والله»

او قسم جلاله می خورد که اینها را به سوی جهنم می بریم.

«قلت وما شَأْنُهُمْ»

پرسیدم: چرا؟ آنها چه کردند؟

«قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَک علی أَدْبَارِهِمْ القهقری»

او می گوید: آنها بعد از تو به دوران قهقری زمان جاهلیت برگشتند.

«فلا أُرَاهُ یخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»

اصحاب من از آتش جهنم خلاص نمی شوند، مگر تعداد اندکی.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 5، ص 2407، ح 6215

آیا صحابه ای که «ذهبی» می گوید: «فبعض الصَّحَابَة کفر بَعضهم بِتَأْوِیل مَا»، «تفتازانی» می گوید: «قد حاد عن طریق الحق وبلغ حد الظلم والفسق» و «ابن تیمیه» می گوید: اجتهادات آنها با هوای نفس بوده است، می تواند ما را نجات دهند؟!

آیا این صحابه که نتوانستند خود را از آتش جهنم نجات دهند، می توانند ما را از آتش نجات دهند؟! این چطور می تواند مایه وحدت باشد؟!

در مقابل مشاهده کنید بنی امیه و بنی عباس تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا نقطه ضعفی از ائمه اطهار (علیهم السلام) پیدا کنند، اما نتوانستند.

در طول دویست و پنجاه سال عمر ائمه اطهار به ما نشان بدهید که آن بزرگواران نستجیر بالله یک مورد دروغ گفته باشند، خطا یا اشتباه کرده باشند.

بنی امیه و بنی عباس تمام تلاش خود را به کار بردند تا کوچکترین نقطه ضعفی از آن بزرگواران به مردم نشان بدهند.

«مأمون» (علیه لعنة الله) امام رضا را از مدینه فراخواند تا حضرت را در نظر بگیرد بلکه نقطه ضعفی از آن بزرگوار به مردم منتشر کند اما قضیه برعکس شد.

او حضرت را با علمای اهل سنت و علمای ادیان مختلف به مناظره واداشت بلکه امام رضا از نظر علمی کم بیاورد و این شکست از موقعیت اجتماعی امام رضا بکاهد، اما قضیه برعکس شد. آیا اینها با همدیگر قابل مقایسه هستند؟!

مجری:

حضرت استاد از شما ممنون و متشکرم. سؤال بعدی که یکی دیگر از بینندگان عزیزمان پرسیدند، این است که گفتند: آیا با حدیث ثقلین می شود وجود امام زمان (ارواحنا فداه) را ثابت کرد؟! این قضیه چطور امکان پذیر است؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

پیغمبر اکرم فرمود:

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ولن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»

المعجم الأوسط، اسم المؤلف: أبو القاسم سلیمان بن أحمد الطبرانی، دار النشر: دار الحرمین - القاهرة - 1415، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد, عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ج 4، ص 33، ح 3542

اینکه امام حسن عسکری (علیه السلام) در سال 260 هجری از دنیا رفته است قطعی است. صد و هشتاد تن از علمای اهل سنت بر ولایت حضرت مهدی شهادت دادند.

«ذهبی» در کتاب «العبر فی خبر من غبر» می گوید: در مورد به دنیا آمدن حضرت مهدی هیچ شکی نیست و در زمان شهادت پدرشان هم چهار پنج سال داشتند، اما نمی دانیم کجا و چطور از دنیا رفته اند!!

حتی نقل شده است که بعضی از بزرگان اهل سنت در سال هفتصد تا هشتصد هجری با حضرت ولی عصر ملاقات داشتند که من نمی خواهم در این خصوص بحث کنم. ملاحظه کنید «ابن حجر مکی» در کتاب «الصواعق المحرقه» صفحه 439 می نویسد:

«والحاصل أن الحث وقع علی التمسک بالکتاب وبالسنة وبالعلماء بهما من أهل البیت ویستفاد من مجموع ذلک بقاء الأمور الثلاثة إلی قیام الساعة»

حاصل تشویق و تکرار پیغمبر اکرم بر تمسک به کتاب و سنتی که علمای اهلبیت آن را ترویج می‌دهند این است که ما از حدیث ثقلین می‌فهمیم کتاب و سنت و اهلبیت تا قیام قیامت باقی هستند.

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلف: أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی، ج 2، ص 439

اگر این عقیده را نداشته باشیم، باید حدیث ثقلین را انکار و تکذیب کنیم. آن را که نمی توانیم، مجبوریم این را بپذیریم.

حدیث ثقلین، حدیث سفینه و حدیث «خلفائی اثناعشر» جز با مذهب امامیه که معتقد به امامت دوازده امام و غیبت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) هست با هیچ مذهبی از مذاهب شیعه و اهل سنت تطبیق ندارد!

مجری:

خیلی ممنونم. حضرت استاد ایشان سؤالی هم در ادامه پرسیده بودند و آن اینکه با وجود غیبت امام زمان چگونه تمسک به قرآن و اهلبیت امکان پذیر هست؟!

با وجود غیبت امام زمان (سلام الله علیه) تمسک به اهلبیت چگونه ممکن است؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما در اینجا دو جواب داریم. جواب اول اینکه وقتی رسول اکرم حکومت تشکیل دادند، آیا در شهرهای مختلف حضور داشتند یا نماینده انتخاب کرده بودند؟!

رسول اکرم در یمن امیرالمؤمنین را فرستادند، در منطقه دیگری «ابو موسی اشعری» را فرستادند و در بلاد دیگر افراد دیگری را فرستادند و آنها داشتند به نیابت از رسول اکرم به امور مردم رسیدگی می کردند.

همچنین خلفای راشدین در مدینه بودند، اما افرادی را معین می کردند تا در کشورها و شهرهای مختلف به امور مردم رسیدگی کنند.

حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) طبق مصالحی غیبتشان آغاز شده است، این نمایندگی را به فقها دادند.

همانطور که پیغمبر اکرم نماینده انتخاب می کردند و در شهرهای مختلف امیرالمؤمنین و ابوبکر و عمر و عثمان را به نمایندگی منصوب می کردند، حضرت ولی عصر هم در زمان غیبت فقها را نماینده خود قرار دادند. همانطور که در روایت هم آمده است:

«مَنْ کانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یقَلِّدُوه»

التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السلام، نویسنده: حسن بن علی، امام یازدهم علیه السلام، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص 300، ح 143

حضرت به صراحت می فرمایند: آن دسته از فقهایی که این شرایط را دارند، در زمان غیبت نمایندگان من هستند.

بنابراین هیچ تفاوتی نکرد. پیغمبر اکرم در مدینه هستند و نمایندگانی برای بلاد دیگر انتخاب می کنند. حضرت ولی عصر هم نماینده انتخاب کردند.

مجری:

آن نمایندگان معصوم نبودند، اینها هم معصوم نیستند اما یک سری ویژگی های خاص دارند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نماینده حضرت ولی عصر ویژگی های خاصی دارد که تقریبا تالی تلو معصوم است. در این روایت آمده است:

«مَنْ کانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یقَلِّدُوه»

جواب دوم اینکه حضرت خضر پیغمبر بودند و ولایت هم داشتند. حضرت موسی شاگردی کردند، اما شاگرد عجولی بودند و نتوانستند خوب شاگردی کنند. حضرت موسی خود به حضرت خضر عرضه داشت: اگر من اعتراض کردم و سؤال کردم از من جدا شو!

حضرت خضر آن همه ولایت از خود نشان داد. قتل کودک، سوراخ کردن کشتی، بنا کردن دیوار و ده ها مسائل دیگر.

ما در روایت صحیح از امام حسن عسکری داریم که می فرمایند: داستان حضرت مهدی در میان شما همانند داستان حضرت خضر است.

همانطور که حضرت خضر ولایت داشت و از ولایتش استفاده می کرد و مردم هم حضرت را نمی شناختند، حضرت مهدی هم در زمان غیبت از ولایتشان استفاده می کنند ولو اینکه مردم حضرت را نشناسند.

ما در طول تاریخ مواردی داریم که روشن شده است. «مقدس اردبیلی»، «سید بن طاووس»، «سید بحرالعلوم»، «ابن فهد حلی»، آیت الله بهجت و دیگر بزرگان واقعا با حضرت ولی عصر مرتبط بودند.

این بزرگان پیام هایی از حضرت ولی عصر می رساندند یا بعضی از دستورات حضرت صاحب الزمان را اجرا می کردند.

من به دوستان توصیه می کنم کتاب «در محضر لاهوتیان» شرح حال مرحوم آیت الله شیخ جعفر مجتهدی را مطالعه کنند و ببینند که حضرت ولی عصر در دوران غیبت چقدر از ولایت خودشان استفاده می کنند توسط بعضی از نمایندگان ناشناخته خودشان.

این کتاب به قلم آقای «مجاهدی» است که مخلص به «پروانه» است. بنده خودم چند سال با این مرد بزرگوار بودم و بین الطلوعین خدمت ایشان می رسیدم.

ما ابتدای صبح نماز را در حرم مطهر حضرت معصومه پشت سر آیت الله مرعشی نجفی می خواندیم و تا نیم ساعت به آفتاب با ایشان صحبت می کردم و چای و صبحانه می خوردیم.

شیخ جعفر مجتهدی از مطالبی که در حوزه ها و دانشگاه ها پیدا نمی شود به ما می فرمودند و نسبت به مطالبی هم سفارش می کردند که به کسی نگویید و ما هم نگفتیم.

حال نمی دانم آقای «مجاهدی» مجوزی داشتند یا نداشتند، اما این مسائل را برملا کردند. شاید تمام مطالبی که ایشان آورده است را بنده به توان بیست اطلاع دارم.

آقای «مجاهدی» بعد از نماز مغرب و عشاء در یک جمع عمومی خدمت ایشان می رسیدند، اما زمانی که بنده خدمت ایشان می رسیدم با آیت الله مجتهدی تنها بودم و هیچ احدی هم نبود.

دوستان این مطالب را ببینند و مشاهده کنند ولایتی که حضرت ولی عصر دارند و امام حسن عسکری می فرمایند: مثل حضرت مهدی همانند مثل حضرت خضر هست، چگونه بوده است.

حضرت ولی عصر در زمان غیبت از ولایتشان استفاده می کنند و مشکلاتی که برای جامعه و افراد پیش می آید را حل می کنند یا با تصرف ولایی خودشان جلوی اتفاقات مهمی که می خواهد در عالم رخ دهد را می گیرند.

افراد برای حضرت ولی عصر تفاوت ندارد. گاهی اوقات برای یک مسیحی یا یهودی مشکلی پیش آمده است. حضرت ولی عصر امام همه بشر است.

یکی از قضایایی که در کتاب «در محضر لاهوتیان» آمده است، مربوط به شخصی است که نقل می کند حضرت ولی عصر با طی الأرض به یکی از روستاهای آلمان آمدند. آنجا خانمی بود که دکترها فرزندش را جواب کرده بودند.

او فرزند را در بیابان آورده بود. ما با ایشان به آنجا رفتیم و وقتی وارد شدیم، این زن بلند شد و سلام داد. من پرسیدم: قضیه چیست؟

این خانم گفت: دکترها پسرم را جواب کرده اند. او بیماری مسری دارد که نخواستم در شهر باشد. من او را به اینجا دور از چشم مردم آوردم. من دلم شکست و به حضرت مسیح متوسل شدم.

شب در عالم رؤیا حضرت مسیح را در خواب دیدم که فرمود: تنها راه نجات فرزند تو به دست حضرت مهدی نوه حضرت محمد پیامبر آخرالزمان است. من از خواب بیدار شدم و مرتب «یا مهدی، یا مهدی» می گفتم که یک مرتبه این آقا وارد اتاق من شد.

حضرت مهدی دست خود را زیر کمر فرزند من گذاشت و اسمی را به زبان آورد. من سؤال کردم که شما چه اسمی گفتید؟! حضرت فرمود: گفتم «یا علی»!

فرزند من یک مرتبه بلند شد و گفت: مادر تشنه و گرسنه هستم. بعد از آن گویا فرزند من اصلا هیچ بیماری نداشت.

ما از این نمونه ها الی ماشاءالله در زمان غیبت داریم. خداوند آقای «مجاهدی» را حفظ کند. نمی دانم ایشان مجاز به نقل این مسائل بودند یا خیر، اما بعضی از مسائلی که ما نمی توانیم مطرح کنیم را ایشان در کتاب خود آورده است.

همچنین مطالب زیادی از آیت الله بهجت نقل می شود که با تصرفات ولایی حضرت ولی عصر مشکلات حل می شود. برای حضرت ولی عصر هیچ فرقی نمی کند، ما از حضرت غائب هستیم.

مجری:

حضرت استاد بسیار ممنونم. خداوند به شما سلامتی و عاقبت بخیری بدهد، بسیار از فرمایشاتتان استفاده کردیم.

دوستان عزیز از شما هم ممنون و سپاسگذار هستم که امشب هم برنامه زنده «حبل المتین» را همراهی فرمودید. تعدادی از سؤالات شما هم که به صورت پیام بود باقی ماند. ان شاءالله اگر زنده باشیم در برنامه های بعد مطرح خواهیم کرد.

در پناه حضرت حق و زیر سایه آقاجانمان حضرت مرتضی علی باشید. با تمام وجود دعا می کنیم برای ظهور و فرج مولایمان امام زمان و از حضور شما مرخص می شویم.

اللهم عجل لولیک الفرج

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 

 

 

 


حبل المتین>

امامت ، ولایت ، حدیث ثقلین ، خطبه حضرت زهرا س ، اختلاف امت ، اهل بیت ع ، عترت ، حزب ابلیس ، وحی ، گمراهان ، عدالت صحابه ، وحدت ، آیت الله قزوینی ،