آفتاب یلدا

قسمت سی و سوم برنامه آفتاب یلدا به کارشناسی حجت الاسلام مصلح


 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 15/08/1401

برنامه: آفتاب یلدا

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد، سلام و عرض ادب دارم خدمت تک تک شما بیننده های عزیز و ارجمند شما همراهان شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج) امیدوارم هر جا که هستید خوب و سلامت باشید در این روزهای پاییزی و کمی سرد، مراقب تان بیشتر باشید ابتدای پاییز هستیم کمی هوا دارد سرد می شود، و ابتدای پاییز و سرمای پاییزی هم ممکن است خدای نکرده سرما خوردگی و آنفولانزای فصلی ایجاد کند برای ما در خدمت شما هستیم به صورت زنده و مستقیم ساعت 6:40دقیقه با برنامه آفتاب یلدا طبق روال هر هفته کارشناس عزیز و محترم ما هم اینجا حضور دارند با ایشان سلام علیک می کنیم استاد مصلح عزیز، سلام علیکم استاد خیلی خوش آمدید.

حجت الإسلام مصلح:

سلام علیکم و رحمة الله من هم به شما و همه بینندگان محترم عرض ادب دارم و سلام عرض می کنم

مجری:

خیلی متشکرم استاد، بیننده های عزیز قطعاً خاطر شان هست که هفته پیش در ادامه بررسی مبحث مهم موعود در ادیان مختلف که در برنامه های گذشته در مسیحیت و آیین یهود بررسی شده بود حضرت عالی تشریف آوردید و بحث موعود را در دین زرتشت به عنوان یکی از ادیان غیر ابراهیمی بررسی کردید و  به جا های خیلی جالبی هم داشت می رسید  مبحث ما که آیا اصلاً باور دارند به بحث موعود یا نه و به چه شکلی هست دو سه تا بحث منجی داشتند که آنها را خیلی زیبا توضیح دادید، داستان و روایت هایی بود که در واقع در دین زرتشت مطرح بود و شما این موضوعات را بررسی کردید، این هفته من سؤالی که یاداشت کردم از محضر شما بپرسم و شما هم لطف کنید توضیح بدهید یک مقدار در حد یک خط اگر احیاناً بیننده های ما فراموش کردند مبحث گذشته را یکی دو خط یک توضیح اجمالی و کوتاه بدهید درباره بحث گذشته، و به عنوان سؤال جدید من یک سؤالی آماده کردم از محضر شما خواهم پرسید.

حجت الإسلام مصلح:

آنطور که خدمت شما عرض کردم در باور زرتشیان سنتی سه منجی و موعود مطرح بود یکی در هزاره اول از سه هزاره آخرین یعنی در دوره وزارشن که هوشیدر باشد و یکی از علائم ظهورش این بود که خورشید ده روز وسط آسمان می ماند، در هزاره دوم هوشیدرماه می آید و در هزاره سوم سوشیانت می آید، یعنی اینها اولاً زمان تعیین کردند و هزاره گرایی دارند سر هر هزاره یک منجی  تقریباً در هر ظهور ما مواجه هستیم با300 سال کامه مندی زرتشتیان و طرفداران اهورا مزدا و 700 سال به تباهی و به کام اهریمن و نیروهای اهریمنی است یعنی هر کدام آن را حساب بکنید، مثلاً زرتشت چه زمانی به دنیا آمده؟ 300 قبل از اسکندر، پس از منظر زرتشتیان اسکندر مقدونی چیست؟

مجری:

شروع کننده دوره اهریمن است

حجت الإسلام مصلح:

احسنت درود بر شما همین است، اسکندر از منظر زرتشتیان گجستک اهریمنی، ملعون شمرده می شود، ولی در منابع اسلامی بر خلاف منابع زرتشتی اینگونه به اسکندر نمی تازند، بلکه اسکندر نامه می نویسند و بلکه از اسکندر به نیکی یاد می کنند و اسکندر را حتی ذو القرنین شمارده اند یا گفتند که بعضی ها مثل آن کسی که منظومه نوشته یا مثلاً ابو علی سینا یا نظامی گنجوی می گوید اصلاً توحید را اسکندر وارد ایران کرده و خوب کرده آتشکده های اینها را ویران کرده موبدان را کشته این نگاه را داشتند، بر خلاف این نگاه، آن نگاه زرتشتی است که اسکندر را به عنوان گجستک می شمارد در هزاره دوم هم همین وضعیت است، یعنی 300 سال کامه مندی زرتشتیان با آمدن هوشیدر و بعد دوباره آن ابتلائات و بلاها و آفات و در هزاره هوشیدرماه هم همین اتفاق می افتد، تا در پایان آنکه شکست دهنده اهریمن و همه دیوان هست سوشیانت هست، این یک خلاصه ای از اصل این باور به موعود سه گانه است، و منجی سه گانه است

مجری:

که در دین زرتشت وجود دارد، و خیلی هم جالب است بعد جای بررسی و تحقیق دارد دوستانی که علاقه دارند می توانند بیشتر مطالعه بکنند، به نظرم خیلی خوب و زیبا است که بدانیم و آگاه باشیم استاد از اعتقاداتی که وجود دارد و متأسفانه نگاه می کنید که پیروانی هم هستند که دارند دنباله روی می کنند از این روایت های بعضاً عجیب و اعتقادات متضاد و متناقض که نمونه اش را هم شما اشاره کردید که بعد از 3هزار سال اینها معتقد هستند که همچین اتفاقاتی می افتد در دین مسیح ما چند هفته پیش خدمت یکی از عزیزان بودیم مثل دین اسلام و شیعیان اعتقادات ما شیعیان بسیار تأکید کردند که زمان نگذارید برای موعود، یعنی ادیان ابراهیمی این منطق را حداقل می دانند که اگر نشود کل اعتقادات شان زیر سؤال می رود، اما جالب است که در دین زرتشت زمان گذاشتند حالا شاید آن نفر اول فکر می کرد که هزاره سال بعد نیست و این تعهداتی که دارد مشخص می کند وجود ندارد که بخواهد پاسخ بدهد اما به هر صورت آن آئین شان باید پاسخگوی این زمانی که گذاشته شده باشند.

حجت الإسلام مصلح:

بله به چالش هم خوردند و من ان شاءالله در سؤالات بعدی شما این چالش را اگر نیاز شد بررسی می کنیم که اینها چه کردند برای پاسخ به این مسئله.

مجری:

خیلی هم عالی، من اینجا یک مطلبی را یاداشت کردم استاد در اعتقادات ما شیعیان هست که در آخر الزمان وقتی که آقا امام زمان (عج) ظهور می کنند بعضی از افراد خاص مؤمنین خاص اشخاص خاص طول تاریخ مانند حضرت مسیح در جایی خواندم که آقا اباعبدالله الحسین (ع) و افرادی که مشخص شده اینها رجعت می کنند و بر می گردند و همراهی می کنند حجت الهی را در ظهورش، این جزو اعتقادات ما شیعیان هست که بخش مهمی از اعتقادات موعودی ما محسوب می شود آیا دین زرتشت هم همچین چیزی دارد برای خودش؟ که مشخص کرده باشد و یا مصداقی هم آورده باشد که فلان کس در زمان ظهوری که آنها دارند رجعت خواهد کرد؟

حجت الإسلام مصلح:

سؤال خوبی است، رجعت در باور زرتشتی موجود است و کسانی هستند که باز می گردند، برخی از آنها زمینه ساز ظهور هستند و برخی از آنها در دوره ظهور نقشی ایفا می کنند؛ در رابطه با زمینه سازهای ظهور نشانه های آخر الزمانی هم در متون زرتشتی هست، اگر یک وقتی خواستید در رابطه با متون و منابع آخر الزمانی هم بپرسید آنها را هم بررسی می کنیم، ولی فعلاً آنچه که پرسیدید این رجعت کننده ها چه کسانی هستند، دو نفر از این رجعت کننده ها زمینه ساز ظهور هوشیدر هستند، یعنی قبل از هوشیدر باید بیایند، این دو نفر چه کسانی هستند؟ چنانکه در تصویر می بینید اولین شخصیتی که ما با آن مواجه هستیم به عنوان زمینه ساز ظهور بهرام ورجاوند هست، بهرام ورجاوند چه کسی هست؟ چه زمانی می آید؟ در متون متأخر زرتشتی اینها آمده که بهرام ورجاوند در روز خرداد از ماه فروردین متولد می شود، روز خرداد از ماه فروردین یعنی چه؟ زرتشتی ها اینگونه نبود که برای ایام و روزها هفته داشته باشند شنبه یک شنبه دو شنبه بگویند و اینگونه نبود که بگویند روز اول روز دوم و روز سوم، شماره هم نمی گذاشتند اسم داشت روزها، 30 روز ماه نام 30 ایزد، 12 ماه نام 12 ایزد، حالا بعضی هایشان ممکن است صفات اورمزد باشند ولی عمدتاً اسامی ایزدان متعدد و مختلف هستند روز خرداد روز 6 همه ماه ها است، اینها مثلاً در روز فلان ایزد خرداد ایزد چیست در جلسه گذشته عرض کردم پرتات خرداد ایزد آبها است، در روز خرداد از ماه خرداد جشن خردادگان می گرفتند، در روز تیر از ماه تیر  جشن تیرگان می گرفتند، حالا روز خرداد از ماه فروردین روزی است که می گویند این بهرام ورجاوند متولد می شود، حالا بروید در تقویم نگاه بکنید، تقویم جمهوری اسلامی هم تازه نام زرتشت ثبت شده باز می بینیم 6 فروردین تولد زرتشت هم هست، 6 فروردین قیام هوشیدر هم هست، تقریباً منجی ها و زرتشت و زمینه سازها یا قیام می کنند در این روز یا بدنیا می آیند در این روز،

مجری:

روز مهمی است برای زرتشت 6 فروردین

حجت الإسلام مصلح:

6 فروردین روزی است که، یعنی روز خرداد از ماه فروردین روز ظهور این منجی ها است

مجری:

هر سه در همین روز درست است؟

حجت الإسلام مصلح:

تقریباً هر سه یا عنوان شده یا اگر هر سه یا قیام شان یا تولد شان در این روز هست؛ خب پس بهرام ورجاوند طبق نقل متون متأخر در این روز به دنیا می آید از کابل استان یا از هندوستان به ایران می آید تا انرانیان را نابود کند، اینها نظر شان چیست؟ اینها باور شان بر این است که هر کسی به دین اینها باشد این ایرانی است، هر کسی به دین اینها نباشد انیرانی است، دشمن است موجود پستی است که باید نابود شود، دیویَسن است، دیو پرست است، این جناب بهرام ورجاوند می آید که دیوسنان را نابود کند، می آید که آتشکده ها را برپا کند می آید که دوباره دین زرتشتی را تقویت کند و مخالفین دین زرتشتی را با جنگ و جدال نابود می کند، اصلاً خود ایزد بهرام در باور زرتشتی ایزد جنگاوری است، نام بهرام و رهرام، یا ورثرغنه اسم اوستایی آن هست، ایزد جنگاوری است، مثلاً اینها می خواستند در جنگ باید سن و یشت بهرام داشته باشند، باید برای ایزد بهرام قربانی بکنند، این بهرام را می گویند از نسل کیان است، اینکه این بهرام نشانه هایش چیست و بعد این بهرام تطبیقش به چه کسی است، اینها مسئله است

مجری:

و چکار می کند به چه شکل زمینه سازی می کند نکات مهمی است

حجت الإسلام مصلح:

بله، خب نشانه های این ظهور این بهرام ورجاوند چیست؟، یک در آن دوره که بهرام ورجاوند می خواهد ظهور بکند یکی از نشانه هایش این است که رومیان خروج می کنند، روم هم کنایه از غرب است، غربی که امروز ما می شناسیم آن دوره به عنوان رومیان می شناختند، بعد نشان های دیگر آن بیشتر نشانه های آسمانی است، نشان های آسمانی چیست؟ می گوید شب روشنتر از باقی شب ها است، شب روشنتر می شود، هفت اورنگ، هفت اورنگ چیست؟ دب اکبر، ستاره های هفتگانه دب اکبر، جایگاه خودشان را رها می کنند می آیند وسط آسمان و به سمت خراسان جای می گیرند، دیگر می گوید نیک مردان و دستوران به بیچارگی رسند و خیرات به دست ایشان کمتر رود، دستوران چه کسانی هستند؟ دستور از نظر دین زرتشتی همان موبدان هستند، موبدان روحانیان ایران باستان بودند، کاهنان مغان، اینها دستور بودند، اینها می گوید به فقر می افتند، خیرات کسی به اینها نمی دهد، وضعیت آخر الزمان است، الآن هم واقع آن همین است، یعنی مثلاً جناب آقای خورشیدیان که چند سالی ریاست انجمن زرتشتیان را به عهده داشت از لحاظ موبدی آنچنان درآمدی ندارند و لذا ایشان چشم پزشک شده دیگران شان کارهای دیگری دارند و دیگر از لحاظ دینی و ممر و معاش دینی ندارند، قبلاً داشتند

مجری:

خیلی کمتر شدند استاد همین کمتر شدن شان باعث می شود وجوهات کمتری هم به دست شان برسد

حجت الإسلام مصلح:

و دیگر اینکه بالأخره نذر و نذورات کم می شود

مجری:

اعتقادات مردم کم می شود، منظور شان این است

حجت الإسلام مصلح:

بله، بدان بر نیکان افسوس کنند و خیرات و مزد نکنند، مراد احتمالاً است که نیکان افسوس بدان را می خورند، و از اینطرف هم نه خیری نه مزدی، هیچ خیراتی هم به آنها نمی رسد؛ مردم با یکدیگر کین و عداوت و حسد برند، اینها همه علائم آخر الزمانی است مشابه داریم در اسلام از اینطور اتفاقات که مثلاً مردم در آخر الزمان دچار کینه و دچار عداوت حسد و فساد می شوند؛ جوانمردان را بیماری ها و نکبت ها و آفت ها از سوی ایزد عزّاسمه بیشتر رسد، عزّاسمه در منابع پهلوی چکار می کند؟ کلمه عربی است، خیلی جا ها نشان می دهد که منابع زرتشتی، حالا من باید اول طرح منابع زرتشتی می کردم حالا ان شاءالله بعد خدمت تان عرض می کنم، منابع زرتشتی، منابع متأخر زرتشتی، تحت تأثیر منابع اسلامی قرار گرفتند اینها در دوره اسلامی نوشته شده، خیلی از آثار و جریانات آخر الزمانی که ما به عنوان پیشگویی ها به عنوان مکاشفه ها در این متن ها می خوانیم، اینها اینطور نیست که در صدر مربوط به دین زرتشتی بوده باشد.

شخصیت دیگری هست به نام پشوتن

مجری:

نفر دومی که باید زمینه سازی بکند

حجت الإسلام مصلح:

بله، من بهرام ورجاوند را تطبیق هایش را هم بگویم، بهرام ورجاوند چه کسی است؟ نیامده نه بهرام ورجاوند پیدا شده، نه جناب هوشیدر آمده تا حالا، اینها منتظر چه کسی هستند اول؟ مری بویس یک تطبیق خیلی جالبی دارد می گوید بهرام ورجاوند می دانید چه کسی هست از نظر زرتشتی ها؟ بهرام گور، بهرام پنجم در دوره ساسانی، شما از بهرام گور چه چیزی شنیدید از او؟ چرا به او می گویند بهرام گور،

بهرام که گور می گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

شعرا خیام و دیگران از او خیلی یاد می کنند

مجری:

به عنوان یک جانی و قاتل که افراد را راهی گورستان می کرده

حجت الإسلام مصلح:

اینگونه از او یاد نمی کنند، چطور یاد می کنند؟ بیشتر شعرا گور را به معنای گورخر می گیرند، که این شکار گورخر می کرده، و شکار گورخر جریانش چیست؟ مثلاً تعریف می کنند تیری زد شیر و گوری به هم پیوند خوردند و همواره گورخر شکار می کرد، تفریح این آدم شکار گورخر بوده، طبق نقلی که شعرا به ما گفتند و می گویند در آخر هم رفت شکار گورخری و آن گورخر هم تیز پا بود می رفت و این هم رفت دنبال او، افتاد در یک باتلاقی و مادرش پول داد که حداقل جسدش را در بیاورید از این باتلاق، جسد شاه را در بیاورید، تمام آن باتلاق را لایه روبی کردند جسد بهرام گور نبود، و لذا از اینجا برای او چه می تراشند؟ غیبت، او غایب شد او رفت

مجری:

که بعد رجعت کند دوباره

حجت الإسلام مصلح:

احسنت حالا منتظر او هستند، ایرانی ها منتظر هستند این آدم برسد، اما واقع قضیه وقتی تاریخ را می خوانیم می بینیم خیلی فاصله دارد با این حرف شعرا، بهرام گور کسی است که پدرش به واسطه ملاطفتی که با مسیحی ها داشت، اجازه می داد مسیحی ها دین خود شان را داشته باشند در ایران، با آنها مهربانی می کرد، خب زرتشتی ها جسد ها را چکار می کردند؟ جلسه گذشته گفتم، می دادند لاشخور بخورد، جسد های زرتشتی را باید لاشخور بخورد، چهار عنصر مقدس است نباید آلوده بشود و لذا نه اجازه داری با آب بشویی نه اجازه داری آتشش بزنی، نه اجازه داری دفنش کنی، چکار بکنم؟ بده لاشخور بخورد، این وضعیتی بود که  دین زرتشتی داشت

مجری:

سخت است استاد الآن این کار را می کنند زرتشتی ها؟

حجت الإسلام مصلح:

نه از دوره رضا شاه، رضا شاه ممنوع کرد، رضا شاه در دخمه های شان را تخته کرد به واسطه آن سیگنالی که مستشرقین برایش فرستاده بودند که ما داریم تلاش می کنیم این دین یک شکل و شمایل دیگری پیدا کند، اینها کاری می کنند که  ملت مشمئز می شوند از این آیین، و لذا رضا شاه دستور داد که دیگر اجازه دخمه گذاری ندارید، رفتند ه سمت اینکه بگذارند در مایکروویو بگذارند رفتند به سمت اینکه کارهای دیگر بکنند در آخر همان شد سنت دفن کردن، اول گهن می گذاشتند روی چهار پایه آهنی مثل برانکارد می خواباندند مرده را بعد لحد می گذاشتند که مثلاً با خاک آلوده نشود، کم کم دیگر اینها هم کنار رفت و واقع قضیه این است که دیگر آن چهار عنصر مقدس است دیگر معنا ندارد در کیش زرتشتی.

خب بهرام گور، پدر بهرام گور با اینها خوب تا می کرد، می گفت ما مرده هایمان را می دهیم لاشخور بخورد شما اجازه داری به دین خودت مرده ات را دفن بکنی، موبدان به گفتند بزهکار از بین برنده دین و به آنها برخورد و لذا موبدان آن شاه را کنار زدند پسر او را جایش نشاندند به او گفتند حواست باشد اگر مثل پدرت باشی دین زرتشتی را تباه کنی و اعتنا نکنی تو را هم پس می زنیم، این چکار کرد؟ دستور داد تمام کسانی که در دوره پدرش از مسیحیان دفن شده بودند همه را از گور در بیاورند و در مقابل آفتاب در روی تخته سنگ ها بیندازند و لذا بهرام گور کن هست، نه بهرام گورخر کش که شعرا به ما گفتند

مجری:

کدام روایت موثق تر است به نظر شما استاد؟

حجت الإسلام مصلح:

این روایت تاریخی است، آن اسطوره است

مجری:

شاید آن کار را هم انجام می داده، مثلا ً شکار گورخر هم می رفته ولی آن منافاتی با این یکی روایت ندارد

حجت الإسلام مصلح:

بله ممکن است، ولی این جنس مشخص تر و مبرهن تر است که اینها دنبال چه کسی می گردند منتظر هستند چه کسی بیاید؟ یک کسی که متصلب باشد، یک کسی که به دین زرتشتی اینگونه پایبند باشد، و بیاید دوباره همان آئین های موبدان و مغان را زنده کند، این جنس یک باور به زمینه ساز است، باز هم نیامد حتی در دوره صفویه زرتشتیانی که در هند بودند، به زرتشتیانی که در ایران ساکن بودند، نامه زدند به هم که این بهرام ورجاوند چه زمانی می آید ما منتظر او هستیم، ما حساب و کتاب کردیم باید برسد الآن، نرسید در دوره ای که انتهای قاجار شد و رضا شاه آمد که به تخت سلطنت بنشیند بعضی از زرتشتی ها، حالا به هدایت استعمار گر بوده به هدایت چه کسی بوده این حرف را زدند تطبیق دادند با رضا شاه، گفتند این بهرام ورجاوند است، این کسی است که می تواند دین زرتشتی را احیاء بکند، گفتند مادرش از زنان زرتشتی بوده بعضی گفتند نسلش از زرتشتیان گرجستان بوده آمده به ایران، و یک طوری تطبیق دادند که این همان است که از کابل استان و از هندوستان می خواست بیاید دین زرتشتی را احیا بکند، و انصافاً هم واقع قضیه این است که رضا شاه تلاش هایی کرد، زمینه را داشت فراهم می کرد به اینها درخواست داد که برگردید به وطن تان، شما ایرانی بودید، و از آنها مطالباتی کرد نریمان پارسی اینها را نقل می کند که رضا شاه چه زمینه هایی را برای اینها فراهم کرد، به هر حال آنچه که در متن زرتشتی آمده که یک کسی با قدرت نظامی بلند می شود می آید به ایران و این دین زرتشتی را احیا می کند، این انجام نشد، این اتفاق نیفتاد. زمینه ساز دیگری که منتظر او هستند پشوتن هست، پشوتن چه کسی هست؟

مجری:

استاد عذر می خواهم زمینه ساز اول را توضیح دادید جناب بهرام گور بودند زمینه ساز دوم ظهوری که در دین زرتشت اشاره شده را باهم از زبان استاد خواهیم شنید، استاد اشاره کردید به اینکه زمینه ساز دارند مثل ما شیعیان که اعتقاد داریم که زمینه سازان موعود افراد خاصی هستند، شما دو نفر را فرمودید که وجود دارند در دین زرتشت، یکی را کامل توضیح دادید جناب بهرام بود ایشان نفر دوم را در خدمت شما هستیم

حجت الإسلام مصلح:

پس بهرام ورجاوند را دیدیم که رجعت می کند، یعنی قبلاً در دوره ساسانی این شخصیت شاه ایران بوده شاه ساسانی بوده بهرام پنجم بوده، باز می گردد زنده می شود یا غایب بوده، بر می گردد، پشوتن هم همینطور است، این زمینه ساز هم جزء نامیرایان هست، جزء کسانی که نمردند و نامیرا از همان دوره زرتشت بوده، پشوتن کیست، پشوتن فرزند گشتاسب است، فرزند گشتاسب یعنی چه؟ یعنی همان شاهی که زرتشت رفت پیش او و گفت «إنی رسول الله الیکم» بعد گفت چند تا خصوصیت و ویژگی به ما بده، به پشوتن نامیرایی دادند که بماند و در دوره هوشیدر دوباره برگردد، پس در هزاره نخستین وقتی که بهرام ورجاوند آمد قبل از هوشیدر زمینه را در حدود 30 سال فراهم کرد بعد از بهرام ورجاوند که از لحاظ نظامی زمینه را فراهم کرده آن کسی که از لحاظ دینی می خواهد مردم را محیای دین بهی و دین زرتشتی بکند چه کسی است؟ پشوتن هست، پشوتن بیشتر روی مؤلفه های دینی تمرکز می کند و دین را می خواهد زنده بکند، این هم از دودمان کیانیان هست، کیانیان شاهانی که امروزه می گویند جزو اساطیر هستند و اصلاً اینها واقعیت خارجی نداشتند ولی تا صد سال پیش، چنین گمانی نبود، یعنی باور عمومی مردم این بود که کیانیان شاهان این سرزمین هستند و چیزی به نام هخامنشی صد سال پیش ما نداشتیم و این پشوتن جزء خاندان کیانی است، از کجا ظهور می کند؟ کنگ دژ یک دژ هفت لایه ای که در این دژ نامیرایان منتظر هستند، مثل غار اصحاب کهف موقع آن که بشود اینها بر می گردند و برای یاری هوشیدر خودنمایی می کنند یعنی خود شان را ظاهر می کنند به دیدار هرمزد می رود و جناب پشوتن کسی است که با 150 مردی که به دین او پرهیزگار هستند، مطابق دین زرتشتی پرهیزگار هستند با جامه سمور سیاه بر تن، 150 نفر لباس سیاه بر تن او را یاری می کنند در این احیای دین و بتکده ای که مثلاً در ایران دیو یسنان داشتند، دیو پرستان داشتند کسانی که به دین زرتشتی نبودند داشتند این را بر می کنند به جای آن چه می گذارند؟ آتشکده بنا می کنند، یعنی جنس باور باز برمی گردد به باور های زرتشتی، نباید انتظار داشته باشیم که موعود شان بیاید و توحید را بیاورد اینها اگر موعودی هم باور دارند باید همان سنت های مغانی و موبدانی را احیا بکند، سنت هایی که از منظر ما جایگاهی ندارد، آتش را برپا می کند آتشکده ها را سر و سامان می دهد این دومین شخصیتی است که ما با آن مواجه هستیم و زمینه سازی می کند، شخصیت های دیگری هم هستند، مثلاً آب و گیاه و آتش از ظلم مردم گله می کنند به هرمزد، به اهورا مزدا که ما را نجات بده از دست این مردم، اهورا مزدا می رود سراغ روح فریدون که ای روح فریدون، ای فَرَوَهَر فریدون تو باید بروی، روان فریدون می گوید من خسته هستم و نمی توانم بلند شوم، بروید سراغ گرشاسپ، گرشاسپ ر می روند سراغش گرشاسپ دوباره بر می گردد و باز این هم جزو کسانی هست که رجعت می کند، گرشاسپ پهلوان دوره کیانی است رجعت می کند و با ضحاک می جنگد، پس رجعت نه تنها برای خوب ها است که ضحاک هم آمده، ضحاک آمده از آن طرف ظلم را به تمامه دارد رواج می دهد، تمام داستان ها داستانهایی است که باید در اساطیر دنبال آنها بگردید، امروزه کسی باور ندارد که این اساطیر داستان های تاریخی هستند، ضحاک که در دوره فریدون، فریدون او را شکست داده بود و نابود کرده بود، اینبار فریدون حواله می دهد به گرشاسپ، که گرشاسپ برود و او را شکست بدهد، گرشاسپ می آید ضحاک را شکست می دهد، پس بدترین انسان ها بر می گردند بهترین های زرتشتی هم بر می گردند، ضحاک نمود بدترین است، گرشاسپ و فریدون و پشوتن و اینها نماد بهترین ها هستند، شکستش می دهند یکی دیگر از کسانی که باز هم بازگشت دارد، معمولاً اینها دو وجه حکومت داری هستند، غیر از خوب و بد حکومت داری برای یکی است دین مداری و دین داری برای یک کس دیگر است

مجری:

سیاست را از دین جدا می کنند اینها

حجت الإسلام مصلح:

تقریباً یک چیز در این مایه ها یعنی دین را می دهند به شاهان، یا جنگ آوری برای بهرام است دین آوری برای پشوتن است، جنگ آوری برای گرشاسپ است دین آوری برای هوشیدر و هوشیدرماه است، باز در دوره آخر شوسیانت که می آید شاه را یک کس دیگر می کند حکومت را می دهد به کی خسرو، کی خسرو هم بر می گردد، کی خسرو می شود شاه هفت کشور، اینها جزء کسانی هستند که رجعت می کنند و دین زرتشتی را می خواهند دوباره احیا بکنند در متون سنتی متأخر زرتشتی.

مجری:

خیلی جالب است، استاد حالا به این مرحله رسید این روایت هایی که دارد مطرح می شود خیلی جالب است یک اشاره ای کردید در قسمت اول برنامه به این بحث روایت های مختلف و متنوع و جالب دین زرتشت، یک مقدار این را بیشتر برای ما توضیح بدهید، اینها از کجا سر چشمه می گیرد؟ شما یک کلمه ای را اشاره کردید که در روایت های شان به زبان عربی هست و در ادامه هم فرمودید که در زبان های بعدی از دین اسلام اینها استفاده کردند، یک مقدار این بحث را برای ما توضیح بدهید که اصل روایت ها از کجا آمده توسط چه افرادی و در چه زمان هایی این داستان ها و روایت ها ساخته شده.

حجت الإسلام مصلح:

بسیار خب منابع زرتشتی  دو دسته است، به یک بخش می گویند اوستایی، می گویند اوستا، می گویند متن اولیه عمدتاً زرتشتیان باور داشتند که همه این متن کتاب زرتشت است، همه این کتاب، کتاب زرتشت است یک بخش دیگر هم هست متونی که در دوره های اسلامی نوشته شده در دوره های پسین نوشته شده، در دوره ساسانی نقل شده، در دوره اسلامی نوشته شده، تمام متن ها در دوره اسلامی نوشته شدند حتی خود اوستا نسخه هایی که در دست ما هست این نسخه ها مربوط به  قرون 13 و 14 میلادی هست مربوط به دوره قرن7-8 هجری هست ما نسخه ای که مربوط به دوره قبل از اسلام باشد اصلاً نداریم از دین زرتشتی و اصلاً سنت دین زرتشتی سنت شفاهی بوده، سنت سینه سپاری بوده، پدران به پسران شان نقل می کردند، پسران به نسل بعد نقل می کردند و می گفتند این اوراد مقدس است، اصلاً ما ایزد قلم در ایران نداریم، در باورهای ایرانی نداشتیم، در بین این باورمندان به دین زرتشتی ولی در میان کیش های بین النهرینی باستان شان و دین های مشرکانه شان ایزد قلم هم داشتیم ما ایزد میثره داریم، ایزد ورد خوانی داریم ولی ایزد نوشتار نداریم، نوشتن در سنت زرتشی یک کار اهریمنی شمرده می شد، اینها قدرت اهریمن بوده و این علم، علم اهریمن بوده در باور زرتشتیان، در باور ایرانیان باستان، و لذا زرتشتی ها اهل قلم نبودند، اهل نوشتن نبودند، اهل سینه سپاری بودند.

مجری:

پی هیچ چیز از آن دوره مستند نیامده به این سمت

حجت الإسلام مصلح:

 به عنوان مکتوب نیامده، نمی توانیم بگوییم سنت شفاهی هیچ استنادی نمی شود به آن کرد، حالا توضیح آن را خواهم داد، ولی مکتوب نه، ما تا قبل از دوره اسلامی مکتوب نداشتیم؛ پس متن هایی را داریم با عنوان اوستا متن هایی را داریم خیلی متأخر تر هستند تفسیر اوستا هستند، به آن می گویند زند اوستا، پازند، یعنی تفسیر تفسیر، زند یعنی تفسیر یعنی شرح.

منابع اوستایی چه هستند، اوستا پنج تا بخش دارد، یسنا، بعضی اسم دختران شان را امروزه می گذارند یسنا یعنی نیایش یکی از بخش های اوستا است به معنای نیایش، به معنای ستایش، به معنای قربانی کردن، البته قربانی کردن برای ایزدان و خدایان ایران باستان، یک بخش دومی داریم از اوستا به آن می گویند یشت ها، یشت ها بلند ترین بخش اوستا است و تمام ایزدان ایران باستان در یشت ها ستایش می شوند پرستش می شوند، و این یشت ها تقریباً پرستش همه ایزدان ایران باستان است، وضعیت یک وضعیت مشرکانه ای است، وضعیت وضعیت توحیدی نیست در اوستا، سومین بخش اوستا ویسپرد هست که آن هم باز نیایش ردان نخستین از آفرینش اهورایی، چهارمین بخش اوستا بخش فقهی اوستا است و جغرافیای اساطیری که وندیداد نام دارد، و پنجمین بخش خرده اوستا است که، آنچه که یک مؤمن زرتشتی یک باورمند زرتشتی به آن نیاز دارد مثل ارتباط با خدایی که در هر خانه ای باید باشد، صبح تا شب آدم مراجعه می کند نماز هایش نافله هایش، چیزهایی که با آن سر و کار دارد، اینها هم همین است اوراد ضروری که هر کسی با آن سر و کار دارد به آن می گویند خرده اوستا جمع کردند در یک اوستای کوچک، خرد، خرد یعنی کوچک، از میان این اوستا در یسنا در یک بخشی از یسنا، هم یسنا هم یک بخشی از یسنا به نام گاهان، گاثاها، گاتاها، امروزه، مارتین هاوگ این حرف را زد که فقط گاتاها کتاب زرتشت است، م گوید من زبان شناس هستم، ای زرتشتی ها چرا شما خیال می کنید همه اوستا کتاب زرتشت است، بخش کهن اوستا از لحاظ زبان شناسی گاثاها، گاتاها، گاهان هست شما باید برگردید به این کتاب الباقی متون شما ساخته پرداخته مغان و موبدان در طول تاریخ هست، چه کسی می گوید؟ مارتین هاوگ یهودی به آنها می گوید و لذا به آنها می گوید دست بردارید از تمام متون زرتشتی، هم در گاهان که بخش کهن اوستا است ما با باور به منجی مواجه هستیم، ولی خیلی مبهم، هم در یسنا، هم در یشت ها، هم در ویسپرد، در این منابع اوستایی ما باور به منجی و موعود را می بینیم منتهی به چه صورت می بینیم؟ عمدتاً همین واژه سوشیانت در همه اینها آمده، یا به صورت مفرد یا به صورت جمع، سوشیانت ها را می ستایم، یا سوشیانت را می ستایم همین، خبری از آن نیست که حالا این سوشیانت چه کسی هست، سوشیانت ها چه کسانی هستند، آنها را در منابع بعدی مواجه می شویم، منابع بعدی منابع پهلوی و فارسی هستند یعنی به زبان فارسی میانه، زبان فارسی میانه را می گویند پهلوی، پهلوی ساسانی به این زبان نوشته شدند، یا فارسی که ما امروز با آن صحبت می کنیم  به این زبان هم ما داریم، پس متون مکاشفه ای این شرح ها، این توصیف های از باور به منجی مربوط به خود اوستا نیست، مربوط به متونی است که در دوره اسلامی نوشته شدند، همینجا باید با مقایسه ای که انجام می دهیم، با دوره ای که اینها نوشتند یک بررسی مقایسه ای آدم بکند می بیند که تمام متون زرتشتی متأثر از متون اسلامی شدند باورهای اسلامی، باورهای ادیان ابراهیمی را به خود گرفتند، هم در بهمن یشت، هم زند بهمن یشت، جاماسب نامه، یادگار جاماسبی، زراتشت نامه، بندهش یک بخشی در رابطه با باور به منجی دارد کتاب دینکرد، یک بخشی در رابطه با باور به منجی دارد، روایات پهلوی باور به منجی را مطرح کردند و چند کتاب دیگر قطعاتی را ما پیدا می کنیم که این داستان آخر الزمانی باور به منجی در آن ذکر شده.

مجری:

خیلی هم عالی، خیلی متشکرم استاد، خیلی جامع و کامل  البته صریح توضیح دادید چون ما زمان زیادی هم نداشتیم، به لحظات پایانی برنام می رسیم ما اینجا جا دارد مثل هفته گذشته که من اشاره کردم که باید خدا را شکر کنیم و واقعاً حمد و سپاس خداوند را بجا بیاوریم بابت این نعمتی که به ما داده اند، اعتقادات منطقی و عاقلانه ای که در دسترس ما قرار گرفته و عموماً هم به دنیا آمدیم و اینها را داشتیم، یعنی تلاشی هم نکردیم خیلی وقت ها وقتی که این روایت های عجیب و جالبی که شما توضیح دادید را می شنویم بیشتر باید خدا را شکر و  الحمد الله را برای خود مان تکرار کنیم؛ خیلی متشکرم خیلی لطف کردید دعوت ما را پذیرفتید اینجا حضور پیدا کردید و همچنین شما بیننده های عزیز که تا این لحظه برنامه خود تان را دنبال کردید تا هفته آینده که باز هم ما این بحث را ادامه خواهیم داد و پیشنهاد می کنم حتماً این برنامه را دنبال کنید در هفته آینده، به بخش های جالب تر می پردازیم همه شما بیننده های عزیز را به خداوند بزرگ و منان می سپارم، خدا یار و نگهدار تان.


آفتاب یلدا>

موعود ، زرتشت ، منجی ، اسکندر ، توحید ، ایران ، زمینه سازان ظهور ، رومیان ، موبدان ، رجعت ، هخامنشیان ، کیانیان ، اوستا ، باستان ، یسنا ،