آینه تاریخ

قسمت شصت و هفتم برنامه آینه تاریخ با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر جباری


 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:13/08/1401

برنامه: آینه تاریخ

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

با ذکر صلوات آرزومندیم که آقا امام عصر نگاهی به ما بکند و برنامه آینه تاریخ را خدمت شما عزیزان تقدیم می کنیم و عرض سلام و ادب و احترام داریم در ابتدای برنامه، و آرزوی ما در این ساعت و در هر ساعت دیگری فرج آقا امام عصر هست و دعای خاصه ما تعجیل در فرج آقا امام عصر(عج) است، در شب وفات حضرت فاطمه معصومه (س) خدمت شما رسیدیم و این برنامه را تقدیم تان خواهیم کرد، عرض تسلیت خدمت شما و همه عزیزانی که ارادت دارند به خاندان اهل بیت طهارت و بخصوص کسانی که مجاور حضرت معصومه (س) هستند و بالأخره ایشان ولی نعمت ما است و ما جیره خوار ایشان هستیم، و عرض می کنیم

عمه سادات سلام علیک

روح عبادات سلام علیک

می دانید که قبر شریف حضرت فاطمه معصومه (س) در قم هست و از طریق کرامت و تشرفاتی که شده بخصوص در خصوص آیت الله سید محمود مرعشی پدر بزرگوار مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، هدایت شده ایشان در آن زحمتی که کشیدند و خواسته بودند که قبر شریف حضرت فاطمه زهرا (س) را خدمت ایشان نشان بدهند، اشاره کردند و ایشان را هدایت کردند به قم و شاعر در این وصف می گوید که

آن قبر که در مدینه شد گم

پیدا شده در مدینه قم

آینه تاریخ با حضور جناب استاد جباری، استاد حوزه و دانشگاه متخصص مباحث تاریخ و سیره در خدمت ایشان هستیم و ان شاءالله تقدیم حضور تان می شود استاد سلام وقت شما بخیر عرض تسلیت داریم خدمت شما

استاد جباری:

علیکم السلام و رحمة الله، بسم الله الرحمن الرحیم، متقابلاً عرض سلام و  ادب و تسلیت دارم حضور شما جناب آقای غضبانی و شما بینندگان عزیز این برنامه ان شاءالله که همیشه مؤید و موفق و سربلند و پیروز باشید و تسلیت عرض می کنم رحلت حضرت فاطمه معصومه (س) ولی نعمت همه ما شیعیان و بخصوص کسانی که در زیر سایه آن حضرت در شهر قم افتخار این را دارند که زائر آن حضرت باشند و همه ما می توانیم در همه آنات و لحظات یاد کنیم آن حضرت را زائر آن حضرت باشیم با سلام به محضر آن حضرت و طبیعتاً پاسخ را از روی کرامت خواهند داد به همه دوستداران و محبین شان، شخصیت بسیار برجسته و بزرگوار از اولاد معصومان (ع) که در جایگاه عظمت و مقام او هیچ تردیدی نیست.

مجری:

خیلی متشکریم که تشریف آوردید وقت گذاشتید ان شاءالله بتوانیم در خدمت شما ساعات خوبی را داشته باشیم و همچنین برای حضرت عالی و بینندگان این ساعات جزء صالح اعمال ثبت بشود و با عنایت آقا امام عصر پر برکت باشد ان شاءالله، استاد حالا این خارج از سؤالات بینندگان هست، ابتدا یک اشاره بفرمایید از نظر تاریخی وفات هست یا شهادت، چو از نظر عقیده و کلام که هر کسی در حب اهل بیت باشد مات شهیدا است، این از نظر تاریخی هم همانطور که شما اول اشاره کردید رحلت هست وفات هست شهادت نیست.

استاد جباری:

بله البته تعبیر وفات یا به تعبیر فارسی تر رحلت در متون و منابع تاریخی و روایی اعم بکار می رود، حالا تصور نشود که احیاناً اگر درباره کسی واژه وفات بکار رفت الزاماً مرگ طبیعی است، چون حتی درباره امیرالمؤمنین (ع) که سنی و شیعه اتفاق نظر دارند که به شهادت رسید در متون تاریخی گاهی تُوُفیَ دارد، واژه وفات بکار رفته، این یک نکته که می خواستم خارج از این بحث عرض بکنم، و شبیه آن هست مثلاً خود اهل سنت درباره عثمان واژه وفات بکار برده اند در روایات شان با اینکه او را کشتند، و از جهت تاریخی هم قطعی است که کشته شد به مرگ غیر طبیعی، اما راجع به حضرت معصومه (س) اگر بر اساس متون و نصوص و منابع تاریخی بخواهیم پیش برویم گزارشی درباره مگر غیر طبیعی نداریم، از جمله کهن ترین  منابعی که درباره آن حضرت سخن گفتند، همین کتاب تاریخ قم هست که یادم هست سال قبل هم در همین ایام کتاب را آوردیم و گزارش مرحوم حسن بن محمد بن حسن قمی متوفای 383 در تاریخ قم این را خواندیم که حضرت معصومه در قم در خانه موسی بن حزرج که 17 روز بعد از ورود به قم باز طبق تصریح همان تاریخ قم اقامت داشتند بعد از ورود به قم و بعد از دنیا رفتند و  کیفیت دفن آن حضرت در آن باغی که بابلان معروف بود که الآن حرم مطهر حضرت است دفن شد به واسطه دو سوار ناشناسی که نقاب به صورت زده بودند و از راه بیابان آمدند و دفن کردند حضرت را که حدس زده می شود که حضرت علی بن موسی الرضا (ع) باشد، به طی الأرض حضرت تشریف آوردند و حالا همراه آن حضرت معلوم نیست چه کسی بوده، و این کتاب هست مستند ما در آنجا بحث شهادت مطرح نیست، و در متون متأخر هم باز به همین ترتیب، یعنی در منابع متأخر تر، بحار مرحوم مجلسی یا منابع دیگر بحث شهادت مطرح نکردند، و  دو احتمال می رود، یک احتمال که بعضی مطرح کردند این است که اصلاً خداوند متعال مقدّر کرده بود با از دنیا رفتن و دفن شدن حضرت معصومه (س) در یک بستر بسیار آماده ای به نام شهر قم فضا آماده بشود برای برکاتی که از این مرقد مطهر در آینده ظاهر می شود یک مرکز عظیم علمی خواهد شد، بستر آماده که عرض کردم یک قرن تقریباً تشریف آوردن حضرت معصومه (س) به قم، قم داشت آماده می شد، یعنی با ورود اشعری ها و ارتباطاتی که شیعیان خالص اهل بیت با ائمه (ع) داشتند یک بستر خوبی برای یک جامعه محض و  خالص شیعی در قم فراهم شد، و همین منجر شد به اینکه  حضرت معصومه به اینجا تشریف بیاورد، خود حضرت هستند پرسیدند وقتی که در ساوه بیمار شدند، پرسیدند که تا قم چقدر راه هست و مسیر را گفتند و خود حضرت طلب کردند به قم بروند چون قم یک زمینه این چنینی در آن وجود داشت و مزید بر علت شد دفن حضرت معصومه در قم، یک شخصیت بزرگوار پاک از اولاد امام کاظم و خواهر ابوینی امام رضا (ع) در مادر و پدر هر دو مشترک بودند و لذا مورد عنایت امام رضا (ع) بود، روایاتی که درباره حضرت معصومه از امام رضا، امام جواد اما صادق رسیده بود به هر حال همه جلالت قدرش را می دانستند لذا یک مرکزی شد برای حضور شیعیان در قم، لذا بعضی گفتند که خداوند مقدر کرد که آن حضرت در اینجا از دنیا برود به مرگ طبیعی با فاصله اندکی با بیماری که حضرت عارض آن شده بود چون تصریح تاریخ قم هست بیمار شد و  بعد به قم آورده شد بعضی هم بر اساس اینکه سن حضرت، سن بالایی نبود کمتر از  30 سال بود حدود 28 سال در 28 سالگی بنابر ولادت شان در سال 173 در 201 از دنیا رفت، 28 سال بیشتر نداشتند، لذا با توجه به حساسیت بنی العباس و شیطنت ها و دسایسی که داشتند از جمله خود مأمون، مأمون عباسی در ظاهر امام رضا را برده برای ولایت عهدی و در واقع کارهای خودش را در خفا انجام می دهد، در حد احتمال و حدس هست که ممکن است سوء قصدی شده باشد اما آنچنان پنهان بوده که در تاریخ هم ثبت نشده، اما به هر حال یک مستبعداتی هم ممکن است این داشته باشد چون در قم بود در خانه موسی بن خزرج بود اینکه چگونه سوء قصد شده مسمومیت بوده یا امثال اینها همه در حد احتمال هست.

مجری:

خیلی متشکرم از این پاسخ دقیقی که فرمودید، استاد سؤال شده که آیا روایت یا روایاتی از حضرت فاطمه معصومه (س) از معصومین هم به ما رسیده یا نه؟ یعنی ایشان ناقل آن روایت باشند

استاد جباری:

اگر کسی با مقدماتی که اشاره کردم، شخصیت و جایگاه حضرت معصومه (س) را لحاظ کند طبیعتاً انتظار می رود این بانوی بزرگواری که فرزند امام معصوم، خواهر ابوینی امام معصوم و عمه امام معصوم هست، اینکه می گویم عمه چون تا حدود 6 سالگی امام جواد (ع) حضرت معصومه در مدینه است طبیعتاً اگر امام رضا (ع) به مرو تشریف بردند فرزند شان امام جواد که امام در طفولیت هم خدا به او آن علوم را عطا می کند بهرمند بوده از محضر مقدس امام جواد، همینطور قبل از آن، از قبل از سال 200 هجری که امام رضا (ع) تا 200 هجری در مدینه تشریف داشتند مثل فاطمه معصومه از مثل امام رضایی می شود اخذ حدیث نکرده باشد، کسب علم نکرده باشد و طبیعتاً فاطمه معصومه مورد مراجعه زنان در مدینه بوده و اینها که شاخص بودند در میان اولاد معصومان (ع) مورد مراجعه شیعه و غیر شیعه بودند از بانوانی که نیاز به پرسش مسائل داشتند، لذا توقع می رود که روایات متعددی از فاطمه معصومه (س)  نقل شده باشد اما خب عوامل این اقتضاء جایگاه آن حضرت است اما متأسفانه عواملی که در تاریخ عارض شد بر جامعه فرهنگی شیعی از جمله آن جو خفقان و فضای سختی که بود و روایات معصومان حتی به درستی نقل نمی شد به فراوانی نقل نمی شد، چه رسد به امام زاده ها، و از آن طرف هم  منابع روایی که بسیار از آنها از بین رفت و در جاهای مخفی که شیعیان آنجا قرار می دادند همان نمونه اش همان جریان  محمد بن ابی عمیر هست، محمد بن ابی عمیر  در زمان امام کاظم (ع) وقتی که هارون دستور دستگیری اش را داد و گرفتند بردند زندانی اش کردند شکنجه اش کردند صدها تازیانه به او زدند در حدی که نزدیک بود ببرد و به یک از شیعیان گفت که حواست باشد یک وقت لو ندهی اصحاب امام را در حالات او هست که منابع حدیثی در روایات یک شخصیت بسیار برجسته ای بود و روایاتی را از امام صادق و امام کاظم (ع) شنیده بود، وقتی که اینها را دستگیر کردند اهل و خانواده اش را بردند مخفی کردند، این کتاب هایی که نوشته بود احادیثی که نوشته بود و در اثر باراش باران و آب خوردن و اینها اینها از بین رفت، محو شد بسیاری از جوهر و مرکب آن زمان دوام لازم را نداشت برگشت و اینها را دید قابل استفاده نیست لذا روایاتی که از حفظ داشت آنها را همینطور نقل می کرد، یک فضای سختی بود که کتابهای شیعه و آزادی کتب اهل سنت نقل و منتقل نمی شد فضا قرن ها سخت بود برای شیعیان با حاکمیت خفای جور و لذا به همین جهت طبیعتاً احادیثی از حضرت معصومه (س)  هم نقل شده بود و از بین رفته الآن آنچه که مانده بسیار قلیل است شاید به عدد انگشتان یک دست مانده باشد، ولی یکی دو تا از آن شاخص هایش را یعنی آنهایی که معروف تر است از آن چند تا عرض می کنم، معمولاً این روایت را جزو احادیث مسلسلات ذکر می کنند، اصطلاحی است حدیث مسلسل یا متسلسل آن حدیثی است که  در سلسله سندش یک ویژگی مشترکی وجود دارد مثلاً اسامی افراد در آن سلسله سند همه یک اسم است، محمد یا احمد، یا فاطمه یا امثال اینها

مجری:

غیر از آن تعبیر سلسلة الذهب است

استاد جباری:

بله آن جدا است، آن سلسلة الذهب، سلسله سند، سند طلایی حساب می شود، چون همه معصوم هستند، حدیث مسلسل یعنی در یک جا مشترک هستند در این حدیث از دو جهت، بسیاری شان فاطمه هستند یا همه شان، پنج نفر به نام فاطمه نقل می کنند و افزون بر این هر کدام از عمه شان نقل می کنند، حالا حدیث را می خوانم سندش را معلوم می شود، سند حدیث هم در کتاب اسنی مطالب هست یکی از علمای اهل سنت به نام شمس الدین محمد بن محمد جزری، شمس الدین ابن جزری یکی از علمای اهل سنت شافعی است متوفای 833، یعنی قرن 8 و اوایل قرن 9 هست، کتابی دارد به نام اسنی المطالب، چاپ بیرون صفحه 49، در آن کتاب نقل کرده این را با سند خودش روایات اسنی المطالب فی فضائل سیدنا علی بن ابی طالب کرم الله وجهه، این تتمه عنوان است، از جمله روایاتی که در  فضیلت امیرالمؤمنین (ع) نقل می کند با این تعبیر است می گوید

«و الطف طریق وقع بهذا الحدیث و عقربه ما حدثنا به شیخنا»

لطیف ترین طریقی که برای این حدیثی که دنبال آن آمده می گوید این چیزی است که  شیخ ما خاطمة الحفاظ ابوبکر محمد بن عبدالله بن محب مقدسی مشافعتاً می گوید نقل کرد

«قال اخبرتنا الشیخ ام محمد زینب ابنت احمد بن عبدالرحیم المقدسیه»

باز ادامه دارد سند را می آورد تا به بکر بن احمد قصری و او نقل می کند از فاطمه بنت علی بن موسی الرضا می گوید

«حَدَّثَتْنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ عَلِی بْنِ مُوسَی الرِّضَا»

که از این حدیث و بعضی از احادیث دیگر بر می آید که امام رضا (ع) دختری به نام فاطمه داشته، گرچه در کتب تاریخی زیاد تصریح به اسم آن نکرده اما در احادیثی نامش آمده و لذا اینکه گفته شده که امام رضا (ع) تنها یک فرزند داشت آن هم امام جواد (ع) بود این درست نیست یک فرزند پسر داشت که امام جواد باشد، و این فاطمه بنت علی بن موسی الرضا نقل می کند می گوید

«حدثتنی فاطمة و زینب و ام کلثوم بنات موسی بن جعفر»

فاطمه دختر امام رضا نقل می کند از عمه های خودش، از سه تا از عمه هایش یکی همین حضرت معصومه (س) است و دیگری زینب و دیگری ام کلثوم، این سه دختران امام کاظم بنات موسی بن جعفر

«قلن»

اینها گفتند

«حدثتنا فاطمة بنت جعفر بن محمد الصادق»

حدیث کرد عمه ما فاطمه دختر امام صادق

 که خواهر امام کاظم می شد و او گفته که

«حدثتنی فاطمة بنت محمد بن علی»

او نقل کرده است از فاطمه دختر امام باقر

که باز عمه او می شود و او نقل کرده

«حدثتنی فاطمة بنت علی بن الحسین»

از فاطمه دختر امام سجاد

و او هم نقل کرده

«حدثتنی فاطمة وسکینة ابنتا الحسین بن علی»

دختر امام حسین (ع) از دو عمه اش نقل کرده، و آنها

«عن‌ام کلثوم بنت فاطمة بنت رسول الله»

از ام کلثوم که احتمال قوی است که مراد از ام کلثوم همان زینب کبری سلام الله علیها باشد، چون این کنیه برای آن حضرت هم بوده، و ام کلثوم دختر حضرت زهرا (س)

«عن فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه و آله»

از مادر شان فاطمه

پس سلسله سندی است که همه فاطمه هستند از فاطمه دختر امام رضا می آید تا فاطمه بنت رسول الله (ص) تا می آید می گوید فاطمه فرمود

«انسیتم قول رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یوم غدیر خم من کنت مولاه فعلی مولاه»

این تیکه را نقل می کند که حضرت به حالت نوعی عتاب و مآخذه به مردم می فرماید که آیا شما فراموش کردید روز غدیر خم را که پیامبر فرمود «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» این بخشی است از سخنان فاطمه (س) و تفصیل این سخنان حضرت در کتاب کفایة الأثر خزاز قمی آمده، در یک نقلی از محمود بن لبید که، حالا چون کم کم به ایام فاطمیه هم نزدیک می شویم حضرت زهرا (س) طبق همان نقل کفایة الأثر بعد از رحلت رسول خدا (ص) مستمراً می رفتند کنار قبور شهدا و  قبر حمزه (ع) و می گریستند و زیارت می کردند این محمود بن لبید می رسد خدمت فاطمه (س) و سؤال می کند که

«هل نص رسول الله إلی علی بالإمامة او بالخلافة»

آیا پیامبر نسبت به امامت علی نصی داشت تصریحی کرد؟

که حضرت بر می آشوبد و ناراحت می شود می فرماید

«و اعجبا اعجبا انسيتم يوم غدير خم؟»

عجب شما مگر روز غدیر خم را فراموش کردید؟

 که این هم می گوید که آن یادمان هست اما می خواهم ببینم به صورت خاص درباره علی (ع) چیزی پیامبر فرمود، که فاطمه (س) یک حدیث مفصلی آنجا نقل می کند، منظور این تیکه ای است از همان نقل مفصلی که آنجا هست، این یک نقل است  که ایشان، آقای شمس الدین بن جزری در این کتاب اسنی المطالب نقل می کند، بعداً هم در کتاب احقاق الحق و شرح احقاق الحق آمده این روایت که در جلد 21شرح احقاق الحق صفحه26، و روایت دیگری هم آمده در بحار الأنوار مرحوم علامه مجلسی، جلد65، صفحه 76 از کتاب المسلسلات نقل می کند با همین سند می آید تا

«حدثنی فاطمه بنت علی بن موسی الرضا(ع)»

بحارالأنوار، ج65، ص76

و او از فاطمه و زینب و ام کلثوم دختران موسی بن جعفر و همینطور فواطم را نقل می کنند تا می آید به فاطمه بنت رسول الله (ص) که در این حدیث حضرت زهرا می فرماید که

«سمعت رسول الله (ص) یقول: لَمّا اُسرِىَ بى اِلَى السَّماءِ دَخَلْتُ الجَنَّةَ»

در شب معراج وارد بهشت شدم

چون می دانیم بر اساس روایات پیامبر اکرم وارد بهشت شدند و جهنم را دیدند، بهشت را وارد شدند نعمت های بهشتی را دیدند از میوه های بهشتی تناول کردند روایت را هم شیعه دارد هم اهل سنت «دخلت الجنة» که مفصل است حضرت فرمود وارد بهشت شدم یک قصری دیدم از در بیضا در سفید توصیف می کند آن قصر را و یک دری داشت از در یاقوت و پرده ای بر او آویخته بود نگاه کردم دیدم که روی آن پرده نوشته

«لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی القوم»

و بعد آمده

«بخ بخ من مثل شیعة علی»

خوشا بحال شیعیان علی

چه کسی مثل شیعیان علی خواهد بود، می گوید داخل آن قصر شدم باز یک جای دیگری و آنجا هم از زبرجد سبز پرده ای را دیدم نگاه کردم دیدم نوشته

«محمد رسول الله (ص) علی وصی المصطفی»

و باز آمده بود که

«بشر شیعة علی بطیب المولد»

شیعیان علی طهارت مولد دارند

طهارت زاد و ولد دارند این هم آنجا آمده بود و بشارت به شیعیان علی، و همینطور می گوید باز درون آن قصر پرده دیگری را دیدم که نوشته بود

«شیعة علی هم الفائزون»

شیعیان علی رستگاران هستند

به جبرئیل آنجا پیامبر می فرماید که من گفتم که 

«لمن هذا»

این که آمده برای کیست؟ فرمود یا عرض کرد به پیامبر که

«یا محمد لإّبن عمک و وصیک علی بن ابی طالب»

برای آنها است که

«یحشرالناس کلهم یوم القیامة حفاةعراةً الا شیعةُ علیٍ»

مردم پا برهنه محشور می شوند

اما شیعیان علی بجز اینها که این حالت را ندارند و در قیامت همه مردم با نام های مادران شان نام برده می شوند مگر شیعیان علی که با اسماء پدران شان آنها را می خوانند و بعد پیامبر سؤال می کند علت را که جبرئیل عرض می کند که

«لانهم احبُّوا علیّاً»

بخاطر حب شان نسبت به علی

اینها طیب مولد دارند پاک نسب هستند، این هم باز یک روایتی که از  فاطمه معصومه (س) در سندش هست و بالأخره این روایت که در برخی از منابع متأخر مثل عوالم العلوم مرحوم شیخ  عبدالله بحرانی از علمای تقریباً معاصر مرحوم علامه  مجلسی و شاگرد علامه مجلسی در عوالم العلوم جلد21، صفحه351، حدیث3 از فاطمه بنت موسی بن جعفر آمده که به سند فاطمه بنت رسول الله (ص) همین جمله معروف

«علی من مات علی حب آل محمد مات شهیدا»

کسی بر حب آل پیامبر از دنیا برود حکم شهید را دارد، مات شهیدا، این هم روایت معروفی است که در متون آمده این دو سه روایت معروف هستند از حضرت معصومه (س).

مجری:

خیلی متشکریم جناب آقای دکتر جباری عزیز و چقدر زیبا بود این روایاتی که فرمودید، ان شاءالله که خداوند همه ما را از شیعیان  واقعی امیرالمؤمنین (ع) قرار بدهد.

حضرت استاد یکی دیگر از مناسبت هایی که در این روزها است، مناسبتی که در روز گذشته مناسبت آن بود میلاد با سعادت حضرت آقا امام حسن عسکری (ع) یا به روایتی باز فردا ممکن است این مناسبت باشد، یک سؤال جالبی به دست من رسیده که  گفتند از حضرت عالی بپرسیم حالا بر حسب اتفاق رخ داده خیلی جالب است قبل از این حدیثی که اشاره کردید در خصوص شیعیان امیرالمؤمنین (ع) و سؤالی هم که هست، البته این سؤال یک ماه پیش در وفات امام حسن عسکری وقت نشد بپرسیم این بود که خصوصیات شیعه واقعی از نظر آقا امام حسن عسکری چیست؟

استاد جباری:

یکی از محور هایی که  در روایاتی که از معصومان (ع) رسیده چه امام عسکری (ع) چه دیگر معصومان این است که بنا داشتند تلاش کردند که ویژگی های واقعی شیعیان واقعی را و راستین را بیان کنند که شیعیان بفهمند توقع ائمه از آنها چیست، پس زیاد است و عزیزان اگر می خواهید یک جا تعداد زیادی از این روایات را ببینید  کتاب صفات الشیعه مرحوم شیخ صدوق  خیلی ارزشمند است کتاب پر حجمی هم نیست از مرحوم شیخ صدوق آمده، یا فضائل الشیعه باز از مرحوم شیخ صدوق از کتابچه هایی است که  از آن بزرگوار رسیده و باقی مانده، دو تا کتاب صفات الشیعه و فضائل الشیعه و همینطور گاهی ائمه گوشزد می کردند به شیعیان یادم هست از امام باقر (ع) که ببینید توقع معصومان در چه حد بوده می فرماید که شیعه ما باید آن چنان ورع و تقوا داشته باشد که اگر در یک منطقه ای باشد در یک روستایی باشد یک دهی باشد یک شهری باشد جایی که مثلاً 10 هزار نفر در آنجا باشند از مردم اتقی و اورع از این نباشند، این از همه برتر باشد در ورع و تقوا، تعبیری از امام باقر که نشان می دهد که  چه توقع بلندی از شیعه دارند؛ از امام عسکری (ع) یک روایتی آمده که باز از حضرت سؤال کردند کسی سؤال می کند که

«مالفرق بین الشیعة والمحبین؟»

بین شیعه شما و دوستدار شما چه فرقی هست؟

چون خیلی از مردم دوستدار اهل بیت بودند و هستند دیگر حتی این قذافی که به آن سرنوشت دچار شد و جنایات کرد یک وقتی ادعا می کرد که ما شیعه هستیم، به معنای همان محب اهل بیت، الآن غیر از این وهابی ها حالا وهابی ها هم جرأت نمی کنند تصریح به این بکنند و عملاً بغض اهل بیت را اظهار می کنند در کارهایشان و اما بالأخره عامه اهل سنت می گویند ما محب اهل بیت هستیم بخاطر روایات فراوانی که از رسول خدا (ص) در توصیف حب اهل بیت «إن المودة فی القربی» که قرآن کریم مشخص کرده

«قل لا اسئلکم علیه اجرا الّا المودّة فی القربی»

 و امثال اینها، امام می خواهد تفکیک قائل بشود بین کسانی که ادعای مودت می کنند به

«إنَّ شِيعَتَنَا هُمُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ آثَارَنَا»

شیعه ما تابعان ما هستند، پیروان ما هستند اثر ما را تبعیت می کنند

تفسیر منصوب به امام عسکری، ص 316، ح 161

یعنی همان تعبیر عام پا جای پا گذاشتن، پشت سر اهل بیت حرکت کردند دقیقاً اهل بیت چگونه حرکت می کنند از همان مسیر نه متقدم به آنها بشویم که

«المُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ ، وَ المُتَأخِّرُ عَنهُم زَاهِقٌ ، وَ اللّازِمُ لَهُم لاحِقٌ»

به تعبیر زیارت جامعه، جلو جلو بر آنها برویم که بشویم مثل خوارج، جلوتر از امیرالمؤمنین اینها می خواستند به خیال خود شان مسلمان دو آتشه باشند و علی را هم قبول نداشتند به عنوان مسلمان، و متأخر از آنها مثل همین دشمنان و بنی امیه و امثال اینها که عقب افتادند از مسیر اهل بیت، «اللازم لهم لاحق» کسی که ملازم شما هست به مسیر می رسد به مقصد می رسد لحوق به مقصد پیدا می کند پس « شِيعَتَنَا هُمُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ آثَارَنَا» اثر ما را، جای پای ما را دنبال می کنند ملازم ما هستند،

«وَ يُطِيعُونَا فِى جَمِيعِ أوَامِرِنَا وَ نَوَاهِينَا»

شیعه دنبال این است که اطاعت اهل بیت کند در همه اوامر و نواهی اهل بیت

نه در بعضی، که متأسفانه بعضی ها نصف مسلمان هستند دو سوم مسلمان هستند، چهار پنجم مسلمان هستند، شب عروسی که می شود دیگر کار به اهل بیت ندارند، در تالار عروسی آن شب استثنا می شود در نوع ارتباطات زن و مرد برنامه هایی که بعضاً دارند مزاحمت هایی که برای مردم دارند این کاروان عروسی راه افتاده در خیابان یک وقتی می بینی ترافیک شده، حالا عروس و داماد هوس کردند برقصند وسط بلوار وسط خیابان امثال اینها، اسمش را هم می گذارد ما شیعه اهل بیت هستیم، از زیر قرآن هم رد می کنند، خب اینکه نمی شود اگر شیعه اهل بیت هستیم باید همه اعمال مان را عرضه بکنیم بر اهل بیت (ع) که واقعاً مجلس مان سخن مان رفتار مان خانواده مان تک تک آن را عرضه کنیم تصور کنیم امام عصر (ع) تشریف آوردند رفتیم محضر حضرت عرضه می کنیم که یابن رسول الله نظر شما درباره این کار ما چیست، ببینید تأیید می کند کاملاً مشخص است دیگر اینها  معالم و معارف دین و مذهب شان کاملاً معلوم است

«وَ يُطِيعُونَا فِى جَمِيعِ أوَامِرِنَا وَ نَوَاهِينَا»

این جمله آخر خیلی، جمله خطرناکی است، حضرت فرمود

«مَنْ خَالَفَنَا فِى كَثِيرٍ مِمَّا فَرَضَهُ اللّهُ»

کسی که اسمش شیعه است اما در بسیاری از آنچه که خداوند واجب کرده است با ما مخالفت می کند

«فَلَيْسُوا مِنْ شِيعَتِنَا»

توقع نداشته باشد چنین کسی که زندگی اش بر اساس مرام اهل بیت نیست روز قیامت در مسیری ببرند که منتهی می شود به اهل بیت و جزو شیعیان اهل بیت محشور بشود، این روایت تکان دهنده ای است در تفسیر منصوب به امام عسکری صفحه 316، حدیث 161 آمده و مرحوم قطب راوندی هم در الخرائج و الجرائح، جلد2، صفحه684 این را آورده، یکی دو تا نکته دیگر هم عرض بکنم که امام عسکری (ع) افزون بر این واجبات حالا اینجا فرائض را حضرت فرمود، اوامر و نواهی، اما توقع حضرت از شیعه بالاتر از اینها است و توقع شان این است که یک مقدار سراغ مستحبات برود این نوافل و امثال اینها را به ویژه نافله شب و شب زنده داری ولو یک نیم ساعت یک ربع قبل از اذان بیدار بودن، جمله معروف امام عسکری که واقعاً انسان از یادش نمی رود وقتی این حدیث را می شنود و توجه به آن می کند که معروف است

«اِنَّ الوُصُولَ اِلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا یُدرَكُ اِلّا بِامتطاءِ اللَّیلِ»

وصول به خدا، همه طالب این هستیم که به خدا برسیم قرب الی الله پیدا کنیم در این صحنه مسابقه یکی از دیگری جلو بزنیم خود این مسابقه را هم قرآن تشویق کرده،

«وَ سارِعُوا إِلى‌ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ»

آل عمران/133

صحنه مسابقه است و بهترین مسابقه مسابقه در وصول الی الله است و خیرات است، امام عسکری فرمود که وصول الی الله یک سفری است که لا یدرک، انتهای این مسیر انسان نمی رسد «اِلّا بِامتطاءِ اللَّیلِ» مگر اینکه از مطیه ذات و توشه از دل شب انسان بگیرد، مرکب راهوار از دل شب بگیرد، آنکه شب ندارد از حق خبر ندارد،  اگر می خواهد کسی ملازم مکتب اهل بیت باشد و به آنجا برسد که اهل بیت هستند سفارش کردند که با ما خواهید بود با ما باشید باید بخشی از شب را که خودش را شبیه اهل بیت (ع) قرار بدهد و چه وقتی بهتر از آن انتهای شب و قبل از اذان صبح و بالأخره آن حدیث معروف علائم مؤمن، علامات المؤمن خمس، که پنج علامت برای مؤمن امام عسکری (ع) بر شمردند که ایام اربعین معمولاً این حدیث نقل می شود که در آنجا هم یکی از علائم صلاة احدی و خمسین هست، فرمود مؤمن و شیعه ما در شبانه روز 51 رکعت نماز را باید مقید باشد اقامه کند، حالا نافله صبح 17 رکعت که واجب هست، 34 رکعت نوافل هست، البته نافله صبح هم معمولاً دو رکعت است و خواندن نافله شب هم که ان شاءالله مقید هستیم و هستند و همه باید مقید باشیم و چهار رکعت نافله مغرب است بعد از مغرب دو رکعت نشسته نافله عشاء است، آنکه گاهی ممکن است سخت باشد برای افراد نوافل ظهر و عصر است، هشت رکعت، چهار تا دو رکعت نافله ظهر  قبل از نماز ظهر، چهار تا دو رکعت  هم نافله عصر قبل از نماز عصر که معمولاً خوانده نمی شود مگر کسانی که مقید هستند، یک راهش این است که انسان در مسیر دارد می رود به سمت مسجد برای نماز جماعت ظهر می شود در مسیر هم این نوافل را خواند، همانجا نیت بکند سوره هم لازم و واجب نیست، حمد را بخواند با اشاره ذکر رکوع و سجده را انجام بدهد، خب این کار را می شود انجام داد، یک بزرگواری نقل می کرد رفتیم مسجد مرحوم شیخ محمد تقی شوشتری صاحب همین قاموس الرجال که در  شوشتر مدفون است و از علمای بزرگ منطقه خوزستان بود مسجد پر از جمعیت و ایشان با آن حالت پیری و کبر سنش در عین حال نوافل را کامل ایستاده می خواند و جمعیت هم مشغول نوافل بودند، ظهر و عصر را آنجا خواندیم می گفت که با نوافل ایشان خواند، عادت داده بود جمعیت را به این مسئله، به هر حال51 رکعت نماز این جزو این چیزهایی است که انسان اگر بتواند همه اش را نتوانست حال به هر حال آن مقدار از نوافلی که ممکن است و انگشتر به دست راست کردن زیارت اربعین رفتن اَلتَّخَتُّمُ بِالْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ اَلْجَبِینِ، سجده روی خاک انجام دادن و جهر بسم الله الرحمن الرحیم، بسم الله را بلند گفتن، این پنج تا جزو علامات مؤمن است آن حضرت بر شمرده.

مجری:

خیلی متشکریم جناب آقای استاد جباری عزیز بخاطر این پاسخ دقیقی که فرمودید، حاج آقا ما در روز های گذشته به مناسبت همین ایام که میلاد آقا امام حسن عسکری (ع) بود، ویژه برنامه ها داشتیم و به مناسبت کارشناسانی که مهمان شبکه بودند اشاراتی داشتند به کارهایی که حضرت امام حسن عسکری (ع) کرد و به مناسبت ذکری از کتاب سازمان وکالت حضرت عالی هم پیش آمد که آن کارشناس عزیزمان ارجاع دادند به آن کتاب که بفهمید امام حسن عسکری (ع) چه کرد در دوره امامت شان، خب چه بهتر حضرت عالی اینجا هستید و ما در این خصوص از حضرت عالی بشنویم که حضرت امام حسن عسکری چگونه زمینه را ایجاد کرد و در خصوص معرفی آقا امام عصر خود آن سازمان وکالت و آن شبکه وکالت و همچنین در خصوص معرفی وکلا و مباحث این چنین از حضرت عالی بشنویم که آن زمینه سازی ها چه بود؟

استاد جباری:

بله اشاره فرمودید به بحث شبکه وکالت سازمان وکالت خب مفصل در همان کتاب سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه (ع) بحث شد در حدود 750 صفحه، این کتاب صرفاً پرداخته به این مسئله، این مسئله بسیار مهم است، که من معتقدم اگر کسی توجه به این واقعیت عصر ائمه (ع)، یعنی نیمه دوم عصر حضور از عصر امام صادق به بعد تا دوران غیبت صغری کسی به این مسئله توجه نکند واقعاً ناقص فهمیده است تاریخ معصومان را و چاره ای نخواهد داشت جز اینکه معصومان را عناصری منفعل در جامعه آن زمان تصور بکند که در یک گوشه ای نشسته بودند و حالا بخاطر فضای سختی که بوده منفعلانه عمل می کردند کسی نزد شان می رفت اینها پاسخ به سؤالات نمی دادند، کاری نداشتند در حالی که شبکه وکالت مفهومش این است که از همان آغازی که شیعه رو به گسترش نهاد، یعنی عصر امام باقر و امام صادق (ع) تشیع رو به وفور و گسترش نهاد در نقاط مختلف کم کم رشد کرد، اصحاب امام صادق چندین برابر اصحاب امام باقر شدند، بخاطر زمینه سازی هایی که امام باقر کرد امام سجاد کرد چهار هزار و اندی فقط شاگرد و راوی از امام صادق گزارش شده در متون رجالی مثل مرحوم شیخ طوسی و دیگران نقل کردند شاگردان امام صادق را، اینها از کجا بودند وقتی لقب های اینها را نگاه می کنیم از نقاط مختلف هستند، تعدادی از آنها از خراسان هستند، تعداد شان از شهر های دیگر ایران، تعدادی از عراق هستند، از بصره کوفه نواحی شمال عراق تعدادی از یمن هستند از شمال آفریقا بعضاً هستند، خب اینها در نقاط مختلف تشیع همینطور رفته علی رغم تمامی فشارها و سختی هایی که متوجه امام صادق بود اما این حقیقت جذاب معارف اهل بیت همینطور دارد رشد می کند

مجری:

حتی از شام که بالأخره مرکز بنی امیه است باز می بینیم عده ای می آیند

استاد جباری:

حتی از شام حضرت صحابی دارد و اینها می آمدند کسب معرفت می کردند حدیث می گرفتند می رفتند در منطقه خودشان و نقل می کردند و منتشر می کردند شیعیان رو به گسترش می نهادند، کم کم احساس شد که برای ارتباط با شیعیان در این مناطق یک واسطه ای لازم هست یک کانالی لازم هست نماینده ای باید باشد لذا امام صادق کم کم بساط همین شبکه وکالت را راه اندازی کردند اولین نطفه شبکه وکالت در این زمان منعقد شد به تصریح  مرحوم شیخ طوسی، مرحوم شیخ طوسی در کتاب الغیبة، که اصلاً این کتاب تدوین شده برای بین وضعیت عصر غیبت صغری و غیبت کبری اما می آیند و پیشینه این وکلا و قوام ائمه را از زمان امام صادق ذکر می کنند در یک بابی، و از جمله عصر امام صادق می فرمایند که وکلای آن حضرت پنج نفر را اسم می برد، معنایش این نیست که فقط اینها، آنچه که به شیخ طوسی رسیده اینها هستند، عبدالرحمن بن حجاج یک از آنها است معلی بن خنیس از جمله حمران بن اعین برادر همان زراره یکی از آنها نصر بن قابوس لخمی از جمله آنها است و محمد بن سنان از جمله آنها است، این 5 نفر که مثلاً امام صادق دارد که به عبدالرحمن بن حجاج می فرمود که

«یا عبدالرحمن! کلّم أهل المدینة فانی أحب أن یری فی رجال الشیعة مثلک»

برو با این اهل مدینه بنشین احادیث ما را نقل کن با اینها هم صحبت شو دوست دارم که ببینند در مردان شیعه امثال تو هستند، یعنی یک صحابی حضرت به آن درجه از اخلاق و فضل علمی می رسد که امام مشتاق هست که به دیگران بنمایاند، می گوید برو با اینها بنشین که ببینند که شیعه چه کسانی چه گوهر هایی را دارد

«فانی أحب أن یری فی رجال الشیعة مثلک»

آن وقت آیا ممکن هست که امام عصر (عج) این خطاب را به شیعیان امروز بکند، هر یک از ما طوری باشیم که امام عصر هم خطاب به ما بگوید که بروید خود تان را عرضه کنید به دیگران که اغیار بدانند که در اخلاق شما چگونه هستید، در معرفت چگونه هستید، و به همین ترتیب این شروع می شود عصر امام کاظم رشد پیدا می کند و امام کاظم توسعه می دهد به موازات همین گسترش شیعه، عصر امام رضا همینطور، رو به گسترش می رود تا می رسد به  دوره امام هادی و امام عسکری (ع) و یک رشد خیلی خوبی در این دوره پیدا می کند، در همین کتاب سازمان وکالت آنجا آمده در شیوه مدیریت این شبکه که امام با اینکه در سامرا است، امام هادی و امام عسکری در سامرا است، تحت مراقبت و نظر شدید بنی العباس قرار دارد اما آنچنان با درایت و ظرافت مدیریت جالبی این را اداره می کند که بنی عباس متوجه نشوند، چگونه این وکلا می آمدند به سامرا با حضرت ارتباط برقرار می کردند نامه هایی شیعیان را از خراسان می آورد پاسخ نامه را می گیرد بر می گردد، این پیک این واسطه این وکیلی که اینجا هست، و امام هادی سپس امام عسکری در اینجا هم چنین نبود که با همه این وکلایی که  می آمدند ارتباط مستقیم بگیرد یک واسطه بود و آن عثمان بن سعید عمری بود، به تعبیری سر وکیل، وکیل ارشد که در آنجا تحت اشراف امام ایفای نقش می کرد، او ارتباط می گرفت و او می آورد نامه ها را خدمت امام

مجری:

ایشان نایب اول امام عصر در غیبت صغری است

استاد جباری:

احسنت از ده سالگی در حالاتش هست که آمد به خانه امام هادی، از ده سالگی تحت تربیت امام هادی بود شخصیت بسیار بزرگ و بعدش هم امام عسکری، همینطور آغاز غیبت صغری که خیلی طول نکشید، ظاهراً یک دو سال بیشتر نبود در دوران غیبت صغری، و روش اداره این شبکه که بسیار روش زیرکانه ای بود با یک مدیریتی این شبکه اداره می شود. من یک نقدی را همینجا خوب است خوانم در جلد 50 بحار مرحوم علامه مجلسی از مناقب نقل کرده، مناقب  آل ابی طالب مرحوم ابن شهر آشوب این را آورده از منابع قرن 6 مرحوم علامه مجلسی در جلد50 صفحه 283 روایت 60، نقل کرده از ابو هاشم جعفری، یک وقت بیشتری می خواهد درباره خود ابو هاشم که این هم از وکلای امام هادی و امام عسکری و امام عصر هست، شخصیت بسیار برجسته ای است و از نسل جعفر بن ابی طالب است، جعفری که می گویند از این باب است، تعداد زیادی کرامت نقل کرده این از امام هادی امام عسکری که یک شخصیت خیلی مقبول نزد اینها، و محبوب نزد عسکریین (ع) بوده و لذا به او نشان می دادند کرامات شان را از اخبار از ما فی الضمیر نقل می کند از جمله روایاتی که از او نقل شده این است، می گوید از داوود بن اسود نقل می کند حالا، داوود بن اسود هم وکیل امام عسکری بوده از همین نقل شاید بشود استشمام کرد، می گوید

«دعانی سیدی ابو محمد ع فدفعت إلی خشبة کأنها رجل باب مدوّرة طویلة مل ءَ الکف»

بحارالأنوار، مجلسی، ص 283، روایت 60

می گوید امام عسکری (ع) من را فراخواند و یک چوبی به من داد، چوبی که شبیه پایه در بود، درهای چوبی یک پایه داشتند یک مقدار قطور تر بود، چنین چیزی به من داد قطر آن به اندازه کف دست بود بعد فرمود که

«صر بهذه الخشبة إلی العمری»

این چوب را ببر تحویل عمری بده

یعنی عثمان بن سعید تحویل او بده می گوید من حرکت کردم

«فلما صرت فی بعض الطریق عرض لی سقاءُ معه بغل»

در یک جایی که یک مقدار کوچه وسیع و گشادی هم نبود تنگ بود با یک سقایی که با یک قاطر داشت آب حمل می کرد مواجه شدم

«فزاحمنی البغل علی الطریق»

طوری شد که راه بسته می شد

آن قاطر می خواست حرکت کند

«فنادانی السقاء»

آن سقا گفت که راه را باز کنید

این استر می خواهد حرکت کند، قاطر می خواهد حرکت کند می گوید من هم به جای اینکه بروم عقب تر راه را باز کنم، نمی دانستم داخل چوب چیست، چوب را برداشتم زدم به این قاطر که اینطرف برود و رد شوم یک وقت دیدم که

«فانشقت»

این باز شد

و از آن نامه هایی ریخت بیرون از داخل این چوب، پیدا است که یک چیزی جا سازی کرده بود در آن نامه هایی را، اینقدر فضا سخت بوده در سامرا که  نامه ها را امام می خواهد برساند به عثمان بن سعید عمری باید در یک چوبی جا سازی بکند و بدهد به این ببرد که این جاسوس ها احیاناً متوجه نشوند، و بعد می گوید تا دیدم وضعیت این چنین شد

«فبادرت سریعاً فرددت الخشبة الی کمّی»

می گوید این نامه ها را جمع کردم پنهان کردم در آستینم و زیر لباسم

این سقا هم که شروع کرد به دشنام دادن به من

«ینادینی و یشتمنی و یشتم صاحبی»

حالا غلام بوده مولا و صاحبش را یا اینکه می شناخته امام عسکری را او را شتم می کرده، بعد می گوید من رفتم و آن را تحویل دادم و آمدم

«فلما دنوت من الدار»

وقتی برگشتم به خانه نزدیک شدم

«راجعاً استقبلنی عیسی الخادم عند الباب الثانی»

عیسی خادم (خادم امام) آمد و گفت

«یقول لک مولای اعزّه الله»

مولای من می گوید به تو که

«لم ضربت البغل»

حالا جزو کرامات حضرت هم هست، اصلاً این در آنجا برخورد کرده تازه رسیده حضرت خبر می دهد که چه رخ داده، مولا می گوید که چرا این بغل را زدی با آن

«و کسرت رجل الباب»

این چوب را موجب شدی که بشکافد و آنچه که درون آن است بیرون بریزد

می گوید

«فقلت له یا سیدی لم اعلم»

می گوید عرض کردم که من نمی دانستم که داخل این چوب چه هست

«لم اعلم ما فی رجل الباب»

فرمود که

«و لم احتجت أن تعمل عتملاً»

چرا یک کر لغوی کردی

خب آن سقا که به تو گفت برو کنار می آمدی کنار چرا کاری کردی که نیاز پیدا کنی به اینکه عذر خواهی بکنی

«ایاک بعدها أن تعود إلی مثلها»

بعد از این چنین کاری را تکرار نکن

 کار لغو انجام نده، و عجیب است که فضا اینقدر سخت بوده که امام حتی به این واسطه و این رابط هم نمی گوید که داخل این چوب چه هست که یک وقت این لو ندهد

مجری:

فقط اشاره می کند که چرا آن کار را کردی

استاد جباری:

بله، یعنی موقع رفتن موقعی که مأموریت را حضرت می دهد به او نمی گوید که  داخل آن چه خبر است شاید می ترسیده که این هم احیاناً لو بدهد یا کاری بکند و بعد فرمود که

«ایاک بعدها أن تعود إلی مثلها و إذا سمعتت لنا شاتماً»

اگر دیدی کسی شتم ما را می کند

«فامض لسبیلک التی امرت بها»

جوابش را نده برو به مأموریتی که به تو داده شده

«و إیاک أن تجاوب من یشتمنا أو تعرفه ن انت»

مبادا جواب اینها را بدهی یا بگویی که تو که هستی

ارتباطتت با ما را لو نده، چرا؟

«فإنا ببلد سوء»

می دانی که در کجا هستیم ما

در یک شهر بدی هستیم

«و مصر سوء»

در یک جایگاه و شهر و منطقه بدی هستیم

«و امض فی طریقک»

مسیرت را برو کارت را انجام بده

«فإن اخبارک و احوالک ترد الینا فاعلم ذلک»

بدان که کارهایی که می کنی به ما می رسد و ما با خبر هستیم از این مسئله

خب چنین فضای سختی امام ناچار است که با این واسطه ها با این وکلا زمینه را آماده بکند که شیعیان که می خواهند وارد عصر غیبت صغری بشوند، اتفاقاً در بعضی از نقل ها هست که یک شیوه و سیره ای که امام عسکری و امام هادی داشت بحث احتجاب بود، این در بعضی از نقل ها مثل اثبات الوصیه مسعودی آمده، احتجاب یعنی عمداً تلاش می کردند که ارتباط مستقیم با شیعه را تقلیل بدهند کم کنند

مجری:

حالا در همین نمونه ای که فرمودید هم  به آن خادم گفته بود

استاد جباری:

شیعیان مستقیم نیایند چرا؟ برای اینکه عادت بکنند به وضعی که بنا است عن قریب از سال 260 به بعد با آن مواجه بشوند، ارتباط با وکلا دیگر باید پیدا بکنند و لذا بحث احتجاب مطرح بود، و بالأخره این نکته که گاهی شیعیان حتی در فضای سامرا می آمدند سامرا محضر حضرت برسند محدودیت داشتند خانه حضرت نمی توانستند بروند بخاطر این فضا، هم راجع به امام هادی هست هم امام عسکری، نعوذبالله مثل این زندانی هایی که  احیاناً می گویند که باید هر هفته یک روز دو روز خودت را بیاوری به کلانتری و فلان جا معرفی بکنی از این شهر بیرون نروی باید خودت را معرفی بکنی، امام هادی و امام عسکری هم باید می رفتند دار الخلافة موظف بودند دو شنبه و پنج شنبه بروند دار الخلافه، حضور سلطان حضور خلیفه، آن وقت در مسیر گاهی شیعیان مقتنم می شماردند می آمدند و سر راه حضرت با اشاره یا با صحبت سلام می کردند سؤالی می کردند، در یک گزارشی که در الخرائج و الجرائح مرحوم قطب راوندی نقل می کند، جلد1 صفحه 439، آنجا نقل می کند که یکی از شیعیان به نام حلبی، این می گوید ما خواستیم در مسیر به امام سلام بکنیم و سؤال بکنیم پیغام از طرف امام یک نامه ای از طرف امام قبل از حرکت امام از منزل رسید به ما نامه ای کسی آورد مضمون نامه این بود

«ألا لا یسلمن علی أحد»

هیچ کس به من سلام نکند

الخرائج و الجرائج، قطب راوندی، ج1 ص 439

«و لایشیر إلی بیده»

حتی با دست تان اشاره ای به من نکنید

«و لا یومی»

هیچ اشاره ای نکنید و اشاره و ایما نداشته باشید

«فإنکم لا تؤنون علی أنفسکم»

در امنیت نیستید

پیدا بوده که جاسوس ها اینها را تحت نظر داشتند که اگر احیاناً شیعه ای کسی آنجا ارتباط با امام بقرار کنند بیایند سراغ او، واقعاً اینها یک اشاراتی است در روایات اما فضای سخت آن دوره را نشان می دهد و در این فضای سخت چطور امام در این فضای سخت در سامرا، اما شیعه را در اقصی نقاط دارد مدیریت می کند، این نکته ای است که عرض کردم در آن بحث شبکه وکالت باید به آن توجه بشود، و استنباط و انتزاع اصول مدیریتی که حالا در آن کتاب در جای خودش بیان شده که نامه می دهد امام هادی به وکلای خودش در منطقه کوفه و اراضی سواد در همان مناطق مرکزی عراق دو تا وکیل بودند به هر دو نامه می دهد امام می گوید که شنیدم در کار همدیگر دخالت می کنید مبادا تکرار بکنید موجب لو رفتن می شود

مجری:

یعنی در آن تحت نظر و آن سختی که هستند در اقصی نقاط ارتباط را حفظ کردند

استاد جباری:

اموال و وجوه شرعی که مثلاً از قم می آید به سامرا امام می گوید بروید وجوه شرعی را تحویل عثمان بن سعید بدهید و  بروید بدون اینک رسید بگیرید و امثال اینها، اینقدر سخت بوده که حضرت خوف این را داشته لو برود از آن طرف هم با این مدیریت ها شبکه را آورد و رساند به  دوره غیبت صغری که حدود 69 سال شیعیان ارتباط شان با حضرت حجت (عج) به واسطه همین وکلا بود و  سر وکیل و آن چهار نفر نایب که اینها در رأس این شبکه بودند.

مجری:

سلام الله علیهم اجمعین، استاد خیلی ممنونم وقت من هم به پایان رسید و بخشی از سؤالات باقی ماند ان شاءالله در  فرصت مناسب بتوانیم از حضرت عالی استفاده کنیم، امشب خیلی از برخی از بزرگان یاد کردید و من هم اتفاقاً اراده خاصی به آقای قطب راوندی دارم که در همین حرم حضرت معصومه مدفون هستند، از ابن شهر آشوب اسمش ذکر شد، شیخ صدوق و شیخ طوسی و خیلی از بزرگان دیگران، حالا اگر اجازه بدهید یک فاتحه و صلوات از بینندگان بگیریم که برای این بزرگواران بفرستند و  ان شاءالله ثوابی از این جلسه به آنها ان شاءالله نصیب آنها بشود، خیلی متشکرم جناب آقای دکتر جباری از حضور تان از وقتی که برای ما گذاشتید، ان شاءالله در فرصت های آینده بیشتر از حضرت عالی استفاده کنیم، و همچنین عزیزان بیننده از شما تشکر می کنم عرض تسلیت مجدد به مناسبت وفات حضرت فاطمه معصومه (س) و آخر برنامه هم تعجیل فرج آقا امام عصر را از خداوند متعال خواستاریم

اللهم عجل لولیک الفرج

خدا حافظ.


آینه تاریخ>

قم ، حضرت معصومه س ، وفات یا شهادت ، تاریخ قم ، بیت النور ، غدیر ، امام رضا ع ، حضرت فاطمه س ، امامت ، شیعه واقعی ، اهل بیت ع ، غیبت صغری ، وکلای امام ، امام حسن عسکری ع ، عثمان بن سعید ، شبکه وکالت ،