سایر قسمت ها
کاوش - پاسخ به شبهات باستان گرایان درباره تاریخ اسلام

قسمت بیستم و یک برنامه کاوش با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین روستایی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

عنوان برنامه: کاوش

عنوان بحث: (پاسخ به شبهات باستان گرایان درباره تاریخ اسلام)

 

تاريخ: 28/ 05/ 1402

استاد: حجت الاسلام و المسلمین روستایی

مجری: سید محمد صفایی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِه محمد و عَجِل فَرَجَهُم وَاحشُرنا مَعَهم و لَعن عَن اعدائَهم . عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند همراهان همیشگی برنامه ی کاوش عرض تسلیت و تعذیت دارم فرارسیدن ماه صفر رو ماه تجدید احزان آل محمد علیهم السلام رو به محضر مولامون حضرت بقیه الله اعظم روحی له الفدا و همچنین خدمت شما بزرگواران ان شاالله که زیارت حضرت سیدالشهد حضرت ابا عبدالله حسین علیه السلام در اربعین حسینی امسال نصیب و روزی همه ی شما دلدادگان و عاشقان حسینی بگردد در خدمت شما هستیم همچون هر شنبه شب با برنامه کاوش از شهر مقدس قم و جوار کریمیه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام علیها و از شبکه جهانی حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برنامه ای که اختصاص داره به پاسخ به شبهات باستان گرایان و شبهات معمولا مطرح میشه کلیپ ها به نمایش درمیاد و استاد گرامی جناب حجت الاسلام و المسلمین اقای دکتر روستایی که مثل همیشه در خدمتشون هستیم پاسخگو خواهد بود آقا عرض سلام و ادب دارم خدمت شما بفرمایید در خدمت شما هستیم

 

استاد روستایی:

علیکم السلام ورحمة الله،

بنده هم خدمت حضرتعالی و بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر ارحناه له الفدا عرض سلام و ادب و احترام دارم و امیدوارم که تا به این لحظه طاعات و عبادات و عزاداری هاشون مورد قبول حضرت حق واقع شده باشه و آرزومندم که بتونیم در این لحظات از قاب تلویزیون با برنامه ی خوبی در خدمت دوستان و همراهان عزیز ارجمندون باشیم

مجری:

ان شاالله رب العالمین همینطور خواهد بود خب بینندگان عزیز احتمالا تعقیب کردن و در جریان برنامه هستن موضوع برنامه از ابتدای ماه محرم الحرام حول شبهاتی بود که پیرامون حضرت سید الشهدا حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و قیام حسینی مطرح شد و خب هنوز هم ادامه داره و ان شاالله در این برنامه هم مجددا برخی از این شبهات مطرح خواهد شد و جناب استاد شبهه رو بررسی و پاسخ خواهند داد خب بفرمایید مقدمه ای رو که بینندگان عزیز با موضوع برنامه امشب آشنا بشوند وکیلیپ اول رو ببینیم

استاد روستایی:

خواهش می کنم بسم الله الرحمن الرحیم همونطوری که حضرتعالی فرمودید ما بزرگواری در این برنامه می  پردازیم به شبهاتی که احیانا از طرف کسانی مطرح میشه که حالا تحت باستان گرا مطالبی رو ذکر می کنن در مورد تاریخ اسلامی تاریخ تشیع ما در ایام محرم الحرام و صفر مظفر در واقع میا می پردازیم به اون دست از مواردی که عرض کنم خدمت شما مربوطه به امام حسین میشه به نوعی امشب ما سه تا کلیپ رو برای بینندگان عزیز و ارجمندمون در نظر گرفتیم یکی درباره ی جایگاه امام حسین به لحاظ فقهی در کتب شیعی یک کلیپ هم مربوط هست که به جناب شهربانو که آیا ایشون بالاخره دختر جناب یزدگرد هست یا ایشون عرض کنم خدمت شما دختر شاهزاده ایرانی است یا خیر اینم یک کیلیپه و کلیپ سوممون درباره این هست که اینا ادعا می کنن امام سجاد بعد از شهادت در بعد از چی شهادت پدرشون اقا عبدالله مادرشون رو به ازدواج کسی درآوردن این سه تا موضوعه که در واقع باید بهش بپردازیم من اگه اجازه بدید کیلیپ اول رو با هم ببینیم و بعد ان شاالله نقد و بررسی بکنیم

مجری:

خیلی خوب پس عزیزان با هم دیگه ببینیم کلیپ اول رو و منتظر باشید ان شالله برمی گردیم

کلیپ اول:

این که باید در مورد حسین بدانیم از باب فقه و حدیث این هست که حسین چندان در این زمینه شخصیت برجسته ای نیست مثل علی بن ابی طالب یا محمد باقر یا جعفر صادق و علمای در واقع حدیث شناس هم چندان از او احادیثی رو نقل نکردند و برخی ها سعی کرده اند تقریبا چند حدیث فقهی به ایشان منسوب بکنند از جمله در مورد لباس شهرت یا آنچه که بر محرم حرام هست و مواردی از جمله زکات فطر در مابقی موارد حسین چندان محل توجه و اعتنا نیست در باب حدیث و روایات مگر احادیث و روایاتی که چندان محل بحث های فقهی یا قضایی و یا کلامی نمی تواند باشد

مجری:

خب بینندگان عزیز و ارجمند با هم دیگه دیدیم کلیپ اول و شبهه اول رو که در حقیقت پیرامون جایگاه حضرت سید الشهدا حضرت ابا عبدالله حسین علیه السلام بود جایگاه فقهی و جایگاه علمی حضرت که خب البته با توجه به شرایطی که حضرت سیدالشهدا داشتن زمانه ای که داشتن و خفقان حاکم ما جناب استاد خیلی روایاتی از حضرت نداریم یعنی خیلی روایاتی ظاهرا به دست ما نرسیده است مانند مثلا زمانه ی امام باقر یا امام صادق نیست و این تطبیق شاید به گونه اصلا تطبیق قیاس مع الفارق باشه حالا این رو توضیح می فرمایید

استاد روستایی:

بسم الله الرحمن الرحیم ببینید آقای سلیمانی امیری در این شبهه ای که میاد بیان می کنه به قول خودش بدون کوچک ترین بررسی شرایط زمانه صحبت می کنه بله ما روایت از امام حسین زیاد داریم موسوعه کلمات امام حسین خب خیلی کتاب قطوری روایت زیادی از ایشون از خود ایشون هست یا از ائمه دیگه درباره ایشون در اونجا جمع آوری شده اما طبیعتا ببینید ما در هر زمانی از هر فردی یک انتظار می تونیم داشته باشیم یعنی ما اگر بخوایم شخصیت امام حسین علیه صلوات الله و سلام رو تحلیل بکنیم فقط با این تحلیل نمی کنیم که آقا این آقا چند تا روایت در فلان موضوع داره یا چند تا روایت در فلان موضوع نداره خب اون چیزی که در تحلیل یک شخصیت موثره اینه که این آقا در فلان عرصه در اون موردی که مبتلا مبتلا به جامعه بوده اون مسئله ای که در جامع بوده این آقا چه نقشی ایفا کرده این مهمه موضوع مهمشون چه بوده موضع گیری این آقا در اون شرایط اولا ببینید عصر اباعبدالله علیه صلوات الله و سلام با عصر امام باقر و امام صادق متفاوته بله از چه جهت شما ببینید در عصر ابا عبدالله علیه صلوات الله و سلام خب مذاهب به اون معنا تشکیل نشده یعنی صحابه ای وجود دارن تابعینی وجود دارن و مردم مسائل شرعیشون رو از اینا می پرسن خب یعنی یه سوالی می پرسه یا مثلا عمل اینو می بینه بر اساس اون عمل می کنه

مجری:

بر اساس مشاهدات خودشون

استاد روستایی:

براساس مشاهدات چون اینار رو صحابی رسول خدا می دونن خب این صحابی بالاخره عملش رو از پیامبر گرفته یعنی نگاه جامع یعنی نمی خوام بگم همه صحابه اینجوری بودنا نه ما صاحبه ی منحرفم داشتیم ابوهریره که بالاخره این ها انتقاداتی بهشون وارد بوده یا مثلا جناب انس بن مالک یا عمروعاص یا خود معاویه اینا همه صحابی بودن خب از اونور مثلا جناب عمار رو داریم نمی دونم دیگران رو داریم اصلا در اون دوره بنا بر این نیست که شما بگی آقا مثلا مذاهبی تشکیل شده است بعد بخوان مدون بکنن فقه اون مذهب رو بعد بر اساس اون بیان احادیثی بیان بکنن اینجوری نیست اصلا اون دوره این دوره نیست بیشتر نقل حدیث نقل روایت بیشتر عمل بر اساس مشاهداته اینجوریه خب این دوره ی ابا عبدالله اینه شما در دوره امام صادق بالاخره کسانی رو می بینید مثلا ابوحنیفه رو می بینید مالک بن انس رو می بینید

مجری:

مذاهب شکل می گیره

استاد روستایی:

در واقع بله اونا میان شروع می کنن در مقابل اهل بیت تشکیل مذهب دادن و بالاخره یک مصادر تشریحی برای خودشون یک نظامی برای خودشون ترسیم می کنن در استباط احکام خب بدیهی است که در این دوره امام علیه صلوات الله و سلام هم باید بیاد و اون در واقع فقه شیعی رو مدون بکنه اون اصول شیعی رو و بیاد بر اساس اون روایتی که از پیامبر وجود داره و بر اساس درواقع اون احکام الهی که خداوند تبیینش رو به عهده این ها گذاشته بیاد این رو تبیین بکنه خب زمان و اوضاع اصلا کاملا متفاوته بله اون زمان یه جور این زمان یک جور دیگه است شما مثلا الان ملاحظه بکنید مثلا در بین صحابه ای که به عنوان مفتی دربار بودن مثلا عبدالله بن عمر اومد

 کانا یفتی الناس ستین سنه

 هفتاد شصت سال فتوا میده

 خب این آدم آیا این فتوی دادنش به این معناست که مثلا بیاد یه اصولی درست کنه برای خودش یه نظام واره ای داشته باشه و مثلا بیاد مدون کتاب صلاه و کتاب طهارت در هر کدوم روایات ابواب فقهی بیاره بحث بکنه در همون روایت بیاد اصلا اینجوری نیست

مجری:

صرفا نقل می کرد

استاد روستایی:

صرفا نقله خب که حالا چقدر اون نقل ها صاحب و درسته اون درجای خودش باید بحث بشه اما این دوره دوره ی به این صورتی نیست که بگیم ابواب مثلا ابواب فقهی بیاد بحث بشه و روایات در ذیل هر کدومش گفته بشه مثلا این دوره اینجوریه خاصیت این دوره اینه خب یه کسی از امام حسنش می پرسه کسی از امام حسین می پرسه یک کسی از امیرالمومنین می پرسن و بر اساس عمل این ها مثلا شما ببینید ما در روایت داریم که طرف میگه ما نماز علی بن ابی طالب را دیدیم یاد نماز دستور خدا افتادیم این شکلی بود خب یعنی اینجوری نیست که امیرالمومنین بیاد روی منبر بشینه بسم الله الرحمن الرحیم مثلا صلات به این صورت رکوعش اینه سجود اینه

مجری:

قبلا بوده است دیگه قبلا بوده زمان پیامبر بوده شنیدن

استاد روستایی:

خیلی از اونایی که هستن خودشون بودن از پیامبر شنیدن

مجری:

سوال ندارن اصلا

استاد روستایی:

یک سری ینجوریه خب مثلا شما فرض کنید یه داستانی ما داریم در تاریخ که عرض کنم در کتب حدیثی هم روایت شده این مسئله همون ماجرای حکم تیمم روزی فردی میاد از عمر بن خطاب می پرسه آقا مثلا من

 انی اجنبت فلم اجد ماءا

 من نیاز به غسل جنابت پیدا کردم آب پیدا نکردم چیکار باید بکنم تو میگی نباید نماز بخونی بعد عمار میاد میگه نه آقا باید تیمم بکنی و این حرفا یعنی می بینید اصلا مثلا فرض اون آقا خودش میگه آقا میگه من آب پیدا نکردم نماز نخوندم خود عمر بن خطاب اما میگه نه اشتباه کردی قاعدش اینه که باید تیمم کنی پیامبر اینو فرمود خب الان آقای عمار در مورد تیمم سوالی نداره اینجا که مثلا بگید آقا مراجعه بکنه به آقا امیرالمومنین مراجعه کنید به آقا امام حسین به آقا امام حسن اینجوری نیست خب عصری که خود اون صحابی اون دوره نبوی رو درک کرده خیلی از احکام می دونه و اگر هم نداند بر اساس مشاهداتی که در عمل امیرالمومنین یا عمل اهل بیت خوب انجام میده کارشون

مجری:

دیگه حداقل تابعین دیگه فراوان بودن خب یعنی اگه صحابه نبودن دیگه تابعین بودن

استاد روستایی:

خود اون صحابه خود صحابه عرض کن خودشون در اون دوره از پیامبر شنیده بودن و احیانا اگر یه مقداری بالاخره ایرادی ابهامی چیزی تو ذهنشون بود میومدن می پرسیدن یا تابعینی هم که بودن اینا یا در عمل صحابه براشون ارجحیت داشت و طبقش عمل می کردن چون معتقد هستن صحابه از پیامبر شنیدن یا اینکه نهایتش می پرسیدن یا موارد اینجوری داریم که از آقا حسین اومدن سوال شرعی پرسیدن سوال شرعی پرسیدن حالا پس بنابراین گام اول اینه که ما بین این دو زمان رو تفکیک قائل بشیم بله آقا زمانی که داره مذاهب تشکیل میشه آقای ابوحنیفه میاد قیاس و استحسان و نمی دونم خلاصه اینا رو برای خودش درست می کنه یا آقای مالک بن انس به نوعی دیگه و در عصر های بعدی آقای شافعی و آقای احمد بن حنبل این زمان با اون زمان کاملا متفاوته من نمی تونم از اون زمانی که مثلا صحابه خودشون پیامبر رو دیدن و بالاخره احکام شرعی رو از پیامبر یاد گرفتن انتظار داشته باشم که امام حسین صلوات الله سلام علیه یه کرسیه درسی گذاشته باشن شروع کنن احادیث رو بیان کردن این یک نکته نکته دومی که ما در تفاوت این زمان با اون زمان ببینیم ببینید آقا امام باقر علیه صلوات الله و سلام سال نود و چهار یا نود و پنج امام می شن تا صد و چهارده امام صادق علیه صلوات الله و سلام از صد و چهارده است تا صد و چهل و هشت اینطور که خاطرم هست این چه دوره ایه

مجری:

قرن دوم میشه

استاد روستایی:

خب بله اما چه دوره ایه بله دوره ضعف انقراض بنی اومیه و ابتدای دوره بنی العباس اون حجم روایات امام صادق هم تا آخر دوره منصور دوانیقی نیست ابتدای کاره خب یعن دوره ابوالعباس صفا و حالا یه مقداری از عصر منسوب

مجری:

یعنی افول اموی ها و ابتدای عباسی ها

استاد روستایی:

یعنی یک به قول معروف اینجا یک قابی باز شده این وسط که اهل بیت بتونن تبیین بکنن معارف رو

مجری:

تنفسی به اصطلاح

استاد روستایی:

یه تنفسه که اهل بیت بتونن معارف رو تبیین بکنن یه مسئله هست بله اما شما در دوره ابا عبدالله ببینید داستان چیه اصلا نه فقط در دوره ابا عبدالله از بعد از شهادت رسول خدا مسئله ی ایجاد بدعت حتی در احکام شرعی وجود داره یعنی حکومت ها با تمام قوت مبارزه می کنن که اون احکام ناب بالا نیاد

مجری:

و از اهل بیت گرفته نشود

استاد روستایی:

اره آفرین خب من یه دو سه تا مثال تاریخی بزنم البته فرصت نیست که دونه دونه تمام این ها رو من مستنداتشو من دارم اما به هر صورت فرصت نمی کنیم که یک یک بیان کنیم من دو سه تا مثال بزنم خدمتتون شما ببینید مثلا در دوره امیرالمومنین علیه السلام روایتی در صحیح بخاری حضرت با عثمان بحثش میشه سر حکم شرعی سر یک مسئله شرعی خب مسئله شرعی چیه بحث متعه حج توی بعضی نقل ها داریم آقای محمد بن اسماعیل بخاری هم به این مسئله اشاره می کنه که امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند سنت پیامبر رو من به خاطر احدی رها نخواهم کرد سنت پیامبر رو به خاطر احدی رها نخواهم کرد من الان اگر اون عبارت رو خدمت شما نمایش بدم این عبارتش جالبه در کتاب صحیح بخاری ببینید

 ما کنت لأدع سنه النبی لقول أحد

عبارتش این هست اینم کتاب صحیح بخاری رو من اینجا بیارم خدمت بینندگان عزیز و ارجمندمون اینه ببینید اینجا ببینید یه بحثیه از علی بن حسن الی مروان بن حکم مروان میگه میگه

شهدت عثمان و علیا

 این دو تا رو من مشاهده کردم

و عثمان ینهی عن المتعه و ان یجمع بینهما

بحث متعه حج هست میگه بین حج عمره جمع بشه و بالاخره از متعه حج آمد عثمان نهی می کرد

فلما رأی علی

 زمانی که امیرالمومنین این کار عثمان رو دید

 أهَلَّ بهما

 امام در واقع لبیک به عمره و حج گفت به هر دو و گفت

 ما کنت لأدع سنه النبی لقول أحد

این یعنی چی یعنی اینکه در اون دوره اصلا حکومت بنا داره که سنت پیامبر به مردم نرسه خود آقای مروان حکم در نماز در خطبه های نماز عید و این ها در واقع بدعت معین کرد ایجاد کرد و امثالهم موارد متعدد موارد متعدد ببینید وقتی کار به جایی میرسه که در مثلا دوره خلیفه سوم آقای مثلا معاویه ابی سفیان تجارت شراب و تجارت بت راه می ندازه معامله که صد درصد مردوده بالاخره حرامه نمی تونی این بتی که بالاخره موجب شرک مردم  و بخوای تجارتش راه بندازی یا مثلا شرابی که قطعا پیامبر حرام کرده یا شراب خواری ها و امثال این موارد دیگه

مجری:

و لو اینکه بخوای به غیر مسلمان مثلا بخوای بفروشی حتی به غیر مسلمان یا مثلا مشرک

استاد روستایی:

ببینید حاکم اسلامی نمی تونه تجارت بت راه بیندازه این اصلا معنا نداره خب حالا شما نگاه کنید خب یه همچین کارایی انجام میشه این یعنی چی یعنی با اون احکام اصیل اسلامی بازی شده احکام اصلا حکومت نمی خواد درست منتقل بشه لذا شما می بنید ابیذر پشت میله های زندان می افتد ابن مسعود پشت میله های زندان میفته ابو دردا پشت میله های زندان میفته ابا مسعود انصاری پشت میله های زندان میفته به چه جرمی

 قد اکثرتم الحادیث عن رسول الله

 شما از پیامبر زیاد حدیث نقل می کنید

یک دفعه می بینید مثلا آقای ابوهریره روایت نقل می کنه بعد اتفاقا در مورد مسائل شرعی هم هست در مورد مسائل شرعی هم هست بعد طرف میگه که آقای ابوهریره این مسئله شرعی که تو داری میگی این مسئله شرعی که شما داری میگی آیا از پیغمبر شنیدی خب میگ نه

هذا من کیس ابوهریره

این از کیسه خودمه

شما ببینید صحیح بخاری روایتی رو میاد مطرح می کنه درباره بحث های صدقه و این چنینی بعد میاد میگه که خب آیا

یا ابوهریره سئلت عن رسول الله قال لا هذا من کیس ابوهریره

 یا مثلا روایتی مسند احمد حنبل نقل می کنه که رسول خدا نهی کرد از کسب حجام حجامت کننده کسب البغی و ثمن الکلب و فلان بعد میگه ابوهریره گفت

 هذا من کیسی

 این از کیسه خودمه

 و از پیغمبر نیست از کیس خودمه دقت می کنید یعنی مسائل شرعی احکام شرعی نمی ذارن اهل بیت علیهم صلوات الله و سلام بگن حتی این دوره این دوره دوره ای است که به خاطر بغض اهل بیت صلوات الله و سلام علیهم سنت های رسول خدا اون مسائل شرعی که رسول خدا گفته به خاطر بغض اهل بیت علیهم السلام ترک میشه در این دوره بله خب من عبارت رو خدمت شما نمایش بدم اینجا ببینید که به خاطر بغض امیرالمومنین سنت ترک میشه کتاب صحیح سنن نسائی جلد دوم آقای محمد ناصرالدین البانی اومده روایات نسائی رو که از نظر خودش صحیح بوده جدا کرده شده صحیح سنن مسائی در جلد دوم چاپ مکتبه المعارف ریاض روایتی رو میاره در صفحه سیصد و چهل و سه آقای سعید بن جبیر میگه میگه با ابن عباس تو عرفات بودیم بعد ابن عباس گفت که

 مالی لا أسمع الناس یلبون

چی شده من نمی شنوم مردم اللهم البیک بگن میگه

قلت  یخافون من معاویه

 از معاویه می ترسن

 فخرج ابن عباس من فسطاطه

 ابن عباس از اون خیمه اش اومد بیرون گفت

 لببیک اللهم لبیک لبیک

یعنی حتی اللهم لبیک بگه مسئله که تو حج بالاخره باید گفته باش میگه

 فانهم قد ترکوا السنه من بغض علی

به خاطر بغض امیرالمومنین سنت ترک میشه صحیح الاسلام سنت روایتش صحیحه متوجه هستید پس ببینید اینا نشانگر چی اینا نشانگر اینه که عصر در واقع اباعبدالله و عصر آقا امام حسن با معاویه در عصریه که امام حسین هم هست دیگه

مجری:

در اوج  قدرتم هست

استاد روستایی:

خب اونا در اوج قدرتا احکام شرعی رو نمی ذارن بیان بشه درست حسابی به خاطر بغض امیرالمومنین و اهل بیت علیهم السلام احکام شرعی ترک می کنن حالا آقای سلیمانی امیری شما در این دوره در این برهه انتظار داری آقا امام حسین صلوات الله و سلام علیه احادیث فراوان فقهی بتونه گفته باشه و اگر هم فرموده باشن که به وظیفه خودشون قطعا عمل کردن ایا شما در این دوره انتظار دارین که به قول معروف امویان هم گذاشته باشن احادیث به دست ما برسه خب بله در دوره ضعف بنی امیه در دوره ابتدای بنی عباس که با شعار الرضا من آل محمد اومدن و می خوان مردمو گول بزنن اونا مجبورن دست نگه دارن بنی امیه که دیگه گرفتار اون نزاع های داخلی خودشه بنی عباسم تازه می خواد یه نضج و رشدی داشته باشه درست شد رو این حساب اون من معلومه که در اون زمان در واقع صحنه باز میشه و عرض کنم خدمت شما اهل بیت میان مطالبی بیان می کنن اینم یک نکته

مجری:

در حقیقت من می تونم اینجوری فکر کنم که اهل بیت رو اونا بایکوت کرده بودن یعنی اگر می تونست زندانیشون می کرد نمی تونست یا تبعیدشون می کرد مثل حضرت ابوذر مثل افرادی که زندانی کرد صحابه ای که زندانی کرد نمی تونست این کارو بکنه ولی بایکوت کرد

استاد روستایی:

بله بله ما اصلا داریم اصلا صحابه ای رو داریم که عرض کنم محضر مبارکتون سوال قرآنی می پرسه اما زاویه با خلفا داره شخصی به نام صدیق زاویه داره شبهات داره بله تصریح  شده منابع ها میان به قول معروف

فضربه ضربا وجیعا

 کتک بدی می زننش

 و نفاه  الی البصره او الکوفه

تبعید میشه به عراق

بعد به مردم نام نامه می نویسن بخش نامه می کنه به سلطان اونجا که جناب فرمانروای عراق که از طرف حکومت منصوبی مردم کسی حق نداره با این صحبت کنه حتی جواب سلامش رو کسی حق نداره بده یعنی اینجوری برخورد می کرد کسی بخواد معارف و بگه و بعد مثلا وقتی که اون طرف می نویسه که آقا این توبه کرد دیگه سوال قرآنی نمی پرسه ولش کنید اون که تازه می نویسه حالا اجازه میدن مردم با این حرف بزنن اینا این زمان و باید از این جهتم بشناسیم باز نکته ی دیگر و زاویه دیگری که ما بخوایم به قول معروف از این حیث بهش بپردازیم نسبت به زمان شناسی یعنی تفاوت این دو زمانه ببینید امویان تبلیغاتشون به گونه ای بود که مردم نتونن اهل بیت رو به هیچ عنوان بشناسن خب یعنی شما ببینید من قبلا هم اشاره کردم این ها در واقع یک سیستم القای جهل داشتن به جامعه که کسی به هیچ عنوان اهل بیت رو نشناس چه جوری اومده بودن درسنامه درست کرده بودن مکتب خونه درست کرده بودن و بچه ها می رفتن توی مکتب خونه ها درس می خوندن مطالبی رو یاد می گرفتن مطالبش خیلی جالبه مطالب خیلی جالب اون مطالب چیه این عبارت رو من عرض کنم خدمت شما نمایش شدم خدمتتون که آقای ابو جعفر اسکافی در المعیار و الموازنه میاره در صفحه نوزده این کتاب خب این کتاب المعیار و الموازنه صفحه نوزده چیه میگه امویان کارشون به جایی رسید که

 ان اخذوا معلمیهم بتعلیم الصبیان

 یه سری معلم گرفتن که بچه ها رو در کتاتید در مکتب خونه ها آموزش بدن

چرا چی می خوان آموزش بدن چرا می خوان آموزش بدن میگه می خوان آموزش هایی به اینا بدن که صغیر و کوچک های اون ها با این آموزش ها رشد کنن

 و لا یخرج من قلب کبیرهم

 این آموزش از قلب بزرگاشم بیرون نیاد یعنی از همون اول رو اینا کار کنم بله خب برای این کارشونم درسنامه گذاشتن

لذلک رساله یتدارسونها بینهم

 خب حالا تو این درسنامه ها چی می نویسن میگه نوشته میشه

مبتدأ الائمه یکتب لهم

 نوشته شد که خلیفه ی اول چه کسیست

أبو بکر بن أبی قحافه

 

أبو بکر بن أبی قحافه

 بعد عمر بن خطاب بعد عثمان بعد معاویه حتی

ان اکثرا العامه منهم ما یعرف علی بن ابی طالب و لانسبه و لایجری علی لسان احد منهم ذکره

میگه اکثر مردم عامه مردم اصلا علی بن ابی طالب نمی شناختن خب طبق این خبر وقتی امیرالمومنین نمی شناسن

مجری:

دیگه فرزندانشون

استاد روستایی:

فرزاندانشون رو هم نمی شناسن بعد رو زبونشون اصلا نمی دون علی کیه نمی دونست

مجری:

اصلا حذف کرده کاملا خودش رو به جای علی

استاد روستایی:

اره دقیقا دقیقا خودش رو جا زده شما این چی این نکته که شما فرمودید اتفاقا بسیار دقیقه چه جور خودشون و جا زدن به قول معروف به جای امیرالمومنین شما ببینید وقتی که عرض کنم اینا رو میارن پیش ابوالعباس صفا یعنی بزرگان لشکر شام رو میارن پیش ابوالعباس صفا میگه آقا ما اصلا فکر می کردیم پیامبر هیچ اهل بیتی غیر بنی اومیه نداره اره اصلا اهل بیتی غیر این نمی شناسیم برای پیامبر خب اینا اصلا نمی ذارن امام حسین شناخته بشه نمی ذارن امام حسن شناخته بشه اونوقت ایشون میگه آقا من به قول معروف چرا این احادیث امام حسین امام حسن زیاد نیست شما ببینید ما در تاریخ داریم که نستجیر بالله موقعی که امام حسن مجتبی به شهادت رسیدن وقتی که امام حسن به شهادت رسید کل شام تکبیر می گفتن کل شام از شادی الله اکبر می گفتن نه فقط معاویه خب یعنی چی یعنی اینا اینار رو اعدا عدو می دونستن و اصلا به حدیث کسی توجه نمی کرد اصلا اگه هم چیزی بیان می کردن سریعا از بین می رفت نمی ذاشتن برسه به مردم اون وقت در این برهه شما مثلا ببینید امام سجاد صلوات الله وسلام علیه میان جمله ای دارن اصلا چرا امیر المومنین میان کوفه می خوان آدم تربیت کنن امام می فرمایند امام سجاد علیه السلام در حجاز اینجوری که خاطرم میاد چون خیلی وقت پیش مطالعه کردم به اندازه ی انگشتان دست به اندازه انگشتان یک انسان ما رو دوست ندارن

مجری:

دوست ندارن حتی نه اینکه پیرو ندارن

استاد روستایی:

در حجاز اینجوریه بله بعد حالا شما ببینید آرام آرام آرام اهل بیت علیهم السلام هی میان روشنگری می کنن روشنگری می کنن آقا امیر المومنین یه جور آقا امام حسن مجتبی یه جور امام حسین به گونه ای دیگه تا زمان امام سجاد می رسه که یواش یواش شما مثلا می بینید یک زراره ای میاد بیرون از اونجا محمد بن مسلم زراره ای آدم هایی تربیت می شن و شیعیان اعتقادی تربیت میشون که اینا بتوانند روایات اهل بیت علیهم السلام رو اخذ بکنن و منتشر بکنن زراره ای که از همون کوفه است خب اینا در صدد تربیت اهل بیت درست شدن وگرنه اصلا کوفه جمعیت شیعه اعتقادی به اون معنا نداشت ما مثلا امثال حبیب بن مظاهر یا مسلم بن عوسجه مگه چند تا داریم اتفاقا خیلی کم بودن در اونجا منتها بعدا به در واقع بر اساس تلاشی که امام حسین امام حسن آقا امیر المومنین و امام سجاد علیهم صلوات الله و سلام انجام دادن یواش یواش یواش یواش کادرسازی کردن که اونوقت برسه به جایی که عرض کنم امام صادق بفرمایند اگه زراره نبود احادیث پدرم از بین مثلا می رفت خب یعنی چی یعنی چی احادیث از بین میرفت یعنی پس انگیزه هایی در این جامعه وجود دارد که اینار رو از بین ببرد پس بنابراین ما از چند زاویه فقط این زمان رو بررسی کردیم بله خب که شما ببینید آیا مبتلا به جامعه این مسائل هست یا نه صحابه خودشون از پیامبر شنیدن این یک دو آیا نیرویی که بخواد این رو در واقع اخذ بکنه و منتشر بکنه اساسا در جامعه مسلمین این میزان نیرو وجود دارد یا نداره اینم یک نکته بود نه بالاخره اینکه به قول معروف در زمان امام حسین علیه صلوات الله و سلام حکومت ها چگونه برخورد می کردن با تحریف این به لحاظ زمان اما فارغ از این ها اگه بخوایم آقای صفایی عزیز بررسی بکنیم ما اتفاقا بعضی از روایط فقهی از امام حسین داریم که به صورت نقل روایت در کتب آمده در کتب حدیثی این ها یک سری هم داریم که فقها بهش استناد کردن فتوی دادن خب من نمونه هایی رو نام می برم عرض کردم نمونه های چون خیلی بیشتر از این هاست اما به عنوان نمونه همونجوری که خودم آقای سلیمانی امیری هم بعضیاشون اشاره کرد بله خب ببینید کتاب دعائم الاسلام قاضی نعمان بن محمد بله درست شد چاپ دار المعارف اینجا صفحه صد و ده میگه ما روایت کردیم از حسین که در از امام حسین پرسیدن در مورد مسح کشیدن روی کفش خب میگه ایشون ساکت ماندن تا رفتن به یک موضعی که اونجا آب بود سائل هم همراه حضرت بود بعد آمدن پایین وضو گرفتن روی چکمه کشیدن و بر روی امام بعد فرمودن

هذا وضوء من لم یحدث

این وضوع کسی است که به قول معروف حدثی ازش سر نزده

 و وضو داره یعنی اگه بخواد ابتداء وضوء بگیره نه اینجوری جایز نیست اما خب حالا حضور داره می خواد هم یه کاری بکنه گفت اینم می شود خب این یک نقل نقل دیگر ایشون در صفحه صد و چهل و دو داره درباره ذکر اذان و اقامه که اینجا روایتی رو میاره که عرض کنم خدمت شما ببینید از امام حسین علیه صلوات الله و سلام از پدرشون امیرالمومنین بعد میگه که سوال شد از حضرت درباره قول غیر شیعه قول ناس یعنی مذاهب اسلامی غیر شیعه درباره ی اذان که

ان صلاه کان فیه رویا رواه عبدالله بن زید اخبر به النبی

آیا تشریع اذان بر اساس اون خوابی بود که عبدالله بن زید دید به پیامبر گفت گفت بالاخره غیرشیعه اینجوری میگن اینه داستان و بعد پیامبر اومد دستور به اذان داد میگه امام حسین فرمودن که

 الوحی

وحی بر پیامبر شما نازل میشه

 و شما گمان می کنید که

انه اخذ الاذان عن عبدالله بن زید

چه حرفیه اینجوری نیست

 و الاذان

 در حالی که اذان اصلا صورت دین شماست نشانه دین شما است

مجری:

شعار دین شما است

استاد روستایی:

شعار دین شما است بعد حضرت عرض کنم خدمت شما غضبناک شدن بعد داره که فرمودن

سمعت علی بن ابی طالب رضوان الله علیه و صلاته علی

میگه از پدرم امیرالمومنین صلوات الله و سلام علیه شنیدم که می فرمودن

اهبط الله عز وجل ملکا

 خداوند ملکی رو فرستاد

 حتی عرض برسول الله

 رسول خدا رو بردن معراج پیامبر حدیث معراج و اصرار تماما بیان فرمودن و عرض کنم خدمت شما میگه در اینجا اینجوری فرمودن یکی از اون بخش ها این بود که

 و بعث الله ملکا لم یر فی السماء قبل ذلک الوقت و لا بعده

 خداوند یک ملکی رو فرستاد که قبل از اون و بعد از اون در آسمان دیده نشده بود بعد

فأذن مثنی فأقام مثنی

 دو بار اذان گفت دوبار اقامه گفت

 و ذکر کیفیه الأذان

کیفیت اذان رو ذکر کرد اون ملک

 قال جبرییل للنبی یا محمد هکذا أذن للصلوه

این گونه اذان بگو برای نماز این جبرییل هم این رو فرمود خوب ببینید این الان یک روایت فقهیه که درباره تشریع اذان از امام حسین باز ما در امالی مرحوم شیخ طوسی روایت دیگری داریم که در صفحه شیصد و چهل و هفت از امام حسین از پدرشون امیرالمومنین از رسول خدا که میگه امت من به قول معروف همیشه در خیر خوبی هستن زمانی که با هم دوستشون حفظ بکنن محبتشون رو اقامه نماز بکنن زکات بدن نمی دونم به مهمان ها احترام و اکرام بکنن و بعد در ادامه

 انا أهل بیت لا نمسح علی أخفافنا

 ما اهل بیت رو کفشمون مسح نمی کشیم

 یعنی برای حالت عادی بخوایم وضو بگیریم اینو قبول نداریم اینا رو ببینید روایات فقهیه در کافی داریم و خیلی کتابای حدیثی شیعه من فقط به خاطر بالاخره مراعات وقت و زمان یه نمونه های رو گفتم اما یک سری روایتم داریم که به روایات فقهی ابا عبدالله علیه السلام استناد شده و مستند فتوا قرار گرفته مثلا ببینید کتاب وسائل الشیعه آقای حر عاملی جلد دوم در صفحه نود و سه استحباب الخضاب بالوسمه مگه آقا من بیام محاسنم با وسنه رنگ بزنم این مستحبه ببین خب می دونید در فقه چی بحث میشه واجب حرام مستحب با مکروه و مباح دیگه خب این لحظه یه حکم مستحبه روایتی میاره از امام صادق صلوات الله و سلام علیه امام میاد به برای بیان استحباب این مسئله به عمل امام حسین استناد می کنه و بعد خود مرحوم شیخ حر عاملی این نکته است این عبارت باب رو که من خوندم این عبارت با فتوای شیخ حر خود شیخ حر عاملی که این کتاب حدیثی نواشته اون فهمی که از روایت داشته و اون استنباطی که داشته رو به عنوان فصل خودش تیتر زده خب این فتوای شیخ حر امام صادق چی فرمودن

قتل الحسین علیه السلام فهو مختضب بالوسمه

امام حسین علیه صلوات الله و سلام شهید شدن در حالی که محاسنشون رو با وسمه خضاب کرده بودن

 این استناد به عمل امام حسین در کلام امام صادق و استنباط شیخ حر عاملی از این مسئله به اینکه عمل مستحبه از عمل امام حسین خب این یک نکته یا مثلا روایت دیگه میگه که از اباعبدالله علیه صلوات الله و سلام یعنی امام صادف پرسیدیم که در مورد خضاب وسمه گفتن

 لابأس

 اشکالی نداره

قتل الحسین علیه السلام فهو مختضب بالوسمه

دوباره ببینید استناد به عمل آقا ابا عبدالله امام معصوم استناد می کنه و مرحوم شیخ حر عاملی از این مسئله استحباب این مسئله رو متوجه میشه و فتوا میده یا مثلا ببینید در صفحه ی نود و شش در همین جلد

باب استحباب الخضاب بالحنا

 اینکه ما با حنا خضاب بکنیم باز روایتی میاره

 کان الحسین یخضب بالحنا

 ببینید امام حسین علیه السلام با حنا خضاب می کرده یا روایت دیگری اینجا میاره از عبیدالله بن حر

انه سأل حسین بن علی

ببینید اینجا دیگه عبیدالله بن حر ظاهرا جعفی باشه که از امام حسین علیه صلوات الله و سلام پرسید

 عن خضابه

حضرت فرمود

 اما انه لیس کما ترون إنما هو حناء و کَتَم

این خضابی که تو فکر می کنی اونی نیست که میگه مثلا فلان رنگ نیست این حنا رو من با این ماده دیگه قاطی کردم و شده رنگش شده این

 که تو داری می بینی خب اینم باز بحث چیه بحث استحبابه خب این مرحوم حر عاملی کتاب جواهرالکلام صاحب جواهر شیخ محمد حسن جواهری در جلد هشتم باز یکی از اون فتاوای ایشون که در واقع به امام حسین علیه صلوات الله و سلام استناد کرده در بحث لباس شهرت در صفحه عرض کنم دویست و پنجاه و دو و دویست و پنجاه و سه بعد روایتی میاره از امام حسین

من لبس ثوبا

 اگر کسی لباسی بپوشه که لباس شهرت باشه خدا روز قیامت لباس آتش بر او می پوشونه خب مرحومه عرض کنم خدمت شما صاحب جواهر داره در فتوای خودش به این روایت استناد می کنه بر عدم جواز لباس شهرت خب یا مثلا در زبده البیان محقق اردبیلی ملاحظه بفرمایید زبده البیان محق اردبیلی یک بحثی رو مطرح می کنه در کجا در کتاب الحج در انواع حج و افعال حج و و بخشی از احکام حج صفحه سیصد و یازده یه بحثی رو مطرح می کنه که بالاخره آیا کسی که می خواد بره حج یه زمانی کسی محصوره یه زمانی یکی مسدوده یعنی چی مسدود یعنی آقا نمی ذارن بره اونجا این یه سری اعمال انجام میدن اما طواف نساء رو رو نمی تونه انجام بده خب اما محصور ممکنه محاصره شده باشه ولی وقت داره که این کار رو انجام بده آقا بین این دو تا چه تفاوتی هست اگر کسی که مسدوده مثل پیامبر در صلح حدیبیه این طواف نساء رو انجام نداد زنش بر او حلاله یا حلال نیست چه جوریه میگه

والمسدود

کسی که مسدوده

 یحیل له النسا

نساء براش حلاله

و المحصور

کسی که محصور باشه

 حلال نیست بعد میاد ادامه میده میگه من سوال کردم درباره مردی که محصور شده نه مسدود و این قربانی خودشو می فرسته مسدود نیست ولی محصوره این قربانی خودشو می فرسته این باید چیکار بکنه موارد رو بیان می کنه تا می رسه به اینجا میگه آقا خب اگر این امد یه کاری رو انجام داد به قول معروف احکامش یکی یکی بیان می کنه تا می رسه به اینجا

و ان کان

 اگر این شخصی که به قول معروف ما میگیم محصور نه مسدود حصرش به واسطه بیماری بود در راه مریض شد این چیکار بکنه بعد از اینکه محرم شده

 فاراد الرجوع الی اهله رجع

برگرد و قربانی هم بکنه

 خب و اگر این یا اینکه این کارو بکنه یا اینکه در جایگاه خودش بمونه تا خوب بشه

  اذا کان فی عمره

زمانی که عمره است میگه زمانی که خوب شد

 فعلیه العمره واجبه

 عمره برش واجبه و اگر این

و ان کان علیه الحج رجع

اگر حج برگردنش هست باید برگرده

أو اقام

 یا بایسته و به قول معروف

ففاته الحج

 حج بر رو از بین بره

 فان علیه حج من قابل

اگه این برگشت یا اینکه بالاخره نتونست خوب بشه یا اینکه وایساد و حج ایامش رفته خوب نشد میگه سال آینده باید حج به جا بیاره بعد مثال می زنه میگه

 فان الحسین بن علی خرج معتمرا

 امام حسین علیه صلوات الله وسلام در واقع آمدن برای عمره

در راه مریض شدن به امیرالمومنین خبر رسید ایشون در مدینه بودن اومدن دنبال امام حسین علیه صلوات الله و سلام ایشون رو در سقیا پیدا کردن دیدن بیمار گفتن چی شده گفتن آقا من بیماری در سرم هست سردرد شدید دارم امیرالمومنین شتری آوردن قربانی کردن و سر مطهر آقا اباعبدالله رو تراشیدن و ایشون رو به مدینه برگردوندن زمانی که ایشون خوب شدن از اون بیماریشون

  اعتمر

عمره به جا آوردن بعد تا آخر روایت که در موردش بحث می کنه و در بحث طواف نساء و این حرفا رو ذکر می کنه که آیا زمانی که خوب شد از بیماریش قبل از آن که از عمر خارج شد زن براش حلال بود قبل از آن که از عمره خارج بشه گفتن که نه حلال نیست تا اینکه طواف خونه کعبه رو به جا بیاره و در واقع سعی صفا و مروه گفتم رسول خدا چی زمانی که از حدیبیه برگشت زنانشون براشون حلال بودن طواف نکرده بود گفت اینا با هم فرق می کنن رسول خدا مسدود بود و امام حسین محصور خب شما ببینید اینجا در واقع به یک عمل امام حسین استناد شده برای یک حکم شرعی و یک فتوای شرعی در مورد بالاخره بحث حج و بیماری و بالاخره طواف نسا و موارد اینچنینی باز مثلا مرحوم علامه محقق حلی عذر می خوام مرحوم محقق حلی صاحب معتبر ایشون در جلد اول باز یک مسئله ی شرعی دیگری رو به استناد در واقع فتوای به استناد فرمایش امام حسین در کتاب الطهاره بحث می کنه در صفحه صد و سی و هفت جلده اول که از امام حسین پرسیدن که

 ما حد الغایط

 کسی که می خواد قضای حاجت بکنه باید چه جوری باشه اوضاعش گفت

 لاتستقبل القبله

مقابل قبله نباید باشی پشت به قبله هم نباشی مقابله با پشت باد هم نباید باشی به نظر یعنی باز یک حکم شرعی در بحث کتاب و الطهاره اینا که در واقع مرحوم محقق حلی در اینجا برای فتوای خودش به این داره استناد می کنه خب بنابراین ببینید ما روایات متعددی جناب آقای صفایی عزیز داریم که یا فتوای امام حسین و اون روایت امام حسین بیان شده و یا اینکه استناد کردن به روایت آقا ابا عبدالله حسین علیه صلوات الله و سلام علی رغم تمام اون بحث هایی که در مورد زمان ابا عبدالله گفتیم

مجری:

بله احسنت خیلی ممنون مچکر فکر می کنم واقعا مکفی بود یعنی این پاسخ ها و اینکه اگر کسی می آمد خدمت حضرت سید شهدا سوالی مطرح می کرد حضرت پاسخ می دادن ولی اینکه مثلا انتظار داشته باشیم حضرت برن بالای منبر تو اون شرایط اوضاع و بیان احکام کنن بیان خطبه بخونن خب قطعا همچین شرایطی هستم محیا نبود در زمانه امام حسین خب خیلی ممنون مچکرم یک توقف داشته باشیم یک وقفه ای رو بگیریم و میان برنامه ای رو ببینیم ایشالله بعد از میان برنامه که برمی گردیم موضوع دیگری پیرامون حضرت شهربانو ان شالله مطرح خواهد شد

میان برنامه

مجری:

عرض تسلیت و تهنیت مجدد و خیر مقدم دارم خدمت شما بینندگان عزیز ارجمند همچون در خدمت شما هستیم با برنامه کاوش از شبکه جهانی حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در قسمت قبلی طرح شبهه ای مطرح شد که چرا از لسان حضرت ابا عبدالله حسین علیه السلام روایات و احادیث فقهی متعددی ذکر نشده است و جناب آقای دکتر روستایی پاسخ مفصلی رو ارائه فرمودند و خب در این قسمت موضوع دیگری مطرح خواهد شد پیرامون یکی از نازنین بانوان جهان اسلام همسر حضرت سید الشهد ابا عبدالله الحسین علیه السلام و مادر امام زین العابدین جناب حضرت شهربانو سلام الله علیها  بانوی بسیار عفیفه و بسیار بزرگواری که تاریخ خاصی دارن ولی خب پیرامون ایشون هم شبهاتی مطرح می شود جناب آقای دکتر روستایی اگر مقدمه ای دارید بفرمایید تا کلیپ شبهه رو هم ببینم

استاد روستایی:

سلامت باشید عرض کنم خدمت شما یه بحث دیگری که این آقا درباره امام حسین مطرح می  کنه نسبت به جناب شهربانو همسر آقا ابا عبدالله علیه صلوات الله و سلام خوب ایشون میاد میگه ایشون مادر علی اصغر همون امام سجاده و اسامی مختلفی داره بعد عرض کنم خدمت شما ایشون کنیز بوده و بعد میاد میگه نه آقا ایشون اصلا دختر یزدگرد نیست نمی دونم در دربار ساسانی نفوذی نداره اینا اودن بگن این جعل کردن که مثلا بگن امام حسین داماد ایرانی است حرفش اینه این آقا خب و کل کلیپش روی این میچرخه اجازه بدید که با هم ببینیم کلیپ رو و بعدش در موردش حالا صحبت می کنیم

مجری:

خیلی خوب پس این کلیپ رو هم با هم ببینیم و ایشالله برمی گردیم

کلیپ دوم:

در خصوص همسر دیگری که من عرض کردم در این بحث به اون خواهم پرداخت ما نامی رو می شنویم به نام شهربانو که به نوعی مادر دیگر علی بن حسین هست که به نام علی اصغر یا امام سجاد امام چهارم شیعیان شناخته شد در مورد او مطالب بسیار زیادی قابل بررسی است که من سعی می کنم به شکل خلاصه اما موجز مطالبی رو عرض بکنم خدمت شما دوستان در اینکه مادر علی اصغر یا همان امام سجاد رو یک کنیز دانسته اند شکی نیست و تمام تواریخ برون معتقد هستند اما در اینکه این کنیز  کیست مصالح و مطالبی عنوان شده که گاهی برخی ها سعی کردن از روی مصلحت اون رو بزرگ بکنن و گاهی هم عده ای سعی کردن اون رو به شکل دقیق بررسی بکنن اما در مورد نام این زن نزدیک به شانزده یا هفده نام عنوان شده که همچون شاه زنان شاه بانو شهربانو و بسیاری از نام هایی که مشتق شده از همین نام هستند گرفته شد در کنارش نام هایی همچون بره غزاله کلافه سلامه و بسیاری نام های دیگر آمده اما نام غزاله ظاهرا معروف تر بوده اما اینکه این زن چه کسی است و به چه دلیل سعی شده که او رو جزء زنان بزرگ دربار ساسانی و حتی دختر یزدگرد هم بدانند ذهن ما یاریگر نیست ولی ما می توانیم با چینش مطالب تاریخی و زمان وقوع بسیاری از مسائل متوجه بشویم که اینکه او را دختر یزگرد بدانند کاملا بله خطاست اما ممکن است نام او شهربانو باشد در این مسئله محل بحث نیست اما در اینکه او دارای جایگاه بسیار بزرگی در دربار ساسانی بوده و به نوعی میخواهند ایرانیان رو هم در این داستان دخیل بدانند که حسین داماد ایرانیان بوده و حب به ایرانیان و آل علی به واسطه این مسائل هست کاملا دروغ هست و من در جایی هم این مطلب رو عنوان کردم که در قیام توابین عملا ایرانیان نقشی نداشتند اگر خون خواه حسین بودن یا حسین رو دوست می داشتن

مجری:

خب بینندگان عزیز ارجمند شنیدید این شبهه را در حقیقت پیرامون جایگاه جناب شهربانو همسر امام حسین علیه السلام و مادر امام زین العابدین سلام الله علیه هست و البته خب جناب استاد ایشون اعتراف می کنه که کنیز هست ولی خب حالا نمیگه که اولا خب این کنیز کجایی هست بالاخره اگر هم کنیز باشد حداقل بالاخره از یک کشوری هست از یک منطقه ای هست این رو عنوان نمی کنه و صرفا عنوان می کنه که جایگاهی نداشته است که ایشون جایگاهی در دربار ساسانی نداشته است بفرمایید

استاد روستایی:

ایشون عرض کنم خدمت شما خلاصه خیلی چه جوری بگم تم تاریخی به خودش می گیره بله آقا نام غزاله مشهور تر است و فلان هست چند تا کتاب خوندی در همین مورد همیشه یه حرفایی میاد برا خودش میزنه

مجری:

بعد شهربانو رو هم تایید می کنه

استاد روستایی:

و بعد نه این دختره یزگرد نیست و فلان نیست

مجری:

و شهربانو لقب در حقیقت شهربانو که اصلا اسم نیست

استاد روستایی:

حالا تو بعضی نقلا بالاخره داریم حالا من اجازه بدید در این زمینه صحبت بکنم و عرض کنم خدمت شما بعضی منابع رو خدمت بینندگان عزیز و ارجمندمون ذکر بکنم و بعد بریم ببینیم تو منابع تاریخی چند نفر گفتن دختر یزد گرده اساسا اونا اصلا شیعه بودن نبودن چه جوری این برنامه حالا باید ببینیم ببین اصلا کتاب من بعضی از کتاب های شیعه رو در این زمینه نمایش بدم بله کتاب عیون المعجزات اینجوری بحثی مطرح می کنه که

 کان امیر المومنین علیه صلوات الله و سلام یقول للحسین احسن الی شهربانویه فانها مرضیه

  خب شما به این شهربانو بانوی شهر در واقع شما نیکو کن نیکی کن که او مورد رضایت خداست و عرض کنم خدمت شما برای شما بعد از شما یک فرزندی خواهد آورد که

خیر  اهل الأرض

 بهترین بنده ی خدا بعد از شما خواهد بود

 و کسی است که در شبانه روز عرض کنم خدمت شما هزار رکعت نماز می خواند این فرزندی که ایشون خواهد آورد که

مجری:

اشاره به حضرت امام زین العابدین

استاد روستایی:

امام زین العابدین خب این یک نکته کتاب دلائل الامامه که منصور آقای محمد جریر بن رستم طبری شیعی است در این کتاب در صفحه هشتاد و یک یک ماجرایی رو مطرح می کنه که بله خانمی در دوره عمر بن خطا آمد و در واقع از اسرای فارس و ایران بود آوردن مدینه بعد عرض کنم خدمت شما خب عمر برخورد خوبی با این ها نکرد حتی نظرش این بود که بالاخره این زنان فروخته بشن و مردانشون عبد عرب بشن و عرض کنم که در طواف کعبه بیماران و ضعفا و پیرمردها رو به دوش خود بکشن امیر المومنین فرمودن نخیر

 اکرموا کریم القوم

 شما باید رسول خدا فرمودن

 اکرموا کریم  کل قوم

با کریم هر قومی و به بهترین شکل برخورد کرد اومد گفت منم شنیدم گفت اگه شنیدی و چرا به قول معروف مخالفت می کنی خب شما باید همین برخور داشته باشی بعد داره که امیرالمومنین فرمودن که بعضی از اینا هستن که اسلام رو بالاخره پذیرفتن با رغبت و بعضی از اینا هستن که ذریه ای از من اینا خواهند داشت و من نصیب خودم رو بخشیدم اگه سهم من دارم من بخشیدم بعد عرض کنم خدمت شما دیگران هم می بخشن تا اینکه میرسه به اینکه حضرت امیر صلوات الله سلام علیه به این خانم میگن اسمت چیه ایشون میگه شاهزنان یعنی بعضیا گفتن نه شاه زنان فقط فاطمه ز شما باید اسمت شهربانو باشه و حضرت اسمش رو میزارارن شهربانو خب طبری این رو میگه غیر از ایشون آقای ابن شهر آشوب در مناقب جلد چهار باز در صفحه پنجاه و پنج این رو باز میاره همین مسئله رو و بعد هم عرض کنم خدمت شما ایشون رو مختار می کنه که شما اگه می خوای کسی رو بالاخره انتخاب کن با او ازدواج کنی ایشون امام حسین انتخاب می کنه بعد حذیفه خطبه ی عقد رو می خونه در بصائر الدرجات در جلد اول باز همین مسئله آمده که به قول معروف حضرت می فرماید که اسمت چیه تو این داره که جهانشاه تو بعضی نقل ها داره جهانشاه حضرت فرمودن

 بل شهربانویه

 تو نقل های دیگه داره که شاه زنان فقط فاطمه زهراست شما شهربانو هستین

مجری:

و شهربانو اسم فارسی است دیگه در کلام  امیرالمومنین شهر فارسی است دیگه

استاد روستایی:

بله یعنی بانوی شهر

مجری:

بانوی شهر

استاد روستایی:

چون اصلا توی نقل ها داریم حضرت فارسی صحبت می کردن با هم فارسی صحبت می کردن

مجری:

بله با هم فارسی صحبت می کنند خیلی جالبه

استاد روستایی:

در کافی شریف هم این رو داریم در جلد اول بحث تولد امام سجاد علیه صلوات الله و سلام روایتی داریم که بالاخره این خانم حضرت بهشون می فرمایند که اسمتون چیه

ما اسمک

 اسمت چیه میگه جهانشاه حضرت می فرمایند

 بل شهربانویه

 خب توی بعضی نقل ها داریم که حضرت دقیقا فارس صحبت می کنه اینجا حالا عبارت عربی رو راوی نقل کرده خب ببینید این عبارت و بعد هم به امام سجاد میگه مردم مثلا اینجوری می گفتن می گفتن

 ابن الخیرتین

فرزند دو خیر و دو خوبی دو بزرگ

فخیره الله من العرب هاشم

 اون درواقع بزرگ خود از عرب انتخاب کرده که ایشون فرزندان هاشم

و من العجم فارس

 از عجم هم بالاخره بزرگشون اینه

 خب ببینید اینا یک سری منابع شیعیه که به جناب شهربانو می پردازه اسمشو بیان می کنه اما آیا مورخین گفتن این دختر یزدگرده یا نگفتن ما روایات و گزاره های متعد تاریخی داریم که ایشون می گفتن دختر یزدگرده بعضیا گفتن ساسانی مثلا میره دختر ساسانیان در ایرانی بودن تردید نکردن اما خیلی از مورخین گفتمن یزدگرد من یه جدولی آماده کردم که این جدول رو عرض کنم خدمت بینندگان عزیز ارجمندمون ارائه میدم و عرض کنم کتابی در این زمینه معرفی خواهم کرد که ان شاالله تعالی بینندگان برن این کتاب رو تهیه بکنن و این جدول رو اونجا ببینن و مفصل بحث علمی این مسئله رو ببینن ببینید اولین کسی که البته خب یه بحث هایی ما داریم که آیا ایشون در زمان عمر بن خطاب اسیر شد در زمان عثمان بود در زمان امیرالمومنین بود اینا اختلاف تاریخی هست البته به نظر ما در زمان عمر بن خطاب نبوده و در زمان عثمان ظاهرا این داستان که رخ میده اینگونه به نظر می رسه بر اساس بعضی از روایاتی که وجود داره ظاهرا به زمان عثمان بیشتر این می خوره که این خانم در زمان فتوحات عثمان درواقع آمده و به اسارت رفته خب حالا کسانی که اسم ایشون رو اسم پدرشون یزدگرد کرد گفتن اولین فرد به لحاظ قدمت زمانی شخصی است به نام ابوالیقضان سحیم خب ایشون یه کتاب کلامی داره البته کتاب کلامیش در دسترس نیست اما زمخشریی در ربیع الابرار میاد از ایشون نقل می کنه میگه که آقا خانمی بود به قول معروف در دوره عمر بن خطاب اسیر شد ایرانی بود نام باباشم یزدگرد بود اون میگه در دوره عمر بعد از اون عبدالملک بن غریب اصمعی که عرض کنم میگه اسم پدر ایشون یزدجرد بن شهریار که ما این رو از کافی نقل می کنیم از مناقب ابن  شهر آشوب نقل می کنیم نفر بعد ابن سعد محمد بن سعد که صاحب کتاب طبقات که در الکامل مبرد آمده که ابن سعد نظرشون این بود ایشون نام پدرش یزدگرده نفر بعد به لحاظ تاریخی ابوحنیفه ی دینوری متوفای دویست و هشتاد و دو هجری قمری ایشون باز در اخبارالطوال میگه نام پدرش یزدگرد بوده البته ابوحنیفه معتقد که در زمان امیرالمومنین ایشون اسیر شده ولی ملیت ایرانی ست و عرض کنم دختر یزدگرد هست بعضی نگاه کنید مثلا گفتن سند اما این اسم پدرشو نگفتم من به خاطر این اینا رو کار نداشتم تمام اینایی که گفتم یزدگرد این ها همه گفتن ایرانی ایرانی می بینید این مثلا ایران این ایران این که گفته سن اصلا نه اسم پدرشو میگه ن اسم خودشو هشام کلبی اما اینایی که اسم پدرشو گفتن اینا میگن ایرانی بله ایرانی ببینید خب بعد میریم سراغ نفر بعدی آقای یعقوبی تاریخ نویس مشهور ابن واضح یعقوبی ایشون میگه ایرانی بوده اسمشم یزدگرد بوده اسم باباش بعد ابوالعباس محمد بن یزید مورد ایشون میگه ایرانی بوده اسم باباش یزدگرد بوده دوباره به قول معروف در کتاب دیگه باز از همین آقای مورد نقل شده بعد محمد بن صفار صاحب بصائر الدرجات ایشون میاد میگه اسمش جهانشاه یا شهربانو است که من یک لحظه تصویر کتاب را نماش دادم و ایرانی بوده و اسم پدرش هم یزدگرد بوده و ایشون میگه در دوره عمر اسیر شده آقای طبری که ابونصر بخاری ازش نقل می کنه میگه ایرانی بوده البته نام پدرش رو میگه کسری به اعتبار اینکه به شاهان ایرانی کسری می گفتن

مجری:

لقبی بوده

استاد روستایی:

بعضی ها هم غزاله میگن اما دوباره نفر بعدی نوبختی در فرق الشیعه ایشون میگه جهانشاه بوده اسمش صلاحه هم گفتن جهانشاه هم گفتن و نام پدرش یزدگرد بوده دوباره ابن ابی الثلج میگه نام پدرش یزدگرد بوده بعد کلینی میگه جهانشاه و شهربانو اسمش بوده نام پدرش یزدگرد بوده حسین بن همدان خصیبی میگه نام پدرش یزدگرده ابونصر بخاری میگه نام پدرش یزدگرد بوده مسعودی میگه نام پدرش یزدگرد قاضی نعمان میگه نام پدرش یزدگرد بوده عرض کنم خدمت شما قمی در تاریخ قم میگه نام پدرش یزدگرد بوده شیخ صدوق میگه نام پدرش یزدگرد بوده ابن عیاش میگه نام پدرش یزدگرد بوده شیخ مفید میگه اسم پدرش یزدگرد بوده عرض کنم خدمت شما ابوالحسن صوفی میگه نام پدرش یزدگرد بوده حالا اسم خودش رو هم شاه زنان گفتن شیخ طوسی میگه اسم پدرش یزدگرد بوده اسم خودشم شاه زنان دوباره عرض کنم ابن طباطبا میگه اسمش شهربانو بوده و نام پدر یزدگرده امیر سلیمان کی کابوس میگه نام پدرش یزدگرد بوده ابن بلخی میگه یزدگرد ابن شادی میگه یزدگرد نمی دونم عرض کنم خدمت شما صاحب محاضرات الأدباء میگه یزدگرد ابن فتال میگه یزدگرد زمخشری میگه یزدگرد طبرسی میگه یزدگرد عرض کنم خدمت شما ابن حاتم عاملی میگه یزدگرد راوندی میگه یزدگرد ابن شهر آشوب میگه یزدگرد

مجری:

از قرن پنجم همه دیگه دارن میگن یزدگرد

استاد روستایی:

شما ببینید حتی از قبل از یعقوبی یعنی از اولین کسان اینا میگن اسم پدرش یزدگرد بوده همه میگن یزدگرد ابن ادریس حلی فخر رازی ابو تقی شافعی سید بن طاووس و و و....علمای دیگه علامه حلی و نمی دونم عرض کنم ذهبی و یافعی و شهید اول و نمی دونم عرض کنم خدمت شما ابو نظام واسطی بعد عرض کنم ابن عنبه عرض کنم رفاعی تمام این ها میگن یزدگرد یزدگرد یزگرد چقد منابعی که به قول معروف همه شون هم شیعه نیستن خب اینا یک شما اندکیشون شیعه هستن بیشتر اهل سنت هستن این نیست که مثلا بگن آقا خب مثلا بگید آقا چندتا از اینا ایرانی هستن شما بیا بررسی کن آیا همه اینا ایرانی بودن این مورخین خب اینجوری نیست اگر بخوام دونه دونه شرح حال بگم یکی مال شام یکی مال نمی دونم عرض کنم خدمت شما از مغرب یکی نمی دونم مال جبل العامل یعنی اصلا ملیت های مختلف هم دارن این مورخین اینجوری نیست که ّشما بگید مورخین همه ایرانی هستن حالا مثلا چون ایرانی هستن میخوان جعل بکنند که امام حسین داماد ایرانی ها است این چه حرفی است این منابع تاریخی است ما وقتی می خواهیم به تاریخ مراجعه بکنیم اینجوری نیست که بگیم آقا خب پس اینا ملیت خودشون در این دخیل کردن چه حرفیه حرف بی اساسیه مورخین متعدد اومدن گفتم نه آقا این خانم اسم باباش یزدگرده و ایرانی هم هست خب حالا اسم خودش چیه خب خیلیا گفتن شهربانو بعضیا گفتن جهانشاه که گفتیم شاه زنان یا جهانشاه تو نقلا آمده که بعد امیر المومنین فرمودن نه شهربانو خب اونایی که گفتن شهربانو به اعتبار اسم بعدیشه که امیرالمومنین برش گذاشتن اونایی که گفتن جهانشاه به اعتبار اسم قبلی اول قبلیش بعضیا اومدن گفتن غزاله یا بعضی از اسماء دیگه که اینا خیلی شمارشون اندکه که اصلا موضوع بحث ما این نیست که حالا اسم ایشون اسمشون چه بوده غزاله بوده یا شهربانو یا مثلا عرض کنم خدمتون جهانشاه یا شاه زنان یا امثال اینا مهم اینه که ایشون دختری هست که نوع منابع هم همینو میگن ما از به قول معروف سال صد و نود سال نود هجری قمری شروع کردیم رفتیم تا قرن در واقع عرض کنم ششم هفتم بعد حتی مثلا شمس الدین ذهبی که ما اومدیم ازش نقل کردیم ذهبی متوفای قرن هشت هفصد و چهل و هشت و به قول معروف همینجوری ما رفتیم جلو حتی ابن صباغ و رفایی تا قرن نه و رفتیم از قرن به قول معروف دو تا قرن نه بله ما رفتیم جلو این هفت هشت قرن رو شمردیم که همه گفتن یزگرد یزگرد یزگرد حالا این آقا میگه نه اینا خودشون درست کردن که بگن امام حسین داماد ایرانیا بود چه حرفیه این حرف مبتنی بر تاریخ نیست مبتنی بر به قول معروف بر اون  هواهای نفسیه این آدمه در خدمت شما هستم

مجری:

کتابی رو قرار بود معرفی کنید

استاد روستایی:

بله یک کتابی هست به نام عرض کنم خدمت شما شهربانو که این کتاب رو محقق ارجمند سرکار خانم دکتر ناهید طیبی نوشتن این کتاب رو و عرض کنم خدمت شما کتاب بسیار بسیار بسیار چیز هستش علمی و قوی هستش اسم کتاب هست که شهربانو بازکاوی و پژوهشی درباره ی همسر امام حسین علیه السلام سرکار خانم دکتر ناهید طیبی اینو نوستن اگر دوستان بالاخره در اینترنت سرچ بکنن می تونن این کتاب رو پیدا بکنن بسیار اثر قوی و ارزشمندی در زمینه ی معرفی جناب شهربانو البته دکتر محمود عرض کنم خدمت شما مهدوی دامغانی هم اثری در این زمینه دارن مقالات متعددی است استاد یوسفی غروی مطالبی نوشتن مقالاتی نوشتن ولی خب این کتاب اومده و بالاخره آراء زیادی رو در اینجا جمع کرده بسیار بسیار کتاب تحققی هستش

مجری:

امیدوارم که اقای سلیمانی امیری هم سرچ کنه این کتاب رو یک تورق و مطالعه ای کنه جناب استاد کلیپ بعدی هم پیرامون باز وجود نازنین حضرت شهربانو سلام الله علیها هست چون فرصتی نیست می خواهید بی مقدمه بریم کلیپ رو ببینیم برگردیم پس این کلیپ رو هم با هم دیگه ببینیم و برگردیم ان شالله در خدمت شما خواهیم بود

کلیپ سوم:

در مورد امام سجاد گفته شده است که او در حادثه کربلا حدودا بیست و سه یا بیست و چهار ساله بوده چون او در سال سی و هشت هجری به دنیا می آید و حتی دارای فرزند یعنی همان محمد باقر هم بوده و خود محمد باقر هم در حدود سه یا چهار سال سن داشته و در کربلا حاضر بوده اما در مصادر تاریخی آمده که مادر امام سجاد ظاهرا بعدها زمانی که حسین بن علی کشته می شود به همسری یکی از غلامان آزاد شده حسین در میاد به نام زبید و از او هم صاحب فرزندی به نام عبدالله میشه که این عبدالله برادر مادری سجاد هست جالب این هست که وقتی سجاد مادر خود رو به عقد زبید در میاره عبدالملک مروان بر او کنایه میزنه و در واقع این مطلب رو موجب تخریب شخصیتی خود سجاد می دانه البته سجاد سعی می کنه با آوردن مثال هایی از زمان پیامبر اسلام که زن در واقع دختری که دختر عمه او به حساب می آمد مثل زینب رو که به عقد یک برده ای آزاد شده به نام زید بن حارثه درآورده مثال بزنه همین طور ازدواج خود با دختر حویب بن اخطب که یک برده بوده در واقع به دنبال توجیه این مطلب بود و به سنت پیامبر استناد می کرد پس ما می بینیم که امام سجاد مادر خود رو به عقد یک غلام آزاد شده به نام زبید درمی آوره و اون صاحب فرزندی به نام عبدالله میشه ظاهرا این مطلب ادامه دار هم هست و مادر سجاد بعد از درواقع زبید با شخصی به نام راشد هم ازدواج می کنه که این ها رو برادران مادری امام سجاد دانستن خب این مطلب نشان می دهد که اگر مادر امام سجاد دارای آن مقام بالایی بوده امام سجاد نباید با آن زنی که با او به نوعی حسین فخر می فروخت بر عرب او رو به عقد یک مولا یا موالی آزاد شده در بیاره این یکی از دلایلی است که نشان می دهد این بانو نمی توانسته دختر یزدگرد باشد اما مشکلات دیگری هم وجود داره که من ادامه خواهم داد ظاهرا یکی دیگر از ایراداتی که وجود داشته این هست که هیچ کس نام این زن رو به شکل متفق نیاورده بلکه هر کسی سعی کرده نامی رو بر او قرار بده و این نشان می دهد که او یک برده یا یک کنیز ساده ای بوده اولین بار هم که اشاره شده نام شهربانو آمده در کتاب بصائر الدرجات نوشته محمد بن حسن صفار قمی است که در حدود سال دویست و نود می میره و این نشان می دهد که این شخص اهل قم بوده است و در آن زمان قم دارای یک پایگاه شیعی بود و به نظر می رسد آن ها خواستن با جعل احادیث و تواریخ به نوعی یک نسبت خاصی بین ایرانیان و آل حسین جور بکنند و برای همین نوشته اند که سجاد به نوعی فرزند ایران هم به حساب میاید و فرزند بانویی که دختر یزدگرد بوده است و بعدها این مطلب وارد روایات و احادیث دیگری هم شده از جمله در کافی کلینی و دیگر تواریخ

مجری:

خب عرض خیر مقدم مجدد خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند این شبهه رو هم که شنیدیم در ادامه شبهه قبلی بود که خب البته یک بخشش رو جناب استاد مفصل پاسخ دادن یعنی در اون فایلی که ارائه فرمودن و در اون جدول مشخص شد که فقط جناب صفار و در بصائر نبوده است متعدد تاریخ نویسان و راویان نقل کردند که ایشان از ایران بوده است نامشان شهربانو بوده است عرض حضورتون که و دختر یزدگرد بوده است این رو جناب استاد در بخش قبلی خب به صورت مفصل اشاره فرمودن منتها یه شبهه ای رو مطرح می کنه که ازدواج با یک غلام هست بعد از شهادت حضرت سیدالشهدا امام حسین علیه السلام و اینک امام سجاد مادرش رو به ازدواج در آورد و الان هم می خواهیم جناب استاد دکتر روستایی کاملا این شبهه رو و در حقیقت این دروغ رو پاسخ بدن آقا در خدمت شما هستیم

استاد روستایی:

سلامت باشید عرض کنم بازم ببینید متاسفانه این حرفی که ایشون زد خب حرف کاملا غلطیه و به قول معروف اصلا از نظر علمی مورد پذیرش نیست این حرفه که ما بگیم آقا مثلا بله امام سجاد همچین کاری انجام دادن نه خیر این چیزی که در منابع آمده این هست که اصلا جناب شهربانو اصلا موقع که امام سجاد رو به دنیا آوردن در دوران نفاس از دنیا رفتن اونی که در منابع آمده این هست اینی که آقا میاد به قول معروف ذکر می کنه که نه آقا امام سجاد صلوات الله و سلام مادرشو به عقد کسی درآورردن اصلا اینجوری نیست شما من بعضی از مستندات در این زمینه رو خدمت شما نمایش بدم ببینید روایتی هست در کتاب عیون اخبار الرضا مرحوم صدق این رو نقل می کنه در جلد دوم کتاب ببینید روایت در صفحه صد و سی و پنج شروع میشه و شخصی به نام سهل بن قاسم میاد محضر حضرت میگه که امام رضا به من فرمودن امام رضا در خراسان بودن فرمودن

 ان بیننا و بینکم نسبا

ما بین من و شما یه فامیلی هست گفتم

 و ما هو ایها الامیر

بالاخره آقا ولیعهد هستن دیگه امیر این چه نسبی است فرمودن

ان عبدالله بن عامر بن کریز لما افتتح خراسان

 این آقا زمانی که خراسان رو فتح کرد که زمان عثمان بوده

 اصاب ابنتین لیزد جرد بن شهریار ملک الاعاجم

دو تا دختر یزدگرد رو گرفت به اسارت گرفت پادشاه عجم ها

فبعث بهما الی عثمان بن عفان

این دو تا رو فرستاد پیش عثمان

فوهب احدیهما للحسن و الأخری للحسین علیه السلام

یکی به امام حسن داد یکی به امام حسین

فماتتا عندهما نفساوین

 میگه اینا هر دو وقتی فرزند متولد شد ازشون در ایام نفاس از دنیا رفتن هر دوشون

 وکانت صاحبه الحسین علیه السلام نفست بعلی بن الحسین علیهما السلام

 میگه آقا اون زن امام حسین یعنی که همین جناب شهربانو باشه ایشون در زمانی که دوره نفاسی بود که امام سجاد رو به دنیا آورده بود در اون دوره یعنی قبل از ده روزه شدن امام سجاد علیه صلوات الله وسلام از دنیا رفت و بعد داره که

فکفل علیا علیه السلام بعض أمهات ولد أبیه

آمد و عرض کنم خدمت شما بعضی از ام ولدها رو در واقع آوردن که کفالت امام سجاده بعهد بگیرن امام سجاد رو بزرگ کنن که یه خانمی هست که ازش نام خواهیم برد خانمی به نام وشیکس بعد عرض کنم میگه که امام سجاد بزرگ شدن

 و هو لا یعرف أما غیرها

 مادری غیر از این نمی شناختن

 یعنی ایشون رو مادر خودشون می دونستن به اعتباری که ایشون بزرگش کرده در همین حد بعد خب متوجه شدن بالاخره که ایشون کنیز هستن و ام ولد بودن

 فکان الناس

 میگه مردم ایشون رو مادر امام سجاد می نامیدن

یسمونها أمه

 میگه می گفتن این مادر امام سجاده

 و زعموا

 و مردم گمان کردن

أنه زوج أمه

 ایشون مادرش رو به قول معروف به تزویج کسی درآورده

و معاذ الله

پناه بر خدا میگه اصلا اینجوری نیست

أنما زوج هذه علی ما ذکرناه

 اصلا این خانم همونجوری که ما گفتیم ازدواج کرده

یعنی امیرالمومنین اومده و به قول معروف او را به عقد این ها در آورده اصلا اینجوری نیست که امام سجاد این خانم رو در واقع به عقد کسی درآورده باشه بعد عرض کنم خدمت شما میگه حالا جریان چی بود که این همین امام سجاد کیو به عقد درآورد میگه امام سجاد این ام ولده رو همین کنزی که بزرگش کرده بود اینو به عقد کسی درآورد که مردم فکر می کردن مادرشه در حالی که مادر واقعیش نبود مادر واقعیش که در کودکی امام سجاد از دنیا رفته بود این کنیزه رو عقد در آورد میگه که جریان چی بود جریان این بود که امام سجاد علیه صلوات الله و سلام آمدن خارج شدن برای انجام غسل و عرض کنم این خانمی که به اسم مادر مردم می شناختن برای حضرت اینو دیدن و عرض کنم خدمت شما حضرت فرمودن

ان کان فی نفسک من هذا الامر شیء فاتقی الله و اعلمینی

اگه قصد ازدواج داری شما اول تقوا پیشه کن ولی به من بکو

 فقالت نعم

آره من بدم نمیاد ازدواج کنم

فزوجها

امام آمدن این خانم کنیز رو به تزویج یک غلامی در آوردن

فقال الناس

 مردم چی گفتن گفتن

زوج علی بن الحسین علیه السلام أمه

آقا امام سجاد مادرش رو به ازدواج درآورده بعد

و قال لی عون قال لی سهل بن قاسم ما بقی طالبی عندنا الا کتب عنی هذا الحدیث عن الرضا علیه السلام

میگه آقا به قول معروف به هر که از خاندن ابوطالب بود این حدیث رو از من نوشت که من از امام رضا نقل کردم خب امام رضا علیه السلام فرمودن چی امام سجاد مادرشون در دوره نفاس از دنیا رفته این یه ام ولدی ایشون رو بزرگ کرد و بعد این ام ولد همسر نداشت خب به امام سجاد گفت دلم می خواد ازدواج کنم امام سجاد او را به ازدواج فردی درآورد مردم فکر کردن امام مادرش رو به ازدواج در آورده چون بین مردم این معروف شده بود مثلا شما ببینید وقتی که عرض کنم خدمت شما ما در عرب اینجوری زیاد داشتیم چرا به زید می گفتن پسر پیامبر بله با اینکه پسر خوانده بود و چون در دامان پیامبر بزرگ شده بود همه می گفتن پسر پیامبر خب امام سجاد هم در دامن این خانم بزرگ شده می گفتن این مادر امام سجاده و بعد وقتی امام سجاد این کنیز رو به ازداج در آورد می گفتن مادرشو شوهر داده در حالی که اینجوری نبود این یک بعضی از منابع میان میگن عرض کنم خدمت شما شهربانو در کودکی حضرت حالا اون نفاس داره بعضی منابع کودکی گفتن نفاس رو نگفتن که حالا بازم با اون نفاس قابل جمع چون بالاخره اون کسی هم که نوزاده کودک حساب میشه دیگه ببینید مثلا کتاب رجال ابن داوود که دانشگاه تهرانم چاپ کرده در صفحه سیصد و هفتاد و دو درباره آقای یحی بن ام طویل صحبت می کنه یکی از اصحاب امام سجاد علیه صلوات الله و سلام که میگن بعد از شهادت امام حسین مردم مرتد شدن الا این سه تا که یکیش یحیی ام طویل بعد حضرت می فرمایند که ببخشید آقای ابن داوود در ادامه می فرمایند که

امه وشیکه

مادر این نامش وشیکه بود

 و این شخصیتی بود که امام سجاد علیه السلام رو بزرگ کرد حضرت رو شیر داد و بزرگ کرد

کان یدعوها اما

 این شخصی بود که امام سجاد اونو مادر صدا میزد چون بالاخره بزرگ کرده بود حضرت رو

 و هی التی زوجها

 این شخصیتیه که عرض کنم خدمت شما امام سجاد او رو به ازدواج در آورد

 بعابه عبدالملک بن مروان

عبدالملک بن مروان اومد ایراد گرفت گفت ایشون آمده مادرش رو به ازدواج درآورده

 توهما أنه والدته

 فکر کرد این مادر امام سجاده در حالی که

 و کان والدته شهربانویه و قد توفیت و هو طفل

مادر امام سجاد شهربانو بود در حال که ایشون کوچیک بود از دنیا رفته بود

 و این خانم فقط امام رو بزرگ کرده بود و وگرنه این خانم به عنوان مادر واقعی حضرت نبود خب اینم نکته ی بعد اما عرض کنم خدمت شما نقلی مرحوم شیخ طوسی داره که این آقا اشاره کرد وقتی امام سجاد براش تشریح می کنه که من چه کسی و به ازدواج در آوردم اتفاقا همون عبدالملک بن مروان هم میگه عجب کار با شرافتی شما کرده ببینید این کتاب تهذیب الاحکام مرحوم شیخ طوسی در جلد شماره هفتم صفحه چهارصد و پنجاه و هشت و چهارصد و پنجاه و نه روایتی نقل میشه که میگه زمانی که امام سجاد علیه صلوات الله و سلام آمدن

أمه مولاه

زمانی که به تزویج در آوردن اون خانمی که کنیز بود خب آمدن و به قول معروف این کار رو انجام دادن عرض کنم عبدالملک بن مروان آمد و به قول معروف این أمه رو یا تو بعضی نقلا داریم که

 أمه مولاه

 زمانی که امام سجاد این کسی که مادر می خوانده رو به ازدواج کی درآوررد

مولاه

 به غلام خود اینجا در آورد

و تزوج هو مولاته 

و بالاخره اون غلام با خلاصه این کنیز ازدواج کرد عبدالملک نامه نوشت که

کتابا یلومه فیه

 ملامت کرد

گفت که شما اومدی شرف خودتو پایین بردی حسب خودت پایین آوردی امام سجاد نوشتن که اولا

إن الله تعالی رفع بالاسلام کل خسیسه و أتم به الناقصه

حضرت فرمودن آقا خداوند هر بدی رو و هر پستی و هر چییزی رو از بین برد هر ناقصی رو با اسلام کامل کرد خب این این اولات و عرض کنم خدمت شما هیچ ملامت شما نمی تونی به مسلمان بکنی و هیچ ایرادی نمی تونی بگیری تمام ملامت ها و سرزنش ها مال جاهلیته اما اینکه شما میگی من این شخصی که بالاخره مادر خطاب می کنم این رو من آمدم به ازدواج درآوردم

 انما اردت بذلک برها

من می خواستم بهش نیکی بکنم

 و بالاخره جریان توضیح دادن برای آقای عبدالملک بن مروان که این جریان رو در پاورقی هم اشاره می کنه که بالاخره ایشون در نفاس از دنیا رفته و این ماجرا رو محقق اشاره می کنه میگه امام توضیح دادن زمانی که نامه به عبدالملک بن مروان رسید گفت

 لقد صنع علی بن الحسین امرین

 امام سجاد دو تا کار انجام داد که

ما کان یصنعهما أحد إلا علی ابن الحسین

 غیر از امام سجاد کسی این کارش برنمی اومد که هم یک خانم یک کنیز بود به ازدواج یک غلامی درآورد هیچ غلامی رو به قول معروف همسردار کرد غلامی رو همسردار کرد و خانمی که علاقه مند به ازدواج داشت او را بالاخره برد سر خونه زندگی خودش

مجری:

شیوه ی حضرت هم همین بوده برده ها رو آزاد می کرد

استاد روستایی:

میگه

فان بذلک قد زاد شرفا

یعنی امام وقتی اومد این کنیز رو به ازدواج در آورد در واقع گفتی که تو نمی خواد کنیز من باشی آزادی این یک  کار و بعدم به ازدواج اون آقا در آورد اون  غلامم بالاخره صاحب زن شد ببینید بعد میگه

فان بذلک قد زاد شرفا

امام سجاد با این کارشون شرافت رو زیاد کردن

 و شرافت حضرت بالاتر رفت اتفاقا عبدالملک بن مروان کوتاه اومده آقای سلیمانی امیری کوتاه نمیاد این دیگه ببینید از مرزهای خلاصه توهم و بی اخلاقی رو جا به جا کرده یک دفعه میشه وکیل مدافع یزید یه دفع داغتر از عبدالملک بن مروان میشه آخه مرد حسابی چه مدل برخورد لااقل خودتو حفظ کن شرافت خودت حفظ کن خانوادت از بین نبر یه دفع وکیل مدافع یزید میشه یه دفعه وکیل مدافع معاویه میشی حالا اینجا هم از عبدالملک بن مردان داغ تری عبدالملک بن مروان گفت نه آقا قصه چیز دیگریه این یه کنیزیه یعنی به قول معروف امام سجاد آمدن و به قول معروف این کنیز رو به عقد اون غلام درآوردن چیزی که مردم فکر می کردن مادر حضرته خب و بعد این اومد ایراد گرفت ایراد عبدالملک هم بالاخره می دانست مادر حضرت نیست منتهی چون منتسب بود منتسب بود که بالاخره آقا بالاخره مادر شما می دونن

مجری:

کاسه نیشو کنایه

استاد روستایی:

نکن این کار رو بعد حضرت توضیح دادن فهمید این بد نبود درسته بالاخره حرفی نمی تونه بزنه عبدالملک بن مروان جلو استدلال حضرت کوتاه اومد آقای سلیمانی امیری نمیاد در خدمت  شما هستم

مجری:

احسنتم خیلی ممنون و مچکرم و خب قاعدتا حضرت شهربانو سلام الله علیها اگر در اون دوران به از دنیا رفته باشن یعنی در دوران حیات امام سید الشهداء علیه السلام در مدینه هم قاعدتا یکی گفت در بقیع

استاد روستایی:

بله کتاب تاریخ قم و بقیه مصادر دارند که ایشون در بقیع دفن شده

مجری:

ایشون در بقیع دفن شده و این هم در مورد محل دفع ایشون و چه شرافتی برای ایرانی ها بالاتر از اینکه حضرت شهربانو سلام الله علیها عروس اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین شده اند و خب این ارتباط و این علقه قطعا علقه ای دیرینه است و کسی نمی تواند با این شبهات کودکانه و جاهلانه این حب اهل بیت علیهم السلام و حب به حضرت سید الشهدا علیه السلام رو از دل ایرانیان و پارسیان خارج کنه تشکر می کنم جناب آقای دکتر روستایی ان شالله در جلسات بعد هم در خدمت شما و بینندگان عزیز هم خواهیم بود از همه ی شما عزیزان التماس دعای فرج و دعای خیر دارم عرض پایانی ما این باشد که یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه و سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 


  
  • اصغر حیدری

    2 شهریور 1402 - ساعت 11:22

    استاد روستایی سلام علیکم بحثهای شما واقعا قابل استفاده و راهگشا است اما در مورد شهربانو قضاوت درستی ندارید. یزدگرد دختری به نام شهربانو نداشت که همراه خواهرش اسیر شود و به ازدواج امام حسین درآید و هر دو خواهر پس از زایمان بمیرند!! این از عجایب است! جدولی هم که ترتیب دادید و نام مورخان را به ترتیب آوردید مفید به فایده نیست زیرا این جزو الفبای تاریخ است که مورخان بعد، مطالب قبل را از مورخان پیش تر از خود نقل کرده اند . در این مورد که شهربانویی در تاریخ وجود نداشت و نوشتۀ کلینی مرحوم هم در سند و تاریخ حرف قابل ایراد و خدشه است به کتاب تاریخ زندگانی علی ابن حسین مرحوم استاد سید جعفر شهیدی مراجعه فرمایید با نظرات شهید استاد مطهری.شعوبیه در تاریخ اسلام دستها برده اند و ظاهرا شما به این امر توجه نفرموده اید. دو دختر از نوادگان یزدگرد در دوره اموی به اسارت به شام برده شده اند و از یکی یزید ناقص به دنیا آمد. تشیع و محبت ایرانیان به امام حسین با مطالب ساده ای مثل شهربانو را می خواهند لوث کنند و پایین آورند. به هر حال چون شخصی واقعا فاضل و چیزدان هستید و اهل مطالعه و تفکر، بیشتر مطالعه فرمایید به اصل مطلب پی خواهید برد. من به حضرتعالی ارادت دارم و دوستتان دارم. ملایی واقعا ملا هستید. اصغر حیدری تبریز 09144315800

    0 0

کاوش - پاسخ به شبهات باستان گرایان درباره تاریخ اسلام>

پاسخ به شبهات عصر امام حسین ع امام سجاد ع احادیث نقل روایت حضرت شهربانو ع ایرانیان ذریه یزدگرد ساسانی سلیمان امیری مدافعان یزید