سایر قسمت ها
بررسی سندی و دلالی حدیث «انت ولی کل مؤمن من بعدی» حبل المتین

قسمت دویست و هجدهم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سید محمد حسینی قزوینی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه «حبل المتین» - 01 07 1403 (قسمت دویست و هجدهم)

عنوان برنامه: بررسی سندی و دلالی حدیث «انت ولی کل مؤمن من بعدی»

کلیدواژه: امامت و ولایت؛ حدیث انت ولی؛ ولی کل مؤمن؛ امیر المؤمنین علی (علیه السلام)؛ معنای ولی؛ ولی در کلام خلفا؛ عصمت اهل بیت (علیهم السلام)؛ آیه تطهیر؛همسران پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ،

بَلَغَ العُلیٰ بِکَمالِهِ * کَشَفَ الدُّجیٰ بِجَمالِهِ

حَسُنَت جَمیعُ خِصالِهِ * صَلُّوا عَلَیهِ وَ آلِهِ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلَام

دوستان عزیز بیننده، همراهان گرانقدر، شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، همراهان برنامه عزیز زنده «حبل المتین» سلام علیکم ورحمة الله، به برنامه خودتان خیلی خوش آمدید، با افتخار در کنار شما هستیم در ایام سراسر نور و سرور و شادی ربیع المولود، هفدهم ربیع الاول ولادت با سعادت نورانی نبی مکرم و معظم رحمة للعالمین حضرت مصطفی (صلی الله علیه واله وسلم) و وجود نازنین آقا جانمان امام صادق رئیس مذهب جعفری (علیه السلام) را پشت سر گذاشتیم ایام را تبریک عرض می‌کنم خداوند دل‌های شما را نورانی بگرداند به نورانیت این شب‌ها و روزها دل تان شاد باشد و غم در دل تان نباشد.

در محضر استاد عزیز، بزرگوار و فرهیخته مان، حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» هستیم حضرت استاد سلام عرض می‌کنم و تبریک این ایام خیلی خوش آمدید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

من هم ضمن تبریک ایام شادی اهل بیت آغاز امامت و ولایت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) هفده ربیع میلاد نور، میلاد نبوت و نبی رحمت پیغمبر سراسر محبت و فرزند بزرگوارش امام صادق رئیس مذهب شیعه و ناشر فرهنگ اهل بیت به پیشگاه مقدس مولایمان بقیه الله الاعظم و به همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت تبریک و تهنیت عرض می‌کنیم.

همچنین عزیزانی که در حادثه «معدن طبس جان شان را از دست دادند

«مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ الشَّهِيد»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج5، ص52

کسانی که برای زن و بچه‌شان دارند تلاش می‌کنند و در این مسیر مرگ سراغ شان می‌آید این‌ها فردای قیامت با افراد عادی تفاوت دارند. مصیبت وارده را به خاندانشان تسلیت عرض می‌کنیم، شفای عاجل مصدومین را از خدای منان می‌خواهیم.

همچنین عزیزانی که اخیرا در «لبنان» به شهادت رسیدند، مخصوصاً شهادت بعضی از فرماندهان عزیز را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر و مقام معظم رهبری و عزیز دل همه شیعیان «سید حسن نصرالله» تسلیت عرض می‌کنیم و از خدای عالم می‌خواهیم به آبروی محمد آل محمد هرچه سریعتر این غده سرطانی، رژیم غاصب و خونخوار «اسرائیل» را از صفحه گیتی بردارد و تمام مردم جهان را از شر این اشرار خلاص بنماید!

ما طبق برنامه همیشگی‌مان یک توسلی به صدیقه طاهره (سلام الله علیها) داریم که این روزها روزهای سخت فاطمه زهرا (سلام الله علیه) است. از طرفی پدر از دست داده از طرف حق مسلم همسر بزرگوارش مورد غصب قرار گرفته خانه اش مورد هجوم قرار گرفته است.

بنا به نقلی بچه اش را از دست داده، پهلویش زخمی شده، سینه‌اش زخمی شده خلاصه روزهای سخت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است.

اشک از دیده ی خونبار بیفتد سخت است

هر کجا بستر بیمار بیفتد سخت است

اوج این واقعه را جان علی می‌داند

خانم خانه که از کار بیفتد سخت است

به خدا فرق ندارد که کجا، یک مادر

کوچه یا در خم بازار بیفتد سخت است

به زمین خوردن مادر به کناری امّا ...

پیش چشم پسر انگار بیفتد سخت است

مرد باشد، و زنش پشت در خانه او

در دل آتش اغیار بیفتد سخت است

سینه اش شد سپر شیر خدا ، امّا حیف

کار این سینه به مسمار بیفتد سخت است.

 (وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنون و متشکرم یاد کردیم از مادر سادات حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛ طبق معمول همیشگی برنامه که در محضر استاد «قزوینی» هستیم؛ حضرت استاد یک خلاصه‌ای از بحث گذشته بفرمایید تا سوالات جدید را عرض کنم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

عرض کردیم قبل از ورود به بحث «امامت و خلافت از منظر قرآن، سنت و عقل» یک سری واژه‌هایی است که باید تکلیفش روشن بشود. این واژه‌ها از نظر قرآن، لغت، سنت و استعمال عرف و آن روز چه بوده است تا وقتی وارد بحث خلافت و امامت شدیم دیگر در هر بحثی لازم نشود که این‌ها را دوباره تکرار کنیم.

 بحث «امام» را مطرح کردیم امام در قرآن در چه معانی آمده، در لغت به چه معنا است، در اصطلاح به چه معنا است، در استعمالات نبی مکرم به چه معنا است. مفصل این‌ها را بحث کردیم.

 کلمه «خلیفه» در قرآن، لغت، سنت و استعمالات آن روز این‌ها را مفصل بحث کردیم.

 یکی از بحث‌های مهمی که خیلی کاربردی است و می‌تواند ما را در بحث امامت و ولایت یاری کند واژه «ولی» است. «ولی، والی، مولیٰ، اولی» این واژه‌ها در بحث امامت کاربرد زیادی دارد. این‌ها را از منظر قرآن و لغت معنا کردیم، به استعمالات نبی مکرم نسبت به این واژه رسیدیم، عرض کردیم در رابطه با امیرالمومنین فقط این واژه:

«من كنت وليه فعلي وليه»

المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج6، ص365

«من كنت أولى به من نفسه فعلي وليه»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج9، ص164

این‌ها واژه هایی بود که در جلسات گذشته بحث کردیم و مصادیق استعمال این‌ها را در کتب آقایان اهل سنت مطرح کردیم.

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنون تشکر از شما، بزرگواری فرمودید. سراغ یک واژه دیگر برویم یک جمله‌ای است که معروف و مشهور است، از نبی مکرم و معظم رسیده که به وجود نازنین آقا امیرالمومنین فرمودند:

«أنت وليي في كل مُؤْمِنٍ بعدي»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص330، ح3062

اولا می‌خواهیم ببینیم آیا این فرمایش با سند معتبر در مصادر اهل سنت آمده یا خیر؟ و یک سوال دیگر هم دارم خیلی برایم مهم است این را بدانم، شاید برای مخاطبین هم این موضوع جالب باشد، چه تفاوتی این فرمایش پیامبر گرامی اسلام با آن جمله خلیفه دوم دارد:

«فلما تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ...ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص 1378، ح 1757

تفاوتش را بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 در رابطه با این جمله سوال خیلی قشنگی است اگر بینندگان عزیز خوب دقت کنند این مسئله شاید ان اختلافات میان مذاهب اسلامی را حل کند اگر تابع نبی مکرم باشیم.

 خیلی از جاها قرآن وقتی مواردی را می آورد می‌گوید: (إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ)

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياي پيامبر] را! و هرگاه در چيزي نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داوري بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (کار) براي شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيکوتر است.

سوره نساء (4): آیه 59

در رابطه با این جمله اولاً «انت ولي»، پیغمبر فرمود علی بن ابیطالب «ولی من» است مراد از «ولي» چه است. ولی معانی متعدد دارد، به معنای «مولی، آقا، سید، فرمانده، حاکم، امام، خلیفه»

نبی مکرم وقتی می‌گوید «انت ولي في کل مومن من بعدي»، «انت ولی» تنها نمی‌گوید. ولی من، یعنی ولی منسوب من، فی کل مومن من بعدی، یا مؤمن و مؤمنة من بعدی.

 اولا سوال اول حضرتعالی که گفتید آیا با سند صحیح آمده یا نه؟ ملاحظه بفرمایید این کتاب «مستدرک حاکم نیشابوری»، با تحقیق دکتر «یوسف عبدالرحمان مرعشلی» جلد سوم چاپ «دارالمعرفه بیروت» در صفحه ۱۳۳، در بعضی از چاپ‌ها صفحه ۱۱۰ هم است.

 در این قضیه داستان مفصلی دارد که «ابن عباس» وقتی می‌بیند تعدادی نشسته‌اند نسبت به حضرت امیر دارند جسارت می‌کنند، این را باید وهابی‌ها جواب بدهند.

 چند وقت قبل داشتم «شبکه نور» که بهتر است شبکه ظلمت بگوییم را می‌دیدم این آدم بی‌سواد «حسینی» و واقعاً جز اینکه احمق بگویم چیز دیگر نمی‌شود بارش کرد، یک سری مطالبی را مطرح کرد، شیعه و رافضی نسبت به اهل بیت جسارت کردند، اهانت کردند، کسی به اندازه این‌ها به اهل بیت جسارت نکرده است.

 من اول تصور کردم شاید مطالبی از بعضی از کتاب‌ها دیده است.

مجری:

یا کسی حرفی زده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مثلا افراد غیر فاضل افراد نادان زیاد داریم، حرف آن‌ها ملاک نیست، ملاک بزرگان مثل «شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، علامه حلی و...» الان مراجع معاصر سخن‌شان، سخن مذهب است، نه فلان منبری که بالا منبر می‌رود، یا فلان آقایی که نشسته کپی پیست می‌کند.

داشتم می‌دیدم ببینیم چه می‌گوید، البته حیف از ان وقتی که تلف کردم و برنامه این آقا را گوش کردم، متوجه شدم انگار یک کسی از تیمارستان بلند شده پشت تریبون رفته دارد حرف می‌زند!

این آقا می‌گفت کسی به اندازه شیعه به اهل بیت توهین نکرده، کسی به اندازه شیعه به امیرالمومنین توهین نکرده، کسی به اندازه شیعه به حضرت زهرا توهین نکرده است، به مادر حضرت مهدی کسی به اندازه این‌ها توهین نکرده است.

 دیدم تصاویر کتاب‌ها را که می‌آورد مستنداتش از آن‌هایی است که مرغ پخته هم به حال این‌ها می‌خندد؛ یعنی اگر در تیمارستان بیروند این حرف‌ها را بزنند دیوانه‌ها با اردنگی این‌ها را بیرون می‌ا‌ندازند!

در هر صورت...

 آقایان جواب بدهند این روایتی است که «ذهبی» تصحیح کرده است. آقای «حاکم نیشابوری» تصحیح کرد است، صحابه هم هستند هنوز دوران تابعین نرسیده است نسبت به امیرالمومنین اهانت، جسارت و توهین می‌کنند. «ابن عباس» بلند می‌شود می‌گوید من تاسف می‌خورم امیرالمومنینی که بیش از ۱۰ فضیلت منحصر به فرد دارد و هیچ یک از صحابه همچنین فضیلتی ندارند دارید در مورد ایشان همچنین حرفی را می‌زنید!

 بعد ایشان، در رابطه با «حدیث رایت، حدیث منزلت، حدیث خلافت و حدیث ولایت» یکی، یکی این‌ها را مطرح می‌کند، تا به این‌جا می‌رسد می‌گوید:

«أيكم يواليني في الدنيا والآخرة فأبوا»

نبی مکرم در اولین روز اعلان رسالت‌شان در مکه مکرمه در جمع چهل نفر از بزرگان مکه فرمود کدام یک از شما حاضر هستید من را یاری کنید که قضیه خلافت قرعه‌اش به نام او بیفتد؟

 نبی مکرم می‌داند که قضیه چه است می‌خواهد فردا این‌ها بهانه نیاورند نگویند که اگر انتخاب به عهده خودمان بود اختیار داشتیم، این کمک پیغمبر را به عهده می‌گرفتیم. هیچ کدام جواب نداد «فابو» همه این ۴۰ نفر ابا کردند.

«فقال لعلي أنت وليي في الدنيا والآخرة»

سه مرتبه نبی مکرم حرفش را تکرار کرد در هر سه مرتبه امیرالمومنین فرمود یا رسول الله من علی حاضر هستم بعد فرمود «انت ولي في الدنیا والآخرة» تو ولی من یعنی ولی منسوب من هم در دنیا و هم در آخرت هستی.

تعبیر دیگری هم است که فرمود:

«أنت ولي كل مؤمن بعدي ومؤمنة»

تو ولی امر تمام مومنین و مومنات بعد از من هستی!

 بعد «حاکم نیشابور» می‌گوید:

«حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

این روایت سندا صحیح است.

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة : الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652

آقای «ذهبی» هم در پاورقی و حاشیه اش می‌گوید «صحیح» من گمانم بهتر از این روایت صحیح آقایان نمی‌توانند پیدا کنند که دو شخصیت ممتاز بویژه «ذهبی» که به تعبیر شاگردش «سخاوی» یک رگه‌هایی از نصب و عداوت اهل بیت در وجودش بوده ایشان می‌گوید روایت صحیح است!

یا در «مسند احمد ابن حنبل با تحقیق محمد عبدالقادر عطا» جلد دوم صفحه ۳۴۵ باز دارد:

«أنت وليي في الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ»

ولی امر من دنیا و آخرت تو هستی!

همچنین دارد:

«أنت وليي في كل مُؤْمِنٍ بعدي»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص330، ح3062

ولی امر منصوب من در حق تمام مومنین بعد از من یعنی بعد از من اگر کسی مومن است ولی امرش امیرالمومنین (سلام الله علیه) است. این روایت را آقایان در پاورقی هم تصحیح کردند.

 همچنین «ابن ابی عاصم» کتاب به اسم «السنة» دارد، «ابوبکر عمرو ابن ابی عاصم ضحاک ابن مخلد متوفای ۲۸۷» یعنی در حقیقت هم امام هادی را علی القاعده درک کرده و هم امام عسکری (سلام الله علیه) را درک کرده است، زمان غیبت صغرا را هم درک کرده است.

 کتاب «السنة» ایشان را آقای «البانی» تصحیح کرده است ایشان در صفحه 565 می‌گوید:

«وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي»

السنة؛ اسم المؤلف: عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني الوفاة: 287، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1400، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني، ج2، ص565، ح1188

بعد ایشان می‌گوید:

 «صحیح الاسناد ووافقه الذهبي»

 من البانی می‌گویم سندا صحیح است «ذهبی» هم گفته سندا صحیح است. پس سه تا از شخصیت‌ها «حاکم نیشابوری، ذهبی، البانی» می‌گویند این روایت صحیح است.

شاید بعضی‌ها از این آدم‌های بی سوادی که در شبکه‌های وهابی هستند می‌گویند آقا «انت ولي» تو ولی من هستی، ولی من هستی یعنی مولا و آقای من هستی!

مجری:

 یعنی امیرالمومنین برتر از پیغمبر است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 سوالی که فرمودید همین تعبیر را می‌بینیم در کلام خلفا استعمال شده است. ملاحظه بفرمایید در کلام آقای خلیفه اول به چه معنا است. در «صحیح مسلم» جلد ۵ صفحه ۱۵۲، البته چاپ «دار اعلام – بیروت» است. (صفحه ۱۵۲ حدیث 4468 در یک جمعی که امیرالمومنین آن‌جا نشسته، «عباس عموی» پیغمبر هم است، «طلحه، زبیر، عبدالرحمن ابن عوف، سعد ابن ابی وقاص» همه هستند.

«نَشَدَ عَبَّاسًا وَعَلِيًّا بِمِثْلِ ما نَشَدَ بِهِ الْقَوْمَ»

چند تا مطلب آورد، آقای خلیفه دوم عباس و امیرالمومنین را قسم داد آیا این این‌طوری است یا نه؟ این‌ها گفتند بله.

 بعد گفت:

«فلما تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»

پیغمبر که از دنیا رفت ابوبکر گفت من ولی پیغمبر هستم، یعنی من از پیغمبر بالاتر هستم! یا نه ولی رسول الله ولی امر منصوب از طرف پیغمبر آن طور که خودمان هم معنا کردیم، پیغمبر فرمود: «انت ولی في کل مؤمن من بعدي، انت ولي في الدنیا و الآخرة» یعنی ولی امر منصوب و جانشین من.

بعد ایشان پایین می‌آید یک مطلبی دارد می‌گوید شما (امیرالمومنین و عباس) ابوبکر را می‌گفتید:

«كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا ... ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص 1378، ح 1757 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

ابوبکر از دنیا رفت من عمر گفتم «انا ولی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ولی ابی بکر» من ولی پیغمبر و ولی ابوبکر هستم، آیا معنایش این است که من بالاتر از آن‌ها هستم یا نه ولی امر منصوب بعد از آن‌ها هستم!

 همین معنایی که شما در اینجا از قول خلیفه دوم نسبت به ابوبکر و خودش داره همین را هم شما در رابطه با فرمایش پیغمبر بیاورید، یعنی ان زمان این واژه مصطلح بوده است.

 شاید الان من بگویم فلانی ولی من است همه برداشت می‌کنند که ایشان مثلاً پدر است، یا مثلاً فلانی ولی من است!

مجری:

 یعنی بزرگتر من است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 مثلاً پسرم بگوید ایشان ولی من است، یا زیر مجموعه ام بگویند ایشان ولی ما است. شاید این واژه الان در اصطلاح روز عوض شده و کسی این را به کار نمی‌برد.

مجری:

در مدرسه هم معمول است می‌گوید اولیا و ولی تان را بیاورید. یا ولی تان رضایت نامه را امضا کند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

الان کلمه ولی در اصطلاح روز فرق دارد. لذا آقایانی که می‌آیند روایات نبی مکرم و ائمه را می‌خوانند و با مصطلحات روز معنا می‌کنند، این آقایان خیلی پرت هستند؛ چون قرآن برای من خُطِبْ است.

همچنین احادیث برای کسانی است که این احادیث را از زبان نبی مکرم شنیده‌اند و در ان عصر این مصطلحات چه بود نبی مکرم و ائمه (علیهم السلام) همان معنای مصطلح را اراده کرده‌اند نه معنایی که بعد از صد سال پانصد سال و هزار سال بعد عوض شده است؛ چون واژه‌ها کاملاً فرق می‌کند.

مثلاً در قرآن بعضی از واژه ها است کلمه «افستم الي النساء» شما این را معنا کنید تعبیر خیلی تند و بد است، ولی ان زمان این واژه بد نبوده است، قرآن مثلاً (لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) دارد.

 (لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ)

و يا با زنان آميزش جنسي داشته‌ايد!

سوره نساء (4): آیه 43

نزدیکی به نساء دارد این واژه‌ها یک دفعه «أفستم» هم می‌آورد، حتی مفسرین از شرح کلمه «افستم» خجالت می‌کشند ان زمان اشکال نداشته ولی این واژه امروز یک واژه خیلی زشت و قبیح است کسی بیاید بگوید همچنین واژه‌ای را در قرآن استعمال کرده است، همه مفسرین گفته اند یک واژه‌ ایست معنای خیلی وقیح دارد، معنی و تفسیرش را نیاورده اند.

لذا کلمه «انت ولی فی کل مومن بعدی، ولی فی الدنیا و الاخره» عین همین کلمه ولی است که در «صحیح مسلم» آمده است.

آدرس مطلبی که از «صحیح مسلم» نقل کردم چاپ «دارالفکر للطباعة والنشر – بیروت» و حدیث4468 چون آن زمان شماره گذاری نشده بود، ولی در شماره‌های بعدی که آورده‌اند در بعضی از چاپ‌ها شماره ۴۴۶۸ است، در بعضی از چاپ‌ها شمارش 1757 است.

آقایان یک دانه کتاب «صحیح بخاری» و « صحیح مسلم» بیشتر ندارند در شماره‌گذاری حدیث‌هایشان به دردسر می‌افتیم. یک شماره را حفظ می‌کنیم می‌گوییم فردا یک آقایی یک چاپ دیگر را می‌بیند می‌گوید آقای «قزوینی» اشتباه گفت!

 بعضی وقت مجبور می‌شویم شماره‌های چاپ‌های مختلف را برای آقایان بگوییم تا فردا برایمان درد سر درست نشود.

مجری:

ممنون و متشکرم، استاد کلمه «ولی کل مومن» یا «ولی في کل مومن» می‌خواهیم ببینیم که در غیر از حضرت علی (علیه السلام) هم به کار رفته است یا خیر؟ این جمله و این فرمایش از نبی مکرم و معظم صادر شده است آیا در حق صحابی دیگر و یا شخص دیگر اصلاً وارد شده همچنین چیزی داریم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 اولا یکی از علمای بزرگ اهل سنت به نام آقای «أبي حفص عمر بن أحمد بن عثمان بن شاهين الوفاة: ذو الحجة / 385هـ» کتابی به اسم «شرح مذاهب اهل السنة» دارد، دوستان اگر مراجعه کنند مطالب خوبی دارد. موسسه «قرطبه – مصر» چاپ کرده است. در صفحه ۸۹ این روایت را می‌آورد که پیغمبر اکرم فرمود:

«علي مني وأنا منه وهو ولي كل مؤمن بعدي»

علی از من و من هم از علی هستم، ولی امر تمام مومنان بعد از من است. می‌گوید:

«تفرد علي بن أبي طالب بهذه الفضيلة لم يشركه فيها أحد»

تنها کسی که ولی کل مومن به نام او رقم خورده امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است احدی نسبت به این فضیلت با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) شراکت ندارد.

شرح مذاهب أهل السنة ومعرفة شرائع الدين والتمسك بالسنن؛ اسم المؤلف: أبي حفص عمر بن أحمد بن عثمان بن شاهين الوفاة: ذو الحجة / 385ه، دار النشر: مؤسسة قرطبة للنشر والتوزيع - 1415هـ - 1995م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل بن محمد، ج1، ص89

مجری:

یعنی هیچ کدام از خلفا یا صحابه دیگر این واژه در مورد شان نیامده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در مورد هیچ کس دیگر نیامده است. من نگاه کردم کارخانه‌های حدیث‌سازی «بنی امیه و بنی العباس» به اینجا که رسیدند عبارت‌های زیادی نقل کردند کلمه «امام، خلیفه و ...»

«قال النبي صلى الله عليه وسلم أبو بكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج1، ص189

«أنا مدينة العلم وأبو بكر أساسها وعمر حيطانها وعثمان سقفها وعلي بابها لا تقولوا في أبي بكر وعلي وعثمان إلا خيرا»

الفردوس بمأثور الخطاب؛ اسم المؤلف: أبو شجاع شيرويه بن شهردار بن شيرويه الديلمي الهمذاني الملقب إلكيا الوفاة: 509 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1406 هـ - 1986م، الطبعة: الأولى، تحقيق: السعيد بن بسيوني زغلول، ج1، ص43

این‌ها را آورده اند ولی بنده ندیدم که واژه «ولی» را در مورد دیگران آورده باشند. نمی‌گویم نیست من خیلی گشتم ببینم کسی واژه را در حدیث سازی ها در این کارخانه‌ها به نام خلیفه اول، دوم، سوم یا دیگر صحابه درست کرده اند یانه، بنده تا به حال ندیدم!

اضافه ایشان (أبي حفص عمر بن أحمد بن عثمان بن شاهين) هم می‌گوید: «تفرد علي بن أبي طالب بهذه الفضيلة لم يشركه فيها أحد»، این از فضایل منحصر به فرد امیرالمومنین است، کسی در این زمینه با امیرالمؤمنین شریک نیست.

اگر اشتباه نکنم در قضیه شورای شش نفره هم امیرالمومنین در آن‌جا آن پنج نفر «طلحه، زبیر، عبدالرحمن ابن عوف، سعد ابن ابی وقاص و عثمان» را قسم می‌دهد. می‌گوید شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا در حق غیر من این عبارت را پیغمبر فرموده است؟ «قالوا لا» به خدا قسم همچنین چیزی نفرموده است.

نمی‌دانم فردای قیامت حضرات چه جوابی دارند و چه می‌خواهند بگویند. واژه‌ها را آوردیم، هر واژه‌ای که آقایان تصور کنند نبی مکرم در حق امیرالمومنین بیان کرده است. علی خلیفه بعد از من، وصی بعد از من، امام بعد از من، ولی امر بعد از من، مولای بعد از من، یعنی هرچه بخواهیم نبی مکرم واژه‌ها را به کار برده است.

 همان تعبیری است که من بارها گفتم صدیقه طاهره (سلام الله علیها) فرمود:

«وَ هَلْ تَرَكَ أَبِي يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ لِأَحَدٍ عُذْراً»

نبی مکرم در غدیر برای کسی دیگر جای عذر و بهانه‌ای گذاشت!

الخصال؛ نويسنده: الشيخ الصدوق (وفات: 381)، تحقيق: تصحيح وتعليق: علي أكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1403 – 1362 ش، ص173

مجری:

خیلی ممنونم تشکر از شما، یک سوال دیگر هم می‌خواهم بپرسم کلمه «ولي» در کلام خلفا به چه معنایی به کار رفته و استعمال شده است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در کلمات آقایان خلفاء اول جایی که استعمال شده در حق خود حضرت امیر است. کتاب «البدایه و النهایه» در یک جلد ۷ صفحه ۳۵۰ در یک جلد، جلد ۵ صفحه ۶۷۱ هر دو را حفظ کردیم تا از هردو آدرس بدهیم.

معمولاً آدرس‌های که در نرم‌ افزار مکتبه اهل بیت است آن‌‌ها را حفظ کردم و هر جا هم با جلد و صفحه آدرس می‌دهم عمدتاً از نرم‌افزار مکتبه اهل بیتی است که آیت‌الله‌العظمی «گلپایگانی (قدس الله نفسه الزکیه)» و آیت الله العظمی «سیستانی» دستور دادند و این نرم افزار را نوشتند و بهترین نرم‌افزار است تا به حال اهل سنت نرم‌افزاری مثل مکتبه اهل بیت نتوانستند بنویسند.

 الان این نرم‌افزاری که من دارم، حدود چهارصد هزار جلد کتاب داخلش است، واژه‌ای که من می‌دهم، اگر واژه «الی، من، عن» نداشته باشد در عرض یک تا دو دقیقه چهارصد هزار جلد کتاب را جستجو می‌کند و جواب می‌دهد.

مجری:

کتاب‌های شیعه و سنی را باهم دارد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، کتاب‌های شیعه و سنی را دارد، کتاب‌های تاریخی، تفسیری، عقایدی، اخلاقی کتاب‌های وهابی‌ها همه را در این‌جا آورده‌اند. مثلاً من کلمه:

«من کنت مولیٰ» را سرچ زدم در عرض یک ثانیه و هشت دهم ثانیه حدود نزدیک پنج هزار مورد از چهارصد هزار جلد کتاب نشان داد «من کنت مولی» پنج هزار مورد در کتاب‌ها وجود دارد.

شما ملاحظه بفرمایید یک ارتش هزار میلیاردی داشته باشید، در عرض یک تا دو ثانیه اصلاً تا به قفسه کتاب نگاه کنند یک ثانیه تمام می‌شود می‌رود!

لذا بنده آدرس‌هایی که می‌دهم عمدتاً یعنی نود درصد آدرس‌هایم بر مبنای مکتبه اهل بیت است. همه این نرم افزار را دارند سنی‌ها، وهابی‌ها، شبکه‌های وهابی هم این نرم‌افزار را دارند و استفاده می‌کنند و از آن مطالب را نشان می‌دهند.

در هر صورت...

کتاب «البدایه والنهایه» جلد 5 صفحه 210 دارد:

«قال علي في الرحبة»

«رحبه» به دو معنا است یکی حیات مسجد کوفه و از آن «رحبه» تعبیر می‌کنند یکی هم منطقه‌ای در چهار - پنج میلی بیرون و پشت کوفه است.

فرمود:

«أنشد بالله رجلا سمع رسول الله يوم غدير خم يقول»

تمام آن‌های که اینجا هستید به خدا قسم می‌دهم هر کس از رسول اکرم در «غدیر خم» بوده و شنیده پیغمبر فرمود:

«ان الله ولي المؤمنين ومن كنت وليه فهذا وليه»

بعد می‌گوید:

«هذا اسناده جیّد»

سند جید و معتبر دارد.

البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج5، ص210

بعد همین آقا در جلد 7 صفحه 350 می‌گوید نبی مکرم در غدیر می‌فرمود:

«الست اولى بكم من انفسكم قلنا بلى يارسول الله قال الست اولى يا رسول الله قال ألست ألست ألست قلنا بلى يا رسول الله قال من كنت مولاه فعلى بكم من امهاتكم قلنا بلى يا رسول الله قال ألست أولى بكم من آبائكم قلنا بلى مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فقال عمر بن الخطاب هنيئا لك يا ابن أبي طالب اصبحت اليوم ولي كل مؤمن»

البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج7، ص350

«هنيئا لك يا ابن أبي طالب اصبحت اليوم ولي كل مؤمن» گوارا باد بر تو یابن ابی طالب، امروز ولی امر تمام مومنین هستی، کلمه ولی از زبان خلیفه در حق در حق امیرالمؤمنین استفاده شده است.

 دیگر شما دنبال چه بهانه می‌گردید؟ آقای «جرجانی و...» می‌گوید صحابه از غدیر ولایت نفهمیدند اگر فهمیده بودند در سقیفه نمی‌آمدند با ابوبکر بیعت کنند. این‌ها چه است، آیا این‌ها را دیدید دارید این حرف را می‌زنید، یا ندیدید؟

مجری:

 یعنی آن مقدماتی که پیامبر فرمودند و بعد هم «من کنت مولاه» فرمودند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 تبریک را آقایان دارند «اصبحت اليوم ولي كل مؤمن»؛ فرق این حدیث با حدیث 1757 کتاب «صحیح مسلم» که می‌گوید:

«فلما تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ... ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص 1378، ح 1757

در چه است؟ آقای «جرجانی»، و آقای «ابن تیمیه» فرقش در چه است؟ آقای فلان و آقای فلان فرقشان چه است؟ این‌جا که معنای محبت و دوستی از آن نمی آید. «اصبحت اليوم ولي كل مؤمن» دوست همه مومنین.

همچنین کتاب «اسد الغابه» برای «ابن اثیر جزری» است. دو تا ابن اثیر داریم یکی «عزالدین» است و یکی هم «ابوالبرکات» است «ابوالبرکات متوفای 606» است ایشان صاحب لغت است.

کسی که کتاب «اسد الغابه» و کتاب «الکامل فی التاریخ» را نوشته آقای «عزالدین ابن اثیر متوفای 630» است، یعنی ۲۴ سال بعد از آقای «ابوالبرکات» از دنیا رفته است.

بعضی دوستان این دو تا را باهم قاطی می‌کنند، همان طور که «ابن حجر عسقلانی» را با «ابن حجر مکی» با هم قاطی می‌کنند. و حال این که «ابن حجر عسقلانی» سال ۸۵۲ از دنیا رفته است و «ابن حجر مکی» سال ۹۷۴ از دنیا رفته است. در حقیقت ۱۲۲ سال با همدیگر تفاوت دارند.

مجری:

 بعد از فوت «ابن حجر عسقلانی» چند سال بعدش «ابن حجر مکی» متولد شده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، می‌بینیم بعضی از بزرگواران یک مقدار اشتباه می‌کنند. همچنین نسبت به بعضی از صحابه این‌ها را خیلی باید دقت کنیم. مثلاً «یونس ابن یعقوب» را با «یونس ابن عبدالرحمن» اشتباه می‌گیرند. «یونس ابن یعقوب توفی فی زمان الصادق (علیه السلام) فی حیات الصادق، در زمان امام صادق از دنیا رفت. «یونس ابن عبدالرحمن» متوفای سال ۲۰۸ است.

امام صادق (سلام الله علیه) ۱۴۸شهید شده است؛ یعنی در حقیقت ۱۴۸ از آن طرف تقریبا تا سال دویست، شصت و دو سال می‌شود، از این طرف هم هشت سال تقریبا ۷۰ سال با همدیگر تفاوت دارند. این‌ها را بعضی از دوستان دقت نمی‌کنند. از وهابی‌ها خیلی انتظار نیست، به قول هرچه به ذهن‌شان و دهن‌شان می‌آید می‌گویند با کله‌شان کار ندارند اجاره داده اند.

اما از دوستان خودمان تقاضا می‌کنیم یک مقدار دقت کنند.

در هر صورت...

«ابن اثیر» در کتاب «اسد الغابه» اش جلد چهارم چاپ «دارالکتب العلمیه بیروت» صفحه 118 می‌گوید:

«يا ابن أَبي طالب، أَصبحت اليومَ وَلِيّ كل مؤمن»

امروز تو ولی امر تمام مومنین هستی!

أسد الغابة في معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة : الأولى، تحقيق : عادل أحمد الرفاعي، ج4، ص118

«ولی کل مؤمن» به چه معنا است؟ یعنی دوست، رفیق، فامیل، غلام و... به چه معنا است همان معنایی که شما دارید «توفی رسول الله قال ابوبکر انا ولی رسول الله» اینجا هم همین معنا را داشته باشید.

 رسول اکرم فرمود:

 «علي ولی کل مومن من بعدی»

 اینجا هم همین معنا را داشته باشید، یک بام و دو هوا نمی‌شود، البته بعضی از آقایان یک بام و صد هوا کردند جایی که به نفع‌شان است، می‌آیند استدلال می‌کنند، جایی که به ضررشان است می‌آیند طور دیگر حرف می‌زنند.

مجری:

خیلی ممنون، استاد یک جمع بندی در این بخش داشته باشید که ان شاءالله فاصله و میان برنامه داشته باشیم و بعد هم سراغ تلفن‌ها و مخاطبین گرامی بیرویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در جمع بندی عرض کنم آنچه که بحث کردیم، البته این بحث ناتمام ماند مطلب در این موضوع زیاد داریم. عرض کردیم کلمه «ولي» در زبان نبی مکرم به عنوان ولی امر استعمال شده است.

«انت ولي فی کل مومن من بعدی»؛ «ولي في الدنیا والآخرة»، همین تعبیر را خلفا در لسان شان هم نسبت به حضرت امیر و هم نسبت به خودشان آورده اند. «ابوبکر ولی رسول الله»

همچنین ان شاءالله فرصت بشود مثلاً ابوبکر وقتی به خلافت می‌رسد نمی‌گوید من خلیفه مسلمین هستم، نمی‌گوید من امام و حاکم هستم بلکه می‌گوید:«ولیت علیکم»، من ولی امر شما شدم! فرصت بشود این‌ها را هم بیان خواهم کرد.

مجری:

 خیلی عالی ممنون و متشکرم بعد از این همه نکات ارزشمندی که از زبان حضرت استاد «حسینی قزوینی» شنیدیم و لذت بردیم و اعتقادات‌مان با این فرمایشات، با این روایات و با این مطالب قرص و محکم می‌شود، عزیزان شیعه، عزیزانی که ولایت مولای متقیان امیرالمؤمنان علی (علیه السلام) را دارید بدانید که همین طوری نیست کار ما حساب و کتاب دارد، متقن، محکم و مستدل و مستند است که به همه عالم اعلام می‌کنیم ولی، آقا، مولا و امام ما وجود نازنین امیر مؤمنان علی (علیه السلام) است.

 همینجوری دیمی مثل بعضی‌ها ادعا نمی‌کنیم بلکه متقن و محکم می‌گوییم و پای این اعتقادات مان سفت، قوی و محکم ایستادیم و با تمام وجودمان می‌گوییم: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِين‏ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ»

(میان برنامه)

مجری:

... سراغ تلفن‌ها می‌رویم بیننده‌های عزیز، عزیزان شیعه عزیزان اهل سنت آقایان وهابی فرقی نمی‌کند می‌توانند روی خط ارتباطی بیایند و نکاتشان را بگویند. آقای «احمدی از یاسوج» سلام به شما بفرمایید

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

 عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت استاد بزرگوار جناب آیت الله «حسینی و همچنین حضرتعالی و همه دست‌اندرکاران شبکه محترم ولی‌عصر.

من قبل از این‌که سوال‌هایم را مطرح کنم خواستم بگویم که در پنجشنبه شب گذشته آقای «بهادری» یک واقعیت تاریخی را بیان کردند و صحیح بود. بعد آن آقای «فردی» اگر اشتباه نکنم کُردْ بود به مادر بزرگوار و گرامی آقا امام زمان اهانت کرد و بعد هم از هند جگرخوار و یزید (لعنة الله علیه) دفاع کرد، خواستم آن را محکوم کنم و به چنین افرادی تذکر دهم که دیگر از این غلط‌ها نکنند.

 دو تا سوال دارم یکی اینکه شبکه شیطانی وهابی به جناب ابوطالب اهانت کردند و می‌گویند او با حالت کفر و بدون ایمان از دنیا رفت.

سوال دیگر این است آیه صریح قرآن شریف است به زنان پیامبر دستور داده که در خانه‌ها بمانند و مثل دوران جاهلیت از خانه بیرون نروند؛ اما خانم عایشه بدون از اینکه توجهی به این آیه قرآن داشته باشد و در حالی که آقا رسول الله در زمانی که در کنار «ام سلمه» بود به او هم هشدار داده بود و نشانه شتر و ان محل را حوئب را هم گفته بود اما «عایشه» به سمت «بصره» لشکر کشید و با آقا امیرالمومنین که خلیفه بلافصل و بلاعزل آقا رسول الله است جنگید و تعداد زیاد زیادی از مردمان را به کشتن داد.

 شاه مردان، مرد میدان، شیر یزدان حیدر دُلْدُلْ سوار/ لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار!

 خداوند یار نگهدارتان باشد.

مجری:

 ممنون تشکر از شما آقای «احمدی» خدا نگهدار شما باشد. بیننده بعدی جناب آقای «فردی از کردستان» هستن سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای فردی از کردستان – اهل سنت)

سلام علیکم خسته نباشید این آقای که از «یاسوج» زنگ زد اول اسم من را گفت، من خواستم این را بگویم وقتی هم زنگ زدم این اعتراض را کردم من توهین نمی‌کنم سوال برایم پیش می‌آید می‌پرسم چه از شبکه‌های وهابی باشد، چه از شبکه‌های سلفی باشد یا هر شبکه دیگر، سوال برایم پیش می‌آید از شما می‌پرسم نمی‌آیم زنگ بزنم از شبکه‌های وهابی بپرسم. این یک.

 دوماً وقتی یک نفر به شبکه‌های وهابی زنگ می‌زند از خدای شان است یک سوال بیشتر بپرسد که جوابش را بدهد؛ ولی به شبکه شما وقتی زنگ می‌زنیم تا متوجه می‌شوند سنی هستیم و سوالی در مورد چیزی می‌پرسیم می‌گویند بیندازید پایین و قطعش کنید بالا نیاورید آقا چرا بالا نیاورید؟

مجری:

آقای «فردی» یک نکته بگویم شما الان دارید کم لطفی می‌کنید می‌دانید چرا؟ چون الان بدون هیچ طرفداری عرض می‌کنم وقتی که آمدیم برنامه را خواستیم شروع کنیم حضرت استاد «حسینی قزوینی» به اتاق فرمان دستور دادند آقای «فردی» آمد حتماً ایشان را وصل کنید روی خط بیایند. شما چرا این حرف را می‌زنید؟

آقای فردی:

من می‌گویم شما گفتی هرکس از هر جایی زنگ زد از شبکه‌های وهابی بود، سنی بود، شیعه بود وصل کنید.

مجری:

به اهل سنت اتفاقاً بیشتر وقت می‌دهیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای «فردی» عزیز! من آن دفعه هم گفتم، اگر شیعه بیاید بخواهد به مقدسات اهل سنت اهانت کند قطع می‌کنیم هر کس باشد بدون رو دربایستی این کار را انجام می‌دهیم. سنی هم بیاید بخواهد توهین کند قطع می‌کنیم.

آقای فردی:

من اهانت نکردم دو تا روایت خواندم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با حضرت «نرجس خاتون» آمدی یک حرفی زدی که اصل و ریشه ندارد، از این شبکه‌های وهابی گرفتی و نقل کردی و گوش نمی‌دادید من چه حرف می‌زنم. شما تکرار برنامه را ببینید، چندین بار حرف من را قطع کردید.

برادر بزرگوارم! شما صحبت تان را نگاه کنید، آن روز گفتی کتاب آقای «بحرانی» جلد هفتم، من متوجه نشدم کدام کتاب ایشان را داری می‌گویی. من هرچه گشتم «بحرانی» کتابی که هفت جلد داشته باشد پیدا نکردم؛ این را از کجا در آوردید؟

آقای فردی:

من می‌توانم روایت‌ها را از توی «اینستاگرام» برای شبکه‌تان بفرستم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 ایراد ندارد بفرستید. ببین برادر من! این مباحث عربی است، روایتی که شما خواندید «شیخ طوسی» در کتاب «الغیبة» اش دارد. قبل از ایشان «شیخ صدوق» در «کمال الدین» دارد. «علامه مجلسی» در کتاب «بحار الانوار» دارد. من نمی‌دانم شما اهل علم هستید، عربی متوجه می‌شوید یا نمی‌شوید!

 در ترجمه‌ها هرکس بخواهد ترجمه کند ما به این ترجمه‌ها هیچ اعتماد نمی‌کنیم. خودمان متن عربی را می‌بینیم بعد از این‌که متن عربی را دیدیم ملاحظه می‌کنیم که واقعاً ترجمه اش درست است یا درست نیست!

حضرت‌عالی یک مطلب نقل کردی و یک تعبیر خیلی وقیح هم به کار بردی. الان که روی خط تشریف داری خدا جزای خیر به شما بدهد، و همچنین جزای خیر به دوستان ما بدهد که حضرت‌عالی را روی خط اوردند.

 برادر بزرگوارم! ملاحظه بفرمایید تعبیری که حضرت‌عالی در مورد حضرت «نرجس خاتون (سلام الله علیها)» آوردید، عبارت عربی آن را می‌آورم آن کسانی که این تعبیر را مطرح می‌کنند، عوضی هستند هرکس می‌خواهد باشد. آیا این تعبیر درست هست یا تعبیر غلط است؟

 الان من این تعبیر را از کتاب «کمال الدین – مرحوم شیخ صدوق متوفای 381 هجری» نشان می‌دهم.

اقای فردی:

آقای «قزوینی» شرمنده ببخشید، حلالم کنید این مطلب را بعد از من هم می‌توانی ارائه بدهی، من فقط یک سوال داشتم قطع می‌کنم که نوبت بیننده های دیگر هم برسد اگر سوال داشته باشند.

مجری:

الان کوتاه تشریف داشته باشید تا استاد مطلب را ارائه دهند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم ملاحظه بفرمایید، آقا امام هادی (سلام الله علیه) فردی را می‌فرستد. (فقط یک مقدار دقت کنید حرف من تمام بشود بعد فرمایش تان را گوش می‌دهیم) راوی «ابوالحسین محمد ابن بحر شیبانی» است ایشان می‌گوید من با یک فردی به نام «سلمان بُشری» ارتباط داشتم او را نزد حضرت امام هادی و امام عسکری دیده بودم.

«وَ زُرْتُ قَبْرَ غَرِيبِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)...»

دیدم یک شیخی است... ایشان می‌گوید من «بُشر ابن سلیمان» از فرزندان «ابو ایوب انصاری» هستم، داستانش مفصل است می‌گوید امام هادی من را برای خریدن حضرت «نرجس خاتون» فرستاد که از اسراء بود.

برادر بزرگوارم! این که وهابی ها دارند می‌گویند شما تحت تأثیرشان قرار نگیرید من برنامه‌هایشان را نگاه کردم این آقای «عقیل هاشمی بی عقل» یک تعبیر خیلی وقیح دارد که همان تعبیر را شما بکار بردید.

عبارت عربی مطلب را ملاحظه بفرمایید، می‌گوید من وقتی نزد اون کنیز فروش برای خرید «نرجس خاتون» مادر حضرت ولی‌عصر رفتم، دیدم «حضرت نرجس خاتون»

«مِنْ وَرَاءِ السِّتْر»

 در پشت پرده است.

هر کس می‌خواهد پرده را کنار بزند ایشان فریاد می‌زند می‌گوید:

«وَا هَتْكَ سِتْرَاه‏»

چرا پرده‌ای که اینجا است دارید کنار می‌زنید؟ نمی‌گوید پرده عفت من را پاره کردند! (عذر می‌خواهم آدم که نه، گاو، خر و الاغ هم بگویم توهین به آن‌ حیوانات است همچنین برداشتی نمی‌کند)

کسی که پشت پرده است.

 «مِنْ وَرَاءِ السِّتْرِ الرَّقِيقِ فَيَضْرِبُهَا النَّخَّاس‏»

وقتی برده فروش پرده را کنار بزند

«فَتَصْرَخُ صَرْخَةً رُومِيَّةً فَاعْلَمْ أَنَّهَا تَقُول‏»

با زبان فریاد می‌زند:

«وَا هَتْكَ سِتْرَاه‏»

پرده را کنار نزنید!

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على (تاريخ وفات مؤلف: 381 ق‏‏)، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج‏2، ص ص419

آقایان معنا می‌کنند ای وای پرده عفتم را دریدند! آدم عاقل که هیچ بلکه دیوانه هم این چنین ترجمه و تعبیر نمی‌کند. بعد حتی بعضی از افراد آمدند گفتند حاضر هستیم سیصد دینار ایشان را بخریم به خاطر این عفت فوق‌العاده‌ای که دارد پشت پرده است و حاضر نیست پرده کنار برود کسی صورتش را ببیند. آن وقت این‌ها ترجمه می‌کنند «وَا هَتْكَ سِتْرَاه‏» یعنی پرده عفتم را دریدند!!

 برادر بزرگوارم! انصاف هم چیز خوبی است، ملاحظه بفرمایید همین حرف این‌ها باعث شده در فضای مجازی دیدم جوان‌های شیعه توهین‌های زیادی به همسر پیغمبر «عایشه» کردند.

ما این‌ توهین‌ها را هم محکوم می‌کنیم، به هیچ وجه راضی به این توهین‌ها نیستیم همسر پیغمبر است این‌که با امیرالمومنین جنگیده یک بحث جدایی است. قرآن گفته:

(وَقَرْنَ فِي بُيوتِكُنَّ)

و در خانه‏هايتان قرار گيريد!

سوره احزاب (33): آیه 33

حرف قرآن را قبول نکرده آن بحث جدا است؛ ولی کسی بیاید نسبت به «عایشه» کوچکترین جسارت ناموسی کند ما با مشت به دهنش می‌زنیم!

این مطلب را «آلوسی» می‌گوید در هیچ کتاب شیعه نداریم که نسبت به ام المؤمنین «عایشه» کسی حرف‌های نامربوط زده باشد.

آقای «فردی» شما ظاهرا آدم فرهنگی هستید، در کتاب‌های اهل سنت این واژه را زیاد داریم می‌گوید:

«عن ابن مسعود رضي الله عنه قال ما من رجلين مسلمين إلا بينهما من الله ستر فإذا قال أحدهما لصاحبه هجرا هتك ستر الله»

نوادر الأصول في أحاديث الرسول صلى الله عليه وسلم؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن الحسن أبو عبد الله الحكيم الترمذي الوفاة: 360هـ، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1992م، تحقيق: عبد الرحمن عميرة، ج4، ص22

«ما من مسلمين إلا بينهما ستر من الله ، فإذا قال أحدهما لصاحبه: هجرا هتك ستر الله»

كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال؛ اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ج3، ص254، ح8281

«من قال لصاحبه هجرا هتك ستر الله»؛ هر کس به برادرش بگوید از من دور شو، ستر خدا را پاره کرده است یعنی (نستجیر بالله) پرده عفت خدا را پاره کرده است! شما یک طوری حرف بزنید که جور در بیاید.

این‌ها چیزی نیست که شما بخواهید همچنین حرفی بزنید.

وقتی آقایان این مطلب را آوردند و این طوری ترجمه کردند نزدیک هفت – هشت نفر بچه شیعه هم آمدند به شبکه کلمه پاسخ دادند گفتند شما در «تاریخ طبری» جلد 3 صفحه ۱۶ و کتاب «کامل ابن اثیر» جلد3 صفحه ۱۰۶ در رابطه با «عایشه» مطالبی دارید.

البته من این را محکوم می‌کنم و کاملا خلاف و نادرست است. در رابطه با «عایشه» می‌گوید یکی از قبایل «بنی سعد» در «جنگ جمل» طرف «طلحه و زبیر» آمد گفت آقای «طلحه» و آقای «زبیر» شما خانم خودتان را هم در «جنگ جمل» آوردید؟ گفتند نه. گفت خیلی آدم بی انصافی هستید، خانم خودتان را شما در خانه نگهداشتید، خانم و همسر پیغمبر را این‌جا آوردید!

 شما واقعا آدم بی انصافی هستید و من از شما برای همیشه دوری می‌کنم، بعد شروع کرد یک شعری گفتند:

هتكت بطلحة والزبير ستورها * هذا المخبر عنهم والكافي

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج3، ص16

این را برداشتند ترجمه کردند (نستجیر بالله، نستجیر بالله) پرده عصمت «عایشه» توسط «طلحه و زبیر» پاره شد! وقتی شما «واهتک ستراه» را این طور ترجمه می‌کنید این‌ها هم این طوری پاسخ می‌دهند.

چون وقتی شما می‌گویید «سلام علیکم» جوابش «علیکم السلام» است. وقتی شما حرف نادرست می‌زنید، از طرف هم حرف نادرست می‌شنوید. امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌گوید کسی که کنترل زبانش را ندارد، حرف نادرست می‌زند باید منتظر شنیدن جواب نادرست هم باشد.

لذا برادر بزرگوارم! این که شما آوردید، این ترجمه‌ها را کنار بگذار، شما برو کتاب «غیبة –نعمانی» و کتاب «غیبة - شیخ طوسی» و دیگر کتب را ببین که عبارت چه است بعد حرف بزن!

مجری:

آقای «فردی» موضوع گذشته حل شد؟

آقای فردی:

 الان اجازه است من سوالم را بپرسم؟

مجری:

اول بفرمایید موضوع حل شد؟

آقای فردی:

آخر من دوتا حدیث گفتم!

مجری:

 قبول دارید که توهین و اشتباه کردید؟

آقای فردی:

آقای «اسماعیلی» من دو تا حدیث گفتم بحث گذشته را هم نگوییم بهتر است چون شاید من هم عصبانی شدم یک حرف‌های گفتم.

مجری:

عصبانی شدن ندارد الان استاد برایتان روشن کرد.

آقای فردی:

معنی حدیث را درست گفتن مشکلی ندارم قبولش کردم؛ ولی حدیث قبلیش که یک حدیث دیگر بود آن را هم گفتم!

مجری:

حالا این مطلب روشن شد؟

آقای فردی:

بله.

مجری:

حالا بفرمایید سوال تان را بپرسید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در خدمت شما هستم بفرمایید.

آقای فردی:

آقای «قزوینی» لطفا آیه 33 سوره احزاب را روی مانیتور نشان بدهید شاید من در معنی کردن اشتباه کنم دوست دارم شما برایم معنی کنید. (اِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)؛ از اول برای من معنی کنید، خیلی ممنون می‌شوم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

(وَقَرْنَ فِي بُيوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)

و در خانه‌هاي خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زکات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت کنيد؛ خداوند فقط مي‌خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

سوره احزاب (33):‌ آیه 33

(وَقَرْنَ فِي بُيوتِكُنَّ)؛ شما زن‌ها در خانه‌هایتان بمانید.

اقای فردی:

زن‌های پیامبر منظورش است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. (وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ الْأُولَى)؛ مثل زمان دوران جاهلیت خودتان را آرایش نکنید و به مردان نشان ندهید. (وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ) بعد می‌آید: (إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)

(قَرْنَ) جمع مونث است (بُيوتِكُنَّ) جمع مونث است. (تَبَرَّجْنَ) جمع مونث است. (وَأَقِمْنَ، وَآتِينَ وَأَطِعْنَ) همه جمع مونث هستند. اما وقتی به این‌جای آیه می‌رسد (إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)؛ جمع مذکر می‌شود.

مجری:

بفرمایید سوال تان چه است؟

آقای فردی:

آقای «قزوینی» سوال من این است خداوند در این آیه این طور می‌فرماید من از حرف‌های شما این طوری برداشت کردم، زن‌های پیامبر در خانه های تان قرار گیرید، و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت‌های خود را آشکار نکنید، نماز را برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‌اش را قبول کنید. تا این‌جا منظور همسران پیامبر بوده است؛ چون خدا می‌خواهد علی، فاطمه، حسن و حسین را پاک کند.

 کل آیه در مورد زنان پیامبر است این‌جا علی، فاطمه، حسن و حسین می‌شود چطور این امکان دارد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

وقتی قرآن می‌آید یک دفعه از جمع مونث به جمع مذکر می‌رود این یعنی چه؟ باید إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُنَّ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُنَّ تَطْهِيرًا می‌فرمود چرا این طوری نگفت؟

اقای فردی:

عنکم و یطهرکم مذکر است قبول، فاطمه آن‌جا مؤنث است چطوری «عایشه، حفصه و...» و بقیه زنان پیامبر جمع مونثش را حذف می‌کنیم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز من! پیغمبر، علی، امام حسن و امام حسین (سلام الله علیهم اجمعین) هستند چهار تا مرد و یک زن است. در این‌جا با توجه به این‌که چهار نفر مرد است خدای عالم به احترام ان‌ها و اضافه به احترام پیغمبر جمع مذکر آورده است.

اقای فردی:

حضرت فاطمه آن‌جا مذکر است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز من! وقتی در یک جمع چهار نفر مرده و یک زن است آن‌جا نمی‌آیند به احترام یک زن چهار تا مرد را تثنیه بیاورند.

مجری:

 مخصوصا که پیامبر و پیغمبر و امیرالمؤمنین هم انجا هستند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اگر در یک جایی چهار نفر مرد و یک نفر زن است شما سلام علیکم می‌گویی یا سلام علیکنّ می‌گویی؟

آقای فردی:

سلام علیکم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدا اموات شما را بیامرزد

اقای فردی:

آن‌جا زن‌های دیگر هم بودند

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر من! هیچکس آن‌جا اصلا و ابدا نبود. الان من از کتاب «صحیح مسلم» می‌آورم، حدیث شماره ۲۴ ۲۴ «صحیح مسلم» سند هم نمی‌خواهد.

«قالت عَائِشَةُ خَرَجَ النبي صلى الله عليه وسلم غَدَاةً وَعَلَيْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ من شَعْرٍ أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بن عَلِيٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جاء الْحُسَيْنُ فَدَخَلَ معه ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جاء عَلِيٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قال (إنما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1883، ح2424

از قول «عایشه» هم است می‌گوید پیغمبر اکرم صبح‌گاهی آمد و با او یک عبای پشمین بود، «فَجَاءَ الْحَسَنُ بن عَلِيٍّ فَأَدْخَلَهُ» امام حسن آمد زیر این عبا قرار داد «ثُمَّ جاء الْحُسَيْنُ فَدَخَلَ معه، ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جاء عَلِيٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قال (إنما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)»

این‌جا «عایشه، حفصه و...» هیچ کدام از همسران پیامبر نیست. این مطلب در کتاب «صحیح مسلم» است چه کار کنیم؟

اقای فردی:

جلد چندم است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز من! «صحیح مسلم» چاپ «عربستان سعودی - دار الطیبه، ریاض» حدیث شماره 2424

برادر بزرگوارم! کتاب «صحیح مسلم» چندین چاپ دارد، این کتاب چاپ «عربستان سعودی» است و از دیگر چاپ ها صحیح تر و غلطش کمتر است. معمولا ما این چاپ را نشان می‌دهیم.

 اگر شما در اینترنت با موبایل تان شبکه ولایت و شبکه ولی عصر را ببینید تصویر کتاب را من دارم نشان می‌دهم مردم دارند می‌بینند.

برادر بزرگوارم! مهم‌تر از همه این‌ها، از ان طرف از «ام سلمه» داریم حدیث در کتاب «الاربعین - آقای ابن عساکر» صفحه ۱۰۵ و 106 است.

«عن أبي سعيد الخدري عن أم سلمه رضي الله عنها قالت نزلت هذه الاية في بيتي (إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا) قلت يارسول الله ألست من أهل البيت قال إنك إلى خير إنك من أزواج رسول الله صلى الله عليه وسلم قالت وأهل البيت رسول الله صلى الله عليه وسلم وعلي وفاطمة والحسن والحسين رضي الله عنهم أجمعين هذا حديث صحيح»

الأربعين في مناقب أمهات المؤمنين رحمة الله عليهن أجمعين؛ اسم المؤلف: أبو منصور عبد الرحمن بن محمد بن هبة الله بن عساكر الوفاة: 620، دار النشر: دار الفكر - دمشق - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد مطيع الحافظ ,‏غزوة بدير، ج1، ص105 و 106

«ابوسعید خدری» از «ام سلمه» نقل می‌کند می‌گوید وقتی این آیه نازل شد گفتم یا رسول الله "من جزء اهل بیت نیستم، این آیه شامل حال من نیست؟ حضرت فرمود: «إنك إلى خير إنك من أزواج رسول الله صلى الله عليه وسلم» تو از همسران پیغمبر هستی جزء اهل بیت پیغمبر نیستی!

 بعد دارد «وأهل البيت رسول الله صلى الله عليه وسلم وعلي وفاطمة والحسن والحسين رضي الله عنهم أجمعين» اهل بیت پیغمبر، علی، فاطمه، حسن و حسین هستند. بعد «ابن عساکر» می‌گوید «هذا حدیث صحیح»

همچنین تفسیر آقای «ابن کثیر دمشقی سلفی شاگرد ابن تیمیه» از «عایشه» است.

«عن العوام يعني ابن حوشب رضي الله عنه عن ابن عم له قال دخلت مع أبي على عائشة رضي الله عنها فسألتها عن علي رضي الله عنه فقالت رضي الله عنه الله عنها تسألني عن رجل كان من أحب الناس إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم وكانت تحته ابنته وأحب الناس إليه لقد رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم دعا عليا وفاطمة وحسنا وحسينا رضي الله عنهم فألقى عليهم ثوبا فقال اللهم هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا قالت فدنوت منهم فقلت يا رسول الله وأنا من أهل بيتك فقال صلى الله عليه وسلم تنحي فإنك على خير»

تفسير القرآن العظيم؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1401، ج3، ص486

«عایشه» می‌گوید من جلو رفتم نزدیک پیغمبر شدم گفتم یا رسول الله من جزء اهل بیت هستم «فقال صلى الله عليه وسلم تنحي» «عایشه» دور شو «فإنك على خير» تو خوبی ولی اهل بیت من «علی، حسن، حسین و فاطمه» هستند.

اقای فردی:

آقای «قزوینی» وقتی این آیه نازل شد آن چند نفر پاک و معصوم شدند؟

مجری:

معصوم بودند.

آقای فردی:

بعد از نزول این آیه متوجه شدیم این‌ها معصوم هستند ولی قبل آن را چطور می‌دانستیم معصوم هستند؟ یا مثلا در خطبه 75 نهج البلاغه امام علی آمد یک نفر را والی و فرماندار یک شهر کرد...

مجری:

بحث را عوض نکنید!

آقای فردی:

در مورد عصمت امام علی حرف می‌زنم. یک نفر را ایشان فرماندار شهری کرد، بعد فکر کرده مثل پدرش مظلوم است بعد می‌گوید نه به من خبر رساندند که تو مظلوم نیستی. نه از علم غیب خبر داشته و نه معصوم بوده است.

مجری:

شما بحث را عوض کردید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای بزرگوار! بحث علم غیب یک بحث دیگر است.

مجری:

آقای «فردی» صبر کن یکی یکی جلو بیرویم، الان برای شما ثابت شد اهل بیت این پنج نفر هستند؟

آقای فردی:

آن حدیث‌های که گفتم در واتساب می‌فرستم شما هم بفرستید من نگاه کنم.

مجری:

آقای «فردی»! مطالبی که امشب گفتیم، تکرار برنامه را هم ببینید این مطالب در کتاب‌های شما آمده و ثابت کردیم «عایشه و ام سلمه» هم گفتند جزء اهل بیت نیستند. شما لطفاً برو یک تفکر و تأملی روی این قضیه بکن؛ چون یک عزیز اهل سنت دیگر را هم الان می‌خواهیم روی خط بیاوریم.

 شما یک تفکری بکن، آدرس‌هایش را هم استاد فرمودند بازپخش برنامه را هم نگاه کن، این موضوع که برایت حل شد، بعد سراغ موضوع بعدی بحث عصمت یا بحث علم غیب و یا موضوع دیگر می‌رویم. فعلاً با شما خداحافظی می‌کنیم از شما ممنون هستیم.

شما نزدیک یک ربع روی خط ارتباطی شبکه بودید؛ یعنی ما پنج نفر شیعه داشتیم دوستان اتاق فرمان شیعه‌ها را وصل نکردند فقط یک مورد شیعه وصل شد و نزدیک پانزده دقیقه به آقای «فردی» وقت دادیم که روی خط بیایند و مطالب را برای شان روشن کنیم!

بیننده بعدی آقای «جمشید زهی از سیستان و بلوچستان» هستن هرچند وقت مان خیلی محدود است آقای «جمشید زهی» خدمت تان سلام می‌گویم بفرمایید

بیننده: (آقای جمشید زهی از زاهدان – اهل سنت)

 سلام خسته نباشی آقا «قزوینی» محترم، آقای «قزوینی» الحمدلله تا الان فعلا نفس می‌کشم توسط سپاه ترور نشدم، شما خوب هستید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

الحمدلله رب العالمین.

مجری:

آقای «جمشید زهی» خیلی‌ها هستند، مطالب زیاد می‌گویند ترور نشدند و زنده‌ هستن!

آقای جمشید زهی:

این را دیگر نگویید!

مجری:

 خیلی حرف‌ها می‌زنند. حالا سوال تان را بپرسید.

آقای جمشید زهی:

آقای «قزوینی» سوال من این است تف سر بالا یعنی چه؟ این را برای من معنی کنید!

مجری:

یک ضرب المثل است سوال تان را بپرسید.

آقای جمشید زهی:

سوال من همین است، آقای «قزوینی» به حضرت ام المؤمنین «عایشه» صدیقه دشمن کفار و مشرکین تف سر بالا گفت.

مجری:

به ایشان گفته است؟

اقای جمشید زهی:

بله.

مجری:

آقای «جمشید زهی» شما ضرب المثل را متوجه نمی‌شوید؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

تف سر بالا یعنی چه؟ کسی که حرف بزند به ضرر خودش باشد تف سر بالا می‌گویند.

مجری:

استاد این طوری گفتند توهین به «عایشه» تف سر بالا است نه چیزی که شما می‌گویی!

آقای جمشید زهی:

آقا جان! هر کس به کس دیگر تف سر بالا بگوید بدترین توهین است!

مجری:

به ضرب المثل دقت نکردید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نه اصلا، اگر کسی بیاید به پدر و مادرش توهین کند می‌گویند این‌که تف سر بالا است.

مجری:

یعنی به خودمان بر می‌گردد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

کسی می‌آید بدی همسرش را جلوی دیگران می‌گوید این را تف سربالا می‌گویند. آقای «جمشید زهی عزیز! معنای تف سر بالا این است شما می‌خواهید به یک جایی تف کنی، این تف به صورت خودت برمی‌گردد؛ این بالاترین دفاع از «عایشه» است.

مجری:

 آقای «جمشید زهی» معنایش این است اگر کسی به «عایشه» همسر پیامبر توهین کند درواقع توهین به خودش بر می‌گردد توهین به پیامبر کرده است.

اقای جمشید زهی:

ما می‌گوییم هرکس به «عایشه» صدیقه توهین کند کفر، الحاد و مشرک است.

مجری:

کاری به شما نداریم.

اقای جمشید زهی:

پس وضعیت شما چه می‌شود کتاب «اصول کافی» را خواندید؟

مجری:

کاری به نظر شما نداریم، ما خودمان می‌گوییم نباید توهین کرد. مراجع ما می‌گویند توهین جایز نیست. اقای «جمشید زهی» شما که با ما هم عقیده هستید الان در این زمینه باهم مشکل نداریم ما هم می‌گوییم توهین جایز نیست.

آقای جمشید زهی:

شما مذهب تان را بر اساس کتاب «اصول کافی» می‌دانید یانه؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نه، ما بر اساس «اصول کافی» نمی‌دانیم. به هیچ وجه شیعه کتابی مثل «صحیح بخاری و صحیح مسلم» ندارد که روایاتش از اول تا آخر صحیح باشد. «اصول کافی» احادیث صحیحش مورد قبول است و احادیث ضعیفش مورد قبول ما نیست.

اقای جمشید زهی:

پس شما الکی معطل هستید، «اصول کافی» مگر کتاب مذهب شما نیست؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز من! «اصول کافی» روایات صحیحش مورد قبول است.

اقای جمشید زهی:

کتاب‌های «علامه حلی» چه؟

مجری:

آقای «جشمید زهی» الان وقت تمام شده است، برای ما نه کتاب معیار است و نه شخصیت، اصل حدیث را علمای ما بررسی می‌کنند اگر بر اساس معیارها صحیح باشد قبول می‌کنند اگر ضعیف باشد قبول نمی‌کنند. به همین راحتی! حالا مسئله برایتان حل شد؟

آقای جمشید زهی:

... می‌گوید حدیث صحیح است.

مجری:

خیلی ممنون هستم اقای «جشمید زهی» لطفا شما یک مقدار تأمل و تفکر بفرمایید باز پخش برنامه را ببینید استاد روشن گفتند این که حدیث در چه کتابی آمده است معیار نیست تک تک احادیث را علمای ما بررسی سندی می‌کنند اگر حدیث صحیح باشد می‌پذیرند اگر صحیح نباشد نمی‌پذیرند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای «جشمید زهی» در جلسه بعدی اول برنامه تشریف بیاورید ده دقیقه تا یک ربع در خدمت شما هستیم ولی سوال که می‌کنید جواب می‌دهیم شرط برنامه این است که گوش کنید، همان طور که جناب اقای «فردی» آن هفته گوش نمی‌کرد، هرچه ما می‌گفتیم ده بار حرف ما را قطع کرد.

این دفعه حضور پیدا کرد خیلی محترمانه و مؤدبانه حرف زد یک ربع هم به ایشان وقت دادیم صحبت کرد ما که حرف می‌زدیم ایشان ساکت بود، وقتی که اون سوال می‌کرد و حرف می‌زد ما ساکت بودیم.

این‌که بیایید با عصبانیت حرف بزنید این درست نیست. یک چیزی در ذهن شما درست کردند که مذهب حق همین است که ما داریم دیگر مذهب‌ها همه باطل هستند.

مجری:

آقای «جمشید زهی» و عزیزان اهل سنت! معیار برای شما باید حرف علما و مراجع ما باشد، معیار حرف رهبر معظم انقلاب باشد ملاحظه کنید که بزرگان و رهبر انقلاب در مورد این که خدای ناخواسته کسی توهین و جسارت به همسران پیامبر بکند چه فرموده اند.

این که یک کسی در یک گوشه ای چیزی گفته و رفتاری انجام داده است برای ما حجت و ملاک نیست. بارها استاد فرمودند جایز نیست توهین کردن گناه نابخشودنی است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای «جمشید زهی» با مصطلحات جامعه آشنا نیست.

مجری:

این ضرب المثل است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله ضرب المثل است کسی می‌آید از پدرش بد می‌گوید می‌گویند این تف سربالا است. در حقیقت توهین به خودت بر می‌گردد پدر خودت است. ما می‌گوییم کسی که به «عایشه» توهین می‌کند یعنی دارد به مادرش توهین می‌کند؛ در حقیقت این تف به صورت خودش بر می‌گردد.

این بهترین دفاع از «عایشه» است و بهترین مذمت کسانی است که دارند به «عایشه» توهین می‌کنند.

مجری:

حضرت استاد بارها فرمودند هرگونه توهین به مقدسات اهل سنت یک گناه نابخشودنی است این واژه را شما سرچ بزنید حضرت استاد بارها و بارها فرمودند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بیش از هزار بار این را گفتم

مجری:

این را به ما نباید بگویید، ما در شبکه ولی عصر تلاش مان بر این است خود مجری‌ها و کارشناس‌ها دقت دارند که هیچ وقت خدای ناخواسته توهین نشود حتی اگر بیننده ای بیاید به مقدسات اهل سنت و به همسر پیامبر توهین کند گفتیم تلفنش را قطع کنند و اجازه صحبت را نمی‌دهیم.

استاد از شما ممنون هستم سایه تان مستدام باشد خیلی استفاده کردیم، همچنین از شما عزیزان بیننده ممنون هستم که امشب هم برنامه زنده «حبل المتین» را همراهی فرمودید. در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقا جانمان حضرت مرتضی علی خدا نگهدارتان!

 

 


بررسی سندی و دلالی حدیث «انت ولی کل مؤمن من بعدی»>

امامت و ولایت حدیث انت ولی ولی کل مومن امیرالمومنین علی ع معنای ولی ولی در کلام خلفا عصمت اهل بیت ع آیه تطهیر همسران پیامبر ص