سایر قسمت ها
کاوش - پاسخ به شبهات باستان گرایان درباره تاریخ اسلام

قسمت بیستم و چهارم برنامه کاوش با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر روستایی
• خلاصه اي از محورها و موضوعاتي كه در اين قسمت برنامه بررسي خواهد شد
• كليپ اول ادعاها و شبهات كارشناس معاند : سخنان كارشناس معاند در مورد سوالي كه از او شده بود درموضوع بيعت اميرمومنان علي (ع) با ابوبكر و ماجراي هجوم به خانه حضرت فاطمه (س)
• بررسي و پاسخ به ادعاها و شبهات كارشناس معاند با استناد به منابع معتبر
• آيا انصار ميخواستند خودشان جانشين انتخاب كنند و مهاجرين بخاطر اين قضيه و در واكنش به عمل انصار در ماجراي انتخاب جانشين رسول اكرم (ص) وارد شدند ؟
• آيا ابوبكر قبل از ماجراي سقيفه توسط طيف قدرت مهاجرين براي جانشيني انتخاب شده بود ؟
• واكنش عجيب عمربن خطاب به رحلت رسول اكرم (ص) در برخورد با مردم و خطاب كردن ابوبكر به عنوان خليفه و جانشين رسول اكرم (ص) ! و ... به نقل اسلم بن سهل رزاز واسطي ( متوفي 292 هـ )
• ابن تيميه : سعد بن عباده از اول تا آخر با بيعت با ابوبكر مخالف بود با استناد به منابع معتبر
• برخوردها و سخنان عمربن خطاب با سعد بن عباده در ماجراي بيعت گرفتن با ابوبكر به نقل طبري
• سوگند خوردن سعد بن عباده در عدم بيعت با ابوبكر تا پايان زندگي به نقل طبري
• آيا سعد بن عباده به دنبال اين بود كه خودش جانشين شود و براي خودش بيعت بگيرد
• سعد بن عباده به دنبال بيعت با اميرمومنان علي (ع) بود و به جز ايشان با كسي بيعت نميكند و دليل سعد بن عباده براي اين موضوع با استناد به منابع معتبر
• تحريف و دستكاري در كتاب طبري در مورد سعد بن عباده و سخن او ( به جز با علي (ع) بيعت نميكنم )
• دليلي بر تحريف و دستكاري در كتاب طبري در مورد سعد بن عباده ( لا نبايع الا عليا ) با كنار هم قرار دادن سندي از كتب شيعه و اهل سنت
• آيا ابوسفيان هم در خلافت ، مخالف ابوبكر بود و يا هم دست ابوبكر
• سه حزب به هم پيوسته و متحد ( تيم ، عدي ، اميه ) و دليل دستور رسول اكرم (ص) به برائت جستن از آنها
• رسول اكرم (ص) در شرح وظايف حضرت خديجه (س) و تاكيد بر برائت جستن از سه حزب ( تيم ، عدي ، اميه ) به نقل سيد بن طاووس
• تيم ( قبيله ابوبكر ) ، عدي ( قبيله عمربن خطاب ) ، اميّه ( قبيله بني اميّه ، كه در راس آن ابوسفيان است )
• عملكرد سه گروه و حزب ( تيم ، عدي ، اميه ) در منابع معتبر اهل سنت
• سخنان ( اروي بنت الحارث بن عبدالمطلب بن هاشم ) به معاويه در مورد عملكرد قبيله هاي ( تيم ، عدي ، اميه ) بعد از رحلت رسول اكرم (ص) با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• ( تيم ، عدي ، اميه ) بعد از رحلت رسول اكرم (ص) بر ما تسلط پيدا كردند و حق مان را گرفتند و ... با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• هدف از ادعاي ابوسفيان در مورد حمايت از اميرمومنان علي (ع) در غصب خلافت و ماجراي سقيفه
• سخنان اميرمومنان علي (ع) به ابوسفيان در ادعاي او به حمايت در ماجراي امامت و خلافت و سقيفه به نقل طبري
• سخنان جالب و عجيب ابوسفيان هنگامي كه خبر پست و مقام دادن به پسرش توسط ابوبكر را شنيد ! با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• حفظ اصل اسلام ، اولويت اميرمومنان علي (ع)
• دليل موضع گيري خاصّ اميرمومنان علي (ع) در مورد ابوسفيان و ادعاي حمايت او از اميرمومنان علي (ع)
• آيا اميرمومنان علي (ع) با ابوبكر بيعت كرد ؟
• اميرمومنان علي (ع) لحظه اي با ابوبكر بيعت نكرد با استناد به منابع معتبر شيعه
• اعتراف معاويه به بيعت گرفتن اجباري خلفا از اميرمومنان علي (ع) با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• اعتقاد شيعه و علماي شيعه نسبت به وحدت و چگونگي آن
• آيا اميرمومنان علي (ع) با ابوبكر صميمي نبود ولي دشمن هم نبود ؟
• نظر اميرمومنان علي (ع) نسبت به ابوبكر و عمربن خطاب از زبان عمربن خطاب با استناد به صحيح مسلم
• كليپ دوم ادعاها و شبهات كارشناس معاند : سخنان كارشناس معاند در مورد سوال بيننده در موضوع سكوت اميرمومنان علي (ع) در مورد خلافت و امامت در دوران 25 ساله
• بررسي و پاسخ به ادعاها و شبهات كارشناس معاند با استناد به منابع معتبر
• آيا اميرمومنان علي (ع) هم سكوت نظامي داشتند و هم سكوت فرهنگي و خانه نشين بودند ؟
• چرا اميرمومنان علي (ع) سكوت نظامي كردند ؟
• اميرمومنان علي (ع) بعد از رحلت رسول اكرم (ص) : به خدا سوگند اگر ترس از تفرقه جامعه اسلامي نبود و اينكه كفر برگردد و دين نابود شود ، ما شرايط را تغيير ميداديم ولي ما در اين دردها صبر كرديم و از صبرمان خير ديديم و ... با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• آيا اميرمومنان علي (ع) با خلفا هميشه همكاري ميكرد و مشورت ميداد ؟
• شكايت كردن عمربن خطاب از اميرمومنان علي (ع) به ابن عباس بخاطر شركت نكردن در جنگ ها و فتوحات با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• ابن تيميه : تنها جنگ هاي علي (ع) بعد از رسول اكرم (ص) ، جمل ، صفين و نهروان بوده است با استناد به منابع معتبر
• صحبت كردن عثمان با اميرمومنان علي (ع) به دستور عمربن خطاب براي شركت در جنگ و پرهيز كردن اميرمومنان علي (ع) از شركت در جنگ با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• پاسخ رد دادن اميرمومنان علي (ع) به درخواست عمربن خطاب براي شركت در جنگ قادسيه با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• تفاوت جنگ هاي دوران اميرمومنان علي (ع) با جنگ هاي دوران خلفاي سه گانه


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

عنوان برنامه: کاوش

عنوان بحث: (پاسخ به شبهات باستان گرایان درباره تاریخ اسلام)

 

تاريخ: 08/ 07/ 1402

استاد: حجت الاسلام و المسلمین روستایی

مجری: سید محمد صفایی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِه محمد و عَجِل فَرَجَهُم وَاحشُرنا مَعَهم و لَعن عَن اعدائَهم . سلام علیکم خدمت شما ببنندگان عزیز و ارجمند فرهیخته فارسی زبانان عزیز و گرامی در اقصی نقاط عالم پیشاپیش تبریک و تهنیت عرض می کنم ولادت با سعادت رسول مکرم خاتم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و همچنین صادق آل محمد علیهم السلام امام جعفر صادق سلام الله علیه رو  و تبریک و گرامی می داریم هفته ی وحدت رو خدمت تمام مسلمانان و مومنان و شیعیان ارجمند در اقصا نقاط عالم ان شاالله که پیروان شایسته ای برای آن دو بزرگوار باشیم و ان شالله پیرو آن راه حقیقت باشیم خب در خدمت شما هستیم همچون هرشنبه شب با برنامه کاوش از شهر مقدس قم و از شبکه جهانی حضرت ولیعصر عجل الله تعالی و فرجه الشریف که برنامه تقدیم حضورتون میشه و اختصاص داره به پاسخ به برخی از شبهاتی که از شبکه های به اصطلاح باستان گرا و یا شبکه هایی که افکاری رو مطرح می کنن به عنوان افکار نوین یا افکاری که به اصطلاح افکار قدیمی پارسی هست و ان شاالله این جلسه استفاده می کنیم از محضر جناب استاد جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر روستایی آقا سلام علیکم خیلی خوش آمدید بفرمایید در خدمت شما هستیم  

استاد روستایی:

علیکم السلام ورحمة الله،

بنده هم حضرتعالی عالی و بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر ارواحناه له الفداء عرض سلام ادب و احترام دارم و امیدوارم که تا به این لحظه طاعات و عباداتشون مورد قبول حضرت حق واقع شده باشه و خادمان خودشون رو در شبکه جهانی حضرت ولیعصر از دعای خیرشون فراموش نکنن در خدمت شما هستم

مجری:

خیلی ممنون و مچکرم جناب آقای دکتر روستایی خب بینندگان عزیز و ارجمند برنامه رو دیگه تا الان مشاهده کردن و قطعا مباحث رو پیگیری کردن و می دونن که دیگه روال برنامه چگونه هست ما با پخش یک کلیپ برنامه رو آغاز خواهیم کردی یکی از شبهات مطرح میشه و بعدشم جناب آقای دکتر روستایی پاسخ خواهند داد آقای دکتر این جلسه چند کلیپی داریم آماده کردیم ظاهرا دوستان آماده کردن برای پخش منتها بفرمایید که حالا محور شبهات چی هست و قراره در مورد چه موضوعی صحبت کنیم بفرمایید

استاد روستایی:

بسم الله الرحمن الرحیم همونطوری که فرمودید

مجری:

عرض کردم

استاد روستایی:

سلامت باشید در این برنامه ما می پردازیم به شبهات کسانی که به اصطلاح باستان گرا خودشون رو می نامند و علیه تاریخ تشیع و تاریخ اسلام حرف هایی رو مطرح می کنن ما در این جلسه یک با توجه به اینکه این ایامی که در اون قرار داریم ایام غصب خلافت امیرالمومنین سلام الله علیه هست سعی کردیم بعضی از شبهاتمون رو به این مسئله اختصاص بدیم و در این باره صحبت بکنیم ما چند تا کلیپ در نظر داریم که خدمت بینندگان عزیز و ارجمندمون ارائه بدیم کلیپ اولمون درباره ی بیعت امیرالمومنین سلام الله علیه با ابابکر که در واقع اون شخصی که به عنوان کارشناس خودشو مطرح کرده در اون کلیپ میاد و بحث اینو مطرح می کنه که بالاخره انصار بعد از امیرالمومنین می خواستن بعد از پیامبر می خواستن سعد بن عباده رو خلیفه بکنن و مهاجرین آمدن و  خلاصه مقابله کردن و عرض کنم خدمت شما میاد میگه که مخالفین ابوبکر چند دسته بودن یکی مثل سعد بن عباده بوده یکی مثل امیرالمومنین بود و این ها و بخشی از بنی هاشم و بخشی هم مثل ابوسفیان مخالف او بودن و بعدم میگم امیر المومنین بعدا هم بیعت کرد با ابو بکر صمیمی نبود اما دشمن هم نبود این تعبیریه که ایشون در کلیپ اول ذکر می کنه کلیپ دومشه راجع به سکوت امیرالمومنینه و کلیپ سوم درباره ی عدالت علوی اگر موافق باشید ماکلیپ اول رو با هم دیگه ببینیم بعد ان شالله بپردازیم به نقد اون

مجری:

خواهش می کنم پس دوستان بی زحمت کلیپ اول رو پخش کنند  و ان شالله مجددا برمی گردیم

کلیپ اول:

لطفا از استاد بخواهید راجع به بیعت گرفتن از علی و حمله به خانه علی هم مختصری توضیح بدهند بله مسئله بیعت خب می دانیم بعد از فوت پیامبر اسلام اولین گروهی که برای تعیین خلیفه یا جانشین بعد از پیامبر اقدام کردن انصار بودن اصلا مهاجرین کسی نبود نه ابوبکر بود نه عمر انصار در سقیفه بنی ساعده جمع شدن قرار شد بین خودشان سعد بن عباده بن خزرجی رو به عنوان خلیفه تعیین کنند وقتی خبر به افرادی مثل عمر ابوبکر ابوعبید جراح و دیگران رسید اونها وارد اون مجلس شدند و اشاره کردند که خلیفه باید از قریش باشه و در نهایت در درون اون شورا تصمیم بر این شد که ابوبکر رو به خلافت برگزینند مشکل در اینجا بود که عده ای خلافت ابوبکر رو به دلایل متعدد نمی پذیرفتند یکیش خود سعد بن عبادی خزرجی بود سعد بن عباده تا پایان دوران خلافت ابوبکر هم بیعت با او رو نپذیرفت گروه دوم بنی هاشم بودند که چهره های تند اون زبیر و علی بودند که در خانه فاطمه جمع شده بودند اون ها معتقد بودند که بدون مشورت با ما که به هر حال جزء کانون این نبوت بودیم در کنار پیامبر بودیم شما تصمیم گرفتید و ابوبکر رو برگزیدید گفتگوهای میانه ابوبکر عمر و عباس عموی پیامبر رخ داد عباس هم خلافت ابوبکر رو تایید کرد ولی علی تا زمانی که فاطمه زنده بود بنا بر نقل های تاریخی خلافت او رو تایید نکرد بر علیه او هم اقدام خاصی صورت نداد بنابراین بعد از فوت فاطمه علی هم بیعت با ابوبکر رو پذیرفت دسته سوم بیوتی از قریش بودند که پذیرش خلافت توسط یکی از بیوت ضعیفی مثل بنی تنگ که ابوبکر نماینده اون بود و از اونجا آمده بود رو نمی پذیرفتن که چهره های شاخص اون ابوسفیان بن لهب بود که به عنوان بزرگ قریش نمی پذیرفت که خلافت به یکی از بیوت ضعیف قریش برسه برای همین پیشنهاد خلافت رو به علی داد گفت بپذیر دست بیار که من با تو بیعت بکنم ولی علی بپذیرفت پس این دو سه دسته بودن حالا سعید بن عاص هم جز اون ها بود پس عمده ی گروه هایی که در مورد بیعت با ابوبکر دچار مشکل شدن این سه دسته بودن گروه دیگری هم بودند که افراد قبایل مختلفی بودند که در خارج از مدینه اون ها اصلا مرتد شدن و معتقد بودن که دیگه ضرورتی نداره بعد از فوت پیامبر ما خلافت ابوبکر رو مثلا بپذیریم بخوایم به مدینه زکات بدیم یا به نوعی تحت استیلا و قدرت اهل مدینه باشیم که شما افراد مختلفی رو می بینید که از مدینه خودشون رو جدا کردن حالا با عنوان نبوت گرفته تا زیر مجموعه ی عمارتی که بعضی از این قبایل برای خودشون به رسمیت می شناخن ولی بعد از آن شش ماه دیگر از مناسبات علی با ابوبکر هم یک مناسبات کاملا معمولی شد نه اونقدر عمیق و دوستانه و نه دشمنانه ضمن اینکه در دوران پیامبر اسلام هم بین بیت ابوبکر با علی اندکی اختلاف بود که مسئله عایشه اون داستان افک و اقدام علی در مورد زدن کنیز عایشه و از این مسائل حاشیه ای هم وجود داشته که تاثیرگذار بود ولی نه به آن اندازه ای که علی بخواد در برابر خلافت ابوبکر بایسته و اون رو نامشروع جلوه بده

مجری:

خب خیر مقدم مجدد دارم خدمت شما بینندگان عزیز من آقای دکتر روستای حالا توضیحات این آقا رو شنیدیم به نوعی در حقیقت داشت دوران خلافت ابوبکر و اون بیعت هایی که با ابوبکر انجام شد رو داشت توضیح میداد ولی خب خدارو شکر بازم اقرار کرد که حداقل این بیعت عمومی نبود یعنی دسته های مختلفی بودن که بیعت نکردن دسته ای از انصار بودن دسته از مهاجر بودن ابوسفیان بود قریش بود عده ای رفتن خارج از مدینه حداقل پس این بیعت بیعت تامی نبود با ابوبکر منتها قضیه بعد از اون شش ماهه که میگه حالا روابط عادی شد روابط امیرالمومنین با ابوبکر و شاید هم به نوعی می خواد زیر سوال ببره اون قضیه هجوم و حمله به خانه ی امیرالمومنین و حضرت زهرا رو و بگه که خب اصلا همچین قضیه شاید وجود نداشته لذا روابط عادی شد این رو یه توضیحی بفرمایید در خدمتیم

استاد روستایی:

خواهش می کنم عرض کنم خدمت شما ببینید ایشون در این کلیپی که خب بینندگان عزیز و ارجمندمون ملاحظه فرمودن آمد و در واقع به این گونه ماجرا رو ترسیم کرد که اولا انصار می خواستن برا خودشون خلافت در واقع دست و پا بکنن و مهاجرین در واکنش به کار انصار آمدن و برای خلافت تعیین تکلیف کردن و بعد آمد مخالفین رو بر ابوبکر شمرد از جمله سعد بن عباده و امیرالمومنین نمی دونم ابوسفیان و بعدم گفت امیرالمومنین اتفاقا خیلی باهاش مخالف نبود صمیمی نبود فقط باهاش ولی دشمن نبود اون ما حصل گفته های ایشون خب شامل این موارد میشه اما باید خدمت شما عرض بکنم که این فرمایش کاملا غلطه که بخوایم بگیم آقا انصار می خواستن برا خودشون دست و پا کنن خلافت رو البته قائلینی داره اما ما ادله ای داریم که نه اصلا اینجوری نیست و مهاجرین از قبل از این مسائل اساسا ابوبکر رو انتخاب کرده بودن یعنی این نبود که اینا در مواجهه با انصار چنین کاری انجام بدن و مضافا به اینکه اصلا من اعتقادم اینه که این رو برای انصار ساختن این مسئله که اقا مثلا سعد بن عباده بخواد مخالف امیر المومنین باشه و اینا این مسئله جای نقد جدی داره من بعضی از مستندات رو نمایش بدم خدمت شما من عرض کردم که طبق بعضی از نقل های تاریخی اصلا از قبل مهاجرین ابوبکر رو انتخاب کرده بودن

مجری:

همه ی مهاجرین

استاد روستایی:

ببینید اون طیف سلطنت طلب اون طیف قدرت طلب اون طیفی که در واقع آمدن سقیفه رو تشکیل دادن این ها وگرنه نه همه مهاجرین قطعا موافق ابوبکر نبودن خود امیرالممنین از مهاجرینه زبیر از مهاجرین بنی هاشم نمی دونم و خیلی از افراد دیگه مخالف بودن با ابوبکر اما اون طیف مهاجرین طیف قدرت که در واقع آمدن سقیفه رو تشکیل دادن نه اصلا قبل از سقیفه ابوبکر رو انتخاب کرده بودن این سخن ایشان که میگه نمی دونم در واکنش به عمل انصار بوده این غلطه این حرف ایشون ببینید ما کتابی داریم به نام تاریخ واسط که آقای اسلم بن سهل رزاز واسطی که معروف به بحشله این کتاب رو نوشته نویسنده متوفای دویست و نود و دو هجری قمری یعنی در واقع در قرن سه اواخر قرن سوم ایشون زیست می کرده بسیار قدیمیه بیش از هزار وصد و اندی سال قبله خب ایشون یک نقل تاریخی داره که معتبرم هست اتفاقا سند این نقل تاریخی در ا ون قسمتی که من هایلات کردم عبارتی رو نقل می کنه قائله این قصه کیه کی داره نقل می کنه این ماجرا رو شخصی به نام سالم بن عبید که این سالم بن عبید از صحابه است

و کانت من اهل صفه

 از اهل صفه بوده اهل صفه به کسایی می گفتن که وقتی پیامبر از مکه مهاجرت کردن به مدینه در اون انتهای مسجدشون مسجدی که ساختن یک سایبانی درست کردن اونایی که خانمانی نداشتن و بالاخره زندگی نداشتن اونجا زندگی می کردن بله افراد بی خانمان اونجا زندگی می کردن خب یکی صحابه اینجوری بودن دیگه بالاخر اینا اموالشون رو  رها کرده بودن فقط دینشون و جانشون رو برداشته بودن و ومده بودن سمت مدینه رو این حساب بالاخره جا و مکان و ماوایی نداشتن در اونجا زندگی می کردن آقای سالم بن عبید یکی از همون آدمای اون موقع هست یعنی کسایی که یه موقع اهل صفه بوده خب ایشون نقل می کنه میگه زمانی که پیامبر

فلما توفی رسول الله

 زمانی که پیامبر از دنیا رفت

 این مردم خب مردم عوامی بودن اصلا نمی دونستن قبلی که قبل از پیامبر پیامبری ندیده بودن در عصر خودشون که از دنیا رفته باشه بله خب چند قرن قبل حضرت عیسی بوده که عروج کرده بود این بوده و اونم عروج کرده بود و قبل از اون حضرت موسی چندین قرن قبل این مردم الان ندیده بودن پیامبری که بمیره میگه اینا دست پاچه شده بودن

 فقال عمر لایتکلم احد بموته إلا ضربته بسیفی هذا

 میگه عمر در اومد گفت که هیچکی نگه پیامیر از دنیا رفته اگه هرکی بگه من باشمشیرم می زنمش بعد میگه

 فقالو لی

یعنی اون جمع

 افرادی که بودن عمر و اطرافیانش در واقع به من چی گفتن گفتن

 اذهب الی خلیفه رسول الله یعنون ابابکر

آقا برو پیش خلیفه پیامبر یعنی منظورشون چی بوده منظورشون ابوبکر بود

فادعه

 بگو بیاد

 میگه

 فذهبت

 من رفتم

 فوجدته فی المسجد

 دیدم ابابکر تو مسجد

فأجهرت أبکی

 شروع کردم بلند بلند گریه کردن یه دفعه ابوبکر به من گفت

 لعل النبی الله توفی

 آیا پیامبر دنیا رفته

خب یعنی هنوز ابوبکر خبر نداره خبر نداره پیامبر از دنیا رفته یعنی هنوز سقیفه ای تشکیل نشده اما ادبیات اینا چیه

اذهب الی خلیفه رسول الله یعنون ابوبکر

برو خلیفه پیامبر رو بگو بیاد یعنی ابوبکر مقصودش همان ابوبکر هست

 یعنی از قبل معلومه مشخص کردن از قبل فقط به این میگن برو بهش بگو بیاد که به لحاظ صوری هم سقیفه ای رو تشکیل بدهند و کارشون رو پیش ببرند قصه اینه پس اینی که ایشون میاد ادعا می کنه میگه آقا اینا در مواجهه با نمی دونم عمل انصار بود انصار رفتن برا خودشون خلیفه انتخاب بکنن اینا نمی دونم دویدن گفتن آقا نه ما این خلافت و بی صاحاب نزاریم نه این یک حرف بی ربطی است ببینید این تاریخ آقای بحشله است تاریخ واسط واسط از منابع متقدم حتی قبل از طبری بحشل از دنیا رفته من منابع متقدم روایت سندش معتبر این نکته اول اما نکته دوم آقای سعد بن عباده یک شخصیتی بود که با ابابکر مخالف بود نه تنها با ابابکر مخالف بود بلکه در مسیر و خط امیرالمومنین سلام الله علیه بود شما می دونید من اول مخالفتش با ابابکر رو خدمت شما عرض بکنم ببینید این تیمیه حررانی در منهاج السنه در جلد هشتم صفحه دویست و نود یک نقل می کنه میگه بل عده ای با ابوبکر بیعت نکردن به قول معروف بله ولا خلاصه آقای

سعد عباده المتخلف عن بیعته اولا آخرا

 این سعد بن عباده شخصیتی بود که به قول معروف از اول تا اخر با بیعت ابوبکر نکرد

مخالف بود می خواد بگه که آقای ابوبکر آزاری به امیرالمومنین زبیر نرسونده بلکه بر سعده بن عباده هم آزاری نرسونده سعده که از اول تا آخر با بیعتش مخالف بود در حالی که خب این دروغ محضه این دروغ محضه که میگه ابابکر بر امیرالمومنین آزاری نداشتن ما در کتاب انصاب الااشراف بلاذری داریم دستور صریح ایشون اینه که به خلیفه دوم میگه

 عمر بن خطاب اعطنی بأنف العنف

برو به سخت ترین شکل ممکن علی بن ابی طالب رو بیاور این یعنی چی یعنی آزاری نداشته و حالا موارد متعدد که حالا ما در واقع در تحلیل عبارت ابن تیمیه الان نیستیم و وقت ما به این اختصاص نداره اما عرضم اینه که حالا این از دروغ های ابن تیمیه است اما اینجا تصریح می کنه که آقای سعد بن عباده بیعت ابوبکر رو قبول نداشته غیر از ایشون در کتاب تاریخ طبری هم آمده و در خیلی از مصادر دیگه در تاریخ طبری در جلد سوم حوادث سال یازده صفحه دویست و بیست و دو اینجا یک عبارتی رو داره ذکر می کنه میگه

فأقبل الناس من کل جانب یبایعون أبابکر

اینا آمدن و با ابابکر بیعت کنند

و کادو یطئون سعد بن عباده

نزدیک بودن سعد بن عباده رو زیر دست و پا له کنند و از بین ببرند یه عده ی آمدن از اصحاب سعد گفتن آقا مواظب سعد باشید که زیر دست و پا لهش نکنید میگه

 فقال عمر اقتلوه قتله الله

بکشیدش خدا او رو بکشه

 دقت کردید و بعد میره وای می ایسته بالای سر سعد بن عباده میگه من دوست داشتم که تو رو زیر دست و پا قرار بدم تا بازوانت بشکنه و دستت خرد بشه و بعد سعد ریش او رو می گیره و یه مکالمه ای بین اون ها صورت می گیره که سعد  میگه بهخدا اصلا من لحظه ای برنمی گردم می دونید و موارد دیگری که به قول معروف در ادامه وجود داره که سعد میگه که به قول معروف وقتی که سعد رو بلند می کنن می برنشون سعد مریض بود مریض بود

مجری:

احتمال داره

استاد روستایی:

بله تب داشت

مجری:

مسن بوده یا مریض احوال بود

استاد روستایی:

مریض احوال بود حالا خب سنشم بالا بود مریض احوالم بود بردنش داخل خونش و بعد فرستادن سراغش چعت علیه فرستادن دنبالش

ثم بعث الیه

فرستادن دنبالش

عن أقبل فبایع

 بیا بیعت کن

 فقد بایع الناس

 مردم بیعت کردن

 قوم تو بیعت کردن گفت ب خدا قسم این کارو نمی کنم هر تیری داشته باشم رها می کنم به سمت شما نیزه ای داشته باشم شمشیری داشته باشم در مقابل شما می ایستم خودم با اهل بیتم و هرکی از من اطاعت کنه و با شما

 فلا افعل

 بیعت نمی کنم و اگر به خدا قسم

 لو ان الجن اجتمعت لکم مع الانس

 اگر جن و انس جمع بشن با شما بیعت کنن

 ما بایعتکم

من با شما بیعت نخواهم کرد

 تا اینکه بر خدا وارد بشم و بالاخره حساب و کتاب من باشه و پیش خدا من خودم می دانم ببینید خب این موضع سعد بن عباد است خب آیا آقای سعد بن عباده که چنین موضعی داشت برای خودش می خواست بیعت بگیره اصلا اینجوری نیست ما روایتی داریم که مرحوم ما مقانی عرض کنم خدمت شما از طبری شافعی این نقل می کنه که سعد اصلا به هدف بیعت گرفتن برای امیرالمومنین سلام الله علیه رفتن و خواستن با امیرالمومنین بیعت بشود و اصلا اساسا سعد بن عباده مرحوم مامقانی در جلد سی تنقیح المقال صفحه سیصد و سی و هشت این روایت رو میاره حالا اگر من عبارت رو اینجا بیارم عبارت رو نمایش بدم البته ایشون عرض کنم عرض کردم محضرتون از کتاب تنقیح المقال میاد به یک کتاب طبری در واقع شافعی آدرس میده که حالا ببینید اینجا صفحه سیصد و سی و هفت شرح حال سعد بن عباده شروع میشه بله و عرض کنم خدمت شما میاد در صفحه سیصد و سی و هشت میگه در کتاب مجالس یعی مجالس المومنین روایاتی هست که اولا جلالت صدر ازش فهمیده بشه و اینکه آقای سعد بن عباده

 ما کان یرید الخلافه لنفسه بل لعلی علیه السلام

بعد میگه موید این مطلب چیه اینکه این خلافت رو برای امیرالمومنین می خواست میگم محمد بن جریر طبری شافعی در کتابی که داره به نقل از ابی العلقمه نقل کرده که وقتی در واقع مردم رفتن

وقد مال الناس الی بیعت ابی بکر

 و آمدن به سعد بن عباده گفتن آقا مردم به ابوبکر بیعت دارن می کنن و تمایل به او پیدا کردن آیا تو وارد نمیشی در این چیزی که اینا وارد شدن نمی آیی بیعت بکنی گفت که

 الیک عنی

 منو رها کنید

به خدا قسم از رسول خدا شنیدم که رسول خدا فرمودن

إذا انا مت

زمانی که من از دنیا بروم

 هوا و هوس ها فراوان میشه و گمراهی بر مردم وارد میشه مردم به عقب برمی گردن

فحق یومئذ مع علی علی و کتاب الله بیده لا نبایع احدا غیره

بیعت نمی کنم با احدی غیر از علی

 ما بیعت نمی کنیم الا با علی علیه السلام اینو از کتاب طبری شافعی نقل می کنه محمد بن جریر طبری شافعی البته این کتاب طبری الان در دست ما نیست اما یک عبارتی در کتاب تاریخ طبری وجود داره که به قول معروف به این عبارت بسیار نزدیکه ببینید عبارت اینجاست در تاریخ طبری جلد دوم صفحه دویست سی و سه اینجا رو دقت بکنید میگه آمدن خلاصه با ابوبکر اینا بیعت کردن

فقالت الانصار أو بعض الانصار لا نبایع الا علیا

انصار همشون یا بعضی از انصار گفتن ما فقط با علی بیعت می کنیم

 خب این انصار که آقای سعد عباده رئیس قبیله خزرج انصار بود بله رئیس قبیله است

فقالت الانصار

 کل انصار آقای سعد بن عباده هم جزء شون هست

یا بعض الانصار

اینو بزارید در کتاب محمد جریر طبری بزارید کنار عبارتی که مرحوم مامقانی از اون کتاب محمد جریر طبری شافعی نقل می کنه

یعنی ممکنه که بالاخره دست کاری هم شده باشه کتابی هست یا  نه

بله لا نبایع ببینید

 لا نبایع

 نمی گه

 لا ابایع

 ما بیعت نمی کنیم ما کیا؟ ما انصارما قبیله خزرج اینجا هم داره که

 فقالت الانصار لا نبایع الا علیا

بنابراین آقای سعد بن عباد برای خودش آقای سلیمانی امیری دست و پا نمی کرد خلافت رو اصلا دنبال امیر المومنین بود خب این عبارتیه که در اینجا وجود داره مواضع سعد در طول عمرش با اینا بیعت نکرد حتی در زمان خلیفه دوم یه نفر فرستاد سعد رفت شام اصلا خونه اش رو برد گفت من اینجا وا نمی ایستم بعد فرستادن از پشت با تیر زدنش بعد گفتن اجنه کشتنش شایعه درست کردن براش خب اینم نکته دومی که خب آقای سلیمانی امیری متاسفانه به این توجه نداره و عرض کنم خدمت شما به گونه دیگری میاد و روایت می کنه برای ما نکته ی چهارم ایشون آمد گفت که ابوسفیان هم مخالف ابوبکر بوده خب در حالی که اصلا این نیست ما مصادری داریم روایاتی داریم چه در کتاب های شیعه و چه در کتاب اهل سنت که ابوسفیان هم اتفاقا همدست با ابوبکر بود در مسئله ی خلافت

مجری:

مدینه که نبود ابوسفیان

استاد روستایی:

ببینید در مکه زندگی می کرد ابوسفیان اما آمد به مدینه و کنار امیر المومنین قرار گرفت و اون جمله ای که آقای سلیمانی امیری گفت گفته ابوسفیان اما اون فیلم ابوسفیان اون بازی ابوسفیانه که حالا من توضیح خواهم داد این مسئله رو ما می گیم ابوسفیان با اهل سقیقه هم دست بوده از کجا میگیم ببینید من یک روایت از منابع شیعه نشون میدم و یکی روایت از منابع اهل سنت ت خب روایت شیعی و مرحوم سید بن طاووس نقل می کنه در کتاب طرف اینجا یک بحثی رو مطرح می کنه ایشون به نقل از آقای عیسی بن مصطفی در صفحه صد و پانزده کتاب طرف که ایشون از آقا موسی بن جعفر نقل می کنه که آقا موسی بن جعفر می فرمایند که

سالت ابی جعفر محمد

 از پدرم امام صادق علیه السلام پرسیدم از

عن بدء الاسلام

 از ابتدا اسلام

 کیف اسلم علی وکیف أسلمت خدیجه

 اینو پرسیدم بعد وقتی که حضرت آقا امام صادق علیه صلوات الله علیه و سلام شرح میدن ماجرای اسلام امیرالمومنین و حضرت خدیجه رو در صفحه عرض کنم صد و هفده یه عبارتی رو دارن میگن که خدیجه تو یه وظیفه ای داری وظیفه ات چیه

 و موالاه أولیاء الله و معاداه أعداءالله

تو باید در واقع با اولیا خدا دوست باشی و پیروشون باشی و دشمن باشی و بیزار باشی از دشمنان خدا

و البراءه من الشیطان الرجیم و حزبه و أشیاعه     

 برائت از شیطان و حزب و پیروانش

و البراءه من الاحزاب تیم و عدی و امیه و أشیاعهم و أتباعهم

 از اینا باید برائت داشت باشی تیم عدی امیه

 تیم قبیله جناب ابوبکر عدی قبیل جناب عمر امیه بنی امیه است راس بنی امیه کیه ابوسفیان میگه باید از اینا برائت داشته باشی این در واقع منبعش در خب این نشون دهنده چیه جناب آقای صفایی عزیز این یعنی وقتی میگی آقا از این ها برائت بجو یعنی سه حزب به هم پیوسته هستن که خلاصه هر برنامه ای دارند برنامه ای است که مقابل تعالیم نبوی است بله لذا حضرت برای حضرت خدیجه وقتی دارن وظایف شون رو شرح میدن یعنی یکیش این برائت است خب حالا بریم ببینیم اینا در ادامه چه کرده اند که ما گفتیم حمله است ببین این فقط ازش به دست میاد که این ها در واقع در کنار هم یه انسجامی دارن حالا منابع اهل سنت توضیح داده که این سه گروه چه کردن من یک منبع سنی نمایش بدم تازه منابع دیگه هم هست فعلا همین یک منبع رو به خاطر اقتضای وقت برنامه کتاب المختصر فی اخبار بشر جلد اول صفحه دویست و سی و سه اینجا یک ماجرایی رو نقل می کنه از دیدار یک خانمی به نام أروی بنت الحارث بن عبدالمطلب بن هاشم با معاویه خب این أروی بنت حارث کیه دختر عموی پیامبر و امیرالمومنین ببینید دختر حارث بن عبدالمطلب پیامبرم پسر عبدالله بن عبدالمطلب بود امیرالومنین هم پسر ابوطالب بن عبدالمطلب درست شد خب این خانم دختر عموی امیرالمومنین این وارد بر معاویه میشه در حالی که خب پیرزن شده بود و این ها معاویه بهش میگه خلاصه مرحبا به تو ای

 خاله کیف انت

 چه جوری حالت چطور اینا بعد ایشون شروع می کنه معاویه رو عتاب خطاب کردن

 لقد کفرت النعمه

 کفران نعمت کردی

و أسأت لابن عمک الصحبه

 هم نشینی رو با پسر عموت در واقع به خوبی به جا نیاوردی و بد کردی بد عمل کردی

و تسمیت بغیر اسمک

آمدی اسم خودتو گذاشتی امیرالمومنین اما اسم تو نیست این

 و اخذت

 گرفتی

 غیر حقک

غیر حق خودتو گرفتی

و کنا اهل البیت اعظم الناس فی هذا الدین بلاء

ما در این دین بیش از همه آزمایش شدیم تا اینکه پیامبر از دنیا رفت بعد تا اینجا میرسه ببینید میگه وقتی پیامبر از دنیا رفت در حالی که سعی پیامبر مشکور و منزلتش بالا باد

 فوثبت علینا بعده تیم و عدی و أمیه

همون سه تا

فابتزونا حقنا

میگه این ها آمدن بر ما تسلط پیدا کردن

 و فابتزونا حقنا

 حق ما رو گرفتن

 و ولیتم علینا

شما رو حاکم بر ما قرار دادن

فکنا فیکم بمنزله بنی اسرائیل فی آل فرعون

ما در بین شما مثل بنی إسرائیل در آل فرعون بودیم

و کان علی بن ابی طالب بعد نبینا بمنزله هارون من موسی

علی بن ابی طالب بعد از پیامبر به منزله هارون نسبت به موسی بود

در وقتی موسی رفت در کوه تور امت منحرف خواستن هارون رو بکشن چون حرف حق میزد بعد از پیامبرم امیدالمومنین رو می خواستم بکشن که نقلش در تاریخ وجود داره من صحبتم اینجاست دوباره ببینید

 تیم عدی امیه فوثبت علینا بعده تیم و عدی و أمیه و فابتزونا حقنا

این سه تا خب امیه کی بود ابوسفیان بود میگه اینا با هم آمدن حق ما رو گرفتن دقت می فرمایید پس بنابراین جناب آقای صفایی عزیز اینم از منابع اهل سنت که نشانگر اینه که این افراد بالاخره با هم همدست بودن کی میگه ابوسفیان هم داعیه حق داشت اینجوری نبود بله ابوسفیان اون جمله ای که آقای سلیمانی امیر داره میگه ذکر کرده بله اما هدفش چی هدفش خیلی مهمه ببینید تاریخ طبری در جلد سوم این عبارت رو نقل می کنه از ابوسفیان در حوادث سال یازدهم صفحه دویست ونه ببینید میگه

 قال ابوسفیان لعلی ما بال هذا الامر فی اقل حی من قریش

 چی شده که این در واقع هذا الامر یعنی بحث امامت خلافت جامعه در کمترین و قلیل ترین قبیله قریش افتاده

والله لئن شئت لأملأنها علیه خیلا و رجالا

 اگه تو بزاری من اینجا رو پر از سوار نظام و پیاده نظام می کنم امیر المومنین فرمودن

 یا ابا اسفیان طالما عادیت الاسلام و أهله

 بابا تو از قدیم با اسلام مشکل داشتی و اهل اسلام اما تو نتونستی ضرری بزنی خب ادامش داره که

 انا وجدنا ابابکر لها أهلا

 ما ابابکر رو اهل خدمت می دانیم

 در حالی که ادامه قطعا جعلی و غلطه این ادامه درست نیست که من دلایل متعددی بر این خواهم آورد دلایل معتبر من بر این خواهم آورد ببینید هدف ابوسفیان چی بود هدف این بود که امیرالمومنین رو بکشه وسط میدان

مجری:

بشورانه

استاد روستایی:

وقتی کشید وسطه میدان امیر المومنین رو بکشن بله بگن آقا این شورش کرده باید کشته بشود هدف این بود وگرنه ابوسفیان طبق نقل المختصر فی تاریخ البشر فی اخبار البشر اونجا داره که نه بابا

تیم و امیه فوثبت علینا بعده تیم و عدی و أمیه فابتزونا حقنا و ولیتم علینا

اینا هدفشون این بود و این حرف خیلی ساده انگاریه کسی بگه ابوسفیان دنبال حق بود و بله قبیله ابوبکر قبیله بزرگی نبود اما ابوسفیان هم ادمی نبود که بخواد به قول معروف با ابوبک همدست نباشه لذا همین آقای ابوسفیان وقتی بهش خبر دادن ابوسفیان ابوبکر در واقع به پسرت پست داد گفت صله رحم رو به جا آورد تموم شد اینی که می خواست به قول معروف مدینه رو پر سواره نظام و پیاده نظام بکنه وقتی بهش گفتن ابوسفیان داستان اینه که ابوبک بالاخره به پسر تو آمده خلافت داده ببینید گفتن

انه قد ولی ابنک

 در همین کتاب تاریخ طبری هست آقا پسرت پست داده

 قال و صلته رحم

 خط آخر دارم می خونم صله رحم به جا آورد

 تموم شد اصلا هدف چی بود هدف این بود که یک معارضی به نام امیر المومنین رو خیلی راحت از بین ببرن

مجری:

جانشین بر حق رو بگذارن کنار فعلا کارهاشون رو بکنن بعد نوبت به خودش برسه

استاد روستایی:

امیر المومنین وسط نیومد گفتن نه آقا تو دشمن اسلام بودی نیومد وسط لذا وقتی ابوبکر گفتن ابوبکر به پسرت خلافت داده گفت صله رحم رو به جا آورد تموم شد فامیلی رو به جا آورد اینکه داشت دو خط بالاتر ابوبکر رو در واقع نقد می کرد خب ببینید چند خط بالاتره اومد داشت ابکر رو نق می کرد می گفت نه این صله رحم رو به جا آورد معلومه که ابوسفیان کاملا با او هم دست بود

مجری:

یعنی این سیاست ابوسفیان بود دیگه شرایط رو برای خودش خیلی آماده نمی دید بعد از پیامبر اگر آماده میدید قطعا وارد میان میشد اما چون آماده نمی دید می خواست یکی از خود یاران پیامبر فعلا خلافت رو به دست بگیره خودش کشید کنار به نوعی صوری و خب بعد هم به پسر خودش رسید دیگه

استاد روستایی:

بله اصلا ببینید نگاه کنید

مجری:

یعنی همدستی کاملا مشخصه با این اتفاق

استاد روستایی:

نه اینکه بگیم شرایط رو برای خودش مهیا نمی دید در صحیفه ملعونه آمده که انیا از قبل بسته بودن لذا شما در دوره خلیفه اول می بینید یک سوم امور در دست امویانه در دوره خلیفه دوم دو سوم در دوره عثمان کلش در دست بنی اومیه و این ها و پسر آقای ابوبکر هم که آقای معاویه باشه این پسر اولش یزید بن ابی سفیان بود پسر دومش که معاویه باشه در واقع طبق حالا نقل دو مورخ میگن اونم ابوبکر در واقع آمده و خلافت بهش داده اما دیگر مورخین میگن نه عمر به او خلافت داد و ادامه داد خب من بخش های دیگه هم دارم آیا فرصت هست درباره اینکه امیر المومنین بیعت نکرد  با اینا

مجری:

خب این رو  پس بذارید بعد از میان برنامه یک میان برنامه ببینیم و یه توقفی داشته باشیم حالا این موضوع چون موضوع مهم تری هست بمونه بعد از میان برنامه ببینید و همچنان با ما همراه باشید

میان برنامه

مجری:

خب عرض خیر مقدم مجدد دارم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند مجددا پیشاپیش تبریک و تهنیت عرض می کنم ایام ولادت باسعادت حضرت رسول مکرم خاتم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و امام جعفر صادق سلام الله علیه رو و همچنین گرامی می داریم هفته ی پرشور وحدت رو که توسط بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه به این نام نامگذاری شد خب در خدمت شما هستیم با ادامه ی ویژه برنامه کاوش که در قسمت قبلی کلیپی پخش شد و شبهاتی مطرح شد پیرامون جریان خلافت و مطالبی باقی ماند جناب آقای دکتر روستایی اگر مطلبی باقی مونده بفرمایید تا ان شالله ادامه برنامه رو داشته باشیم

استاد روستایی:

خواهش می کنم عرض کنم خدمت شما یه بحثی رو ما مطرح کردیم در بخش قبل درباره اینکه بالاخره ابوسفیان آمد و مقابل امیرالمومنین علیه صلوات الله و سلام قرار گرفت که آقای سلیمانی امیری هم بهش اشاره کرد که آقا چرا بالاخره خلافت در چنین قبیله ای افتاده تو دستت و بده من با تو بیعت بکنم

و لئن شئت

اگر شما بخواهی من در واقع

 لأملأنها علیه خیلا و رجالا

 من در واقع مدینه رو بر علیه او از سوار نظام و پیادن نظام پر خواهم کرد بعد امیرالمومنین گفتن

 طالما عادیت الاسلام و أهله

تو از گذشته با اسلام و اهلش دشمن بودی

 خب من اینجا بخش در واقع ابوسفیان رو توضیح دادم که بالاخره ابوسفیان هدفش شهادت امیرالمومنین بود و عرض کردم اون بخش آخرم جعلی است به خاطر اینکه با چیزای دیگه سازگار نداره اما علت این موضع گیری امیرالمومنین در این بخش وسط

 طالما عادیت الاسلام و أهله

این علت این موضع گیری چیه ببینید مسئله ای که برای امیرالمومنین در واقع بسیار مهم بود که با این ایام هفته وحدت هم که به زیبایی فرمودید حضرت امام نام گذاری کردن برای اتحاد جامعه اسلامی و مسلمین سازگاری داره حفظ جامعه بود و حفظ اصل اسلام این برای امیر المومنین خیلی مهم بود

مجری:

اولویتش

استاد روستایی:

اولویت حضرت بود ببینید بالاخره آیا کسی می تواند منکر غصب خلافت شود خیر قطعا کسی نمی تونه منکر شه تاریخ ما داره روایت می کنه نه فقط تاریخ من شیعه نه تاریخ برادران اهل سنت هم همین رو داره نقل می کنه بالاخره امیرالمومنین خودشون رو بر حق می دانستن شما مثلا در کتاب تاریخ ابن خلدون ببینید در جلد سوم صفحه دویست چهارده اونجا میاد میگه که درباره مبدء دولت تشری که می خواد صحبت بکنه میگه

ان اهل البیت یرون الخلافه لرجالهم

 میگه اصلا خلافت رو برای خودشون می دونستن

 دون من سواه من قریش

 معتقد بودن که خودشون سزاوار به خلافتن و نه دیگر قریشیان و بعد ادامه میده میگه این اهل بیت نظرشون این بود شیعیانشون نظرشون این بود نظرشون این بود که پیامبر برای امیرالمومنین در واقع وصیت کرده و امیرالمومنین رو مشخص کردن یه سری صحابه رو نام میبره که این عقیده رو داشتن برای اینکه این قابل انکار نیست حتی مثل ابن خلدون هم نقل می کنه اما نکته اینجاست این نوع موضع گیری امیر المومنین برای چیست؟ امیرالمومنین می دانند که بالاخره حق مسلمشون اینجا از بین رفته اما اینجا یک مصلحت اقوایی وجود دارد و اون بحث حفظ اسلامه و جامعه اسلام امیرالمومنین امامه امام باید جامعه رو حفظ بکنه لذا اینجا اون حق خودشون رو شمشیر براش نمی کشن سکوت نظامی می کنن البته سکوت فرهنگی نه طبیعتا روشنگری هایی کردن فضائل خودشون رو بیان کردن اما اولویتشون اینه که دیگه سکوت نظامی می کنن اولویت داره که اسلام حفظ شود کما اینکه رسالت همگی ما هم اینه نه فقط در هفته ی وحدت بلکه ما در کل سال این وظیفه رو داریم در کل عمرمون این وظیفه رو داریم که در واقع اون مشترکات رو داشته باشیم تاکید بکنیم برش و بله اختلافاتی اگر وجود دارد چه در زمینه اعتقادی چه در زمینه فقهی و دیگر معارف اسلامی طبیعتا در چارچوب ادب و در واقع در چارچوب علم و روشمند این رو مطرح بکنیم بنابراین اگر ما مباحثی رو داریم مطرح می کنیم یه زمان کسی فکر نکنه که مثلا به قول معروف آقا ما خلاف وحدت می خواهیم عمل بکنیم نه خیر ما با گوشت و پوستمون به وحدت معتقدیم و این رو یک تاکتیک نمی دانیم نه خیر تاکتیک ما نیست نه ما به این اعتقاد داریم از روایات ما به دست میاد از برخی از آیات به دست میاد از حقایق و معارف دینی به دست میاد کما اینکه مقام معظم رهبری هم به این اشاره کردن این بهش معتقدیم بی شک و شبهه اما اگر مواردی رو داریم نقل می کنیم در چهارچوب علمه در چهار چوبه ادبه توهین به کسی نمی کیم نه به کسی جسارتی می کنیم چون امام ما امیرالمومنین ما فرمودن

 انی اکره لکم ان تکون صبابین

 من دوست ندارم شما اینجوری باشید که خدای نکرده بخوای فحش و جسارت کارتون جلو ببرین نخیر مگه ما منطق نداریم اتفاقا منطق خیلی قوی هم داریم اما در چارچوب علم در چارچوب ادب حرکت می کنیم ولی برای حفظ اسلام برای حفظ انسجام مسلمانان و جامعه اسلامی و برای صف آرایی مقابل دشمن مشترک هم تلاش می کنیم بله در بین خودمون حرفامون رو می زنیم کما اینکه که گفتیم لذا ما این از عبارت امیرالمومنین الهام می گیریم که بله ابوسفیان اون موقع یه شخصی بود که دنبال چی بود یعنی اینو می خوام به شما عرض بکنم در عین اینکه حالا طبق اون نقل هایی که نمایش شدم ابوسفیان شخصیتی بود که در واقع با اون ها هم دست بود اما مطمئن باشید ابوسفیان هم بدش نمی ومد که اگر خودش بتواند حتی اونا رو هم کنار بزنه و اهلیت نداشت لذا امیر المومنین فرمودن

 طالما عادیت الاسلام و أهله

تو از گذشته دشمن اسلام و اهل اسلام بودی و گفتن تو اما اینو بدون ابو سفیان

فلاتضروه بذلک شیئا

تو هیچ ضرری نمی تونی به اسلام بزنی

 با این کارات اسلام پابر جاست چون علی بیدار است اسلام حفظ می شود چون من به انسجام جامعه اسلامی فکر می کنم لذا امیرالمومنین دست رد به سینیه ابوسفیان زد خب حالا آیا امیرالمومنین علی علیه صلوات الله و سلام بیعت کرد خیر بنا بر نظر محققان شیعه خیر آقای سلمانی امیری میگه بله ولی مرحومه شیخ مفید کتابی هست الفصول المختاره من العیون و المحاسن که سید مرتضی نوشته و در در واقع جز مصنفات شیخ مفید چاپ شده در کنگره شیخ مفید در اینجا عبارتی داره

 والمحققون من اهل الامامه یقولون لم یبایع ساعه قط

در واقع امیرالمومین علی علیه صلوات الله و سلام

 لم یبایع ساعه

 لحظه ای بیعت نکرد

 لحظه ای بیعت نکرد هرگز اما بیعت نکرد اما انسجام جامعه رو بهم زد خیر وحدت جامعه رو بهم زد خیر اگر ازشون مشورت می خواستن مشورت میداد بله چرا چون اسلام براش مهم بود شخص مهم نبود بله فرمود در مقابل اون شخص مطالبی رو فرمودن که ما در منابع اهل سنت هم داریم آقا اگر بیعتی بوده بالاخره بعضی مصادر تاریخی میگن بیعت بوده از رو اختیار بوده از رو طیب خاطر بود همون که آقای سلیمانی امیری میگه می گیم نه بیعت بیعت اجباری است

مجری:

اکراهی بود

استاد روستایی:

بله شما در کتاب انصاب الاشراف ببینید در جمل از انصاب الاشراف جلد سوم چاپ دارالفکر اصلا خود معاویه وقتی به امیرالمومنین نام می نویسه میگه یکی از ایرادای تو اینه که

 ابطائک عن الخلفاء

 کندروی کردی

 فی کل ذکل تقاد کما یقاد الجمل المخشوش 

 در هر کدوم شمار رو می کشیدن مثل اینکه شتر مخشون می کشن

 شتر مخشوش شتری است که دیگه راه نمیره رام نمیشه یه حلقه ی آهنی در بینیش فرو می کنن افسار رو به اون می بندن و می کشن که اگه راه نیاد بینیش پاره میشه این کنایه از شدت و هدت کنایه از شدت ممانعته میگه شما اینجوری بود اینجوری بود بیعت نمی کرد و اگر به زور بردن اکراه بود اما انسجام جامعه اسلامی رو بهم نمی زد اون جاهایی که نیاز به مشورت بود اونجایی که نیاز به خیرخواهی امیرالمومنین بود از خیر خواهی دریغ نمی کردن و لو اینکه اون شخص رو باهاش مشکل دارن چون امیرالمومنین سلام الله علیه نگاهشون یک نگاه کلانه نگاه خورد نیست یک نقطه رو نمی بینن آخه بعضی ها هستن متاسفانه حالا به اسم در واقع دفاع از عقاید خب شروع می کنن توهین کردن شروع می کنن اهانت کردن به مقدسات مذاهب این غلطه این غلط آقا اون برای تو مقدس نیست خوب نباشه ولی برای اون طرف مقابل احترام براش قائله می خوای نقد بکنی نقد علمی بکن جامع مانع روشمند با اخلاق تاریخ رو بگو بدون توهین بگو مباحث کلامی داشته باش بدون توهین باشه اما اگر می خوای در واقع جسارتی بکنی بدون که از امیرالمومنین به دور هستی امیرالمومنین جسارت دوست نداره چرا چون ما حالا آقای صفایی عزیز مثال خیلی ساده بزنم بالاخره نوجوون بودیم یا بچه تر که بودیم وقتی دو نفر دعواشون میشد یکی فحش می داد می گفتن اونی که کم آورده فحش میده والا اونی که کم نداره که فحش نمیده

مجری:

اونی که بزرگوارتره بزرگ منش اصلا این رفتار رو انجام نمیده

استاد روستایی:

شما ببینید ما منطق داریم آیا امیر المومنین فحش دادن به کسی نه بله اون طرف رو در ادعاش صادق نمی دونستن این که شکی  درش نیست در شبه در خطبه ی شقشقیه هم هست در صحیح مسلمم هست و در کتابای دیگه طرف مقابل رو صادق نمی دونستن بیعت کردن نه آقا اینا پس چیه اینا اکراهه اجباره بیعت اجباری هم فایده نداره اما در اون نگاه کلان یعنی وقتی با این بیعت نمی کنی یعنی آقا من تو رو صالح نمی دونم برای این کاره اما در نگاه کلان فعلا الان شما چی امیر مردم شما هستی حاکم جامعه شما هستی من باید انسجام جامعه رو حفظ بکنم و اگر مسئله ای بود خیرخواهی بود مشورتی بود پاسخ شما رو میدم این میشه تبلور وحدت جامعه اسلامی در عمل و رفتار امیرالمومنین و ما امروز این وظیفه رو داریم بله اون مباحث رو میگیم صحبت می کنیم از اونور هم به این ورش هم پایبندیم لذا بارها و بارها و بارها ما در این شبکه اعلام کردیم حضرت استاد هم فرمودن به نقل از آیت الله العظمی سیستانی ک

 لاتقول اخواننا اهل السنه بل قولوا انفسنا اهل السنه

نگید برادران اهل سنت بگید جان ما اهل سنت

 در عمل هم اینو ثابت کردیم شما در کشور ما ببینید اگر زلزله ای آمده اگر سیلی آمده اولین کسانی که به داد این عزیزان رسیدن اگه اهل سنت بودن کیا بودن شیعیان بودن رفتیم نه کمک های دولت اون به جای خودش بالاخره به عنوان اینکه حاکمیته وظیفه داره که به همه کمک بکنه اما خود مردم داوطلبان مردم خیرین مردمی ما اومدیم این کارو کردیم لذا تصور نشه که اگه ما این بحثا رو میگیم اگر ما میایم صحبت می کنیم از ایام غصب خلافت امیر المومنین این به معنای اینه که زیر سوال ببریم ایام هفته وحدت نخیر هفته ی وحدت در جای خودش مقدس مبارک باید حفظ بشه با قوت و قدرت اما از اون طرف از عقایدمون هم کم نمی ذاریم اون هم بیان می کنیم منتها بدون توهین بدون اهانت در چارچوب علم و و ادب و با حفظ به اون شئونات وحدت خب اینم نسبت به این مسئله

مجری:

بسیار عالی

استاد روستایی:

ما عرض کنم خدمت شما در باب همین بیعت اجباری موارد دیگه هم داریم که حالا به خاطر وقت برنامه ازش صرف نظر می کنیم اما آیا حالا آخرین جمله ای که ایشون گفت که آقا امیرالمومنین با اون فرد صمیمی خیلی نبود ولی دشمن هم نبود اینجوری نیست ببینید ما تاریخ رو باید درست روایت بکنیم یه زمانی شما میگی آقا دشمنی نمی کند این یه حرف یه زمانی میگی مخالف نیست نه آقا اتفاقا مخالف هست طرفم قبولش نداره طرف رو قبول نداره اما دشمنی نمی کنه که انسجام جامع به هم بخوره لذا شما ببینید ما حتی در دوره عرض کنم خدمت شما عمر بن خطاب روایت در صحیح مسلم داریم که میاد نظر امیرالمومنین رو بیان می کنه نسبت به خودشون ببینید در کتاب صحیح مسلم در صفحه هشتصد و هشتاد و پنج این چاپی که عرض کردم چاپ دارالفکر صفحه هشتصد و هشتاد و پنج اینجا روایت شروع میشه و بعد میره به این قسمت می رسه این دو عبارت زرد رنگ نظر امیرالمومنین درباره ابابکر و عمر نظرشون رو بیان می کردن اما عرض کردم انسجام جامعه رو به هم  نمی زدن دنبال این نبود که جامعه به هم بخوره اما نظرش رو بیان می کنه میگه آقا نه شما ادعای خلافت کردید من در این ادعای خلافت شما رو صادق نمی دانم شما بالاخره پیامبر پیمان بست و شما اون پیمان رو مراعات نکردید لذا این یه مسئله ای نیست که خلاف باشه یک چیزی که در ضرورت لذا مسلمم روایت کرده و حتی جالب غزالی امام محمد غزالی خودشم میگه همین رو قشنگ روایت می کنه وقتی اون ماجرای و بخ بخ عمر رو ذکر می کنه که آمد و به امیر المومنین تبریک گفت میگه

 فهذا تسلیم و رضا و تحکیم

 این تسلیم شده رضایت داده حکم داده به امامت امیر المومنین بله بعدش مخالفت کرده یعنی این بحث

غادرا

یعنی خلاف پیمان نبوی عمل کردن اینجا آمده در صحیح مسلم آقای غزالی هم به گونه دیگه ذکر می کنه یعنی مسئله ای نیست که بخوایم بگیم آقا این خلاف آموزه های وحدت نه این مسئله که علمای اهل سنتم دارن شفاف نقد می کنن بحث بحث علم نیست این هست این تاریخ خب نباید کتمان بشه خب اما آیا حالا بیایم به جان همم بیفتیم قطعا خیر

مجری:

تکفیر کنیم

استاد روستایی:

قطعا خیر تکفیر کنیم به جان هم بیفتیم بیاییم مثلا در واقع باعث بغض و کینه و دشمنی

مجری:

باعث بغض و کینه و دشمنی شمشیر بر علیه هم بکشیم

استاد روستایی:

شمشیر بکشیم چنگ به صورت هم بکشیم نه این غلط این غلطه چرا چون اگر ما این کارو کردیم ابوسفیان ها هستن

مجری:

اون ها هستن که دیگه این از این آب گل آلود استفاده کنن

استاد روستایی:

دقیقا ابوسفیان ها هستن که از این آب گل آلود ماهی بگیرن ما دشمنان مشترکی داریم در عین اینکه بین خودمون حقایق رو بحث می کنیم گفتگو می کنیم صحبت می کنیم در عین حال می بینیم چیکار می کنیم مواظب ابوسفیان ها هم هستیم بالاخره ما دشمن مشترکی به نام صهیونیسم دشمن مشترکی به نام امریکا داریم بله کسانی رو داریم به نام انگلیس که میان در واقع دعوا درست بکنن من خاطرم هیچ وقت نمیره این ماجرا سال های گذشته آقای صفایی یه مناظره شبکه المستقله برگزار کرده بود که در واقع یک دو فرد وهابی بودن

مجری:

بله دو فرد شیعه هم در مقابلشون

استاد روستایی:

در مقابل یه آقایی رو به نام شیعه آورده بودن و از اون طرف هم آمدن بعضی از بزرگان با حضرت استاد تماس گرفتن که آقا شما وارد شید و دفاع بکنید از حقانیت اهل بیت علیهم السلام من یادم نمیره اون مناظره ها رو می دیدم که وقتی اون آقایی که به اسم شیعه آورده بودن اون کاملا معلوم بود داره نقش بازی می کنه و یه دعوای زرگری درست می کرد بعد می اومدن سعی می کردن کلام حضرت استاد رو به قول معروف هی صدای تلفن رو ببندن چون ایشون تلفنی بحث بود دیگه صدای تلفن رو می بندن قطع و وصل بکنن یک بالا پایینی بکنن که صدای ایشون به کسی نرسه خب بانی این مناظرات المستقل کی بود اون شبکه انگلیس بود وقتی در واقع این المستقل راه افتاد انگلیس ها پشتش بودن می خوان تفرقه ایجاد بکنن نمی گیم مناظره نباشه ها نه مناظر راهی برای کشف حق هست

مجری:

ولی نه اینکه انگلیس بانیش بشه

استاد روستایی:

بله نه اینکه انگلیس بانیش بشه این خیلی مهمه و الا ما در واقع فرمایشات حضرت آقا هم داریم که می فرماید مناظره اصلا راه برای کشف حق خیلی هم خوبه اما در چارچوب هم در چارچوب ادب هم در چارچوب علم و روشمند اما اگر شد بانیش انگلیس اونوقت میشه دعوا درست کردن اون غلطه اونجا حضرت استاد ضرورت داشت که مقابل اینا بایسته چون اون آدم و آورده بودن الکی به اسم شیعه که یه دعوایی درست کنه و مغلوب هم بشه و بعد بگن در عالم مخابره کنن که شیعه ضعیفه خب حضرت استاد رفتن الحمدالله مناظرات موفقی داشتن و همون انگلیسیا هم فهمیدن که دیگه نباید از این کارا بکنن در اون برهه دیگه عقب رفتن اما به هر صورت باید مواظب باشیم توی بازی دشمن نیفتیم بنابراین بینندگان عزیز که برنامه ی ما رو می بینن دقت داشته باشن به این قصه این مباحث طرح این مباحث هم خلاف وحدت نیست و هم نباید این مباحث باعث بشود ما وحدت رو فراموش بکنیم بنابراین در عین اعتقاد به وحدت از عقایدمون هم دفاع خواهیم کرد اما جناب آقای صفایی عزیز ما یه بحث دیگری داریم که عرض کنم اگر فرصت داشته باشیم به قول معروف به اون هم بپردازیم که عرض کنم خدمت شما در باقی مانده برنامه اون کلیپ شماره دو رو هم اگه دوستان پخش بکنن بهش بپردازیم

مجری:

خیلی خب پس کلیپ بعدی رو بی زحمت دوستان پخش کنن کلیپ شماره دو رو و ایشالله ما برمی گردیم تا انتهای برنامه در خدمت شما خواهیم بود

کلیپ دوم:

لطفا بپرسید منظور از بیست و پنج سال سکوت علی چیست که شیعیان برایش سوگواری می کنند و نقل می کنند که چون کاری در چشم و استخوانی در گلو تحمل کرده بله ما نشان دادیم که این بیست و پنج سال همچین سکوت هم نبود اگر دوستان مسجد مدینه می رفتند می دیدن که علی در حال رایزنی است با ابوبکر در حال رایزنی است با عمر حتی در بسیاری از امور هم با عثمان مشورت می کنه حالا دیدگاه هاش با عثمان کمی معارض هم بود ولی سکوتی وجود نداشت مسئله بر سر این بود که علی در ابتدا سعی کرد عده ای رو برای خودش جمع آوری بکنه آن تعابیری که حتی منابع شیعی آوردند که معاویه هم در نامه ای به علی میگه که شبانه خانه نشینت را سوار حمار کردی و پسرت را گرفتی و خانه ای از انصار و مهاجر نبود که آن را فرو گذاری اما چیزی رو ادعا کردی که کسی آن را نمی شناخت یعنی او سعی کرد فاطمه و حسن حسین رو به در خانه مردم ببره بگه ببینید این ها فرزندان رسولند و ما محق هستیم به خلافت اما خب انصار و مهاجران این مسئله نمی پذیرفتند برای همین شیعیان سعی کردند اشاره بکنند که علی در این بیست و پنج سال کاملا ساکت بوده یکه گوشه عزلتی گرفته نه اصلا به هیچ عنوان علی در بطن امور بوده به عنوان فرمانده جنگی در کنار عمر بوده و بازم تاکید می کنم اگر عزیزان معتقدند که خب علی به ایران نیامد در ایران حضور نداشت عمر هم حضور نداشت طلحه و زبیر هم حضور نداشتند عبدالرحمان بن عوف هم حضور نداشت اینا فرماندهان جنگ بودند اگر ضرورت اقتضا نمی کرد نمی آمدن بعد از جنگ جسر که ابوعبید ثقفی پدر مختار در ایران کشته شد اختلافاتی هم رخ داد بین مثنی و دیگران در اونجا شورای فرماندهی تصمیم می گیره سعد بن ابی وقاص رو بفرسته که خب به هر حال یک درایت خاصی در امور جنگی برای مسلمانان داشت بنابراین اون ها هم در جنگ با ایران حضور نداشتند اما به این معنا نیست که مخالف حمله به ایران بودند یا از مشاوره به عمر پرهیز می کردند یا از مشاوره به عثمان پرهیز می کردند به هیچ عنوان این گونه نیست این یک تبلیغاتی است که دستگاه روحانیت سعی کرده بسازه تا نشان بده علی با خلفای جور و غاصب هیچ گونه نسبتی نداشته

مجری:

خب خیلی خوش آمدید به برنامه کاووش کلیپ دوم رو هم دیدیم فکر کنم جناب استاد ایشونم بعضی وقتا ناخودآگاه تایید می کنه الان فکر می  کنم اصلا این کلیپ تایید صحبت های جناب عالی بود در مورد سیره ی امیرالمومنین در اون دوران بیست و پنج سال که حالا اشتباها گفته میشه به دوران خانه نشینی در حالی که حضرت خانه نشین نبودن حضرت سکوت نکردن ما شیعیان همچین ادعایی نداریم

استاد روستایی:

ببینید دو تا مسئله است سکوت نظامی بله سکوت فرهنگی خیر خب چون سکوت نظامی انسجام جامع اسلامی بهم می زنه اما سکوت فرهنگی اگر کسی بخواد انجام بده بصیرت مردم در واقع روشنگری و بصیرت از بین میره مردم روشن نمی شن لذا امیرالمومنین سکوت نظامی دارن اما فریاد فرهنگی دارن برای اینکه بصیرت در بین مردم افزوده بشه اما اینکه ما بگیم آقا خانه نشین بود و نمی دونم سکوت کرد به این معنی نه ما این رو قبول نداریم ببینید اگه بگیم حتی به لحاظ فرهنگی صحبت نکرد شما ببینید آقای ابن عبدالبر آندلسی یه عبارتی رو داره در کتاب الاستیعاب فی معرفه الاصحاب اینجا بحث می کنه اصلا چرا امیر المومنین سکوت نظامی کرد جالبه اینجا ملاحظه بفرمایید کتاب الاستیعاب صفحه شماره به قول معروف دویست و سی خب در شرح حال شخصی به نام رفاعه بن عمرو بن زید اینجا یک مسئله ای رو نقل می کنه از این پایین شروع می کنه میگه عمر بن شبه از مدائنی از ابی مخنب از جابر شعبی نقل کرده که زمانی که طلحه و زبیر زمانی که طلحه و زبیر خروج کردن ام فضل بنت حارث یعنی مادر عبدالله بن عباس یعنی زن عموی امیرالمومنین آمد نامه نوشت

کتب ام فضل بنت حارث الی علی

 به امیرالمومنین نامه نوشته و بخروجهم

 گفت اینا آقا خارج شدن حضرت فرمودن که

 العجب لطلحه و زبیر ان الله عزوجل

 عجب از اینا تعجبه خداوند عز وجل زمانی که پیامبرش رو از دنیا برد

قلنا

ما چی گفتیم

 نحن  اهله و اولیاءُ اما لا ینازعنا سلطانه احد

 خب میگه ما گفتیم ما اهل بیت پیامبر و اولیا پیامبریم و دراقع برای حکمرانی جامعه اسلامی احدی با ما منازعه نمی کند

 فأبی علینا قومنا

 قوم ما آمدند ابا کردند و آمدند

فولوا غیرنا

غیر ما را آمدن حاکم کردن خب

و ایمُ الله

ببینید

و ایمالله

 به خدا قسم

 لولا مخافه الفرقه

 اگر ترس از تفرقه جامعه اسلامی نبود

و أن یعود الکفر و یبوء الدین لغیرنا

ببینید اگر در واقع ترس از افتراق در جامعه نبود و تفرقه نبود اگر ترس از این نبود که کفر برگرده و دین نابود بشه ما شرایط رو تغییر می دادیم

 اما فصبرنا علی بعض الألم

ببینید میگه ما اومدیم بر این دردها صبر کردیم و جز خیر چیزی ندیدیم از این صبرمون خیر دیدیم یعنی چی یعنی دین حفظ شد کفر نیامد تفرقه ایجاد نشد خب اینکه میگه ما به قول معروف آمدیم تغییر ندادیم تغییر با چی می خواد بده با شمشیر حمله نظامی بکنه میگه ما این کار رو نکردیم چرا چون در واقع مردم کافر نشن بعد میگه تعجب از طلحه و زبیر چرا دارن انسان انسجام جامعه رو به هم می زنن من علی این کارو نکردم اینا یاد نگرفتن از ما که دین حفظ بشه اینا نخواستن کاری بکنن که کفر برنگرده شما نمی دانید مردم یک سری منحرف می شن با این کار شما بالاخره برای مردم اشتباه پیش میاد امر مشتبه میشه حق با کیه اینا خب ببینید این امیرالمومنین اینه حضرت صبر می کنن به بعد میان به قول معروف ادامه میدن میگن بله عثمان آمد و و به قول معروف حکومت کرده بعد مردم اون رو کشتنش بد اومدن سراغ من

 و لم استکره احدا

 من احدی رو مجبور نکردم که با من بیعت بکنه خود طلحه و زبیر آمدن با من بیعت کردن

 و لم یصبرا شهرا کاملا

 بابا یه ماه صبر نکردن

حتی خرجا الی العراق ناکثین

اینا اومدن و به قول معرف به بیعت شکنانه رفتن به سمت عراق در مقابل من بایستن

 اللهم فخذهما بفتنه مال المسلمین

خدایا فتنه ای که اینا برای مسلمین دروا کردن در مقابلش خدایا خودت با اینا برخورد کن ببینید این دعای امیرالمومنینه و جمله ی امیرالمومنین ببینید این منطق امیرالمومنینه حضرت سکوت نظامی کرده اما سکوت فرهنگی خیر قطعا نکردن و لذا این حرف حرف غلطیه این که میگن آقا امیرالمومنین در واقع با خلفا همیشه همکاری می کرد ببینید

مجری:

مشورت میداد 

استاد روستایی:

اگر همکاری رو به عنوان مشورت بگیریم بله این بوده و چرا این بوده به خاطر اینک اصل اسلام حفظ بشه اما اگر همکاری رو به عنوان شرکت در عملیات های نظامی بگیریم و تایید تک تک فتوحات نخیر این نبوده این نبوده شما ببینید مثلا ما در شرح نهج البلاغه آقای ابن ابی الحدیث یه منبعی که این آقای سلمیانی امیری هم زیاد بهش استناد میده در جلد هیجده ما موردی رو داریم در صفحه شماره هفتاد و هشت که عرض کنم خدمت شما عمر بن خطاب به ابن عباس شکایت می کنه از پسر عموش امیرالمومنین چرا میگه

 سألته ان یخرج معی فلم یفعل

 ببینید میگه گفتم فلانی بیا با من خروج کن بریم تو این جنگ ها شرکت کنیم

 فلم یفعل

انجام نداد

و لم أزل أراه واجدا

 ببینید میگه من دیدم همیشه این خشمگینه و با ما نمیاد بله در این فتوحات شرکت نمی کنه شمشیر در تایید اون طرف مقابل دست نمی گیره کما اینکه خودشم سکوت نظامی کرد و علیه اون طرفم شمشیر نکشید اما آیا ایشون سکوت فرهنگی کرده خیر فریاد درواقع فرهنگی دارن نه سکوت فرهنگی یا مثلا در مورد دیگری ما داریم که به امیرالمومنین گفتن آقا تو بیا برو و عرض کنم خدمت شما در این فتوحات شرکت کن به عنوان حتی فرمانده گفت نه من نمیرم این کار رو نمی کنم خب لذا ببینید آقای ابن تیمیه حرانی در کتاب الفتوی و الکبری در عرض کنم خدمت شما صفحه چهارصد و سیزده میگه تمامی جنگ هایی که امیرالمومنین بعد از پیامبر حاضر بود بعد از وفات رسول خدا جمل و صفین و نهروان بوده چیز دیگه نبوده و ما در منابع دیگر هم داریم ببینید در کتاب مروج الذهب مسعود جلد دوم در صفحه دویست و چهل و چهار که اینجا یک بحثی رو مطرح می کنن و در دوره خلیفه دوم میگه عثمان وارد میشه و خلیفه دوم بهش میگه که یا اباعبدالله

 اشور علیه

 مشورت بده به من

 من اسیر او اقیموا

 برم من با اینا در جنگ شرکت کنم یا بمانم عثمان میگه بمون لشکر رو بفرست بعد تا می رسه به امیرالمومنین و عرض کنم خدمت شما میگن خب آقا خودت نمیری باید یه کسی رو بفرستی

وابعث رجلا له تجربا للحرب و بصر بها

خودت نرو اما یه فردی بفرست که در جنگ تجربه داره و بصیرت داره نسبت به جنگ عمر میگه چه کسی رو میگن علی بن ابی طالب میگه خب باهاش صحبت بکنید باهاش مذاکره بکنید در این امر آیا این کارو انجام میده یا نه عثمان میره با امیرالمومنین صحبت می کنه

فلقی علیا فذاکره ذلک

در این مورد باهاش صحبت می کنن

 فأبی علی ذلک و کرهه

امیر المومنین ابا می کنن میگه نه من دوست ندارم در جنگ شرکت بکنم خب بعد عثمان میاد میگه همچین چیزی بوده در فتوح البلدان بلاذری هم ما همین مسئله رو در مورد جنگ قادسیه داریم در صفحه سیصد و پنجاه و شش که اینجا عرض کنم خدمت شما بحث اینه که عمر بن خطاب برود یا نرود بعد میگه که عرض کنم

و اشار علیه علی بن بی طالب بالمسیر

میگه ایشون با امیرالمومنین صحبت کرد آقا تو بیا برو در جنگ قادسیه شرکت کن و عرض کنم حضرت فرمودن که

فقال له انی قد عزمت علی المقام و عرض علی علی رضه الشخوص و فأباه

 ببینید صحبت اینجاست خود عمرم میگن آقا تو خودت میری میگه نه من می خوام بمونن بعد بهش میگن خ با علی بن ابی طالب صحبت کن

 فاباه

امیرالمومنین ابا می کنن پس بنابراین ببینید جناب آقای صفایی عزیز امیرالمومنین به اون ها مشورت می دادند برای حفظ جامعه اسلامی برای وحدت جامعه برای عدم تفرقه که در اون عبارت ابن عبدالبر آندولسی هم بود اما آیا امیرالمومنین در جنگ ها شرکت می کردن آیا این فتوحات متحد بود خیر بود حالا آقای سلمیانی امیری میگه آقا اگه علی نبوده آقا عمر هم نبوده بله بین این نبودن با ا نبودن دو تا فرق وجود داره یه زمانی می بینید اون فرد حاکم جامعه است خب اگه قرار باشه کسی در این جنگ ها شرکت بکنه  اون باید شرکت کنه کما ایکه پیامبر در بسیاری از غزوات خودش همه غزوات نبوی خودشون بودن بله اون مواردی که نبودن سریحه هایی بود که بالاخره امیرالمومنین که نفسشون بود رو می فرستادن خودشم نمی رفتن ولی در همه خودشون شرکت می کرد خب حالا اون خودش به هر دلیلی نمی خواد حاضر بشه با اینکه اولا و بذات وظیفه شه بره اما امیرالمومنین اینجا می تواند شرکت بکند یا خیر می تونه شرکت بکنه اگر در واقع حکمرانی طرف مقابل رو قبول داشته باشه اما اگر قبول نداشته باشه شرکت نمی کنه درست شد لذا این شرکت نکردن با اون شرکت نکردن متفاوت او شرکت نمی کند که جانش حفظ شود خب کما که در مشورتی هم که بهش دادن همین بود اما امیرالمومنین  شرکت نمی کند به خاطر اینکه این نوع جنگ رو قبول نداره چون ببینید ما اگر یه موقعی من اشاره کردم در برنامه هام یه تفاوت ماهوی بین جنگ های امیرالمومنین و جنگ های دوران خلفای سه گانه وجود داره ببینید امیر المومنین سلام الله علیه در تمامی جنگ هاشون موعظه می کردن بصیرت افزایی می کردن این نبود که شروع کنن به کشتن افراد و این راه امیر المومنین از پیامبر به ارث برده بودن پیامبر صلوات الله و سلام علیه در همه جنگ ها این کار رو انجام می دادن اما خب در جنگ ها ی طرف مقابل نه اینجوری نیست یعنی ما موعظه به اون معنا نداریم از اول کشته کشتار که من موارد متعددی هست که این ها رو میشه در یک وقت مبسوطی بهشون پرداخت کرد الان دیگه فرصت ما اجازه نمیده اما امیر المومنین اینجوری نیست لذا امیر اامومنین ابا می کنن شرکت بکنن ضمن اینکه در واقع این نوع حکمرانی رو قبول ندارن این نوع جنگیدن رو هم قبول ندارن اما اصل اسلام رو چی چرا قبول دارن برای حفظ اصل اسلام تلاش می کنن قطعا آیا کاری می کنن که مثلا ایران روم علیه مسلمونا هجوم کنن نه این کارو نمی کنن چون امیر المومنین ببینید اگر قرار بود که بیاد شمشیر بکشه خب طبیعتا رومی که پیامبر لشکره اسامه رو می خواست بفرسته از بین ببره اون ها رو خب اینا می اومدن استفاده می کردن دیگه می گفتن آقا بین خودشون دعواست حالا ما هم بریم طبیعتا ایرانی که خسرو پرویز بالاخره با پیامبر مقابله کرد و قبول نداشت نامه پیامبر پاره کرد اون هم بدش نمی اومد که بیاد به قلمرو خودش اضافه بکنه بله اضافه کردن قلمرو روم و ایران به قیمت چی تموم میشد به قیمت اینکه اسلام از بین بره

 و أن یعود الکفر

همون عبارتی که بودکفر برگرده اینا  برگرده اگه این میشد خب این ارزشی نداشت تمام زحمات پیامبر به باد رفت لذا امیرالمومنین ابا می کنن در حضور در این جنگ ها به خاطر انتقادی که دارن اما از اون طرف مشورت میدن از اون طرف میگن نه آقا تو به قول معروف اینجوری عمل کن آنقدر مشورت میدن که خلیفه دوم میگه

 لولا علی لهلک العمر

 همین عبارت در مورد ابوبکر هم داریم همین عبارت رو در مورد ابوبکر هم داره که اگ علی نبود ابوبکر هم هلاک میشد چرا چون امیرالمومنین برای حفظ اسلام تلاش کرد لذا وظیفه ما مسلمون ها هم در این دوران همینه ما سکوت فرهنگی نمی کنیم بلکه فریاد فرهنگی داریم روشنگری فرهنگی داریم بصیرت افزایی فرهنگی داریم خب چون اساس تعالیم اسلامی این هست اما سکوت نظامی می کنیم به جان هم نمی افتیم به صورت هم چنگ نمی کشیم اما در مقابل دشمن مشترک و دشمن واحدمون هم مون ید واحد هستیم فرقی نمی کنه حنفی باشه شافعی باشه یا شیعه اینکه عرض کردم این سه تا رو به خاطر جمعیت کشور خودمون گفتم وگرنه ما حاضریم با برادران اهل تسنن مالکی و حنبلی هم که در کشورهای دیگه هستن در مقابل دشمن واحد ید واحده بشیم و در مقابل ظلم همه با هم بایستیم چرا چون الاسلام اسلام دینی است که علو دارد و باید برتر باشد اسلام در واقع کفر رو بر خودش نمی پذیره تفرقه ما و عدم انسجام ما یعنی تسلط کفر در خدمت شما هستیم

مجری:

احسنتم طیب الله انفاسکم و خود امیرالمومنین فکر می کنم یه جایی هم اشاره کردن دیگه اون داستان مادری که صاحب حق بود صاحب فرزند حقیقی بود از حق خودش گذشت می دانست که این فرزند فرزند واقعی و اوست مادر واقعی این فرزند ولی خب از این حق گذشت برای اینکه اون فرضا سالم بماند اون فرزندی که بالاخره تازه متولد شده تازه ابتدای دورانش هست هنوز به اون دوران بلوغ خودش نرسیده خب این جانش حفظ جان این اولویت داره و امیرالمومنین هم این کار رو کردن دقیقا برای حفظ اساس اسلام این کار رو کردن فرمایشی دارید به عنوان پایان برنامه

استاد روستایی:

من واقعش خب کلیپ دیگری داشتیم اما با توجه به این که وقتمون به اتمام رسیده نمی تونیم این رو بیان بکنیم و فقط خواهشی که دارم از عزیزان خودمون در اقصی نقاط ایران اسلام یا حتی در کشورهای فارسی زبانی که صدای ما رو می شنون برنامه ما رو می بینن و ما توفیق داریم که مهمان لحظه هاشون باشیم این هست که انسجام جامعه و وحدت جامعه رو حفظ کنید در عین این که به عقاید پایبندید که ذره ای از عقایدمون عقب نمی نشینیم اما انسجام جامعه رو حفظ بکنید ما توقع نداریم ببینید حرف ما اینه جناب آقای صفایی عزیز ما نمی آیم بگیم آقا طرف مقابل بیاد حرف ما را بپذیرد نه اینو نمی گیم ارائه می کنیم ارائه طریق می کنیم برهانمون رو می گیم دلیلمون ذکر می کنیم هر کسی مختاره آزاد دوست داره در یک فضای عاری از تعصبی ببینه یا می پذیره یا نمی  پذیره اما به دنبال این نیستیم که مذهب کسی رو عوض بکنیم ما ارائه طریق می کنیم راه اهل بیت علیهم السلام رو شرح میدیم دقیقا به دنبال دعوا درست کردن نیستیم به دنبال آشوب نیستیم نه در مقابل دشمن واحد دست عزیز اهل سنتمون به گرمی هم می فشاریم

مجری:

احسنتم ان شالله رب العالمین خیلی ممنون مچکرم جناب آقای دکتر روستایی استفاده کردیم از حضور جنابعالی ان شالله در برنامه آتی و هفته آینده هم در خدمت شما باشیم با ادامه مباحث و تشکر می کنم از شما بینندگان و همراهان عزیز و ارجمند ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید در راس همه ادعیه دعای تعجیل در ظهور و سلامتی مولامون حضرت صاحب عصر و الزمان باشد ان شاالله و عرضه می داریم که اللهم عجل لولیک الحجه بن الحسن الفرج و العافیه و انصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یده و السلام علیکم و الرحمه الله و برکاته 

 


  
  • اصغر حیدری

    13 مهر 1402 - ساعت 15:43

    حضرت استاد روستایی سلام علیکم با تشکر از زحمات شما و خسته نباشید. مواردی به عرض می رسد: 1- سخنان دیگران را نقد می کنید ماشاالله مسلسل وار هم می گویید اما متاسفانه هیچ فرصتی به بینندگان و شنوندگان نمی دهید از شما سوال بپرسند و یا اشکال بگیرند. آیا این استبداد دینی نیست؟! 2- نظر مادر ابن عباس در اینکه تیم و عدی و امیه علیه بنی هاشم دسیسه کردند، توالی زمانی آنها در غصب حقانیت امام علی ع است. اگر چنین هم نباشد باز مدعای شما در همکاری ابوسفیان با عمر و ابوبکر ثابت نمی شود و دلایل قوی تر نیاز است. البته هر سه قبله در قعر جهنم هستند. 3- عدم بیعت سعد ابن عباده با ابوبکر به دلیل اینکه خلافت را حق علی ع می دانست، برداشت نادرستی است زیرا انصار ابتدا خواستند خلیفه ای از خود بتراشند و چون در مواجهه با ابوبکر و عمر و بزرگان صحابه کاری از پیش نبردند، دلیل یا بهانۀ عدم بیعتشان با ابوبکر را حق علی ع در خلافت عنوان کردند! آنها هم مانند مهاجرین ریگها در کفش داشتند. مسلم بدانید اگر انصار می توانستند خلافت را از چنگ مهاجرین بیرون آورند به امثال امام علی ع بهایی نمی دادند آنها هم دندان تیز کرده بودند تا خلافت را نجویده قورت دهند. همان طور که در کتاب (خلیفه گزینی در تاریخ اسلام- ناگفته های تاریخ صدر اسلام. چاپ قم) نوشته ام در میان مهاجرین و انصار مسابقه ای برای ربودن حق امام علی ع وجود داشت و البته مهاجرین و انصاری که حق علی ع را ربودند زیانکار و از نظر من ملعونند. اگر انصار با ابوبکر بیعت نکردند وقتی علی ع با مادرمان صدیقه کبری و حسنین ع به در خانه شان رفتند، چرا از حمایت سرباززدند؟! استاد: در بعضی مواقع تاریخ اسلام را اصلا درست تفسیر و تبیین نمی کنی! به این علت که متکلم وحده می شوید و حرفهای دیگران را نمی شنوید! سعۀ صدر استاد یزدانی در برنامه هایش بسیار بیشتر از شما بود و به اشکالات و سوالات جواب می داد. حیدری. تبریز .09144315800

    0 0

کاوش - پاسخ به شبهات باستان گرایان درباره تاریخ اسلام>

امیرالمومنین علی ع بیعت سکوت حضرت عدالت علوی مهاجرین انصار صحابه اصحاب سقیفه سعدبن عباده نگاه عادلانه وحدت