سایر قسمت ها
بررسی ادعای میر شریف جرجانی در مورد خلافت حضرت علی علیه‌السلام و ابوبکر

قسمت دویست و بیست و سوم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سید محمد حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه «حبل المتین» - 20 08 1403 (دویست و بیست و سوم)

عنوان برنامه: بررسی ادعای میر شریف جرجانی در مورد خلافت حضرت علی (علیه‌السلام) و ابوبکر

کلیدواژه: خلافت؛ امامت؛ امیر المؤمنین علی (علیه السلام)؛ حقایق تاریخی، فاطمیه؛ سوزاندن خانه؛ تحدی؛ تاریخ طبری؛ ابوبکر؛ بررسی ادعای جرجانی!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد * احسان تو را شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی * یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

إلَهي: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المَعْصُومِینْ عَلَيْهِمُ السَّلَام اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم!

مردم عزیزم و نازنین بینندگان گرانقدر، با محبت و با صفای شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، مخاطبین برنامه زنده «حبل المتین» سلام علیکم ورحمة الله.

 خیلی خوشحال هستم که در کنار شما هستیم، ان شاء الله به واسطه این برنامه با جان و دل و تمام قد از ولایت و امامت مولای متقیان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) دفاع بکنیم و سلسله برنامه های که درس های از امامت و ولایت هست.

 همین ابتدا یاد می کنیم از همه عزیزانی که این روزها و شب ها دارند به خاک به خون کشیده می شوند هر روز می گذرد تعداد شهدای مظلوم «فلسطین» و «غزه» ‌بیشتر می شود.

مردم عزیز و شیعیان مظلوم «لبنان» زیر بمباران شدید رژیم «صهیونیستی» به شهادت می رسند همچنان عالم در سکوت است مجامع بین المللی در سکوت هستند. کسی ظاهراً نمی خواهد برای این مردم مظلوم کاری بکند و ظلم همین طور دارد ادامه پیدا می کند دعا می‌کنم خداوند ریشه همه ظالمین بویژه «آمریکا و اسرائیل» جنایتکار را بکند و از بین ببرد.

در محضر استاد عزیز، بزرگوار و فرهیخته مان، حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» هستیم حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

طبق برنامه همیشگی مان در آغاز عرائض مان یادی از صدیقه طاهره مظلومه اهل بیت (علیهم السلام) داشته باشیم، باشد که نظر لطفی و گوشه چشمی هم به ما و بینندگان عزیزمان داشته باشد.

طرفدار علی بودم که بین آن همه دشمن * نشد جز شعله آتش در آن جا کس طرفدارم

گهی در خانه گه در بین در و دیوار و گه کوچه * خدا داند چه آمد بر سرم کشتند صد بارم

دلم بهر علی می سوخت چون قنفذ مرا می زد * نگاه غربت او بیشتر می داد آزارم

نگفتم راز خود با هیچ کس اما خدا داند * نمی آید به هم از درد یک شب چشم بیمارم

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

خیلی ممنون و متشکر طبق برنامه همیشگی یاد کردیم از حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، بحث ما طبق هفته های گذشته درس های از امامت و ولایت هست تا الان یکصد و ده برنامه رفتیم و امشب یکصد و یازدهمین موضوع و برنامه ای است با همین عنوان تقدیم حضور شما می شود.

حضرت استاد در برنامه گذشته در رابطه با سخنان آقای «میر شریف جرجانی» حتماً مخاطبین عزیز و بیننده های ما کاملاً ایشان را می شناسند از علمای بزرگ اهل سنت است ادعا کرده بود ابوبکر با نقل یک روایت از رسول گرامی اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم):

«الأئمةُ فی قُریَش»

بيان خطأ من أخطأ على الشافعي؛ اسم المؤلف: أحمد بن الحسين البيهقي أبو بكر الوفاة: 458، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1402، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. الشريف نايف الدعيس، ج 1، ص 94

صحابه را قانع کرد و به خلافت رسید پس چرا علی (علیه السلام) با آن همه روایات که شیعه ادعا می کند نتوانست صحابه را قانع کند و خلیفه شود اولاً ادعای ایشان درست است یا خیر؟ بخشی هم البته در هفته گذشته اشاره فرمودید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

حرفی که این عالم سنی از استوانه های علمی کلامی اهل سنت است می زند واقعاً جای شگفتی و تعجب است یا چشم شان را به همه حقایق تاریخ صدر اسلام بستند و یا نه در جریان هستند می خواهند اقرار به جهل کنند. نمی گوییم جسارت، فحاشی و ناراحتی کنیم ولی حقایق تاریخی را هم باید مطرح کرد.

مردم از حقایق تاریخ آگاه باشند جوان ها حق دارند فردای قیامت، همین جوان های اهل سنت اگر از آقای «میر شریف جرجانی» سوال کنند می تواند جواب بدهد؟ اصلاً کاری به این که در محکمه عدل الهی امیر المؤمنین (سلام الله علیه) مدعی است و قاضی نبی مکرم و اجرای حکم به امر الهی است آن جا چه خواهد گذشت؟ دل مان برای این ها می سوزد.

در جلسه گذشته عرض کردیم در «صحیح بخاری»، حدیث 3467 است:

«لقد خَوَّفَ عُمَرُ الناس»

خلیفه دوم مردم را ترساند!

«وَإِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1341، ح3467

نکته مهمی که عزیزان ما باید دقت کنند حائز اهمیت است نمی گوییم از ما قبول کنید چند نکته ای که می گوییم بررسی کنید ببینید در اواخر عمر نبی مکرم و اوائل پس از رحلت نبی مکرم چه حوادثی رخ داد؟ این ها را بررسی کنید و ببینید نظر شیعه با تاریخ هم خوانی دارد یا نظر بزرگان تان؟ نبی مکرم قبل از رحلت شان دستور داد بر این که سپاه «اسامة ابن زید» حرکت کند و فرمود:

«لَعَنَ اللَّهُ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْ جَيْشِ أُسَامَةَ.»

المسترشد في إمامة عليّ بن أبي طالب عليه السلام؛ طبرى آملى كبير، محمد بن جرير بن رستم (وفات: ق 4)، محقق / مصحح: محمودى، احمد، ناشر: كوشانبور، ص 116

چرا سپاه «اسامه» حرکت نکرد؟ هدف نبی مکرم چه بود؟ غیر از این بود که نبی مکرم می خواست «مدینه» از بعضی از معارضین خالی باشد و خلافت امیر المؤمنین تثبیت شود وقتی این ها بر گشتند با یک امر مفروغٌ عنه مواجه شوند چرا نرفتند؟ «لَعَنَ اللَّهُ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْ جَيْشِ أُسَامَةَ.» عبارت سنگینی است قرآن می فرماید:

(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی ‌گويد! آنچه می ‌گويد چيزی جز وحی که بر او نازل شده نيست!

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

نبی مکرم فرمود:

«ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»

می خواهم وصیتی مکتوب بنویسم هرگز شما گمراه نشوید چه شد؟ بر خلاف آیه قرآن (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى) گفتند:

«فَقَالُوا هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 3، ص 1111، کتاب الجهاد، باب 172، ح2888

«قال النبي صلى الله عليه وسلم هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ فقال عُمَرُ إِنَّ النبي صلى الله عليه وسلم قد غَلَبَ عليه الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 5، ص 2146، بَاب قَوْلِ الْمَرِيضِ قُومُوا عَنِّي،باب شماره 17، ح5345

«هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»، «حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّه» ملاحظه بفرمایید «حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّه» چقدر برای آقایان کابرد داشت؟ آیا آقایانی که می گویند «حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّه‏» می توانند دو رکعت نماز صبح بیشتر نه به استناد قرآن بخوانند؟

بحث خلافت و ... همه پیشکش آقایان ببینند دو رکعت نماز صبح در کجای قرآن آمده است. این نماز تکبیر، حمد، سوره، آیه، رکوع، سجده، و تشهد دارد کجای قرآن آمده است؟

آیا خودشان به «حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّه‏» عمل کردند؟ اگر «حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّه‏» درست است «الأئمةُ فی قُریَش» آقایان چرا استناد کردند؟

مجری:

قرآن کافی است روایت برای چه؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای «میر شریف جرجانی»، «الأئمةُ فی قُریَش» نیازی نیست، «حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّه‏»، این «الأئمةُ فِی قُریَش» از کجا آمد؟

مجری:

تازه می گوید به این استناد همه پذیرفتند و کار تمام شد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بعد از رحلت نبی مکرم، خلیفه دوم اعلام کرد هر کس بگوید:

«من قال: إن رسول الله مات علوت رأسه بسيفي هذا»

المختصر في أخبار البشر؛ اسم المؤلف: أبو الفداء عماد الدين إسماعيل بن علي (المتوفى: 732هـ) الوفاة: 732، دار النشر: ج 1، ص 107

گردنش را می زنم آن چنان سرش را از بدنش جدا می کنم سرش در هوا مثل فره فره بچرخد. چه شد؟ چرا؟

«إن المنافقین یزعمون أن رسول الله مات»

منافقین می گویند پیغمبر از دنیا رفته است، چه شد آقای ابوبکر وقتی به «مدینه» آمدند آیه خواند:

(إِنَّكَ مَيتٌ وَإِنَّهُمْ مَيتُونَ)

تو می ‌ميری و آنها نيز خواهند مرد!

سوره زمر (39): آیه 30

(أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ)

آيا اگر او بميرد و يا کشته شود، شما به عقب بر می ‌گرديد؟

سوره آل عمران (3): آیه 144

پیغمبر از دنیا رفت چطور قبل از این که آقای ابوبکر بیاید می گفتند منافقین می گویند پیغمبر از دنیا رفت ولی آقای ابوبکر گفت پیغمبر از دنیا رفت ورق بر گشت؟ خلیفه دوم بلند شد

«هَذَا خَلِيفَةُ رَسُولِ اللَّهِ فَبایعوه»

آقای ابوبکر خلیفه پیغمبر است بیایید بیعت کنید این ها حقایق تاریخی است نمی گوییم به کتاب شیعه مراجعه کنید.

در «صحیح بخاری»، «صحیح مسلم»، «تاریخ طبری» و «تاریخ مدینه منوره» مال «ابن شُبه نمیری» و «انساب الأشراف» کتاب های که حوادث اواخر رحلت پیغمبر و اوائل بعد از نبی مکرم را آوردند.

یک هفته بیشتر نه تاریخ اسلام را مطالعه کنید سه روز قبل از رحلت، سه روز هم بعد از رحلت آقای «میر شریف جرجانی»، ابوبکر به استناد «الأئمةُ فِی القُرَیش» آمد خلافت را پذیرفت و مردم از او قبول کردند یا نه مسائل چیز دیگری بود؟ ایام فاطمیه است دوستان عزیز این منابع تاریخی خودتان است به هیچ وجه نمی گوییم به کتاب «کافی، سلیم ابن قیس، تهذیب، وسائل و بحار» مراجعه کنید.

«تاریخ طبری»، «ابن تیمیه» و دیگران می گویند «تاریخ طبری» از کتاب های مورد اعتماد ما است کتاب «تاریخ طبری» با تحقیق «محمد ابو الفضل ابراهیم» دار المعارف «مصر»، جلد 3 حدیث صد در صد معتبر است.

من تحدی می کنم هر روی این سه روایت مناقشه دارد بیایید با همدیگر روی خط بحث کنیم. جناب خلیفه دوم منزل علی (سلام الله علیه) آمد «طلحه و زبیر» هم آن جا بودند

«وَ رِجالٌ مِن المهاجرین»

و تعدادی از «مهاجرین» هم آن جا بودند!

 می خواهیم روح آقای «میر شریف جرجانی» بیاید این حدیث را ببیند بگوید با گفتن «الأئمةُ فِی القُرَیش» همه قبول کردند. علی، «طلحه و زبیر» جزو صحابه نیستند؟ «مهاجرین» جزء صحابه نیستند؟ در منزل علی بودند خلیفه دوم گفت:

«وَ اللَّهِ لَأُحْرِقَنَّ عَلَيْكُمْ أَوْ لَتَخْرُجُنَّ إِلَى الْبَيْعَة»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص233

اگر نیایید با ابوبکر بیعت کنید خانه را به آتش می کشم این چه است؟ آیا فقط «الأئمةُ فِی القُرَیش» همه چیز را تمام کرد پس این چه است؟ این «علامه مجلسی» و «سلیم ابن قیس» نیست بگویید این ها جعلیات نقل کردند این کتاب «تاریخ طبری» است.

حالا علی را کنار می گذاریم «طلحه و زبیر و رجالٌ مِنَ المهاجرین»؛ این ها اگر واقعاً آمده بودند احتیاج نیست قسم بخورد «وَ اللَّهِ» به خدا سوگند «لَأُحْرِقَنَّ عَلَيْكُمْ» اگر نیایید بیعت کنید خانه را به آتش می کشم. از نظر سند صد در صد صحیح است خیلی زیاد نمی خواهم وقت سند را بگیرم.

 آقای «بلاذری» متوفای 270 در کتاب «انساب الأشراف»،‌ جلد 2، صفحه 268 خلیفه دوم آمد

«ومعه قبس»

با وسائل آتش آمده بود.

در زمان سابق در عروسی ها و ... برق نبود پارچه ای سر چوب یا آهن بزرگی می پیچیدند نفت و ... می ریختند آتش می زدند شعله روشن می شد به عنوان چراغ روشنایی بود می گوید پارچه ای پر از آتش آمد

«فتلقته فاطمةُ على الباب»

صدیقه طاهره درِ خانه اش بود این که می گویند چرا امیر المؤمنین نیامد حضرت زهرا را فرستاد و ... این با غیرت مردانگی از این حرف های قلمبه سلمه می زنند. فاطمه درِ‌ خانه اش ایستاده بود.

«فقالت فاطمة: يا بن الخطاب، أتراك محرّقاً علي بابي؟»

آمدی خانه من را به آتش بکشی؟

«قال نَعم»

 بله آمدم آتش بکشم

«وذلك أقوى فيما جاء به أبوك»

اگر خانه تو را به آتش بکشم دین پدرت پیغمبر تقویت می شود.

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : 279هـ)؛ دار النشر: ج1، ص252

آقای «میر شریف جرجانی» این چه دینی است با آتش زدن خانه صدیقه طاهره بخواهد تقویت بشود؟ به ما هم یاد بدهید ما هم با این دین آشنا باشیم.

مجری:

خانه ای که پیامبر حداقل شش ماه می رفتند و آیه تطهیر می خواندند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جبرئیل بدون اذن وارد نمی شود نبی مکرم دم در می آید اذن می گیرد داخل خانه می آید. آقای «میر شریف» فقط «الأئمة فِی قُریش» بود پس این ها چه است؟ آقای «بلاذری» هم از علمای بزرگ اهل سنت است سند حدیث صد در صد صحیح است نمی خواهم در سند وارد شوم.

«ابن ابی شیبه متوفای 235» استاد «بخاری» در کتاب «المصنف» با تحقیق دو نفر از شخصیت های برجسته اهل سنت

«فضیلت الشیخ دکتر سبعین عبد الله آل حمید، حمد بن عبد الله علی الجمعة، محمد بن ابراهیم الهیدان»

در جلد 13، صفحه 468 امیر المؤمنین و «زبیر» می آمدند با حضرت زهرا مشورت می کردند چه کار باید کرد خلیفه دوم رسید آمد گفت:

«يا بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم والله ما من أحد أحب إلينا من أبيك وما من أحد أحب إلينا بعد أبيك منك»

در عالم محبوب تر از پدرت پیش من کسی نیست، بعد از پدرت هم محبوب تر از تو در نزد من کسی نیست!

 چقدر زیبا خیلی عالی این قدر احترام صدیقه طاهره که محبوب تر تو از بعد از پدرت نیست بعد می گوید:

«وأيم الله ما ذاك بمانعي ان اجتمع هؤلاء النفر عندك إن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت»

این که تو محبوب ترین فرد هستی مانع این نمی شود افرادی که در خانه تو آمدند دستور بدهم خانه ات را به ‌آتش بکشند.

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج7، ص432، ح37045

«أن يحرق عليهم البيت»؛ خیلی عجیب است می‌گوید محبوب تر از پدرت کسی نیست محبوب تر از تو هم نیست ولی محبوب تر بودن مانع نیست. پسرم خیلی محبوبی ولی اگر با من مخالفت کنی چشمانت را از حدقه در می آورم. مثل «هارون الرشید» وقتی امام موسی ابن جعفر آمد خیلی به او احترام کرد «مأمون» گفت چرا این همه احترام کردی؟ گفت این ها فرزند پیغمبر و شایسته خلافت هستند.

شروع کرد از امام کاظم فضائلی نقل کردن، گفت پدر این همه فضائلی که دارید می گویید چرا خلافت را به این ها واگذار نمی کنید؟ چرا با این ها دارید مخالفت می کنید؟ چرا تهدید به قتل می کنید؟ گفت پسرم «الملک عقیم» سلطنت عقیم است فرزند ندارد تو فرزند من اگر با من در بحث مملکت مخالفت کنی دو چشمانت را از حدقه در می آورم.

بله می‌گوید زهرا محبوب تر از تو کسی پیش من نیست ولی اگر کسانی که این جا آمدند بیرون نیایند بیعت نکنند «إن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت» دستور می دهم خانه را آتش بکشند.

 این سه روایت گمانم برای ما کفایت کند قضیه «الأئمة فِی قُریش» افسانه ای بیش نیست. جالب این که حدیث «ابن ابی شیبه» را بزرگان شان مثل «حسن بن فرحان المالکی» تصحیح می کند.

 همچنین «قرائة فی کتب العقائد»، صفحه 46؛ «حسن حسینی» از «وهابی»های خیلی بد دهن «بحرین» در کتاب «موسوعة الحسن و الحسین»، صفحه 191 تصحیح می کند. «سعد بن ناصر بن عبد العزیز» در پاورقی «المصنف»، صفحه 144 تصحیح می کند «علی محمد سلابی» تصحیح می کند.

 جالب این که آقای «عثمان الخمیس» کتابی نوشت به خیال خودش می خواست احادیث هجوم به خانه حضرت زهرا را رد کند. بزرگان هم جواب دادند ما هم قبلاً در شبکه های مختلف جواب دادیم.

اگر چنانچه این قضیه دروغ است چرا بعضی از علما صراحتاً تهدید به آتش را نیاوردند؟ «فضائل الصحابه احمد ابن حنبل» به نظرم این کفایت کند. «فضائل الصحابة الإمام أبی عبد الله احمد ابن محمد الحنبل»، جلد 1، صفحه 364 همین روایت «ابن ابی شیبه» را می آورد:

«عمر فدخل على فاطمة فقال يا بنت رسول الله ما أحد من الخلق أحب إلينا من أبيك وما أحد من الخلق بعد أبيك أحب إلينا منك وكلمها فدخل علي والزبير على فاطمة فقالت انصرفا راشدين فما رجعا إليها حتى بايعا»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج 1، ص 364، ح532

زهرا کسی محبوب تر از تو پیش ما نیست. «وَ کَلمَها» دستور می دهم خانه ات را آتش بزنند و ... همه را حذف کرد.

دارد با حضرت زهرا حرف زد «صبحکم الله، مساکم الله» وقت بخیر، تسلیت عرض می کنیم «وَ کَلَمها» یعنی چه؟ آقای «عثمان الخمیس»، آقای «عبد الرحمن الدمشقیة» و امثال این ها می آیید نقل می کنید «احمد ابن حنبل» به اندازه شما شعور نداشت؟ کلمه «إن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت»، را حذف کرد «کَلمها» آورده خیلی عجیب است.

 کتاب «فضائل الصحابه احمد ابن حنبل» تحقیق «وصی الله بن محمد ابن عباس» استاد «مشارق» در جامعه دانشگاه «ام القری» در «مکه»، جزء 1، صفحه 364 «وَ کلمَها» نگفت آتش می زنم حرف زد حال شما چطور است؟ با رحلت پیغمبر چه کار می کنید؟ فرزندانت چه کار می کنند؟

آقای «ابن عبد البر» در کتاب «استیعاب»، «کَلَمها» نیاورد در جلد 2، صفحه 975 دارد: یا زهرا محبوب تر از تو پیش من کسی نیست.

«ولئن بلغنى لأفعلن ولأفعلن»

الاستيعاب في معرفة الأصحاب؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج3، ص975

اگر این ها نیایند بیعت کنند چه کار و چه کار می کنم چرا کلمه «لأفعلَنَّ» آورد؟ چرا نگفت «لأحرقنَّ علیکم البیت»، «لأفعلَنَّ» چه است؟

«صحیح بخاری» حدیث نسبت به ابوبکر «آثماً غادراً خائناً» می گوید «کذا و کذا و کذا» به جای «آثماً غادراً خائناً»، «کذا و کذا» می گوید «لأفعلَنَّ، لأفعلَنَّ» آقای «صفری»‌ در «الوافی فی الوفیات»، جلد 17، صفحه 167

«ولئن بلغني لأفعلن ولأفعلن»

الوافي بالوفيات؛ اسم المؤلف: صلاح الدين خليل بن أيبك الصفدي الوفاة: 764، دار النشر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م، تحقيق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ج17، ص167

اگر آن جا در خانه ات جمع بشوند نیایند بیعت کنند فلان کار را می کنم «لأفعلَنَّ» چه چیزی «لأفعلَنَّ؟» چرا متعلق «لأفعلَنَّ» نیامد چرا «لأحرِقنَّ» تبدیل به «لأفعلَنَّ» شد؟

این‌ها نشان می دهد بر این که قضیه خیلی فراتر از این است با یک «الأئمة فِی قُریش» مسئله را تمام کنند این طور نیست. شاید ده، پانزده مورد مدرک داریم در «تاریخ اسلام»، جلد 3، صفحه 117 و 118 می گوید آقای ابوبکر در آخر عمرش گفت من چند کار انجام دادم پشیمان هستم

«وددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة»

ای کاش من حرمت خانه حضرت زهرا را نشکسته بودم!

تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ، دار النشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ج3، ص117 و 118

آقای «ذهبی» هم هیچ تعلیقه ای نه در دلالت روایت و نه در سند روایت نمی زند. نشان می دهد این عالم بزرگ و این عالمی که شخصیت بلند آوازه تاریخ کلام اهل سنت را دارد حرفی می زند این حرف با واقعیت تاریخ فرق می کند. ما نمی گوییم ولی خود دوستان قضاوت کنند شاید برداشت و تحلیل ما اشتباه است ما که معصوم نیستیم.

شما بیایید یک تحلیل خوبی کنید ما از شما یاد بگیریم بعد از این، آن تحلیل شما را در شبکه برای مردم بیان کنیم. نه ما توهین می کنیم نه فحش می دهیم نه جسارت می کنیم همه اش را از منابع اهل سنت آوردیم. سه سند صحیح، سه تحریف صحیح خیلی جالب بود به قولی ‌می گوید عاقلان قضاوت کنند.

مجری:

حضرت استاد نکته اول را اشاره فرمودید ایشان یک ادعای دومی هم دارد می خواهم تحلیل حضرتعالی نسبت به ادعای دوم ایشان که حضرت علی (علیه السلام) به ادعای شیعه با آن همه روایت نتوانست بعد از رحلت پیامبر خلیفه شود

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای «میر شریف جرجانی» اگر نظرش این هست که امیر المؤمنین هم می آ‌مد کاری که خلیفه اول و دوم کرد مثلاً آتش زدن خانه مخالفین، دست بسته مخالفین را به مسجد بردن، مردم را بترسانند، شمشیر بکشند

«قام عمر بن الخطاب يخطب الناس ويوعد من قال قد مات بالقتل والقطع »

دلائل النبوة؛ اسم المؤلف: للبيهقي الوفاة: 458، دار النشر: مؤسسة البراق؛ ج7، ص217

«و قال عمر لا أَسْمَعُ رَجُلا يقول مَاتَ رسول اللَّهِ إِلا ضَرَبْتُهُ بِالسَّيْفِ »

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج7، ص57

«لا أسمع أحدا يقول مات رسول الله إلا ضربته بالسيف»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج5، ص182

«قام عمر بن الخطاب فقال إن رجالا من المنافقين يزعمون أن رسول الله توفي وإن رسول الله والله ما مات ولكنه ذهب إلى ربه كما ذهب موسى بن عمران فغاب عن قومه أربعين ليلة ثم رجع بعد والله ليرجعن رسول الله فليقطعن أيدي رجال وأرجلهم يزعمون أن رسول الله مات»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة:310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص232

امیر المومنین همچنین کاری بلد نیست در مکتب علی (سلام الله علیه)، هدف وسیله را توجیه نمی کند این را داشته باشند. ما باید به همچنین مولایی بنازیم و ببالیم «نهج البلاغه» امیر المؤمنین (سلام الله علیه)، خطبه 224 «والله» قسم به خدا اگر منِ علی بر روی خار مغیلان شب تا صبح بخوابانند.

خار مغیلان وقتی به دست آدم می خورد فرو می رود خون جاری می شود در میان گیاهان خار مغیلان بدترین خار را دارد می گوید اگر چنان چه مرا بر روی خار مغیلان شب تا صبح بخوابانند من را با زنجیر این طرف و آن طرف بکشند

«أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَاد»

روی خار مغیلان خوابیدن، در زنجیر دشمن بسته شدن محبوب تر است که فردای قیامت پیش خدا و رسول بیایم در حالی که به بعضی از بندگان ظلم کرده باشم. حق کسی را غصب کرده باشم. قضیه «عقیل» را مطرح می کند. آخر می گوید «والله» قسم به خدا؛ علی این است دوستان پرورش یافته مکتب علی باید این چنین باشند مسئولین «نظام جمهوری اسلامی» ما باید این چنین باشند.

از «ریاست محترم جمهوری» و «هیئت دولت» و زیر مجموعه شان می خواهیم این شکلی باشند مکتب علی این است

«وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا»

اگر اقلیم هفت گانه را یعنی تمام هفت آسمان را با تمام متعلقاتش به من بدهند و بگویند

«عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُه‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)، نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص346

در برابر این هفت آسمان و تمام ثروت موجود را به تو می دهیم از مورچه ای که پوست جویی در دهانش گرفت می خواهد به لانه اش ببرد زمستان از او استفاده کند هفت آسمان را به من بدهند بگویند این پوسته جویی که در دهان مورچه است از او بگیر «مَا فَعَلْتُه‏» همچنین کاری نمی کنم.

نمی خواهم در وسط دعوا نرخ تعیین کنم جناب آٔقای «رئیس جمهور» طوری کنند فردا برادر بزرگوارشان جزء کسانی نباشد به خاطر بعضی از مسائل محکوم به زندان شود دختر و دامادش این چنین نباشند. در دوران گذشته، تاریخ سیاهی داشتیم در تاریخ «جمهوری اسلامی» ماند نه در قبل از آن بود و نه بعد از آن بود.

مجری:

کسی که دم از علی و «نهج البلاغه» می زند

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«نهج البلاغه» می خوانید خدای نا کرده فردا یک دفعه بگویند داماد آقای «رئیس جمهور» چندین هزار میلیارد اختلاس کرد و... می خواهم این ملاک باشد امیدواریم که این چنین باشد شعارها خیلی خوب است. به قول امیر المؤمنین عدالت در گفتار خیلی راحت هست و در عمل خیلی سخت و تنگ است.

اگر آقای «میر شریف جرجانی» انتظار دارد امیر المؤمنین هم «خوَّف الناس» خانه مخالفینش را تهدید به آتش و ... کند این از امیر المؤمنین ساخته نیست.

باز یک تعبیر خیلی زیبا و عجیبی در خطبه 126 «نهج البلاغه» دارد می فرماید:

«أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ»

گفتند یا علی فعلاً شما به «طلحه، زبیر و معاویه» مقداری از بیت المال بده بگذارند بخورند شکم شان سیر شود وقتی خلافتت جا افتاد بعد عدالت را رعایت می کنی حضرت فرمود «أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ» پیروزیم را با گناه و ظلم پایه ریزی کنم

«وَ اللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ وَ مَا أَمَّ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً[وَ] لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ»

قسم به خدا مادامی که شب و روز دارد می گذرد و شب ها ستارگان می درخشند همچنین کاری نمی کنم اگر این بیت المال، مال خودم هم بود می خواستم تقسیم کنم بین همه بالسویة تقسیم می کردم. تا چه رسد که:

«وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّه‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)، نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص183

این بیت المال، مال عموم مردم و خدای عالم است آقای «میر شریف جرجانی» نکته دوم در کتاب های خود شما آمده است «نهج البلاغه» را معمولاً غالب اهل سنت قبول دارند یک عده «وهابی»ها قبول ندارند

اما «استیعاب ابن عبد البر متوفای 463» را همه قبول دارند. ایشان عبارتی را نقل می کند در رابطه با قضیه «طلحه و زبیر» که این ها از «مدینه» به عنوان زیارت «بیت الله الحرام» رفتند حضرت فرمود نه دنبال یک چیز دیگر هستند زیارت، ملاک نیست فرمود

«وَ ايْمُ اللَّه‏»

قسم به خدا اگر ترس این نداشتم در میان مردم تفرقه ایجاد می شود کدام تفرقه بالاتر از آن چه که بعد از نبی مکرم در امت اسلامی افتاد. در «جنگ رِد» چقدر انسان های بی گناه کشته شدند؟ امثال «مالک ابن نویره» به جرم ارتداد کشته شدند «خالد» پشت سرت نماز جماعت خواندند می گویند او مرتد شد باید کشته شود همان شب به همسرش تجاوز کرد. این چه بساطی است؟

 وقتی که حکم قتل «مالک ابن نویره» را صادر کردند همسرش گفت چرا همچنین کاری می کنند؟ گفت تو من را به کشتن دادی «خالد» نگاه کرد دید زن زیبایی هستی برای این که به تو برسد دارد من را می کشد. «تاریخ طبری» و ... همه نقل کردند وقتی «مدینه» آمدند خلیفه دوم گفت:

«قتلت امرأ مسلما ثم نزوت على امرأته والله لأرجمنك بأحجارك»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص274

یک انسان مسلمانی را کشتی به ناموسش هم تجاوز کردی قسم به خدا «خالد» به خاطر این کاری که کردی تو را سنگسار می کنم!

جناب آقای «میر شریف جرجانی» چه شد؟ شاید ما معنای این ها را نمی فهمیم دوستان و طرفداران آٔقای «میر شریف جرجانی» این ها را برای ما نقل کنند. این کار را نکنید تاریخ را وارونه به مردم نشان ندهید بگذارید جوان ها بدانند آگاهانه انتخاب کنند نمی گوییم بیایید شیعه شوید و از مکتب تان دست بر دارید.

جوان های اهل سنت در مکتب تان بمانید ولی آگاهانه بمانید فریب امثال آقای «میر شریف جرجانی، تفتازانی، عضد الدین ایجی، قاضی عبد الجبار معتزلی» را نخورید. نمونه اش می گوید فقط «الأئمة فِی قرَیش» فرمودند تمام صحابه تسلیم شدند. این همه شیعه حدیث غدیر، حدیث خلافت، حدیث ولایت، حدیث وصیت، حدیث رایت می گوید شیعه دارد ادعا می کند چرا علی به این ها استدلال نکرد؟

امیر المؤمنین می فرماید قسم به خدا اگر ترس از تفرقه نبود «وَ أَنْ يَعُودَ الْكُفْرُ» علی می گوید اگر قیام کنم چهار نفر مسلمان عده ای آن طرف و یک عده ای این طرف برادر کشی می کنند و به کفر بر می گردند. دین نابود می شود منافقین دنبال فرصت هستند دین را نابود کنند ابر قدرت غربی «روم»، ابر قدرت شرقی «ایران» دنبال نابودی اسلام هستند.

امیر المؤمنین در این جا چه کار کند؟ شمشیر بکشد؟ می فرماید قسم به خدا اگر ترس از تفرقه نبود و نابودی اسلام و برگشتن کفر نبود «لِغَيْرِنَا» من هم بلد بودم چه کار کنم و چه کار نکنم؟ این ها کاملاً واضح و روشن است.

در کتاب «مسند احمد» روایت خیلی عجیبی است اول تصور می کردم این روایت فقط در منابع شیعه است وقتی دیدم «احمد ابن حنبل» این روایت را آورد برایم خیلی جای تعجب بود. از دست یا قلمش در رفته در جلد 2 رسول اکرم فرمود:

«سَيَكُونُ بعدي اخْتِلاَفٌ أو أَمْرٍ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ السِّلْمَ فَافْعَلْ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص90

علی، بعد از من اختلاف پیش می آید اگر مسالمت آمیز توانستنی این اختلاف را بر طرف کنی و خلافت را تصاحب کنی انجام بده و اگر دیدی با مسالمت آمیز امکان پذیر نیست رها کن.

یا عبارتی شبیه به آن در «غیبت شیخ طوسی» است البته آن مثل این را نیاورده نبی مکرم به امیر المؤمنین گفت بعد از من علیه تو می شورند ظلم می کنند

«فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً فَجَاهِدْهُمْ»

الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار المعارف الإسلامية، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص193

تعبیر خیلی سنگینی است اگر نیرو پیدا کردی با این ها مقابله کن.

یا در «نهج البلاغه» خطبه 26 دوستان عزیز خیلی درد است امیر المؤمنین می گوید دیدم اگر بخواهم برای حقم قیام کنم

«لَيْسَ لِي مُعِينٌ إِلَّا أَهْلُ بَيْتِي‏»

جز اهل بیتم کمکی ندارم

«فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ‏ص 18

دیدم اگر با اهل بیتم قیام کنم همه را می کشند نسل پیغمبر برای همیشه از بین خواهد رفت

مجری:

تشکر استفاده کردیم دوستان عزیز بیننده واقعاً باید تأمل و تفکر کرد باید نگاه درست و دقیق کرد همان طور که استاد اشاره فرمودند از عزیزان و جوان های اهل سنت می خواهیم بروند تحقیق کنند فرقی نمی کند از عزیزان شیعه هم می خواهیم بروند تحقیق کنند هر آن چه که پدر و مادر سنی بودند کفایت نمی کند برویم واقعاً عالمانه و محققانه درباره آن چه که به آن اعتقاد داریم تحقیق کنیم با بصیرت، شناخت درست و صحیح راه و مسیرمان را انتخاب کنیم.

از مولای متقیان امیر مؤمنان اسد الله الغالب علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه) گفتیم در فراز قبلی استاد اشاره کردند آقایی حتی می گوید حاضر نیستم یک ارزن و دانه ای را از دهان یک مورچه بگیرم این مولا و آقای ماست. آن جایی که در کنار مردم، مظلومان و یتیمان است این طور متواضع و خاشعانه سخن می گوید.

آن جایی که در مقابل کفر، دشمنان قوی، محکم، غضبناک و استوار ایستاده است ذو الفقار می کشد دشمنان را نابود می کند این مولا و آقای علی است.

(میان برنامه)

مجری:

...وقتی روایاتی را می شنویم آقای ما این ویژگی ها و مؤلفه ها را دارد حتی در منابع اهل سنت آمده است بیاورند آن های که ادعا دارند در مورد افرادی که به آن اعتقاد دارند بیاورند ببینیم اصلاً چنین نقل و روایاتی در موردشان هست؟ هرگز پیدا نمی کنند.

اما آقا و مولای ما امیر مؤمنان علی (علیه السلام) که آقای همه عالم و امام اولین و آخرین است دارای همه اوصاف است و جمع اضداد جاذبه و دافعه امیر المؤمنین است. ان شاء الله که قدردان باشیم عیار معرفت مان را نسبت به مولا بالا ببریم.

در این قسمت از برنامه در خدمت مخاطبین هستیم، اولین تماس آقای «رحمانی» از «قزوین» سلام بر شما بفرمایید

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای رحمانی از قزوین – شیعه)

سلام عرض می کنم ... می‌خواستم بپرسم کجای قرآن و احادیث اهل بیت نوشته شده است باید در زمان غیبت کبری که به حجت الهی دسترسی نداریم باید به علمای دین مراجعه کنیم و باید حکومت ولایت فقیه تشکیل دهیم؟ آیا ولایت فقیه پشتیبانی دینی دارد و روایتی راجع به انقلاب اسلامی داریم؟

مجری:

تشکر از تماس تان، تماس بعدی آقای «بهادری» از «کرج» سلام بر شما بفرمایید

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

سلام علیکم... حضرت آقا همان طور که مستحضر هستید در تاریخ اسلام مخصوصاً «یهودی»ها بعد هم به «قریش»‌ رسید به قدری حسادت داشتند نسبت به «آل بنی هاشم» مخصوصاً به خاندان پیغمبر به خاطر این که خداوند هر چه موهبت بود به خاندان «بنی هاشم» داد لذا به خاطر همین نسبت به علی ابن ابی طالب حسادت کردند.

جبرئیل نازل شد به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود تعدادی از صحابه که اطراف شما هستند می خواهند شما را انحصاری خودشان کنند تا شما را کنترل کنند. خداوند فرمود هر کس می خواهد درِ گوشی با تو صحبت کند باید مالیات بدهد شما این کار را انجام بده تا صحابه خودشان را لو بدهند. آیه نازل شد جبرئیل فرمود یا رسول الله هر کس با تو پچ پچ کند به دیگران وانمود کند که من از همه به پیامبر نزدیک تر هستم بگو صدقه بده بعد بیا پچ پچ کن.

همین که ‌آیه نازل شد همه آقایان در رفتند آقا علی ابن ابی طالب ماند به رسول اکرم صدقه داد و درِ گوشی صحبت کرد. جناب ابوبکر، جناب عمر و جناب عثمان نیامدند پیام چه بود؟ ولایت آقا امیر المؤمنین؛ حضرت هارون در حیات حضرت موسی کاره ای بود یا نبود؟ قرآن می گوید در حالی که موسی (علیه السلام) زنده بود وزیر و شریک ابلاغ رسالت داشت هارون «سِمت» رسمی داشت.

پیامبر اسلام فرمود علی نه تنها بعد از من در حین حیات من هم از طرف خدا کاره ای است شریک ابلاغ رسالت است جبرئیل به منِ پیامبر گفت صریحا بگو در کجا؟ وقتی که سوره برائت از مشرکین نازل شد جناب پیغمبر به آقا ابوبکر داد این را برای مشرکین «مکه» بخوان جبرئیل نازل شد گفت خداوند می فرماید شریک امر داری ای رسول من این نوع کارها را یا خودت انجام بده یا علی ابن ابی طالب که از تو است.

سوال من از ‌آقایان و طرفداران آقای «جرجانی» از «وهابیون» وظیفه اصلی جانشین یا خلیفه بعد از پیامبر چیست؟ تفسیر قرآن، علم قرآن را یاد بدهد تمام اهل سنت محترم قبول دارند پیامبر اجازه نداد یک سوره را جناب ابوبکر ابلاغ کند چگونه بعد از پیامبر آقای ابوبکر می خواهد کل قرآن را ابلاغ کند؟ جواب بدهند چگونه جناب ابوبکر مشروع شده است؟

اهل بیت هم فرمودند اگر پیام قرآن را «وهابیون» درک کنند شیعه نیاز به مناظره ندارد ابوبکر طبق نص متون «لا ینکروا اهل السنة» حق ابلاغ یک سوره حتی با وجود و نظارت پیغمبر را نداشت. چگونه ایشان آمد برای ابلاغ کل قرآن رهبر جهان اسلام شد و همان چیزی که شما فرمودید وقتی که پیغمبر رو به موت بودند فرمودند: «لَعَنَ اللَّهُ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْ جَيْشِ أُسَامَةَ.» می خواستند آقایان ابوبکر و عمر و دیگران از «مدینه» خارج بشوند کودتا نکنند!

مجری:

خیلی ممنونم تشکر از شما، خدا نگهدارتان. استاد، آقای «رحمانی» نوجوان عزیزمان از «قزوین» سوال شان این بود کجای قرآن یا روایات آمد که در عصر غیبت کبری به علمای دین مراجعه کنید؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جناب اقای «رحمانی» عزیز! در رابطه با این قضیه که شما می گویید در کجای قرآن آمده است؟ حضرتعالی در قرآن یک جا پیدا کنید نماز صبح کجای قرآن آمده است؟ نماز صبح دو رکعت است رکوع، سجده، قیام و ... دارد هر وقت شما این را به ما نشان دادید ما هم آیاتی را که مربوط به ولایت فقیه است به شما نشان می دهیم.

آیه ای که جناب «عایشه» روی برگ درخت نوشته بود «فدخل داجن»؛ بز برگ را خورد این را شما به ما نشان بدهید. «ابو یعلیٰ» از علمای بزرگ اهل سنت در «مسند ابو یعلاء»

«قالت عائشة لما نزلت آية الرجم ورضاعة الكبير عشرا فلقد كانت في صحيفة تحت سريري فلما مات رسول الله صلى الله عليه وسلم تشاغلنا بموته فدخل داجن فأكلها»

مسند أبي يعلى؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي الوفاة: 307، دار النشر: دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، تحقيق: حسين سليم أسد، ج 8، ص 64، 4588

در برگ نوشته بودم زیر رختخوابم بود وقتی پیغمبر از دنیا رفت مشغول بودیم «فدخل داجن فأكلها»؛ یک بز آمد آن برگ را خورد. به ما بگویید گفتند در برگ نوشتند بز خورد چه بود؟ ولایت فقیه هم در آن بود به قولی ادعا می شود کرد احتمالش است!

 قرآن در سوره نحل می گوید:

(بِالْبَينَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ)

(از آنها بپرسيد که) از دلايل روشن و کتب (پيامبران پيشين آگاهند!) و ما اين ذکر [= قرآن‌] را بر تو نازل کرديم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی؛ و شايد انديشه کنند!

سوره نحل (16): آیه 44

(این را در ذهنت داشته باش) خدا می فرماید ما قرآن را بر تو نازل کردیم برای مردم تبیین کنی نمی گوید «لتقرأهُ» قرائت کن «تتلوا علیهم» بر این ها تلاوت کن. تبیین یعنی چه؟ تفسیر و بیان کردن در آیات آمده است (وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ) نماز بخوانید

(أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيلِ)

نماز را از زوال خورشيد (هنگام ظهر) تا نهايت تاريکی شب [= نيمه شب‌] برپا دار

سوره اسراء (17): آیه 78

پیغمبر فرمود مراد از (وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ) نماز خواندن است صبح دو رکعت نماز بخوانید همین طور که من می خوانم. ظهر و عصر چهار رکعت، مغرب سه رکعت این ها را پیغمبر بیان کرد همین پیغمبری که نماز صبح، ظهر و شب را بیان کرده، در رابطه با امامت حضرت امیر (سلام الله علیه) هم فرموه است.

مرحوم آیت الله «صافی گلپایگانی» حدود پنج هزار و خرده ای روایت از نبی مکرم و ائمه در رابطه با حضرت مهدی آورده است.

«منتخب الأثر» سه جلدی و جدید است پنج هزار روایت نه یکی، دو تا همان پیغمبری که فرمود نماز صبح دو رکعت است همان پیغمبر هم فرمود خلیفه بعد از من، امیر المؤمنین بعد از او امام حسن و امام حسین دوازدهمی حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است.

 اما این که شما می فرمایید دلیل شرعی ما از ولایت فقیه چیست؟ اگر کتاب «کافی» جلوی تان است جلد 1، صفحه 67 را باز کن ببینید در آن جا حضرت می فرماید:

«مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ»

کسی که عالم و مجتهد است می تواند صاحب نظر باشد

«جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِما»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص67، بَابُ اخْتِلَافِ الْحَدِيث‏، ح10

ما همچنین فردی را به عنوان حاکم برای شما قرار دادیم حاکم یعنی کسی که بتواند تأسیس حکومت، اجرای عدالت، اجرای حد کند حدود را رعایت کند زنا کار را رجم کند دست دزد را ببرد و امثال این ها.

 حدیث دوم در «کمال الدین»، جلد 2، صفحه 240؛ «غیبت شیخ طوسی»، صفحه 291. روایت از حضرت مهدی (ارواحنا فداه)

«وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَة»

در تمام مسائلی که در غیبت من پیش می آید

«فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم»

به فقهاء مراجعه کنید آن ها حجت من برای شما هستند و من حجت خدا بر آن ها هستم.

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج1، ص240

 

 سوم: از امام عسکی (سلام الله علیه)

«فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ»

هر کدام از فقهاء مسلط بر نفسش است

«حَافِظاً لِدِينِهِ»

مراقب دینش است

«مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ.»

...مردم باید از او تقلید کنند.

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج27، ص131

از این بهتر می خواهید پشتوانه دینی داشته باشد.

 روایت دیگر در «کافی»، جلد 2، صفحه 32 فرمود:

«إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ»

علماء ورثه انبیاء هستند!

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص32، بَابُ صِفَةِ الْعِلْمِ وَ فَضْلِهِ وَ فَضْلِ الْعُلَمَاء، ح2

و موارد متعدد دیگر در «کافی»، جلد 1، صفحه 46

«الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُلِ»

فقهاء افراد امین پیامبران هستند!

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص46، بَابُ الْمُسْتَأْكِلِ بِعِلْمِهِ وَ الْمُبَاهِي بِه‏، ح5

«الْفُقَهَاءَ حُصُونُ الْإِسْلَام‏»

فقهاء حِصن و چهار دیواری اسلام هستند نمی گذارند کسی وارد شود و شبهاتی وارد کند.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص38، بَابُ فَقْدِ الْعُلَمَاء‏، ح3

روایت بعدی در «جامع الأخبار»

«عُلَمَاءِ أُمَّتِي عَلَى سَائِرِ الْأَنْبِيَاءِ قَبْلِي‏»

پیغمبر فرمود علماء امت من مثل پیامبران گذشته هستند!

از این بهتر؟ خواستید «کتاب البیع امام خمینی»، ‌جلد 2، صفحه 651؛ «بحوث فی فقه المعاصر» جناب «جواهری»؛ آقای «منتظری دراساةٌ فی ولایت الفقیة»، جلد 1، صفحه 468؛ «نهج الفقاهة» مال آقای «حکیم»، صفحه 299؛ «عوائد» مرحوم «نراقی»، صفحه 532

حضرت فرمود:

«فَإِنِّي أَفْتَخِرُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِعُلَمَاءِ أُمَّتِي عَلَى سَائِرِ الْأَنْبِيَاءِ قَبْلِي‏»

جامع الأخبار( للشعيري)؛ نويسنده: شعيري، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مطبعة حيدرية نجف، بی تا، ص38

من فردای قیامت به علمای امتم افتخار می کنم در برابر چه کسی؟ در برابر انبیاء گذشته می گویم انبیاء شما چه و چه کردید ولی علمای امت من از شما جلوتر بودند از این بهتر؟ «فقه الرضا» امام رضا فرمود

«مَنْزِلَةُ الْفَقِيهِ فِي هَذَا الْوَقْتِ كَمَنْزِلَةِ الْأَنْبِيَاءِ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ.»

نام كتاب: الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام‏؛ نويسنده: منسوب به على بن موسى، امام هشتم عليه السلام‏ (تاريخ وفات مؤلف: 203 ق‏)، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، مشهد 1406 ق‏، ص338

جایگاه فقیه در این وقت شاید مراد زمان غیبت باشد جایگاه فقیه در وقت غیبت همانند جایگاه انبیاء «بنی اسرائیل» بوده است.

 روایت دیگر در «احتجاج طبرسی»، جلد 2، صفحه 264 حضرت فرمود بر این که علمای امت من

«قِيلَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) مَنْ خَيْرُ خَلْقِ اللَّهِ بَعْدَ أَئِمَّةِ الْهُدَى وَ مَصَابِيحِ الدُّجَى؟ قَالَ الْعُلَمَاءُ إِذَا صَلَحُوا‏»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج2، ص458

بهترین خلق خدا بعد از ائمه بزرگوار علما هستند.

 این همه روایت پشتوانه شد آقای «رحمانی» عزیز یانه. اگر خواستید حداقل سی، چهل روایت از منابع شیعه و اهل سنت نسبت به جایگاه فقیه در اسلام بیاورم، تا بدانید نظر اسلام چه است.

یا مثلا این روایت را از سنی ها پنجاه، شصت نفر نقل کردند

«الْمُلُوكُ حُكَّامٌ عَلَى النَّاسِ وَ الْعُلَمَاءُ حُكَّامٌ عَلَى الْمُلُوكِ.»

پادشاهان بر مردم سلطنت می کنند علماء بر پادشاهان حکومت می کنند.

عيون الأخبار؛ اسم المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم بن قتيبة الدينوري (المتوفى: 276هـ) الوفاة: 276، دار النشر: ، ج1، ص185

مجری:

سوالی در مورد انقلاب اسلامی داشتند نقل و روایتی داریم «انقلاب اسلامی ایران» مقدمه ظهور باشد ویژگی های که این انقلاب دارد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با این مطلب در کتاب «بحار الأنوار - مجلسی» و همچنین آقای «ابن خلدون» هم دارد جزء 51

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم‏ يَخْرُجُ نَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَيُوَطِّئُونَ لِلْمَهْدِيِّ يَعْنِي سُلْطَانَه‏»

مقدمة ابن خلدون؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن خلدون الحضرمي الوفاة: 808، دار النشر: دار القلم - بيروت - 1984، الطبعة: الخامسة، ج1، ص321

انسان های از مشرق زمین قیام می کنند و زمینه ظهور حضرت مهدی (ارواحنا فداه) را فراهم می کنند.

 در «معجم اوسط طبرانی»، جلد 1، صفحه 94:

«قال رسول الله يخرج قوم من قبل المشرق فيوطئون للمهدي سلطانه»

المعجم الأوسط؛ اسم المؤلف: أبو القاسم سليمان بن أحمد الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: دار الحرمين - القاهرة - 1415، تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد ,‏عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني، ج1، ص94، ح285

زمینه ساز قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) خواهند بود.

 باز روایت دیگری در «غیبت نعمانی» هست افرادی از مشرق زمین قیام می کنند به طرف حق دعوت می کنند اگر چنان چه توانستید ولو بر روی برف راه بروید به این ها بپیوندید.

این ها مطالبی است در منابع شیعه و سنی آمده است. روایتی که بعضی از بزرگواران استدلال کردند قبل از قیام حضرت مهدی دارد افرادی از مشرق زمین یا مردی از «قم» قیام می کند. «بحار الأنوار»، جلد 57

 «رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ»

مردی از اهل قم

«يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ»

مردم را به طرف حق دعوت می کند

«يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ»

افرادی اطراف او را می گیرند تحت فرمان او هستند مثل پاره آهن

«لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ»

بادهای تند وزنده این ها را به هیچ وجه جابجا نمی کند

«وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ»

از جنگ نمی ترسند!

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج57، ص216

در قضیه جنگ هشت ساله «ایران» در برابر تجاوز «صدام» حتی بچه های چهارده، پانزده ساله بالغ نبودند با دوز و کلکی شناسنامه هایشان را دستکاری می کردند تا جبهه بروند.

 الان افراد عزیزی که به «سوریه» می روند با چه عشقی آن جا می روند حتی افرادی که پانزده، بیست روز دیگر شب عروسیش است هر چه اصرار می کنند می گوید نه مادر می خواهم به «سوریه» بروم، به «سوریه» می رود شهید هم می شود پدر و مادرش هم خوشحال هستند.

امروز ظهر اخبار فیلمی را در «شبکه خبر» پخش کرد عزیزی عقد کرده بود بنا بود یک ماه دیگر عروسیش شود التماس کرد مادر دارم «سوریه» می روم دعا کن شهید شوم، رفت و شهید شد جالب بود نامزد او هم آمد حلقه ازدواجش را برای مردم «لبنان و غزه» داد.

 آیا: «وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ» از جنگ نمی ترسند و عشق به جنگ دارند یعنی به خانواده اش التماس می کند دعا کنید بروم شهید شوم.

 جناب آقای «رحمانی» بزرگوار آیا این ها را با همین روایت درست کرد یا نمی شود؟

در رابطه با ولایت فقیه آدرسی که از «امام (رضوان الله تعالی علیه)» برای تان دادم اگر به زبان «عربی» مسلط هستید آن جا «امام» چهارده، پانزده روایت از منابع شیعه و سنی پشتوانه ولایت فقیه نقل می کند.

یا آقای «محمد صدر» از فقهای بزرگ شیعه است کتابی به اسم «ماوراء الفقه» دارد، آن جا هم ایشان مفصل در رابطه با بحث ولایت فقیه یازده روایت می آورد.

 مرحوم «نراقی» در «عوائد الأیام» نوزده روایت پشتوانه ولایت فقیه آورده است.

برنامه ای که خودمان در «فیضیه» هر روز صبح ساعت 8 تا 9 داریم بحث مان در رابطه با ولایت فقیه و شبهات «وهابیت» است این را هم اگر بتوانید دنبال کنید که هم در «سایت ولی عصر» و هم در گروهی در «ایتا» است.

در «سایت ولی عصر» هر روز صوت و متن بحث مان را آن جا می گذارند اگر می خواهید در رابطه با ولایت فقیه، در رابطه با مهدویت حسابی قهرمان شوید این بحث ما را دنبال کن.

مجری:

استاد! آقای «بهادری» هم نکاتی را گفتند در مورد این که وظائف و ویژگی های جانشین پیامبر برخی از نکاتی که نسبت به خلفاء اشاره کردند و مؤلفه هایی که وجود نازنین امیر مؤمنان علی (علیه السلام) خلاصه و جان کلام شان این بود هر کسی شایستگی این جایگاه و مقام را ندارد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

از حضرت آیت الله «جوادی آملی» کلیپی در فضای مجازی پخش شده است البته چندین بار در این زمینه صحبت کردند ولی کلیپ جدیدشان خیلی زیبا بود. می گوید بحث خلافت، خلیفه وکیل مردم است یا جانشین پیغمبر است؟ اگر وکیل مردم است این ها در «سقیفه» وکیلی معین کردند و تمام شد. وکیل مردم است و شرایطی که مردم می خواهند باید او داشته باشد.

اگر نه وصی پیغمبر است وصی و جاشین پیغمبر باید ویژگی های پیغمبر را داشته باشد و مردم نمی توانند همچنین آدمی را انتخاب کنند. پیغمبر اکرم، معصوم بود جانشینش هم باید قطعاً معصوم باشد.

 پیغمبر اکرم ولایت تکوینی داشت این هم باید ولایت تکوینی داشته باشد چون پیغمبر جانشین خدا است همان طوری که خدا

(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ)

فرمان او چنين است که هرگاه چيزی را اراده کند، تنها به آن می ‌گويد: «موجود باش!»، آن نيز بی ‌درنگ موجود می ‌شود!

سوره یس (36): آیه 82

پیغمبرش هم باید این چنین باشد جانشین پیغمبرش هم باید این چنین باشد خدای عالم «علامُ الغیوب» است جانشین خدا باید «علامُ الغیوب» باشد جانشین پیغمبر هم باید «علامُ الغیوب» باشد.

کلیپ آیت الله «جوادی آدملی» خیلی زیبا، مؤدبانه، محترمانه و عوامانه بحث می کند. بحث علمی نمی کند از آقای «جوادی» خیلی کم دیدم این طور عوامانه به طوری که به گمانم یک بچه چهار، پنج ساله متوجه شود.

مجری:

معمولاً ایشان خیلی سنگین حرف می زند

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

شاید این کلیپ شان را چند بار گوش کردم خیلی برایم جالب بود. صحبت های ایشان در این کلیپ به قدری لذتبخش است آدم سیر نمی شود آخر سر مقداری مطالب سنگین مطرح می کند ولی آن ها را می توانیم توضیح بدهیم مراد ایشان از عبارت های که در رابطه با ویژگی های نبی مکرم دارد چه است ولی اولش همین است.

«رئیس جمهور» معاون اول انتخاب می کند معاون اول باید نسبت به رئیس جمهور سنخیتی داشته باشد. اگر کسی باشد اصلاً در فاز نیست مثلاً صاحب کارخانه، چوپان، باغبان و کشاورز بوده است همچنین آدمی را نمی آورند قائم مقام «رئیس جمهور» باشد.

قائم مقام یک «رئیس جمهور» یا وزیر باید ویژگی های خود «رئیس جمهور» را داشته باشد منویات او را در جامعه پیاده کند.

اگر خلیفه و امام جانشین پیغمبر است باید ویژگی های پیغمبر را داشته باشد پیغمبر جانشین و خلیفه خداست باید خلیفه خدا ویژگی های خدا را داشته باشد. ان شاء الله در رابطه با ولایت فقیه قول می دهیم بحث «حبل المتین» داریم به تناسب کل ادله ولایت فقیه را در این جا مستند برای بینندگان عزیزمان مطرح کنیم.

مجری:

ممنونم از شما حضرت استاد بزرگواری فرمودید ان شاءالله سایه تان مستدام باشد و همچنان بینندگان عزیز و مردم نازنین از فرمایشات و مطالب ارزشمند شما بتوانند استفاده کنند.

تشکر از شما دوستان عزیز که امشب هم برنامه «حبل المتین» را از این شبکه همراهی فرمودید، ان شاءالله که مورد عنایت و توجه شما قرار گرفته باشد... باز هم درخواست می کنیم از عزیزان شیعه و اهل سنت اهل تحقیق و مداقه باشید بروید و هر آن چه فکر می کنید برای اعتقادات تان برای آن چیزی که به آن ایمان دارید ممکن است یک جایی بلنگید و یا جایی ضعفی داشته باشید حتماً بروید کامل کنید و جامع بشود. خدا نگهدار!

 

 


بررسی ادعای میر شریف جرجانی در مورد خلافت حضرت علی علیه‌السلام و ابوبکر>

خلافت امامت امیرالمومنین علی ع حقایق تاریخی فاطمیه سوزاندن خانه تحدی تاریخ طبری ابوبکر بررسی ادعای جرجانی