سایر قسمت ها
چرا محدثین از نقل حدیث منزلت واهمه داشتند؟ آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و پنجاه و نهم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

برنامه «حبل المتین» - 25/08/1404 (قسمت دویست و پنجاه و نهم)

عنوان برنامه: چرا محدثین از نقل حدیث منزلت واهمه داشتند؟

کلیدواژه: حبل المتین؛ حدیث مناشده؛ ادله عقلی امامت؛ حدیث منزلت؛ اسناد حدیث؛ منزلت؛ صحابه و حدیث منزلت؛ عمر بن خطاب؛ جنگ خیبر؛ آیه مباهله؛ وضو؛ مسح؛ امامت؛ سعد بن أبی وقاص!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین و الائمة المعصومین

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها به عدد ما احاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

دوستان عزیز بیننده، همراهان گرانقدر، برادران و خواهران ایمانی خودم سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید به برنامه زنده «حبل المتین».

با افتخار در یک یکشنبه شب دیگر از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» این برنامه را تقدیم حضور شما می‌کنیم به این امید که در این ایام که عطر و بوی فاطمیه در کوچه‌ها و منازل ما پیچیده مورد عنایت و دعای حضرت مادر و حضرت امیرالمؤمنین قرار بگیریم.

این برنامه رسالت و وظیفه‌اش دفاع تمام قد از ولایت و امامت مولا امیر مؤمنان (سلام الله علیه) است.

روحی له الفداء که عشق می‌کنیم وقتی که نامش را بر زبان جاری می‌کنیم، وقتی که محبتش را در دلمان جا می‌دهیم، وقتی که از فضائل و کراماتش می گوییم، وقتی که از جایگاه امامت و خلافت و وصایتش دفاع می‌کنیم.

همه این‌ها برای ما شیعیان و محبان و ارادتمندان عشق است، صفاست، معرفت است، نورانیت است که ان شاءالله خدا از همه ما بپذیرد.

طبق معمول ما یکشنبه شب‌ها که خدمتتان می‌رسیم و البته قاعده برنامه‌های دیگر هم که در این زمان پخش می‌شود به این شکل است که بخشی از برنامه مباحث محتوایی تقدیم می‌شود که بحث ما درس‌هایی از امامت و ولایت است.

بخشی از برنامه همان شاءالله پاسخگوی سؤالات هستیم. احیاناً اگر بیننده‌ای نکته‌ای یا مطلبی دارد می‌تواند بیاید روی خط ارتباطی و مطالبش را بیان کند.

ما بارها گفتیم و تاکید می‌کنیم بازم در همین برنامه تاکید می‌کنیم که این تریبون و این برنامه اختصاص دارد به همه مخاطبین.

واقعاً این را عرض می‌کنم که دوستان اتاق فرمان و مدیریت عالی شبکه هم نگاه و توجهش همین هست که برای ما فرقی نمی‌کند کسی که روی خط می‌آید وهابیست، اهل سنت است یا پیرو کدام یک از مذاهب اهل سنت است.

اصلاً فرقی نمی‌کند در ایران یا خارج از ایران است، شیعه است یا غیر شیعه است. فرقی نمی‌کند! فرصت و فضا آماده هست برای کسانی که مایل هستند روی خط ارتباطی بیایند.

البته به موقع ان شاءالله راه‌های ارتباطی هم زیرنویس می‌شود و شما می‌توانید در برنامه مشارکت داشته باشید.

طبق معمول در محضر استاد عزیز و بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله، خوش آمدید؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت روزافزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.

ما طبق برنامه همیشگی‌مان آغاز عرایضمان را با نامی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می‌کنیم، باشد که گوشه چشمی هم به ما و بینندگان عزیز ما داشته باشند زیرا با یک گوشه چشمش همه مشکلات دین و دنیا و آخرت ما حل خواهد شد.

تنها نگشت خانه من قتلگاه من

جان داد پشت در پسر بیگناه من

بین من و مغیره خدایا تو حکم کن

ای روز دادخواهی من دادخواه من

جرمم چه بود بر بدنم تازیانه زد

در پیش دیده پسرم ای خدای من

مردم ز من به پیش علی شکوه می‌برند

تا نشنوند ناله و افغان و آه من

یابن الحسن! به خاطر مادرت زهرا عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان.

تو خود برای ظهورت دعا کن ای مولا

دعای ما که به خود هم نمی‌کند اثری

ای سبز پوش کعبه دل‌ها ظهور کن

از شیب تند قله غیبت عبور کن

درد فراق روی تو ما را ز غصه کشت

چشم انتظار عاشق خود را صبور کن

و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

مجری:

خیلی ممنونم حضرت استاد. طبق معمول همیشه یاد و نام حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها) ابتدای برنامه زینت بخش برنامه‌مان هست.

دعا می‌کنیم ان شاءالله خدا به حق حضرت فاطمه زهرا باران رحمت الهی را هم بر همه ما نازل کند به ویژه ایران عزیز و پر افتخارمان.

حتماً خبر دارید و اطلاع دارید و شنیدید در گوشه و کنار که شرایط، شرایط خوبی نیست. متاسفانه رویه مصرف آب هم در کشور ما درست نیست و کم آبی سختی در پیش رو داریم.

ان شاءالله به حق حضرت صدیقه طاهره و به حق این شب‌ها و روزهای غربت و مظلومیت امیرالمؤمنین خدا باران رحمتش را بر ما نازل کند.

عرض کردم که درس‌هایی از امامت و ولایت موضوع بحث و گفتگوی ما بود. رسیدیم به اینجا که وجود نازنین امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در شورای شش نفره مناشداتی داشتند و اونجا ادله‌ای را مبنی بر امامت و خلافت و وصایت و جانشینی خود بیان کردند.

حضرت امیرالمؤمنین فضائل خودشان را بیان کردند و بر هر فضیلتی که بیان می‌کردند از بقیه اقرار می‌گرفتند و همه به خداوندی خدا شهادت می‌دادند و فرمایشات امیرالمؤمنین را تأیید می‌کردند.

یکی از مباحثی که حضرت در آن شورای شش نفره بیان کردند حدیث منزلت بود. مدتی است گفتگو و بحث ما در برنامه «حبل المتین» حدیث منزلت هست.

کسانی که در خاطر شریفشان هست، یاد دارند که گفتیم اصلاً شأن بیان حدیث منزلت داستان جنگ تبوک و ماندن امیرالمؤمنین در مدینه به امر پیامبر و نرفتن همراه پیامبر و مباحثی که در مدینه مطرح شد بود و وجود نازنین پیامبر این حدیث را بیان فرمودند.

حدیث منزلت یکی از احادیث بسیار بسیار مهم و اساسی و کلیدی که جایگاه امامت و خلافت و وصایت امیرالمؤمنین را در واقع ثابت می‌کند و درشان و منزلت هیچ کسی و مثل چنین حدیثی نیامده است.

البته حالا در ادامه مباحثی را می گوییم گاهی بدل سازی کردند و در طول آن زمان بنی امیه کارخانه حدیث سازی داشتند، اما واقعیت تاریخ این است که پیامبر در مورد هیچ کسی چنین بیانی را نداشته است.

حضرت استاد اگر صلاح می دانید خلاصه‌ای از مباحث گذشته بفرمایید تا ان شاءالله مباحث جدید را عرض بکنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

همانطور که عزیزمان اشاره داشتند امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در شورای شش نفره که خلیفه دوم انتخاب کرده بود حضور پیدا کرد و در آنجا مطالبی فرمودند.

حضرت بیان کردند سخنانی خواهم گفت که نه عربی، نه عجمی، نه معاهدی و نه «» مشرکی توانایی رد کردن یکی این‌ها را هم نخواهد داشت.

همانطور که از کتاب «مناقب ابن مردویه» متوفای ۴۱۰ صفحه ۱۳۳ آوردیم، امیرالمؤمنین فرمودند:

«أمنکم أحد أخا رسول الله (صلی الله علیه وآله) ووزیره غیری؟»

آیا پیغمبر اکرم در حق کسی غیر از من عقد اخوت بست؟!

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا سوگند خیر.

«أمنکم أحد قال له رسول الله (صلی الله علیه وآله) هو منّی وأنا منه غیری؟»

آیا پیغمبر اکرم به کسی غیر از من گفت تو از من هستی من از تو هستم؟!

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا سوگند خیر.

همچنین در صفحه ۱۲۷ این کتاب باز با سند صحیح نقل کرده که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) این مسائل را مطرح می‌کند و حدیث منزلت را می‌فرماید و اشاره می‌کند: آیا در حق هیچ کدام از شما پنج نفر پیغمبر اکرم فرمود:

«أنشدکم بالله أمنکم من جعله رسول الله (صلی الله علیه وآله) من نفسه کهارون من موسی غیری؟»

به خدا سوگند آیا در میان شما غیر از من کسی هست که پیغمبر اکرم در حق او فرموده باشد که او برای من به منزله هارون برای حضرت موسی است؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا خیر.

مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)، نویسنده: أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، وفات: 410، رده: مصادر انساب ومعاجم مختلف، خطی: خیر، تحقیق: جمعه ورتبه وقدم له: عبد الرزاق محمد سین حرز الدین، چاپ: الثانیة، سال چاپ: 1424 - 1382 ش، چاپخانه: دار الحدیث، ناشر: دار الحدیث، شابک: 964-7489-08-0، ص 130 - 133، ح 162

«آجری» در کتاب «الشریعة» جلد ۴ صفحه ۲۵۸ این روایت را مفصل آورده است. این روایت در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» به طرق متعدد نقل شده است و آقایان هیچ راهی برای انکارش ندارند و تعبیرشان این است:

«جماعة من الصحابة وهو من اثبت الآثار وأصحها»

عده‌ای از صحابه این روایت را نقل کرده‌اند و آن صحیح‌ترین روایات است.

الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، اسم المؤلف: یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد آلبر، دار النشر: دار الجیل - بیروت - 1412، الطبعة: الأولی، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج 3، ص 1097، ح 1855

همچنین نقل می‌کنند پنج هزار سند برای حدیث منزلت داریم. در بعضی از کتاب‌ها که شاید امشب بتوانیم برسیم وقتی نقل می‌کنند، می گویند این فضیلتی است که هیچ کدام از صحابه در او شریک نیست و چنین فضیلتی برای او نیست.

ما اینها را مفصل مطرح کردیم و بعضی از شبهات «ابن تیمیه» و وهابیت را هم آوردیم که ادعا کردند پیغمبر اکرم افراد دیگری را هم در مدینه به عنوان خلیفه گذاشته بود.

آن‌ها ادعا کردند امیرالمؤمنین یک مرتبه در مدینه ماند برای در جنگ تبوک، اما بعضی‌ها یازده مرتبه یا بیشتر به جای پیغمبر که می‌رفت بیرون مکه نماز می‌خواندند.

ما عرض کردیم اولاً حدیث منزلت یک بار نبوده بلکه چندین بار در جنگ تبوک فرموده است، در حدیث اخوت فرموده است، در حدیث دار فرموده است، در میلاد امام حسن و امام حسین (سلام الله علیهما) فرموده است.

علاوه بر این در حق کدام یک از کسانی که پیغمبر اکرم در جای خود گذاشتند تا نماز بخواند فرموده‌اند:

«من نفسه کهارون من موسی»

یکی از آنها را به ما نشان بدهید یا کسانی را بیاورید که پیغمبر اکرم در حق او فرموده باشد:

«خلفتک أن تکون خلیفتی»

تو را جانشین خودم در مدینه قرار دادم تا تو بعد از من خلیفه من باشی.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 9، ص 110، باب منزلته رضی الله عنه

این‌ها شبهات زیادی مطرح کرده‌اند. من همین امروز داشتم ورق می‌زدم بعضی از این فایل‌هایی که داشتیم که دیدم این‌ها تقریباً نزدیک ۳۰ تا ۳۵ شبهه در رابطه با حدیث منزلت آورده‌اند که واقعاً حوصله‌ام سر رفت.

وقتی فهرست را دیدم و بعضی‌ها را نگاه کردم، واقعاً دل آدم به هم می‌خورد. حالا اگر یک شتر چران بیابان‌های ریاض یک حرفی بزند آدم گلایه نمی‌کند، زیرا آدم بی فرهنگی است.

در مقابل یک دفعه افرادی مثل «ابن تیمیه» و «ذهبی» و امثال آن‌ها حرف‌هایی می‌زنند که نمی‌دانم تعصب با این‌ها چکار کرده است. آیا این افراد احساس می‌کردند که یک قیامتی هم هست که قرآن کریم در وصف آن می‌فرماید:

(فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیراً یرَهُ وَ مَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ)

پس هر کس به اندازه سنگینی ذره‌ای کار خیر انجام داده آن را می‌بیند. و هر کس به اندازه ذره‌ای کار بد کرده آن را می‌بیند.

سوره زلزله (99): آیات 7 و 8

 

یا نه عقیده‌ای به قیامت نداشتند و فقط می‌خواستند یک عقیده‌ای برای خودشون درست کردند و از پریدن مگس هم بتوانند برای خودشان عقیده‌ای دست و پا کنند.

اینا خلاصه‌ای از بحثی بود که ما در جلسات گذشته عرض کردیم. من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنون و متشکرم. حالا شاید سوالی که اینجا خیلی مهم باشد و جا داشته باشد بنده عرض کنم و ان شاءالله حضرتعالی پاسخ بفرمایید این است که چرا محدثین از نقل حدیث منزلت واهمه داشتند؟! علت این ترس و واهمه چه بود؟!

موضوع: مباحثی پیرامون علت ترس محدثین از نقل حدیث منزلت

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با این قضیه نمی‌دانیم چه بگوییم. این‌ها سندا که نتوانستند اشکالی وارد کنند چون «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» با طرق متعدد آورده است. آن‌ها دلالتاً هم دیدند که هیچ راه گریزی ندارد.

بنابراین گفتند تلاش کنیم حداقل این حدیث به گوش دیگران نرسد و مردم متوجه نشوند که پیغمبر اکرم در رابطه با حضرت علی فرمود:

«وأنت منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی»

جایگاه تو نسبت به من جایگاه هارون نسبت به حضرت موسی است، با این تفاوت که بعد از من پیغمبری نمی‌آید.

المناقب، نویسنده: الموفق الخوارزمی، وفات: 568، رده: مصادر سیره پیامبر وائمه (ع)، خطی: خیر، تحقیق: الشیخ مالک المحمودی - مؤسسة سید الشهداء (ع)، چاپ: الثانیة، سال چاپ: ربیع الثانی 1414، چاپخانه: مؤسسة النشر الإسلامی، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ص 158، ح 188

ملاحظه بفرمایید «شرح مذاهب اهل السنة» اثر «ابن شاهین» که آدم بسیار منصفی است، مطرح شده است. ایشان با اینکه سنی است و نسبت به ابوبکر و عمر و عثمان خیلی حرف زده است، از او گلایه نمی‌کنیم زیرا عقیده اوست.

در مقابل نسبت به امیرالمؤمنین خیلی جانانه حرف می زند. ایشان خیلی از روایات را می‌آورد و می‌گوید: در این روایت و فضیلت کسی با علی همتا نیست.

در اینجا هم در صفحه ۷۴ از قول «عامر بن سعد» نقل می‌کند که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«أنت منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی»

جایگاه تو نسبت به من جایگاه هارون نسبت به حضرت موسی است، با این تفاوت که بعد از من پیغمبری نمی‌آید.

جماعتی نظیر امیرالمؤمنین، «سعد بن ابی وقاص»، «عقیل»، «ابن عباس» عموی امیرالمؤمنین و «ام سلمه» از پیغمبر اکرم نقل کرده است؛

«وتفرد علی بن أبی طالب بهذه الفضیلة لم یشرکه فی‌ها أحد»

در اینکه این روایت تنها در حق علی نازل شده است، احدی در این فضیلت همتای علی نیست.

ایشان نسبت به سند روایت هم می‌نویسد:

«حدیث صحیح»

جالب این هست در همان حدیث ۷۹ «سعید بن مسیب» که از «عامر بن سعد بن ابی وقاص» شنیده است، می‌گوید:

«فلقیت سعدا فقلت له إن عامرا ابنک حدثنی»

پسر عامر چنین روایتی را نقل کرده است.

یعنی اطمینان ندارد!

«فأومأ بیده إلی أذنه ثم قال صکتا إن لم أکن سمعته من رسول الله»

سعد بن ابی وقاص دستش را بر گوش‌هایش گذاشت و گفت: من با این دو تا گوش‌هایم شنیدم و اگر دروغ بگویم هر دو گوشم کر شود.

شرح مذاهب أهل السنة ومعرفة شرائع الدین والتمسک بالسنن، اسم المؤلف: أبی حفص عمر بن أحمد بن عثمان بن شاهین، دار النشر: مؤسسة قرطبة للنشر والتوزیع - 1415 هـ - 1995 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل بن محمد، ج 1، ص 74، ح 79

یعنی با وجود جوی که بوده است، آن‌ها باور نمی‌کردند که نبی مکرم اسلام چنین روایتی در رابطه با علی بن أبی طالب گفته باشد. با اینکه «عامر بن سعد» ثقه و مورد اعتماد اهل سنت هست و در او شک و شبهه‌ای نیست.

در کتاب «معرفة الثقات» اثر آقای «عجلی» متوفای ۲۶۱ هجری هم مطلبی آمده است. یعنی در حقیقت آقای «عجلی» ایام امام هادی و امام حسن عسکری و ایام غیبت صغری را هم درک کرده است. ایشان از قول «موسی جهنی» می‌نویسد:

«جاءنی عمرو بن قیس الملائی وسفیان الثوری فقالا لی»

عمرو بن قیس ملائی و سفیان ثوری نزد من آمدند و به من گفتند:

«سفیان ثوری» یکی از بزرگان اهل سنت است و تعابیری درباره او دارند که شبیه به پیامبران اولوالعزم تعظیمش می‌کنند.

«لا تحدث بهذا الحدیث بالکوفة»

در کوفه این روایت را نقل نکن.

«أن النبی قال لعلی أنت منی بمنزلة هارون من موسی»

معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم، اسم المؤلف: أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح العجلی الکوفی نزیل طرابلس الغرب، دار النشر: مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة - 1405 - 1985، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ج 2، ص 183، ح 1402

مگر حدیث پیغمبر اکرم مواد مخدر، افیون یا هروئین هست که ما سرپوش بگذاریم و برای دیگران نقل نکنیم؟! نستجیر بالله مگر احادیث پیغمبر اکرم کفریات است که آن را نقل نکنیم؟! چرا؟! روی چه اصلی «لا تحدث بهذا الحدیث بالکوفة»؟!

آن‌ها می‌دانند کوفه مرکز شیعه بوده و شیعه‌ها برای شنیدن اینطور احادیث جان می‌دادند، فدایی می‌دادند!!

شما ببینید بعضی از اصحاب امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را بالای دار می‌برند و دست و پایشان را قطع می‌کنند، اما می‌گوید: ای مردم! همین چند لحظه‌ای که من عمر دارم جمع شوید تا در رابطه با علی حرف بزنم.

این‌ها وحشت داشتند که این حدیث به هوش مردم برسد. در کتاب «تاریخ دمشق» جلد ۴۲ صفحه ۱۸۵ آمده است که «قیس ملایی» و «سفیان ثوری» گفت:

«جاءنی عمرو بن قیس الملائی وسفیان الثوری فقالا لی لا تحدث هذا الحدیث فی الکوفة أن النبی قال لعلی أنت منی بمنزلة هارن من موسی»

سپس می‌نویسد:

«وإنما کرها روایته بالکوفة»

آن‌ها کراهت داشتند که حدیث منزلت در کوفه مطرح شود.

«لئلا یحمل علی غیر جهته المعروفة»

تا شیعیان کوفه از این روایت برای خلافت علی استدلال نکنند.

«ویظن أنه نصر علی علی بالخلافة»

و تصور می‌کردند حدیث منزلت به آنها کمک می‌کند برای اثبات خلافت امیرالمؤمنین.

«وإنما أراد به تولیته المدینة واستخلافه \ ح \»

پیغمبر اکرم می‌خواست که امیرالمؤمنین در این شصت روز در مدینه بماند و خلیفه پیغمبر در مدینه باشد.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 42، ص 185، باب آخر الجزء الثانی والتسعین بعد الأربعمائة من الفرع

در اینجا شما آمدی مطرح کردی، اما در موارد متعددی که این مسائل مطرح شده را می‌خواهید چه کار کنید؟! در حدیث اخوت و حدیث منزلت مطرح شده است. آنجا مال چه بوده است؟! آنجا هم پیغمبر اکرم می‌خواست علی در مدینه یا در مکه بماند؟!

رسول اکرم در میلاد امام حسن مجتبی و امام حسین این روایت را فرموده و موارد متعددی که این حدیث آمده است. آن‌ها را می‌خواهید چه کار کنید؟!

ما نزدیک به ده تا دوازده مورد شمردیم که حدیث منزلت از زبان مبارک نبی مکرم اسلام صادر شده است. حالا یک مورد را توانستید در کوفه نگویید. دیگر موارد را می‌خواهید چکار کنید؟! در روایت دیگر آمده است:

«خلفتک أن تکون خلیفتی»

تو را جانشین خودم در مدینه قرار دادم تا تو بعد از من خلیفه من باشی.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 9، ص 110، باب منزلته رضی الله عنه

حضرت در روایت دیگر می‌فرماید:

«فإن المدینة لا تصلح إلا بی أو بک»

مدینه جز با من و یا با تو قابل اصلاح نیست.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 2، ص 367، ح 3294

 اگر پیغمبر اکرم در مدینه می‌ماند، شما بازهم این شبهات مطرح می‌کردید؟! حتماً ادعا می‌کردید پیغمبر اکرم در مدینه مانده و این دلیل بر نبوت پیغمبر اکرم نیست. این زبان است و دائماً می‌چرخد!!

فقط من مشکلم این هست که فردای قیامت این افراد چه جوابی می‌توانند داشته باشند؟!

بازهم در کتاب «مسند احمد بن حنبل» مطلبی آمده که قلب انسان را به درد می‌آورد. در این کتاب جلد اول صفحه 177 آمده است «ابن مسیب» می‌گوید پسر «سعد بن ابی وقاص» از پدرش نقل کرد:

«فقلت حَدِیثاً حدثنیه عَنْک حین اسْتَخْلَفَ رسول اللَّهِ عَلِیا رضی الله عنه علی الْمَدِینَةِ قال»

وقتی پیغمبر اکرم علی بن أبی طالب را در مدینه به عنوان جانشین گذاشت حدیثی گفت.

«فَغَضِبَ فقال من حَدَّثَک بِهِ»

او غضبناک شد و گفت: چه کسی چنین حدیثی به تو گفته است؟!

عجیب وحشت دارند!!

«فَکرِهْتُ ان أُخْبِرَهُ ان ابْنَهَ حَدَّثَنِیهِ فَیغْضَبَ علیه»

ترسیدم بگویم پسرت این حدیث را گفته و او با پسرش دعوا کند.

«شعبی» که او را امیرالمؤمنین فی الحدیث می‌نامیدند می‌گوید: دوستان علی از ترس قتل و حکومتیان جرئت نمی‌کردند فضائل علی را بیان کنند و دشمنان علی از بغضی که از علی داشتند احادیث علی را مطرح نمی‌کرد.

با تمام این احوالات فضیلت علی بن أبی طالب (سلام الله علیه) شرق غرب عالم را پر کرده است!

آیت الله الظمی صافی گلپایگانی وقتی در رابطه با امامت اثنا عشر و احادیثی که در رابطه با امامت امیرالمؤمنین تا حضرت مهدی است تحقیق می‌کند، بیش از ۵۰۰۰ روایت نقل می‌کند.

آیا این همان حرفی نیست که ایشان می‌گوید فضائل علی بن أبی طالب شرق و غرب عالم را پر کرده است؟! می‌خواهید چه کار کنید؟!

(یرِیدُونَ أَنْ یطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِم)

آن‌ها می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند.

(وَ یأْبَی اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کرِهَ الْکافِرُون)

ولی خدا جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل کند هر چند کافران کراهت داشته باشند.

سوره توبه (9): آیه 32

این افراد خوششان بیاید یا خوششان نیاید خدا نور خودش را در سراسر جهان پخش می‌کند. «ابن مسیب» نقل می‌کند که من ترسیدم که بگویم پسرت به من گفته و او غضب کند.

بعد که قدری نرم شد و خاطر جمع شد که من نمی‌روم علیه او به حکومت حرفی بزنم. خیلی از این‌ها هم میگویند آقا جان این چیزایی که می‌شنوید در خونه‌هایتان مطرح کنید. مبادا جلوی مردم از ما روایت نقل کنید. خیلی درد آور است!

«ثُمَّ قالان رَسُولَ اللَّهِ حین خَرَجَ فی غَزْوَةِ تَبُوک اسْتَخْلَفَ عَلِیا رضی الله عنه علی الْمَدِینَةِ»

سپس گفت: در غزوه تبوک پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) علی بن أبی طالب را در مدینه گذاشت.

«فقال علی یا رَسُولَ اللَّهِ ما کنت أُحِبُّ أَنْ تَخْرُجَ وَجْهاً الا وأنا مَعَک فقال أو ما تَرْضَی ان تَکونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَی غیر انه لاَ نبی بعدی»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 177، ح 1532

همچنین این عبارت را ببینید. در کتاب «فضائل الصحابة» اثر «احمد بن حنبل» روایتی با سند صحیح نقل شده است. ایشان می‌نویسد:

«حدثنی بن لسعد بن أبی وقاص عن أبیه قال فدخلت علی سعد فقلت حدیث حدثته عنک حدثنیه حین استخلف النبی علیا علی المدینة»

سپس می‌نویسد:

«قال فغضب سعد وقال من حدثک به»

سعد غضبناک شد و گفت: چه کسی چنین حرفی به تو گفته است؟!

«فکرهت ان أخبره ان ابنه حدثنیه فیغضب علیه»

ترسیدم بگویم پسرت این حدیث را گفته و او با پسرش دعوا کند.

«ثم قالان رسول الله حین خرج فی غزوة تبوک استخلف علیا علی المدینة فقال علی یا رسول الله ما کنت أحب ان تخرج وجها الا وأنا معک فقال أو ما ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی غیر انه لا نبی بعدی»

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 567، ح 956

آقای «ابو نعیم اصفهانی» کتابی به نام «فضائل الخلفاء الاربعة» دارد که کتاب بدی نیست. حال ما کاری نداریم که نسبت به سه خلیفه چه آورده و چه نیاورده است، ولی نسبت به امیرالمؤمنین تا حدودی یک پنج درصد منصفانه کار کرده است.

ایشان هم در صفحه ۳۸ همین تعبیر را نقل می‌کند. جالب این هست که در کتاب «السنة» اثر «احمد بن محمد بن خلال» متوفای ۳۱۱ هم مطلبی آمده است.

ایشان معاصر «کلینی» بوده که متوفای 329 هجری است. «خلال» هم باز از قافله عقب نمانده و می‌گوید:

«سألت أبا عبدالله عن قول النبی لعلی أنت منی بمنزلة هارون من موسی أیش تفسیرة»

از «احمد بن حنبل» پرسیدم پیغمبر اکرم که فرمود: یا علی! جایگاه تو نزد من همانند جایگاه هارون در نزد حضرت موسی است. مراد از این قول چیست؟!

«قال أسکت عن هذا لا تسأل عن ذا الخبر کما جاء إسناده»

او گفت: حرف نزن، ساکت شو. در مورد این حدیث از من سؤال نکن. این خبر را همانند دیگران نقل کن.

«إسناده صحیح»

السنة، اسم المؤلف: أبو بکر أحمد بن محمد بن هارون بن یزید الخلال، دار النشر: دار الرایة - الریاض - 1410 هـ - 1989 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د.عطیة الزهرانی، ج 2، ص 347، ح 460

وقتی این حرف آقای «احمد بن حنبل» است، ما چه توقعی از دیگران داریم!! «احمد بن حنبل» زحمت زیاد کشید، با حکومت‌ها در افتاد، زندان رفت و شلاق خورد.

حتی در رابطه با اینکه امیرالمؤمنین خلیفه چهارم هست، یکی از کسانی که این طرح را ریخت «احمد بن حنبل» بود.

یعنی شما حساب کنید از زمان معاویه این شجره ملعونه در قرآن تا سال 230 و 240 هجری کسی جرئت نمی‌کرد بگوید علی بن أبی طالب خلیفه است.

مردم بالای منبر علی سب می‌کنند، شتم می‌کنند، در قنوت نمازشان امیرالمؤمنین را سب و شتم می‌کنند، در خطبه نماز جمعه امیرالمؤمنین را سب و شتم می‌کنند.

مگر کسی جرات می‌کند بگوید علی بن أبی طالب خلیفه است؟! اگر علی بن أبی طالب خلیفه است چرا دارند آن بزرگوار را سب و شتم می‌کنند؟! «احمد بن حنبل» آمد و گفت:

«وقال أحمد من لم یربع بعلی فی الخلافة فهو أضل من حمار أهله»

هرکسی علی را به عنوان خلیفه چهارم نشمارد، از الاغ طویله‌اش گمراه‌تر است.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 4، ص 402، فصل قال الرافضی مع أن رسول الله لعن معاویة الطلیق بن الطلیق اللعین بن اللعین

علی را چه دیدی؟!! کرم علی بن أبی طالب می‌جوشد و تمام عالم هستی را فرا می‌گیرد. «احمد بن حنبل» که عددی نیست. شاید فردای قیامت به خاطر همین حرف خود مورد عنایت حضرت امیرالمؤمنین قرار بگیرد و قطعاً هم این چنین است.

حتی اگر نواصب جمله‌ای در رابطه با امیرالمؤمنین بگویند و یک احترامی به حضرت علی داشته باشند اجر آنها را در همین دنیا یا در آخرت کرم می‌کند.

بنابراین با همه این احوالات «احمد بن حنبل» به خاطر ترس از حکومت‌ها یا به سبب اینکه این احادیث باعث شود مردم علی بن أبی طالب را نسبت به ابوبکر و عمر مقدم بدارد این حرف را مطرح کرد.

آن‌ها که چنین فضیلتی نداشتند. وقتی این فضائل در رابطه با آنها گفته می‌شود، آن‌ها مقداری احساس می‌کنند که چرا در رابطه با ابوبکر و عمر و عثمان همچین حرفی نزده است.

در میان انبیاء الهی تنها پیغمبری که وصی‌اش در قرآن کریم مفصل مطرح شد حضرت موسی است.

اگر شما از حضرت ابراهیم تا حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) ملاحظه کنید، هیچ کدام بحث وصایت و خلافتش مثل حضرت موسی نبود. حضرت موسی تقاضا می‌کند:

(وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی)

وزیری از خاندانم برای من قرار بده.

(هارُونَ أَخِی)

برادرم هارون را.

(اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی)

به وسیله او پشتم را محکم کن.

(وَ أَشْرِکهُ فِی أَمْرِی)

و او را در کار من شریک گردان.

سوره طه (20): آیات 29 تا 32

حضرت موسی خطاب به هارون می‌فرماید:

(هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ)

جانشین من در میان قوم من باش و (آن‌ها را) اصلاح کن و از روش مفسدان پیروی منما.

سوره اعراف (7): آیه 142

یعنی تنها پیغمبر و وصی پیغمبر که در قرآن آمده دو بزرگوار است. رسول اکرم هم آمده امیرالمؤمنین را به هارون تشبیه کرده و خود را هم به حضرت موسی تشبیه کرده است.

این یک امر خیلی بزرگی است و این جز خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بیانگر چیزی نیست.

الان شما ببینید من دیشب داشتم مطالب «فیصل نور (علیه ما علیه)» را مطالعه می‌کردم که دیدم به قدری حرف‌های مزخرف و حرف‌های بی اساس مطرح کرده که انسان مبهوت می‌ماند.

یعنی شاید نزدیک به دویست صفحه شبهه در رابطه با حدیث منزلت آورده است. من نمی‌دانم این‌ها دنبال چه هستند و چه کار می‌خواهند کنند.

روزی خدمت آیت الله العظمی سبحانی بودیم. ایشان نامه‌ای از «فیصل نور» که یکی از بزرگان عربستان است را به من نشان داد که و گفت که او نزدیک به دویست جلد از کتاب‌های مرا زیر و رو کردند و سطر به سطر خواندند.

آیت الله العظمی سبحانی بیان کردند که او می‌گوید: شما در این کتاب‌ها در رابطه با شهادت حضرت فاطمه زهرا این مطلب را گفتید، در رابطه با عمر بن خطاب این مطلب را گفتید، در رابطه با ابوبکر این را گفتید، در رابطه با علی بن أبی طالب این را گفتید.

تمام آنچه را که به ذهن خودشان نقطه ضعف برای من بوده همه را در یک جزوه تقریباً هفتاد تا هشتاد صفحه‌ای آورده بود که عصاره‌ای از کتاب‌های آیت الله العظمی سبحانی بود.

ثم ماذا؟! اگر مرد هستید وقتی همین آقای سبحان گفتند بیاید مناظره کنیم، چرا نرفتید؟! حتماً از مناظره می‌ترسید. آیت الله العظمی صافی دعتوت به مناظره کردند، آیت الله العظمی مکارم شیرازی دعوت به مناظره کردند.

این بزرگواران عصاره شیعه در عصر حاضر هستند، سخن این بزرگواران سخن شیعه است. حالا اگر بنده یک حرفی می‌زنم، شاید فردا اشتباه کنم. حرف من حساب مذهب نیست ولی حرف مراجع حرف مذهب است.

مراجع اعلام کردند که اگر شما راست می گویید بیاید با هم بنشینیم و دوستانه صحبتی کنیم و ببینیم قضیه چیست. اینکه شما دارید از مناظره و گفتگوی دوستانه علمی فرار می‌کنید خود نشان می‌دهد که به قول عوام چیزی در چنته ندارید.

مناظره کردن همان و رسوا شدن شما هم همان!!! آقای «عبدالله حیدری» همین آقایی که مدتی در افغانستان مشغول شیعه کشی بود، اوایل در «شبکه نور» و «شبکه کلمه» ادعا می‌کرد که من با آیت الله ناصر مکارم شیرازی مناظره کردم و او را محکوم کردم.

همچنین ادعا می‌کرد که «شیخ حسین نوری» را محکوم کردم، «شیخ جعفر سبحانی» را محکوم کردم.

من بارها گفتم ما در آن سفری که آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله نوری همدانی در مدینه بودند، بنده هم آنجا در مدینه بودم. هتل ما با هتل آیت الله العظمی نوری یک جا بود.

ایشان به آنجا آمد، قدری نشست و چهار تا سؤال کرد و بلند شد و رفت. آیت الله العظمی مکارم گفتند که ایشان آمد چند سؤال پرسید و اصلاً حرفی نزد، بلند شد و رفت. حال ایشان ادعا می‌کند که من با مراجع مناظره کردم و آنها را محکوم کردم.

نمی‌دانیم این افراد در توهماتشان سیر می‌کنند و خوششان می‌آید!!! بنده به ایشان گفتم: آقا جان! ما شاگرد مراجع هستیم. ما که ندیدیم شما با این آقایان مناظره کردید و جواب دادید.

شما هم شبکه دارید، ما هم شبکه داریم. بیایید شبکه به شبکه با هم مناظره کنیم. شما دوستان عزیز در اینترنت عبارت "قزوینی + حیدری + مناظره" را سرچ کنید. ایشان هر موضوعی معین کرد ما قبول کردیم.

بنده گفتم: تنها شرط من این است که در این مناظره توهین نشود. من تنها یک شرط داشتم و گفتم توهین به مقدسات شیعه نشود. من هم توهین به مقدسات اهل سنت نمی‌کنم.

ایشان شب آخری که دیگر بعد از آن شب رفت، در حاشیه گفت: من از آیت الله حسینی می‌ترسم و از عکس ایشان هم می‌ترسم.

والا ما لولو نیستیم که شما از ما بترسید. ما در قم هستیم، شما هم در امارات یا عربستان سعودی هستید. ما تلفنی از طریق ماهواره داریم مناظره می‌کنیم.

من گفتم: این آقا می‌ترسد از اینکه مشتش باز شود و به همه ثابت شود که بی‌سواد است و در توهمات خودش دارد همینطوری دور می‌زند.

الاغ‌هایی که در قدیم به آسیاب آبی می‌بستند، چشمش را می‌بستند و دور می‌زد و این سنگ را می‌چرخاند. این افراد هم روی تصورات و توهمات خودشان همینطور دارند دور می‌زنند و یک حرف درست و حسابی ندارد.

ایشان ظاهراً به جایی رسید که الآن دو سه سال است دیگر در آن شبکه هم برنامه ندارد.

ببینید دوستان عزیز و جوانان شیعه! آیا همین کفایت نمی‌کند که یقین کنیید اعتقاداتتان به حق است و مخالفین تو حاضر نیستند علمایشان بیایند با علمای ما بحث کنند. بزرگان و مفتیان مخالفین شما وحشت دارند با مراجع ما با هم بنشینند مناظره کنند.

«مراد زهی» یکی از علمای زاهدان که سی تا چهل جلد کتاب هم نوشته بود، آمد در «شبکه سلام» با ما مناظره کرد. بعد از این مناظره علمای اهل سنت این بنده خدا را له و لورده کردند.

آن‌ها شدیداً او را مذمت کردند و به او توهین کردند که آبروی ما را بردی، آبروی اهل سنت را بردی.

بابا ایشان آبروی شما را برد! آقا یکی از کسانی که آبروی شما را نمی‌برد بیاید با هم مناظره کنیم. خودتان یک نفر را انتخاب بکنید بیاید با هم مناظره کنیم.

ما هیچ شرطی نداریم. تنها شرط ما این است که توهین نشود و مؤدبانه و محترمانه مناظره کنیم. به فرموده قرآن کریم:

(فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَینا)

اما به نرمی با او سخن بگوئید.

سوره طه (20): آیه 44

باشد. ما تنها یک شرط داریم. این را دوستان ما به این آقایان اعلام کنند. من شاید ۵۰ بار گفتم. آقای «خدمتی» مسئول آن شبکه است و ما هم مسئول این شبکه هستیم.

ما قبلاً که مسئول «شبکه ولایت» بودیم، گفتیم حداقل علم و مدرک را کنار می‌گذاریم و به عنوان مسئول دو تا شبکه با هم بیایند مناظره کنیم. حتی یکی از این دوستان ما از اهواز گفت: من حاضرم ۵۰۰ میلیون تومن به «خدمتی» بدهم تا برای مناظره بیاید.

الآن هم حاضر است این مبلغ را بدهد. اگر آقای «خدمتی» تشریف بیاورند شبکه به شبکه مناظره شود ایشان این پول را پرداخت می‌کند. آن زمان ۵۰۰ میلیون تومان خیلی پول بود، الان با این وضع دلار پول زیادی نیست.

حال ما می گوییم ایشان این پول را دو برابر کند و یک میلیارد تومان به ایشان بدهد تا تشریف بیاورند با همدیگر دوستانه صحبت کنیم. ما هم قول می‌دهیم به ایشان که از امارات تکان نخورند، قم تشریف نیاورند، مثلاً شهر دیگر نرویم یا اینجا تشریف نیاورند.

اگر اینجا هم تشریف بیاورند قدمشان روی چشم ما. ما حاضریم بهترین هتل‌های قم را در حد توانمان اجاره کنیم تا با خانم و بچه‌هایشان بیایند اینجا ما پذیرایی هم می‌کنیم. ایشان هر شب یک ساعت بیایند با هم گفتگوی علمی و دوستانه داشته باشیم.

بنده هم تضمین می‌کنم اگر آقای «خدمتی» تشریف بیاورند مسئولین هیچ تعرضی به جنابعالی نداشته باشد. از این بهتر؟!

آقایانی که عرض ما را می‌شنوند و با آنها تماس می‌گیرند، این عرض ما را به آنها ابلاغ کنند. من در خدمت حضرت عالی هستم.

مجری:

ممنونم از شما حضرت استاد. ان شاءالله گفتگو را باز هم ادامه خواهیم داد. ما همان اول برنامه تاکید کردیم و الان هم باز می گویم و دوستان هم راه‌های ارتباطی را برای شما زیرنویس می‌کنند.

استاد محترم آیت الله حسینی قزوینی که به عنوان مدیر محترم «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» بیان فرمودند.

حالا آن بحث مناظره و اینها سر جای خودش ولی فعلاً فرصت تلفنی برای همه مخاطبین اعم از عزیزان شیعه، عزیزان اهل سنت یا آقایان وهابی فراهم هست که باقیمانده برنامه را ما می‌توانیم در خدمتشان باشیم.

البته من سؤالات و مباحثی را دارم کهان شاءالله اگر فرصت شد آنها را مطرح خواهم کرد، اما این لحظات برنامه را می‌خواهیم متبرک بکنیم به نام نامی حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها).

یا فاطمه‌ای منشأ خیر و برکات

حب تو بود قبولی صوم و صلات

فرمود نبی خدا گناهش بخشد

هر کس که برای تو فرستد صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علیک أیتها الصدیقة الشهیدة

قبول باشد ان شاءالله عزاداری‌های عزیزانی که این روزها و شب‌ها آماده می‌شوند برای فاطمیه دوم و هفته آینده مثل چنین شبی شب شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به نقل ۹۵ روز بعد از رحلت پیامبر هست.

برخی از مجالس و محافل از پنجشنبه و جمعه آغاز می‌شود. البته مثل شهر مقدس قم که از فاطمیه اول مجالس و محافل عزاداری همینطور ادامه داشته تا فاطمیه دوم.

ان شاءالله که بتوانیم با لطف و عنایت و مرحمت حضرت مادر رزق و روزی سالیانه خودمان را بگیریم. رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند که ما رزق سالمان را از فاطمیه و روضه‌های حضرت فاطمه زهرا می‌گیریم.

تماس‌های بینندگان برنامه:

از این لحظه به بعد در خدمت مخاطبین هستیم. آقای احمدی از یاسوج روی خط ارتباطی هستند. خدمتتان سلام عرض می‌کنم، بفرمایید:

بیننده (آقای احمدی از یاسوج – شیعه):

عرض سلام و درود خدمت حضرت استاد سید بزرگوار و حضرتعالی و همه عزیزان «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

من قبل از اینکه موضوع را خدمتتان عرض بکنم، البته نه «خدمتی» بلکه صدها و هزار نفر مثل «خدمتی» به نظر من به گرد پای حضرت آیت الله قزوینی نمی‌رسند و یکی هم جرئت نمی‌کنند که با ایشان وارد مناظره شوند، چون اینها از قبل شکست خورده‌اند.

«خالد بن ولید» یکی از پرچمداران و فرماندهان لشکر کفر بود و یکی از مشرکینی بود که در جنگ احد تعدادی از اصحاب رسول خدا را به شهادت رساند و بعد هم از روی ضعف و ناچاری که داشت ظاهراً وارد اسلام شد.

ورود نامبارک او به دایره اسلام نه فقط سودی برای اسلام و مسلمین نداشت، بلکه خطری بزرگ بود و ضرر و خسارات زیادی را هم به بار آورد

زمانی لقب سیف الله به او داده شد که «مالک بن نویره» و قبیله‌اش را به ناحق قتل عام کرد، حتی ظاهر اسلامی را هم رعایت نکرد.

او نگذاشت که همسر «مالک بن نویره» مدت عده‌اش طبق موازین شرعی به سر آید و گذشته از این از راه نامشروع به آن زن تجاوز کرد و لقب سیف الله بودن برای او یک مدالی از طرف ابوبکر و عمر بوده است.

حضرتعالی قولی دادید که در رابطه با عشره مبشره یک توضیح کلی بفرمایید، اما فرصت نشد.

البته به جز مولا امیرالمؤمنین امام علی (سلام الله علیه) که جایگاه و منزلت او در نزد خدا و نزد رسول خدا یک جایگاه خاصی است، اما راجع به نُه نفر دیگری که اهل تسنن ذکر کردند شک و تردیدهای جدی وجود دارد. اگر توضیح بفرمایید از شما ممنونم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خداوند متعال یار و نگهدار همه شما عزیزان باشد.

مجری:

خیلی ممنونم از شما آقای احمدی، موفق باشید. آقای بهادری بیننده عزیز بعدیمون از کرج روی خط ارتباطی هستند. آقای بهادری خدمتتان سلام عرض می‌کنم، بفرمایید:

بیننده (آقای بهادری از کرج – شیعه):

علیکم السلام و رحمة الله. عرض سلام مجدد دارم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی و جناب حاج علی اسماعیلی.

مجری:

ممنون.

بیننده:

ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را تسلیت عرض می‌کنم. حضرت استاد رسول خدا در آخرین حج که خودشان در عرفات رو به صحابه کردند و فرمودند:

«إنی تارک فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدی أحدهما أعظم من الآخر کتاب الله حبل ممدود من السماء إلی الأرض والآخر عترتی أهل بیتی ولن یفترقا حتی یردا علی الحوض»

تفسیر القرآن العظیم، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی أبو الفداء، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1401، ج 4، ص 114، باب الشوری: (23 - 24) ذلک الذی یبشر... ..

تعدادی صحابه وقتی این سخن را از زبان پیغمبر اکرم شنیدند، رفتند در کنار خانه کعبه یک صحیفه نامه نوشتند و پیمان بستند که به هر قیمتی شده ما نخواهیم گذاشت علی بن أبی طالب به قدرت برسد.

این صحیفه ملعونه را در کنار خانه خدا نوشتند و در درون کعبه خاک کردند. سه نفری که از آقایان امضا کردند، خلیفه اول و خلیفه دوم و «ابو عبیده جراح» گورکن مدینه بود. این اتفاقی بود که در سقیفه افتاد و پشتیبانی این کودتا صددرصد یهودیان بودند.

به عنوان مثال افرادی مثل «عبدالله بن سلام»، «زید بن ثابت»، «عسیة بن صحه» یهودی به قریشی‌ها مانند آقای ابوبکر، عمر بن خطاب، «ابو عبیده جراح» و دیگران گفتند: شما در دو جبهه برای به قدرت رسیدن نجنگید.

اول قبیله اوس را به وسیله پول یعنی رشوه همراه خودتان کنید و بعد قبیله خزرج را با خود همراه کنید و همین کار را هم کردند. وقتی رئیس قبیله خزرج یعنی «سعد بن عباده» زیر بار این پول‌ها نرفت او را ترور کردند.

قریشی‌ها امثال ابوبکر و عمر و دیگران وقتی دیدند انصار به خاطر واگذاری خلافت بعد از پیامبر همکاری کردند از آنها تشکر کردند.

بعد از گذشت یکی دو روز از وفات پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امام علی و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شبانه درب خانه انصار رفتند و از انصار جواب رد شنیدند.

یعنی امام از اهل مدینه و قریش بی وفایی دید و به خاطر همین امام علی تنها شد. حضرت فاطمه زهرا به انصار پیام دادند که آیا شما آیه حضرت هارون را در قرآن کریم نخوانده‌اید؟! این بازی شما همه چیز را روشن کرد. مگر رسول خدا نفرموده بود:

«أما ترضی أن تکون منی بمنزلة هارون من موسی غیر أنه لا نبی بعدی»

تو برای من در مقام و منزلت هارون برای موسی هستی، جز اینکه بعد از من پیغمبری نخواهد بود.

المصنف، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الرزاق بن همام الصنعانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1403، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، ج 5، ص 406، ح 9745

مگر علی هارون امت نشده بود؟! ای انصاریان! چرا فراموش کردید؟!! حالا گوساله‌تان را با سامری پیدا کنید.

اینجا بود که امام صادق و امام باقر (علیهم السلام) فرمودند: قضیه این بود برای گرفتن قدرت از اهل بیت که هر دو گروه مثل انصار و قریش همدست شوند و حمله کنند و قدرت را از ما اهل بیت خارج کنند.

امام علی هم یک پیام درست آنها داد که هارون به حضرت موسی گفت:

(وَ کادُوا یقْتُلُونَنِی)

نزدیک بود مرا به قتل برسانند.

سوره اعراف (7): آیه 150

هارون به حضرت موسی گفت که من تنها مانده‌ام. امام صادق فرمود: خداوند فقط به امام حسین اجازه قیام داد، چون آنقدر زمینه انحراف به وسیله کودتاگران زیاد شده بود که اگر ما هم قیام می‌کردیم همه ما اهل بیت را می‌کشتند.

بنابراین قیام امام حسین هم عمق دریای انحراف را در ثقفیان کشف کرد که امام با قیام خودش کاری کرد، ولی آب از آب تکان نخورد.

آن‌ها بابت سر امام حسین هم جایزه گرفتند، ولی گذر زمان و افکار عمومی عقل‌ها را بیدار کرد و فهمیدند که حق با اهل بیت پیغمبر اکرم است. ببخشید مصدع اوقات شدم، یا علی، التماس دعا.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

دست شما درد نکند.

مجری:

خیلی ممنونم، موفق باشید آقای بهادری خدا نگهدارتان باشد ان شاءالله. خانم محمدی از شیراز بیننده بعدی ما روی خط هستند. خدمتتان سلام عرض می‌کنم خواهرم، بفرمایید:

بیننده (خانم محمدی از شیراز – شیعه):

سلام، وقتتون بخیر.

مجری:

ممنون، سلامت باشید، بفرمایید.

بیننده:

در یک شبکه وهابی گفته بودند که دو آیه وجود دارد که ذکر کرده که پیامبر علم غیب نداشتند. می‌شود توضیح بدهید؟!

مجری:

نگفتند آیه چی هست؟!

بیننده:

بیننده: نمی‌دانم، فکر نکنم. چرا آیه را نشان دادند.

مجری:

الان شما باید بگویید آنها چه گفتند که ما بر اساس همان جواب بدهیم.

بیننده:

گفته بودند دو آیه وجود دارد که گفته پیامبر اکرم علم غیب ندارد.

مجری:

آن‌ها از این حرفا زیاد می‌زنند، دروغ می گویند، درست می‌کنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله عرض می‌کنم.

بیننده:

با مدرک صحبت کردند.

مجری:

عیب ندارد، توضیح می‌دهیم. ممنونیم، موفق باشید. خدانگهدارتان باشد ان شاءالله. صرف اینکه شبکه وهابی بیاید بگوید دو آیه وجود دارد یا حتی ممکن است بگوید ۱۰۰ تا آیه وجود دارد.

ما باید ببینیم که عرض شود که چی دارن میگویند، حرفشون چیست، آیه که میگویند چیست، آیا واقعاً چنین چیزی هست، آیا چنین برداشتی از آیه می‌شود. حالا ان شاءالله بیشتر توضیح خواهیم داد توی بخش بعدی.

آقای آقاجانی از قم روی خط ارتباطی هستند. آقای آقاجانی خدمتتان سلام عرض می‌کنم، بفرمایید:

بیننده (آقای آقاجانی از قم – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب خدمت آیت الله قزوینی بزرگوار و شما مجری گرامی. ان شاءالله در پناه حضرت صاحب الزمان همیشه محفوظ باشید.

مجری:

سلامت باشید، ممنونم.

بیننده:

بنده دو تا سؤال داشتم، آن‌ها را من سریع از خدمت شما بپرسم. سؤال اولم این است که بعضی روایات اهل سنت که در صحاح سته و «مستدرکٌ علی الصحیحین» تعیین «حاکم نیشابوری» و دیگران هست.

مثلاً صرف اینکه در صحاح سته آمده یا مثلاً صرفاً چون در «مستدرکٌ علی الصحیحین» تعیین «حاکم نیشابوری» آمده است، آیا در مثلاً مباحثاتی که با اهل سنت است صرف اینکه مثلاً در این کتب آمده قابل استناد هست و معتبر برای اهل سنت هست؟!

یعنی همین صرفاً بخاطر اینکه در این کتاب‌ها آمده می‌شود آنها را برای اهل سنت معتبر دانست؟!

مجری:

منظورتان صحاح سته است یا «مستدرک علی الصحیحین» اثر «حاکم نیشابوری» است؟!

بیننده:

هردو مورد هست، یعنی هم صحاح سته و هم کتاب «مستدرک علی الصحیحین»! در مجموع هفت کتاب می‌شود.

مجری:

می دانم، الآن من سؤالتان را متوجه نشدم. وقتی در آنها هست که دیگر مثلاً چی الان؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من متوجه شدم.

بیننده:

حرفم این است که مثلاً یک سری روایات در فضائل امیرالمؤمنین در صحاح سته است که شش تا کتاب است و کتاب «مستدرک علی الصحیحین» مجموعاً هفت تا کتاب می‌شود.

عرض می‌کنم روایاتی که مثلاً در این کتاب‌ها هست برای اهل سنت معتبر می‌شود یا خیر؟! سوالم اینجاست که اگر روایاتی که در صحاح سته هست معتبر نمی‌شود، پس چرا می گویند صحاح سته؟! سؤال دوم را هم اگر اجازه هست بپرسم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بفرمایید بزرگوار.

بیننده:

سؤال دوم من در رابطه با شرط آیت الله قزوینی است. این بزرگوار قبلاً در «شبکه ولایت» تشریف داشتند، الان آمدند این شبکه. من سوالم این است که چرا ایشان مثلاً تو همان «شبکه ولایت» ادامه ندادند و یک شبکه مستقل زدند؟!

الآن تاثیری که «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» گذاشته در همان حد «شبکه ولایت» هست؟! همان بازدیدها و آن جایگاه را دارد یا خیر؟! التماس دعا، یا علی.

مجری:

موفق باشید، خدا نگهدارتان باشد. حسین آقا از فارس بیننده بعدی روی خط هستند. خدمتتان سلام عرض می‌کنم، بفرمایید:

بیننده (حسین آقا از فارس – شیعه):

سلام خدمت آقای اسماعیلی عزیز استاد گرامی و خدمت دکتر ارجمند آیت الله سید قزوینی گرامی و ارجمند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلامت باشید.

بیننده:

من سه سؤال و یک انتقاد دارم. انتقادم نسبت به آن خواهر عزیزی است که از شیراز زنگ زد.

خواهر عزیز! کسی که شیعه است، شبکه‌های وهابی ضحاکی اینها را نگاه نمی‌کند که بخواهد وقت خودش را هدر بدهد. آن چند دقیقه‌ای که می‌خواهی وقت خود را هدر بدهی بنشین دو خط «نهج البلاغه» بخوان، دو تا خط قرآن بخوان، جوشن کبیر بخوان.

سؤالم این است که حدیث نبوی که پشت سرتان نوشته شده است را بخوانید و معنی آن را هم بگویید. ممنونم، خدانگهدار

مجری:

خدا حافظتان باشد. یک بیننده دیگر را هم داشته باشیم و بعد به سؤالات پاسخ بدهیم. اگر وقت شد که باز در خدمت بینندگان دیگر هم هستیم. حسین آقا از سیرجان روی خط هستند. سلام به شما، بفرمایید:

بیننده (حسین آقا از سیرجان – شیعه):

عرض سلام دارم خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی و همه زحمت کشان این شبکه.

مجری:

ممنونم.

بیننده:

بسم الله الرحمن الرحیم

در خدمت اوست چه علی چه زهرا

در خواستن عاقبت خیر به امت چه علی چه زهرا

در امر ریاست که مدام از علی گفت

ریاست که تشت پر وصله است علی گفت

به ملک فدک هم رغبت نداشت حضرت زهرا

سخن سربسته بود که مردم بگذارید علی جای احمد بماند

اگر می‌گذاشتید علی جای احمد بماند

نعیم دو عالم به مردم برساند

الهی بانیان راه منفی در اسفل بماند

که در محکمه حضرت حجت بماند

چراغی را ایزد بر فروزد

هر آنکس پف کند ریشش بسوزد

والسلام و عجل فرجهم مولانا صاحب الزمان (علیه السلام)

مجری:

موفق باشید حسین آقا، خدانگهدارتان باشد. آقای احمدی از یاسوج البته حالا آن قضیه «خالد بن ولید» و اینها را توضیح دادند که سؤالی در آن نبود، اما عشره مبشره به عنوان سوالشون بود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما قول دادیم کهان شاءالله یک شب عشره مبشره را مفصل مطرح کنیم، چون اگر بخواهیم الان در یک دقیقه دو دقیقه سه دقیقه توضیح بدهیم من احساس می‌کنم که حق مطلب ادا نمی‌شود.

البته ما در سایت هم داریم. شما می‌توانید آنجا عبارت "عشره مبشره" را جستجو کنید و به مطالب دست پیدا کنید.

اصلاً این روایت از بیخ دروغ است و به قدری تناقض دارد که واضح و روشن است. با توجه به اینها عشره مبشره نیست، بلکه چهارده یا پانزده نفر می‌شود.

مجری:

اصلاً همان ده تا را هم نمی‌توانند درست کنند، چه رسد به این تعداد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقایان می گویند اگر «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» یک روایت را نیاورد مورد قبول نیست.

آقایان معتقدند چون در رابطه با غدیر خم آقای «بخاری» حرف نزده ما قبول نداریم. عشره مبشره اگر واقعاً روایت معتبری بود، چرا در «صحیح بخاری» نیست، چرا در «صحیح مسلم» نیست؟! آقایان به ما جواب بدهند.

ما قبلاً در این خصوص مفصل صحبت کردیم. من در ذهنم هست در «شبکه ولایت» و «شبکه سلام» در این خصوص مفصل صحبت کردیم، اما در «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» من در ذهنم است ما در این رابطه صحبت نکردیم.

ان شاءالله آقای احمدی ما قول می‌دهیم که در یک جلسه حدود حداقل ۲۰ دقیقه فرصت می‌خواهد که ما بتوانیم در رابطه با عشره مبشر حق مطلب را ادا کنیم، چون مسئله تتبعی هست. ان شاءالله ما در خدمتتان هستیم.

مجری:

خیلی ممنون. خانم محمدی از شیراز اشاره کردند به اینکه در یکی از شبکه‌های وهابی دو تا آیه آوردن که استدلال کردن پیامبر اکرم علم غیب ندارد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خواهرم! ببینید در خصوص آیات قرآن یک آیه را گرفتن و آیات دیگر را رها کردن خلاف منطق قرآن است. الان من از شما سؤال می‌کنم که قرآن کریم می‌فرماید:

(اللَّهُ یتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها)

خداوند ارواح را به هنگام "مرگ" قبض می‌کند.

سوره زمر (39): آیه 42

خدای عالم خودش شخصاً خلایق را قبض روح می‌کند. پس بنابراین عزرائیل چه کاره است؟! ما همه میگوییم عزرائیل قبض روح می‌کند، ولی قرآن می‌فرماید که خود خدا قبض روح می‌کند.

(اللَّهُ یتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها)

جای دیگر هم این آیه را تنها بخواهید بگیرید، همه به هم می‌ریزد و عزرائیل هیچ کاره می‌شود، ولی در کنار آن هم آمده است:

(قُلْ یتَوَفَّاکمْ مَلَک الْمَوْتِ الَّذِی وُکلَ بِکم)

بگو: فرشته مرگ که بر شما مأمور شده (روح) شما را می‌گیرد.

سوره سجده (32): آیه 11

ملک الموت و عزرائیل که از طرف خدای عالم وکیل است برای قبض روح. یک دفعه بلا تشبیه مثلاً رئیس جمهور خودش می‌رود خدمتی برای کسی می‌کند و یک کاری می‌کند، اما یک دفعه نمی‌رود و نماینده می‌فرستد.

همه می گویند رئیس جمهور مشکل ما را حل کرد و اصلاً نماینده را نمی‌بینند. لذا خدای عالم همه کاره هست. ملک الموت باشد یا جبرئیل باشد آنها موکل هستند. ببینید خواهر عزیزم خدای عالم یک جا می‌فرماید:

(قُلْ لا یعْلَمُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَیبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ ما یشْعُرُونَ أَیانَ یبْعَثُون)

بگو کسانی که در آسمان و زمین هستند از غیب آگاهی ندارند جز خدا، و نمی‌دانند کی برانگیخته می‌شوند.

سوره نمل (27): آیه 65

همچنان که در سوره حشر آیه 22 می‌فرماید:

(هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَیبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیم)

او خدایی است که معبودی جز او نیست، از پنهان و آشکار آگاه است، و او رحمان و رحیم است.

سوره حشر (59): آیه 22

بازهم در سوره مبارکه هود آمده است:

(وَ لا أَقُولُ لَکمْ عِنْدِی خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَیبَ وَ لا أَقُولُ إِنِّی مَلَک وَ لا أَقُولُ لِلَّذِینَ تَزْدَرِی أَعْینُکمْ لَنْ یؤْتِیهُمُ اللَّهُ خَیراً اللَّهُ أَعْلَمُ بِما فِی أَنْفُسِهِمْ إِنِّی إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِین)

من هرگز به شما نمی‌گویم خزائن الهی نزد من است و نمی‌گویم غیب می‌دانم و نمی‌گویم من فرشته‌ام و (نیز) نمی‌گویم آنها که در نظر شما خوار می‌آیند خداوند خیری به آنها نخواهد داد، خدا از دل آن‌ها آگاه‌تر است (من اگر با اینحال آن‌ها را برانم) در این صورت از ستمکاران خواهم بود.

سوره هود (11): آیه 31

ببینید تمام اینها هست ولی از آن طرف خدای عالم در سوره جن آیه ۲۶ می‌فرماید:

(عالِمُ الْغَیبِ فَلا یظْهِرُ عَلی غَیبِهِ أَحَدا إِلاَّ مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ)

عالم الغیب او است، و هیچکس را بر اسرار غیبش آگاه نمی‌سازد مگر رسولانی که آنها را برگزیده است.

سوره جن (72): آیه 26

خدای عالم که عالم الغیب هست، پیامبرانی که از او راضی هست به علم غیبش راه می‌دهد.

(مَنْ ذَا الَّذِی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یعْلَمُ ما بَینَ أَیدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یحِیطُونَ بِشَی‌ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کرْسِیهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِی الْعَظِیم)

آنچه را در پیش روی آنها [بندگان] و پشت سرشان است می‌داند، (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یکسان است.) و کسی از علم او آگاه نمی‌گردد، جز به مقداری که او بخواهد. (اوست که به همه چیز آگاه است، و علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بی پایان و نامحدود اوست.) تخت (حکومت) او، آسمان‌ها و زمین را در بر گرفته.

سوره بقره (2): آیه 255

در رابطه با حضرت عیسی هم در قرآن کریم آمده است که حضرت عیسی عرضه می‌دارد:

(وَ أُنَبِّئُکمْ بِما تَأْکلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِی بُیوتِکم)

و از آنچه می‌خورید، و در خانه‌های خود ذخیره می‌کنید، به شما خبر می‌دهم.

سوره آل عمران (3): آیه 49

اگر علم غیب را فقط خدا می‌داند، پس حضرت عیسی از کجا فهمیده مردم چه می‌خورند و چه چیزی ذخیره کردند؟! رسول اکرم می‌فرماید:

(غُلِبَتِ الرُّومُ فِی أَدْنَی الْأَرْض)

رومیان مغلوب شدند (و این شکست) در سرزمین نزدیکی رخ داد.

سوره روم (30): آیات 2 و 3

پیغمبر اکرم از کجا متوجه شده‌اند؟! جالب این هست که در ابتدای سوره طلاق آمده است که پیغمبر اکرم یک سری اسراری را به همسرانش می‌فرمایند.

ظاهراً حضرت به عایشه گفته بود و او به دیگران گفت. پیغمبر اکرم آمد و فرمود که تو رفتی سرّ من را فاش کردی. عایشه گفت:

(مَنْ أَنْبَأَک هذا)

چه کسی تو را از این راز آگاه ساخته؟

(قالَ نَبَّأَنِی الْعَلِیمُ الْخَبِیر)

فرمود خدای عالم و آگاه مرا آگاه ساخت!

سوره تحریم (66): آیه 3

آیاتی که دارد خدای عالم به انبیاء اجازه داده که اینها از اخبار غیبی خبر داشته باشند را می‌خواهید چکار کنید؟! یا باید بگویید که این آیه جزو آیات قرآن نیست یا علم غیب است.

مستقلاً غیر از خدا هیچکس نمی‌داند، همانطور که آفریننده فقط خداست. خدا هست که می‌آفریند، خدا هست که می‌میراند، خدا هست زنده می‌کند، ولی حضرت عیسی می‌فرماید:

(أُبْرِئُ الْأَکمَهَ وَ الْأَبْرَصَ)

و به اذن خدا، کور مادرزاد و مبتلایان به برص [پیسی] را بهبودی می‌بخشم.

(وَ أُحْی الْمَوْتی بِإِذْنِ اللَّه)

و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم.

خواهرم گوش کن! خیلی واضح و خیلی روشن است. تنها آفریننده خداست، ولی حضرت عیسی می‌فرماید:

(أَنِّی أَخْلُقُ لَکمْ مِنَ الطِّینِ کهَیئَةِ الطَّیرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیکونُ طَیراً بِإِذْنِ اللَّه)

من از گل، چیزی به شکل پرنده می‌سازم، سپس در آن می‌دمم و به فرمان خدا، پرنده‌ای می‌گردد. و به اذن خدا.

سوره آل عمران (3): آیه 49

خواهر عزیزم اینها چیست؟!

مجری:

یعنی پیامبر هم علم غیب دارد به اذن الله است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

باذن الله است. ائمه هم علم غیب داربه اذن الله. اگر کسی بگوید بدون اذن خدا پیغمبر علم غیب داشت، کفر است.

مجری:

ما هم چنین چیزی را قبول نداریم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، کفر است. هیچ شیعه‌ای نگفته ائمه اطهار و نبی مکرم اسلام بدون اذن الهی علم غیب دارند. علم غیب دارند به اذن الله.

علم غیب خدای عالم ذاتی است و از جایی نگرفته است، اما علم غیب پیغمبر اکرم و ائمه اطهار یا اولیا خدا اعطایی است. خدای عالم به آن بزرگواران عطا کرده است.

مجری:

خیلی ممنونم. عرض کنم محضرتان که آقای آقاجانی هم چند تا سؤال پرسیدند. ایشان گفتند صرف اینکه مثلاً فضائلی از وجود نازنین امیرالمؤمنین در صحاح سته یا «مستدرک علی الصحیحین» اثر «حاکم نیشابوری» آمده است این معتبر می‌شود یا خیر؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید برادر من! اهل سنت تنها دوتا کتاب را صحیح می‌دانند؛ «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم». آن‌ها می گویند هر روایتی که در این دو کتاب آمده باشد صحیح است. البته شاید شما در جریان نباشید و متوجه نشوید؛ جز شواهد و توابع.

مثلاً «بخاری» یک حدیثی آورده و شاهدی برای آن هم آورده است. آن شاهد را قبول ندارند و می گویند صحیح نیست. روایتی آورده به تبع آن هم یک روایتی آورده است. آن‌ها را می گویند صحیح نیست.

یعنی حتی خود «صحیح بخاری» تعدادی روایت دارد که آنها را قبول ندارند تحت عنوان شواهد و توابع، ولی مابقی روایات را در «صحیح مسلم» می گویند صددرصد صحیح است.

در مقابل بعد از او نسبت به «سنن نسائی» می گویند روایت صحیح دارد، ضعیف دارد. «سنن ابن ماجه» روایت صحیح دارد، روایت ضعیف هم دارد. «سنن ترمذی» روایت صحیح دارد، روایت ضعیف هم دارد. «سنن ابو داوود» روایت صحیح دارد، روایت ضعیف هم دارد.

نسبت به کتاب «موطأ مالک» بعضی افراد می گویند که «موطأ مالک» جزو صحاح سته است و بعضی دیگر «سنن ابن ماجه قزوینی» را می گویند جزو صحاح سته است. آن‌ها در حقیقت صحاح سبعه دارند.

وقتی روایتی را «حاکم نیشابوری» بگوید صحیح است و «ذهبی» هم بگوید صحیح است اهل سنت صددرصد قبول می‌کنند، ولی اگر «حاکم نیشابوری» بگوید صحیح است و «ذهبی» رد کند اونجا یه مقدار توقف می‌کند.

همچنین اگر «حاکم نیشابوری» ساکت باشد یعنی نه بگوید صحیح است و نه بگوید ضعیف است آن را هم باز قبول نمی‌کنند. این کل عقاید اهل سنت نسبت به این صحاح سته یا صحاح سبعه‌شان هست.

مجری:

گفتند حالا اگر حالا برخی از چیزایی که آمده معتبر نیست، پس چرا صحاح می گویند؟! علتش چیست؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

به قول معروف به شتر گفتن گردنت کج است، گفت: کجایم راست است!! در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» آقایان گیر دارند. همین کتاب «صحیح بخاری» را ملاحظه کنید که چقدر احادیث نادرست دارد.

به عنوان مثال نقل شده است که رسول اکرم لخت مادرزاد آمد برای یک بیگانه در را باز کرد. آیا شما این را قبول می‌کنید؟! اگر شما مجتهد نه آیت الله نه، یک طلبه ساده بشنوید لخت مادرزاد آمده در باز کرده چیکار می‌کنید؟!

«أتی النبی سُبَاطَةَ قَوْمٍ فَبَالَ قَائِمًا»

پیغمبر اکرم کنار کوچه‌ای آمد و ایستاده ادرار کرد.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 90، ح 222

پیش نماز محل شما اگر ایستاده بول کند، پشت سرش نماز می‌خوانید؟! پیغمبر عایشه را بر گردنش سوار می‌کرد، زیرا همسایه بساط رقص و پاکوبی داشتند. اگر یک عالمی چنین کاری کند پای منبرش می‌نشینید؟!

پیغمبر اکرم دو مرتبه برای خودکشی رفت نستجیر بالله. «صحیح بخاری» این شده است. حضرت ابراهیم نستجیر بالله برای نجات خودش زنش را فرستاد تا ظالمی نستجیر بالله نستجیر بالله به او تجاوز کند!!! آیا شما این را می‌پذیرید؟!!

خداوند روح جناب آقای نجمی را شاد کند. ایشان کتابی تحت عنوان «سیری در صحیحین» نوشته است که کتاب خیلی ناز و عالی هست. ایشان منصفانه نوشته و کوچک‌ترین اهانتی هم به مقدسات اهل سنت ندارد.

این کتاب هم نسخه فارسی موجود است هم نسخه عربی. این کتاب را مطالعه بفرمایید و ببینید در همین کتب صحیحین خلاصه چه قیامتی است.

اگر شما این کتاب را مطالعه کنید قدر اهل بیت را می‌بینید، قدر کتاب «کافی» و «تهذیب الأحکام» و «وسایل الشیعه» و «بحارالانوار» را بهتر میدانید.

بنابراین اینکه صحاح سته بگویند یا غیره این چنین است. البته بعضی از اهل سنت صحاح سنت را قبول ندارند و می گویند که تنها کتب صحیحین را قبول داریم و آن شش کتاب دیگر را قبول ندارند.

بنابراین أخیرا هم «ألبانی» و دیگران صحاح و ضعاف را از هم جدا کردند. مثلاً «صحیح سنن ترمذی» و «ضعیف سنن ترمذی»، «صحیح سنن نسائی» و «ضعیف سنن نسائی».

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. یک نکته را هم من بگویم. بعضی اوقات ممکن است برخی مخاطبین بیایند بگویند شما هرچه می گویید چرا از منابع اهل سنت است؟! استاد قزوین این کار را انجام می‌دهند و اساتید دیگر این کار را انجام می‌دهند.

ببینید ما وقتی که فرض کنید می‌خواهیم یک مسئله‌ای را ثابت بکنیم، بیایم بگوییم در «اصول کافی» و «بحار الانوار» و کتاب‌های دیگر چنین چیزی است که آنها نمی‌پذیرند و می گویند شما از کتاب‌های خودتان آوردید و مال خودتان است.

در مقابل ما وقتی که اعتقادات خودمان مثلاً بحث ولایت و امامت و خلافت و وصایت و جانشینی امیرالمؤمنین را از کتاب‌های خودشان ثابت می‌کنیم این یک امتیاز برای ماست. آگه کسی واقعاً بخواهد بپذیرد و بخواهد به یک برسد این بهترین راه است.

بنابراین در برنامه‌های مختلف روی این موضوع هم دوستان متمرکز هستند برای اینکه خوب مخاطبین به ویژه اهل سنت حداقل به راحتی مباحث را قبول بکنند.

استاد حالا سؤآل بعدی ایشان هم در مورد «شبکه جهانی ولایت» و «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» بود که فرق نمی‌کند حالا هر دو شبکه در مسیر تشیع را دارند فعالیت می‌کنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما هشت یا نُه سال در «شبکه جهانی ولایت» بودیم. وهابی‌ها هفت هشت شبکه درست می‌کنند. بنده از دستم بیاید غیر از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» شبکه دیگر هم تأسیس می‌کنم، شبکه دیگر هم راه می‌اندازم.

در حال حاضر دانشگاه علم و صنعت تحقیقاتی دارد که می‌گوید در خاورمیانه ۳۰۰ تا شبکه وهابی شبانه روز فعالند. حال ما شیعیان دو سه تا شبکه بیشتر که نداریم.

بنده اگر بتوانم ۱۰ تا شبکه دیگر هم تأسیس می‌کنم. هر شبکه با یک مخاطبینی سر کار دارد. اگر ده شبکه دیگر هم تأسیس کنیم باز کم کردیم در برابر وهابی‌ها، چون امکاناتی که عربستان سعودی می‌دهند قطعاً صدا و سیمای ما چنین امکاناتی ندارد.

شما کیفیت رنگ و دیگر موارد همین «شبکه کلمه» را با شبکه‌های جمهوری اسلامی مقایسه کنید. در کره زمین نقطه‌ای نیست که «شبکه کلمه» آنجا پخش نداشته باشد.

الان شبکه جمهوری اسلامی در آمریکا و کانادا و آفریقا که اکثراً پخش نمی‌شود چون تحریم هستند. لذا ما هرچه بتوانیم شبکه‌های مختلفی تأسیس کنیم به نفع شیعه هست.

حالا یکی مثلاً از «شبکه ولایت» خوشش می‌آید، یکی از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» خوشش می‌آید، یکی از «شبکه امام رضا» خوشش می‌آید، یکی از شبکه «هادی تی وی» خوشش می‌آید.

مجری:

ولی در مجموع استاد اشاره فرمودند واقعاً در مقایسه آن شبکه‌های وهابی شما ببینید انواع و اقسام شبکه‌ها را دارند. حتی ما متاسفانه شبکه‌های شیعی هم داریم که اصلاً در مسیر هم نیستند، یعنی انحرافاتی دارند و حرف‌هایی می‌زنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، همانند «شبکه فدک» و «شبکه اهل بیت».

مجری:

واقعاً شبکه‌ای مثل «شبکه جهانی ولایت» و «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» و اینها محکم، متقن و مستند دارند دفاع می‌کنند از ولایت امیرالمؤمنین.

«شبکه جهانی حضرت ولی عصر» که با اساتیدی که دارد خیلی قوی و محکم در این قضیه وارد شده است. مهم این است که مخاطبین شیعیان از همه این شبکه‌ها حمایت بکنند. آقای سلیمانی از کابل روی خط هستند. آقای سلیمانی سلام به شما، بفرمایید:

بیننده (آقای سلیمانی از کابل – شیعه):

سلام عرض می‌کنم خدمت شما و استاد بزرگوار.

مجری:

سلامت باشید، بفرمایید.

بیننده:

سلامت و بخیر باشین. می‌خواستم از جناب آقای استاد بپرسم که همین حدیثی که در «صحیح بخاری» مبنا بر اینکه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌خواستند خودکشی بکنند اگر شماره حدیث را برای من بگویند بسیار زیاد خوشحال می‌شوم.

مجری:

بله، ممنون و موفق باشید، خدانگهدارتان باشد ان شاءالله. استاد این الان در ذهنتان هست یا می‌خواهید جستجو بزنید تا پیدا بکنیم.

حسین آقا فارس هم یک سؤال پرسیده بودند پیرامون حدیث نبوی که وجود نازنین پیامبر اکرم به امیرالمؤمنین فرمودند:

«هذا وشیعته هم الفائزون یوم القیامة»

نکته‌ای هم که آقای سلیمانی از کابل گفتند را باید پاسخ بدهیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله چشم، هر دو این سؤالات را خدمتتان عرض می‌کنم. اینکه در رابطه با تشیع ایشان سؤال کردند ما نزدیک ۴۷ تا روایت داریم که رسول اکرم این عبارت را فرمود. به عنوان مثال در کتاب «تاریخ دمشق» آمده است که رسول اکرم دست به کعبه زد و فرمود:

«والذی نفسی بیده إن هذا وشیعته لهم الفائزون یوم القیامة»

قسم به خدایی که جان من در دست اوست علی و شیعیانش در روز قیامت جزو رستگاران هستند.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 42، ص 371، باب الحمل فی عندی علی التمار

بازهم در کتاب «شواهد التنزیل» اثر «حسکانی» همین عبارت آمده است که حضرت می‌فرماید:

«ورب هذه البنیة إن هذا وشیعته (هم) الفائزون یوم القیامة»

قسم به بنای کعبه علی بن أبی طالب و شیعیان او در قیامت از رستگاران هستند.

شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، نویسنده: الحاکم الحسکانی، وفات: ق 5، رده: مصادر تفسیر سنی، خطی: خیر، تحقیق: الشیخ محمد باقر المحمودی، چاپ: الأولی، سال چاپ: 1411 - 1990 م، ناشر: مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامی - طهران / مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة – قم، ج 2، ص 467، ح 1139

بعد از نزول آیه شریفه:

(إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِک هُمْ خَیرُ الْبَرِیة)

(اما) کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترین مخلوقات (خدا) هستند.

سوره بینه (98): آیه 7

آقای «آلوسی» سلفی در کتاب «تفسیر روح المعانی» جلد ۳۰ صفحه ۲۰۷ می‌نویسد وقتی این آیه نازل شد پیغمبر فرمود:

«هم أنت وشیعتک»

یا علی خیر البریة تو و شیعیانت هستید.

«وموعدی وموعدکم الحوض إذا جئت الأمم للحساب»

وعده گاه ما با شما کنار حوض کوثر است، همانجا که صحابه را طرد می‌کنند.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 30، ص 207، باب البینة: (8) جزاؤهم عند ربهم... ..

مجری:

استاد حالا به همین مقدار هم کفایت می‌کند. به نظرم چند حدیثی که فرمودید کفایت می‌کند، چون دو سه دقیقه بیشتر فرصت نداریم.

آقای سلیمانی از کابل هم گفتند در صحیح بخاری در کجا آمده است که پیغمبر اکرم می‌خواستند خودکشی کنند؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در کتاب «صحیح بخاری» جلد 6 صفحه 2561 حدیث آمده است

«وَفَتَرَ الْوَحْی فَتْرَةً حتی حَزِنَ النبی فِیمَا بَلَغَنَا حُزْنًا غَدَا منه مِرَارًا کی یتَرَدَّی من رؤوس شَوَاهِقِ الْجِبَالِ»

مدتی وحی نازل نشد، پیغمبر اکرم محزون شد. حضرت بالای کوه رفت تا خودش را پایین بیندازد.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 6، ص 2561، ح 6581

جبرئیل رفت خواهش و تمنا کرد شما خدا را ببخشید. این دفعه می گویم وحی را بیشتر می‌فرستد. امثال این روایت‌ها الی ماشاءالله در کتب صحیحین آمده است.

شما در همان حدیث 6581 ملاحظه بفرمایید که آمده است دو بار یا سه بار نبی مکرم تصمیم بر خودکشی داشت، چون وحی دیر شده بود. قرآن کریم می‌فرماید:

(إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یوحی إِلَی)

من تنها از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.

سوره انعام (6): آیه 50

پیغمبری که بخواهد برای تأخیر وحی نستجیر بالله تصمیم بر خودکشی داشته باشد، دیگر نمی‌دانیم نسبت به دیگران چه کار باید کرد. واقعاً آدم متأسف هست که اینطور روایت‌ها در صحیحین آمده است.

مجری:

استاد اگر مثلاً یک وقتی بخواهند از کتب صحیحین یک سری از این دست روایات را جمع کنند فکر کنم چیزی باقی نماند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خداوند روح آیت الله نجمی را شاد کند. در اینترنت هم پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت آمده است که چند بار پیغمبر اکرم تصمیم بر خودکشی داشت.

عزیز من اگر شما در اینترنت هم جستجو کنید، این روایت‌هایی که من الان آوردم به علاوه روایات متعددی دیگری آمده است که رسول اکرم تصمیم بر خودکشی داشت.

همه اینها را آوردند و یک مقاله مفصلی هم نوشته شده است تحت عنوان "ماجرای انقطاع وحی و شایعه قصد خودکشی رسول اکرم".

اگر در اینترنت عبارت "پیغمبر + خودکشی" را سرچ کنید، سایت‌های مختلف هم هست. اگر وارد سایت «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» بشوید در قسمت جستجو سمت چپ بزنید "پیغمبر + خودکشی" تمام بحث‌های که ما و دوستان داشتیم می‌آید.

مجری:

ممنونم از شما حضرت استاد، بزرگواری فرمودید، سایه‌تان مستدام باشد ان شاءالله. دوستان عزیز بیننده از شما هم ممنون و سپاسگزارم که امشب هم برنامه زنده «حبل المتین» را ملاحظه فرمودید.

ان شاءالله که این تحفه ناچیز مورد قبول مولایمان آقا جانمان حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها) و وجود نازنین آقا و مولایمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بگیرد.

باز هم تاکید می‌کنم عزیزان دعا کنیم. برای ظهور حضرت دعا کنیم، برای نزول باران دعا کنیم. ان شاءالله رحمت الهی بر همه ما نازل شود.

در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقا جانمان حضرت مرتضی علی (سلام الله علیه) خدانگهدارتان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 


چرا محدثین از نقل حدیث منزلت واهمه داشتند؟>

حبل المتین حدیث منزلت جنگ تبوک امیرالمومنین علی ع مذاهب اهل سنت مناظره شیعه آیه الکرسی علم غیب مراجع