سایر قسمت ها
کاوش - پاسخ به شبهات باستان گرایان درباره تاریخ اسلام

قسمت بیستم و ششم برنامه کاوش با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر روستایی

• كليپ اول ادعاها و شبهات كارشناس معاند در مورد انكار وقايع تاريخي از جمله ولادت اميرمومنان علي (ع) در كعبه و شهادت حضرت محسن (ع) و ...
• بررسي و پاسخ به ادعاها و شبهات كارشناس معاند در كليپ اول
• بررسي ميلاد اميرمومنان علي (ع) در داخل كعبه در منابع معتبر اهل سنت و گرايش هاي مذهبي اهل سنت
• پاسخ قاطع حاكم نيشابوري به عدهاي كه ميگويند حكيم بن حزام در كعبه بدنيا آمده و قبل و بعدش كسي در كعبه متولد نشده است با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• ولادت اميرمومنان علي (ع) در داخل كعبه متواتر است به نقل حاكم نيشابوري
• براي فاطمه بنت اسد دري از كعبه باز شد ودر داخل كعبه وضع حمل كرد به نقل سبط بن جوزي
• اميرمومنان علي (ع) در داخل كعبه متولد شدند به نقل مسعودي
• علي (ع) در داخل كعبه متولد شد و قبل از او احدي به دنيا نيامده است و اين فضيلت بالاي اوست و ... به نقل ابن صباغ مالكي
• علي بن ابيطالب (ع) در داخل كعبه متولد شده و خليفه اي غير از او اينگونه نبوده به نقل ابو ذكريا ازدي
• علي بن ابيطالب (ع) در داخل كعبه متولد شده است به نقل شاه ولي الله دهلوي
• متون متعدد و فراواني كه در منابع معتبر اهل سنت درباره نحوه ولادت و ولادت اميرمومنان علي (ع) در داخل كعبه وجود دارد
• بررسي و پاسخ به ادعاهاي كارشناس معاند در مورد زينب ( دختر رسول اكرم (ص) ) و حضرت محسن (ع)
• بررسي اينكه آيا زينب و رقيه دختران رسول اكرم (ص) بوده اند با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• زينب و رقيه ، دختران رسول اكرم (ص) نبوده اند به نقل ابي قاسم كوفي با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• بررسي اينكه آيا زينب فرزندي داشت مه سقط شد با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• ( هبّار بن اسود ) باعث ترس زينب شد و ... به نقل بيهقي با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• هبّار بن اسود باعث سقط فرزند زينب شد به نقل ابن كثير دمشقي
• زينب بخاطر كاري كه هبّار بن اسود كرد و فرزندش سقط شد ، از دنيا رفت و ... به نقل عصامي مكي
• بررسي سقط شدن حضرت محسن (ع) به عنوان فرزند حضرت فاطمه (س) در منابع معتبر اهل سنت
• عمربن خطاب ، با لگد به حضرت فاطمه (س) زد و حضرت محسن (ع) سقط شد به نقل شمس الدين ذهبي
• بررسي و پاسخ به ايرادي كه عده اي به روايت لگد زدن عمربن خطاب ميگيرند
• بررسي جايگاه علمي ( ابن ابي دارم ) در بين بزرگان و علماي اهل سنت
• علماي اهل سنت ( معروف به رافضه گري ) كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم روايت دارند و علماي اهل سنت رواياتشان را پذيرفته اند
• در مورد ( عبيدالله بن موسي ) در منابع معتبر اهل سنت
• در مورد ( جعفر بن سليمان ) در منابع معتبر اهل سنت
• در مورد ( ابراهيم بن سيار بن هاني ) معروف به ( نظّام معتزلي ) در منابع معتبر اهل سنت
• عمربن خطاب با لگد به حضرت فاطمه (س) زد و حضرت محسن (ع) سقط شد به نقل نظّام
• بررسي و پاسخ به ادعاي كارشناس معاند كه اگر اميرمومنان علي (ع) اين موارد خارق العاده را داشت ، او را مردم به عنوان پيامبر انتخاب ميكردند
• كليپ دوم ادعاها و شبهات كارشناس معاند در مورد ماجراي تخيلي خواستگاري اميرمومنان علي (ع) از دختر ابوجهل و ناراحتي حضرت فاطمه (س) و ارتباط دادن آن به روايت ( بضعه منّي )
• بررسي و پاسخ به شبهات و ادعاهاي كارشناس معاند در كليپ دوم
• ماجراي تخيلي خواستگاري اميرمومنان علي (ع) از دختر ابوجهل و ... در صحيح بخاري
• بررسي ادعاي تخيلي خواستگاري اميرمومنان علي (ع) از دختر ابوجهل و ... در صحيح بخاري و تناقضات فراوان آن
• بررسي ( مسور بن مخرمه ) در منابع معتبر اهل سنت
• در مورد ( ابن شهاب زهري ) و عملكرد او در مورد روايات اهل بيت ( عليهم السلام ) و نوشتن تاريخ در مورد اميرمومنان علي (ع)
• ابن شهاب زهري كه بود و چكاره بود ؟
• نظر خواهر ابن شهاب زهري در مورد او و سخنان خواهر ابن شهاب زهري در رسوا كردن ابن شهاب زهري و عملكردش با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• دستور حاكم اموي به شهاب الدين زهري به اينكه گزارشات مربوط به اميرمومنان علي (ع) را به شدت تحريف و تغيير دهد با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• دستور حاكم اموي براي تغيير روايات مربوط به اميرمومنان علي (ع) به نقل ابوالفرج اصفهاني با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• نسبت دروغ دادن شهاب الدين زهري به امام سجاد (ع) براي نقل ماجراي تخيلي خواستگاري اميرمومنان علي (ع) از دختر ابوجهل
• تناقضات فراوان در روايت ماجراي تخيلي خواستگاري اميرمومنان علي (ع) از دختر ابوجهل در صحيح بخاري
• ديدگاه ائمه اطهار ( عليهم السلام ) و علماي بزرگ شيعه در مورد روايات مخالف با قرآن كريم
• ديدگاه علماي بزرگ اهل سنت در مورد روايات مخالف با قرآن كريم
• توصيه نامه و بخشنامه معاويه به ( مغيره بن شعبه ) به نقل طبري با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• دستور معاويه به مغيره بن شعبه براي دشنام و مزمّت علي (ع) و عيب تراشي براي ياران علي (ع) و ... به نقل طبري
• اعتراف مغيره بن شعبه ( در پاسخ به دستور معاويه ) به اينكه در گذشته و حكومت هاي قبل هم ، اين دستورات را انجام داده است به نقل طبري
• دستور معاويه به تمام حاكمان و عواملش در سرتاسر حكومت اسلامي در مورد اينكه نپذيرند شهادت هيچ يك از شيعيان علي (ع) و اولادش را ، ولي حمايت كنند پيروان عثمان را و ... به نقل ابن ابي الحديد
• مروان بن حكم : حكومت ما دوام نمي يابد به جز با دشنام به علي بن ابيطالب (ع) و عيب تراشي براي او به نقل ذهبي با استناد به منابع معتبر اهل سنت
• معاويه : من بايد نام پيامبر (ص) را دفن كنم با استناد به منابع متعدد و معتبر اهل سنت


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

عنوان برنامه: کاوش

عنوان بحث: (پاسخ به شبهات باستان گرایان درباره تاریخ اسلام)

 

تاريخ: 29/ 07/ 1402

استاد: حجت الاسلام و المسلمین روستایی

مجری: سید محمد صفایی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ و به نستعین أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِه طاهرین الطیبین المعصومین و لَعن علی اعدائَهم اجمعین . عرض سلام و شب بخیر دارم ببنندگان عزیز و ارجمند همراهان همیشگی شبکه جهانی حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف شنبه شب دیگری از راه رسید و در خدمت شما هستیم با سری دیگری از برنامه های کاوش که اختصاص داره به پاسخ به شبهات باستان گرایان از شهر مقدس قم جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و از شبکه جهانی حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف. تقدیم حضورتون میشه این هفته هم همچون هفته های گذشته در خدمت کارشناس ارجمند و نام آشنا جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر روستایی هستیم ان شالله مباحث شون رو خواهیم دید و شنید آقا سلام علیکم

استاد روستایی:

علیکم السلام ورحمة الله،

بنده هم خدمت حضرتعالی و بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر اروحناه له الفدا عرض سلام و ادب و احترام دارم امیدوارم طاعات و عباداتشون تا این لحظه مورد قبول درگاه حق واقع شده باشه و امیدوارم در این ایام سراسر غم که دنیا در واقع در غم عزیزانی و مسلمانان مظلوم فلسطین در غم هست ان شالله این عزیزان رو از دعای خودشون فراموش نکنند و ان شالله خدا توفیق بده که به دست باکفایت مسلمانان خلاصه غاصبان بساطشون برچیده بشه و ظلم به یکباره جمع بشه

مجری:

ان شالله رب العالمین خیلی ممنون مچکرم ان شالله شاهد باشیم به زودی زود آن فرج عام رو برای تمام مسلمانان تمام بشریت و بالاخص شیعیان مولا امیرالمومنین خب جناب استاد روستایی دوسته طبق روال همیشگی آغاز می کنیم با کلیپ ها و برخی شبهاتی که مطرح شده و پخش شده در شبکه های باستان گرا توضیح اگر هست مقدمه ای هست بفرمایید تا ان شالله بریم کلیپ اول رو با هم ببینیم

استاد روستایی:

عرض کنم یکی  از این حرف هایی که باز مطرح می کنن یک سری عقاید رو از عایشه  برمی شمارن و حالا در واقع عقاید به عنوان عام و میگن اینا خرافی مثلا ببینید ما در شیعه یه بحثی داریم به عنوان تولد امیرالمومنین سلام الله علیه در کعبه مکرم  خب میان میگن این خرافیه یا مثلا عرض کنم خدمت شما یک بحثی داریم درباره سقط فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها حضرت محسن یا محیسن به تعبیر دقیق تر اینو میگن بعضیا میگن خرافی یعنی بعضی که منظور این باستان گراها هستن اینکه شیعیان رو بگن یا اهل سنت بالاخره میگن خرافی و مباحثی رو در این زمینه به هر صورت در نظر می گیرن و میگن آقا اینا مباحث خرافی است و مثلا اون بچه ای که سقط شده بچه حضرت زهرا نبوده و بچه زینب دختره پیامبر بوده و این حرفای این چنین اگر موافق باشید این کلیپ رو با هم دیگه ببینیم و بعد ان شاالله نقد بکنیم

مجری:

خب پس به همراه بینندگان عزیز ارجمند کلیپ اول رو با هم می بینیم و ان شالله مجددا برمی گردیم

کلیپ اول:

اتفاقا این عقاید شیعه هست که بسیار خرافی است به خصوص در مورد تولد علی که حالا من نیاوردم وقت نشد شیخ عباس قمی اشاره می کنه که وقتی فاطمه بنت اسد به داخل حالا از زمانی که میاد عده ای مشاهده می کنن یعنی شاهد هم جور می کنه برای این داستان دیوار شکافته میشه ایشون وارد کعبه میشه سه روز اونجا می مونه از غذاهای بهشتی می خوره زمانی که کودک در رحم مادر هست با مادر سخن میگه مادر با پسرش سخن میگه و این داستان ها به قدری خرافی ست که شواهد دیگه اون رو تایید نمی کنه یعنی اگر چنین پسری آن هم ده سال قبل از بعثت محمد با این اوضاع به دنیا می آمد شما مطمئن باشید اعراب او رو به عنوان یک پیامبر می پذیرفتند یعنی نحوه به دنیا آمدن یک کودک هم می توانست برای اعراب شگفت انگیز باشد و به جای پیامبر اسلام اساسا علی رو می پذیرفتن اصلا مشخص نیست چرا یک چنین داستان های تخیلی برای خود پیامبر به وجود نیامد اون که شایسته تر بود برای اینکه یک معجزه ای رخ بده و افراد متوجه بشوند که خب پسر عبدالله که حالا عبدالله هم در اون زمان زمان تولد نبود پسر آمنه مثلا رفت در داخل کعبه به دنیا آمد به نظر می رسه این شیعیان این نوع تاریخ نگاری هاشون رو کاملا مبتنی بر یک سری تخیلات و اقتباس ها آوردن مثلا سقط جنین زینب دختر بزرگ محمد رو به پای فاطمه نوشتن کاری که حبان بن اسود مثلا کرد نیزه ای رو در واقع به پهلوی زینب زد فرزند زینب که در رحم او بود فوت کرد بعدها شیعیان به نظر می رسه این داستان رو از زینب گرفتن و به فاطمه دادن یعنی از یک دختر محمد گرفتن و به دختر کوچیک تر او دادن در مورد جعفر هم می بینیم برخی تعابیر رو به علی نسبت دادن و بعید هم نیست در مورد تولد علی بن ابی طالب تولد حکیم بن حظام رو که حداقل جایگاهی هم نداره که حالا اونقدر بخوان علمای اهل اسلام اون رو برجسته بکنن یعن نیاز نبوده که در مورد دروغ پردازی بشه و غالبا هم معتقد هستند او در کعبه به دنیا آمد شیعیان سعی کردن تولد او رو به علی شبیه سازی بکنن و خب طبیعتا شیعیان هم این داستان رو برجسته بکنن و اون رو جزء فضائل علی بدونن

مجری:

خب خیلی خوش اومدید با هم شنیدیم این مطلبی که ایشون ادعا کرده بود و خب البته دیگه دست وهابی ها هم از پشت بسته ایشون در حقیقت هر چیی فضائل برای مولا علی علیه السلام هست از ایشون می گیره به دیگران منتصب می کنه مظلومیت های اهل بیت علیهم السلام رو سعی می کنه که بگه نه اینطور نبوده زیر سوال ببره و بگه ماجرا ماجرای دیگه ای بوده خب جناب آقای دکتر روستایی الان پیرامون کدوم یکی از این مسائل می خواهید پاسخ بدید

استاد روستایی:

ما از همون ابتدا شروع می کنیم و عرض کنم خدمت شما درباره ی میلاد امیرالمومنین علیه صلوات الله و سلام صحبت می کنیم که آیا ببینیم این در کعبه بوده یا نبوده آیا این عقیده شیعه است یا اینکه در واقع جاهای دیگه این مسئله آمده و در متون متقدم و متون در واقع عرض کنم خدمت شما گذشته این مسئله آمده که امیرالمومنین در خانه کعبه به دنیا آمدن یا خیر خب ببینید ایشون سعی می کنه اولا این بحث ها رو به قول معروف چیز بکنه به عنوان یک بحث شیعی اولا جلوه بده و بعد هم خرافی در حالی که اینجوری نیست یعنی در واقع ما وقتی منابع اسلامی رو می آییم بررسی می کنیم می بینیم که اتفاقا این مسئله ی میلاد امیرالمومنین علی علیه السلام در کعبه یک مطلبی نیست که فقط شیعه این رو نقل کرده باشه یک مطلب اسلامی است و عالمان اهل سنت هم این رو به کرات نقل کردن و درباره اش صحبت کردن من سعی می کنم که یک سری متونی که در تاریخ وجود داره و به قول معروف آمدن به این مسئله پرداختن این رو ذکر بکنم که به قول معروف یک منبع شیعی هم جناب آقای صفایی عزیز سعی می کنم اینجا ذکر نکنم ببینید ما منابع متعددی داریم مثلا حاکم نیشابوری کتابی داره به نام المستدرک علی الصحیحین در جلد سوم یک عبارتی داره در صفحه شماره پونصد و پنجاه بحثی رو بالا میاره درباره حکیم بن حزام میگه که عرض کنم بعضی ها آمدن گفتن که این آقای حکیم بن حزام در کعبه به دنیا آمد و قبل و بعدش کسی به دنیا نیامد

 قال الحاکم

میگه مصعب که این حرف رو زده این حرف آخر رو زده

 وهم

توهم کرده

گمان کرده توهم زده که آقا قبل و بعد اون آقا کسی در کعبه نیومده نخیر

 فقد تواترت الاخبار أن فاطمه بنت اسد ولدت امیرالمومنین علی بن أبی طالب کرم الله وجهه فی جوف الکعبه

 در داخل کعبه اینکه میگه اصلا اخبار در این زمینه متواتره ببینید جناب آقای سلیمانی امیری اگر اندکی دانش داشته باشه در زمینه حدیث و تاریخ می فهمه که وقتی میگن یک خبری متواتره یعنی آنقدر نقل شده که یقین یا اطمینان حاصل میشه برای انسان که گویندگان این روایت تبانی بر کذب و دروغ نداشتن با هم دیگه دست به یکی نکردن که دروغ بگن چون آنقدر افراد مختلف در جغرافیاهای مختلف و در عرض کنم قرون مختلف و اعصار مختلف این رو نقل کردن که اصلا احتمال تبانی و احتمال به قول معروف هم دستی بر دروغ این کاملا مردوده و مورد پذیرش نیست خب تو این خبر به این نوع خبر میگن خبر متواتر حالا حاکم نیشابوری که اساسا شیعه نیست بله میگه اخبار در زمین متواتره که جناب فاطمه بنت اسد حضرت امیر رو

 فی جوف الکعبه

مجری:

در داخل کعبه متولد کرد

استاد روستایی:

در داخل کعبه متولد کرد

مجری:

یعنی اگر قبول هم کنیم اون ماجرای حکیم بن حزام رو پس در داخل کعبه نبوده است اگر قبول کنیم تازه

استاد روستایی:

بیبنید نه بعضی ها اومدن گفتن حکیم بن حزام در کعبه به دنیا آمده است در داخل خانه خب آره بعضیا اینطور گفتن میگه بعضیا اومدن گفتن که آقا این آقا به قول معروف قبل و بعد این کسی در کعبه نیومده میگن این وهمه این توهمه خب یعنی ببینید بنابر مصادر اهل سنت میگن حکیم بن حزام بوده باشه خب اونا میگن باشه اما در مورد علی بن ابی طالب متواتره خب در مورد او که متواتر نیست ولی بر فرض که اونم باشه می گیم ما که کار با اون نداریم شبیه سازی اون نیست این متواتر اخبار در این زمینه آقای سلیمانی امیری دنبال اینه که بگه آقا این به قول معروف خرافی است و از اساس قبول نیست

مجری:

و از اساس ردش کنه

استاد روستایی:

این شبیه سازیه اونه می خواد اینو بگه در حالی که اینگونه نیست روایتی که اینجا آمده بحث تواتره یعنی این نیست که بگیم آقا یه آقایی اومده نه خیر این آقا اومده ساخته این آقای شیعه مثلا نه اینجوری نیست این وقتی میگه متواتر کاری به شیعه سنیش نداره اینا بحث های تاریخیه مسئله تاریخ هم سنی شیعه نیست که آقا علمای مورخش شیعه گفتن علمای مورخ اهل تسنن هم گفتن گفم این شده متواتر خیلی زیادم گفتن آنقدری که اطمینان و یقین برای آدم حاصل میشه که بالاخره آقا این مسئله رخ داده خب این فرمایش آقای حاکم نیشابوری باز شما غیر از این آقا من حالا مثلا از سبط ابن جوزی هم خدمت شما بگم کتاب تذکره الخواص که آقای سبط ابن جوزی هست نوه ی ابن جوزی معروف و خب ایشون عالم حنبلی بود بعد حنفی شد در این کتاب ایشون هم یک عبارت میاره در صفحه شماره ده میگه روایت شده که فاطمه بنت اسد دور خانه ی کعبه طواف می کرد

 و هی حامل بعلی فضربها الطلق

 درد زایمان بر او عارض شد

 ففتح له باب الکعبه

 میگه باب کعبه برایش باز شد دری از کعبه برای او باز شد

 فدخلت

 وارد شد نمیگه یه کسی باز کرد نه

 ففتح لها

باز شد برای او باب الکعبه

مجری:

داره مجهول میگه دیگه

استاد روستایی:

بله باز شد براش چی باز شد

 باب الکعبه

کسی اینجا نه نیست تو این قصه نمیگه آقا مثلا آقای زیدی آقای عمر اومد در رو باز کرد نخیر

 فتح لها باب الکعبه فدخلت فوضعته فیها

 میگه که ایشون وارد شدن به قول معروف بچه اش اونجا به دنیا اومد

 میگه البته حکیم بن حزام هم مادرش در کعبه او را به دنیا آورد اما اینکه برای مادر او درب کعبه باز شده باشه این نیومده در تاریخ اما در مورد امیرالمومنین این هست مسئله خرافی نیست آقای سبط بن جوزی اول حنبلی بود بعد حنفی شد عالم اهل سنت حاکمم عالم اهل سنته خب اینم یک نمونه نمونه ی دیگری من خدمت شما نمایش بدم از آقای عرض کنم مسعودی مسعودی صاحب مروج الذهب این هم عالم اهل سنت کتاب مروج الذهب جلد دوم کتاب تاریخیه میگه

 و کان

ببینید صفحه دویست و هفتاد و سه

و کان مولوده فی الکعبه

در مورد امیرالمومنین داره صحبت می کنه که حضرت کی باهاشون بیعت شد و خلافتشون چند سال بود میگه آقا تولد این آقا

فی الکعبه

یعنی توی کعبه داخل کعبه خب اینم عبارت مسعودی باز غیر از این آقا ما افراد دیگری داریم یعنی ببینید این مسئله فقط در کتاب تاریخی نیومده فقط در کتاب حدیثی نیامده فقط در کتاب های مناقب نگاری نیامده ما مثلا ببینید کتابی داریم الفصول المهمه فی معرفه الائمه آقای ابن صباغ مالک مالکی مذهب ببینید من از حاکم نمایش دادم که شافعی بود از سبط نمایش دادم که حنفی بود آقای عرض کنم که خدمت شما ابن صباغ مالکی مذهبه ببینید گرایش های مختلف اسلامی رو دارم نمایش میدم عبارتشون رو که بگم یعنی جناب آقای سلیمانی امیری این حرف شیعه نیست که بگی دروغ نخیر همه ی مذاهب اسلامی این حرف رو دارن خب ببینید الفصول المهمه فی معرفه الائمه فی معرفت احوال الائمه اینجا در فصل اول صفحه بیست و نه ببینید میگه

 ولد علی بمکه مشرفه بداخل البیت الحرام

میگه در مکه مکرمه در مکه مشرفه در داخل بیت الحرام چه موقع به دنیا اومد بعد میگه

 و لم یولد فی البیت الحرام

 میگه قبل در بیت الحرام قبل از امیرالمومنین احدی به دنیا نیامده

و هی فضیله خصه الله تعالی بها اجلالا له و أعلاء لمرتبته و إظهارا لتکرمته

 میگه این بخاطر علو مرتبه ی امیرالمومنین به خاطر اجلال مرتبه امیرالمومنین و به قول معروف به خاطر اظهار کرامت امیرالمومنین

 میگه فقط علی تازه این حکیم بن حزام رو هم نمیاره

مجری:

تازه رد می کنه دیگه

استاد روستایی:

اصلا متعرض حکیم بن حزام هم دیگه نمیشه اینجا و بعد عرض کنم خدمت شما در صفحه شماره سی میاد باز از کتاب مناقب اب المعالی که فقیه مالکی بوده نکته ای رو نقل می کنه بعد میاد میگه که آقا

 أن فاطمه بنت اسد فی شده من الطلق

میگه بالاخره شدت درد زایمان قرار گرفت

ثم أنه أخذ بیدها

 و عرض کنم خدمت شما آقای ابوطالب که بالا در موردش صحبت می کنیم یه دست فاطمه بنت اسد  رو  گرفت

 و جاء بها إلی الکعبه

 آوردش کنار کعبه

فدخل بها

ایشون وارد کعبه شد و عرض کنم خدمت شما

و قال اجلسی علی اسم الله

 بنشین به نام خدا و بعد عرض کنم دردی برش عارض شد و خلاصه یک فرزندی به دنیا آورد و بعد میگه

لم أر أحسن وجها منه

میگه من زیباتر از اون ندیدم

 خب این ماجرا رو کی داره نقل می کنه خانم ام عمار بنت عباده بن فضله بن هالک بن عجلان الساعدی ایشون داره نقل می کنه میگه من در اونجا شاهد بودم که این خانم فاطمه بنت اسد وارد کعبه شد و فرزندی به دنیا آورد

 غلاما نظیفا منظفا

  پاکیزه و پاک شده یک چنین غلامی رو به دنیا آورد فرزندی رو به دنیا آورد

 لم أر أحسن وجها منه

 خوشگل تر و زیباتر از این آقا من ندیدم

 اینم صلوات الله و سلام علیه عرض کنم خدمت شما منابع دیگه مثلا آقای ابوزکریا ازدی در تاریخ موصل باز کتاب تاریخیه ایشون نویسنده متوفای سال سیصد و سی و چهار هجری قمری نهصد و چهل و پنج میلادی یعنی ببینید بیش از هزار سال پیش هزار و صد سال پیش این از دنیا رفته خب شما ببینید در این کتاب باز میگه در مورد امیر المومنین که می خواد صحبت بکنه میاد میگه عمر حضرت شصت و دو سال بوده

و کان ولد فی الکعبه

 در کعبه متولد شده

 ولم یولد فیها خلیفه غیر امیرالمومنین علی بن أبی طالب علیه السلام

 خلیفه ای غیر علی بن ابی طالب در کعبه متولد نشده است

مجری:

میگن امیرالمومنین ایشون که سنی بودن دیگه از منابع اهل سنت  میگه امیرالمومنین

استاد روستایی:

بله اهل سنت به عنوان اینکه بالاخره خلیفه ی چهارم بودن این عبارت رو درباره شون به کار بردن اینو به کار میبرن درمورد حضرت خب ببینید غیر از این حلبی داره نمی دونم فاکهی در اخبار المکه داره نمی دونم خیلی نویسنده های مختلف و متعدد این مسئله رو ذکر کردن این گونه نیست که بگیم آقا مثلا فقط یه افراد خاص یا مثلا آقای دهلوی محدث هند شاه ولی الله دهلوی که این شاه ولی الله دهلوی هم ارادت خاصی به شیعه نداره بلکه اتفاقا خیلی هم مخالفه خب شما ببینید در کتاب إزاله الخفاء عن خلافه الخلفاء در اینجا در صفحه دویست و شصت و دو عبارتی رو میاره میگه حاکم آمده در مناقب امیر المومنین چی گفته شده از مناقب وی رضی الله عنه که در حین ولادت او ظاهر شد یکی آن است که در جوف کعبه معظمه تولد یافت خب این عالمم شیعه نیست بله ببینید من از علمای مذاهب مختلف دارم میارم و بعد هم عرض کنم خدمت شما عبارتی که میاره بعد هم از حاکم نیشابوری این مسئله رو ایشونو نقل می کنه و کاملا قبول داره که بالاخره

عن فاطمه بنت اسد ولدت امیر المومنین علیا فی جوف الکعبه

 خب ببینید اینا مواردیه که در تاریخ آمده بنابراین نسبت به این مورد اول که ایشون آمد گفت و این گفت که بله این نمی دونم عرض کردم خدمت شما خرافات و عقیده شیعه این حرف بی اساسیه که ایشون زد و تازه جناب آقای صفایی عزیز من خیلی از متون رو نخوندم متون متعددی که در این زمینه داریم خیلیا رو من قرائت نکردم وگرنه کتاب سیره الحلبیه هست نمی دونم کتاب نزهه المجالس هست و کتاب نمی دونم شرح شفا ملا علی قاری هست که شرح بر شفای قاضی ایاضی کتابای متعدد اما نکته بعدی ایشون آمد گفت که ماجرای سقط حضرت محسن رو شیعه از ماجرای سقط فرزند زینب گرفته از دختر بزرگه زده به دختر کوچیک اولا اینه که زینب دختر پیامبر بوده باشه اتفاق نظری در این زمینه وجود نداره که بگیم آقا این نمی دونم دختر پیامبر بود و ما به قول معروف مثلا خواستیم حضرت زهرا رو ببریم بالا از دختر بزرگ گرفتیم دادیم به دختر کوچک این یکی نکته هست که به قول معروف باید بهش توجه بشه شما ببینید مثلا من یک نمونه نمایش میدم کتاب الاستغاثه مال علی بن احمد یا ابوالقاسم کوفی درواقع در اینجا میاد یه بحثی مطرح می کنه در باره اینکه ایا این زینب و رقیه دو نفری که میان میگن آقا اینا دختران رسول خدا بودن آیا اینها دختران رسول خدا بودن میگه خیر میگه حضرت خدیجه یک خواهری داشتن خب

 کانت بخدیجه من امها اخت یقال لها هاله

یک خواهری داشتن به نام هاله که این با مردی از بنی تمیم ازدواج کرد برای او دختری به نام هاله آورد بعد عرض کنم چون

ثم خلف علیها بعد أبی هاله رجل من بنی تمیم

 آقای ابی هاله از دنیا رفت این خانم با عرض کنم خدمت شما فردی به نام ابی هاله ازدواج کرد

 که بهش ابوهند هم میگفتن بعد برای او پسری به نام هند آورد و دو دختر آورد که اسم یکیشون زینب بود اسم یکیشون رقیه خب یعنی اینا دخترای خواهر  حضرت خدیجه این چیزی که اینجا آمده بنابراین این نکته ی اول که اساسا کسی بخواد بگه که آقا مثلا حضرت خدیجه دختر اینجوری داشته و اسمش زینب بوده بعد اون نمی دونم سقطی کرده بعدنمی دونم اون ماجراش شیعه از اون گرفته داده به حضرت زهرا این یک داستانه اصلا از اساس اینه که بگیم مثلا آیا این خانوم به نام زینب دختر حضرت زهرا بوده این اصلا اختلافیه و خیلی از شعیعیان این رو قبول ندارن خب این نمیگم که اصلا قبول ندارن بعضیا ممکنه قبول داشتم  باشن ولی اصلش مورد تردیده این نکته ی اول اما نکته دوم آیا این خانم بچه ای ازش سقط شده بله ما در منابع تاریخی داریم که این خانم بچه ای داشت و سقط شد یه شخصی به نام هبار بن اسود این خانم رو ترساند مثلا ببینید کتاب دلائل النبوه آقای بیهقی جلد سوم چاپ دار الکتب العلمیه در صفحه صد و پنجاه و پنج میاد میگه که

خرج فی طلبها هبار بن اسود

هبار بن اسود به دنبال این خانم امد و نافع بن عبدالقیس

 و کان اول من سبق إلیها هبار فروعها بالرمح و هی فی هودجها

 میگه با شمشیر و عذر می خوام با نیزه زد به هودج این خانم که این خانم ترسید اینجا صحبت از سقط نیست اما در بعضی از منابع دیگه صحبت سقطم هست مثلا ببینید البدایه و النهایه آقای ابن کثیر دمشقی در جلد پنجم اینجا ملاحظه بفرمایید در صفحه دویست  وشصت و دو میگه

فکان اول من سبق إلیها هبار بن الاسود بن المطلب بن أسد بن عبد العزی و الفهری فروعها هبار بالرمح

میگه با نیزه ایشون رو ترسوند

 و هی فی الهودج

ایشون در عرض کنم خدمت شما اون هودج خودش بود

 و کانت حاملا فیما یزعمون

او باردار بود همانجوری که اونا می دونستن

فطرحت

سقط کرد

 خب این امده که این سقط صورت گرفت در کتاب سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل و التوالی آقای عاصمی مکی هم در جلد اول در صفحه شماره پونصد و پنج این ماجرا آمده که میاد میگه که

 طبرانی عن رجال صحیح

 از راویان صحیح بخاری به نقل از عروه بن زبیر نقل کرده که

 أن زینب لم تزل وجعه مما وقع من الإسقاط بسبب فعل هبار بن اسود حتی ماتت

میگه زینب  بهخاطر اون کاری که هبار بن اسود کرد و منجر به سقط ایشون شد ایشون دائم درد داشت تا اینکه بابا از دنیا رفت

 فکانوا یرون أنها شهیده

گفتن این خانم شهید شده

 خب اینم یک نقله بعد عرض کنم خدمت شما پیامبر خب حالا این آقا رو مجازات می کنه نمی دونم عرض کنم خدمت شما این که می فرمایند این رو گرفتید باید کشته بشه و این حرفا بعد به قول معروف مجازاتی قرار میده خب این نسبت به جناب زینب اما آیا ما شیعیان آمدیم داستان سقط زینب رو گرفتیم به حضرت زهرا دادیم خیر این کاملا غلطه حرف ایشونه ببینید ما در مورد سقط حضرت محسن چند تا منبع داریم که میان نام منابع اهل سنت که نام یک سری علمای اهل سنت رو میبرن که اینها قائل به این بودن که جناب محسن سلام الله علیه سقط شده جناب محسن یا محیسن به عنوان فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها شما مثلا ببینید عرض کنم که کتاب میزان الاعتدال شمس الدین ذهبی خب در جلد اول چاپ دار الکتب العلمیه میاد یک بحثی رو مطرح می کنه صفحه دویست و هشتاد و سه ذیل شرح حال احمد بن محمد بن سری بن یحیی ابن ابی دارم المحدث خب درست شد میگه ایشون رافضی و کذاب بود یعنی شیعه و دروغگو بود خب ذهبی اینجا این حرفو می زنه اما جالبه جالبه میگه از آقایی به نام محمد بن احمد حماد کوفی حافظ که از علماست از محدثینه نقل می کنه میگه این آقا

کان مستقیم الامر عامه دهره

 میگه ابن أبی دارم کذاب نبود مستقیم الامر بود در کل زندگیش کارش درست بود عقیده صافی داشت آدم درستی بود خب بعد میگه که در آخر عمرش یک سری ایراد بعضی از صحابه رو می گفت بعد خود محمد بن احمد حماد میگه

حضرته

 من بودم کنار این آقا که یک مردی داشت روایتی رو براش قرائت می کرد و اون روایت پیرامون سقط حضرت محسن بود که می گفت این فردی که نامش اینجا امده نستجیر بالله با بالاخره پا به حضرت زهرا زد و حضرت محسن محیسن سقط شد خب ببینید این آقا در مقابلش این روایت قرائت شده انکار هم نکرده از محدثینه از بزرگانه و آدمی هم هست که به گفته محمد بن احمد حماد کوفی این در طول عمرش آدم در واقع چی مستقیمی بود یعنی کارش درست بوده آدمی نبوده که به قول معروف یا اهل غلو باشه اهل دروغ باشه اهل اشتباه باشه

مستقیم الامر عامه دهره

لسان المیزان ابن حجر عسقلانی هم در جلد اول در صفحه ششصد و ده باز همین ماجرا نقل شده در کتاب سیر اعلام النبلاء خود آقای شمس الدین ذهبی اینا همه کتابای اهل سنت خب در جلد پونزدهم ذیل شرح حال ابن دارم صفحه پانصد و هفتاد و شش ببینید چه تعابیری به کار می بره

 الامام الحافظ الفاضل

 یعنی پیشوای در حدیثه حافظ وقتی میگن اقلا سی هزار حدیث حفظ حفظ کرد با تمام سند و دلالت و همه چیش الفاضل از علمای اهل فضل بزرگه خب

 کان موصوفا بالحفظ والمعرفه

 این آدم رو توصیف میگه گفتن حافظه ی حیرت انگیزی داره و شناخت خیلی عمیقی رو احادیث داره بعد میگه البته

 الا أنه یتربص

جز اینکه این شیعه بود

 یعنی ایرادی که می خواد به این آقا بگیره چیشه شیعه گری و جالبه و جالبه

مجری:

البته شیعه هم یتربص ظاهرا

استاد روستایی:

بله و جالب  اینجاست که اتفاقا جرح به خاطر مذهب رو خود علمای اهل سنت همه نپذیرفتن میگن آقا این دعوت به مذهبش می کنه یا خیر یا نمی کنه بعضی اینجوری گفتن بعضی گفتن آقا جرح به خاطر مذهب اصلا پذیرفته نیست خب یعنی حالا تو به خاطر شیعه گریش اومدی بهش ایراد وارد کردی این آقا بیخود معلومه مشکل عقیدتی با این داری اما از نظر علمی چی خودت گفتی حافظ سیره است تازه خودت گفتی حافظه حیرت انگیزی داره و شناخت عمیقی هم در روایات داره خب این آدم داره میاد میگه همچین چیزی بوده این کارشناسه داره این حرف رو می زنه خب شما ببینید میگه حاکم گفته نه این رافضی بود ثقه نیست چرا چون رافضی بود خب پس گفتیم جرح به خاطر مذهب فایده نداره اما اقای محمد بن حماد که خودشم حافظه خودشم از علمای حدیث شناسه میگه آقا این حرفا چیه

کان مستقیم الامر عامه دهره

 این در کل عمرش کارش درست بود بعد میگه خودم بودم که فردی چنین روایتی رو به قول معروف در محضر او خواند خب ببینید این آدم به قول این ها رافضی اما محمد بن حماد حافظ او رو تاییدش کرده درسته فرض بکن به خاطر مذهبش جرحش کرده باشه این آقا تاییدش کرده از مسائل مذهبی که گذشته این یک  آدمی کارشناس حدیثه داره میگه همچین داستانی بوده خب این یک نمونه نمونه دیگه که خدمت شما عرض بکنم از حالا آقا ما حرف اینجا شاید آقای سلیمانی امیری بگه خب خیلی کشف مهمی کردی این که رافضی بوده این که از خودتون بود و روایتش مورد قبول نیست درسته ما اتفاقا از این دست رافضی ها داریم که تو صحیح بخاری هم روایت داره ازشون نقل شده نقل شده و علمای اهل سنت پذیرفتن ببینید مثلا شما می بینید ما شخصیتی رو داریم در همین کتاب اقای ذهبی سیر اعلام النبلاء جلد نه به عنوان

 عبیدالله بن موسی الامام الحافظ العابد

 این تعابیر رو درموردش به کار می بره

 حدیثه فی الکتب السته

این حدیثش در کتب سته یعنی بخاری مسلم ترمزی ابی داوود ابن ماجه و نسایی در همه اینا هست خب ثقه نمی دونم صدوق حسن الحدیث چیزای مختلف در موردش گفتن

 و کان معروفا برفض

اصلا به رافضیگری هم معروف بود روایتش هم توی همه کتابا هست پس به صرف رافضی بودن نمیشه کسی رو زد این آدم رافضیه تازه معروف به رافضی بودن هم هست روایتشم شما پذیرفتید تو صحیح بخاری پذیرفتید تو صحیح  مسلم پذیرفتید که خودتون میگید صحیح ترین کتاب بعد از قرآنه پس میشه یک کسی رافضی باشه روایاتشم مورد پذیرش باشه یعنی به  جرح به خاطر مذهب فایده نداره آقا اون آدم کارشناس بوده نبود بله آقا حافظ بوده یا نبوده خود آقای ذهبی گفت الامام پیشوا بود یا نبود در علم حدیث بله بود حافظه حیرت انگیز داشت یا داشت بله داشت حدیث شناس بود یا نبود بله تازه اون یه حافظم گفته بود

 کان مستقیم الامر عامه دهره

 این مدح هایی که در مورد این آدم وجود داره شما به راحتی از کنار این آدم نمی تونی رد بشی یا مثلا تاریخ مدینه السلام جلد شش نسبت به یه آقایی صحبت می کنه به نام جعفر بن سلیمان رافضی اصلا ببینید جعفر ابن سلیمان رافضی خودش میاد رافضی خب این آدم شما ببینید از تهذیب الکمال مزی درجلد پنجم وقتی می خواد راجع به جعفر بن سلیمان صحبت کنه که رافضیه میگه میم چهار میم یعنی این آدم در کتاب صحیح مسلم روایت داره این چاری که در واقع این بغلش میاره به چه معناست اینجا پاورقی ببینید اینجا وقتی که می خواد راجع بهش صحبت بکنه ببینید بغل این یک، یک داره دیگه خب این یک یعنی چی یعنی به قول معروف میگه این داره میگه که در بعضیا جاها عین و این معناش چیه معناش اینه که در سنن اربعه یعنی ترمزی و نسائی و ابی داود و ابن ماجه این روایت  داره هم در مسلم داره هم در اونا خب صحیح مسلم رو خودتون گفتید

اصح الکتاب بعد کتاب الله

 این جعفر بن سلیمان رافضی اینجا روایت داره یا مثلا عرض کنم خدمت شما عالم دیگه اصلا نام ببریم حالا ابن ابی دارم رو گفتیم بریم سراغ اصلا یک عالم دیگر اهل سنت خب عالم دیگر کیه آقای نظامه ببینید کتاب وافی الوفیات صفدی در جلد ششم یک عبارتی رو نقل می کنه از ابراهیم بن سیار بن هانیء معروف به نظام خب این آدم شیعه نیستش درست شد میگ متمایل به رافضی ها هست اما شیعه نیست خودش داره میگه

 یوم البیعه

 این اتفاقه افتاد و حضرت زهرا سقط کرد همین حضرت محسن بود خب بعد در اینجا بیاییم ببینیم این آقای ابراهیم بن سیار کیه چه آدمیه ببینید النظام المعتظری ابراهیم بن سیار بن هانیء

 کان ابراهیم هذا شدید الذکاء

 آدم بسیار بسیار تیزهوش بوده

 در کتاب تاریخ مدینه السلام در جلد شش میگه در صفحه شماره ششصد و بیست و سه در مورد این آدم که می خواد صحبت کنه میگه

کان احد فرسان اهل النظر و الکلام علی مذهب المعتزله

 میگه این یکی از احد فرسان یکی از قهرمانان و پهلوانان و از فهول و دانشمندان بسیار ز بردست دانش کلام معتزلی است

 شیعی نیست اما یک عالم دانشمند به قول معروف بسیار تیز هوش قدر قدرت داره میگه همچین اتفاقی افتاده شیعه هم نیست خب آیا این اقا آمده از ما گرفته شما ببینید باز در کتاب اکمال ابن ماکولا اکمال ابن ماکولا در جلد هفتم باز صفحه سیصد و پنجاه و هفت میگه

 ابراهیم بن سیار ابواسحاق نظام وکان احد فرسان المتکلمین

 یکی از متکلمین بسیار بسیار زبردست

 این آدم شیعه هم نیست این آدم خب بله میگه تمایل داره یعنی بعضی از نظرات شیعه رو واقعا ببینید عالما بهش رسیده نه اینکه همینجوری بر روی هوای نفسش نه این آدمی که احد فرسان متکلمین اینه یکی از اون قدرتمند ترین عالمان علم کلامه مقلد کسی نیست ببینید معتزله بسیار بسیار آدم های عقل گرایی بودن به این راحتی زیر بار کسی نمی رفتن بله خب حالا این آدم اومده این رو پذیرفته این حرفای شیعه نیست آقای سلیمانی امیری که شما میگی آقا از زینب گرفتن شبیه سازی کردن برای حضرت زهرا نه آقا این یک رخداد تاریخیه رخ داده که ما اومدیم اینجا نقل کردیم در بعضی از متون اهل سنت هم هست بله ما انتظار نداریم اهل سنت این رو ریز بریز نقل بکنن چرا چون بالاخره به یک طرف این قصه خلیفه ای قرار داره که برای اهل سنت جایگاه داره درست شد لذا به این صورت نقل نمی کنن اما به هر صورت در بین عالمان افراد مورد وثوقی بودن که اهل سنتم اسمشون در کتابشون آوردن و گفتن این آدما قصه رو قبول داشتن همین بسه برای اینکه بگیم آقا این ماجرا یک ماجرای شیعی نیست یک ماجرای اقتباسی نیست شما بخوای بگی آقای این رو شیعه از اون خرافاتی هست و از اونا گرفته از کجا داری میگی به چه دلیل اینکه صرف اینکه شما بگی این که نشد که بنابراین این حرف ایشون مثل سایر حرفاش بی اساس در خدمت شما هستم

مجری:

بله خیلی ممنون و مچکرم آقای دکتر روستایی از لحاظ تاریخی و فنی دیگه در حقیقت جناب استاد بررسی کردن شبهه رو حالا در ایشون بعضی مسائل رو که مطرح می کنه در خلالش هم بعضی شبهات به اصطلاح کلامی که ما بشینیم خیلی آبکی مطرح می کنه مثلا میگه که اگر امام این چنین متولد شده بودن در کعبه توی ماجرا خب عرب باید این رو پیامبر مثلا می دانستن یا اگه خب چرا اون اگر به قول شما حکیم بن حزام رو چرا پیامبر قبول نکردن اگه به فرض قبول کنن

استاد روستایی:

اصلا خودش داره جواب خودش رو میده بله حالا من حواسم نبود به این نکته

مجری:

یا مثلا چرا پیامبر خودش چنین متولد نشده بود خب چه ارتباطی داره امیرالمومنین یه سری خصائص داره که مثلا منحصر به فرد بود مثلا زوج حضرت زهرا بود مثلا داماد پیامبر بود که خود پیامبر این خصائص رو نداشت بله همچین همسری نداشت همچین پدری نداشت پدر حسنین بود مثلا همچین فرزندانی داشت که پیامبر خودش همچین فرزندانی نداشت یه مقایسه هم کرده بود توی شبهه اش میگم از لحاظ فنی و تاریخی که واقعا چیزی نداره بعد مجبور میشه از این مسائل مطرح کنه که خیلی هم سطح پایین یعنی شبهاتش واقعا شبهات درخوری نیست اصلا

استاد روستایی:

ببینید من یک نکته ای رو خدمت شما عرض بکنم ایشون میاد میگه که آقا چرا امیر المومنین اگر این موارد خارق العاده رو عرب از او دیده بود مثلا اگه این بود خب اون رو پیامبر می دونست اولا ما یه بحثی داریم در مورد پیامبر ارهاصات خب ارهاص به یک سری حوادث خارق العاده میگن که در زمان مثلا ولادت پیامبر مثلا رخ داد دقیقا خب مثلا شما ببینید دریاچه ساوه لحظه خلافت خشک میشه بله خب یا عرض کنم که طاق کسری کنگره هاش فرو می ریزه و آتشکده فارس مثلا خاموش میشه خب اینا هم یک سری حوادثه خارق العاده بود بیش از اون چیزی که دیده بودن خب بیش از اون بله اتفاق افتاد بود اگه بنا بر حوادث خارق العاده می خواستن کسی رو انتخاب کنن باز هم برای پیامبر خارق العاده بیشتر اتفاق افتاده این یک ثانیا نکته بعدی اساسا انتخاب پیامبری بر اساس حوادث خارق العاده نیست چطور ببینید ما در طول تاریخ خب سوای از انبیا بالاخره افرادی رو داشتیم مثل فرض کنید یک سری جادو گران یه کارایی انجام میدن که همه نمی تونستن انجام بدن طیف خاصی می تونستن انجام بدن شما فقط آیا مثلا آمدن جادوگران رو به عنوان پیامبر انتخاب کرد نه اینجوری نبود اصلا مسئله پیامبری این نیست ما پیامبری بر دو چیز استواره اولا یک بصیرت افزایی جامع آیه قرآن داریم

قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَه

سوره یوسف آیه 108

میگه بگو این راه منه من دعوت به خدا می کنم بر بصیرت افزای این پایه اول و نکته دوم ابراز معجزه معجزه به اون کار خارق العاده ای میگن که برای نبوت ارائه میشه و احدی نتونه انجام بده اون رو خب معجزه نبی خاتم یکیش چیه قرآن که اومدن معلقات صبیا معلقات عشر اشعاری که عرب جاهلی در ایام حج می آمدن کنار کعبه آویزان می کردن خب اومدن آویزان کردن یه دفعه آیه ای نازل شد آیه از قرآن که به قدری در فصاحت و بلاغت بالا بود که اینها شبانه از خجالت اومدن گفتن اگه اینار رو ول کنیم این معلقاتمون که مثلا افتخار ماست در ادبیات و در فصاحت و بلاغت اگه پیامبر صلوات الله و سلام علیه و آله بیاد این آیه رو قرائت بکنه آبروی عرب میره در فصاحت و بلاغت انقدر مفاد این آیه بلند اومدن بردن معلقات خودشون رو خب این معجزه پیامبر بود پیامبر معجزه ارائه میداد البته اول بصیرت افزایی می کرد دعوت می کرد کسی معجزه می خواست معجزه ارائه میداد طرف جذب پیامبر میشد بنابراین به صرف یک تولدی که اون فرد به حسب ظاهر درش نقشی نداره خودش اون نوزاد بر حسب ظاهر عرض می کنم به اینکه کسی نخواد پیامبر بشه که اینا برای این نیست وگرنه خب همون حکیم بن حزام به قول شما که حالا آقایون نقل کردن می گفتن این آقا پیمغبره ولی این نشد

مجری:

خیلی ممنون مچکرم آقای دکتر روستایی استفاده کردیم می خواستم حالا این مطالب رو هم جناب استاد اشاره کنند که واضح شد اگر اجازه میدید یک میان برنامه ببینیم با هم یه توقف داشته باشیم و میان برنامه رو ببینیم ان شالله بعد از میان برنامه مجددا برمی گردیم

میان برنامه

مجری:

السلام علیک یا امین الله فی خلقه یا امیر المومنین عرض سلام و خیر مقدم مجدد دارم خدمت شما بینندگان همراهان عزیز و ارجمند همچنان در خدمت شما هستیم با برنامه کاوش از شبکه جهانی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در بخش قبلی برنامه یک شبهه ای مطرح شد کلیپش رو با هم دیدیم و جناب آقای دکتر روستایی پاسخ دادن خب یکی دو تا کلیپ دیگه هم داریم تا پایان برنامه با ما همراه باشید ان شاالله اون ها رو هم خدمت شما نمایش خواهیم داد و آقای دکتر روستایی پاسخ خواهد داد آقا توضیح دارید برای کلیپ دوم بفرمایید که کلیپ رو ببینیم

استاد روستایی:

عرض کنم محضر مبارک شما ایشون در یک کلیپی ادعا می کنه که امیرالمومنین به خواستگاری دختری رفته و عرض کنم خدمت شما حضرت زهرا سلام الله علیها ناراحت شدن و بعدم عرض کنم که آمدن به پیامبر گفتن پیامبر هم ناراحت شدن و فرمودن فاطمه پاره وجود منه و هر کسی که او را بیازارد من را آزرده و بعدم خب حضرت زهرا نستجیر بالله با امیرالمومنین  دعواشون شد و همه رفتن بیرون از خونه و بعد پیامبر اومدن گفتن این کار رو تو کردی و این کارو نکن و این حرفا و خلاصه تموم شد ماجرا یک همچین ماجرایی حالا من ریزشو عمدا به صورت دقیق که این آقا میگه اشاره نمی کنم خواستم که کلیپ رو با هم ببینیم بعد راجع بهش صحبت می کنیم

مجری:

ایرادی نداره خیلی خب پس کلیپ دوم رو هم با هم دیگه ببینیم ان شالله برمی گردیم

کلیپ دوم:

دوست دیگری پرسیدن در زمانی که پیامبر فوت نکرده بود علی به جز فاطمه آیا ازدواجی داشته است مسئله خواستگاری از دختر ابوجهل و قهر فاطمه از ایشان و شکایت به رسول که حدیث فاطمه پاره تن من است در این خصوص است بله کاملا در واقع در زمان زندگی فاطمه با علی علی از دختر ابوجهل هم خواستگاری می کنه گزارش از سوی فاطمه به پیامبر اسلام می رسه و ایشان در مسجد مدینه اشاره می کنه که محاله که حالا جالب این است که ابوجهل فوت کرده در جنگ بدر و دختر او هم مسلمانه اما پیامبر اسلام که به تعدد زوجات در قرآن هم آمده اشاره داشته و خودشان هم از این امتیاز به نحوه احسن استفاده کرد ولی در مورد علی اشاره کرد که نه محاله که دشمن در واقع دختر دشمن خدا با دختر رسول خدا در یک خانه جمع بشن بنابراین من اجازه نمیدم اما خود ایشان با ام حبیبه که دختر ابوسفیان بود در اون زمان که هنوز ابوسفیان دشمن رسول خدا بود ازدواج فرمودن بنابراین ظاهرا مسئله همون بود که خود پیامبر گفت یعنی کسی حق نداره فاطمه رو بیازارد حالا این سوال هم پیش میاد که چگونه تعدد زوجات است برای همه خوبه اما برای خود رسول چون می بینه دخترش آزرده میشه بد میشه درباره تناقضات رو شما در اینجا می تونید به راحتی ببینید که کسانی که مدعی هستند تعدد زوجات حالا حق یک مرده ولی پیامبر اسلام این حق رو از علی سلب می کنه فقط به خاطر اینکه دختر او ناراحت شده از این مسئله

مجری:

خب کلیپ دوم رو با هم دیگه دیدیم فکر کنم آقای سلیمانی امیری شبکه های وهابی رو زیاد می بینه بفرمایید آقای دکتر روستایی

استاد روستایی:

ببینید عرض کنم خدمت شما این آقا متاسفانه فقط ادعا می کنه یعنی اهل مطالعه نیست من عبارت کتاب صحیح بخاری اینجا نمایش بدم در کتاب صحیح بخاری خب این روایت به صورت های متعدد آمده یک روایتش اینه صفحه نهصد و هفده میگه ابوالیمان میگه

 اخبرنا شعیب عن الزهری حدثنی علی بن الحسین أن المسور بن مخرمه قال إن علیا خطب بنت أبی جهل فسمعت بذلک فاطمه فأتت رسول الله فقالت یزعم قومک أنک لا تغضب لبناتک

 میگه حضرت زهرا اومدن پیش پیامبر گفتن قوم تو گمان می کنه که شما برای دخترانت به خشم نمیای

و هذا علی ناکح بنت أبی جهل

 امیرالمومنین اصلا با دختر ابو جهل ازداج کرده

مجری:

ناکح که دیگه خواستگاری نیست

استاد روستایی:

خب آره

فقام رسول الله

 میگه که پیامبر بلند شدن

فسمعته

 من به قول معروف شنیدم

 که حضرت عرض کنم که بلند شدن و نکاتی فرمودن تا اینکه اینجوری فرمودن

  اما بعد انکحت أبا العاص بن الربیع فحدثنی و صدقنی و ان فاطمه بضعه منی و إنی اکره أن یسوءها و الله لا تجتمع بنت رسول الله و بنت عدو الله عند رجل واحد فترک علی الخطبه

 خب که بله آقا به قول معروف ابوالعاص بن ربیع آمده در واقع با من با اون ها پیوندی برقرار کردن و اون ها با من صحبت کردن و خلاصه گفتگویی کردیم و منو تصدیق کردن اینا اما فاطمه دختر منه اونا از من اجازه خواستن که بالاخره آقا ما این دختر رو به عقد علی در بیاریم در نیاریم فلان بیساری حرف ها فاطمه پاره وجود منه و من ناراحت میشم اگه چیزی باعث آزارمون بشه و به خدا قسم دختر رسول خدا و دختر عدو خدا و دشمن خدا پیش یک مرد جمع نمی شن و امیرالمومنین خواستگاری رو رها کرد خب این نقلیه که در کتاب بخاری وجود داره من این نقل رو از چند حیث می  خوام مورد بررسی قرار بدم بله اولا یک مسئله اش از حیث راویان این نقل

مجری:

سندی

استاد روستایی:

آره اصلا این راویان کی ان این آقای مسور بن مِخرمه یا مَخرمه که در واقع معتبرترین سند این ماجرا رو به این برمی گردونن چون همه ی سند های دیگه خرابه معتبرترین رو می خوان به این برگردونن درست شد این آدم نقل های متعددی ازش داریم تو یکی از نقل هاش تو همین ماجرا میگه من بالغ بودم هیچ کس هم انگار غیر این نشنیده غیر این نشنیده میگه من بالغ بودم ما وقتی میریم در تاریخ سن آدم رو بررسی می کنیم می بینیم اساسا این اون موقع شش سال یا هفت سالش بوده این یه بچه شیش هفت ساله اولا بالغ نیست شما به کدوم منطق می خوای بگین بالغه این اولا ثانیا تو این شهر غیر این هیچکی نبود بشنوه یک نقل معتبری یک چیزی غیر این یعنی واقعا ماجرای به این مهمی رو هیچکی نباید بشنوه خب اینم که یعنی شبیه جکه یعنی این حرفی که ایشون داره ذکر می کنه این از یک حیث نکته دیگه ببینید من اول این سال به دنیا اومدن مسور رو بگم الاصابه فی تمییز الصحابه ببینید در اینجا در صفحه شماره هزار و چهارصد و پونزده اینجا مسور بن مخرمه خب این آقا میگه

 قال یحیی بن بکیر و کان مولده بعد الهجره بسنتین و قدم المدینه فی ذی الحجه بعد الفتح سنه ثمان و هو غلام أیفع ابن ست ستین

 میگه این دو سال بعد از هجرت تازه چی شد به دنیا اومده بعد کی اومد مدینه سال هشتم اومد مدینه یه بچه شش ساله

مجری:

شش سال بود

استاد روستایی:

خب یعنی شما حساب بکنید اگه همون روزی هم که اومده مدینه همون لحظه پیامبر بالا منبر این حرفو زده باشه بچه شش ساله است یعنی تو این شهر هیچکی دیگه نبود بشنوه بچه شش ساله بشنوه خب این جالبه بعد اصلا شما بگید آقا این دو سال بعد شنیده

مجری:

نهایتش دو سه سال میشه

استاد روستایی:

دیگه نهایتش میشه هشت سالش دیگه

مجری:

بله دیگه نهایت میشه هشت سال یا مثلا نه سال

استاد روستایی:

نه نه سال دیگه نمیشه ببینید شما فرض کنید که سال این چی هشتم هشتم خب پیامبر سال دهم از دنیا میره دیگه آخر به قول دو ماه اول سال یازده دیگه توی حالت احتضار پیامبر که نیست این ماجرا زمانی که پیامبر سر حال منبر میره صحبت می کنه خب شما فرض بکنید دو سال بعد تهش دیگه هشت ساله میشه یعنی واقعا تو این شهر یکی دیگه نبود که غیر از این بشنوه اون وقت جالبه خود علمای اهل سنت مثل همین ابن حجر عسقلانی تو تهذیب التهذیب میگه میگه بعضی مثلا این تو بعضی نقل هاش داره که که مثلا من بالغ بودم و بالاخره حالت احتلام برام به وجود اومده آقا این حرفا چیه اصلا نمیشه نمی خوره جور نمیشه این ماجرا هرچی بخوای فکرشو بکنی ببینید از لحاظ تاریخی اصلا نمی تونه راوی این ماجرا باشه با اون اوصافی که خودش داره نقل می کنه ها چون اصلا سنش به اون حد قد نمیده سن نسبت به بلوغ قد نمیده نه به بحث احتلام قد میده و این ها و اصلا نمیشه خب این یک نکته نکته دوم این آقای مسور چیکاره است رابطه اش با امیرالمومنین چ جوره رابطه اش با دشمنان امیرالمومنین چه جوره خب ببینید من یه نقلی بخوام بگم سیر اعلام النبلاء شمس الدین ذهبی جلد سوم اینجا راجع به این مسور که می خواد صحبت بکنه مسور بن مخرمه در صفحه شماره سیصد و نود و عرض کنم سیصد و نود و یک از سیصد نود شروع میشه بعد میگه

کان خوارج ترشحه ینتحلون

 خوارج این رو منسوب به خودشون می دونستن مال یعنی این رابطه اش با خوارج خوب بود

مجری:

خودی بود

استاد روستایی:

بعد اره در سیر اعلام النبلاء جلد سوم در صفحه شماره سیصد و نود و دو میگه

 قال عروه المسور ذکر معاویه فلم اسمع المسور ذکر معاویه الا صلی علیه

هر وقت مسور اسم معاویه رو می آورد درود بر اون می فرستاد صلوات الله و سلام علیه  می گفت براش خب یعنی یک نیرو خارجی در اختیار معاویه اصلا کارگزار معاویه است این آدم این یک نفر بعدی ببینید یه راوی دیگه تو این سند بود آقای چی بود اسمش آقای زهری خب من راجع به این زهری ام دو تا مطلب می خوام بگم یکی نسبت زهری به روایات اهل بیت علیهم السلام و یکی نسبت زهری به نوشتن تاریخ درباره ی امیرالمومنین این دو تا رو من می خوام بگم اولا نسبت زهری به روایات اهل بیت علیهم صلوات الله و سلام حالا زهری هم چیکاره بود اینم خدمت شما عرض بکنم درباره اش جملاتی گفتن مثلا گفتن

جندیا

 اصلا یه نظامی بود در لشکر اموی

 و بمنزله الامیر

 اصلا جایگاه خلیفه ی اموی داشت خب یا مثلا گفتن

مندی الامرا

 این دستمال خلفا بود

 یعنی توجیه می کرد کاراشون رو و تو الفاظ اینجوری زیاد در موردش گفتن اما یه نکته دیگه به قول معروفه وجود داره که خواهرش درباره این زهری میگه شما اگر مراجعه بکنید به کتاب های مختلف از جمله عرض کنم خدمت شما فکر می کنم تهذیب الکمال مزی بود که چنین چیزی رو در مورد آقای زهری داشت من عبارت رو یک لحظه از کتاب تهذیب الکمال مزی به نمایش بگذارم اینجا که آقای زهری با یه فردی به نام جعفری داره دراقع گفتگو می کنه و اون شخص امده از زهری روایت بگیره بعد خواهر زهری می رسه به اون جعفری میگه یا جعفری ای جعفری

 لاتکتب عنه

 تو از زهری چیزی ننویس

از داداش من بعد این میگه که خب این کیه به زهری رو می کنه میگه این خانومی که داره میگه از زهری چیز ننویس این چه شخصیتیه میگه

 اختی رقیه

 میگه این خواهرم رقیه است

 که خلاصه این خرفت شده خب میگه خواهرم رقیه هست که خرفت شده بعد این خواهرش شروع می کنه جواب دادن میگه من خرفت شدم یا تو خرفت شدی که

 کتمت فضائل آل محمد

 تو فضائل ال رسول خدا رو کتمان می کنی

 تو خرفت شدی جاهای مختلفی آمده من اینجا از تاریخ مدینه دمشق خدمت شما نقل می کنم ببینید

جعفر بن ابراهیم جعفری قال کنت عند زهری

من پیش زهری بودم

اسمع منه

روایت ازش می شنیدم

فاذا عجوز قد وقفت الیه

یه دفعه دیدم یه پیرزن اومد کنار زهری وایستاد

فقالت یا جعفری لاتکتب عنه

از این روایت ننویسی

فانه مال الی بنی امیه و اخذ جوائزهم

این متمایل بنی امیه است جایزه های بنی امیه رو می گیره خب خب چیکار کنیم

 فقلت من هذه

این کیه

 قالت اختی رقیه خرفت

این خواهرم رقیه است که خرفت شده

 قالت خرفت انت کتمت فضائل آل محمد

 من خرفت شدم تو خرفت شدی که فضائل اهل بیت رو کتمان می کنی

 خب این نگرش زهری نسبت به چی فضائل اهل بیت اما این آقای زهری در مورد امیرالمومنین چ جوری می نویسه این نکته خیلی جالبیه که ما در تاریخ این رو هم ببینیم آقای زهری دستور داره از طرف حاکم اموی که اتفاقا گزارشات به نفع امیرالمومنین رو به به شدت جور دیگه نشون بده دقت بکنید کتاب الاغانی ابوالفرج اصفهانی که از نوادگان مروان حکمه این آقا خودش اموی است ریشه این آقا اموی است بله در جلد بیست و دوم کتاب الاغانی عبارتی داره میگه صفحه پونزده جلد بیست و دو صفحه پونزده آقای مدائنی میگه که میگه خود ابن شهاب زهری بهم گفت چون مدائنی بالاخره از شاگردان این آقاست میگه که

 اخبرنی ابن شهاب

ابن شهاب بن عبدالله به من گفت

 قال لی  خالد بن عبدالله القسری

مگه خالد بن عبدالله قسری به من گفت که

 اکتب لی النسب

این خالد بن عبدالله قسری از حکام امویه به من گفت که آقا برای من کتاب نسب بنویس

 فبعدعت بنسب مذر

 شروع کردم کتاب نسب نامه نوشتن و از نسب قبیلی مذر شروع کردم

فمکثت فی ایام

یه مدتی بالاخره روزگارم با همین کتاب گذشت

ثم اعطیته

رفتم پیش این خلیفه خالد بن عبدالله گفت

ما صنعت

چه کردی گفتم که

 بدعت بنسب مذر و ما اتمته

 من نسب این قبیله رو نوشت شروع کردم نوشتن اما هنوز تمومش نکردم گفت

 اقطعه فتعو الله مع اصوله

ولش کن نمی خواد بنویسی خدا ریشه اینا رو قطع کنه

واکتب لی سیره

برا من سیره بنویس شرح حال و بالاخره سیره و اینجا بالاخره پیامبر چیکار می کرده و دیگران این ها بهش گفتم که

 فانه یمرو به عن شیء من سیر علی بن ابی طالب

من بخوام سیره بنویسم یک سری حرکت های علی رو در این سیره می بینم بالاخره علی بن ابی طالب در دوره ی پیامبر یه نقش های ویژه ای داشته

فاذکره

اینم ذکر کنم گفت

 لا

 ذکر نکن

الا عن تراه فی قعر جهیم

اگه می خوای درباره علی بنویسی باید علی رو در ته جهنم ببینی این عالم درباری این مورخ درباری دستور داره در مورد امیر المومنین اینجوری بنویسد اینجوری بگوید خب حالا این مورخ درباری میاد چیکار می کنه این مورخه درباری میاد در این ماجرایی که آقای بخاری داره میاره میگه آقا علی بن الحسین یعنی امام سجاد به من گفت مسور اینجوری گفتش چه دروغی این خب یعنی نسبتم میده به امام سجاد دقت کردید یک همچین روایتی علیه امیرالمومنینه دقت می کنید پس من دو تا فقط از سندشو گفتم که دو تا آدمن که با اهل بیت مشکل دارن یکی زهریه یکی خود مسور تازه مسور نیروی معاویه هست خب حالا حالا بریم سراغ عرض کنم خدمت شما نکته ی دیگه اینجا داره به محتوای روایت رو بگیم بعد یه در واقع در مورد معاویه من باید یه صحبتی بکنم و مسور دوباره ببینید اینجا چی داره میگه میگه

 ان علیا خطب بنت ابی جهل

خواستگاری کرد بعد حضرت زهرا رفتن و گفتن که قومت یا رسول الله قوم تو فکر می کنن شما به خاطر بچه هات غضبناک نمیشی

 علی ناکح بنت ابی جهل

 ازدواج کرده داره نسبت دروغ به حضرت زهرا میده آقا شیعه و سنی اعتقادشون اینه که حضرت زهرا یکی از مصادیق ایه  تطهیر است جمهور اهل سنت این اعتقاد دارن که بالاخره

انَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

سوره احزاب آیه 33

این اهل بیت شامل حضرت زهرا می شود حالا یه عده میان میگن که عرض کنم خدمت شما فقط امیر المومنین حضرت زهرا و حسنین و رسول خدا که این جمهور اهل سنت این اعتقاد داره و شیعه بعضیا آمدن گفتن همسران و اهل بیت خب که بازم طبق اون نقلم باز طبق اون قول هم حضرت زهرا هست بله یک اکرمه خارجی اومده گفته فقط در مورد زنان  پیامبر چون خوارج معلومه تکلیفش معلومه اما جمهور اهل سنت وشیعه اعتقادش اینه که به هر ترتیب حضرت زهرا مصداق آیه تطهیر است خب کسی که مصداق آیه تطهیره پلیدی از او برداشته شده آیا کذب و دروغ پلیدی هست یا نیست هست خب این با مقام حضرت صدیقه نمی خونه خلاف قرآنه همچین نسبتی حضرت صدیقه داده شده باشه خب خود علمای شیعه و علمای اهل سنت گفتن اگه روایتی خلاف قرآن بود اصلا قبولش نمی کنیم شافعی داره دیگران دارن که اصلا روایت خلاف قرآن رو شما بزنید به دیوار اصلا نمیشه بپذیری این رو حالا این بزنی به دیوار رو عرض کنم که تعبیر حقیر هست حتما به قول معروف ببینید عرض کنم خدمت شما مثلا این کتاب کافی شیعه ما عرض کردم شیعه و سنی اعتقادشون اینه روایت داریم از خدمت شما صفوان به یحیی میگه که من از امام رضا می رسه امام ضا این روایت بعد مطلبی میگن که حالا طولانیه حضرت می فرمانید که

 اذا کانت روایات مخالفه للقرآن کذبته

 من روایت که مخالف قرآن باشه چیکار می کنم تکذیب می کنم این اندیشه شیعه از امام صادق هم تو این زمینه داریم که بالاخره اگر روایتی امد و خلاصه به قرآن عرضه بکنی و اینها اگه مخالف قرآن بود قبول نکنید این نظر شیعه باز در بین اهل سنت هم ما این مسئله رو داریم که عرض کنم خدمت شما اهل سنت هم میگن اگر روایتی مخالف قرآن بود اون رو به قول معروف شما نباید بپذیرید حدیث مخالف قرآن مردود است می بینید آقای شافعی در کتاب الام میاد ذکر می کنه ببینید

 ان الحدیث

 میگه روایتی نقل میکنه میگه پیامبر رفت روی منبر و فرمودن

 ان الحدیث

حدیثی که هست اگه از من حدیثی برای شما آمد

فما اتاکم انی یوافق القرآن و هو عنی

هر چی موافق باشه از منه اما اگه چیزی مخالف قرآن بود

فلیس عنی

خود پیامبر فرمود آقای شافعی در الام این رو آورده علمای دیگر سیوطی در در المنصور در جلد شماره هشت عرض کنم از ابن ابی حاتم میاره ببینید میگه ابن ابی حاتم گفته

 عن ابن عباس ما خالف القرآن فهو من خطبات الشیطان

هر چیزی که مخالف قرآن بود روایتی که مخالف قرآن بود این چیه این از گام های شیطانیه و از حرفای شیطانیه نپذیرید پس چه شیعه چه سنی روایت مخالف قرآن رو نمی پذیر خب این روایت داره از این ور میگه امیرالمومنین خواستگاری کرد از اونور میگه حضرت زهرا گفت آقا علی ازدواج کرد نمی خوره با هم دیگه نمی خونه این مسئله درست شد بنابراین خب این خلاف قرآن هم هست و مورد قبول نیست و از خطوات شیطان باز

مجری:

نسبت دروغ داد در حقیقت یکی به امیرالمومنین داد یکی به حضرت زهرا بله ببینید

استاد روستایی:

عرض کنم خدمت شما روایت دیگری در مصنف عبد الرزاق صنعانی داریم خب در جلد ششم این کتاب صفحه صد و دوازده میاد می رسه عن عبدالله خب عبدالله معمولا وقتی میگن عبدالله مطلق عبدالله بن مسعوده اینجا بحث می کنه میگه آقا

 فانظرو

 میگه ببینید اون روایتی که به شما می رسه اون چیزی که موافق قرآن

 فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعه

چیزی که مخالف قرآن باشه رها کنید نپذیرید

پس آقا به لحاظ سندی عرض کردیم کسانی در این سند  قرار دارن یکیشون کارگزار معاویه است یکیشونم چیه شخصیتیه که در واقع کتمان می کنه فضائل اهل بیت رو

مجری:

اگه نگیم ناصبی دیگه خیلی نزدیکه به نصبن دیگه

استاد روستایی:

نه اینا اصلا ناصبی هستن حالا مسور رو قطعا ناصبی می دونیم خب اینا امدن و چنین روایاتی رو گفتن ایا اینا در مورد امیر المومنین متهم نیستن خب حالا یه نکته ی دیگری من می خوام خدمت شما بگم و اون نکته چیه ببینید عرض کنم خدمت شما ما یک بخشنامه ای از معاویه داریم در مورد مسور که خدمت شما عرض کردم این چه جوری بود ببینید عبارتی که ذهبی داره این رو اینجا ببینیم و بعد بریم من اون بخشنامه معاویه رو به نمایش بگذارم ببینید سیر اعلام النبلاء اینجا من دوباره می خوام بینندگان عزیزمون این رو ببینن صفحه جلد عرض کنم خدمت شما سوم صفحه سیصد و نود و دو دقت بکنید کی میگه عروه میگه خود این عروه خیلی مهمه این عروه از اون تابعینی بود خب که از اون تابعینی بود که  ابن ابی الحدید نقل می کنه میگه معاویه بهش پول داده بود که علیه علی بن ابی طالب چیکار کنه حدیث بسازه جز جعالین بود خب این آدم جعال که کارگزار معاویه هم هست میگه

فلم اسمع  المسور ذکر معاویه الا صلی الیه

یعنی هیچ انگیزه ای هم نداره علیه مسور حرف بزنه رفیقشه خب آیا انگیزه ای داره از امیرالمومنین دفاع بکنه نه خودش دشمن امیرالمومنینه عروه اما این دشمن داره میگه من مسور رو دیدم همیشه این شکلی بود خب حالا این رو داشته باشید بریم با هم دیگه بخشنامه ی آقای معاویه رو ببینیم که کی نقل کرده آقای طبری نقل کرده ببینید در بخشنامه معاویه عبارتی است بخشنامه ای که در واقع یا به تعبیر درست تری بگم یک توصیه ای به مغیره خب که آقای معاویه نسبت به مغیره این رو مطرح کرده این کتاب تاریخ طبری جلد پنجم تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم در اینجا یک ماجرایی رو نقل می کنه در صفحه دویست و پنجاه و سه خب حوادث سال پنجاه و یک بعد از شهادت امام مجتبی است اینجا چی میگه میگه

 ان معاویه لما والله المغیره بن شعبه

میگه معاویه زمانی که مغیره بن شعبه رو به عنوان حاکم انتخاب کرد

برای کوفه در جمادی در جمادی سال چهل و یک یعنی حوادث که اون بالا می خواد ذکر بکنه حوادث سال پنجاه و یکه اما اینجا میاد برمی گرده به سال چهل و یک یعنی بعد از شهادت امیرالمومنین میگه این آقا اومد و اینو نصبش کرد بعد خلاصه صدا کرد مغیره رو

 فحمدالله و اثنی علیه

حمد سپاس خدا رو گفت و بعد جملاتی گفت تا می رسه به اینجا میگه

 قد اردت

من می خواهم یک توصیه هایی بکنم

 عیساءک باشیاء کثیره

من می خوام یه توصیه ی برات تو بکنم به یک مسائل زیادی

 فان تارکها اعتمادا علی بصرک

  میگه من اینار رو نمیگم به بصیرت تو من اعتماد دارم

 بما یرضینی

می دونم که من رو راضی می کنی و خلاصه کاری می کنی که

یصعد سلطانی

کاری می کنی حکومت من قوام پیدا بکنه و بالاخره در واقع جایگاه خودشو داشته باشه

و یصلح به رعیتی

 من می دونم تو کاری می کنی که زیر دستای من بالاخره در خوبی و خوشی باشن اونایی که بالاخره با من هستن اونایی که هم کیش منن اونایی که هم نظر منن بالاخره امرشون اصلاح بشه لذا اونا رو بهت نمیگم نمیگم با دور و وریام چیکار کن اما یه چیز دیگه بهت بگم

و لست تارکا

ترک نمی کنم چی رو

 عیساءک بخصله

یه خصلتو ترکی نمی کنم اینو باید توصیه بهت بکنم که این خصلت رو همیشه داشته باشی اون خصلت چیه

لا تتهم عن شتم علی و ذمه

 از دشنام به علی و مذمت او کوتاه نیا

 و ترحم علی العثمان و الاستعفار له

به عثمان ترحم بورز براش بذل و بخشش کن اینجا

 و العیب علی اصحاب علی

مجری:

نه فقط خدا علی

استاد روستایی:

نه فقط خود علی اصلا وظیفه ات هست

مجری:

عیب بتراشی عیب جویی کن

استاد روستایی:

عیب نه نه

مجری:

عیب تراشی بکنی

استاد روستایی:

عیب تراشی بکنی

 و العیب علی اصحاب علی

 خب

و الاقصا لهم

میگه عرض کنم که اونار رو دور کنی از خودت

و ترک استماع منهم

حرفاشون رو نشنوی ها تو بعضی نقل ها داری اگه دادگاه شکایت دادن نپذیر خب اما از اون طرف شیعیان عثمان رو منتشر بکن در جاهای مختلف اونار رو به خودت نزدیک بکن خب بعد عرض کردم

و الاستماع عنهم

حرف اونا رو بشنو مغیره یک جوابی به معاویه میده میگه

 قد جَربت و جُربت

آقای معاویه تو می خوای منو توصیه بکنی به این کاره من خودم کارمه تجربه کردم اینا

 و جُربت

 من تجربه شدم یعنی این ماموریت رو قبل از توام افراد دیگه به من دادن و من این کارو انجام ددم

و عملت قبلک لغیرک

بابا من الان کارگزار توام قبلا کارگزار دیگران بودم

 و بر اونا این کارا رو کردم دقت می کنی این کارا رو کردم یعنی ببینید حکومت ها حکومت های غاصب اینا دنبال چی بودن دنبال عیب تراشی برای امیر المومنین و یاران حضرت بودن درست شد بعد شما ببینید اقای ابن ابی الحدید در جلد یازده شرح نهج البلاغه ایشونم میاد نقل می کنه نگاه کنید صفحه چهل و چهار میگه

 کتب معاویه الی اماله فی جمیع الافاق

در  سرتاست حکومتش نامه نوشته چیکار کنن اینک اجازه ندن نپذیرن

 لاحد من شیعه علی و اهل بیتی شهاده

شهادت هیچ کدوم رو نپذیرن خب اما هوای شیعیان عثمان رو داشته باشن فضائل و مناقبش رو بیان بگن اونا رو بیان در مجالس خودشون مقرب کنن اکرام کنن خب و میگه

 واکتبوا لی بکل ما یروی کل رجل منهم  و اسمه و اسم ابیه و عشیرته

میگه هر کسی که این کار رو کرد اسم خودش اسم باباش اسم طایفه اش رو برای من بنویسه بفرسته یعنی چیکار کرد امدن شیعیان امیر المومنین رو کنار زدن شهادتشون رو قبول نکردن از اونور به عثمانی مذهب ها و در واقع طرفداران عثمان و اهل بیت عثمان بالاخره لطف کردنن و شروع کردن فضائل و مناقب عثمان روایت کردن جایزه هم میدیم خب این رو به جمیع افاق نوشته اونجا فقط داره به مغیره خب ببینید این جمله ای که به نظر شما معاویه به مغیره توصیه می کنه آیا مغیره ویژگی خاصی داره که فقط به او توصیه بکنه معلومه این دنبال چیه دنبال که حکومتش سر بگیره حکومتش قوام پیدا بکنه یه عبارتی رو من قبل ها اگه یادتون باشه از مروانه حکم نقل کردم که به قول معروف مروانه بن حکم وقتی امیرالمومنین رو سب می کرد یه جمله ای رو داره دقت بکنید این خیلی نکته است که اینجا به کار ما میاد در سیر اعلام النبلاء اون جلد سیره خلفای راشدینش اونجا میاد یه بحثی می کنه در صفحه دویست و ده عبارت میگه ببینید علی بن حسین یعنی امام سجاد صلوات الله و سلام علیه فرمودن که مروان یه موقعی گفت که

 ما کان فی القوم أدفع عن صاحبنا من صاحبکم یعنی علیا عن عثمان

در بین این صحابه احدی به اندازه ی علی نبود که مانع قتل عثمان بشه و هی نزاره عثمان کشته بشه بله بعد امام سجاد میگه بهش گفتم که

ما بالکم تسُبُونه علی المنابر

 خب اگه اینجوره چرا بهش فحش میدید رو منبرها معاویه از مغیره چی خواسته بود فحش دادن دیگه

 لا تتهم عن شتم علی و ذمه

 اینو کوتاه نیاد مروانم این کارو داره انجام میده که امام سجاد میگه آقا به قول معروف شما پس چرا این کارو می کنین مروانه جواب میده میگه

 لا یستقیم الامر الا بذلک

 اصلا حکومت ما پا نمی گیره جز با این مسئله با دشنام به امیرالمومنین با عیب جویی عیب تراشی برای امیرالمومنین درسته حالا اینجا معلوم میشه که اقای مسور ابن مخرمه مسور بن مخرمه که آمده و یک همچین روایتی درست کرده مسوری که اسم معاویه رو می شنوه درود می فرسته برا معاویه بهش میگه درست شد این آدم اصلا ماموریت داره علیه امیرالمومنین روایت بساز

مجری:

و بلکه علیه حضرت زهرا سلام الله علیها

استاد روستایی:

و علیه حضرت زهرا چون شما ببینید

مجری:

کلا باکی نداره ترسی نداره

استاد روستایی:

نه اینا باکی ندارن اینا اصلا وظیفه دارن می دونید چرا چون اصلا در دوره حکومت معاویه اصلا بنابر این بود که اینا از همه اینا عبور کنن و حتی از خود رسول خدا از خود رسول خدا اون عبارت تاریخی مشهوره که عرض کنم خدمت شما معاویه میگه من به قول معروف باید فضائل پیامبر رو دفن کنم خب نام پیامبر رو می خوام اصلا دفنش بکنم این عبارت رو آقای مسعودی نقل کرده نمی دونم اخبار الموفقیات رو زبیر بن بکار نقل کرده شما ببینید اصلا این عبارت عبارت معاویه هست در اخبار الموفقیات زبیر بن بکار اینجا در صفحه شماره چهارصد و شصت و دو میاد جملات مغیره میره دیدن معاویه بعد میاد خیلی عصبانی و اینا پسرش میگه چرا انقدر اعصابت خورده میگه من از پیشش کافر ترین و خلاصه خبیث ترین آدما میام میگه عه تو که همیشه می رفتی پیش معاویه کلی تعریف می کردی این حرفا چیه میگه ببین ایشون وقتی من رفتم پیشش مطالبی گفت تا رسید به اینکه مثلا ابابکر چند سال خلافت کرد و وقتی از دنیا رفت گفتن ابابکر از دنیا رفت که عمر چند سال خلافت کرد کارایی انجام داد اما وقتی از دنیا رفت فقط گفتن عمر از دنیا رفته عثمانم همین جور و اما ان ابی کبشه یعنی رسول خدا روزی پنج مرتبه روی ماذنه ها شهادت به رسالتش میدن

فأی عمل یبقی و أی ذکر یدوم بعد هذا لا أبا لک

 چه عملی باقی می مونه چه کاری می مونه بعد از این بی پدر

 لا والله الا دفنا دفنا

من باید نام پیامبر دفن کنم ببینید این سیاست حکومت معاویه اینه از امیر المومنین و حضرت زهرا که هیچی از پیامبر هم می خواد عبور کنه لذا نکته ی آخری که در این روایت مسور وجود داره همین عبور از رسول خداست شما ببینید میگه پیامبر صلوات الله و سلام علیه و آله آمدن و در واقع چیز کردن آمدن اینجا و غضب کردن گفتن آقا نمیشه دشمن خدا با دختر ولی خدا دختر عدو خدا زیر یک سقف باشن نزد یک مرد باشن خب آقا آیا قرآن مگه نگفته که اگر عدالت بود

 مثنی و ثلاث و رباع

آیا پیامبر میاد خلاف قرآن صحبت بکنه قطعا نه که این آقای سلمیانی امیری آقا برای خودش جایز بود برای دخترش جایز نبود دوگانگی ایجاد می کنه خب یعنی تو می فهمی نستجیربالله خود حضرت نمی فهمید که بعد مثلا دیگران مثلا میان علیهش مطلب مطرح می کنن اینو متوجه نمی شدن که بیان همچین کاری بکنن اصلا اون جامعه برنمی گشت به حضرت خب اینا معلومه یک سری روایات جعلیه که اصلا معلومه بنی امیه اینو ساختن که از پیامبر عبور بکنن

مجری:

الان دقیقا به پیامبر هم یک اتهامی زد تو این روایت که حکم خدا رو در مقابل حکم خدا

استاد روستایی:

اتهام به پیامبر است اتهام به حضرت صدیقه است که حضرت زهرا مقابل حکم خدا بایسته در حالی که ما در متون اهل سنت روایت معتبر اهل سنت روایت داریم

 ان الله یرضی لرضاه و یغضب لغضبها

 یعنی خداوند به خاطر رضای حضرت زهرا راضی میشه به خاطر غضب ایشون غضبناک

 یعنی حضرت زهرا غضب شخصی از خودش نداره  یعنی خدا همه چیش دائر مدار خداست در واقع ذوب  در خداوند است حضرت زهرا

مجری:

از عصمت هم در واقع بالاتر است

استاد روستایی:

بله بالاتر است آیا میشه حضرت زهرایی که این مقامات در کتب حتی اهل سنت با سند معتر براش ثابت شده به حکم خدا اعتراض بکنه اتهام به حضرت زهرا هست نسبت دروغ به حضرت زهرا هست اتهام به امیرالمومنین هست و عبور ازخود پیامبر این نشون دهنده همون معاویه که گفتم

 دفنا دفنا

 اینجوری می خواست نام پیامبر رو دفن کنه که یک دو قطبی یک دوگانگی بین پیامبر قرآن ایجاد بکنه بین پیامبر خدا ایجاد بکنه و لذا آقای سلیمانی امیری هم امسال آمده و امروزه فکر کرده کشف بزرگی کرده یک روایت با این وضعیت اسفناک رو داره بهش می پردازه  در خدمت شما هستیم

 

مجری:

همون راه و روش بنی امیه علیهم ما علیه دیگه مشخصه خیلی ممنون مچکرم جناب آقای دکتر روستایی لطف کردید خیلی واضح و آشکار بود ممنون و مچکرم التماس دارعا داریم انشالله که دعا بفرمایید همچنین بینندگان عزیز دعا بفرمایند برای فرج جهان اسلام فرجه شیعیان مولا علی علیه السلام ایامی است که خب بالاخره همه ما ناراحت با غمگین هستیم لذا بهترین دعاها قطعا در راس همه دعاها دعای فرج مولا و آقا حضرت صاحب العصر و الزمان ان شالله خواهد بود و عرضه می داریم که اللهم ارنی الطلعه الرشیده و الغره الحمیده و انت ناظری بنظره منی الیه و عجل فرجه و سهل مخرجه و اوسع منهجه واسلک بی محجته و انفذ امره و اشدد ازره و اعمر اللهم به ولادک و احی به عبادک تا برنامه آینده شما عزیزان رو به خالق متعال می سپارم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 


کاوش - پاسخ به شبهات باستان گرایان درباره تاریخ اسلام>

فلسطین غزه ولادت امیرالمومنین ع مولود کعبه معجزه شیعه دشمنی با امام علی ع تعدد زوجات زینب دختر پیامبر ص خارق العاده پاسخ به شبهات