سایر قسمت ها
وفات حضرت زینب سلام‌الله‌علیها_قبح تقدیم مفضول بر فاضل و قاعده لطف آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و شصت و پنجم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی


دیگر قسمت ها

 ابِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین – 14 10 1404 (قسمت دویست و شصت و پنجم)

عنوان برنامه: وفات حضرت زینب سلام‌الله‌علیها_قبح تقدیم مفضول بر فاضل و قاعده لطف

کلیدواژه: حبل المتین؛ ادله عقلی امامت؛ حضرت زینب؛ عقیله بنی هاشم؛ صبر؛ تقدیم مفضول بر فاضل؛ دلیل عقلی؛ قاعده لطف؛ امام عادل و عالم؛ عصمت؛ برهان!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، با نام و یاد خدای عزیز، بخشنده و مهربان کلام را آغاز می‌کنیم که نامش بهترین نام‌ها و یادش آرامش جان‌ها و دل‌ها است. الهی: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِين‏ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و اردت به محضر یکایک شما دوستان عزیزم بینندگان گرانقدر و با محبت شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛ امشب، شب رحلت غریبانه و مظلومانه عقلیة العرب شیر زن کربلاء زینب کبری (سلام الله علیها) است عرض تسلیت و تعزیت به محضر مولا و آقای مان حضرت ولی عصر (ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء) و محضر همه عاشقان و شیفتگان و ارادتمندان به آن حضرت.

رسالت بزرگی که عقیلة العرب بر عهده داشتند تا روز عاشوراء و شهادت سید الشهداء این عَلَمْ و این پرچم بر دوش حضرت حسین (علیه السلام) و بعد از عاشوراء رسالت و پیام عاشوراء بر عهده عقیله بنی هاشم زینب کبری (سلام الله علیها) و وجود نازنین سید الساجدین امام زین العابدین (سلام الله علیه) است.

 شاعر می گوید:

سِر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود * کربلاء در کربلاء می ماند اگر زینب نبود!

به روح پاک و مطهر و نورانی ایشان عرض سلام و درود داریم به امید این که ان شاء الله به زودی با امنیت با نابودی همه دشمنان در دمشق، در زینبیه و در حرم نورانی ایشان عرض ادب و احترام بکنیم.

روزهای که پشت سر گذاشتیم روزهای نورانی بود ولادت با سعادت و نورانی مولا و آقا جان مان امیر المؤمنین (سلام الله علیه) حقیر برنامه ای نداشتم که بخواهم خدمت شما عرض ارادت و تبریک داشته باشم، ان شاء الله که نام مولا همیشه زینت بخش مجالس، محافل، قلب و نور جان شما باشد تا ب توانیم رهرو راه امیر المؤمنین (سلام الله علیه) باشیم و این روزها، روزهای اعتکاف هست و فردا نیمه ماه رجب، روزه ماه رجب بسیار سفارش شده است مخصوصاً آن های که به هر دلیل موفق نمی شوند اول، وسط و آخر این ماه را روزه بگیرند ان شاء الله خدا ثواب کل ماه رجب را به ایشان عنایت خواهد کرد.

بعضی از عزیزان هم در اعتکاف هستند و در عبادت و بندگی خاص خدا فردا بعد از ظهر هم اعمال ام داود سفارش شده است که ان شاء الله عزیزان موفق بشوند و ما را هم دعا کنند.

با افتخار در خدمت شما و در محضر استاد عزیز، بزرگوار و گرانقدر مان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم، حضرت استاد خدمت تان سلام عرض می کنم و عرض تسلیت و تعزیت!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم!

وفات شهادت گونه عقلیه بنی هاشم، زینب کبری (سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس مولا، تاج سر و نور چشم مان آن نازنین وجودی که:

«بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء»

زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين‏، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت‏ 1423 ق، ص423

به همه علاقمندان خاندان عصمت و طهارت بویژه شما گرامیان تسلیت عرض می کنیم.

 طبق برنامه مان طلیعه عرائض مان را اختصاص می دهیم به یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) باشد آن سیدة النساء اهل الجنة گوشه چشمی هم به ما کند. امشب مصیبت زهرا (سلام الله علیها) را از زبان دخترش زینب می خواهم بخوانم:

ز دست مردم یثرب چه آمد بر سرت مادر * که مرگ خویش را کردی طلب از داورت مادر

از این پهلو به آن پهلو مپیچ ای غم گسار من * مبادا صدمه بیند زخم های پیکرت مادر

تو بین دشمنان کردی حمایت از علی من هم * جدا یک دم مگردم از کنار بسترت مادر

تو کردی پاک از چشم علی اشک غم و من هم * بگیرم اشک مظلومی ز چشمان ترت مادر

نه تنها من در و دیوار این غمخانه می گرید * گهی بر تو گهی بر غصه های رهبرت مادر

خدا را گر به سر عمر شریفت آمده اول * دعایی کن بمیرد دخترت غم پرورت مادر!

(شعر به زبان آذری)

با داغ فراق آشنایی زینب * بر درد غم عشق دوایی زینب

سوگند به مظلومی زهرا و علی * تو فاطمه کرببلائی زینب

«صلی الله علیک یا مولاتي یا عقیلة بني هاشم زینب کبری»

مجری:

خیلی ممنون از شما حضرت استاد، مثل همیشه ابتدای برنامه مان مزین است به نامِ نامی حضرت مادر صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها)، بحث ما درس های از امامت و ولایت بود ادله عقلی امامت منتها با توجه به این که امشب، شب رحلت حضرت عقیله بنی هاشم زینب کبری (سلام الله علیها) هست از حضرت استاد درخواست کردیم بخش ابتدائی برنامه را قدری در مورد جایگاه، مقام، منزلت و شخصیت این زن کم نظیر عالم وجود برای ما بیان بکنند. ان شاء الله بحث مان را ادامه خواهیم داد.

حضرت استاد با دل و جان فرمایشات شما را در مورد جایگاه، مقام و منزلت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) گوش می دهیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در رابطه با مقام حضرت زینب یک دو بیتی دارم شاعرش را نمی دانم که است ولی یقین دارم که «نفسَ بروحِهِ» یا «بِلسانِهِ روح القدس»

خدا در مکتب صبر علی پرداخت زینب را * برای کربلا با شیر زهرا ساخت زینب را

بسان لیلة القدری که پنهان است قدر او * کسی غیر از حسین ابن علی نشناخت زینب را

عذاب کرببلاء تا کشید زینب را * بلا به قیمت جانش خرید زینب را

مگو چرا ز حسینش جدا نمی گردد * خدا برای حسین آفرید زینب را

این شاعر اگر زنده است خدا بهترین اجر، اگر از دنیا رفت بهترین پاداش از دست حضرت زینب به او عطا کند.

در رابطه با حضرت زینب (سلام الله علیها) سخن خیلی زیاد هست ولی به بعضی از این قضایایی که به نظرم تا حدودی حساس هست شنیدنش برای خودم و هم بینندگان گرچه تکرار هم باشد لذتبخش اشت.

می گویند معمولاً پدر و مادر یا مادر نام فرزندش را انتخاب می کند ولی در خاندان علی (سلام الله علیه) این قضیه اتفاق نیفتاد چه در نامگذاری امام مجتبی چه در نامگذاری امام حسین حتی زینب کبری، زینب کبری به دنیا آمد نبی مکرم در سفر بود امیر المؤمنین، صدیقه طاهره صبر کردند تا حضرت از سفر بر گشت.

به مجرد شنیدن تولدی دختری از صدیقه طاهره دارد پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) سراسمیه به خانه علی و زهرا رفت این نوزاد چند روزه را بغل گرفت و بوسید فدای آن بوسه ها و فدای آن دختر نازنین.

 آنگاه کلمه زینب یعنی زینِ أب (زینتِ پدر) برای این دختر انتخاب کرد. دوستان می توانند «ریاحین الشریعة» مرحوم «محلاتی»، جلد 3، صفحه 39 مراجعه کنند.

در بعضی از مقاتل آمده است نبی مکرم، زینب را به سینه چسباند و با صدای بلند گریه کرد به طوری که اشک از گونه های رسول اکرم جاری شد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) عرضه داشت پدر، خدا هیچ گاه چشمان تو را گریان نکند این گریه برای چیست؟ فرمود دخترم این دختر ناز دانه به بلاهایی گرفتار می شود به مصیبت و گرفتاری هایی جان کاه مواجه می شود.

هر که بر این پاره تنم و مصیبتش بگرید پاداشش همانند کسی است که بر دو برادر او گریه کند. یعنی گریه بر حضرت زینب همان گریه بر امام حسین و امام حسن (سلام الله علیهما) است.

 زینب کبری (سلام الله علیها) از عبد الله جعفر دارای سه پسر و یک دختر بود پسر او «عون و محمد» که در «کربلاء» در رکاب امام حسین به شهادت رسیدند.

دارد وقتی امام حسین همه شهداء بعد از شهادت جنازه شان را کنار خیمه گذاشت ولی در همه جا زینب کبری به استقبال حسین می رفت؛ ولی در رابطه با «عون و محمد» می گویند زینب کبری از خیمه بیرون نیامد وقتی به «مدینه» رسیدند شوهر حضرت زینب عرضه داشت شنیدم شما وقتی جنازه شهدا را می آوردند به استقبال جنازه ها رفتید. ولی به استقبال جنازه دو دلبند من نرفتی از تو گلایه دارم!

عرضه داشت «جعفر» ترسیدم امام حسین من و اشکم را ببیند خجالت بکشد و ناراحت بشود ولذا از روی حیاء از خیمه بیرون نیامدم ولی «جعفر» تلافی کردم آن لحظه ای که حسین روی جنازه علی اکبر آمد قبل از این که جنازه او را حرکت بدهد خودم را کنار جنازه علی اکبر رساندم. ترسیدم امام حسین روی جنازه علی اکبر جان بدهد نتواند طاقت بیاورد.

این هم نشان از اوج معرفت زینب کبری (سلام الله علیها) ادب او نسبت به سید الشهداء (سلام الله علیه) بود.

 حتی نقل می کنند یکی از شرایط ضمن عقد حضرت زینب با «عبد الله جعفر» این بود هر سفری امام حسین برود همراه او خواهم رفت از حسین جدا نمی شوم.

در فضیلت این بی بی (سلام الله علیها) همین بس که مرحوم «مجلسی» در «بحار»، جلد 45، چاپ «بیروت» در رابطه با قضایایی که در «کربلاء» برای اهل بیت آمد زینب بی تابی می کرد. امام سجاد (سلام الله علیه) فرمود

«فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ يَا عَمَّةِ اسْكُتِي فَفِي الْبَاقِي مِنَ الْمَاضِي اعْتِبَارٌ وَ أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ إِنَّ الْبُكَاءَ وَ الْحَنِينَ لَا يَرُدَّانِ مَنْ قَدْ أَبَادَهُ الدَّهْرُ فَسَكَتَتْ ثُمَّ نَزَلَ (ع) وَ ضَرَبَ فُسْطَاطَهُ وَ أَنْزَلَ نِسَاءَهُ وَ دَخَلَ الْفُسْطَاطَ.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج45، ص164

جد ما رسول الله از ما به تعبیری بهتر بود رفت امیر المؤمنین از ما بهتر بود رفت برادر تو، پدر من هم رفت «وَ أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ» این نشان می دهد که حضرت زینب (سلام الله علیه) دارای علم لدنی بود. علم حضرت زینب علم اکتسابی نبود حتی بعضی از اولیاء الله بر این عقیده هستند به هنگام شهادت آقا امام حسین (سلام الله علیه) آقا امام سجاد (سلام الله علیه) خیلی شدید بیمار بود.

حکمت خدا این بود که باید نسل نبی مکرم بماند خواستند او را هم شهید کنند حتی سپاهیان «عمر سعد» و ... گفتند چرا می خواهید دامن تان را به خون این بیمار آغشته کنید؟ او تا نیم ساعت دیگر از دنیا می رود یعنی این طور بیمار بود.

 عرض کردم بعضی از اولیاء خدا، شاید فهمش برای من خیلی سخت است می گفت به هنگام شهادت سید الشهداء آن بار سنگین امامت بر دوش زینب کبری و بعد به دوش امام سجاد (سلام الله علیه) نهاده شد.

عرض کردم بعضی از اولیاء الله چیزهایی می بینند و چیزهایی می فهمند که ما نمی دانیم چه است!

یا همان فردی که آیت الله العظمی «بهجت» می گوید دوستی دارم خدمت حضرت می رسد از او نقل می شود تاریخ را از کتاب ها نخواندم تاریخ را دیدم.

در هر صورت...

 این قضایا نسبت به حضرت زینب (سلام الله علیها) کاملاً مشخص است.

باز در «ریاحین الشریعة» مرحوم «محلاتی» تعبیر خیلی جالبی دارد از حضرت سجاد (سلام الله علیه)

«إنّ عمّتي زينب كانت تؤدّي صلواتها من قيام، الفرائض و النوافل عند سير القوم بنا من الكوفة إلى الشام»

دوست عزیز، برای زن ها و حتی مردهای ما مصیبت و مشکلی پیش می آید به زحمت شاید نماز یادشان برود بعد از مدتی یادشان بیاید که نمازمان قضاء شد یا اگر نماز هم می خوانند یک نماز لب طلایی می خوانند صبح به هنگام طلوع آفتاب، ظهر و عصرشان هم به هنگام غروب آفتاب می خوانند آن هم با یک عجله ای که سریع به عنوان یک تکلیف انجام بدهند.

ولی امام سجاد می فرماید عمه ام زینب در مسیر «کربلاء» به «کوفه» از «کوفه» به «شام» تمام نمازهای واجب و تمام نمازهای مستحبش را انجام داد؛ یعنی نماز صبحش با دو رکعت نافله، نماز ظهرش با هشت رکعت نافله، نماز عصرش با هشت رکعت نافله، نماز مغرب با چهار رکعت نافله، نماز عشاء با دو رکعت نافله خیلی سخت است.

«لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏»؛ مصیبتی که بر دوش حضرت زینب (سلام الله علیها) بود البته امام سجاد و امام باقر این سه بزرگوار که به حق مصائبی بر قلب نازنین شان وارد شد شاید اگر هر فردی بود بعضی وقت ها فکر می کنم چطوری این ها تحمل کردند، هر کسی بود همان جا سکته می کرد و از بین می رفت.

حتی شنیدم یکی از مراجع بزرگوار نهی می کرد مصیبت گودی قتلگاه را نخوانید چون نمی توانیم حقِ مطلب را ادا کنیم. حق مطلب برای گودی قتلگاه جز با مرگ و جان دادن امکان پذیر نیست!

 دوستان، حساب کنید عقیله بنی هاشم کل مسئولیت هشتاد و سه چهار نفر به عهده اوست حتی امام سجاد و امام باقر که امام سجاد (سلام الله علیه) در طول 34- 35 سال شبانه روز کارش گریه بود. عرض کردند آقا جان چرا این همه گریه می کنید؟

فرمود حضرت یعقوب از دوازده تا فرزندش یکیش ناپدید شده بود آن هم عزرائیل آمد گفت یا یعقوب من فرزندت را قبض روح نکردم می دانست فرزندش زنده است یعقوب به قدری گریه کرد چشمانش نابینا شد. من جلوی چشمان هفده نفر از عزیزانم برادرم، پدرم، برادر زاده ام و خواهر زاده ام و دیگر اصحاب جدم جلوی چشمانم شهید شدند چطور بتوانم طاقت بیاورم!

خیلی سخت است آقا امام حسین (سلام الله علیه) یا حسین معذرت می خواهم اگر اشتباه می کنم به بزرگیت من را ببخش «لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏» ولی هر چه بود با همه سختی ها یک روز بیشتر بود و تمام سختی های که حضرت سید الشهداء کشید زینب کبری، امام سجاد و امام باقر چهار ساله هم کشید.

ولی بعد از عاشوراء یک سال و نیم زینب کبری شبانه روزش عاشوراء بود هر جا می رفت برای او «کربلاء» بود، حتی وقتی شوهر مکرم اش به منطقه «شام» آورد تبعید کردند یا خودش آورد. در «شام» آمدند زینب کبری فرمود «عبد الله» به «شام» می آیم ولی به شرط آن که من را داخل شهر «دمشق» نبری خاطره های سختی که از شهر «دمشق» دارم آن خرابه، سر بریده برادرم، زدن چوب خیزران به لب های برادرم، جان دادن دختر نازنین برادرم روی سر بریده نمی توانم تحمل کنم.

ولذا زینب حدود ده، دوازده کیلومتر خارج از «دمشق» ماند که «زینبیه» الان است «زینبیه» حدود ده، دوازده کیلومتر فاصله هست. ولذا در یک روستایی رحل اقامت افکند. نمی دانیم یک سال و نیم را زینب چطور سپری کرد؟

موقعی هم که می خواست جان بدهد دستانش را روی قلبش گذاشت، تعجب کردند چه شد، آیا قلبش درد می کند یا ناراحتی دارد؟ نزدیک آمدند دستش را کنار زدند دیدند پیراهن خونین برادرش را روی قلبش گذاشته است به هنگام جان دادن هم می خواهد با پیراهن خونین برادرش انس بگیرد!

 امیدواریم که ان شاء این بی بی دو عالم گوشه چشمی و عنایتی هم به ما بکند. همان طور که عرض کردم زینب کبری، فاطمه کربلاء و زهرای کربلا است تلاشی که کرد این تلاش او بود ارزش خون شهدای کربلاء را بالا برد. نگذاشت خون حسین پایمال بشود نگذاشت صدای حسین خاموش بشود!

قضیه زینب کبری، خطبه آتشینش در «کوفه» و «شام» همچنین آقا امام سجاد یکی از بزرگ ترین کار و عنایتی که شد این بود که دیگر دودمان «بنی امیه» و «بنی العباس» امثال آن چه که در «کربلاء» برای اهل بیت آوردند دیگر مرتکب نشدند.

 وگرنه اگر قضیه حضرت زینب (سلام الله علیها) نبود شاید برای دیگر ائمه هم قضیه «کربلاء» را تکرار می کردند. ولی آن چنان رسوایی زینب کبری برای دودمان «یزید» و «بنی امیه»‌ ساخت دیگر همچنین فکری از کله این ها برای ابد بیرون رفت.

امیدواریم که خدای عالم ما را از شفاعت این بی بی دو عالم محروم نکند.

مجری:

ان شاء الله می گوید:

تصویر تمام کربلا زینب بود * تفسیر پیام کربلاء زینب بود

در عشق و فداکاری و ایمان و وفا * زهرای قیامت کربلا زینب بود!

(میان برنامه)

مجری:

دیدن تصاویر ضریح و حرم نورانی عقیله بنی هاشم زینب کبری (سلام الله علیها) دل من را با خودش برد، یادم است چند سال پیش مثل چنین شبی توفیق داشتیم در «دمشق» و «زینبیه» حضور داشتیم هم در ولادت حضرت زینب بودم و هم در شهادت حضرت زینب بودم فضای بسیار عجیبی است مخصوصاً اهل «سوریه» از «لبنان، عراق» و کشورهای مختلف در حرم حضور پیدا می کنند عرض ادب و احترام می کنند دعا می کنیم ان شاء الله خدا شر همه دشمنان را به خودشان بر گرداند.

امروز دارید می بینید در عالم چه اتفاقی دارد می افتد، یک دجال، یک جنایتکار و یک آدم کشی مثل «ترامپ» هر بار به یک کشوری حمله می کند یک جنایتی را ایجاد می کند شبانه به یک کشور حمله می کند رئیس جمهور قانونی و مردمی آن کشور را می دزد. از این بدتر نمی شود و بدتر از این که برخی از کشورهای ترسو جرأت نمی کنند حتی اعتراض و محکم بکنند.

چند کشور مثل «ایران، روسیه، چین، کوبا و مکزیک» در معرض بودند و با آن مقابله می کنند اعتراض کردند. باید برای نابودی این شیاطین دعا بکنیم «اسرائیل» جنایتکار «رژیم صهیونیستی» سردمدارشان «امریکا» و همه کسانی که به همه عالم ظلم می کنند. ان شاء الله به حق عقیله بنی هاشم زینب کبری (سلام الله علیها) ظهور مولا و آقای مان امام زمان (علیه السلام) را نزدیک بکند و همه این اتفاقات و حوادث مقدمه ای ان شاء الله برای ظهور حضرت باشد.

دوستانی که بحث های ما را دنبال می کردند عنایت دارند «درس‌های از امامت و ولایت»، بحثی بود که مدت ها بود در خدمت حضرت استاد بودیم رسیدم به این که ادله عقلی که وجود نازنین مولا امیر المؤمنین (سلام الله علیه) در شورای شش نفره بیان کردند. می خواهیم سراغ مباحث جدیدمان در محضر استاد برویم.

یکی از بحث های مهمی که باید مطرح بشود گاهی برخی از آقایان اهل سنت به آن اشاره می کنند و از آن فضیلت می تراشند این که موضوع قُبح تقدیم مفضول بر فاضل است. این موضوع را از منظر عقل می خواهیم قدری در موردش توضیح بدهیم البته مقدمه ای توضیح دارد تا دوستان بدانند داستان چه است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

قبل از پاسخ به سوال توضیح نسبت به فرمایش حضرتعالی که واقعاً امروز قضیه «امریکا» و جنایات او در طول چهارصد سال شان می گویند فقط سه سال جنگ نداشتند همه این ها در جنگ بودند حمله و غارت می کنند. چه قضایای دزدیدن رئیس جمهور قانونی «ونزوئلا»

همچنین این که این آدم خبیث نسبت به «ایران» پیام می دهد مردم در برابر نظام بایستید اگر نظام بخواهد به شما حرفی بزند به شما کمک چنین و چنان می‌کنم.

«مقام معظم رهبری» هم به دهانش زد نه با دستش با لنگه کفشش فرمود آن های که به خاطر مسائل معیشتی اعتراض دارند حق دارند این بی عرضگی بعضی از مسئولین ما هست عین خیال شان نیست در ایام انتخابات گفتند نمی خواهیم شب مردم بخوانند فردا ببینند دلار فلان قدر بالا رفته است.

ولی الان ساعت هشت صبح قیمتی دارد ساعت ده قیمت بالاتر می رود و ... «رهبر» گفت حق مردم است اعتراض کنند. ولی کسانی که اغتشاش می کنند فرمود ما این ها را آزاد نمی گذاریم سر جای شان می نشانیم، «ترامپ» بخواهد غلطی بکند یا نکند ولی به نظر من، حضرتعالی فرمودید کشورهای «عربی» و ... جرأت محکوم کردن نداشتند بعید نیست.

ولی بی شرف تر از این ها داخلی های ما هستند، بعضی از اصلاح طلب‌ها در «روزنامه وطن» نمی دانم در کدام اسطبل بزرگ شدند معذرت می خواهم به تعبیر شهید «سلیمانی امام جمعه سابق زاهدان» می گوید «ترامپ» گفت اگر نظام بخواهد با اغتشاش گرها برخورد کند من از آن ها حمایت می کنم و ... می‌گوید حالا منتظر ببینیم توضیحش چه است؟

محترمانه اش این است که بگوییم این ها در کدام اصطبل بزرگ شدند؟ که این قدر فهم و شعور ندارند اگر بخواهیم این ها را به آیه شریفه سوره جمعه مثال بزنیم:

(مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ)

کسانی که مکلف به تورات شدند ولی حق آن را ادا نکردند، مانند دراز گوشی هستند که کتاب هايی حمل می ‌کند، (آن را بر دوش می ‌کشد اما چيزی از آن نمی ‌فهمد)! گروهی که آيات خدا را انکار کردند مثال بدی دارند، و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمی ‌کند!

سوره جمعه (62): آیه 5

به الاغ توهین است

(فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ * كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ)

مثل او همچون سگ (هار) است آنها هم چون چهار پايانند؛

سوره اعراف (7): آیات 176 و 179

قطعاً به سگ توهین است همین تعبیر قرآن (كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) نمی دانم این ها دنبال چه هستند؟ یا غلط اضافی که «ظریف» بی ظرافت کرد بله اگر «امریکا» خواست مذاکره کند ما اِله و بِله کنیم نمی دانم این ها دنبال چه هستند؟

 اصلاً کاری ندارم به بحث «نظام جمهوری اسلامی» به بحث نظرات «مقام معظم رهبری» این ها عقل و شعور ندارند. «امریکا» می خواهد «جمهوری اسلامی» در کره زمین نباشد به جز نابودی «جمهوری اسلامی» به هیچ چیز راضی نیستند.

 حتی اغتشاشاتی که چهار تا غلقه مضغه های تحریک شدند به خیابان آمدند این ها هم ان شاء الله یکی، دو روزه به حول و قوه الهی جمع خواهد شد. دیدم یکی از سر کردگان شان می گفت امیدواریم این دفعه کار نظام تمام بشود.

مجری:

شتر در خواب بیند پنبه دانه

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله نمی‌دانم این‌ها عقل و شعورشان کجا رفته است! این جمعیت انبوهی که سه روز کنار قبر شهید «سلیمانی» رفتند حتی از «اهواز» و ... پیاده به آن جا رفتند.

مجری:

آن هم بعد از سال ها که از شهادت «حاج قاسم» گذشته است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، تأسفم این است که ته مانده ها رژیم فاسد «صهیونیستی – آمریکا» در داخل کشور از بینندگان عزیز خیلی عذر می خواهم هر روز یک نوع زوزه دارند می کشند. نمی دانم کسی نیست به دهان این ها بکوبد و سر جای شان بنشاند؟

در هر صورت ...

ما نباید برای کشورهای ساکت تأسف بخوریم برای این ها باید تأسف بخوریم. یکی از قانون کلی در تمام دنیا این که اگر بخواهند یک فردی را برای ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلام، مجلس ملی، مجلس عوام یا شورای شهر و ... انتخاب کنند

مجری:

حتی شورای روستا

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، معمولاً افرادی را انتخاب می کنند که از نظر تجربه، علم، دیانت، تقوا و تخصص نسبت به دیگران برتری دارد. اگر در یک جا افراد متخصص و متدین را کنار بگذارند افراد غیر متخصص و غیر متدین را بیاورند می گویند این تقدیم مفضول بر فاضل است. یعنی جلو انداختن افراد نالایق به لایق، افراد نا شایست به شایست این را عقلاً می گویند قبیح است.

مجری:

عقل چنین چیزی را نمی پذیرد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عقل این را نمی پذیرد ببینم فرض بفرمایید دو نفر برای ریاست جمهوری انتخاب شدند یکیش سابقه، تدین و تخصص دارد این را کنار بگذارم به کسی که هیچ تخصصی ندارد تعهدش هم مشخص نیست به این شخص رأی بدهم این بی عقلی و خلاف عقل است.

این که بعضی ها مثل بز، بز اولی از جوبی رد بشود بزهای دیگر نگاه نمی کنند آن طرف جوب رفتن صلاح است یا صلاح نیست همه می پرند.

این یکی از مصیبت های ما در داخل کشورمان است احزاب و ... تا کِی این حزب بازی ها می خواهد در «جمهوری اسلامی» ادامه داشته باشد؟

 یکی از چیزهای که در قضیه «شهید رئیسی» برایم لذتبخش بود روحش شاد است خدا روحش را شادتر کند هر چه احزاب حتی احزاب راستی گفتند بیایید ما کاندید کنیم گفت نمی خواهم از هیچ حزبی کاندید بشوم. نگذاشت هم هیچ حزبی از ایشان به عنوان حزب از او حمایت کند.

مجری:

سهم هم به کسی نداد سهم خواهی بکنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، همین کافی است رهبری گفت اگر ایشان چند سالی می ماند مشکلات کشور به طور کلی برچیده می شد. آقایانی که دلار مقداری تغییر کرده بود ناله می کردند و ... الان صدای شان خفه شده هیچ حرفی نمی زنند منتظر هستند دلار به 200- 250 تومان برسد بعد اعتراض کنند! گرچه آن جا هم اعتراض نمی کنند یقین داریم مال خودشان هست تف سر بالا است.

بحث تقدیم مفضول بر فاضل قبح عقلی دارد تقدیم ناشایست به شایست، تقدیم جاهل بر عالم، تقدیم غیر متخصص به متخصص.

 در رابطه با بحث امامت و خلافت گیریم نبی مکرم حدیثی در رابطه با خلافت حضرت امیر نفرموده باشد. حدیث غدیر، حدیث منزلت، حدیث دار، حدیث ولایت، امامت و خلافت هیچ چیزی نفرموده باشد.

آیات قرآن هم به قول «ابن عباس» سیصد آیه در حق علی نازل شده است این ها را هم نا دیده بگیریم. پیغمبر فرمود بعد من از خلیفه و امام را خودتان انتخاب کنید مردم می خواهند انتخاب کنند ملاک برای انتخاب چه است؟ آیا با وجود فاضل، سراغ غیر فاضل رفتن از نظر عقلی قبیح است یا قبیح نیست؟

 فاضل را گرفتن افضل را کنار گذاشتن درست است یا درست نیست؟ افراد شایسته را کنار زدن، افراد نا شایست انتخاب کردن درست است یا درست نیست؟ عالم را کنار گذاشتن، جاهل را انتخاب کردن درست است یا درست نیست؟ بحث ما این است و یکی از بحث های حساس خلافتِ عقلی است یعنی بحث ادله عقلی ما بر انتخاب امیر المؤمنین (سلام الله علیه) این است.

چند جلسه در رابطه با مقدمات صحبت می کنیم بعد سراغ قرآن، احادیث پیغمبر و اقوال خلفاء می رویم. خلیفه اول، خلیفه دوم، حضرت امیر (سلام الله علیه) که آیا در رابطه با انتخاب افضل، تقدیم فاضل بر غیر فاضل فرمایشات شان چه است؟ در رابطه با این قضیه می خواهیم بگوییم مسئله عقل هر انسانی است.

هر انسانی قضاوت می کند بر این که با وجود افراد فاضل نباید سراغ غیر فاضل برویم. با وجود متخصص سراغ غیر متخصص نباید برویم. حضرت یوسف می گوید:

(قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ)

(يوسف) گفت: «مرا سرپرست خزائن سرزمين (مصر) قرار ده، که نگه دارنده و آگاهم!»

سوره یوسف (12): آیه 55

وزارت اقتصاد کشور «مصر» را به من بده (إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ) تخصص و هم تعهد دارم. با وجود تخصص و تعهد سراغ افراد دیگر نباید رفت این یک بحثی است یک آدمی ترسو است در طول عمرش حتی اگر ظالم سیلی به یک طرف صورتش بزند قسمت دیگر را می آورد می گوید به این طرف صورتم هم سیلی بزن.

به قول دکتر «گوستاو لوبون فرانسوی» اگر کتش را از تنش در بیاورد می گوید پیراهنم را هم تقدیم می کنم. این را انتخاب کنیم یا کسی که در طول سول 23 سال میدان های جهاد اسلامی از او جز شجاعت و نابودی دشمن چیز دیگری ندیده است او را باید انتخاب بکنیم.

 کسی که در طول این 23 سال حتی یک مگس هم نکشت مثلاً مگسی روی صورت پیغمبر نشسته باشد یا خر مگسی روی عبای پیغمبر باشد آن خر مگس را بکشد. این را باید انتخاب کنیم؟ یا کسی که به قول خلیفه دوم:

«لَوْ لَا سَيْفه (علي) لَمَا قَامَ عَمُودُ الْإِسْلَامِ»

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج12، ص51

شمشیر علی نبود پرچم اسلام بر افراشته نمی شد این قانونی کلی است در تمام انتخابات دنیا جاری است خیلی بی پرده بگویم می خواهیم خانه ای بخریم ده تا خانه دیدیم عقل چه می گوید؟ از این ده تا خانه کدام خانه برای رفع نیازهای من بهتر و درست است آن را می خرم. می خواهم لباس بخرم می بینم چهار، پنج تا عبا یا کت و شلوار است نگاه می کنم کدام یک از این ها زیباتر و خوب است پارچه اش محکم است به درد من می خورد آن را انتخاب می کنم.

می خواهم به رستوران بروم ناهار بخورم در این شهر پنج تا رستوران است به کدام یکیش می روم؟ آن رستورانی که نمی دانم گوشت گاو و گوسفند دارد یا خدای نا کرده گوشت خر دارد!

 چند روز پیش مرکز پخش گوشت در «تهران» دیدند مملو از گوشت الاغ بود. اگر دو تا رستوران است یکیش واقعاً غذای خیلی خوب و عالی دارد غذای یکیش متوسط است قیمتش هم فرقی نمی کند قیمتش هم بالاتر باشد. معمولاً از میان دو تا رستوران به آن رستورانی می روم که غذای بهتری دارد هیچ شک و شبهه ای در آن نیست.

یکی از بحث‌های که داریم قاعده لطف است، در رابطه با بحث قاعده لطف باید یک ساعت مفصل از دیدگاه شیعه و اهل سنت بحث کنیم.

یکی از ادله عقلی قوی ما برای انتخاب آقا امیر المؤمنین (سلام الله علیه) بحث قاعده لطف است. قاعده لطف مهم ترین دلیل عقلی است.

 در رابطه با قاعده خیلی خودمانی و کوچه بازاری بگویم. قاعده لطف خیلی پیچیده است از آن بحث های علمی خیلی ظریف است که شاید بحثش در رسانه خیلی سخت باشد که ما بتوانیم مطالب عمیق و سنگین را طوری بیان کنیم که عموم عزیزان ما متوجه بشوند.

 ولی برای این که مقدمه ای باشد برای بحث مان که می خواهیم شروع کنیم قطعاً نمی توانیم به پایان ببریم ولی برای این که شروع بشود ذهن عزیزان مان هم آماده بشود مطالبی را عرض می‌کنم.

این که خدای عالم دین را تشریع کرد و برای بشر، دین فرستاده است از حضرت نوح که اولین شریعت آمد، قبل از حضرت نوح نبود. اولین شریعت از حضرت نوح شروع شد حضرت موسی، حضرت موسی، حضرت داود، رسول اکرم دینی که خدای عالم برای بشر فرستاد برای چه است؟ برای این که انسان ها به کمال برسند.

دین می گوید این ها رذائل اخلاقی است گناه، ظلم، جنایت، غیبت و زنا نکن، آدم نکش و ... این ها مایه پستی تو است. نماز بخوان، روزه بگیر، به فقرا کمک کن، به مستمدان کمک کن، در برابر ظالم بایست از مظلوم دفاع کن این ها مایه کمال توست. پس هدف از تشریع دین، رسیدن انسان به کمال و سعادت است.

هر آن چه که باعث بشود به طرف کمال نزدیک بشوم خدای حکیم باید در اختیار من قرار بدهد؛ یعنی خدا من را آفریده است تا بتوانم به کمال برسم. برای رسیدن به کمال هم یک سری مقدماتی دارد خدا باید به من قدرت، عقل و شعور بدهد خدای عالم برای رسیدن به کمال یک سری مقدماتی برای من آماده کند می گویند این لطف است لطف هم بر خدا واجب است.

البته بعضی از اهل سنت می گویند واجب است و بعضی ها می گویند نه «اشاعره» یک نظری دارند و «معتزله» یک نظری دارند و بزرگان ما از «خواجه نصیر الدین طوسی، علامه حلی» و ... عمدتاً می گویند لطف بر خدای عالم واجب است.

این که مراد از واجب چه هست، نمی خواهیم برای خدا تعیین تکلیف کنیم یعنی خدا من را آفرید به کمال برسم باید مقدمات این را هم در اختیار من قرار بدهد.

بعد از رحلت نبی مکرم، اختلاف در فهم دین حتمی بوده است در این هیچ شک و شبهه ای نیست. در زمان خود رسول اکرم وقتی پیغمبر اکرم یک مسئله ای را بیان می‌کرد هرکدام از صحابه برداشت‌های مختلفی داشتند.

قطعا این مسئله بعد از نبی مکرم بیش‌تر تا زمان حضور رسول اکرم نمود دارد، لذا در روایات متعدد این را می‌بینیم. دوستان کتابی را که ملاحظه می‌فرمایید کتاب «سنن صحیح ترمذی» است؛ کتاب «ترمذی» از جمله کتب صحاح سته اهل سنت است ایشان متوفای 279 است.

«صحیح سنن ترمذی»، و «ضعیف سنن ترمذی» داریم این کتاب‌ها را دسته بندی کرده اند «ناصر الدین آلبانی» آمده در رابطه با کتاب «صحیح سنن ترمذی» در حدیث 2640 می‌گوید پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود یهود بر هفتاد و یک یا هفتاد دو فرقه تقسیم شدند. نصارای هم همچنین...

بعد در مورد امت اسلام دارد: «وتفترق أمتي على ثلاث وسبعين فرقة»

«افترقت اليهود على إحدى أو اثنتين وسبعين فرقة، وتفرقت النصارى على إحدى أو اثنتين وسبعين فرقة، وتفترق أمتي على ثلاث وسبعين فرقة»

الكتاب: سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها؛ المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني (المتوفى: 1420هـ)، الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض، ج1، ص402

«لَيَأْتِيَنَّ على أُمَّتِي ما أتى على بَنِي إِسْرَائِيلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ حتى إن كان منهم من أتى أُمَّهُ عَلَانِيَةً لَكَانَ في أُمَّتِي من يَصْنَعُ ذلك وَإِنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ تَفَرَّقَتْ على ثِنْتَيْنِ وَسَبْعِينَ مِلَّةً وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي على ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ مِلَّةً كلهم في النَّارِ إلا مِلَّةً وَاحِدَةً»

الجامع الصحيح سنن الترمذي؛ اسم المؤلف: محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي الوفاة: 279، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ج5، ص26، ح2641

در دنباله روایت می‌فرماید امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می‌شوند «کلهم فی النار إلا ملة واحدة» همه این هفتاد و سه فرقه جز یک فرقه همه در آتش هستند.

هفتاد دو فرقه که اکثریت است یک هفتاد و سوم بهشت بیروند و نود نه درصد شان هم به جهنم بیروند! این کاملا واضح و روشن است که رسول اکرم این مطلب را بیان کرده است.

البته این حدیث فراز و نشیب‌های زیادی داشته است در خیلی از روایات آمده است مراد از فرقه ناجیه شیعه علی ابن ابی طالب است. این را قبلا هم بحث کردیم. این به مذاق بعضی‌ها خوش نیامده است آمدند یک سری مطالبی به آن اضافه کرده اند.

بعضی ها گفتند پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود اکثریت و آن کسانی که به بهشت می‌روند: « وهي الْجَمَاعَةُ»

«ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال ان أَهْلَ الْكِتَابَيْنِ افْتَرَقُوا في دِينِهِمْ على ثِنْتَيْنِ وَسَبْعِينَ مِلَّةً وان هذه الأُمَّةَ سَتَفْتَرِقُ على ثَلاَثٍ وَسَبْعِينَ مِلَّةً يعني الأَهْوَاءَ كُلُّهَا في النَّارِ الا وَاحِدَةً وهي الْجَمَاعَةُ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج4، ص102

وهی الجماعه با خود روایت در تضاد است. روایت می‌گوید اکثریت به جهنم می‌روند و یک دسته به بهشت می‌روند آن وقت می‌گوید این یک دسته جماعت و اکثریت است.

مجری:

خودشان می‌دانند جایگاهشان کجا است می‌خواهند توجیه کنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، خیلی عجیب است روایت می‌گوید هفتاد دو فرقه جهنم می‌روند و یک فرقه بهشت می‌روند، بعد می‌گویند کسانی که بهشت می‌روند اکثریت هستند!

بعضی‌ها دیدند خیلی وضعیت خراب است دیگر آش به قدری شور است که صدای آشپز هم در آمده است می‌گویند پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود آن کسانی که اصحاب من با آن‌ها هستند وارد بهشت می‌شوند.

به هوای این که اهل سنت مثلا دنباله رو اصحاب هستند، شیعه دنباله رو ائمه اهل بیت است پیغمبر فرموده آن کسانی که بهشت می‌روند کسانی هستند که تابع اصحاب پیغمبر هستند.

مگر امام علی، امام حسن و امام حسین، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و... اصحاب پیغمبر نبودند؟

یک تعبیری «علامه امینی» دارد می‌گوید اگر بنا است فردای قیامت امیر المؤمنین، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین در بهشت نروند ما در آن بهشت نمی‌رویم جهنم هزار شرافت برآن بهشتی دارد که خالی از علی باشد! بر فرض است، فرض محال هم که محال نیست.

وقتی آقایان این مطلب را گفتند ما همیشه یک سوال از این‌ها کردیم، ولی تا به حال بنده پاسخی نشنیدم، در مناظراتی که در «عربستان» با بزرگان شان داشتیم و همچنین مناظراتی که در جاهای دیگر از جمله در داخل کشور داشتیم یا کسانی که روی خط در شبکه از اهل سنت آمده اند این سوال را پرسیدیم اقا ما تابع اصحاب هستیم و اصحاب فرقه ناجیه هستند.

این که اصحاب فرقه ناجیه هستند، به چه دلیل است؟ پیغمبر فرمود:

«إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَمْ تَضِلُّوا»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص226

«اني تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إلى الأَرْضِ وعترتي أَهْلُ بيتي وانهما لَنْ يَفْتَرِقَا حتى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 3، ص 14

آیا دارد کتاب الله و اصحابی؟ می‌گویند نه، می‌گویند داریم:

«أصحابي كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم»

المعتمد في أصول الفقه؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن الطيب البصري أبو الحسين الوفاة: 436، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1403، الطبعة: الأولى، تحقيق: خليل الميس، ج2، ص368

ما «صحیح بخاری» را به آقایان نشان می‌دهیم، ملاحظه فرمایید حدیث 6582، 6583 و 6584 و 6585 تا حدیث 6587. می‌گوید فردای قیامت تعدادی از اصحاب من کنار حوض می‌آیند به من می‌رسند، من این‌ها را می‌شناسم ولی نمی‌گذارند پیش من بیایند.

«عن أَنَسٍ عن النبي صلى الله عليه وسلم قال لَيَرِدَنَّ عَلَيَّ نَاسٌ من أَصْحَابِي الْحَوْضَ حتى عَرَفْتُهُمْ اخْتُلِجُوا دُونِي فَأَقُولُ أصحابي فيقول لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2404، ح6210 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

«أنا فَرَطُكُمْ على الْحَوْضِ وَلَيُرْفَعَنَّ رِجَالٌ مِنْكُمْ ثُمَّ لَيُخْتَلَجُنَّ دُونِي فَأَقُولُ يا رَبِّ أَصْحَابِي فَيُقَالُ إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2404، ح6205 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

«فَأَقُولُ أصحابي» خدایا این‌ها صحابه من هستند «فيقول لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ»؛ خبر نداری این‌ها بعد از تو چه بدعت‌های گذاشتند. این مطلب در «صحیح بخاری» است.

اگر این مطلب در کتاب «کافی» بود آقایان فتوا می‌دادند باید کتاب کافی را آتش بزنند که چرا همچنین روایتی در کتاب کافی آمده است؟

باز در حدیث 6587 دارد این‌ها در زمره ای می‌آیند، از دیدگاه اهل سنت و لغت به هفتاد هزار نفر زمره می‌گویند. ما گردان و گروهان، تیب و لشکر داریم، لشکر آن است که از ده هزار نفر کمتر نشود. تیب آن است که از صد هزار نفر کمتر نشود، گردان، پنجاه نفر، گروهان سی نفر این طور ترتیب دارد.

از دیدگاه اهل سنت به هفتاد هزار نفر زمره می‌گویند. حدیث می‌گوید پیامبر می‌گوید من در کنار حوض هستم، افرادی از زمره اصحاب من می‌آیند. این‌ها را نمی‌گذارند کنار حوض بیایند. «فقال هَلُمَّ قلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله»

«عن أبي هُرَيْرَةَ عن النبي صلى الله عليه وسلم قال بَيْنَا أنا نائم إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ فقلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت وما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري ثُمَّ إذا زُمْرَةٌ حتى إذا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ من بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فقال هَلُمَّ قلت أَيْنَ قال إلى النَّارِ والله قلت ما شَأْنُهُمْ قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2404، ح6215 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

«إلى النَّارِ والله»؛ قسم به خدا این‌ها را به سوی آتش جهنم می‌بریم، می‌گویم این‌ها چه کار کرده اند «إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ على أَدْبَارِهِمْ القهقري» دوباره زمره ای (هفتاد هزار نفر) دیگر، باز زمره و هفتاد هزار نفر دیگر، دوباره زمره هفتاد هزار نفر، سه تا زمره را آورده است سه تا هفتاد هزار تا دویست و ده هزار تا می‌شود.

آقایان می‌گویند اصحاب پیغمبر دویست و بیست یا دویست و بیست و چهار هزار نفر بیشتر نبودند. بعد دارد: «فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»؛ تعداد اندکی از اصحاب من از آتش نجات پیدا می‌کنند!

این صحابه ای که نتوانسته خودش را از اتش نجات بدهد، می‌خواهد من را نجات بدهد! لذا دیدم بعضی از بزرگان شان امام شافعی یا امام مالک می‌گوید ای کاش علمای ما حدیث حوض را در کتاب‌هایشان نیاورده بودند برای ما درد سر درست کرده اند. این یک واقعیت است درد سر نیست!

در هر صورت...

دوستان عزیز! پس اختلاف در دین حتمی است پیغمبر اکرم فرمود «تفترق امتی علی ثلاث و سبعین فرقه» هفتاد و سه فرقه می‌شوند یک فرقه اهل نجات هستند.

نکته ای دوم هوای نفس و سیاست وارد دین می‌شود، ملاحظه بفرمایید این کتاب «اسد الغابه – ابن اثیر متوفای 630» است آخرین روز عمر آقای ابوبکر است می‌گوید من عمر را به عنوان خلیفه قرار دادم

«فكلكم وَرِم من ذلك أَنفُه»

دماغ همه شما از بوی ریاست پر شده است!

«يريد أَن يكون الأَمر له»

می‌خواهد خلافت به او برسد.

أسد الغابة فی معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد الجزری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل أحمد الرفاعی، ج 4، ص 180

همه شما ریاست طلب هستید، این تعبیر خود جناب خلیفه است، ما که نمی‌گوییم ایشان به «طلحه، زبیر و...» می‌گوید همه شما دنبال ریاست هستید.

پس تعبیر اختلاف در دین حتمی است، هوای نفس و سیاست وارد دین می‌شود، تحریف و بدعت و انحراف هم غیر قابل گریز است. این سه تا مسئله است من یک مثلث درست کرده ام اختلاف در دین حتمی است هوای نفس و سیاست وارد دین شده است تحریف و بدعت هم در دین ایجاد شده است.

ملاحظه بفرمایید این مطلب هم در کتاب «صحیح بخاری» است ما از خودمان نمی‌گوییم، «صحیح بخاری» حدیث شماره 650 «ام درداء» می‌گوید شوهرم آمد خیلی غضبناک بود گفتم چرا عصبانی هستی؟ گفت: «والله ما أَعْرِفُ من أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (صلى الله عليه وسلم) شيئا إلا أَنَّهُمْ يُصَلُّونَ جميعا»

«دخل عَلَيَّ أبو الدَّرْدَاءِ وهو مُغْضَبٌ فقلت ما أَغْضَبَكَ فقال والله ما أَعْرِفُ من أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (صلى الله عليه وسلم) شيئا إلا أَنَّهُمْ يُصَلُّونَ جميعا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص232، ح 620 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

 غیر از این که این‌ها دسته جمعی نماز می‌خوانند از آثار پیغمبر هیچی نیست همه از بین رفته است. حقیقت رفته بدعت جای او نشسته است.

یا «وهب ابن کیسان» می‌گوید: «كُلُّ سُنَنِ رسول اللَّهِ (صلى اللَّهُ عليه وسلم) قد غُيِّرَتْ حتى الصَّلَاةِ»

«أخبرنا الرَّبِيعُ قال أخبرنا الشَّافِعِيُّ قال أخبرنا إبْرَاهِيمُ عن وَهْبِ بن كَيْسَانَ قال رأيت بن الزُّبَيْرِ يَبْدَأُ بِالصَّلَاةِ قبل الْخُطْبَةِ ثُمَّ قال كُلُّ سُنَنِ رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم قد غُيِّرَتْ حتى الصَّلَاةِ»

تمام سنت پیغمبر دستخوش تغیر شده حتی نماز!

الأم؛ اسم المؤلف: محمد بن إدريس الشافعي أبو عبد الله الوفاة: 204، دار النشر: دار المعرفة - بيروت - 1393، الطبعة: الثانية، ج1، ص235

یا باز در کتاب «صحیح بخاری»، حدیث 530 این هم خیلی جالب است «شهاب الدین زهری – متوفای 124» می‌گوید بر «انس ابن مالک» غلام پیغمبر در «دمشق» وارد شدم دیدم گریه می‌کند گفتم چرا گریه می‌کنی؟ گفت از سنت پیغمبر جز نماز هیچی نمانده بود «وَهَذِهِ الصَّلَاةُ قد ضُيِّعَتْ»

«سمعت الزُّهْرِيَّ يقول دَخَلْتُ على أَنَسِ بن مَالِكٍ بِدِمَشْقَ وهو يَبْكِي فقلت ما يُبْكِيكَ فقال لَا أَعْرِفُ شيئا مِمَّا أَدْرَكْتُ إلا هذه الصَّلَاةَ وَهَذِهِ الصَّلَاةُ قد ضُيِّعَتْ»

...امت پیغمبر نماز را هم ضایع کردند!

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة ، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص198، ح507

با توجه به این سه نکته اختلاف در دین حتمی است، هوای نفس و سیاست وارد دین شده است، تحریف و بدعت و انحراف در دین ایجاد شده در این جا چه کار باید کرد؟

در این جا ضرورت دارد، پیشوای عالم به تمام دین و منصوب پیغمبر و خدا بیاید اختلافات را مهار کند، تفسیر صحیح دین را تضمین کند، مردم را به اطاعت نزدیک‌تر کند و چنین امامی مصداق روشن قاعده لطف است.

لذا نتیجه می‌گیریم که نصب امام معصوم پس از پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) به حکم عقل و قاعده لطف بر خدای عالم لازم است (بنده از کلمه بر "خدا لازم است") یک مقدار از به کار بردن این کلمه ابا دارم!

اگر بگوییم حکیم علی الاطلاق حکمتش اقتضا می‌کند که حتما یک امام معصوم، عادل معین کند تا جلوی این انحرافات را بگیرد بهتر است. پس از پیامبر مرجع معصوم منصوب الهی و عالم به تمام دین باید وجود داشته باشد شریعت را از تحریف نجات بدهد، جلوی افرادی که برای رسیدن به ریاست حاضر هستند هر جنایتی را مرتکب بشوند، جلوی آن‌ها را بگیرد و سر جای شان بنشاند و تلاش کند بر این که اختلافاتی که در دین ایجاد شده با همان بیان نبی مکرم بر طرف کند.

رسول اکرم فرمود: یا علی آن کسی که در آینده اختلافات مردم را بر طرف می‌کند شخص تو هستی و غیر از تو کسی توانایی حل اختلاف مردم را ندارد.

نکته بعدی برهان عقلی برای وجود امام عالم و عادل است، عالم به دین و عادل در اجرا، این که جامعه بدون رهبر عادل و عالم باشد دچار هرج و مرج می‌شود، دچار ظلم و دچار تعارض می‌شود. یا باعث می‌شود که یک سری قدرتمندان بر ضعفا مسلط بشوند.

پرسش این جا است در یک جامعه ای که می‌دانیم دچار هرج و مرج می‌شود، گرفتار ظلم و تعارض منافع و این‌ها بشود آیا عقل حکم می‌کند که خدای عالم باید برای این شریعت و برای این مسلمان‌ها یک رهبر عالم به دین و عادل در اجرا معین کند یا نه؟

ما می‌بینیم خدای عالم برای نماز قانون وضع کرده است، برای زکات قانون وضع کرده است برای نکاح قانون وضع کرده است. آیا می‌شود گفت اسلامی که حتی برای رفتن به دستشتوی قانون دارد، می‌گوید وقتی وارد دستشویی می‌شوید با پای چپ وارد بشوید و وقتی بیرون می‌آیید اول پای راست تان را بیرون بگذارید، وقتی آن‌جا برای قضای حاجت می‌شنید چه دعایی را بخوانید.

یا مثلا سنگینی بدن تان را سمت چپ تان قرار بدهید، تا این اندازه اسلام توجه دارد، آن وقت این دین برای سرنوشت امت کسی را نمی‌خواهد انتخاب کند. برای جلوگیری از ظلم و دفاع از مظلوم نمی‌خواهد هیچ کاری بکند این را عقل نمی‌پذیرد. عقل به میدان می‌آید می گوید اسلامی که برای تمام مراحل احکام و این‌ها قانون وضع کرده نمی‌شود برای آینده امت اسلامی کسی را انتخاب نکرده باشد!

شما برای زندگی و زنده‌ها نه، برای کسی که از دنیا بیرود خدا قانون وضع کرده است شما بیایید غسل بدهید، غسل با کافور، غسل با سدر، کفن سفید و...

خداوند دکتر «سید رضا پاک نژاد» را رحمت کند ایشان کتابی به اسم «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» دارد.

مجری:

ایشان کتاب‌های خیلی خوبی نوشته اند، در مورد خانواده هم کتاب نوشته است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، من یادم است جلد اول کتاب ایشان که چاپ شد، بلا فاصله خریدم اسمش را قشنگ انتخاب کرده بود، همین طور جلد دوم، سوم و ... تا جلد هفتم که جلد هشتم خلاصه هفت جلد است. دوباره باز تا جلد دوازده هم و سیزدهم می‌رود و یک جلد خلاصه جلد‌های که چاپ شده گذاشته است.

ایشان مخصوصا در رابطه با قضیه دفن میت می‌گوید میت از دنیا رفته است چرا اسلام گفته باید با سدر شستشو بشود، با کافر شستشو بشود؟ می‌گوید بدن وقتی وارد قبر می‌شود در اثر پوسیدن و این‌ها یک سری آلودگی‌های ایجاد می‌کند وقتی با سدر و کافور شستشو بشود در سدر و کافور موادی است این مواد از نشر آلودی‌های بدن به خارج قبر جلوگیری می‌کند.

در مورد کفن که باید حتما سفید باشد، چون پارچه سفید خودش میکروب‌ها را فراری می‌دهد نمی‌گذارد بیرون بیاید. یا مثلا در گوش، دماغ و بینی میت پنبه می‌گذارند برای این که اگر آلودگی بیرون آمد جلوگیری کند. برای مرده‌ها هم خداوند قوانین گذاشته است.

خدایی که برای مرده‌ها قانون گذاشته است می‌شود برای زنده‌ها قانون نگذاشته باشد؟ زنده‌ها را به حال خودشان رها کند.

مجری:

بگوید خودتان می‌دانید هرکاری خواستید انجام دهید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله هرکاری خواستند بکنند، مظلومین هم زیر پای ظالمین نابود بشوند و بیروند. پس این چنین فرضی که شارع مقدس برای مرده‌ها قانون بگذارد برای توالت رفتن قانون بگذارد، برای نماز خواندن، حج، روزه گرفتن، جهاد و... قانون بگذارد ولی مردم را بدون انتخاب رهبر رها کند چنین فرضی با حکمت خدا ناسازگار است.

حتما باید یک فردی را برای اداره امور مردم انتخاب کند. این قضاوت اول و نیاز اول عقل است کاری به قرآن هم نداریم.

مسئله دوم عقل می‌گوید این اقایی که می‌خواهد بیاید در جامعه تدبیر امور مردم را به عهده بگیرد، این فرد باید خطا ناپذیر و معصوم باشد. اگر معصوم نباشد خودش گرفتار هوای نفس می‌شود.

من یادم است در زمان شاه اگر اشتباه نکنم شیراز یا یکی دیگر از شهرها بود شهردار شهر آمده بود یک خیابانی را از یک طرف شهر به یک طرف دیگر شهر با یک بودجه سنگین درست کرده بود و برای درست کردنش خانه‌های را هم خراب کرده بود.

بعضی‌ها پرسیده بودند قضیه اش چه است جاده ای که ایشان کشیده هیچ فلسفه ای ندارد مشکلی از مردم را بر طرف نکرده است. آن طرفش خیابان است این طرفش هم خیابان است به این خیابان نیاز نبود.

بعد معلوم شد که اقای شهردار خانه ای وسط شهر دارد خواسته با کشیدن این خیابان خانه اش بَرْ خیابان واقع بشود. این یک کار سر و صدایی بزرگی در روزنامه‌های آن زمان (کیهان و اطلاعات) ایجاد کرد این مطلب در ذهنم است.

لذا اگر رهبر معصوم نباشد اطاعت مطلق از او عقلا قبیح است. بی قید و شرط اگر ما بخواهیم از یک رهبر اطاعت کنیم باید این رهبر معصوم از گناه، معصوم از خطا و معصوم از نسیان و معصوم از غفلت باشد.

پس بنابراین رهبر امت باید معصوم و منصوب خدا باشد؛ چون عصمت امر باطنی است جز خدای آفریننده بشر خبر ندارد.

مجری:

حضرت استاد خیلی عالی، بسیار ممنونم از شما استفاده کردیم و بهره بردیم ان شاءالله خداوند سایه شما را بر سر ما مستدام بدارد. از لطف و عنایت و مرحمت شما دوستان عزیز هم ممنون و سپاسگزار هستم.

یکبار دیگر رحلت غریبانه، مظلومانه و شهادت گونه عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) را عرض تسلیت و تعزیت دارم التماس دعای خیر دارم، در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقا جانمان حضرت مرتضی علی خدا نگهدار!


وفات حضرت زینب سلام‌الله‌علیها_قبح تقدیم مفضول بر فاضل و قاعده لطف>

حبل المتین ادله عقلی امامت حضرت زینب س عقیله بنی هاشم صبر تقدیم مفضول بر فاضل دلیل عقلی قاعده لطف امام عادل و عالم عصمت برهان