سایر قسمت ها
ادله عقلی امامت ( بررسی اقوال علمای اهل سنت پیرامون الهی بودن فرماندهی طالوت در آیه 247 سوره بقره) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و شصت و هشتم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

برنامه «حبل المتین» - 19/11/1404 (قسمت دویست و شصت و هشتم)

عنوان برنامه: ادله عقلی امامت (بررسی اقوال علمای اهل سنت پیرامون الهی بودن فرماندهی طالوت در آیه 247 سوره بقره)

کلیدواژه22 بهمن؛ حضرت سموئیل؛ طالوت؛ شهید مطهری؛ جیش أسامه؛ بنی اسرائیل؛ شهید سلیمانی؛ شبکه فدک؛ أم المؤمنین!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام السلام علیک یا بقیة الله

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

مردم عزیز و نازنین، بیننده‌های گرانقدر و بامحبت و باصفا و وفادار «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» سلام علیکم و رحمة الله.

خیلی خوش آمدید به برنامه زنده «حبل المتین» در یک یکشنبه شب دیگر از ماه عزیز شعبان المعظم؛ ماهی که منسوب و متعلق است به نیر اعظم پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم).

هفته پیش توفیق نداشتم که خدمت شما باشم و ویژه برنامه بود، اما ایام ولادت باسعادت و نورانی و موفور السرور قطب دایره امکان، لنگر زمین و آسمان، آقاجانمان و مولایمان امام زمان (ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء) را هم خدمت همه عزیزان تبریک عرض می‌کنم.

همچنان ما در حال و هوای روزهای شیرین ولادت امام زمان و البته در ایام الله دهه فجر پیروزی شکوهمند انقلاب عزیز اسلامی ایران و در آستانه چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب و بیست و دوم بهمن ماه هستیم که روز ماندگار و روز تاریخی برای مردم عزیز ایران و همه آزادگان عالم بوده و هست.

این ایام را خدمت همه عزیزان تبریک عرض می‌کنم. به هر صورت کسانی که دلداده این نظام و این انقلاب و این راه و این مسیر هستند، دارند خودشان را آماده می‌کنند برای حضور پرشکوه در روز چهارشنبه روز بیست و دوم بهمن ماه.

امسال اصلاً داستانی شده است. ما هم بیست و دوم دی را داشتیم که مردم آمدند و حضور خودشان را نشان دادند و دفاع از نظام و انقلاب کردند، هم بیست و دوم بهمن به خیابان‌ها می‌آیند و هم بیست و دوم اسفند که روز جهانی قدس خواهد بود به خیابان‌ها می‌آیند.

ما سه بیست و دو در سه ماه متوالی حضور پرشکوه مردم را خواهیم داشت. ان شاءالله که این عزت و این افتخار همچنان پایدار باشد و ان شاءالله نابودی مستکبران عالم و در رأس آنها آمریکای جنایتکار و اسرائیل را شاهد باشیم.

با افتخار با شما هستیم و برنامه زنده «حبل المتین» را طبق معمول روزهای یکشنبه و یکشنبه شب‌ها که خدمتتان می‌رسیم با موضوع درس‌هایی از امامت و ولایت تقدیم حضور شما می‌کنیم.

البته مثل همیشه بخشی از برنامه هم اختصاص پیدا خواهد کرد به شما عزیزان مخاطب، بینندگان عزیز و گرانقدر که همراه ما هستید.

اولویت ما هم آقایان وهابی و عزیزان اهل سنت هستند. چه علمای اهل سنت، چه آخوند و ملأ و مولوی یا بینندگان معمولی فرقی نمی‌کند. حتماً می‌توانید روی خط ارتباطی بیایید و اگر نکته‌ای، مطلبی، حرفی، حدیثی دارید حتماً خدمتگزار شما هستیم.

آقایان وهابی هم همینطور. گویندگان و کارشناسان شبکه‌های وهابی هم این فرصت برایشان مهیاست. ما در خدمت عزیزان شیعه هم هستیم.

طبق معمول در محضر استاد عزیز و بزرگوار و گرانقدرمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید، أسعد الله أیامکم؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت روزافزون برای همه گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

ما طبق برنامه همیشگی طلیعه عرایضمان را یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) قرار می‌دهیم، باشد که آن بانوی دوسرا گوشه چشمی به ما و بینندگان عزیز ما داشته باشند.

از خیمه‌های سوخته کربلا گذشت

آن آتشی که سبز شد از آشیانه‌ات

در پیش چشم فاتح بدر و احد زدند

گه با غلاف تیغ، گهی تازیانه‌ات

حق داشتی خمیده شوی چون هلال ماه

ای کوه غصه‌های علی روی شانه‌ات

صد بار جان فشاندی در یاری علی

حتی تو حق گریه نداری به خانه‌ات

وقتی که دست خصم به رویت بلند شد

افتاد لرزه بر بدن نازدانه ات

یابن الحسنعجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

آقاجان اگر به خاطر ما هم نیست، به خاطر مادرت حضرت فاطمه زهرا که منتظر آمدن توست و منتظر انتقام توست ظهور کن. عمه جانت حضرت زینب منتظر آمدن تو و انتقام توست. به مادرت زهرا و عمه جانت زینب عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان!

مجری:

الهی آمین. خیلی ممنون و متشکرم که مثل همیشه نام و یاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها) باعث خیر و برکت در برنامه ما بوده و ان شاءالله هست.

عزیزان اگر در خاطرتان باشد ما در برنامه زنده «حبل المتین» که درس‌هایی از امامت و ولایت که محور اصلی و کلی برنامه ما بود، چند هفته‌ای است که به موضوع قبح تقدیم مفضول بر فاضل رسیدیم.

این چیزی است که اهل سنت به آن اشاره می‌کنند و بحث کنار گذاشتن امیرالمؤمنین و جایگزین کردن برخی از خلفا را مطرح می‌کنند و استدلال‌هایی برای خودشان دارند. ما بیان کردیم که این قبح دارد و حضرت استاد به مستندات و دلایل فراوانی اشاره کردند.

به جهت اینکه بحث ما جا بیفتد و حضور ذهنی هم برای مخاطبین عزیز باشد و اینکه برخی از عزیزان از طریق اینترنت و آپارات همراه ما نبودند و آنتن ما فقط از طریق فضای مجازی بود، استاد خلاصه‌ای بفرمایید تا من سؤالات جدید را عرض کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

همانطور که عزیزمان هم اشاره کردند، بحث ما در رابطه با تقدیم مفضول بر فاضل هست که عقلا قبیح است، قرآنا قبیح است، سنتا قبیح است.

ما در رابطه با بحث عقلی اشاره کردیم در تمام جوامع بشری حتی در قبل از تاریخ اگر می‌خواستند یک رئیسی را برای یک قبیله یا منطقه‌ای انتخاب کنند، عمدتاً می‌آمدند افرادی را که از دیگران عقل و درایت و تدبیر و سیاستمداری بیشتر و بهتری داشت را انتخاب می‌کردند.

با وجود افراد شایسته سالار، مقتدر، عالم، متخصص می‌رفتند و فرد دیگری انتخاب می‌کردند همه این را قبیح می‌دانستند و می‌گفتند که این کار، کار زشتی است.

ما از نظر بحث عقلی این موضوع را بحث کردیم. سپس به آیات قرآن در رابطه با قبح تقدیم مفضول بر فاضل و تقدیم ناشایست به شایست و تقدیم شایسته سالار به ناشایسته سالار رسیدیم.

آیه 246 و 247 سوره بقره را مطرح کردیم که بعد از حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) خداوند متعال می‌فرماید:

(أَ لَمْ تَرَ إِلَی الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسی إِذْ قالُوا لِنَبِی لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ)

آیا مشاهده نکردی جمعی از بنی اسرائیل را بعد از موسی، که به پیامبر خود گفتند: " زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا (زیر فرمان او) در راه خدا پیکار کنیم.

بعد از اینکه حضرت موسی از دنیا رفت، آن‌ها در برابر هجوم دشمنان در فشار بودند و مورد هجمه بودند و مورد تجاوز قرار می‌گرفتند.

(قالَ هَلْ عَسَیتُمْ إِنْ کتِبَ عَلَیکمُ الْقِتالُ أَلاَّ تُقاتِلُوا قالُوا وَ ما لَنا أَلاَّ نُقاتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِیارِنا وَ أَبْنائِنا فَلَمَّا کتِبَ عَلَیهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلاَّ قَلِیلاً مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ)

پیامبر آنها گفت:" شاید اگر دستور پیکار به شما داده شود، (سرپیچی کنید، و) در راه خدا، جهاد و پیکار نکنید!" گفتند:" چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم، در حالی که از خانه‌ها و فرزندانمان رانده شده‌ایم، (و شهرهای ما به وسیله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شده‌اند)؟!" اما هنگامی که دستور پیکار به آنها داده شد، جز عده کمی از آنان، همه سرپیچی کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است.

پیغمبرشان با خداوند عالم مشورت کرد و از خداوند خواست و خداوند عالم دستور داد و دستور خدا را برای مردم بیان کرد.

(وَ قالَ لَهُمْ نَبِیهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکمْ طالُوتَ مَلِکاً)

و پیامبرشان به آنها گفت:" خداوند (طالوت) را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است."

کسانی که آمده بودند از پیغمبرشان تقاضا کرده بودند تا فرمانده ای انتخاب کند، بلافاصله شروع به اعتراض کردند.

(قالُوا أَنَّی یکونُ لَهُ الْمُلْک عَلَینا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْک مِنْهُ وَ لَمْ یؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ)

گفتند:" چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!"

ملاک برای آنها ثروت بود، یعنی هرکسی ثروت زیادی داشته باشد شایسته فرماندهی است و هرکسی ثروت نداشته باشد شایسته فرماندهی نیست.

وقتی که اعتراض کردند، پیغمبرشان گفت که شما از من خواستید و من هم از خدا خواستم.

(قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکمْ)

گفت:" خدا او را بر شما برگزیده.

مشخص است که در اینطور قضایا انبیاء از خودشان هیچ اراده‌ای ندارند و اراده انبیاء محو در اراده خداوند عالم است و آنها مظهر ارادة الله هستند.

(قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکمْ)

من که او را انتخاب نکردم، خدا او را انتخاب کرد! همانطور که رسول اکرم در جای جای دوران رسالتشان به ویژه در غدیر خم اشاره دارد بر اینکه:

«إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِی أَنْ أَنْصِبَ لَکمْ إِمَامَکمْ وَ الْقَائِمَ فِیکمْ بَعْدِی»

خداوند به من امر فرموده تا امام شما و کسی که بعد از من قوام جامعه با اوست را نصب کنم.

کمال الدین و تمام النعمة، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 274 - 278، ح 25

در آیه 67 سوره مائده هم آمده است:

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاس)

ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.

سوره مائده (5): آیه 67

حضرت سموئیل گفت:

(قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکمْ)

این خداوند عالم بود که بر شما طالوت را انتخاب کرد.

(وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ)

و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است.

ملاک برای انتخاب خدا ثروت نیست، ثروت ارزشی ندارد. کسی می‌تواند با دزدی و چپاول ثروت کلانی به دست بیاورد. شخص می‌تواند حقوق فقرا و مستمندان را ندهد و ثروت انبوهی تهیه کند.

در مقابل خداوند عالم به طالوت هم علم و تخصص داده است، هم قدرت بدنی داده است که می‌تواند در برابر دشمن مقاومت کند.

(وَ اللَّهُ یؤْتِی مُلْکهُ مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیم)

خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد، و احسان خداوند، وسیع است، و (از لیاقت افراد برای منصب‌ها) آگاه است."

سوره بقره (2): آیات 246 و 247

من نیستم و شما هم نمی‌توانید. این خداست که می‌تواند کسی را سلطنت بدهد، امامت بدهد، ولایت بدهد، خلافت بدهد. در سوره آل عمران هم می‌خوانیم:

(قُلِ اللَّهُمَّ مالِک الْمُلْک)

بگو:" بارالها! مالک حکومتها تویی.

یعنی انتخاب فرماندهی با توست، انتخاب خلافت و ولایت و هرچه هست با توست. همه چیز دست توست.

(تُؤْتِی الْمُلْک مَنْ تَشاءُ)

به هر کس بخواهی، حکومت می‌بخشی.

(وَ تَنْزِعُ الْمُلْک مِمَّنْ تَشاءُ)

و از هر کس بخواهی، حکومت را می‌گیری.

(وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ)

هر کس را بخواهی، عزت می‌دهی، و هر که را بخواهی خوار می‌کنی.

(بِیدِک الْخَیرُ إِنَّک عَلی کلِّ شَی‌ءٍ قَدِیر)

تمام خوبیها به دست توست، تو بر هر چیزی قادری.

سوره آل عمران (3): آیه 26

این خیلی مهم است! اگر ما از نظر ایمان و عقیده به این نتیجه برسیم که ثروت و فقر دست خداست، عزت و ذلت دست خداست، قدرت و عجز دست خداست، به همه چیز رسیده‌ایم. دنیا و آخرت ما دست خداست. در مناجات شعبانیه می‌خوانیم:

«وَ بِیدِک لَا بِیدِ غَیرِک زِیادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضُرِّی»

ای خدایی که ضرر و زیانم و نفع و ضررم در دست توست.

إقبال الأعمال، نویسنده: ابن طاووس، علی بن موسی، ج 2، ص 686، فصل فیما نذکره من [عن] الدعاء فی شعبان مروی عن ابن خالویه

دوستان من یک نکته‌ای را بگویم که شاید الآن برای بعضی‌ها قابل درک نشود و شاید هم برای عده‌ای قابل درک باشد، اما عزیزان روی این نکته تأمل کنند.

بالاترین درجه ایمان همین است که ما در نماز وقتی می‌خواهیم بلند شویم، می گوییم: «بحول الله و قوته أقوم و أقعد»؛ قیام و قعودم به حول قوه الهی است. امیرالمؤمنین وقتی می‌خواستند به رکوع و سجده بروند، می‌فرمودند:

«أَللَّهُمَّ بِحَوْلِک وَ قُوَّتِک أَقُومُ وَ أَقْعُد»

مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، نویسنده: نوری، حسین بن محمد تقی، محقق / مصححمؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج 4، ص 460، ح 5159

ما خیلی می گوییم: «لا حول و لا قوة ألا بالله»، اما همه لقلقه زبان است. تصور می‌کنیم همین «لا حول و لا قوة إلا بالله» را هم ما خودمان داریم می گوییم.

قرآن کریم دو سه آیه دارد که اگر ما این آیات را خوب هضم کنیم و به قلب و عقل و مغز و روحمان منتقل کنیم، آثار فراوانی دارد. در دو سه جای قرآن کریم است که می‌فرماید:

(قُلِ اللَّهُ خالِقُ کلِّ شَی‌ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّار)

این دیگر فرموده قرآن است و حدیث نیست که ما بگوییم سند آن ضعیف است!! اگر ما همین را تمرین کنیم و به قلبمان هم برسانیم که خالق همه چیز خداست، از مراتب بالایی از توحید بهره مند خواهیم شد. در سوره انعام آیه 102 آمده است:

(ذلِکمُ اللَّهُ رَبُّکمْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ کلِّ شَی‌ءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ وَکیل)

(آری) چنان است خداوند پروردگار شما، هیچ معبودی جز او نیست آفریدگار همه چیز است، او را بپرستید و او حافظ و مدبر همه موجودات است.

سوره انعام (6): آیه 102

الآن که من دارم حرف می‌زنم، حرف زدن من شیء است. «علامه طباطبایی» می‌فرماید: خداوند خالق تمام آنچه که شیء به او اطلاق می‌شود هست.

الآن که دارم نگاه می‌کنم، نگاه من شیء است و خداوند خالق آن است. همچنین در سوره رعد آیه 16 آمده است:

(قُلِ اللَّهُ خالِقُ کلِّ شَی‌ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّار)

بگو خدا خالق همه چیز است و او است یکتا و پیروز!

سوره رعد (13): آیه 16

بازهم در سوره زمر آیه 62 آمده است:

(اللَّهُ خالِقُ کلِّ شَی‌ءٍ وَ هُوَ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ وَکیل)

خداوند خالق همه چیز است و حافظ و ناظر بر همه اشیاء.

سوره زمر (39): آیه 62

بازهم در سوره مبارکه غافر آمده است:

(ذلِکمُ اللَّهُ رَبُّکمْ خالِقُ کلِّ شَی‌ءٍ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّی تُؤْفَکون)

این است خداوند پروردگار شما که آفریننده همه چیز است، هیچ معبودی جز او نیست، با اینحال چگونه از راه حق منحرف می‌شوید؟!

سوره غافر (40): آیه 62

این آیات همان «لا حول و لا قوة إلا بالله» و «بحول الله و قوته أقوم و أقعد» است. اگر این آیات در ما زنده شود، ما به بالاترین مرتبه توحید رسیدیم. ما در شب‌های جمعه در ویژگی‌های یاران حضرت مهدی هم خواندیم که آمده است:

« وحدوا الله حق توحيده»

مجمع النورين، نويسنده : الشيخ أبو الحسن المرندي، ص 331، باب روضة الواعظين

بارزترین ویژگی یاران حضرت مهدی این است که موحد هستند حق موحد! معنای موحد این نیست که خداوند یکی است و شریک ندارد، بلکه به این معناست که در خلقت کسی شریک او نیست. من که الآن حرکت می‌کنم یا فکر می‌کنم همه چیزم دست اوست.

به تعبیر «شهید مطهری» خدای عالم برای اینکه بهشت و جهنم هم درست شود، وقتی کاری انجام می‌دهیم هزار سبب و مسبب هست که نهصد و نود و نه مورد آن ربطی به ما ندارد و خدای عالم مستقلاً انجام داده است.

ته ته ته این سبب و مسببات چیزی تحت عنوان اختیار برای ما باقی گذاشته است که من بتوانم این راه را انتخاب کنم یا راه دیگر را انتخاب کنم.

اختیار یعنی از این نعمت‌هایی که خداوند به من داده است اختیار صحیح کنم یا اختیار ناصحیح کنم.

«مرحوم مطهری» در کتاب «انسان و سرنوشت» روایتی هم آورده است. این کتاب، کتاب خیلی خوبی است. بنده به دوستان توصیه می‌کنم این کتاب را نه یک بار و دو بار بلکه دویست بار یا پانصد بار مطالعه کنند اگر می‌خواهند «وحدوا الله حق توحیده» باشند.

امام خمینی هم کتابی تحت عنوان «طلب و اراده» دارند که کتاب خیلی خوبی است، اما کمی قلم آن سنگین است. شاید کسانی که قدری درس‌های حوزوی را ندیدند و فلسفه و عرفان را طی نکردند مطالب این کتاب را خوب درک نکنند.

البته کتاب «انسان و سرنوشت» هم قدری سخت است، اما گمان نمی‌کنم کسی ساده‌تر از این کتاب بتواند بحث انسان و سرنوشت را درک کند که ما چقدر در سرنوشتمان تأثیرگذار هستیم.

بنده آیه‌ای را هم بخوانم که یادگاری برای دوستان باشد. قرآن کریم در سوره مبارکه نساء می‌فرماید:

(قُلْ کلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا یکادُونَ یفْقَهُونَ حَدِیثاً)

بگو همه اینها از ناحیه خدا است پس چرا این جمعیت حاضر نیستند حقایق را درک کنند.

(ما أَصابَک مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَک مِنْ سَیئَةٍ فَمِنْ نَفْسِک)

آنچه از نیکیها به تو می‌رسد از ناحیه خدا است و آنچه از بدی به تو می‌رسد از ناحیه خود تو است.

(وَ أَرْسَلْناک لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ کفی بِاللَّهِ شَهِیدا)

و ما تو را بعنوان رسول برای مردم فرستادیم و گواهی خدا در این باره کافی است.

سوره نساء (4): آیات 78 و 79

بنابراین بحث ما در این آیه بود که قدری «الکلام یجر الکلام» شد که این هم روزی ما بوده است.

ما در این خصوص بحث مفصلی در جلسه گذشته کردیم که اینها آمدند از پیغمبرشان خواستند فرماندهی انتخاب کند، اما وقتی پیغمبرشان به دستور الهی فرمانده را انتخاب کرد آنها شروع به اعتراض کردن به نصب الهی کردند.

این قضیه در حقیقت یک نقطه ضعفی بود. خداوند عالم دارد این را مطرح می‌کند برای اینکه پیامی باشد، هم برای عصر نبوت هم برای عصر امامت و هم برای عصر غیبت.

در عصر نبوت همه باید چشمشان به دهان نبی گرامی اسلام باشد. همانطور که قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحی)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید. آنچه آورده چیزی جز وحی نیست که به او وحی شده است.

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

هرکسی را برای خلافت و فرماندهی انتخاب می‌کند باید بگویند: سمعا و طاعتا! در رابطه با خلافت این کار را کردند و در رابطه با فرماندهی شما ببینید در قضیه «جیش أسامة» چه کارهایی کردند.

پیغمبر اکرم «أسامه» هجده ساله را به عنوان فرمانده انتخاب کرد. شما این را مقایسه کنید با آیه مربوط به فرماندهی حضرت طالوت.

صحابه شروع به اعتراض کردند که «أسامه» بچه است در حالی که ما پیرمرد هستیم و چنین و چنان. رسول اکرم فرمود:

«ولعن من تخلف عن جیش أسامة»

هرکسی از سپاه اسامه تخلف کند خدا او را لعنت کند.

مکاتیب الرسول، نویسنده: الأحمدی المیانجی، ج 3، ص 681، ح 17

سپس حضرت فرمود: این تنها اعتراض شما نیست. پدرش را هم که من به عنوان فرمانده انتخاب کرده بودم، همانطور که نسبت به طالوت اعتراض کردید نسبت به او هم اعتراض کرده بودید.

عاقبت هم سپاه «أسامه» از مدینه حرکت نکرد تا نبی گرامی اسلام از دنیا رفت. این خیلی درد است!! رسول اکرم فرموده‌اند:

«ولعن من تخلف عن جیش أسامة»

اما صحابه نروند. در عصر امامت هم پیامش این است که مردم باید ببینند در عصر ائمه اطهار شایسته‌ترین فرد برای امامت چه کسی است.

خیلی جالب است که آقای «ذهبی» در کتاب «تاریخ الإسلام» جلد 13 می‌نویسد: امام حسن و امام حسین در عصر خودشان شایسته‌ترین فرد برای امامت و خلافت بودند. امام سجاد در عصر خود شایسته‌ترین فرد برای خلافت بود.

امام باقر و امام صادق در عصر خودشان شایسته‌ترین فرد برای خلافت و امامت بودند. او تک تک ائمه اطهار را می‌آورد و می‌نویسد که آنها در عصر خودشان شایسته‌ترین افراد برای تصدی خلافت بودند.

آقای «ذهبی» بزرگوار! تو که این چنین لالایی بلدی، چرا خوابت نمی‌برد؟! اگر آنها شایسته بودند، چطور آمدی در کتاب «تاریخ الإسلام» آن همه طول و تفسیر کردی و دودمان بنی امیه و بنی عباس را توضیح دادی؟!!

ما به طور مفصل پیام این آیه شریفه برای عصر نبوت و عصر امامت و عصر غیبت را بیان کردیم.

همچنین در مورد عصر غیبت گفتیم: وقتی ولی فقیه انتخاب می‌شود، خبرگان رهبری که منتخب مردم هستند ولی فقیه که انتخاب خداست را به مردم معرفی می‌کنند. امام را انتخاب کردند و امام هم فرموده است:

«فَأَمَّا مَنْ کانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَی هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یقَلِّدُوه»

الإحتجاج علی أهل اللجاج، نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج 2، ص 458، باب احتجاج أبی محمد الحسن بن علی العسکری ع فی أنواع شتی من علوم الدین

هرکدام از فقها که نسبت به دین خود حافظ است و نسبت به نفس خود مخالف است و مطیع امر خداست، ما او را برای شما ولی قرار دادیم. همچنین در روایت دیگری آمده است:

«من عرف حلالنا و حرامنا و نظر فی حلالنا و حرامنا أنا حجة الله علیهم و هو حجتی علیکم»

هرکسی در مسائل دینی و مسائل مربوط به حلال و حرام صاحب نظر باشد، من حجت خدا بر این ولی فقیه هستم و ولی فقیه هم حجت بر شماست.

عزیزان دقت کنید خبرگان رهبری مصداق را معین می‌کنند. اینکه می گویند ولی فقیه منتخب خبرگان رهبری است از ریشه غلط است. خبرگان رهبری چنین اختیاری ندارند که بیایند برای ما ولی فقیه انتخاب کنند.

ما معتقدیم ولی فقیه ولایت خود را از ولایت امام گرفته است، امام ولایت خود را از پیغمبر اکرم گرفته است و پیغمبر اکرم هم ولایت خود را از خداوند متعال گرفته است.

ان شاءالله در فرصت مناسب در این زمینه بحث خواهیم کرد. ما از پارسال درس خارج فقهمان در رابطه با همین بحث ولایت فقیه است که البته با یک روش جدیدی وارد شدیم. ما از آیات قرآن کریم بحث ولایت فقیه در عصر غیبت را استفاده کردیم.

ما این همه آیات داریم. به عنوان نمونه در رابطه با آیه شریفه 59 سوره نساء که خداوند متعال می‌فرماید:

(أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکم)

اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را.

سوره نساء (4): آیه 59

رسول اکرم در غدیر خم آیه:

(إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکعُون)

سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده‌اند و نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌پردازند.

سوره مائده (5): آیه 55

و:

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ)

ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.

سوره مائده (5): آیه 67

و:

(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِینا)

امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم.

سوره مائده (5): آیه 3

را خواند و فرمود: بعد از من علی بن أبی طالب خلیفه و وصی من است و بعد از او فرزندش امام حسن و امام حسین تا حضرت مهدی (ارواحنا فداه) الی غیابت اوصیاء من هستند. این‌ها ولی امر و مسئول تشکیل حکومت و تدبیر جامعه هستند تا قیامت.

الآن ما یک سؤالی داریم. در زمان غیبت که امام نیست، اینکه پیغمبر اکرم فرمود ما آنها را تا قیامت ولی قرار دادیم، راه اول این است که نستجیر بالله بگوییم که فرمایش پیغمبر اکرم نادرست است که این تکذیب پیغمبر اکرم و کفر است!!

راه دوم این است که می‌توانیم بگوییم فرمایش پیغمبر اکرم درست است، اما حال که امام نیست هرکسی را که دلمان خواست به عنوان ولی فقیه معین کنیم.

یکی از افرادی که پول و ثروت دارند و احزاب هم او را قبول دارند را به عنوان ولی فقیه انتخاب کنیم که تکلیف آن هم مشخص است.

راه سوم این است در زمانی که دسترسی به معصوم نداریم، نزدیک‌ترین فرد به معصوم از نظر تقوا و علم کسی است که معصوم فرمود:

«فَأَمَّا مَنْ کانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَی هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یقَلِّدُوه»

ما نزدیک‌ترین فرد به معصوم را انتخاب می‌کنیم و این همان ولایت فقیه است. از تمام آیاتی که ما برای ولایت ائمه اطهار استفاده می‌کنیم، خیلی راحت برای ولایت فقیه هم می‌توان استفاده کرد. ما در خدمت شما هستیم.

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنونم. به هر صورت مقدمه نسبتاً طولانی بود، البته مطالب هم مثل همیشه مطالب ارزشمندی بود که لازم بود به آن اشاره شود.

استاد آیه‌ای که اشاره فرمودید نسبت به استدلال‌هایی که ما در مورد آن بحث می‌کنیم و هفته‌های گذشته هم صحبت کردیم، می‌خواهیم نظر علمای اهل سنت را نسبت به این آیه ببینیم. آیا آنها هم چنین اعتقادی را دارند یا نظرشان متفاوت است؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با علمای اهل سنت نسبت به آیه شریفه 246 سوره بقره مشاهده کنید در کتاب «بحر المحیط» اثر «ابو حیان أندلسی» متوفای 745 هجری مطلبی آمده است.

لازم به ذکر است که چند نفر از بزرگان و محققین اهل سنت این کتاب را تحقیق کرده‌اند. ایشان در جلد دوم صفحه 266 می‌نویسد:

«(قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیکمْأیاختاره صفوة، إذ هو أعلم تعالی بالمصالح، فلا تعترضوا علی الله»

او را به عنوان شایسته‌ترین فرد انتخاب کرده است، در حالی که خدا اعلم به مصالح شماست. به خدا اعتراض نکنید.

پیغمبرشان حضرت سموئیل گفت: شما که از من خواستید فرمانده انتخاب کنم، خدا طالوت را برای شما انتخاب کرده است.

شما نمی‌توانید مصالح خود را تشخیص بدهید و گفتید که چون او ثروت ندارد نباید فرمانده شود!!

کسانی که دزدی بیشتری می‌کنند، ثروتشان بیشتر است. کسانی که رانت بیشتری می‌خورند ثروتشان بیشتر است.

«(وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ) قیل: فی العلم بالحروب، والظاهر علم الدیانات والشرائع»

او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. طالوت هم از نظر فنون جنگی مسلط است و هم از نظر توانایی جسمی.

ایشان در صفحه بعد می‌نویسد:

«ونبه علی استحقاق طالوت للملک»

طبق این آیه طالوت مستحق فرماندهی است.

«باصطفاء الله له علی بنی اسرائیل»

زیرا خدا او را بر بنی اسرائیل انتخاب کرده است.

تفسیر البحر المحیط، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الشهیر بأبی حیان الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422 هـ -2001 م، الطبعةالأولی، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، شارک فی التحقیق 1) د.زکریا عبد المجید النوقی 2) د.أحمد النجولی الجمل، ج 2، ص 266 - 267، باب البقرة: (247) وقال لهم نبیهم... ..

اگر قرار است خدا یک فرمانده جنگ را انتخاب کند، آن زمانی که پیغمبر اکرم از میان ما می‌رود نباید کسی را برای تدبیر جامعه و تشکیل حکومت انتخاب کند؟! آیا نباید کسی را برای اجرای حدود و دیات و قصاص انتخاب کند؟!

آیا نباید کسی را برای تشکیل حکومت و جلوگیری از ظلم و استمداد از مظلوم انتخاب کند؟! این یک درد است!!

بازهم آقای «ابن کثیر دمشقی» یکی از علمای بزرگ اهل سنت و شاگرد «ابن تیمیه» که از او به «فقیه المفسرین و مفسر المحدثین» تعبیر می‌کنند، مطلبی در این زمینه آورده است.

حال اگر در مورد بعضی از بزرگان مثل «ابن حیان» و «قرطبی» و امثال آنها بگویند مشکلی نیست، اما در مورد کسی که سلفی هست و عقل و هوش خود را به دست «ابن تیمیه» داده است چنین حرفی بزنند صحیح نیست.

ایشان در جلد اول همین تعبیر را در صفحه 302 مطرح می‌کند و ذیل آیه 247 سوره بقره می‌نویسد:

«(إن الله اصطفاه علیکم) أی أختاره لکم من بینکم والله أعلم به منکم»

خدا طالوت را انتخاب کرده و خدا عالم‌تر از شما به مصالح شماست.

«لست أنا الذی عینته من تلقاء نفسی بل الله أمرنی به لما طلبتم منی ذلک»

این من نبودم که از پیش خودم طالوت را انتخاب کنم، بلکه خدا به من امر کرده است و شما از من خواستید.

تفسیر القرآن العظیم، اسم المؤلفإسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی أبو الفداء، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1401، ج 1، ص 302، باب البقرة: (247) وقال لهم نبیهم... ..

قرآن کریم هم به رسول گرامی اسلام می‌فرماید:

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک)

کسی که خداوند برای خلافت معین کرده است را به مردم ابلاغ کن! بازهم می‌بینیم «بیضاوی» متوفای 682 هجری هم مطلبی در این زمینه آورده است.

به نظر من «بیضاوی» خیلی برتر از «ابن کثیر» است، اما در اینجا ایشان را «فقیه المفسرین» و امثال آن خطاب نکرده‌اند. «بیضاوی» و «زمخشری» در کتب تفسیرشان بسیار نکات زیبا و عرفانی دارند و توضیحات زیبایی هم داده‌اند.

در کتاب «تفسیر بیضاوی» جلد اول صفحه 543 ذیل آیه شریفه 247 سوره بقره آمده است:

«لما استبعدوا تملکه لفقره وسقوط نسبه رد علیهم ذلک»

طالوت را به خاطر نداشتن ثروت و خاندان مهم رد کردند.

وقتی که طالوت را خدا انتخاب کرد و توسط پیغمبرشان به آنها ابلاغ شد، دیدند که از نظر ثروت چیزی ندارد و از خاندان بسیار مهم نیست به همین خاطر فرماندهی او را رد کردند.

«أولا بأن العمدة فیه اصطفاه الله سبحانه وتعالی وقد اختاره علیکم وهو اعلم بالمصالح منکم»

اولاً عمده آنچه که در این آیه آمده است این است که خدا انتخاب کرده است. خداوند آفریننده و خالق شماست و مصالح شما را هم بهتر از شما می‌داند.

«وثانیا بأن الشرط فیه وفور العلم لیتمکن به من معرفة الأمور السیاسیة وجسامة البدن لیکون اعظم خطرا فی القلوب وأقوی علی مقاومة العدو ومکابدة الحروب»

ثانیاً شرط یک فرمانده داشتن تخصص نسبت به فنون جنگی و آشنایی با امور سیاسی و سلامتی بدن و قدرت بدنی و داشتن شجاعت است.

تفسیر البیضاوی، اسم المؤلفالبیضاوی، دار النشر: دار الفکر – بیروت، ج 1، ص 543، باب البقرة: (247) وقال لهم نبیهم... ..

تفسیر «قرطبی» هم الحق و الانصاف تفسیر خوبی است، به استثنای بعضی از مطالبی که ایشان می‌آید روی تعصبات مذهبی مطرح می‌کند. نقل شده است که «تفسیر قرطبی» متوفای 671 هجری عصاره تفسیر شش قرن گذشته است.

ایشان هم در جلد سوم صفحه 246 همین عبارت را مطرح کرده است و وجه تمایز او این است که ببینید نوشته است:

«(إن الله اصطفاهأی اختاره وهو الحجة القاطعة»

خداوند انتخاب کرده است و این دلیل قاطع برای همه است.

وقتی که خداوند انتخاب کرد، دیگر شما حق انتخاب ندارید! خداوند حکیم است و بدون حکمت هیچ کاری انجام نمی‌دهد.

نقل شده است که روزی حضرت موسی داشت می‌رفت که دید حشره‌ای روی زمین راه می‌رود. حضرت موسی گفت: خدایا! این چه فایده‌ای داشت که او را آفریده‌ای؟!

خداوند متعال فرمود: یا موسی! این حشره تا به حال هفتاد بار از من پرسیده است که خلقت آفریدن موسی چه بوده است؟!!

خداوند عالم چیزی در این عالم بدون حکمت نمی‌آفریند و کسی را هم در این عالم سرگردان نمی‌گذارد.

این را هم اشاره کنم که وقتی عزرائیل آمد حضرت موسی را قبض روح کند، حضرت موسی عرضه داشت: خدایا! دختر من کوچک است و می‌ترسم یتیم بماند. کسی نیست که او را بزرگ کند و از آینده او می‌ترسم.

خداوند عالم در کنار رود نیل به حضرت موسی فرمود: عصا را بزن. وقتی که حضرت عصا را زد، خداوند فرمود: ته دریا چه می‌بینی؟! حضرت موسی عرضه داشت: یک کرم ضعیفی می‌بینم.

خداوند فرمود: خوب نگاه کن که در دهان کرم چیست؟! حضرت موسی عرضه داشت: یک برگ سبزی است.

خداوند عالم فرمود: من در ته دریا این کرم را گرسنه نگذاشتم، برگ سبزی فرستادم که با آن مشغول است. آیا من دختر تو را سرگردان می‌گذارم؟! او را به من واگذار کن!

عزیزان باید دقت کنیم معرفتمان را به خداوند بیشتر کنیم. بازهم می گویم یکی از ویژگی‌های یاران حضرت ولی عصر

«وحدوا الله حق توحیده»

مجمع النورین، نویسنده: الشیخ أبو الحسن المرندی، ص 331، باب روضة الواعظین

است. «لا حول و لا قوة إلا بالله»، «بحول الله و قوته أقوم و أقعد». علی أی حال ایشان می‌نویسد وقتی که خداوند انتخاب کرد، دیگر این حجت قاطع است.

(إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یکونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِیناً)

هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند اختیاری از خود (در برابر فرمان خدا) داشته باشد، و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند به گمراهی آشکاری گرفتار شده است.

سوره احزاب (33): آیه 36

در ادامه آمده است:

«وبین لهم مع ذلک تعلیل اصطفاء طالوت وهو بسطته فی العلم الذی هو ملاک الإنسان والجسم الذی هو معینه فی الحرب وعدته عند اللقاء»

الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلفأبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج 3، ص 246، باب البقرة: (247) وقال لهم نبیهم... ..

با تمام این احوالات خداوند متعال می‌فرماید که وقتی من انتخاب کردم، دلیلش هم این است که این هم از علم فراوان برخوردار است که ملاک انسانیت است.

همچنین توانایی جسمی دارد که در جنگ ما نیاز به یک توانایی جسمی داریم. در ملاقات با دشمن ضعف بدنی و باعث شکست می‌شود.

«آلوسی» هم همین تعبیر را دارد. ایشان در کتاب «تفسیر روح المعانی» خود جلد دوم صفحه 167 می‌نویسد:

«(قال إن الله أصطفاه علیکم وزاده بسطة فی العلم والجسم والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم 247)»

سپس می‌نویسد:

«رد علیهم بأبلغ وجه وأکمله کأنه قیل: لا تستبعدوا تملکه علیکم لفقره وإنحطاط نسبه عنکم»

خداوند با بلیغ‌ترین و کامل‌ترین وجه اعتراض آنها را رد کرده و می‌فرماید: نباید به خاطر فقر و نداشتن خاندانی مشهور اعتراض کنید.

«أما أولا فلأن ملاک الأمر هو إصطفاء الله تعالی وقد أصطفاه وأختاره»

ملاک انتخاب خداوند عالم است و خداوند هم او را انتخاب کرده است.

«وهو سبحانه أعلم بالمصالح لکم»

و خداوند اعلم به مصالح شماست.

«وأما ثانیاً فلأن العمدة وفور العلم لیتمکن به من معرفة الأمور السیاسیة وجسامة البدن لیکون أعظم خطرا فی القلوب»

ثانیاً اینکه هم از علم فراوان بهره مند است که آگاه به امور سیاسی است و توانایی بدنی دارد و در برابر دشمنان مقاوم است.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلفالعلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 2، ص 167، باب البقرة: (247) وقال لهم نبیهم... ..

«شهید سلیمانی» تعبیری دارد و می‌فرماید: فرمانده کسی نیست که بگوید بروید. فرمانده کسی است که بگوید بیایید!! یعنی خودش جلوتر از همه رفته است و می‌گوید: همه بیایید!!

در بسیاری از عملیات‌ها ایشان جلوتر از همه بوده است. بنابراین اگر یک فرمانده توانایی جسمی نداشته باشد و با یک خطر کوچک بترسد به درد فرماندهی نمی‌خورد. من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

حضرت استاد ممنون و متشکرم. من بازهم خدمت دوستان عزیز بیننده و مخاطبین گرانقدر یادآوری می‌کنم که ما در خدمتتان هستیم.

ممکن است یک جوان عزیز اهل سنت بیننده «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» باشد و این برنامه را ببیند و سؤال و شبهه دارد، چه در مورد اعتقادات خودش و چه در مورد مذهب و مکتب تشیع که می‌تواند با این برنامه تماس بگیرد.

آغوش ما برای دریافت مطالب و سخنان و سؤالات مخاطبین عزیز باز است. همچنین آقایان وهابی هم می‌توانند تماس بگیرند، برای ما تفاوتی نمی‌کندآن‌ها هم این فرصت در اختیارشان هست که با برنامه تماس بگیرند.

عزیزان شیعه هم که مثل همیشه در خدمتشان خواهیم بود و ان شاءالله اگر نکته یا مطلب یا سؤال یا حرفی داشتند حتماً ما خدمتگزار عزیزان هستیم.

ما از مولای متقیان امیرالمؤمنین گفتیم و این لحظات برنامه را هم متبرک کنیم به نام نامی حضرت حیدر کرار. ان شاءالله که قسمت و روزی شما شود به زودی زود نجف اشرف.

من چند روز پیش روز ولادت حضرت علی اکبر (سلام الله علیه) توفیق داشتم کربلا بودم و قبل و بعد از آن هم نجف مشرف شدیم. ایوان طلای نجف رونمایی شده است که بسیار بسیار زیبا و دیدنی و دلرباست.

ان شاءالله که قسمت و روزی همه عاشقان و ارادتمندان به حضرت مولا امیرالمؤمنین باشد. ان شاءالله بروید زیارت کنید و کیف کنید و زیارت أمین الله بخوانید و حال دلتان سراسر نور و صفا و آرامش و معنویت شود. یا علی

خیلی ممنونم از این بخش زیبایی که دوستان برای شما پخش کردند. ان شاءالله که خداوند قسمت و روزی‌مان کند با معرفت زیارت مولای متقیان امیر مؤمنان علی (سلام الله علیه) در نجف اشرف.

ما تا ساعت 21:30 خدمت مخاطبین عزیزمان هستیم. تقریباً نیم ساعت از برنامه باقی مانده است.

بازهم یادآوری و تأکید می‌کنم که عزیزان اهل سنت، عزیزان شیعه و آقایان وهابی می‌توانند تماس بگیرند و اگر مطلب و سؤال و حرفی دارند با ما در میان بگذارند. ما حتماً پاسخگوی سؤالاتشان خواهیم بود.

تماس‌های بینندگان برنامه:

آقای محمدی از اصفهان روی خط ارتباطی برنامه هستند. آقای محمدی خدمت شما سلام می گویم، بفرمایید:

بیننده (آقای محمدی از اصفهان – شیعه):

سلام علیکم خدمت مجری محترم جناب آقای اسماعیلی و درود بر حضرت استاد قزوینی.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

خدا شما را حفظ کند و خدا قوت به شما.

مجری:

سلامت باشید، بفرمایید.

بیننده:

اگر اجازه بفرمایید دفاع «شافعی» در جلسه‌ای را به فارسی تلفیق کردم و آن را بیان کنم.

مجری:

بفرمایید.

بیننده:

بسم الله الرحمن الرحیم. حدیثی هست از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که حضرت استاد مستحضر هستند در کتاب «الصواعق المحرقه» جلد دوم صفحه 498 و کتاب «ینابیع المودة» جلد 2 صفحه 459 هست که آمده است:

«من لم یعرف حق عترتی والأنصار والعرب فهو لإحدی ثلاث»

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلفأبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشرمؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعةالأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج 2، ص 498، باب المقصد الثانی فیما تضمنته تلک الآیة من طلب محبة آله

من ترجمه فارسی این روایت را از زبان «شافعی» می‌خوانم.

در انجمنی ز دین و دنیا

آمد به میانه ذکر مولا

با یاد صدیقه مطهر

جان شنونده شد منور

از نام حسین شد مطلا

با وصف حسن چو شمس اعلی

آن نور در آن فضای مطلوب

شد نائره ای به قلب مغضوب

مکری بنمود غافلی دون

آزرده ز مدح فاطمیون

گفتا که گذر کنید زینها

سبک سکنات رافضی‌ها

این برهه اگر رسید چندی

باید در گوش خود ببندی

با حیله زرنگی و ظرافت

کن منصرف از امور عترت

یا آنکه طرف نکرده آغاز

گو بر سخن دگر بپرداز

در طرح نفاق بی محابا

بد شافعی از قضا در آنجا

آن شیخ بزرگ بر نتابید

تا محو کند چراغ جاوید

گفتا که خدا مراست نفرت

زین ملت پست بی مروت

من شافعی‌ام که گفته دارم

بسیار گهر نهفته دارم

بیزارم از این تباه مردم

کو بسته دو چشم خود بر انجم

در ذکر حکیم لفظ ابرار

عشقی است به سوی آل اطهار

از حب علی گلایه کردند

زان اسوه به بغض یاد کردند

با کینه بیت فاطمی‌ها

پیموده طریق سفلگی را

لعنت به مرام جاهلی باد

خصم علوی به جا نماناد

دائم صلوات بر پیمبر

پیوسته ثنا به آل اطهر

با آل علی کسی در افتد

آتش به نهاد و پیکر افتد

چون خبط عدوی گفتنی نیست

در در قبیحه سفتنی نیست

جستم ز رحیم واژه‌ای را

بر فهم ستم کنایه‌ای را

با عترت اگر شود مکدر

گو مویه کند به وضع مادر

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

مجری:

خیلی ممنونم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خیلی عالی.

مجری:

تشکر از آقای محمدی از اصفهان، موفق باشید، خدانگهدارتان. از اصفهان به مشهدالرضا برویم. آقای عبدالکریم روی خط ارتباطی هستند. سلام به شما، بفرمایید:

بیننده (آقای عبدالکریم از مشهد – اهل سنت):

سلام علیکم و رحمة الله خدمت هردو بزرگوار.

مجری:

سلامت باشید.

بیننده:

من دوتا سؤال داشتم. سؤال اول در رابطه با متعه است. بنده در کتاب‌های شیعه که مطالعه کردم دیدم هیچ فرقی ندارد با عقد دائم و همانند عقد دائم خطبه دارد، فقط زمان آن موقت است.

فرزندی هم که از عقد موقت به دنیا می‌آید حلال زاده است. در صدر اسلام هم همانطور که من دیدم صحابه این کار را می‌کردند.

در مقابل این را برای ما طوری توجیه کردند که انگار این کار زنا و گناه کبیره است. در حالی که من هرچه نگاه می‌کنم می‌بینم هیچ فرقی ندارد. من می‌خواستم استاد این قضیه را برای ما واضح توضیح بدهند تا بفهمیم.

سؤال دوم من این است که «شبکه کلمه» اینقدر به بزرگان شیعه فحاشی و بی ادبی می‌کند که ما از این فرد ناراحت شدیم و می گوییم که «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» کوچک‌ترین توهین به مقدسات اهل سنت نمی‌کند.

شما چقدر بی ادب هستید که یک سره فحاشی و بی ادبی می‌کنید!! آیت الله العظمی خامنه‌ای رهبر ماست و ما اهل سنت هم رهبر خود را دوست داریم. ما جان خود را برای کشور و وطن خود و اسلام می‌دهیم. چرا اینقدر به بزرگان فحش می‌دهید؟!!

آن‌ها نمی‌گذارند ما در «شبکه کلمه» دو کلام صحبت کنیم. وقتی که به «شبکه کلمه» زنگ زدیم و مجری اینقدر حرف زدند که پول تلفن ما 800 هزار تومان شد، اما اینقدر به ما فرصت نداد که ما حرف بزنیم.

ما چند بار تماس گرفتیم و دو سه میلیون هزینه تماس شد، اما در آخر گفت که ما نمی‌توانیم و من گفتم که شما را به خدا واگذار می‌کنم.

بنده می‌خواهم از شبکه شما به آنها بگویم که اینقدر فحش ندهند. فحش دادن در اسلام بد است. هم در مذهب ما بد است و هم در مذهب شما بد است. ببخشید که لهجه دارم و نمی‌توانم فارسی را خوب صحبت کنم.

مجری:

سلامت باشید آقای عبدالکریم، خیلی ممنونم، ان شاءالله که موفق باشید. ان شاءالله راه حق و حقیقت را پیدا کنید و درست انتخاب کنید.

شبکه‌های وهابی از جمله «شبکه کلمه» که اخیراً حسابی از فضای اعتقادی خارج شدند و شبانه روز دارند بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تلاش می‌کنند.

مادامی که اتفاقی می افتد و شلوغی می‌شود، آن‌ها ذوق می‌کنند و فکر می‌کنند خبری شده است. آن‌ها برنامه‌های معمولی خود را تعطیل می‌کنند و دائم تجمعات و راهپیمایی‌ها را نشان می‌دهند، اما کور خوانده‌اند.

زهی خیال باطل که فکر می‌کنید به این راحتی می‌توانید چیزهایی که در سر و فکرتان هست را عملی کنید. ان شاءالله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به انقلاب جهانی امام زمان منتهی و متصل خواهد شد.

آقای رضایی از کرمانشاه بیننده بعدی ما روی خط هستند. سلام به شما آقای رضایی، بفرمایید:

بیننده (آقای رضایی از کرمانشاه – شیعه):

سلام و عرض ادب خدمت حضرت آیت الله قزوینی و مجری محترم. دوتا سؤال داشتم خدمت حضرت آیت الله.

مجری:

بفرمایید.

بیننده:

سؤال اول ما این است که مطلبی آمده است در کتاب «الإحتجاج» اثر «طبرسی» جلد 1 صفحه 158 از امام صادق که می‌فرماید:

«فَإِذَا قَالَ أَحَدُکمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ فَلْیقُلْ عَلِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع»

الإحتجاج علی أهل اللجاج، نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج 1، ص 158، باب احتجاجه ع علی جماعة کثیرة من المهاجرین و الأنصار لما تذاکروا فضلهم بما قال رسول الله ص من النص علیه و غیره من القول الجمیل

می‌خواستم استاد در مورد این روایت توضیح بفرمایند، زیرا بعضی افراد این روایت را دلالت بر وجوب شهادت ثالثه قرار داده‌اند.

سؤال دوم من این است که در کتب اهل سنت روایاتی در مذمت و رذائل عایشه آمده است. آیا این روایات از نظر ما مورد قبول هست یا خیر؟!

مجری:

چشم، ان شاءالله جواب می‌دهیم. آقای رضایی موفق باشید، خدانگهدارتان باشد. این سؤالات را جواب بدهیم، اگر فرصت شد بازهم در خدمت مخاطبین هستیم.

آقای عبدالکریم از مشهد که ظاهراً ایشان در مسیر تحقیق هستند تا ان شاءالله مسیر حق و درست و مکتب تشیع را انتخاب کنند، در خصوص بحث متعه سؤالی داشتند.

ایشان پرسیدند که من تحقیق کردم و دیدم تفاوت چندانی با عقد دائم ندارد. بعضی افراد این را گناه می‌دانند، اما در دوران صحابه هم این اتفاق می‌افتاده است. ایشان خواستند که شما توضیحی بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اولاً فرمایش ایشان کاملاً درست است. در عصر نبی گرامی اسلام و در عصر ابوبکر و سایر خلفا متعه بدون هیچ مسئله‌ای انجام می‌شد. در کتاب «صحیح بخاری» آمده است:

«کنا نَغْزُو مع رسول اللَّهِ وَلَیسَ لنا شَیءٌ فَقُلْنَا ألا نَسْتَخْصِی فَنَهَانَا عن ذلک ثُمَّ رَخَّصَ لنا أَنْ نَنْکحَ الْمَرْأَةَ بِالثَّوْبِ»

ما در جنگ با پیغمبر اکرم بودیم و زنان هم در کنار ما نبود. ما گفتیم: یا رسول الله! ما در فشار هستیم. حضرت فرمود: زنان را متعه کنید و در ازای آن لباس یا پارچه یا پول بدهید.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعةالثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 5، ص 1953، ح 4787

همچنین در روایت دیگری آمده است:

«فَرَخَّصَ لنا بَعْدَ ذلک أَنْ نَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ بِالثَّوْبِ ثُمَّ قَرَأَ (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَیبَاتِ ما أَحَلَّ الله لَکمْ

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعةالثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 4، ص 1687، ح 4339

ما امثال این روایات را زیاد داریم. روایت دیگری آمده که خیلی واضح است. «جابر بن عبدالله انصاری» می‌گوید:

«خَرَجَ عَلَینَا مُنَادِی رسول اللَّهِ e فقال إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ قد أَذِنَ لَکمْ أَنْ تَسْتَمْتِعُوا یعْنِی مُتْعَةَ النِّسَاءِ»

پیغمبر اکرم دستور داد کسی جار بکشد که هرکسی می‌خواهد برود زنان را متعه کند.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 2، ص 1022، ح 1405

همچنین آمده است:

«اسْتَمْتَعْنَا علی عَهْدِ رسول اللَّهِ وَأَبِی بَکرٍ وَعُمَرَ»

ما در زمان رسول الله و زمان ابوبکر و زمان عمر متعه می‌کردیم.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 2، ص 1023، ح 1405

در روایت بعد آمده است:

«کنا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِیقِ الْأَیامَ علی عَهْدِ رسول اللَّهِ e وَأَبِی بَکرٍ»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 2، ص 1023، ح 1405

اهل سنت روایات متعدد در کتب صحاح خود آورده‌اند که در زمان رسول الله و زمان خلفا متعه می‌کردند.

جالب این است که نسبت به بعضی از علمای اهل سنت نظیر «ابن جریج» متوفای 150 هجری که بر وثاقت او اجماع دارند، در کتاب «سیر أعلام النبلاء» اثر «ذهبی» جلد 9 صفحه 11 آمده است:

«وأما ابن جریج فإنه أوصی بنیه بستین امرأة وقال لا تزوجوا بهن فإنهن أمهاتکم کان یری المتعة»

ابن جریج به پسرانش نسبت به شصت زن وصیت کرد که آنها مادران شما هستند، با آنها ازدواج نکنید.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشرمؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعةالتاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 9، ص 11، باب 3 جریر بن عبد الحمید (ع)

در بعضی از روایات آمده است که ایشان نود زن متعه ای داشته است!! جالب این است که در کتاب «سیر أعلام النبلاء» آمده است:

«استمتع ابن جریج بتسعین امرأة»

ابن جریج نود زن صیغه‌ای داشته است.

«حتی إنه کان یحتقن فی اللیل بأوقیة شیرج طلبا للجماع»

او هرشب یک لیوان روغن کنجد می‌خورد تا بتواند نود خانم را پاسخگو باشد.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشرمؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعةالتاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 6، ص 333، باب 138 ابن جریج ع

ما جلسه‌ای داشتیم که در خدمت علمای اهل سنت بودیم. من این عبارت را نقل کردم که «ابن جریج» شب‌ها یک لیوان روغن کنجد میل می‌کرد که قدرت داشته باشد.

پیرمردی در صف اول نشسته بود و متوجه نشد، به بغل دستی خود گفت: از حاج آقا بپرس «ابن جریج» شب‌ها چه می‌خورد!!

برادر بزرگوارم ببینید «ابن جریج» نود زن صیغه‌ای داشت. بنابراین باید نود بار این شخص را اعدام می‌کردند و او را رجم می‌کردند.

ملاحظه کنید «زبیر» پدر «عبدالله» با «اسماء بنت ابوبکر» نکاح دائم نداشتند و عقد موقت بودند و در نتیجه «عبدالله» حاصل ازدواج صیغه‌ای هستند.

ما افراد زیادی از اهل سنت داریم که حاصل ازدواج صیغه‌ای بودند. حال شبکه‌های وهابی بیایند اینها را به ما جواب بدهند.

مجری:

درواقع عقد موقت یک عقد و ازدواج مثل عقد دائم است، منتها زمان و شرایط دارد و همانند عقد دائم نیست.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

البته سخت‌تر هم هست. در عقد دائم اگر کسی مهریه معین نکند عقد درست است، اما در متعه اگر مهریه معین نشود عقد باطل است. همچنین اگر زمان عقد هم معلوم نباشد عقد باطل است.

متعه عقد موقت است، اما اگر مهریه معین نشود عقد باطل است. حال بعضی از حقوق در عقد دائم هست که در اینجا نیست، مثلاً حق همخوابگی که گفتن آن در اینجا واجب نیست و بحث‌های جدایی دارد.

مجری:

ما این بحث را در مقابل اهل سنت و وهابیت که گاهی این را جایز نمی‌دانند و حرام می‌دانند و گاهی نسبت‌هایی می‌دهند مطرح می‌کنیم، والا این به معنای این نیست که هرکسی از روی هوس بخواهد این کار را انجام بدهند و زندگی مشترک را به هم بزند.

آن در شرایط خاص است که اسلام راهی را برای مردان یا زنان قرار داده است تا از این راه هم بتوانند آن نیازهای خودشان را برطرف کنند.

این بدان معنا نیست که هرکسی بخواهد شهوت پرستی و تنوع طلبی کند و هرکسی خواست انجام دهد و زندگی خودش را به خطر بیندازد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، چنین نیست که کسی بخواهد از روی هوا و هوس چنین کاری کند. زندگی‌ها ارزش دارد و لذت رابطه آنقدر نمی‌ارزد که انسان زندگی خود را بپاشاند.

حال کسی هست که همسرش مشکل دارد یا بچه دار نمی‌شود و با هماهنگی او می‌خواهد یک فردی را ولو به صورت موقت به عقد خودش دربیاورد مشکلی ندارد.

این راه حلالی است که خداوند عالم قرار داده است. فرقی نمی‌کند که دائم هم باشد. اگر کسی از روی هوا و هوس چهار زن دائم بگیرد، اما نتواند عدالت را رعایت کند زندگی او دیگر زندگی نیست بلکه جهنم سوزان است و ربطی به متعه ندارد.

اگر نتوانید عدالت را رعایت کنید باید به یک همسر اکتفا کنید. الآن با این وضع گرانی نمی‌صرفد!

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنونم. سؤال بعدی ایشان در مورد فحاشی شبکه‌های وهابی بود که به «شبکه کلمه» اشاره کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) معیار ما هست که فرمود: خدای عالم فحاش و متفحش را دوست ندارد. فحاشی کردن شایسته ما ائمه اطهار نیست و شایسته شیعیان ما هم نیست!!

معاویه را در جنگ صفین ناسزا می‌گفتند. حضرت امیرالمؤمنین خطبه‌ای در این خصوص خواند و فرمود:

«إِنِّی أَکرَهُ لَکمْ أَنْ تَکونُوا سَبَّابِینَ وَ لَکنَّکمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکرْتُمْ حَالَهُم کانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ قُلْتُمْ مَکانَ سَبِّکمْ إِیاهُم»

دوست ندارم که شما دشنام دهنده باشید، اما اگر به توصیف اعمال و بیان حالشان بپردازید سخنتان به صواب نزدیک‌تر و عذرتان پذیرفته تر است.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 323، خ 206

لعن و مرگ بحث جدایی دارد. لعن به معنای آن است که ما از خداوند طلب می‌کنیم شخص مذکور را مورد عذاب قرار بدهد و از رحمت خود دور کند. خداوند متعال هم می‌تواند قبول کند و می‌تواند قبول نکند.

یک مرتبه از خدای عالم رحمت طلب می‌کنیم که آن هم دست ما نیست، دست خداوند است. همچنین یک مرتبه هم لعنت طلب می‌کنیم که آن هم دست ما نیست، دست خداوند است.

مجری:

این هم شاید برای مخاطب سؤال شود که امروز در این عصر و زمان ما که "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" می گوییم، این بیزاری جستن از آنها و تفکرات شیطانی‌شان است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همانطور که امام خمینی فرمود: آمریکا شیطان بزرگ است! البته الآن به شیاطین تبدیل شده‌اند، چه کشورهای اروپایی باشد و چه اسرائیل باشد.

شما منطق قرآن کریم را ملاحظه کنید که چنین مرتبه عبارت (قتلهم الله) و امثال آن آمده است که مراد همان مرگ است بر منافقین و کسانی که علیه پیغمبر اکرم توطئه می‌کردند که آن بحث جدایی است.

لعن و مرگ در حقیقت یک برائتی است از یک سری افراد شرور در منطقه. حال بعضی افراد ادعا می‌کنند که ما این همه "مرگ بر آمریکا" می گوییم، در حقیقت باعث درگیری است!!!

آیا در ونزوئلا کسی "مرگ بر آمریکا" می‌گوید؟! آیا رئیس جمهور ونزوئلا "مرگ بر اسرائیل" می‌گفت؟! این آدم دیوانه و قمارباز رفته رئیس جمهور یک کشور را در خانه‌اش بعد از هشتصد نفر کشته گروگان گرفته و با خود برده است!!

آیا در لیبی "مرگ بر آمریکا" می‌گفتند؟! آیا در افغانستان که نزدیک به ده میلیون انسان کشته شد کسی "مرگ بر آمریکا" می‌گفت؟!

طبق آماری که بنده دیدم در عراق نزدیک به هفت میلیون انسان را کشتند. آن‌ها "مرگ بر آمریکا" می‌گفتند؟! اتفاقاً "مرگ بر اسرائیل" گفتن باعث می‌شود که آنها بترسند و جلو نیایند!!

مجری:

خیلی ممنونم حضرت استاد. آقای رضایی از کرمانشاه هم دو سؤال مطرح کردند. ایشان از کتاب «احتجاج» روایتی را نقل کردند و گفتند قدری در این خصوص توضیح بدهید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این روایت در جاهای دیگر هم آمده است، تنها کتاب «احتجاج» نیست. کتاب «مناقب ابن شهرآشوب» و «مدینة المعاجز» و «بحارالأنوار» و چندین کتاب دیگر این روایت را نقل کرده است.

«فَإِذَا قَالَ أَحَدُکمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ فَلْیقُلْ عَلِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع»

هرکسی «لا إله ألا الله» و «محمد رسول الله» گفت، حتماً بگوید «علی امیرالمؤمنین».

شعار شیعه در نماز «أشهد أنّ علیا ولی الله» است. این شهادت جزء اذان نیست، زینت اذان است. این شهادت جزء اذان نیست، قوام اذان است. بدون «أشهد أنّ علیا ولی الله» اذان معنا پیدا نمی‌کند. ما این عبارت را به عنوان جزء اذان نمی‌گوییم.

ما در روایت هم داریم که کسی خدمت رسول اکرم آمد و عرض کرد: یا رسول الله! من دیدم «سلمان» و «ابوذر» وقتی که اذان می گویند، بعد از شهادت بر رسالت شما «أشهد أنّ علیا ولی الله» می گویند. این بدعت است.

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آن‌ها خیلی کار خوبی می‌کنند و حق آن هم همین است.

روایت مفصلی در رابطه با خلفت رسول اکرم آمده است که این قضایا کاملاً واضح و روشن است.

در کتاب «مناقب ابن شهرآشوب» متوفای 588 هجری که خیلی جلوتر از «احتجاج» اثر «طبرسی» است، همین عبارت آمده است و می‌نویسد:

«إِنْ کانَ عِنْدَ أَحَدٍ مِنْکمْ عِلْمُ هَذَا فَلْیقُلْ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع»

مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، ج 2، ص 356، فصل فی قضایاه فی عهد أبی بکر

مطالبی که آقایان آورده‌اند کاملاً واضح و روشن است. این ولایت علی بن أبی طالب هست که در حقیقت استمرار رسالت نبوی است. بدون ولایت علوی استمرار رسالت نبوی محقق نخواهد شد.

بنابراین تعبیری که «آلوسی» در کتاب «تفسیر» خود جلد 6 صفحه 193 ذیل آیه 67 سوره مائده دارد، تعبیر بسیار زیبایی است که از «عبدالله بن مسعود» نقل شده است. ایشان می‌نویسد:

«کنا نقرأ علی عهد رسول الله (صلی الله علیه و سلم) یاأیها الرسول بلغ ماأنزل الیک من ربک إن علیا ولی المؤمنین وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»

ما همگی در زمان پیغمبر اکرم این آیه را چنین می‌خواندیم: ای پیغمبر! به مردم بگو که علی ولی امر مؤمنین است و اگر ولایت علی معرفی نشود رسالت تو ناتمام است.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلفالعلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 6، ص 193، باب المائدة: (67) یا أیها الرسول... ..

مجری:

خیلی ممنونم. سؤال دوم آقای رضایی از کرمانشاه این است که در کتاب‌های اهل سنت در مورد عایشه گاهی مطالب منفی آمده است و مذمت شده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این مطالب از دستشان در رفته است. این‌ها عنایت اهلبیت (علیهم السلام) است. با آل علی هرکه درافتاد ور افتاد!

وقتی «زبیر» کشته شد و شمشیر او را خدمت حضرت امیرالمؤمنین آوردند، حضرت نگاه کرد و فرمود: این شمشیر چه ناراحتی‌ها و مشکلاتی از وجود مقدس پیغمبر اکرم برطرف کرده است.

«طلحه» یک عمر در رکاب پیغمبر اکرم بود، اما در برابر امیرالمؤمنین ایستاد. او در نهایت پشیمان شد، اما چه پشیمانی؟!!

او از سپاه عایشه فاصله گرفت و «مروان» داماد عثمان از پشت با تیر زد و او را کشت و گفت: دلم خنک شد که یکی از قاتلین عثمان را کشتم!!

«زبیر» خسته بود و زیر سایه درختی استراحت می‌کرد. یک نفر از سپاهیان عایشه آمد و همانجا سر او را از بدن جدا کرد. قضیه چه شد؟!

با آل علی هرکه درافتاد، ور افتاد

من معتقدم که اینها عنایت اهلبیت بوده است که یک سری مسائل در کتاب‌های اهل سنت آمده است که اگر در کتاب‌های شیعه بود، بلا بر سر شیعه می‌آوردند!!

البته اگر ما مطالبی هم از آن کتاب‌ها نقل می‌کنیم، با احترام است. ما بارها گفتیم که عایشه را «أم المؤمنین» می دانیم. او در برابر امیرالمؤمنین قیام کرده یا نکرده است، همسر پیغمبر اکرم است. ازدواج با عایشه حرام است تا الی الأبد.

عایشه واژه «أم المؤمنین» را تا آخر عمر داشته است و منتسب به نبی گرامی اسلام است. دلیلی نداریم که امیرالمؤمنین بعد از پیغمبر اکرم عایشه را طلاق داده باشد.

بنابراین ما احترام پیغمبر اکرم را حفظ می‌کنیمنستجیر بالله نسبت‌های خلاف و فحشا دادن به همسر پیغمبر اکرم در حقیقت توهین به خود پیغمبر اکرم است.

حال بعضی از آخوندهای ما هم که عقل و شعور ندارند، تصور می‌کنند اگر در شبکه‌هایشان مثل «شبکه فدک» به عایشه فحاشی کردند حضرت فاطمه زهرا از آنها راضی است.

ملاحظه کنید «شبکه فدک» در سالگرد مرگ عایشه در هفدهم ماه رمضان جشن گرفته بودند. مقام معظم رهبری هم بیانیه داد و این اقدام را محکوم کرد. رئیس دانشگاه الأزهر هم از مقام معظم رهبری تشکر کرد.

از طرف دیگر داعش به موصل آمد و در یک روز هزار و چهارصد تن از بچه شیعه‌ها را کشت، فیلم هم گرفت و گفت: «هذا انتقام عائشة فی النار»!!

سزای توهین کردن به عایشه در «شبکه فدک» کشتن هزار و چهارصد تن از بچه شیعه‌ها شد. دوستان عزیز آیا این درست است؟!

آیت الله العظمی بهجت جمله‌ای دارد و می‌فرماید: اگر کسی در قم و تهران و کاشان و اصفهان به عنوان «عید الزهرا» به مقدسات اهل سنت جسارت کند، اما آن طرف دنیا به یک شیعه هتک حرمت شود این آقا در آن هتک حرمت سهیم و شریک است!!

مجری:

حضرت استاد خیلی از شما ممنونم، سایه‌تان مستدام باشد. خداوند به شما سلامتی بدهد. تشکر می‌کنم از لطف شما.

همچنین تشکر می‌کنم از تک تک شما دوستان عزیز بیننده که همراه با برنامه زنده «حبل المتین» بودید.

عذرخواهی می‌کنم که نتوانستیم در خدمت برخی از مخاطبین باشیم. ان شاءالله اگر عمری باشد در برنامه‌های بعدی در خدمتشان هستیم.

در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقاجانمان حضرت مرتضی علی (سلام الله علیه). خدانگهدارتان

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 


ادله عقلی امامت ( بررسی اقوال علمای اهل سنت پیرامون الهی بودن فرماندهی طالوت در آیه 247 سوره بقره)>

حبل المتین ادله عقلی امامت افضلیت تقدیم فاضل بر مفضول شایسته سالاری طالوت فرماندهی الهی امامت الهی اهل سنت متعه حق توحید شهادت ثالثه