سایر قسمت ها
اهمیت ولایت و امامت در منابع شیعه و اهل سنت آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و هفتادم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی


دیگر قسمت ها

 بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین – 03  12 1404 (قسمت 270)

عنوان برنامه: اهمیت ولایت و امامت در منابع شیعه و اهل سنت

کلیدواژه: حبل المتین؛ امامت؛ ولایت؛ شیعه؛ ماه رمضان؛ آیت الله شاه آبادی؛ اسم اعظم؛ اهمیت ولایت؛ استبصار؛ دعوت به تشیع؛ متعه!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ؛ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏!

سلام عرض می کنم به محضر شما مؤمنانِ خدا جو روزه داران ماه مبارک رمضان، عزیزانی که در این شب ها، در این سحرها و در این روزها با حضرت معشوق عشق بازی می کنید و از فرصت طلایی ماه مبارک رمضان بویژه سحرها هر چه هست در سحر هست، به قول آن عزیز که فرمود:

هر کس سحر ندارد * از خود خبر ندارد

آن هایی که سحر دارند و سحر خیز هستند مخصوصاً ماه مبارک رمضان؛ شاید در ماه های دیگر خیلی اهل سحر خیزی نباشیم اما به برکت ماه رمضان، به برکت سحری خوردن گاهی سحر بیدار می شویم و از فرصت سحری استفاده می کنیم ان شاء‌ الله بتوانیم بهره ببریم با نماز شب، با تهجد و با بندگی خداوندوند متعال در روز هم با قرآن خواندن که ماه، ماه نزول قرآن هست و هر آیه قرآن ثواب ختم قرآن را دارد.

ان شاء الله خدا به همه تان عزت، سربلندی و توفیق بدهد و همه مان بتوانیم از فیوضات و برکات ماه مبارک رمضان استفاده کنیم.

با افتخار برنامه «حبل المتین» را از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) تقدیم حضور شما می کنیم. وعده و قرارمان با شما این هست ابتدا مباحثی را در خصوص امامت و ولایت خواهیم داشت و بخشی از برنامه هم به شما مخاطبین عزیز اختصاص پیدا خواهد کرد، یک فرصت است و جلسه علم را دست کم نگیرید جلسه علم کمتر از عبادت نیست گاهی بالاتر از عبادت هست و از این فرصت استفاده بکنیم.

هرگونه مطلب، نکته و سوالی دارید تشریف بیاورید بخصوص عزیزان اهل سنت در گفتگو شرکت فرمایید، عزیزان شیعه هم مثل همیشه فعال هستند.

 آقایان وهابی هم اگر بحث، گفتگو و سوال داشته باشند حتما در برنامه فرصت را در اختیار آن‌ها قرار می دهیم و اولویت مان عزیزان اهل سنت و اقایان وهابی است که روی خط بیایند اگر نکته مطلب و گفتگوی دارند با افتخار پذیرا هستیم سوال و مطلب شان را می شنویم.

در محضر استاد عزیز، بزرگوار و گرانقدرمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله طاعات و عبادات قبول باشد خیلی خوش آمدید.

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم. امیدواریم که ان شاء الله عزیزان ما که توفیق روزه داری و عبادت دارند خدا همه اعمال شان را به کرمش مورد رضایت و مقبولیت قرار بدهد آن های هم که از نماز و روزه فاصله دارند خدا به حق صاحب این ماه امیر المؤمنین (سلام الله علیه) به آن ها هم توفیق بازگشت، توبه و انابه عنایت بفرماید ان شاء الله

طبق برنامه همیشگی مان طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم باشد که آن بزرگوار گوشه چشمی به ما و بینندگان عزیز ما داشته باشد.

پیش شوهر زن اگر گریه کند عیبی نیست * مرد اگر گریه کند در برِ همسر سخت است

دوش دیدم حسنینم که به هم می گفتند * که تماشای کتک خوردن مادر سخت است

مهدی جان:

یک زن و آن همه نامرد خدا صبر دهد * چقدر دیدنِ این صحنه به شوهر سخت است

یابن الحسن اگر به خاطر ما نیایی ما را دوست نداری به خاطر مادرت زهرا چشم به راه است بیایی انتقام آن را بگیری جدت امام حسین، عمه جانت زینب منتظر آمدن تو هستند.

 مهدی جان:

طلعت صورت زیبای تو دیدن دارد * بوسه از خاک قدم های تو چیدن دارد

بعدِ یک عمر گدایی و غلامی کردن * با دل خسته به نزد تو رسیدن دارد

ای کلیم الله قرآن سخن ناز یار بگو * خطبه حیدریت بس که شنیدن دارد

به همه روز و شبت ای گل زهرا سوگند * بار غم های تو بر دوش کشیدن دارد

نینوا حسرت دیدار تو دارد بر گرد * روضه کرب و بلاء از تو شنیدن دارد

صلی الله علیک یا مولای و سیدی یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجک الشریف)

مجری:

متشکرم استفاده کردیم مثل همیشه نام و یاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)، نام و یاد مولا و آقا جان مان امام زمان (ارواحنا له الفداء) روزه دار حقیقی و واقعی این روزها و شب ها وجود حضرت ولی عصر است. ان شاء الله خدا به حق روزه پاک، پاکیزه و کامل امام زمان روزه ما را هم خدا قبول کند.

بینندگان عزیز اگر خاطرتان باشد، درس های از امام و ولایت را تقدیم حضور شما می کردیم تا الان صد و دوازده جلسه تقدیم شما کردیم یعنی صد و دوازده برنامه ‌آمدیم و درس های از امامت و ولایت را با موضوعات مختلف بیان کردیم.

با توجه به ماه مبارک رمضان که این ماه به نوعی ماه مولای متقیان امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب (صلوات الله علیه) هست. طولانی بودن بحث برنامه «حبل المتین» می خواهیم خلاصه ای از این صد و دوازده برنامه ای که در طول ماه ها تقدیم حضور شما شد شالوده و جمعی از آن را ان شاء الله در ماه مبارک رمضان و در برنامه «حبل المتین» که فکر می کنم چهار تا برنامه بشود ان شاء الله تقدیم حضور شما خواهیم کرد.

استاد اگر صلاح بدانید در رابطه با اهمیت ولایت از منظر احادیث اهل بیت و آیات نورانی قرآن نکاتی را بفرمایید با توجه به توضیحی که حقیر دادم ممنون می شوم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ!

در رابطه با اهمیت ولایت از دیدگاه اهل سنت و دیدگاه شیعه روایات متعددی هست که شاید این را در چهار، پنج جلسه قبلاً مطرح کردیم.

 خلاصه این بحث را تلاش می کنم در یک بیست دقیقه یا نیم ساعت بتوانیم مطرح کنیم و یک یادآوری باشد بعضی نکات جدیدی هم که شاید قبلاً به ذهن مان نرسیده بود عرض کنیم که تکرار خالی هم نباشد.

در «کافی شریف» آقای «کلینی (رضوان الله تعالی علیه)» روایات متعددی در رابطه با اهمیت ولایت و امامت مطرح کرده است. من جمله از آن ها در «کافی»، جلد 2، صفحه 18- 19- 20 و 21 حدود چهارده، پانزده روایت در رابطه با اهمیت ولایت و امامت آورده است. غالب روایات هم از نظر سند صحیح است. اولین روایت از آقا امام باقر (سلام الله علیه) است.

«أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ عَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا هَذِهِ يَعْنِي الْوَلَايَةَ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص 18، بَابُ دَعَائِمِ الْإِسْلَام‏، ح3

اساس اسلام بر روی پنج پایه استوار شده است نماز، زکات، روزه، حج و ولایت «وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَة» در میان این ارکان هیچ کدامش همانند ولایت دارای اهمیت نیست. «فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا هَذِهِ يَعْنِي الْوَلَايَةَ» مردم متأسفانه نماز، روزه، حج و زکات را گرفتند ولی ولایت را رها کردند این خیلی درد است.

همین تعبیر هم در منابع اهل سنت داریم «خطط الشام« آقای «محمد کردعلی» از علمای بزرگ ترکیه برایش خیلی احترام قائل هستند در کتاب «خطط الشام»، جلد 6، صفحه 245 ابتدا می گوید تعدادی از کبار صحابه در زمان رسول الله مشهور به شیعه (موالات) علی بودند.

 یعنی تشیع علی از زمان رسول اکرم بود نه قرن هفتم، هشتم؛ مثال می زند:

«ومثل: أبي سعید الخدري الذي یقول: أمر الناس بخمس فعلموا بأربع وتركوا واحدة. ولما سئل عن الأربع قال: الصلاة والزكاة وصوم شهر رمضان والحج قيل: فما الواحد التي ترکوها؟ قال: ولاية علي بن أبي طالب قيل له: وإنها لمفروضة معهن؟ قال: نعم هي مفروضة معهن ومثل أبي ذو الغفاري وعمار بن ياسر وحذيفة بن اليمان وذي الشهادتين خزيمة بن ثابت وأبي أيوب الأنصاري وخالد بن سعيد بن العاص وقيس ابن سعد عبادة وكثير أمثالهم. عرف هؤلاء باسم شيعة علي ثم غلب فأطلق فقيل لهم شيعة»

خطط الشام؛ المؤلف: محمد بن عبد الرزاق بن محمَّد، كُرْد عَلي (المتوفى: 1372هـ)،  الناشر: مكتبة النوري، دمشق، الطبعة: الثالثة، 1403 هـ - 1983 م، ج6، ص245

یکی از کسانی که در زمان رسول الله مشهور به شیعه علی بود «ابو سعید خدری» است ایشان از اصحاب بزرگ و مورد تجلیل اهل سنت هست. می گوید مردم به پنج چیز دستور داده شدند «فعلموا بأربع وتركوا واحدة»، چهار تایش را گرفتند یکی را رها کردند.

«ولما سئل عن الأربع»، گفتند چهار تا چه است مردم گرفتند؟ همان تعبیری که عرض کردم  چهارده، پانزده روایت «کافی»، جلد 1، صفحه 18 دارد عین همین می بینیم در منابع اهل سنت آمده است. گفتند آن چهار تا چه است؟ گفت نماز، زکات، روزه ماه رمضان و حج گفتند.

«فما الواحد التي ترکوها؟»، آن یکی که مردم ترک کردند چه است؟ «قال: ولاية علي بن أبي طالب»، خیلی جالب است. «قيل له: وإنها لمفروضة معهن؟» مگر ولایت علی هم مثل نماز و روزه واجب است؟ «قال: نعم هي مفروضة معهن»، همان طوری که نماز، روزه، حج و زکات واجب هست. ولایت علی ابن ابی طالب هم واجب است.

بعد می گوید: «عرف هؤلاء باسم شيعة علي ثم غلب فأطلق فقيل لهم شيعة»، در زمان رسول اکرم این افراد هفت، هشت نفر را نام می برد همه این ها به شیعه علی مشهور بودند مردم هم این ها را به عنوان شیعه علی می شناختند.

در منابع اهل سنت حدود چهل و سه یا چهل و چهار روایت پیدا کردم که رسول اکرم با عبارت های مختلف دارد:

«عن أم سلمة قالت كان النبي صلى الله عليه وسلم عندي في ليلتي فغدت عليه فاطمة وعلي فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم يا علي أبشر فإنك وأصحابك وشيعتك في الجنة»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص654

«قال لي النبي صلى الله عليه وسلم يا علي أنت وشيعتك في الجنة»

السنة؛ اسم المؤلف: عبد الله بن أحمد بن حنبل الشيباني الوفاة: 290، دار النشر: دار ابن القيم - الدمام - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد سعيد سالم القحطاني، ج2، ص548

«أولئك هم خير البرية فقال النبي صلى الله عليه وسلم أنت يا علي وشيعتك»

جامع البيان عن تأويل آي القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1405، ج3، ص264

«أَنَّ النبي صلى اللَّهُ عليه وسلم قال لِعَلِيٍّ أنت وَشِيعَتُكَ تَرِدُونَ عَلَيَّ الْحَوْضَ رُوَاءً مَرْوِيِّينَ مُبَيَّضَةً وُجُوهُكُمْ وَإِنَّ عَدُوَّكَ يَرِدُونَ عَلَيَّ ظِمَاءً مُقَبَّحِينَ»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج1، ص319

«أبشر يا علي أنت وشيعتك في الجنة»

شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة من الكتاب والسنة وإجماع الصحابة؛ اسم المؤلف: هبة الله بن الحسن بن منصور اللالكائي أبو القاسم الوفاة: 418، دار النشر: دار طيبة - الرياض - 1402، تحقيق: د. أحمد سعد حمدان، ج8، ص1454

«عن على قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم أنت وشيعتك في الجنة»

تاريخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت -  -، ج12، ص289

«وروي حديث عن النبي صلى الله عليه وسلم انه قرأ هذه الآية (أولئك هم خير البريئة) ثم قال لعلي بن أبي طالب رضي الله عنه (أنت يا علي وشيعتك من خير البرية)

المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز؛ اسم المؤلف: أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطية الأندلسي الوفاة: 546هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - لبنان - 1413هـ- 1993م، الطبعة: الاولى، تحقيق: عبد السلام عبد الشافي محمد، ج5، ص508

«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لعلي: هو أنت وشيعتك يوم القيامة راضين مرضيين»

الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1993، ج8، ص589

«فقد أخرج ابن مردويه عن علي كرم الله تعالى وجهه قال قال لي رسول الله صلى الله تعالى عليه وسلم ألم تسمع قول الله تعالى إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية هم أنت وشيعتك وموعدي وموعدكم الحوض إذا جئت الأمم للحساب يدعون غرا محجلين»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج30، ص207

«وأخرج ابن مردويه عن ابن عباس قال لما نزلت هذه الاية (إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية) قال رسول الله صلى الله عليه واله وسلم لعلي هو أنت وشيعتك يوم القيامة راضين مرضيين»

فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني الوفاة: 1250، دار النشر: دار الفكر – بيروت، ج5، ص477

این تعابیر در منابع اهل سنت با سندهای معتبر و صحیح آمده است.

 همچنین «ابن مردویه» یک تعبیر خیلی ظریف تر از کتاب «خطط الشام» دارد در «مناقب علی ابن ابی طالب» ایشان از «ابو سعید خدری» همین روایت را نقل کرده است:

«ابن مردويه، عن أبي هارون العبدي، قال: كنت أرى رأي الخوارج لا رأي لي غيره، حتّى جلست إلى أبي سعيد الخدري فسمعته يقول: أمر الناس بخمس فعملوا بأربع وتركوا واحدة، فقال له رجل: يا أبا سعيد، ما هذه الأربع الّتي عملوا بها ؟ قال: الصلاة، والزكاة، والحج، والصوم - صوم شهر رمضان - . قال: فما الواحدة الّتي تركوها؟ قال: ولاية عليّ بن أبي طالب. قال: وإنّها مفترضة معهنّ؟ قال: نعم. قال: فقد كفر الناس! قال: فما ذنبي!»

مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع)؛ أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني،ص 73

به مردم پنج دستور دادند به چهار تایش عمل می کنند یکیش را ترک کردند گفتند آن چهار تا چه است؟ گفت صلاة، زکات، حج و صوم. آن یکی که مردم عمل نمی کنند چه است؟ گفت ولایت علی ابن ابی طالب، گفت مگر ولایت علی مثل نماز واجب است؟ گفت بله.

«قَالَ: فَقَدْ كَفَرَ النَّاس‏» اگر این طوری شد مردم، کافر شدند ولایت علی مثل نماز واجب است رها کردند، «قَالَ: فَمَا ذَنْبِي!» گناه من چه است؟ به من چه ربطی دارد من حدیث رسول اکرم را برای شما می خوانم! خیلی جالب است می گوید به من چه ربطی دارد مردم کافر می شوند یا کافر نمی شوند.

 این ها کاملاً نشان می دهد بر این که ولایت از یک اهمیت خاصی برخوردار بود مثلاً علت این که امام، اهمیت خاصی دارد «کافی»، جلد 1، صفحه 18 روایتی که خواندیم روایت دوم بود این روایت پنجم و روایت صحیحه است

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ قَالَ زُرَارَةُ فَقُلْتُ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ مِنْ ذَلِكَ أَفْضَلُ فَقَالَ الْوَلَايَةُ أَفْضَلُ لِأَنَّهَا مِفْتَاحُهُنَّ وَ الْوَالِي هُوَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِنَّ‏ ...وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَيْهِ مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ حَقٌّ فِي ثَوَابِهِ وَ لَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَان‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2 ص18، بَابُ دَعَائِمِ الْإِسْلَام‏، ح5

علی ابن ابراهیم از پدرشان، از عبد الله ابی صلت، از حماد ابن عیسی، از حریز ابن عبد الله از زراره این سه نفر جزء اصحاب اجماع هستند از آقا امام باقر (سلام الله علیه) می گوید فرمود پنج چیز بر مردم واجب است گفتم کدام یک از این ها افضل است؟ فرمود «الْوَلَايَةُ أَفْضَلُ» چرا؟ «لِأَنَّهَا مِفْتَاحُهُنَّ» ولایت کلید نماز، روزه، حج و زکات است.

یعنی بدون این، قفل باز نمی شود انسان از در دیگر نمی تواند وارد شود مجبور است از دیوار وارد شود. امیر المؤمنین هم فرمود آنی که از دیوار می رود سارق است در «نهج البلاغه» است ورود به مدینةُ العلم از در باید باشد آن های که از بالای دیوار می روند جزء دزدان هستند.

بعد فرمود ولایت مفتاح و کلید چهار تا است. «وَ الْوَالِي هُوَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِنَّ» والی راهنمایی بر نماز، زکات و حج است.

همچنین در ادامه روایت دارد اگر کسی تمام شب و روزش را نماز بخواند، روزه بگیرد و تمام اموالش را در راه خدا صدقه بدهد تمام عمرش هر سال به زیارت خانه خدا برود. «وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّه‏» ولایت ولی خدا را نشناسد تا ولایت او را قبول کند تمام اعمال او باطل است.

روایات متعددی در این زمینه داریم یکی، دو مورد نیست این ها نکاتی است که در عبارات مختلف کتاب «کافی» و دیگر مصادر ما آمده است.

همچنین در کتاب «کافی»، جلد 1، صفحه 144 با سند صحیح آقا امام صادق (سلام الله علیه) در رابطه با آیه شریفه (وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى) داریم:

«الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ لِلَّهِ الْأَسْماء الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها قَالَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1 ص144

خدا می فرماید خدا اسماء حسنایی دارد خدا را با آن اسماء حسنیٰ بخوانید امام صادق فرمود «نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى» قسم به خدا اسماء حسنیٰ الهی ما هستیم «الَّتِي لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا» هیچ عملی خدا از بندگان نمی پذیرد مگر با معرفت ما اگر معرفت ما بود طبق معرفت ما اعمال انجام داد پذیرفته هست در این غیر صورت عملی پذیرفته نیست.

جمله ای حاج آقا «نصر الله شاه آبادی (رضوان الله تعالی علیه)» تقریباً پنج سال قبل مرحوم شدند ایشان نقل می کرد قبلاً هم عرض کردم ایشان می گوید پدرم آقای «شاه آبادی» درس عرفان داشتند «امام» هم فارغ التحصیل مکتب مرحوم «شاه آبادی بزرگ» است.

می گوید بنده خدایی ابتدا درس پدرم می‌آمد ولی از عوالمی که پدرم می گفت عالم لاهوت، عالم جبروت، عالم ملکوت خوشش نیامد ترک کرد گفت روزی این فرد پیش من آمد قضیه ای نقل کرد.

 گفت حاج آقا «نصر الله» در عالم خواب دیدم قیامت برپاست جلو رفتم دیدم یک دره بزرگی است تعدادی از شیعیانی که خودم این ها را می شناختم در این دره آتش زبانه می کشد این ها می سوختند و نعره می کشیدند.

 من را که دیدند گفتند آقای «شاه آبادی» تو را به خدا برو از استادت آقای «شاه آبادی» بخواه که خدا این عذاب را از ما بر دارد.

حاج آقا «نصر الله» می گوید این بنده خدا مدتی شاگرد پدرم بود درس پدرم را ترک کرده بود گفت دسترسی به آقای «شاه آبادی» ندارم کجا پیدایش کنم؟ گفتم سمت راستت مشغول عبادت است.

به سمت راستم نگاه کردم دیدم آقای «شاه آبادی» نشسته است و دارد دعا می کند. رفتم سلام گفتم،‌ گفتم تعدادی از شیعیان دارند می سوزند، نعره می کشند و ضجه می زنند.

آقای «شاه آبادی» گفت مسئله ای نیست به این ها بگو یا حسین بگویند اول برایم خیلی مهم نبود یا حسین چه ربطی به نجات این ها از آتش دارد؟

گفت این جمعیت در حال عذاب چشم به راهم بودند گفتم آقای «شاه آبادی» به من گفت یا حسین بگویید گفت دیدم جمعیتی که داخل این دره در حال سوختن بودند همگی با صدای بلند یا حسین گفتند. یا حسین گفتن همان آتش خاموش شدن همان!

 این را برایم نقل کرد گفت خیلی اشتباه کردم درس پدرت را ترک کردم ولی دیگر الان فایده ای ندارد پدر از دنیا رفته دست ما از دامنش کوتاه است.

امام صادق می فرماید «نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى» جالب این است گفتم آقای «شاه آبادی» این ها که یا حسین گفتند عذاب یک دفعه قطع شد گفت یا حسین اعظم خداست این ها اسم اعظم خدا را به زبان جاری کردند.

متاسفانه نسبت به ائمه (علیهم السلام) معرفت مان خیلی ضعیف است ای کاش در این زمینه نه مثل «سلمان و ابی ذر» مثل اصحاب درجه سوم و چهارم امیر المؤمنین نسبت به مقام امیر المؤمنین و ائمه ایمان داشتیم.

لذا حضرت می فرماید «نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى» قسم به خدا اسمای حسنیٰ و اسم اعظم الهی ما هستیم.

مرحوم آیت الله «ناصری (رضوان الله تعالی علیه)» می گوید خدمت مرحوم «سید محمد کشمیری» رسیدم گفتم به من اسم اعظم یاد بده. ایشان گفت:

«یا صاحب الزمان أغثني یا صاحب الزمان أدرکني»

این اسم اعظم خدا است. حالا این چه رمز و رموزی است از این طور قضایا اگر بخواهم تا صبح بگویم مدرک دارم.

لذا در زیارت آل یاسین مشهور خدمت دوستان گفتم یک آل یاسین مختصر در مفاتیح داریم یک آل یاسینی است که «علامه مجلسی، مرحوم کفعمی» و «مصباح الزائر» آوردند می شود گفت این آل یاسین شش، هفت برابر این است.

آدرس دقیقش کتاب «بحار الأنوار»، جلد 102، صفحه 92 چاپ «ایران»؛ چاپ «بیروت»، جلد 99، صفحه 92 دو رقم بیشتر چاپ «بحار» نداریم آن که در ذهنم هست یکی «ایران –آخوندی» چاپ کرد یکی هم «بیروت» چاپ کردند.

در آن جا هم خطاب به حضرت مهدی (ارواحنا فداه) آمده است که در طلیعه عرائض مان می خوانیم:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى‏ وَ الْمَسْمَع‏»

درود بر تو ای آقایی که همه چه را می بینی و همه صداها را می شنوی

«فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنْهُ إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل‏»

هیچ چیزی نیست که به ما برسد مگر این که راه رسیدنش شما هستید واسطه هم شما هستید!

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص92

یعنی الان داریم حرف می زنیم، فکر می کنیم شما دارید گوش می دهید تمام این ها به اذن حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) هست. که این ها مظهر اتم تمام جمال و جلال الهی هستند.

در زیارت رجبیه آقایان ان شاء‌ الله در ماه رجب خواندند:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُك‏ بِوُلَاةِ أَمْرِك‏»

تا آن جا که می گوید خدایا تو را قسم می دهم به اولیائت

«لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُك‏»

هیچ فرقی میان تو و این ها نیست جز این که، این ها بندگان تو هستند.

«فَتْقُها و رَتْقُها بِيَدِك‏»

همه وجودشان وابسته به تو و عین ربط به توست.

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏ (تاريخ وفات مؤلف: 460 ق)، محقق و مصحیح: ندارد‏ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏2، ص803

همان طوری که نور خورشید وابسته به خورشید است وجود مقدس ائمه هم عین ربط به خدا هستند. به قولی: «التشبیه یُقرب من وجهٍ یُبعدُ من ألفٍ»

ائمه (علیهم السلام) عین ربط به خدا هستند و از خودشان هیچ چیز ندارند ولی با انتساب به خدا همه چه دارند و تمام کمالاتی که ذات حق دارد اهل بیت هم دارند.

همان طور که «امام (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «آداب الصلاة»، صفحه 183 آن جا دارد که خداوند تمام کمالات ذاتی، صفاتی، اسمائی و افعالی را در وجود مقدس رسول اکرم و ائمه اطهار تجلی داده است.

از آیت الله العظمی «خویی» هم سوال کردند «لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُك‏» غلو نیست؟ گفت نه چه غلوی؟ این ها مقام خیلی بالایی دارند در کتاب «مصباح الفقاهة»، جلد 5، صفحه 35 می گوید:

«بل لهم الولاية التكوينية لما دون الخالق»

بر تمام ماسِوَی الله، ائمه (علیهم السلام) تسلط دارند!

مصباح الفقاهة؛ نويسنده: السيد الخوئي (وفات : 1413)، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني، چاپخانه: العلمية – قم، ناشر: مكتبة الداوري – قم، ج3، ص279

در این زمینه روایت زیاد داریم یکی، دو تا نیست، عبارت ها خیلی زیاد است فقط روایتی از «کفایة الأثر»، صفحه 298 مرحوم «خزاز قمی (رضوان الله تعالی علیه)» بخوانم. دو کتاب داریم این دو کتاب از بای بسم الله تاء تمت در رابطه با مقامات ائمه (علیهم السلام) است.

یکی «کفایة الأثر خزاز» دیگری «بصائر الدرجات» مرحوم «صفار قمی» است کسی بخواهد بداند جایگاه ائمه چه هست؟ این دو کتاب را درک کند.

 از «ابو طفیل» صحابی پیغمبر می گویند پر عمرترین صحابی بود تا سال 110- 111 ایشان در قید حیات بود از «ابی ذر» از صدیقه طاهره (سلام الله علیها)

«... قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ مَسْرُوقٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْكَرِيمِ بْنُ هِلَالٍ الْمَكِّيُّ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ عَنْ أَبِي ذَرٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ سَمِعْتُ فَاطِمَةَ (علیها السلام) تَقُولُ سَأَلْتُ أَبِي (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ بَعْدِي عَلِيٌّ وَ سِبْطَايَ وَ تِسْعَةٌ مِن‏ صُلْبِ الْحُسَيْنِ هُمْ رِجَالُ الْأَعْرَافِ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ يَعْرِفُهُمْ وَ يَعْرِفُونَهُ وَ لَا يَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَهُمْ وَ يُنْكِرُونَهُ لَا يُعْرَفُ اللَّهُ إِلَّا بِسَبِيلِ مَعْرِفَتِهِم»‏

كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف‏، ناشر: بيدار، ص 194

آیه شریفه سوره اعراف آیه 46 بر اعراف مردانی هستند که همه شان با سیمای شان شناخته می شوند گفت پدرم فرمود «هُمُ الْأَئِمَّةُ بَعْدِي» این ها امامان بعد از من هستند. تا آن جایی که «تِسْعَةٌ مِن‏ صُلْبِ الْحُسَيْنِ هُمْ رِجَالُ الْأَعْرَافِ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ يَعْرِفُهُمْ وَ يَعْرِفُونَهُ» وارد بهشت نمی شود مگر کسی که این ها را بشناسد، قبول کند و این ها هم او را بشناسند و قبول کنند.

«وَ لَا يَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَهُمْ وَ يُنْكِرُونَهُ» داخل آتش هم نمی شود مگر کسانی که این ها را انکار می کنند ائمه هم این ها را قبول ندارند.

 شاهد مثال اینجاست «لَا يُعْرَفُ اللَّهُ إِلَّا بِسَبِيلِ مَعْرِفَتِهِم‏» اگر کسی بخواهد خدا را بشناسد یک راه دارد آن هم شناختن این ها است. این ها مَجلای معرفت خدای عالم (جلال جلاله) هستند. این ها در حقیقت محل تجلی تمام صفات خدای عالم هستند.

 همان روایتی را که بارها گفتیم مرحوم «شیخ صدوق» در «علل الشرایع»، چاپ نجف، صفحه 9؛ چاپ ایران، صفحه 13

«حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ عَطَاءٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ خَرَجَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (علیه السلام) عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُه‏»

علل الشرائع؛ نويسنده: الشيخ الصدوق (وفات: 381) رده‌: مصادر حديث شيعه – فقه، تحقيق: تقديم: السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر: منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف، سال چاپ: 1385 - 1966 م، ج1، ص9، باب علة خلق الخلق و اختلاف أحوالهم‏، ح1

 از آقا امام حسین سوال می کنند: «يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا مَعْرِفَةُ اللَّه‏»، معرفت خدا چه است؟ چطور می شود خدا را شناخت؟ ایشان فرمود: «قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُه‏»، اگر کسی بخواهد خدا را بشناسد مردم هر عصری راه شناختن خدا، شناختن امام زمان خودشان هست.

 اگر کسی امام زمانش را شناخت خدا را هم شناخته است اگر امام زمانش را نشناخت خدا را هم نشناخته است.

بعد این عبارت کاملاً مسئله را برای همه ما تمام کرده است «کافی»، جلد 1، صفحه 145 از آقا امام باقر (سلام الله علیه) عبارت خیلی عجیبی است

«الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ الْحَكَمِ وَ إِسْمَاعِيلَ ابْنَيْ حَبِيبٍ عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَقُولُ بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ مُحَمَّدٌ حِجَابُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الكتب الإسلامية، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج‏1، ص145

آدم فرصت داشته باشد این روایت را ده، پانزده جلسه با کمک آیات و روایات شرح بدهد.

 «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ» به سبب ما خدا عبادت می شود یعنی راه عبادت خدا ما هستیم. «وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ» راه معرفت خدا ما هستیم «وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّهُ» راه وحدانیت خدا ما هستیم بعد فرمود «وَ مُحَمَّدٌ حِجَابُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.» رسول اکرم حجاب خداست.

ان شاء الله اگر فرصتی داشته باشیم در رابطه با «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ» اگر حاج آقای «اسماعیلی» سوالی داشته باشند عرض کنم بعد روی «وَ مُحَمَّدٌ حِجَابُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى» بیاییم و رشته قلم را به دست حضرت «امام»‌ بدهیم ببینیم ایشان چه طوفان کرده است!

مجری:

خیلی ممنون هستم، این را یادداشت کردم که ان شاء الله در مورد این حدیث شریف از استاد بپرسم چون واقعاً گره گشا است و نکات بسیار مهم، اساسی و کلیدی در این حدیث و روایت هست.

اما اجازه بدهید این دقایق و لحظات را به نام نامی حضرت حیدر کرار مولای متقیان اسد الله الغالب علی ابن ابی طالب امیر المؤمنین (سلام الله علیه) متبرک کنیم تا دل و جانمان معطر، مصفا و نورانی به ذکر و یاد ایشان بشود.

وقتی به این همه فضائل بی حد و بی اندازه مولای متقیان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نگاه می کنیم تنها چیزی که ما را یادآوری می کند این که دست های خالی خودمان را بلند کنیم و این دعا را بخوانیم و شکر خدا را به جا بیاوریم بگوییم:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ (علیهم السلام)‏»

(میان برنامه)

مجری:

...خوشا به حال کسانی که این ایام در «نجف» هستند، یکی از رفقا دو سه روز قبل از ماه رمضان چهار شنبه خدا حافظی کرد گفت تا بعد از شب‌های قدر «نجف» هستم، و شب قدر محضر امام حسین کربلا می روم، گفتم خوشا به حالت یکی از آرزوهای من در این سال‌ها همیشه بوده خدایا می شود یک توفیقی نصیب بشود یک دهه کامل در ماه رمضان در «نجف» یا «کربلا» باشیم.

بعضی وقت‌ها هم گفتم توفیق بشود در حرم آقا امام رضا (علیه السلام) باشیم؛ البته الان سحرها توفیق داریم سحرها در محضر بی بی جانمان کریمه اهل بیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) هستیم، به همین راضی هستیم خیلی خیلی جای شکر و سپاس دارد که لحظات سحر را در محضر ایشان هستیم.

اما مولا، آقا و پدرمان یک چیز دیگر است، حال و هوای ویژه ای دارد که یکی از آرزوهایم است، شاید آرزوی شما هم باشد ان شاء الله یک روز همه به آروزیمان برسیم!

طبق وعده ای که داده بودیم در خدمت عزیزان هستیم، اولین تماس آقای «عبد الکریم» از «مشهد» هستن سلام عرض می کنم طاعات و عبادت تان قبول باشد بفرمایید.

(تماس بیننده های برنامه)

بیننده: (آقای عبد الکریم از مشهد - شیعه)

سلام علیکم و رحمة الله جناب اقای اسماعیلی و همچنین سلام علیکم خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی. ببخشید من دو سه تا سوال داشتم اگر محبت کنید این ها را پاسخ بدهید. سوال اولم این است که عارف به حق بودن یعنی چه، همین که به زبان اقرار می کنیم که مثلا امام و ولی برحق است صد البته که به قلب مان هم باور دارم این کافی است؟

سوال دوم من به عنوان کسی که تازه وارد مذهب تشیع شدم آیا نسبت به زیر مجموعه خودم (مطالب را از روی کاغذ می خوانم چون همه را نوشته ام تا اشتباه نکنم) بنده زیر مجموعه ای دارم مثل بچه‌ها و خانواده ام، برادران و خواهرانم و همین طور کارگرانم نسبت به این‌ها وظیفه ای دارم یا خیر؟

بنده که وارد مذهب تشیع شدم یک جورهای برادر و خواهرهایم و دامادهایم این‌ها تمایل پیدا کردند به این که وارد مذهب بشوند من گفتم شما بروید تحقیق کنید به من اکتفا نکنید چون حس کردم این ها برای خود شیرینی و این طور چیزها می خواهند بگویند. البته من این طوری حس کردم نمی دانم واقعش چه بود.

سوال سوم ثواب زیارت امام حسین (علیه السلام) در مذهب شیعه چقدر است؟ من خانه ام در طبقه بالا است وقتی پشت بام خانه می روم حرم امام رضا (علیه السلام) دیده می شود الان من روبروی حرم امام رضا هستم و دارم حرم را می بینم، وقتی نماز می خوانم بعد رو به حرم امام رضا می ایستم و سلام می دهم آیا این زیارت محسوب می شود یا نه؟

اگر محبت کنید این سوال ها را پاسخ بدهید ممنون می شوم.

مجری:

آقای «عبدالکریم» التماس دعا داریم گوارای وجودتان باشد، دیشب هم که در شبکه حضرت ولی عصر شهادتین را بر زبان جاری کردید خدا ان شاءالله این حلاوت و شیرینی ولایت مولا امیر المؤمنین را هزاران برابر در وجودتان بیشتر کند، حس کنید کیف کنید شما تازه متولد شدید و تازه طعم و شیرنی زندگی را می چشید ان شاء الله خداوند به شما سلامتی بدهد.

اقای عبدالکریم:

این نکته را خدمت تان عرض کنم، تغییر دادن مذهب برای کسی که از اول زندگی پیرو یک مذهب بوده خیلی سخت است، من برای این که مذهب حق را به دست بیاورم مسافرت‌های در دیگر کشورها هم انجام دادم در «هندوستان» رفتم، و در کشورهای آسیایی رفتم با علمای درجه یک صحبت کردم.

حتی با علمای «دانشگاه الازهر مصر» رفتم صحبت کردم، در شامات رفتم با علما صحبت کردم این قدر برای من تغییر مذهب سخت بود تا باورهایم را تغییر بدهم، من خیلی در مذهبم متعصب بودم این قدر تعصب داشتم که در کارخانه ام کارگر شیعه نمی گرفتم.

خیلی برایم سخت بود ولی الحمدلله رب العالمین به چیزی که می خواستم رسیدم، اگر الان سرم را زمین بگذارم و بمیرم اعتقاد دارم به مذهبی که به حقانیتش پی بردم از دنیا می روم و مشکلی ندارم؛ چون می گویم خدایا من تو را این طوری شناختم و این طوری مذهب حق را انتخاب کردم همین برای من کافی است. زنده باشید!

مجری:

آقا عبدالکریم! می شود یک خواهش از شما بکنم

اقای عبدالکریم:

بفرمایید

مجری:

یک یا علی بگو دلمان شاد بشود.

اقای عبدالکریم:

یا علی مدد!

مجری:

جانم! ممنون و متشکرم از شما، عزیز دل هستی ان شاء الله موفق باشی. تماس بعدی اقای «علی از قم» روی خط ارتباطی هستن سلام به شما بفرمایید.

بیننده: (آقای علی از قم – شیعه)

با سلام خدمت آیت الله قزوینی عزیز و مجری خوب برنامه، من دو تا سوال داشتم یک سوالم در مورد موسیقی است چهل گناه داریم که از زبان جاری می شود ادوات موسیقی یعنی حنجره، تارهای صوتی، لب و دهان است.

 آیا منظور از موسیقی حرام که مثال عرض می کنم یک نفر دروغ می گوید، یا یک نفر را فریب می دهد، یا خانمی با غمزه کسی را فریب می دهد و اغواگری می کند. یعنی همان اغواگری برای شوهرش حلال می شود.

آیا ادوات موسیقی غیر از حنجره و تارهای صوتی و لب و دهان است؟

سوال و مطلب دوم در غدیر پیامبر فرمود کسی که علی را دشمن بدارد و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد. باز در غدیر پیامبر فرمود دوست بدار آن کس که علی را دوست دارد و دشمن دار آن کس را که با علی دشمن است. دور گردان از رحمت خود آنان را که امامت او را انکار کنند و خشم گیر بر آنان که حق او را به ستم باز گیرند.

صحبت بنده با اهل تسنن معمولی نیست صحبت بنده با علمای آن‌ها است که متعصب هستند و مستضعف فکری و دینی نیستند. مگر می شود بنده هم ابلیس را دوست داشته باشم و هم خدا را دوست داشته باشم، هم دشمن خدا را دوست داشته باشم و هم امیر المؤمنین را دوست داشته باشم!

الیوم اکملت لکم دینکم این جاها کامل می شود، چطور ما به اهل تسنن و یا به یک بهایی و یا مثلا به شخص سه امامی و شش امامی مسلمان بگوییم چون آن‌ها اسلام شان کامل نشده است چرا باید مسلمان بگوییم؟ اگر این سوالات را پاسخ بدهید ممنون می شوم.

مجری:

ممنون از شما، خدا نگهدارتان موفق باشید. بیننده بعدی اقای «بهادری از کرج» روی خط ارتباطی هستن ایشان از رفقا و از عزیزانی است که بزرگواری می کنند و همیشه مطالب خوبی می گویند عباس اقای بهادری سلام علیکم قبول باشد.

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

علیکم السلام ورحمة الله، سلام عرض می کنم خدمت حضرت ایت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب حاج علی اقای اسماعیلی، طاعات و عبادات شما مورد قبولی حضرت حق قرار گرفته باشد.

یکی از مهم ترین وظایف شیعیان پیروی از ائمه معصومین (سلام الله علیهم) است به دلیل داشتن عصمتی که در وجود آن‌ها است. عصمت هم بر گرفته از علم است مثلا در سوره رعد آیه 49 است:

(وَيقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَينِي وَبَينَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ)

آنها که کافر شدند مي‌گويند: «تو پيامبر نيستي!» بگو: «کافي است که خداوند، و کسي که علم کتاب (و آگاهي بر قرآن) نزد اوست، ميان من و شما گواه باشند!»

سوره رعد (13): آیه 43

ترجمه اش این است ای رسول من کافران بر تو اعتراض می کنند که تو رسول خدا نسیتی، بگو تنها گواه من و شما و خدا عالمان حقیقی به کتاب خدا که انبیاء، اولیاء و علمای ربانی هستند کافی خواهد بود.

مرحوم علی ابن ابراهیم قمی (رضوان الله علیه) از بزرگان روات و از اجله اصحاب است، از پدر بزرگوارش ابراهیم ابن هاشم نقل می کند که ایشان از ابن ابی عمیر نقل کرده است و ایشان هم از عمر ابن ازینه نقل کرده است همه از بزرگان و ثقات هستند. روایت هم صحیح است.

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند «الذی علم الکتاب» چه کسی است؟ آقا فرمودند آن کسی که علم کتاب را دارد. امام فرمودند وهو امیر المؤمنین علی (علیه السلام). آن شخص باز پرسید «الذی علم من الکتاب» آن چه کسی است؟ آقا فرمودند آن داستان هدهدی است که خدمت حضرت سلیمان آمد و خبر داد که به جای رفتم که رهبر آن‌ها یک زن بود شنیدی؟

حضرت سلیمان فرمود: «أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها» کدام یک از شما ها حاضر هستید تاج و تخت را بیاورید. یکی کسی از اجنه بلند شد سوره نمل آیه 39:

(قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيهِ لَقَوِي أَمِينٌ)

عفريتي از جن گفت: «من آن را نزد تو مي‌آورم پيش از آنکه از مجلست برخيزي و من نسبت به اين امر، توانا و امينم!»

سوره نمل (27):‌ آیه 39

گفت قبل از این که شما از جایت بلند بشوی من تاج و تخت را برایت می آورم. حضرت سلیمان گفت این مقدار دیر است. یک کسی به اسم آصف ابن برخیا گفت:

(قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يرْتَدَّ إِلَيكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِي كَرِيمٌ)

(اما) کسي که دانشي از کتاب (آسماني) داشت گفت: «پيش از آنکه چشم بر هم زني، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامي که (سليمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا ديد گفت: «اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش کند که آيا شکر او را بجا مي‌آورم يا کفران مي‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر مي‌کند؛ و هر کس کفران نمايد (بزيان خويش نموده است، که) پروردگار من، غني و کريم است!»

سوره نمل (27):‌ آیه 40

یک کسی که علم کتاب را دارد گفت شما قبل از این که پلک بزنی من تاج و تخت را می آورم. راوی از حضرت سوال کرد آن کسی که «علم من الکتاب» را دارد اعلم‌تر است یا آن کسی که «علم الکتاب» را دارد؟

آقا فرمود آن کسی که «علم من الکتاب» را دارد در مقابل کسی که «علم کتاب» را دارد مانند پشه ای است که بیاید بالش را به آب اقیانوس بزند آن یک مقدار آب که روی بال پشه می شیند به اندازه کسی است که دارای آن اقیانوس مواج و متلاطم از علمی است که خدا به او داده است.

این فرق بین امیر المؤمنین و بین آصف ابن برخیا است. فرق ائمه معصومین با کسانی است که علم من الکتاب را دارند در همین است. در ادامه آن روایت از اقا امیر المؤمنین سوال شد اقا فرمودند تمام آن علمی که از حضرت آدم ابو البشر دارای آن بودند تمام آن علوم که انبیاء قبل دارا بودند جمع آوری کرده بودند تا پیامبر خاتم آن علوم تماما یک جا در اختیار من علی ابن ابی طالب و عترم است.

واقعا حضرت اقا! جای سربلندی برای ما شیعیان نیست که همچنین رهبر و بزرگی داریم من افسوس می خورم چرا دیگران علی ابن ابی طالب را رها کردند و رفتند دنبال کسانی که اصلا علمی نداشتند. ببخشید مصدع اوقات شدم یا علی مدد خدا نگهدار!  

مجری:

خیلی ممنون تشکر از شما اقای بهادری استفاده کردیم خداوند به شما سلامتی بدهد.

استاد! سراغ سوالاتی برویم که مطرح شد، جناب اقای عبدالکریم از مشهد، سوال اول شان در خصوص عارفا بحقه بود، که بحث اهل بیت و در مورد امام رضا (علیه السلام) است. و در مورد حضرت معصومه (سلام الله علیها) عارفا بحقها داریم منظور چیست؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بنده یک کتاب در مورد زیارت امام رضا (علیه السلام) به اسم «در حریم طوس» دارم اگر برادرمان بتوانند گیر بیاورند مطالعه کنند خوب است (البته این کتاب یک دور بیشتر چاپ نشد) در آن کتاب تمام روایاتی که در فضیلت زیارت امام رضا (علیه السلام) است را آوردیم.

تمام اقسام زیارت‌ها را با ترجمه خیلی روان و سلیس که حتی کلاس پنجم ابتدای هم بتواند بفهمد انجام دادیم. همچنین زیارت جامعه کبیره، زیارت عاشورا و... را آوردیم.

این کتاب در سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر موجود است.

 امروزه دیگر زمان کتاب خریدن و کتاب خواندن نیست عزیزمان و دیگر دوستان می توانند وارد سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر بشوند و در قسمت تالیفات کتاب را دانلود کنند و در موبایل شان داشته باشند. در آن کتاب به صورت مفصل عارفا بحقه را توضیح داده ام.

«عارفا بحقه» مراتبی دارد یک مرتبه اش این است که محبت اهل بیت را جزء واجبات قرآنی بدانیم:

(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)

بگو: «من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نمي‌کنم جز دوست‌داشتن نزديکانم [= اهل بيتم‌].

سوره شوری (42): آیه 23

این یک مرتبه و پله اول است. محبت به این‌ها طبق دستور قرآن واجب است.

مرتبه دیگر بالاتر از این است که این‌ها منصوب رسول اکرم به امر الهی به عنوان امام و خلیفه مردم هستند.

مرتبه بالاتر دیگر این است که این‌ها حق ولایت، حق تأسیس حکومت و حق اعلام جنگ و اعلام صلح دارند این هم یک مرتبه ای از معرفت است.

مرتبه بالاتر دیگر این است که این‌ها واسطه فیض حق هستند، هر آن چه که نعمت از خدای عالم به ما می رسد این‌ها واسطه هستند هرچه اعمال صالح و بد ما به طرف خدا می رود باز این‌ها واسطه هستند. این‌ها مراحل عارفا بحقه است است که هر مرحله احتیاج به توضیح زیاد است.

مجری:

این که گفته به زبان ابراز کنیم این هم می شود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

زبانی فایده ندارد!

(قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ)

عربهاي باديه‌نشين گفتند: «ايمان آورده‌ايم» بگو: «شما ايمان نياورده‌ايد، ولي بگوييد اسلام آورده‌ايم، اما هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنيد، چيزي از پاداش کارهاي شما را فروگذار نمي‌کند، خداوند، آمرزنده مهربان است.»

سوره حجرات (49): آیه 14

اعراب آمدند گفتند ایمان آوردیم، خداوند فرمود نگویید ایمان آوردیم بگویید اسلام آوردیم (وَلَمَّا يدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ) ایمان هنوز در قلب های شما وارد نشده است. زبان خالی بدون قلب فایده و ارزش ندارد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، باز به برادر عزیزمان آقای عبدالکریم تبریک بگوییم، برای من خیلی جالب بود ایشان چقدر تحقیق کردند در کشورهای مختلف و علمای مختلف، با شخصیت‌های تراز بالای اهل سنت را رفتند صحبت و گفتگو کردن و بعد به نتیجه رسیدند.

هرچند که راه طولانی را طی کردن ولی به نظرم بسیار بسیار ارزشمند است یعنی با پوست، گوشت و استخوان و همه وجودشان ولایت مولا امیر المؤمنین را دارند درک می کنند.

من خودم را می گویم (من علی اسماعیلی) بچه شیعه هستم و در شبکه ولی عصر می روم کلی از امیر المؤمنین (علیه السلام) دم می زنم شاید از شما برادر عزیز خیلی عقب تر باشم که شما رفتید با تمام وجود به این رسیدید و حقانیت مولا را پذیرفتید.

گفتند برای فرزندان، خانواده، همسر، برادر و خواهرشان چه کار کنند، حتی گفتند کارگرهای که می گرفتند این قدر متعصب بودند که اهل سنت می گرفتند آیا وظیفه ای نسبت به آن‌ها دارند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ملاحظه بفرمایید روایتی را خدمت تان می خوانم، روایت در کتاب «کافی» جلد 2 صفحه 211 است:

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ لِي أَهْلَ بَيْتٍ وَ هُمْ يَسْمَعُونَ مِنِّي أَ فَأَدْعُوهُمْ إِلَى هَذَا الْأَمْرِ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص211،  بَابٌ فِي الدُّعَاءِ لِلْأَهْلِ إِلَى الْإِيمَان‏، ح1

«سلیمان ابن خالد» می گوید به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «إِنَّ لِي أَهْلَ بَيْتٍ وَ هُمْ يَسْمَعُونَ مِنِّي» من شیعه هستم خانواده ای دارم سنی هستند ولی از من حرف شنوی دارند. «أَ فَأَدْعُوهُمْ إِلَى هَذَا الْأَمْرِ» این‌ها را به مذهب شیعه دعوت کنم؟

گویا آقای «عبدالکریم» آن جا رفته از امام صادق (سلام الله علیه) سوال می‌پرسد. «فَقَالَ نَعَمْ» بله اگر از شما حرف شنوی دارند دعوت کنید. بعد فرمود: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة)» مؤمنین خودتان و خانواده تان را از آتش نجات بدهید، آن آتشی که هیزمش مردم هستند!

فردای قیامت اگر چنانچه برادر، خواهر، پسر عمو، همسر، پدر و مادر و سایر بستگان آدم در جهنم بسوزند چقدر آدم ناراحت می شود بهشت برای آدم زهر می شود، گرچه آن‌جا هیچی نیست ولی همین که آدم احساس می کند برادر، خواهر، پدر و مادر، همسر و سایر بستگانش در آتش می سوزند چقدر ناراحت می شود.

در آن جا پرده کنار می رود همدیگر را می بینند هم بهشتی‌ها جهنمی‌ها را می بینند و هم جهنمی ما بهشتی‌ها را می بینند. خیلی سخت است لذا امام صادق فرمود خداوند می فرماید خودتان، خانواده تان را از آتش نجات بدهید.

یا روایت دیگر که باز به درد آقای عبدالکریم می خورد کسی که به مذهب شیعه دعوت می کند روایت است:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً قَالَ مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلَى هُدًى فَكَأَنَّمَا أَحْيَاهَا وَ مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ هُدًى إِلَى ضَلَالٍ فَقَدْ قَتَلَهَا.»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص210،  بَابٌ فِي إِحْيَاءِ الْمُؤْمِن‏‏، ح1

«مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلَى هُدًى فَكَأَنَّمَا أَحْيَاهَا» اگر کسی یک انسان را به مذهب اهل بیت دعوت کند گویا تمام جمعیت جهان را احیا و زنده کرده است. این هم دو تا روایت برای جواب اقای عبدالکریم!

مجری:

آقا عبدالکریم عزیز! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل، نکته ای که از زبان معصوم و ولی خدا است. بعد ضمن این که شما می گویید بنده کل تحقیق کردم، سال‌ها طول کشیده است تصور کنید هرکدام از نزدیکان و عزیزان شما بروند تحقیق کنند و سال‌ها طول بکشد کل نعمات، برکات و نورانیت‌ها را از دست می دهند.

ممکن است کسی سنگ جلوی روی آن‌ها قرار دهد مسیر را برای آن‌ها منحرف کند؛ لذا است این حقیقتی که شما به دست آوردید عرضه کنید دیگر پذیرفتنش با خودشان است اجبار، زور و این ها به قول خودتان نباشد؛ اما حقیقت و واقعیت را شما رفتید تحقیق کردید و به دست آوردید عرضه کنید.

وقتی شما عرضه کردید شک نکنید که آن‌ها می پذیرند و قبول می کنند آن موقع نتیجه اش برای شما و بستگان تان چقدر شیرین است که همه تان خانواده شیعه علی مرتضی علی می شوید آن موقع شیرینی ولایت و امامت مولای متقیان برای شما هزار برابر می شود و معلوم نیست کسی از فردای خودش خبر ندارد هر لحظه ممکن است آدم این دنیا را ترک کند.

تا زمانی که فرصت است استفاده کنید و به این رسالت تان عمل کنید. سوال بعدی شان ثواب زیارت امام حسین را پرسیدند که چقدر ثواب دارد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در مورد ثواب زیارت امام حسین (سلام الله علیه) امام صادق (سلام الله علیه) فرمود هرکس جدم امام حسین را زیارت کند خدای عالم یک حج مقبول، یک عمره مقبول به او پاداش می دهد.

راوی می پرسد واقعا ثواب یک حج؟ بعد امام فرمود ده حج و ده عمره! دوباره راوی پرسید ده تا؟ حضرت فرمود صد تا! باز راوی پرسید صد تا؟ امام فرمود هزار تا! تا ثواب به هفتاد هزار تا رسید. در بعضی از روایت‌ها یک میلیون حج دارد!

اصلا در مورد ثواب زیارت حضرت سید الشهداء دیگر عدد کار نمی کند، حضرت امام حسین متصل به لا یتناهی است زیارتش هم لایتناهی است و ثوابش هم لایتناهی است. با این الفاظ نمی شود بیان کرد.

در روایت داریم اگر کسی توانایی رفتن به زیارت امام حسین را داشته باشد و نرود فردای قیامت اگر اهل بهشت هم باشد خادم بهشتیان می شود، چایی و آب برای بهشتیان می برد و از آن‌ها پذیرایی می کند!

مجری:

در خصوص زیارت امام رضا (علیه السلام) گفته اند پشت بام خانه می رود و از آن جا سلام می دهد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خوب است. اما ائمه (علیهم السلام) فرموده اند کنار ضریح ما بیایید. ائمه دوست دارند حرم شان همواره شلوغ و مملو از شیعه باشد. همان طور که خدای عالم از همه نیت ما خبر دارد از حاجت ما خبر دارد و از مشکل ما خبر دارد احتیاج به گفتن نیست ولی با وجود این که از همه این ها خبر دارد می فرماید:

(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ)

مرا بخوانيد تا (دعاي) شما را بپذيرم!

سوره غافر (40): آیه 60

یا الله و یا رب بگویید من دوست دارم بنده ام دَرْ خانه ام بیاید و گدایی کند. ائمه (علیهم السلام) دوست دارند افراد در حرم شان بروند.

مرحوم «علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه)» ملتزم بود وقتی حرم می رفت اگر اذیت دیگران نبود به یک نوع خودش را به ضریح می رساند و ضریح را می بوسید. از ایشان پرسیدند این که شما ضریح را می بوسید چطوری است؟

گفت از نظر من دروازه و دیوار امام رضا با آن ضریح هیچ تفاوت ندارد آن هم برای امام رضا است ضریح هم برای امام رضا است، ولی می خواهم عقیده عوامانه ام از من گرفته نشود دوست دارم مثل عموم مردم ضریح امام رضا را بغل کنم و ببوسم.

اصلا خود بوسیدن ضریح امام رضا برای انسان معنویت می آورد و حال آن که هیچ تفاوتی ندارد. شما اگر ضریح را هم ببوسید برای امام رضا است دروازه را هم ببوسید برای امام رضا است فرق ندارد ولی بوسیدن ضریح یک صفایی به آدم می دهد و یک عشقی در آدم ایجاد می کند که به قول اقای اسماعیلی جیگر آدم حال می آید!

در رابطه با امام حسین (سلام الله علیه) عبارت «ابو خالد کابلی» را دوباره برای دوستان بخوانم آقای عبدالکریم عزیز هم دقت کنند.

امام صادق (سلام الله علیه) فرمود ابو خالد کابلی هر هفته به زیارت جدم امام حسین می روی؟ ابو خالد گفت عرض کردم اقا جان ما در بصره هستیم امام حسین در کربلا است فاصله مان زیاد است، حکومت هم مراقب رفتار ما است.

حضرت فرمود اگر کسی بالای پشت بام برود سمت راست، چپ و بالای سر را نگاه کند و بعد به سمت کربلای امام حسین رو کند و این جمله را بگوید:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه‏»

خدا عالم ثواب زیارت امام حسین (سلام الله علیه) را در پرونده اش می نویسد. ابو خالد کابلی می گوید من بعضی از روزها بیست بار پشت بام می رفتم رو به کربلا این زیارت را می خواندم و سلام می دادم.

در بعضی از روایت‌ها دارد می گوید روز چهل بار بالای پشت بام می رفتم و به حضرت سلام می دادم!

کسانی که آپارتمان نشین هستند نمی توانند بالای پشت بام بروند برای آن‌ها هم امام صادق فرمود در خانه اش بچه هایش را جمع کند تعبیر کسانی که در خانه زیارت می کند با زیارت پشت بام فرق می کند.

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ»

اگر آپارتمان نشین است در خانه اش رو به حرم امام حسین کند و بگوید «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ»؛ خدای عالم ثواب یک زیارت کربلا در پرونده اش می نویسد. راه ثواب خیلی زیاد است.

مجری:

بله به قول آن بنده خدا راههای رسیدن به خدا زیاد است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. داریم الطرق الی الله بعدد انفس الخلائق، به تعداد نفس‌های خلائق به سوی خدا راه است.

مجری:

برای رسیدن به اهل بیت و امام حسین هم همین طور است. آقای عبدالکریم گفته از پشت بام خانه شان حرم امام رضا پیدا است، حاج آقا واجب شد در مشهد منزل ایشان برویم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله دعوت کنند نزد ایشان برویم.

مجری:

خدمت شان برسیم. درست است که حرم امام رضا از پشت بام منزل شما پیدا است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خوب است روز چند بار پشت بام بروید سلام بدهید و هفته یکبار هم به زیارت از نزدیک بروید. کسی که مجاور باشد و هفته یکبار امام رضا را زیارت نکند به نظرم از غیرت به دور است.

مجری:

بله کم لطفی است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

فردای قیامت امام رضا از کسی که مجاور است اگر هفته یکبار زیارت نرود از او گلایه می کند. معمولا مجاورین روزهای جمعه و شب‌های جمعه ملتزم هستند که حتما به زیارت بروند.

مجری:

یک قول از آقای عبدالکریم بگیریم ان شاءالله اولین سحر، شب و لحظه ای که به زیارت رفتید شما برای ما دعا کنید من هم که هر سحر به زیارت حضرت بی بی فاطمه معصومه (سلام الله علیها) می روم و توفیق اجباری دارم چون برنامه تلویزیونی داریم، من قول می دهم که امشب به نیابت از اقا عبدالکریم تنها خودش نه بلکه همسرش، فرزندانش، خانواده و اهل بیتش ان شاءالله یک زیارت نیابتی که خدا دست آن‌ها را هم بگیرد عاشق امیر المؤمنین بکند و ولایت مولا را بپذیرند انجام دهم.

ایشان هم به ما قول بدهند یک زیارت کوچولو در محضر امام رضا (علیه السلام) داشته باشند.

استاد اقای علی از قم یک توضیح و تشبیه به بحث موسیقی حلال و موسیقی حرام داشتند بعد گفتند این را به بحث زبان، لب و دندان و حنجره ارجاع دادند. این تشبیه آیا درست است یا خیر؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ملاحظه بفرمایید من عبارت حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) را می خوانم و استفتاء هم از ایشان زیاد کردند. عبارت حضرت امام در کتاب «تحریر الوسیله» این است:

 "غنا تنها نیکو ادا کردن صدا نیست، بلکه کشیدن صدا و ترجیع آن یعنی چهچه کردن آن به کیفیتی است طربناک باشد و با مجالس لهو، شادی و آلات لهو لعب تناسب داشته باشد، از این جهت فرق نمی کند که در کلام حقی مثل قرآن، دعا، مرثیه و یا غیر آن مانند شعر یا نثریه به کار گرفته شود، بلکه اگر در چیزی که اطاعت خدا با آن می شود استفاده گردد عقابش بیشتر است."

در جاهای دیگر هم امام فرمودند موسیقی حرام فرق نمی کند موسیقی که متناسب با مجالس لهو و لعب است. این موسیقی در حقیقت گناه و حرام است نغمه‌های که عرفا انسان را به سمت بی قیدی اخلاقی، شهوترانی و غفلت از خدا ببرد.

یا به تعبیر دیگر فضای عیش و نوش، رقص، خوشگزرانی و گناه آلود انسان را بکشد این موسیقی می شود. و اگر همان حنجره و همان آلت انسان را به یاد قیامت و خدا بیندازد هیچ اشکال ندارد.

مثلا سرودی که در مورد شهید مطهری خوانده بودند، شعر «ای شهید مطهر مجاهد» را با موزیک گذاشته بودند خیلی شبیه موسیقی‌های عادی بود.

 از امام سوال کردند این هم شبیه دیگر موسیقی‌ها است. ایشان فرموده بود نه این کلام حق است ملاک زدن و ترجیع و صوت را بالا بردن این ها نیست ملاک این است که چه کاری را با این ادوات انجام بدهد.

 اگر مطالب حق است و انسان را به یاد خدا می اندازد اشکال ندارد و اگر مطالب باطل و متناسب با مجالس لهو و لعب است حتی اگر قرآن هم باشد این طوری می شود. مداحی هم اگر باشد متناسب با جلسات رقص و آواز باشد خلاف شرع است.

مجری:

سوال بعدی ایشان که به قول خودشان خطابش به علمای اهل سنت بود، گفت این ها را که نمی شود مستضعف گفت چون طرف رفته همه چیز را دیده و اطلاع دارد چطور می شود به افرادی که رفتند تحقیق کردند و حقیقت را به دست آوردند، اما حاضر نیستند بپذیرند و مستضعف هم نیستند آیا به این ها می شود مسلمان گفت و باید پاسخگو باشند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ملاحظه بفرمایید امام (رضوان الله تعالی علیه) در وصیتنامه سیاسی – الهی شان یک تعبیری دارد می گوید حدیث ثقلین متواتر، چه و چه است بعد می فرماید اگر عذری برای جاهلان بی خبر باشد برای علمای مذاهب نیست! یعنی امام آن روزهای آخر هرچه بوده رو کرده است.

بعضی از مُنّی‌ها که نه سنی هستند و نه شیعه به فرمایشات امام استناد می کنند می گویند ما نباید در مورد خلافت حضرت علی حرف بزنیم شما فقط فضیلت علی را بگویید دیگر چه کار دارید، من نمی دانم این ها کجا بزرگ شدند!

خداوند اقای سلیمانی امام جمعه سابق زاهدان را رحمت کند ایشان می گفت بعد از قضیه تاسوکی که بیست و چند نفر را به دستور ریگی سر بریدند و سرهای بریده شان را هم در فضای مجازی منتشر کردند.

ایشان می گفت در میان جمعیت زیادی که حاضر بودند من گفتم این‌ها در کدام استبطل درس خواندند؟ به ایشان گفتم اقای سلیمانی عین همین عبارت را گفتی؟ گفت بله عین همین عبارت را گفتم!

بعضی‌ها را نمی دانیم قضیه شان چه است، یک جمله حضرت امام و رهبری را که در یک جلسه علمی و این ها گفته شده همان را می گیرند و دهها مطلب و صحبت این بزرگان را رها می کنند.

حضرت امام یک مرتبه به یک مناسبتی مطلب و جمله ای را گفته اگر از آن جمله بوی این می آید که ما نباید از خلافت علی بگوییم همین یک جمله را می گیرند. می گویند ببینید امام گفته از خلافت علی نباید دم بزنید.

اما در صد جای دیگر امام در رابطه با خلافت علی حرف زده است آن را نمی گویند. این که دیگر آخرین وصیتنامه و آخرین نظر حضرت امام است می فرماید اگر عذری برای جاهلان بی خبر باشد برای علمای مذاهب نیست این فرمایش امام است.

ملاحظه بفرمایید مطلبی که نشان دادم متن وصیتنامه سیاسی – الهی حضرت امام است. اگر این را هم قبول ندارند متنی که در مجلسی خبرگان رهبری توسط مقام معظم رهبری قرائت شد ببینند این مطلب هست یا نیست!

به تعبیر هم حضرت امام و هم آیت الله خویی آن‌های که به تقلید از آبا و به تقلید از علما عقیده دارند که مراد از ولایت علی محبت است این‌ها فردای قیامت اگر گناهان دیگری نداشته باشند اهل بهشت هستند به شرط این که اهل نصب و عداوت اهل بیت نباشند.

شاید در این زمینه سی چهل تا روایت داریم، آن دسته از اهل سنتی که قائل به امامت علی نیستند ولی عداوت علی را هم در دل ندارند به حق علی قسم می خورم این عین عبارت امام صادق (سلام الله علیه) است فردای قیامت این ها اگر گناهان دیگری که مستوجب عذاب باشد نداشته باشند وارد بهشت می شوند.

امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید بهشت یک در مخصوص دارد این در برای غیره شیعه‌ها است. مسیحی، یهودی و افراد دیگر باشند در صورتی که عداوت اهل بیت را نداشته باشند و کارهای خوب انجام داده باشد مثلا چند تا یتیم را سرپرستی کرده، بیمارستان و کارهای عام المنفعه انجام داده این فرد بهشتی است.

یک فردی که ولایت علی به گوشش نرسیده و اگر هم رسیده تصور کرده که مراد از ولایت، محبت است و علی را دوست دارد، شما می بینید که خیلی از اقایان اهل سنت ایام عاشورا عزاداری دارند، در غدیر این ها جشن و سرور دارند، یک سری از سلفی‌ها و وهابی‌ها بحث شان جدا است ولی غالب اهل سنت محبت امیر المؤمنین را از واجبات می دانند.

به نظرم فرمایش حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) مسئله را تمام کرده است دیگر احتیاج به هیچ توضیح نیست. نه من بخواهم توجیه دیگر کنم و نه مُنّی‌ها و نه آقایان اهل سنت. به قولی امام شسته، رفته و آب پاک روی دست همه ریخته است!

مجری:

فرصت مان هم کم است از طریق واتساب هم عزیزی به اسم آقای نجیب حسینی از افغانستان پیام فرستادند و پرسیدند آیه ای که در قرآن راجع به عقد موقت آمده سنی‌ها می گویند آیه راجع به نکاح دائمی است می شود توضیح بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این که نظر ایشان چه است نمی دانم ولی من عین عبارت را از بزرگان اهل سنت برای تان بخوانم تفسیر امام قرطبی جلد 5 صفحه 130 آیه:

(فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً...)

و زناني را که متعه [= ازدواج موقت‌] مي‌کنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد.

سوره نساء (4): آیه 24

«وقال الجمهور: المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام»

الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج5، ص130

باز تفسیر فتح القدیر شوکانی در مورد تفسیر آیه (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً...) می گوید:

«(فآتوهن أجورهن) أي مهورهن وقال الجمهور إن المراد بهذه الآية نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام»

فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني الوفاة: 1250، دار النشر: دار الفكر – بيروت، ج1، ص449

همچنین تفسیر طبری جلد 5 صفحه 12:

«فما استمتعتم به منهن قال يعني نكاح المتعة»

جامع البيان عن تأويل آي القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1405، ج5، ص12

همچنین «درالمنثور سیوطی» دارد مراد نکاح متعه است. همچنین از «عبدالله ابن مسعود» است می گوید ما در زمان پیامبر متعه می کردیم.

«...قال سمعت جَابِرَ بن عبد اللَّهِ يقول كنا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ الْأَيَّامَ على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ حتى نهى عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف:  مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج2، ص1023، ح1405

در زمان پیامبر به زن‌ها یک مشت خرما به عنوان مهریه می دادیم، یک چارک و یا نیم کیلو آرد به عنوان مهریه می دادیم و صیغه می کردیم. این کار در زمان پیامبر بود و در زمان ابی بکر هم بود تا این که آقای عمر ابن خطاب در رابطه با عمرو ابن حریث نهی کرد.

از قول جناب عمر است:

«مُتْعَتَانِ كَانَتَا على عَهْدِ رسول اللَّهِ وأنا أنهى عنهما وَأُعَاقِبُ عَلَيْهِمَا مُتْعَةُ النِّسَاء وَمُتْعَةُ الْحَجِّ»

المحلى، اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي؛ ج 7، ص 107

«وَرُوِيَ أَنَّ عُمَرَ قَالَ: مُتْعَتَانِ كَانَتَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَفَأَنْهَى عَنْهُمَا، وَأُعَاقِبُ عَلَيْهِمَا؛ مُتْعَةُ النِّسَاءِ، وَمُتْعَةُ الْحَجِّ»

الكتاب: المغني؛ المؤلف: أبو محمد موفق الدين عبد الله بن أحمد بن محمد، الشهير بابن قدامة المقدسي (المتوفى: 620هـ)، ج15، ص254

دو تا متعه در زمان پیغمبر بود من آن‌ها را حرام می کنم.

 در کتاب «المغنی» از کتاب‌های فقهی حنفی‌ها است ملاحظه کنید از قول آقای عمر ابن خطاب دارد: «مُتْعَتَانِ كَانَتَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَفَأَنْهَى عَنْهُمَا، وَأُعَاقِبُ عَلَيْهِمَا» گفت دیگر اجازه نمی دهم کسی متعة الحج و متعة النساء انجام دهد هر کس انجام بدهد عقاب می کنم!

مجری:

حضرت استاد! خیلی ممنونم از شما سایه تان مستدام باشد خیلی استفاده کردیم، بهره بردیم و تشکر می کنم از تک تک شما عزیز بیننده که امشب هم برنامه حبل المتین را همراهی فرمودید. در پناه حضرت حق و زیر سایه اقا جانمان حضرت مرتضی علی باشید خدا نگهدار!


اهمیت ولایت و امامت در منابع شیعه و اهل سنت>

حبل المتین امامت ولایت شیعه ماه رمضان آیت الله شاه آبادی اسم اعظم اهمیت ولایت استبصار دعوت به تشیع متعه