سایر قسمت ها
شهادت امام جواد علیه‌السلام، وجوه شباهت در حدیث سفینه (شباهت در استکبار قوم حضرت نوح و اهل بیت علیهم‌السلام) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و هفتاد و نهم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای صفائی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین 27 02 1405 (قسمت 279)

عنوان: شهادت امام جواد (علیه‌السلام)، وجوه شباهت در حدیث سفینه «شباهت در استکبار قوم حضرت نوح و اهل بیت (علیهم‌السلام)»

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای سید محمد صفایی

کلیدواژها:

حبل المتین؛ امامت؛ امام جواد ع ؛ پیوند آسمانی؛ حدیث سفینه؛ وجوه شباهت؛ ملاک نجات؛ استکبار؛ دوازده خلیفه؛ حجه الوداع؛ حدیث دوات و قلم؛ یوم الخمیس؛ خلافت؛ مناظره!

فهرست عناوین بحث:

1-     طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

2-     عرض ارادت به امام جواد (سلام الله علیه)

3-     معرفی موسوعه امام جواد (علیه السلام)

4-     سالروز ازدواج امیر المؤمنین (سلام الله علیه) و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)

5-     خلاصه ای از مباحث گذشته

6-     استکبار قوم نوح و شباهت آن استکبار در مورد اهل بیت(سلام الله علیه)

7-     تماس بینندگان برنامه

8-     اقوال پیرامون آیه (الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)

9-     هرکدام از مذاهب می‌گویند ما حق و فرقه ناجیه هستیم!

10-  توصیه به در صحنه بودن مردم، تشکر از قوه قضائیه به خاطر عملکرد خوبش

مجری:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ، السَّلَامُ عَلَى حَبْلِ اللَّهِ الْمَتِين‏ وَ صِرَاطُهُ الْمُسْتَقِيم‏!

عرض سلام و وقت بخیر داريم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند، فرهیختگان مؤمنین و مؤمنات در اقصی نقاط جهان، عرض تسلیت و تعزیت ما را پذیرا باشید به مناسبت شام شهادت حضرت جواد الأئمة ابن الرضا (علیهم السلام) ابتدا به محضر مولای مان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) عرض تسلیت و تعزیت داریم خدمت شما بزرگواران!

امشب به روال یک شنبه‌ شب‌ها با برنامه «حبل المتین» از شهر مقدس قم جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم.

 به مانند همیشه در محضر استاد گرانقدر و معظم آیت الله دکتر حسینی قزوینی خواهیم بود ان شاء الله ادامه درس های از امامت و ولایت را در خدمت شما خواهیم بود. جناب استاد سلام عرض می کنم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

ü       طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

طبق برنامه همیشگی مان طلیعه عرائض مان با یادی از صدیقه طاهره آغاز می کنیم، باشد که یک لحظه ای از این برنامه ها و یک میلیاردم ثانیه مورد توجه آن فاطمه سیدة نساء العالمین قرار بگیرد گوشه چشمی به ما و بینندگان عزیز ما و ملت ما بکند کفایت می کند.

اجر پاداش رسالت شعله آذر نبود * این همه آزار حق دخت پیغمبر نبود

چهره انسیة الحوراء و ضرب دست دیو * فاطمه آخر مگر محبوبه داور نبود

فاطمه نقش زمین گردیده مولا گفت آه * حیف حیف آن جا جناب حمزه و جعفر نبود

از فشار در همه اعضای او در هم شکست * فضه را می خواند بالای سرش مادر نبود

دست او بشکست اما دست مولا را گشود * غیر او کس را توان یاری حیدر نبود

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

ü       عرض ارادت به امام جواد (سلام الله علیه)

با توجه به این که شام شهادت امام جواد (سلام الله علیه) هست دوستان برنامه های مختلفی داشتند ان شاء الله خدای عالم از همه و از ما هم به شایستگی بپذیرد. دو روایت خیلی ناب از امام جواد عرض می کنیم هدیه به روح پاک جواد الأئمه

«قَالَ الْجَوَادُ(سلام الله علیه) نِعْمَةٌ لَا تُشْكَرُ كَسَيِّئَةٍ لَا تُغْفَرُ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج68، ص53

یکی از وظائفی که خدا برای ما قرار داد شکرانه نعمت است تلاش کنیم هر نعمتی از خدای عالم به ما می رسد یعنی همه وجود، حرکت، نفس کشیدن، حرف زدن و همه چیز ما نعمت است.

(وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ)

و اگر نعمت هاي خدا را بشماريد، هرگز نمي ‌توانيد آنها را احصا کنيد؛ خداوند بخشنده و مهربان است!

سوره نحل (16): آیه 18

اگر نعمت ها را بخواهیم بشماریم قابل شمارش نیست حتی اگر کسی به شما خدمتی می کند می گوید شما بلافاصله از او تشکر کنید تشکر از او تشکر از خداست.

«من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج110، ص429

کسی اگر شکرانه نعمت بندگان خدا را نکند نعمت خدا را شکرگذاری نکرده است. امام جواد می فرماید نعمتی که شکر آن به جای نیاید همانند گناه لا یغفر (نابخشودنی) است.

این عبارت خیلی سنگین است، خیلی از گناهانی هست که روزانه صدها و هزاران مورد مرتکب می شویم توجه به گناه نداریم آن وقت چه گناهی؟ «كَسَيِّئَةٍ لَا تُغْفَرُ.، مثل گناهی است که بخشیده نمی شود.

لذا تلاش مان این باشد دو توفیق خدا به ما عنایت کند و بتوانیم این را انجام بدهیم یکی استغفار در همه حالات است دیگری شکرانه نعمت الهی است این روایت در «بحار»، جلد 68، صفحه 53، حدیث 69 آمده است.

روایت دیگر خیلی تکان دهنده هست حضرت فرمود:

«مَوْتُ الْإِنْسَانِ بِالذُّنُوبِ أَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالْأَجَلِ وَ حَيَاتُهُ بِالْبِرِّ أَكْثَرُ مِنْ حَيَاتِهِ بِالْعُمُر»

مكارم الأخلاق‏؛ نويسنده: طبرسى، حسن بن فضل‏ (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: شريف رضى‏، قم: 1412ق/ 1370ش، ص362

انسان هایی که در اثر گناه از دنیا می روند بیشتر از انسان هایی هستند که با اجل طبیعی از دنیا می روند خیلی عجیب است. یعنی در اثر عاق والدین یا عاقل ولد فرقی نمی کند بی احترامی به پدر و مادر، بی احترامی به دیگران، قطع رحم، بد گویی پشت سر دیگران، خوردن حرام هر گناهی که این ها در تعیین سرنوشت ما اثر دارد.

دارد انسان هایی که در اثر گناه از دنیا می روند بیشتر از کسانی هستند که با اجل طبیعی از دنیا می روند.

 این که گرفتار گناه هستیم در او شکی نیست ولی یک جمله ای حضرت امیر جد بزرگوار امام جواد (سلام الله علیه) دارد جمله خیلی زیبا و شیرینی است این را باید بنویسیم روی میز کارمان بگذاریم جایی که می خوابیم بالای سرمان بچسبانیم. پروفایل موبایل مان بگذاریم. امیر المؤمنین می فرماید:

«لَكَ الْعُتْبَى لَا أَعُودُ فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَةِ وَ الْعَفْوِ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج82، ص260

«لَكَ الْعُتْبَى حَتَّى تَرْضَى»، خدایا معذرت می خواهم از گناهانی که کردم قول می دهم بر این که دیگر گناه نکنم بعد می فرماید: «فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَةِ وَ الْعَفْوِ»؛ خدایا منِ علی اگر دوباره گناه کردم تو هم به مغفرت و رحمتت بر گرد.

ما همواره خودمان را عین ربط به خدای عالم بدانیم اگر توفیق او نباشد هیچ کاری از ما ساخته نیست. این توفیقات هم همه از کانال مولای مان ولی عصر (ارواحنا فداه) به ما می رسد.

 الان منی که دارم حرف می زنم شما که دارید عرائض من را می شنوید قطعاً این یک توفیقی است بواسطه حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) به ما می رسد.

اگر بنا باشد این حرف ها و برنامه ما مقبول هم باشد واسطه قبولی هم حضرت ولی عصر است و فردای قیامت هم حساب و کتاب هر عصری با امام عصر آن عصر است. در قرآن می خوانیم:

(إِنَّ إِلَينَا إِيابَهُمْ * ثُمَّ إِنَّ عَلَينَا حِسَابَهُمْ)

به يقين بازگشت (همه) آنان به سوي ماست، و مسلما حسابشان (نيز) با ماست!

سوره الغاشیة (88): آیات 25 و 26

همه مردم پیش ما می آیند حساب شان ماست. در زیارت جامعه کبیره می خوانیم:

«وَ إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُم‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص612

فردای قیامت حساب و کتاب ما با مولای مان حضرت ولی عصر است هر چه بتوانیم رابطه مان را با حضرت ولی عصر بیشتر کنیم هم دنیای ما آباد است چون در دنیا هر نعمتی بناست به ما برسد واسطه اوست.

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى‏ وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنْهُ إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص612

تمام نعمت های ما از کانال مولای مان ولی عصر (ارواحنا فداه) است.

دوستان عزیز تلاش کنیم (استغفار استغفار استغفار) بعضی از بزرگان هم توصیه می کنند گناهی اگر از شما سر می زند تلاش کنید برای هر گناه یک صدقه کنار بگذارید. سر بچه داد می کشید ده تومان، پنجاه تومان صدقه کنار بگذارید. به سر همسرت عصبانی می شوی، خدای نا کرده غیبت می کنی استغفار کن یک صدقه ای هم کنار بگذار خود این صدقه باعث بخشش گناهان می شود.

ولذا این جمله امام جواد را داشته باشیم «نِعْمَةٌ لَا تُشْكَرُ كَسَيِّئَةٍ لَا تُغْفَرُ» نعمتی که شکرش به جا نیاید همانند گناه نابخشودنی است. «مَوْتُ الْإِنْسَانِ بِالذُّنُوبِ أَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالْأَجَل‏» انسان های که در اثر گناه از دنیا می روند بیشتر از انسان هایی هستند که با اجل طبیعی از دنیا می روند.

مجری:

احسنتم ممنون و متشکر حضرت استاد اشاره ای به شهادت امام جواد (علیه السلام) داشتند و احادیث گرانبهاء البته دوستان میان برنامه ای را آماده کردند با همین موضوع با معرفی «موسوعه امام جواد (علیه السلام)»

ü      معرفی موسوعه امام جواد (علیه السلام)

موسوعه امام جواد (علیه السلام) اثری ارزشمند از مجموعه تألیفات مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هست که تحت اشراف آیت الله «خزعلی» و با نظارت علمی آیت الله حسینی قزوینی و گروهی از پژوهشگران جمع آوری و در سال 1381 به چاپ رسیده است.

این اثر علمی و پژوهشی در دو جلد و در ضمن نُه فصل به رشته تحریر در آمده است. جلد اول این موسوعه شامل چهار فصل است که فصل اول آن به نسب و احوالات امام جواد (علیه السلام) از تولد تا شهادت پرداخته است.

در فصل دوم به فضائل حضرت امام محمد تقی (علیه السلام) پرداخته شده است که عناوین آن مشتمل بر فضائل، نصوص و نشانه های امامت، معجزات، زیارت و توسل به آن حضرت است. فصل سوم که از مهم ترین فصل های این اثر پژوهش محور می باشد شامل سیره و روش های اجتماعی امام جواد (علیه السلام) هست که مشتمل بر سیره اجتماعی امام در رفتار، عبادت، صدقه، دعا، تسبیح، معاشرت با همسران، فرزندان و غلامان و آدابی نیکو در رفتار شخصی و مراودات اجتماعی، تعامل با خلفاء و کسانی که آن حضرت، آن ها را در سخنان خود ستوده و یا سرزنش کرده و افراد مورد اعتماد ایشان است.

فصل چهارم این موسوعه در باب عقائد به نگارش در آمده و مشتمل بر توحید، نبوت، امامت و معاد است.

 جلد دوم این اثر فاخر در پنج فصل گردآوری گشته و با مبحث احکام آغاز می گردد. در فصل پنجم این موسوعه روایات حضرت امام جواد (علیه السلام) در ابواب مختلف فقه از مقدمات فقه و طهارت تا حدود و دیات گردآوری شده است.

فصل ششم این اثر ارزشمند شامل قرآن و ادعیه است که در آن روایات حضرت جواد (علیه السلام) در خصوص قرآن و تفسیر آیات، دعاها و ذکرهایی که ایشان در مکان ها، زمان ها و مناسبت های گوناگون قرائت می کردند جمع آوری شده و همچنین حرز و تعویذها فصل دیگر مباحث این فصل را تشکیل می دهد.

فصل هفتم در باب موعظه، پند و اندرزهای امام در مسائل مختلف و همچنین روایات طبی آن حضرت است.

 فصل هشتم این موسوعه دارای دو باب در مناظرات و پیام های امام جواد (علیه السلام) است این فصل مشتمل بر ده عنوان بوده که در احتجاجات، مناظره ها و نامه های آن حضرت نگارش گشته است.

فصل پایانی روایت هایی است که حضرت امام جواد (علیه السلام) از اجداد طاهرین خود و از دیگران نقل کرده است به طور خلاصه می توان گفت که این اثر ارزشمند معجم و دائرة المعارفی است که هر چه به امام جواد (علیه السلام) مرتبط می باشد را جمع آوری نموده است.

جهت مشاهده این اثر ارزشمند به سایت آیت الله حسینی قزوینی قسمت آثار و تألیفات مراجعه فرمایید.

مجری:

معرفی موسوعه امام جواد (علیه السلام) را دیدیم و شنیدیم که به همت استاد عالیقدر آیت الله حسینی قزوینی گردآوری شده است ان شاء الله همه محققان و پژوهشگران می توانند جهت آشنایی بیشتر با امام جواد (علیه السلام) این موسوعه را به صورت رایگان از سایت حضرت استاد دریافت کنند و ذخیره کنند و ان شاء الله استفاده کنند.

به موضوع برنامه حبل المتین بپردازیم در حقیقت موضوع حدیث سفینه بود جلسات متعددی را حضرت استاد نکاتی از حدیث سفینه اشاره ای داشتند. ابتدا تقاضا می کنم خلاصه ای از جلسات گذشته بفرمایید و این که به کجا رسیدیم و ان شاء الله ادامه مباحث گذشته را در خدمت شما هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

قبل از پرداختن به پاسخ جناب حاج آقا صفائی بزرگوار امشب هم در ضمن این که شام غریب شهادت آقا جواد الائمه (سلام الله علیه) بود شاید بشود گفت بعد از سید الشهداء مظلوم ترین معصوم بود که توسط همسرش «ام الفضل» دختر «مأمون» در خانه خودش به شهادت رسید، طوری که هر چه آقا امام جواد اصرار کرد یک جرعه آب به او بدهند کسی که توسط زهر مسموم می شود تشنگی بر او غلبه پیدا می کند جگرش از تشنگی می سوزد.

هر چه فریاد زد ناله کرد «ام الفضل» یک جرعه آب بده ولی این خبیثه اولین و آخرین که خدا این سه خبیثه را به اشد مجازات گرفتار کند نه تنها آبی نداد دستور داد کنیزها شروع کردند با صدای بلند اشعار و ترانه خواندن که صدای ناله امام جواد به گوش کسی نرسد. دوستان ما قطعاً صحبت کردند.

ü      سالروز ازدواج امیر المؤمنین (سلام الله علیه) و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)

مسئله دوم که امشب، شب ازدواج امیر المؤمنین و صدیقه طاهره (سلام الله علیها) هست روایتی در «تاریخ یعقوبی»، جلد 2، صفحه 41 می گوید:

«وقد كان جماعة من المهاجرين خطبوها إلى رسول الله فلما زوجها عليا قالوا في ذلك فقالوا رسول الله ما أنا زوجته ولكن الله زوجه وقدم العباس بن عبد المطلب بزينب بنت رسول الله»

تاريخ اليعقوبي؛ اسم المؤلف: أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح اليعقوبي الوفاة: 292، دار النشر: دار صادر – بيروت، ج2، ص41

عده ای از «مهاجرین» به خواستگاری صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آمدند نام شان را نمی خواهیم ببریم نام بعضی ها آمده است. رسول اکرم دست رد بر سینه همه زد.

«فلما زوجها عليا»، زهرا را وقتی به ازدواج علی در آورد «قالوا فی ذلک» شروع به فتنه گری کردند چرا رسول اکرم دخترش را به من نداد دیگری گفت چرا دخترش را به برادر من نداد و ... شروع کردند یک سری اعتراض ها به خود نبی مکرم کردند.

 در بعضی از منابع داریم نبی مکرم بالای منبر رفت فرمود « ما أنا زوجته» یا بعضی از جاها دارد «وَ الله مَا أنَا زَوَّجْتُه»، نبودم زهرا را به ازدواج علی در آوردم «ولكن الله زوجه» خدای عالم زهرای مرضیه را به عقد علی در آورد.

یا تعبیر دیگری است:

«أنّ اللّه سبحانه زوجه إياها من فوق سبع سماوات‏»

خدای عالم، زهرا را بر فوق هفت آسمان ها به عقد علی در آورد.

«و كان الخاطب لها جبرئيل‏ و كان ميكائيل و إسرافيل في سبعين ألفا من الملائكة من شهودها»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج1، ص123

کسی که به خواستگاری زهرا برای علی رفته بود جبرئیل بود. «و كان ميكائيل و إسرافيل في سبعين ألفا من الملائكة من شهودها» خواستگار برای زهرا از طرف علی، جبرئیل است میکائیل و اسرافیل با هفتاد هزار مَلک هم شهادت می دادند و شاهد این ازدواج بودند.

 این ازدواج را هم به امیر المؤمنین، صدیقه طاهره و ائمه اطهار بویژه آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) و به همه فرزندان حضرت زهرا تبریک می گوییم.

خدا را قسم می دهیم به آبروی امیر المؤمنین و فاطمه زهرا تمام جوان های که دم بخت هستند آرزوی تشکیل زندگی دارند خدا به حق زهرای مرضیه و امیر المؤمنین مقدمات ازدواج آن ها را فراهم کند.

آن های که عقد کردند مشکلات مالی برای مسکن و ... دارند خدا را قسم می دهیم به آبروی این دو نور مبارک مقدمات تشکیل زندگی آن ها را هم فراهم بکند. آن های که زندگی تشکیل دادند به آبروی حضرت زهرا هر روز بر صفا و صمیمیت شان بیافزاید.

آن های که اختلاف در زندگی دارند خدایا قسمت می دهیم به آبروی زهرای مرضیه و صدیقه طاهره هرگونه اختلاف و ناهنجاری ها و مشکلات در زندگی برای هر زن و مرد، دختر و پسری هست خدایا امشب به احترام امیر المؤمنین و زهرای مرضیه بر طرف کن!

مجری:

ان شاء الله شب اول ماه ذی الحجه بسیار مبارک هست نماز دو رکعتی هم در بین مغرب و عشاء وارد شده است ان شاء الله عزیزان ملتزم باشند به زودی زود هم حج بیت الله الحرام، زیارت مدینه منوره، ائمه بقیع (علیهم السلام) همچنین زیارت امام جواد (علیه السلام) ان شاء الله در شهر مقدس «کاظمین» نصیب و روزی بشود.

ü      خلاصه از مباحث گذشته

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بحث ما در رابطه با حدیث سفینه بود رسول گرامی فرمود:

«مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق‏»

الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص60

داستان اهل بیت من همانند داستان کشتی نوح هست هر کس سوار شد نجات پیدا کرد، هر کس جا ماند هلاک شد. اهل بیت من هم ملاک نجات هستند هر کس تمسک به اهل بیت من کرد نجات پیدا کرد و هر کس از اهل بیت من جدا شد هلاک شد.

 گفتیم پانزده مورد وجه شباهت میان کشتی نوح و اهل بیت عصمت و طهارت می شود تصور کرد. این به ذهن ما و دوستان مان می رسد شاید افرادی بیش از این بتوانند وجه شبهی درست کنند. این ها را طبق آیات قرآن و احادیث مربوط به اهل بیت تطبیق دادیم شباهت اول آیه شریفه 64 سوره اعراف:

(فَكَذَّبُوهُ فَأَنْجَينَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا عَمِينَ)

اما سرانجام او را تکذيب کردند؛ و ما او و کساني را که با وي در کشتي بودند، رهايي بخشيديم؛ و کساني که آيات ما را تکذيب کردند، غرق کرديم؛ چه اينکه آنها گروهي نابينا (و کوردل) بودند.

سوره اعراف (7): آیه 64

قرآن می فرماید ما حضرت نوح و همراهانش که ایمان آورده بودند در درون کشتی آن ها را نجات دادیم و تکذیب کنندگان را هم غرق کردیم.

 اهل بیت هم این چنین هستند کسانی که به اهل بیت ایمان آوردند سخنان اهل بیت را قبول کردند نجات پیدا می کنند هر کس با اهل بیت میانه خوبی نداشتند مورد اذیت اهل بیت شدند «مَنْ آذَى عَلِيّاً فَقَدْ آذَانِي‏»

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(سلام الله علیه): أَ وَ تَظُنُّ يَا بُرَيْدَةُ أَنَّهُ لَا يُؤْذِينِي إِلَّا مَنْ قَصَدَ ذَاتَ نَفْسِي أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ عَلِيّاً مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ، وَ أَنَّ مَنْ آذَى عَلِيّاً فَقَدْ آذَانِي [وَ مَنْ آذَانِي‏] فَقَدْ آذَى اللَّهَ، وَ مَنْ آذَى اللَّهَ- فَحَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُؤْذِيَهُ بِأَلِيمِ عَذَابِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ»

التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري (عليه السلام)؛ نویسنده: حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، محقق /مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص137

رسول اکرم فرمود آن های که علی را اذیت کردند من را اذیت کردند قرآن هم به صراحت می گوید:

(وَالَّذِينَ يؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ)

و آنها که رسول خدا را آزار مي‌ دهند، عذاب دردناکي دارند!

سوره توبه (9): آیه 61

آن‌های که پیغمبر را اذیت می کنند عذاب دردناکی دارند. دانه دانه این ها را بحث کردیم.

 شباهت دوم آیه شریفه: (وَجَعَلْنَاهُمْ خَلَائِفَ) بود

(فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّينَاهُ وَمَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلَائِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا فَانْظُرْ كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ)

اما آنها او را تکذيب کردند! و ما، او و کساني را که با او در کشتي بودند، نجات داديم؛ و آنان را جانشين (و وارث کافران) قرار داديم؛ و کساني را که آيات ما را تکذيب کردند، غرق نموديم! پس ببين عاقبت کار کساني که انذار شدند (و به انذار الهي اهميت ندادند)، چگونه بود!

سوره یونس (10): آیه 73

ما نجات یافتگان کشتی را خلائف قرار دادیم. از آن طرف نسبت به اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود:

«انى تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ ما بين السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أو ما بين السَّمَاءِ إلى الأَرْضِ وعترتي أَهْلُ بيتي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 181

این شباهت‌ها را جلسه اول مفصل مطرح کردیم دوستان می توانند به سایت «شبکه جهانی ولایت» و «سایت مؤسسه تحقیقات حضرت ولی عصر» مراجعه کنند.

در جلسه گذشته شباهت نهم را مطرح کردیم حضرت نوح نسبت به فرزندشان عرضه داشت:

«وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ)

نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه حکم ‌کنندگان برتري!»

سوره هود (11): آیه 45

فرزندم اهلم هست خدا خطاب کرد نه آن اهلیت نبوت را ندارد و جزء غرق شده ها هست. گفتیم کسانی که فرزند پیغمبر و امام باشند اگر راه پیغمبر و امام را نروند قطعاً جزء هلاک شده ها هستند هیچ تفاوتی نمی کند.

«... فقلت يا سيدي مثلك من يقول هذه المقالة وأنت من أهل بيت النبوة ومعدن الرسالة قال هيهات يا أصمعي إن الله خلق الجنة لمن أطاعه وإن كان عبدا حبشيا وخلق النار لمن عصاه وإن كان ولدا قرشيا أما سمعت قول الله عز وجل ) فإذا نفخ في الصور فلا أنساب بينهم»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج41، ص359

 «إن الله خلق الجنة لمن أطاعه وإن كان عبدا حبشيا وخلق النار لمن عصاه وإن كان ولدا قرشيا» خدا بهشت را برای مطیعین آورده است ولو این که یک بنده حبشی باشد، آتش هم برای گنهکاران هست ولو این که سید قرشی باشد هیچ تفاوتی ندارد.

 «اسماعیل» فرزند امام صادق (سلام الله علیه) هست آن همه مذمت از زبان امام صادق نسبت به «اسماعیل» است.

«جعفر» فرزند امام هادی است به عنوان «جعفر کذاب» مطرح می شود. فرزند امام، برادر امام و عموی امام است ولی:

پسر نوح با بدان بنشست * خاندان نبوتش گم شد

شباهت دهم در رابطه با مطالبی که نسبت به حضرت نوح گفتند اگر دست از نبوت بر نداری تو را سنگسار می کنیم. همین تعبیر را هم نسبت به اهل بیت امیر المؤمنین بوده است ظاهراً به شباهت سیزدهم رسیدیم.

مجری:

پس دوازده مورد قبلی در برنامه های گذشته مطرح شده است عزیزان اگر خواستند رجوع کنند «سایت شبکه جهانی حضرت ولی عصر» تمام برنامه های حبل المتین آرشیو شده است و مورد سیزدهم استکبار قوم نوح هست طبق آیه شریفه ان شاء الله جناب استاد این استکبار را از منظر اهل بیت (علیهم السلام) بیان می فرمایند.

ü      استکبار قوم نوح و شباهت آن استکبار در مورد اهل بیت(سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با بحث استکبار قوم نوح، خدای عالم در سوره نوح دارد بر این که حضرت نوح می گوید:

(وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا)

و من هر زمان آنها را دعوت کردم که (ايمان بياورند و) تو آنها را بيامرزي، انگشتان خويش را در گوش هايشان قرار داده و لباس هايشان را بر خود پيچيدند، و در مخالفت اصرار ورزيدند و به شدت استکبار کردند!

سوره نوح (71): آیه 7

هر چه به این ها می گویم به خدا ایمان بیاورید، نجات پیدا کنید، غرق و هلاک نشوید هم در دنیا هم در آخرت (جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ) انگشتان شان را در گوش شان می گذارند که صدای منِ پیغمبر را نشنوند (وَاسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ) لباس هایشان را به سرشان می اندازند که صدای من به گوش این ها نرسد.

 (وَأَصَرُّوا) در این لجاجت اصرار دارند (وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا) دارند تکبر می کنند و حاضر نیستند حرف منِ پیغمبر را قبول کنند.

دارد که (جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ) در رابطه با اهل بیت در کتاب «صحیح مسلم» حدیث 1821 رسول اکرم در حجة الوداع (آخرین حج) ظاهراً بنا بود در «منا و عرفات» در رابطه با اهل بیت و امیر المؤمنین مطالبی بیان کند.

ملاحظه کنید با رسول اکرم چه کار کردند؟ «جابر ابن سمره» می گوید با پدرم خدمت رسول اکرم رسیدیم ظاهراً در «عرفات» است حضرت جمعیت را جمع کرد فرمود:

«إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا يَنْقَضِي حَتَّى يَمْضِيَ فِيهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً قَالَ ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلَامٍ خَفِيَ عَلَيَّ قَالَ فَقُلْتُ لِأَبِي مَا قَالَ قَالَ قَالَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْش‏»

امر دین اسلام جز با دوازده خلیفه منقضی نمی شود، یازده و سیزده خلیفه نگفت «ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلَامٍ خَفِيَ عَلَيَّ» جمله ای گفت ولی این جمله به گوش من نرسید در حدیث 1821 می گوید حضرت یک جمله ای فرمود «خَفِیَت عَلَیَّ»

 دوباره روایت بعدی:

«لَا يَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِيزاً إِلَى اثْنَتَيْ عَشْرَةَ خَلِيفَةً»

دوازده خلیفه باید بعد از من بیاید. در حدیث دیگر می گوید:

«فَقَالَ كَلِمَةً صَمَّنَيِهَا النَّاسُ فَقُلْتُ لِأَبِي مَا قَالَ قَالَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْش‏‏»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1452- 1453

در رابطه با قوم حضرت نوح می گوید (جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ) انگشتان شان را در گوش شان گذاشتند صدای پیغمبر به گوش شان نرسد در این جا مخالفین به قدری سر و صدا کردند صدای پیغمبر به گوش مردم نرسد. چه تفاوتی کرد؟

الان کسی سوال کند فرق بین حضرت نوح و کسانی که در صحرای عرفات، رسول اکرم می خواهد در رابطه با دوازده خلیفه خودش صحبت کند این ها را نام ببرد. این ها سر و صدا می کنند تا سخنان رسول اکرم به گوش مردم نرسد.

 خیلی عجیب و جالب است می گوید از پدرم سوال کردم چه گفت؟ گفت فرمود «كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْش‏‏» آیا واقعاً «كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْش‏‏» بوده است؟ یا نه آن چه که در بعضی از مصادر آمد مثل «ینابیع المودة قندوزی» ایشان می گوید:

 «کُلّهُمْ مِنْ بَنی هاشِم»

این دوازده خلیفه همه از «بنی هاشم» هستند نه از «قریش»

ینابیع المودة لذوی القربی؛ نویسنده: القندوزی، تحقیق: سید علی جمال أشرف الحسینی، چاپ: الأولی، 1416، ناشر: دار الأسوة للطباعة والنشر، ج 2، ص 315، ح 908

از «بنی هاشم» باشد مشخص است امیر المؤمنین و یازده فرزند فرزندش یعنی دوازده خلیفه

مجری:

کسی دیگر از «بنی هاشم» مدعی خلافت نبوده است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

هیچ کس نبود «قریش» کسانی که مدعی بودند «ابن حجر عسقلانی» در «فتح الباری» آن چه که ذهنم هست جلد 13، صفحه 182 یا 181 این ها را می خواهد درست کند می گوید چهار تا خلفای راشدین خلیفه پیغمبر بودند پنجمین هم امام مجتبی که پنج خلیفه بودند. بعد معاویه، یزید در آن گیر می کند.

«یزید» قاتل امام حسین مگر می شود خلیفه پیغمبر باشد؟ پیغمبر فرمود بر این که اسلام توسط این ها عزیز می شود آیا اسلام توسط «یزید» عزت پیدا کرد؟ می شمارد می بیند خلفای «بنی امیه» از دوازده نفر بیشتر هستند می بیند فایده ای ندارد. سراغ خلفای «بنی العباس» می آید می گوید این ها دو برابر «بنی امیه» بودند می ماند چه کار کند!

در آخر علمای بزرگی که قبل از خودش بود از «ابن جوزی، ابن مهلب» و ... می گوید علمای ما می گویند هر چه کتاب ها را گشتیم هر کسی که آگاهی داشت سوال کردیم گفتند معنای حرف پیغمبر در مورد دوازده خلیفه را نفهمیدیم چه است؟ مگر پیغمبر داشت معما می گفت شما نفهمیدید؟ مگر خداوند نفرمود:

(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيبَينَ لَهُمْ فَيضِلُّ اللَّهُ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)

ما هيچ پيامبري را، جز به زبان قومش، نفرستاديم؛ تا (حقايق را) براي آنها آشکار سازد؛ سپس خدا هر کس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه، و هر کس را بخواهد (و شايسته بداند) هدايت مي ‌کند؛ و او توانا و حکيم است.

سوره ابراهیم (14): آیه 4

مگر به زبان «عربی» آن جا حرف نمی زد؟ چطور شد آقای «ابن حجر» نفهمیدید چه بود؟ شیعه امامیه افتخارش این است که اسامی ائمه اش طبق حدیث خلفای اثنی عشر است دوازده نفر نه کمتر و نه بیشتر!

 خدا بیامرزد آیت الله «صافی گلپایگانی (قدس الله نفسه)» در کتاب «منتخب الأثر» آورده است روایت هایش را باب به باب شمارش کردم دیدم پنج هزار روایت در رابطه با خلفای اثنی عشر اول آن ها امیر المؤمنین و آخرش حضرت مهدی است ایشان در این کتاب آورده است.

پنج هزار روایت از شیعه و سنی آورده است. آیا در دنیا روایت و خبری که پنج هزار نفر نقل کرده باشد دارید؟ پنج هزار خبرنگار یک موضوعی را نقل کرده باشد اصلاً سراغ دارید؟ چرا نباید زیر حرف حق برویم؟ جناب آقای «ابن حجر»:

گیرم که خلق را بفریبد فریفتی * با دست انتقام طبیعت چه می کنی

نمی دانیم این ها الان در برزخ چه حالی دارند؟ ای کاش یکی از برزخ آمده بود خبر می داد که این ها در چه حال هستند؟ اگر نجات پیدا کردند حاضر هستیم هیچ حرفی نداریم دنبال این ها برویم.

 در سال 74 برای حج واجب مشرف بودیم در «مدینه» مرگز «رابطة العالم الإسلامیة» رفتیم که بزرگ ترین مرکز فرهنگی «عربستان» است مثل «سازمان تبلیغات» ما هست به توان پنجاه.

همیشه می گویم رئیس سازمان می خواهد به مجلس برود باید پنجاه نفر را ببیند آن جا بازرسی کنند تا برود. ولی «رابطة عالم الإسلامیة» در «سازمان ملل» عضو ملل مراقب دارد در «سازمان یونسف و یونسکو» عضو رسمی دارد. کمتر کشور اسلامی یا شاید همه کشورهای اسلامی است که این ها، آن جا نمایندگی نداشته باشند.

تقریباً ساعت ده، یازده آن جا رفتم حدود ده، دوازده نفر از اساتید «دانشگاه مدینه منوره» آن جا بودند با این ها بحث کردیم مطالبی گفتند جواب دادیم. سوال کردیم غالباً جواب ندادند.

بعد جمله ای گفتم، گفتم من شیعه و روحانی آزاد هستم هیچ مسئولیتی هم ندارم اختیارم با خودم است در این جا اگر شما برای من ثابت کنید مذهب آقای «ابو حنیفه» حق است قسم به والله چون قسم به پیغمبر را قبول ندارند گفتم قسم به والله همین جا «حنفی» می شوم.

اگر ثابت کنید مذهب «امام شافعی» حق است والله همین جا «شافعی» مذهب می شوم. ثابت کنید مذهب «امام مالک» حق است همین جا «مالکی» می شوم. ثابت کنید «احمد ابن حنبل» راست می گوید حاضر هستم همین جا جلوی شما «حنبلی» شوم زنگ هم بزنید خبرنگارها را دعوت کنید مصاحبه هم می کنم هیچ حرفی ندارم.

ثابت کنید روش «ابن تیمیه، محمد ابن عبد الوهاب» حق است همین جا «وهابی» می شوم.

دوستان خدا را شاهد می گیرم قسم به روح پاک امام جواد که شب شهادتش است قسم به روح امیر المؤمنین و صدیقه طاهره که شب ازدواج شان هست این دوازده نفر به همدیگر نگاه کردند گفتند نمی توانیم با شما بحث کنیم شما بعد از مغرب این جا بیا استادی داریم الان دانشگاه تدریس می کند با او بحث کنید.

گفتم همه شما استاد دانشگاه هستید دانشجو و عالم عادی هم نیستید این چه مذهبی است نمی توانید حقانیت مذهب تان را برایم ثابت کنید. آن خاطره اصلاً یادم نمی رود، دوست داشتم بروم با استادشان صحبت کنم ولی استخاره کردم، استخاره بد آمد دوستان مان به طرف «مکه» داشتند حرکت می کردند دیدم اگر با یک کاروان دیگر بروم درد سر زیاد داشت.

در هر صورت ...

الان هم می گوییم با هر کدام از این آقایان حاضر هستیم بنشینیم دوستانه صحبت کنیم برایم ثابت کنند بر این که مذهب «حنفی، مالکی و ...» حق است به همه شان احترام می گذاریم بارها گفتم توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت را ذنب لا یغفر (گناه نابخشودنی) می دانیم شبکه های وهابی خیلی تلاش کردند از من نقطه ضعف بگیرند ولی نتوانستند یک جمله اهانت آمیز از من به مذاهب اهل سنت بگیرند.

الحمد لله خدا را شاکریم امیدواریم که ان شاء الله خدا همان طوری که حفظ مان کرده است بعد از این هم حفظ کند.

«حَسْبِي مَنْ هُوَ حَسْبِي حَسْبِي مَنْ لَمْ يَزَلْ حَسْبِي حَسْبِي مَنْ كَانَ مُذْ كُنْتُ حَسْبِي‏»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص305

امیدواریم که بعدش هم خدای عالم کمک مان کند. تعبیری که هست واقعاً آدم نمی داند چه کار کند، مثلاً «مسند احمد»، رسول اکرم در «صحرای عرفات» جمعیت جمع را کرد می خواهد در رابطه با دوازده خلیفه صحبت کند.

«عن عَامِرٍ يَعْنِى الشعبي عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول لاَ يَزَالُ هذا الأَمْرُ عَزِيزاً إلى اثني عَشَرَ خَلِيفَةً فَكَبَّرَ الناس وَضَجُّوا وقال كَلِمَةً خَفِيَّةً قلت لأبي يا أَبَتِ ما قال قال كلهم من قُرَيْشٍ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 98، ح20965

«لَا يَزَالُ هَذَا الْأَمْرُ عَزِيزاً» عزت این اسلام با دوازده خلیفه است «فَكَبَّرَ الناس وَضَجُّوا» مردم شروع کردند تکبیر گفتن و ضجه زدن تا صدای پیغمبر به گوش مردم نرسد!

 امیدواریم که ان شاء الله بعضی از بزرگواران روی این عرائضی که داریم خیلی هم اصرار نمی خواهیم داشته باشیم قرآن به صراحت در سوره زمر دارد:

(فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ)

پس بندگان مرا بشارت ده! همان کساني که سخنان را مي‌ شنوند و از نيکوترين آنها پيروي مي‌ کنند؛ آنان کساني هستند که خدا هدايت شان کرده، و آنها خردمندانند.

سوره زمر (39): آیات 17 و 18

پیغمبر بشارت بده آن های که سخنان مختلف، مذاهب مختلف را می شنوند بهترینش را انتخاب می کنند.

روایت دیگر در «صحیح بخاری»،‌ چاپ «عربستان سعودی» هست رسول اکرم در آخرین لحظات زندگیش فرمود:

«ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَه‏»

قلم و کاغذی بیاورید نامه ای بنویسم که هرگز گمراه نشوید.

«فَاخْتَلَفُوا وَ كَثُرَ اللَّغَط،فَقَالَ: قُومُوا عَنِّي‏»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 1، ص 54، کتاب العلم، باب 39، ح114

با همدیگر اختلاف کردند «وَ كَثُرَ اللَّغَط»، لغَط یعنی چه؟ حرف های بیهوده، پوچ و بی معنا؛ پیغمبر دارد می گوید قلم و کاغذ بیاورید بنویسم چیزی که «لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَه‏» هرگز گمراه نشوید باید مردم با میل، اشتیاق و عشق به جای یک قلم وکاغذ ده ها قلم و کاغذ برای نبی مکرم بیاورند. کاری کردند که حضرت مفتخر به

(وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ)

و تو اخلاق عظيم و برجسته ‌اي داري!

سوره قلم (68): آیه 4

هست فرمود «قُومُوا عَنِّي‏» از خانه من بیرون بروید از من دور شوید. چقدر قلب پیغمبر به درد آمد!

روایت دیگر باز در کتاب «صحیح بخاری» است

«حدثنا إِبْرَاهِيمُ بن مُوسَى حدثنا هِشَامٌ عن مَعْمَرٍ وحدثني عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ حدثنا عبد الرَّزَّاقِ أخبرنا مَعْمَرٌ عن الزُّهْرِيِّ عن عُبَيْدِ اللَّهِ بن عبد اللَّهِ عن بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما قال لَمَّا حُضِرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وفي الْبَيْتِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ قال النبي صلى الله عليه وسلم هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ فقال عُمَرُ إِنَّ النبي صلى الله عليه وسلم قد غَلَبَ عليه الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ فَاخْتَلَفَ أَهْلُ الْبَيْتِ فَاخْتَصَمُوا منهم من يقول قَرِّبُوا يَكْتُبْ لَكُمْ النبي صلى الله عليه وسلم كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ وَمِنْهُمْ من يقول ما قال عُمَرُ فلما أَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَالِاخْتِلَافَ عِنْدَ النبي صلى الله عليه وسلم قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُومُوا قال عُبَيْدُ اللَّهِ فَكَانَ بن عَبَّاسٍ يقول إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ ما حَالَ بين رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لهم ذلك الْكِتَابَ من اخْتِلَافِهِمْ وَلَغَطِهِمْ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 5، ص 2146، بَاب قَوْلِ الْمَرِيضِ قُومُوا عَنِّي،باب شماره 17، ح5345

 «ابن عباس» می گوید: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ ما حَالَ بين رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لهم ذلك الْكِتَابَ من اخْتِلَافِهِمْ وَلَغَطِهِمْ»، تمام مصیبت جهان اسلام روزی شروع شد که نگذاشتند پیغمبر آن نامه را بنویسد. در نامه چه چیزی می خواست بنویسد؟ ما نمی گوییم «ابن حجر» می گوید آقایان ده تا «ابن حجر» ندارند یک «ابن حجر» دارند ما هم یک «شیخ طوسی» داریم.

ایشان در «شرح صحیح بخاری» در ذیل حدیث 114 می گوید:

«أراد أن ينص على أسامي الخلفاء بعده حتى لا يقع بينهم الاختلاف»

فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج1، ص209

پیغمبر در آن نامه می خواست اسامی خلفای خودش را بنویسد از این بهتر و زیباتر؟ «حتى لا يقع بينهم الاختلاف»، تا بعد از پیغمبر نسبت به خلفاء کسی اختلاف پیدا نکند می خواست اسامی خلفاء را بنویسد. «وَ كَثُرَ اللَّغَط» خیلی سخت است.

همچنین «قسطلانی» صاحب کتاب «ارشاد الساری شرح صحیح بخاری»، جلد 1 می گوید:

«اكتب لكم كتابا فيه النص علي الائمة بعدي»

إرشاد الساري لشرح صحیح البخاري؛ المؤلف: شهاب الدین احمد بن محمد القسطلاني (المتوفی 923 هـ)، ج1، ص207

پیغمبر می خواست اسامی ائمه بعد از خودش را بنویسد او می گفت خلفای بعد از خودش را بنویسد این می گوید اسامی امام بعد از خودش را بنویسد. ولی سر و صدا کردند نبی مکرم فرمودند «قُومُوا عَنِّي‏ ای ابتعدوا عني» از من دور بشوید از خانه من بیرون بروید.

«ابن عباس» می گوید اساس مصیبت جهان اسلام از آن جا شروع شد ما نمی گوییم. اگر اشتباه هم می کنیم دوستان می توانند روی خط بیایند بگویند به این دلیل و این دلیل حرف های شما اشتباه است با کمال میل و کمال عشق اشتباه ما ثابت کنند ما هم اشتباه خودمان را می پذیریم گردن مان از مو در برابر حق باریک تر هست. این ها خیلی درد است نمی دانیم چه کار باید کرد!!

مجری:

حضرت استاد متشکرم، آیه ای که در این بخش اشاره کردید مرتبط با شواهد سیزدهم آیه 7 سوره مبارکه نوح هست واقعاً بسیار عجیب هست دست ها و انگشتان را در گوش می گذاشتند لباس ها را بر سر می کشیدند اصرار و استکبار می کردند. پناه بر خدا از این که بخواهیم این حالت را داشته باشیم ان شاء الله که همیشه در برابر حق همان طور که جناب استاد فرمودند خاضع و خاشع باشیم.

(میان برنامه)

مجری:

یابن الحسن روحی فداک، متی ترانا و نراک، اوقات شما ان شاء الله در شب اول ماه ذی الحجه الحرام مهدوی باشد. برنامه «حبل المتین» از شبکه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با حضور حضرت آیت الله حسینی قزوینی ادامه می‌دهیم.

اولویت در این بخش و دقایق پایانی با شما بینندگان عزیز و ارجمند هست، اولین تماس آقای «محمدی» از «اصفهان» پشت خط ارتباطی هستن، سلام عرض می کنم وقت شما بخیر بفرمایید.

ü      تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای محمدی از اصفهان – شیعه)

سلام خدمت جناب اقای صفایی و همچنین درود و سلام بر جناب اقای قزوینی بزرگوار، خدا قوت، استاد سوالم این هست با احترام به ترجمه ای که برای آیه شریفه فرمودید و مشهور است (فَبَشِّرْ عِبَادِ) قسمتی از یک آیه هست به دنبالش (الَّذِينَ يسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ)

 آیا ترجمه و معنی دیگری می شود برای آیه گفت؟ از جمله این که با توجه به کلمه (الْقَوْلَ) و این که ابتدای آیه اجتناب از طاغوت و انابه به سوی خداوند متعال هست که این هم یک قول متین هست. بنابراین اتباع به احسان را جنبه عملی آیه تلقی کرد یعنی به طور قوی از طاغوت اجتناب کرد و به صورت عملی به خداوند متعال رو آورد آیا این ترجمه و معنا هم برای آیه مترتب هست یا نه؟ سپاس از برنامه بسیار عالی شما

مجری:

ممنون و متشکرم جناب اقای محمدی از سوالی که مطرح کردید. تماس بعدی آقای «امیر» از «تهران» سلام بر شما بفرمایید.

بیننده: (آقا امیر از تهران – شیعه)

با سلام خدمت شما خسته نباشید، خدمت آقای قزوینی سلام خاصی دارم امیدوارم همه عاقبت بخیر بشویم. مطلبی را که می‌گویم حاجی می داند ولی برای یادآوری هست برای کسانی که برای اولین بار پای گیرنده ها نشستند دارند گوش می کنند. سنی ها می گویند «ابن حزم» همه چیز دان، فقیه، فیلسوف، پیشگو در علم اسلام هست.

ایشان در «اصول احکام»، جلد 7، صفحه 589 می گوید عمر و کسانی که با او موافق بودند باعث محدودیت از خیر و صلاحی شد که از کتاب آسمانی حاصل می شد اگر نوشته می شد مردم را از گمراهی باز می داشت. این موضوع برای ما مایه نگرانی، اندوه و غم عمیقی بوده است.

مثلاً یک نفر را دوست دارم و عاشقش هستم وقتی که فوت می کند به فرزندانش و اقوامش به حرمت آن کسی که دوستش دارم بی احترامی نمی کنم. ولی همان شخص، پیکر پیغمبر هنوز روی زمین بود با دوستانش در سقیفه رفتند و کار خلاف وصیت پیامبر را انجام دادند، چقدر این ها در همان دوران با پیغمبر لج بودند. می دیدند پیغمبر مدام علی علی می کند جان و نفسش را می گوید از همان موقع بغضش را داشتند.

 نمی گویم همه شان ولی اکثر این ها مثل آن ها هستند که در آیه قرآن آمده پیغمبر در «مدینه» منافقین اطرافت را گرفته اند، می دانم چه کسانی هستند تو نمی دانی؟ منافق همانی بود که پیغمبر را رها کرد به گفته معاویه در نامه ای که به حضرت امیر نوشته بود مثل شتر در گردنش طناب انداختند و آوردند. ببینید حب و بغض ها کجا هست؟ هر چه فکر می کنم مثلاً آقای فلانی را خیلی دوست دارم مرید و شاگردش هستم اتفاقی بیافتد نمی روم سر زن و بچه و دامادش یک بلایی بیاورم که این ها آوردند.

این ها را برای یادآوری گفتم حاجی بهتر می داند بعضی از مردم نمی دانند بدانند که چقدر ما را می پیچانند. به آن ها فحش نمی دهیم آن ها همیشه به ما فحش می دهند، ممنون از برنامه خوب تان خدا حافظ.

مجری:

ممنون و متشکرم جناب اقای امیر و حضرت استاد هم اشاره ای به موضوع ازدواج حضرت زهرا و حضرت امیر داشتند. همان جا هم اشاره فرمودند که بعضی‌ها همان وقت اعتراض کردند و اعتراض ها و حسادت ها شروع شد. تماس بعدی آقای «بهادری» از «کرج» سلام بر شما بفرمایید.

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

سلام علیکم شب شما و شب اقای دکتر حسینی قزوینی هم ان شاءالله بخیر باشد. حضرت آقا، رسول خدا اساسی ترین مسائل اسلام را در طول سفر حجة الوداع اعلام کرد چرا که آخرین، پر جمعیت ترین و مناسب ترین اجتماع برای این مقصود بود. به طوری که نه قبل و نه بعد از آن چنین اجتماعی اصلاً ممکن نبود. رسول خاتم بخشی از مسائل اساسی اسلام را در غدیر خم و بخشی دیگر را در سرزمین عرفات و بخشی دیگر را در صحنه های دیگر این سفر اعلام کردند.

مثلاً ولایت آقا امیر المؤمنین را در غدیر خم، حدیث ثقلین و امامت دوازده نفر قریش و هاشمی بودن در سرزمین عرفات اعلام کردند. «صحیح بخاری»، کتاب ...، عنوان 51؛ «صحیح مسلم»، جلد 2، صفحه 1425 همچنین باز «مسلم» این روایت را در «صحیح مسلم»، جلد 2 کتاب الأمارة آورده است. «مسند طیالسی و مسند احمد» پر است اگر بخواهم بگویم وقت نیست.

تمام راویان حدیث ثقه هستند این که رسول خدا در ملاء عام به مسلمان اعلام فرمود پس از من دوازده نفر امام هستند همه آنان از قریش هستند غیر قابل انکار و تردید است. مثلاً کتاب «السنه»، خبر 8082 آمده است رسول خدا سپس صدای خود را پایین آورد می گوید دیگر نفهمیدم در آن موقع که می خواست از قریش و بنی هاشم بگوید آقایان می دانستند که رسول خدا می خواست اسم بنی هاشم را بیاورد.

آن چنان هیاهویی کردند بلند می شدند می نشستند سر و صدا می کردند که اسم بنی هاشم را نشوند. در «مسند احمد»، جلد 5، صفحه 99؛ «معجم کبیر»، جلد 2، صفحه 196 آمده است راوی می گوید وقتی رسول خدا فرمودند «کُلُهم» دیگر فریاد و سر و صدای مردم بلند شد طوری که نفهمیدم رسول خدا پس از «کُلُهم» چه فرمودند!

از پدرم سوال کردم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چه فرمودند؟ پدرم پاسخ داد پیامبر فرمود تمام آن دوازده امام از قریش هستند. «ینابیع المودة»، جلد 3، صفحه 290 خبر 4 آمده است وقتی راوی از پدر خود پرسید رسول خدا چه فرمود؟ پدر پاسخ می دهد فرمود تمام آن دوازده امام از بنی هاشم هستند پس این کلام رسول خدا توسط عوامل یا مانع نا تمام یا نارسا شد نگذاشتند کلام رسول خدا شنیده بشود چون می دانستند همه از قریش بودند.

ثانیاً قریشی بودن دوازده امام به نفع قریش و مهاجرین بود که از اصحاب مکه رسول خدا بودند. نمی توانست مورد اعتراض و قیل و قال شود چون شامل حال همه اهل هجرت و قریش بود من جمله خلفای ثلاثه که در صدد غصب خلافت بودند. پس قیل و قال به خاطر این بود که این دوازده نفر از بنی هاشم هستند بجز دوازده امام شیعه مصداق دیگری ندارد. ببخشید مصدع اوقات شدم یا علی مدد!

مجری:

ممنون و متشکرم اقای «بهادری از کرج» فعلا به همین سه تا تماس اکتفا کنیم، خدمت بینندگان عزیز عرض کنم شما که تماس می گیرید و سوالات و صحبت‌های می‌فرمایید حضرت استاد همزمان در حال تایپ کردن تمام موارد با سرعت هستند، و تمام تماس‌ها را حضرت استاد تایپ و یاداشت برداری می‌کنند نکاتی را که به ذهن شان می‌آید همزمان در لب تاب شان می‌بینند.

 از تماس آقای «محمدی» آغاز کنیم ایشان به معنای آیات 17 و 18 سوره زمر اشاره داشتند، آیا معنایی غیر از این قول مشهور هم برایش هست یا خیر؟

ü      اقوال پیرامون آیه (الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با آیه 17 و 18 سوره زمر «مفردات راغب» در حقیقت حقایقی را از مبانی را آورده است شیعه و سنی هم قبول دارد جز مواردی که مربوط به مسائل مذهب باشد. ایشان وقتی به این جا می رسد می گوید:

«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ‏ أي: الأبعد عن الشبهة، كما قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: «إِذَا شَكَكْتَ فِي شَيْ‏ءٍ فَدَعْ»

مفردات ألفاظ القرآن‏؛ نويسنده: راغب أصفهانى، حسين بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 401 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دار القلم- الدار الشامية، بیروت 1412ق، ص236

اقوال مختلف را مسلمان ها می شنوند هر قولی که شبهه ندارد و بعید از شبهه هست آن را انتخاب می کنند. یعنی اگر یک دین، یک مذهب، یک مسئله فقهی شبهناک است و دیگران شبهه در آن وارد کردند از او اجتناب می کند.

رسول اکرم فرمود «إِذَا شَكَكْتَ فِي شَيْ‏ءٍ فَدَعْ» اگر در یک چیزی شک کردید دیدی که شبهه و شک دارد نمی توانید جواب بدهید جواب هم ندارید آن قول را رها کن.

«آلوسی» در کتاب «روح المعانی»، جلد 23، صفحه 252 می گوید این آیه:

«(الذين يسمعون القول فيتبعون أحسنه) مدح لهم بأنهم نقاد في الدين يميزون بين الحسن والأحسن والفاضل والأفضل فإذا اعترضهم أمران واجب وندب اختاروا الواجب وكذلك المباح والندب»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج23، ص252

«(الذين يسمعون القول فيتبعون أحسنه) مدح لهم بأنهم نقاد في الدين» این ها برای مسلمان هایی است که نقّاد در دین هستند خیلی مهم است. «يميزون بين الحسن والأحسن والفاضل والأفضل»، بین دین حسن و احسن، دین فاضل و افضل فرق می گذارند.

ای کاش آقای «آلوسی» یک چیزی هم اضافه می کردید «یبین الحق و الباطل» خیلی خوب می شد ولی این را اضافه نکردی.

«تفسیر رازی» هم همین تعبیر را دارد عبارتی از «ابن تیمیه» دارم جناب آقای «محمدی» دقت کنید در «مجموع فتاوا»، جلد 20 می گوید این آیه شریفه نشان می دهد اگر انسان یک دین و مذهبی دارد ثابت شد این مذهب باطل است بلافاصله باید از این مذهب دست بر دارد سراغ مذهب دیگر برود.

«وانتقال الانسان من قول إلى قول لأجل ما تبين له من الحق هو محمود فيه بخلاف إصراره على قول لا حجة معه عليه وترك القول الذي وضحت حجته أو الانتقال عن قول إلى قول لمجرد عادة واتباع هوى فهذا مذموم»

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج20، ص213 و 214

«وانتقال الإنسان من قول إلى قول لأجل ما تبين له من الحق؛ هو محمود فيه»، اگر واقعاً از یک گفتاری به یک گفتار دیگر رفت و دید او حق است کار خوبی است. «بخلاف إصراره على قول لا حجة معه عليه»، به خلاف آن جایی که بر یک گفتار یا مذهبی اصرار کند که حجتی برای او ندارد.

«أو الانتقال عن قول إلى قول لمجرد عادة واتباع هوى فهذا مذموم» به خاطر هوای نفس یک مسئله ای را می پذیرد و مسئله ای دیگر را رها می کند.

 در «نرم افزار مکتبه شامله» از قول «شیخ حوالی» از علمای بزرگ وهابی هست مسئله را خیلی روشن کرده است می گوید پیغمبر فرمود امتم بعد از من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند.

خیلی جالب است یعنی همان حرف «ابن تیمیه» را مقداری باز کرده است. «ابن تیمیه»، «مِنْ قولٍ إلی قولٍ» آورده، ایشان «مِنْ مَذهبٍ إلی مذهبٍ» آورده است. پیغمبر فرمود:

«ستفترق هذه الأمة علی ثلاث وسبعین فرقة وهذه الخبر الصادق لا یمکن معه اختصار الفرق إلی سبعین ولا إلی سبع فضلا عن واحدة فالخبر إذن کل الخبر ان یبحث الإنسان عن الحق ویعتقده ویدعو إلیه وإن خالفته الدنیا کلها، وإن یجتنب الضلال ویدعو الی نبذه ولو داهنه اصحابه کلهم، هذا هو الذي سار علیه رسول الله وامر به الله فلا تصادموا سنة الله وتخالفوا منهج...»

امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شود و این خبر صادقی است که «لا یمکن معه اختصار الفرق إلی سبعین ولا إلی سبع فضلا عن واحدة»، می خواهد بگوید امت من گرفتار مذاهب مختلف می شوند کلمه «ثلاثَ وسبعین» به عنوان نشان از کثرت است.

«فالخبر إذن کل الخبر» پیام این خبر چه است؟ «ان یبحث الإنسان عن الحق» از حق باید تبعیت کند بحث و جستجو کند. «ویعتقده ویدعو إلیه» به حق اگر رسید دعوت هم بکند. «وإن خالفته الدنیا کلها» اگر تمام دنیا هم با او مخالفت کردند نباید از حق دست بر دارد.

«وإن یجتنب الضلال ویدعو الی نبذه ولو داهنه اصحابه کلهم» اگر یک مذهبی حق بود رفت قبول کرد باید تبلیغ هم بکند ولو تمام یارانش با او مخالفت کنند. «هذا هو الذي سار علیه رسل الله وامر به الله فلا تصادموا سنة الله وتخالفوا منهجه»

ولذا این آیه شریفه می خواهد تکلیف برای همه روشن کند (فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ) مصداق اتم آن (أحْسَنَه) است، ولی مصداق های دیگری هم دارد «حَقَهُ و أحَقَّه»‌و امثال این...

این‌ها عباراتی است که بزرگان در رابطه با این آیه آورده‌اند. البته مرحوم «طبرسی» هم در «جوامع الجوامع»، جلد 3، صفحه 214 تعبیرشان این هست:

«(الَّذِينَ يسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ) أرادَ أنَّهُمْ نُقَّادٌ في الدِّينِ، يُميِّزونَ بين الْحَسَنِ والأحْسَنِ، وَيَدْخُلُ تحتَهُ المذَاهِبُ واختيارُ أَثْبتِهَا وأَقْواها»

تفسير جوامع الجامع؛ نويسنده : الشيخ الطبرسي (وفات : 548)، تحقيق: مؤسسة النشر الإسلامي، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، ج3، ص214

یکی از مصداق (یَتبعونَ أحسنه) مسئله مذهب است تحقیق کند از مذهبی که دارد آیا این مذهب دقیق هست با حق تطبیق می کند یا نمی کند؟ «واختيارُ أَثْبتِهَا وأَقْواها» صحیح ترین و قوی ترین مذهب را انتخاب کند.

مجری:

بسیار عالی! آقای «امیر» از «تهران» پرسش و نقطه نظری داشتند نقل قولی هم از «ابن حزم» در «اصول الأحکام»، جلد 7، صفحه 29 داشتند و این که آن افراد تحمل این را نداشتند که حق به حق دار برسد در این مورد خاص هم اگر نظری دارید بفرمایید.

ü      هرکدام از مذاهب می‌گویند ما حق و فرقه ناجیه هستیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مسئله این هست رسول اکرم با همین تعبیری که الان از علمای بزرگ اهل سنت نقل کردیم تکلیف را روشن کرد. فرمود بعد از من، امتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند هفتاد و دو فرقه اهل هلاکت هستند و وارد آتش می شوند یک فرقه اهل نجات هستند. کاملاً مشخص است در رابطه با این قبلاً مفصل بحث کردیم.

هر کسی می گوید ماست من شیرین است، هر کدام از این مذاهب می گویند مذهب ما صحیح است مذهب دیگران باطل هست. «حنفی» ها می گویند مذهب ما درست است مذهب دیگر مذاهب همه باطل هست. «شافعی» ها می گویند ما حق هستیم و دیگران همه باطل هستند کاملاً واضح و روشن هست.

فقط یک نمونه از بزرگان مذاهب بیاورم کتاب «حجة الله البالغة»، جلد 1 مال «شاه ولی الله دهلوی» است دارد:

«وقال يوما للمزني: يا إبراهيم لا تقلدني في كل ما أقول، وانظر في ذلك لنفسك فإنه دين، وكان رضي الله عنه يقول: لا حجة في قول أحددون رسول الله صلى الله عليه وسلم وإن كثروا، ولا في قياس ولا في شيء، وما ثم إلا طاعة الله ورسوله بالتسليم»

حجة الله البالغة؛ اسم المؤلف: الإمام أحمد المعروف بشاه ولي الله ابن عبد الرحيم الدهلوي الوفاة: 1176، دار النشر: دار الكتب الحديثة - مكتبة المثنى - القاهرة - بغداد، تحقيق: سيد سابق، ج1، ص332

«لا تقلدني في كل ما أقول»، هر چه می گویم قبول نکن «وانظر في ذلك لنفسك فإنه دين»، ببین حرفم درست هست قبول کن حرفم درست نیست قبول نکن.

ملاحظه کنید این تعبیر را «ابن تیمیه» در کتابش آورده است:

«والإمام أحمد كان يقول: لا تقلدني ولا تقلد مالكا، ولا الشافعي، ولا الثوري ، وتعلم كما تعلمنا، فكان يقول لمن قلده: حرام على الرجل أن يقلد دينه الرجال، وقال: لا تقلد دينك الرجال فإنهم لن يسلموا من أن يغلطوا»

الفتاوى الكبرى لشيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: شيخ الإسلام أبي العباس تقي الدين أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني الوفاة: 728، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: قدم له حسنين محمد مخلوف، ج2، ص458

 

«احمد ابن حنبل» می گوید: نه از من، نه از مالک، نه از شافعی، نه «امام ثوری» تقلید کنید «وتعلم» بروید تحقیق کنید ببینید کدام یک از این هفتاد و سه مذهب حق هستند آن را قبول کنید اگر دیدید حق نیست رها کنید.

مجری:

بله، کما این که در اعتقادات ما هم همین را قائل هستیم. تماس بعدی آقای «غزائری» از «مشهد» سلام بفرمایید

بیننده: (آقای غزائری از مشهد – شیعه)

عرض سلام و خدا قوت دارم خدمت شما مجری محترم و حضرت استاد قزوینی عزیز! ما اهل شیعه جیره خوار سفره حضرت علی (علیه السلام) و اولادشان هستیم هر کدام شان حدیث خلیفه را برای مان به خوبی تبیین کردند.

 اهل سنت واقعاً به غیر از این بچه ای که پدرش پرسید پیامبر چه فرمودند هیچ راوی دیگری در رابطه با حدیث خلیفه ندارند که همه راوی سندهای شان می شود بچه ای که از پدرش پرسید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

حرف زیبایی هست ما هم دنبال جواب همین هستیم و جواب را پیدا نکردیم.

اقای غزائری:

پس شما هم جواب پیدا نکردید؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله ما هم پیدا نکردیم، در میان آن همه جمعیت به تعبیر آقایان یک صد و بیست هزار می‌گویند، حالا یک صد و بیست هزار نه، بیست هزار و اصلا ده هزار نفر، و اقلش بگوییم پنج هزار نفر آن‌جا بودند، غیر از ایشان (سمرة) که متوجه نشده بود و از پدرش سوال کرد هیچ کس دیگر در آن‌جا نبود تا دقت کند و دقیق بگوید پیامبر چه گفت؟

جناب اقای غزائری بزرگوار! این هم یکی از سوالات بی پاسخ است. ان شاءالله وقتی حضرت ولی عصر بیاید همه این‌ها را جواب خواهند داد.

اقای غزائری:

بله، متشکرم از برنامه تان و فرصتی که در اختیار من قرار دادید خدا حافظ شما

مجری:

ممنون از تماس شما خدا نگهدارتان باشد، جناب استاد اگر نکته ای است بفرمایید تماس اقای بهادری را هم داشتیم.

ü      توصیه به در صحنه بودن مردم، تشکر از قوه قضائیه به خاطر عملکرد خوبش

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکات دیگری هم است امیدوارم که خدای عالم این توسلات را از ما بپذیرد. من به مردم عزیز که در صحنه هستند توصیه می کنم صحنه را رها نکنند. یک شب در هجده دی ماه 1404 صحنه را رها کردیم به آن مصیبت گرفتار شدیم.

این عبارتی را که عرض می کنم شاید بعضی‌ها خوش شان نیاید ولی بعد از حادثه کربلا این طور مصیبتی را ندیده بودیم که بیایند نیروهای مذهبی، انتظامی و... را با چاقوا تکه تکه کنند، مساجد را آتش بزنند، امامزاده‌ها را آتش بزنند، قرآن را آتش بزنند!

مشخص است وطن فروش‌های که سنگ این‌ها را به سینه می‌زنند بعضی هم اعتراض می‌کنند چرا فلان کسی که جاسوس بوده است اعدام کردید؟ من از اقایان می‌خواهم مبانی خودشان را مطالعه کنند ببینند اصل و مبنا چه است.

رسول اکرم با جواسیس چه کار کرد؟ کسانی که در عصر رسول الله جاسوسی می‌کردند رسول اکرم با آن‌ها چه برخوردی داشت؟

 اضافه بر این فردی که می‌خواهد اعدام بشود مراحل مختلف را طی می‌کند چندین دادگاه دارد و اعتراض می‌شود، حکم به دیوان عالی کشور می‌رود، تمام مواد قانونی که استناد می‌شود در حکم می‌نویسند.

این طور نیست که یک قاضی شب بخوابد و صبح بلند شود بگوید فلان آقا باید اعدام بشود. من نمی‌دانم بعضی از اقایان چرا بی ربط و بی معنا حرف می‌زنند؟ نمی‌دانم خدای ناکرده این‌ها اجیر بیگانه هستند و یا چه هستند!! امیدوارم امور ان شاء الله به خوبی پیش برود.

 یکی از کارهای خوب و زیبای قوه قضائیه مصادره اموال وطن فروش‌ها است که کار خیلی خوب بود و باید به قوه قضائیه دست مریزاد گفت. و این کار شاید در این 47 سال بهترین و زیباترین کاری بود که انجام دادند.

همچنین نسبت به کسانی که دارند جاسوسی می‌کنند و همچنین در قتل عزیزان نقش داشتند اعدام این‌ها هم حکم الهی، حکم قرآن و اسلام است به نوبه خودمان از قوه قضائیه تشکر می کنیم و از مردم هم تقاضا می‌کنیم که تا مادامی که مقام معظم رهبری دستور ترک صحنه را نداده اند صحنه را ترک نکنند و ان شاء الله هر روز در خیابان‌ها و میدان‌ها پر رنگ‌تر از گذشته حضور داشته باشند و با حضورشان در حقیقت به رزمندگان روحیه بدهند.

ظاهرا آن طور که نشانه هایش پیدا است این‌ها دنبال توطئه و حمله هستند گرچه به نظر خودم بعید است از این کارها بکنند، این‌ها یک چیزی خوردند و در آن گیر کردند الان سردمداران سیاسی آمریکا همه علیه ترامپ اعتراض می‌کنند و بیانیه می‌دهند.

اما چون ترامپ مدیون یهودی‌ها و صهیونیست‌ها است اگر به ریاست جمهوری هم رسیده با پول و کمک آن‌ها بوده خلاصه این که خودش را بدهکارشان می‌داند.

 همان طور که همه شان گفتند نتانیاهو با دو، سه تا رئیس جمهور قبلی رفت صحبت کرد به ایران حمله کند هیچ کدام شان نپذیرفت، این احمق دیوانه و بیشعور که ثبات کلام هم ندارد و هر روز یک حرف می‌زند و روی حرفش نیست پذیرفت و این همه ضربه هم به جمهوری اسلامی زد عزیزان ما را شهید کرد. همچنین ضربه به ملت آمریکا و جهان زد.

خدا را شاکر هستیم که رزمندگان ما دست شان روی ماشه است همان طور که بارها گفتند موشک‌هایمان روی تجهیزات و ناوهای آمریکا قفل شده است. یعنی فقط کافی است دکمه را بزنند دیگر مستقیم به هدف می‌خورد، نیاز نیست که ابتدا آن‌ها را پیدا کنند و بعد بزنند.

اگر این دفعه «آمریکا و اسرائیل» از این غلط‌ها و دست از پا خطا کنند درس فراموش نشدنی بدهند و به وظیفه انقلابی شان عمل کنند. ما هم دعایشان می‌کنیم.

مجری:

ان شاء الله رب العالمین به حرمت این روزهای پیش رو و به امید پیروزی و نصرت جبهه حق، حضرت استاد آیت الله حسینی قزوینی عزیز و بزرگوار ممنون و متشکرم همچنین از همه شما عزیزان سپاسگزارم التماس دعای فرج و دعای خیر داریم یا علی مدد خدا نگهدار!


شهادت امام جواد علیه‌السلام، وجوه شباهت در حدیث سفینه (شباهت در استکبار قوم حضرت نوح و اهل بیت علیهم‌السلام)>

حبل المتین امامت امام جواد پیوند آسمانی حدیث سفینه وجوه شباهت ملاک نجات استکبار 12 خلیفه حجه الوداع حدیث دوات و قلم یوم الخمیس خلافت مناظره