سایر قسمت ها
گناهان قلبی (راه‌های مهار کردن عجب و خود پسندی) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت نود و نهم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای مرعشی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی 13 10 1403 (قسمت 99)

عنوان برنامه: گناهان قلبی (راه‌های مهار کردن عجب و خود پسندی)

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

فهرست عناوین بحث:

1-     طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

2-     ماه رجب المرجب را قدر بدانیم

3-     موسوعة امام هادی (سلام الله علیه) را در چهار جلد نوشتیم

4-     کلیپ معرفی موسوعه امام هادی(سلام الله علیه)

5-     خلاصه ای از مباحث گذشته

6-     چه کار کنیم گرفتار عجب و تکبر نشویم؟

7-     یک تندی با خانواده ممکن است بیست سال عبادت و گریه را هدر بدهد!

8-     تماس بینندگان برنامه

9-     سهو النبی به سهو الله بر می‌گردد

10- به کتب تاریخ مثل (تاریخ ابن اثیر و تاریخ طبری و...) اعتماد نداریم

11- دو رهبر در یک جامعه!

12- صحیفة المؤمن حب علی ابن ابی طالب(سلام الله علیه)

13- آیا در قیامت از امامت سوال می‌شود؟

14- آیه (يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً...) شامل زمان حال هم می‌شود؟

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمد لله این توفیق را داریم اولین شب جمعه ماه رجب المرجب خدمت شما رسیدیم اولین شب جمعه ای که به نام لیلة الرغائب، شب رغبت ها و گرایش ها ان شاءالله بتوانیم در این شب گرایش ها و رغبت های خودمان را الهی کنیم.

 در ذیل این برنامه هم ان شاءالله بتوانیم توشه ای بر گزینیم و بتوانیم معرفت خودمان را افزایش بدهیم به آن مقصد و مقصود اصلی در برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی حرکت کنیم.

در این برنامه این توفیق را داریم در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» هستیم ان شاءالله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم.

مثل همیشه در ابتدای برنامه آماده هستیم نسبت به شنیدن ذکر حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) دل هایمان را ان شاءالله زنگار زدایی بکند برای تابش نور معرفت آماده بشویم حضرت استاد سلام عرض می کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل، السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.

ü        طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

با توجه به این که افتخارمان این است که خدای عالم این توفیق را داده طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم، باشد که سیدة النساء العالمین صدیقه طاهره (سلام الله علیها) گوشه چشمی به ما کند و نظری به دین، دنیا و آخرت مان بنماید.

مادرم خورد زمین و جگرم تیر کشید * از غم بال و پرش بال و پرم تیر کشید

چند گامی به عقب آمد و افتاد و شکست * تا سرش خورد به دیوار سرم تیر کشید

چشم او رفت سیاهی و حرم را گم کرد * در پی چشم ترش چشم ترم تیر کشید

آن چنان سیلی بر صورت نازنینش سخت بود صورتش تیر شد، چشمش را خون گرفت و آن چنان این ضربه تأثیر گذار بود دارد بر این که موقع آمدن راه خانه را هم گم کرد!

چشم او رفت سیاهی و حرم را گم کرد * در پی چشم ترش چشم ترم تیر کشید

دست بر شانه ام انداخت که دیدم مادر * کمرش خم شده من هم کمرم تیر کشید

بعد هر ضربه که آن روز به مادر می خورد * رشته های رگ قلب پدرم تیر کشید

مادرم گفت که از حادثه کوچه به بعد * بند بند بدنم گل پسرم تیر کشید!

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

طیب الله انفاسکم، حضرت استاد استفاده کردیم خیلی ممنون و متشکر. الحمد الله چه توفیقی بالاتر از این که در این شب مبارک گرایش و رغبت خودمان را به سمت و سوی محور عالم هستی حضرت بی بی زهرای مرضیه (سلام الله علیها) قرار بدهیم ان شاءالله که تمام سال را بتوانیم با این نام و با این یاد تمام عمرمان را بتوانیم سپری کنیم که قطعاً در آخرت گوش چشمی به ما بکند آن حضرت صدیقه شهیده تمام دنیا و آخرت برای مان بهشت برین خواهد شد ان شاءالله.

حضرت استاد قبل از این که وارد بحث بشویم امشب به نقلی ولادت حضرت آقا امام هادی (علیه السلام) است عزیزان اتاق فرمان اشاره کردند کلیپ مختصری نسبت به معرفی موسوعه امام هادی (علیه السلام) آماده کردند.

 الحمد لله آثار حضرتعالی نسبت به ائمه (علیهم السلام) متعدد است موسوعه آقا امام رضا (علیه السلام)، موسوعه آقا امام جواد (علیه السلام)، موسوعه آقا امام هادی (علیه السلام) و موسوعه امام حسن عسکری (علیه السلام).

این ها کارهای بی بدیلی شده است اگر نکته ای نسبت به این مطلب است بفرمایید تا ان شاءالله با دوستان و بینندگان این کلیپ را ببینیم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

قبل از هر چیز فرا رسیدن ایام رجب المرجب ماه ریزش رحمت های الهی، ماهی که به معنای ماه رجب الأصم یعنی رحمت ها و عنایات الهی بر بندگانش ریزش می کند ماه قبولی توبه، اجابت دعاها، بخشش گناهان به همه بینندگان عزیز تبریک عرض می کنم.

ü      ماه رجب المرجب را قدر بدانیم

 عزیزان این ماه، ماه بزرگ و جلیل القدری است قدر این عنایت الهی را بدانیم و خدا را شاکر باشیم که به ما توفیق داد مرتبه دیگر ماه رجب را درک کردیم.

تلاش کنیم این نعمت بزرگی که خدای عالم نصیب مان کرد قدر بدانیم قدر دانستن این ماه این است که ما به آن چه که ائمه (علیهم السلام) دستور دادند از استغفار، توبه، دعاها، دعاهای خیلی وزین

«يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ من كُلِّ شَرٍّ»

این تعبیر، تعبیر خیلی بزرگی است

«يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ سَأَلَهُ»

ای خدایی که هر کس از تو سوال کند و از تو درخواست کند به او می دهی

«يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ»

حتی آن های که از تو سوال هم نمی کنند حاجت نمی خواهند به آن ها هم به خاطر عنایت و کرمی که داری می دهی!

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج2، ص644

از خدا می خواهیم خیر دنیا و‌ آخرت به ما عنایت کند شر دنیا و آخرت را از ما دور کند. بهترین عمل به نظر حقیر در این ماه استغفار است همان تعبیری که از معصومین رسیده است

«استغفر الله ذالجلال الااكرام من جميع الذنوب والاثام»

تعبیر خیلی سنگینی است «استغفر الله» خدایی که «ذی الجلال و الإکرام» صاحب جلالت، عظمت و اکرام است. «مِنْ جمیع الذنوب و الآثام» از تمام گناهان و معصیت ها.

 تلاش کنیم زمزمه زبان مان باشد بعد از نماز صبح هفتاد بار هر روز این را بخوانیم و نماز استغفار حضرت امیر المؤمنین سی بندی، دعای استغفار، نماز استغفار که در حاشیه مفاتیح آمده است این ها را مقداری دقت کنیم.

خلاصه خودمان را پاک و آماده کنیم برای ماه مبارک رمضان که ماه ضیافت الله است کسی می خواهد به میهمانی بزرگی برود تلاش می کند خودش را تمیز می کند دوش می گیرد لباس خوب می پوشد عطر می زند و با کمال تمیزی نزد بزرگی مشرف می شود.

می خواهیم به ضیافت الله برویم میهمانی خدایی که تمام آسمان و زمین در ید قدرت اوست. اول چیزی که باید انجام بدهیم قلب و روح مان را از آلوگی های گناه پاک و زدوده کنیم ان شاءالله.

ü      موسوعة امام هادی (سلام الله علیه) را در چهار جلد نوشتیم

در رابطه با موسوعه امام هادی (سلام الله علیه) خدا را شاکر هستم از باب «يَا مُبْتَدِئَ كُلِّ نِعْمَةٍ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا»

«يَا مُبْتَدِئَ كُلِّ نِعْمَةٍ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية – تهران: 1407 ق، ج‏2، ص578، بَابُ دَعَوَاتٍ مُوجَزَاتٍ لِجَمِيعِ الْحَوَائِجِ لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَة، ح4

توفیق مان داد موسوعه امام جواد (سلام الله علیه)، موسوعه امام عسکری (سلام الله علیه)، موسوعه امام هادی (سلام الله علیه)، موسوعه امام کاظم (سلام الله علیه) و موسوعه امام رضا (سلام الله علیها) حدود چهل جلد نوشته شد.

 الحمد لله اثرات خوبی هم داشت، مخصوصاً موسوعه امام هادی معمولاً مردم نسبت به امیر المؤمنین، امام حسین و امام زمان تقریباً اطلاعات خوبی دارند نسبت به امام رضا هم اطلاعات مردم بد نیست ولی معمولاً اطلاعات مردم نسبت به امام هادی، امام عسکری، امام جواد (سلام الله علیه) خیلی اندک است.

این موسوعه را در چهار جلد نوشتیم همین کافی است که بنده عرض کنم در رابطه با امامت حضرت هادی (سلام الله علیه) هشتاد و یک روایت در این موسوعه آوردیم در رابطه با علائم امامت شان صد و شش روایت از خود امام هادی (سلام الله علیه) و از امام کاظم (سلام الله علیه)، امام رضا، نبی مکرم، امیر المؤمنین یا ائمه بعدی فرزند بزرگوارشان امام جواد، امام عسکری و حضرت مهدی (ارواحنا فداه) آوردیم.

یکی از شاخص ترین بحث در این موسوعه، بحث امامت امام هادی (سلام الله علیه) بود که مورد هجمه و شبهه یک عده ای از معاندین و دشمنان بود خدا این توفیق را به ما داد در این زمینه به عنوان یک ران ملخی به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه، سلام الله علیه) باشد.

 خواستیم با این کارمان عرض کنیم یابن رسول الله یا حجة ابن الحسن گرچه ما توانایی خریداری تو را نداریم ولی همانند آن پیر زن کلاف نخ یا چیزی در دست مان می گیریم تا بر آمال عاشقان و مشتریانت افزوده بشود.

مجری:

بسیار عالی! با این مقدمه حضرت استاد فرمودند کلیپ مختصری نسبت به این همه محتوای وزینی که در این کتاب آمد بسیار جای کار دارد بیانش قطعاً چه بسا ساعت ها طول می کشد تا بخواهیم متوجه بشویم چه در این کتاب و اثر نقل شده است. اما به صورت مختصر تا جایی که برنامه به ما این امکان را می دهد عزیزان کلیپی را نسبت به معرفی موسوعه امام هادی (علیه السلام) آماده کرده اند کلیپ را ببینیم.

ü      کلیپ معرفی موسوعه امام هادی(سلام الله علیه)

موسوعه امام هادی (علیه السلام) اثری فاخر و ارزشمند است که در چهار جلد تحت اشراف آیت الله حسینی قزوینی در مؤسسه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به رشته تحریر در آمده است. این اثر در بر دارنده گفتارها و رفتارهای صادر شده از امام هادی (علیه السلام) و همچنین بیانات دیگر ائمه (علیهم السلام) و شخصیت های شیعه و سنی در شأن و منزلت حضرت هادی (علیه السلام) می باشد.

در اولین بخش از جلد یکم این موسوعه ولادت، نام ها، نزدیکان، خصوصیات ظاهری و خلاصه ای از مدت امامت و همچنین شهادت آن حضرت به قلم تحریر در آمده است. در بخش دوم و سوم این جلد نصوص امامت آن حضرت علاوه بر فضائل، مناقب و معجزات حضرت هادی (علیه السلام) و همچنین زیارات با برکت آن حضرت بیان شده است.

در قسمت پایانی این جلد نیز به سیره اجتماعی آن حضرت که مشتمل بر دو موضوع سیره و سنت های حضرت هادی (علیه السلام) و همچنین برخورد آن حضرت با خلفای زمان است مفصلاً بحث شده است. در جلد دوم این موسوعه روایات آن حضرت در باب عقائد، احکام، قرآن و همچنین ادعیه و اذکار وارد شده از آن حضرت به صورت مفصل جمع آوری شده است.

قسمت اول از جلد سوم این اثر ارزشمند اختصاص دارد به مباحث، حکمت ها و اشعار آن حضرت و در قسمت دوم این جلد مناظرات، احتجاجات و نامه های حضرت هادی (علیه السلام) جمع آوری شده است. در بخش پایانی احادیث متشابه و افراد مورد مدح و نکوهش آن حضرت به قلم تحریر در آمده است. در جلد پایانی این موسوعه نیز راویان و اصحاب آن حضرت به صورت مستقل معرفی شده و شخصیت رجالی آن ها مورد بررسی قرار گرفته است.

به طور خلاصه می توان گفت که این اثر ارزشمند معجم و دائرة المعارفی است هر آن چه به امام هادی (علیه السلام) مرتبط می باشد را جمع آوری نموده است. جهت مشاهده این اثر ارزشمند به سایت آیت الله «حسینی قزوینی» قسمت آثار و تألیفات مراجعه فرمایید.

مجری:

ان شاءالله توفیق داشته باشیم بتوانیم مطالعه کنیم مخصوصاً افرادی که دنبال پژوهش هستند، امکان بسیار بزرگی در اختیارشان قرار می گیرد بالخصوص اگر قصد دارند نسبت به زندگینامه ای که قطعاً مورد تأیید بزرگان هم است نسبت به وجود نازنین حضرت آقا امام هادی (علیه السلام) تحقیق و پژوهشی انجام بدهند می توانند به این موسوعه مراجعه کنند و امثالهم که از امام کاظم (علیه السلام) تا امام حسن عسکری (علیه السلام) تک تک این ائمه الحمد لله موسوعه شان توسط مجموعه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تحت اشراف حضرت استاد به رشته تحریر در آمده ان شاءالله عزیزان مراجعه و مطالعه کنند قطعا سودمند هم برای خودشان و هم برای مکتب تشیع خواهد بود.

حضرت استاد در برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی این توفیق را داشتیم از محضرتان استفاده کردیم نسبت به راههای که ما را بتواند به سربازی آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک کند و یکی از مهم ترین آن ها، این بود که گناهان قلبی را بشناسیم از آن ها بتوانیم جدا بشویم خودمان را خلاصی ببخشیم و یکی از آن گناهان قلبی عجب بود یک ورودی به مبحث اگر داشته باشید ان شاءالله وارد مبحث بشویم.

ü      خلاصه ای از مباحث گذشته

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با گناهان قلبی عرض کردیم تعداد زیادی از معاصی و گناهانی است که ما هیچ اطلاعی نداریم و نمی دانیم گناه است، روزانه درگیر آن هستیم قطعاً فردای قیامت وقتی پرونده را باز می کنیم می بینیم یک سری معاصی در پرنده مان ثبت شد که اصلاً‌ توجه نداشتیم.

در آن جا ظاهر قضیه این است که عذری پذیرفته نیست. در روایت است وقتی فردی را وارد قبر می کنند سوال می کنند نمی تواند جواب بدهد می گوید خدایا خبر نداشتم او را با گرز آتشین می زنند می گویند چرا نرفتی یاد بگیری؟

دوستان عزیز خیلی مهم است هم به خاطر این گناه می زنند و عذاب می کنند هم به خاطر این که نرفت یاد بگیرد یعنی دو گناه انجام داده یک: به خاطر عجب و خود پسندی عذاب می شود دیگر این که نرفت یاد بگیرد.

بر خدای عالم پناه می بریم عرض کردیم یکی از دعاهای که ان شاءالله در ماه رمضان می خوانیم خدایا مرا با واجبات و محرمات آشنا کن.

در رابطه با عجب و خود پسندی این گناه طوری است که دیگر اعمال ما را هم تحت الشعاع قرار می دهد و چه بسا عبادات، کارهای خوب و حسنات مان را هم محو کند و ببرد. ولذا باید با تمام توان تلاش کنیم گناهان قلبی را بشناسیم و برای نابودی این گناهان از صفحه قلب و روح مان تلاش کنیم.

به خاطر فرا نگرفتنش استغفار کنیم هم به خاطر این که ما مرتکب این گناه شدیم خدا را استغفار کنیم و طلب مغفرت کنیم.

مجری:

قطعا این را فهمیدیم این کار و عملی که شاید آن را به عنوان کار به حساب نیاوریم وقتی فرا گرفتیم و آموختیم که این یکی از گناهان بزرگ است طبیعتاً دنبال این می رویم راه نجات و خلاصی از خود راضی بودن و این عجب چه است؟ یک سری نکات ارزشمندی در جلسات گذشته اشاره فرمودید اما بحث نا تمام ماند.

 سوال اصلی: چه کار کنیم خودمان را از شر این عجب و تکبری که بسیار ممکن است مخفیانه در وجودمان قرار گرفته باشد خلاص و راحت کنیم؟

ü      چه کار کنیم گرفتار عجب و تکبر نشویم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عرض کردیم یکی از راه های که ما را وادار می کند سریع توبه کنیم آگاهی از اثرات سوء یک گناه است فرض هزار بار به ما بگویند غیبت نکن بگوییم چشم ولی وقتی گفتند:

«مَنِ اغْتَابَ مُسْلِماً أَوْ مُسْلِمَةً لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ تَعَالَى صَلَاتَهُ وَ لَا صِيَامَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً إِلَّا أَنْ يَغْفِرَ لَهُ صَاحِبُه‏»

جامع الأخبار( للشعيري)؛ نويسنده: شعيري، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مطبعة حيدرية نجف، بی تا، ص146

اگر کسی یک غیبت از او سر بزند تا چهل شب نماز او قبول نیست چهل سحر دعای او به اجابت نمی رسد فوراً تکان می خوریم. عجب یک غیبت کردن این قدر گناه دارد؟ صاحب غیبت اگر توبه کند اهل بهشت باشد آخرین نفری است که به بهشت می رود. اگر توبه نکند اولین نفری است که در آتش جهنم می رود. این ها آدم را تکان می دهد.

 همچنین در رابطه با بحث عجب و خود پسندی وقتی می بینیم امیر المؤمنین (سلام الله علیه) می فرماید

«رِضَا الْعَبْدِ عَنْ نَفْسِهِ مَقْرُونٌ بِسَخَطِ رَبِّه‏»

غرر الحكم و درر الكلم (مجموعة من كلمات و حكم الإمام علي عليه السلام)؛ نویسنده: تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق/ مصحح: رجائى، سيد مهدى‏، ناشر: دار الكتاب الإسلامي، ص389

عُجب و خود پسندی نتیجه اش غضب خدای عالم است غضبی که آسمان، زمین و کوه ها در برابرش نمی توانند مقاومت کنند.

 باز عبارت حضرت:

«إِيَّاكَ أَنْ تَرْضَى عَنْ نَفْسِكَ فَيَكْثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْك‏»

عيون الحكم و المواعظ( لليثي)؛ نويسنده: ليثى واسطى، على بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: حسنى بيرجندى، حسين‏، ناشر: دار الحديث‏، قم: 1376ش، ص97

مبادا خود پسند و از خود راضی باشی و این باعث می شود ناراضیانت از تو زیاد بشود افزون بر این که خدا به غضب می آید از خود راضی بودن یعنی دیگران را تحقیر کردن، به دیگران با نظر کوچک نگاه کردن، خودش باعث می شود مردم هم نسبت به این فرد بدبین بشوند بگویند این شخص چه کسی هست هیچ کس را آدم حساب نمی کند!

وقتی تو دیگران را آدم حساب نمی کنی دیگران هم تو را آدم حساب نمی کنند یعنی دنیا، دنیای بده بستان است.

 لذا در دعای امام حسین (سلام الله علیه) در روز عرفه می بینیم «سید» در «اقبال»، صفحه 348؛ «مجلسی» در «بحار»، جلد 98، صفحه 216 آورده است تعبیر خیلی خوبی دارد می گوید:

«إِلَهِي إِنْ ظَهَرَتِ الْمَحَاسِنُ مِنِّي فَبِفَضْلِكَ»

اگر کارهای خوب از من سر می زند نماز می خوانم، عبادت می کنم، روزه می گیرم، احسان می کنم، به پدر و مادر احترام می گذارم. به زن و بچه ام احترام می گذارم و به همسایه ام احترام می گذارم به مستمندان می رسم کارهای خوبی که از من صادر می شود تفضلی از تو است و این توفیقی است تو به من دادی.

«وَ لَكَ الْمِنَّةُ عَلَيَّ»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص348

خدایا این منت تو بر من است نه منت من بر تو است. یعنی خدایا به من منت گذاشتی این توفیق را به من دادی تعبیر خیلی سنگینی است در دعای نماز حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) هم است بعد از دو رکعت نماز (عبارتش یادم رفت) خدایا اگر تو را عبادت کردم و تو را به وحدانیت خواندم این منتی از تو به من است نه منت من بر تو!

«إن أطعتک فهذا منة منک عليَّ لا منة مني علیک»

(قریب به این عبارت)

 لذا در این جا هم دقت کنیم هر چه از ما سر می زند وجود و کمال وجود ما همه از خدای عالم است همه به آن وجود نازنینی

«أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاء»

المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص579

است واسطه بین آسمان و زمین،‌ واسطه بین خالق و خلق و بین خدا و مخلوقات است. «وَ لَكَ الْمِنَّةُ عَلَيَّ»، این منتی است که تو به من گذاشتی و این توفیق را به من دادی.

حساب کنید نماز می خوانید در کره زمین نزدیک به ده میلیارد جمعیت است چقدر از این جمعیت توفیق نماز خواندن دارند؟ چرا آن ها نماز نمی خوانند؟ چقدر از بچه مسلمان ها، سال می گذرد یک مرتبه هم پیشانی شان به مهر نمی خورد یک دفعه هم گذرشان به مسجد نمی خورد.

این توفیقی است خدای عالم به تو داده برای این خدا را شکر کن فرق بین فرهنگ «سلیمانی» و فرهنگ «قارونی» همین است. به «قارون» می گویند

(وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيكَ * قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي)

و همان ‌گونه که خدا به تو نيکی کرده نيکی کن؛ (قارون) گفت: اين ثروت را به وسيله دانشی که نزد من است به دست آورده ‌ام!

سوره قصص (28): آیات 77 و 78

خدا در حق تو خوبی کرد این همه ثروت داد تو هم به دیگران خوبی کن (وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيكَ) غرور، «قارون» را گرفت می گوید (قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي) اینی که خدا به من احسان کرد چه است به خاطر علمی که دارم و تلاشی که کردم این ثروت را به دست آوردم. آن ثروتش چه شد؟ آخرش هم با ثروتش درون زمین رفت.

 در برابرش فرهنگ سلیمانی است ثروت حضرت سلیمان با «قارون» قابل مقایسه نیست. خدای عالم تمام اجنه را در اختیارش قرار داد مردم را مطیع او قرار داد ابرها را در اختیار او قرار داد و ... با همه آن تفضلات، با همه آن امکانات و با همه قدرت می گوید: (هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي)؛ تمام این ها از تفضلات خدا است.

(هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِي كَرِيمٌ)

اين از فضل پروردگار من است تا مرا آزمايش کند که آيا شکر او را به جا می ‌آورم يا کفران می ‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می ‌کند؛ و هر کس کفران نمايد (به زيان خويش نموده است، که) پروردگار من، غنی و کريم است!

سوره نمل (27): آیه 40

لذا دقت کنیم هر نعمتی به ما می رسد از خدا بدانیم و بلافاصله شکر کنیم. حضرت سلیمان می گوید (هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيبْلُوَنِي) خدا من را امتحان کند. امتحان خدا دو نوع است یک دفعه امتحان با بلا، بیماری و اتفاقات بد است آن جا هم باید بگوید

(الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ)

آنها که هر گاه مصيبتی به ايشان می ‌رسد، می ‌گويند ما از آن خدائيم؛ و به سوی او باز می گرديم!

سوره بقره (2): آیه 156

در آن جا باید خدا را شکر کند و یک دفعه نه امتحان و ابتلاء به نعمت است خدا صحت، سلامتی، ثروت، بچه، خانه و ماشین می دهد می خواهد با این امتحان کند ببیند واقعاً آن طوری که خدا خواست از این نعمت ها استفاده کردی و به کار بستی، یا نه آن طوری که خودت می خواهی از این نعمت ها استفاده کردی؟

حضرت سلیمان می گوید خدا این همه نعمت به من داد (لِيبْلُوَنِي) من را امتحان کند (أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ)‌ آیا در برابر این نعمت شاکر هستم یا نه کفران نعمت می کنم؟ اگر کسی کفران نعمت کند خدای عالم می فرماید بی نیاز از کار مردم است.

 لذا یکی از صفات نبی مکرم این بود نعمت به او می رسید می گفت «الحمد لله رب العالمین» بلا، مصیبت و بیماری می رسید می فرمود «الحمد لله علی کل حالٍ» در بلاها و مصائب، «الحمد لله رب العالمین» در نعمت ها. ما باید این ویژگی نبی مکرم را در زندگی برای خودمان الگو قرار بدهیم.

این جا امام حسین می فرمود خدایا اگر کارهای خوب از من سر می زند تفضل و منتی از تو است

«وَ إِنْ ظَهَرَتِ الْمُسَاوِي مِنِّي»

خدایا کارهای بد از من سر می زند.

 «فَبِعَدْلِكَ»

از عدالت تو است.

 یعنی من گناهی کردم این گناه من باعث شد گناهان دیگری هم انجام بدهم.

(وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يضِلُّ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)

و اگر خدا می ‌خواست، همه شما را امت واحدی قرار می ‌داد؛ (و همه را به اجبار وادار به ايمان می ‌کرد؛ اما ايمان اجباری فايده ‌ای ندارد!) ولی خدا هر کس را بخواهد (و شايسته بداند) گمراه، و هر کس را بخواهد (و لايق بداند) هدايت می ‌کند! (به گروهی توفيق هدايت داده، و از گروهی سلب می ‌کند!) و يقينا شما از آنچه انجام می ‌داديد، بازپرسی خواهيد شد!

سوره نحل (16): آیه 93

(يضِلُّ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ)، یضِل خدا ابتدایی نیست خدای عالم به بنده اش مهربان است نمی آید بدون هیچ مقدمه ای بنده را عذاب و گرفتار کند. ولی وقتی بنده مدام گناه می کند توبه نمی کند نتیجه اش این است که خدای عالم چشم، گوش و قلبش را می بندد در طغیان معصیت هر روز بعد از روز دیگر جلو می رود.

لذا همان طوری که است:

(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ)

و آنها که در راه ما (با خلوص نيت) جهاد کنند، قطعا به راه‌ های خود، هدايت شان خواهيم کرد؛ و خداوند با نيکوکاران است.

سوره عنکبوت (29): آیه 69

هر کس در مسیر حق قدم بر دارد خدای عالم زمینه هدایتش را فراهم می کند اگر در مسیر بد هم اگر قدم بر دارد خدای عالم راه گمراهیش را هم فرا می کند.

«وَ لَكَ الْحُجَّةُ عَلَيَّ»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص348

خدایا در رابطه با تمام گناهانم تو حجت داری همه این ها را برای من روشن کردی با شنیدن آیات و روایات و ... این که در مسجد، حسینیه و گیرنده پای صحبتی می نشینیم روایات و ... خوانده می شود همه این ها حجت خدا بر ماها است.

 امام سجاد (سلام الله علیه) در «صحیفه سجادیه» دعای شماره بیست یک جمله ای دارد این هم خیلی مهم است یعنی اگر کسی این دعا را قلباً بخواند از خدا بخواهد یقیناً گرفتار عُجب، خود پسندی و از خود راضی شدن تا ابد الدهر نخواهد شد می گوید خدایا:

«وَ لَا تَرْفَعْنِي فِي النَّاسِ دَرَجَةً إِلَّا حَطَطْتَنِي عِنْدَ نَفْسِي مِثْلَهَا»

خدایا در میان مردم درجه من را بالا نبر مگر این که به همان درجه نزد خودم من را پایین بیاور!

یعنی همان گونه که در میان مردم عزتم بالا می رود خدایا ذلتم در برابر عظمت تو را بیشتر کن. خیلی خوب است یعنی اگر به ما موقعیت، درجه و جایگاهی می دهند جایگاه معنوی یا جایگاه مادی باشد این جایگاه بلافاصله برای ما خود بینی و از خود راضی بودن می آورد.

ولی اگر گفتیم خدایا همه این جایگاهی که من دارم همه از تو است در برابر عظمت تو هیچ نیست. یعنی پیش خودم، خودم را ذلیل کن و خودم را به گناهان و معاصیم آگاه کن در عبارت دیگر است خدایا اگر مردم بدانند من چه گناهانی مرتکب شدم از من متنفر و دور می شوند

«وَ لَا تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا»

خدایا من را عزت ظاهری نده مگر این که یک ذلت باطنی در برابر تو و در برابر مردم در نفس من ایجاد کن.

الصحيفة السجادية؛ على بن الحسين عليه السلام، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دفتر نشر الهادى - قم، 1376ش. ص94

چون انسان هر چه عزتش بالاتر برود باید تواضعش هم بیشتر بشود درخت هر چه بیشتر میوه بیاورد شاخه هایش به طرف زمین سنگین تر می شود. این که بعضی ها به جایی می رسند دهیار یک دهکده ای می شود احساس می کند جایش در زمین و آسمان نیست. ملائکه بخواهند تسبیح بگویند باید بیایند از آقا اجازه بگیرند زمین که هیچ می خواهد به ملائکه هم حکمرانی داشته باشد.

فیلمی از شهید «سلیمانی» رضوان خدا بر او باد پنجمین سالگرد شهادتش بود دیدم وقتی برای عملیات و ... می رفت اولاً با افسران ارشد دست می دهد و روبوسی می کند با آن سرباز صفر هم مثل همان طور که با آن افسر ارشد روبوسی می کند و دست می دهد با آن سرباز هم همین کار را می کند.

این طور نیست که مثلاً با آن افسران ارشد روبوسیش مقداری با آب و تاب باشد ولی با سرباز صفر نه؛ نه تنها او افراد عادی بیابان می روند کشاورز و کارگری که در بیابان است با او هم دست می دهد روبوسی می کند به همان شکل با آن سردار روبوسی می کند.

 این را می گویند «وَ لَا تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا.» برای خودش این مقام را مقام نمی داند این ها را خدا به او داده چیزی نیست که خودش به دست آورده باشد.

مثل این که کسی به غلامی پول کلانی بدهد برو خرج کن به این پول بخواهد افتخار کند ببین چقدر پول دارم چقدر و ... تمام این ها مال اربابت است تو هیچ چیز نداری حتی لباس بدنت هم مال اربابت است غذای ظهر اربابت ندهد گرسنه می مانی شب اگر ارباب از خانه اش بیرونت کند هیچ جا، جا نداری!

دوستان عزیز اگر ما در برابر خدای عالم این چنین شدیم «وَ لَا تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا.» عزت برای ما آدم تواضع دنبالش باشد تواضع که نشد گرفتار عجب، ریا، خود بینی، خود بزرگ بینی، دیگران را تحقیر کردن، دیگران را با نظر حقارت نگاه کردن می شویم.

 از امام رضا (سلام الله علیه) در کتاب «قرب الإسناد» مرحوم «حمیری»، صفحه 371 روایت خیلی خوبی است، ائمه زیبا هستند حرف هایشان هم زیبا است خودشان نور هستند کلام شان هم نور است.

«كَلَامُكُمْ نُورٌ وَ أَمْرُكُمْ رُشْد كلام الملوك ملوك الكلام‏»

کلام بزرگان،‌ بزرگ کلام ها است.

 امام رضا می گوید:

«إِنَّ رَجُلًا كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ عَبَدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْبَعِينَ سَنَةً»

در «بنی اسرائیل» بنده ای بود چهل سال عبادت کرد

«فَلَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ»

دید عبادتش هیچ اثری ندارد

«فَقَالَ لِنَفْسِهِ: مَا أُتِيتُ إِلَّا مِنْكِ وَ لَا الذَّنْبُ إِلَّا لَكِ»

به خودش گفت ای نفس اماره تمام این مصیبت ها از تو به من رسید تمام گناهان مال توی نفس اماره است.

یعنی شروع کرد خودش را مذمت کردن. عبادت تنها انسان را بالا نمی برد عبادت خالص برای الله، انسان را بالا می برد عابدی که چندین سال عبادت کرده بود هیچ مقام و درجه ای پیش خدا نداشت ملائکه گفتند خدایا این بنده ات شبانه روز عبادت می کند هیچ چیزی بالا نمی آید.

خداوند گفت بروید امتحانش کنید آمدند مهمانش شدند شب تا صبح مشغول عبادت و ... بود نان خالی می خورد و عبادت می کند. یکی از ملائکه سوال کرد گفت بالاترین آرزویی که داری چه است؟

گفت در این جنگل دارم عبادت می کنم این همه گل و گیاه است ای کاش خدا الاغش را می فرستاد از این گل و گیاه استفاده می کرد. ملائکه دیدند دارد عبادت می کند ولی معرفتش خیلی پایین است نفس خودش را تصور می کند (نستجیر بالله)، خدا هم یک جسمی است.

 لذا امام رضا می فرماید این عابد خودش را مذمت کرد گفت ای نفس من هر بلا به سر من رسید از ناحیه تو است خدای عالم توسط پیغمبرش به او رساند

«فَأَوْحَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَيْهِ: ذَمُّكَ نَفْسَكَ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ أَرْبَعِينَ سَنَةً».

این که خودت را مذمت کردی این از چهل سال عبادت افضل است!

قرب الإسناد (ط - الحديثة)؛ حميرى، عبد الله بن جعفر، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام ص392

دقت کنیم این نفس ما را بیچاره می کند به غیبت، دروغ، دزدی، عجب، خود بزرگ بینی و همه چیز وا می دارد

(وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ)

من هرگز خودم را تبرئه نمی ‌کنم، که نفس (سرکش) بسيار به بديها امر می ‌کند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.

سوره یوسف (12): آیه 53

ولی در کنارش (إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي) ولذا باید تلاش کنیم نفس را مهار کنیم اگر نفس را مهار کردیم خیر دنیا و آخرت به دست مان می رسد. اگر نفس مهار نشد نه دعای ما دعا است و به جایی نمی رسد نه عبادت ما عبادت است نه گریه ما گریه است ولذا دقت کنیم بر این که، این نفس را به نوعی مهار کنیم.

ü      یک تندی با خانواده ممکن است بیست سال عبادت و گریه را هدر بدهد!

در رابطه با مرحوم «پهلوانی سعادت پرور» یکی از اولیاء خدا بود از بهترین شاگردان «علامه طباطبایی» بود می گوید روزی در خانه به خانواده ام تندی کردم در عالم مکاشفه به من گفتند این تندی تو باعث شد بیست سال عبادت و گریه هایت هدر رفت!

 مسئله خیلی دقیق است این که می گویند پل صراط از شمشیر برنده تر و از مو باریک تر است همین است.

لذا یک دفعه می بینید این همه عبادت، گریه و نماز به یک بنده خدا با نظر تحقیر نگاه کردی تمام شد رفت. کسی از شما کمک خواست می توانید کمکش کنید کمک نکردی دلش شکست همه رفت.

 نبی مکرم فرمود هر کس یک دفعه «لا حول و لا قوة‌ الا بالله» بگوید خدای عالم به ملائکه اش دستور می دهد یک ساختمان برایش در بهشت بسازند.

یکی از صحابه گفت یا رسول الله بنابراین ساختمان های زیادی در بهشت داریم گفت بله دارید ولی به شرط این که آتش نفرستید خانه هایتان را آتش بزند. «لا حول و لا قوة الا بالله» می گویید خدای عالم نعمتی به شما می دهد ولی از آن طرف یک گناه می کنید همه این ها می سوزد و از بین می رود.

مجری:

طیب الله بسیار عالی، استفاده کردیم ان شاءالله بتوانیم جامه عمل بپوشانیم و قلب های خودمان را صاف کنیم بتوانیم به این نوع از گناهان حقیقاً با قلب مان پشت کنیم. زمانی که شیطان ما را وسوسه می کند زمانی که شاید اطلاع هم نداشته باشیم اولاً حالت عجب و خود پسندی را تشخیص بدهیم و بعد از آن هم ان شاءالله بتوانیم از شر این ها خلاص بشویم.

 (میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمدلله این توفیق را داریم با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی همچنان در خدمت تان هستیم. در بخش انتهایی برنامه ان شاءالله صدای شما بینندگان عزیز و ارجمند را خواهیم شنید. اولین تماس آقای «محمد رضا» از «لاهیجان» بفرمایید

ü      تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقا محمد رضا از لاهیجان – شیعه)

سلام و عرض ادب دارم خدمت حاج آقای «قزوینی» عزیز و همچنین سلام و عرض ادب خدمت آقا سید بزرگوار مجری عزیز برنامه. بنده سه سوال از محضر شما داشتم سعی می کنم سوال اولم در مورد سهو النبی است بنده عزیزان و علمائی که قائل به سهو النبی هستند به دو دسته تقسیم کردم دسته اول قائل هستند بر این که حضرت اصلاً و ابدا سهوی مرتکب نمی شدند چه در مقام وحی و چه در مقام غیر وحی، در روایات داریم که حضرت سهوی مرتکب شد برای این بود می خواست غلو را از روی خودشان بر دارند. اگر بحث غلو نبود حضرت اصلاً و ابدا هیچ سهوی مرتکب نمی شوند.

 دسته دوم می فرمایند حضرت در مقام وحی سهو و خطایی انجام نمی دهند؛ اما در مقام غیر وحی سهو مرتکب می شوند و مشکلی هم ندارد. سوالم از دسته دوم است می خواستم بدانم دسته دوم علمایی که قائل هستند حضرت در مقام غیر وحی می تواند سهوی مرتکب بشود آیا این فراز زیارت جامعه کبیره را قبول ندارند فرمود:

«عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَل‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص611

چون زلل به معنای خطا و اشتباه است و از آن طرف امام در مقام بیان است شما استاد فن هستید اگر اشتباه نکنم می گویند مقدمات حکمت فراهم است یعنی حضرت مطلق فرمود «عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَل‏» یعنی چه در مقام وحی و چه در مقام غیر وحی هم اهل بیت و حضرت رسول سهوی مرتکب نمی شوند می خواستم دسته دوم از علما چطوری این فراز از زیارت جامعه کبیره را توجیه می کنند؟ نمی دانم «شیخ صدوق» هم قائل به سهو النبی بود یا نبود این را می خواستم توضیح بدهید.

 سوال دوم در مورد «تاریخ کامل ابن اثیر» است آیا شما سفارش می کنید «تاریخ ابن اثیر» را مطالعه کنم چون برای اهل سنت است یا نه؟ سوال سوم می خواهم بدانم آیا در یک جامعه می شود دو امام معصوم رهبری دینی جامعه باشند؟ مثلاً در حضور امام حسن (علیه السلام) آیا امام حسین هم می تواند رهبر باشد یا نه؟ بعد می خواهم بدانم آن دسته از روایاتی که می فرماید با حضور امام حسن (علیه السلام) نوبت به امام حسین نمی رسد اگر همچنین روایتی را داریم این که می گوید نوبت به امام حسین نمی رسد یعنی چه؟ یعنی امام حسن است دیگر امام حسین (علیه السلام) معصوم نیست منظور این است؟ یا نه امام حسین (علیه السلام) عصمت را دارد ربطی به عصمت ندارد. این که می گوید نوبت به امام حسین نمی رسد منظور رهبر دینی جامعه است که تا امام حسن است دیگر نوبت به امام حسین نیست مگر این که امام حسن به شهادت برسد.

یک سوال دیگر همین الان به ذهن بنده رسید فرض کنید الان امام حسن (علیه السلام) پس پرده غیبت برود و از انظار غایب بشود آیا رهبریت امت دینی از امام حسن (علیه السلام) سلب می شود و نوبت به امام حسین می رسد یا نه امام حسن (علیه السلام) امام است ولو در انظار نباشد ولو ما او را نبینیم در پس پرده غیبت باشد باز هم رهبر جامعه است و این جا هم باز هم نوبت به امام حسین نمی رسد!

مجری:

موفق باشید، بیننده بعدی آقا «امیر» از «گلستان» بفرمایید

بیننده: (آقا امیر از گلستان – شیعه)

سلام بر استاد علامه «قزوینی» و مجری محترم، معرفی کتاب در این برنامه بسیار عالی است امیدوارم تدوام داشته باشد جایش در تمام برنامه ها خالی است. بنده سوال حدیثی داشتم مربوط به موضوع برنامه نیست خیلی عذر می خواهم سوال اول این که حدیث به عنوان «صحیفة المؤمن حب علی ابن ابی طالب» این حدیث صحیح یا حسن است. سوال دوم: «آلوسی» در «تفسیر روح المعانی» آورده در قیامت از ولایت علی (علیه السلام) سوال می کنند آیا نقل این حدیث در «تفسیر روح المعانی» مورد قبول بزرگان اهل سنت است یا نقل این روایت در این تفسیر برای رد این حدیث است؟

سوال سوم: حدیث دیگری است وقتی از انبیاء الهی سوال می کنند بر چه چیزی مبعوث شدید می فرمایند ما بر ولایت علی (علیه السلام) مبعوث شدیم آیا این حدیث صحیح یا حسن است؟ با تشکر از زحمات شما و عوامل پشت پرده برنامه خدا نگهدار.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سوال اول شان راجع به چه بود؟

مجری:

سوال اول نسبت به عبارت و روایت «عنوان صحیفة المؤمن حب علی ابن ابی طالب» آیا از لحاظ سندی معتبر است یا خیر؟ تخصصی وارد شدند آیا حدیث صحیح یا حسن است؟ بیننده بعدی آقای «محمدی» از «اصفهان» بفرمایید

بیننده: (آقای محمدی از اصفهان – شیعه)

سلام شب شما بخیر، استاد و کارشناس ارجمند جناب اقای «قزوینی» و مجری محترم جناب اقای «مرعشی» چندی پیش یکی از بینندگان پرسیدند در ارتباط با منافقینی که در شهر بودند به آیه 123 سوره توبه استناد کردند البته فرصت جواب یا داده نشد یا با مطالب دیگری پاسخ داده شد حس کردم این بحث را دنبال کنم. سوالم این است آیا (يلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ) در این آیه شریفه شامل کسانی می شود که منافقین در «مدینه» بودند چون کلمه کفار در آیه است. یا کفاری که نزدیک شهر هستند یا این که نزدیک می شوند منظور از سوالم این است از این آیه آیا استفاده می شود جماعت شیعه اگر احساس خطر کند از طرف دشمنانی که به مرزهای کشور نزدیک می شوند به استناد این آیه حق دارد در هر گوشه عالم از کیان تشیع دفاع کند آیا این آیه سندی بر این مطلب است یا خیر؟ با تشکر از برنامه پر بار شما.

مجری:

تشکر آقای «محمدی» خدا نگهدار شما. آقای «محمدی» نسبت به آیه 123 سوره توبه سوال پرسیدند آیا به زمان کنونی قابل تعمیم است یا خیر؟ تماس اول ما آقای «محمد رضا» از «لاهیجان» سه سوال داشتند اول نسبت به سهو النبی بود. سهو النبی آن دسته از علمایی که به سهو النبی قائل بودند آیا «شیخ صدوق» هم به عنوان کسی که اسمش زیاد نسبت به این مطلب برده می شود آیا چنین مطلبی صحت دارد؟ چطور این را جمع می کنند با روایاتی که نسبت به عصمت از جمله در زیارت جامعه کبیره آمده است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم! معتقد هستیم در گذشته بزرگواران ما شاید خیلی از روایات به دست شان نرسیده بود نسبت به مقام ائمه (علیهم السلام) خیلی آگاه نبودند یک سری مطالبی مطرح شد. از آن طرف شاید نمی دانیم احتمالاً از این که در جامعه مردم پذیرای مقامات والای معصومین نبودند نمی شدند ولذا روی این جهت یک سری بحث های را آقایان فاکتور می گرفتند.

ü      سهو النبی به سهو الله بر می‌گردد.

عقیده مان بر این است قضیه سهو النبی و ... اگر شما به خوبی مقام رسول اکرم و ائمه را ترسیم کنید کلیه کمالاتی که خدا دارد ائمه (علیهم السلام) محل تجلی تمام کمالات خدا هستند. یعنی (نستجیر بالله نستجیر بالله) سهو النبی به سهو الله بر می گردد. تکه ای فرمایشات «امام (رضوان الله تعالی علیه)» بیاورم کتاب «آداب الصلاة امام (رضوان الله تعالی علیه)» صفحه 183 می گوید:

"عظمت «مرسلٌ الیه» و متحمل آن پس آن قلب تقیِ نقیِ احمدیِ احدیِ جمعیِ محمدی است که حق تعالی به جمیع شئون ذاتیه و صفاتیه و اسمائیه و افعالیه بر آن تجلی نموده است."

 ایشان چیزی جا گذاشت؟ حق تعالی به جمیع شئون ذاتی، صفاتی، اسمائی و افعالی بر او تجلی کرده است. در زیارت رجبیه هم می خوانیم:

«لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِكَ بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَيْك‏»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏ (تاريخ وفات مؤلف: 460 ق)، محقق و مصحیح: ندارد‏ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏2، ص803

حتی از آیت الله العظمی «خویی (رضوان الله تعالی علیه)» وقتی سوال می کنند کتاب «صراط الجنات» آیت الله العظمی «خویی» با حاشیه «میرزا جواد ملکی»،‌ جلد 3، صفحه 418 حد غلو چیست، این که بحث تفویض ائمه چیست؟ ایشان در این جا می گوید بحث غلو در ائمه غیر از این چیزهایی است که در میان ماها است. اعتقاد به این که ائمه مقامی دارند

«لا يبلغه ملك مقرب، ولا نبي مرسل‏»

یک چیز ثابت و واضح است تا آن جایی که در رابطه با:

«وأما الولاية التكوينية، فهي التصرف التكويني بالمخلوقات انسانا كان أو غيره»

صراط النجاة (تعليق الميرزا التبريزي) - السيد الخوئي (وفات 1413)، ناشر: دار الاعتصام للطباعة والنشر، 1417، ج 3، ص 419

کاملاً واضح و روشن است. در «صراط النجات» سوال می کنند در ماه رجب دعا می خوانیم:

«لا فرق بينك وبينها إلا أنهم عبادك»

آقای «خویی» جواب داد این ها در مرتبه کمال به حدی رسیده اند که نفوذ تصرف از این ها در تمام عالم هستی به اذن الله است.

 «فهم مقهورون لك»

 با همه این که، این ها ولایت بر تمام «ما سِوَی الله» دارند خدایا این ها مقهور عظمت تو هستند.

«لأنهم مربوبونَ لک»

صراط النجاة (تعليق الميرزا التبريزي) - السيد الخوئي (وفات 1413)، ناشر: دار الاعتصام للطباعة والنشر، 1417، ج 3، ص 318

آقا «شیخ جواد تبریزی» همین را تأیید می کند.

 همچنین مرحوم آقای «خویی (رضوان الله تعالی علیه)» در «مصباح الفقاهة»، جلد 5، صفحه 35 تعبیر جالبی دارد.

 عقیده ما این است عقیده ای است که «امام، آقا خویی، میرزا جواد آقای ملکی، علامه حلی، سید مرتضی، صاحب حدایق، صاحب کفایه، شیخ انصاری» و بزرگان ما دارند.

تعبیر آقای «خویی» این است:

«فالظاهر أنه لا شبهة في ولايتهم على المخلوق بأجمعهم»

شبهه ای در این که این ولایت بر همه مخلوق دارند

«كما يظهر من الأخبار، لكونهم واسطة في الايجاد، وبهم الوجود»

واسطه ای در اصل ایجاد هستند وجود عالم هستی به سبب این ها صورت گرفت یعنی واسطه فیض بین حق و خلق هستند.

«بل لهم الولاية التكوينية لما دون الخالق. فهذه الولاية نحو ولاية الله تعالى على الخلق»

مصباح الفقاهة؛ نويسنده: السيد الخوئي (وفات : 1413)، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني، چاپخانه: العلمية – قم، ناشر: مكتبة الداوري – قم، ج3، ص279

اگر این طور باشد سهو النبی چنان مظهر تجلی عظمت و کمالات خدا هستند. سهو النبی (نستجیر بالله) به سهو الله بر می گردد.

یا در زیارت آل یاسین مفصل که مرحوم «مجلسی» در «بحار» دارد:

«فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنْهُ إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص93

یک سهو از این ها، عالم به هم می ریزد بحث این که بزرگان ما در گذشته یا در جامعه ای بودند نمی توانستند این ها را مطرح کنند این ها را متهم به غلو می کردند مجبور بودند یا نه روایات به دست شان نرسیده بود همان طور که برای متأخرین این روایات و احادیث رسیده است.

مجری:

تشکر می کنیم سوال دوم شان نسبت به اعتبار «تاریخ ابن اثیر» بود ‌آیا صرف این که مطلبی در این تاریخ ذکر شد می تواند برای ما حجت باشد؟

ü      به کتب تاریخ مثل (تاریخ ابن اثیر و تاریخ طبری و...) اعتماد نداریم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

به هیچ وجه به کتب تاریخی این ها اعتماد نداریم. مرحوم «علامه امینی» «کامل ابن اثیر» را «ناقص ابن اثیر» می گوید. همچنین ایشان از «تاریخ طبری» چه دل پر خونی دارد به قدری روایات مزورانه آوردند حقایقی را پوشاندند در رابطه با مقامات ائمه (علیهم السلام)، فضائل اهل بیت (علیهم السلام) در رابطه با قضیه امیر المؤمنین، عثمان و ... قضیه «ابا ذر و عثمان» مطالبی آوردند، الی ماشاء‌ الله خیانت ها در کتاب های تاریخی شان است.

بهترین کتاب اگر کسی می خواهد در این زمینه فارسی مطالعه کند کتاب «سیره پیشوایان» مال جناب آقای «پیشوایی (رضوان الله تعالی علیه)» است خیلی خوب کار کرده مطالبش دقیق است نمی گوییم همه اش مثل وحی منزل است ولی معتبرترین کتاب در نزد شیعه اواخر «سیره پیشوایان» است و بعد از او «فروغ ابدیت و فروغ ولایت - آیت الله العظمی سبحانی» است.

همچنین «عقاید شیعه» است که ایشان به صورت جامع آوردند به «فارسی و عربی» است اسمش را نمی دانم دو، سه روز قبل خدمت شان بودیم یک نسخه به من دادند سیصد، چهارصد عنوان کتاب از محضر ایشان به چند کشور خارجی فرستادیم من جمله کتاب «عقاید شیعه» است.

از توحید گرفته تا معاد یک چیز خیلی خلاصه و جمع و جور کسی می خواهد عقاید شیعه را مطالعه کند تلاش می کنم هفته آینده این کتاب را این جا بیاورم اگر فایلش را داشته باشم فایل را روی سایت می گذارم دوستان بر دارند. یعنی جدیدترین کتابی است که عقاید شیعه را از باء بسم الله تا تاء تمت ایشان آورده است.

مجری:

سوال سوم شان نسبت به این که آیا در یک جامعه می شود دو رهبر باشد؟

ü      دو رهبر در یک جامعه!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

دو رهبر باشد یکیش قطعاً امام است یعنی مسئولیت هدایت جامعه به عهده امام است. بحث هدایت جامعه ربطی به امام و غیر امام ندارد. هدایت به عهده همه است

(كُنْتُمْ خَيرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ)

شما بهترين امتی بوديد که به سود انسانها آفريده شده ‌اند؛ (چه اينکه) امر به معروف و نهی از منکر می ‌کنيد و به خدا ايمان داريد. و اگر اهل کتاب، (به چنين برنامه و آيين درخشانی،) ايمان آورند، برای آنها بهتر است! (ولی تنها) عده کمی از آنها با ايمانند، و بيشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار)

سوره آل عمران (3): آیه 110

ولی امام به عنوان این که واسطه فیض است یعنی تمام فیوضات الهی در مرتبه نزول واسطه امام است در مرتبه صعود هم واسطه امام است الان من نماز می خوانم «بسم الله الرحمن الرحیم بحول لله و قوته» می گویم واسطه حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است نیروی وجودی و کمال وجودی را به من داد توانستم «بسم الله الرحمن الرحیم» بگویم.

بعد از این که «بسم الله الرحمن الرحیم» گفتم این بسم الله من باید در عرش اعلاء برود ثبت بشود در آن جا هم واسطه امام است. امام هم در سیر نزول واسطه است هم در سیر صعود واسطه است این عقیده ما است، «وهابی»ها می خواهند قبول کنند نمی خواهند از غصه بمیرند هیچ کاری با «وهابی» ها یا آقایان اهل سنت کار نداریم این عقیده ما است.

این ها واسطه مطلق فیض هستند به تعبیر آقای «خویی» در رابطه با ولایت ائمه روایات متواتر داریم نه یک، دو روایت آنی که واسطه فیض است امام معصوم است بعد از این که امام معصوم از دنیا رفت این وساطت به امام بعدی منتقل می شود ولی مادامی که امام معصوم است امام دیگری واسطه فیض نیست.

در رابطه با این که امام غایب شود نوبت به امام حسین می رسد امام غایب بشود هم امام است غایب نشود امام است حکومت داشته باشد امام است حکومت نداشته باشد امام است. امیر المؤمنین (سلام الله علیه) وقتی در رابطه با دوران خلفا اعتراض می کنند آیا شما آن امامت را داشتید می گوید در «مکه» مردم پیغمبر را قبول نداشتند پیغمبر اعمال ولایت نکرد ولی پیغمبر، پیغمبر بود چه مردم «مکه» قبول کنند چه قبول نکنند.

«مدینه» آمد نبی مکرم اعمال ولایت کرد این اعمال ولایت نکردن شان در «مکه»‌ به هیچ وجه ضرر به نبوت پیغمبر نمی زند آن زمانی که حضرت فرمود در آن بیست و پنج سال خانه نشین بودم امام بودم الان هم که حکومت تشکیل دادم امام هستم هیچ فرقی به حال من نمی کند.

مجری:

آقا «امیر» از «گلستان» نسبت به روایاتی سوال داشتند اولین روایت عنوان «صحیفة المؤمن حب علی ابن ابی طالب» آیا این حدیث از لحاظ سندی و بررسی رجالی بخواهیم بکنیم آیا جزء حدیث های صحیح قرار می گیرد؟

ü      صحیفة المؤمن حب علی ابن ابی طالب(سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این ها یک سری احادیث و روایاتی است که به صورت مستفیض برای ما از ائمه (علیهم السلام) نقل شده است. وقتی یک روایت مستفیض می شود آن جا نیازی به بررسی سندی نداریم.

بررسی سندی در جایی است که ما یک روایت داریم اگر روایت از سه تا تجاوز کرد می گویند مستفیض است. آقای «خویی (رضوان الله تعالی علیه)» با این که سخت گیرترین مرجع در بحث رجالی بود اگر یک حکمی سه تا روایت بیشتر دارد می فرماید:

«روایات الباب مستفیضة تغنینا عن البحث في السند»

احادیث این باب مستفیض است احتیاجی به بررسی سندی نداریم.

«عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج39، ص229

«سمعت أنس بن مالك يقول والله الذي لا إله إلا هو سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول عنوان صحيفة المؤمن حب علي بن أبي طالب \ ح \»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج 5، ص 230

عنوان «صحیفة المؤمن» در کتاب «بشارت المصطفی»، صفحه 151؛ «مناقب ابن شهر آشوب»، جلد 2، صفحه 151؛ «صوائق المحرقة ابن حجر مکی»، صفحه 121؛ «تاریخ بغداد»، جلد 4، صفحه 410؛ «تاریخ دمشق»،‌ جلد 5، صفحه 220؛ «مناقب ابن مغازلی»، صفحه 242، حدیث 290؛ «فضائل ابن شاذان»، صفحه 97؛ «جامع الأخبار»، صفحه 54، حدیث 65 و 66.

 «معجم کبیر طبرانی»، جلد 12، صفحه 221؛ «مناقب خوارزمی»، صفحه 74؛ «جامع الأحادیث قمی»، صفحه ...؛ «کشف الغمة»، جلد 1، صفحه 95؛ «بحار الأنوار»، جلد 94، صفحه 70؛ «مدح و منقبة علامه»، صفحه 125.

تمام این ها مصادر عنوان «صحیفة المؤمن یوم القیامة حب علی ابن ابی طالب»، «أنس ابن مالک» می گوید:

«وَ رَوَى أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ قَالَ سَمِعَتْ أُذُنَايَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) يَقُولُ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حُبُّ عَلِي‏»

الفضائل( لابن شاذان القمي)؛ نويسنده: ابن شاذان قمى، أبو الفضل شاذان بن جبرئيل‏، تاريخ وفات مؤلف: حدود 600 ق‏، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: رضى‏، قم‏: 1363 ش‏، ص114

«سمعتُ أذناي» با دو گوشم شنیدم که پیغمبر در حق علی فرمود: «عنوان صحیفة المؤمن یوم القیامة حب علی ابن ابی طالب»

در روایت دیگر می گوید:

«وَ اللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُو»

قسم به خدای لا شریک لَه خودم از پیغمبر این روایت را شنیدم که فرمود

«عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)»

مجری:

طیب الله دومین سوال شان نسبت به امامت آن چیزی که نقل حدیثی در «روح المعانی» شد آیا در قیامت از امامت سوال می شود؟

ü      آیا در قیامت از امامت سوال می‌شود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم! بحثی که در رابطه با امامت داریم یعنی هم مسئله این که در فردای قیامت از امامت سوال می کنند آیه قرآن است ارتباطی به آقای «آلوسی» و غیر «آلوسی» ندارد.

(وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ)

آنها را نگهداريد که بايد بازپرسی شوند!

سوره صافات (37): آیه 24

این ها را نگه دارید مورد سوال قرار می گیرند کتاب «روح المعانی»، جلد 23، صفحه 80 ذیل این آیه اقوال را نقل می کند آن جا سوال از عقاید، اعمال و «لا اله الا الله» است.

«ومن أجله ولاية علي كرم الله تعالى وجهه»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج23، ص80

از ولایت علی سوال می کنند هیچ اشکالی هم نمی کنند بعد می گوید از ولایت خلفای راشدین هم سوال می کنند. سوال می کنند آن ها آماده بشوند جواب بدهند و ما کاری با آن ها نداریم.

 از آن طرف از علمای اهل سنت، «تفسیر الحبری» که از علمای بزرگ شان است ایشان هم در ذیل این آیه (وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ) «عن ولایة علی ابن ابی طالب» آقای «ابن حجر مکی» در «الصواعق المحرقة» چاپ «عربستان»

«عن أبي سعيد الخدري أن النبي صلى الله عليه وسلم قال (وقفوهم إنهم مسؤولون عن ولاية علي)»

در روایت بعدی می گوید:

«(وقفوهم إنهم مسؤولون) أي عن ولاية علي وأهل البيت لأن الله أمر نبيه صلى الله عليه وسلم أن يعرف الخلق»

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج 2، ص 437

«زرندی حنفی» در «نظم درر السبطین» هم آورده است ایشان یک سوال دیگری هم داشتند.

مجری:

از انبیاء می پرسند به چه مبعوث شدید؟ می گویند ما به ولایت امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، در کتاب «الفردوس بمأثور الخطاب» از علمای اهل سنت «دیلمی» متوفای 509، جلد 3، صفحه 354

«حذيفة بن اليمان لو علم الناس متى سمي علي أمير المؤمنين ما أنكروا فضله سمي أمير المؤمنين وآدم بين الروح والجسد قال الله عز وجل (وإذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم وأشهدهم على أنفسهم ألست بربكم) قالت الملائكة بلى قال تبارك وتعالى أنا ربكم ومحمد نبيكم وعلي أميركم»

الفردوس بمأثور الخطاب؛ اسم المؤلف: أبو شجاع شيرويه بن شهردار بن شيرويه الديلمي الهمذاني الملقب إلكيا الوفاة: 509 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1406 هـ - 1986م، الطبعة: الأولى، تحقيق: السعيد بن بسيوني زغلول، ج3، ص354، ح5066

رسول اکرم فرمود اگر مردم می دانستند علی ابن ابی طالب چه زمان امیر المؤمنین نامیده شد فضیلت علی را انکار نمی کردند بعد می گوید «سمي أمير المؤمنين وآدم بين الروح والجسد»، آدم آفریده نشده بود خدای عالم علی را به عنوان امیر المؤمنین منصوب کرد تا آن جایی که در عالم زَر فرمود «أ لست بربکم» ملائکه گفتند «بلیٰ» بعد خدای تبارک و تعالی فرمود «أنا ربكم ومحمد نبيكم وعلي أميركم»

روایات این که در عالم زَر خدای عالم ولایت علی را بر همه تثبیت کرد هیچ شکی نداریم مهم تر از این در رابطه با آیه شریفه:

(وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يعْبَدُونَ)

از رسولانی که پيش از تو فرستاديم بپرس: آيا غير از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار داديم؟!

سوره زخرف (43): آیه 45

پیغمبر از پیامبران گذشته سوال کن در این جا روایات متعدد داریم «ابن عساکر،‌ ثعلبی و خوارزمی» دارد ولی حدیث صحیح، حسن و معتبر کتاب «معرفة علوم الحدیث حاکم نیشابوری»، صفحه 316 دارد:

«قال قال النبي صلى الله عليه وسلم يا عبد الله أتاني ملك فقال يا محمد وسل من أرسلنا من قبلك من رسلنا على ما بعثوا قال قلت على ما بعثوا قال على ولايتك وولاية علي بن أبي طالب»

معرفة علوم الحديث؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عبد الله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1397هـ - 1977م، الطبعة: الثانية، تحقيق: السيد معظم حسين، ج1، ص95

رسول اکرم می گوید مَلکی آمد به من گفت: «یا محمد سَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا عَلَى مَا بُعِثُوا؟» پیغمبر می گوید به معراج رفتم (قریب به این مضمون) تمام انبیاء پشت سر من نماز خواندند بعد ملکی آمد گفت یا رسول الله از این ها سوال کن به چه مبعوث شدند؟ «قَالَ: قُلْتُ: عَلَى مَا بُعِثُوا» به چه مبعوث شدند؟ «قَالَ: عَلَى وَلَايَتِكَ وَ وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ.» بعد می گوید این روایت صحیح است اشکال در «ابن مظفر» است «و هو عندنا ثقةٌ مأمون»

«حاکم حسکانی» همین تعبیر را دارد در نزد شیعه «کلینی» در کتاب «کافی» این تعبیر را دارد:

«مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَال‏ وَلَايَةُ عَلِيٍّ (علیه السلام) مَكْتُوبَةٌ فِي‏ جَمِيعِ‏ صُحُفِ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ رَسُولًا إِلَّا بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ وَصِيِّهِ عَلِيٍّ (علیه السلام).»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص437، بَابٌ فِيهِ نُتَفٌ وَ جَوَامِعُ مِنَ الرِّوَايَةِ فِي الْوَلَايَة، ح6

ولایت امیر المؤمنین در تمام کتاب های پیامبران نوشته شده است «وَ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ رَسُولًا» خدا هرگز (با لَنْ نفی ابد) هیچ پیغمبری را مبعوث نکرد «إِلَّا بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، و و صِيَّةِ عَلِيٍّ عليه السلام» از این بهتر؟

سند روایت صد در صد صحیح است راویانش «محمد ابن یحیی عطار ثقةٌ عینٌ کثیر الحدیث»، «احمد ابن محمد ابن عیسی شیخ قم و فقیهها» راوی سوم «حسن ابن محمود» از اجلای اصحاب است «محمد ابن فضیل» از اولیاء الله و اوتاد بود.

مجری:

آقای «محمدی» هم گلایه کردند جلسه پیش این سوال را پرسیدند اما فرصت نشد اولویت را به سوال آقای «محمدی» اگر بخواهیم بدهیم آیه 123 سوره توبه

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ)

ای کسانی که ايمان آورده‌ ايد! با کافرانی که به شما نزديکترند، پيکار کنيد! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزديک غافل نکند!) آنها بايد در شما شدت و خشونت (و قدرت) احساس کنند؛ و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است!

سوره توبه (9): آیه 123

آیا این آیه شامل زمان فعلی ما هم می شود یا نه؟ نسبت به کفار آیا نسبت به کفار نزدیک ترمان دستور داریم به آن ها بجنگیم؟

ü      آیه (يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً...) شامل زمان حال هم می‌شود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اگر قدرت داشته باشیم قطعاً وظیفه داریم، معذورات نبی مکرم هم نباشد. آن دفعه چند روایت آوردم حتی در مورد سر دسته منافقین وقتی می گویند یا رسول الله اجازه بده منافق را بکشیم فرمود نه!

«فقال النبي صلى الله عليه وسلم، وأعرض عنه: لا يتحدث الناس أن محمداً يقتل أصحابه»

كتاب المغازي؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عمر بن واقد الواقدي الوفاة: 207 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1424 هـ - 2004 م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد القادر أحمد عطا، ج1، ص353

«فقال عمر ألا نقتل يا رسول الله هذا الخبيث لعبد الله فقال النبي صلى الله عليه وسلم لا يتحدث الناس أنه كان يقتل أصحابه»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1296

مردم نگویند پیغمبر دارد اصحابش را می کشد یعنی باعث می شد مردم از اسلام فرار کنند یعنی مردم می گفتند ای بابا پیغمبر بعضی از اصحابش را کشت پس ما برای چه برویم؟ شاید ما رفتیم ما را هم کشت در میان مردم وحشتی ایجاد می کند تازه اسلام را شنیده اند، از حقایق اسلام خبر ندارند.

 الان هم خیلی بی پرده بگویم «مقام معظم رهبری» در رابطه با فتنه 88 سران فتنه به نظر بنده هیچ شکی که این ها مهدور الدم بودند نیست یعنی بحث بر اندازی نظام، همکاری با «آمریکا، اسرائیل، سعودی» بود. مردم می دانند.

با توجه به این که، با این ها مبارزه کردن یک فتنه غیر قابل کنترل ایجاد می کرد ولذا «مقام معظم رهبری» همان طور که رسول اکرم فرمود «لا يتحدث الناس أنه كان يقتل أصحابه» نسبت به دو نفرشان حصر خانگی ایجا کردند تا الان هم در حصر خانگی شان هستند.

 عزیزان با توجه به فرمایشات بعضی از بزرگواران فتنه ها در پیش داریم شاید از فتنه 88 سخت تر و فرا گیرتر باشد. لذا عزیزان آماده باشند که خدای نا کرده فتنه ای آمد در فتنه سقوط نکنند.

آن چه که است ما معتقدیم ولی فقیه منصوب امام زمان (سلام الله علیه) است مخالفت با او:

«الرادّ عليهم‏ كالرادّ علينا، و الرادّ علينا كالرادّ على اللّه»

حاشية الوافي( للبهبهاني)؛ نويسنده: وحيد بهبهانى، محمد باقر بن محمد اكمل (‏تاريخ وفات مؤلف: 1206 و يا 1205 ق‏)، محقق / مصحح: مؤسسة العلامة المجدد الوحيد البهبهاني‏، ناشر: مؤسسة العلامة المجدّد الوحيد البهبهاني‏، قم: 1426ق، ص183

بعضی از مسائلی که در این چند روز اخیر ایجاد شد و بعضی اسلحه های که گرفته بودند و چاقو های که گرفته بودند در حد ده ها هزار این ها غیر قابل باور بوده است.

حضرت آیت الله قرهی هم در رابطه با فتنه یک سخنرانی دارند یک تکه و کلیپی از آن پخش شد به دوستان توصیه می کنم این را ببینند.

مردم حواس شان جمع باشند ما از دشمنان خارجی هیچ باکی نداریم آن ها هیچ غلطی نمی توانند بکنند ان شاءالله در آینده نه چندان دور «لبنان و حزب الله» پیروز است و هم «یمن» پیروز است در آن هیچ شکی نداریم.

از فتنه داخل می ترسیم همان طور که امیر المؤمنین از فتنه داخل واهمه داشت همین فتنه داخل هم باعث شکست ظاهری حضرت امیر شد.

مجری:

حضرت استاد تشکر می کنم از محضرتان استفاده کردیم. همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا آنتهای برنامه امشب همراه ما بودید ان شاءالله موفق، مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!


گناهان قلبی (راه‌های مهار کردن عجب و خود پسندی)>

اخلاق گناهان قلبی عجب خودپسندی تواضع دعای عرفه صحیفه سجادیه امام زمان عج معرفی کتاب سهو النبی امامت شبهه