سایر قسمت ها
راه‌های خلاصی از گناه عجب و خودپسندی آیت الله حسینی قزوینی

قسمت صد برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای مرعشی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

عنوان برنامه: اخلاق علوی و سیره مهدوی20 10 1403(قسمت100)

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمد لله این توفیق را داریم امشب هم به رسم شب های جمعه سید اللیالی با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند باشیم. برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت آیت الله «دکتر حسینی قزوینی» هستیم ان شاءالله بتوانیم امشب هم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم.

در ابتدای جلساتی که در محضر حضرت استاد هستیم آماده هستیم دل های خودمان را روانه ساحت مقدسه حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) بکنیم در این ایام ماه رجب که دل ها بهتر ان شاءالله می تواند مأنوس و آماده نور معرفت بشود با ذکر حضرت زهرای مرضیه این اقتضاء بیشتر در آن به وجود بیاید بتوانیم با ذکر آن حضرت دل هایمان خودمان را صاف کنیم و جلا ببخشیم. حضرت استاد خدمت تان سلام عرض می کنم بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل، السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم. همان طوری که عزیزمان اشاره کردند عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم شعری که جلسه گذشته خواندم خیلی برایم جانسوز بود دوست دارم اول هر برنامه آن شعر را تداعی کنم.

پیش شوهر زن اگر گریه کند عیبی نیست * مرد اگر گریه کند در بر همسر سخت است.

یک زن و آن همه نامرد خدا صبر دهد * چقدر دیدن این صحنه به شوهر سخت است

درد دل امیر المؤمنین بعد از شهادت حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) است.

دوست دارم کز غمت یا فاطمه تنها بگریم * از یتیمان تو پنهان در دل شب ها بگریم

دوست دارم بنگرم در آسمان پر ستاره * تا سحر با یاد تو ای زهره زهرا بگریم

دوست دارم سر فرود آرم من بی کس به چاهی* بر کشم فریاد غربت های های آن جا بگریم!

دوست دارم زینب من اشک چشمانم نبیند.

فدای مظلومیت و غربتت علی جلوی فرزندانت هم نتوانستی گریه کنی

دوست دارم زینب من اشک چشمانم نبیند * گه به نخلستان و گاهی در دل صحرا بگریم

دوست دارم جانم از تن با نفس هایم بر آید * بس که یا زهرا بگویم بس که بی پروا بگیرم

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

طیب الله انفاسکم الحمد لله توفیق بزرگی نصیب مان شده است دل هایمان را روانه می کنیم این ابیات را می شنویم، ان شاءالله که در نهان و وجودمان تأثیر گذار خواهد بود آماده می شویم برای برنامه اخلاق و سیره مهدوی با نام حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها).

 در جلسه گذشته اجمالی از یکی از ‌آثار حضرت استاد یکی از مجموعه سلسله های موسوعاتی که حضرت استاد به رشته تحریر در آوردند و تحت اشراف حضرت استاد نوشته شد در جلسه گذشته مشاهده کردید موسوعه حضرت آقا امام هادی بود.

به این مناسبت که فردا شب میلاد موفور السرور آقا امام جواد (علیه السلام) است قصد داریم یک آشنایی اجمالی با سیره حضرت آقا امام جواد در موسوعه ای که تحت اشراف حضرت استاد به رشته تحریر در آمد تقدیم شما کنیم. یک آشنایی اجمالی به بنده و همه بینندگان بفرمایید ان شاءالله کلیپی که آماده شد ببینیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

از توفیقات خدای تبارک و تعالی و عنایت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) این بود در اواخر دهه هفتاد شروع به پرداختن موسوعه ائمه (علیهم السلام) کردیم، ابتدا موسوعه امام جواد را جلو انداختیم چون امام جواد، جواد الأئمه است. گفتیم امام جواد واسطه بشود بتوانیم موسوعه های دیگر را هم ان شاءالله مشغول بشویم.

لذا اولین موسوعه ای که از «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» چاپ و منتشر شد کتاب بر گزیده سال «حوزه» هم شد «موسوعه امام جواد (سلام الله علیه)» در دو جلد بود.

البته جلد اول ششصد پنجاه تا هفتصد صفحه شد در این موسوعه تلاش کردیم کلاً ولادت حضرت، برخورد حضرت با اهل بیت شان، با خانواده شان، با همسایه شان، با دوستان شان و ... عمده بحثی که در این موسوعه داریم و خیلی شاخص است بحث نص بر امامت حضرت، مناقب و معجزات حضرت است که مجموع این ها 211 روایت بوده است.

خودمان باور نمی کردیم بتوانیم به 211 روایت در بخش امامت دسترسی پیدا کنیم، چهل و چهار عنوان بود نسبت به نص بر امامت حضرت چهل و دو روایت بود و مناقب حضرت.

 بعد بحث های دیگری که مربوط به معجزات حضرت بود از صفحه 201 تا 316 هشتاد و یک روایت فقط در معجزات آقا امام جواد (سلام الله علیه) بود با توجه به این که حضرت در دوران کودکی در سن پنج سالگی به امامت رسیدند شبهات زیادی در امامت حضرت بود. حضرت برخی از این ها را با معجزات علمی، با معجزات خارق العاده و با پاسخ های قانع کننده و قاطع به مخالفین می دادند.

یکی از مباحثی که احساس می کنم در این موسوعه خیلی جذاب است مناظرات حضرت در دورانی کودکی با مخالفین است. با «یحیی ابن ضحاک» و ... یک سری ویژگی های این موسوعه است امیدواریم که ان شاءالله مرضی مادر ائمه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) باشد.

گفتیم اگر از این برنامه های که داریم تلاش های که داریم می کنیم نمی دانیم اگر گناهی است استغفار می کنیم. اگر ثوابی است به خاطر خشنودی دل حضرت زهرا به پیشگاه مقدس آقا امیر المؤمنین هدیه می دهیم.

 به قول یکی از عرفاء زهرای مرضیه خیلی خوشحال می شود که شیعه ها ثواب اعمال شان را به امیر المؤمنین هدیه کنند. گمانم اگر خدا توفیق این را به ما بدهد سعادت دنیا و آخرت را کرم کرده است.

ما دنبال یک قضیه هستیم از این تلاش شبانه روزی که بیش از چهار دهه داریم در خانه اهل بیت (علیهم السلام) به قول خودمان انجام وظیفه می کنیم نمی دانیم پشت پرده چه است؟ ولی دنبال یک چیزی می گردیم که از این کارهایمان لبخندی بر سیمای نازنین صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بنشانیم. این بالاترین آرزوی ما است اگر به این آرزو برسیم این آرزو را به تمام دنیا و آخرت نه تنها به یک بهشت به هزاران بهشت، میلیاردها قصور، حور و طیور عوض نمی کنیم!

مجری:

طیب الله انفاسکم ان شاءالله بتوانیم در این مسیر همه ما قرار بگیریم. توضیحات اجمالی حضرت استاد فرمودند آماده هستیم ببینیم کلیپی را نسبت به این موسوعه خیلی ها این کار را انجام می دهند در ایام ولادت در ایام شهادت و ایامی که منتسب به هر کدام از حضرات است دنبال این هستند که یک مجموعه یا کتابی که راجع به فضائل، زندگی و احادیث حضرت نقل شد مطالعه کنند.

معرفی موسوعه امام جواد (علیه السلام)

موسوعه امام جواد (علیه السلام) اثری ارزشمند از مجموعه تألیفات «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که تحت اشراف آیت الله «خزعلی» و با نظارت علمی آیت الله «حسینی قزوینی» و گروهی از پژوهشگران جمع آوری و در سال 1381 به چاپ رسیده است. این اثر علمی و پژوهشی در دو جلد و در ضمن نُه فصل به رشته تحریر در آمده است.

جلد اول این موسوعه شامل چهار فصل است که فصل آن به نسب و احوالات امام جواد (علیه السلام) از تولد تا شهادت پرداخته است. در فصل دوم به فضائل حضرت امام محمد تقی (علیه السلام) پرداخته شده است که عناوین آن مشتمل بر فضائل، نصوص و نشانه های امامت، معجزات، زیارت و توسل به آن حضرت است.

فصل سوم که از مهم ترین فصل های این اثر پژوهش محور می باشد شامل سیره و روش های اجتماعی امام جواد (علیه السلام) است که مشتمل بر سیره امام در رفتار، عبادت، صدقه، دعا، تسبیح، معاشرت با همسران، فرزندان، غلامان و آداب نیکو در رفتار شخصی و مراودات اجتماعی، تعامل با خلفاء و کسانی که آن حضرت آن ها را در سخنان خود ستوده و یا سرزنش کرده و افراد مورد اعتماد ایشان است.

فصل چهارم این موسوعه در باب عقائد به نگارش در آمده و مشتمل بر توحید، نبوت، امامت و معاد است جلد دوم این اثر فاخر در پنج فصل گردآوری گشته و با مبحث احکام آغاز می گردد. در فصل پنجم این موسوعه روایات حضرت امام جواد (علیه السلام) در ابواب مختلف فقه از مقدمات فقه و طهارت تا حدود و دیات گردآوری شده است.

فصل ششم این اثر ارزشمند شامل قرآن و ادعیه است که در آن روایات حضرت جواد (علیه السلام) در خصوص قرآن و تفسیر آیات، دعاها و ذکرهای که ایشان در مکان ها، زمان ها و مناسبت های گوناگون قرائت می کردند جمع آوری شده و همچنین حرز و تعویض ها فصل دیگر مباحث این فصل را تشکیل می دهد.

فصل هفتم در باب موعظه، پند و اندرزهای امام در مسائل مختلف و همچنین روایات طبی آن حضرت است. فصل هشتم این موسوعه دارای دو باب در مناظرات و پیام های امام جواد (علیه السلام) است این فصل مشتمل بر ده عنوان بوده که در احتجاجات و مناظره ها و نامه های آن حضرت نگارش گشته است و فصل پایانی روایت های است که حضرت امام جواد (علیه السلام) از اجداد طاهرین خود و از دیگران نقل کرده است.

به طور خلاصه می توان گفت که این اثر ارزشمند معجم و دائرة المعارفی است و هر آن چه به امام جواد (علیه السلام) مرتبط می باشد را جمع آوری نموده است. جهت مشاهده این اثر ارزشمند به «سایت آیت الله حسینی قزوینی» قسمت آثار و تألیفات مراجعه فرمایید.

مجری:

الحمد لله این را هم به دست آوردیم و ان شاءالله بتوانیم از همین طریقی که در سایت حضرت استاد معرفی شد این منبع و مابقی موسوعه ها موجود است عزیزان می توانند استفاده کنند چه بسا ساده تر از داخل اینترنت جستجو کنند می توانند فایل این کتاب را تهیه کنند چه فرصتی بهتر از ایام ولادت آن حضرت که برای انسان آغازی باشد شروع کند کتابی راجع به روشنی چشم حضرت آقا امام رضا (علیه السلام) وجود نازنین حضرت آقا امام جواد (علیه السلام) را مطالعه کند.

حضرت استاد در این برنامه نسبت به گناهان قلبی که چه بسا خیلی وقت ها از آن ها غافل هستیم رسیدیم به بحث گناه عجب و خود پسندی اگر یک اجمالی نسبت به مباحثی که در جلسات گذشته مطرح شد بفرمایید ان شاءالله وارد مبحث جدید می شویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در گذشته عرض کردیم یکی از گناهان کبیره ای که اعمال انسان را حبط و نابود می کند عبارت از عجب و خود پسندی و خود بزرگ بینی است. گناه عجب در حدی است که عرض کردم «امام (رضوان الله تعالی علیه)» می فرماید افرادی که گرفتار عجب و ریا بودند در قیامت اثر شوم و نحس عجب و ریا را می بینند آرزو می کنند ای کاش اهل کبائر بودند ولی عجب و ریا نبودند!

روایاتی را از ائمه (علیهم السلام) از نبی مکرم از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) در کتاب های مختلف آوردیم. خطر عجب، خود بینی یا خود پسندی را برای بینندگان عزیزمان عرض کردیم در جلسه گذشته بحثی را پیگیری کردیم که راه نجات و خلاصی از عجب و ریا چیست؟

 عرض شد معمولاً‌ اهل بیت (علیهم السلام) برای این که افراد را متوجه کنند در ورطه گناه و معصیت افتادن چقدر مهم است و خطر دارد نتیجه این گناه را بیان می کنند. مثلاً در رابطه با غیبت یک چیز عادی در میان ما است قرآن به صراحت می گوید:

(أَيحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيتًا)

و هيچ يک از شما ديگری را غيبت نکند، آيا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟!

سوره حجرات (49): آیه 12

غیبت کردن مثل این است که انسان گوشت برادر دینیش را بعد از مردن بخورد یعنی این تعبیر در هیچ جای قرآن به این شکل نیامده است. (أَيحِبُّ أَحَدُكُمْ) آیا شما دوست دارید (أَنْ يأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيتًا) برادران از دنیا رفت گوشتش را میل کنید؟ غیبت همین طوری است. اگر شما دوست ندارید گوشت بدن برادر مرده تان را بخورید پس غیبت نکنید.

یا در بعضی از موارد است:

«الْغِيبَةُ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَاء»

الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج1، ص63

شاید عقل مان نمی رسد و نمی توانیم تشخیص بدهیم در این دنیای که گرفتار مسائل مادی هستیم ولی قیامت وقتی پرده از روی اعمال ما بر دارند آن جا متوجه می شویم قضیه چه است؟

یک غیبتی انسان می کند بین دو برادر را به هم می زند بین پدر و پسر به هم می زند بین خواهر و برادر را به هم می زند دو تا قبیله را به هم می زند. چه بسا از یک غیبت انسان کشت و کشتاری به وجود بیاید قطعاً گناهش از زنا بالاتر است.

البته باید دقت کنیم در تفهیم و تفهم این گناهان طوری نکنیم بگوییم غیبت از زنا بالاتر است طرف بگوید ما داریم هر روز ده تا غیبت می کنیم ده تا زنا می کنیم پس برویم پنج تا زنای دیگر هم بکنیم نه، شارع مقدس می خواهد عظمت و قبح این را برای ما بیان کند بله یک دفعه غیبتی از برادر دینی کردیم و به گوشش هم نرسید گفتیم مثلاً موقع راه رفتن این طوری راه می رود. موقع غذا خوردن تند تند غذا می خورد این یک غیبت است.

یک دفعه غیبتی است که دو قبیله را هم می زند غیبت اول از امام سوال می کنند اگر کسی غیبت کسی را کرد چه کار کند؟ گفت کفاره اش این است هر وقت یادش افتاد برایش دعا و استغفار کند یعنی یک غیبتی از یک مؤمنی کردی تا آخر کفاره اش این است هر وقت یادت افتاد برایش استغفار کنی.

ان شاءالله اگر به بحث غیبت رسیدیم آیات، روایات و قضایایی که اهل بیت (علیهم السلام) فرموده اند بیان خواهیم کرد.

ائمه (علیهم السلام) برای این که نشان بدهند این مسئله چقدر ضرر دارد اثرات شوم این گناه را متذکر می شوند. رهنمود می کنند چه کار کنیم از شر این گناه و معصیت رهایی بیابیم؟ این خلاصه بحث گذشته مان بود.

مجری:

نسبت به خصوص عجب و خود پسندی نسبت به این مطلب ببینیم راه نجات و خلاصی از خود راضی بودن چیست، حضرتعالی صحبت کردید و از محضرتان استفاده کردیم اما این خیلی وقت ها یک درد و بیماری است یک چیزی است که متأسفانه انسان خواه نا خواه در این ورطه می افتاد اما باید بداند دوای این درد چه است و معالجه اش به چه شکل است، چه کار کند تا بتواند این را درمان کند؟

آیا در احادیث همان طوری که نسبت به عظمت این گناه صحبت شنیدیم آیا برای درمان و معاجله اش کلامی است که بتوانیم استفاده کنیم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با درمان این قضایا نکته ای را خدمت عزیزان عرض کنم روایتی خیلی جالبی از آقا امام صادق (سلام الله علیه) است خدای عالم به حضرت داود (علی نبینا و آله و علیه السلام) وحی کرد.

«يَا دَاوُدُ، وَ أَنْذِرِ الصِّدِّيقِين‏»

صدیقین را بترسان و هشدار بده

«أَلَّا يُعْجَبُوا بِأَعْمَالِهِم‏»

این ها نسبت به اعمال خود گرفتار عجب نشوند.

 چرا؟

«فَإِنَّهُ لَيْسَ عَبْد أَنْصِبُهُ لِلْحِسَابِ إِلَّا هَلَكَ»

هیچ بنده ای نیست که خدای عالم به پای حساب بیاورد به خاطر قضیه عجب و خود پسندی مگر این که هلاک خواهد شد.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص314، ح8

«أَنْذِرِ الصِّدِّيقِين‏» می گوید نه «أنْذِرِ العُباد، أنْذِرِ العِبادَ الله»، صدیقین آن های که به مقام خیلی بالایی رفته اند مبادا خدای نا کرده به اعمال شان خود بینی و خود پسندی داشته باشند به خاطر اعمال، دیگران را تحقیر کنند.

چون این ها اگر فردای قیامت به خاطر همین خود بزرگ بینی پای حساب بیایند جز هلاک در آن جا چیزی نیست.

«بلعم باعورا» به مقامی رسید دارای اسم اعظم الهی است اسم اعظم را خدا به هر کسی نمی دهد یک بنده باید خیلی ریاضت بکشد و خیلی کار کند تا بتواند به مرحله ای برسد که خدای عالم به او اسم اعظم بدهد مستجاب الدعوه بود ولی عجب، خود پسندی و این طور مسائل کار به جایی می رساند قرآن می گوید:

(فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيهِ يلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يلْهَثْ)

مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می ‌آورد، و اگر او را به حال خود وا گذاری، باز همين کار را می ‌کند؛

سوره اعراف (7): آیه 176

داستان او مثل داستان سگ است (إِنْ تَحْمِلْ عَلَيهِ يلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يلْهَثْ) سنگ هم بزنی پاچه می گیرد سنگ هم نزنی پاچه می گیرد. قضیه اش چه شد؟ رسیدن به آن مقام ولی متوجه این نشود خدای عالم این نعمت را به او داد خودش به زحمت بازو به آن جا نرسیده است. هفته گذشته کلیپی از آقای «دکتر مازیار» جراح قلب کودکان دیدم جراح قلب کودک خیلی کم داریم ایشان آن چه که من احساس کردم نزدیک به شصت سالش است.

همایشی گرفته بودند تا از او تقدیر کنند به قدری صحبت های این آقا زیبا بود از هزار تا درس اخلاق صحبت های ایشان دلنشین تر بود. مردم از من چرا تشکر می کنید از خدا تشکر کنید هر چه دارم از خدا دارم اگر یک عمل جراحی انجام دادم موفق شدم خدا توفیقم داده است. این علم را به دست آوردم خدا به من داده تمام این اخلاص من مال خدا است.

گفت قلب کودکی از «مشهد» به «تهران» برای پیوند می آوردیم پرواز هواپیما لغو شد. گفت مسیر یک ساعته را نزدیک به شش ساعت معطل شدیم ولی گفتم خدایا به خودت توکل قلب را به تهران آوردیم عمل جراحی کردیم و قلب را پیوند زدیم به کار خودمان امید نداشتیم گفتیم خدایا به تو امید، بعد دیدیم الحمد لله این پیوند عمل کرد همه مال خدا است. مردم از من تشکر نکنید از خدا تشکر کنید به قدری زیبا حرف می زد یعنی از هزار تا درس اخلاق بزرگان ما تأثیر گذاریش خیلی بیشتر بود.

همه این جراحی ها رایگان بود یک مورد از این عمل جراحی پول نگرفت (خیلی مهم است) خیلی جالب بود از همسرش تشکر کرد گفت اگر من در طول این مدت عمل های جراحی قلب را رایگان انجام دادم به پشتوانی همسر بزرگوارم بود. به من گفت روی زندگی مردم خانه نساز با پول این ها بچه های که گرفتار مشکل هستند قلب و جان شان در خطر است گوش، چشم و دست نیست.

فرض فرد یک دست یا یک گوش نداشته باشد قلب رفت تمام زندگی رفته است گفت همسرم به من گفت روی زندگی مردم خانه نساز به همین زندگی ساده راضی هستیم. گفت بعد از این مدت یک ماشین عادی و یک خانه ساده دارم این ها باید برای ما الگو باشد فردای قیامت این هم می خواهد پای حساب بیاید ما هم می خواهیم پای حساب بیاییم!

آن پزشک بزرگواری که می گوید تا زیر میزی به من ندهید حاضر نیستم این عمل را انجام بدهم او هم فردای قیامت می خواهد پای حساب بیاید. این پزشک هم این جا می آید خدا به همین پزشک احتجاج می کند می گوید این ها نمونه ای بود بعضاً صدا و سیما از زندگی این طور پزشکانی که واقعاً خالصاً لله دارند کار می کنند نکاتی پخش می کند. عزیزان پزشکان، دوستان عزیز این ها فردای قیامت برای شماها حجت هستند.

سراغ داریم از شهرهای دیگر کم است از شهر «قم» اطلاع داریم افرادی زندگی شان در خطر است پزشک حاضر نیست کوچک ترین ارفاقی کند زندگیش را می فروشد وام می گیرد وامی که باید اقساطش را با سختی بپردازد زیر میزی جناب آقای دکتر را بپردازد عمل جراحی را انجام بدهد. نمی دانم این پول را چطور می خواهید استفاده کنید؟ آیا این پول خوردن دارد؟ آیا این پول،‌ زندگی مرفهی برای انسان می آورد؟

در هر صورت ...

امیر المؤمنین (سلام الله علیه) در «غرر الحکم»، حدیث 4168 روایتی را مطرح می کند

«إِذَا زَادَ عُجْبُكَ بِمَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ سُلْطَانِكَ فَحَدَثَتْ لَكَ أُبَّهَةٌ أَوْ مَخِيلَةٌ فَانْظُرْ إِلَى عِظَمِ مُلْكِ اللَّهِ وَ قُدْرَتِهِ مِمَّا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ مِنْ نَفْسِكَ»

وقتی قدرتی داری فرماندار، استاندار، وزیر، نخست وزیر، رئیس جمهور یا سلطان هستی در میان قبائلت رفت و آمدی داری مردم به تو احترام می گذارند مدیر مدرسه هستی و ... می گوید به فکر افتادی من هم قدرتی دارم می گوید در این هنگام قدرت، پادشاهی و عظمت خدای عالم را به یاد بیاور که تمام این قدرت ها سایه ای از قدرت اوست.

وجود تو از اوست کمال وجود تو از اوست این نعمتی که به تو داد فرماندار، استاندار، وزیر، مدیر مدرسه یا رئیس آموزش و پرورش هستی همه این ها را او به تو داده است اگر بخواهد در یک چشم بر هم زدن از تو می گیرد. (اگر آنی کند نازی فرو ریزند قالب ها) تو که هیچ او اگر اراده کند در یک آن تمام عالم به هم می ریزد کره زمین به گرد و خاکی در هوا تبدیل می شود آن قدرت خدا را به یاد بیاور.

«فَإِنَّ ذَلِكَ يُلَيِّنُ مِنْ جَمَاحِكَ [مِنْ جَنَاحِكَ‏] وَ يَكُفُّ عَنْ غَرْبِكَ»

می گوید به یاد آوردن قدرت خدا باعث می شود سرکشی، عجب، خود بزرگ بینی و به قدرتت نازیدن و بالیدن تو فرو بریزد جلوی مستی و غرورت گرفته بشود و عقل دور گشته ات به تو باز گردد.

«وَ يَفِي‏ءُ إِلَيْكَ بِمَا عَزَبَ عَنْكَ مِنْ عَقْلِكَ»

غرر الحكم و درر الكلم (مجموعة من كلمات و حكم الإمام علي عليه السلام)؛ نویسنده: تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق/ مصحح: رجائى، سيد مهدى‏، ناشر: دار الكتاب الإسلامي، ص295

این که داری به قدرتت می بالی و افتخار می کنی به خاطر این که عقلت را از دست دادی. اگر قدرت خدا را در نظر گرفتی عقلت بر می گردد. تعبیر حضرت امیر این است که این عجب به خاطر بی عقلی و از دست دادن عقل است. شیطان در عقل ما نفوذ می کند.

 باز از امیر المؤمنین (سلام الله علیه)

«مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْعُجْب‏»

فرزند آدم و این آدمیزاده چرا این قدر خود پسند است

«وَ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ مَذِرَةٌ»

اولش یک نطفه گندیده بود.

 نطفه ای که خودمان از او به دنیا آمدیم اگر یک جایی باشد دست نمی زنیم دست هم بزنیم فوری دست مان را آب می کشیم. «وَ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ مَذِرَةٌ» اولش نطفه گندیده

«وَ آخِرُهُ جِيفَةٌ قَذِرَةٌ»

آخرش هم لاشه گندیده دیگری می شود.

 وقتی در قبر می گذارند بعد از یکی، دو هفته اگر قبر را باز کنند می بینند این بدن پوسیده بوی گند و تعفن همه جا را پر می کند.

«وَ هُوَ بَيْنَ ذَلِكَ يَحْمِلُ الْعَذَرَة»

از نطفه تا مرگ جز یک سری خون نجس، ‌نجاست و ... چیزی در درونش نیست.

غرر الحكم و درر الكلم (مجموعة من كلمات و حكم الإمام علي عليه السلام)؛ نویسنده: تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق/ مصحح: رجائى، سيد مهدى‏، ناشر: دار الكتاب الإسلامي، ص696

آیا با این که اولش نطفه گندیده، آخرش مردار گندیده و در طول عمر با خودش این همه بی پرده بگوییم به تعبیر حضرت امیر، نجاست دارد حمل می کند با همه این حال عجب و خود پسندی می خواهد داشته باشد!

 این تعابیر حضرت امیر تعبیر خیلی تکان دهنده ای است مقداری دقت کنیم.

قضیه ای یادم آمد شاید خیلی همه پسند نباشد ولی عرض می کنم خدا بیامرزد آقای «هاشمیان نماینده رفسنجان» در مجلس یک روحانی بزرگواری بود حاضر جوابی مثل او به گمانم خدا نیافریده بود.

 یک نفر از او سوال کرد تا به حال کسی متلک یا طعنه ای به تو زده است که در جوابش عاجز باشی؟ گفت نه فقط یک مرتبه آن هم نوه ام یک چیزی به من گفت نتوانستم جواب بدهم اولین و آخرین موردی بود که از جواب عاجز شدم.

پرسید چه گفت؟ گفت شکمم مقداری بزرگ بود نوه ام گفت آقا جان داخل شکمت چه است این قدر بزرگ شد؟ گفت بی اختیار گفتم نجاست است چیز دیگری نیست برگشت گفت آقا جان این نجاست را چطوری خوردی؟ گفت ماندم معطل از دست این بچه هیچ جوابی نتوانستم بگویم. بعضی وقت ها خدای عالم می خواهد به انسان هشدار بدهد.

آدم غرور نداشته باشد در شرح حال «سعدی» در شعر و ... شیرین سخن و حاضر جواب بود می خواستند برای مشاعره و ... بیایند در جواب می گویند «سعدی» عاجز نمانده بود جز یک مرتبه عاجز ماند روزی کنار دیواری ایستاده بود خانمی با حجاب کامل رد می شود «سعدی» مقداریش شوخیش می گیرد به این خانم متلکی می گوید

ماه رویان گشاده رو باشند * تو که رو بسته ای مگر زشتی

این خانم بلافاصله گفت:

نوجوانان قد رسا دارند * تو که خم گشته ای مگر پشتی!

گفت جواب این خانم پدر «سعدی» را در آورد خیلی به خودش می بالید و افتخار می کرد از غصه بیمار شد دختر فهمیده ای داشت پرسید چه شد؟ «سعدی» نمی گفت اصرار کردند گفت به خانمی همچنین متلکی گفتم او هم جواب این طوری به من داد گفت خودم بودم کس دیگر نبود گفت الحمد لله کسی که من را شکست داد فرزند خودم بود گفت از غصه رهید و بهبودی پیدا کرد.

بعضی وقت ها خدای عالم کارهای می کند شاخ انسان را می شکند تا متنبه بشود به قدرت، شاعری، سلطنت و علمش نبالد. ولذا این کارها به خاطر این است که خدا ما را دوست دارد می خواهد در جایی بن بستی برای ما قرار بدهد شکست و سر افندگی برای ما قرار بدهد متنبه بشویم از این غرور کاذب،‌ از این عجب و خود پسندی درس بگیریم!

همچنین غیبتی می کنیم به گوش طرف می رسد جلوی ما می آید می گوید فلانی من چه گناهی کرده بودم همچنین حرفی زدی؟ جلوی او خجالت می کشیم خدا دارد با این خجالتی که به ما می دهد می خواهد راه توبه کردن و پشیمانی از غیبت را به ما بدهد. غیبت نکن از کسان دیگری که غیبت کردی جلویت می آیند گلایه می کنند برایت بد می شود شرمنده می شوی.

اتفاقاتی که خدای عالم برای ما در زندگی می آورد تفضل، عنایت و رحمت خدای عالم است که ما از کمند شیطان رها بشویم خدای نا کرده سقوط نکنیم.

 مثالی چند جلسه قبل گفتم کسی از حضرت موسی سوال کرد خدا جهنم، بهشت، حلال و حرام را برای چه آفرید؟ گفت خدا ما را یک سره به بهشت می برد این ها برای چه است؟ گفت فلانی خودم چوپان هستم گله دارم بعضی وقت ها بز یا بزغاله ای از گله دور می شود هر چه صدا می کنم به سمت گله بیاید قبول نمی کند فرار می کند.

من هم دنبالش می دوم تا به او می رسم و می گیرمش می گویم حیوان اگر من دنبالت کردم این همه به سراغت آمدم به خاطر این که گرفتار گرگ نشوی نمی خواستم تو را اذیت و خسته کنم. خدای عالم هم بعضی وقت ها ما را خسته و گرفتارمان می کند حلال و حرامی تا ما گرفتار شیطان و آتش جهنم نشویم.

 همان رأفتی که منِ موسی به گوسفندانم و این بز بازیگوشم دارم خدا هم به ما بنده های بازیگوشش به همین شکل چهار تا عذاب، گرفتاری، بیماری و ... می دهد تا متوجه بشویم از صید شیطان نجات پیدا کنیم. امیدواریم که ان شاءالله خدا این توفیق را برای ما ارزانی بدارد!

مجری:

ان شاءالله خیلی ممنون و متشکر استفاده کردیم ان شاءالله بحث را با حضرت استاد ادامه خواهیم داد نسبت به گناه عجب و راه های معالجه و دیگر عوارضی که دارد از محضر حضرت استاد استفاده خواهیم کرد.

 (میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف). الحمدلله این توفیق را داریم همچنان با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در خدمت تان هستیم. اولین تماس آقای «میرزایی» از «همدان» بفرمایید.

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (قای میرزایی از همدان – شیعه)

سلام علیکم خدمت حضرت استاد و مجری محترم، چند سالی ساکن «قشم» بودم سوالات عجیب و غریبی می کردند می گفتند دوازده امامی که شما می گویید چه خدمتی به جامعه بشریت کردند؟ می خواستم از حضرت آقا سوال کنم جوابش چطور است این بندگان خدا گوش می کنند.

مجری:

آقای «میرزایی» پرسیدند در مورد دوازده امام این شبهه را مطرح می کنند چه خدمتی به عالم بشریت کردند؟ تماس بعدی آقای «حاج حسینی» از «کرمان» بفرمایید

بیننده: (آقای حاج حسینی از کرمان – شیعه)

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت استاد «حسینی قزوینی» بزرگوار و همچنین استاد «مرعشی» عزیز. راجع به موسوعه ای که حضرت آقا نوشتند آیا به زبان «عربی» یا «فارسی» است اگر به زبان «عربی» است ترجمه اش هم است یا نه؟ دوم این که بنده خدایی اهل علم است به بنده گفت اساس اول کار تحقیق این است کتب نقد مذهب شیعه را در سایت القلم دانلود کنیم بخوانیم و بعد تصمیم بگیریم چه مذهبی را داشته باشیم آیا این حرف درست است و اگر درست نیست اولویت و اساس کار یک محقق و پژوهشگر چیست؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای «حسینی» لطفا سوال دوم را تکرار کنید

آقای حاج حسینی:

یک نفر از اقوام اهل تحقیق و اهل علم است می گفت راجع به این که بخواهیم تحقیق یا پژوهش کنیم اول باید کتب نقد مذهب شیعه که مذهب خودت است باید از سایت القلم بخوانی و بفهمی بعد تصمیم بگیری شیعه یا سنی باشی یا می خواهی تحقیق کنی یا خیر؟ اگر این حرف و روش درست است اگر نیست اولویت و اساس کار یک محقق یا پژوهشگر در سنین بنده چه است بخواهیم تحقیق کنیم کدام مذهب حق و کدام باطل است؟

سومین سوالم راجع به غیبت حضرت آقا اول توضیح دادند به عنوان مثال شخصی پشت سر من غیبت می کند پشت سر او بخواهم بگویم فلانی آدم بد دهنی است و پشت سر من غیبت می کند آیا باز غیبت حساب می شود یا نه؟

مجری:

تشکر می کنیم از سوال های که پرسیدید. تماس بعدی آقای «بهادری» از «کرج» بفرمایید

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

بسم الله الرحمن سلام عرض می کنم خدمت حضرت آقای دکتر «حسینی قزوینی» و جناب اقای «مرعشی» دو سید بزرگوار. حضرت آقا همیشه سوال ما این است که «وهابیون» چرا مدام به ما «رافضی» می گویند؟ جرم ما این است که دین مان را از رسول مکرم اسلام، از علی ابن ابی طالب و از یازده امام بعد از امام علی می گیریم جرم ما این است که تمام روایات را داریم از ائمه معصومین که وارث حقیقی قرآن هستند وارث (فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ) هستند می گیریم.

(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ)

و پيش از تو، جز مردانی که به آنها وحی می ‌کرديم، نفرستاديم! اگر نمی ‌دانيد، از آگاهان بپرسيد تا تعجب نکنيد از اينکه پيامبر اسلام از ميان همين مردان برانگيخته شده است!

سوره نحل (16): آیه 43

مذاهب اهل سنت به فرقه های گوناگونی تقسیم شدند مثلاً بعضی «اشعری، معتزلی، ماتریدی» و اهل حدیث هستند. الان اکثرشان «اشعری» مذهب هستند می گویند ما از اصول دین و اعتقادی دینی مان از ایشان که متولد 1270 هجری است تبعیت می کنیم. سوالم این است عالی‌جنابان آقای «حنفی و حنبلی» اصول اعتقادی شان را از آقای «ابو الحسن اشعری» می گیرند یعنی 260 سال بعد از پیامبر اسلام ایشان نه صحابی و نه تابعی است و نه پدرش صحابی و نه از تابعین بوده است.

ایشان چه کسی بود؟ آیا رسول خدا فرمود دین تان را از «ابو الحسن اشعری» بگیرید؟ آیا در قرآن فرموده از ایشان بگیرید؟ «وهابی»ها می گویند ما پیرو قرآن و سنت رسول الله هستیم اصلاً اهل بیت پیغمبر را کنار می گذاریم در کتاب «البدایة و النهایة ابن کثیر دمشقی»، جلد 13، صفحه 260 آقای «ذهبی» در کتاب «العبر في خبر من غبر»، جلد 3، صفحه 307 و اکثر مورخین در ذیل حوادث سال 663 نوشتند تا آن زمان هزاران مجتهد و صدها مذهب وجود داشت که حاکم وقت دستور داد همه را جمع کنند به جز چهار مذهب مثلاً تا آن زمان مذهب فقهی «عمر ابن عبد العزیز»، مذهب فقهی «عامر ابن شرحیل»، مذهب فقهی «حسن بصری» و خیلی مذاهب بوده است حدود صد و پنجاه،‌ دویست تا مذهب داشتند.

 سوال مان این است به چه علت این مذاهب وقتی در قرن چهارم یعنی سیصد، چهارصد سال قبل که صاحب مذهب می شوند قبل از سیصد، چهارصد سال بعد از این که دستور دادند سنت پیغمبر را نابود کنند اعتقادات دینی شان را از چه کسی و به چه مجوزی می گرفتند؟ واقعاً اعمال شان حبط و باطل بود اگر شما تذکری بدهید سپاسگزارم

مجری:

موفق و سلامت باشید آقای «بهادری عزیز از کرج» مثل همیشه همراه ما بودید تشکر می کنیم.

 حضرت استاد بحث آقای «میرزای» از «همدان» این بود خدمات دوازده امام را برای کسی که سوال می کند و شبهه ایجاد می کند چه چیزهایی می توانیم حساب کنیم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با اهل بیت (علیهم السلام) چند نکته را باید در نظر بگیریم این که خدای عالم، نبی مکرم و دیگر امامان به عنوان خلیفه، امام و حاکم وقت معرفی کرد در او هیچ شک و شبهه ای نیست. نکته دوم فرمودند بر این که اگر این ها خلیفه بشوند چه فایده ای برای مردم دارد؟ نبی مکرم فرموده، از منابع اهل سنت می خواهم چند نکته ای بگویم اهل سنت نقل کردند.

کتاب «مسند احمد ابن حنبل»، جلد 1، صفحه 537 حدیث صحیح است

 «إسنادُهُ صحیح»

 رسول اکرم فرمود:

«وان تُؤَمِّرُوا عَلِيًّا رضي الله عنه وَلاَ أُرَاكُمْ فَاعِلِينَ تَجِدُوهُ هَادِياً مَهْدِيًّا يَأْخُذُ بِكُمُ الطَّرِيقَ الْمُسْتَقِيمَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة:241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص108 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

«وان تُؤَمِّرُوا عَلِيًّا رضي الله عنه وَلاَ أُرَاكُمْ فَاعِلِينَ» اگر تحت حکومت علی بروید گرچه می دانم نمی کنید، «تَجِدُوهُ هَادِياً مَهْدِيًّا يَأْخُذُ بِكُمُ الطَّرِيقَ الْمُسْتَقِيمَ» شما را به راه راست و طریق مستقیم هدایت می کند.

یا «حُلیة الأولیاء ابو نعیم»، جلد 1، صفحه 64 دارد:

«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إن تستخلفوا عليا وما أراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يحملكم على المحجة البيضاء»

حلية الأولياء وطبقات الأصفياء؛ اسم المؤلف: أبو نعيم أحمد بن عبد الله الأصبهاني الوفاة: 430، دار النشر: دار الكتاب العربي - بيروت - 1405، الطبعة: الرابعة، ج 1، ص 64

«إِنْ تَسْتَخْلِفُوا عَلِيّاً وَ مَا أَرَاكُمْ فَاعِلِين» اگر تن به خلافت علی بدهید گرچه می دانم نمی کنید شما را هدایت می کند و بر طریق «الْمَحَجَّةِ الْبَيْضَاء» راه سفید و روشن شما را وادار می دارد.

امثال این در کتب اهل سنت الی ماشاء الله داریم؛ پس اگر چنان چه امیر المؤمنین و ائمه (علیهم السلام) به خلافت می رسیدند«تَجِدُوهُ هَادِياً مَهْدِيًّا يَأْخُذُ بِكُمُ الطَّرِيقَ الْمُسْتَقِيمَ»، «هاديا مهديا يحملكم على المحجة البيضاء» گرچه نبی مکرم فرمود هوای نفس آقایان نمی گذارد این ها خلیفه بشوند این در رابطه با مسائل دینی.

در رابطه با مسائل دنیوی در منابع معتبر اهل سنت آقایان آوردند بر این که از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در کتاب «بلاغات النساء ابن ابی طیفور» متوفای 280 صدیقه طاهره می فرماید قسم به خدا اگر مردم تن می دادند به خلافتی که پیغمبر معین کرد

«لَفُتِحَتْ عَلَيْهِمْ بَرَكَاتُ مِنَ السَّمَاء»

بلاغات النساء؛ اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبي طاهر ابن طيفور (المتوفى: 280هـ) الوفاة: 280، دار النشر : ج1، ص9

برکات آسمان بر سر این ها ریزش می کرد؛ یعنی دنیای پر رفاهی داشتند.

«سلمان» در کتاب «انساب الأشراف بلاذری»، جلد 1، صفحه 255 دارد:

«لَو بایَعوا علیاً لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِم‏»

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : 279هـ)؛ دار النشر: ج1، ص255

اگر مردم با علی بیعت کنند روزی آسمانی و زمینی به اندازه وفور می خوردند سیر هم نمی شدند نیازی نبود به خاطر دنیا این همه به سر و کله هم بزنند امثال این زیاد داریم.

ملاحظه بفرمایید امیر المؤمنین چند صباحی به حکومت رسید چه کار کرد؟ آن های که قبل بودند ثروت های باد آورده داشتند، «طلحه» موقعی که از دنیا رفت چه ثروتی داشت؟ «زبیر» چه ثروتی داشت؟ «عثمان» چه ثروت بدون حساب و کتابی داشت.

امیر المؤمنین (سلام الله علیه) وارد «کوفه» شد تمام زندگیش در یک بقچه ای بود سوار بر شتر یا اسبی بود ظرف غذا و ... همراهش بود گفت مردم من با این اسبم و با این وسائلی که روی اسبم است آمدم و این لباسی که تنم است در مدینه عزیزانم با دست خودشان دوختند. اگر روزی از میان شما رفتم بر این ثروتم که الان دارم (بقچه ای که است) افزودم بدانید من خائن هستم!

امیر المؤمنین از دنیا رفت در خانه علی چه بود؟ جز دو قرص نان و دو دست لباس چیز دیگری در خانه امیر المؤمنین بود؟

آیا از برادر عزیزتر است؟ وقتی «عقیل» تقاضای کمک می کند می گوید دیدم «عقیل» از گرسنگی دارد هلاک می شود فرزندان «عقیل» را دیدم از گرسنگی رنگ شان زرد شده و موهای شان آشفته است از من مقداری از گندم بیت المال خواست به او ندادم دیدم اصرار می کند.

«فَأَحْمَيْتُ لَهُ حَدِيدَة»

آهنی را گرم کردم نزدیک بدنش بردم

«فَضَجَّ ضَجِيجَ ذِي دَنَفٍ مِنْ أَلَمِهَا»

داد و فریاد زد علی داری من را به آتش می سوزانی!

امیر المؤمنین فرمود:

«أَ تَئِنُّ مِنَ الْأَذَى وَ لَا أَئِنُّ مِنْ لَظَى‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص347

از گرمای که من به شوخی به طرفت آوردم داری این قدر ضجه می زنی من از آتش جهنمی که شعله ور است از او نترسم؟

امیر المؤمنین در مدت کوتاه حکومتش چه کار کرد؟ بیت المال را باز کرد به «طلحه» و غلامش هم همان اندازه داد به «زبیر» همان اندازه به غلامش هم همان اندازه داد. اعتراض می کردند این غلام من است شما به او هم به اندازه من دادی گفت هر چه در کتاب خدا نگاه کردم دیدم بین فرزندان حضرت اسحاق و ابراهیم آن جا غلام، عبد، سیاه و سفیدی نبود.

همه این ها بنده خدا هستند فرزندان آدم نه سیاه، نه سفید، نه عبد و نه حُر داشتند همه یکسان بودند اگر چنانچه این ها را می گذاشتند چه می شد؟ دنیا و دین را آباد می کردند از آن طرف:

«أما والذي نفسي بيده لئن أطاعوه ليدخلن الجنة أجمعين أكتعين»

اگر از اهل بیت اطاعت کنید همه شما دسته جمعی وارد بهشت خواهید شد!

المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج11، ص318

از نظر مسائل علمی آقا امام صادق (سلام الله علیه) فرصتی بود «بنی امیه و بنی عباس (لعنهم الله فی الدنیا و الآخره) مشغول بودند امام صادق فرصتی پیدا کرد چهار هزار نفر شاگرد پای مکتب امام صادق (سلام الله علیه) بودند من جمله «ابو حنیفه» می گوید:

«ولولا السنتان لهلك النعمان»

الحطة في ذكر الصحاح الستة؛ اسم المؤلف: أبو الطيب السيد صديق حسن القنوجي الوفاة: 1307هـ، دار النشر: دار الكتب التعليمية - بيروت - 1405هـ/ 1985م ، الطبعة: الأولى، ج1، ص264

اگر آن دو سال شاگردی من در محضر امام صادق نبود بیچاره و بدبخت می شدم. این ها فرصت کوتاهی پیدا کردند «امام شافعی و مالک» به شاگردی امام صادق افتخار می کند یا مباشر یا غیر مباشر. امام در یک فرصت کوتاه این همه مسائل علمی برای مردم گذاشتند در حوزه اقتصادی، در حوزه سیاسی، در حوزه اخلاقی و دیگر حوزه ها این ها اهل بیت (علیهم السلام) را نگذاشتند.

آقایان می گویند چرا امام زمان غایب شد نمی ‌آید؟ شما با پدران بزرگوارانش چه کار کردید آقا امام زمان بیاید چه دسته گلی به سر امام زمان می زنید؟ این که نتوانستند نه نگذاشتند نگویید نتوانستند.

 عدالت امیر المؤمنین در پنج سالی که «جنگ جمل» با آن خسارت سنگین سی هزار کشته، «جنگ صفین» هجده ماه صد و ده هزار کشته، «جنگ نهروان» نزدیک به چهار یا هشت هزار کشته حداقل با همه این حال امیر المؤمنین در این پنج سال چه کارهای کرد؟ از نظر علمی، از نظر اخلاقی و از نظر عدالت این ها را اگر می گذاشتند دنیا را گلستان می کردند.

مجری:

مابقی سوالات آقای «حاج حسینی» ان شاءالله خدمت تان عرض می کنیم تماس بعدی آقا «منصور» از «ایرانشهر» بفرمایید

بیننده: (آقا منصور از ایرانشهر – شیعه)

سلام علیکم محضر «حضرت علامه آقای حسینی قزوینی» یک سوال در مورد فرزند خلیفه دوم جناب «عبد الله ابن عمر» داشتم ایشان در زمان خلافت مولا علی (علیه السلام) با ایشان بیعت نکردند، بعد از آقا امام حسن در قضیه قیام «کربلاء» حضرت آقا ابا عبد الله الحسین باز «عبدالله ابن عمر» حاضر به همکاری و همیاری نشدند آقا را تنها گذاشتند. بعد از قیام «کربلاء» بر سر ایشان چه آمد؟ چون یکی از منابع مهم برادران اهل سنت و در روایات و احادیث شان دارند استناد می کنند می خواستم در این مورد توضیح بدهید.

مجری:

تشکر می کنیم آقا «منصور» ان شاءالله در خدمت تان خواهیم بود. آقای «حاج حسینی» یک سوال شان این بود موسوعه «عربی» یا «فارسی» است؟ فکر می کنم «عربی» باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«عربی» است یکی از دوستان ما آقای «طباطبایی اشکذری» احادیث اخلاقی موسوعه را ایشان ترجمه کردند اسمش را نمی دانم چه است؟ بنویسند «طباطبایی اشکذری» نماینده مقام معظم رهبری» در «سوریه» هم بودند ایشان فقط اخلاقیات موسوعه امام جواد را ترجمه کردند.

مجری:

سوال دوم شان خیلی از نوجوانان و افرادی که دنبال حق و حقیقت می خواهند بروند می گویند از کجا شروع کنیم، یک نفر به ایشان پیشنهاد داد که اول شما کتاب های نقد شیعه را بخوانید برای این که حقیقت را پیدا بکنید آیا این روش، روش مناسبی است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 کاملاً خلاف شرع و حرام است هیچ شک و شبهه ای نیست کسی که تازه وارد بحث می شود شبهات را بخواند ذهنش را آلوده کند چون شبهه در یک آن وارد می شود بیرون کردن شبهه به این سادگی نیست.

اول باید عقیده شیعه را محکم در توحید، نبوت و امامت کتاب های که بزرگان ما نوشتند مطالعه کند اگر در بحث امامت می خواهد وارد بشود اول کتاب «المراجعات»، که «مقام معظم رهبری» فرمود ما حتی از علمای اهل سنت انتظار داریم کتاب «المراجعات شرف الدین» را مطالعه کنند.

چند کتاب از شیعه بخواند اعتقادات شیعه کاملاً دستش بیاید ببیند بزرگان ما چطور شبهات را جواب دادند بعد کتب اهل سنت، کتب وهابیت و کتب دیگر را هم مطالعه کند.

 این که ابتدا کتاب های شبهاتی را بخوانیم هیچ مرجعی به این فتوا نخواهد داد و نداده اند این را یقین داشته باشید. در کتب درسی در کتاب «مکاسب شیخ انصاری» و دیگر کتاب ها مطالعه کردن کتب ضاله حرام است الا کسانی که اعتقادات شیعی شان قوی و محکم است.

تسلط به مصادر شیعه دارند بله حتماً بروند بخوانند توصیه می کنیم آن های که مبانی اعتقادی شیعه شان مستند و مستدل است حتماً کتاب های اهل سنت و وهابی ها را بخوانند جواب هم بدهند در رسانه ها و فضای مجازی هم حضور داشته باشند هیچ شک و شبهه ای نیست.

مجری:

سوال آخرشان هم نسبت به غیبت بود اگر کسی ظلم و غیبتی در حق شان کرد آیا می توانند پاسخش را با یک غیبت دیگر بدهند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

پاسخ غیبت را با غیبت دادند (معذرت می خواهم معذرت می خواهم) مثلاً کسی به ناموس کسی تجاوز می کند او بگوید می خواهم به ناموس او تجاوز کنم گناه را با گناه نمی شود شست. بله خدای عالم

(لَا يحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا)

خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بديها(ی ديگران) را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست.

سوره نساء (4): آیه 148

بله این که در مواردی بیان کند تظلم کند خیلی خوب است پیش یک بزرگ مثل بزرگ فامیل یا کسی که او حرف شنوی دارد آن جا برود تظلم کند فلانی پشت سر من غیبت کرد این را گفت خیلی خوب است اشکالی ندارد.

 ولی اگر او غیبت کرد ما هم بگوییم فلانی چقدر بد دهن و آدم پستی است در حقیقت غیبت را با غیبت جواب دادیم هیچ فرقی نمی کند او غیبت کرد گناه کرد ما هم غیبت کردیم گناه کردیم.

مجری:

آقای «بهادری» نکات مهمی را گفتند آقا «منصور» از «ایرانشهر» نسبت به آخر عاقبت «عبد الله ابن عمر» سوال پرسیدند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

قضیه «عبد الله عمر» کاملاً واضح و روشن است، ایشان با امیر المؤمنین بیعت نکرد در «جنگ جمل» و «جنگ صفین» شرکت نکرد، با امام حسین در «کربلاء» حضور نداشت بلکه امام حسین را نهی کرد گفت به «کوفه» نروید. همیشه پشیمان بود می گفت ای کاش مسیرم را عوض می کردم.

 همین آقا در زمان «عبد الملک» یادش افتاد بر این که اگر چنان چه مؤمنی، یک شب بدون بیعت با امام بخوابد از دنیا برود مرگش، مرگ جاهلی است.

پیش «حجاج ابن یوسف ثقفی» خبیث بلکه «أخبث الخبائث» رفت «عمر ابن عبد العزیز» می گوید اگر تمام اقوام خبیث ترین افرادشان را در یک کفه بگذارند ما «حجاج»مان را در یک کفه بگذاریم کفه «حجاج»مان سنگین تر خواهد بود.

«عبدالله ابن عمر» نزد «حجاج» رفت گفت من آمدم با شما که نماینده «عبد الملک» هستید بیعت کنم. «حجاج» هم خواست او را تحقیر کند گفت فعلاً دستم مشغول است پایش را دراز کرد گفت با پای من بیعت کن!

چه شد؟ خدای عالم این قدر ذلیل می کند کسی که با علی بیعت نکند با امام حسین همکاری نکند عاقبت با «حجاج» سفاک، هتاک و آدم کش آن هم با پای «حجاج» بیعت کند!! آیا این زیبنده یک صحابی است خودش را در برابر «حجاج» این قدر ذلیل کند؟ دنیا، دنیای بده بستان است.

 مهم تر از همه ایشان در قضیه «حرّه» مردم «مدینه» بعد از قضیه شهادت امام حسین (سلام الله علیه) قیام کردند حاکم «مدینه» را بیرون کردند. همین آقازاده پیش حاکم «مدینه - عبد الله مطیع» آمد عده ای از مردم به حمایت از امام حسین قیام کردند این آقا در برابر «عبد الله مطیع» می گوید آمدم یک حدیثی برای شما بخوانم آن حدیث چه است از پیغمبر شنیدم: «وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»

«جاء عبد اللَّهِ بن عُمَرَ إلى عبد اللَّهِ بن مُطِيعٍ حين كان من أَمْرِ الْحَرَّةِ ما كان زَمَنَ يَزِيدَ بن مُعَاوِيَةَ فقال اطْرَحُوا لِأَبِي عبد الرحمن وِسَادَةً فقال إني لم آتِكَ لِأَجْلِسَ أَتَيْتُكَ لِأُحَدِّثَكَ حَدِيثًا سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَقُولُهُ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول من خَلَعَ يَدًا من طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يوم الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ له وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 3، ص 1478، ح1851

هر کس بمیرد و بیعت حاکم در گردنش نباشد مرگش، مرگ جاهلی است این عبارت را از «صحاح» بیاورم تا کاملاً روشن بشود. کتاب «صحیح مسلم»، حدیث 1851 «عبد الله عمر» بعد از قضیه «حره» پیش «عبد الله مطیع» حاکم «مدینه» آمد یزید ابن معاویه به «مسلم ابن قحطبه» دستور داد به «مدینه» آمد در یک جنگ هفتصد نفر از «مهاجرین و انصار» را به قتل رساند.

دستور داده بود ناموس مسلمان ها بر سپاهیان شما حلال است این کار را احدی در تاریخ غیر از یزید ابن معاویه انجام داده است. این ها دم از اسلام می زدند «وهابی»های خبیث اسم یزید را می آورند می گویند امیر المؤمنین یزید!

«اسرائیل»‌ خبیث، جنایتکار و آدم کش همچنین کاری نکرد زنان مسلمان ها را برای سربازان خودش مباح کند. ولی یزید همچنین کاری انجام داد.

عبارتی که «ابن کثیر» شاگرد «ابن تیمیه» دارد بیش از هزار فرزند نا مشروع به دنیا آمد هزاران دختران باکره مورد تجاوز قرار گرفتند.

بعد از این آقا پیش حاکم «مدینه» آمد حاکم گفت: «اطْرَحُوا لِأَبِي عبد الرحمن وِسَادَةً»، برای «عبد الله عمر» پشتی یا متکائی بگذارید تکیه بدهد گفت این جا نیامدم تکیه بدهم گعده کنیم «أَتَيْتُكَ لِأُحَدِّثَكَ حَدِيثاً سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّه‏ صلی الله علیه و آله و سلم»حدیثی از پیغمبر شنیدم می خواهم آن را برای تو بگویم چه شنیدی؟ گفت: «مَنْ خَلَعَ يَداً مِنْ طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ لَهُ» هر کس از اطاعت حاکمی کناره گیری کند فردای قیامت حجتی ندارد.

«وَ مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»، هر کس بمیرد بیعت امامی در گردنش نباشد مرگش، مرگ جاهلی است.

آقای «عبد الله عمر» در زمان امیر المؤمنین اگر شما از دنیا می رفتی یا آن های که از دنیا رفتند با علی بیعت نکردند مرگ آن ها مرگ جاهلی است یا نه؟ زمان امام حسین (سلام الله علیه) آیا می دانستید امام است یا نه؟ با این که مردم با امام حسن بیعت کردند.

آیا امیر المؤمنین به اندازه «حجاج ابن یوسف» در نزد تو اعتبار نداشت که در خانه علی بروی با علی بیعت کنی تا با مرگ جاهلی از دنیا نروی!

 برادر بزرگوارم! دست روی درد ما گذاشتید همین روایت «عبد الله عمر» امروز برای مفتیان «وهابی» ملاک شد که ما نباید در برابر حکام ظالم قیام کنیم.

یا فتوای «عبد الله عمر»‌ در «شرح عقیده تدمریه ابن تیمیه» اگر کسی بگوید طاعت ولی امر گنهکار واجب است یا نه می گوید اگر کافر هم باشد باید از او اطاعت کنیم

«اما اذا کان یشرب الخمر ویزني و یتلوط»

اگر حاکم اسلامی شراب بخورد، زنا کند، لواط کند و به غیر حق آدم بکشد

«یجب طاعته»

از این بهتر؟ این فتوای گل پسر «وهابی»ها است!

مجری:

تشکر می کنم حضرت استاد از محضرتان خیلی استفاده کردیم حقایق روشن است برای کسی که دنبال پیدا کردن حق و حقیقت باشد. همچنین تشکر می کنم از محضر همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه همراه ما بودید ان شاءالله موفق، مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!


راه‌های خلاصی از گناه عجب و خودپسندی>

اخلاق گناه قلبی عجب خودپسندی مهدویت موسوعه امام جواد ع شبهه امام زمان عج