سایر قسمت ها
درجات اخلاص و مخلصین ( تفاوت میان مخلِصین و مخلَصین) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت صد و سی برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای صفایی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی 24 07 1404 (قسمت 130)

عنوان برنامه: درجات اخلاص و مخلصین ( تفاوت میان مخلِصین و مخلَصین)

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای سید محمد صفایی

کلیدواژها:

اخلاق علوی و سیره مهدوی؛ اخلاص؛ مراتب اخلاص؛ مخلِصین؛ مخلَصین؛ مهدویت؛ عرفان؛ محمد جواد انصاری همدانی؛ سیر و سلوک؛ آیت الله بهجت؛ امام زمان عج؛ معنای اخلاص؛ وهابیت؛ صلح حدیبیه؛ سقیفه؛ آثار اخلاص!

فهرست عناوین بحث:

  1. طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
  2. خلاصه از مباحث گذشته
  3. حوادث، معلول اعمال خودمان است.
  4. امام (رحمة الله علیه) کسانی که به جای رسیدند همه از متهجدین بودند
  5. اخلاص به معنای تقرب است
  6. تفاوت بین مُخْلَص و مُخْلِص
  7. آثار مُخْلَصْ
  8. دعا برای طول عمر
  9. تماس بینندگان برنامه
  10.  توهین و اهانت حرام و بیان حقایق واجب است
  11.  در خروج سفیانی ممکن است بداء حاصل بشود ولی ظهور حضرت از میعاد است

 

مجری:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ اَلسَّلاَمُ عَلَي الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الأْمَمَ وَعَلیٰ آبَائِهِ الطَاهِرینَ المَعْصُومِینْ

سلام علیکم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند عاشقان و دوستداران حضرت مهدی موعود (ارواحنا فداه) در اقصی نقاط جهان، وقت شما بخیر، نیکی و معنویت باشد، در شب جمعه ای دیگر با برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» از شهر مقدس قم جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف).

ان شاءالله امشب هم برنامه مفیدی را با حضور و محضر استاد گرانقدر آیت الله دکتر حسینی قزوینی ارائه خواهیم، حضرت استاد سلام علیکم خیلی خوش آمدید!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت همه عزیزان را از خدای منان خواهانم!

ü      طلیعه برنامه، عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

طبق برنامه همیشگی مان طلیعه عرائض مان یادی از صدیقه طاهره فاطمه زهرا سیدة النساء العالمین هست باشد یک لحظه ای از این عرائض مان مقبول حضرت زهرا (سلام الله علیها) قرار بگیرد دین، دنیا و آخرت مان قطعاً آباد است.

 یابن الحسن:

سیدی باز آی که پیغمبر صدایت می کند * مادرت صدیقه اطهر صدایت می کند

بازوی مجروح زهرا چشم گریان حسن * دست های بسته حیدر صدایت می کند

زخم یاسین قلب طه سینه مجروح نور * آیه های سوره کوثر صدایت می کند

جد مظلومت علی سر برده در آغوش چاه * با دل خونین و چشم تر صدایت می کند

تیر باران پیکر مجروح عمویت حسن * از کنار قبر پیغمبر صدایت می کند

قامت خم گشته جدت کنار علقمه * بازوی عباس نام آور صدایت می کند

قبر ثار الله بنگر که از پایین پا * جسم صد چاک علی اکبر صدایت می کند

بر فراز دست خونین حسین ابن علی * قلب خونین علی اصغر صدایت می کند

یابن الحسن عجل علی ظهور یا صاحب الزمان

مولا تو خود برای فرج دعا کن * دعای ما به خود هم اثر نمی کند

مجری:

طیب الله انفساکم «اللهم عجل لولیک الحجة ابن الحسن الفرج و العافیة و النصر»

ان شاء الله موضوعی که قرار هست در خدمت حضرت استاد باشیم درجات و مقامات مخلِصین هست و توضیحاتی در مورد مخلِصین، مقامات مخلِصین و همچنین تفاوت مخلَص و مخلِص!

حضرت استاد ابتدا از مباحث گذشته خلاصه ای بفرمایید تا ان شاء الله وارد این بحث هم بشویم.

ü      خلاصه ای مباحث گذشته

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در گذشته در رابطه با مخلِصین و مخلَصین به صورت موجز مطالبی را فقط از آیات قرآن تقدیم کردیم که خدای عالم در سوره صافات می فرماید:

(فَانْظُرْ كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ * فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ * وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ * أُولَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ * سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يصِفُونَ)

ولي بنگر عاقبت انذار شوندگان چگونه بود! مگر بندگان مخلص خدا! اما آنها او را تکذيب کردند؛ ولي به يقين همگي (در دادگاه عدل الهي) احضار مي‌ شوند! مگر بندگان مخلص خدا! و جز به آنچه انجام مي ‌داديد کيفر داده نمي ‌شويد، جز بندگان مخلص خدا (که از اين کيفرها برکنارند)! براي آنان [= بندگان مخلص‌] روزي معين و ويژه ‌اي است، منزه است خداوند از آنچه توصيف مي ‌کنند،

سوره صافات (37): آیات 73- 74- 127- 128- 39 – 40 – 41 - 159

بندگان مخلَص از عاقبت سوء و گرفتار عذاب الهی در امان هستند.

یا در آیات دیگر همین سوره (فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ) همه خلائق برای حساب در محضر خدا حاضر می شوند. مگر بندگان مُخلَص که این ها حساب و کتابی ندارند در دنیا به مرحله قرب الهی، مرحله فناء در ذات الهی رسیدند دیگر دنیا و آخرت برای آن ها یکسان هست.

باز در همین سوره (وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) مردم همه ما جزای اعمال تان را خواهید دید (إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ)، مگر بندگان مخلَص فوق پاداش و فوق عمل به آن ها عنایت خواهد شد.

 (أُولَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ) بندگان مُخلَص پیش خدای عالم روزی ویژه دارند که دیگر بندگان از این روزی محروم هستند. مهم ترین چیزی که به نظر بنده مهم هست باز در همین سوره (سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يصِفُونَ) خدا از توصیفِ توصیف گران منزه هست.

در نمازمان ابتدای امر می گوییم «الله اکبر» یکی از معانی «الله اکبر» این است که «الله اکبر مِن أن یوصف» خدا فراتر از این هست که بخواهیم او را توصیف کنیم. چون توصیف ما نسبت به خدا به اندازه فهم و درک ما از خدا هست خدا خیلی فراتر از این است.

 مثالی می زند مثلاً مورچه ای از روی یک درخت تنومند گردو می خواهد بالا برود. می خواهد تصور کند این درخت چطور است؟ چیزی که این مورچه می بیند به اندازه چند سانت یا یکی، دو متر از این درخت را می بیند. بخواهد این درخت را توصیف کند اصلاً به ذهنش نمی آید یعنی مغز و دید او محدود است و این درخت در حقیقت فراتر از ذهن اوست.

ما هم از خدای عالم آن چه که می فهمیم این که خدای عالم، خالق آسمان و زمین است و پیامبرانی برای ما فرستاد روزی به ما داد اولاد و ... به ما داده است. معذرت می خواهم شاید حیوانات هم با ما در این زمینه سهیم باشند آن ها هم تسبیح خدا می گویند

(وَإِنْ مِنْ شَيءٍ إِلَّا يسَبِّحُ بِحَمْدِهِ)

و هر موجودي، تسبيح و حمد او مي ‌گويد.

سوره اسراء (17): آیه 44

مورچه ها، جمادات، نباتات هم تسبیح خدا می گویند ولی هر کدام از آن ها طبق درک خودشان می گویند ما هم طبق درک خودمان تسبیح خدا می گوییم.

خدا بیامرزد «مجتهد امین اصفهانی» تفسیر تقریباً عرفانی دارد می گوید معنای «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَر» می دانید چه است؟ «سُبْحَانَ اللَّهِ» خدا از هر عیبی منزه «وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ» همه کمالات را دارد «وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» آن خدایی که از هر عیبی منزه است و همه کمالات را دارد فقط اوست در آخر هم می گوییم «وَ اللَّهُ أَكْبَر» خدایا اینی که تو همه کمالات را داری کمالاتی که من درک می کنم نه اینی که تو هستی.

 این که می گویم از هر عیبی منزه هستی عیبی که به نظرم می آید منزه هستی خدایا تو خیلی فراتر از این هستی؛ ولذا دارد:

(سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يصِفُونَ)

منزه است خداوند از آنچه توصيف مي ‌کنند!

سوره صافات (37): آیه 159

خدا منزه هست از توصیفِ توصیف گران نماز می خوانیم آخر نماز «الله اکبر» می گوییم خدایا منزه هستی این که گفتم (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) بر مبنای درک خودم بود خدایا تو فراتر از این هستی. به رکوع و سجده می رویم به همین شکل نمازمان تمام می شود باز سه مرتبه می گوییم «الله اکبر مِن أن یوصف»

ولی (إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ) مگر بندگان مُخلَص آن ها خدا را آن گونه ای که هست درک می کنند. و خدا را هم توصیف می کنند توصیف آن ها، توصیف واقعی است. اگر توفیق داشته باشم روایتی که در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» هست بنده مؤمن به یک مرتبه ای می رسد «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا»

«وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ وما تَرَدَّدْتُ عن شَيْءٍ أنا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عن نَفْسِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2384، 6137

بنده به جایی می رسد زبان او، زبانِ من خدا می شود. گوش او، ‌گوش منِ خدا می شود با زبان من سخن می گوید با چشم من نگاه می کند آن جا در حقیقت توصیف خدا از خودش هست.

امام صادق (سلام الله علیه) جمله زیبایی در «مصباح المتهجد شیخ طوسی»، صفحه 315 دارد:

«وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ لَا أَبْلُغُ مِدْحَتَكَ وَ لَا أُحْصِي نِعْمَتَكَ وَ لَا الثَّنَاءَ عَلَيْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ‏»

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج1، ص315

خدایا عقلم به جایی که تو را مدح کنم نمی رسد «وَ لَا أُحْصِي نِعْمَتَكَ» نمی توانم نعمت های شما را شمارش کنم «وَ لَا الثَّنَاءَ عَلَيْكَ» نمی توانم تو را ثناء و توصیف کنم «أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ» خودت شایسته هستی که از خودت توصیف کنی این ها یک سری نکاتی است که باید در نظر بگیریم.

 در دعای مناجات خمس عشر، مناجات سیزدهم امام خیلی زیبا می گوید:

«إِلَهِي لَوْ لَا الْوَاجِبُ مِنْ قَبُولِ أَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْرِي إِيَّاكَ عَلَى أَنَّ ذِكْرِي لَكَ بِقَدْرِي لَا بِقَدْرِكَ وَ مَا عَسَى أَنْ يَبْلُغَ مِقْدَارِي حَتَّى أُجْعَلَ مَحَلًّا لِتَقْدِيسِكَ وَ مِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنَا جَرَيَانُ ذِكْرِكَ عَلَى أَلْسِنَتِنَا وَ إِذْنُكَ لَنَا بِدُعَائِكَ وَ تَنْزِيهِكَ وَ تَسْبِيحِكَ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص151

خدایا اگر نبود دستور دادی تو را عبادت، مدح و ثناء کنیم اگر این دستور واجبت نبود تو را منزه می دانستم از این که بتوانم تو را ذکر کنم. «عَلَى أَنَّ ذِكْرِي لَكَ بِقَدْرِي» خدایا این که تو را ذکر، ثناء و حمد می کنم به اندازه درک من است «لَا بِقَدْرِكَ» نه به آن گونه ای که تو شایسته هستی. «وَ مَا عَسَى أَنْ يَبْلُغَ مِقْدَارِي حَتَّى أُجْعَلَ مَحَلًّا لِتَقْدِيسِكَ»

در پایان می فرماید «وَ مِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنَا جَرَيَانُ ذِكْرِكَ عَلَى أَلْسِنَتِنَا» خدایا از بزرگ ترین نعمت های تو بر ما این هست که توفیق دادی تو را یاد کنیم همین ما را کفایت می کند «وَ إِذْنُكَ لَنَا بِدُعَائِكَ» به ما اذن دادی دست مان را بلند کنیم دعا کنیم «وَ تَنْزِيهِكَ وَ تَسْبِيحِكَ» تو را منزه و تسبیح کنیم.

 این تعابیر، تعابیر خیلی زیبا و عالی است

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

آن جایی که جبرئیل می گوید:

«لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَةً لَاحْتَرَقَت‏»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏1، ص179

یا رسول الله اگر به اندازه بند انگشت جلو بروم می سوزم و نابود می شوم

بار دیگر از مَلک پران شوم * آن چه در وهم تو ناید آن شوم

این ها نکاتی بود که در جلسات قبل ناتمام ماند، یکی از نکاتی که جلسه گذشته خیلی مفصل بحث کردیم این که تمام حوادثی که به سر ما می آید معلول اعمال ما هست.

ü      حوادث، معلول اعمال خودمان است.

(وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيدِيكُمْ وَيعْفُو عَنْ كَثِيرٍ)

هر مصيبتي به شما رسد بخاطر اعمالي است که انجام داده ‌ايد، و بسياري را نيز عفو مي ‌کند!

سوره شوری (42): آیه 30

هر چه کنیم به خود کنیم * هر آن چه نیک و بد کنیم

(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا)

اگر نيکي کنيد، به خودتان نيکي مي‌ کنيد؛ و اگر بدي کنيد باز هم به خود مي ‌کنيد.

سوره اسراء (17): آیه 7

نعمت های خدا به ما می رسد عنایت خداست

(وَمَنْ يتَّقِ اللَّهَ يجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَيرْزُقْهُ مِنْ حَيثُ لَا يحْتَسِبُ)

و هر کس تقواي الهي پيشه کند، خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي‌ کند، و او را از جايي که گمان ندارد روزي مي‌ دهد.

سوره طلاق (65): آیات 2 و 3

از خدا راستگوتر هست؟ از خدا خوش‌تر قول تر هست؟ می گوید اگر کسی تقوا داشته باشد از تمام مشکلات او را رهایی می دهیم روزی هایی می دهیم که اصلاً ‌ذهنش نمی آید.

 از آن طرف هم داریم:

(وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمَى)

و هر کس از ياد من روي گردان شود، زندگي (سخت و) تنگي خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور مي‌ کنيم!

سوره طه (20): آیه 124

هر کس خدا را فرموش کرد خدا هم فراموشش می کند. (فَالْيوْمَ نَنْسَاهُمْ كَمَا نَسُوا لِقَاءَ يوْمِهِمْ هَذَا)

(الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا فَالْيوْمَ نَنْسَاهُمْ كَمَا نَسُوا لِقَاءَ يوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُوا بِآياتِنَا يجْحَدُونَ)

همانها که دين و آيين خود را سرگرمي و بازيچه گرفتند؛ و زندگي دنيا آنان را مغرور ساخت؛ امروز ما آنها را فراموش مي‌کنيم، همان گونه که لقاي چنين روزي را فراموش کردند و آيات ما را انکار نمودند.

سوره اعراف (7):‌ آیه 51

«إنا ننسیک کما أنسیتنا»

 همان طوری که تو فراموش کردی ما هم تو را فراموش می کنیم زندگی سخت توأم با گرفتاری، مصیبت، ‌بیماری، سختی و دلتنگی اگر یاد خدا را فراموش کردی این زندگیت است. (وَمَنْ يتَّقِ اللَّهَ) آن است (وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي) هم همین است.

ولذا دوستان عزیز آن جمله مرحوم «علامه طباطبایی» را باز عرض می کنم که ایشان در وسط صحبت هایشان می گفت رفقا ابدیت در پیش داریم. ما برای دنیای مان فکر می کنیم خانه ای داشته باشیم مستأجر نباشیم زن و بچه داشته باشیم درآمد و ... داشته باشیم چقدر برای دنیای مان فکر می کنیم؟ دنیایی که فرض تا صد سال بخواهیم عمر کنیم.

آن جایی که ابدیت در پیش است برای آن جا چقدر کار کردیم؟ امیدواریم که خدای عالم ان شاء الله به ما یک توفیقی بدهد بتوانیم مقداری برای آن دنیای ابدی و جاودانه مان هم کار کنیم.

ü      امام (رحمة الله علیه) کسانی که به جای رسیدند همه از متهجدین بودند

آن های که واقعاً توفیق نماز شب دارند خوشا به حال شان به تعبیر حضرت «امام» تمام آن کسانی که به مقامات بالا رسیدند همه از متهجدین بودند. آخر شب اولیاء خدا زمستان سه ساعت قبل از اذان بیدار می شدند. تابستان یک ساعت و نیم بیدار می شدند.

قبلاً عرض کردم مرحوم آیت الله «محسنی ملایری» ده، پانزده سال خدمت شان بودیم. این مرد با این که 105 سالش بود هر شب زمستان، تابستان دو ساعت و نیم، سه ساعت قبل از اذان بیدار بودند. بعد از اذان هم تا طلوع آفتاب بعضاً هم مقداری از طلوع آفتاب می گذشت مشغول دعا و زاری بودند.

 آن ها هم رفتند ما هم نمازهای لب طلایی می خوانیم نماز صبح بلند می شویم شک داریم که آیا آفتاب طلوع کرد یا نه؟ ما فی الذمه می خوانیم خدایا اگر آفتاب طلوع کرد قضا، اگر طلوع نکرد ادا این ها خیلی تفاوت دارد.

در هر صورت...

دوستان عزیز نصیحت این حقیر را داشته باشید دنیا می خواهید از نماز شب دست بر ندارید. آخرت و روزی فراوان می خواهید زن و بچه اهل و متدین می خواهید فرزندان صالح می خواهید روزی خیلی فراوان می خواهید «علیکم بالصلاة الیل»

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند * گرد درِ بام دوست پرواز کنند

هر جا که دری بود به شب در بندند * الا در دوست را به شب باز کنند

ولذا آن های که موفق هستند امیدواریم که بالا غیرتاً ما را هم فراموش نکنند. طول کشید ولی بحث های بود که مانده بود ناگزیر شدیم اشاره ای داشته باشیم تا بحث جدید را حضرتعالی باز کنید.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، مقدمه بسیار مفیدی بود خودش دریایی از معارف، معنویت و متناسب با شب جمعه بود.

 قطعاً بحث مُخلَصین در قرآن کریم بحث بسیار گسترده ای هست (تفاوت مخلَص و مخلِص) ولی قبل از آن از آیات کلام الله مجید که سخن از عنایت ویژه خداوند به مخلِصین دارد اگر صلاح می دانید توضیحات این آیات را بفرمایید تا ان شاء الله وارد تفاوت مخلَص و مخلِص بشویم.

ü      اخلاص به معنای تقرب است

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با کلمه اخلاص در حقیقت مخلِص و مخلَص باید از آن در بیاید. اخلاص آن چه که در کتاب های لغت آمده «جوهری» در «صحاح اللغة»، جلد 3، صفحه 1037؛ «ابن منظور» در «لسان العرب»، جلد 4، صفحه 173؛ «جرجانی» در «التعریفات»، صفحه 5 می گویند:

«الْإِخْلَاصِ هي القربة و إيقاع الطاعة خَالِصاً لله وحده‏»

نام كتاب: مجمع البحرين‏؛ نويسنده: طريحي، فخر الدين بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 1085 ق‏)،‌ محقق / مصحح: حسينى اشكورى، احمد، ناشر: مرتضوى‏، تهران: 1375 ش، ج4، ص168

اخلاص به معنای تقرب است «و إيقاع الطاعة خَالِصاً لله وحده‏» اعمالی که انجام بدهد ریا و عجب در آن نباشد خالص برای خدا باشد.

 در دعای مکارم الاخلاق حضرت می فرماید:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الرِّيَاءِ وَ العُجب»

 یا:

 «اللَّهُمَّ خَلِصْنِی مِنَ الرِّيَاءِ وَ العُجب»

خدایا من را گرفتار ریاء و عجب نکن یعنی خود بزرگ بینی، از خود راضی بودن حضرت «امام (ضوان الله تعالی علیه)» می فرماید آن های که گرفتار عجب و ریاء هستند فردای قیامت نتیجه عجب و ریاء را ببینند آرزو می کنند ای کاش اهل کبائر بودند ولی اهل عجب و ریاء نبودند. کبائر هم می دانید چه است؟ کبائر مثل قتل، ریاء، حرام خواری و امثال این ها است.

مرحوم «طریحی» یکی از علمای بزرگ شیعه کتاب لغتی بر مبنای قرآن دارد یعنی آیات قرآن را آورد لغت های آیات قرآن شرح و تفسیر کرده است. ایشان در جلد 2، صفحه 168 ایشان هم می گوید اصحاب امامیه نظرشان این هست که در نیت باید عمل ما خالص باشد برای رضای خدا انجام بدهیم نه برای نشان دادن به دیگران!

البته یک بحثی هم قبلاً داشتیم که در رابطه با نیت عباراتی را از حضرت «امام (رضوان الله تعالی علیه)» آوردیم یک دفعه کسی نماز و قرآن می خواند عبادت می کند برای این که گرفتار عذاب جهنم نشود خیلی خوب است. آن های که می گویند نباید می شود به نظرم اشتباه می کنند بله به آن بالا بالاها کسی برود

«حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَيِّئَاتُ الْمُقَرَّبِين‏»

كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عيسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: بنى هاشمى - تبريز، ج‏2؛ ص254

است نماز می خواند عبادت می کند بهشت برود در دعاهای مان زیاد داریم خدایا ما را گرفتار عذاب نکن، خدایا در بهشت ببر مأنوس صالحین قرار بده امثال این ها؛ ولی یک دفعه کار این نیست مقداری معنویت بالا می آید خدا را به خوبی می شناسد احساس می کند حیف است نماز بخوانم به خاطر این که جهنم نروم نماز بخوانم برای این که بهشت بروم.

خدا این همه نعمت به من داد این همه لطف در حق من کرد اگر نبود جز این که توفیق توحید و ولایت اهل بیت به من داد. فردای قیامت شخصی که در «روسیه، آمریکا» به دنیا آمده یا در میان «یهود یا وهابی»ها به دنیا آمده که اصلاً نمی داند توحید چه است؟ آن هم به قیامت می آید من هم می خواهم به آن جا بروم!

آن جا معلوم می شود ارزش این توحید و ولایت چه است؟ آقا امام صادق (سلام الله علیه) فرمود شما قدر ولایت ما را در دنیا نمی دانید در آخرت قدرت ما را دیدید و تأثیر ولایت تان را دیدید تازه می فهمید که خدا چه نعمتی به شما داده بود؟ انسان، خدا را عبادت می کند چون خدا این همه نعمت به ما داد شایسته توصیف و عبادت است.

یک دفعه مقداری بالاتر می رود می گوید کسی تصویر یا تابلوی گلی را نگاه می کند بدون این که انتظار پاداشی داشته باشد کسی او را تعریف کند می گوید به به چه طرح زیبایی است؟ شروع به مدح نقاش می کند. این مدح برای چه است؟ در برابر چیزی می خواهند به او بدهند؟ نه این نقشه و این تصویر شایسته تعریف است.

اگر این نعمت هایی که خدا به ما داد زمین، زمان، گردش آفتاب و ماه، آمدن انبیاء و ... را در نظر بگیریم خدا را مدح می کنیم اصلاً کاری نداریم خدا می خواهد ما را به بهشت یا جهنم ببرد؟ این خدا با این ویژگی هایش زیبنده مدح است این هم یک طور اخلاص است. یک اخلاصی هم هست خیلی از این ها بالاتر است.

«وَ قَالَ عَلِيٌّ (علیه السلام) مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لَا شَوْقاً إِلَى جَنَّتِكَ بَلْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك‏»

عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية؛ نويسنده: ابن أبي جمهور، محمد بن زين الدين‏ (تاريخ وفات مؤلف: زنده در 901 ق‏) ، محقق / مصحح: عراقى، مجتبى‏، ناشر: دار سيد الشهداء للنشر، قم: 1405ق، ج2، ص11

عاشق تو هستم عشق و محبت تو وادار می کند تو را عبادت کنم.

 مثلاً کسی بلا تشبیه بلا تشبیه نامزد کرده، دختری که از دیدگاه خودش بهترین دختر کره زمین است شروع می کند از این دختر تعریف و توصیف کردن این تعریف و توصیف چه است؟ این تعریف و توصیف برخواسته از عشق است.

انسان وقتی یک همسر زیبا و خوش صورت دارد او را توصیف می کند آن خدایی که این را آفریده او شایسته توصیف نیست؟ رسول اکرم وقتی چشمش به زن های خوش چهره می افتاد می گفت

(فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ)

پس بزرگ است خدايي که بهترين آفرينندگان است!

سوره مؤمنون (23): آیه 14

چشم مان می افتد قد و قواره او را نگاه می کنیم (معذرت می خواهم) ولی پیغمبر وقتی می بیند (فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ) خدای عالم چه موجود زیبایی آفریده است؟

لذا یکی از بالاترین مرتبه اخلاص این هست که خدا را عبادت کنیم «حُباً لَه، عِشقاً لَه»

«أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَة»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص83، بَابُ الْعِبَادَة‏، ح3

با فضیلت ترین انسان ها آنی است که عاشق عبادت است روی عشق نماز می خواند. روی عشق روزه می گیرد. روی عشق حرکت می کند. این ارزش دارد اگر برسیم به یک جایی که از بهشت، جهنم، عذاب، عقاب و ... رها بشویم عاشق خدا بشویم.

 آن های که گرفتار عشق مجازی شدند آفریننده این معشوقه شما، اوست. به این معشوقه عشق می ورزی ولی آنی که معشوقه ات را آفرید هیچ مدح و ثنا نمی کنی.

می گوید مجنون در صف ایستاده بود لیلی گاو و گوسفند داشت شیر می فروخت همه می دانستند مجنون گرفتار عشق لیلی است. یک دفعه لیلی متوجه شد مجنون هم در صف است ظرفی آورده بود شیر بگیرد. ظرفش را گرفت به زمین کوبید مردم گفتند مجنون تو دیوانه هستی دلباخته زنی هستی که از میان همه آمد ظرف تو را گرفت و شکست گفت

اگر با دیگرانش بود میلی * چرا ظرف مرا بشکست لیلی

انسان وقتی عاشق شد خوب و بد ندارد بیماری و صحت ندارد، خوشی و ناخوشی ندارد ولذا عاشق سر از پا نمی شناسد امیدواریم که ان شاء الله خدای عالم به ما آن مرتبه را بدهد.

یا در روایت داریم:

«وَ فِي النَّبَوِيِّ الْمَرْوِيِّ فِي لُبِّ اللُّبَابِ لِلْقُطْبِ الرَّاوَنْدِي‏ مَنْ أَخْلَصَ الْعِبَادَةَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج53، ص326

چهل روز اگر کسی اعمالش خالص برای خدا باشد البته این خالص عرض کردم مراحلی دارد نه این که بگوید برای رهایی از جهنم می خواهم چهل روز نماز بخوانم نه؛ خدای عالم چشمه های حکمت را از قلبش به زبانش جاری می کند. آن چه که در معنای مخلِص آورده اند این است که در نماز شرک، ریاء و عجبی نداشته باشیم.

 در سوره عنکبوت عرائضی که کردیم به زیبایی تصویر کشیده است

(فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يشْرِكُونَ)

هنگامي که بر سوار بر کشتي شوند، خدا را با اخلاص مي ‌خوانند (و غير او را فراموش مي ‌کنند)؛ اما هنگامي که خدا آنان را به خشکي رساند و نجات داد، باز مشرک مي ‌شوند!

سوره عنکبوت (29): آیه 65

مخلَص نیست مخلَص را گفتیم چه مراحلی دارند؟ مُخلَصی که خدا را شایسته عبادت می داند خدا را تمجید می کند فردای قیامت این ها حساب و کتاب ندارند و ... شیطان بر مخلَصین تسلط ندارد. ولی این جا می گوید (دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ) وقتی سوار کشتی می شوند احساس نا امنی می کنند در هر لحظه طوفان بیاید و غرق بشوند.

خدا را خالصانه دعا می کنند در این دعا عجب و ریاء نیست خطر را می بیند و دعا می کند.

یا در سوره بینه می‌خوانیم:

(وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيمَةِ)

و به آنها دستوري داده نشده بود جز اينکه خدا را بپرستند در حالي که دين خود را براي او خالص کنند و از شرک به توحيد بازگردند، نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند؛ و اين است آيين مستقيم و پايدار!

سوره بینه (98): آیه 5

به بندگان خدا دستور داده نشده مگر این که خدا را خالصانه عبادت کنند. این در رابطه با مخلِص؛ پس مخلِص کسی است تمام اعمالش خالص برای خداست شرک، ریاء، عجب، وابستگی به دنیا و ... در کارش نیست.

ü      تفاوت بین مُخْلَص و مُخْلِص

اما مُخلَص چه است؟ خوب دقت کنید دیدم بعضی از دوستان بین مخلِص و مخلَص می خواهند توضیح بدهند نتوانستند خوب از آب در بیاورند.

شاید سوادشان همان اندازه بود اگر سراغ قرآن برویم قرآن خیلی واضح در مورد مخلَص توضیح داده است. قرآن می گوید (وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ) عبادت ها خالص برای اوست. یا (فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ)

 ولی در سوره ص اولیاء می گویند شب های جمعه قبل از این که نافله عشاء را بخوانید سوره ص بخوانید به وجود مقدس حضرت ولی عصر هدیه کنید. اگر با حضور خوانده بشود خدای عالم خیلی از درهای رحمت و عنایت خودش را به روی او باز می کند آن جایی است که (رسد آدمی بجایی که بجز خدا نبیند)

یک چیزهایی به آدم نشان می دهند نه ذهنش می آید و نه چشمی دیده است. لذا دوستان ان شاء الله شب های جمعه تلاش کنند این سوره را بخوانند.

مرحوم «قاضی» استاد آیت الله العظمی «بهجت» می گویند در وتیره به جای (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) سوره ص بخوانید. ولی بعضی از اولیاء الله همانی که مرحوم آقای «بهجت» می فرمایند دوستی دارم خدمت حضرت مشرف می شود دستور ایشان این است قبل از وتیره سوره ص را بخوانید.

فرقی نمی کند قبل از نافله عشاء باشد یا در داخل نافله عشاء باشد البته این را داریم قرآن کسی بخواند اگر در داخل نماز بخواند ثوابش چند برابر می شود. خارج از نماز بخواند مقداری ثوابش کمتر می شود.

بنده الحمد لله توفیق دارم قبل از وتیره می خوانم توصیه بعضی از بزرگواران به ما هست.

در رابطه با مُخْلَصْ می فرماید:

(وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيعْقُوبَ أُولِي الْأَيدِي وَالْأَبْصَارِ * إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ)

و به خاطر بياور بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را، صاحبان دستها(ي نيرومند) و چشمها(ي بينا)! ما آنها را با خلوص ويژه‌ اي خالص کرديم، و آن يادآوري سراي آخرت بود!

سوره ص (38): آیات 45 و 46

پیغمبر بنده ما ابراهیم، اسحاق و یعقوب را یاد کن (أُولِي الْأَيدِي وَالْأَبْصَارِ) این ها دارای قدرت و هم بصیرت بودند چرا؟ (إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ) ما این ها را خالص کردیم. آن جا می گوید (دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ) این جا می گوید (إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ) ما این ها را خالص کردیم. فراتر از (فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ) هست.

حتی اخلاصش هم خالص برای خداست نه این که عمل را خالص برای خدا انجام بدهد خود اخلاصش هم خالص برای خداست. یعنی اصلاً عمل را نمی بیند در عمل جلوه حق می بیند (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

(وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)

مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست! خداوند بي‌ نياز و داناست!

سوره بقره (2): آیه 115

هر کجا نگاه کنید جلوه خداست نمازی هم می خواند این نماز را جلوه حق می داند. (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ) را می گوید خودش را عین ربط به خدا می داند.

(اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ وَكِيلٌ)

خداوند آفريدگار همه چيز است و حافظ و ناظر بر همه اشيا است.

سوره زمر (39): آیه 62

اصلاً خودش را در وسط نمی بیند حرف هم می زند این حرف را از خدا می داند.

«بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُد وَ ارْكَعْ وَ اسْجُد»

اگر این طور شد می شود (إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ)

(وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَينَ الْأَخْيارِ)

و آنها نزد ما از برگزيدگان و نيکانند!

سوره ص (38): آیه 47

آن های که خدا را آن ها را خالص کرد این ها جزء برگزیدگان و نیکان خدا هستند.

 مرحوم «علامه طباطبایی» در «المیزان»، جلد 11، صفحه 173 توضیح خیلی زیبایی دارد بعد از این که آیات صافات و ... را می آورد

(فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ)

اما آنها او را تکذيب کردند؛ ولي به يقين همگي (در دادگاه عدل الهي) احضار مي‌ شوند! مگر بندگان مخلص خدا!

سوره صافات (37): آیات 127- 128

همه در محضر حق حاضر می شوند مگر بندگان مُخلَص چرا؟ چون این ها از همین دنیا هم در محضر حق بودند، یک لحظه از خدا غافل نبودند. یکی از بالاترین مقامی که یک عبد می تواند به آن برسد آن جایی است که همیشه خودش را در محضر حق ببیند.

(أَلَمْ يعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يرَى)

آيا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) مي ‌بيند؟!

سوره علق (96): آیه 14

خدا دارد گلایه می کند آیا این طوری نیست که خدا شما را می بیند؟ خودش را در محضر حضرت ولی عصر ببیند از او غافل نشود. مثل کسی که پیش حاکم، سلطان، مرجع بزرگ یا رهبری نشسته است همیشه خودش را در محضر می بیند فکرش جای دیگر نیست به صحبت های این مقام بالاتر نگاه می کند. صحبت می کند طوری صحبت می کند که شایسته این بزرگ باشد.

اگر کسی به این مرحله برسد دائم الذکر باشد یعنی شبانه روزش به یاد خدا باشد مرحوم آقا «شیخ جواد همدانی (رضوان الله تعالی علیه)» می گویند عاشق خدا بود مرحوم «قاضی» هم می گوید کسی که خدا را مستقیم از خدا گرفت ایشان استادی در سیر و سلوک نداشت ایشان بودند. ایشان به جایی رسیده بود می خواست بخوابد پایش را دراز نمی کرد. در محضر او هستم چطور پایم را دراز کنم؟

خوابیدنش دو زانو بود سرش را روی زانویش می گذاشت می خوابید. شاید برای بعضی ها مقداری عجیب باشد ولی به تعبیر مرحوم «مطهری» این چیزهایی است که انسان باید برود ببیند. با گفتن و شنیدن هیچ فایده ای ندارد می گوید آن چنان دلسوخته و دلباخته خدا بود از عشق خدا می سوخت.

حتی نقل می کنند قسمت سمت چپ بدنش کبود شده بود بردند عمل کنند دکتر گفت نه بیماری و ... در قلبش نیست. چرا روی قلب مثل زغال شده است؟

 یک دفعه عرض کردم پسر ایشان می گوید پدرم را بعد از دنیا رفتن در خواب دیدم، دیدم یک باغ خیلی بزرگ، قصرهای سر به فلک کشیده و ... دارد

نگاه کردم جا خوردم دیدم پدرم وسط باغ در قنوت نماز است و ذکر می گوید بنده خدایی آن جا بود گفتم این باغ مال چه کسی است؟ گفت مال پدرت است گفت پدرت از روزی که به این باغ آمد نه یک میوه خورد نه به این حوری ها نگاه کرد و ... آمد فقط مشغول عبادت است. یعنی انسان به جایی می رسد با خدا حرف زدن به قدری لذت دارد که لذت های مادی پیش او اصلاً لذت نیست.

یکی از اولیاء خدا نقل می کردند که ایشان همان کسی است که آقای «بهجت» می گوید خدمت حضرت می رسد نقل می کند خسته می شد می گفت فلانی شما مشغول باشید دو رکعت نماز بخوانم خستگیم در برود. آن ها کجا کار هستند و ما کجای کار هستیم؟ او خسته می شود بلند می شود نماز بخواند خستگیش در برود و ما نماز می خوانیم عجله داریم این چهار رکعت نماز سریع تمام بشود.

دعای کمیل می خوانیم تند تند نگاه می کنیم ببینیم چند صفحه ماند. دعای ندبه فرضاً توفیق داریم بخوانیم یکی، دو صفحه می خوانیم مدام نگاه می کنیم چند صفحه ماند عجله داریم زود تمام بشود. ولی این ها نه خسته می شوند رفع خستگی شان با (إِياكَ نَعْبُدُ وَإِياكَ نَسْتَعِينُ) است. فقط تو را عبادت می کنم عملم خالص برای توست و فقط از تو کمک می خوانم از حول و قوه خودم هم برائت می جویم.

در هر صورت...

مقدمه و هم بحث مان طولانی شد اگر فرصتی بشود نکته ای را می خواهم عرض کنم یکی از آثار مخلَص بودن دوستان دقت کنند نه مخلِص بودن؛ مخلَص بودن یعنی همه جا خدا را دیدن غیر از خدا چیز دیگری ندیدن خود را در محضر حق دیدن این که، این عبد مظهر اسماء و صفات الهی می شود. ان شاء الله اگر فرصت شد مقداری در این زمینه بیشتر توضیح می دهم.

رسد آدم بجایی که بجز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد هست مقام آدمیت

این را از نگاه روایات، اهل سنت و شیعه توضیح می دهم

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنون و متشکرم استفاده کردیم، یک استراحت داشته باشیم میان برنامه ای ببینیم و بعد در ادامه برنامه در خدمت تان هستیم.

 (میان برنامه)

مجری:

«اللهم ارزقنا حبک وحبنا تحبک وحبنا یحبک والعمل الذي یبلغنا الی حبک وجعل حبک احب الاشیاء الي»

عرض خیر مقدم مجدد خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند، با ادامه برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت تان هستیم.

 کماکان از محضر آیت الله حسینی قزوینی استفاده می کنیم، بحث مراتب و مقامات مخلِصین و مخلَصین بود در بخش اول حضرت استاد اشاره ای فرمودند به تفاوت ها و جایگاه های مخلِصین و مخلَصین و مراتبی که دارند ان شاء الله بحث را ادامه می دهیم اگر سوالاتی باشد در خدمت بینندگان عزیز هستیم.

ü      آثار مُخْلَصْ

حضرت استاد فرمودید یکی از آثار مخلَص بودن این است که عبد، مظهر اسماء و صفات الهی می شود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این بحث را هم اهل سنت دارند «صحیح بخاری» روایت 2384 در بعضی از چاپ های مال «عربستان سعودی» 6502 روایت این است:

«عن أبي هُرَيْرَةَ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِنَّ اللَّهَ قال من عَادَى لي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ وما تَقَرَّبَ إلي عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إلي مِمَّا افْتَرَضْتُ عليه وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ وما تَرَدَّدْتُ عن شَيْءٍ أنا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عن نَفْسِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 5، ص 2384، ح 6137

 «من عَادَى لي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ»، خدا می فرماید هر کس بنده خوب و ولی من را دشمن بدارد «آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ» با او اعلام جنگ می کنم. بعد

 می گوید: «وما تَقَرَّبَ إلي عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إلي مِمَّا افْتَرَضْتُ عليه»، بهترین چیزی که باعث می شود بنده به من نزدیک بشود عمل به واجبات نماز، روزه، حج، زکات، وجوهات شرعیه و امثال این ها است.

پس بهترین چیز در نزد خدا عمل به واجبات است بعد دارد «وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ»، بنده من اضافه از واجبات نوافلش را هم می خواند نماز صبح می خواند قبلش دو رکعت نماز نافله می خواند. نماز ظهر می خواند قبلش هشت رکعت نماز نافله می خواند، نماز عصر می خواهند بخواند قبلش هشت رکعت نماز نافله می خواند.

بعد از نماز مغرب چهار رکعت نافله می خواند بعد از نماز عشاء دو رکعت نافله می خواند نیمه شب تا اذان صبح یازده رکعت نماز نافله می خواند؛ یعنی اضافه از واجبات بنده من با نافله خواندن به من نزدیک می شود.

 اگر این کار را کرد «أحِبُهُ» منِ خدا دوستش دارم چقدر زیباست؟ «فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ»، وقتی که او را دوست داشتم گوش او می شوم که با من می شنود. «وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ» و چشمان او می شوم که با چشمان من می بیند.

«وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها» و با دستش که تلاش می کند دست خودش نیست دست خداست راه می رود با پای خودش راه نمی رود با پای الهی راه می رود.

«وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ»؛ هر چه از من بخواهد به او می دهم «وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ»، اگر به من از شر دنیا، آخرت و عذاب پناه بخواهد به او پناه می دهم «وما تَرَدَّدْتُ عن شَيْءٍ أنا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عن نَفْسِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»؛ منِ خدا اگر بنا باشد در یک چیزی تردد داشته باشم تردید در هیچ جا ندارم اگر بنا باشد تردید داشته باشم یک جا تردید دارم آن وقتی که می خواهم بنده مؤمنم را قبض روح کنم از مرگ ناراحت است.

 «وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ» این ناراحتی بنده برایم خیلی سخت است.

ü      دعا برای طول عمر

 در مفاتیح هست دوستان حاشیه مفاتیح دعای طول عمر را ببینند. کسی خدمت رسول اکرم می آید می گوید از مرگ خیلی می ترسم می گوید می خواهی عمرت طولانی بشود؟ گفت بله گفت بعد از نمازت این را بگو:

«اللَّهُمَّ إِنَّ رَسُولَكَ الصَّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ إِنَّكَ قُلْتَ مَا تَرَدَّدْتُ فِي شَيْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي فِي قَبْضِ رُوحِ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَنَا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ لِأَوْلِيَائِكَ الْفَرَجَ وَ النَّصْرَ وَ الْعَافِيَةَ وَ لَا تَسُوؤُنِي فِي نَفْسِي وَ لَا فِي فُلَانٍ قَالَ وَ تَذْكُرُ مَنْ شِئْت‏»

مكارم الأخلاق‏؛ نويسنده: طبرسى، حسن بن فضل‏ (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: شريف رضى‏، قم: 1412ق/ 1370ش، ص284

آن هایی که می خواهند زن، بچه، فامیل و ... را بگو خدای عالم مرگت را به تأخیر می اندازد. این بنده می گوید بعد از هر نماز این را می گفتم. در بعضی جاها بعد از نماز ظهر دارد؛ ولی آن چه که ثابت هست بعد از هر نماز است می گفت سنم به صد رسید دیدم دنیا برایم تنگ است این که کسانی دیگر بیایند تر و خشکم کنند و ... خیلی برایم سخت است.

خدمت حضرت مشرف شدم گفتم آقا جان دیگر از زندگی خسته شدم گفت حرفی نیست دعا را ترک کن، دعا را ترک کرد فردا حضرت عزرائیل سراغش را گرفت و برد. ولذا این دعا مجرب هست بعد از نماز دوستان بتوانند بخوانند سی ثانیه بیشتر طول نمی کشد با تأنی بخوانید یک دقیقه طول می کشد دوستان تلاش کنند بخوانند.

معنا دعای خیلی مهم است مضمون دعا این است که خدایا پیغمبرت گفت تو بر فرض این که بخواهی تردید داشته باشی تردید در تو راه ندارد. «علامه مجلسی» هم در «بحار» سه، چهار جا این دعا را شرح خیلی مفصل و جانانه کرده است.

 «مَا تَرَدَّدْتُ فِي شَيْ‏ءٍ» تردید برای خدا نیست اگر فرض بشود که فرض محال، محال نیست منِ خدا تردید داشته باشم تردیدم آن جایی است که بنده من از مرگ ناراحت است. ناراحتی او برای خدایی من قابل تحمل نیست.

 می گوید این را بخوان بگو «اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ لِأَوْلِيَائِكَ الْفَرَجَ وَ النَّصْرَ» خدایا از مرگ بنده ات ناراحت هستی خدایا مرگ مرا به تأخیر بیانداز، هر وقت خودم خواستم.

همچنین این روایت در کتاب «کافی شریف»، جلد 2 از امام صادق (سلام الله علیه) هست.

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ بَشِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیه) يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي عَنْ مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص352، بَابُ مَنْ آذَى الْمُسْلِمِينَ وَ احْتَقَرَهُم‏، ح7

پیغمبر فرمود، خدا فرموده «مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي» هر کس به ولی من اهانت کند اعلان جنگ با من کرده است «وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ ...» مثل تعبیری که در «صحیح بخاری» بود در این جا هم آمده است چیزی بهتر از واجبات بنده را به من نزدیک نمی کند.

اما وقتی نافله که خواند فراتر از واجبات او را دوست می دارم وقتی دوست داشتم «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ» گوش، چشم، زبان و دست او می شوم یعنی همه اعضاء خدایی می شود.

(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ)

فرمان او چنين است که هرگاه چيزي را اراده کند، تنها به آن مي‌ گويد: «موجود باش!»، آن نيز بي‌ درنگ موجود مي ‌شود!

سوره یس (36): آیه 82

بنده هم همان می شود خدا می گوید: (أَنَا أُحْيي وَأُمِيتُ)

(رَبِّي الَّذِي يحْيي وَيمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيي وَأُمِيتُ)

خداي من آن کسي است که زنده مي‌کند و مي‌ميراند او گفت: «من نيز زنده مي‌کنم و مي‌ميرانم!»

سوره بقره (2): آیه 258

حضرت عیسی هم زبانش، زبان خدا شده است به مرده می گوید بلند شو مرده بلند می شود

(وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ)

و به اذن خدا، کور مادر زاد و مبتلايان به برص [= پيسي‌] را بهبودي مي‌ بخشم؛

سوره آل عمران (3): آیه 49

کور مادر زاد را اراده می کند شفاء پیدا می کند. یا قضیه حضرت ابراهیم می گوید خدایا می خواهم نوع زنده کردن مردگان را به من نشان بدهی بر این که مرده ها را زنده می کنی شکی ندارم می خواهم چگونگی زنده شدن مرده ها را ببینم.

 خدا می گوید چهار پرنده بگیر این چهار پرنده را بکش گوشت شان را بکوب این گوشت های کوبیده شده را بالای چهار تا کوه بگذار بعد صدای شان کن.

حضرت ابراهیم این کار را کرد، زبان، زبان خدایی شد حضرت ابراهیم پرندگان را صدا زد یک دفعه دید چهار پرنده از بالای کوه آمدند همان پرنده هایی که قبلاً بود خدا گفت این طوری زنده می کنم. این زبان، زبان الهی می شود (أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ) بنده هم این طور می شود.

این‌جا هم «وَ مَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي عَنْ مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»

«ابن تیمیه» از قافله عقب نماند این روایت به قدری قطعی است ایشان هم در «مجموع فتاویٰ»، جلد 4 همین روایت را می آورد می گوید:

«ياعبدى أنا أقول للشيء كن فيكون أطعنى أجعلك تقول للشيء كن فيكون يا عبدى انا الحى الذى لا يموت أطعنى أجعلك حيا لا تموت وفى أثر أن المؤمن تأتيه التحف من الله من الحى الذى لا يموت إلى الحى الذى لا يموت فهذه غاية ليس وراءها مرمى كيف لا وهو بالله يسمع وبه يبصر وبه يبطش وبه يمشى فلا يقوم لقوته قوة»

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج4، ص377

«ياعبدى أنا أقول للشيء كن فيكون»، بنده من، من خدایی هستم هر چه اراده کنم محقق می شود، «أطعني» مطیع منِ خدا باش «أجعلك تقول للشيء كن فيكون» تا تو را خداگونه قرار بدهم و هر چه اراده کردی گفتی «کُن فیکون» بشود.

«يا عبدى انا الحى الذى لا يموت»؛ بنده من، من خدایی هستم که هرگز نمی میرم «أطعنى أجعلك حيا لا تموت» از من اطاعت کن تا تو را حیی قرار بدهم که هرگز مرگ به سراغت نیاید.

 بعد می گوید در روایت هم داریم «أن المؤمن تأتيه التحف من الله من الحى الذى لا يموت إلى الحى الذى لا يموت»، بنده ای که به مقام مخلَص رسید تحفه ای و نامه خصوصی از طرف خدا برایش می آید در این نامه خصوصی چه نوشته شده است؟ «من الحىّ الّذى لا يموت.» از خدایی که همیشه زنده هست و زندگی همه عالم به اوست «إلی الحی الذی لا یموت» به آن بنده ای هم که زنده هست مرگ سراغش نمی آید.

 بعد می گوید «فهذه غاية ليس وراءها مرمى» این مقامی است که بالاتر از این مقامی نیست.

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

بار دیگر از مَلک پران شوم * آن چه در وهم تو آید آن شوم

بعد می گوید «کیف لا» چگونه بالاتر از این مقامی باشد؟ «وهو بالله يسمع وبه يبصر وبه يبطش وبه يمشى»، این بنده خدا با خدا می شنود، با خدا می بیند، با خدا حرکت می کند. «فلا يقوم لقوته قوة»، به درجه ای رسید که فراتر از این، به ذهن نمی آید.

مجری:

حضرت استاد! ببخشید تماس‌ها هم بر قرار شده است اگر اجازه بفرمایید تماس‌ها را داشته باشیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خوبه، تماس‌ها را داشته باشیم ادامه مطلب را برای جلسات بعد می گذاریم.

مجری:

پس تماس‌ها را آغاز کنیم، اولین تماس آقای «بهادری» از «کرج» سلام بر شما بفرمایید.

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

سلام علیکم ورحمة الله شب حضرتعالی و حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی بخیر باشد. حضرت آقا هر چقدر تا روز قیامت راجع به کودتای سقیفه بگوییم باز هم کم گفتیم حق مطلب را نسبت به آقا امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب دوم مظلوم عالم ادا نکردیم. باید مدام بگوییم تا به گوش باشند وقتی که کودتای سقیفه انجام شد پشت جریان این کودتا یهودیان بود که فرمان می دادند.

جناب ابوبکر دو سال و خرده ای خلیفه بود ده سال و شش ماه هم جناب خلیفه دوم به خلافت رسید منتها با سیاست های یهودیان متأسفانه بود. به هر حال این ها در کتاب های اهل سنت محترم آمده است بروند تحقیق کنند. قلماً نوشتند ولی لساناً نخواستند بگویند ولی ما می گوییم مثلاً از جناب خلیفه چه خواستند؟ اگر شما بر خلافت گذاشتیم

یک: کنار گذاشتن آقا امیر المؤمنین و اهل بیت پیغمبر از مسائل سیاسی و دینی

دو: آتش زدن تمام احادیث پیغمبر در 23 سالی که گفته است.

سه: جناب خلیفه گفت قرآن تحریف شده 26 آیه رجم در قرآن بود از بین رفت این هم خواست یهودیان بود چون در قرآن همچنین چیزی نداریم ولی در سنت داریم.

چهار: حج عمره را می خواست در «بیت المقدس» ببرد مثلاً گفت علی را خانه نشین کردم سواد حکومت و دینداری را ندارم لذا «قریش» هم با من موافق است. چون «بنی هاشم» رفیق ما هستند دوست ندارم سایه «بنی هاشم» را در زمان حیاتم تحمل کنم.

اما آقای «کعب الأحبار» اگر من به قدرت رسیدم شما جای خالی علی را برای من در فضای دینی پر کنید اگر اطلاعاتی از تورات به من بدهید قول می دهیم «بیت المقدس» برای حج عمره آماده کنم و حاجیان را برای عمره به آن جا بفرستم. تا آخر عمر زیر بار حج تمتع نرفت این را تمام علمای محترم اهل سنت می دانند. حج عمره را می خواست از حج تمتع جدا کند می گفت پیغمبر اسلام فرموده است

«دَخَلَتِ الْعُمْرَةُ في الْحَجِّ إلى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص236

اگر پیامبر هم فرموده باشد حج عمره داخل تمتع است ولی من دوست ندارم چون در حیات خودش به «بنی قریضه» وعده داده فقط به یک چیز عمل کرد گفت خودم «بیت المقدس» را فتح می کنم ولی با من نجنگید. آن جا نماز داودی را به جا آورد «لبیک اللهم لبیک» را هم انجام داد.

لذا چون یهودیان دیدند که عمر نتوانست به وعده خودش عمل کند او را از صحنه سیاسی کنار زدند چطور؟ چون جناب آقای «کعب الاحبار» گفت جناب خلیفه شما سه روز دیگر خواهی مرد یعنی چه؟ این سوال است «کعب الأحبار» می گوید شما سه روز دیگر خواهی مرد مگر علم غیب داشتند و منجم بودند؟

نه سیاسیونی بودند در آن ده سال و شش ماه، آن چیزی که می خواستیم جناب خلیفه دوم به خواسته های ما عمل نکرد، بعد از سه روز ایشان را ترور کردند. «شرح ابن ابی الحدید»، جلد 12، صفحه 181 می گوید به محض ضربت خوردن عمر، عمر به «کعب الأحبار» را احضار کرد به او گفت می شود حکومت را به علی داد؟

«کعب الأحبار» گفت در کتاب های آسمانی ما آمده نمی شود حکومت را به علی داد چرا؟ چون علی زیاد آدم کشته است عمر گفت حضرت داود هم زیاد آدم کشت «کعب الأحبار» گفت سِر آسمانی است گفت قدرت را بده به خانواده ای که با اسلام جنگیدند یعنی این بود که یهودی ها قدرت را به «بنی امیه» دادند.

لذا در این دوازده سال و خرده ای که اسلام از نظر فرهنگی ضربه شدیدی خورده بود و عثمان هم توسط انقلابیون ترور شد چون در زمان عثمان همه کبوتر باز،‌ سگ باز و شطرنج باز شده بودند. جناب عثمان طبق فرمان یهودی ها عمل کرد حکومت را از «مدینه» به «شام» منتقل کردند.

زمانی که آقا امیر المؤمنین به خلافت رسید همه کسانی که «کعب الأحبار، زید ابن ثابت، عبد الله ابن سلام و ...» دوازده، سیزده نفر بودند از ترس امام علی همه به «شام» فرار کردند که مرکز خلافت معاویة ابن ابی سفیان بود که خواست یهودیان بود. ببخشید مصدع اوقات شدم یا علی التماس دعا.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم خدا نگهدارتان، تماس بعدی آقای «احمدی» از «یاسوج» سلام بر شما بفرمایید

بیننده: (آقای احمدی از کرج ـ شیعه)

عرض سلام و خسته نباشید خدمت حضرت استاد و حضرتعالی و تمام عزیزان شبکه حضرت ولی عصر(سلام الله علیه) من دو سوال از خدمت حضرت استاد دارم آیا خروج «سفیانی» و خروج «سید حسنی» از علائم حتمیه است؟ روایاتی هست وقتی دنیا پر از ظلم و جور شود امام مهدی ظهور خواهد کرد، با توجه به این ظلم های سنگینی که در جهان رخ داده و خونریزی های زیادی رخ داده و در حال رخ دادن هست آیا این احتمال وجود دارد که ظهور امام مهدی (سلام الله علیه) نزدیک باشد؟ «اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» خدا نگهدارتان

مجری:

قبل از این که سوالات عزیزان را مطرح کنیم، آقای «رضایی» از «کرمانشاه» در جلسه گذشته سوالی داشتند دوباره تماس گرفتند گفتند در مورد کتاب «فقه الرضاء» و وثاقت آن توضیح بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«فقه الرضا» این که از حضرت امام رضا باشد دلیل قطعی نداریم آن چه که مشهور است این کتاب مال پدر «شیخ صدوق»،‌ «ابن بابویه» بوده است زمان سابق رسم بر این بود بزرگان کتاب های فتوائی خودشان را عین روایات معصومین می آوردند. مثلاً وضو باید چطور گرفته بشود؟ متن روایت را می آوردند.

کتابی که مشهور به «فقه الرضاء» هست چرا «فقه الرضاء» نامیده شد؟ نمی دانیم ولی احتمال قویِ قریب به یقین این کتاب مال مرحوم «ابن بابویه» پدر «شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه)» هست مطالب و روایاتی دارد. این روایات در جای دیگر هم آمده است پسرشان در «من لا یحضره الفقیه» آورد «کلینی» در «کافی» آورده «شیخ طوسی» در «تهذیب الاحکام» آورده است.

وثاقت این کتاب اگر محرز بشود مال مرحوم «ابن بابویه» هست در حقیقت یک کتاب فقهی هست کتاب حدیثی نیست.

مجری:

در مورد صحبت های آقای «بهادری» از «کرج» نکته ای هست بفرمایید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکاتی که ایشان گفتند کلیاتی است که مقداری باید رویش دقت بشود تقاضای مان از جوان های اهل سنت،‌ دانشجوها و طلبه هایشان این هست مسائلی که در صدر اسلام گذشت این ها را یک مقداری بررسی بکنند هم در زمان حیات پیغمبر که برخورد صحابه با رسول اکرم چطور بود؟ آیا واقعاً مطیع فرمان پیغمبر بودند؟ یا نه مخالفت های تند و خلاف ادب هم با پیغمبر داشتند؟

این که آیا جناب خلیفه اول بویژه خلیفه دوم مطیع محض پیغمبر بودند یا نه مثل قضیه صلح حدیبیه می گوید:

«ما شككت منذ أسلمت إلا يومئذ»

المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة : الثانية ، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج5 ، ص 339

از روزی که مسلمان شدم در رسالت پیغمبر مثل امروز شک نکرده بودم بعد هم می گوید صدقه دادم، بنده آزاد کردم، نماز خواندم تا کفاره شکم در «حدیبیه» نسبت به رسالت نبی مکرم باشد.

در حجة الوداع شتری که مال «صفیه» بود لاغر بود و بارش زیاد بود مقداری از بار شتر «صفیه» را برداشت روی شتر «عایشه» گذاشت. ببینید چه تعبیری دارد؟

«فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم يا أم عبد الله إن متاعك كان فيه خف وكان متاع صفية فيه ثقل فأبطأ بالركب فحولنا متاعها على بعيرك وحولنا متاعك على بعيرها قالت فقلت ألست تزعم أنك رسول الله قالت فتبسم قال أو في شك أنت يا أم عبد الله قالت قلت ألست تزعم أنك رسول الله أفهلا عدلت وسمعني أبو بكر وكان فيه غرب أي حدة فأقبل علي فلطم وجهي فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم مهلا يا أبا بكر فقال يا رسول الله أما سمعت ما قالت...»

مسند أبي يعلى؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي الوفاة: 307، دار النشر: دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، تحقيق: حسين سليم أسد، ج8، ص129

آیا خیال می کنی پیغمبر خدا هستی؟ عزیزان ما این ها را مقداری دقت کنند این در کتاب های ما نیست یا بیایید جواب بدهید ما را قانع کنید اگر نمی توانید قانع کنید تدبیری داشته باشید.

 این که در سقیفه این مباحث را مطرح کردند به قول شما اجماعی کردند که اجماع شان جز خلیفه دوم و آن قبر کن کسی دیگر آن جا نبود.

تعبیر آقا امام رضا (علیه السلام) در مناظره ای که با «یحیی ابن ضحاک» داشت گفت این چه اجماعی است؟ (در صحیح بخاری هست) خلیفه دوم می گوید اگر کسی مثل ابوبکر در سقیفه انتخاب شد، انتخاب بشود هم خلیفه شونده هم خلیفه کننده باید کشته بشود این چه اجماعی است؟ نفر دوم می گوید اگر مثل ابوبکر را انتخاب کننده انتخاب شونده و انتخاب کننده مهدور الدم هستند.

دوستان ما بعضاً کوچک ترین تندی می کنند بلافاصله تلفن شان را قطع می کنیم اجازه نمی دهیم کسی به مقدسات اهل سنت کند. به کارشناسان مان هم می گوییم حق توهین ندارید خودمان هم می گوییم به هیچ وجه من الوجوه شارع مقدس، قرآن، نبی مکرم و ائمه (علیهم السلام) به ما اجازه توهین به مقدسات دیگر مذاهب را نداده است.

ü      توهین و اهانت حرام و بیان حقایق واجب است

ولی به تعبیر «شهید مطهری» توهین و اهانت زشت است ولی نقل حقایق هم واجب است. سر و کار نقل حقایق با عقل، خرد و منطق است این ها را بررسی کنند ببینند قضیه چه است؟ بارها گفتیم علماء و بزرگواران بیایند روی خط بیایند ده دقیقه، یک ربع یا نیم ساعت صحبت کنند یا می خواهند این جا تشریف بیاورند هزینه ایاب، ذهاب و پول هتل شان را می دهیم قبلاً هم دادیم.

«مراد زهی» این جا چند جلسه برای مناظره آمد همه هزینه هایش را پرداخت کردیم حاضر هستیم همه هزینه هایشان را پرداخت کنیم تشریف بیاورند قدم روی چشم ما بگذارند با هم بنشینیم صحبت کنیم تا هم جوان های ما که بعضاً در تردید گرفتار شدند از تردید بیرون بیایند هم جوان های اهل سنت لعلَ گرفتار تردید باشند از تردید بیرون بیایند.

در «شبکه های وهابی» چند سال هست داریم التماس و خواهش می کنیم جایزه گذاشتیم حتی یکی از عزیزان ما از «اهواز» گفت حاضر هستم پنجاه میلیون تومان به آقای «خدمتی»‌ بدهم بعد گفت حاضر هستم پانصد میلیون تومان بدهم که ایشان برای مناظره بیاید. این چه مذهبی هست که شما از مناظره می ترسید؟

از گفتگوی علمی می ترسید از نشستن علمی می ترسید این چه مذهبی هست شما دارید؟ ولذا تقاضای مان از عزیزان این هست این جا تشریف بیاورند.

 «شبکه ولی عصر»، شبکه دولتی نیست یک شبکه ای است که توسط بنده، دوستان و شاگردان مان دارد اداره می شود. بارها گفتیم سی و چند سال است مؤسسه داریم. الان هم شبکه و ... داریم یک ریال از جمهوری اسلامی پول دریافت نکردیم یک برگ کاغذ از جمهوری از جمهوری اسلامی به عنوان بودجه دریافت نکردیم.

دوستان خودمان که علاقه به اهل بیت دارند و ... هزینه ها را دادند و دارند هم می دهند الحمد لله رب العالمین همه این ها از عنایات حضرت زهرا (سلام الله علیها) و بزرگواری حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) می دانیم. از آقای «بهادری» تشکر می کنیم

مجری:

سوالات آقای «احمدی» از «یاسوج» در مورد خروج «سفیانی» و «سید حسنی» از علامات حتمیه هست پرسش داشتند آیا هست یا خیر؟ با توجه به وقایعی که در جهان وجود دارد آیا احتمال ظهور وجود دارد یا خیر؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این که آیا خروج «سفیانی» حتمی هست یا حتمی نیست؟ در بعضی از جاها پنج علامت حتمی داریم «کمال الدین»، صفحه 650 «خروج یمانی، خروج سفیانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن سفیانی ها در بیداء»

ü      در خروج سفیانی ممکن است بداء حاصل بشود ولی ظهور حضرت از میعاد است

قضیه «سفیانی» را «غیبت نعمانی»، صفحه 302، حدیث 10 می گوید:

«أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْخَالَنْجِي‏ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو هَاشِمٍ دَاوُدُ بْنُ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيُّ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا(سلام الله علیه) فَجَرَى ذِكْرُ السُّفْيَانِيِّ وَ مَا جَاءَ فِي الرِّوَايَةِ مِنْ أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ(سلام الله علیه) هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي الْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ فَقَالَ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ الْمِيعَادِ وَ اللَّهُ لا يُخْلِفُ الْمِيعاد»

الغيبة( للنعماني)؛ ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، محقق- مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: نشر صدوق، ص302، ح10

خدمت آقا امام جواد (سلام الله علیه) بودیم اسمی از «سفیانی» و روایاتی آمد که قضیه «سفیانی» از حتمیّات است می گوید به امام جواد (سلام الله علیه) عرض کردم آقا جان «هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي الْمَحْتُومِ» این که «سفیانی» جزء حتمیّات هست آیا در حتمیّات برای خدای عالم بداء حاصل می شود؟

«قَالَ نَعَمْ» بله شاید اصلاً «سفیانی» ظهور نکند حضرت تشریف بیاورد «سید حسنی» وجود نداشته باشد حضرت تشریف بیاورد «قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ» با این که می گویید «سفیانی» حتمی است بداء حاصل می شود شاید در قیام حضرت مهدی هم بداء حاصل بشود از این وحشت داریم حضرت فرمود «فَقَالَ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ الْمِيعَادِ» خروج مهدی وعده خداست «وَ اللَّهُ لا يُخْلِفُ الْمِيعاد» خدا به وعده هایش تخلف نمی کند.

همچنین «کافی»، جلد 8، صفحه 274، حدیث 412 سوال بعدی ایشان چه بود؟

مجری:

سوال بعدی ایشان با توجه به این وقایعی که در جهان وجود دارد احتمال ظهور هست یا خیر؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ظهور قطعاً خیلی نزدیک هست «مقام معظم رهبری» می گوید هر کس تصور کند ظهور نزدیک نیست اشتباه کرده است از این بهتر؟ اگر ما بودیم می گفتیم غلط کرده ایشان خیلی مؤدبانه فرمودند.

ظهور خیلی نزدیک است دارد تمام ملائکه آسمان و زمین ان شاء الله برای ظهور آماده می شوند ما هم باید برای ظهور آماده بشویم. ولی دعا کنیم خدا ما را در صف امام زمان قرار بدهد نه در صف مقابلش!

تماس بعدی آقای «جوکار» از «داراب» سلام بر شما بفرمایید.

بیننده: (آقای جوکار از داراب – شیعه)

خدمت شما مجری محترم و اقای استاد قزوینی سلام عرض می‌کنم سهم امام را می شود مستقیم به شماره حسابی که زیرنویس زدید واریز کنیم؟

مجری:

یعنی از خمس برای این موارد واریز بشود

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

می توانید واریز کنید و پیامک بدهید که ما مقلد کدام مرجع هستیم؟ بعضی از مراجع به ما اجازه مطلق دادند خودمان هم سال 68 از آقایان مراجع اجازه گرفتیم، گواهی ما از سال 68 است می توانیم تصرف کنیم ولی احتیاطاً بعضی از آقایان شاید نظر دیگری داشته باشند اگر بنویسند این از وجوهات هست و مقلد کدام مرجع هستیم از نظر شرعیش درست می کنیم.

مجری:

از سهمین را؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سهمین را فرقی نمی کند بعضی از مراجع به ما اجازه مطلق دادند نمی خواهم نام ببرم گفتند در کارهای که دارید انجام می دهید می توانید از این سهم استفاده کنید. خدا را شاکر هستم همه مردم بدانند بنده در کره زمین یک وجب نه زمین و نه خانه ملکی دارم. از خانه ای که تقریباً نزدیک به دویست متر است چهار دانگش به نام من و دو دوانگش به نام خانواده است آن هم صلح عمرا کردیم.

فردا اگر بگویند راضی نیستیم باید برویم در کوچه نماز بخوانیم خدا را شاکر هستیم حساب بانکی شخصی ندارم جز یک حسابی که در بانک ملی هست آقایان مراجع ماهیانه شهریه می ریزند. اخیراً خدا روزی ما را خیلی فراخ کرد تقریباً بیست و شش سال بیمه داریم دو، سه ماهی می شود ماهی نُه تومان به ما پول بیمه بازنشستگی می دهند.

اگر شهریه «مقام معظم رهبری» نباشد مراجع مجموعاً دو، سه تومان به ما نمی دهند حضرتعالی هم در جریان هستید. پول اساتید سطح و چهره ماندگار می دهند.

مجری:

الحمدلله پول شهریه برکت دارد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله هزار تومانی که آقایان مراجع می دهند دست شان را می بوسیم اجازه بدهند پای شان را هم می بوسیم به همان هم افتخار می کنیم برکت زندگی مان همین پولی است که مراجع به حساب مان می ریزند خدا را شاکر هستیم.

مجری:

خدا حفظ تان کند و حسن عاقبت عنایت کند، ان شاء الله باز هم بماند برای جلسه آینده که از محضرتان استفاده کنیم از محضرتان مرخص می‌شویم و التماس دعا داریم، و همچنین از شما بینندگان عزیز و ارجمند التماس دعای فرج و دعای خیر داریم و برنامه را با همین دعا به پایان برسانیم:

«الهی بفاطمه و ابیها و بعلها و بنیها عجل لولیک الحجة ابن الحسن الفرج والعافیة والنصر»

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


درجات اخلاص و مخلصین ( تفاوت میان مخلِصین و مخلَصین)>

اخلاق علوی سیره مهدوی اخلاص مراتب اخلاص مخلِصین مخلَصین مهدویت عرفان محمد جواد انصاری همدانی سیر و سلوک آیت الله بهجت امام زمان عج معنای اخلاص وهابیت صلح حدیبیه سقیفه آثار اخلاص