سایر قسمت ها
فضیلت و جایگاه مخلصین آیت الله حسینی قزوینی

قسمت صد و سی و سوم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای مرعشی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی – 22 08 1404 (قسمت صد و سي سوم)

عنوان برنامه: فضیلت و جایگاه مخلصین

کلیدواژه: اخلاق علوی سیره مهدوی؛ مخلصین؛ عمل خالص؛ در محضر خدا؛ اخلاص؛ فضیلت؛ جایگاه مخلصین؛ درجات؛ قرآن؛ عجب و ریا!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین؛

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛ الحمدلله این توفیق را داریم در شب جمعه سید اللیالی، با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی مهمان شما بینندگان عزیز و ارجمند باشیم.

برنامه ای که این توفیق را داریم، در محضر استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم، ان شاءالله این شب هم بتوانیم از محضرشان نهایت بهره و استفاده را ببریم.

همان‌طور که مطلع هستید در ابتدای این برنامه‌ها به رسم همیشگی الان که ایام، ایام خاصه بی بی حضرت صدیقه شهیده (سلام الله علیها) است؛ اما به رسم همیشه ما این توفیق را داریم در ابتدای برنامه‌ها از محضر استاد استفاده می‌کنیم کلماتی، جملاتی فرازهای راجع به حضرت صدیقه شهیده (سلام الله علیها) ان شاءالله بتوانیم برنامه امشب مان را باز با همین نام متبرک و آغاز کنیم.

حضرت استاد سلام عرض می‌کنم در خدمت شما هستیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم!

همان طور که عزیزمان اشاره کردند، طبق برنامه همیشگی مان این توفیق را داریم طلیعه سخنان مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم.

طرفدار علی بودم، که بین آن همه دشمن * نشد جزء شعله آتش در آن‌جا کس طرفدارم

گهی در خانه، گه بین در و دیوار گه کوچه * خدا داند چه آمد بر سرم کشتند صد بارم

دلم بهر علی می‌سوخت چون قنفذ مرا می‌زد * نگاه غربت او بیشتر می‌داد آزارم

نگفتم راز خود با هیچ کس اما خدا داند * نمی‌آید بهم از درد یک شب چشم بیمارم

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

طیب الله انفاسکم، خیلی ممنون و متشکر، الحمدلله توفیقی است، شما بینندگان عزیز و ارجمندی که همراه برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی بودید حتما مستحضر هستید بحث را پیگری می‌کردید و دنباله بحث را هم به صورت سلسله وار در شب‌های جمعه حتما پیگیری بفرمایید.

بحث، بسیار بحث مهم و جذابی بوده و چیزی که هما دنبالش هستیم ان شاءالله به آن برسم و در این برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی مقاطع مهمی از آن مراتب توسط حضرت استاد مطرح می‌شود.

حضرت استاد اگر امکانش است از محضر تان استفاده کنیم خلاصه ای از بحث‌های گذشته را بفرمایید تا ان شاءالله وارد مبحث جدید بشویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

عرض کردیم، تعدادی از افراد هستند که شیطان بر آن‌ها هیچ گونه تسلطی ندارد، از وسوسه‌های شیطانی در امان هستند، از جمله آن‌ها بندگان مخلص خدا هستند.

(قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيتَنِي لَأُزَينَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ)

گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختي، من (نعمتهاي مادي را) در زمين در نظر آنها زينت مي‌دهم، و همگي را گمراه خواهم ساخت!

سوره حجر (15): آیه 39 و 40

خدایا من تمام افرادی که در مسیر عبادت تو هستند، این‌ها را اغوا می‌کنم مگر بندگان مخلَصْ تو را.

در سوره ص آیه 82 و 83 شیطان قسم می‌خورد:

(قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ؛ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ)

گفت: به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها!

سوره ص (38): آیه 82 و 83

خدایا قسم به عزتت (لَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ) مگر بندگان مخلص را. بعد تفاوت مُخلِص و مُخلَصْ را برای بینندگان عزیز مطرح کردیم، عرض کردیم مخلِصْ کسی است که تمام عباداتش را خالص برای خدا انجام بدهد از هرگونه ریا، عجب، خود نمایی، خود راضی بودن بری است.

(وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيمَةِ)

و به آنها دستوري داده نشده بود جز اينکه خدا را بپرستند در حالي که دين خود را براي او خالص کنند و از شرک به توحيد بازگردند، نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند؛ و اين است آيين مستقيم و پايدار!

سوره بینه (98): آیه 5

این‌ها دستور دادند بر این که تمام کارشان را خالص برای خدا انجام بدهند.

یا:

(فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يشْرِكُونَ)

هنگامي که بر سوار بر کشتي شوند، خدا را با اخلاص مي‌خوانند (و غير او را فراموش مي‌کنند)؛ اما هنگامي که خدا آنان را به خشکي رساند و نجات داد، باز مشرک مي‌شوند!

سوره عنکبوت (29): آیه 65

در کشتی که می‌شینند، در هواپیما، در ماشین، مخلصانه خدا را دعا می‌کنند که این‌ها را سالم به هدف برساند. این‌ها یک بحثی است که مربوط به مخلِصین است و یک مُخلَصْ هم داریم که قرآن در رابطه با حضرت ابراهیم، اسحاق و یعقوب و... این‌ها حرف می‌زند می‌گوید:

(إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ)

ما آنها را با خلوص ويژه‌اي خالص کرديم، و آن يادآوري سراي آخرت بود!

سوره ص (38): آیه 46

ما آن‌ها را خالص کردیم، مُخلِص کسی است که عملش خالص برای خدا است و مُخْلَص کسی است ک خدا آن‌ها را خالص کرده است. خیلی فرق است بین کسی که عملش خالص برای خدا است و یا خدای عالم اراده کرده نظر رأفت، رحمت ولایی داشته این‌ها را از همه بریده است در قلب شان غیر خدا هیچی نیست.

دنیا و آخرت برای آن‌ها ارزشی ندارد، تنها چیزی که برای‌شان ارزش دارد لقاء الهی است. سخن گفتن با خدای عالم است، در محضر خدا بودن است، از همه چه و از خود خود هم گذشتن است اصلا نفسی برای آن‌ها نیست.

به یک جایی رسیده اند که تمام وجودشان وجه الله شده است.

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

این‌ها به جایی رسیده اند که در حدیث قدسی است:

«وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ وما تَرَدَّدْتُ عن شَيْءٍ أنا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عن نَفْسِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2384، 6137

این‌ها چشم‌شان چشم خدایی شده است، با چشم خدا می‌بینند، با دست خدا حرکت می‌کنند، با زبان خدا حرف می‌زنند، همان طوری که خدای عالم از زبان درخت با حضرت موسی حرف زد، زبان این‌ها که کمتر از درخت کوه طور نیست.

در بعضی از اشعار الان یادم نیست این شعر برای کدام یک از این بزرگان است تعبیر این است زبان و وجود ما که کمتر از درخت نیست.

رهی دور و دراز است این رها کن * چو موسی یک نفس ترک عصا کن

درا در وادی ایمن که ناگه * درختی گویدت انی الله

دلی کز معرفت نور صفا دید * زهر چیزی که دید نور خدا دید

لذا این‌ها به یک جایی می‌رسند که وجودشان مظهر اتم اسماء و صفات الهی می‌شوند، این‌ها مخلص می‌شود. در جلسات گذشته که عزیزمان در زیارت بیت الله الحرام مشرف بودند که ما و بینندگان عزیز را قطعا دعا کردند چند جلسه در رابطه با فضیلت اخلاص در احادیث اهل بیت بحث کردیم.

ائمه (علیهم السلام) در رابطه با اخلاص چه دارند. مخصوصا عبارت رسول اکرم از جبرئیل و از خدا، خداوند می‌فرماید:

«الْإِخْلَاصُ سِرٌّ مِنْ أَسْرَارِي اسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ أَحْبَبْتُ مِنْ عِبَادِي‏»

اخلاص یک سری از اسرار من خدا است، این اخلاص را در قلب آن دسته از بندگانی که دوست‌شان دارم و عاشق شان هستم قرار می‌دهم!

نام كتاب: منية المريد؛ نويسنده: شهيد ثانى، زين الدين بن على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 966 ق‏)، محقق / مصحح: مختارى، رضا، ناشر: مكتب الإعلام الإسلامي‏، قم: 1409ق، ص133

بینندگان عزیز! عشق چیز خریدنی نیست که به بازار بیرویم بخریم، کاشتنی هم نیست که بیرویم بکاریم. این عشق سری از اسرار الهی است او باید عشقش نسبت به ما آغاز بشود تا ما هم عشق مان به او انجام بشود.

تا که از جانب معشوق نباشد کششی * کوشش عاشق بی چاره به جای نرسد!

دیگر وقتی عاشق شدی، افضل الناس من عشق العباده است، با فضیلت ترین مردم کسی است که عاشق عبادت است، عبادت را عاشقانه انجام می دهد.

شاعر می‌گوید:

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند * گرد در باغ دوست پرواز کنند

هرکجا که دری بود به شب در بندد * الا در دوست را به شب باز کنند

وقتی عاشق شد قضیه فرق می‌کند. عزیزانی که دوران نامزدی را گذرانده اند و عاشق شدند با معشوق شان نشستند چندین ساعت حرف می‌زنند اصلا از گذشت وقت خبر ندارند!

آدم که عاشقانه با خدا حرف می‌زند همین طوری است. قیامت هم بشود کار عاشقان حسابش با دیگران جدا است.

در قیامت عاشقان را با قیامت کار نیست * کار عاشق جز تماشای وصال یار نیست.

از سر لطفش اگر کوی بهشت هم می‌برند * پای ننهم در آن‌جا گر در آن جا وعده دیدار نیست!

لذا ما باید یک مقدار دقت کنیم عشق در ما ایجاد بشود، از خدا بخواهیم مقدمات عشق را برای ما فراهم کند.

یکی پرسید از آن مجنون غمناک * که ای خالص عیار از هوس پاک

چرا شب‌ها تو را آه و فغان است؟ * که شب آسایش پیر و جوان است.

جوابش گفت آن مجنون بی دل * که ای از فیض شب گردیده باطل

شب‌ها عاشقان را راز باشد * که در شب کوی وفا در باز باشد

بعد می‌گوید:

به شب قرآن فرود آمد زمعبود * به شب حق جرم آدم را ببخشود

در هر صورت...

دوستان عزیز! «الْإِخْلَاصُ سِرٌّ مِنْ أَسْرَارِي اسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ أَحْبَبْتُ مِنْ عِبَادِي‏»؛ خدا می گوید اخلاص را در قلب آن دسته بندگانی قرار می‌دهم که عاشقش باشم، عاشق صدای آن‌ها هستم، عاشق ناله‌های آن‌ها هستم، عاشق گریه‌های آن‌ها هستم.

امام سجاد (سلام الله علیه) یک تعبیری دارد خیلی تعبیر جانسازی است می‌گوید خدایا خواستم تو را عبادت کنم شیطان نگذاشت، نفس اماره نگذاشت، چه کار کنم؟

«لَعَلَّكَ عَنْ بَابِكَ طَرَدْتَنِي»

خدایا من را از در خانه ات راندی!

«لعلک لم تحب ان تسمع ندائی»

خدایا گویا از صدایم ناراحت هستی، دوست نداری صدایم را بشنوی!

این هم روزی بنده و بینندگان عزیزمان بود.

«اللَّهُمَّ إِنِّي كُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَيَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ وَ قُمْتُ لِلصَّلَاةِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ نَاجَيْتُكَ»

خدایا هر وقت آماده می شوم می خواهم نماز بخوانم، با تو راز و نیاز کنم عشق و عاشقی با تو داشته باشم!

«أَلْقَيْتَ عَلَيَّ نُعَاساً»

خدایا حواسم پرت می‌شود، سستی بر من عارض می‌شود.

«إِذَا أَنَا صَلَّيْتُ وَ سَلَبْتَنِي مُنَاجَاتِكَ إِذَا أَنَا نَاجَيْتُ»

خدایا می خواهم با تو مناجات کنم، توفیق مناجات از من سلب می‌کنی.

«مَا لِي»

من را چه شده!

«كُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِيرَتِي وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِينَ مَجْلِسِي عَرَضَتْ لِي بَلِيَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِي وَ حَالَتْ بَيْنِي وَ بَيْنَ خِدْمَتِكَ»

هر وقت می‌گویم خدایا باطنم را اصلاح کردم نزدیک مجالس توابین شدم یک بلایی و یک گرفتاری برایم پیش می‌آید، قدم‌هایم لغزش پیدا می‌کند و وسوسه‌های شیطان بین من و بین تو حائل می‌شود.

«سَيِّدِي لَعَلَّكَ عَنْ بَابِكَ طَرَدْتَنِي»

آقای من، شاید از در خانه ات من را راندی.

«وَ عَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنِي»

و از این که در خدمت تو باشم محرومم کردی.

«أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأَقْصَيْتَنِي»

یا دیدی من حق تو را رعایت نمی‌کنم داری من را مجازات می‌کنی

«أَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَنِي فِي مَقَامِ الْكَاذِبِينَ فَرَفَضْتَنِي»

یا من را در مقام دروغ گویان دیدی، گفتم ایاک نعبد و ایاک نستعین؛ و حال آن که به غیر از تو هم امید داشتم.

«أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي غَيْرَ شَاكِرٍ لِنَعْمَائِكَ فَحَرَمْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنِي مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي فِي الْغَافِلِينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِينَ فَبَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِي»

بعد می‌گوید:

«أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِي فَبَاعَدْتَنِي»

خدایا شاید دوست نداری صدایم را بشنوی از صدایم بدت می‌آید!

با این زبانم گناه کردم دوست ندارم با این زبان یار یارب بگویم «أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِي فَبَاعَدْتَنِي» از صدایم بدت می‌اید من را از در خانه ات دور کردی.

«أَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمِي وَ جَرِيرَتِي كَافَيْتَنِي»

ملاحظه بفرمایید این تعابیر، خیلی تعابیر عجیبی است.

 «فَإِنْ عَفَوْتَ يَا رَبِّ فَطَالَ مَا عَفَوْتَ عَنِ الْمُذْنِبِينَ قَبْلِي»

خدایا اگر عفو کنی از خیلی از گذشته‌ها هم عفو کردی.

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏2، ص 588

یا تعبیر دیگری دارد:

«إِلَهِي مَا أَنَا بِأَوَّلِ مَنْ عَصَاكَ فَتُبْتَ عَلَيْه‏»

خدایا من اول کسی نیستم که گناه کردم و گناهانش را بخشیدی، قبل از من بندگان زیاد گناه کردند، آن‌ها را هم بخشدی. امام سجاد (سلام الله علیه) تعبیرات زیبای دارد، یکی از نعمت‌های بزرگ خدا به ما شیعیان همین مناجات جانسوز امام سجاد (سلام الله علیه) است.

تا به یک تعابیری می‌رسد که انسان نمی تواند بیان کند یعنی من واقعا خودم حتی از بیانش زبانم الکن است. ان شاءالله حضرت مهدی (ارواحنا فداه) بیاید این فرازهای دعای امام سجاد را بخواند و برای مردم دنیا ترجمه کند و شرح بدهد و عالمیان را در مسیر عشق به خدا و عشق به اهل بیت قرار بدهد. این هم روزی ما بود که عرض کردیم.

مجری:

خیلی ممنون، تک تک این جملات را انسان وقتی آن معرفتی که این جا به دست می‌اورد ان شاءالله بتواند آن‌جا هزینه کند و الا هرچه هست در دل و در قلب آن کلام حضرتعالی این نیتی که داریم، این اخلاصی که می‌خواهیم در وجودمان ان شاءالله آن را پیاده کنیم قطعا بالاترین و بهترین نعمتی است که خداوند به هر بنده ای از بندگانش می‌تواند روزی کند.

شما بینندگان عزیز و ارجمند این امکان را دارید اگر تمایل داشتید با تلفن‌های که زیر نویس شده در تماس باشید اگر دغدغه سوال و مطلبی بود که احساس می‌کردید پاسخش را در این برنامه کسب کنید حتما تماس بگیرید.

حضرت استاد نسبت به روایات اهل بیت می‌فرمودید، بنده متأسفانه توفیق نداشتم جلسات گذشته در محضرتان باشم اما فضیلت اخلاص در روایات را مطرح فرمودید که اهل بیت راجع به اصل خود مصدر اخلاص صحبت کردند و فرمایشات شان را شندیم.

اما راجع به فضیلت و جایگاه آن افرادی که دارای چنین مرتبه و چنین مقامی هستند، خود اخلاص در جای خودش اما آن افرادی که به این مقامات و به این درجات می‌رسند چطور است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، در رابطه با اخلاص روایاتی را عرض کردیم، «سِرٌ من اسراري» در رابطه با جایگاه مخلصین روایات متعدد داریم، رسول اکرم فرمود:

«طوبی للمخلصین»

خوشا به حال مخلصین!

چقدر تعبیر قشنگ است.

«أولئك مصابيح الهدى»

این‌ها چراغ هدایت هستند!

این‌های که مخلص هستند وسیله ای هدایت دیگران هستند.

«تنجلي بهم كلّ فتنة ظلماء»

هر فتنه ای تیره و ظلمانی از وجود آن‌ها زوده شده است.

وقتی اخلاص می‌آید نور می‌آید، نور هم که بیاید دیگر ظلمت در آن‌جا هیچ معنا ندارد؛ یعنی به خودی خود قهرا هرگونه ظلمت و تیرگی از روح و دل این‌ها برداشته می‌شود.

روایتی داریم که شیعه و سنی این روایت را نقل کرده‌اند خیلی جالب است از عزیزان تقاضا می‌کنم این روایت را با دقت بیشتری گوش بدهند. ابتدا از کتاب «بحار الانوار»، جلد 1 صفحه 187 نقل می‌کنم امام صادق فرمود:

«الناس كلّهم هالكون الاّ العالمون»

همه مردم در هلاکت هستند مگر آگاهان!

عالم در این‌جا به معنای علما نیست، مراد این است کسانی که واقعا معرفت دارند، آگاهی به خدا، پیغمبر، مبداء و معاد دارند.

«والعالمون كلهّم هالكون الاّ العاملون»

آگاهان هم همه در هلاکت هستند، مگر آن‌های که طبق آگاهی شان عمل ‌کنند، طبق علم شان عمل کنند.

«و العاملون كلهم هالكون الاّ المخلصون»

آن‌های که دارند عمل می‌کنند، عالم هم هستند همه در هلاکت هستند مگر آن‌های که خالصانه عبادت می‌کنند، اعمال‌شان خالصانه است.

آن‌های که اعمال شان خالصانه است رسیده‌اند؟ نه.

«و المخلصون في خطر عظيم»

آن‌های که به مقام مخلص رسیده‌اند این‌ها هم در خطر بزرگی هستند عمل خالصانه انجام داده است یک سر سوزن عجب آمد، از خود راضی بودن آمد، بگوید من عجب آدم خوبی هستم اعمالم خالص برای خدا است با همین حرف تمام اعمالش آتش گرفت تمام شد حبط و نابود شد.

به تعبیر حضرت امام آن‌های که اهل عجیب و ریا هستند فردای قیامت آرزو می‌کنند ای کاش اهل کبائر (قتل، زنا و جنایت) بودند؛ ولی اهل عجب و ریا نبودند. پس مردم همه در هلاکت هستند مگر عالمین و آگاهان، عالمین همه در هلاکت هستند، مگر عاملین، آن‌های که طبق علم شان عمل می‌کنند در هلاکت هستند مگر مخلصین!

«و المخلصون في خطر عظيم»؛ نمی‌دانم این روایت‌ها را ادم می‌خواند از خودش نا امید می‌شود.

از اهل سنت اقای «بیهقی» در کتاب «شعب الایمان» آورده است:

«الناس كلهم موتى إلا العلماء والعلماء كلهم نيام إلا العاملون والعاملون كلهم يغترون إلا المخلصين والمخلصون على خطر عظيم قال الله عز وجل ليسأل الصادقين عن صدقهم»

شعب الإيمان؛ اسم المؤلف: أبو بكر أحمد بن الحسين البيهقي الوفاة: 458، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1410، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد السعيد بسيوني زغلول، ج5، ص345

«سیوطی» در کتاب «جامع الصغیر» جلد 2 صفحه 73 آورده؛ «کنز العمال – متقی هندی» جلد 10 صفحه 135 اورده است.

از امیر المؤمنین (سلام الله علیه):

«النَّاس كلَّهم هالكون إلَّا العالمون، و العالمون كلَّهم هالكون إلَّا العاملون، و العاملون كلَّهم هالكون إلَّا المخلصون و المخلصون على خطر عظيم»

در این جا یک تحلیل کوچکی نسبت به این روایت داشته باشیم، امام صادق (سلام الله علیه) یا امیر المؤمنین (سلام الله علیه) مردم را به پنج دسته تقسیم کرده اند، یک دسته جاهلین هستند، آگاهی ندارند، نه به خدا آگاهی دارند نه به پیغمبر، نه به امام و نه به معاد.

این‌ها تلاش شان بی فایده است بلکه ضرر بخش هم است، در روایت است از امام صادق (علیه السلام) داریم:

«عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ الْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطَّرِيقِ لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ إِلَّا بُعْداً»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص43، بَابُ مَنْ عَمِلَ بِغَيْرِ عِلْم‏، ح1

کسی که در دین آگاهی ندارد، عمل هم می‌کند همین طوری شبانه روز نماز می‌خواند، روزه هم می‌گیرد، ولی آگاهی آن طوری که باید باشد نسبت به خدا، پیغمبر و معاد ندارد.

این مثل کسی است که دارد بیراهه می‌رود مثلا کسی از قم می‌خواهد تهران بیرود، به جای این که در اتوبان یا جاده بیفتد به یک جاده خاکی فرعی می‌رود. مثلا مسیر قزوین را می‌گیرد، سمت چپ می‌رود، مسیر سمنان را می‌گیرد، سمت راست می‌رود.

«لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ إِلَّا بُعْداً»؛ جاهلی که دارد بدون آگاهی عمل می‌کند در غیر طریق افتاده است هرچه سرعتش بیشتر باشد از هدف بیشتر دور می‌شود. کسی می‌خواهد از قم به تهران بیرود، بیراهه در مسیر سمنان افتاده، هرچه با سرعت طرف سمنان بیرود از تهران فاصله اش بیشتر شده است.

کسی هم که بدون بصیرت و بدون آگاهی عمل می‌کند هرچه عمل می‌کند در مسیر شیطان است، هرچه بیشتر عمل کند از مسیر خدا بیشتر دور شده است. این روایت خیلی عجیب و تکان دهنده است. یک دسته افراد جاهل هستند.

دسته دوم علما و آگاهان هستند، این‌ها هم می‌دانند ولی به علم شان عمل نمی‌کنند، این‌ها را هم علم شان نجات نمی دهد، علم دارد ولی عمل نمی کند.

در روایت دارد فردای قیامت از همه بیشتر حسرت می کشد آن کسانی هستند که گفتند دیگران عمل کردند ولی خودش عمل نکرده است!

این تنها علما نیست، شما بزرگواران پای منبر علما می‌شنید یک روایت و مطلبی یاد می‌گیرید برای دیگران نقل می‌کنید آن دیگران به شما اعتماد دارند عمل می‌کنند ولی شما خودتان عمل نمی کنید.

در روایت دارد فردای قیامت جهنمیان از تعفن بوی علمای بی عمل متأذی می‌شوند یعنی آتش جهنم زقوم جهنم، چرک خون جوشان جهنم یک طرف و بوی تعفن عالم بی عمل یک طرف، بیش از آن‌ها جهنمیان را اذیت می‌کند. این هم دسته دوم.

دسته سوم: علمای هستند که عمل می‌کنند، اگاهانی هستند که عمل می‌کنند ولی اخلاص ندارند، این‌ها را هم عمل شان نجات نمی دهد.

دسته چهارم: مخلصین هستند، اعمال شان خالص برای خدا است این‌ها خیلی خوب است به هدف رسیده اند آن‌ جایی که باید می‌رسیدند، رسیده اند ولی در آن‌جا هم لغزش‌گاه زیاد است. آن‌جا هم فراز و نشیب زیاد است عمل خالص برای خدا بوده ولی عُجب هم امد، می‌گوید بهبه من چقدر خوب هستم، اعمالم خالص برای خدا است!

همین عُجب باعث می‌شود که از آن بالا تا ته دره جهنم سقوط می‌کند، اسفل السافلین!

دسته پنجم مخلصینی هستند که اخلاص شان آن‌ها را مغرور کرده است این‌ها هم به درد نمی‌خورند.

افراد جاهل اعمال شان فایده ندارد، عالم بی عمل فایده ندارد، عالم بدون اخلاص عملش فایده ندارد، مخلصین اگر چنانچه گرفتار عجیب و ریا بشوند این‌ها هم عمل‌شان هیچ فایده ای ندارد!

لذا دوستان عزیز راه بندگان سالم که انسان به لقاء الله برسد، برسد به آن‌جایی که:

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

ملائکه به حال او غبطه خورند، بله رسیدن به آن جا شاید همان تعبیر مرحوم قاضی است که انسان با مژه‌های چشم بیرود کوه را بکند، چقدر سخت است؟ رسیدن به آن جا هم این طور سخت است.

لذا باید تلاش کنیم، اولا به علم مان عمل کنیم، عمل مان هم خالص برای خدا باشد و اخلاص مان را هم با عجب و ریا هدر ندهیم، اگر به آن‌جا رسیدیم عمل مان قیمت و ارزش پیدا می‌کند.

خودمان هم به خاطر عمل مان قیمت و ارزش پیدا می‌کنیم. خدای عالم ما را این‌جا آورده است، پیغمبر فرستاده، کتاب فرستاده، امام فرستاده، علما را فرستاده، تا در اثر این اعمال، عبادت، شب زنده داری بی خوابی شب، گریه کردن ضجه زدن، مصیبت‌ها را تحمل کردن، گرفتاری‌ها را تحمل کردن و خدا را شاکر بودن با این‌ها قیمت پیدا کنیم.

مثل اشیاء عتیقه که در وسط کوه و وسط سنگ هم در اثر فشار سنگ این عتیقه‌ها و دُرْ قیمت پیدا می‌کند.

به قول یکی از بزرگان می‌گوید ما در دنیا آمدیم قیمت پیدا کنیم و بیرویم ابدیت در پیش داریم، این‌جا نیامدیم به هر قیمتی زندگی کنیم!

ما به دنیا آمدیم قیمت و ارزش پیدا کنیم، فردا خدای عالم مشتری ما بشود، مثل صدف ته دریا در اثر فشار و مشکلات قیمت پیدا می‌کند هرکس می‌بیند مشتری او می‌شود.

دُرْ در زیر زمین در اثر فشار قیمت پیدا می‌کند، هرکس می‌بیند مشتری اش می‌شود، اگر ما هم قیمت پیدا کردیم وقتی وارد برزخ می‌خواهیم بشویم امیر المؤمنین ما را می‌بیند مشتری ما می‌شود، پیغمبر مشتری ما می‌شود، ملائکه نکیر و منکر با ما با رأفت و مهربانی رفتار می‌کنند.

فردای قیامت خدا مشتری ما است، ائمه و اهل بیت مشتری ما هستند، چون قیمت و ارزش پیدا کردیم، رسیدیم به آن مقامی که خدا به خاطر آن ما را آفریده است، رسیدیم به آن مقامی که پیغمبر می‌خواست با رهنمودش به آن‌جا برساند. رسیدیم به آن‌جای که ائمه با رهنمود شان می‌خواستند ما به آن‌جا برسیم اگر به آن‌جا رسیدیم این می‌شود رسیدن به یک جایی که:

«الْإِخْلَاصُ سِرٌّ مِنْ أَسْرَارِي اسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ أَحْبَبْتُ مِنْ عِبَادِي‏»

نام كتاب: منية المريد؛ نويسنده: شهيد ثانى، زين الدين بن على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 966 ق‏)، محقق / مصحح: مختارى، رضا، ناشر: مكتب الإعلام الإسلامي‏، قم: 1409ق، ص133

در روایت دیگر امام هادی می‌فرماید:

 «لَوْ سَلَكَ النَّاسُ وَادِياً وَ شِعْباً لَسَلَكْتُ وَادِيَ رَجُلٍ عَبَدَ اللَّهَ وَحْدَهُ خَالِصاً مُخْلِصاً»

تنبيه الخواطر ونزهة النواظر (مجموعة ورّام)؛ نويسنده: ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 605 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مكتبه فقيه‏، قم‏: 1410 ق‏، ج2، ص109

اگر تمام مردم یک طرف بیروند، ولی یک بنده مخلص یک طرف بیرود، من تمام مسیری که مردم رفته اند را رها می‌کنم آن مسیری را می‌روم که آن بنده خالص رفته است.

در کتاب «بحار» جلد 67، صفحه 245 است آقا امام عسکری (سلام الله علیه) می‌گوید:

«لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْيَا كُلَّهَا لُقْمَةً وَاحِدَةً وَ لَقَّمْتُهَا مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ خَالِصاً لَرَأَيْتُ أَنِّي مُقَصِّرٌ فِي حَقِّهِ وَ لَوْ مَنَعْتُ الْكَافِرَ مِنْهَا حَتَّى يَمُوتَ‏ جُوعاً وَ عَطَشاً ثُمَّ أَذَقْتُهُ شَرْبَةً مِنَ الْمَاءِ لَرَأَيْتُ أَنِّي قَدْ أَسْرَفْت‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص246

اگر بخواهیم قیمت پیدا کنیم این‌ها مشتری ما بشوند، این است می گوید اگر تمام دنیا را یک لقمه کند «لَقَّمْتُهَا مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ خَالِصاً»، این لقمه را در دهان بنده خالص قرار بدهم «لَرَأَيْتُ أَنِّي مُقَصِّرٌ فِي حَقِّهِ» احساس می‌کنم باز در حق او مقصر هستم!

ببینید چقدر جا و مقام دارد، چه کسانی مشتریش هستند؟ امام عسکری می‌گوید تمام دنیا را یک لقمه کنم و در دهن بنده مخلص بگذارم باز احساس می‌کنم در حقش مقصر بودم.

آن را دیگر نمی‌شود قیمت گذاشت، به یک جایی می‌رسد که برایش نمی‌شود قیمت گذاشت!

ولی همان تعبیری را که در رابطه با حضرت یوسف است او را میدان برده فروشان اورده بودند، مشتری زیاد داشت صد دینار، دویست دینار، هزار دینار، ده هزار دینار، قیمت همین‌طور بالا می‌رفت. دیدند یک پیره زنی هم یک کلاف پشمی دستش گرفته در صف مشتری‌های حضرت یوسف ایستاده است.

به آن خانم گفتند، خانم قیمت یوسف چند هزار مثقال طلا بالا رفت، تو با این کلاف نخ می‌خواهی یوسف را بخری؟ گفت من می‌دانم یوسف را به من نمی‌دهند ولی می‌خواهم به آمار مشتری‌های یوسف بیفزایم. فردا اگر خواستند بشمارند یوسف چند تا مشتری داشت یکی هم من را اضافه کنند!

خدایا ما در آن حدی نیستیم که تو مشتری ما بشوی، اهل بیت مشتری ما بشوند، ولی آرزو می‌کنیم، آرزو بر نوجوانان عیب نیست، آرزو می‌کنم خدایا ای کاش ما هم می‌رسیدیم به یک مقامی که مشتری و عاشق ما بودی!

امام زمان هم عاشق ما بود، همین اندازه که «احب الصالحین ولست منها»؛ عاشق صالحین هستیم ولی جزء صالحین نستیم، به خاطر همین علاقه مان به صالحین خدا ما را هم بپذیر، در حد عاشقین صالحین و دوستان صالحین هم کافی است خدایا ما را بپذیر! در خدمت شما هستیم.

مجری:

 طیب الله انفاسکم خیلی عالی، ان شاءالله بتوانیم به آن مراتب برسیم واقعا اگر کسی سیر عرفانی می‌خواهد داشته باشد، اگر کسی جدای از این‌ها می‌خواهد با اصطلاحات فلسفی پیش بیرود اراده انسان زمانی شکل می‌گیرد که اول تصور کند، حضرت استاد بصیرت کامل نسبت به هر موضوعی می دهند، شوق اکید ایجاد بشود تک تک این مراحل را بعضی‌ها می خواهند با دل‌شان پیش بیایند.

در این صحبت‌ها و این مجالس قطعا دل آرام می‌شود، دل می تواند همراهی کند، ان شاءالله غنیمت است بتوانیم استفاده کنیم بتوانیم به آن مراتب و اخلاصی که به تعبیر استاد برای آن آفریده شدیم به خاطر آن قیمت پیدا می‌کنیم زندگی کنیم ان شاءالله برسیم.

بیرویم یک فاصله بگیریم و میان برنامه ای ببینیم بعد بر می‌گردیم با ادامه برنامه و این نکته را من از فرمایشات حضرت استاد یاد داشت کردم روز قیامت عمل مان به خاطر اخلاص مان ارزش پیدا می‌کند در مورد نقش اخلاص اگر فرصت بود بشتر بپردازیم، ببینیم نقش اخلاص در پذیرفتن عمل چه خواهد بود؟

(میان برنامه)

مجری:

عرض سالم مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ الحمدلله همچنان این توفیق را داریم با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در خدمت تان هستیم.

فرصت انتهایی برنامه در اختیار شما بینندگان عزیز است سوالات تان و مطالبی که مطرح می‌کنید ان شاءالله در استدیو پخش می‌شود همه بینندگان در اقصی نقاط عالم هستی این سخنان را می‌شنوند و چه بسا سوال شما، سوال فرد دیگری از افرادی باشد که بیننده برنامه هستند.

فرصت را غنیمت بشمارید اگر خودتان سوال و دغدغه ای دارید با تلفن‌های که زیر نویس شده تماس بگیرید ان شاءالله در خدمت تان خواهیم بود.

سراغ تماس‌ها بیرویم اولین تماس اقای محمد از کردستان هستن، اقای محمد در خدمت تان هستیم بفرمایید

(تماس بینندگان برنامه)

بیننده: (آقای محمد از کردستان – شیعه)

سلام علیکم وقت شما بخیر، ممنون از برنامه خوب تان، دو تا سوال از محضر استاد داشتم یکی این که یک چیزهای در مورد ظهور امام زمان مطرح می‌شود می‌گویند زمانی که امام زمان ظهور کند از شرق عالم تا غرب عالم بر امام زمان لعنت می‌فرستند به خاطر عملکرد محبانی که خودشان را منتسب به امام زمان می‌دانند. این یک سوال است آیا واقعا دارست است، و سندیت دارد، اگر دارد می شود توضیح بفرمایید شبهاتی که حول و محور این قضیه مطرح می‌شود.

سوال دیگر این که بعضی‌ها سوال مطرح می‌کنند، حکومت جمهوری اسلامی که تنها حکومت اسلامی در دنیا شناخته می‌شود به جای این که مردم را به سمت دین و تشیع و اسلام بکشد به جای این کار برعکس عمل می‌کند مردم از دین اسلام، تشیع زده می‌کند تا جای که می‌گویند اهل سنت نمازشان و احکام شان در ایران خودمان از تشیعی که دین دستش است بیشتر بُرو دارد. اگر می‌شود این شبهات را استاد کاملا توضیح بدهند ممنون می شوم.

مجری:

ان شاء الله در خدمت تان خواهیم بود تشکر از تماس تان و خدا نگهدار، دو تا سوال تان را یاداشت کردم از استاد خواهیم پرسید.

بیننده بعدی اقای رضایی از کرمانشاه، پشت خط ارتباطی هستن، آقای رضایی در خدمت تان هستیم بفرمایید.

بیننده: (آقای رضایی از کرمانشاه، شیعه)

سلام و عرض ادب خدمت آیت الله استاد قزوینی و مجری محترم. از محضر استاد سوال داشتم در باب علم رجال یا علم جرح و تعدیل بعضی‌ها معتقد هستند این علم از اهل سنت وارد شیعه است و چنین چیزی نداشتیم و حتی بعضی‌ها می‌گویند این بدعت است و احادیث را از بین می‌برد. لطف بفرمایید در این مورد توضیح بدهید ممنون می‌شوم.

مجری:

ان شاءالله، موفق باشید خدا نگهدار شما، تماس بعدی اقای بهادری از کرج پشت خط ارتباطی هستن، آقای بهادری در خدمت شما هستیم بفرمایید

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

بسم الله الرحمن الرحیم، سلام عرض می‌کنم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب اقای مرعشی دو سید بزرگوار، این ایام را هم تسلیت عرض می‌کنم، حضرت آقا در در کتاب اصول کافی، محمد ابن یعقوب کلینی، یکی از بزرگان شیعه در این کتاب چاپ اول یک جلدی صفحه 34 روایت 40 صفحه 1205 از زبان آقا امیر المؤمنین آمده است از شرایطی که پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) به امام علی فرمودند دستور جبرئیل و دستور خود خداوند بود یا علی حق تو را می‌خورند، خمس تو را غصب می‌کنند و حرمت تو را می‌شکنند.

 امام علی فرمودند بله یا رسول الله در مقابل همه این‌ها صبر می‌کنم، امام فرمود با گوش خودم شنیدم که جبرئیل به پیامبر فرمود به علی بگو حرمتش را هتک می‌کنند، حرمتی که حرمتش خدا و پیامبر خدا است و همچنین به او بگو این ریش مبارکت از خون سرت خضاب می‌شود، وقتی به امام می‌گوید این سخنان را از جبرئیل شنیدم به صورت با زمین خوردند، امام علی که غیرت الله بوده است، امام علی به رسول الله عرض کردند ای رسول خدا قبول کردم ولو حرمت خانه ام شکسته شود حتی اگر سنت شما نابود شود و اگر قرآن خدا پاره شود حتی اگر به شهادت برسم ریشم از خون سرم رنگین شود تا ابد صبر می‌کنم تا پیش شما بیایم.

حالا اقایان در مورد جناب عثمان چه می‌گویند؟ دیشب شبکه‌های وهابی داشتند دفاع می‌کردند. آقای ابن تیمیه حرانی در منهاج السنه جلد 6 صفحه 286 می‌گوید متواتر است عثمان از کسانی بود که از خونریزی دست بر می‌داشت اجازه نمی داد خونی ریخته شود و از همه مردم صبورتر بود، و برای چیزهای که با آبرویش در ارتباط بود به همسرش دست درازی و جسارت کردند، عثمان در همه این حالات و در مقابل همه این مصائب بزرگترین فضیلت برای عثمان است.

سوال چرا این‌جا برای عثمان فضیلت شد ولی در مسائل امام علی نهایت بی عقلی بوده است و این برخورد دو گانه برای چیست؟ در سنن ترمذی نوشته ناصر الدین آلبانی وهابی متوفای 1420 صفحه 520 کتاب مناقب عثمان می گوید عثمان در یوم الدار آن روز که اصحاب خانه اش را محاصره کردند آن اصحابی که السابقون و اولون و در بیعت رضوان بودند آن روز مشهور به یوم الدار می‌گوید پیامبر از من تعهد گرفت و دستور داد و من طبق آن تعهد و دستور پیغمبر صبر کنم این روایت به قول این‌ها صحیح است ولی ما می‌دانیم این روایت قطعا دروغ است.

چرا دروغ است؟ برای این که این صبر جناب عثمان چه سودی داشت؟ وقتی هشتصد نفر صحابه که این‌ها می‌گویند همه شان عادل بودند ریختند و عثمان را کشتند مأموران معاویه نزد معاویه آمدند و گفتند عثمان کشته شد و انگشت و پیراهن او را با خودشان برده بودند معاویه دستور داد انگشت و پیراهن عثمان مدتی در مسجد آویزان شود تا مردم شام تحریک شوند و موجب جنگ جمل، صفیین و نهروان بشود.

سه روز بدن عثمان روی زمین مانده بود کسی اجازه نداشت او را دفن کند بعد بنی هاشم آمدند و جنازه او را در قبرستان یهودیان بقیع دفن کردند و آن هم شبانه و بعد از آن مردم آمدند با امام علی بیعت کردند، عده ای امدند گفتند علی با مهاجرین همدست شده و عثمان را کشتند با این کار جنگ جمل را پایه گذاری کردند سی و سه هزار نفر در این جنگ کشته شدند.

بعد از آن جنگ صفیین آغاز شد و باز به بهانه کشته شدن عثمان پیراهن عثمان را پرچم اصلی جنگ برای تحریک احساسات کردند و هفتاد و پنج هزار نفر در این جنگ کشته شدند.

سوال: چطور است پیامبر به عثمان سفارش می‌کند که در مقابل این مصائب باید صبر پیشه کند و به خاطر این صبر صدها هزار نفر کشته بشوند و چندین هزار زن بیوه بشوند و چندین هزار بچه یتیم بشوند به خاطر این که عثمان صبر پیشه کند. این صبر ایشان چه سودی برای اسلام داشت؟ هیچ!

اما صبری که امام علی (علیه السلام) کرد، نتایج آن تا به امروز مشهود است اگر امام علی صبر نمی‌کرد با منافقین واقعی مثل ابو سفیان همدست می شد و با غاصبان خلافت می‌جنگید اصل اسلام در آن زمان نابود می‌شد. منافقین منتظر بودند تا امام یک حرکت کوچکی انجام بدهند تا بریزند و مدینه را به آتش بکشند و اسلام به طور کامل نابود بشود و نسل پیغمبر هم نابود می‌شد؛ لذا صبر اقا امیر المؤمنین باعث شد که دین حفظ شود و لذت صبر علی را ما امروز می‌چشیم. ببخشید مصدع اوقات شدم یا علی مدد خدا نگهدار!

مجری:

طیب الله انفاسکم، خیلی ممنون و متشکر از جناب اقای بهادری که از کرج همراه همیشگی ما هستند. تماس بعدی آقای سلیمانی از کابل پشت خط ارتباطی هستن، سلام علیکم بفرمایید

بیننده: (آقای سلیمانی از کابل – شیعه)

سلام و عرض ادب خدمت شما و کارکنان شبکه خوب تان و جناب اقای دکتر، ببخشید از جناب اقای دکتر سوال داشتم می‌خواستم در مورد حدیث ثقلین یک معلومات فشرده و مختصر به ما بدهند آیا این روایت در کتاب صحیح بخاری و مسلم درج شده است یا خیر؟

سوال بعدی در مورد جنگ صفیین است چه چیزهای باعث شد این جنگ شکل بگیرد، البته عواملش را زیاد شنیدیم اما علت اصلی درگیری جنگ صفیین بین معاویه و حضرت علی (علیه السلام) در چه بود؟ از پاسخ تان خیلی ممنون می‌شوم.

مجری:

آقای سلیمانی از کابل، موفق باشید ان شاءالله در خدمت تان خواهیم بود، و پاسخ استاد را باهمدیگر خواهیم شنید. بیننده بعدی اقای احمدی از یاسوج پشت خط ارتباطی هستند بفرمایید

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

سلام علیکم ورحمة الله و برکاته، من یک موضوعی را خواستم خدمت تان عرض کنم اما شاید مرتبط با برنامه نباشد، اگر اجازه بفرمایید. در سال 57 به رهبری امام (رضوان الله تعالی علیه) انقلاب به وجود آمد و ملت با یکپارچگی و عزم راسخ در برابر تمام توطئه‌ها و در حالی که پنجاه کشور غربی و عربی از رژیم جنایتکار صدام حمایت می‌کردند ملت ما پیروز شد، در حالی که ده‌ها هزار خون پاک جوانان و مردان این آب و خاک به زمین ریخته شد، و من از اول انقلاب تا الان را به یاد دارم وحدت و یکپارچگی که در جنگ دوازده روزه تحمیلی به وجود آمد واقعا در تاریخ دوران انقلاب اسلامی کم نظیر بود من به این یک جمله امام (رضوان الله تعالی علیه) اشاره می‌کنم که فرمودند پشتبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد!

آیا سزاوار است الان بعضی از احزاب و گروهها به جای این که اختلافات سیاسی و حزبی شان را کنار بگذارند و طبق فرموده خداوند متعال که می‌فرماید:

(أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَينَهُمْ)

در برابر کفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند؛

سوره حج (48): آیه 29

یعنی در برابر کفار و دشمنان متحد و شدت عمل نشان بدهند و در بین خود با عطوفت رفتار کنند، آیا وقت آن نیست که این گروهها و احزابی که در ظاهر بله قربانگو هستند اما از پشت خنجر می‌زنند نمونه اش دولت به اصطلاح تدبیر امید بود که ملت را حداقل بیست سال به عقب برگرداند و توجهی به توصیه‌های رهبر فرزانه انقلاب اسلامی نکرد و در آخر آیا این‌ها این کلام خدا را که عرض کردم و فرماش امام راحل و رهبر عزیزمان و خون دهها هزار شهید عزیزمان به این‌ها توجه نمی کنند؟ این سوال بنده بود اگر توضیح بفرمایید ممنون می‌شوم والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته.

مجری:

تشکر از تماس تان اقای احمدی خدا نگهدار شما، حضرت استاد پاسخگوی سوالات عزیزان باشیم اگر فرصت شد باز در خدمت عزیزان خواهیم بود. تماس اول ما اقا محمد از کردستان بود، سوال شان نسبت به این مطلب بود برخی نقل می‌کنند در زمان ظهور حضرت آقا بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بعد از ظهور از شرق تا غرب بعد لعنت می‌کنند افرادی را که خودشان را به نام امام زمان می‌خواستند متصل و منسوب کنند بعد از ظهور امام زمان این افرادی که قبلا داعیه دار شیعه امام زمان بودند همه را لعنت می‌کند، آیا این چنین چیزی درست است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مرحوم «نعمانی» در کتاب «الغیبة»، صفحه 299 روایتی نقل کرده که البته سند روایت به نظرم معتبر نیست از امام صادق (سلام الله علیه) است

«إِذَا ظَهَرَتْ رَايَةُ الْحَقِّ لَعَنَهَا أَهْلُ الْمَشْرِقِ وَ أَهْلُ الْمَغْرِبِ أَ تَدْرِي لِمَ ذَاكَ قُلْتُ لَا قَالَ لِلَّذِي يَلْقَى النَّاسُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ قَبْلَ خُرُوجِهِ.»

الغيبة( للنعماني)؛ نويسنده: ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: نشر صدوق‏، ص299

«إِذَا ظَهَرَتْ رَايَةُ الْحَقِّ» وقتی پرچم حق بر افراشته می‌شود «لَعَنَهَا أَهْلُ الْمَشْرِقِ وَ أَهْلُ الْمَغْرِبِ» او را شرق و غرب عالم لعنت می‌کنند.

 «أَ تَدْرِي لِمَ ذَاكَ» اقای ابان ابن تغلب می‌دانی چرا؟ «قُلْتُ لَا» نمی دانم بفرمایید استفاده کنیم «قَالَ لِلَّذِي يَلْقَى النَّاسُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ قَبْلَ خُرُوجِهِ»؛ حضرت فرمود به خاطر آن‌که اذیت‌ها و نادرستی‌های که قبل از خروج از اهل بیت کسانی که مدعی اهل بیت هستند.

مثلا الان «احمد الحسن» این آدم فاجر، فاسق و ناصبی خودش را می‌گوید من نوه امام زمان هستم و ملاحظه کنید چه جنایاتی در دنیا انجام می‌دهند. هرچه تبلیغات سوء است دارند می‌کنند، چه توهین‌های به انبیاء دارند می‌کنند. توهین به امیر المؤمنین می‌کنند.

همچنین توهین به رسول اکرم، انکار خاتمیت و نسبت به امام حسین (نستیجر بالله) می‌گوید گرفتار شرک بوده است. همچنین می‌گوید امیر المؤمنین گرفتار شرک بوده است. می‌گوید حضرت یونس تا قیامت بر پا بشود در آتش جهنم است.

وقتی این‌ها را می‌بینند ان‌ها که آگاهی و اطلاعات کامل از ویژگی‌ها و حکومت حضرت ندارند، اطلاعات از سیره حضرت ندارند، تصور می‌کنند حضرت هم بیاید مثل همین‌ها است و به نام شیعه ظاهر می‌شوند.

یکی از دوستان از عراق آمده بود گفت نزدیک یک صد و پنجاه نفر مدعی مهدویت هستند. این‌ها این بساط را پهن کردند برای این که اموال مردم را بلع کنند وقتی مردم این‌ها را می‌بینند وقتی آگاهی ندارند تصور می‌کنند نستجیر بالله حضرت مهدی هم آمده اموال مردم را بالا بکشد.

یکی از وظایف سنگین و خطیری که رسانه‌ها و مردم و مذهبی‌های ما دارند در رابطه با حکومت حضرت مهدی (ارواحنا فداه) اطلاعات رسانی کنیم، ویژگی‌های حکومت حضرت مهدی (ارواحنا فداه) را برای مردم بیان کنیم.

ان شاءالله اگر عزیزمان یادشان باشد در همین برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» اگر بتوانیم و توفیق داشته باشیم هر شب یک روایتی در رابطه با ویژگی‌های حکومت حضرت مهدی نقل کنیم و بعد وارد بحث مان بشویم خیلی خوب است.

سوال این برادر عزیزمان باعث بشود کار خیر و یک بدعت حسنه ای انجام بشود، خدا به ما توفیق بدهد تا بتوانیم ولو یک دقیقه در رابطه با ویژگی‌های حکومت حضرت مهدی ان شاءالله در این‌جا بحث کنیم.

سوال دوم ایشان را متوجه نشدم چه بود؟

مجری:

الان محضرتان عرض می‌کنم. ان شاءالله روایتی را در ابتدای برنامه در مورد حکومت حضرت مهدی از زبان حضرتعالی بشنویم. و اقا محمد از کردستان هم مثل فردا شبی یعنی شب‌های شنبه ساعت نه و نیم شب برنامه ای به نام عصر انتظار است در آن برنامه ویژگی‌های حکومت مهدوی را بررسی می‌کنند ان شاءالله همراه آن برنامه هم باشید و نکات مغتنمی برای تان تحویل خواهد داد.

سوال دیگری که ایشان داشتن به یک نحوی چه بسا خواستند با سوال اول شان مرتبط کنند نسبت به حکومت اسلامی است که الان کمی‌ها و کاستی‌های دارد که به ادعای ایشان به جای این که مردم را مسلمان کند و باعث دین زدگی می‌شود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر عزیزم! حکومت جمهوری اسلامی بالاتر از حکومت امیر المؤمنین نیست، ملاحظه کنید امیر المؤمنین چقدر فرمانداران و استاندارانی نصب کرد و دوباره این‌ها را عزل و توبیخ شان کرد، اموال شان را مصادره کرد!

آن حکومت عدلی که هیچ عیبی نداشته باشد حکومت حضرت مهدی است. از امیر المؤمنین بالاتر رسول اکرم است، در حکوت رسول اکرم همین «خالد – (علیه ما علیه)» که او را برای قبیله ای فرستاد تا به اسلام دعوت شان کند، از قبل با آن قبیله یک اختلاف خانوادگی داشتند نمی‌دانم عمو یا پسر عموی خالد را آن قبیله کشته بود.

خالد از این فرمان رسول اکرم سوء استفاده کرد مردان آن قبیله را کشت و زن‌ها را اسیر کرد و کارهای ناشایست زیادی انجام داد. رسول اکرم فرمود:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّا فَعَلَ خَالِد»

خدایا برائت می‌جویم از کاری که خالد انجام داده است.

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج21، ص140

این حکومت حضرت رسول اکرم است و این کار در آن انجام شده است و به این شکلی است. افرادی را حضرت منسوب می‌کند این‌ها می‌روند کارهای نادرستی انجام می‌دهند. آیا عیب در رسول اکرم است؟ عیب در حکومت اسلامی است، یا نه عیب در مجریان و مسئولین حکومت است؟

قطعا هر حکومتی قبل از حکومت حضرت مهدی (ارواحنا فداه) بیاید همین مشکل را دارد. در روایت داریم هرکس می‌گوید من در رأس قدرت باشم چنین و چنان می‌کنم وقتی در رأس قدرت قرار می‌گیرد نمی‌تواند؛ چون خدای عالم این لباس حکومت جهانی را که هیچ عیب و نقص ندارد به قد و قواره یک نفر دوخته و آن هم اقا ولی عصر (ارواحنا فداه) است و بس!

لذا مسئولین حکومت اسلامی هم مدعی نیستند ما حکومت را واقعا پیاده می‌کنیم، نه امام همچنین ادعایی داشت و نه مقام معظم رهبری چنین ادعای دارد و نه مسئولین دیگر.

بله افرادی که عامدانه دارند خیانت می‌کنند، به تعبیر رهبری هشت سال دولت اقای روحانی از یک طرف می‌گفت هرچه رهبری گفت چشم بگویید ولی کار خودتان را انجام بدهید.

در قضیه برجام چند بار این‌ها گفتند نظر مقام معظم رهبری این است کار به جای رسید که معمولا اقا این طوری بنا نیست افشا گری کند و اصلا رسم ایشان نیست آخر همین یک ماه قبل بود فرمود این‌ها ده سال که در قضیه برجام فرصت داده بودند من گفتم ده سال یک عمر است امضاء نکنید قول دادند امضا نکنند ولی رفتند امضاء کردند.

با این خیانتی که کردند الان خیانت‌شان آشکار شده است مشت شان هم باز شده است، همان برجامی که بنا بود گلابی برای ما بیاورد زقوم آورده است.

می‌گویند مجلسی که با اقلیت تشکیل شده این‌ها ارزش ندارد، جنابعالی که با سلبریتی‌ها و بی حجاب‌ها رفتید رفراندوم گذاشتید و همایش تشکیل دادید حرف می‌زدید این‌ها کف می‌زدند با آن رأی آوردید، این رأی ارزشی ندارد مرده شور همچنین رأیی را ببرد که ما بیاییم با خیانت به مردم و برای خوش آمد چهار تا افراد لا مذهب شعار بدهیم.

این‌های که مدعی هستند اصلا بلدند با خودی‌ها ایرانی حرف بزنند تا چه رسد به خارج، شما که بلد بودید با خارج حرف بزنید چرا گند کاشتید؟

در هر صورت...

برادر عزیز! مسئله حکومت اسلامی مطرح نیست خیانت افرادی است که در رأس حکومت قرار می‌گیرند و تعهد می‌کنند که به قانون اساسی عمل کنند، تعهد می‌کنند تحت نظارت رهبری عمل کنند وقتی عمل نمی‌کنند چه کار کنیم؟

ایا انتخاب مجلس طبق قانون اساسی بود یا نبود؟ اگر طبق قانون اساسی نیست بیایید اعلام کنید این انتخابات مجلس این دوره طبق قانون اساسی نبود، خودش هم می‌گوید از نظر قانون اساسی اشکال ندارد، اگر اشکال ندارد خیلی بی جا می‌کنی، غلط می‌کنی که این طور داری شبهه افکنی می‌کنی و دنبال این هستی که وحدت مردم را بهم بزنی.

به قول این عزیزمان که گفت وحدت و همدلی که ما در این دوازده روز داشتیم که واقعا هم راست گفت در این چهل و هفت سال نداشتیم! این علقه مضغه‌ها و این شیاطین، کسانی که شیطان از این‌ها قرض می‌گیرد دنبال این هستند که اگر فردا اتفاقی افتاد مردم همدلی شان را از دست بدهند.

البته من نمی‌دانم خیلی‌ها پیشگویی می‌کنند خیلی واقعیت ندارد ولی ظاهر قضیه این است که الان آمریکا و اسرائیل دنبال یک فتنه ای بزرگ علیه شیعه در عراق، در لبنان و در یمن و در ایران هستند ما باید خودمان را برای هر پیش آمد و حادثه ای آماده کنیم.

این توصیه را هم به همه دوستان می‌کنم دست همه را از نزدیک می‌بوسم، تلاش کنیم همدلی و وحدت خودمان را در این فتنه‌ها از دست ندهیم، اگر ما همدل و همصدا باشیم دشمن غلطی نمی‌تواند بکند؛ ولی اگر دشمن از آن طرف حمله کند و ما هم اختلاف بیندازیم قطعا روز اول حمله روز شکست مان است!

لذا بینندگان عزیز گوش به حرف شیاطین ندهید، حتی عزیزانی که طرفدار این آقا هم بودند من دست شان را می‌بوسم گرچه اکثریت اقایان اصلاح طلبان این آقا را محکوم کردند زیرا حرف، حرف نادرست و شیطانی است.

من تعجب می‌کنم که چطور این آقا آمد همچنین کلیپی را درست کرد و در فضای مجازی گذاشت که به صورت گسترده هم پخش شد!

مجری:

خیلی ممنون، تماس بعدی اقای رضایی از کرمانشاه بود که سوال شان نسبت به علم رجال و یا تعبیری که داشت جرح و تعدیل گفت اصل این علم از اهل سنت به ما رسیده است و بدعت است. آیا این حرف درست است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم! بنیانگزار علم رجال امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است که به صراحت در رابطه با مسائل رجالی می‌گوید:

«إِذَا حَدَّثْتُمْ بِحَدِيثٍ فَأَسْنِدُوهُ إِلَى الَّذِي حَدَّثَكُمْ فَإِنْ كَانَ حَقّاً فَلَكُمْ وَ إِنْ كَانَ كَذِباً فَعَلَيْهِ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص52، بَابُ رِوَايَةِ الْكُتُبِ وَ الْحَدِيثِ وَ فَضْلِ الْكِتَابَةِ وَ التَّمَسُّكِ بِالْكُتُب‏، ح7

«إِذَا حَدَّثْتُمْ بِحَدِيثٍ فَأَسْنِدُوهُ إِلَى الَّذِي حَدَّثَكُمْ» روایتی نقل می‌کنید سند روایت را هم بیان کنید این همان علم رجال و درایه است. «فَإِنْ كَانَ حَقّاً فَلَكُمْ» اگر همه راست گفتند تو حرف راست را نقل کردی «وَ إِنْ كَانَ كَذِباً فَعَلَيْهِ.» اگر دروغ بوده العهدة علی الراوی! این فرمایش حضرت امیر (سلام الله علیه) است.

همچنین در عبارت‌های دیگری حضرت امیر (سلام الله علیه) می‌فرماید:

«وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) عَلَيْكُمْ بِالدِّرَايَاتِ لَا بِالرِّوَايَاتِ.»

«عَلَيْكُمْ بِالدِّرَايَاتِ لَا بِالرِّوَايَاتِ»؛ روایتی نقل می‌کنید سند روایت را بررسی کنید، دلالت روایت را بررسی کنید، رجال روایت را بررسی کنید. نقل روایت نکنید روایت را بررسی سندی کنید.

باز در روایت دیگر:

«وَ قَالَ (علیه السلام) هِمَّةُ السُّفَهَاءِ الرِّوَايَةُ وَ هِمَّةُ الْعُلَمَاءِ الدِّرَايَةُ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص160، باب 21 آداب الرواية

«عَلَيْكُمْ بِالدِّرَايَاتِ لَا بِالرِّوَايَاتِ هِمَّةُ السُّفَهَاءِ الرِّوَايَةُ وَ هِمَّةُ الْعُلَمَاءِ الدِّرَايَة»

كنز الفوائد؛ نویسنده: كراجكى، محمد بن على، محقق / مصحح: نعمة، عبد الله‏، ناشر: دارالذخائر، ج2، ص31

همت سفیهان این است که هَیْ روایت می‌خوانند قال الباقر، قال الصادق، قال رسول الله نه از ناسخش خبر دارد و نه از منسوخش و نه از عامش و نه از خاصش، نه مطلقش و نه مقیدش همین طور روایت نقل می‌کند.

روایت مثل قرآن ناسخ و منسوخ دارد، عام و خاص دارد، مطلق و مقید دارد، تمام این‌ها را باید انسان بفهمد و بعد بیاید نقل کند. «وَ هِمَّةُ الْعُلَمَاءِ الدِّرَايَة»؛ همت عالمان این است که بررسی سندی کنند.

یا در روایت دیگر از امام صادق (سلام الله علیه):

«حَدِيثٌ تَدْرِيهِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ حَدِيثٍ تَرْوِيه‏»

معاني الأخبار؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ص2

یک روایت با سند با رجال و درایه بهتر از هزار تا روایتی است که همین طوری فله ای بخواهیم نقل کنیم. هیچ مردی از شما در نزد ما ارزش ندارد که نقل روایت می‌کند تا کیفیت صدور روایت ما را بفهمد که این روایت عام بوده، خاص بوده مطلق بوده یا مقید بوده چه بوده است.

این مسائل است از آن طرف ملاحظه کنید ائمه (علیهم السلام) آمدند افرادی را که ثقه هستند مردم را به این‌ها ارجاع دادند راوی خدمت آقا امام رضا (سلام الله علیه) می‌گوید اقا جان من هر روز نمی‌توانم خدمت شما برسم و مسائل شرعی را سوال کنم.

«أَ فَيُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ ثِقَةٌ آخُذُ عَنْهُ مَا أَحْتَاجُ إِلَيْهِ مِنْ مَعَالِمِ دِينِي فَقَالَ نَعَمْ.»

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج27، ص147

در منطقه ما یونس ابن عبدالرحمن است آیا مورد تأیید شما است می‌توانم معالم دینم را از ایشان اخذ کنم؟ حضرت فرمود بله. یعنی اخذ روایت از ثقات برای صحابه فرهنگ شده است که باید معالم دین شان را از ثقه بگیرند.

یا در کافی شریف از اقا امام حسن و امام هادی (سلام الله علیهما) است:

«الْعَمْرِيُّ وَ ابْنُهُ ثِقَتَانِ فَمَا أَدَّيَا إِلَيْكَ عَنِّي فَعَنِّي يُؤَدِّيَانِ وَ مَا قَالا لَكَ فَعَنِّي يَقُولَانِ فَاسْمَعْ لَهُمَا وَ أَطِعْهُمَا فَإِنَّهُمَا الثِّقَتَانِ الْمَأْمُونَانِ‏»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص330، بَابٌ فِي تَسْمِيَةِ مَنْ رَآهُ‏‏، ح1

عمری که همان نائب امام هادی و امام عسکری و مدتی هم نائب حضرت ولی عصر بوده است می‌فرماید ایشان ثقه است هرچه گفت از قول من گفته است.

یا مثلا در مورد ابان ابن تغلب همچنین مطلبی است و از این طرف افرادی که دروغ می‌گویند این ها را هم رسوا کردند. مثلا در رابطه با یونس ابن ظبیان حضرت تعبیر خیلی تندی دارد.

در مورد افراد مورد وثوق می گوید مردم بیروید از این‌ها یاد بگیرید، افراد ماجراجو و کسانی که جعل حدیث دارند را هم مذمت کرده اند.

«وَ لَعَنَ يُونُسَ بْنَ ظَبْيَانَ أَلْفَ لَعْنَة»

رجال الكشي إختيار معرفة الرجال؛ كشى، محمد بن عمر ناشر: مؤسسة نشر دانشگاه مشهد محقق/ مصحح: طوسى، محمد بن حسن / مصطفوى، حسن‏، ص364، مَا رُوِيَ فِي يُونُسَ بْنِ ظَبْيَان‏

«لَعَنَكَ اللَّهُ وَ لَعَنَ مَنْ حَدَّثَكَ وَ لَعَنَ يُونُسَ بْنَ ظَبْيَانَ أَلْفَ لَعْنَةٍ تَتْبَعُهَا أَلْفُ لَعْنَةٍ كُلُّ لَعْنَةٍ مِنْهَا تُبْلِغُكَ قَعْرَ جَهَنَّمَ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج25، ص264

خدا یونس ابن ظبیان را هزار بار لعنت کند از هر لعنتی هم هزار تا شعبه از او منشعب بشود و هرکدام از این لعنت‌ها «تُبْلِغُكَ قَعْرَ جَهَنَّمَ»!

مجری:

این جرح و تعدیل‌ها از جانب خود امام است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. ائمه (علیهم السلام) هم دروغگویان را معرفی کرده اند و هم ثقات را معرفی کرده اند. رجال همین است و غیر این نیست.

مجری:

بسیار عالی کاملا متقن و مسلم سوال اقای رضایی از کرمانشاه پاسخ داده شد. آقای سلیمانی از کابل نسبت به حدیث ثقلین در صحیحین سوال داشتند و بعد از آن نسبت به جنگ صفیین و علت اصلی این جنگ!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

حدیث ثقلین را در برنامه «حبل المتین» مفصل داریم بحث می‌کنیم عزیزان ان شاءالله آن برنامه را پیگیر باشند. مثلا حدیث ثقلین در کتاب صحیح مسلم، چاپ عربستان سعودی – ریاض:

«... وأنا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فيه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ على كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فيه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1873، ح2408

همچنین در مستدرک حاکم و دیگر منابع حدیث ثقلین مفصل آمده هیچ شک و شبهه ای در آن وجود ندارد.

علت جنگ صفیین این بود که معاویه می‌دانست امیر المؤمنین روی کار بیاید جایی در حکومت علی ندارد. همان طوری که طلحه و زبیر می‌خواستند یک سمت و مسندی برای شان باشد، نشد بعد به مکه رفتند و لشکر فراهم کردند جنگ جمل را راه انداختند.

معاویه هم دید امیر المؤمنین حکومت کند جایی برای او نیست، خودش را به عنوان وارث عثمان معرفی کرد گفت عثمان مظلومانه کشته شد من پسر عمویش هستم باید خونخواه او باشم. گفت علی چرا قاتلین عثمان را مجازات نکرد.

فلان فلان شده تو که آمدی حکومت را بر قرار کردی، چرا قاتلین عثمان را اعدام نکردی؟ این همه گفتی به خاطر این که علی قاتلین عثمان را اعدام نکرد با علی می‌جنگم، وقتی حکومت کامل به دست خودت افتاد چرا این‌ها را اعدام نکردی؟ چند تا از قاتلین عثمان را کشتی؟

جز افرادی از اصحاب علی مانند حجر ابن عدی و میثم تمار و امثال این‌ افراد را کشتی، به جای این که قاتلین عثمان را بکشی، اصحاب علی را کشتی. و عمده جنگ صفیین هوا پرستی‌های معاویه بود.

قرآن از این‌ها تعبیر به (وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ) می‌کند.

(وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيا الَّتِي أَرَينَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيانًا كَبِيرًا)

و [ياد کن] هنگامي را که به تو گفتيم به راستي پروردگارت بر مردم احاطه دارد و آن رؤيايي را که به تو نمايانديم و [نيز] آن درخت لعنت‏شده در قرآن را جز براي آزمايش مردم قرار نداديم و ما آنان را بيم مي‏دهيم ولي جز بر طغيان بيشتر آنها نمي‏افزايد.

سوره اسراء (17): آیه 60

مجری:

خیلی ممنون و تشکر، در حد فرصتی که پیش آمد بسیار جامع استاد فرمودند، عزیزان اطاق فرمان اشاره می‌کنند مفصلش را در برنامه آئینه تاریخ دکتر جباری هفته اول ماه صفر دو جلسه کامل نسبت به همین مطلب علل اصلی جنگ صفیین به صورت مبسوط و مفصل و الان مختصرش را در محضر استاد بودیم بحث کرده است.

تماس‌های دیگر از دوستان است که نمی‌رسیم، آقای صابری از زاهدان، و اقا حسین از سیرجان پشت خط هستند متاسفانه فرصت نیست فقط سوال یکی دیگر از عزیزانی که باقی ماند اقای احمدی از یاسوج بود.

ایشان آن دردلی که داشت و ابتدا هم حضرتعالی نسبت به همبستگی جنگ دوازده روزه فرمودید. استاد اگر نکته پایانی است در خدمت تان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدمت دوستان عرض کنم عزیزانی که پشت خط ماندند یا عزیزان اطاق فرمان سوالات این عزیزان ضبط کنند و هفته بعد پخش کنند یا ان شاءالله شب دو شنبه ما خدمت شان هستیم افرادی مانند حسین اقا از سیرجان و آقای صابری از سیستان روی خط تشریف بیاورند و فرمایشات شان را مطرح کنند ما در خدمت شان باشیم.

این دو تا عزیزی که تلفن شان وصل نشد به گردن ما حق دارند فردای قیامت از دست ما شکایت نکنند عزیزان اطاق فرمان قبل از وصل دیگر تلفن‌ها، این دو تا عزیز را به استدیو وصل کنند فرمایشات این‌ها را بشنویم و بعد تلفن‌های دیگر را وصل کنند.

خدا ان شاءالله به همه ما و بینندگان عزیز بهترین‌های دنیا و آخرت را مقدر فرماید به برکت صلوات بر محمد و آل و محمد. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏»

مجری:

حضرت استاد تشکر می‌کنم از محضرتان استفاده کردیم. همچنین تشکر می‌کنم از محضر همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) که تا پایان برنامه ما را همراهی کردید. با همین بهترین دعا و بالاترین دعا و ان هم در شب جمعه برنامه را به انتها می‌رسانیم و ان شاءالله در فرصت‌های آتی در خدمت تان خواهیم بود «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏»


فضیلت و جایگاه مخلصین>

اخلاق علوی سیره مهدوی مخلصین عمل خالص در محضر خدا اخلاص فضیلت جایگاه مخلصین درجات قرآن عجب و ریا