سایر قسمت ها
دنیای مذموم یا ممدوح؟ آیت الله حسینی قزوینی

قسمت صد و پنجاه و پنجم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای حجت الاسلام مرعشی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی 12 06 1405 (قسمت155)

عنوان برنامه: دنیای ممدوح یا مذموم؟

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

کلیدواژها:

اخلاق علوی و سیره مهدوی؛ دنیا؛ یاد مرگ؛ مدح دنیا؛ مذمت دنیا؛ نهج البلاغه؛ اعمال روز جمعه؛ مسئله خمس؛ توحید؛ امیرالمومنین علیه‌السلام؛ مهدویت؛ فرار خلیفه دوم؛ جنگ احد؛ احترام پدر و مادر؛ عبدالله بن سبا یهودی!

فهرست عناوین بحث:

  1. طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛
  2. خلاصه ای از مباحث گذشته؛
  3. اثر یاد مرگ برای انسان ها؛
  4. ترکیب مدح و ذم دنیا در فرمایش ائمه (سلام الله علیهم اجمعین)؛
  5. فرمایش حضرت امیر (سلام الله علیه) در مورد شخصی که دنیا را مذمت می کرد؛
  6. تماس بینندگان برنامه؛
  7. اهل سنت و عمل به روایت ضعیف در غیر بحث توحید و اصول عقائد؛
  8. پاسخ به پرسش بیننده در مورد احترام گذاشتن به پدر و مادر؛
  9. پاسخ به سوال بیننده در مورد عبدالله ابن سبأ؛
  10. جمع بندی مباحث!

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمد لله این توفیق را داریم باز هم این هفته در شب جمعه، سید اللیالی با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند باشیم. برنامه ای که این توفیق را داریم در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم ان شاء الله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم. همان طور که مطلع هستید در برنامه های که محضر استاد هستیم این توفیق را داریم در ابتدای برنامه بشنویم، دل های خورمان را زنگاری زدایی بکنیم این دل های زنگار گرفته ما آماده تابش نور معرفت با ذکر حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) خو بگیرند ان شاء الله که در صحرای محشر هم این عادت هم چنان با ما همراه باشد، حضرت بی بی صدیقه طاهره (سلام الله علیها) شفیعه ما باشند حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمت شما هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل، السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

ü               طلیعه برنامه، عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

همان طوری که عزیزمان اشاره کردند طلیعه عرائض مان را باید از صدیقه طاهره مزین می کنیم باشد که آن بی بی دو سرا گوشه چشمی هم به ما، بینندگان عزیز ما، به ملت ما و به رزمندگان ما داشته باشند.

اشک از دیده خونبار بیافتد سخت است * هر کجا بستر بیمار بیافتد سخت است

روزهای سخت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) هست!

هر کجا بستر بیمار بیافتد سخت است

اوج این واقعه را جان علی می داند * خانم خانه که از کار بیافتد سخت است

به خدا فرق ندارد که کجا یک مادر * کوچه یا در خم بازار بیافتد سخت است

به زمین خوردن مادر به کناری * اما پیش چشم پسر انگار بیافتد سخت است

بعد از شهادت حضرت زهرا می گویند آقا امام مجتبی بیش از همه بال بال می زد بیش از همه بی تابی می کرد چون در وسط کوچه به صورت زهرا سیلی زدند زهرا نقش بر زمین شد. فقط آقا امام مجتبی ناظر این قضیه بود.

 نمی دانیم بر قلب مقدس امام مجتبی چه گذشت، آن چادر خاکی مادر را گرفت با آدن دست کوچکش پاک کرد. مادر بلند شو برویم به بابا شکایت کنیم، برویم به بابا بگوییم علی هم دست بسته طبق وصیت رسول اکرم

به زمین خوردن مادر به کناری * اما پیش چشم پسر انگار بیافتد سخت است

مرد باشد و زنش پشت در خانه او * در دل آتش اغیار بیافتد سخت است

سینه اش شد سپر شیر خدا اما حیف * کار این سینه به مسمار بیافتد سخت است

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

یا ابا صالح المهدی عجل علی ظهورک، آقا جان خودت برای ظهور خود دعا کن که دعای ما به خود هم نمی کند اثری!

مجری:

طیب الله انفاسکم الحمد لله رب العالمین توفیق و رزقی است ما و شما بینندگانی که شب های جمعه همراه ما هستید و هر برنامه ای که همراه حضرت استاد هستیم الحمد لله این رزق نصیب مان می شود.

 در برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی شما بینندگان عزیزی که همراه ما بودید سِیر کاملی را پیش گرفتیم. حقیقتاً آن های که همراه برنامه هستند قطعاً تک تک قسمت ها را پی گیری می کنند مشاهده می کنند چیزی را از دست ندهند آن فرازهای ناب، آن عبارات زیبایی که از اهل بیت (علیهم السلام) به ما رسیده این ها را به هر مناسبی تحلیل می کنیم آن نگاه های عاشقانه و عارفانه را از حضرت استاد رمز و رازش را بیشتر می شنویم.

ذکر حضرت آقا امام مجتبی (علیه السلام) شد اتفاقاً جلسه گذشته هم یک مناجاتی از آقا امام مجتبی (علیه السلام) حضرتعالی نسبت به یاد مرگ اشاره فرمودید اگر مختصراً اشاره بفرمایید تا ان شاء الله وارد مبحث امروز بشویم تشکر می کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

ü      مروری بر مباحث گذشته

در جلسات گذشته در رابطه با فرمایش آقا امام مجتبی (سلام الله علیه) که امام صادق (سلام الله علیه) از پدر و پدرشان نقل می کند: « وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى»

«حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ الصَّادِقُ(سلام الله علیه) حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ(سلام الله علیه) أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (سلام الله علیه) كَانَ أَعْبَدَ النَّاسِ فِي زَمَانِهِ وَ أَزْهَدَهُمْ وَ أَفْضَلَهُمْ وَ كَانَ إِذَا حَجَّ حَجَّ مَاشِياً وَ رُبَّمَا مَشَى حَافِياً وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْقَبْرَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْض‏ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْهِ مِنْهَا»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج70، ص399

«وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى» امام مجتبی به یاد مرگ می افتاد گریه می کرد «وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى» به یاد آن روزی که از قبرها بیرون می آیند در محضر خدا قرار می گیرند یاد می کرد گریه می کرد. «وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَكَى» زمان عبور از پل صراط را یاد می کرد گریه می کرد.

«وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْض‏ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْهِ مِنْهَا» وقتی آن لحظه ای که انسان در برابر خدا می ایستد باید از تمام اعمال و کردار خودش پاسخ بدهد آن را یاد می کرد ناله ای می کرد، می افتاد و غش می کرد. فرازهای از این دعا را در جلسه گذشته عرض کردیم.

ü      اثر یاد مرگ برای انسان ها

الان رسیدیم به این که اثر یاد مرگ برای انسان ها چه است؟ این که اگر آدم به یاد مرگ باشد چه فوائدی برای دین و دنیای انسان دارد؟ عرض کردیم از رسول اکرم وقتی سوال می کنند:

«قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ هَلْ يُحْشَرُ مَعَ الشُّهَدَاءِ أَحَدٌ قَالَ نَعَمْ مَنْ يَذْكُرُ الْمَوْتَ بَيْنَ الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ عِشْرِينَ مَرَّة»

مجموعة ورّام‏؛ نويسنده: ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 605 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مكتبه فقيه‏، قم‏: 1410 ق‏، ج1، ص268

«قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ هَلْ يُحْشَرُ مَعَ الشُّهَدَاءِ أَحَدٌ» آیا کسی با شهدای هم محشور می شود؟ فرمود «نَعَمْ مَنْ يَذْكُرُ الْمَوْتَ بَيْنَ الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ عِشْرِينَ مَرَّة» دوستان عزیز این ها را برای ما گفته اند برای پرندگان و ... نگفتند.

 سوال کردند کسی با شهداء محشور می شود؟ فرمود بله اگر کسی هر روز بیست بار به یاد مرگ بیافتد خدا او را با شهداء محشور می کند.

 در دعاهای ماه رمضان و جاهای دیگر می خوانیم:

«وَ الشَّهَادَةِ فِي سَبِيلِكَ وَ عَرِّفْنَا بَرَكَةَ شَهْرِنَا هَذَا وَ يُمْنَهُ وَ ارْزُقْنَا»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج2، ص619

خدایا شهادت در راهت نصیب مان بگردان خوشا آن هایی که واقعاً خدای عالم به آن ها لطفی کرد و رفتند ماها همه جا ماندیم.

خدا روح رهبر شهیدمان را شاد کند این شعر را می خواند گریه می کرد:

ما سینه زدیم بی صدا باریدند * از هر چه که دم زدیم آن ها دیدند

ما مدعیان صف اول بودیم * از آخر مجلس شهداء را چیدند!

این فرمایش حضرت خیلی برای ما می تواند مایه عبرت باشد. دوستان عزیز به یاد مرگ بودن خیلی هزینه ندارد، انسان یکی دو هفته تمرین کند برای همیشه ملکه ذهنش می شود.

در روایت دیگر فرمود:

«أکثروا ذكر الموت فما من عبد أكثر ذكره إلا أحيى الله قلبه»

سبل السلام شرح بلوغ المرام من أدلة الأحكام؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل الصنعاني الأمير الوفاة: 852، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1379، الطبعة: الرابعة، تحقيق: محمد عبد العزيز الخولي، ج2، ص89

زیاد به یاد مرگ باشید، هر کس بیشتر به یاد مرگ باشد خدا قلبش را زنده می کند. وقتی قلب زنده شد وابستگی های غیر خدایی از قلب انسان می رود!

«الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّه‏ وهون عليه الموت»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص25

این قلب حریم الهی است در این حریم یا در حَرم الهی غیر از خدا کسی را راه ندهید «و هَونَ علیه الموت» اگر کسی زیاد به یاد مرگ باشد خدای عالم مرگ را برای او آسان می کند. روایاتی در این زمینه خواندیم.

مجری:

حضرت استاد جلسه پیش یکی از بینندگان این سوال را مطرح کردند نسبت به این که یاد مرگ از یک طرف انسان را نزدیک می کند به آن حالات عرفانی که چه بسا دنبالش هست در دنیا از این گرفتاری های دنیا از این مشغولیاتی که در دنیا برایش پیش آمده بخواهد از لحاظ نفسانی رها بشود این یک طرف کار هست.

اما هر چه بکنیم در این دنیا داریم زندگی می کنیم بعضاً در تعابیر حضرت آقا امیر المؤمنین هم هست بعضی وقت ها مدح دنیا را هم شنیدیم اگر بناست همه اش یاد و ذکر مرگ باشد ظاهراً‌ این هست که باید مذمت دنیا را بشنویم. ترکیب بین مدح و ذم دنیا در کلام ائمه (علیهم السلام) به چه شکل هست؟

ü      ترکیب مدح و ذم دنیا در فرمایش ائمه (سلام الله علیهم اجمعین)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با این قضیه حرف خیلی زیاد است در یک جلسه حضرتعالی تشریف نداشتید آیات قرآن در مدح و ذم دنیا هست برای بینندگان عزیزمان خواندیم که نگاه قرآن به دنیا کاملاً جهت ساز و جهت دِه است. در یک جا می گوید:

(وَمَا هَذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِي الْحَيوَانُ لَوْ كَانُوا يعْلَمُونَ)

اين زندگي دنيا چيزي جز سرگرمي و بازي نيست؛ و زندگي واقعي سراي آخرت است، اگر مي ‌دانستند!

سوره عنکبوت (29): آیه 64

اصلاً دنیا جز بازی و سرگرمی چیز دیگری نیست.

 در رابطه با منافقین و کفار می گوید:

(وَلَوْلَا أَنْ يكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيهَا يظْهَرُونَ)

اگر (تمکن کفار از مواهب مادي) سبب نمي ‌شد که همه مردم امت واحد (گمراهي) شوند، ما براي کساني که به (خداوند) رحمان کافر مي ‌شدند خانه ‌هايي قرار مي‌ داديم با سقف هايي از نقره و نردبان هايي که از آن بالا روند

سوره زخرف (43): آیه 33

اگر می دانستیم مسلمانان غبطه نمی نخورند برای کفاری که آخرتی ندارند به قدری می دادیم که سقف منزل شان را از نقره می کردند.

 باز می فرماید:

(اللَّهُ يبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يشَاءُ وَيقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ)

خدا روزي را براي هر کس بخواهد (و شايسته بداند) وسيع، براي هر کس بخواهد (و مصلحت بداند،) تنگ قرار مي‌ دهد؛ ولي آنها [= کافران‌] به زندگي دنيا، شاد (و خوشحال) شدند؛ در حالي که زندگي دنيا در برابر آخرت، متاع ناچيزي است!

سوره رعد (13): آیه 16

(وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ)، حیات دنیا در آخرت جز متاع ناچیزی نیست.

(فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ * وَمِنْهُمْ مَنْ يقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * أُولَئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ)

بعضي از مردم مي‌ گويند: «خداوندا! به ما در دنيا، (*نيکي*) عطا کن!» ولي در آخرت، بهره‌ اي ندارند. و بعضي مي‌ گويند: «پروردگارا! به ما در دنيا (*نيکي*) عطا کن! و در آخرت نيز (*نيکي*) مرحمت فرما! و ما را از عذاب آتش نگاه دار!» آنها از کار (و دعاي) خود، نصيب و بهره ‌اي دارند؛ و خداوند، سريع الحساب است.

سوره بقره (2): آیات 200 – 201 و 202

بعضی فقط از خدا دنیا می خواهند (وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ) این ها در آخرت هیچ بهره ای ندارند.

بعضی ها هستند می گویند (رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً) خدایا هم در دنیا و هم در آخرت به ما بده؛ بعد (أُولَئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ) این ها بهره ای هم از دنیا و هم از آخرت می برند. یا می گوید

(زُينَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ)

محبت امور مادي، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب هاي ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛

سوره آل عمران (3): آیه 14

یک جا می گوید:

(وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ)

و بدانيد اموال و اولاد شما، وسيله آزمايش است؛ و (براي کساني که از عهده امتحان بر آيند،) پاداش عظيمي نزد خداست!

سوره انفال (8): ‌آیه 28

اموال و اولاد شما فتنه و محل آزمایش هستند در یک جا دارد

(الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَالْبَاقِياتُ الصَّالِحَاتُ خَيرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيرٌ أَمَلًا)

مال و فرزند، زينت زندگي دنياست؛ و باقيات صالحات [= ارزش هاي پايدار و شايسته‌] ثوابش نزد پروردگارت بهتر و اميد بخش‌تر است!

سوره کهف (18): آیه 46

(الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا) مال و اولاد زینت زندگی دنیوی است.

 این ها در حقیقت نگاه مختلفی است که به دنیا دارد (الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا) آن جا می گوید (وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ) گفتیم وجه جمعش این است سوره نور آیه 37 که در رابطه با اهل بیت است

(رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)

مرداني که نه تجارت و نه معامله ‌اي آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و اداي زکات غافل نمي ‌کند؛ آنها از روزي مي‌ ترسند که در آن، دلها و چشم ها زير و رو مي ‌شود.

سوره نور (24): آیه 37

مردانی هستند نه تجارت نه معاملات این ها را از یاد خدا غافل نمی کند.

امشب اگر برسیم احادیثی که در مدح دنیا هست که انسان دنیا را طلب کند برا صله رحم، دنیا را طلب کند برای وسعت به زن و بچه، دنیا را طلب کند برای مؤمنین و مؤمنات احسان کند.

بعضی ها وحشت داشتند همه اش به دنیا چسبیدیم گفت دنیا را می خواهید چه کار کنید؟ گفت می خواهیم صله رحم کنم به زن و بچه ام کمک کنم و ... حضرت فرمود عین آخرت است اگر دنیا رنگ خدایی بگیرد

(صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ)

رنگ خدايي (بپذيريد! رنگ ايمان و توحيد و اسلام؛) و چه رنگي از رنگ خدايي بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت مي ‌کنيم.

سوره بقره (2): آیه 138

رنگ خدایی بگیرد سر کار می برویم خدایا سر کار می رویم مشکل مردم را قربة‌ إلی الله بر طرف کنیم این سر کار رفتن، عبادت می شود. غذا می خوریم می گوییم خدایا غذا می خوریم نیرو بگیریم تکالیف مان را انجام بدهیم قربةً إلی الله این غذا خوردن هم عبادت می شود.

 یک دفعه غذا می خوریم «حتی بلغتِ الحلقوم» دیگر از سر سفره نمی توانیم بلند شویم دیگر حال دعا کردن و نماز خواندن هم از ما گرفته می شود این بدبختی و بیچارگی است.

لذا آیه شریفه 37 سوره نور می گوید (رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) مردانی هستند که تجارت و معاملات شان از خدای غافل شان نمی کند. در همه حال به یاد خدا هستند.

ولذا می بینیم رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در یک عبارتی مرحوم «شیخ طوسی» در «امالی» دارد:

«يَا أَبَا ذَرٍّ، إِنَّ الدُّنْيَا مَلْعُونَةٌ، مَلْعُونٌ مَا فِيهَا إِلَّا مَا ابْتُغِيَ بِهِ وَجْهُ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ).»

الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص531

دنیا ذاتاً معلون است و تمام آن چه که در دنیا هست مورد لعنت است «إِلَّا مَا ابْتُغِيَ بِهِ وَجْهُ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ).» (خیلی واضح و روشن است) مگر آن قسمتی از دنیا که برای رضای خدا باشد «إِنَّ الدُّنْيَا مَلْعُونَةٌ، مَلْعُونٌ مَا فِيهَا إِلَّا مَا ابْتُغِيَ بِهِ وَجْهُ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ).»

یا روایتی در «کافی شریف»، جلد 2، صفحه 317 از امام صادق (سلام الله علیه) می گوید در مناجات حضرت موسی این بود (يَا مُوسَى إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ عُقُوبَةٍ...)

«وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیه) قَالَ: فِي مُنَاجَاةِ مُوسَى (سلام الله علیه) يَا مُوسَى إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ عُقُوبَةٍ عَاقَبْتُ فِيهَا آدَمَ عِنْدَ خَطِيئَتِه‏ وَ جَعَلْتُهَا مَلْعُونَةً مَلْعُونٌ مَا فِيهَا إِلَّا مَا كَانَ فِيهَا لِي يَا مُوسَى إِنَّ عِبَادِيَ الصَّالِحِينَ زَهِدُوا فِي الدُّنْيَا بِقَدْرِ عِلْمِهِمْ وَ سَائِرَ الْخَلْقِ رَغِبُوا فِيهَا بِقَدْرِ جَهْلِهِمْ وَ مَا مِنْ أَحَدٍ عَظَّمَهَا فَقَرَّتْ عَيْنَاهُ فِيهَا وَ لَمْ يُحَقِّرْهَا أَحَدٌ إِلَّا انْتَفَعَ بِهَا.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص317

دنیا دار عقوبت است از یک دست بدهی با دست دیگر می گیری چه خوب، چه بد

(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا)

اگر نيکي کنيد، به خودتان نيکي مي‌ کنيد؛ و اگر بدي کنيد باز هم به خود مي‌ کنيد.

سوره اسراء (17): آیه 7

«عَاقَبْتُ فِيهَا آدَمَ عِنْدَ خَطِيئَتِه‏» حضرت موسی ببین حضرت آدم را به خاطر یک خطا در این دنیا عقوبت کردم «وَ جَعَلْتُهَا مَلْعُونَةً» این دنیا را ملعون قرار دادم «مَلْعُونٌ مَا فِيهَا» و تمام آن چه که در دنیا هست مورد لعنت هست «إِلَّا مَا كَانَ فِيهَا لِي» آن چه که بندگان من در مسیر رضایت من انجام می دهند.

در روایتی از حضرت امیر در «نهج البلاغه» حکمت 131 دوست دارم مقداری بیشتر رویش کار کنیم با کمک بعضی از آیات، روایات و احادیث یا بعضی از داستان ها

(فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ)

اين داستان ها را (براي آنها) بازگو کن، شايد بينديشند (و بيدار شوند)!

سوره اعراف (7): آیه 176

چون در این زمینه توفیقم خیلی کم است داستان زیاد بلد هستم ولی توفیق گفتن داستان را ندارم.

 کتاب هایی مثل «پند تاریخ، کیفر کردا» مثل حمد و سوره حفظ هستم به قدری به آن ها مراجعه کردیم همچنین کتاب «مردان علم در میدان عمل» این ها کتاب های دمِ دستی ما هست.

 ولی مقداری فراموش می کنم اگر بشود در کنار بعضی از احادیث، دوستان دعایی بکنند که توفیق داشته باشیم مقداری داستان های مناسب بیان کنیم. قرآن می گوید (فَاقْصُصِ الْقَصَصَ) پیغمبر داستان هایی برای مردم بگو (لَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ)

)وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيهِ يلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ)

و اگر مي‌خواستيم، (مقام) او را با اين آيات (و علوم و دانشها) بالا مي‌برديم؛ (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها کرديم) و او به پستي گراييد، و از هواي نفس پيروي کرد! مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کني، دهانش را باز، و زبانش را برون مي‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاري، باز همين کار را مي‌کند؛ (گويي چنان تشنه دنياپرستي است که هرگز سيراب نمي‌شود! (اين مثل گروهي است که آيات ما را تکذيب کردند؛ اين داستانها را (براي آنها) بازگو کن، شايد بينديشند (و بيدار شوند)!

سوره اعراف (7): آیه 176

 بعضی وقت یک داستان جمعیت انبوهی را بیدار می کند که شاید ده تا، صد تا حدیث این طور بیدار نکند. چون داستان یک واقعیتی از برخورد انسان نسبت به احادیث است. احادیث را می شنویم خیلی خوب است لذت هم می بریم.

وقتی کنار این احادیث، داستانی می آید در حقیقت این حدیث برای مان ملموس می شود این حدیث را لمس می کنیم.

ü      فرمایش حضرت امیر (سلام الله علیه) در مورد شخصی که دنیا را مذمت می کرد

 لذا امیر المؤمنین در حکمت 131 «نهج البلاغه» تعبیری دارد حضرت دید مردی دارد دنیا را مذمت می کند ای پدر دنیا بسوزد و ...

«وَ قَالَ (سلام الله علیه) وَ قَدْ سَمِعَ رَجُلًا يَذُمُّ الدُّنْيَا أَيُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْيَا الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا- [الْمُنْخَدِعُ‏] الْمَخْدُوعُ بِأَبَاطِيلِهَا أَ [تَفْتَتِنُ‏] تَغْتَرُّ [بِهَا] بِالدُّنْيَا ثُمَّ تَذُمُّهَا، إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّه‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ‏ص 492

«أَيُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْيَا» حضرت فرمود ای کسی که دنیا را مذمت می کنی ولی خودت فریب دنیا را خورده ای «الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا» داری دنیا را مذمت می کنی و حال این که خودت فریب خورده دنیا هستی «الْمَخْدُوعُ بِأَبَاطِيلِهَا» خودت سرگرم بازیچه های باطل دنیایی «أَ [تَفْتَتِنُ‏] تَغْتَرُّ [بِهَا] بِالدُّنْيَا ثُمَّ تَذُمُّهَا» خودت شیفته و مجذوب دنیا شدی آن وقت داری دنیا را مذمت می کنی؟

این برخورد حضرت امیر هست با کسی که دنیا را مذمت می کند.

 بعد حضرت فرمود «إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا» این دنیا خانه صداقت است برای کسی که با دنیا با صداقت رفتار و برخورد کند. اگر با دنیا، با صداقت برخورد کردی دنیا رفیق و صدیق تو می شود «وَ دَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا» در حقیقت این دنیا خانه عافیت و امنیت است.

البته نه برای هر کس، برای کسی که پیام های دنیا را خوب درک کند ببیند از حضرت آدم گرفته تا نبی مکرم، قوم حضرت موسی، قوم حضرت عیسی، قوم فرعون، قوم شدّاد، قوم نمرود، ببینید با دنیا چه کردند دنیا با این ها چه کرد؟ اگر چنان چه از این ها عبرت بگیریم دنیا بهترین عبرتکده است.

 بعد فرمود: «وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا» خانه بی نیازی یا خانه ثروت است، این دنیا انبوهی از ثروت است نه برای هر کس برای آن کسی که از این ثروت دنیا توشه ای برای آخرتش انتخاب کند.

«وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا» خانه پند، خانه اندرز و خانه عبرت است نه برای هر کس برای آن کسانی که حوادث شیرین و تلخ زندگی برای او مایه عبرت باشد.

بعد این جمله حضرت امیر خیلی جالب است «مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ» دنیا مسجد و محل عبادت دوستان خداست. «وَ مُصَلَّى مَلَائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ» نمازگاه فرشتگان خداست «وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّه‏» خیلی جالب است دنیا بازار تجارت اولیاء الهی و دوستان خداست. مسجد دوستان خداست، محل سجدگاه فرشتگان و محل فرود آمدن وحی و بازار تجارت اولیاء خداست «وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّه‏»

باز در فرمایش دیگر حضرت امیر هست:

«الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ وَ الْآخِرَةُ دَارُ مَقَرٍّ فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُم‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج75، ص67

دنیا خانه گذرگاه است. خانه دائمی، آخرت است «فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُم» از این مرورگاه تان برای قرارگاهتان توشه بگیرید. در این جا مسافر هستید از این جا، برای آن جا توشه بگیرید.

«الدُّنْيَا وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ اكْتَسَبُوا فِيهَا الرَّحْمَة»

اولیاء خدا در این دنیا مشغول تجارت هستند در این تجارت چه به دست می آورند؟ رحمت خدا را به دست می آورند. اولیاء خدا در دنیا تجارت می کنند سودشان چه است؟ سود اولیاء خدا بهشت است.

ای کسی که داری دنیا را مذمت می کنی خودت را مذمت کن که مغرور دنیا شدی و دلبستگی به دنیا پیدا کردی و وابسته به دنیا شدی آن وقت داری دنیا را هم مذمت می کنی.

ولذا در این جا حضرت امیر (سلام الله علیه) چند فراز داشتند، یک فرازش «أَيُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْيَا الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا» دیگری «الدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ»، بخش بعدی «مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ» سه بخش در این جا حضرت امیر نسبت به دنیا دارد.

ما ابتدا در رابطه با بخش اول فرمایش حضرت امیر، ای کسی که دنیا را مذمت می کنی و خودت شیفته دنیا شدی مطالبی را عرض می کنم.

در این جا حضرت چند نکته اساسی را مطرح می کند و چند محور اساسی را در همین بخش اول بیان می کند. حضرت انگشت مبارک شان را به یک مکانیزم دفاعی و روانی در انسان می گذارد.

انسان ها معمولاً در اثر طمع و حرص با تصمیمات اشتباه خودشان دچار خسران می شوند به جای پذیرش، نقص و اشتباهات خودشان تقصیر را به گردن یک عامل بیرونی مثل دنیا می اندازند و دیواری کوتاه تر از دیوار دنیا نیست.

 وقتی که در ناز و نعمت است نه به فکر خدا هست وقتی ناز و نعمت، سلامتی، امنیت و ثروت از دستش می رود شروع می کند دنیا را مذمت کردن ای دنیا ویران بشوی چرا با من این طوری کردی بدبختم کردی؟ نه، دنیا بدبختت نکرد خودت، خودت را بدبخت کردی!

 ولذا حضرت در این جا «الْمُغْتَرُّر» می گوید «الْمُغْتَرُّ» یعنی کسی که داری دنیا را مذمت می کنی و از پیشامدهای دنیا نارحت هستی خودت فریب دنیا را خوردی و دلبستگی به دنیا پیدا کردی نتیجه دلبستگی هم خسران است خودت این خسران را برای خودت فراهم کردی این یک نکته.

نکته دوم در فرمایش حضرت امیر از نظر کلام شیعی و عرفان اسلامی سراسر عالم، فعل خداست (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

(وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)

مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست! خداوند بي ‌نياز و داناست!

سوره بقره (2): آیه 115

(وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ)

با اينکه خداوند هم شما را آفريده و هم بت هايي که مي ‌سازيد!

سوره صافات (37): آیه 96

تمام عالم، فعل خداست خدا هم شما را آفریده و هم آن چه که شما انجام می دهید آفریده است. پایه اول توحید «لا حول و لا قوة الا بالله» در تمام عالم،‌ حول و قوه ای جز حول و قوه خدا نیست.

در نماز می گوییم «بحول لله و قوته اقوم و أقعد و أرکع و أسجد» حضرت امیر وقتی می خواست به رکوع برود می فرمود:

«اللهم بحولک و قوتک أرکع و أسجد»

به حول و قوه تو دارم رکوع می روم به حول و قوه تو هم دارم به سجده می روم.

 یعنی هر چه از ما سر می زند عین ربط و حضور به خدا هست. این را باید پیدا کنیم مادامی که به این جا نرسیدیم خودمان را صاحب اثر می دانیم هنوز در لا به لای شرک گرفتار هستیم.

این بارها گفتم خطرناک ترین، وحشت آفرین ترین آیه،‌ آیه آخر سوره یوسف است این آیه بدن آدم را می لرزاند.

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعي ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

اکثر این هایی که دم از ایمان می زنند در دریای شرک غوطه ور هستند. نه این که بت پرستی کنند وقتی می گوید این منم فلان کردم منم چنین کردم همه جلوه خداست.

به دریا بنگرم دریا تو بینم * به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به هر کجا بنگرم کوه و در و دشت * نشان از صنع زیبای تو بینم

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) به هر طرف بنگرید همه جلوه خدای تبارک و تعالی هست مادامی که به این جا نرسیدیم هنوز در پیچ و خم های کوچه شرک گرفتار هستیم. فقط همین را زیاد بگوییم «لا حول و لا قوة الله بالله»

 یکی از شرایط اجابت دعا می گویند قبل از دعا صفات خوب خدا را بگویید «یا ارحم الراحمین، یا اکرم الأکرمین، یا الله، یا رحمن، یا رحیم، یا غفور» این یک.

بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید چون خدای عالم صلوات را می پذیرد شک و شبهه ای نیست. بعد دعا کنید دعا هم که می کنید اول برای حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) دعا کنید بعد برای خودتان و برای برادران دینی تان.

 دوباره بعد از دعا به حاجت خواستن صلوات بفرستید خدای عالم نمی شود قبل از دعای شما را قبول کند صلوات فرستادید بعد از دعای شما را هم قبول کند وسط را قبول نکند.

بعد پیغمبر اکرم فرمود بنده ای که از خدا حاجت می خواهد اگر بعد از دعا «لا حول و لا قوة الله بالله» بگوید «العلی العظیم» هم ندارد این نشانه اجابت دعا و علامت قبولی دعاست «لا حول و لا قوة الا بالله»

‌ یا:

 «مَا شَاءَ اللَّهُ كَانَ وَ مَا لَمْ يَشَأْ لَمْ يَكُنْ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق، ج‏2، ص572، بَابُ الْحِرْزِ وَ الْعُوذَة، ح10

دوستان اگر اعمال جمعه به نظرم در «مفاتیح» هست ببینند می گوید بعد از نماز صبح هر کس این ذکر را بگوید

«اللَّهُمَّ مَا قُلْتُ فِي جُمُعَتِي هَذِهِ مِنْ قَوْلٍ أَوْ حَلَفْتُ فِيهَا مِنْ حَلْفٍ أَوْ نَذَرْتُ فِيهَا مِنْ نَذْرٍ فَمَشِيَّتُكَ بَيْنَ يَدَيْ ذَلِكَ كُلِّهِ فَمَا شِئْتَ مِنْهُ أَنْ يَكُونَ كَانَ وَ مَا لَمْ تَشَأْ مِنْهُ لَمْ يَكُن اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ تَجَاوَزْ عَنِّي اللَّهُمَّ مَنْ صَلَّيْتَ عَلَيْهِ فَصَلَوَاتِي عَلَيْهِ وَ مَنْ لَعَنْتَ فَلَعْنَتِي عَلَيْه‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج86، ص332

خدایا در هفته گذشته هر کاری کردم در محضر تو بودم هر چه مشیت تو تعلق گرفت اتفاق افتاد هر چه که مشیت تو تعلق نگرفت اتفاق نیفتاد.

«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي‏»U خداوندا گناهم را ببخش « اللَّهُمَّ مَنْ صَلَّيْتَ عَلَيْهِ فَصَلَوَاتِي عَلَيْهِ وَ مَنْ لَعَنْتَ فَلَعْنَتِي عَلَيْه‏»، خدایا به هر کس صلوات فرستادی من هم به او صلوات می فرستم، هر کس را لعن کردی من هم لعن می کنم.

 رسول اکرم فرمود هر کس این دعا را بعد از نماز صبح جمعه بگوید خدای عالم گناهان هفته گذشته اش را پاک می کند (خیلی راحت و ساده)

این دعا در اعمال روز جمعه، ان شاء‌ الله عزیزان مان حفظ کنند یا از روی «مفاتیح» بخوانند گوشی های موبایل «مفاتیح» را دارند. اعمال روز جمعه و تعقیبات نماز صبح جمعه را ببینند خیلی زیباست.

 «فَمَا شِئْتَ مِنْهُ أَنْ يَكُونَ كَانَ وَ مَا لَمْ تَشَأْ مِنْهُ لَمْ يَكُن» خدایا هر چه مشیت تو تعلق گرفت اتفاق افتاد هر چه مشیت تو تعلق نگرفت اتفاق نیفتاد. اگر گناه هم کردم خدایا این اختیار را تو به من دادی با اختیاری که تو به من دادی گناه کردم. عبادت هم کردم خدایا اختیار و حول و قوه تو بود عبادت کردم.

(قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ * مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا)

بگو: همه اينها از ناحيه خداست. (آري،) آنچه از نيکيها به تو مي‌ رسد، از طرف خداست؛ و آنچه از بدي به تو مي ‌رسد، از سوي خود توست. و ما تو را رسول براي مردم فرستاديم؛ و گواهي خدا در اين باره، کافي است!

سوره نساء (4): آیات 78 و 79

این اوج توحید در قرآن است (مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ) هر چه خوبی ها به شما می رسد خدا خواست تو هم طبق خواست خدا با اختیاری که دادی انجام دادم (وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ) هر چه بدی به تو رسید خدای عالم حول، قوت، امکانات و دستور هم داد ولی تو از سوء اختیار بر خلاف دستور خدا انجام دادی.

 قبل از این آیه می گوید: (قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ) همه از ناحیه خداست توحید یعنی این؛ گناهانی که می کنیم با حول و قوه الهی است ولی اراده و رضایت الهی نیست. عبادت و کار خوب می کنیم با حول و قوه الهی می کنیم در کنارش هم رضایت الهی هست.

ولذا در این جا امیر المؤمنین (سلام الله علیه) می فرماید دنیا در حقیقت مظهر اراده خدا است. در این مظهر اراده خدای عالم، خدای عالم یک بستری را فراهم کرده که در این بستر ما بتوانیم بهترین بهره برداری را بکنیم. وقتی بر خلاف مشیت و رضایت الهی انجام دادم مقصر من هستم.

 نکته سوم در فرمایش حضرت امیر (سلام الله علیه) می گوید عرفاء بین جهان هستی آسمان، زمین و نعمت ها و دنیای مذموم تفاوت قائل هستند. می گویند دنینای مذموم یک مکان و یک زمان نیست بلکه یک حالت روانی و قلبی در درون انسان هست.

به قول «مولانا» می گوید:

چیست دنیا از خدا غافل بودن * نی قُماش و نقره و فرزند و زن

آب در کشتی هلاک کشتی است * آب اندر زیر کشتی پشتی است

اگر آب در داخل کشتی بیاید کشتی غرق می شود آب زیر کشتی باشد مایه حرکت کشتی است. ولذا باید کاملاً هواس مان را جمع کنیم قرآن هم می گوید:

(يا أَيهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَلَا يغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ)

اي مردم! وعده خداوند حق است؛ مبادا زندگي دنيا شما را بفريبد، و مبادا شيطان شما را فريب دهد و به (کرم) خدا مغرور سازد!

سوره فاطر (35): آیه 5

مردم وعده های خدا حق است (فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا) همان فرمایش حضرت امیر در خطبه 131 دنیا شما را مغرور نکند (الدُّنْيا وَلَا يغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ) در برابر خدا هم مغرور نشوید.

 بنده خدایی یک زمانی صحبت می شد می گفت آقایان مراجع می گویند وجوهات، خمس و ... بدهید این همه زحمت می کشیم پدرمان در آمد چند ده تا گوسفند پرورش دادیم یا چهار تا گاو پرورش دادیم از پنج تا یکیش را به آٔقایان بدهیم؟

این ها را از شکم مادر در آوردی یا نه با نعمت هایی که خدا به تو داده است؟ امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید نیازی به وجوهاتی که شما می دهید نداریم، خدا این وجوهات را قرار داد تا اموال شما پاک و عبادات شما هم قبول بشود. نماز می خوانی یا نمی خوانی؟ اگر نماز خواندی وجوهات و زکات ندادی این نماز قبول نیست. وضو می گیری با آبی که از پول زکات و خمس نداده پول آب دادی در حقیقت آب غصبی شد با این غسل کنی و وضو بگیری باطل است.

 ولذا تمام اعمال ما به هم پیوسته است، عقد و ازدواج می کنید مهریه همسرت را از پول حلال مخلوط به حرام می دهید از مراجع سوال کن کسی از پول دزدی مهریه همسرش را قرار بدهد چه صورت دارد؟

 ولذا حضرت می گوید (وَلَا يغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ) در سوره حدید آیه 20 تعبیر زیبایی دارد:

(اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَينَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ)

بدانيد زندگي دنيا تنها بازي و سرگرمي و تجمل پرستي و فخر فروشي در ميان شما و افزون طلبي در اموال و فرزندان است

سوره حدید (57): آیه 20

دنیا در حقیقت بازی، سرگرمی و آرایش (وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَينَكُمْ) یعنی محل فخر فروشی است ماشین گران قیمت آخرین سیستم می گیری به این فخر می کنی. دختر خانمت به سن بلوغ می رسد ماشین شصت میلیاردی می گیری این ها را برای چه می گیرید؟ هر کاری می کنی در درون خانه ات انجام بده مگر مریض هستی این ها را به رخ مردم می کشی؟!

مردمی که با این گرانی حتی برای نان و پنیر گرفتار هستند وقتی می شنوند فلان آقا از پول های همین نظام جمع کرده و ... برای دخترش ماشین شصت میلیاردی می خرد برای مردم درد است آه می کشند و این آه، دودمان شما را به باد می دهد.

 آقای «ساعدی نیا» در «قم»‌ بود ایشان را از نزدیک می شناختیم خودمان هم از مشتری های ایشان بودیم. ایشان در فتنه دی ماه یک دفعه دنیا مغرورش کرد با آشوب گران همگام شد.

 با کسانی که می خواستند کودتا کنند، و عزیزان ما را قطعه قطعه کردند نیروی انتظامی و بسیجی های ما را زنده زنده سوزاندند همراه شد این همین دنیایی است که (لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَينَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ)

 ظاهراً امروز بود رسانه ملی اعلام کرد تمام اموال ایشان مصادره شد؛ یعنی ایشان در تمام عمرش هر چه تلاش کرده بود شاید جزء ثروتمندان طراز اول کشور بود، چه شد؟ آیا توانست این اموال را به قبر ببرد؟ این اموال را توانست برای رفاه حال دیگران به کار ببرد؟

 چهار جوانی که نمی توانند ازدواج کنند دختر خانمی که جهیزیه درست کند و ... به آن ها کمک کرد؟ چهار جوانی که خانه ندارند برای آن ها خانه ساخت؟ چهار جوانی که تا به حال «مشهد» و «کربلاء» نرفتند آن ها را به این سفر فرستاد؟ چه شد؟ کل اموالش مصادره شد یعنی هر چه تلاش کرده بود از دستش رفت این ها برای ما عبرت هست هر کسی در محدوده خودش آن آقا میلیاردر بود یک دفعه، یک اتفاقی افتاد خدا به خودش وا گذاشت تمام اموال مصادره شد آبرو و هیثیتش هم رفت.

 ماها در یک محدوده کوچک هستیم اگر ما هم مشغول این اموال باشیم. (لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَينَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ) باشیم همین سرنوشت برای همه ما هست. برای هر کسی در محدوده خودش است.

 ولذا حضرت امیر (سلام الله علیه) می فرماید «أَيُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْيَا الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا- [الْمُنْخَدِعُ‏] الْمَخْدُوعُ بِأَبَاطِيلِهَا» کسی که دنیا را مذمت می کنی ولی خودت شیفته دنیا شده ای و فریب خورده اباطیل دنیا شده ای؛ خودت مغرور و وابسته به دنیا شده ای «ثُمَّ تَذُمُّهَا» دوباره دنیا را داری مذمت می کنی!

امیدواریم که ان شاء الله این فرمایشات ائمه بویژه حضرت امیر (سلام الله علیه) برای ما مایه عبرت و بیداری باشد.

مجری:

الهی آمین، ان شاء الله بتوانیم با همین اخلاق علوی سیره خودمان را مهدوی بکنیم. همان طور که تلاش مان بر این هست با این مناجات ها، با این دعاها و با این اخلاق علوی که می آموزیم ان شاء الله بتوانیم سیره خودمان را به گونه ای بکنیم که مهدی پسند باشد خودمان را جزء یاران حضرت آقا ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بدهیم.

در همین دنیایی که مزرعه ما قرار گرفته ان شاء الله بتوانیم به این سمت و سو برویم تا بیشتر بتوانیم وجود نازنین حضرت آقا ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را همراهی بکنیم. میان برنامه ای می بینیم بر می گردیم در خدمت تان هستیم.

(میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، الحمدلله این توفیق را داریم همچنان با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در خدمت تان هستیم.

تماس های را هم پشت خط داریم یک مطلب را مختصراً از حضرت استاد بپرسیم ان شاء‌ الله بتوانیم با تماس های بیشتری از شما بینندگان عزیز و ارجمند همراه بشویم. تماس داریم تماس را وصل را می کنیم بعد مطلب را از حضرت استاد می پرسیم. اولین تماس آقای «رضایی» از «کرمانشاه» سلام علیکم بفرمایید.

ü      تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای رضایی از کرمانشاه – شیعه)

سلام عرض ادب خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی و مجری محترم آقای مرعشی! یک سوال از خدمت استاد داشتم. یکی از مولوی های اهل سنت در صفحه اینستاگرامش کسی از او درباره فرار عمر در جنگ سوال پرسید ایشان گفتند روایتی که آمد عمر مثل بز کوهی به کوه فرار کرد این روایت در «تفسیر طبری» آمده است یکی از روات این روایات ضعیف است به نام «ابو هاشم رُفاعی» می گفت «بخاری» بر ضعیف بودن این اجماع کرده است

یا «ذهبی» در «سیر اعلام النبلاء» بر ضعیف بودن «ابو هاشم رفاعی» اجماع کردند می گفت پس این روایت ضعیف است این که می گویند عمر به کوه فرار کرد دروغ است. استاد توضیحی درباره این مسئله بفرمایند ممنون می شویم.

مجری:

تشکر از شما، پاسخ این عزیزمان را از حضرت استاد بشنویم حضرت استاد در خدمت تان هستیم.

ü      اهل سنت و عمل به روایت ضعیف در غیر بحث توحید و اصول عقائد

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم بهترین جواب برای این ها کتاب «المجموع نووی»،‌جلد 5، صفحه 63

«وقد قدمنا في مواضع أن أهل العلم متفقون على العمل بالضعيف في غير الأحكام وأصول العقائد»

المجموع؛ اسم المؤلف: النووي الوفاة: 676، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1997م، ج 5، ص 63

می گوید اگر روایتی در غیر توحید و اصول عقائد باشد، به روایت ضعیف هم عمل می کنیم از این بهتر؟!

 باز «مَقدسی» در «الآداب شرعیة» از علمای بزرگ اهل سنت می گوید:

«فصلُ بالعمل حدیث الضعیف»

فصلی باز کرد که ما اهل سنت به روایت ضعیف عمل می کنیم فرض اگر ضعیف هم هست. در رابطه با فضائل و ... آن جایی که احکام حلال و حرام نیست ایشان می گوید تمام بزرگان ما

«والذي قطع به غير واحد يعمل بالحديث الضعيف فيما ليس فيه تحليل ولا تحريم»

الآداب الشرعية والمنح المرعية؛ اسم المؤلف: الإمام أبي عبد الله محمد بن مفلح المقدسي الوفاة: 763هـ ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1417هـ - 1996م ، الطبعة: الثانية، تحقيق: شعيب الأرنؤوط / عمر القيام، ج 2، ص 285

علمای بسیاری از اهل سنت در علوم حدیث از علمای بزرگ ما نقل کردند «يعمل بالحديث الضعيف فيما ليس فيه تحليل ولا تحريم»، در جایی که حلال و حرام نیست مثل فضائل و دیگر قضایا، قضیه ای که ایشان نقل کرد نمی خواهم نام ببرم لازم شد سر جایش مفصل مطرح می کنیم.

 همچنین «ابن تیمیه» در «الفتاوی الکبری»، جلد 5، صفحه 344 می گوید:

«لَا بَأْسَ بِهَا فَإِنَّ الْفَضَائِلَ لَا يُشْتَرَطُ لَهَا صِحَّةُ الْخَبَرِ»

الفتاوى الكبرى لشيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: شيخ الإسلام أبي العباس تقي الدين أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني الوفاة: 728، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: قدم له حسنين محمد مخلوف، ج5، ص344

در فضائل یا مطاعن صحت خبر لازم نیست به اندازه ای که مسائل تاریخی، فضائل، مستحبات، مکروهات و ... باشد در این رابطه هیچ اشکالی ندارد به روایت ضعیف هم عمل کنیم. همه بزرگان شان آوردند حتی در بعضی از جاها دارد «ابن عبد البر» می گوید:

«ورب حديث ضعيف الاسناد صحيح المعنى»

كتاب : التمهيد؛ نويسنده : ابن عبد البر (وفات : 463)، تحقيق : مصطفى بن أحمد العلوي ,‏محمد عبد الكبير البكري، سال چاپ : 1387، چاپخانه : المغرب - وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامية، ناشر: وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامية، ج1، ص58

احادیثی داریم سنداً ضعیف است ولی از نظر معنا قوی هست. این کاملاً نشان می دهد بر این که فرضاً این روایت ضعیف هم باشد به روایت ضعیف در غیر احکام و غیر مسائل توحید آقایان می گویدند عمل می کنیم.

 اضافه در رابطه با قضیه فرار و ... این مسئله یک مسئله کوچکی نیست گیریم این را آقایان گفتند ضعیف است ولی اصل فرار که آیا از نظر شرعی می شود از جنگ فرار کرد و پیغمبر را تنها بگذارند یا نه کار نا درستی بود که انجام دادند؟

پیغمبر صدا می کرد کجا دارید فرار می کنید؟ جز امیر المؤمنین و سه، ‌چهار نفر از اصحاب در اطراف پیغمبر نماندند. این یک مسئله قطعی است گمان نمی کنم کسی در این زمینه شک داشته باشد.

 در «تفسیر طبری»، جلد 6، صفحه 172 آمده «ابن عطیه اندلسی» در تفسیرشان، جلد 1، صفحه 529 این را به عنوان یک مسئله قطعی آورده است.

آقای «سیوطی» در «دُر المنثور»، جلد 4، صفحه 81، «کنز العمال متقی هندی» آورد همچنین «تفسیر فخر رازی» و ... همه این ها آوردند. اگر ضعیف است یک مسئله ای به این مهمی را چرا آوردند؟

حال آن که در رابطه با «تفسیر طبری»، «ابن تیمیه حرانی» وقتی به «تفسیر طبری» می رسد به صراحت می گوید «تفسیر طبری» جزء تفاسیری است که مطالب صحیح در آن آمده است.

مجری:

خدمت بینندگان عزیز عرض کنم فرصت انتهایی برنامه در خدمت شما هستیم اگر تمایل داشتید با شماره های که زیر نویس شده تماس بگیرید، تا به سوالات تان پاسخ بدهیم.

حضرت استاد! اگر بحث خودمان هست مطرح کردن این مباحث همان ابتدا فرمودید خیلی شرح و بسطش را تلاش می کنید در این جلسات انجام ندهید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«منهاج السنة ابن تیمیه»، جلد 7 می گوید ائمه اهل تفسیر مثل «تفسیر ابن جُرید، عبد الرزاق و تفسیر ابن جریر طبری»

«الّذين لهم في الإسلام لسان صدق، وتفاسيرهم متضمّنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير»

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج7، ص179

«لسان صدق» زبان صادق «وتفاسيرهم متضمّنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير»، تفاسیرشان شامل یکسری احادیثی است که در مسائل تفسیری به این ها اعتماد داریم.

آن وقت آقایان می گویند فلان راوی ضعیف است غیر از صحابه را که آقایان می گویند «جاز القنطرة» یک راوی برای ما بیاورند اتفاق نظر داشته باشند همه بگویند ثقه و صحیح است «کَم مِن راوٍ» یکی گفته «ضعیفٌ» و یکی گفته «ثقةٌ»

ولذا آقایان روی مسائل رجالی نباید ورود پیدا کنند ورود پیدا کنند کار به جاهای خیلی باریک می کشد!

مجری:

حضرت استاد تشکر از محضرتان و تشکر از اقای رضایی به خاطر پرسیدن این سوال. تماس بعدی آقا «امین» از «تهران» پشت خط هستند اقا امین در خدمت تان هستیم بفرمایید.

بیننده: (آقا امین از تهران – شیعه)

سلام عرض می کنم خدمت شما و حاج آقای قزوینی، حاج آقا شما یک جامعیت و علمی دارید هر چه گیر کنیم به شما زنگ می زنیم ان شاء‌ الله ادامه هم بدهید. سوال من در خصوص بحث پدر و مادر هست پدر و مادر خیلی مهم هستند نباید باعث آزارشان بشویم و نباید از دست مان ناراحت بشوند. در این مورد در خانه بحث شد گفتیم به شما زنگ بزنید که مرجع ما هستید هر چه شما بگویید قبول می کنیم.

به عنوان مثال می گویم نه این که حتماً اتفاق افتاده باشد می خواهم مسئله اصلی را شما بفرمایید. پدر و مادرمان «کربلاء» یا «مشهد» می روند به ما نمی گویند یا از ما خداحافظی نمی کنند می خواهم بدانم ما همه چیزمان را باید به پدر و مادر بگوییم؟ می خواهم «کربلاء» بروم اگر به پدر و مادرم نگویم یا خداحافظی نکنم آن ها ناراحت می شوند.

می خواهم بدانم این حق را آن ها دارند (به صورت کلی بگویند) آن ها ما را تحویل نمی گیرند ما هم باید تحویل شان نگیریم؟ همه می گویند موشک در برابر موشک؛ یا ما وظایفی داریم که حتماً این وظایف را باید انجام بدهیم؟ حتماً باید زنگ بزنیم حتی اگر آن ها زنگ نزنند یا اگر «کربلاء» بخواهیم برویم باید خداحافظی کنیم اگر چه آن ها خداحافظی نکنند.

توضیحاتی در این زمینه بدهید برابری کردن یا مقابله به مثل کردن درست هست یا غلط هست؟

ü      پاسخ به پرسش بیننده در مورد احترام گذاشتن به پدر و مادر

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقا امین جان! مقابله به مثل کردن با پدر و مادر شاید از گناهانِ کبیره بعضاً جزء گناهان نا بخشودنی هم هست. در قرآن چند جا در این مورد آمده است:

(وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيئًا وَبِالْوَالِدَينِ إِحْسَانًا)

و هيچ‌ چيز را همتاي او قرار ندهيد! و به پدر و مادر، نيکي کنيد؛

سوره نساء (4): آیه 36

خدا، اطاعت پدر و مادر را در حد توحید بالا برده فقط جایی که پدر و مادر دستور بر گناه بدهند بگویند برو دزدی کن، برو فلانی را چاقو بزن این جا اطاعت واجب نیست و حرام است. در غیر این صورت مقام شان خیلی بالاتر از این هاست صلاح می دانند مسافرت می روند کاری می کنند خواستند به ما می گویند نخواستند هم نگویند.

نباید توقع داشته باشیم ولی وظیفه ما این است که بدون هماهنگی با آن ها حتی المقدور یعنی کاری که اگر به گوش شان برسد ناراحت بشوند این کار خلاف است. اگر می خواهید «کربلاء معلیٰ» برای زیارت بروید اگر چنان چه پدر و مادر راضی نباشند نماز شما تمام است و سفر شما سفر معصیت است از این بهتر بگویم؟

پدر و مادر راضی نیستند شما به «کربلاء» بروید از «کربلاء» مقدس تر هم داریم؟ اگر راضی نباشند بعضی ها می گویند نهی هم کرده باشند سفر، سفر معصیت می شود وقتی از سفر بر گشتید نمازتان را باید تمام بخوانید. به «حج» بروید آن ها اگر راضی نباشند نهی کنند این حج معلوم نیست قبول هست یا نیست؟

مسئله شرعیش دقیقاً در ذهنم نیست دوستان می توانند از دوستانی که مسئله شرعی می گویند بپرسید آیا این شخص حجش قبول است یا قبول نیست؟ ولی این که سفر، سفر معصیت است نماز را تا به وطن برسد باید نمازش را تمام بخواند.

 ولذا دوستان عزیز احترام به پدر و مادر خیلی بالاتر است. من همیشه به دوستانی که با ما مرتبط هستند پدر و مادرشان در قید حیات است توصیه می کنیم اگر می خواهند در زندگی موفق باشند قبل از این که سر کار بروند دست پدر و پای مادر را ببوسند و ببینند آن روزشان چقدر بهتر می شود!

 بنده با این که پدر و مادرم کشاورز بودند خودمان هم از کشاورزی وارد حوزه شدیم تاجر زاده هم نبودیم بر این افتخار هم می کنیم.

بعضی وقت ها می خواستم پای مادرم را ببوسم ایشان نمی گذاشت بعضی وقت ایشان حواسش نبود یواشکی خم می شدم پای شان را می بوسیدم این برایم مایه افتخار است، امیدوارم فردای قیامت اگر دیگر اعمال مان نتیجه ندهد یک مرتبه همچنین کاری کردیم مرضی خدای عالم و مایه نجات ما باشد.

ولذا به دوستانی که پدر مخصوصاً مادرشان در قید حیات است توصیه می کنم اول کاری که اول صبح انجام بدهند ولو راه طولانی باشد اگر در شهر دیگری هست زنگ بزنند قربان صدقه مادر بروند یعنی حرف های که دل مادر را خوشحال می کند بگویند بعد سر کار بروند شب بر می گردند زنگ بزنند حالی بپرسند قربان صدقه مادر و پدر بروند بعد استراحت کنند.

مجری:

طیب الله، ان شاء الله بتوانیم عامل باشیم. تماس بعدی آقای «احمدی» از «یاسوج» سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

خدمت جنابعالی اقای مرعشی و همچنین خدمت استاد گرانقدر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و همه مومنین و دست اندر کاران مخلص شبکه حضرت ولی عصر عرض سلام، ادب و احترام دارم!

یکی از تهمت ها و دروغ هایی که شبکه های شیطانی و خبیث وهابی مدام به آن تأکید می کنند می گویند اولین کسی که قائل به امامت الهی جناب امیر المؤمنین شد «عبد الله سبأ» بود، این یکی از هزاران تهمتی است که به شیعیان می زنند در حالی که موضوع امامت هم در قرآن به طور واضح بیان شده و هم به لسان رسول خدا و احادیث صحیح آقا رسول الله که در مکان های مختلفی امر امامت مولی امیر المؤمنین را بیان کرده و در غدیر خم هم سنگ تمام گذاشته است.

درباره امامت و خلافت امیر المؤمنین می خواهم توضیح بدهید .دیگر این که هدف این شیاطین و جنایتکاران وهابی از این گونه تهمت ها نسبت به اهل بیت و شیعیان چیست؟

«صلی الله علی سیدنا و نبینا محمدٍ و آله الطاهرین و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان» خداوند متعال یار و نگهدارتان

مجری:

طیب الله خدا نگهدار شما هم باشد، استاد «عبد الله ابن سبأ» و تهمت های که نسبت به این، به شیعه می زنند.

ü      پاسخ به سوال بیننده در مورد عبدالله ابن سبأ

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم! «عبد الله سبأ» اصلاً چه وقتی وارد جامعه اسلامی شده است؟ آیا «عبد الله سبأ» در غدیر بود؟ در زمان پیغمبر بود؟ پیغمبر را درک کرد؟ این ها را برای ما توضیح بدهند. تمام مطالبی که در رابطه با «عبد الله سبأ» آقایان آوردند از راویی به نام «سیف ابن عمر» این قضایا را نقل می کند.

«یحیی ابن معین، نسائی، عُقیلی» می گوید ضعیف است «رازی» در «جرح التعدیل» می گوید ضعیف است. «ابن حبان» می گوید جزء زنداقه و ملحدین هست. «ابو نعیم اصفهانی» می گوید:

«سيف بن عمر الضبي الكوفي متهم في دينه مرمي بالزندقة ساقط الحديث لا شئ»

كتاب: الضعفاء؛ نويسنده : أبي نعيم الأصبهاني (وفات : 435)،تحقيق: الدكتور فاروق حمادة، چاپخانه: الدار الثقافة - الدار البيضاء المغرب، ناشر: الدار الثقافة - الدار البيضاء المغرب، ص91

«مذی» می گوید کارش جعل حدیث بود «ذهبی» در «میزان الإعتدال»، جلد 2، صفحه 255 می گوید:

«کان یضع الحدیث قد اتهم بالزندقه»

ميزان الاعتدال في نقد الرجال؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ج2، ص255

قضایایی که از «عبد الله سبأ» آمده عمدتاً توسط «سیف ابن عمر» است، علمای اهل سنت در مورد «سیف ابن عمر» اتفاق نظر دارند ایشان آدمی متهم به زندقه، الحاد، است و کارش جعل حدیث بوده وقتی یک فرد این چنینی بیاید یک مطلبی را نقل کند قضیه چه می شود؟ عمدتاً می بینیم اولین کاری که از «عبد الله سبأ» آقایان درست کردند قضیه «جنگ جمل» است.

در «جنگ جمل» می خواستند صلحی بین سپاه امیر المؤمنین و سپاه «عایشه» باشد شب «عبد الله سبأ» آمد صحابه را فریب داد. قبل از این که برای «عبد الله سبأ» مقام درست کنند صحابه را بی ارزش کردند این صحابه به قدری در مسائل دینی ضعیف و متزلزل بودند یک یهودی، صحابه را به جان هم انداخت و نزدیک به سی هزار کشته طبق «تاریخ یعقوبی» در «جنگ جمل» روی دست حضرت امیر و «عایشه» گذاشت.

قضیه این ها چه است؟ واقعاً آقایان حاضر هستند مقام صحابه را این قدر پایین بیاورند؟ بزرگان اهل سنت مثل «طاها حسین» و ... گفتند «عبد الله سبأ» وجود خارجی نداشت افسانه ای بیشتر نیست.

 در کتب شیعه «شیخ طوسی، کَشی، علامه» و دیگران می گویند آقای «عبد الله سبأ» کسی بود در رابطه با حضرت علی ادعای الوهیت کرد نه امامت!

حضرت امیر او را نصیحت کرد از این ادعا بر نگشت امیر المؤمنین او را کشت و به آتش کشید، اگر این بنیانگذار امامت علی بود باید امیر المؤمنین دسته گُلی هم به او می داد که شما امامت ما را مطرح کردید و ... نه این که امیر المؤمنین بخواهد او را بکشد و به آتش بسوزاند.

مجری:

تشکر از محضرتان، جمع بندی صحبت هایی که تا الان نسبت به دنیا، مذمت و مدح آن را امروز با حضرتعالی مرور کردیم این که نگاه ما به مرگ و دنیا باید چگونه باشد یک جمع بندی بفرمایید.

ü      جمع بندی مباحث

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ان شاء الله در جلسه بعدی توفیق داشته باشیم روایاتی که در رابطه با مذمت دنیا هست مثلاً مثل:

«حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَة»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص131

دنیا ذاتاً بد نیست! «مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّه‏» محل تجارت اولیاء خدا است «مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِكَةِ اللَّه‏»؛ محل سجدگاه ملائکه خدا هست. محل نزول وحی الهی هست ولی وابستگی به دنیا، علاقه و عشق شدید به دنیا و غفلت کردن از قیامت، غفلت کردن از خدا و ندادن حقوق مالیه و برای به دست آوردن دنیا، گناه کردن، عاق والدین شدن، عاق ولد شدن، همسایه را آزردن، حق دیگران را ضایع کردن، حق فقراء را ضایع کرد و ... این ها در مجموع کار مذموم است.

ولی اگر چنان چه کسی دنیا را داشته باشد با این دنیا بخواهد به فقراء رسیدگی کند بنده خدایی از مداح ها نزدیک به صد و خرده ای زندانیانی که به خاطر مسائل مالی گرفتار بودند موقع رفتن خواستگاری مست بوده، دو هزار سه هزار سکه مهریه کرده گفته کی داد و کی گرفته؟ ازدواج کردند خانم بنای ناسازگاری کرد او را به زندان انداخت.

چند شب پیش تلویزیون پخش کرد بنده خدایی گفت پانزده یا هجده سال زندان هستم امیدی به بیرون آمدن نداشتم.

 افراد خَیری که همچنین کای می کنند «مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّه‏» چه تجارتی بالاتر از این؟ وقتی یک خانواده را چهارده، پانزده سال به خاطر مسائل مالی نه مسائل کیفری و ... یا طرف ورشکست شده چه کار کند؟ پولش را بردند ندادند جنسش را بردند ندادند این بابا هم چک داد چکش را برگشت زدند به زندان افتاد.

اگر کسی از ثروتش برای نجات بندگان خدا استفاده کند، خیلی با ارزش است الان فقط در «قم» ما نزدیک به پنجاه هزار خانواده بی سرپرست، یتیم و کسانی که تحت پوشش «کمیته امداد» هستند حساب کنید «کمیته امداد» چقدر به این ها می دهد؟ برای هر بچه یتیم چهار یا پنج تومان می دهد کسی که فرض بفرمایید دو تا بچه یتیم دارد نهایتاً هفت، هشت تومان می گیرد.

آیا با هشت تومان نان خالی می تواند بگیرد؟ اگر مستأجر هم باشد مصیبت است اگر کسی برای ایتام کاری انجام بدهد به این ها رسیدگی کند چند نفر یتیم بگیرد این ها را واقعاً مستغنی کند مثل بچه های خودش فرض بفرمایید سه تا بچه دارد احساس کند هشت تا بچه دارد این می شود «مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّه‏»

یا کسی بدهکار است نمی تواند بدهیش را بدهد بیاید بدهیش را بدهد این می شود «مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّه‏» ولی اگر نه پول روی هم بگذارد آپارتمان فلان جا، خانه ویلائی فلان جا یا در مناطق مختلف کشور بخواهد به آن چه که هوای نفس می گوید بپردازد «رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَة» هست.

مجری:

طیب الله، و این وعده برای بینندگان عزیز و ارجمند، تفصیلش را ان شاء الله با آن نکاتی که از حضرتعالی می شنویم برای جلسه آینده باشد، حضرت استاد از محضرتان تشکر می کنم خیلی استفاده کردیم.

همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمندی که تا انتهای برنامه امشب همراه ما بودید، ان شاء الله موفق، مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده التماس دعا خدا نگهدار!


دنیای مذموم یا ممدوح؟>

اخلاق علوی سیره مهدوی دنیا یاد مرگ مدح دنیا مذمت دنیا نهج البلاغه اعمال روز جمعه مسئله خمس توحید امیرالمومنین علیه‌السلام مهدویت فرار خلیفه دوم جنگ احد احترام پدر و مادر عبدالله بن سبا یهودی